سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نهی شدید همجنس بازی درقران


 قرآن پهلوی

«همجنس بازی چه حکمی در قرآن دارد؟» را می‌توان به دو مقصود حمل کرد: یکی منظر «فقهی»، یعنی احکام حلال و حرام و مجازات آن چیست؟ و دیگری منظر نگاه و جایگاه. یعنی مثلاً قرآن به این رفتار چه نگاهی دارد و چه فرموده است؟

بدیهی است که «منظر فقهی» موضوع بحث ما نمی‌باشد، چرا که اولاً تمامی احکام فقهی در قرآن نیامده است، بلکه فرموده است از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله اخذ کنید، مثل احکام رکعات نماز که اصلی‌ترین عبادت و ستون دین است و دیگر آن که ما نوعاً فقیه و مجتهد نیستیم که بخواهیم با رجوع به قرآن کریم و حتی احادیث و سایر منابع، استنباط و استخراج و بیان احکام نماییم. لذا برای اطلاع از احکام جزایی همجنس‌بازی مردان یا زنان، باید به فقه رجوع کرد.

این یک حقه‌ی وهابیت است که رایج کرده‌اند هر حکم فقهی را می‌پرسند در کدام سوره و آیه آمده است؟ چرا که آنان بدون هیچ حجتی به «حسبنا کتاب الله» و ظاهر آیات بسنده کرده‌اند و ما به حکم خداوند متعال در آیات بسیار، تابع «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم» هستیم و تفسیر و تأویل آیات و نیز شرح و بیان احکام را از آنان اخذ می‌کنیم:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُۆْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً» (النساء، 59)

ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت كنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزى (از امور دین یا دنیا) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید (اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضى به كتاب و سنّت بازگردانید) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید، این (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است.

اما در خصوص منظر دوم، یعنی نگاه به همجنس‌گرایی، مذمّت و نکوهش و منع آن، مباحث بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

الف – نظام خلقت و آرامش

خلقت علیمانه و حکیمانه و بر اساس نظم است. رعایت این نظم در هر امری، موجب آرامش می‌گردد و عدم رعایت آن آرامش (تسکین) و بالتبع رشد در هر زمینه‌ای را مختل می‌سازد. از این رو می‌فرماید: شما را زوج (زن و مرد) آفریدم و برای شما همسری و عشق، محبت و جاذبه فی‌مابین را قرار دادم «لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا» تا با آنها به آرامش دست ‌یابید. پس هر گونه جایگزینی و هنجارشکنی در امور و روابط همسری که «زناشویی، همبستری یا جماع» از اهمّ آن است، سبب می‌شود که آرامش فردی [جسمی، روانی، روحی، اخلاقی، ایمانی و ...] به هم بریزد و بالتبع آرامش اجتماعی [اخلاقی، امنیتی، اقتصادی، حتی سیاسی و ...] نیز مختل گردد (چنان چه امروزه در امریکا و اروپا شاهد این ناآرامی فردی و اختلال اجتماعی هستیم):

خداوند متعال در قرآن کریم از دو قوم قدرتمند و غنی به نام‌های «قوم لوط» و «اصحاب الرّس» یاد می‌کند. دو قومی که به رغم برخورداری از ثروت و قدرت و آسایش و آرامش در زندگی، از یک سو به بت پرستی و تکذیب نبی خود روی آوردند و از سوی دیگر به عمل شنیع همجنس‌گرایی پرداختند و هر دو قوم با عذاب الهی به طور کلی نابود شدند. در حالی که در هیچ کجا تصریح نشده است که قومی به خاطر رواج «زنا» به طور کلی نابود شده باشد

«و َمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»(الرّوم - 22)

ترجمه: و از نشانه‏هاى او این كه از خودتان (نوع انسان، نه ملک یا جن یا حیوان) همسرانى براى شما آفرید تا در كنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏اندیشند نشانه‏هایى است.

 

هم جنس‌گرایی، جهالت و اسراف است:

بدیهی است که حرکت در جهت خلاف نظام آفرینش در هر امری و از جمله ارضای غریزه شهوت جنسی، از یک سو «جهالت» است و از سوی دیگر «اسراف».

جهالت است، چون عامل به آن نه تنها راه درست و کامل لذت و ارضای شهوت را نمی‌داند و به خلافی عمل می‌کند که حتی حیوان نمی‌کند، بلکه خلاف طبیعت خود و نظام خلقت حرکت می‌کند – پس این عمل او، صرفاً از روی شهوت نیست، بلکه در اصل از جهالت است:

«أ َئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» (النّمل، 55)

ترجمه: آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید [نه] بلكه شما مردمى جهالت ‏پیشه‏اید.

و اسراف است به خاطر آن که «نعمت جنسیت» و نیز حقوق خود، هم جنسان و جنس متفاوت و هم چنین نعمت سلامت و کمال فردی و اجتماعی را ضایع می‌کند.

«إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ» (الأعراف،81)

ترجمه: همانا شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان مى‏آمیزید، (نه تنها در این امر متجاوز از فطرتید) بلكه شما (در هر كارى) گروهى اسرافكارید.

 

کیفر و استحقاق عذاب:

خداوند متعال در قرآن کریم از دو قوم قدرتمند و غنی به نام‌های «قوم لوط» و «اصحاب الرّس» یاد می‌کند. دو قومی که به رغم برخورداری از ثروت و قدرت و آسایش و آرامش در زندگی، از یک سو به بت پرستی و تکذیب نبی خود روی آوردند و از سوی دیگر به عمل شنیع همجنس‌گرایی پرداختند و هر دو قوم با عذاب الهی به طور کلی نابود شدند. در حالی که در هیچ کجا تصریح نشده است که قومی به خاطر رواج «زنا» به طور کلی نابود شده باشد.

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت كنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید. پس اگر درباره چیزى (از امور دین یا دنیا) نزاع داشتید آن را به خدا و رسولش برگردانید (اختلاف در دین را به وسیله فقیه و اختلاف در دنیا را به واسطه قاضى به كتاب و سنّت بازگردانید) اگر ایمان به خدا و روز واپسین دارید، این (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است

در قوم لوط، همجنس‌گرایی بین مردان رواج یافت و در متقابلاً در قوم «رس»، همجنس‌گرایی بین زنان رواج یافت. چنانچه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است:

«زنانی بر امام صادق وارد شدند و زنی از آنان از همجنس بازی زنان سۆال کرد و امام فرمود حد آن حد زنا است. زنی گفت: در قرآن سخنی از (هم جنس بازی زنان) آمده؟ امام فرمود: آری. اصحاب رس به این فساد گرفتار بودند».

بنابراین اگر خداوند ما را فقط به قرآن ارجاع داده بود، شما حق داشتید بگویید چون در قرآن در مورد مجازات زنای محصن و محصنه و هم جنس بازی کیفری خاص ذکر نشده، پس کیفر زنای محصن و محصنه ، همان کیفر زنا است و هم جنس بازی هم کیفر ندارد و حداکثر باید تنبیه شود.» (من لا یحضره الفقیه ، ج 4 ، ص 42 - 43)

(دقت شود در این نقل ضمن بیان رذیلت اصحاب الرّس، تصریح شده که منشأ احکام، فقط آیات قرآن کریم نمی‌باشد).

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ ... إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا یَفْسُقُون» (العنکبوت، 28 تا 34)

ترجمه: و [یاد كن] لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت‏شما به كارى زشت مى‏پردازید كه هیچ یک از مردم زمین در آن [كار] بر شما پیشى نگرفته است ... ما بر مردم این شهر به [سزاى] فسقى كه مى‏كردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد.

«وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَیْنَ ذَلِكَ كَثِیرًا» (الفرقان، 38)

ترجمه: و عاد و ثمود و اصحاب رسّ و بسیاری نسل‌ها را كه میان آنها بودند [هلاک كردیم‏] .


- نظرات (0)

قوم لوط برگشته


لوط

«انسان در توصیف‌ قرآن، گزیده، دردانه‌ی مخلوقات و راز سر به مهر کاروان هستی است. هیچ توصیفی از انسان بیانگر ماهیت واقعی انسان با همه ابعاد و زوایای گوناگون او نیست، جز آنچه در قرآن آمده است که با زیباترین و والاترین توصیفات او را معرفی می کند.»[1]

برای نمونه خداوند متعال در قرآن مجید جایگاه ویژه‌ی انسان را در عالم هستی این چنین توصیف می‌نماید :

 

تعظیم ملائکه در برابر انسان

«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ[بقره/34] و چون فرشتگان را فرمودیم: براى آدم سجده كنید، پس بجز ابلیس- كه سر باز زد و كبر ورزید و از كافران شد- [همه‏] به سجده درافتادند

 

تمام مخلوقات در خدمت انسان

«وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ [جاثیه/13] و آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است به سود شما رام كرد همه از اوست. قطعاً در این [امر] براى مردمى كه مى‏اندیشند ،نشانه‏هایى است.»

 

عصر افول، انحطات و سقوط انسانیت

بعد از بیان جایگاه والایی که خداوند متعال برای انسان درعالم هستی مشخص کرده است، شاهد هستیم که این انسان به مقام ارزشمند خود پشت کرده و دربرابر ابلیس و ترفندهای او سر تعظیم و سجده فرو افکنده است. چرا که با توجیهات واهی ، کارهای پست و غیر انسانی خود را توجیه نموده و با انتخاب نادرست و انجام کارهای غیر اخلاقی خود را از حیوان پست تر نموده است.

