سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

همسرازاری مانع قبولی نماز


اختلاف
غر نزنید

وقتی خانم غر می زند مرد به بیرون از خانه می رود و این آفت دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: زبان هایتان را از نق زدن حفظ کنید.

روایت داریم که اگر خانمی به همسرش بگوید که خیری از تو به من نرسیده است، اعمال نیک او از بین می رود.

 

بیش از توان مرد به او تحمیل نکنید

در روایت داریم: زنی که بر مردش تحمیل می کند اعمالش از بین می رود و روز قیامت خدا را در حالی ملاقات می کند که خدا از او خشمگین است.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرماید: علی جان، من از خودم شرم می کنم که از تو چیزی بخواهم که در توان تو نیست.

شخصی به پیامبر گفت: من زنی دارم که وقتی از خانه بیرون می آیم مرا بدرقه می کند و وقتی به خانه می روم از من استقبال می کند و وقتی مرا غمگین می بیند، می گوید که اگر غم روزی را می خوری، خدا روزی را می رساند و اگر غم تو برای آخرت است خدا غم تو را بیشتر کند.

پیامبر فرمود: این زن کارگزار خدا در روی زمین است و نیمی از ثواب شهید را می‌برد.(وسائل الشیعة، ج 15، ص 227)

زن ها نباید زیاد توقع داشته باشند و نق بزنند. البته این کار طرفینی است.

 

مرد از زن دلبری می خواند نه دلیری

در مورد آزار زن توسط مرد روایت های زیادی داریم. این آزار می تواند زبانی باشد. پیامبر فرمود: خانمی که شوهرش را آزار می دهد خدا نماز او را قبول نمی کند و هیچ عمل خوب و نیکویی را از او قبول نمی کند. در روایت داریم: نفرین شده است، نفرین شده است، زنی که مردش را آزار می دهد. در مورد خشونت روایت داریم که اگر زنی بر مردش غضب کند و خشونت داشته باشد، خدا او نمی بخشد.

فراموش نکنیم که مرد از زن دلبری می خواهد نه دلیری.

آنان که مواظبت بر عبادات و نماز خویش دارند و بدان اهمیت میدهند به حفظ موازین شرع مقیدتر و به مقام قرب الهی نزدیکترند. چون کمترین آثار نماز همین است که در میان اهل خانواده ظاهر گردد و از آنجا به جامعه تسرّی یابد و آنکه به حفظ نماز توجه و اهمیتی قائل نیست از معاصی و گناهان نسبت به خانواده و جامعه اِبایی ندارد

ستم به همسر، مانعی برای کمال نماز

یکی از موانعی که برای کمال نماز در نصوص و روایات بدان اشاره شده است اذیت و آزار و روا داشتن ستم به همسر می باشد. یکی از بارزترین مصادیق ظلم که شاید عقاب شدیدتری هم داشته باشد ظلم به همسر در خانه است.

در توصیه های اولیای دین و بزرگان دینی سفارش زیادی شده که در میان اعضای خانواده عدالت بلکه عفو و گذشت و اخلاق دینی باید حاکم باشد. و کمترین ستم نسبت به زیر دستان، هیچ توجیه شرعی ندارد. و این عمل که قبیح ترین و زشت ترین عمل محسوب می شود مانع بزرگی برای کمال نماز است.

از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مرویست که فرمودند:

«كسی كه همسر خود را آزار دهد نماز و اعمال نیك او پذیرفته نیست نزد خداوند مگر اینكه او را كمك نماید یا او را راضی نماید هر چند در تمام ایام عمر، روزه داشته باشد و نیز شوهر هم دارای همین نوع از عذاب و عقاب است در صورتی كه به همسرش ظلم روا بدارد.»

از اصحاب و یاران پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده است که حضرتشان به سه چیز بسیار تأکید داشته و نزدیکان خود را بدان توصیه می فرمودند: الصلاة الصلاة وما ملکت ایمانکم لا تکلِّفُوهم ما لایطیقون واتقوا الله فی النساء فانَّهُنَّ عوانٌ فی ایدیکم.

«نماز، نماز بگزارید و به زیر دستان به نیكی رفتار كنید و از خدا بترسید در كار زنان كه آنان اسیران دست شمایند.»

