سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

حجت قرآن درنهج البلاغه

قرآن

حجیت قرآن كریم از جمله مسائلی است كه مورد اختلاف بسیاری از علما و اندیشمندان فرقه‏های اسلامی و غیر اسلامی بوده است. منظور از حجیت قرآن كریم آن است كه این كتاب آسمانی از هرجهت ‏برای همگان قابل درك و فهم است و در مقام استنباط و استناد می‏توان بدان تكیه كرد و آن را مورد عمل و دلیل و مبنا قرار داد.

آیت‏الله خویی درباره حجیت ظواهر قرآن كریم كه برخی از علمای حدیث 1 بر آن اشكال وارد كرده‏اند، می‏نویسد: «ظواهر قرآن، حجیت و مدركیت دارد و ما می‏توانیم در موارد مختلف به معنای ظاهری آن تكیه كرده، آن را مستقلا مورد عمل قرار دهیم و در گفتار و نظریات و استدلالهای خویش به آن تمسك جوییم; زیرا ظواهر قرآن برای عموم مردم، حجت و مدرك است.»2 وی سپس پنج دلیل را برای اثبات این موضوع مطرح می‏كند.

بدین ترتیب قرآن كریم از همه جهات برای بشر حجت است و دلیل محكمی برای او در پیشگاه حق تعالی است. این مطلب در نهج‏البلاغه بوضوح دیده می‏شود. حضرت در خطبه 182 می‏فرماید: فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق حجة الله علی خلقه اخذ علیه میثاقهم و آرتهن علیه انفسهم اتم نوره و اكمل به دینه: قرآن امر كننده و نهی كننده است و - برحسب ظاهر خاموش است ولی - در واقع - گویا و حجت و برهان خدا بر بندگان است كه از ایشان بر آن پیمان گرفت و آنها را در گرو آن قرار داد. نور آن را تمام گردانید و دین خود را به سبب آن كامل كرد.

در این قسمت، توجه به جند نكته ضروری است:

اول

حضرت، قرآن را به عنوان حجت‏خدا بر خلق معرفی می‏كند. بدیهی است، از آنجا كه قرآن كریم معجزه اصلی است و شامل كلیه دستورات سعادت بخش برای بشر است، از جانب خداوند منان حجت‏بر تمام انسانهاست. 3 از این رو اگر پیروان این كتاب آسمانی بدان عمل كنند، در آخرت نیز دلیلی بر اعمال خویش در پیشگاه حق تعالی خواهند داشت.

طبق روایات رسیده، خصومت‏بین محمد و آل محمدعلیهم السلام و دشمنان آنها باید بركتاب خدا عرضه گردد تا حق و ناحق از هم تمییز داده شود، اما همین می‏رساند كتابی كه قابلیت عرضه شبهات را داشته و میزان و مقیاس قرار می‏گیرد، 13 بایستی كتابی منزه از هر عیب، نقص و تحریف بوده و بتواند مرجع و حجت و مبنا باشد

دوم

خداوند از بندگان خود بر فراگرفتن و عمل به قرآن كریم پیمان گرفت. ابن ابی الحدید در این باره می‏نویسد: «از آنجا كه خداوند سبحان در عقول مكلفان، ادله توحید، عدل و از جمله مسائل نبوت را قرار داد و نبوت پیامبر اكرم‏صلی الله علیه وآله را عقلا اثبات كرد، به مانند گیرنده میثاق از مكلفان است‏به تصدیق دعوتش و قبول قرآنی كه نازل گشت، بدین صورت، نفوس آنها را مرهون بر وفا قرار داد كه در این حال، آنكه مخالفت كند به خود زیان رسانده و تا ابد هلاك شده است.» 4

برخی دیگر از شارحان نهج البلاغه در ذیل این عبارت گفته‏اند كه خدا به واسطه نبی اكرم‏ از بندگانش پیمان گرفت كه به قرآن عمل كنند.5

همچنین احتمال دارد مراد از آن، قضیه ذریه قبل از خلقت آدم‏علیه السلام باشد كه در اخبار هم آمده است. 6

تفسیر این عبارت، به هر صورتی كه باشد، مبین این مطلب است كه نفوس بندگان با خداوند در پذیرش قرآن - بعنوان كتابی الهی برای هدایت و سعادت بشری پیمان بسته‏اند، به طوری كه حضرت دقیقا بیان می‏دارد كه خداوند نفوس و ارواح عباد را مرهون وفا به این امر قرار داد.

زمانی نفوس، مرهون رعایت‏حق تعالی و اطاعت از او و دستوراتش - كه همگی در كتاب آمده - می‏شوند كه این كتاب از حجیت لازم برخوردار باشد.

