سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

درمان همه بیماریها

قرآن

قرآن براى بیمارى‏هاى اعتقادى، روحى، روانى، اخلاقى و اجتماعى به صورت مستقیم دستور دارد حتى هدف از نزول خود را نجات انسان‏ها از بیمارى اعتقادى و روحى و اخلاقى مى‏داند.

اما براى بیمارى‏هاى جسمى و بهداشت فردى و اجتماعى و درمانى آن به صورت كنایه‏اى و در پرتو دستورات و در قالب باید و نباید (حرام و حلال) و هست و نیست (ارشادى) بیان كرده است.

 


قرآن نسخه اى است براى سامان بخشیدن به همه نابسامانى ها، بهبودى فرد و جامعه از انواع بیمارى هاى اخلاقى و اجتماعى.

شفا بودن قرآن در آیات متعددى مطرح شده از جمله در سوره‏ى اسراء مى‏فرماید: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُۆْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً؛ (اسراء/ 82) و از قرآن آنچه شفا و رحمت است براى مۆمنان، نازل مى‏كنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمى‏افزاید

و در سوره‏ى یونس مى‏فرماید: «یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَهٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَهٌ لِلْمُۆْمِنِینَ؛ (یونس/ 57 و با تعبیر دیگر فصلت/ 44) اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است؛ و درمانى براى آنچه در سینه‏هاست؛ (درمانى براى دل‏هاى شما؛) و هدایت و رحمتى است براى مۆمنان

با بررسى ابعاد مختلف انسان در مى‏یابیم نمى‏توان براى انسان فقط بیمارى جسم را در نظر گرفت و در بهبودى آن تلاش كرد ، بلكه انسان داراى دو بعد جسمى و روحى مى‏باشد كه ممكن است هر كدام در معرض بیمارى قرار گیرند و بیمارى هر كدام موجب اختلال در كارایى ابعاد دیگر انسان شود. از این رو مى‏توان بیمارى‏هاى انسان را به سه نوع تقسیم كرد: 1. اعتقادى؛ 2. روحى- روانى؛ 3. جسمى.

براى توضیح بیشتر، ضرورت دارد به هر كدام از آنها به صورت جداگانه پرداخته شود :

حضرت على (علیه السلام) درباره‏ى شفا بخش بودن قرآن مى‏فرماید: «از این كتاب بزرگ آسمانى براى بیمارى‏هاى خود شفا بخواهید و براى حل مشكلاتتان از آن یارى بجویید، زیرا درمان بزرگترین دردها در این كتاب است»

1. قرآن و درمان بیمارى‏هاى اعتقادى:

نزول قرآن در مرحله‏ى اول براى درمان بیمارى‏هاى اعتقادى مردم بوده است تا آنها را از شرك و كفر و تاریكى‏ها به توحید و اسلام و روشنایى رهنمون سازد؛ در آیات متعددى به این مسئله پرداخته شده كه هدف قرآن این است كه شما را از ظلمت جهل به نور دانش، از كفر به نور ایمان، از ظلمات ستمگرى به نور عدالت، از فساد به صلاح، از گناه به نور تقوى رهبرى كند. (ابراهیم/ 5 و 1؛ مائده/ 15 و 14؛ ر. ك: قرآن در قرآن، مهدى احمدى، ص 232)

امراض اعتقادى و قلبى از امراض جسم شدیدتر است. از این رو قرآن شفاء و رحمت است؛ یعنى درمان براى امراض اعتقادى مانند كفر، نفاق، شرك، و در نفوذ معرفت و شناخت، توحید و ... در قلب رحمت است.

2. قرآن و درمان بیمارى‏هاى روحى:

بدون شك بیمارى‏هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زیادى با بیمارى‏هاى جسمى او دارد ؛ هر دو كشنده است ، هر دو نیاز به طبیب و درمان و پرهیز دارد.

قرآن نسخه‏اى حیات بخش براى كسانى است كه مى‏خواهند با كبر، غرور، حسد و نفاق به مبارزه برخیزند و همچنین براى برطرف كردن ضعف‏ها و ترس‏ها، اختلاف‏ها و پراكندگى‏ها و براى كسانى كه عشق به دنیا و وابستگى به مادیات و تسلیم بى‏قید و شرط در برابر شهوت‏ها مى‏باشند؛ شفا بخش است. (تفسیر نمونه ج 12، ص 239)

افسردگی

حضرت على (علیه السلام) درباره‏ى شفا بخش بودن قرآن مى‏فرماید: «از این كتاب بزرگ آسمانى براى بیمارى‏هاى خود شفا بخواهید و براى حل مشكلاتتان از آن یارى بجویید، زیرا درمان بزرگترین دردها در این كتاب است.» (نهج البلاغه، خطبه‏ى 176، و در خطبه‏ى 156 و 158)

دستورات و توصیه‏هاى قرآن، تاثیر به سزایى در بهداشت روانى فردى و اجتماعى انسان دارد. تا جایى كه مى‏توان گفت: عمل به توصیه‏هاى قرآن، بالاترین و بهترین نسخه‏ى بهداشت روانى است.

3. قرآن و درمان بیمارى‏ها جسمى:

قبل از هر چیز، لازم است گفته شود؛ قرآن كتاب بهداشت و درمان و پزشكى نیست؛ بلكه كتاب هدایت و تربیت معنوى افراد و جامعه است.

و اگر به مطالب پزشكى و بهداشتى و علمى اشاره‏اى كرده است به خاطر این است كه:

1. راه خداشناسى را هموار كند.

2. حس كنجكاوى بشر را تحریك نماید تا در زمینه‏ى علوم تجربى رشد نمایند و در پى كشف آن برآیند.

3. اعجاز علمى قرآن را به اثبات برساند.

