سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بذرافشانی بر سنگ خارا


انفاق

قرآن حکیم در آیه 264 سوره بقره می فرماید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِی یُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ »؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بخشش های خود را با منت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی آورد کار او همچون قطعه سنگی است که بر آن قشر نازکی از خاک باشد و بذرهایی در آن افشانده شود و رگبار باران به آن برسد و آن را صاف و خالی از خاک و بذر رها کند آن ها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند.

اما دو نظریه درباره عمل نیک وجود دارد : 

نظریه اول معتقد است واقعیت عمل یک چیز بیش نیست و آن کاری است که گره از جامعه بگشاید، خواه انگیزه آن خدمت به خلق باشد یا خودنمایی و ظاهرسازی و کسب رضای مردم برای نیل به مقامات و مناصب دنیوی.

در این نظریه معیار، ماهیت عمل است و از سرچشمه عمل که نیت و انگیزه است خبری نیست، در این مکتب انگیزه هر چند هم آلوده و نفسانی باشد ضرری به عمل نمی زند و لذا هرگاه فردی دست به ساختن بیمارستان بزند که در سایه آن در انتخابات کشوری یا منطقه ای حائز آراء باشد، عمل او مورد ستایش است و در گشایش آن، رسانه های گروهی به ستایش سازنده آن می پردازند.

اما نظریه دوم، مبتنی بر دو شرط است: 1- خود عمل زیبا باشد و گرهی از جامعه بگشاید. 2- انگیزه عمل، کاملاً الهی باشد یا لااقل انسانی باشد.

با اجتماع این دو شرط می توان عمل را نیک و فرد را نیکوکار و از دیگران متمایز ساخت.

قرآن علاوه بر پاسداری از انفاق توأم با منت و آزار، به نکوهش انفاق ریایی می پردازد، انفاقی که کاملاً به ظاهر آراسته ولی در باطن آلوده است، عمل زیبایی که به ظاهر فریبنده است و انسان تصور می کند که عواطف انسانی یا جلب رضای خدا او را بر این کار وادار کرده است ولی در باطن ، انگیزه دیگری او را به این کار کشیده در حالی که قلب او مانند سنگ خارا سخت و صاف است.

 

کشتزار محال بر قطعه سنگ خارا

قطعه سنگ عظیمی را در نظر بگیرید که چند هکتار زمین را با سختی تمام پوشیده است. نفوذ در دل زمین با وجود چنین مانع مشکل است ولی قشر نازکی از خاک ، چهره آن را پوشانیده و انسان تصور می کند که عمق خاک به ده متر می رسد . کشاورز ناآگاه در درون زمین بذر می افشاند به امید آنکه چند برابر برداشت کند. کار پایان می یابد و چند روزی آفتاب می تابد ولی ناگهان باران درشت دانه ای فرود می آید و آن قشر نازک را با دانه های نهفته می شوید و همه را همراه آرزوی دهقان ناآگاه به رودخانه می ریزد در حالی که چشم انداز کشاورز جز سنگ خشن و سیاه چیزی نیست.

قلب ریاکار به خاطر دوری از معنویت، بسان سنگ خارایی است که نفوذناپدیر نیست. انفاق ظاهرپسند او بسان بذری است که بر روی این سنگ پوشیده از خاک نازک افشانده شود ، همان طوری که کشاورز از آن بذر نتیجه نمی گیرد چون ریشه در زمین ندارد ، مرد ریاکار نیز در روز رستاخیز از عمل خود بهره نمی گیرد چون ریشه در قلب و روح او نداشته است و چون انگیزه او جلب رضای مردم سپس نیل به مناصب دنیوی است به پاداش عمل خویش می رسد ، دیگر حق ندارد در روز قیامت از خدا پاداش بطلبد.

پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) می فرماید: ان الله لا ینظر الی صورکم ولکن ینظر الی قلوبکم و اعمالکم : خدا به ظاهر شما نمی نگرد بلکه به نیات و اطاعت شما نگاه می کند.

 

مادر بت ها، بت نفس ماست

ریا دام گسترده برای آن گروه است که نفس سرکش را از تظاهر به گناه باز می دارند و شیطان از جذب آنان به گناه از جرایم ظاهری مأیوس می گردد.

در این صورت خویشتن داری از گناه و ترک لذایذ نفسانی از طریق قوای ظاهری در درون گروهی که روح آنان از عشق به خدا و معنویت خالی است ، خلأ عظیمی پدید می آورد و نفس هوس باز پیوسته به دنبال روزنه ای می گردد که از آن راه این خلأ را پر کند . از این جهت نفس به خاطر بریدگی از ظاهر، متوجه درون و دل می گردد و آنجا را نقطه فعالیت خود قرار می دهد.

انفاقی که کاملا به ظاهر آراسته ولی در باطن آلوده است، عمل زیبایی که به ظاهر فریبنده است و انسان تصور می کند که عواطف انسانی یا جلب رضای خدا او را بر این کار وادار کرده است ولی در باطن انگیزه دیگر او را به این کار کشیده در حالی که قلب او مانند سنگ خارا سخت و صاف است

چون لذت عبودیت و پیوستگی به کمال مطلق را نچشیده، تحسین و تمجید مردم و ستایشگری های آنان در کام او شیرین می نماید سپس کم کم با تلویح و تصریح، کارهای خیر و نیک گذشته را به رخ این و آن می کشد و آن بخش از کارهای نیک را انجام می دهد که سر و صدای آفرین و اعجاب و ستایشگری مردم را برانگیزد و با اوج گیری این روح، کم کم از مرز معنویت دور شده و به حریم گناه نزدیک می شود.