نماز و عدالت با زیر دستان و تقوای الهی سه امر مهمی هستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پیروان و نزدیکان خود را بدان توجه دادهاند. به نظر می رسد که ارتباط این سه امر در این باشد که نماز واقعی موجب می شود که نمازگزار از ظلم و تعدی به حقوق دیگران دوری نموده و درجات ایمان و ترس از خدا در قلب او بیشتر گردد. و متقابلاً کسی که به خانواده و دیگران ظلم و ستم نماید و در عین حال نماز هم بخواند. نمازش هر چند شرط صحت را دارا است ولی قطعاً شرط کمال را فاقد است.

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) که فرمودند: «كسی كه همسر خود را آزار دهد نماز و اعمال نیك او پذیرفته نیست نزد خداوند مگر اینكه او را كمك نماید یا او را راضی نماید هر چند در تمام ایام عمر، روزه داشته باشد و نیز شوهر هم دارای همین نوع از عذاب و عقاب است در صورتی كه به همسرش ظلم روا بدارد»

چنین حکمی هم برای مردان آمده است و هم برای زنان. در روایات تأکیدات زیادی شده است که زن باید در رضایت شوهر بکوشد. و احادیث بسیاری از معصومین (علیهم السلام) در باب ارتباط عبادات با رضایت شوهر بیان شده است.

از صاحب شریعت اسلام و خاتم پیامبران (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت است که: «خداوند نماز پنج گروه را نمی پذیرد بندهایی كه از مولای خود فرار كرده است، شراب خوار، رباخوار، كسی كه عاق والدین قرار گیرد و زنی كه شوهرش از او راضی نباشد.» (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 332)

پس نماز در رعایت موازین شرع و در زندگی خانوادگی و عفو و گذشت در روابط زناشویی نقش مهمی را ایفا میکند یعنی آنان که مواظبت بر عبادات و نماز خویش دارند و بدان اهمیت میدهند به حفظ موازین شرع مقیدتر و به مقام قرب الهی نزدیکترند. چون کمترین آثار نماز همین است که در میان اهل خانواده ظاهر گردد و از آنجا به جامعه تسرّی یابد و آنکه به حفظ نماز توجه و اهمیتی قائل نیست از معاصی و گناهان نسبت به خانواده و جامعه اِبایی ندارد.

پس بیائیم به این کلام نورانی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) جامه عمل بپوشانیم که فرمودند: مَنْ صَبَرَ علی سوء خُلق اِمرأته اعطاه الله من الاجر مثل ما اعطی ایوب علی بلائه ومَنْ صَبرتْ علی سوء خُلقِ زوجِها اعطاها اللهُ مثل ثوابِ آسیةَ امرأة :

هر مردی که بر بداخلاقی همسرش برای خدا صبر و شکیبایی کند خداوند بزرگ برای هر بار صبر او، پاداشی همانند و همسنگ پاداش صبر ایوب در برابر بلای او به وی خواهد داد و هـر زنى که در بـرابر بـد اخلاقى شـوهـرش صبر و شكیبایى ورزد ، خداوند همانند (ثواب) آسیه (همسر فرعون) به او عطا كند .(وسائل الشیعة/115/37 / بحار الأنوار: 103 / 247 / 30 منتخب میزان الحکمة: 254)

خانواده مهدوی

کتب حدیثی چون وسائل الشیعه ف بحارالانوار، میزان الحکمه


- نظرات (0)

زکات عقل

عقل و تفکر

على (علیه السلام ) مى فرماید:

لکل شى ء زکاة العقل احتمال الجهال 1 ؛ هـر چـیـزى زکـاتـى دارد و زکـات عـقـل و خـردمـنـدى ، تحمل نادانان است .

در جـامـعـه مـمـکـن اسـت افـراد نـادانـى یـافت شوند که به هر دلیلى با ما مخالفت کنند و کارشکنى نمایند و اهانت کنند و یا مزاحم مقاصد و اهدافمان باشند. این گونه افراد همیشه بـوده و خـواهـند بود. در عصر انبیاء (علیهم السلام ) این قشر از مردم بودند که آلت دست ایـن و آن قرار مى گرفتند و دردسر درست مى کردند. در عصر امامان معصوم نیز بودند و آزار مى رساندند و اکنون نیز هستند.

