سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نیش و نوشهای قرآنی

چكیده

طنز آموزنده طنزی است كه در آن لطف و حكمت‏به هم درآمیخته و مشتمل بر معجونی از نیش و نوش به منظور تعالی و دایت‏باشد . نمونه‏هایی از طنزهای قرآن به این قرار است: تشبیه صدای بلند به عرعر خر، تشبیه رفتار بلعم باعورا به پارس سگ و . . . . در این مقاله نكات پیش گفته به تفصیل آمده‏است .

 

1 . مقدمه

عده‏ای بر این باورند كه طنز در قرآن فراوان به كار رفته است; زیرا طنز نوعی استعاره و كنایه است و در قرآن استعاره و كنایه بسیار است . در سرتاسر قرآن استعاره و كنایه و تشبیه و تمثیل به چشم می‏خورد . استعاره‏های قرآن از ظرافت و لطافت ویژه‏ای برخوردار است و این مهم یكی از موجبات اعجاز قرآن تلقی شده‏است .

در مقابل، عده‏ای دیگر طنز در قرآن را انكار می‏كنند و تمثیلات و استعارات قرآن را مقوله‏ای متفاوت از طنز می‏دانند; اما نگارنده دیدگاه نخست را ترجیح می‏دهد .

2 . مفهوم طنز

مفهومی از طنز كه در این نوشتار اراده‏شده‏است، هر بیان و رفتاری است كه به ظاهر غیر جدی و به صورتی لطیف و همراه با مزاح، ولی در واقع بیانگر واقعیتی جدی است .

هدف از این طنز توجه دادن به معایب و مفاسد و مبارزه با رذایل و رشد فضائل است .

3 . پیشینه طنز در نگارش‏های علوم قرآنی

بسیاری از مفسران قرآن و نگارندگان علوم قرآنی به وجود زیباشناختی قرآن و جلوه‏های هنری آن بویژه طنز تمثیلی اشاره كرده‏اند . در این مجال نگارنده درصدد معرفی همه كتابهایی كه در این زمینه تدوین یافته نیست . فقط به چند نمونه اشاره می‏كنیم:

1 . در قرن هفتم كمال الدین عبدالواحد بن‏عبد الكریم زملكانی (ت‏651) چندین اثر در وجوه زیباشناختی قرآن، به نگارش درآورد و گامهای بلندی در مباحث علوم قرآنی برداشت و به تفسیر آیات مشتمل بر طنز پرداخت . وی در یكی از آثار خویش با عنوان «التبیان فی علم البیان، المطلع علی اعجاز القرآن‏» به پیرایش كتاب «دلایل الاعجاز» جرجانی پرداخت و به دقایق معانی آیات و ظرافتهای ویژه هنری و ادبی و بلاغی آن از جمله طنز تمثیلی اشاره كرد (1) .

2 . كتاب دیگر وی درباره قرآن و بلاغت و فصاحت و شیوه‏های ظریف بیانی و هنری تحت عنوان «البرهان الكاشف عن اعجاز القرآن‏» است (2) . زملكانی در این كتاب با اشاره به حقیقت «بیان‏» ، آراء عالمان را درباره اعجاز و دریچه‏های آن برمی‏شمرد و آنگاه به ابعاد مانندناپذیری بیانی قرآن می‏پردازد و به ظرافتها و اشارتها و حكایتهای آیات مشتمل بر طنز اشاره می‏كند (3) .

عده‏ای بر این باورند كه طنز در قرآن فراوان به كار رفته است; زیرا طنز نوعی استعاره و كنایه است و در قرآن استعاره و كنایه بسیار است . در سرتاسر قرآن استعاره و كنایه و تشبیه و تمثیل به چشم می‏خورد . استعاره‏های قرآن از ظرافت و لطافت ویژه‏ای برخوردار است و این مهم یكی از موجبات اعجاز قرآن تلقی شده‏است .

عالمان پس از زملكانی ضمن استفاده از آثار وی، چیره دستی و فطانت و ذكاوت وی را در دانش معانی بیان و تیزفهمی و سرعت انتقال و گستردگی در آگاهی‏های گونه گون و احاطه بر جلوه‏های هنری قرآن ستوده‏اند (4) .

3 . عبدالعظیم عبد الواحد، زكی الدین، معروف به ابن‏ابی الاصبع (ت‏654) از بلندآوازگان شعر و ادب و ابعاد قرآنی است . وی گام شریفی در شناخت و شناساندن وجوه زیباشناختی و ابعاد بلاغی و ظرافتهای ویژه قرآن از جمله ظنز تمثیلی برداشت .

وی ابتدا كتاب «تحریر التحبیر فی صناعة الشعر و النثر و بیان اعجاز القرآن‏» را نگاشت و در آن انواع فنون بدیعی و صنایع لفظی و معنوی بویژه جلوه‏های هنری طنز تمثیلی را گزارش داد; آنگاه «تحریر التحبیر» را گزینش كرد و آنچه ویژه قرآن بود، از آن برگرفت و «بدیع القرآن‏» را پرداخت .

4 . ابن‏ابی الاصبع «بدیع القرآن‏» را در یكصد و نه باب تنظیم نموده و در هر باب به یكی از انواع علم بدیع پرداخته و نمونه‏های قرآنی طنز را گزارش كرده‏است (5) .

5 . ابن‏ابی الاصبع كتاب دیگری تحت عنوان «كتاب الامثال‏» دارد كه بطور مبسوط به تبیین طنزهای تمثیلی قرآن پرداخته‏است (6) .

