سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

وظیفه ما در برابر دشمنان چیست

متحد بودن

قرآن کریم در باب مقابله با دشمنان، هم مسلمانان را به وحدت دعوت كرده: «و اعتصموا بحَبلِ اللّه جَمیعاً و لا تفرّقوا» (سوره آل ‏عمران، آیه 103) و هم از تفرقه نهى فرموده است: «و لا تَنازعوا فتَفشِلوا» (سوره انفال، آیه 46) با یكدیگر نزاع نكنید كه سست و ناتوان مى ‏شوید. 
نکته ی قابل توجه اینکه می فرماید: با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، این عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود.
به دو مثال توجّه كنید: 
قطرات باران تا وقتى از هم جدا هستند، قدرتى ندارند، امّا وقتى در كنار هم قرار مى ‏گیرند و به شكل جوى و سپس رودخانه جارى مى ‏شوند، چنان قدرتى مى ‏یابند كه اگر مهار نشوند، سیل بنیان‏ كن مى ‏شوند و اگر در پشت سد مهار شوند، توربین‏ هاى عظیمى را به حركت در مى ‏آورند كه ده ها مگاوات برق تولید كرده و چرخ صنعت را به حركت درمى ‏آورند. 
هر دست ما پنج انگشت دارد، امّا در برابر دشمن مشترك، همه انگشتان با هم جمع شده و به شكل مشت بر سینه دشمن كوبیده مى ‏شود. 
با آنكه هر انگشت از انگشت دیگر متفاوت و متمایز است، یكى بلند است و یكى كوتاه، یكى نازك است و یكى كلفت و هر كدام نباشند، بخشى از كارهاى روزمرّه انسان زمین مى ‏ماند. مثلاً بدون انگشت شصت، نمى‏ توان دگمه را بست و یا قلم را به دست گرفت و چیزى نوشت.

با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود

بنابر این مسلمانان با وجود اختلافات سلیقه ‌ای و طبیعی و اختلاف در امور جزئی و فرعی، باید در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خود، در جهت حفظ و دفاع از دین و دسترس به اهداف اساسی و اصولی در ابعاد گوناگون، همسو و همفكر و هم‌ مرام باشند و با تمام توان و برنامه ‌های منسجم و همسو، از دین و دستاوردهای آن دفاع نمایند.
قرآن، مسلمانان را به وحدت دستور می دهد و از تنازع و مشاجره جهت پیشگیری از سستی و زبونی و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صریح نهی می کند.
پیامبر گرامی اسلام با تکیه بر مبانی اتحاد اسلامی، مدینه فاضله ای سرشار از عشق، صمیمیت، برادری، ایثار و تمامی فضایل انسانی ساخت که هنوز بشر در حسرت و آرزوی تحقق دوباره چنین جامعه ای به سر می برد.
از دیگر آثاری که قرآن برای اتحاد برمی شمارد، استواری و حفظ هیمنه و استحکام جامعه است. هنگامی که جامعه از اختلاف دست بردارد و تنازع را به کناری نهد، دل ها به هم نزدیک و صفوف آنها منسجم و مستحکم می گردد؛ به گونه ای که خللی در میان نمی ماند تا دشمن از آن نفوذ کند و به جامعه ضربه زند. در این تحلیل، علت و سبب شکست جامعه، وجود اختلافات و درگیری ها دانسته شده است که مفهوم دیگر آن می تواند چنین باشد که اتحاد، عاملِ انسجام و وحدت صفوف و در نتیجه، پیروزی است.
با خودتان نزاع و مشاجره نکنید، نمی گوید نجنگید آن که دیگر طریق اولی است، وقتی که خودی ها و گروه هایی از خودی ملت و کشور به روی یکدیگر تفنگ بکشند، با هم نزاع و مشاجره و اختلاف داشته باشند، عروسی دشمن است… پس دستور هم این است که با یکدیگر منازعه و مشاجره (نه جنگ) نکنید که پشت سرش سستی و ضعف پیدا می شود و پشت سر ضعف آن شوکت و عظمت و قدرت شما از میان می رود. [آشنایی با قرآن، ج3 ص 101]
نزاع و اختلاف ، عامل انهدام کیان و شخصیت جامعه اسلامی است. با یکدیگر نزاع نکنید و اختلاف نداشته باشید که سست و ضعیف خواهید شد و بو و خاصیت خود را از دست خواهید داد.
جدال و اختلاف، کیان و شخصیت جامعه اسلامی را منهدم می کند. ایمان اساس دوستی و وداد و ولاء مؤمنان است.


- نظرات (0)

مرگ انسان به دست كیست؟

در قرآن، گاهى خداوند كارهایى را به خودش نسبت مى ‏دهد و گاهى همان كار را به دیگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، یك جا مى ‏فرماید: «اللّه یتوفّى الانفس» (سوره زمر، آیه 42) خدا، جان مردم را مى ‏گیرد. 
و در جاى دیگر مى ‏فرماید: «یتوفّاكم ملك الموت» (سوره سجده، آیه 11) ملك الموت «عزرائیل»، جان مردم را مى ‏گیرد.