4. علت مهم‏تر این كه به خاطر پیوستگى نیازهاى جسمى و روحى با همدیگر و تأثیر آنها بر یکدیگر ، قرآن برخود لازم مى‏داند كه به بهداشت جسمى انسان نیز توجه ویژه كند ؛ زیرا در كمال روحى او تأثیر دارد. بنابراین قرآن براى تأمین سلامتى و بهداشت جسم ، مطالبى بیان فرموده كه اگر در حد اعجاز علمى نباشد ، قطعاً برخى آنها جزء شگفتى‏هاى علمى است.

نزول قرآن در مرحله‏ى اول براى درمان بیمارى‏هاى اعتقادى مردم بوده است تا آنها را از شرك و كفر و تاریكى‏ها به توحید و اسلام و روشنایى رهنمون سازد؛ در آیات متعددى به این مسئله پرداخته شده كه هدف قرآن این است كه شما را از ظلمت جهل به نور دانش، از كفر به نور ایمان، از ظلمات ستمگرى به نور عدالت، از فساد به صلاح، از گناه به نور تقوى رهبرى كند

ذکر یک نکته مهم:

قرآن، نه فقط شفا مى بخشد، که بعد از بهبودى، یعنى در دوران نقاهت، بیماران را با پیام هاى گوناگونش تقویت مى کند؛ چرا که بعد از «شفا»، «رحمت» است.

جالب این که: داروهاى دردهاى جسمانى غالباً اثرهاى نامطلوبى روى ارگان هاى بدن مى گذارند، تا آنجا که در حدیث معروفى آمده: (هیچ داروئى نیست مگر این که: خود سرچشمه بیمارى دیگر است) «ما مِن دَواء إِلاّ وَ یُهَیِّجُ داء».( الكافی ج 8، ص 273) اما این داروى شفابخش، هیچ گونه اثر نامطلوب روى جان، فکر و روح آدمى ندارد، بلکه به عکس تمام آن خیر و برکت است.

در یکى از عبارات «نهج البلاغه» مى خوانیم: «شِفاءٌ لاتُخْشَى أَسْقامُه»؛ (قرآن داروى شفابخشى است که هیچ بیمارى از آن برنمى خیزد).( «نهج البلاغه»، خطبه 198)

کافى است یک ماه خود را متعهّد به پیروى از این نسخه شفابخش کنیم، فرمانش را در زمینه علم، آگاهى، عدل، داد، تقوا و پرهیزگارى، اتحاد و صمیمیت، از خود گذشتگى و جهاد و... پذیرا گردیم، خواهیم دید به سرعت نابسامانى هایمان سامان مى یابد.

ذکر این نکته نیز، ضرورت دارد که: این نسخه، مانند نسخه هاى دیگر، وقتى مۆثر است که به آن عمل شود و الا صد بار اگر بهترین نسخه هاى شفابخش را بخوانیم و روى سر بگذاریم ولى به آن عمل نکنیم، نتیجه اى نخواهیم گرفت. (گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی ج 12، ص 266)

منابع:

سایت آیة الله مکارم شیرازی دام ظله

کتاب دانش مهر ـ محمد علی رضایی اصفهانی


- نظرات (0)

احادیث قدسی

پیامبران الهی از جمله پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) تلاش بر آن داشتند که تمام رفتار و گفتار خود که بر عملکرد دیگران تأثیرپذیر است را با استفاده از الهامات پروردگار انجام دهند و پیام خداوند را از این طریق به گوش جهانیان برسانند.

از طرفی مصلحت پروردگار بر این قرار گرفته بود که بخشی از این الهامات به صورت یکپارچه و در قالب کتابی مقدس در اختیار عموم قرار گیرد.

در همین راستا، کتاب مقدس پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، قرآن نام دارد که در آن، هر آنچه مصلحت خدا در گردآوری آن به صورت یکپارچه بوده، وجود دارد.

البته آیات قرآن نیز در واقع، احادیثی قدسی می‌ باشند که اتفاقاً به این واقعیت در قرآن نیز تصریح شده است: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی»؛[ زمر، 23] پروردگار بهترین حدیث‌ها (آیات قرآنی) را نازل فرمود ... .

اما در نگاهی خاص و در دانش حدیث به هرآنچه از پیام‌ ها و الهامات الهی متفرقه‌ ای که عین متن آن در قرآن وجود نداشته اما حضرتشان و یا دیگر معصومان آنها را در اختیار مردم قرار دادند، حدیث قدسی گفته می‌شود.

با این وجود به این نکته نیز باید توجه داشت که برخی احادیث قدسی نیز در منابع روایی وجود دارند که معصومی واسطه در استناد آنها به پروردگار نشده است که چنین روایاتی را تنها بعد از انطباق با آموزه‌های پذیرفته شده دینی، باید پذیرفت.

 

چند تفاوت حدیث قدسی با آیات قرآن

حدیث قدسی عبارت است از کلامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از خداوند متعال حکایت کند (و معمولاً با کلماتی مانند «قال الله» یا «یقول الله» شروع می شود) و در الفاظ آن تحدی و اعجازی وجود ندارد، به خلاف قرآن که با الفاظ مخصوصی وحی شده و دیگران در آوردن مثل آن عاجزند.

آیات‌ قرآن احکام‌ خاصی دارد، مثلاً بدون طهارت نمی‌توان‌ به‌ الفاظ آیات دست‌ زد یا نمی ‌توان‌ آن‌ را نجس‌ کرد و اگر نجس‌ شد، باید فوراً پاک‌ کرد،‌ ولی‌ حدیث‌ قدسی‌ این‌ احکام‌ را ندارد مگر این‌ که‌ کلمة‌ الله‌ یا سائر اسمای‌ مبارکه‌ در حدیث‌ قدسی‌ باشد

آیات قرآنی اعجاز دارد اما احادیث قدسی اعجاز ندارد ؛ یعنی مخلوقات از آوردن مانند قرآن عاجزند اما این مطلب در مورد احادیث قدسی وجود ندارد.