انگیزه او در کار نیک به جای "مرضات الله" یا پاداش های اخروی همان شهرت و ستایش مردم می گردد و عمل صالح در نظر او جز پل پیروزی برای کسب جاه و مقام و تحصیل شهرت و موقعیت ، حقیقت دیگری پیدا نمی کند .

سپس کار به آنجا می رسد که فرایض الهی را از آن نظر انجام می دهد که مردم او را عابد و زاهد، متقی و پرهیزگار بیندیشند و تقوا و پرهیزگاری و نیکوکاری او نقل محافل گردد و در اجتماع از احترام فوق العاده ای برخوردار شود.

یک چنین فرد به ظاهر خداپرست، خودپرست و خودمدار است، خدای او نفس اوست. دین او لذایذ نفسانی اوست و به قول مولوی: چون سزای این بت نفس او نداد / ز بت نفس، بتی دیگر بزاد / مادر بت ما بت نفس شماست / زآنکه آن بت مار و این بت اژدهاست.

اما برخی تا پایان عمر در این حد باقی می مانند و به تظاهر و ریا عمر خود را به سر می برند و دست از فرایض و واجبات و اعمال صالح به صورت ریاکارانه برنمی دارند و برخی دیگر پس از گذشت زمانی، نقاب نفاق از چهره برمی کشند. از ریا و تظاهر برای کسب مقامات دنیوی و مناصب اجتماعی بهره می گیرند و با آن زهد و عبادت دروغین نیز وداع می نمایند و پس از ارتقاء از تظاهر به زشت کاری و الحاد نیز ابا نمی کنند.

منبع: خبرگزاری شبستان برگرفته از: "مثل های آموزنده قرآن، در تبیین پنجاه و هفت مثل قرآنی" آیت الله شیخ جعفر سبحانی


- نظرات (0)

معجزات امام علي و کافر شدن 69 نفر


امام علي (ع)

امام علي عليه السلام فرمود: چنانچه جرياني عجيب را ظاهر نمايم و شما شاهد آن باشيد کافر خواهيد شد؛ و از ايمان خود برمي گرديد و مرا متّهم به سحر و جادو مي کنيد.

گفتند: ما عقيده و ايمان راسخ داريم که همه چيز، از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله به ارث برده اي و هر کاري را که بخواهي، مي تواني انجام دهي.

حضرت فرمود: احاديث و علوم سنگين و مشکلِ ما اهل بيت ولايت را، هر فردي نمي تواند تحمّل کند بلکه افرادي باور مي کنند که از هر جهت روح ايمان آن ها قوي و مستحکم باشد.

سپس اظهار نمود: چنانچه مايل باشيد که کرامتي را مشاهده کنيد، هر وقت نماز عشاء را خوانديم همراه من حرکت نمائيد.

چون نماز عشاء را خواندند، حضرت امير عليه السلام به همراه هفتاد نفر که هر يک فکر مي کرد نسبت به ديگري بهتر و برتر هست حرکت نمود تا به بيابان کوفه رسيدند.

در اين لحظه امام علي عليه السلام به آن ها فرمود: به آنچه مي خواهيد نمي رسيد مگر آن که از شما عهد و ميثاق بگيرم که هر آنچه مشاهده کنيد، شکّ و ترديدي در خود راه ندهيد و ايمانتان را از دست ندهيد و مرا متّهم به امور ناشايسته نگردانيد.

ضمنا، آنچه من انجام مي دهم و به شما ارائه مي نمايم، همه علوم غيبي است که از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله به ارث گرفته ام و آن حضرت مرا تعليم فرموده است.

پس از آن که حضرت از يکايک آن ها عهد و ميثاق گرفت، دستور داد تا روي خود را بر گردانند؛ و چون پشت خود را به حضرت کردند، حضرت دعائي را خواند.

هنگامي که دعايش پايان يافت، فرمود: اکنون روي خود را برگردانيد و نگاه کنيد.

همين که چرخيدند و روي خود را به حضرت علي عليه السلام برگردانيدند، چشمشان افتاد به باغ هاي سبز و خرّمي که نهرهاي آب در آن ها جاري بود؛ و ساختمان هاي با شکوهي در درون آن ها جلب توجّهشان کرد.

پس چون به سمتي ديگر نگاه کردند، شعله هاي وحشتناک آتش را ديدند، با ديدن چنين صحنه اي که بهشت و جهنّم در أذهان و أفکارشان ياد آور شد، همگي يک صدا گفتند: اين سحر و جادوي عظيمي است؛ و ايمان خود را از دست دادند و کافر شدند، مگر دو نفر که همراه حضرت باقي ماندند و با يکديگر به شهر کوفه مراجعت نمودند.

چون خواستند وارد مسجد کوفه شوند، حضرت دعائي را تلاوت نمود، وقتي داخل شدند، ديدند ريگ هاي حيات مسجد دُرّ و ياقوت گشته است

در بين راه، حضرت به آن دو نفر فرمود: حجّت بر آن گروه به اتمام رسيد و فرداي قيامت، آنان مؤاخذه و عقاب خواهند شد.

