سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

سرگذشت شهری با انسان های حیوان نما


همجسگرایی
قرآن کریم در سوره شعراء، در ضمن داستان قوم لوط، همجنس گرایی را مورد نهی، و آن را حرام می داند.

اما عمده دلائلی که می توان برای حرام بودن این عمل شنیع، از قرآن کریم استنباط نمود، موارد زیر است:

1: همجنس گرایی، عملی مسرفانه

اسراف در لغت از ریشه ی "سرف" به معنای تجاوز و از حد گذشتن [1] و در اصطلاح هر نوع زیاده روی در کمیت و یا کیفیت را شامل می شود.[2]

در قرآن کریم، این عمل، نوعی اسراف معرفی شده است؛ 

«انَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شهَوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ[شعراء/81] شما از روى شهوت، به جاى زنان با مردان درمى‏آمیزید، آرى، شما گروهى تجاوزكارید.»

مسلّماً عقل سلیم هر انسانی به زشتی و غیرعقلایی بودن اسراف، شهادت می هد؛ چرا که پرداختن به چنین عملی باعث هدر رفتن انرژی و نیروی انسانی در تولید، پرورش و بقاء نسل بشریت خواهد شد.

2: همجنس گرایی عملی مخالف با فطرت پاک انسان

در ادامه ی آیات شریفه، خداوند متعال به یکی دیگر از دلایل حرمت این عمل اشاره می نماید:

«وَ مَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ[شعراء/82] ولى پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند: آنان را از شهرتان بیرون كنید، زیرا آنان كسانى ‏اند كه به پاكى تظاهر مى‏ كنند.»

قوم لوط در برابر سوال و بازخواست پیامبرشان از ارتکاب چنین عملی؛ به دلیل نداشتن دلیل قانع کننده و عقلانی، این طور تصمیم گرفتند، که پیامبر خود را از شهر بیرون برآنند.

که این مطلب دال بر این دلیل است که آنان نزد خود نتوانستند دلیلی عقلانی و موافق با فطرت انسانی ارائه دهند و در نتیجه در اثر ناتوان بودن از آوردن دلیل قانع کننده، تصمیم به بیرون کردن پیامبر خود گرفتند.[3]

‌عـلّـت تحریم روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان، یكى ساختار وجودى زنان و سرشت وجودى مردان است (كه هر یك براى جنس مخالف آفریده شده است) و دیگر این كه روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان سبب از بین رفتن نسل (بشر) و برهم خوردن نظم و تدبیر (جامعه) و نابودى دنیاست

علاوه بر مؤید بالا، می توان به این مطلب نیز اشاره نمود که اگر ارتکاب چنین عملی در دایره ی عقل و فطرت انسانی می گنجید، عاقلانه نبود که پیامبر و فرستاده ی الهی آنان را در قبال این عمل بازخواست نماید.[4]

و صد البته اگر افراد همجنس باز اندکی تأمل در مابقی جانداران از قبیل حیوانات، (که به بی عقلی نامیده می شوند) می کردند، متوجه می شدند که چنین عمل زشتی حتی از حیوانات مشهور به شهوانیت نیز دیده نمی شود.

اینجاست که انسان به این تعبیر زیبای قرآنی می رسد:

« أُوْلَـئِكَ كَالأَنْــــعَامِ بَلْ هُـــــمْ أَضَــــــلُّ أُوْلَــــــئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ[اعراف/179] اینان همانند چــــارپایــــانند حتـــــی گمــــراه تـــر از آنهایند؛ اینان خود غافلانند

جا دارد اشاره ای نیز به عاقبت نمونه ای از مرتکبین چنین عملی نماییم:

"پمپی؛ در ایام پادشاهی نرون از آبادترین شهرهای کشور ایتالیا بود. مردم این شهر به انواع گناه از جمله زنا در ملا عام حتی با حیوانات و کودکان مبتلا بودند، که ناگهان عذاب الهی فرا می رسد و طی فعالیت یک آتشفشان همگی نابود و تبدیل به سنگ می شوند!

لوط
مذمت همجنس گرایی در روایات

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:

إنّ أخوَفَ ما أخافُ على اُمّتی مِن عَمَلِ قَومِ لُوطٍ ؛‌ بیشترین چیزى كه براى امّتم از آن مى‏ترسم، عمل قوم لوط است. (الترغیب والترهیب: 3 / 285 / 1 منتخب میزان الحكمة : 506)

عنه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:

مَن یَعمَلْ مِن اُمّتی عَملَ قَومِ لُوطٍ ثُمّ یَموتُ على ذلكَ فهُو مُۆَجَّلٌ إلى أن یُوضَعَ فی لَحدِهِ ، فإذا وُضِعَ فیهِ لَم یَمكُثْ أكثَرَ مِن ثَلاثٍ حتّى تَقذِفَهُ الأرضُ إلى جُملَةِ قَومِ لُوطٍ المُهلَكینَ فیُحشَرَ مَعَهُم؛ ‌هر فردى از امّت من‏ كار قوم لوط را انجام دهد و بر این كار بمیرد، مهلت داده مى‏شود تا در لحد گذاشته شود . زمانى كه در لحد گذاشته شد ، بیش از سه روز نمى‏پاید كه زمین او را به میان قوم هلاك شده لوط پرت مى‏كند و روز قیامت با آنها محشور مى‏شود .(بحار الأنوار : 79 / 72 / 24 منتخب میزان الحكمة : 506)

اگر افراد همجنس بازاندکی تامل در مابقی جانداران از قبیل حیوانات، (که به بی عقلی نامیده می شوند) می کردند، متوجه می شدند که چنین عمل زشتی حتی از حیوانات مشهور به شهوانیت نیز دیده نمی شود

الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام:

حَرّمَ اللّه‏ على كُلِّ دُبُرٍ مُستَنكَحٍ الجُلوسَ على إستَبرَقِ الجَنّةِ .؛ خـداوند نـشستن بـر استبرق بهشت را بر دُبُرهاى نكاح شده حرام كرده ‏است .(بحار الأنوار : 79 / 72 / 27 منتخب میزان الحكمة : 506)

 

عاقبت همجنس گرایی

الإمامُ الرِّضا علیه‏السلام:

عِلّةُ تَحریمِ الذُّكرانِ للذُّكرانِ والإناثِ للإناثِ؛ لِما رُكِّبَ فی الإناثِ وما طُبِعَ علَیهِ الذُّكرانُ ، ولِما فی إتیانِ الذُّكرانِ الذُّكرانَ والإناثِ الإناثَ مِنِ انقِطاعِ النَّسلِ، وفَسادِ التَّدبیرِ، وخَرابِ الدُّنیا، ‌عـلّـت تحریم روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان، یكى ساختار وجودى زنان و سرشت وجودى مردان است (كه هر یك براى جنس مخالف آفریده شده است) و دیگر این كه روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان سبب از بین رفتن نسل (بشر) و برهم خوردن نظم و تدبیر (جامعه) و نابودى دنیاست.(علل الشرائع : 547 / 1 منتخب میزان الحكمة : 506)

 

نتیجه آنکه

عمل همجنس گرایی، نه تنها مورد تأیید قرآن کریم نیست؛ بلکه فطرت و عقل انسان نیز مخالف با ارتکاب چنین عملی هستند.

 

پی نوشت ها:

[1]. راغب اصفهانی

[2]. تفسیر نمونه/ج6/ ص 149

[3]. که در حال حاضر نیز ما شاهد پیروی نمودن چنین افکار جاهلانه ایی در قبال دستورات اسلامی از طرف مدعیان حقوق بشر هستیم. تا آنجا که به جهت حرمت این عمل  نزد مسلمانان کشور عزیزمان، آنان را ناقض حقوق بشر(!!!) خوانده اند. 

[4]. تفسیر المیزان/ج8/ص 233



- نظرات (0)

عاملی که بنده را محبوب خدا می کند

خداچه انسانی رودوست دارد؟بنده وابسته یاتوانایی کارهای خود را ندارد. سر بار دیگران است و بارش را دیگران به دوش می کشند؟ یا بنده توانای قدرتمندی که وجودش پر از خیر و برکت است، علاوه بر استقلال فردی و رشد شخصیتی باعث رشد و تکامل دیگران هم می شود؟!

نیازی به توضیح ندارد که بین این دو بنده، خدا کدام را دوست می دارد.

اگر تمام افراد یک جامعه یا درصد بالایی از این افراد انسانهای وابسته و ناتوان باشند چه بلایی سر آن کشور خواهد آمد؟

آیا اثری از رشد و پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی در آن کشور مشاهده می شود؟ رشد و شکوفایی تمامی ارکان یک کشور منوط به رشد و تکامل انسانهای مستقل و آزاد ورها می باشد. هر چقدر تعداد این افراد بیشتر شود اثر آن در جامعه مشهود تر است.

 

وابستگی چیست؟

وابستگی به هر عامل وابسته کننده ای مانند انسانهای دیگر، پول، ثروت، مقام .....  اطلاق می گردد که در صورت از دست دادن آنها آرامش، هویت، استقلال، رهایی و سلامت جسم وروان از دست می رود. در وابستگی جنس ترس، دلهره، حقارت، عدم امنیت و عدم کنترل احساسات خودنمایی می کند.

در کریمه 23 حدید نشانه وابستگی را در غم و اندوه از دست دادن و شادی در بدست آوردن دنیا می داند و این امر را ریشه در عدم ثبات روحی و نقص شحصیتی او بر می شمارد زیرا آنکه همه تعلقات دنیایی را بی ارزش می داند برای هیچ، غصه ای نمی خورد.

این آیه شاخصه های استقلال فردی را توانایی و قدرت ،بر صراط مستقیم بودن وعدالت می داند و نشانه های وابستگی های فردی را سربار بودن ، ناتوانی و عدم پیشرفت و رشد نام می برد

ای هیچ برای هیچ بیهوده مپیچ

انسان وابسته مانند بیماری می ماند که بیماری اش در تمام زوایای زندگی اش راه پیدا کرده و او را تا سر حد سقوط می کشاند در حقیقت عامل حیات و پیشرفت او مادیات یا دیگران  نیستند منتهی او راه را اشتباه رفته است. قران انسان کامل را آزاده ای می داند که اسیر و وابسته نیست او چیزی برای از دست دادن ندارد زیرا خداوند که کمال مطلق است حمایتگر او می باشد .

لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ

تا بر آنچه از دست‏شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‏شادمانى نكنید

 

وابستگی فردی

وابستگی نوعی نیاز عاطفی و روانی به فرد دیگری است که بدون وجود او فرد وابسته در زندگی اش دچار مشکل می شود. در واقع فرد وابسته از آن جهت که به دیگران وابسته می شود گمان می کند بدون حضور دیگری نمی تواند تعادل روانی داشته باشد.خداوند در کریمه 76 سوره نحل مقایسه ای زیبا بین استقلال و وابستگی فردی دارد.

وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ یَقْدِرُ عَلَىَ شَیْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لاَ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است ‏یكسان است .

از علائم دیگر وابستگی عدم مسئولیت پذیری است در واقع فردوابسته نمی تواند مسئولیت پذیر باشد ودر بیشتر مواقع چون می ترسد نمی تواند مخالفتش را با دیگران بیان کند بنابراین تبدیل به فردی بله گو خواهد شد

این آیه شاخصه های استقلال فردی را توانایی و قدرت ،بر صراط مستقیم بودن وعدالت می داند و نشانه های وابستگی های فردی را سربار بودن، ناتوانی و عدم پیشرفت و رشد نام می برد.

مشکلات  شخصیت های وابسته

عدم خودشناسی

بزرگترین مشکلی که وابستگی و عدم استقلال برای انسان ایجاد می کند و تمام زندگی او را تحت الشعاع قرار می دهد این است که مانع هویت و فرد یت یابی او می شود به معنایی این افراد شناخت درستی درباره موجودیت انسان ندارند و به مراتب  خود را نیز درست نمی شناسند .اطلاع دقیقی از نقاط قوت و ضعف خود ندارند و تصور غلط آنان درباره خود قدرت هایشان را نابود می گرداند.