مرگ

هنگام مرگ به گفته ی قرآن، نفس ماست که از ما گرفته می شود. یادمان باشد هیچ کاری در هستی انجام نمی شود مگر با اجازه خداوند و منطبق بر سنت الله (قوانین آفرینش) باشد حتی پیامبران برگزیده خداوند که برای هدایت بشر فرستاده می شوند فقط باید آنچه را خدا دستور می دهد به مردم بگویند و مطابق فرامین خدا عمل نمایند؛ مثلا روح الامین  که قرآن را بر سینه پیامبر نازل می کند با اجازه خداوند است و پیامبر اجازه هیچ دخل و تصرفی را از جانب خود در کلام وحی ندارد: (سوره 40 غافر آیه 78) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّـهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ: و البته رسولانی را از قبل تو فرستادیم و از آنها کسی است که داستانش را برای تو نقل کردیم و از آنها کسی است که داستانش را برای تو نقل نکردیم و در شان و شایسته ی هیچ رسولی نیست که آیه ای را بیاورد مگر با اجازه ی خدا و وقتی دستوری از جانب خدا به حق گذرانده شود ( اجازه ی آوردن آیه ای داده شود) و آنجاست که کسانی که به مسیر باطل می رفتند زیان می کنند.

می میرید با اجازه خدا!

و تنها خداست که می میراند و زنده می کند و خلق می کند و روزی می دهد و شفا می دهد و هدایت می کند و هر یک از این ها را که بخواهد توسط رسولان و فرشتگانش به انجام می رساند.

و هیچ کس نمی میرد مگر با اجازه خدا ! (سوره 3 آل عمران آیه 145): وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ کِتَابًا مُّؤَجَّلًا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّاکِرِینَ: و نبوده است کسی بمیرد (کسی نمی تواند بمیرد) مگر با اجازه خدا و کتابی است زمان دار و هر کس می خواهد پاداش دنیا را از آن به او می دهیم و آن کس که می خواهد پاداش آخرت را از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش می دهیم.
بنابراین آنچه که رسولان خدا انجام می دهند همه از جانب خداست و در این کار ماموریت دارند (سوره 32 سجده آیه11) قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ: بگو فرشته ی مرگ شما را متوفی می کند (جانتان را به تمامی میگیرد) همان کسی که بر شما وکیل شده سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید.
و قرآن به روشنی بیان می کند گرفتن جان انسان ها  برعهده ی یک نفر نیست و فرشتگان، رسولانی هستند که برای گرفتن جان های کسانی که هنگام مرگشان فرا رسیده است به سوی آنها فرستاده می شوند تا جانشان را بستانند.
و تنها خداست که می میراند و زنده می کند و خلق می کند و روزی می دهد و شفا می دهد و هدایت می کند و هر یک از این ها را که بخواهد توسط رسولان و فرشتگانش به انجام می رساند.

کلام آخر:

نبوده است کسی بمیرد (کسی نمی تواند بمیرد) مگر با اجازه خدا و کتابی است زمان دار و هر کس می خواهد پاداش دنیا را از آن به او می دهیم و آن کس که می خواهد پاداش آخرت را از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش می دهیم.

در قرآن، گاهى خداوند كارهایى را به خودش نسبت مى ‏دهد و گاهى همان كار را به دیگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، یك جا مى ‏فرماید: «اللّه یتوفّى الانفس» (سوره زمر، آیه 42) خدا، جان مردم را مى ‏گیرد. 
و در جاى دیگر مى ‏فرماید: «یتوفّاكم ملك الموت» (سوره سجده، آیه 11) ملك الموت «عزرائیل»، جان مردم را مى ‏گیرد.
و جایى دیگر مى‏فرماید: «تَوفّته رُسُلنا» ( سوره انعام، آیه 61) فرشتگان، جان مردم را مى‏ گیرند. 
هر سه تعبیر قابل قبول است. 
در بعضی آیات بیان می کند که فرشتگان جان ‏ها را مى ‏گیرند و به عزرائیل تحویل مى ‏دهند و عزرائیل جان ‏ها را به خدا تحویل مى ‏دهد. 
شاید هم این گونه باشد: جان افراد عادى را فرشتگان مى ‏گیرند، جان افراد برجسته را عزرائیل مى ‏گیرد و جان اولیاى الهى  را خداوند مى ‏گیرد. 
همان ‏گونه كه قرآن درباره اهل بهشت تعبیرهاى مختلفى دارد؛ یك جا مى ‏فرماید: «یسقیهم ربّهم» (سوره انسان، آیه 21) خداوند آنان را سیراب مى ‏كند. در جاى دیگر مى‏ فرماید: «یُسقَون فیها كأساً» (سوره انسان، آیه 17) اینها از طریقى سیراب مى‏ شوند و نامى از خداوند برده نشده است.
در همه ی این بیانات نکته ی اساسی و مهم این است که بدانیم هیچ کاری در هستی انجام نمی شود مگر با اجازه خداوند و منطبق بر سنت الله (قوانین آفرینش) باشد حتی پیامبران برگزیده خداوند که برای هدایت بشر فرستاده می شوند فقط باید آنچه را خدا دستور می دهد به مردم بگویند و مطابق فرامین خدا عمل نمایند.





- نظرات (0)

پنج نشانه بهترین بندگان خدا

 پنج نشانه بهترین بندگان خدا
انسان موجودی کمال گراست، و به دنبال این است که همیشه بهترین باشد. از آنجا که انسان دارای امیال مختلف و متضادی ست؛ امکان دارد در مسیر کمال و بهتر شدن، اشتباه کرده و خود را هم به مخمصه بیندازد. خدای بزرگ که انسان را آفریده و حال او را بهتر می داند؛ برای بهتر شدن انسان راهکارهایی را ارائه داده است. امام رضا (علیه السلام) که هشتمین ولیّ خداست؛ این راهکارها را برای ما تبیین نموده است:

بهترین بندگان
امام رضا (علیه السلام) بهترین بندگان را اینگونه معرفی می کند: «الَّذِینَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَكَرُوا وَ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا؛[1]آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند».
اکنون به یاری خدا به شرح مختصری از این نشانه ها می پردازیم.
1 آنان كه هر گاه نیكى كنند خوشحال شوند.
اولین خصیصه بهترین بندگان خدا در کلام امام هشتم، خوشحال بودن آنها از اعمال کارهای نیک است، اینگونه بندگان هم در فردای قیامت، خوشحال و خندانند. «وَ یَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُور؛[انشقاق/9]و او به سوى كسان و خویشانش (در بهشت) مسرور و شادمان خواهد رفت»
نکته مهم: خوشحالی بندگان نیکوکار و خوب خدا، به غرور و خود برتربینی نمی انجامد، ولی بندگان گناهکار، حتی از کارهای گناه خود مسرورند، چه برسد به کارهای به ظاهر نیکشان، خدا در وصف دوزخیان، می فرماید«إِنَّهُ كانَ فی أَهْلِهِ مَسْرُور؛[انشقاق/13] او همواره در میان خانواده اش [به ثروت و مال و مقام ] خوشحال و شادمان بود» [2]
بهترین بندگان خدا از منظر امام رضا (علیه السلام) دارای پنج خصلت می باشند، وقتی که کار نیکی انجام دهند، خوشحال می شوند، کار بدی مرتکب شوند از خدا آمرزش می خواهند، شکر منعم را بجا می آورد، در بلاها و مشکات، صبر کرده، و خشم خود را کنترل می کنند.

2 هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند.
بهترین بندگان خدا همواره در حال حمد و ستایش خداوند، و آمرزش از او بخاطر غفلتها و گناهانشان هستند. قرآن در وصف بندگان ذاکر خداوند می فرماید: آنان كه خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو خفته، یاد مى كنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند. [3]  در آیات بعد به استغفار این بندگان خوب و ایمانی اشاره می کند: «رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِى لِلْایمَنِ أَنْ ءَامِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَامَنَّا  رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَیِّاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ؛[آل عمران/193])اى پروردگار ما، شنیدیم كه منادیى به ایمان فرا مى خواند كه به پروردگارتان ایمان بیاورید. و ما ایمان آوردیم. پس، اى پروردگار ما، گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را از ما بزداى و ما را با نیكان بمیران»استغفار، نیرو محرکه و تشویق کننده ی بندگان خوب خدا برای انجام نیکیها و فرار از بدیها هست، ولی آنان که استغفار ندارند، بعد از انجام گناهان، یا دچار پشیمانی مفرط و عذاب وجدان می شوند و یا کم کم با گناهان، کنار می آیند.

3 هر گاه عطا شوند شكر گزارند.
بهترین بندگان خدا همواره شکر گزارند، چه از خدای بزرگ و چه از کسانی که دین، بر گردن آنها دارند. امام رضا (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «مَنْ لَمْ یَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.؛[4]کسی که شکر(سپاس)  مخلوق را به جا نیاورد؛ شکر خدای بزرگ را بجا نیاورده است» تشکر کردن از منعم، همواره اثرات مثبت خود را دارد، این مسأله یکی از بدیهیات است. چه بسا کسی خدمت خود به دیگری را قطع کرده و یا گسترش می دهد، و علت آن را تشکر نکردن، یا قدردانی طرف مقابل می داند. این قانون، نسبت به نعمتهای خدا هم وجود دارد. «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدید؛[ابراهیم/7]اگرسپاس گزارى كنید، قطعاً [نعمتِ ] خود را بر شما مى افزایم، و اگر ناسپاسى كنید، بى تردید عذابم سخت است.
4 هر گاه بلا بینند صبر كنند.
صبر داشتن، یکی از نشانه های انسانهای موفق است، حالا اگر به این موفقیت، ایمان و معنویت را اضافه کنیم؛ نتیجه اش می شود بهترین بندگان خدا، خداوند خطاب به اهل ایمان می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ ؛[بقره/153]اى افرادى كه ایمان آورده اید! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است».
وقتی که صبر در جامعه ی اسلامی نهادینه شود، اختلاف سلیقه ها و اختلافات، به این راحتی، جامعه را دچار تشتت نمی کند. یکی از مشکلات اصلی کشورهای اسلامی این است که اختلافات را با بی صبری و بی بصیرتی به امروزی رساندند که از دست تروریستهای تکفیری، نه شیعه در امان است و نه سنی، «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ ؛[انفال/46]و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و كشمكش) نكنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوكت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت كنید كه خداوند با استقامت كنندگان است»!بدون شک اگر صبر و بصیرت رهبر معظم انقلاب در فتنه ی سهمگین هشتاد و هشت نبود؛ آن روزهای پرتنش به این زودیها از جامعه ی اسلامی مان رخت بر نمی بست.
آخرین نشانه ی بهترین بندگان خدا در حدیث امام رضا (علیه السلام)، کنترل خشم است. ریشه خیلی از قتلها و نزاعها، خشم و پرخاشگری افراد، نسبت به همدیگر است.

5 هر گاه خشم كنند درگذرند.
آخرین نشانه ی بهترین بندگان خدا در حدیث امام رضا (علیه السلام)، کنترل خشم است. ریشه خیلی از قتلها و نزاعها، خشم و پرخاشگری افراد، نسبت به همدیگر است. خداوند در قرآن در وصف انسانهای نیکوکار می فرماید: «الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛[آل عمران/134]آنهایى كه از مال خود در حال وسعت و تنگدستى انفاق كنند و خشم خود فرونشانند و از (بدى) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نكوكاران است». بندگان خوب خدا با پرهیز از خشم، و در پیش گرفتن روحیه ی نرم خویی، باعث جذب دیگران شده و قلوب مردم را تسخیر می کنند، این روش، از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، برای بندگان شایسته خدا به یادگار مانده است. «لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛[آل عمران/159]و اگر (بر فرض) تندخویى، سخت دل بودى، حتما از پیرامونت پراكنده مى شدند. پس، از آنان درگذر، و براىشان آمرزش بخواه.»
سخن آخر
بهترین بندگان خدا از منظر امام رضا (علیه السلام) دارای پنج خصلت می باشند، وقتی که کار نیکی انجام دهند، خوشحال می شوند، کار بدی مرتکب شوند از خدا آمرزش می خواهند، شکر منعم را بجا می آورد، در بلاها و مشکات، صبر کرده، و خشم خود را کنترل می کنند.