 

2 . اقسام طنز

طنز را از جهتی می‏توان به دو قسم تقسیم نمود: تفسیری و تمثیلی

2 . 1 . طنز تفسیری

طنزی كه در آن وقایع و حوادث به طور مستقیم و صریح و البته با بیان زیبا و شیرین و جذاب آورده شده است، طنز تفسیری خوانده می‏شود . در اینگونه از طنز طنزپرداز سعی می‏كند حقایق تلخ و ناراحت كننده‏ای را به صورت دلنشین بیان كند تا مخاطب به آن حقایق بیشتر توجه پیدا كند .

این نوع طنز در قرآن وجود دارد . خداوند در توصیف برخی از مردم در عدم پذیرش تذكر و نصیحت می‏فرماید:

و اذا قیل له اتق الله اخذته العزة بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد (7) ; و چون به او گفته می‏شود كه از خدا بترس غرور و خودپسندی او را به گناه برانگیزد; پس جهنم او را كفایت كند و بسیار آرامگاه بدی است .

در باره افساد برخی از مردم به ویژه سلاطین و ملوك در روی زمین می‏فرماید:

و من الناس من یعجبك قوله فی الحیاة الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلك الحرث و النسل و الله لایحب الفساد (8)

و از میان مردم كسی است كه در زندگی دنیا سخنش تو را به شگفت آورد; حال آنكه خدا بر آنچه در دل دارد، گواه گیرد و او سخت‏ترین دشمن است . چون برگردد، كوشش می‏كند كه در زمین تبهكاری كند و كشت و نسل را نابود سازد، و خدا تبهكاری را دوست ندارد .

در برخی از تفاسیر آمده‏است كه آیه مذكور به افراد منافق مربوط است و یكی از معانی «تولی‏» نیز والی و حكمران گشتن است; بنابراین طبق این تفسیر معنای آیه چنین خواهد بود: اگر منافقان متولی امور جامعه شوند، انواع فساد را به پا كنند و حرث و نسل را نابود می‏سازند; در عین حال خیلی جذاب و دلفریب به نظر می‏رسند .

رشید رضا در تفسیر المنار می‏گوید:

مراد از تولی در اینجا ولایت كسی است كه حكمش نافذ و عملش مستبدانه و خراب‏كننده آبادانی سرزمین‏ها و نابود سازنده بندگان است . . . .

حوادث روزگار و سیره ستمكاران این آیه را شرح می‏دهد كه چگونه در سرزمینی كه ظلم دامن‏گیر می‏شود، زراعت نابود می‏شود و دام كاهش می‏یابد و تولید از میان می‏رود و نسل انسان‏ها را می‏برد . این همان فساد و هلاك ظاهری است . فساد باطنی نیز در چنین سرزمینی رخ می‏نماید . در آن سرزمین جهل و نادانی شایع و اخلاق‏ها فاسد و اعمال مردم تباه می‏شود (9) .

2 . 2 . طنز تمثیلی

طنزی كه در آن حقیقت و واقعیتی جدی به یك واقعه لطیف و دلنشین تشبیه و تمثیل می‏گردد، طنز تمثیلی نامیده می‏شود . در طنز تمثیلی، طنزپرداز با استفاده از قیاس و تشبیه و تمثیل مناسب سعی می‏كند، مقصود خود را ضمن ایجاد انبساط و شادی به مخاطب منتقل كند .

شاید بتوان برخی از آیاتی را كه در بردارنده كلمه «كمثل‏» است، حاوی این نوع از ظنز به شمار آورد; مانند:

مثل الذین حملوا التوراة ثم لم‏یحملوها كمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین كذبوا بآیات الله و الله لایهدی القوم الظالمین (10) ; مثل كسانی كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف شدند]، آنگاه آن را به كار نبستند، همچون مثل خری است كه كتاب‏هایی را بر پشت می‏كشند [. وه] چه زشت است وصف آن قومی كه آیات خدارا به دروغ گرفتند . و خدا ستمكاران را راه نمی‏نماید .

خداوند متعال در این آیه در قالب «طنزی تمثیلی‏» ، یهودیانی را كه به كتاب آسمانی خود، «تورات‏» می‏نازند، اما در عمل به خلاف آن عمل می‏كنند، مورد مذمت و نكوهش قرارداده و به خرانی تشبیه می‏نماید كه كتابهایی را بر دوش خود بار كرده‏اند; اما هیچ بهره‏ای از آن نمی‏برند .

 

3 . ویژگی ظنز قرآنی

خطابات قرآنی از قبیل «ایاك اعنی و اسمعی یا جاره‏» است; یعنی می‏خواهد حقایقی را كه به مخاطب می‏گوید، به گونه‏ای باشد كه پرده‏های شرم دریده نشود; از این رو از اقوام گذشته سخن می‏گوید .

آیات فراوان قرآن در نقل تاریخ امت‏ها و ملل پیشین در حقیقت، خطاب به مردم امروز و آینده‏است; برای نمونه: آیه «مثل الذین حملوا التوریة ثم لم‏یحملوها كمثل الحمار یحمل اسفارا» (11) كه پیش از این ذكر شد، در ظاهر در شرح زندگانی یهودیان بی‏عمل می‏باشد; اما در واقع در قالب «ایاك اعنی و اسمعی یا جاره‏» بیان شده و یادآور این نكته است كه اگر مسلمانهای معتقد به قرآن هم از معارف و فرهنگ قرآن استفاده نكنند و در عمل پیاده ننمایند، مانند خری هستند كه كتابهایی را حمل می‏كنند .