تصمیم گیری
ناتوانی در تصمیم گیری

در تصمیم گیری ناتوان می باشند و در تمام مراحل زندگی نیاز دارند که دیگران برایشان تصمیم بگیرند و به هیچ عنوان مسئولیت تصمیم های خود را نیز قبول نمی کنند این شخصیت ناقص افراد دهن بینی هستند که توانایی اداره کردن زندگی خود را ندارند. فرد وابسته به دیگران تکیه کرده و از توانایی فکرو اندیشه خود استفاده نمی کند او بدون فکر در تمامی امور زندگی از دیگران تقلید کرده و از آنها فرمانبرداری می کند. او مانند درختچه نونهالی می ماند که مداوما نیاز به قیم دارد تا به آن تکیه کند وگاهی تا آخر عمر این نیاز همچنان پابرچاست. او برای تصمیم گیری نیاز به کسی دارد تا به او اطمینان دهد کارش درست است .

در کریمه 23 حدید نشانه وابستگی را در غم و اندوه از دست دادن و شادی در بدست آوردن دنیا می داند و این امر را ریشه در عدم ثبات روحی و نقص شحصیتی او بر می شمارد زیرا آنکه همه تعلقات دنیایی را بی ارزش می داند برای هیچ ، غصه ای نمی خورد

عدم مسئولیت پذیری

از علائم دیگر وابستگی عدم مسئولیت پذیری است در واقع فردوابسته نمی تواند مسئولیت پذیر باشد ودر بیشتر مواقع چون می ترسد نمی تواند مخالفتش را با دیگران بیان کند بنابراین تبدیل به فردی بله گو خواهد شد .

 

عدم احساس ارزشمندی

در وابستگی ارزش ، لیاقت و شایستگی فرد وابسته را دیگران تعیین می کنند .یعنی فرد در صورات از دست دادن آن عامل یا آن رابطه و عدم تایید ، تحسین و تصدیق از سوی مقابل ، احساس ناتوانی ، حقارت و عدم ارزشمندی می کند . این فرد چون توانمندی های خود را نشناخته و باور ندارد گمان می کند که بدون حضور دیگران نمی تواند به خواسته خود برسد .

 

علت وابستگی

همه بیماری های روحی انسان از شرک سرچشمه می گیرد هیچگاه انسان موحد و خداشناس مظطرب و وایسته نمی شود .مسیر تکامل روحی و تربیت قرانی انسان به تدریج او را به سمت توحید می برد که تنها ملجاءو پناهگاه انسان خداست . قدرت نیرومندی که غالب و قاهر بر همه موجودات عالم است .

اضطراب حامل اصلی وابستگی فرد است به همین علت او می خواهد برای پنهان و یا کنترل این بیماری به فرد دیگری متکی باشد تا در دامنه این اتکاء در تصمیم گیری و دیگر نیاز های عاطفی و اجتماعی ، بیماری خود را کنترل کند فرد وابسته نمی تواند به تنهایی پروژه های شخصی اش را شروع کند چون اضطراب باعث می شود اعتماد به نفس خود را از دست دهد بنابر این او مدام خودش را مورد قضاوت قرار داده یا از آن ترس دارد که دیگران درباره او چه قضاوتی می کنند.

منابع:

تفسیر نور – آقای قرائتی

تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی



- نظرات (0)

باورهای خطرناک و اشتباه برای موفقیت


ثروت

سوال اساسی اینجاست که چرا فقط درصد کمی از افراد به موفقیت می رسند و بسیاری  از انسان ها برای همیشه فقط در آرزوی رسیدن به موفقیت به سر می برند و خبری از موفقیت در زندگی آنها نیست؟

قبل از اینکه به پاسخ این سوال بپردازیم، توجه به این نکته لازم است که موفقیت یعنی رسیدن به اهداف خود هم در دنیا و هم در آخرت و کسانی که تنها به یک هدف اکتفا می کنند، را نمی توان انسان های موفقی دانست، برای مثال انسانی را در نظر بگیرید که از لحاظ اقتصادی به اوج موفقیت و خوشبختی رسیده است، ولی از ثروتش در راه ایجاد مراکز فساد و فحشاء و کمک به ظالمان و ستمگران استفاده می کند که جز آتش و عذاب در آخرت چیزی به انتظار او ننشسته است.

مسلم است که نه می توان چنین انسانی را فردی موفق قلمداد کرد و نه می توان آن را به عنوان الگویی برای دیگر افراد به جامعه معرفی کرد، پس آنچه یک انسان موفق را موفق می کند، موفقیت هم در دنیا و هم در آخرت است.

حال برگردیم به سوالی که در آغاز مطرح کردیم که چرا فقط درصد کمی از افراد به موفقیت می رسند؟

پاسخ کوتاه و مختصری که می توان به این سوال داد، این است که بسیاری از افراد برای رسیدن به موفقیت راه را اشتباه می روند و به جای رسیدن به شهر موفقیت سر از شهر حیرانی و گمراهی در می آورند که در این نوشته به برخی از مهمترین اشتباهات افراد در رسیدن به شهر موفقیت اشاره می کنیم:

موفقیت در ثروت

بسیاری از افراد با اینکه می دانند که خداوند:

(إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ: خداست كه خود روزى‏بخشِ نیرومندِ استوار است.)(الذاریات:  58)

اما با این حال برای بدست آوردن ثروت دست به دامن شیطان می شوند و به توصیه های او گوش فرا می دهد و مسلم است که شیطان نمی تواند آنها را به ثروت واقعی و سودمند برساند و تنها کاری که شیطان با آنها می کند این است که:

(الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ: شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد) (البقرة:  268)

كسب موفقیت در ثروت و زندگی و ازدواج مرهون شناخت ما از شرائط و ویژگی های رسیدن به آنها است و با خالی بودن شناخت در جاده موفقیت راه زندگی ما به ناكجا آباد منتهی می شود

موفقیت در زندگی

همه انسان ها در زندگی به دنبال یار و یاوری هستند که در سختی ها و مشکلات بتوانند در کنار آنها بایستد و دست آنها را بگیرد و آنها را تنها نگذارد. حال سوال این است که واقعا چه کسی می تواند بهترین یار و یاور برای انسان ها باشد:

(بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرینَ: آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‏دهندگان است.(آل‏عمران: 150)

اما برای بدست آوردن این موفقیت بزرگ نیز بعضی از افراد به بیراهه می روند، آنها به جای اینکه خداوند را در تمام لحظات زندگی یار و یاور خود قرار دهند:

(وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ: و غیر از خدا [ىِ یگانه‏] خدایانى به پرستش گرفتند، تا مگر یارى شوند.)(یس: 74)

اما این افراد نه تنها نمی توانند دیگران را یاری کنند بلکه توان یاری رساندن به خود را نیز ندارند:

(وَ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَسْتَطیعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ یَنْصُرُون: و كسانى را كه به جاى او مى‏خوانید، نمى‏توانند شما را یارى كنند و نه خویشتن را یارى دهند.)(الأعراف: 197)

موفقیت در ازدواج

یكی دیگر از ابعاد مهم موفقیت كه همه افراد به نحوی در جستجوی آن هستند، تجربه یك ازدواج موفق و در نتیجه رسیدن به خوشبختی و سعادت است.