سوم

این كتاب را كامل كننده دین مبین اسلام معرفی كرد. این گفته حضرت دقیقا گویای این است كه:

الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا.7

امروز دین شما را به حد كمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام كردم و بهترین آیین را كه اسلام است، برایتان برگزیدم.

این مطلب نشان از آن دارد كه قرآن مجید زیربنای دین جاودانی اسلام است، پس لازم است از جامعیت، جاودانگی و حجیت‏برخوردار باشد.

امام علی‏علیه السلام در جایی دیگر فرموده است:

انا حجیج المارقین و خصیم الناكثین المرتابین و علی كتاب الله تعرض الامثال 8: من با خارج شوندگان از دین احتجاج و با شك كنندگان در دین دشمنی می‏كنم، كارهای مشتبه به حق، به قرآن عرضه می‏گردد.

قرآن امر كننده و نهی كننده است و - برحسب ظاهر خاموش است ولی - در واقع - گویا و حجت و برهان خدا بر بندگان است كه از ایشان بر آن پیمان گرفت و آنها را در گرو آن قرار داد. نور آن را تمام گردانید و دین خود را به سبب آن كامل كرد

این عبارت تفسیرهای مختلفی دارد، علامه مجلسی می‏گوید:

احتمال دارد مراد از امثال، حجتها یا احادیث‏باشد، یعنی آنچه در مخاصمه با مارقان و مرتابان بدانها احتجاج می‏شود، باید به كتاب خدا عرضه گردد تا صحت و فساد آن روشن شود و یا آنچه درباره عثمان به من استناد می‏دهند، باید بر كتاب خدا عرضه گردد. 9

ابن ابی الحدید و خویی مراد حضرت از این سخن را همان گفته خداوند می‏دانند كه فرمود:

هذان خصمان اختصموا فی ربهم.10 این دو گروه(مۆمن و كافر) كه در دین خدا با هم به جدل برخاستند، مخالف و دشمن یكدیگرند. 11

در شان نزول این آیه روایتی است از امام حسین‏علیه السلام كه نضربن مالك آن را نقل كرده است. نضر می‏گوید:

به امام‏علیه السلام گفتم: یا ابا عبدالله از قول خداوند در آیه «هذان خصمان اختصموا فی ربهم‏»به من خبر ده! پس فرمود: ما و بنی امیه درباره خدای تعالی به خصم برخاستیم. ما گفتیم صدق الله و آنها كذب گفتند، پس ما روز قیامت دو خصم هستیم.12

روایاتی شبیه به همین مضامین كه دو خصم ذكر شده را امام علی‏علیه السلام و طرف مقابل را دشمنان وی معرفی كرده، در اخبار و روایات بسیار وارد شده است كه در اینجا مجال ذكر آن نیست.

درست است كه طبق روایات رسیده، خصومت‏بین محمد و آل محمدعلیهم السلام و دشمنان آنها باید بركتاب خدا عرضه گردد تا حق و ناحق از هم تمییز داده شود، اما همین می‏رساند كتابی كه قابلیت عرضه شبهات را داشته و میزان و مقیاس قرار می‏گیرد، 13 بایستی كتابی منزه از هر عیب، نقص و تحریف بوده و بتواند مرجع و حجت و مبنا باشد.

امام علیه السلام در یكی از بیانات نورانی خویش صریحا به همین مطلب اشاره كرده، می‏فرماید:

و كفی بالكتاب حجیجا و حصیما14

قرآن برای بازخواست و داوری كفایت می‏كند.

 

پی نوشت ها:

1علماى حدیث چنین عقیده دارند كه ظواهر قرآن حجیت ندارد; یعنى نمى‏توان از ظاهر آیات بدون تمسك به روایات رسیده از معصومان(ع) به مفهوم و معناى آن رسید; لذا هرگونه تفسیرى بدون نقل و تمسك به روایات ممنوع شمرده مى‏شود. بنگرید به: الحدائق الناضرة فى احكام العترة‏الطاهرة، یوسف بحرانى، ج 1، ص 26-35

2 بیان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص 413

3 شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 10، ص‏116

4 همان منبع، ص 117

5 فى ظلال نهج البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج‏3، ص 41

6 شرح نهج البلاغه، ص 117

7 مائده، 3

8 خطبه 74

9 المتقطف من بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسى، ج 1، ص 207

10حج، 19

11 شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 6، ص 171; منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه، میرزا حبیب لله هاشمى خویى، ج 5، ص 228

12 تفسیر نورالثقلین، حویزى، ج 3، ص 476

13برخى شارحان مراد حضرت در خطبه 75 را میزان و مقیاس قرار گرفتن قرآن كریم دانسته‏اند. بنگرید به: فى ضلال نهج البلاغه، ج 1، ص 385

14 خطبه، 82

منبع: بررسی ادله جامعیت و جاودانگی قرآن کریم در نهج البلاغه: فاطمه نقیبی


- نظرات (0)

قران مایه رحمت است

سوال اول: چرا گنهكاران، از قرآن بهره نمی گیرند؟

اگر در استخر آبی، لاشه مرداری بیفتد، هر چه در آن استخر، آب وارد شود یا باران ببارد، بوی بد آن بیشتر می شود .