طنزهای قرآنی همه در بیان حقیقت و به منظور پند دهی انسان است . در هیچ كدام از آنها خلاف واقع، دروغ و كذب وجود ندارد; زیرا آنها به واقع مجازهایی توام با قراین و شواهد حالی و مقالی هستند .

اساسا بخشی از فصاحت و بلاغت قرآن به جهت همین مجازها و كنایه‏ها و طنزهاست .

خداوند متعال در این آیه در قالب «طنزی تمثیلی‏» ، یهودیانی را كه به كتاب آسمانی خود، «تورات‏» می‏نازند، اما در عمل به خلاف آن عمل می‏كنند، مورد مذمت و نكوهش قرارداده و به خرانی تشبیه می‏نماید كه كتابهایی را بر دوش خود بار كرده‏اند; اما هیچ بهره‏ای از آن نمی‏برند .

4 . نمونه‏های قرآنی طنز

چنانكه آمد، طنز یك نوع استعاره است و در قرآن به صورت تمثیلات و تشبیهات و تنظیرات دیده می‏شود كه اینك نمونه‏هایی از آنها ذكر می‏شود:

4 . 1 . تشبیه صدای بلند به عرعر خر

و اغضض من صوتك ان انكر الاصوات لصوت الحمیر (12) ; آرام سخن‏گو (نه با فریاد بلند) كه زشت‏ترین صداها، صدای خر است .

در این آیه واقعیتی تلخ در قالب تشبیه و تنظیر بیان شده است .

4 . 2 . تشبیه رفتار بلعم باعورا به پارس سگ

فمثله كمثل الكلب ان تحمل علیه یلهث او تتركه یلهث (13) ; داستانش چون داستان سگ است [كه] اگر بر آن حمله‏ور شوی، زبان از كام برآورد، و اگر آن را رها كنی، [باز هم] زبان از كام برآورد .

خداوند در این آیه بلعم باعورا را به سگی تشبیه می‏كند .

4 . 3 . تشبیه رباخوار به شیطان

الذین یاكلون الربا لایقومون الا كما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس (14) ; كسانی كه ربا می‏خورند، [از گور] بر نمی‏خیزند، مگر مانند برخاستن كسی كه شیطان بر اثر تماس، آشفته‏سرش كرده‏است .

ربا خوار در رفتار اجتماعی خود مثل افراد دیوانه عمل می‏كند; زیرا رباخوار نظم اقتصادی را بر هم می‏زند و موجب اضطراب و سرگیجی جامعه می‏گردد; لذا مانند انسانی كه سرگیجه گرفته از قبر بیرون می‏آید; به جهت آنكه تعادل اقتصادی جامعه را بر هم زده، در رستاخیز تعادلش از دست می‏رود .

این آیه حالت روانی یك رباخوار را در قالبی شیرین به تصویر می‏كشد و عاقبت تلخ رباخواران را در مثالی زیبا بیان می‏كند (15) .

4 . 4 . نسبت‏شكستن بت‏ها به بت‏بزرگ

بل فعله كبیرهم هذا فاسئلوهم ان كانوا ینطقون (16) ; بلكه آن را بزرگترشان كرده‏است . اگر سخن می‏گویند، از آنها بپرسید!

این آیه به داستان حضرت ابراهیم با قوم لجوح و عنود خود مربوط است . آن قوم هنگام عید آن حضرت را به مراسم دعوت كردند; اما او اجابت نكرد و برای مراسم نرفت . وقتی برگشتند، دیدند، تمام بتها شكسته شده و تبری بر روی بت‏بزرگی نهاده شده‏است . نزد حضرت ابراهیم آمدند و او را به شكستن آنها متهم نمودند . حضرت فرمود: من این كار را نكردم; بلكه بزرگ آنها چنین كرده‏است . شما از این بت‏ها سؤال كنید، اگر سخن می‏گویند .

شاید بتوان مطابق برخی از تفاسیر این مورد را «طنز» به شمار آورد . عبارت «بل فعله كبیرهم هذا» طبق تفسیری كه در آن، «هذا» فاعل فعل شمرده می‏شود، طنز است; زیرا كاملا خنده‏آور است كه مثلا بت‏های كوچك تخلف كرده‏باشند و بت‏بزرگ آنها را تنبیه كرده‏باشد (17) .

4 . 5 . تشبیه درآمدن كفار به بهشت‏به ورود شتر به سوراخ سوزن

و لایدخلون الجنة حتی یلج الجمل فی سم الخیاط (18) ; [كسانی كه آیات الهی را تكذیب كرده‏اند]، به بهشت در نمی‏آیند، مگر آنكه شتر در سوراخ سوزن در آید .

این معنا یك كنایه است و در واقع در این آیه حقیقتی تلخ در قالبی شیرین ارائه شده‏است و طنز معجونی است از نیش و نوش . نیش طنز همان حقیقت تلخ است كه در آیه عبارت از «عدم ورود كفار و مشركان به بهشت‏» است و نوش آن همان قالب شیرین است كه در این آیه عبارت از «حتی یلج الجمل فی سم الخیاط‏» است (19) .

4 . 6 . تعبیر ریشخندآمیز درباره سران كفار

ذق انك انت العزیز الكریم (20) ; بچش كه تو همان ارجمند بزرگواری!

این آیه درباره برخی از سران كفر و شرك مكه است كه در رستاخیز گرفتار جهنم می‏شوند . خداوند می‏فرماید: عذاب دوزخ را بچش كه تو همان عزیز و گرامی هستی . در این آیه در اوج فصاحت و بلاغت مضمونی ارجمند به صورت طنز بیان شده‏است; زیرا شخص مورد اشاره در آیه خیلی مغرور و خودخواه بوده و در میان مشركان شخصیت‏بزرگی داشته‏است . قرآن می‏فرماید: وقتی كه در آتش جهنم با ذلت افكنده می‏شود، به او می‏گویند: آقای عزیز! نتیجه كارهایت را بچش! چنین تعبیری یك نوع طنز است (21) .