ازدواج موفق كه به زعم بسیاری از كارشناسان می تواند نقش بسزایی در رسیدن افراد به اوج داشته باشد ، شرائط متعددی دارد كه باید آنها را به خوبی رعایت كرد.

یكی از آن شرایط، ملاك های شما در انتخاب شریك زندگی آینده شماست، ملاك هایی كه به منزله پایه و ستون زندگی محسوب می شوند و اگر این پایه ها درست روی هم چیده نشود دیوار زندگی شما تا ثریا كج می رود و هر آینه ممكن است فرو بریزد.

ازدواج

پس اگر می خواهید یك زندگی استوار و پابرجا برای خود فراهم كنید ابتدا باید شناخت درستی از ملاك های مهم برای انتخاب شریك زندگی خود داشته باشید چرا كه برخی از افراد تنها ملاكی كه برای ازدواج در ذهن خود دارند ملاك زیبایی است و با شروع زندگی متوجه خواهند شد كه زیبایی به تنهایی نمی تواند زندگی انها را پابرجا و استوار كند و در نتیجه با اختلافات زیادی كه در طول زمان به وجود می آید زندگی آنها با شكست مواجه می شود.

هر چند كه ملاك زیبایی را نمی توان نادیده گرفت اما این ملاك در كنار ملاك های دیگر ارزش پیدا می كند و به تنهایی هیچ ارزشی نخواهد داشت.

آیات الهی برای موفقیت در مسئله ازدواج ملاك هایی را بیان می كنند كه با فراهم كردن آنها به شما این اطمینان داده می شود كه زندگی سرشار از عشق و محبتی در انتظار شما خواهد بود ملاك هایی كه خداوند متعال آنها را در سوره تحریم به همه كسانی كه در جستجوی موفقیت در ازدواج هستند توصیه می كند:

(عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُۆْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْكاراً : اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مۆمن، فرمانبر، توبه‏كار، عابد، روزه‏دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.) (التحریم:  5)

هر چند این ویژگی ها برای همسران پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بیان شده است اما مى تواند الگوئى براى همه مسلمانان به هنگام انتخاب همسر باشد.

واقعا چه کسی می تواند بهترین یار و یاور برای انسان ها باشد: (بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرینَ: آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‏دهندگان است

ویژگی هایی از قبیل:

1) اسلام

2) ایمان، یعنى اعتقادى که در اعماق قلب انسان نفوذ کند زیرا انسان بی ایمان، باوری به رفتارهای اخلاقی و دور از شئونات زناشویی نخواهد داشت و چون به قیامت و حساب و کتاب عقیده ندارد ممکن است به شوهر خیانت کند و با دیگری جمع شود. 

3) قنوت: یعنى تواضع و اطاعت از همسر: چون زنی که در برابر شوهر تسلیم است می تواند زندگی خوبی را فراهم آورد؛ زیرا در هر مجموعه ای یکی می بایست رهبر و دیگری فرمانبر باشد وگرنه همواره تضاد رفتاری پیش خواهد آمد و هر کسی راهی را می رود که مخالف دیگری است و در نتیجه آرامش از خانه و زندگی سلب می شود. دوشیزه بودن از ملاک های همسر برتر و نیکو است.

4) توبه: یعنى اگر کار خلافى از او سر زند در اشتباه خود اصرار نورزد، و از در عذرخواهى درآید.

5) عبادت خداوند، عبادتى که روح و جان او را بسازد، و پاک و پاکیزه کند.

6) روزه داری که خود بر نوع است:

(1 روزه حقیقى: که به معنى دوری از خوردن و آشامیدن است

2) روزه حکمى: که به معنى نگهدارى اعضاى بدن از گناهان است، و منظور از روزه در اینجا معنى دوم است (مفردات راغب)

خلاصه كلام آنكه كسب موفقیت در ثروت و زندگی و ازدواج مرهون شناخت ما از شرائط و ویژگی های رسیدن به آنها است و با خالی بودن شناخت در جاده موفقیت راه زندگی ما به ناكجا آباد منتهی می شو


- نظرات (0)

عملی که میزانش مشخص نیست


عبادت

در روایات و احادیث وارد شده از ائمه اطهار (علیهم السلام) و نیز در مواعظ و نصایح اخلاقی و عرفانی عرفا و بزرگان دین، بر خواندن نماز شب و شب زنده داری و مداومت بر آن تاکید فراوان شده است.

در این مطلب به بیان مواعظ اخلاقی از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره) پیرامون شب زنده داری می پردازیم تا عاملی باشد جهت تشویق ما به خواندن نماز شب!