سپس در ادامه فرمايشاتش افزود: قسم به خداي سبحان! که من ساحر نيستم، اين ها علوم الهي است که از رسول اللّه صلّي اللّه عليه و آله آموخته ام.

و چون خواستند وارد مسجد کوفه شوند، حضرت دعائي را تلاوت نمود، وقتي داخل شدند، ديدند ريگ هاي حيات مسجد دُرّ و ياقوت گشته است.

آن گاه حضرت به آن ها فرمود: چه مي بينيد

گفتند: دُرّ و ياقوت!

فرمود: راست گفتيد، در همين لحظه يکي ديگر از آن دو نفر از ايمان خود دست برداشت و کافر شد و نفر آخر ثابت و استوار ماند.

امام علي عليه السلام به او فرمود: مواظب باش که اگر چيزي از آن ها را برداري پشيمان مي گردي؛ و اگر هم بر نداري باز پشيمان مي شوي.

گوهر الماس جواهر

به هر حال او يکي از آن جواهرات را، دور از چشم حضرت برداشت و در جيب خود نهاد، فرداي آن روز، نگاهي به آن کرد، ديد دُرّي گرانبها و ناياب است.

هنگامي که خدمت امام علي عليه السلام آمد اظهار داشت: من يکي از آن درّها را برداشته ام، حضرت فرمود: چرا چنين کردي

گفت: خواستم بدانم که آيا واقعا اين جواهرات حقيقت دارد يا باطل و واهي است.

حضرت فرمود: اگر آن را بر گرداني و سر جايش بگذاري خداوند رحمان عوض آن را در بهشت به تو عطا مي کند؛ و گرنه وارد آتش جهنّم خواهي شد.

امام باقر عليه السلام در ادامه فرمود: چون آن شخص، دُرّ را سر جايش نهاد؛ تبديل به ريگ شد.

و بعضي گفته اند: که آن شخص ميثم تمّار بود؛ و برخي ديگر او را عَمرو بن حمق خزاعي گفته اند.[1]

 

پي نوشت :

[1] مختصر بصائر الدرجات: ص 118 و 119، هداية الکبري: ص 129، س 3.



- نظرات (0)

دکمه لباست روببند

نهی امیر مۆمنان از بازگذاشتن دکمه لباس

پوشش‌های پسندیده

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: برای حضور در میان برادران دینی، لباستان را آراسته و لوازم خود را به اصلاح آرید به گونه‌ای که در میان مردم مانند خالی نمودار و برجسته باشید، زیرا خدا زشتی و و زشت‌نمایی را دوست ندارد؛ همچنین می‌فرماید: لباس سفید از هر لباسی برای شما بهتر است، پس آن را بپوشید و مردگانتان را در آن کفن کنید.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) باز می‌فرماید: تا پایان عمر پوشیدن لباس پشمین را ترک نمی‌کنم تا پس از من سنت شود.

امیر مومنان(علیه السلام) می‌فرماید: لباس پنبه‌ای بپوشید، چرا که آن لباس رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و لباس ما (اهل بیت) است و آن حضرت لباس پشمین و مویین را جز هنگام بیماری نمی‌پوشید. البته این بدان معناست که هر یک از لباس پشمی و پنبه‌ای در مورد مناسب خود سزاوار پوشیدن است.

راوی گوید: هرگاه امام حسن (علیه السلام) برای اقامه نماز برمی‌خاست بهترین لباس را می‌پوشید. پرسیدند: چرا بهترین لباس خود را می‌پوشید؟ فرمود: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، پس خود را برای پروردگارم زیبا می‌کنم و او می‌فرماید: «در هر مسجدی خود را بیارایید» از این رو، دوست دارم بهترین لباسم را بپوشم.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: کتان از [جمله ] لباس پیامبران است؛ همچنین می‌فرماید: روز جمعه خود را بیارایید و پاکیزه‌ترین لباستان را بپوشید.

راوی می‌گوید: امام رضا(علیه السلام) در تابستان بر حصیری می‌نشست و در زمستان  بر زیراندازی مویین و لباسش خشن بود؛ اما چون در میان مردم حاضر می‌شد لباس آراسته بر تن می‌کرد.

امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: روز جمعه مستحب است که مرد عمامه بر سر نهد و بهترین و پاکیزه‌ترین لباسش را بپوشد و با بهترین عطر خود را خوش بو کند.

حضرت امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: خدا لباس شهرت را دشمن دارد؛ همچنین می‌فرماید: برای خواری مرد همین بس که لباس انگشت‌نما و بدنام کننده بپوشد

پوشش‌های ناپسند

حضرت رسول (علیه السلام) می‌فرماید: هلاکت زنان امت من در دو چیز سرخ‌فام است: طلا و لباس نازک و نیز می‌فرماید: ای علی! هر مردی از همسرش اطاعت کند خدا او را به رو در جهنم افکند.

امام علی(علیه السلام) پرسید: این چه اطاعتی است؟ فرمود: در پوشیدن لباس نازک به وی اجازه دهد؛ همان گرامی به امام علی(علیه السلام) فرمود: ای برادر! به تو سفارشی می‌کنم آن را رعایت کن که شاید خدا سودی به تو برساند: لباس خشن و مناسب اندام بپوش تا غرور و تکبر تو را نگیرد؛ همچنین فرمود: از خصلت‌هایی که موجب هلاکت قوم لوط شد پوشیدن حریر (ابریشم) بود.