پی نوشت ها:
[1] الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام، ص 354.
[2] ترجمه انصاریان، ص389
[3] آل عمران آیه193.
[4] عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2،ص24.

- نظرات (0)

مراد از سنّت هاى الهى در قرآن چیست؟

قرآن

مجلس شوراى اسلامى دو رقم قانون وضع مى كند: 
قانونى براى اداره خود مثل آن كه هیئت رئیسه و رئیس مجلس چگونه انتخاب شود، تعداد كمیسیون ها و تعداد نفرات هر كمیسیون، مقدار حقوق، مقدار تعطیلات، شرایط مجلس علنى و غیر علنى، رأى مخفى و رأى غیر مخفى، شرایط استیضاح وزیر و... چگونه باشد كه اینها قوانینى است كه مجلس براى خودش مى گذارد. 
نوع دوم قوانینى است كه مجلس براى مردم و دولت وضع مى كند. 

قوانینی که خداوند برای خود تعیین کرده است

خداوند (جل شأنه) نیز قوانین و برنامه هایى را براى خود معیّن كرده و قوانینى را براى مردم، كه از طریق انبیاء اعلام كرده است. به قوانینى كه خداوند براى خودش تعیین كرده است، سنّت الهى «سنّة اللّه»1 (سوره احزاب، آیه 138) مى گویند. مثلاً: 

مراد از سنت های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است.

قانون هدایت: «اِنّ علینا لَلهُدى » (سوره لیل، آیه 12) 
قانون حسابرسى: «انّ علینا حسابهم» (سوره غاشیه، آیه 21) 
قانون رزق رسانى: «على اللّه رزقها» ( سوره هود، آیه 6) 
قانون حمایت: «انّا لَنَنصر رُسلنا» (سوره غافر، آیه 51)
قانون رحمت: «كَتب ربّكم على نفسه الرّحمة» (سوره انعام، آیه 54) 
امّا به قوانینى كه براى مردم تعیین كرده است، احكام و تكالیف شرعیّه گفته مى شود.
در حقیقت مراد از سنت های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است. از آنجایی که خالق متعال، حکیم و عالم و عادل است، نظامی را آفریده است که نظام اکمل و اصلح است، در این نظام هر چیزی در جای خود قرار گرفته است و طبق قوانین محکم و متقن و تغییر ناپذیر حرکت می کند و اداره می شود که اگر این قوانین (سنت ها) نباشند تمام اوضاع جهان به هم می ریزد.
این قوانین دو دسته هستند: یک دسته از آنها در عالم تکوین  است مثل جاذبه زمین، سوزندگی آتش، خواص هر یک از عناصر و مواد و ... ، آیا جهان ماده بدون وجود این قوانین می تواند وجود داشته باشد اگر در یک روز جاذبه زمین وجود داشته باشد و روز دیگر وجود نداشته باشد، در یک روز آب در صد درجه به جوش بیاید و در روز دیگر در صفر درجه و...، چه وضعیتی در جهان پدید خواهد آمد پس برای اینکه جهان ماده بتواند منظم باشد، باید بر طبق یک سری قوانین و سنت های لایتغیر  اداره شود، همانطور که این چنین هم هست.

سنت ها و قوانینی از جانب خدا برای انسان ها

منظور از«سنت الهی» آن نیست که فعل خاصی مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می دهد و چنان که خواهیم گفت، یکی از سنت های الهی همین سنت الهی در اسباب و مسببات  است.

برای انسانها نیز خداوند متعال یک سری قوانین و سنت های لا یتغیر دارد مثل این که می فرماید: « وَ لا یَحیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلاّ بِأَهْلِهِ ... » یعنی: "این نیرنگ ها تنها دامن صاحبانش را می گیرد." [فاطر آیه 43- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی] به بیان دیگر یکی از سنت های الهی این است که هر کس بدی و مکر و حیله کند، نتیجه اش به خودش بر می گردد.
یکی دیگر از سنت های الهی  این است که می فرماید: «... إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ...» یعنی: "...خداوند سرنوشت هیچ قومی (و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند..." [رعد آیه 11- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی] و همینطور است سنت آزمایش و امتحان انسانها  و صدها قانون و سنت دیگری که براساس حکمت خداوند ایجاد شده و در سراسر عالم رایج است اینها اساس نظم عالم هستند و اگر این سنت ها نباشند دیگر نظم و نظام معنی نخواهد داشت.

سنت الهی در اسباب و مسببات

منظور از«سنت الهی» آن نیست که فعل خاصی مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می دهد و چنان که خواهیم گفت، یکی از سنت های الهی همین سنت الهی در اسباب و مسببات  است. در عین حال و در مرحله ی بالاتر، افعال را به خداوند نیز می توان منسوب کرد و بنابراین تعابیر «سنة اللّه» [احزاب/38 و 62،فاطر/43،غافر/85،و فتح/ 23] و«سنتنا» [اسراء/77] که در قرآن کریم به کار رفته اند، بر همین وجه هستند.