قرآن مایه رحمت است، اما در دلِ ناپاكِ كافران كه وارد شود، مایه خسارت آنان می گردد . (وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا ) (سوره اسراء ، آیه 82 )

زیرا لجاجت در قلب انسان ، مثل مردار در استخر است. هر آیه ای كه نازل می شود، افراد لجوج در برابر آن جبهه گرفته و از راه حق بیشتر منحرف می شوند و این بالاترین خسارت برای انسان است.

 

سوال دوم: در تفسیر تسنیم به مقام ثبوت قرآن و مقام اثبات آن اشاره شده است. تفاوت این دو مقام چیست؟

 

شرح پرسش

در تفسیر تسنیم، ج 1 ص 137 چنین آمده: «لزوم عرض سنت بر قرآن در مقام اثبات حجیت سنت است. از این رو همه اوصاف یاد شده قرآن از قبیل صیانت از تحریف، حجیت ظاهر و ...، ناظر به مقام اثبات قرآن کریم است و اختصاصى به مقام ثبوت آن ندارد».

فرق بین مقام اثبات قرآن کریم و مقامِ ثبوت آن چیست؟ و به طور کلّی آیا ما دسترسی به مقام ثبوت آن داریم؟ یا هر سخن و اندیشه‏ای که داشته باشیم تحت مقام اثبات آن واقع می‏شود؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا با مروری در تفسیر تسنیم، خلاصه نظریات مۆلف محترم را ارائه کرده و سپس در نتیجه گیری نهایی، به جواب این پرسش می پردازیم. برخی از نکات موجود در این بخش از تفسیر عبارت اند از:

1. سنت معصومین علیهم السلام، یکى از منابع علم تفسیر و اصول بررسى و تحقیق براى دست یابى به معارف قرآنى است.

اگر سنت معصومین (علیهم السلام) قابل جعل، و وضع نبود و مورد تحریف واقع نمى شد، نیازى به عرض بر قرآن مجید نبود

2. آنچه اولاً حجت است کلام خدا است و آنچه را که ثانیاً خداوند در قرآن حجت قرار داد؛ یعنى سنت معصومین (علیهم السلام)، مدیون حجیت قرآن است.

3. نمى توان اثبات کرد که قرآن، یعنى کلام خدا، بر حقیقت خلیفه تام الهى که او هم کلمه علیاى خدا است برترى دارد.

4. سنت هیچ پیامبرى، مباین، معارض و مخالف با متن کتاب آسمانى او نیست.

5. صیانت ابدى قرآن از گزند تحریف؛ زیرا کتاب محرف که خود از حجیت ساقط است نمى تواند معیار اعتبار چیز دیگر قرار گیرد.

6. امکان تحریف سنت از جهت سند یا دلالت؛ زیرا اگر سنت معصومین (علیهم السلام) قابل جعل، و وضع نبود و مورد تحریف واقع نمى شد، نیازى به عرض بر قرآن مجید نبود.

7. حجیت ظاهر قرآن؛ زیرا اگر قرآن غیر محرف قابل فهم عمومى و صالح براى تطبیق سنت با آن نبود، هرگز مدار اعتبار و حجیت سنت قرار نمى گرفت.

8. چون لزوم عرض سنت بر قرآن در مقام اثبات حجیت سنت است. از این رو همه اوصاف یاد شده قرآن از قبیل صیانت از تحریف، حجیت ظاهر و...، ناظر به مقام اثبات قرآن کریم است و اختصاصى به مقام ثبوت آن ندارد.

9. بنابراین، همه قرآن بدون مراجعه به سنت باید به عنوان میزان سنجش، روشن باشد و حجیت استقلالى نه انحصارى داشته باشد تا معروض علیه سنت قرار گیرد.

آنچه از عبارات فوق بر می آید آن است که قرآن و سنت گرچه هر دو بیانگر آموزه های دینی بوده و با این که نمی توان ارزش قرآن را بالاتر از معصومان (علیهم السلام) دانست، اما در هر حال، حجیت سنت مدیون حجیت قرآن بوده و سنت به دلیل آن که احتمال دستبرد و تحریف در آن وجود دارد، باید برای ارزیابی به قرآن عرضه شود.

در این راستا قرآن باید از گزند تحریف مصون باشد تا بتواند معیار مناسبی برای ارزشیابی قرار گیرد و نیز باید معنای ظاهری آن حجت باشد تا بتوان این مقایسه و ارزیابی را انجام داد.