امام صادق علیه‌السلام در حدیثی گران‌بها فرموده‌اند: فضیلت نماز شب نزد خداوند متعال چنان زیاد است که میزان ثواب و پاداش آن را در قرآن ذکر نفرموده‌اند.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

هر کـار نـیکی که بـنـده می‌کند، در قــرآن برایش ثوابی ذکر شده است مگر نماز شب که از بس نزد خدا پر اهمیت است ثواب آن را معلوم نکرده است و فرموده است:

ما مِن عَمَلٍ حَسَنٍ یَعمَلُهُ العَبدُ إلاّ ولَهُ ثَوابٌ فی القرآنِ إلاّ صلاةَ اللیلِ؛ فإنَّ اللّه‌َ لَم یُبَیِّنْ ثَوابَها لِعَظیمِ خَطَرِها عندَهُ، فقالَ: «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفا وَطَمَعَا وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ فلا تَعْلَمُ نَفسٌ ما أُخْفِیَ لَهُم مِن قُرَّةِ أعْیُنٍ جَزاءً بِما كانوا یَكْسِبُونَ : پهلوهایشان از بسترها جدا مى‏‌شود (در دل شب) با بیم و امید خداى خود را مى‏‌خوانند و از آنچه روزى آنها كردیم انفاق مى‏‌كنند و هیچ كس نمى‏‌داند به پاداش آنچه انجام داده‏‌اند چه چیزى براى آنان ذخیره ساخته‏‌ام، كه مایه روشنى چشم ایشان است .»(سوره سجده/آیه 16)(وسائل الشیعه، جلد 5، صفحه 281)

 

وقتی بسیار مبارک برای عبادت خدا

وقت سحر و نیمه شب، وقت بسیار مبارکی است، وقت تهجّد و عبادت خدا است. وقت انس گرفتن با محبوب حقیقی در خلوت شب است. وقتی است که پیشوایان معصوم اسلام (سلام الله علیهم) مسلمانان را به بیداری و تهجّد در آن ترغیب می‌نمودند، وقتی است که علمای بزرگ و صالحان روزگار همیشه در آن وقت از خواب برمی‌خاستند و در پیشگاه حضرت حق به نماز خواندن و تلاوت قرآن و استغفار می‌پرداختند و حل مشکلات زندگی و قضای حوایج مهم خود را در این ساعت از ذات مقّدس حق تعالی می‌خواستند و به مقصود می‌رسیدند.

کارهای ارزشمند و عظیم چنان است که حقیقت آنها به سادگی قابل درک نیست، در عین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است

خداوند در دو جای قرآن، کسانی را که در سحرگاهان به استغفار می‌پردازند و از خداوند کریم و رحیم بخشایش گناهان خود را می‌خواهند مورد تمجید قرار داده است. (وقت سحر، آخرین قسمت از یک ششم شب می باشد. هر چند وقت نماز شب از نصف شب به بعد آغاز می‌شود و تا طلوع فجر ادامه پیدا می‌کند، ولی هر چه به طلوع فجر نزدیکتر باشد، ثواب بیشتری دارد).

در روایات آمده است که خداوند متعالی، هنگام سحر درهای آسمانها را می‌گوشاید و مقرّبان به درگاه خداوند آیند و تسبیح و تهلیل و تکبیر گویند و نغمات ذکر ایشان عالم قدس را بگیرد و در این ساعت است که خداوند هر حاجتی از او خواسته شود اجابت می‌کند و وقت انتشار برکات بر زمین است و آنگاه که نسیم سحر از مطلع خویش عاشق وار نفس سرد برآرد، آن ساعت درهای بهشت باز شود و آن باد سحرگاهی با آن لطافت و راحت و لذت از جانب بهشت عَدَن روان باشد.

از داود پیغمبر پرسیدند: کدام وقت شب فضیلت بیشتر دارد؟ گفت: ندانم لیکن دانم که وقت سحر، عرش مجید به جنبش درآید.

محمد مصطفی (صلی الله و علیه وآله) را فرمان آمد که ای محمد: مقام شفاعت در قیامت مقامی بزرگوار و مقامی محمود و تو را مسلم است و راهش این است که به شب برخیزی و نماز کنی. ای محمد، اگر خشنودی ما خواهی، روز را به رسالت بگذران و اگر «مقام محمود» خواهی، شب را به عبادت گذران و نماز شب کن.

از این آیه برمی‌آید که نماز شب بر پیامبر واجب بوده است و این بخاطر نتیجه‌ای است که به دنبال دارد. یعنی خدا او را به مقام محمود مبعوث می‌کند.

مقام محمود، مقام بسیار برجسته‌ای است که ستایش همگان را بر می‌انگیزد. از این رو در روایات آمده که همان مقام «شفاعت كبرى» است ؛ زیرا همه خلایق بخاطر آنکه پیامبر بزرگترین شفیع در عالم آخرت است، او را حمد می‌کند. اما نماز شب برای همه مفید است.

استغفار و عذرخواهی

و نیز گفته‌اند که اول شب، منادی ندا کند که پرستندگان خدا برخیزید و عبادت کنید. نیمه شب ندا کند: ای مطیعان برخیزید و خدا را یاد کنید و هنگام سحر ندا کند:

آمرزش خواهان کجایند که استغفار کنند؟

پس خوشا به حال کسانی که به وقت سحر استغفار کنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند که خداوند فرموده: محبوب ترین مردم نزد من کسانی هستند که هنگام سحر از من آمرزش خواهند.

انسان، با تداوم نماز شب و تهجّد و عبادت های شبانه، می‌تواند به مقامی از کمال و صفای نفس و قرب به خدا برسد که چشم و گوش و دست خدایی پیدا کند (جز حق نبیند، جز حق نشنود و جز حق، عمل نکند) و به آنجا برسد که هر دعایی کند، مستجاب گردد.

تهجّد عبارت است از شب زنده‌داری و به ذکر و مناجات و استغفار پرداختن و مۆاخذه نفس.

کسانی که در مقامات علمی و معنوی و دینی به جایی رسیده‌اند، از سحر خیزها بوده‌اند. در سحر، آمادگی فکری و روحی و امکان ارتباط با خدا بیشتر است.

                                     هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ *** از یمن دعای شب و ورد سحری بود

مرا در این ظلمات آن که رهنمایی کرد نیاز نیم شب و درس صبحگاهی بود رو به خواب که حافظ به بارگاه قبول زد ورد نیمه شب و درس صبحگاهی بود.

چرا پاداش عظیم نماز شب مخفی نگاه داشته شده است؟ این سۆال را به سه شکل می‌توان پاسخ داد:

1. کارهای ارزشمند و عظیم چنان است که حقیقت آنها به سادگی قابل درک نیست، در عین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است.

2. قرّة‌العین و چشم روشنی، آن قدر بزرگ و گسترده است که دانش انسان از رسیدن به تمام خصوصیات آن ناتوان است.

3. چون «نماز شب» مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می‌گیرد، پاداش آن نیز پنهان و دور از چشم مردمان است.