قـرآن کـریـم از این گونه افراد به عنوان جهال و نادانان نام مى برد؛ زیرا بى گمان این گونه رفتارها در اثر جهل است ، ولى شیوه برخورد را قرآن ، مسالمت آمیز مى داند و برخورد خوب و سازنده را پیشنهاد مى کند و مى فرماید:

«وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» 2 ؛(انسان هاى فداکار) وقتى مورد خطاب و اهانت جاهلان قرار مى گیرند، (با ملایمت و ملاطفت ) سلام مى کنند.

رفـتـار خشونت آمیز و تند با نادانان نتیجه منفى دارد، ولى اگر برخورد سالم و درست و بـامـحـبـت و سـازش بـاشـد، امـیـدى هـسـت کـه او را بـسـازد و از جهل بیرونش آورد.

نـمـونـه هـاى فـراوانـى در زنـدگـى امـامـان (عـلیـهـم السـلام ) نـقـل شـده کـه آن هـا دشـمـن خـدا را بـا یـک بـرخـورد شـایـسـتـه تـبـدیـل بـه دوسـتـى وفـادار کـردند .

گـاهى همان تحمل ، بلکه گذشت و حلم ، باعث ساختن و پشیمانى مى شود؛ چنان که نباید بـا نـادانـان زیـاد بـحـث و بـگـومـگـو کـرد و حتى گاه باید با سکوت او را ادب نمود و به قول معروف جواب ابلهان خاموشى است .

گاه در برخورد با این افراد ما خود نیز به بیراهه میزنیم و برخوردی میکنیم که خود را از آنها هم پایین تر می آوریم با داد و فریاد و زبان به فحاشی گشودن و یا مسخره کردن طرف که مثلا : "چقدر ابلهی که این را هم نمیدانی" می خواهیم درس اخلاق دهیم که این قبیل رفتارها زشت و ناستوده است . اگر ما مسلمانیم و پیرو قرآن و اهل بیت باید دقت کنیم و بزرگ منشی را چون آنان پیشه خود کنیم .

على (علیه السلام ) فرمود:

اعـقـل النـاس مـن لا یـتـجـاوز الصـمـت فـى عـقـوبـه الجهال3 ؛ خردمندترین مردم کسى است که براى عقوبت نادانان ، تنها از سکوت بهره جوید.

همچنین فرمود:

من اوکد اسباب العقل رحمت الجاهل 4 ؛از بهترین کارهاى خردمندى ، بخشودن نادانان است .

البـتـه موارد فرق مى کند و شخص دانا و داراى خرد باید موارد را تشخیص دهد و در هرجا از ابـزار مـنـاسـب بـهـره جـویـد. این گونه نیست که همه جا سکوت یا همه جا محبت ، موثر باشد. باید در هرجا بنا بر مقتضاى حال عمل شود .

و این ها به درایت شخص بستگی دارد که از فنون ارتباطی تا چه حد آگاه است و میتواند بهره گیرد و مخاطب شناسی کند و در هر موردی بنا به مقتضای حال رفتار کند .

 

1- غرر، ص 56.

2- سوره فرقان آیه 63.

3- غرر الحکم .

4- غرر الحکم ، ص 52.

 

منبع: زندگى موفق رازهاى خوب زیستن ، عباس رحیمى

- نظرات (0)

شرایط تعلق زکات

بنابر فتوای مراجع عظام تقلید: «زکات در 9 چیز واجب است: اوّل: گندم. دوم: جو. سوم: خرما. چهارم: کشمش. پنجم: طلا. ششم: نقره. هفتم: شتر. هشتم: گاو. نهم: گوسفند».


در این مقاله با طرح دو سوال به توضیح و بحث در مورد زکات می پردازیم:

شرایط تعلق زکات چیست؟

1ـ بنابر فتوای مراجع عظام تقلید «زکات در 9 چیز واجب است: اوّل: گندم. دوم: جو. سوم: خرما. چهارم: کشمش. پنجم: طلا. ششم: نقره. هفتم: شتر. هشتم: گاو. نهم: گوسفند». (امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، ، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج 2، ص 107، م 1853؛ البته برخی از فقها علاوه بر نُه چیز معروف، در سرمایه کسب و کار و تجارت نیز بنا بر احتیاط، زکات را واجب دانسته و برخی هم مستحب می‌دانند.)

پس، اگر کسی مالک یکى از این نُه چیز باشد، با وجود شرایطی، باید مقدار معینی از مال خود را به عنوان زکات، به یکى از مصرف‌‌هایى که در رساله های عملیه (موارد مصرف زکات) اشاره شده است برساند.