برخی اشخاص معتقد بودند که به دلیل احتمال برداشت های نادرست از قرآن، گرچه این کتاب مقدس به خودی خود حجت بوده (مقام ثبوت) و می تواند مورد استفاده قرار گیرد، اما نمی توان از آن در مقام اثبات، موضوع دیگری را ثابت کرده و به عنوان نمونه، روایات و سنت را با استفاده از آن مورد ارزیابی قرار داده و صحت آن را ثابت کرد.

آنچه اولاً حجت است کلام خدا است و آنچه را که ثانیاً خداوند در قرآن حجت قرار داد؛ یعنى سنت معصومین (علیهم السلام)، مدیون حجیت قرآن است

این مفسر بزرگوار در رد این موضوع بیان می دارند که دلایلی که عرضه روایات بر قرآن را توصیه می کنند، نشانگر آن هستند که قرآن، علاوه بر حجیت ثبوتی، قابلیت اثبات دیگر متون را داشته و می توان اندیشه های مختلف را حتی با استفاده از معنای ظاهری قرآن، اثبات و یا رد کرد.

در این راستا باید دانست که عبارت "مقام ثبوت" در معانی متفاوتی به کار می رود، اما در ارتباط با آن معنایی که در این بخش از تفسیر تسنیم مد نظر است، باید گفت که اگر ما به "مقام ثبوت" یعنی درک خود قرآن دسترسی نداشته باشیم، نمی توانیم چیزی را در "مقام اثبات" با آن اثبات کنیم.

در نهایت به دو نکته توجه فرمایید:

1. حجیت ظاهر قرآن بدان معنا نیست که در هر عبارتی، بدون در نظر داشتن اصول کلی معنای اولیه آن را ملاک عمل قرار دهیم، بلکه معنای ظاهری، گاهی با استفاده از قرائن و نشانه های پیرامونی مشخص می شود و به عنوان نمونه نمی توان معنای "ید الله" را اثبات کننده وجود دستی مادی برای خدا دانست.

2. با وجود آنکه ظاهر قرآن برای ما حجت است، اما این کتاب مقدس، آکنده از رمز و رازهایی است که هرچه طهارت نفسانی انسان بیشتر باشد، درک بهتر و عمیق تری از آنها خواهد داشت.

پرسش های مهم پاسخ های كوتاه، حجت الاسلام محسن قرائتی

 


- نظرات (0)

آیا زینت اهل بیت(علیهم‎السلام) هستیم؟

یكی دیگر از مهمترین انتظارات امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیانش این است كه از نظر رفتار، به دنبال انجام كارهای نیك و شایسته باشند و از نظر اخلاقی برخوردار از اوصاف نیك و پسندیده، و قرین اخلاق زیبای اسلامی باشند. حضرت بر این انتظار سخت پای فشرده و با بیان‎های مختلفی آن را ابراز فرموده است، در یك جا می‎فرماید:

«شیعتنا اهل الهدی و اهل التقی و اهل الخیر و اهل الایمان و اهل الفتح و الظفر(1)؛ شیعیان ما اهل هدایت و تقوا، اهل خیر و نیكی و اهل ایمان و پیروزی و موفقیت می‎باشند. در جای دیگر فرمود: به خدا قسم شیعه ما نیست مگر كسی كه عفت شكم را داشته باشد (و از خوردن حرام دوری نماید) و برای خدا عمل كند و امید ثواب از او داشته باشد و (تنها) از عقاب او ترس داشته باشد.»(2)

و گاه با بررسی بازتاب اعمال نیك شیعیان و اخلاق برجسته آنها در جامعه، انتظار خویش را با تأكید بیشتری از پیروان خود اعلام می‎دارد، از جمله می‎فرماید: «به هر كس كه پیرو ما است و به گفته‎های ما گوش فرا می‎دهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما (شیعیان) را به تقوا، پرهیزكاری در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگویی و امانتداری، و سجده طولانی، و نیكو همسایه‎داری ...، سفارش می‎كنم، زیرا هرگاه كسی از شما به این سفارشات من عمل كند مردم می‎گویند: این «جعفری مذهب» (و شیعه) است. و من از این (اثر اجتماعی) و از اعمال شما شادمان می‎شوم و سایر مردم نیز می‎گویند: این است روش ادب و تربیت امام صادق(علیه‎السلام): ولی اگر برخلاف این (روش صادقانه و مورد انتظار) بودید، من از عملكرد شما غمگین و شرمنده می‎گردم!! و مردم نیز (با ناراحتی) خواهند گفت: این هم اثر تربیتی امام صادق(علیه‎السلام)!! (و این هم شیعه امام صادق(علیه‎السلام).»(3)

به هر كس كه پیرو ما است و به گفته‎های ما گوش فرا می‎دهد سلام مرا ابلاغ كن، و (بگو) من همه شما(شیعیان) را به تقوا، پرهیزكاری در دین، و تلاش و كوشش در راه خدا، و راستگویی و امانتداری، و سجده طولانی، و نیكو همسایه‎داری ...، سفارش می‎كنم، زیرا هرگاه كسی از شما به این سفارشات من عمل كند مردم می‎گویند: این «جعفری مذهب» (و شیعه) است. و من از این (اثر اجتماعی) و از اعمال شما شادمان می‎شوم.