امیر مۆمنان(علیه السلام) می‌فرماید: 6 چیز از اخلاق قوم لوط [قومی که به سبب همجنس‌گرایی دچار خشم و عذاب الهی شد] در این امت است: پوشیدن روپوش بلند از روی تکبر که بر زمین کشیده می‌شود، گشودن و باز گذاشتن دکمه‌های پیراهن و قبا و ... ؛ همچنین می‌فرماید: لباس سیاه نپوشید، چرا که آن لباس فرعون است؛ نیز می‌فرماید: هر کس لباس فاخر بپوشد به تکبر گراید و متکبر در آتش دوزخ است.

امام باقر (علیه السلام)‌ می‌فرماید: رسول خدا(صلی الله علیه وآله) امتش را از به دست کردن انگشتر طلا و پوشیدن انواع لباس زرباف و ابریشمی و ارغوانی نهی فرمود.

امیر مومنان (علیه السلام) پیوسته می‌فرمود: امور این امت همواره به خیر و صلاح خواهد بود مادامی که به سان عجم‌ها [بیگانگان] غذا نخورند و لباس نپوشند پس هرگاه چنین کردند خدا خوارشان می‌کند.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: کتان از [جمله ] لباس پیامبران است؛ همچنین می‌فرماید: روز جمعه خود را بیارایید و پاکیزه‌ترین لباستان را بپوشید

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: کفش باریک و نوک دراز نپوشید، چرا که آن، کفش فرعون است و نخستین بار او آن را پوشید.

به فرموده امام صادق(علیه السلام) : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مردان را از پوشیدن لباس زنان و زنان را از پوشیدن لباس مردان نهی می‌فرمود.

 

لباس شهرت

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از انگشت‌نما شدن در هر دو سو (افراط و تفریط) نهی فرموده است: افراطی در نازکی، نرمی و بلندی لباس و یا تفریط در ضخامت، زبری و کوتاهی آن و نیز می‌فرماید: لباسی را که در زیبایی یا زشتی شهرت دارد نپوشید و نیز می‌فرماید: هر کس لباس شهرت بپوشد خدا از او رو گرداند تا وقتی که آن را کنار نهد و همچنین می‌فرماید: هر کس در دنیا لباس شهرت بپوشد خدا روز قیامت لباس ذلت بر او بپوشاند.

امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: هر کس لباس شهرت بپوشد خدا روز قیامت لباسی از آتش بر او بپوشاند.

حضرت امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: خدا لباس شهرت را دشمن دارد؛ همچنین می‌فرماید: برای خواری مرد همین بس که لباس انگشت‌نما و بدنام کننده بپوشد.


منبع :

آیت‌الله جوادی آملی ؛ «مفاتیح‌الحیات»


- نظرات (0)

سرگذشت شهری با انسان های حیوان نما


همجسگرایی
قرآن کریم در سوره شعراء، در ضمن داستان قوم لوط، همجنس گرایی را مورد نهی، و آن را حرام می داند.

اما عمده دلائلی که می توان برای حرام بودن این عمل شنیع، از قرآن کریم استنباط نمود، موارد زیر است:

1: همجنس گرایی، عملی مسرفانه

اسراف در لغت از ریشه ی "سرف" به معنای تجاوز و از حد گذشتن [1] و در اصطلاح هر نوع زیاده روی در کمیت و یا کیفیت را شامل می شود.[2]

در قرآن کریم، این عمل، نوعی اسراف معرفی شده است؛ 

«انَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شهَوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ[شعراء/81] شما از روى شهوت، به جاى زنان با مردان درمى‏آمیزید، آرى، شما گروهى تجاوزكارید.»

مسلّماً عقل سلیم هر انسانی به زشتی و غیرعقلایی بودن اسراف، شهادت می هد؛ چرا که پرداختن به چنین عملی باعث هدر رفتن انرژی و نیروی انسانی در تولید، پرورش و بقاء نسل بشریت خواهد شد.

2: همجنس گرایی عملی مخالف با فطرت پاک انسان

در ادامه ی آیات شریفه، خداوند متعال به یکی دیگر از دلایل حرمت این عمل اشاره می نماید:

«وَ مَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ[شعراء/82] ولى پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند: آنان را از شهرتان بیرون كنید، زیرا آنان كسانى ‏اند كه به پاكى تظاهر مى‏ كنند.»

قوم لوط در برابر سوال و بازخواست پیامبرشان از ارتکاب چنین عملی؛ به دلیل نداشتن دلیل قانع کننده و عقلانی، این طور تصمیم گرفتند، که پیامبر خود را از شهر بیرون برآنند.