2ـ شرایط مالی که به آن زکات تعلق می‌‌گیرد از قرار زیر است:

الف: مال، به مقدار نصابى که بعداً گفته مى‌شود برسد؛ ب: مالک آن بالغ و عاقل باشد؛ ج: مالک بتواند در آن مال تصرّف کند؛ د: در مورد گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره باید دوازده ماه بر آن بگذرد. البته بنابر احتیاط از اول ماه دوازدهم زکات آن واجب می‌‌شود. (امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، ، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج 2، ص 108، م 1853)

هـ: در مورد طلا و نقره نیز، چنانچه از آن به شکل سکه رایج در بازار استفاده شود، زکات دارد و گرنه زکات به آن تعلق نمی‌‌گیرد.

3ـ نصاب اموالی که ذکر شد به شرح زیر است:

الف: زکات گندم، جو، خرما و کشمش وقتى واجب مى‌‌شود که به مقدار 847 کیلوگرم برسند. و در این صورت اگر غالباً از آب باران یا نهر آبیاری شوند، یک دهم و اگر غالباً با آب چاه و مانند آن آبیاری شوند یک بیستم و چنانچه از هر دو به طور مشترک استفاده شود، یک پانزدهم از آن محصول به عنوان زکات پرداخت می‌شود.

ب: شتر، نصاب مختلفی دارد، هنگامی‌ که تعداد شتر به پنج برسد زکات آن یک گوسفند است و تا شماره شتر به این مقدار نرسد زکات ندارد. و پس از آن هر پنج شتر یک گوسفند، اضافه می‌شود تا شماره شترها به 30 برسد که زکات آن یک شتر است.

ج: نصاب گاو، سی رأس است، که در این صورت زکات آن گوساله‌اى است که داخل سال دوم شده باشد و هنگامی‌ که عدد آن به چهل رسید زکات آن گوساله ماده‌اى است که داخل سال سوم شده باشد. و اگر به عدد شصت رسید، باید دو گوساله‌اى که داخل سال دوم شده است بدهد.

د: نصاب اول گوسفند، چهل رأس است و در این صورت زکات آن یک گوسفند است و تا تعداد گوسفندان به‌ چهل نرسد زکات ندارد. نصاب دوم آن، 121 رأس است که زکات آن دو گوسفند است. نصاب سوم، 201 رأس است که زکات آن سه گوسفند است. و برای موارد بالاتر از آن، باید آنها را صد تا صد تا حساب کند و براى هر صدتاى آنها یک گوسفند بدهد.

هـ: نصاب طلا، بیست مثقال شرعی است که بنابر قول مشهور حدود هفتاد گرم می‌شود و در این صورت زکات آن 5/2 درصد است. و هر چهار مثقال شرعی که به آن زیاد شود، 5/2 در صد طلای اضافی را باید به عنوان زکات بدهد.

و: نصاب نقره، 105 مثقال معمولى است که بنابر قول مشهور حدود 484 گرم می‌شود و اگر نقره به این مقدار برسد و شرایط دیگر را هم که گفته شد داشته باشد انسان باید 5/2 درصد آن را بابت زکات بدهد. و هر 21 مثقال معمولی که به این مقدار زیاد شود 5/2 درصد نقره‌ی اضافی را باید به عنوان زکات بدهد.

شایان ذکر است آنچه ذکر شد، مواردی بود که ممکن است بیشتر مورد ابتلا واقع شود. لذا جهت آگاهی بیشتر درباره‌ی سایر نصابها و توضیحات بیشتر می‌توانید به کتب مختلف فقهی مراجعه نمایید. 

سوال: آیا استفاده از سکه‌های بهار آزادی به عنوان مهریه‌ی زنان و جوایز مسابقات، موجب نمی‌شود که مصداق سکه‌ی رایج، قرار گیرد و مشمول زکات شود؟

خیر، سکه رایج؛ سکه‌ای است که رواج در معامله داشته باشد. به این معنا که شما برای خرید اجناس از سکه طلا استفاده کنید. در حالی‌که در جامعه امروزی، این کار صورت نمی‌گیرد.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

صِرف آن موجب رایج شدن سکه به عنوان پول رایج معاملى نمى‌گردد.

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

خیر.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

رواج در معامله به این معنا است که شما برای خرید اجناس از سکه طلا استفاده کنید. در حالی‌که در جامعه امروزی این کار صورت نمی‌گیرد.