بیاییم با اعمال و رفتارمان باعث شرمندگی امامان خود نشویم و آبرو و عظمت آنها را حفظ كنیم.

امام صادق(علیه‎السلام) در جای دیگری از شیعیان درخواست می‎كند كه: «كونوا لنا زینا ولا تكونوا علینا شیناً، قولوا للناس حسنا واحفظوا السنتكم و كفوا عن الفضول و قبح القول(4)؛ (شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیاده‎روی و زشت‎گویی بازدارید.

یكی از شیعیان حضرت به نام «شقرانی» از تقسیم بیت المال توسط خلیفه وقت «منصور دوانیقی» محروم ماند، در كنار خانه خلیفه منتظر فرصت بود تا با شفاعت و وساطت كسی حق خود را بگیرد، حضرت صادق(علیه‎السلام) سهم او را گرفت و به وی داد آنگاه فرمود: ای شقرانی اعمال نیك از همه نیكو است، ولی از تو نیكوتر است چون به ما نسبت داری (و شیعه ما هستی) و كارهای زشت از همه زشت است ولی از تو زشت‎تر است(چون كه به ما نسبت داری).»(5)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: (شیعیان) زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیكو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ كنید و از زیاده‎روی و زشت‎گویی بازدارید.

لازم به یادآوری است كه شقرانی از خدمتگزاران پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) بود و عمر طولانی كرده بود و تا زمان امام صادق(علیه‎السلام) زنده بود، ولی گرفتار مشروب بود، لذا امام صادق (علیه‎السلام) به او تذكر داد كه تو با دیگران تفاوت داری، تو به ما اهل بیت نسبت داری لذا احترام این مقام و موقعیت را حفظ كن، چرا كه شیعه باید اهل عمل نیك، ورع و پرهیزكاری باشد، چنان كه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «احق الناس بالورع آل محمد و شیعتهم، كی تقتدی الرعیه بهم(6)؛ سزاوارترین مردم به تقوا و دوری از حرام، آل محمد(صلی الله علیه و آله) و شیعیان آنها هستند، تا سایر مردم نیز به آنان تأسی نمایند.

در این زمینه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: «كونوا دعاة الناس بغیر السنتكم لیرو امنكم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فان ذلك داعیه(7)، مردم را با غیر زبان خود به كارهای نیك دعوت كنید، تا آنان از شما تقوا و ورع و تلاش و كوشش در نماز و كارهای خیر ببینند، و این راه(عمل) جاذبه بیشتری دارد (و بهتر مردم را به سوی نیكی‎ها جذب می‎كند.)»



پی‎نوشت‎ها:

1- اصول كافی، ج2، ص 233 .

2- صفات الشیعه، ص 49 .

3- وسائل الشیعه، ج 8، ص 389 .

4- ابوالفضل طبری، مشكوة الانوار، ص 173 .

5- شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 1، ص 708 / مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 236 .

6- سفینة البحار، ج 2، ص 643 .

7- اصول كافی، ج 2، ص 78 / سفینة البحار، ج 2، ص 643 .



- نظرات (0)

توجه به قرآن و تلاوت آن

قرآن

قرآن به عنوان كتاب هدایت الهی برای انسان، همه ساحت‎های مادی و معنوی او را در برمی‎گیرد. تمام قلمروهای زندگی ظاهری و باطنی فردی و اجتماعی اخلاقی و حقوقی دنیایی و آخرتی و جز آن از آغاز آفرینش و مبدأشناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سر منزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است بدین جهت یكی از انتظارات مهم امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان این است كه به این كتاب الهی و گنجینه بی پایان معارف الهی و عهدنامه میان خدا و انسان بیشتر توجه كند، لذا فرمود: قرآن عهدنامه‎ای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت كند.»(1) قطعاً مراد خواندن تنها نیست، باید خواندن توأم با اندیشه و تفكر، و عمل همراه باشد،

امام صادق(علیه السلام) فرمود: قرآن عهدنامه‎ای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است كه به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت كند.