که این مطلب دال بر این دلیل است که آنان نزد خود نتوانستند دلیلی عقلانی و موافق با فطرت انسانی ارائه دهند و در نتیجه در اثر ناتوان بودن از آوردن دلیل قانع کننده، تصمیم به بیرون کردن پیامبر خود گرفتند.[3]

‌عـلّـت تحریم روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان، یكى ساختار وجودى زنان و سرشت وجودى مردان است (كه هر یك براى جنس مخالف آفریده شده است) و دیگر این كه روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان سبب از بین رفتن نسل (بشر) و برهم خوردن نظم و تدبیر (جامعه) و نابودى دنیاست

علاوه بر مؤید بالا، می توان به این مطلب نیز اشاره نمود که اگر ارتکاب چنین عملی در دایره ی عقل و فطرت انسانی می گنجید، عاقلانه نبود که پیامبر و فرستاده ی الهی آنان را در قبال این عمل بازخواست نماید.[4]

و صد البته اگر افراد همجنس باز اندکی تأمل در مابقی جانداران از قبیل حیوانات، (که به بی عقلی نامیده می شوند) می کردند، متوجه می شدند که چنین عمل زشتی حتی از حیوانات مشهور به شهوانیت نیز دیده نمی شود.

اینجاست که انسان به این تعبیر زیبای قرآنی می رسد:

« أُوْلَـئِكَ كَالأَنْــــعَامِ بَلْ هُـــــمْ أَضَــــــلُّ أُوْلَــــــئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ[اعراف/179] اینان همانند چــــارپایــــانند حتـــــی گمــــراه تـــر از آنهایند؛ اینان خود غافلانند

جا دارد اشاره ای نیز به عاقبت نمونه ای از مرتکبین چنین عملی نماییم:

"پمپی؛ در ایام پادشاهی نرون از آبادترین شهرهای کشور ایتالیا بود. مردم این شهر به انواع گناه از جمله زنا در ملا عام حتی با حیوانات و کودکان مبتلا بودند، که ناگهان عذاب الهی فرا می رسد و طی فعالیت یک آتشفشان همگی نابود و تبدیل به سنگ می شوند!

لوط
مذمت همجنس گرایی در روایات

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:

إنّ أخوَفَ ما أخافُ على اُمّتی مِن عَمَلِ قَومِ لُوطٍ ؛‌ بیشترین چیزى كه براى امّتم از آن مى‏ترسم، عمل قوم لوط است. (الترغیب والترهیب: 3 / 285 / 1 منتخب میزان الحكمة : 506)

عنه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:

مَن یَعمَلْ مِن اُمّتی عَملَ قَومِ لُوطٍ ثُمّ یَموتُ على ذلكَ فهُو مُۆَجَّلٌ إلى أن یُوضَعَ فی لَحدِهِ ، فإذا وُضِعَ فیهِ لَم یَمكُثْ أكثَرَ مِن ثَلاثٍ حتّى تَقذِفَهُ الأرضُ إلى جُملَةِ قَومِ لُوطٍ المُهلَكینَ فیُحشَرَ مَعَهُم؛ ‌هر فردى از امّت من‏ كار قوم لوط را انجام دهد و بر این كار بمیرد، مهلت داده مى‏شود تا در لحد گذاشته شود . زمانى كه در لحد گذاشته شد ، بیش از سه روز نمى‏پاید كه زمین او را به میان قوم هلاك شده لوط پرت مى‏كند و روز قیامت با آنها محشور مى‏شود .(بحار الأنوار : 79 / 72 / 24 منتخب میزان الحكمة : 506)

اگر افراد همجنس بازاندکی تامل در مابقی جانداران از قبیل حیوانات، (که به بی عقلی نامیده می شوند) می کردند، متوجه می شدند که چنین عمل زشتی حتی از حیوانات مشهور به شهوانیت نیز دیده نمی شود

الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام:

حَرّمَ اللّه‏ على كُلِّ دُبُرٍ مُستَنكَحٍ الجُلوسَ على إستَبرَقِ الجَنّةِ .؛ خـداوند نـشستن بـر استبرق بهشت را بر دُبُرهاى نكاح شده حرام كرده ‏است .(بحار الأنوار : 79 / 72 / 27 منتخب میزان الحكمة : 506)

 

عاقبت همجنس گرایی

الإمامُ الرِّضا علیه‏السلام:

عِلّةُ تَحریمِ الذُّكرانِ للذُّكرانِ والإناثِ للإناثِ؛ لِما رُكِّبَ فی الإناثِ وما طُبِعَ علَیهِ الذُّكرانُ ، ولِما فی إتیانِ الذُّكرانِ الذُّكرانَ والإناثِ الإناثَ مِنِ انقِطاعِ النَّسلِ، وفَسادِ التَّدبیرِ، وخَرابِ الدُّنیا، ‌عـلّـت تحریم روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان، یكى ساختار وجودى زنان و سرشت وجودى مردان است (كه هر یك براى جنس مخالف آفریده شده است) و دیگر این كه روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان سبب از بین رفتن نسل (بشر) و برهم خوردن نظم و تدبیر (جامعه) و نابودى دنیاست.(علل الشرائع : 547 / 1 منتخب میزان الحكمة : 506)

 

نتیجه آنکه

عمل همجنس گرایی، نه تنها مورد تأیید قرآن کریم نیست؛ بلکه فطرت و عقل انسان نیز مخالف با ارتکاب چنین عملی هستند.

 

پی نوشت ها:

[1]. راغب اصفهانی

[2]. تفسیر نمونه/ج6/ ص 149

[3]. که در حال حاضر نیز ما شاهد پیروی نمودن چنین افکار جاهلانه ایی در قبال دستورات اسلامی از طرف مدعیان حقوق بشر هستیم. تا آنجا که به جهت حرمت این عمل  نزد مسلمانان کشور عزیزمان، آنان را ناقض حقوق بشر(!!!) خوانده اند. 