به دیگر سخن، آیات قرآن و احادیث قدسی از یک مبدأ سرچشمه می گیرد با این تفاوت که احادیث قدسی معجزه و سند رسالت محسوب نمی‏ گردد اما آیات کریمه قرآن معجزه و سند رسالت است (و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مأمور به تبلیغ آنها بوده است.)

نکته دیگر آن که آیات شریفه قرآن قطعی الصدور است و به تواتر به اثبات رسیده و غیر قابل تحریف می‏باشد و کتاب رسمی دین اسلام است، در حالیکه احادیث قدسی از چنین امتیازاتی برخوردار نیست.

به عبارت بهتر، آیات قرآن به تواتر از پیامبر اکرم بدست ما رسیده پس قطعی الصدور است اما بیشتر احادیث قدسی چون خبرِ واحد هستند (و نه متواتر) لذا قطعی الصدور نیست ، بلکه ظنی الصدور است یعنی استنادش به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) قطعی نیست.

نکته دیگر اینکه آیات‌ قرآن احکام‌ خاصی دارد، مثلاً بدون طهارت نمی‌توان‌ به‌ الفاظ آیات دست‌ زد یا نمی ‌توان‌ آن‌ را نجس‌ کرد و اگر نجس‌ شد، باید فوراً پاک‌ کرد،‌ ولی‌ حدیث‌ قدسی‌ این‌ احکام‌ را ندارد مگر این‌ که‌ کلمة‌ الله‌ یا سائر اسمای‌ مبارکه‌ در حدیث‌ قدسی‌ باشد.

آیات شریفه قرآن قطعی الصدور است و به تواتر به اثبات رسیده و غیر قابل تحریف می‏باشد و کتاب رسمی دین اسلام است، در حالیکه احادیث قدسی از چنین امتیازاتی برخوردار نیست

برخی (مانند ابن‌ حجر هیثمی‌) مجموع‌ احادیث‌ قدسیه‌ای‌ که‌ از پیامبر نقل‌ شده‌ را بالغ‌ بر صد حدیث‌ می دانند. عده ای از محدثین این احادیث را در مجموعه‌ هایی‌ جمع‌آوری‌ کرده‌اند:

استاد محمد الصباغ‌ گفته‌: در سال‌ 1389 ، المجلس‌ الاعلی‌ للشئون‌ الاسلامیه‌ در مصر 400 حدیث‌ قدسی‌ از کتاب‌های‌ شش‌گانه‌ و موطأ اهل‌ سنت‌ جمع‌ آوری‌ کرده و در کتابی دو جلدی به‌ نام‌ «الاحادیث‌ القدسیه‌« منتشر کرده‌ است‌ .

از دانشمندان‌ شیعه‌ نیز، شیخ‌ حر عاملی‌ (مۆلف وسائل الشیعه) ، احادیث قدسی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را در کتابی‌ به‌ نام‌ «الجواهر السنیه‌ فی‌ الاحادیث‌ القدسیه»‌ گردآوری‌ کرده‌ است‌.

 

یک نمونه از احادیث قدسی:

قال رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله: یقول اللَّه عزّ و جلّ: اشتدّ غضبی على من ظلم من لا یجد ناصرا غیری (الجواهر السنیة (كلیات حدیث قدسى)/ص316)

خشم من سخت است بر كسى كه ستم كند به کسی كه یاورى جز من ندارد.8


- نظرات (0)

نمونه روشن عبادت

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ (بقره ـ 172)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از نعمت‏هاى پاكیزه‏اى كه به شما روزى داده‏ایم بخورید و شكر خدا را به جاى آورید. اگر فقط او را پرستش مى‏كنید.

 

طیبات و خبائث‏

از آنجا كه قرآن در مورد انحرافات ریشه‏دار از روش تاكید و تكرار در مثل های مختلف استفاده مى‏كند، در این آیات بار دیگر به مسأله تحریم بى‏دلیل پاره‏اى از غذاهاى حلال و سالم در عصر جاهلیت به وسیله مشركان باز مى‏گردد، منتهى روى سخن را در اینجا به مۆمنان مى‏كند در حالى كه در آیات گذشته روى سخن به همه مردم بود.

مى‏فرماید:" اى افراد با ایمان از نعمت هاى پاكیزه كه به شما روزى داده‏ایم بخورید" (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ).

" و شكر خدا را به جا آورید ، اگر او را مى‏پرستید" (وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ).

این نعمت هاى پاك و حلال كه ممنوعیتى ندارد و موافق طبع و فطرت سالم انسانى است براى شما آفریده شده است چرا از آن استفاده نكنید؟!

اینها به شما نیرویى مى‏بخشد تا بتوانید وظایف خود را انجام دهید بعلاوه شما را به یاد شكر پروردگار و پرستش او مى‏اندازد.

مقایسه این آیه با آیه " یا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ  " (آیه 168 همین سوره) و ملاحظه تفاوت هاى این دو با هم، دو نكته لطیف را به ما مى‏فهماند:

در اینجا مى‏گوید : مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ (از غذاهاى پاكى كه به شما روزى دادیم ...) در حالى كه در آنجا مى‏گفت: مِمَّا فِی الْأَرْضِ (از آنچه در زمین است) این تفاوت گویا ، اشاره به این است كه نعمت هاى پاكیزه در اصل براى افراد با ایمان آفریده شده است، و افراد بى‏ایمان به بركت آنها روزى مى‏خورند، همانند آبى كه باغبان براى گلها در جوی ها جارى مى‏سازد ولى خارها و علف هرزه‏ها نیز از آن بهره مى‏گیرند! دیگر اینكه به مردم عادى مى‏گوید بخورید و از گام هاى شیطان پیروی نكنید، ولى به مۆمنان در آیه مورد بحث مى‏گوید:" بخورید و شكر خدا را بجا آورید . به عبارتی تنها به عدم سوء استفاده از این نعمت ها قناعت نمى‏كند، بلكه حسن استفاده را نیز شرط مى‏شمارد.