منابع:
تفسیر المیزان ، ج 13 ، صفحه 126
تفسیر نمونه ، ج 18 ، ص 292
مجموعه آثار شهید مطهری ج1



- نظرات (0)

از هیچ کس در قیامت سؤال نمی شود!

قیامت، محاسبه

در قیامت این‌ گونه نیست که خداوند بخواهد از وضعیت انسان ‌ها و میزان کار خوب و بد آن‌ ها و در نتیجه استحقاق پاداش و کیفر آن‌ها آگاهی یابد؛ بلکه هدف از آن نشان دادن حقیقت و باطن اعمال و اعتقادات آدمی به خود اوست.(1)

محاسبه کننده اعمال

بر اساس برخی آیات تنها خداوند عهده‌دار حساب‌رسی اعمال بندگان  است:«وَإِن مَّا نُرِیَنَّكَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَیْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَیْنَا الْحِسَابُ»(2) هم‌چنان که در آیه دیگری فرموده است: «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ».(3) برخی روایات نیز همین معنا را تأکید کرده‌اند، از جمله اینکه شخصی اعرابی به محضر پیامبر(صلی الله و علیه وآله) رسید و گفت: چه کسی عهده‌ دار حساب خلق است؟ پیامبر(صلی الله و علیه وآله) فرمود: خدا. گفت: به تنهایی؟ حضرت فرمود: آری. اعرابی خندید و پیامبر(صلی الله و علیه وآله) از علت آن پرسید. مرد پاسخ داد: کریم وقتی قدرت داشته باشد عفو کند و زمانی که محاسبه کند در آن مسامحه کرده، سخت نمی‌گیرد.(4)
در مقابل این روایات، روایات دیگری وجود دارد که به صراحت حجج الهی را عهده‌ دار حسابرسی اعمال برخی افراد معرفی می‌ کند، مانند روایاتی که ائمه(علیهم السلام) را عهده ‌دار حسابرسی اعمال شیعه معرفی می ‌کند.(5)

محاسبه سریع اعمال

ایاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می ‌گیرند.(22) گستره این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر می‌گیرد.(23) برخی آیات نیز بر این امر دلالت دارند که خداوند در قیامت همگان را از اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه می‌سازد(24) و مردم نتایج اعمال خویش را می‌بینند.(25)

از ویژگی‌های حساب‌رسی الهی، سریع انجام شدن آن است. به همین جهت سریع ‌الحساب و اسرع ‌الحاسبین از جمله اسامی و صفات خداوند است. در آیاتی از قرآن کریم بر محاسبه سریع اعمال  تأکید شده است.(6) در معنای رسیدگی سریع به حساب بندگان احتمالاتی وجود دارد:
1. خداوند اعمال بندگان را به سرعت جزا می ‌دهد و وقت فرا رسیدن جزا نزدیک است؛ چنانکه می‌ فرماید: «وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».(7) بنابراین حساب به معنای جزای اعمال است.(8)
2. خداوند در سرای آخرت به حساب بندگان در مدت کوتاهی رسیدگی می‌ کند و حساب هیچ کس او را از حسابرسی دیگران باز نمی‌ دارد. بنابراین کثرت محاسبه‌ شدگان موجب طولانی شدن حسابرسی نمی ‌شود تا در نتیجه جزای افراد مستحق به تأخیر افتد و در حق آنان حکمی صورت گیرد؛ بلکه خداوند همه را با هم حسابرسی می‌کند.(9) خداوند در یک لحظه ماحصل اعمال نیک و بد را برای هر یک از افراد آشکار می‌‌ کند،(10) چنان‌که در آن واحد همه بندگان را روزی می ‌دهد. فردی از امام علی(علیه السلام) پرسید: چگونه خداوند با وجود فراوانی انسان‌ها به حسابشان رسیدگی می‌ کند؟ امام فرمود: آن‌چنان که با وجود فراوانی آن‌ها روزیشان می ‌دهد. باز پرسید: چگونه به حساب آن‌ ها رسیدگی می‌کند با آنکه او را نمی‌ بینند؟ امام فرمود: همان ‌گونه که آنان را روزی می ‌دهد و او را نمی ‌بینند.(11)
حساب اعمال ویژه آخرت نیست؛ بلکه در همین دنیا جریان دارد. سرعت حسابرسی و هر عملی اعم از نیک و بد در همین دنیا به سرعت محاسبه شده، طاعات از طریق توفیقات الهی و گناهان از طریق خذلان الهی پاداش یا کیفر داده می ‌شود.(12) بر اساس آیات قرآن کریم محاسبه سریع اعمال هم حیات دنیوی و هم حیات اخروی را شامل می‌شود. هر کس در دنیا دست به انجام اعمال نیک یا بدی بزند، سزا و جزای آن را به سرعت دریافت می‌کند. سرعت محاسبه اعمال در روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است. امام علی(علیه السلام) فرموده است: «خداوند حساب بندگان خود را در زمان کوتاهی به اندازه زمان دوشیدن یک گوسفند رسیدگی می‌کند».(13)

عمومیت حسابرسی

فردی از امام علی(علیه السلام) پرسید: چگونه خداوند با وجود فراوانی انسان‌ها به حسابشان رسیدگی می‌ کند؟ امام فرمود: آن‌چنان که با وجود فراوانی آن‌ها روزیشان می ‌دهد. باز پرسید: چگونه به حساب آن‌ ها رسیدگی می‌کند با آنکه او را نمی‌ بینند؟ امام فرمود: همان ‌گونه که آنان را روزی می ‌دهد و او را نمی ‌بینند.(11)

دامنه و گستره حسابرسی را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد: به لحاظ افراد، یعنی اینکه آیا در قیامت همگان مورد حسابرسی قرار می‌گیرند یا آنکه گروه یا گروه‌ های خاصی از آن استثنا شده‌اند؛ دیگری به لحاظ اعمال و رفتار آدمی، یعنی آیا حسابرسی شامل همه اعمال است یا آنکه برخی اعمال مورد حسابرسی قرار نمی‌گیرند.