 

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

به سکه‌های بهار آزادی زکات تعلق نمی‌گیرد.

 

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‌شود که آن‌را سکّه زده باشند و معامله با آن رواج داشته باشد.

 

حضرت آیت الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی):

خیر، سکه رایج سکه‌ای است که واسطه بین معاملات باشد. 

(توجه: استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، صافی گلپایگانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئیست انجام گرفته است)



- نظرات (0)

افزایش رزق

خداوند متعال در برخی از آیات قرآن کریم به برخی از ویژگی های انسان اشاره نموده است. چنانچه در گزارش یکی از حالات درونی انسان, دلبستگی به مال و ریشه دواندن این خصلت در عمق جان آدمی[1] و تمایل شدید وی به مال و ثروت اندوزی[2] مورد تأکید واقع شده است. اگر چه خداوند متعال کسب و طلب روزی را برای انسان مقرر داشته است, لکن آزمندی و حرص انسان به مال اندوزی گاه چنان مانع رشد و تعالی انسان می شود که به گواهی آیات قرآن, این امر, موجب غفلت از یاد خدا, تمرد از فرمان خدا و پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و رها کردن وی[3] خواهد شد؛ به گونه ای که فرد را در زمره ی فاسقان قرار خواهد داد.

این تعلقات موجب آلودگی روح و جان آدمی شده و زمینه ی انحطاط انسان را فراهم می آورند. حضرت زهرا علیها السلام در بخشی از خطبه ی شریف «فدکیه» به حکمت تشریع تعدادی از عناوین برجسته در معارف اسلامی و قرآن کریم اشاره می‌فرمایند.

حضرت در آغاز، ایمان را و بعد نماز را ذکر فرمودند و بعد به مسأله زکات پرداخته و «پاک ساختن روح و افزایش روزی»[4] را از دستاوردهای سترگ و ارزشمند آن بر شمرده اند.

زکات به عنوان یکی از احکام مهم اسلام است که خداوند متعال به عنوان یک قانون کلی, فرمان اخذ آن را به نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله داده است و تمامی مسلمانان پس از این فرمان مکلف به پرداخت آن شدند.

زکات از ماده «زکو» و به معنای «رشد, توسعه و پیشرفت حاصل از رحمت الهی است [5] که برخی نیز آن را به معنای «پاكى و طهارت، خالص آن چیز، صدقه، زكات مال» دانسته اند.[6]

ابن منظور نیز بر این باور است که زکاة در لغت به معنای «پاكى و طهارت، افزایش یافتن, برکت و مدح» آمده است و معتقد است که این واژه در تمامی معانی یاد شده در قرآن و احادیث آمده است.[7]

امام باقر علیه السلام فرمودند: «زكات روزی را افزایش می‌دهد» و از امام علی علیه السلام نیز منقول است که فرمودند: «صدقه رحمت را نازل می کند»و «رزق را به وسیله صدقه فرو فرستید»

در آیات قرآن کریم از زکات به عنوان یکی از عوامل پاکی فرد و جامعه یاد شده است؛ چنانچه در آیه 103 از سوره ی مبارکه توبه ، فلسفه اخلاقی ، روانی و اجتماعی زکات را یادآور شده و می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها ...» بدان معنا که با اجرای این فرمان الهی ، آنها از رذائل اخلاقی، دنیا پرستی و بخل و امساک پاک شده، و نهال نوع‌دوستی ، سخاوت و توجه به حقوق دیگران در آنها پرورش می‌یابد.

از این گذشته، مفاسد و آلودگی هایی که در جامعه به خاطر فقر و فاصله طبقاتی و محرومیت گروهی در جامعه به وجود می‌آید ، با انجام این فریضه الهی برچیده می شود و صحنه اجتماع از این آلودگی ها پاک می شود و نیز همبستگی اجتماعی و نمو و پیشرفت اقتصادی در سایه این گونه برنامه‌ها تأمین می‌گردد.

بنابراین حکم زکات ، هم" پاک کننده فرد و اجتماع" است و هم نمو دهنده بذرهای فضیلت در افراد، و هم سبب پیشرفت جامعه.