تكیه روى عنوان" طیب" همگان را متوجه این دستور اسلامى مى‏كند كه از غذاهاى ناپاك، از گوشتهایى همچون گوشت مردار و درندگان و حشرات، و از مسكرات كه به شدت در میان مردم آن زمان رواج داشت بپرهیزند

در حقیقت از مردم عادى تنها انتظار مى‏رود كه گناه نكنند ولى از افراد با ایمان انتظار دارد كه این نعمت ها را در بهترین راه مصرف كنند.

ضمناً ممكن است تكرار سفارش در مورد استفاده از غذاهاى پاك كه در آیات متعدد عنوان شده ، براى بعضى سۆال‏انگیز باشد اما اگر كمى به تاریخ زمان جاهلیت و آداب و رسوم خرافى آنها توجه كنیم و بدانیم كه آنها چگونه بدون دلیل نعمت هاى حلال را بر خود ممنوع مى‏ساختند و این عادت به طورى در آنها نفوذ كرده بود كه همچون وحى آسمانى تلقى مى‏شد و گاه آن را صریحاً به خدا نسبت مى‏دادند، نكته این تاكید روشن مى‏شود که قرآن مى‏خواهد این افكار خرافى را از این طریق به كلى از مغز آنها بیرون كند.

به علاوه تكیه روى عنوان " طیب" همگان را متوجه این دستور اسلامى مى‏كند كه از غذاهاى ناپاك، از گوشت هایى همچون گوشت مردار و درندگان و حشرات، و از مسكراتی كه به شدت در میان مردم آن زمان رواج داشت ، بپرهیزند.

شكر

نکات آیه:

1ـ از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نقل شده است كه خداوند مى‏فرماید: من مردم را خلق مى‏كنم، امّا آنان غیر مرا مى‏پرستند. من به آنان روزى مى‏دهم، امّا آنان شكر دیگرى را مى‏نمایند. (تفسیر صافى)

قرآن، هرگاه بنا دارد انسان را از كارى منع كند، ابتدا راه هاى مباح آن را مطرح كرده و سپس موارد نهى را بیان مى‏كند ؛ چرا که می خواهد در آیات بعد، مردم را از یك‏ سرى خوردنى، منع و نهى كند، در این آیه راههاى حلال را بازگو نموده است.

شكر مراحلى دارد ؛ گاهى با زبان است و گاهى با عمل. شكر واقعى آن است كه نعمت‏ها در راهى مصرف شود كه خداوند مقرر نموده است.

هدف اصلى از آفرینش نعمت‏هاى طبیعى، مۆمنان هستند.

در سه آیه قبل فرمود: اى مردم! از آنچه در زمین است بخورید. در این آیه مى‏فرماید: اى مۆمنان! از نعمت‏هاى دلپسندى كه براى شما روزى كرده‏ام بخورید.

شاید در این اختلاف تعبیر، رمزى باشد و آن اینكه هدف اصلى، رزق رسانى به مۆمنان است، ولى دیگر مردم هم در كنار آنها بهره ‏مى‏برند ؛ همانگونه كه هدف اصلىِ باغبان از آبیارى، رشد گلها و درختانِ میوه است، علف‏هاى هرز و تیغ ها نیز به نوایى مى‏رسند.

شكر، نشانه‏ى خداپرستى و توحید ناب است. اگر انسان رزق را نتیجه فكر اقتصادى، تلاش، مدیریّت، سرمایه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قایل نخواهد بود تا او را شكر كند. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»

2ـ از هر كس توقّع خاصّى است. از مردم عادّى، توقّع آن است كه پس از خوردن، دنبال گناه و وسوسه‏هاى شیطان و فساد نروند «یا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُوا» ، «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» (بقره، 168) ولى از اهل ایمان این توقّع است كه پس از خوردن، به دنبال عمل صالح و شكرگزارى باشند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُلُوا» ، «وَ اشْكُرُوا» و «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا» ، «وَ اعْمَلُوا صالِحاً») (مۆمنون، 51)

 

پیام‏های آیه:

1ـ خودسازى و زهد و تقوى، منافاتى با بهره‏گیرى از طیّبات ندارد. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ»

2ـ در مكتب اسلام، مادّیات مقدّمه‏ى معنویات است. «كُلُوا»، «وَ اشْكُرُوا»، «تَعْبُدُونَ»

3ـ اسلام در تغذیه، به بهداشت توجّه دارد. «طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ»

4ـ قبل از تأمین زندگى مردم و محبّت به آنان، توقّعى نداشته باشید. «كُلُوا» ، «وَ اشْكُرُوا»

5ـ شكر، نشانه‏ى خداپرستى و توحید ناب است. اگر انسان رزق را نتیجه فكر اقتصادى، تلاش، مدیریّت، سرمایه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قائل نخواهد بود تا او را شكر كند. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»

6ـ شكر، نمونه روشن عبادت است. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ» ، «تَعْبُدُونَ»

7ـ شكر خداوند، واجب است. «كُلُوا» ، «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ»

8ـ خداپرست، آنچه را خدا حلال شمرده، از پیش خود حرام نمى‏كند. «كُلُوا» ، «إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»

منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

 

آمنه اسفندیاری


- نظرات (0)

محبت حق تعالی

از بایزید بسطامی پرسیدند:

علامت محبت حق تعالی چه باشد؟

گفت: علامت آنکسی که حق تعالی او رادوست دارد آن بود

که سه خصلت بدو دهد:سخاوتی چون سخاوت

دریاشفقتی چون شفقت آفتابو تواضعی چون تواضع زمین



- نظرات (0)

زیباترین ایین همسرداری

همسر

زیباترین روش زن داری 

بدون تردید رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و حیات طیبه انسانی، آرزوی مشترك تمامی انسان ها است كه ریشه در فطرت آنان دارد. در این راستا زنان و مردان هر كدام جایگاه و نقش خاص خود را دارند كه در صورت ایفای نقش و رسالت واقعی و درست خود غرض خلقت را حاصل می كنند. این همان مطلبی است كه خداوند با عبارت و عاشروهن بالمعروف (سوره نساء آیه 19) آن را مورد تاكید قرارمی دهد.امام صادق (ع) درحق زنان می فرماید: من اخلاق الانبیاء حب النساء؛ محبت نسبت به زن از اخلاق انبیاء است.

یك مرد فهیم كه دارای سلامت روحی و روانی است، به دور از تعصب و خودخواهی، خویش را در غم و شادی همسرش شریك می داند و سعادت خانواده را درگرو یاری و همكاری متقابل با همسر خویش می شناسد و زمانی احساس خوش بختی می كند كه همسر او نیز از دل و جان لبخند رضایت برلب داشته باشد. بدین گونه برای حفظ و بقای یك زندگی موفق، هر دو عنصر اصلی زندگی، یعنی «زن و مرد» باید آگاهانه رفتار كنند. دانش و آگاهی دراین زمینه، بسیار وسیع و گسترده است و نیاز به مطالعات و كسب تجارب و تمرین دارد.

در سیره پیشوایان می توان موارد زیر را به عنوان مجملی از مفصل مشاهده كرد:

 

1- ابراز محبت: امام صادق (ع) می فرماید: العبد كلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا؛ هرچه محبت همسر در قلب مرد زیادتر می شود، فضیلت ایمانش زیادتر گردد.

صفا و شادابی كانون خانواده، بستگی به حضور بانشاط یك «زن» دارد، اما نشاط و سرزندگی یك زن به محبت «مرد» وابسته است.

حضرت علی (ع) درمورد زن فرموده اند:«زن گل بهاری است نه پهلوانی سخت كوش» (نهج البلاغه نامه 13) زن همانند گل است و به راستی طراوت یك گل، مرهون مراقبت باغبانی مهربان است. تا در سایه مواظبت و انس با آن، از جلوه و زیبایی و عطر و رنگش، بهره و لذت برد و روحش از دیدار آن تازه گردد. بنابر این هر گونه رفتار خشونت آمیز و قهرگونه نادرست است.

 

2- احترام به همسر: حضرت زهرا (س) پس از رحلت رسول مكرم اسلام وقتی «فدك» را به ناحق از او گرفتند، برای دفاع از حق خویش و بازگرداندن حقش نزد خلیفه وقت رفت؛ اما با ارائه استدلال های منطقی، موفق نشد حق خود را بستاند، بنابراین با ناراحتی و تأثر شدید وارد منزل شد و اظهار ناراحتی نمود. حضرت زهرا (س) شوهرش علی (ع) را مورد خطاب قرارداد و گفت:«... هیچ كس از من دفاع نكرد و از ظلم آنها جلوگیری ننمود. خشمگین از خانه بیرون رفتم و پریشان و با افسردگی بازگشتم، و تو این گونه پریشان نشسته ای! تو همان بودی كه گرگان عرب را صید می كردی و اكنون زمین گیر شده ای! یا علی! نه گویندگان را مانع هستی و نه یاوه گویان را دافع! اختیار از كفم رفته،... از اینكه با تو این گونه سخن می گویم نزد خدا عذر می خواهم، خواه مرا یاری كنی، یا واگذاری! ای وای بر من درهر پگاه كه تكیه گاهم از كف بیرون رفت و بازویم بی رمق گشت.»

علی(ع) با لحنی محترمانه همسر مهربانش را دلداری داد و فرمود:«وای بر تو مباد، بلكه وای بر دشمنان تو باد!ای دختر برگزیده خدا و یادگار نبوت، از اندوه و غصه دست بردار. به خدا سوگند! من درانجام وظیفه سستی نكردم و آنچه قدرت و توان داشتم، انجام دادم.»

 امام صادق (ع) می فرماید: العبد كلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا؛ هرچه محبت همسر در قلب مرد زیادتر می شود، فضیلت ایمانش زیادتر گردد

حضرت علی (ع) آن چنان با خونسردی، متانت، دلجویی و احترام در برابر ناراحتی و شكوه حضرت زهرا(س) برخورد می نماید، كه حضرت فاطمه (س) آرام می گیرد و می فرماید: «خداوند مرا كفایت می كند.» و بدین گونه كار آنها را به خدا وامی گذارد و ساكت می شود. (احتجاج طبرسی 1.182)

حضرت علی (ع) درباره چگونگی برخورد با همسرش می فرماید:« به خدا سوگند! هرگز كاری نكرده ام كه فاطمه خشمگین شود و او را به هیچ كاری مجبور نكردم...

او نیز هرگز مرا خشمگین نكرد و برخلاف میل باطنی من، قدمی بر نداشت.» (كشف الغمه: 1.363)

برای به تصویر كشیدن بالاترین حد تكریم امام حسین (ع) به فرزند و همسرش نیز اشعار آن حضرت بهترین شاهد است.

آن حضرت در روز عاشورا درمورد همسرش «رباب» و دخترش «سكینه» می فرماید:

به جان تو سوگند! من خانه ای را دوست دارم كه در آن سكینه و رباب باشند.