4 . 7 . تشبیه منافقان به تاریك‏زیان یا گرفتاران صاعقه

قرآن همیشه حقایق والا و بسیار ارزنده‏ای را در قالب مثالهای حسی آورده‏است . آیه‏های 17 و 18 و 19 و 20 سوره بقره منافقان را اینگونه تشبیه كرده‏است:

مثلهم كمثل الذی استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و تركهم فی ظلمات لایبصرون صم بكم عمی فهم لایرجعون او كصیب من السماء فیه ظلمات و رعد و برق یجعلون اصابعهم فی آذانهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالكافرین .

منافقان مانند كسانی هستند كه آتشی افروخته (تا در بیابان تاریك راه خود را پیدا كنند)، ولی هنگامی كه آتش اطراف آنان را روشن می‏سازد، خداوند (طوفانی می‏فرستد و) آن را خاموش می‏كند و در ظلمت و تاریكی وحشتناكی كه چشم انسان را از كار می‏اندازد، آنها را رها می‏سازد . آنها كر، گنگ و كورند; بنابراین از راه خطا بازنمی‏گردند، یا همچون بارانی كه در شب تاریك توام با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذرانی) ببارد و آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود می‏گذارند تا صدای صاعقه را نشنوند و خداوند به كافران احاطه دارد (و همه در قبضه قدرت او هستند).

در این بیان طنزگونه قرآن حقیقتی تلخ یعنی نفاق و دورویی را كه بسیاری از افراد جامعه گرفتار آن هستند، به صورت جذاب و شیرین و دلنشین تشبیه كرده‏است . پایان و عاقبت كار منافقان را چون افرادی كر، گنگ و نابینا معرفی می‏كند كه به راحتی قادر نیستند از راه نادرست‏خویش بازگردند (22) .

طنزهای قرآنی همه در بیان حقیقت و به منظور پند دهی انسان است . در هیچ كدام از آنها خلاف واقع، دروغ و كذب وجود ندارد; زیرا آنها به واقع مجازهایی توام با قراین و شواهد حالی و مقالی هستند

در مثال دیگر وضعیت منافقان اینگونه توصیف شده است:

او كصیب من السماء فیه ظلمت و رعد و برق یجعلون اصبعهم فی ءاذنهم من الصواعق حذر الموت و الله محیط بالكافرین یكاد البرق یخطف ابصرهم كلما اضاء لهم مشوا فیه و اذا اظلم علیهم قاموا و لو شاء الله لذهب بسمعهم و ابصرهم ان الله علی كل شی‏ء قدیر . یا چون [كسانی كه در معرض] رگباری از آسمان - كه در آن تاریكیها و رعد و برقی است - [قرار گرفته‏اند] ; از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهایشان نهند، ولی خدا بر كافران احاطه دارد . نزدیك است كه برق، چشمانشان را برباید; هرگاه كه بر آنان روشنی بخشد، در آن گام زنند و چون راهشان را تاریك كند، [برجای خود] بایستند و اگر خدا می‏خواست‏شنوایی و بینایی شان را برمی‏گرفت، كه خدا بر همه چیز تواناست . (23)

در این مثال طنزآمیز، قرآن، صحنه زندگی منافقان و چهره‏های نفاق را چنین پریشان معرفی می‏كند .

5 . نتیجه

از آنچه گذشت روشن شد كه كنایه و طنز و مجاز و استعاره‏های قرآنی همه در مسیر حقیقت و نیل انسان به واقعیت است . در هیچ‏كدام از این امور خلاف واقع و دروغ و كذب وجود ندارد; زیرا مجازی است، توام با شواهد و قرائن حالی و مقامی .

بنابراین می‏توان با مراجعه به آیاتی مشتمل بر مثل، كمثل، كما و ك، طنزهای قرآنی را استخراج نمود و با مراجعه به كتب «امثال القرآن‏» كه به نمونه‏هایی از آن اشاره شد، به انواع طنزهای قرآنی دست‏یافت .

باری، طنزهای مفید و سازنده و هدفمند هم انسان را متبسم و خندان می‏سازد و هم باعث تفكر و تدبر و حزن و اندوه می‏گردد .

• خنده از لطفت‏حكایت می‏كند این دو پیغام مخالف در جهان از یكی دلبر روایت می‏كند

• گریه از قهرت شكایت می‏كند از یكی دلبر روایت می‏كند از یكی دلبر روایت می‏كند

و انسان امیدوار و عاشق در سیر و سلوك خویش سعی می‏كند، از تمام عالم هستی اعم از علم تكوین و تدوین كه گاهی طنزگونه با آدمی سخن می‏گوید، استفاده كند و در جهت كمال نهایی خویش بهره برد:

• عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد ای عجب من عاشق این هر دو ضد

• ای عجب من عاشق این هر دو ضد ای عجب من عاشق این هر دو ضد

________________________________________

1) التبیان فی علم البیان، به تحقیق وتعلیق دكتر احمد مطلوب و دكتر خدیجه حدیثی به سال 1383 نشر یافته‏است . ر . ك . «التبیان . . .» ، بغداد، مطبعة العانی، 1383 .

2) برای آشنایی با «سیر نگارشهای علوم قرآنی‏» ر . ك . مهدوی راد; مقاله‏ای به همان نام، مجله بینات، ش‏8 .