رساترین تعبیری که می توان پیرامون زکات بیان کرد این است که زکات؛ از یک سو آلودگی ها را می‌شوید و از سوی دیگر تکامل آفرین است.[8]

برخی از مفسرین بر این باورند که واژه «تُطَهِّرُهُمْ» در این آیه پاک سازی روح و جان انسان از معاصی است زیرا زکاة و سایر صدقات کفاره گناهان می باشد و واژه «تُزَكِّیهِمْ», تزکیه انسان از اخلاق رذیله خاصه ، صفت خبیثه بخل است.[9] به طوری که امام صادق علیه السلام به نقل از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «عابدترین مردم کسی است که فرائض را به جا آورد و بخشنده ترین مردم کسی است که زکات مال خویش را بپردازد».[10]

ابن منظور نیز بر این باور است که زکاة در لغت به معنای «پاكى و طهارت، افزایش یافتن, برکت و مدح» آمده است و معتقد است که این واژه در تمامی معانی یاد شده در قرآن و احادیث آمده است

همانگونه که در فرمایش حضرت فاطمه علیها السلام ، آمده؛ افزایش رزق انسان ، اثر دیگر پرداخت زکات است.

در پاره ای از آیات قرآن کریم از توسیع و تضییق روزی و رزق انسان سخن به میان آمده است؛ چنانچه طغیان[11] و ناسپاسی[12] عامل تضییق رزق و داشتن تقوای الهی[13], توبه و استغفار[14] [در صورت ارتکاب گناه] عامل گشایش برکات آسمان و زمین و افزایش روزی انسان معرفی شده است.

ائمه اطهار علیهم السلام نیز به کرات در بیانات خویش ، پرداخت زکات را عامل افزایش روزی بیان نموده اند ؛ چنانچه امام باقر علیه السلام فرمودند: «زكات روزی را افزایش می‌دهد»[15] و از امام علی علیه السلام نیز منقول است که فرمودند: «صدقه رحمت را نازل می کند»[16] و «رزق را به وسیله صدقه فرو فرستید».[17]

بنابر آنچه بیان گردید ، فردی که بخشی از اموال خویش را در راه خدا انفاق و به عنوان زکات می پردازد؛ اگرچه به ظاهر از اموال وی در آن زمان کاسته می شود ، لکن خداوند متعال روزی وی را چنان گسترده و زیاد می نماید که این افزایش روزی با مقدار انفاق قابل قیاس نخواهد بود.

بنابر آنچه بیان گردید ، می توان به این نکته اذعان داشت که آنچه حضرت زهرا علیها السلام و سایر حضرات معصومین علیهم السلام می فرمودند؛ و اکنون به عنوان روایات در اختیار ما قرار گرفته است؛ ریشه در تعالیم قرآن و بر گرفته از آیات نورانی آن بوده است.  

 

پی نوشت ها : 

[1]. محمد/37: « إِن یَسَْلْكُمُوهَا فَیُحْفِكُمْ تَبْخَلُواْ وَ یخُْرِجْ أَضْغَانَكمُ‏ْ» : «اگر [اموال‏] شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب كند بخل مى‏ورزید، و كینه‏هاى شما را برملا مى‏كند».

[2]. العادیات/ 8 : «وَ إِنَّهُ لِحُبّ‏ِ الْخَیرِْ لَشَدِیدٌ» : «و راستى او سخت شیفته مال است».

[3]. المنافقون/9: «یا أَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُلْهِكمُ‏ْ أَمْوَالُكُمْ وَ لَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ  وَ مَن یفْعَلْ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر كس چنین كند، آنان خود زیانكارانند». و نیز التوبه/24

[4]. حضرت زهرا علیه السلام : « ... والزکاةَ تزکیةً لِلنَّفسِ و نماءً فی الرزقِ ... »

[5]. الراغب اصفهانى, حسین بن محمد, المفردات فی غریب القرآن, تحقیق: صفوان عدنان داودى, چاپ اول‏‏, بیروت‏, دارالعلم الدار الشامیة, 1412ه, ص380

[6]. مهیار, رضا، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى, ص: 49

[7]. ابن منظور, محمد بن مكرم, لسان العرب, چاپ سوم‏, بیروت‏, دار صادر, 1414ه, ج‏14، ص358

[8]. ر.ک: مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران, دار الكتب الإسلامیة، ‏1374ش, ج‏8، صص 117و 118 ؛ قرائتى, محسن, ‏تفسیرنور, تهران, مركز فرهنگى درسهایى از قرآن, ‏1383 ش، ج‏5، ص 138