من آنها را دوست دارم و عمده اموالم را می بخشم به آنان وكسی را شایسته نیست مرا سرزنش كند. (بحار. 54. 74)

پیامبر (ص) فرمود: نشستن مرد در كنار همسر خود در پیشگاه خداوند، دوست داشتنی تر از اعتكاف و شب زنده داری در مسجد من (مسجد النبی در مدینه) است (تنبیه الخواطر ج 2 ص 221).

 

3- یاری همسر: حضرت علی و حضرت زهرا (س) در آغاز زندگی مشترك برای تعیین مسئولیتشان در كانون خانواده خدمت رسول خدا رسیدند و از ایشان درخواست تعیین تكلیف نمودند.

کتاب خاطرات همسر امام خمینی (ره) منتشر می‌شود

رسول خدا (ص) كارهای درون خانه را برعهده حضرت فاطمه (س) گذاشت و كارهای بیرون خانه را به حضرت علی(ع) سپرد.

فاطمه (س) می فرماید: «جز خدا كسی نمی داند كه من چه اندازه خوشحال شدم از اینكه كارهای درون خانه به من واگذار شد و از كارهای بیرون خانه و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم.» (وسایل. 41.321)

با این همه علی (ع) به كارهای بیرون خانه اكتفا نمی كرد بلكه در كارهای خانه نیز شركت می جست. آن حضرت با علاقه ای كه به زهرا(س) داشت، به او كمك می كرد.

حضرت، عدس پاك می نمود، خانه را جارو می كرد و در دستاس كردن، همسرش را یاری می نمود. امام صادق(ع) می فرماید: «علی(ع) هیزم می آورد، آب مورد نیاز خانه را تامین می كرد و خانه را جارو می نمود. حضرت زهرا(س) نیز آرد می كرد، خمیر آماده می نمود و نان می پخت.» (كافی .5.68. من لایحضر 169.3)

از برخی روایات استفاده می شود كه حضرت علی(ع) بعضی اوقات در كارهایی مانند تهیه آرد و آسیاب كردن نیز به كمك همسرش حضرت زهرا (س) می شتافت.

روزی رسول خدا (ص) به خانه علی(ع) وارد شد،

ناگاه مشاهده كرد دختر و دامادش با محبت بی نظیر در كنار هم نشسته و با همكاری هم به آرد كردن «جو» مشغولند.

پیامبر (ص) خطاب به آنان فرمود: ایكما اعیی؛

كدام یك از شما خسته تر هستید، تا من به جای او نشسته، كارش را انجام دهم؟

علی (ع) فرمود: ای رسول خدا! دخترت فاطمه، خسته تر است. آن حضرت كنار دامادش نشست و با هم به دستاس كردن مشغول شدند. (بحار .34.05)

 

4-پرستاری از همسر: هنگامی كه حضرت زهرا (س) به سبب ستم و ضرب و شتم دشمنان، زمان ارتحالش فرا رسید، در رابطه با تشیع بدن مطهر، محل دفن و چگونگی غسلش سفارش هایی به شوهرش علی (ع) كرد. آن حضرت نیز به همان وصیت عمل نمود.

به علاوه علی(ع) در هنگام بیماری همسرش، مانند پرستاری دلسوز از او مراقبت می نمود.

امام سجاد (ع) از پدرش امام حسین (ع) نقل می كند: وقتی حضرت زهرا(س) بیمار شد، به علی (ع) سفارش كرد جریان كسالت او را به كسی خبر ندهد.

علی (ع) نیز چنین كرد و كسی را در جریان كسالت زهرا(س) قرار نداد و خود آن حضرت پرستاری و مراقبت از همسرش را به عهده گرفت و اسماء نیز به او كمك می كرد. چون هنگام ارتحال فرا رسید حضرت زهرا(س) به شوهرش سفارش كرد كه او عهده دار مراسم تجهیز و دفنش شود؛ شبانه او را دفن نماید و محل دفن را پنهان نگه دارد. علی (ع) نیز چنین كرد؛ اما پس از دفن آن حضرت، حزن و اندوه فراوان او را فرا گرفت و اشك های مباركش بر گونه هایش جاری گردید. رو به مرقد مبارك پیامبر (ص) نمود و فرمود:سلام و درود من بر تو ای رسول خدا! و بر دختر عزیزی كه پس از رحلت به سرعت به تو پیوست!

ای پیامبر عزیز! در اثر مفارقت زهرا توانم، به ناتوانی و صبرم، به كم صبری تبدیل گشت!

ای نجات دهنده عالم هستی! امانت از من گرفته شد! اما بدان كه بعد از این، دیگر حزن و اندوه من همیشگی است، و شب ها از فراق فاطمه خواب به چشمم نخواهد رفت!» (نهج البلاغه. خ 391)

فاطمه (س) می فرماید: «جز خدا كسی نمی داند كه من چه اندازه خوشحال شدم از اینكه كارهای درون خانه به من واگذار شد و از كارهای بیرون خانه و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم

5-توجه به خواست همسر: امام حسین(ع) به خواست مشروع، علاقه و حس زیبایی دوستی همسرش، توجه خاصی می نمود و به آن احترام می گذاشت و برخی اوقات به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه رو می شد؛

همسر

جابر از امام باقر(ع) نقل می كند: عده ای بر امام حسین(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرش های گران قیمت و پشتی های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض كردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می كنیم كه ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را، مناسب نمی دانیم.)!

حضرت فرمود: انا نتزوج النساء فنعطیهن مهورهن فیشترین ما شئن لیس لنا منه شیء؛ ما بعد از ازدواج، مهریه همسران مان را پرداخت می كنیم و آنها هرچه دوست داشتند، برای خود خریداری می كنند.