 چنان كه امام قرآن ناطق حضرت صادق(علیه‎السلام) فرمود:

«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آیه‎ای یافتید كه كسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافته‎اند، شما نیز به آن عمل كنید(تا نجات یابید) و هر آیه‎ای را مشاهده كردید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز كنید.»(2)

و درباره آثار و بركات قرآن خواندن فرمود: «خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود بركتش فراوان، و ملائكه در آن حضور می‎یابند و شیاطین از آن دور می‎شوند، و برای اهل آسمان روشن دیده می‎شود چنان كه كواكب برای زمینیان نورانی دیده می‎شود و خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود بركتش كم و ملائكه از آن فاصله می‎گیرند و شیاطین در آن حضور می‎یابند.

بر شما باد به  قرآن. پس هر آیه‎ای یافتید كه كسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافته‎اند، شما نیز به آن عمل كنید و هر آیه‎ای را مشاهده كردید كه بیانگر هلاكت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز كنید.

آنچه گفته شد و ناگفته‎های زیاد، انتظاراتی است كه امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان خویش دارند. باشد كه چنین باشیم.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- اصول كافی، ج 2، ص 609 .

2- بحارالانوار، ج 92، ص 94.


- نظرات (0)

دوری از گناه و محرمات

امام صادق علیه السلام

از انتظارات مهم تمام امامان و همچنین امام صادق(علیهم‎السلام) این است كه شیعیان از گناه به شدت دوری نمایند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بیت، دور گناه نروند، چرا كه گناه راه رسیدن به محبت و ولایت اهل بیت را نیز سد می‎كند.

متأسفانه امروزه مردم بر این باورند كه می‎توانند هر گناهی انجام دهند، و هر عمل زشتی را مرتكب شوند، آنگاه با گریه و عزاداری برای امام حسین(علیه‎السلام) و اظهار محبت به اهل بیت(علیهم‎السلام) همه را جبران كنند. از طریق ربا و كلاهبرداری پول، در می‎آورند ولی مقداری از آن را نذر امام حسین(علیه‎السلام) می‎كنند به خیال این كه حساب پاك شده است.

خمس و زكات مال خود را نمی‎پــردازند ولی به زیارت امام رضا(علیه‎السلام) یا به عتبات عالیات (كربلا و نجف) مشرف می‎شوند، نماز نمی‎خوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سینه می‎زنند و ... اینان بدانند كه هرگز ائمه ما از آنها راضی نمی‎شوند، مگر دست از گناه بردارند. امام باقر(علیه‎السلام) در این باره می‎فرماید.

به خدا قسم كسی به خدا تقرب نمی‎یابد مگر بوسیله طاعت و بندگی، ما مدركی برای دوری از آتش در دست نداریم و نه كسی به نفع خود از خدا حجتی گرفته است، (بنابراین) هر كس مطیع و فرمانبر خدا باشد او دوست ما است و هر كس خدا را معصیت كند دشمن ما شمرده می‎شود، و (بدانید كه) رسیدن به ولایت و دوستی ما جز از راه عمل و دوری از حرام میسر نیست.» (1)

امام علی(علیه‎السلام) فرمود: «دوست و نزدیك پیامبر اسلام كسی است كه خدا را فرمان برد، اگر چه خویشاوندی‎اش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كسی است كه خدا را فرمان نبرد، هر چند از نزدیكان نسبی آن سرور باشد.» (2)

آری در پیشگاه خداوند و معصومان، سلمان فارسی مطیع خدا و بلال حبشی پیرو حق، از ابولهب كه عموی پیامبر است ولی كافر به خداوند است و سرکش نسبت به فرامین الهی، برتر و بالاتر است.

امام صادق(علیه‎السلام) نه تنها انتظار دارد كه شیعیان، گناه و معصیت نكنند بلكه از شركت در مجالس گناه نیز خودداری كنند. چرا كه یكی از عوامل تأثیرگذار بر روح آدمی محیط اطراف، از جمله محفل‎های آلوده است، لذا امام صادق(علیه‎السلام) مؤمنین را از شركت در چنین محافلی نهی نموده است. آن جا كه فرمود: «لا ینبغی للمؤمن انی یجلس مجلساً یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره(3)؛ برای مؤمن شایسته نیست كه در مجلسی بنشیند كه در آن معصیت خداوند انجام می‎شود و او توانایی تغییر آن را ندارد.


پی‎نوشت‎ها:

1- اصول كافی، ج 2، ص 74 .

2- نهج البلاغه فیض الاسلام، حكمت92، ص 1129 .

3- وسائل الشیعه، ج 11، ص 503 .


- نظرات (0)

برتری کافر از مومن چگونه ممکن است؟!