3) زملكانی اثر دیگری دارد با عنوان «المجید فی اعجاز القرآن المجید» كه به تحقیق شعبان صلاح و به سال 1410 نشر یافته‏است . اثر دیگر وی «نهایة التامیل فی اسرار التنزیل‏» است .

4) درباره احوال و آثار زملكانی ر . ك . طبقات الشافعیة الكبری، ج‏8، ص‏316; شذرات الذهب، ج‏7، ص‏438; بغیة الوعاة، ج‏1، ص‏119; طبقات الشافعیه، ج‏2، ص‏12; تاریخ الادب العربی، عمر فروح، ج‏3، ص‏570 .

5) تحریر التحبیر را دكتر حفنی محمد شرف تحقیق كرده و به سال 1383 نشر یافته‏است و بدیع القرآن را نیز دكتر حفنی تحقیق كرده‏است . ر . ك . بدیع القرآن . . . تقدیم و تحقیق حفنی محمد شرف، نهضة مصر للطباعة و النشر، 1957 .

6) ر . ك . تحریر التحبیر، ص‏80 .

7) بقره/206 .

8) بقره/203- 204 .

9) المنار، ج‏2، ص‏248 .

10) جمعه/15 .

11) جمعه/5 .

12) لقمان/19 .

13) اعراف/175 .

14) بقره/275 .

15) ر . ك . المیزان، ذیل آیه 275 سوره بقره .

16) انبیا/63 .

17) ر . ك . المیزان و نمونه و مجمع البیان، ذیل آیه 63 سوره انبیا .

18) اعرف/40 .

19) ر . ك . مجمع البیان و المیزان و الصافی، ذیل آیه 40 اعراف .

20) دخان/49 .

21) ر . ك . المیزان، ذیل آیه 49 سوره دخان و تفسیر نمونه، ذیل همان آیه .

22) ر . ك . المیزان و تفسیر نمونه ذیل آیه 17- 18- 19- 20 سوره بقره .

23) همان .

محمدجواد حیدری، عضو هیات علمی دانشگاه قم

 


- نظرات (0)

چگونه خدارومیبینی؟

در قرآن می خوانیم که سلیمان نبی از خداوند، پادشاهی یگانه‌ و منحصر‌به‌فردی را درخواست‌كرد، كه پس از او به كسی‌ ندهد. عجب درخواستی!! و جالب‌تر آنكه خداوند نیز درخواست او را پذیرفت و آن پادشاهی ویژه را به وی ارزانی‌كرد.

به نظر شما چرا خداوند درخواست بسیار بزرگ و عجیب وی را پذیرفت؟ نگارنده خیلی به این موضوع فكركرد؛ و دست آخر به این نتیجه ‌رسید كه خداوند منظورهای بزرگتری را در نظرداشته‌است كه چنین درخواستی را پذیرفته و در كتاب خود، آن را با آب‌وتاب بیان‌كرده‌است. یكی از آنها این بوده‌است كه:

خداوند می‌خواسته‌ به ما بگوید «من برای هركس آنچنان و آن‌گونه‌ام كه او مرا می‌بیند. سلیمان مرا بسیارسخاوتمند و دست‌ودل‌باز دید و من به او بسیار بخشیدم. هركس كه همچون یهودیان (یعنی پیروان ظاهری همان حضرت) مرا بخیل ببیند و از ترس آنكه درخواست بزرگ او را به او ندهم از من كم بخواهد، من هم برای او همان گونه می‌شوم و با او آن‌گونه رفتارمی‌كنم؛ و برعكس، اگر همانند سلیمان دست مرا باز ببیند، من هم دست خود را برای او بازمی‌كنم و از خوان نعمت‌هایم هرچه بخواهد به او می‌بخشم». چنانكه فرمود:

وقالت‌الیهود یدالله مغلوله غلت‌ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان ینفق كیف یشاء

«و یهودیان گفتند دست خدا بسته‌است. دستانشان بسته‌باد؛ و به دلیل این گستاخی لعن‌شدند. بلكه دستان او باز است و هر‌گونه كه بخواهد می‌بخشد». (انفال: 64)

رسیدن به این هدف، یك پیش نیاز دارد كه آنهم باور و ایمانی قوی است، كه به گفتار و پندار نیست، وگرنه به مقصود نخواهی رسید.

 

احمد شماع زاده


- نظرات (0)

جاری شدن آب به وسیله قرآن

سنگ یا آب

زمانی چند نفر از سادات نجفآباد اصفهان به خدمت آیةالله بید آبادی (ره) آمده، گفتند:چشمه آبی كه از دامنه كوه جاری میشد و مورد بهره برداری اهالی بود چندی است خشكیده و ما در زحمت هستیم. دعایی كنید تا گشایشی حاصل شود. آن بزرگوار آیه شریفه:”لَوْ اَنْزَلْنا هَذا الْقُرْآنَ عَلی جَبَل لَرَأَیْتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِاللهِ...

اگر این قرآن را بر كوه نازل میكردیم میدیدی كه كوه از ترس خداوند فروتن و در هم شكسته میشد. ”را بر كاغذی نوشت و به آنها داد، فرمود:اول شب آن را بر قله آن كوه گذارده، بر گردید. آنها چنین كردند و چون به خانه خود رسیدند صدای مهیبی از كوه بلند شد كه همه اهالی شنیدند و چون صبح بیرون آمدند چشمه آب را جاری دیدند و شكر خدای بجا آوردند.