هیچ یك از وسایلی كه مشاهده نمودید، از آن ما نیست.» (بحار.34.171)

در روایت دیگر نقل شده كه از امام صادق(ع) سؤال شد:

آیا خرید جواهرات برای زینت خانواده درست است؟

حضرت فرمود: «علی بن الحسین(ع) برای بچه ها و همسرانش زیورآلات از نوع طلا و نقره تهیه می كرد و آنها را با آن زیورها می آراست.» (كافی.6.674)

از این روایات و نظایر آن، به خوبی استفاده می شود كه امام سجاد(ع) به حس زیبایی دوستی همسر خود احترام می گذاشت و امكانات لازم را در حد متعارف آن زمان، برای آنها فراهم می نمود.

از معصومین نقل شده كه: مومن مطابق میل عیالش (خانواده اش) غذا می خورد و انسان منافق و دو چهره، خانواده اش مطابق میل او غذا می خورند» (وسایل. 51.052) مطابق این حدیث نورانی، مرد باید در خانه حتی غذا خوردنش بر طبق میل همسرش باشد و او همان غذایی را بخورد كه عیالش دوست دارد تا به این ترتیب در عمل نشان دهد خواسته همسر را بر خواسته خود ترجیح می دهد و برای او ارزش قائل است.

 

6- آراستن خویشتن برای همسر: پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: «لباس های خود را تمیز كنید، موهای خود را اصلاح نمائید، مسواك بزنید و آراسته و پاكیزه باشید كه بنی اسرائیل چنین نكردند و زنانشان بدكار شدند.»(كافی.6.574)

امامان علیهم السلام نیز به این مطلب توجه خاصی داشتند. این بزرگواران خود را برای همسرانشان آراسته و مرتب می كردند، لباس مناسب می پوشیدند و موهای خود را رنگ می زند.

حسن بن جهم- از دوستان امام كاظم(ع) گوید:  آن حضرت را دیدم كه موهای خود را خضاب كرده است، گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب می كنید؟!

حضرت فرمود: آری، اصلاح و مرتب بودن وضع، بر عفت زنان می افزاید: زنانی بودند كه پاكدامنی را رها كردند به این دلیل كه شوهرانشان اصلاح و مرتب بودن خود را رها كردند. سپس فرمود: دوست داری همسرت را در حالی همانند حال خودت كه خود را آراسته ننموده ای، ببینی؟

گفتم: نه!

فرمود: او نیز چنین است.

آنگاه فرمود: نظافت و استعمال بوی خوش و اصلاح مو، از اخلاق پیامبران است.

یكی از دوستان امام باقر(ع) به نام حكم بن عتیبه می گوید:در خانه ای زیبا و آراسته خدمت آن حضرت رسیدم، لباس زیبا و رنگینی پوشیده بود كه آثار رنگ لباس بر دوش حضرت دیده می شد.

خیلی شگفت زده شدم. گاهی، به خانه نگاه می كردم، گاهی به وضع لباس آن حضرت!

حضرت فرمود: این حالت، چطور است؟

عرض كردم: چه بگویم از این لباسی كه به تن كرده اید؟ این لباس، مربوط به افراد نوجوان است.

حضرت فرمود: ای حكم! چه كسی زینت ها و چیزهای پاكیزه ای را كه خداوند برای بندگانش آفریده است، حرام كرده؟ اینها از چیزهایی است كه خداوند برای بندگانش آفریده است؛ اما این خانه كه مشاهده می كنی مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج كرده ام.

پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: «لباس های خود را تمیز كنید، موهای خود را اصلاح نمائید، مسواك بزنید و آراسته و پاكیزه باشید كه بنی اسرائیل چنین نكردند و زنانشان بدكار شدند

لباسی كه مشاهده می كنی و همچنین حضور من در این خانه، به خاطر همین موضوع است (وسایل.41.381) حسن زیات بصری نقل می كند: با یكی از دوستانم خدمت امام باقر (ع) رسیدیم. او را در خانه ای زیبا، با لباس زیبا در حالی كه سرمه كشیده بود، دیدیم. سپس سؤالاتی از آن حضرت نمودیم، ایشان متوجه شد كه ما از وضع لباس و خانه آن حضرت شگفت زده شده ایم. حضرت فرمود: فردا با دوستت نزد من بیا.

روز بعد در منزلی كه او بیشتر وقت ها آنجا تشریف داشت، رفتیم. مشاهده كردیم كه در خانه، جز حصیر، چیزی نیست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارد. حضرت فرمود: دیروز شما پیش من آمدید، در حالی كه من در خانه ای بودم كه مربوط به همسرم بود و آن وسایل موجود در خانه، متعلق به اوست.

او خود را آرایش كرده بود تا من هم خود را برای او آراسته و مزین نمایم.

 

7- گذشت از لغزش های همسر: سیره معصومان علیهم السلام چنین بوده است كه اشتباه و خطای رفتاری همسران را نادیده می گرفتند.

اسحاق بن عمار می گوید: به امام صادق (ع) عرض كردم: حق زن بر مرد چیست كه با انجام آنها انسان، «نیكوكار» محسوب شود؟

امام فرمود: خوراك و پوشاك او را فراهم نماید و اگر خطایی از او سر زد، از او بگذرد.

سپس فرمود: پدرم امام باقر (ع) همسری داشت كه به او آزار می رساند؛ ولی پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار می داد. (وسایل. 41.015)

در پایان باید تأكید كرد كه آنچه درباره وظایف و مسئولیتهای عاطفی و اخلاقی مرد نسبت به همسرش در این مقاله گفته شد تنها بخشی از دستورات حیاتبخش اسلام است و ناگفته های بسیاری خصوصا در باره وظایف قانونی و شرعی مردان باقی مانده كه علاقمندان می توانند به كتابهای مربوط به اخلاق در خانه و خانواده و آئین همسرداری مراجعه كنند.