به لحاظ افراد

برخی آیات بر این دلالت دارند که سؤال و حساب همگانی است.(14) برخی دیگر به سؤال از پیامبران و امت‌های آنان تأکید می ‌کنند.(15) مفسران در تفسیر آیه 6 سوره اعراف احتمالات متعددی را مطرح کرده‌اند: یک احتمال اینکه پیامبران از ابلاغ احکام و شریعت و امت‌ها از امتثال از پیامبران مورد سؤال قرار می‌گیرند. احتمال دیگر اینکه امت‌ ها از پذیرش دعوت پیامبران و پیامبران از اینکه امت‌ها به چه چیزی عمل کرده‌اند، پرسش می‌شوند. سومین احتمال اینکه سؤال از امت‌ها توبیخی و سؤال از پیامبران سؤال گواهی و شهادت بر حق است.(16)
بنابراین بر اساس این آیات مسئله سؤال و حساب همگانی304582 است، اما در مقابل آیاتی هم وجود دارد که از هیچ کس در قیامت سؤال نمی‌ شود: «فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ».(17) مفسران در جمع میان این دو دسته آیات چند وجه را ذکر کرده‌اند:
1. خداوند به عنوان استعلام و کشف مجهول از آنان سؤال نمی‌ کند؛ بلکه به عنوان محکوم کردن کفار و سرکوبی و غلبه بر آنان است. به همین جهت در ادامه آیه می ‌فرماید: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ». سؤال از پیامبران نیز از باب توبیخ و سرکوب نیست.
2. مراد از نفی مواقف بسیاری وجود دارد که ممکن است در برخی سؤال و حساب باشد و در برخی دیگر به به دهان‌ ها مهر زده شود و اعضای بدن گواهی و شهادت دهند و در برخی نیز از چهره‌ها وضعیت افراد مشخص می ‌شود.(18)
3. منظور این است که از آنان سؤال زبانی نمی ‌شود؛ بلکه از اعضای آن‌ ها پرسش می‌شود و آن‌ ها بر کرده ‌های خویش گواهی می‌دهند.(19)
4. ممکن است مراد نفی سؤال به شیوه متعارف در محاکم دنیوی باشد؛ زیرا خداوند به حقیقت احوال مجرمان  آگاه است و از گناهانشان نمی‌پرسد؛ بلکه در وهله اول حکم می‌کند و دفع و رد عذاب او به هیچ وجه ممکن نیست؛(20) بلکه خداوند در قیامت واقعیت یا آثار گناهان  را به گونه‌ای در وجود گنهکاران منعکس می‌ کند که هم خود آنان و هم دیگران به مجرم بودنشان واقف می ‌شوند.(21)

به لحاظ اعمال

حساب اعمال ویژه آخرت نیست؛ بلکه در همین دنیا جریان دارد. سرعت حسابرسی و هر عملی اعم از نیک و بد در همین دنیا به سرعت محاسبه شده، طاعات از طریق توفیقات الهی و گناهان از طریق خذلان الهی پاداش یا کیفر داده می ‌شود

آیاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می ‌گیرند.(22) گستره این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر می‌گیرد.(23) برخی آیات نیز بر این امر دلالت دارند که خداوند در قیامت همگان را از اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه می‌سازد(24) و مردم نتایج اعمال خویش را می‌بینند.(25)

تفاوت انسان‌ها در محاسبه

حال همه انسان‌ها در مواجهه با محاسبه الهی  یکسان نیست. برخی حساب آسان و برخی دشوار و بد در پیش رو دارند. حساب کافران حسابی بد و دشوار است.(26) در مقابل اصحاب یمین  از حسابی آسان برخوردارند.(27) مراد از بدی حساب بر اساس روایات، دقت و باریک‌بینی در محاسبه است؛ چنان‌که آسانی حساب  به معنای تسامح در محاسبه است.(28) این آسانی یا سختی بی‌علت نیست؛ بلکه ناشی از اموری از جمله نحوه رفتار با مردم و میزان برخورداری از مواهب الهی  است. آنان که با مردم به خوبی رفتار می‌کنند و از مشکلات آن‌ ها گره‌گشایی می‌کنند و اهل تسامح و گذشتند، موجبات آسانی حساب را با خود به آخرت می‌برند.(29) امام صداق(علیه السلام) به مردی فرمود: «چرا با برادرت چنین رفتار می‌کنی؟» گفت: جانم به فدایت، برای من بر او حقی است و از او تمام حقم را طلب می‌کنم. امام فرمود: «به من بگو معنای آیه «و یخافون سوء الحساب» چیست؟ آیا گمان می ‌کنی که ایشان می‌ ترسند که خداوند بر آنان ستم یا ظلم کند. نه به خدا قسم، ایشان از باریک ‌بینی و نکته سنجی در حساب می ‌هراسند».(30)
بر اساس برخی دیگر از روایات آسانی یا سختی حساب در آخرت بستگی به مواهب الهی دارد که خداوند به افراد بخشیده است. آنان که از فهم و شعور و خرد بیشتری برخوردارند، حساب دقیق‌تری خواهند داشت. در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «خداوند در قیامت نسبت به حساب هر کسی به اندازه خردی که در دنیا به او داده است، دقت و باریک ‌بینی می‌کند».(31)
پی‌نوشت ها:
1. مجادله: 6.
2. رعد: 40.
3. غاشیه: 26 و 25.
4. فیض کاشانی، علم‌الیقین، ج2، ص 1171.
5. بحارالانوار، ج 19، ص 264.
6. آل‌عمران: 19؛ مائده: 40؛ انعام: 62.
7. نحل: 77.
8. مجمع‌البیان، ج 2-1، ص 30.
9. المیزان، ج7، ص 318.
10. علم‌الیقین، ج2، ص 1165.
11. بحارالانوار، ج 37، ص 271.
12. ر.ک: سبحانی، منشور جاوید، ج9، ص 301 – 300.
13. مجمع‌البیان، ج21، ص 531.
14. نحل: 93.
15. اعراف: 6.
16. مجمع‌البیان، ج 4-3، ص 614.
17. الرحمن: 39.
18. مجمع‌البیان، ج 4-3، ص 615.
19. منشور جاوید، ج9، ص 296.
20. المیزان، ج 16، ص 78.
21. منشور جاوید، ج9، ص 296.
22. نحل: 93؛ انبیاء: 23.
23. بقره: 284.
24. زمر: 7.
25. زلزله: 6.
26. رعد: 18.
27. انشقاق: 8 – 7.
28. البرهان، ج2، ص 289.
29. نور: 22.
30. بحارالانوار، ج7، ص 266.
31. اصول‌کافی، ج1، ص 12.