[9]. طیب, سید عبد الحسین, اطیب البیان فی تفسیر القرآن,‏ تهران, انتشارات اسلام‏, چاپ دوم، ‏1378ش, ج‏6، ص305

[10]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413ق, ج4, ص394, ح5840     

[11]. طه/81: « کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْكُمْ غَضَبی‏ وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبی‏ فَقَدْ هَوى‏ »

[12]. النحل/112: «... فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا یَصْنَعُونَ »

[13]. الطلاق/3-2: « ..... وَمَن یتَّقِ اللَّهَ یجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ ....» و نیز: الأعراف/96

[14]. هود/3: « وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ یُۆْتِ كُلَّ ذی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ ...»

[15]. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج93, ص14, ح27 

[16]. آمدى، عبدالواحد بن محمد تمیمى, غرر الحكم و درر الكلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم، 1366ش, ص395, ح9134

[17]. همان, ح9136

شهربانو زندلشمی


- نظرات (0)

خوردنی های حرام

حرام

كسى كه براى حفظ جان خود هیچ غذایى نداشته باشد، مى‏تواند به خاطر اضطرار از غذاى حرام استفاده كند، مشروط بر اینكه از روى سركشى و نافرمانى و ستمگرى نباشد. یعنى فقط به همان مقدارى مصرف كند كه خود را از مرگ برهاند، نه اینكه خواهان لذّت باشد. این اجازه به خاطر لطف و مهربانى خداوند است.


إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (بقره ـ 173)

همانا خداوند مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه (هنگام ذبح) نام غیر خدا بر آن برده شده، حرام كرده است، (ولى) آن كس كه ناچار شد (به خوردن اینها) در صورتى كه زیاده طلبى نكند و از حدّ احتیاج نگذراند، گناهى بر او نیست، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.

به دنبال آیه‏ى قبل كه فرمود: از پیش خود، حلال‏هاى خدا را بر خود حرام نكنید، خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و هر حیوانى كه مانند زمان جاهلیّت نام غیر خدا هنگام ذبح بر او برده شود، حرام كرده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: گوشت مردار، سبب ضعف بدن و قطع نسل و مرگ ناگهانى مى‏شود و خوردن خون، سبب سنگدلى و قساوت قلب مى‏گردد. (وسائل الشیعه، ج 16، ص 310)

طبق نظریه‏هاى بهداشتى، گوشت خوك عامل دو نوع كرم كدو و تریشین است و حتّى در بعضى از كشورها، مصرف گوشت خوك ممنوع شمرده شده و انجیل‏ مسیح نیز گناهكاران را به خوك تشبیه كرده است.

كسى كه براى حفظ جان خود هیچ غذایى نداشته باشد، مى‏تواند به خاطر اضطرار از غذاى حرام استفاده كند، مشروط بر اینكه از روى سركشى و نافرمانى و ستمگرى نباشد. یعنى فقط به همان مقدارى مصرف كند كه خود را از مرگ برهاند، نه اینكه خواهان لذّت باشد. این اجازه به خاطر لطف و مهربانى خداوند است.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر انسان عمداً در حال اضطرار از خوردنى‏هاى ممنوع نخورد و بمیرد، كافر مرده است. (تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 130)

با توجّه به اینكه خوردنى‏هاى حرام، بیش از چهار موردى است كه در آیه مطرح شده است، پس كلمه «إِنَّما» به معناى حصر عقلى نیست، بلكه در مقابل تحریم‏هاى جاهلیّت است.

اسلام، دین جامعى است كه در هیچ مرحله بن‏بست ندارد. هر تكلیفى به هنگام اضطرار، قابل رفع است. «فَمَنِ اضْطُرَّ»، «فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ»

قاعده اضطرار، اختصاص به خوردنى‏ها ندارد و در هر مسئله‏اى پیش آید، قانون را تخفیف مى‏دهد.

از امام صادق علیه السلام سۆال كردند كه پزشك به مریضى دستور استراحت و خوابیدن داده است، نماز را چه كند؟ امام این آیه را تلاوت نموده و فرمودند: نماز را خوابیده بخواند. (تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 145)

احكام اسلام، بر اساس مصالح است. در آیه قبل، خوردن بخاطر طیّب بودن آنها مباح بود و در این آیه چیزهایى كه از طیّبات نیستند، حرام مى‏شود.