 


- نظرات (0)

همنشین درقبر

قبر


در برخی از روایات بیان شده است که انسان در قبر دارای هم‌نشین است؛ حال هم‌نشین او یا جوانی زیبا و نیکو صورت است یا حیوانی با چهره‌ای بسیار خشن و ترسناک که تا روز قیامت انسان را اذیت خواهد کرد.

در «أمالى» شیخ صدوق روایتی از «قَیس بن عاصِم» نقل شده که می‌گوید: من با جماعتى از «بنى تمیم» بر رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)  به عنوان میهمان وارد شدیم، من عرض كردم: اى پیغمبر خدا! ما را موعظه‏‌اى فرما كه از آن نفع ببریم، چون ما قومى هستیم كه در صحرا زندگى می‌كنیم و خدمت شما كمتر می‌رسیم؛ حضرت فرمودند: «اى قیس! به درستى كه با هر عزتى ذلتى است و با هر زندگى مرگی وجود دارد و با دنیا آخرتی است و براى هر چیزى حساب‌گرى است و بر هر چیزى مراقب و پاس‌دارى قرار داده شده است، براى هر كار نیكویى ثوابى و براى هر كار زشتى عِقابى و براى هر أجلى كتاب و تقدیرى مقدر شده است.

اى قیس! حتماً و بدون شك با تو قرین و هم‌نشینی خواهد بود كه با تو دفن می‌شود، در حالی‌که او زنده است و تو نیز با او دفن می‌‌شوى در حالی‌که مرده هستى. پس اگر آن قرین، كریم باشد تو را از گزند حوادث حفظ خواهد کرد و اگر لئیم و پست باشد، تو را دست‌خوش خطرات و آفات نموده به طوفان بلا خواهد سپرد. و روز قیامت نیز محشور نمی‌شوی مگر با او و از تو بازپرسى نخواهد شد مگر از او، پس او را صالح قرار بده چون اگر صالح باشد، با او انس خواهى گرفت و اگر فاسد باشد از هیچ چیز وحشت ندارى مگر از او؛ و آن كردار و عمل تو است».[1]

در این روایت حضرت می‌فرماید اعمال آدمی به صورت یک انسان تجلی خواهد یافت و اگر انسان دارای عمل صالح و کرداری نیک در دنیا باشد، آن هم‌نشین هم زیبا، جوان و خوش‎سیما خواهد بود که انسان از مصاحبت با او لذت می‌برد و دیگر ترسی از قبر و قیامت ندارد، ولی اگر اعمال آدمی زشت بوده و نافرمانی خداوند  متعال را کرده باشد، این اعمال به صورت انسانی کریه المنظر و بسیار زشت در آمده و تا روز قیامت و بعد از آن نیز هم‌نشین آدمی خواهد بود، به طوری‌که انسان از هم نشینی او بسیار بیم دارد و این هم‌نشینی بسیار درد آور و عذاب دهنده خواهد بود.

حتماً و بدون شك با تو قرین و هم‌نشینی خواهد بود كه با تو دفن می‌شود، در حالی‌که او زنده است و تو نیز با او دفن می‌‌شوى در حالی‌که مرده هستى. پس اگر آن قرین، كریم باشد تو را از گزند حوادث حفظ خواهد کرد و اگر لئیم و پست باشد، تو را دست‌خوش خطرات و آفات نموده به طوفان بلا خواهد سپرد

امام صادق(علیه‌السلام) نیز فرمودند: «هنگامی‌که خدا بنده مۆمنش را از گور برانگیزد، با او جوانی زیبا بیرون آید كه جلو او باشد و هر جا مۆمن هراسى از هراس‌هاى عرصه قیامت را ببیند آن جوان به او بگوید: نترس، غم مخور، تو را مژده می‌دهم که به شادى و احترام از طرف خداوند (عزّوجلّ) تا این‌که آن بنده مۆمن در پیش‌گاه خداوند متعال به آسانی حساب‌رسی شود و اجازه رفتن به بهشت را به دست آورد؛ در این هنگام بنده مۆمن به آن جوان بگوید: رحمت خدا بر تو باد چه خوب هم‌نشینی هستی كه با من از گور بیرون آمدى و پیوسته به من مژده شادى و احترام از خداوند متعال را دادی، بگو تو چه کسی هستی؟ آن جوان در پاسخ بگوید: من همان شاد کردن دل مومن در دنیا هستم، تو در دنیا دل بنده مومن خدا را شاد کردی، خداوند متعال نیز من‌را از آن آفرید تا هم‌نشین تو باشم و به تو مژده دهم.[2]

بنابراین انسانی كه در قبر قرار می‌گیرد، شخصی با او ملازم است، از او سۆال می‌كند: تو كیستى كه من تا به حال به زیبائى و محبّت و انس با تو ندیده‌‏ام؟ در پاسخ می‌‌گوید: من عمل خودت هستم، من نتیجه كردار و رفتار خودت هستم، من ظهور ملكات و سَجایا و رفتار تو هستم. من از دنیا با تو به این‌جا آمده‌‏ام و از این‌جا تا روز قیامت نیز با تو خواهم بود. و وقتى كه سر از قبر در مى‏‌آورى من با تو وارد محشر شده و در پیشگاه عرض و مقام عدل الهى خواهیم رفت.

این مساله در لسان علماء به تجسم اعمال معروف است، یعنی اعمال آدمی در قالبی خاص، تجسم خواهند یافت، حال به عمل ما بستگی دارد، اگر خوب باشد تجسمی خوب و اگر بد باشد، تجسمی زشت و ناپسند خواهد داشت.[3]

 

پی‌نوشت ها:

[1]. امالی شیخ صدوق، مجلس اول، ص 2.

[2]. آداب معاشرت(ترجمه جلد 16 بحارالانوار) ج‏1، ص 188.

[3]. معاد شناسى، ج‏3، ص 265.



- نظرات (0)