امام صادق علیه‌السلام در حدیثی گران‌بها فرموده‌اند: فضیلت نماز شب نزد خداوند متعال چنان زیاد است که میزان ثواب و پاداش آن را در قرآن ذکر نفرموده‌اند

طریقه ای آسانی برای نماز شب

نماز شب 11 رکعت است که می شود آن را به صورت خلاصه و آسان، و یا مقداری مفصل تر و همراه با دعاهای ماثوره و قرائت قرآن خواند.

اما طریق آسان آن عبارت است از اینکه:

انسان حدود نیم ساعت به اذان صبح مانده از خواب بیدار شود و بعد از وضو، چهار تا دو رکعتی مثل نماز صبح به نیت نافله شب بخواند یعنی در هر رکعت بعد از حمد یک بار قل هو الله احد یا یکی از سوره های کوچک را بخواند. که در مجموع 8 رکعت می شود.

بعد دو رکعت به نیت نماز شفع بخواند که در رکعت اول بعد از حمد سوره قل اعوذ برب الناس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره قل اعوذ برب الفلق را بخواند و نماز را تمام کند

بعد هم یک رکعت به نام نماز وتر است که بعد از حمد یک مرتبه قل هو الله احد یا بهتر است سه مرتبه قل هو الله احد و یک مرتبه قل اعوذ برب الفلق و یک مرتبه قل اعوذ برب الناس را بخواند و بعد قنوت بگیرد و 7 مرتبه بگوید:

((هذا مـَقامُ العائـِذِ بِکَ مِنَ الـنـّار))

و سپس با دست چپ قنوت بگیرد و به دست راست تسبیح بگیرد و 70 مرتبه بگوید:

((استغفر الله ربی و اتوب الیه)) یا ((استغفر الله و اتوب الــیه))

سپس 300 مرتبه بگوید الــعفو

که اگر یک تسبیح صد دانه به دست بگیرد و هر دانه تسبیح را سه بار بگوید الــعفــو با یک دور تسبیح 300 مرتبه الـعــفو تمام می شود و در مجموع 300 مرتبه الــعفــو را در 3 دقیقه می شود گفت.

محمد مصطفی (صلی الله و علیه وآله) را فرمان آمد که ای محمد: مقام شفاعت در قیامت مقامی بزرگوار و مقامی محمود و تو را مسلم است و راهش این است که به شب برخیزی و نماز کنی. ای محمد، اگر خشنودی ما خواهی، روز را به رسالت بگذران و اگر «مقام محمود» خواهی، شب را به عبادت گذران و نماز شب کن

بعد هم برای 40 نفر مومن دعا و استغفار کند مثلا بگوید اللهم اغفر ابی، یا فارسی بگوید خدایا پدرم را بیامرز، مادرم را بیامرز، فلانی را بیامرز و ..... افراد زنده و مرده در اینجا فرقی ندارند، برای زنده ها هم صحیح است استغفار کند و در پایان بگوید:

((رَبَّ اغفـِرلی و ارحَمنی و تــُب عَلی إنَکَ أنتَ التـٌوابُ الغَفــُورُ الـَّرحیم))

سپس به رکوع و سجده برود و نماز را تمام کند و بعد از آن تسبیح حضرت زهرا (علیه السلام) را انجام دهد. و همچنین آیت الکرسی رو بخواند.

اگر انصاف به خرج دهیم باید حتما همه ما حداقل این روش آسان و راحت نماز شب را ترک نکنیم و خودمان را در زمره متهجدان و عابدان و نماز شب خوانان قرار بدهیم.

اما اگر ما تصمیم جدی بگیریم خداوند هم کمک خواهد کرد، زیرا که خداوند نماز شب را خیلی دوست دارد و به دنبال بهانه است تا مسلملنان و خاصه شیعیان علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به بهشت ببرد، بیایید ما این بهانه را درست کنیم تا خداوند ما را در زمره نماز شب خوانان واقعی و عابدان و زاهدان و متهجدان حقیقی قرار دهد.

خوب هر مقدار که از وقت باقی مانده تا اذان صبح مشغول قرائت قرآن شود که ثواب زیادی دارد و خداوند متعال در سوره مزمل پیامبر (صلی الله و علیه وآله) را مکلف می کند که مشغول ترتیل قرآن شود که همان قرائت همراه با تامل و تفکر در آیات قرآن است که توضیح بیشترش در بخش نماز شب از دیدگاه قرآن آمده است.

همچنین خواندن مناجات خمس عشره بسیار ثواب دارد.


- نظرات (0)

مقتصد در بیان قرآن به چه کسی گفته می شود


اعتدال
اصطلاح «مقتصد»

«قصد» در لغت به معنای «میانه‏روی» است و مقتصد کسی است که حالت اعتدال و میانه دارد.

قرآن کریم، در جایی این واژه را به گونه‌ای طرح فرموده که بار اصطلاحی خاصی پیدا می‌کند و سپس همان اصطلاح را در جای دیگری به کار می‌گیرد.

در سوره فاطر می‌فرماید:

«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِیرُ» (1)

سپس میراث کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان خود سپردیم. از میان آن‌ها عده‌ای ظالم بر نفس خویشند، و جمعی میانه‌رو هستند، و گروهی به اذن خدا، پیشتاز در خیراتند و این همان فضیلت بزرگ است.

در آیه فوق، مردم به سه دسته تقسیم شده‌اند:

ستمکار بر نفس، میانه‌رو و پیشتاز در خیرات.

از تقابل سه دسته فوق، «مقتصد» معنای ویژه‌ای پیدا می‌کند. مقتصدان نه به راه باطل می‌روند و نه اهل سبقت در ایمان و عمل صالح هستند، بلکه بین این دو راهی اتخاذ می‌کنند.

بنابراین در آیه شریفه فوق، واژه «مقتصد» به معنایی که در برخی عبارات دیگر آمده، به گونه‌ای که جنبه مدح و ستایش داشته باشد، نیست. (2) بلکه به نظر می‌رسد واژه «مقتصد» معادل «اصحاب یمین» است و به طور کلی، سه دسته «ظالم»، «مقتصد» و «سابق» معادل سه دسته اصحاب شمال، اصحاب یمین و سابقون هستند که قرآن کریم درباره قیامت مطرح فرموده است. این نکته در برخی تفاسیر وارد شده است. (3)

«وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً * فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ  مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » (4)

و شما [در قیامت] سه گروه خواهید بود:

نخست سعادتمندان و خجستگان، چه سعادت‌مندان و خجسته‌گانی! گروه، دیگر شقاوتمندان و شومان، چه شقاوتمندان و شومانی! و پیشگامان پیشگام؛ آنان همان مقرّبان خدایند.

اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، قطعاً گناهانشان را می‌زدودیم و آنان را به بوستان‌های پرنعمت در می‌آوردیم. و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل می‌کردند، قطعاً از برکات آسمان و زمین برخوردار می‌شدند. از میان آنان گروهی میانه‌رو [مقتصد] هستند، و بسیاری از ایشان رفتاری ناپسند دارند

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نیز درباره سه دسته مذکور، وصف زیبایی آمده است:

«الظالم یحوم حوم نفسه، و المقتصد یحوم حوم قلبه، و السّابق بالخیرات یحوم حوم ربّه» (5)

ظالم کسی است که بر گرد نفس خویش می‌گردد؛ و مقتصد بر گرد قلب خویش، و پیشتاز در خیرات بر گرد پروردگار خود.

 

کاربرد «اصطلاح» مقتصد

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَإِذَا غَشِیَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ». (6)

و هنگامی که [در سفر دریا] موجی همچون توده‌های ابر آنان را فراگیرد، خدا را با اخلاص می‌خوانند. اما چون [خدای رحمان] آنان را نجات دهد و به خشکی رساند، برخی از آنان «مقتصد» خواهند بود و [برخی دیگر این آیت الهی را در نجات از دریا، نادیده می‌گیرند، و البته] جز پیمان شکنان ناسپاس، هیچ کس آیات ما را انکار نمی‌کند.

اگر به اصطلاح «مقتصد» در آیه قبل توجه نشود، چه بسا ظرافت مطلب در این آیه نیز روشن نشود. کسانی که از دریا نجات می‌یابند (خصوصا آن‌ها که سابقه‌ای در شرک و توجه به دنیا دارند)، بر دو دسته خواهند بود: «ظالم بر نفس» و «مقتصد»؛ و از دسته سوم، یعنی «سابق  بالخیرات» کسی در میان آن‌ها نیست.

به عبارت دیگر، مردم در دریا به هنگام بلا دگرگون می‌شوند و در دعا و توجه به خدا، حالتی خالصانه پیدا می‌کنند.

مقتصدان نه به راه باطل می‌روند و نه اهل سبقت در ایمان و عمل صالح هستند، بلکه بین این دو راهی اتخاذ می‌کنند

همین حالت خلوص و دعای با اخلاص، ولو در یک لحظه، موجب جلب رحمت الهی و نجات آن‌ها می‌شود. اگر آن‌ها می‌توانستند آن خلوص را حفظ کنند، در سلک پیشتازان قرار می‌گرفتند، اما متأسفانه چنین نیست. تنها گروهی از آن‌ها، در حد مقتصدان و اصحاب یمین، در راه خدا باقی می‌مانند (نه در حد سابقین) و گروه دیگر نیز، دوباره به راه کفر و انکار و عناد باز می‌گردند.

نظیر همین مطلب، در این آیه آمده است:

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ * وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِیرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا یَعْمَلُونَ» (7)

و اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، قطعاً گناهانشان را می‌زدودیم و آنان را به بوستان‌های پرنعمت در می‌آوردیم. و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل می‌کردند، قطعاً از برکات آسمان و زمین برخوردار می‌شدند. از میان آنان گروهی میانه‌رو [مقتصد] هستند، و بسیاری از ایشان رفتاری ناپسند دارند.

در آیه فوق، درباره اهل کتاب، وجود دو دسته افراد مطرح شده است: یک دسته مقتصدان، که گروهی از اهل کتاب را تشکیل می‌دهند، و دسته دیگر بدکاران که بیش‌ترین آن‌هایند. ولی سخنی از دسته «سابقین بالخیرات» نرفته است که این مطلب در این آیه شریفه بسیار شایان توجه و تأمل است.

 

پی نوشت ها:

(1). فاطر، آیه 32.

(2). چنان‌که در نهج البلاغه، خطبه متقین ملاحظه می‌شود، امیر المۆمنین (علیه السلام) در مدح اهل تقوا می‌فرماید: «ملبسهم الاقتصاد». همچنین در روایاتی دیگر، «قصد» و میانه‌روی در غنا و فقر، مورد ستایش قرار گرفته است.

(3). ر.ک: تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه 32، سوره فاطر.

(4). واقعه، آیه 11-7.

(5). بحار الانوار، ج 23، ص 214: معانی الاخبار، ص 104 و البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 363.

(6). لقمان، آیه 32.

(7). مائده، آیات 65 و 66.



- نظرات (0)

ظریفه های قرآنی


قرآن

انسان باید طوری باشد که در هر کاری وارد می‌شود بگوید: خدایا به نام تو صادقانه وارد می‌شوم و از هر کاری که بیرون می‌آید بگوید: خدایا به نام تو خالصانه از این کار رخت برمی‌بندم. یعنی با دست پر و نتیجه درست از این کار بیرون می‌آیم. روشن است که انسان در مورد کار حرام یا مکروه نمی‌تواند بگوید: "خدایا به نام تو صادقانه وارد می‌شوم" چنانکه کار مکروه و حرام پایان صادق و خالصی ندارد تا درباره آن بگوید: "و خارج می‌شوم خالصانه" هر کاری که انسان شروع می‌کند باید به گونه‌ای باشد که در آغاز آن بتواند بگوید: "بسم الله الرحمن الرحیم" و آن کار ، واجب یا مستحب است.