میرمحمدصادق یاراحمدیان، موسسه ام الکتاب

 


- نظرات (0)

ذکرآرامبخش حتی برای کفار

ياد يار


- نظرات (0)

بسته‌ای نورانی،‌پیشکش کاربران قرآن‌دوست

کلیپ فلشی که در پیشانی قاب این پنجره بر سجاده نگاه شما جاری است

دل‌انگیزترین و شگفت‌آورترین رشحات قلم الهی برلوح قرآن را به تصویر می کشد.

 

در آیات پایانی سوره مبارکه زمر(73-61)، پیام‌هاییست نوید بخش از سوی پروردگار عالمیان به مردمان اهل زمین.

در آیه 61از مقام تقوا سخن رفته است و اینکه همای سعادت و رستگاری بر بلندای بنای محکم تقوا آشیان دارد و کسی بدان دست خواهد یافت که بر این بنای محکم و استوار فراز آید.

 

حق تعالی در آیات سپس تر پرده از حقایقی دیگر گشوده خطاب به اهل زمین و زمان می فرماید:

کلید دار زمین و آسمان خداست و هرکس قلم انکار بر جریده آیات الهی بر کشد در باتلاق زیانکاری غرقه خواهد شد...

و تو ای فرستاده ما!

بر اینان که در کویرستان جهالت خود سرگردانند بانگ برآور که آیا مرا به پرستش غیر خدا فرا می خوانید؟

این را به تو وحی کرده ام و به پیامبران پیش از تو نیز، که اگر چشم برهم زدنی به خدایت شرک آوری هر آیینه آتش خسران و تباهی بر خرمن اعمالت درخواهم افکند.

تو خدایت را شکر گذار آنگونه که باید هرچند اینان خدا را  نشناخته اند آنگونه که شاید.

آری این جاهلان مشرک نمی دانند که روز رستاخیز، زمین در قبضه قدرت اوست و آسمان پیچیده در دستان او...

با صور اولی که اسرافیل خواهد دمید اهالی زمین و آسمان را خواهم میراند جز اندکی چند..

در آن روز که زمین به نور من منور است نامه های اعمال بندگان را فرا روی خود نهاده، پیامبران و گواهان حشر را احضار خواهم کرد آنگاه بر کرسی داوری به حق حکم خواهم راند...

آنان را که چشمان خویش بر آفتاب حقیقت فرو بستند و از در انکار در آمدند فوج فوج به سوی دوزخ برخواهم کشید؛ وچون به دوزخ رسند، درهای آتش بر ایشان گشوده گردد؛ ودربان دوزخ بر آنها بانگ برآورد که:"آیا سفیرانی از شما بر شما برانیخته نشدند تا ترنم آیات پروردگارتان را در گوشتان زمزمه کنند و از ملاقات امروزتان برحذر دارند؟"

پاسخ آرند: آری!

اما دریغا که مهر عذاب الهی بر جبین کافران حک شده است..

حکایت پرهیزگاران اما شنیدنیست؛ آنان که بر پشتی تقوا تکیه کردند گروه گروه به سوی فردوس برینشان می برند؛ همین که درهای فردوس گشوده شوند؛ خازنان بهشت خطاب به ایشان خواهند گفت: " بدرود! اکنون این شما و این خوان نعمت الهی، گوارایتان باد!...

 

(هدیه را از اینجا دریافت کنید)


- نظرات (0)

شما چقدر عاقلید؟

تست عقل

 

امام رضا علیه السلام در حدیثی بسیار زیبا که در تحفت العقول آمده است  ویژگیهای ده گانه عاقل را چنین برشمردند.

عن الرّضا علیه السلام:

لا یتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فیه عَشر خِصـال- اَلخیــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - یَستكثِر قلیلُ الخیر مِن غیره - وَ یَستقل كَثیرُ الخیر مـِن نفسه - لا یسام من طلب الحـوائج الیه - و لا یمل مـن طلب العلـم طول دهره - الفقرفى الله احبّ الیه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى الیه من الشهره - ثـم قال علیه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ - قیل له: ما هى؟ - قال علیه السلام: لایرى احدا إلا قال: هو خیر منى و اتقى 

 

ترجمه:

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:

ـ از او امید خیر باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد

ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟

فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است

 

تحف العقول،ص443

 


- نظرات (0)

نکته های تربیتی قرآن

قرآن الکریم

1 . اگر قصد راهنمایی و تربیت کسی را دارید، در قدم اول از گفتار نرم و با محبت‏بهره گیرید; حتی اگر مخاطب شما فرعون سرکش یا سران لجوج کفار جاهلی باشند; (طه/44 و شعرا/215) .

2 . الف) گفتار رفتار آدمی در هر زمان و مکان، در حافظه الهی محفوظ است ; مراقب باشید; (لقمان/16 و کهف/30) .

ب) نسبت‏به انسان‏های اطرافت، احساس مسئولیت کن و آنها را از کارهای بد بازدار و به کارهای خوب تشویق کن . این لازمه استحکام یک پیکر است و بنی آدم اعضای یکدیگرند; (لقمان/17) .

ج) در رفتارهای اجتماعی دقت کن! مبادا با غرور رویت را از دیگران برگردانی یا مثل متبکران راه بروی ; مبادا تندرو و کندرو شوی ; میانه روی، بهترین روش است ; مراقب باش صدایت را بر سر کسی بلند نکنی و خلاصه در یک کلام، آدم باش ; (لقمان/18و19) .

3 . قرآن کریم به شدت با پیروی از جمع (خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت‏شو) و حرکت‏به دنبال اکثریت، مخالف است . قرآن می‏گوید: اگر بخواهی از اکثریت مردم فقط به این خاطر که اکثریت هستند، پیروی کنی، بدون شک از راه خدا دور می‏شوی ; همیشه با چشمان باز تصمیم بگیر; (انعام/116 و اسراء/36) .