سوال از خدا

ممکن است برای شما نیز بارها پیش آمده باشد که سطح زندگی خود را با زندگی اطرافیانتان مورد قیاس قرار دهید. سطح رفاه، درآمد، شادی و سختی ها، پیش آمدهای خوب  و بد و موارد بسیار دیگر. این مقایسه کردن ها محدود به افراد نیست بلکه وجود آن در میان گروه ها و فرقه ها نیز احساس می شود. برای نمونه می توان به مقایسه میان شرایط اجتماعی و اقتصادی جوامع اسلامی و بلاد کفر اشاره داشت و شاید بعد از دیدن شرایط و وضع مساعد زندگی کافران این تصور در ذهن ایجاد شود که کافران برتر از مومنین اند، درآیات قرآن کریم نیز به این قیاس ها توجه شده است از آن جمله در آیه 51 سوره نساء می فرماید:

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیباً مِّن الْكِتَابِ یُۆْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ كَفَروُاْ هَۆُلَآءِ أَهْدَى‏ مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ سَبِیلاً .

 آیا كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (خدا) به آنها داده شده، ندیده‏اى كه به بت و طاغوت ایمان مى‏آورند و درباره كفّار مى‏گویند: اینان از كسانى كه (به اسلام و محمّدصلى الله علیه وآله ایمان آورده‏اند، راه یافته‏ترند.

آیه فوق به برتری کافران نسبت به مومنان به زعم اهل کتاب اشاره دارد هر چند در ادعای آنان سیاستی موزیانه نهفته است از آن جمله:

1)‌ استفاده از حربه ی سازشکاری: یـهـود براى پیشبرد اهدافشان آنچنان سازشكارى با هر جمعیتى نـشـان مـى دادنـد كـه حـتـى بـراى جلب نظر بت پرستان در برابر بتهاى آنها سجده مى كـردنـد.

2) مبارزه به قیمت دست کشیدن از عقاید خویش: دشمنان، براى مبارزه با اسلام حتّى از عقاید خود دست مى‏كشند (سجده‏ى یهود بر بت، به خاطر خشنودى مشركان و هماهنگى بر ضد مسلمانان). با این وجود گاه این شبهه ایجاد می شود که آیا کافران برتر از مومنان اند؟

نمی توان به صرف وجود بركات و فراوانی در میان كافران و یا جامعه ایشان حكم كرد كه آنان از نعمت های خداداد برخوردار می باشند و برتر از مومنین اند بلكه آنان گرفتار نقمتی هستند كه چون باز شكاری ایشان را می رباید و به دوزخ آتشین می افكند. و به حقیقت که مۆمن نزد خداى بزرگ از ملک مقرّب بالاتر است

ریشه این تفکر در کجاست؟

نخستین گروهى كه به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) ایمان آوردند مستضعفان پاكدلى بودند كه دستشان از مال و منال دنیا تهى بود، همان گروه محروم و مظلومى كه آئین هاى الهى براى نجات آنان از چنگال ظالمان و ستمگران آمده ، مردان و زنان بلند همت و با ایمانى همچون بلال ، سلمان ، عمار، خباب ، سمیه و امثال آنها. از آنجا كه معیار ارزش در جامعه جاهلى آن زمان - همچون هر جامعه جاهلى دیگر - همان زر و زیور و پول و مقام و هیات ظاهر بود، ثروتمندان ستمكار همچون نضر بن حارث و امثال وى بر گروه مۆ منان فقیر، فخرفروشى كرده ، می گفتند: نشانه شخصیت ما با ما است ، و نشانه عدم شخصیت شما همان فقر و محرومیتتان است !.(مریم 73)

بله، كافران در پاسخ به مۆمنان دو چیز را مایه افتخار و برترى و حقانیت خود مى‌دانستند: یكى وضعیت اقتصادى و دیگرى وضعیت اجتماعى. كفرورزان عصر بعثت، برترى وضعیت اقتصادى و اجتماعى خود را نشانه حقانیت عقاید خویش مى‌دانستند. و در نظر آنها، مظاهر مادى و نظام اجتماعى معیار ارجحیت یك مكتب است.  

كافران عصر بعثت، مشكلات اقتصادى، اجتماعى و سیاسى مسلمانان را، نشانه ناروابودن عقیده و تفكر آنان مى‌دانستند. چنانکه امروز نیز شاهد این تبعیض ها درمیان فرق اسلامی و دیگر فرق و حتی در میان خودمان نیز هستیم. چنانکه میزان احترام و عزت فردی را به شأن و منزلت اجتماعی و اقتصادی و اصل و نسب وی می دانیم وهمین مسئله نیز منجر به ارزش گذاری هایی می گردد که ربط و نسبتی با حقیقت انسان ندارد. امیر المومنین علی علیه السلام می فرمایند: ثروت فراوان، دشمن مۆمنان و پیشواى منافقان است. (التمحیص، ص48)

مسابقه
ملاک برتری حقیقی چیست؟

ملاک برتری انسان ها از یکدیگر چیزی جز تقوا نیست چنانکه امام خمینی (ره) می فرمایند: آنی که تقوایش بیشتر است، آنی که ترسش از خدا بیشتر است، آنی که خدمت برای خدا می کند، او مقدم است. همه برادر و برابرند، فقط و فقط کرامت، در پناه تقوا، و برتری، به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است. آنچه اصل است تقواست.