این که گفته‌اند هنگام ورود در کار و آغاز عمل، نام خدا را فراموش نکنید، یعنی نام خدا کلید واجب و مستحب است زیرا کار حرام و مکروه را نمی‌شود به نام خدا انجام داد (1)

 

عیب جو

شخصی نزد عمربن عبدالعزیز آمد و در خلال سخنان از مردی نام برد، او را به بدی یاد کرد و عیبی از وی به زبان آورد. عمربن عبدالعزیز گفت اگر مایلی پیرامون سخنت بررسی و تحقیق می‌کنم در صورتی که گفته‌ات دروغ در آمد فاسق و گناهکاری و خبری که داده‌ای مشمول این آیه است: "ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی خبری برایتان آورد پس تحقیق کنید" (سوره حجرات) و در صورتی که راست گفته باشی عیب جو و سخن چین هستی و مشمول این آیه‌ای"سوره قلم آیه 11 "

اگر میل داری تو را می‌بخشم و مورد عفو قرار می‌دهم. مرد که از گفته خود سخت پشیمان و منفعل شده بود با سرافکندگی و ذلت در خواست عفو نمود و متعهد شد که دیگر از کسی عیب جویی نکند و این عمل ناپسند را تکرار نماید.(2)

 

ثواب موعظه و نصیحت

در روایت آمده است که در حضور پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از حال دو نفر که یکی از آنان بعد از ادا نماز واجب می‌نشست و به مردم احکام دین را یاد می‌داد. و دیگری که روزها را روزه می‌گرفت و شبها را به عبادت مشغول بود جویا شدند که کدام فضیلت بیشتری دارد؟

اگر میل داری تو را می‌بخشم و مورد عفوت قرار می‌دهم. مرد که از گفته خود سخت پشیمان و منفعل شده بود با سرافکندگی و ذلت در خواست عفو نمود و متعهد شد که دیگر از کسی عیب جویی نکند و این عمل ناپسند را تکرار نماید

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: فضیلت یاد دهنده مانند فضلیت من است بر سایر مردم. آیا نمی‌بینید که خداوند اسماعیل صادق الوعد را مدح نموده و فرموده "بدرستی که او بسیار در وعده صادق و در پیغمبری بزرگوار بود و همیشه اهل بیت خود را به ادا نماز و زکوه امر می‌کرد و او نزد خدا بنده پسندیده‌ای بود" (سوره مریم آیه 55).(3)

 

سخاوت و فوائد دنیوی و اخروی آن

سخاوت ثمره زهد بی‌مبالاتی به دنیا است و مشهورترین صفات پیغمبران خدا و معروف‌ترین اخلاق اصفیا و اولیا است چنانچه خداوند در مدحشان فرموده: "اختیار می‌کردند دیگران را برخورد اگر چه خود احتیاج داشتند(سوره حشر)

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: دو صفت است که خداوند آنها را دوست می‌دارد و آن سخاوت و حسن خلق است و دو صفتند که پروردگار آنها را دشمن می‌دارد و ان بخل و بداخلاقی است و خداوند متعال همه این صفات را در این آیه جمع فرموده چنانکه می‌فرماید: "هر که خویشتن را از بخل و بدخلقی نگاهدارد رستگار خواهد بود" (سوره حشر آیه 9 )(4)

اخلاق
حکایت اسمعی

اسمعی، حکایت کرده که روزی آیه "وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا ... وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ : مرد دزد و زن دزد را بگیرید و دستشان را قطع کنید... و خداوند بخشنده و مهربان است" را می‌خواندم. مردی عرب نزد من بود، آن مرد عرب گفت: این که می‌خوانی کلام کیست؟

گفتم: کلام خداست.

مرد عرب گفت: بار دیگر برایم بخوان.

آنچه را که می‌خواندم بار دیگر برای او خواندم.

مرد عرب گفت: این کلام الهی نیست!

من دانستم که آیه را غلط خواندم تصحیح کردم و خواندم "...و... عزیز حکیم"

آن مرد گفت: حالا درست خواندی! این کلام الهی است.

از آن مرد پرسیدم قرآن را از حفظی؟ گفت نه.

گفتم: پس از کجا دانستی که نوبت اول غلط خواندم و دیگر بار درست خواندم؟

گفت: ای برادر! چون خداوند غالب بود، حکم به بریدن کرد و اگر قصد آموزش داشت. هرگز حکم به بریدن نمی‌کرد. یعنی من از این آیه دانستم که غالب شدن و حکم کردن مناسب بریدن است و آمرزیدن و گذشت مناسب عفو و بخشش است.(5)

فضیلت یاد دهنده مانند فضلیت من است بر سایر مردم. یا نمی‌بینید که خداوند اسماعیل صادق الوعد را مدح نموده و فرموده "بدرستی که او بسیار در وعده صادق و در پیغمبری بزرگوار بود و همیشه اهل بیت خود را به ادا نماز و زکوه امر می‌کرد و او نزد خدا بنده پسندیده‌ای بود"

انواع مستی

برخی از مفسران در تفسیر این آیه "ای کسانی که ایمان آورده‌اید نزدیک نماز نشوید در حالی که مست هستید" (سوره نساء _43) گفته‌اند مستی بر چند قسم است :

یکی از آنها مستی شراب است و آن زودتر از همه مستی‌ها برطرف می‌شود.

دیگری مستی غفلت است.

دیگر مستی هوا و هوس است.

دیگر مستی دنیا و آرزوهاست.

دیگر مستی اهل و فرزند است.

دیگر مستی معصیت است.

دیگر مستی طاعت است.

که همه این مستی‌ها، صاحب خود را از تمام کردن نماز به شرایط عبودیت و بندگی منع می‌کند و مانع می‌شود.(6)

 

دل مومن

از عالمی پرسیدند: قول خدای عزوجل که فرموده است:

"و چاه های متروک و کوشک های افراشته" (سوره حج 45) اشاره به چه دارد و مراد چیست؟

عالم گفت: "چاه های متروک" دل کافر است که فارغ از گفتن "لا اله الا ا..." است. و همچنین "کوشک های افراشته" دل مومن است که همواره به گفتن "لا اله الا ا..." مشغول است.(7)

 

پی نوشت ها:

1. مراحف اخلاق در قرآن _ آیة الله جوادی آملی

2. مجموعه ورّام _ ج1 ص 122

3. انوار ملکوت _ سید محمدحسین حسینی تهرانی

4. نور ملکوت قرآن _ سید محمدحسین حسینی تهرانی

5. رساله خطی مشکول _ حاج بابا قزوینی

6. رساله خطی مشکول _ حاج بابا قزوینی

7. رساله خطی مشکول _ حاج بابا قزوینی


- نظرات (0)