[4]. تفسیر المیزان/ج8/ص 233



- نظرات (0)

عاملی که بنده را محبوب خدا می کند

خداچه انسانی رودوست دارد؟بنده وابسته یاتوانایی کارهای خود را ندارد. سر بار دیگران است و بارش را دیگران به دوش می کشند؟ یا بنده توانای قدرتمندی که وجودش پر از خیر و برکت است، علاوه بر استقلال فردی و رشد شخصیتی باعث رشد و تکامل دیگران هم می شود؟!

نیازی به توضیح ندارد که بین این دو بنده، خدا کدام را دوست می دارد.

اگر تمام افراد یک جامعه یا درصد بالایی از این افراد انسانهای وابسته و ناتوان باشند چه بلایی سر آن کشور خواهد آمد؟

آیا اثری از رشد و پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی در آن کشور مشاهده می شود؟ رشد و شکوفایی تمامی ارکان یک کشور منوط به رشد و تکامل انسانهای مستقل و آزاد ورها می باشد. هر چقدر تعداد این افراد بیشتر شود اثر آن در جامعه مشهود تر است.

 

وابستگی چیست؟

وابستگی به هر عامل وابسته کننده ای مانند انسانهای دیگر، پول، ثروت، مقام .....  اطلاق می گردد که در صورت از دست دادن آنها آرامش، هویت، استقلال، رهایی و سلامت جسم وروان از دست می رود. در وابستگی جنس ترس، دلهره، حقارت، عدم امنیت و عدم کنترل احساسات خودنمایی می کند.

در کریمه 23 حدید نشانه وابستگی را در غم و اندوه از دست دادن و شادی در بدست آوردن دنیا می داند و این امر را ریشه در عدم ثبات روحی و نقص شحصیتی او بر می شمارد زیرا آنکه همه تعلقات دنیایی را بی ارزش می داند برای هیچ، غصه ای نمی خورد.

این آیه شاخصه های استقلال فردی را توانایی و قدرت ،بر صراط مستقیم بودن وعدالت می داند و نشانه های وابستگی های فردی را سربار بودن ، ناتوانی و عدم پیشرفت و رشد نام می برد

ای هیچ برای هیچ بیهوده مپیچ

انسان وابسته مانند بیماری می ماند که بیماری اش در تمام زوایای زندگی اش راه پیدا کرده و او را تا سر حد سقوط می کشاند در حقیقت عامل حیات و پیشرفت او مادیات یا دیگران  نیستند منتهی او راه را اشتباه رفته است. قران انسان کامل را آزاده ای می داند که اسیر و وابسته نیست او چیزی برای از دست دادن ندارد زیرا خداوند که کمال مطلق است حمایتگر او می باشد .

لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ

تا بر آنچه از دست‏شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‏شادمانى نكنید

 

وابستگی فردی

وابستگی نوعی نیاز عاطفی و روانی به فرد دیگری است که بدون وجود او فرد وابسته در زندگی اش دچار مشکل می شود. در واقع فرد وابسته از آن جهت که به دیگران وابسته می شود گمان می کند بدون حضور دیگری نمی تواند تعادل روانی داشته باشد.خداوند در کریمه 76 سوره نحل مقایسه ای زیبا بین استقلال و وابستگی فردی دارد.

وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ یَقْدِرُ عَلَىَ شَیْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لاَ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است ‏یكسان است .

از علائم دیگر وابستگی عدم مسئولیت پذیری است در واقع فردوابسته نمی تواند مسئولیت پذیر باشد ودر بیشتر مواقع چون می ترسد نمی تواند مخالفتش را با دیگران بیان کند بنابراین تبدیل به فردی بله گو خواهد شد

این آیه شاخصه های استقلال فردی را توانایی و قدرت ،بر صراط مستقیم بودن وعدالت می داند و نشانه های وابستگی های فردی را سربار بودن، ناتوانی و عدم پیشرفت و رشد نام می برد.

مشکلات  شخصیت های وابسته

عدم خودشناسی

بزرگترین مشکلی که وابستگی و عدم استقلال برای انسان ایجاد می کند و تمام زندگی او را تحت الشعاع قرار می دهد این است که مانع هویت و فرد یت یابی او می شود به معنایی این افراد شناخت درستی درباره موجودیت انسان ندارند و به مراتب  خود را نیز درست نمی شناسند .اطلاع دقیقی از نقاط قوت و ضعف خود ندارند و تصور غلط آنان درباره خود قدرت هایشان را نابود می گرداند.

تصمیم گیری
ناتوانی در تصمیم گیری

در تصمیم گیری ناتوان می باشند و در تمام مراحل زندگی نیاز دارند که دیگران برایشان تصمیم بگیرند و به هیچ عنوان مسئولیت تصمیم های خود را نیز قبول نمی کنند این شخصیت ناقص افراد دهن بینی هستند که توانایی اداره کردن زندگی خود را ندارند. فرد وابسته به دیگران تکیه کرده و از توانایی فکرو اندیشه خود استفاده نمی کند او بدون فکر در تمامی امور زندگی از دیگران تقلید کرده و از آنها فرمانبرداری می کند. او مانند درختچه نونهالی می ماند که مداوما نیاز به قیم دارد تا به آن تکیه کند وگاهی تا آخر عمر این نیاز همچنان پابرچاست. او برای تصمیم گیری نیاز به کسی دارد تا به او اطمینان دهد کارش درست است .