تحریم‏هاى الهى، تنها به جهت مسائل طبى و بهداشتى نیست، مثل تحریم گوشت مردار و خون، بلكه گاهى دلیل حرمت، مسائل اعتقادى، فكرى و تربیتى است ؛ نظیر تحریم گوشت حیوانى كه نام غیر خدا بر آن برده شده كه به خاطر شرك‏زدایى است. چنان كه گاهى ما از غذاى شخصى دورى مى‏كنیم، به خاطر عدم رعایت بهداشت توسط او، ولى گاهى دورى ما از روى اعراض یا اعتراض و برائت از اوست.

لقمه حرام
دو نکته لازم به ذکر:

1ـ تكرار و تاكید

تحریم موضوعات چهارگانه فوق در چهار سوره از قرآن ذكر شده است كه دو مورد از آن در مكه (انعام- 145 و نحل 115) و دو مورد آن در مدینه نازل شده است (بقره- 173 كه آیه مورد بحث است و مائده- 3).

چنین به نظر مى‏رسد كه نخستین بار اوائل بعثت بود كه تحریم این گوشت هاى حرام اعلام شد، و دومین بار اواخر اقامت پیامبر صلی الله و علیه وآله در مكه، و سومین بار در اوائل هجرت در مدینه و بالأخره چهارمین بار در اواخر عمر پیامبر در سوره مائده كه از آخرین سوره قرآن است بیان شده است.

این طرز نزول آیات كه بى‏سابقه یا كم سابقه است، به خاطر اهمیت این موضوع و خطرات جسمى و روحى فراوان آن است و نیز به خاطر آلودگى زیاد مردم آن روز به آن بوده است.

2ـ استفاده از خون براى تزریق‏

شاید نیاز به توضیح نداشته باشد كه منظور از تحریم خون در آیه فوق تحریم خوردن آن است، بنابراین استفاده‏هاى معقول دیگر مانند تزریق خون براى نجات جان مجروحان و بیماران و مانند آن هیچ اشكالى ندارد، حتى دلیلى بر تحریم خرید و فروش خون در این موارد در دست نیست، چرا كه استفاده‏اى است عقلایى و مشروع و مورد نیاز عمومى.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر انسان عمداً در حال اضطرار از خوردنى‏هاى ممنوع نخورد و بمیرد، كافر مرده است

پیام‏های آیه:

1ـ اسلام به مسئله غذا و تغذیه، توجّه كامل داشته و بارها در مورد غذاهاى مضرّ و حرام هشدار داده است. «1» «إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ»

2ـ تحریم‏ها، تنها به دست خداست نه دیگران. «إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْكُمُ»

توجّه به خداوند و بردن نام او، در ذبح حیوانات لازم است تا هیچ كار ما خارج از مدار توحید نباشد و با مظاهر شرك و بت‏پرستى مبارزه كنیم. «وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ»

4ـ اضطرارى حكم را تغییر مى‏دهد كه به انسان تحمیل شده باشد، نه آنكه انسان خود را مضطرّ كند. كلمه «اضْطُرَّ» مجهول آمده است، نه معلوم. «فَمَنِ اضْطُرَّ»

5ـ اسلام، دین جامعى است كه در هیچ مرحله بن‏بست ندارد. هر تكلیفى به هنگام اضطرار، قابل رفع است. «فَمَنِ اضْطُرَّ» ، «فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ»

6ـ قانون‏گذاران باید شرایط ویژه را به هنگام وضع قانون در نظر بگیرند. «فَمَنِ اضْطُرَّ» ، «فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ»

از شرایط اضطرارى، سوء استفاده نكنید. «فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ»


منابع:

تفسیر نور الثقلین، ج 1

وسائل الشیعه، ج 16

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج1


- نظرات (0)

رجب ماه استغفار


از امام صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

رجب ماه استغفار امت من است،

پس در این ماه طلب آمرزش کنید

که خداوند آمرزنده و مهربان است.

رجب را اصَبّ می گویند؛

چون رحمت خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می شود.

پس بسیار بگویید: اَسْتَغْفِرُاللّه َ وَ اَسْئَلُه التَّوبَة؛

یعنی از خداوند به خاطر کارهای بدم پوزش می طلبم و از او فرصت بازگشت می خواهم.






- نظرات (0)