ملاک انسان بودن و ارزش وی، اخلاق اوست و نه ثروت و جاه و مقام  غزالی رسیدن به سعادت اخروی را والاترین ارزش برای انسان می دادند و راه رسید ن به سعادت را تزکیه و تکمیل نفس می داند. حضرت حق در این آیه‌ى شریفه 18 سوره سجده مى‌پرسد: آیا كسى كه مۆمن است، یعنى ‌اعتقاد به خدا و قیامت دارد و داراى فضایل اخلاقى است و كارهاى پسندیده‌ انجام مى‌دهد، با كسى كه از مدار طاعت حق بیرون افتاده ، و از فضاى پاك‌انسانیت خارج شده، و از حوزه‌ى امن خدا گریخته و به ناچار اسیر شیطان‌ها و دیوان و غولان و هوا و هوس شده، و از اعتقاد به خدا و قیامت تهى گشته، و به ‌رذایل اخلاقى دچار آمده و به كارهاى ناپسند روى آورده مساوى و یكسان است؟ پاسخ مى‌دهد: هرگز این دو نفر برابر و مساوى نیستند؛ زیرا :مۆمن در اوج ارزش و فاسق در نهایت پستى است. مۆمن مقرب حضرت حق و فاسق در دورى از درگاه دوست است. مۆمن سزاوار پاداش و فاسق مستحق كیفر و عذاب است. مۆمن اهل نجات و فاسق محروم از نجات است. همه‌ى عنایات و الطاف خدا به مۆمن در دنیا و آخرت به خاطر ایمان و عمل ‌و اخلاق اوست. ایمان و عمل و اخلاق كه از ارزش‌هاى ذاتى است به او ارزش‌ بخشیده، تا جایى كه وجود مۆمن فوق همه‌ى ارزش‌هاست، و به خاطر این ‌ارزش والاست كه مورد رحمت و مغفرت است، و در قیامت جایگاهش بهشت ‌و پذیرایى‌اش نعمت‌هاى ابدى است.

كافران در پاسخ به مۆمنان دو چیز را مایه افتخار و برترى و حقانیت خود مى‌دانستند: یكى وضعیت اقتصادى و دیگرى وضعیت اجتماعى. كفرورزان عصر بعثت، برترى وضعیت اقتصادى و اجتماعى خود را نشانه حقانیت عقاید خویش مى‌دانستند. و در نظر آنها، مظاهر مادى و نظام اجتماعى معیار ارجحیت یك مكتب است

علت برخورداری کافران از این همه نعمت چیست؟

به ظاهر كسانی كه مطیع اوامر و دستورهای قرآن و خداوند تبارك و تعالی هستند می بایست از آثار این اطاعت و پیروی برخوردار باشند ولی با این همه آن چه به ظاهر تحقق خارجی ندارد كمبودهای شدید و حضور فراوان بلایا و گرفتاری هایی است كه امت اسلام به آن گرفتار هستند این در حالی است كه به ظاهر كسانی كه كافر هستند و یا در كشورهای كفر زندگی می كنند هم از نظر رفاه و آسایش از وضعیت و موقعیت بهتر و برتری بهره مند هستند و هم از انواع نعمت های خدادادی برخوردار می باشند.

پاسخ  به اصلی باز می گردد كه قرآن از آن به استدراج و امهال یاد می كند. امهال به معنای مهلت دادن و فرصت بخشیدن است تا هر گونه كه خواستند عمل كنند و چیزی سد راه ایشان نشود. استدراج نیز گرفتن شكار و نزدیك شدن آرام آرام به او و جهیدن بر سر شكار و گرفتن ناگهانی اوست.

سخن آخر آنکه، نمی توان به صرف وجود بركات و فراوانی در میان كافران و یا جامعه ایشان حكم كرد كه آنان از نعمت های خداداد برخوردار می باشند و برتر از مومنین اند بلكه آنان گرفتار نقمتی هستند كه چون باز شكاری ایشان را می رباید و به دوزخ آتشین می افكند. و به حقیقت که مۆمن نزد خداى بزرگ از ملک مقرّب بالاتر است.


منابع :

1)     تفسیر نمونه / آیت الله مکارم شیرازی

2)     آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن ج3، محمد بهشتی

3)     کلمات قصار امام خمینی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

4)     فرهنگ قرآن جلد:”ٹ13”ٹ، آیت الله هاشمی  رفسنجانی

5)     تفسر راهنما ج3 و 10

6)     اخلاق حسنه، فیض کاشانی

7)     زیبایی های اخلاقی، حسین انصاریان

8)     پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

 


- نظرات (0)