در کریمه 23 حدید نشانه وابستگی را در غم و اندوه از دست دادن و شادی در بدست آوردن دنیا می داند و این امر را ریشه در عدم ثبات روحی و نقص شحصیتی او بر می شمارد زیرا آنکه همه تعلقات دنیایی را بی ارزش می داند برای هیچ ، غصه ای نمی خورد

عدم مسئولیت پذیری

از علائم دیگر وابستگی عدم مسئولیت پذیری است در واقع فردوابسته نمی تواند مسئولیت پذیر باشد ودر بیشتر مواقع چون می ترسد نمی تواند مخالفتش را با دیگران بیان کند بنابراین تبدیل به فردی بله گو خواهد شد .

 

عدم احساس ارزشمندی

در وابستگی ارزش ، لیاقت و شایستگی فرد وابسته را دیگران تعیین می کنند .یعنی فرد در صورات از دست دادن آن عامل یا آن رابطه و عدم تایید ، تحسین و تصدیق از سوی مقابل ، احساس ناتوانی ، حقارت و عدم ارزشمندی می کند . این فرد چون توانمندی های خود را نشناخته و باور ندارد گمان می کند که بدون حضور دیگران نمی تواند به خواسته خود برسد .

 

علت وابستگی

همه بیماری های روحی انسان از شرک سرچشمه می گیرد هیچگاه انسان موحد و خداشناس مظطرب و وایسته نمی شود .مسیر تکامل روحی و تربیت قرانی انسان به تدریج او را به سمت توحید می برد که تنها ملجاءو پناهگاه انسان خداست . قدرت نیرومندی که غالب و قاهر بر همه موجودات عالم است .

اضطراب حامل اصلی وابستگی فرد است به همین علت او می خواهد برای پنهان و یا کنترل این بیماری به فرد دیگری متکی باشد تا در دامنه این اتکاء در تصمیم گیری و دیگر نیاز های عاطفی و اجتماعی ، بیماری خود را کنترل کند فرد وابسته نمی تواند به تنهایی پروژه های شخصی اش را شروع کند چون اضطراب باعث می شود اعتماد به نفس خود را از دست دهد بنابر این او مدام خودش را مورد قضاوت قرار داده یا از آن ترس دارد که دیگران درباره او چه قضاوتی می کنند.

منابع:

تفسیر نور – آقای قرائتی

تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی



- نظرات (0)

باورهای خطرناک و اشتباه برای موفقیت


ثروت

سوال اساسی اینجاست که چرا فقط درصد کمی از افراد به موفقیت می رسند و بسیاری  از انسان ها برای همیشه فقط در آرزوی رسیدن به موفقیت به سر می برند و خبری از موفقیت در زندگی آنها نیست؟

قبل از اینکه به پاسخ این سوال بپردازیم، توجه به این نکته لازم است که موفقیت یعنی رسیدن به اهداف خود هم در دنیا و هم در آخرت و کسانی که تنها به یک هدف اکتفا می کنند، را نمی توان انسان های موفقی دانست، برای مثال انسانی را در نظر بگیرید که از لحاظ اقتصادی به اوج موفقیت و خوشبختی رسیده است، ولی از ثروتش در راه ایجاد مراکز فساد و فحشاء و کمک به ظالمان و ستمگران استفاده می کند که جز آتش و عذاب در آخرت چیزی به انتظار او ننشسته است.

مسلم است که نه می توان چنین انسانی را فردی موفق قلمداد کرد و نه می توان آن را به عنوان الگویی برای دیگر افراد به جامعه معرفی کرد، پس آنچه یک انسان موفق را موفق می کند، موفقیت هم در دنیا و هم در آخرت است.

حال برگردیم به سوالی که در آغاز مطرح کردیم که چرا فقط درصد کمی از افراد به موفقیت می رسند؟

پاسخ کوتاه و مختصری که می توان به این سوال داد، این است که بسیاری از افراد برای رسیدن به موفقیت راه را اشتباه می روند و به جای رسیدن به شهر موفقیت سر از شهر حیرانی و گمراهی در می آورند که در این نوشته به برخی از مهمترین اشتباهات افراد در رسیدن به شهر موفقیت اشاره می کنیم:

موفقیت در ثروت

بسیاری از افراد با اینکه می دانند که خداوند:

(إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ: خداست كه خود روزى‏بخشِ نیرومندِ استوار است.)(الذاریات:  58)

اما با این حال برای بدست آوردن ثروت دست به دامن شیطان می شوند و به توصیه های او گوش فرا می دهد و مسلم است که شیطان نمی تواند آنها را به ثروت واقعی و سودمند برساند و تنها کاری که شیطان با آنها می کند این است که:

(الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ: شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد) (البقرة:  268)

كسب موفقیت در ثروت و زندگی و ازدواج مرهون شناخت ما از شرائط و ویژگی های رسیدن به آنها است و با خالی بودن شناخت در جاده موفقیت راه زندگی ما به ناكجا آباد منتهی می شود