- نظرات (0)

تطبیق خصوصیات آل سعود با شجره خبیثه

شجره ملعونه، آل سعود 

چرا به آل سعود لقب شجره خبیثه ملعونه داده می شود؟

برای جواب به این سوال که چرا مقام معظم رهبری آل سعود را چنین معرفی می کنند باید نگاهی داشته باشیم به آیات 24-26 سوره ابراهیم و 60 اسراء (که در آنها کلماتی همچون شجره خبیثه و ملعونه آمده است) تا بفهمیم آیا خصوصیات آل سعود با این آیات تطبیق دارد یا خیر؟
در قرآن کریم خداوند متعال بعضی از اقوام و ملل را پاک و پاکیزه و دارای فواید بیشمار و مستمر برای خود و اطرافیانشان معرفی می کند و بعضی از اقوام را خبیث و آلوده که نه تنها سودی برای دیگران ندارند بلکه تماماً ضرر و زیان و موجب رنجش دیگران هستند.
خداوند متعال برای آنکه مثالی شایسته برای معرفی این اقوام داشته باشد به چند دلیل از تعبیر شجره استفاده می کند.
الف. یک درخت از ریشه و تنه و شاخ های ریزو درشت و برگ و میوه تشکیل شده است و ساختار یک قوم و طایفه نیز دقیقاً به همین شکل است لذا از گذشته های بسیار دور برای معرفی سلسله ی یک خاندان از تصویر درخت استفاده می کردند و جد بزرگ که سر سلسله بوده است به عنوان ریشه و فرزندان ارشد شاخه های اصلی و به ترتیب می رسید به برگ ها که نوه ها و اولاد آنها و اولاد اولاد آنها بوده اند و از آن به شجره نامه یاد می کردند.

در سوره اسرا خداوند متعال سخن از رویای عجیب نبی مکرم اسلام و از شجره ملعونه به میان می آورد. شجره ی ملعونه ای که سبب فتنه ی مسلمین  خواهد شد: (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبیراً) و ما آن خوابى را كه به تو نمایاندیم و آن درخت لعنت شده در قرآن را جز آزمایشى براى مردم قرار ندادیم و ما آنها را مى ‏ترسانیم ولى جز طغیانى بزرگ در آنها نمى ‏افزاید.

ب. درختان به دلیل تنوع بسیار زیادی که دارند شاهد مثال بسیار خوبی هستند؛ بعضی از درخت ها میوه دار هستند و بعضی اصلا میوه ندارند.در بین این درختان بعضی میوه های شیرین و رسیده و بعضی تلخ و بد مزه هستند بعضی می توان در زیر سایه آن استراحت کرد و بعضی پر خار بوده و سایه نیز ندارند بعضی درختان تنومند و ریشه دارند و بعضی به اندک زحمتی از جا کنده شده و سست و ضعیف هستند.
ج. تمام شاخ و برگ ها وابسته به ریشه بوده و ریشه سالم، درخت را دارای شاخ و برگ تنومند می کند و ریشه فاسد درختی ضعیف به بار می آورد.
قرآن کریم آن طایفه و قومی که راه درست را طی کرده و منشا برکات فراوانی بوده است را به عنوان شجره طیبه که دارای ریشه ثابت و محکم و شاخ و برگ مرتفع که از آلودگی ها منزه است و در همه فصول ثمره دهی دارد معرفی کرده است: (أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها) (24-25 ابراهیم)
و در مقابل از شجره خبیثه  نام می برد که هیچ ریشه ای در زمین ندوانده و به اندک تندبادی از جا کنده می شود و همواره محکوم به شکست است و به تبع چنین درختی نه سایه ای دارد و نه میوه ای برای استفاده دیگران: (وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ)
با بررسی شجره ی آل سعود به وضوح مشاهده می کنید که شجره این خاندان شباهت های بسیاری با شجره خبیثه دارد:
چرا که آل سعود شاخ و برگ درخت خبیثی هستند که بخشی از ریشه آن به محمد بن عبد الوهاب می رسد (همسر عبد العزیز بن محمد، دختر محمد بن عبدالوهاب بوده است) ریشه ای که شاخه هایش را از لجن ها و مواد فاسد فکری (که توسط جاسوسان کشورهای استعمارگر همچون انگلیس به پای آن ریخته می شد) تغذیه می کرد.
آل سعودی که ریشه ی اصلی آنها به تصریح خودشان به قبیله عنزة بن اسد بن ربیعه می رسد که از یهودیان خیبر بوده اند «و هی بلدة بنی عنزه من الیهود» (تاریخ أبی الفداء) لذا شما می بینید که با آنکه خود را مسلمان می نامند ولی با همدستی یهودیان به کشتار مسلمانان مشغولند!1