4 . همیشه بزرگ ترها، بهترین حرف را نمی‏زنند و همیشه حرف گوش کنی و اطاعت از بزرگان، انسان را به سعادت نمی‏رساند . این پیام تربیتی قرآن است که حتی در اطاعت از بزرگان هم گوش و چشمت را باز کن که فردا فقط و فقط خودت پاسخ گوی اعمالت‏خواهی بود; نه بزرگ‏ترهایت; (احزاب/67) .

5 . علم بهتر است‏یا ثروت؟ جواب آن را در آیه 247 بقره پیدا خواهید کرد .

6 . امانت داری یکی از ارزشمندترین ارزش‏های قرآنی است . حضرت موسی (ع) را به خاطر امانتداری و قدرتش، در خانه حضرت شعیب پناه دادند; (قصص/26) و حضرت یوسف را به خاطر امانتداری وعلمش، بر خزانه مصر نشاندند; (یوسف/55) و حتی رسول خدا (ص) که از سوی خداوند برگزیده شد، مشهور به امانتداری و به محمد امین معروف بود .

7 . اگر می‏خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی‏شود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند; (آل عمران/159) . 

8 . آیا دوست دارید که دشمن خود را به یک دوست تبدیل کنید؟ به هر بدی که در حق شما کرد، با خوبی پاسخ گویید . این را قرآن تجویز می‏کند; آیه 34 سوره فصلت را بخوانید!

 

دکتر مژده پور حسینی




- نظرات (0)

حدیث جعلی مشهور

راههای خداشناسی

یكی از عبارت‌هایی كه معمولا به آن حدیث قدسی گفته می‌شود و اخیراً در بعضی از فیلم‌ها نیز به آن استناد شده، این است: «الطریق الی الله بعدد انفاس الخلائق؛ راه‌های رسیدن به خدا، به تعداد جان‌های مخلوقات است».

جهاد فرحات، نویسنده لبنانی، در مقاله خواندنی خود، به نام بررسی سند چند حدیث مشهور، سخنانی بدین مضمون را قلمی كرده است:

«این عبارت در میان مردم و به خصوص در میان عارفان - آن گونه كه گفته می‌شود - و بیشتر در میان صوفیان، شهرت دارد و متداول است؛ تا آن جا كه مردم گمان می‌كنند این عبارت، بی‌تردید، حدیث قدسی است و آنان هرگاه بخواهند درستی روشی معین یا شكلی مشخص را برای نزدیكی به خداوند بزرگ، اثبات كنند، به این عبارت استشهاد می‌نمایند. شهرت این عبارت به حدی است كه برخی از عالمان آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نسبت می‌دهند و آن را حدیثی مأثور و منقول از جانب آن حضرت قلمداد می‌كنند1

اما باید گفت كه این عبارت، حدیث نیست؛ زیرا تا آن جا كه ما جست‌و‌جو كرده‌ایم، اثری از آن در میان كتاب‌های حدیثی مسلمانان نیافته‌ایم؛ بعضی از فضلا نیز به عدم دسترسی بر مستندی روایی برای آن، تصریح كرده‌اند.2

مرحوم آیه‌الله مرعشی نجفی قدس سره نیز در شرح كتاب احقاق الحق، به ساختگی بودن این حدیث و افترا بودن آن و استفاده كردن صوفیه از این عبارت در مقاصد فاسد خویش، اشاره كرده است.3

از این رو، باید گفت كه این عبارت، عبارت مشهوری است كه اساس ندارد.»4

برخی حدیث پژوهان، افزون بر آن كه این حدیث را از نظر سندی مجعول دانسته‌اند، از نظر محتوایی نیز مخدوش برشمرده و گفته‌اند كه اگر معنی و دلالت این حدیث درست باشد، پس مثلاً به تعداد كافران، مشركان، بت‌پرستان و منكران خداوند سبحان كه جزء مخلوقات او نیز هستند، باید راه به سوی خدا وجود داشته باشد و حال آن كه اینان اساساً ذات خداوند و راه به سوی خداوند را قبول ندارند؛ تا این كه نوبت به این مطلب برسد و بگوییم كه به تعداد آنان نیز راه به سوی خداوند - الله و نه اله - وجود دارد و در آیه 168 سوره نساء می‌خوانیم:

«ان الذین كفروا وظلموا لم یكن الله لیغفرلهم ولا لیهدیهم طریقا الا طریق جهنم...؛ كسانی كه كافر شدند و ستم كردند، خدا بر آن نیست كه آنان را بیامرزد و راهی را نشانشان دهد؛ مگر راه دوزخ...».

در آیه 74 سوره مؤمنون نیز آمده است:

«و ان الذین لایؤمنون بالاخره عن الصراط لناكبون؛ و آن كسانی كه به جهان واپسین ایمان نمی‌آوردند، از راه (خدا) به در افتاده‌اند». 5

 

پی‌نوشت ها:

1. ر.ك: محمد جواد مغینه، هذه هی الوهابیه،ص 20.

2. ر.ك: محمد زراقط، «سبیل الله الواحد سبله المتعدد» مجله الحیاه الطیبه، شماره 11، ص 197.

3. ر.ك: شرح احقاق الحق، ج 1، ص 185.

4. جهاد فرحات، بررسی سند چند حدیث مشهور، ترجمه محمد قنبری، فصلنامه علوم حدیث، شماره 30، زمستان 1382، ص 114 _ 135.