موفقیت در زندگی

همه انسان ها در زندگی به دنبال یار و یاوری هستند که در سختی ها و مشکلات بتوانند در کنار آنها بایستد و دست آنها را بگیرد و آنها را تنها نگذارد. حال سوال این است که واقعا چه کسی می تواند بهترین یار و یاور برای انسان ها باشد:

(بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرینَ: آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‏دهندگان است.(آل‏عمران: 150)

اما برای بدست آوردن این موفقیت بزرگ نیز بعضی از افراد به بیراهه می روند، آنها به جای اینکه خداوند را در تمام لحظات زندگی یار و یاور خود قرار دهند:

(وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ: و غیر از خدا [ىِ یگانه‏] خدایانى به پرستش گرفتند، تا مگر یارى شوند.)(یس: 74)

اما این افراد نه تنها نمی توانند دیگران را یاری کنند بلکه توان یاری رساندن به خود را نیز ندارند:

(وَ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَسْتَطیعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ یَنْصُرُون: و كسانى را كه به جاى او مى‏خوانید، نمى‏توانند شما را یارى كنند و نه خویشتن را یارى دهند.)(الأعراف: 197)

موفقیت در ازدواج

یكی دیگر از ابعاد مهم موفقیت كه همه افراد به نحوی در جستجوی آن هستند، تجربه یك ازدواج موفق و در نتیجه رسیدن به خوشبختی و سعادت است.

ازدواج موفق كه به زعم بسیاری از كارشناسان می تواند نقش بسزایی در رسیدن افراد به اوج داشته باشد ، شرائط متعددی دارد كه باید آنها را به خوبی رعایت كرد.

یكی از آن شرایط، ملاك های شما در انتخاب شریك زندگی آینده شماست، ملاك هایی كه به منزله پایه و ستون زندگی محسوب می شوند و اگر این پایه ها درست روی هم چیده نشود دیوار زندگی شما تا ثریا كج می رود و هر آینه ممكن است فرو بریزد.

ازدواج

پس اگر می خواهید یك زندگی استوار و پابرجا برای خود فراهم كنید ابتدا باید شناخت درستی از ملاك های مهم برای انتخاب شریك زندگی خود داشته باشید چرا كه برخی از افراد تنها ملاكی كه برای ازدواج در ذهن خود دارند ملاك زیبایی است و با شروع زندگی متوجه خواهند شد كه زیبایی به تنهایی نمی تواند زندگی انها را پابرجا و استوار كند و در نتیجه با اختلافات زیادی كه در طول زمان به وجود می آید زندگی آنها با شكست مواجه می شود.

هر چند كه ملاك زیبایی را نمی توان نادیده گرفت اما این ملاك در كنار ملاك های دیگر ارزش پیدا می كند و به تنهایی هیچ ارزشی نخواهد داشت.

آیات الهی برای موفقیت در مسئله ازدواج ملاك هایی را بیان می كنند كه با فراهم كردن آنها به شما این اطمینان داده می شود كه زندگی سرشار از عشق و محبتی در انتظار شما خواهد بود ملاك هایی كه خداوند متعال آنها را در سوره تحریم به همه كسانی كه در جستجوی موفقیت در ازدواج هستند توصیه می كند:

(عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُۆْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْكاراً : اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مۆمن، فرمانبر، توبه‏كار، عابد، روزه‏دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.) (التحریم:  5)

هر چند این ویژگی ها برای همسران پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بیان شده است اما مى تواند الگوئى براى همه مسلمانان به هنگام انتخاب همسر باشد.

واقعا چه کسی می تواند بهترین یار و یاور برای انسان ها باشد: (بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرینَ: آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‏دهندگان است

ویژگی هایی از قبیل:

1) اسلام

2) ایمان، یعنى اعتقادى که در اعماق قلب انسان نفوذ کند زیرا انسان بی ایمان، باوری به رفتارهای اخلاقی و دور از شئونات زناشویی نخواهد داشت و چون به قیامت و حساب و کتاب عقیده ندارد ممکن است به شوهر خیانت کند و با دیگری جمع شود. 

3) قنوت: یعنى تواضع و اطاعت از همسر: چون زنی که در برابر شوهر تسلیم است می تواند زندگی خوبی را فراهم آورد؛ زیرا در هر مجموعه ای یکی می بایست رهبر و دیگری فرمانبر باشد وگرنه همواره تضاد رفتاری پیش خواهد آمد و هر کسی راهی را می رود که مخالف دیگری است و در نتیجه آرامش از خانه و زندگی سلب می شود. دوشیزه بودن از ملاک های همسر برتر و نیکو است.

4) توبه: یعنى اگر کار خلافى از او سر زند در اشتباه خود اصرار نورزد، و از در عذرخواهى درآید.

5) عبادت خداوند، عبادتى که روح و جان او را بسازد، و پاک و پاکیزه کند.

6) روزه داری که خود بر نوع است:

(1 روزه حقیقى: که به معنى دوری از خوردن و آشامیدن است

2) روزه حکمى: که به معنى نگهدارى اعضاى بدن از گناهان است، و منظور از روزه در اینجا معنى دوم است (مفردات راغب)

خلاصه كلام آنكه كسب موفقیت در ثروت و زندگی و ازدواج مرهون شناخت ما از شرائط و ویژگی های رسیدن به آنها است و با خالی بودن شناخت در جاده موفقیت راه زندگی ما به ناكجا آباد منتهی می شو


- نظرات (0)