آل سعود همان شجره ملعونه است

در سوره اسرا خداوند متعال سخن از رویای عجیب نبی مکرم اسلام و از شجره ملعونه به میان می آورد. شجره ی ملعونه ای که سبب فتنه ی مسلمین  خواهد شد: (وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتی‏ أَرَیْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبیراً) و ما آن خوابى را كه به تو نمایاندیم و آن درخت لعنت شده در قرآن را جز آزمایشى براى مردم قرار ندادیم و ما آنها را مى ‏ترسانیم ولى جز طغیانى بزرگ در آنها نمى ‏افزاید.

پیامبر چه خوابی دیدند و منظور از شجره ملعونه چیست؟

در کتاب الدر المنثور روایت شده است که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) در خواب دید كه بنى فلان" بنى امیه" در منبرش همچون میمون ها جست و خیز مى ‏كنند. بسیار ناراحت شد، و تا زنده بود كسى او را خندان ندید، خداى تعالى این آیه را فرستاد: "وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ"
علامه طباطبایی در المیزان می فرماید: تمامى آنچه را كه گفتیم روایات عامه و اتفاق احادیث خاصه تایید مى ‏كند، زیرا در آنها آمده كه مراد از "رؤیا" در این آیه، خوابى است كه رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) درباره بنى امیه دید و شجره ملعونه شجره این دودمان است‏.

قرآن کریم آن طایفه و قومی که راه درست را طی کرده و منشا برکات فراوانی بوده است را به عنوان شجره طیبه  که دارای ریشه ثابت و محکم و شاخ و برگ مرتفع که از آلودگی ها منزه است و در همه فصول ثمره دهی دارد معرفی کرده است: (أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها) (24-25 ابراهیم)

سپس حضرت علامه در المیزان می فرماید: [ممكن است "شجره ملعونه" در قرآن اشاره به هر گروه منافق و خبیث و مطرود درگاه خدا، مخصوصاً گروه‏ هایى همانند بنى امیه و یهودیان سنگدل و لجوج و همه كسانى كه در خط آنها گام برمى ‏دارند، باشد یهودیانى كه امروز بر مراكز حساس اسلامى غاصبانه مسلط شده ‏اند، همچنین منافقانى كه با آنها معاملات سیاسى و غیر سیاسى كرده و مى‏كنند، و همه سلطه ‏گرانى كه خط بنى امیه را در برابر اسلام در كل كشورهاى اسلامى تعقیب مى ‏نمایند، و نیكان را از صحنه اجتماع كنار مى‏ زنند، فرومایگان را بر گرده مردم مسلط مى‏ كنند، دوستان حق و مجاهدان راستین را شهید و بازماندگان دوران جاهلیت  را بر سر كار مى‏ گمارند، همه اینها شاخ و برگ شجره خبیثه ملعونه هستند و آزمایشى براى مردم!]
به راستی با شنیدن این توصیفات چه کسی است که به یاد جنایات آل سعود با هم پیمانی آشکار یهود و کفار علیه مسلمین نیفتد؟
آل سعود کسانی اند که با پرداخت هزینه های کلان سعی کردند به حاکمان جائری همچون حسنی مبارک در مصر و آل خلیفه در بحرین و رئیس جمهور فراری یمن کمک کنند تا سلطه خود را بر گرده ی مردم مظلوم این مناطق تداوم بخشند.
آل سعودی که با پشتیبانی مالی و لجستیکی از گروهک ‌های تروریستی چون داعش و القاعده مصیبت ها و بلاهای زیادی را بر جامعه جهانی علی الخصوص جامعه اسلامی تحمیل کردن، کسانی که با بی ‌کفایتی در ماجرای منای حج گذشته موجب شهادت ۶۰۰۰ هزار حاجی از سراسر جهان اسلام شدند.
آل سعودی که در طی حملات هوایی و درگیری هایش در یمن دست‌ کم ده هزار نفر مسلمان را که عمدتاً زنان و کودکان و مردان غیر نظامی بودند کشته است. کشتن این همه مسلمان که اکثریت آنها را غیر نظامیان تشکیل می دهند تنها از یزید صفتان و پیروان صهیونیزم کودک کش بر می آید.
شجره ای که نبی مکرم اسلام طی روایتی از شیطنت های آنها خبر می دهد: در روایت  از صحیح بخاری چنین آمده است: ایمان در یمن است و سنگدلی  در دو قبیله ربیعه و مضر است و شاخ شیطان هم از این دو قبیله به وجود می ‌آید. (همانطور که توضیح دادیم نسب آل سعود به ربیعه و نسب محمدبن عبدالوهاب به مضر می رسد.)
لذا خواننده به خوبی متوجه حسن انتخاب این صفت برای این خاندان از سوی رهبر معظم انقلاب می شود؛ به حق خاندانی که راه مومنین را برای انجام فریضه حج سد کردند و تولیت خانه کعبه  که به فرموده قرآن بیت عتیق  (خانه آزاد) است را غصب کردند شجره ملعونه است.

1. ذکر منبع تفصیلی در سایت خبرگزاری فارس :بر اساس سخنان حجت‌الاسلام سیدمحمد یزدانی
- نظرات (0)