5.عبدالرحیم موگهی، نشریه پرسمان، شماره 69، با اندکی تصرف


- نظرات (0)

حرف خدا و حال آدمها

سجده

 

سوره‌ی مبارکه‌ی مریم

 

غرض اصلی این سوره‌ی مبارکه، بشارت دادن و ترساندن است و این غرض از آیات آخر سوره آشکار می‌گردد «فَاِنّمَا یَسَّرناهُ بلِسانِکَ لِتُبَشِّرَ بهِ المُتقِینَ وَ تُنذِرَ بهِ قَوماً لَدّا» 1

سوره‌ی مبارکه، در ارائه این غرض روشی بدیع دارد. در ابتدا به داستان زکریا، یحیی، مریم، عیسی، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسی و هارون، اسماعیل و ادریس -كه درود خدا بر پیامبر اسلام و همه‌‌ی خوبان باد- اشاره كرده و نعمتهای اختصاصی ایشان یعنی ولایت، نبوت، صدق و اخلاص را ذکر می‌کند. سیره این بزرگان خضوع و خشوع نسبت به پروردگار عالم بود ولی جانشینان آنها از توجه به پروردگارشان اعراض کردند، تابع شهوات شدند و به زودی در گمراهی فرو رفته و مسیر هدایت را گم می‌کنند مگر این که توبه کرده  به سوی پروردگار رجوع کنند.

بخشی از لغزشهای گمراهان و عقاید باطل آنها مانند نفی معاد، عبادت بتها و اعتقاد به فرزند داشتن پروردگار را بیان می‌نماید و نتیجه این مسیر که همان پیوستن به عذاب  خشم الهی است را ذکر می‌کند.

سوره‌ی مبارکه، مردم را به سه گروه تقسیم می‌کند:

1- کسانی که خداوند به آنها نعمت بخشیده یعنی انبیاء و برگزیدگان پروردگار و اهل هدایت.

2- کسانی که توبه کرده، ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و آنها ملحق به اهل نعمت و رشد خواهند بود.

3- گمراهان.

در نهایت پاداش توبه کنندگان و هدایت یافته‌گان و عذاب گمراهان و همنشینان آنان، شیاطین و اولیا‌شان را بیان می‌کند. 2

 

«وَ إِذا تُتلی عَلَیهِم آیاتُ الرَحمَنِ خَرّوا سُجّداً وَ بکیاً»3

در این آیه‌ی کریمه پس از ذکر داستان انبیاء بزرگ الهی به یکی از خصوصیات مهم و کلیدی آنان اشاره می‌شود.

معنای آیه چنین است: کسانی که به آنان نعمت داده شد یعنی انبیاء بزرگ خدا و کسانی که خداوند آنها را برگزیده و هدایت کرد، هنگامی که آیات الهی بر آنان تلاوت می‌شد و یاد پروردگار بر آنها جاری می‌گشت در برابر او خاضع و خاشع بودند. 4

1-مریم، 97

2-المیزان، ج14، ص6

3-مریم، 58

4-المیزان، ج 14، ص76

 





- نظرات (0)

مردم بازی گوش

انسان

سوره ی مبارکه ی انبیاء

 

غرض سوره، پیرامون نبوت است. اساس کلام بر توحید و معاد است و سوره، با بیان این مطلب آغاز می‌گردد که حساب نزدیک است، مردم از این امر غافلند و از دعوت حقّی که محتوای وحی آسمانی است سر باز می‌زنند در حالی که همین حق، ملاک حساب در روز حساب است.

آیات بعدی سوره با اشاره به جایگاه نبوت، بیان می‌کند مردم، رسول خدا -صلی الله علیه و آله- را مسخره کرده، او را ساحر خطاب می‌خوانند، و دعوت او را خوابهای پریشان بلکه دروغین و کلام شاعرانه نامیدند. آنگاه به اوصاف انبیاء پیشین و هماهنگی دعوت رسول خدا -صلی الله علیه وآله- با آنان اشاره می‌کند. و سپس، بعد از بیان داستان برخی از انبیاء مجدداً به ذکر روز حساب و آنچه مجرمان و متّقیان با آن روبرو خواهندشد، روی می آورد و بیان می‌کند كه عاقبت از آن متقیان است و صالحان وارثان زمین خواهند بود.

روی گردانی از نبوت در حقیقت به خاطر روی گردانی از توحید است، لذا خداوند همانگونه که بر نبوت دلیل اقامه كرد، بر توحید نیز دلیل اقامه می‌کند.

در مجموع وعید و انذار و ترساندن در سوره، بر وعده و بشارت غلبه دارد.

 

«اِقتَرَبَ لِلناس حِسابُهُم وَ هُم فِی غَفلَةٍ مُعرِضُُون»

حساب به مردم نزدیک شده اما آنها غافل و روی گردانند به دنیا دل بسته و به بهره بردن از آن مشغولند.

دلهای آنها مالامال از محبت دنیا است و جایی برای یادآوری حساب و تاثیر پذیرفتن از آن وجود ندارد. حتی اگر به آنها تذکر داده شود نیز به یاد آن نخواهند بود و غرق در گرداب هولناک غفلتند.

 

«مَا یَأْتِیهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ » 

وحی الهی که از جانب رسول خدا -صلی الله علیه واله- به آنها می‌رسد در دل آنها اثر نمی‌کند چرا که قلبهایشان مشغول امر دیگری است و آن بازیچه دنیا است.

 1-  المیزان، ج14، ص244

2-  انبیاء:21/1

3-  انبیاء:21/2

4-  المیزان، ج14، ص244-247


- نظرات (0)