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ[الاعراف / 179] برای جهنم بسیاری از جن و انس را بیافریدیم ایشان را دلهایی است، که بدان نمی فهمند و چشمهایی است که بدان نمی بینند و گوشهایی است که بدان نمی شنوند اینان همانند چارپایانند حتی گمراه تر از آنهایند اینان خود غافلانند.»

اولین و خطرناک ترین بیماری که همجنسگرایان با آن مواجه می شوند بیماری های روحی و از دست دادن آرامش است. انسان فطرتاً خواهان کمال و سعادت و آرامش است، این در حالی است که این عمل غیر انسانی با فطرت پاک الهی انسان تناسبی ندار از این رو این افراد مبتلا به این بیماری درگیر سر در گمی تشویش خاطر و نگرانی هستند

همجنس گرایی قانون و حقوق جوامع منحط و گمراه

بعضی از افراد که نام خود را انسان تلقی کرده اند ، به دنبال نهادینه کردن قوانین شیطانی در بین اقشار جوامع انسانی هستند. قوانینی که هیچگاه با ساختار زندگی دینی و انسانی تناسبی ندارد. 

تمایل به جنس غیر مخالف آن قدر عمل زشت و غیر اخلاقی و شنیع به حساب می آید که حتی در میان حیوانات نیز مرسوم نیست ولی با این حال بعضی از افراد به ظاهر تحصیل کرده به دنبال اثبات قوانینی برای حقوقی کردن آن هستند.

 

مقابله‌ی ادیان الهی با این قانون شیطانی

این درحالی است که در بسیاری از ادیان الهی به شدت از این عمل شنیع و غیر اخلاقی نهی و مذمت شده است. برای نمونه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:

«أَإِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ[نمل/55] آیا شما به جاى زنان، از روى شهوت با مردها در مى‏آمیزید؟ [نه!] بلكه شما مردمى جهالت‏ پیشه‏اید

«إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ [الأعراف/ 81] همانا شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان مى‏آمیزید، (نه تنها در این امر متجاوز از فطرتید) بلكه شما (در هر كارى) گروهى اسرافكارید

دوزخ
همجنس گرایی در آیین یهود و مسیحیت

«در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است.

کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌گرایی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است.

هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند. همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند.»[2]

امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی زشتی همجنس گرایی مردان فرمودند:

«وَاعْلَمْ انَّ حُرْمَةَ الدُّبُرِ اعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ لِانَّ اللَّهَ اهْلَکَ امَّةً بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ یُهْلِکْ احَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ [3]بدان که حرمت لواط از زنا بیشتر است، زیرا خداوند قومی را (قوم لوط) به خاطر عمل لواط هلاک کرد، ولی کسی را برای زنا هلاک نکرد.»

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«مَنْ جَامَعَ غُلَاماً جَاءَ جُنُباً یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یُنَقِّیهِ مَاءُ الدُّنْیَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ‏ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِیراً ثُمَّ قَالَ إِنَّ الذَّكَرَ لَیَرْكَبُ الذَّكَرَ فَیَهْتَزُّ الْعَرْشُ لِذَلِكَ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُۆْتَى فِی حَقَبِهِ فَیَحْبِسُهُ اللَّهُ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ حَتَّى یَفْرُغَ مِنْ حِسَابِ الْخَلَائِقِ ثُمَّ یُۆْمَرُ بِهِ إِلَى جَهَنَّمَ فَیُعَذَّبُ بِطَبَقَاتِهَا طَبَقَةً طَبَقَةً حَتَّى یُرَدَّ إِلَى أَسْفَلِهَا وَ لَا یَخْرُجُ مِنْهَا.[4]

كسى كه با نوجوانى، یا جوانى لواط كند، روز قیامت جنب وارد می‌‏شود، چرا كه آب دنیا او را پاك نمی‌کند، خداوند بر او غضب می‌كند و وى را لعنت می‌نماید، و دوزخ را براى او آماده می‌سازد، و دوزخ بد جایگاهى است، سپس فرمود: چون مردى با مردى لواط كند عرش به علت این كار به لرزه می‌آید، و مردى كه حاضر شود با او لواط كنند، خدا او را روى پل دوزخ حبس می‌كند تا از حساب خلایق فارغ شود، آنگاه فرمان می‌‏رسد او را به دوزخ در اندازند، پس در طبقه طبقه جهنم عذاب شود تا به پائین‏‌ترین مكان دوزخ واردش كنند و از آنجا نجات پیدا نكند.»

«در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است. کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌گرایی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است. هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند. همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند»

عوارض و تبعات شوم دنیایی هجنسگرایی

کسانی که به این عمل غیر انسانی مبادرت می ورزند علاوه بر این که روح زندگی الهی را در دنیا و آخرت از دست می دهند و از عذاب های خطرناک الهی در امان نیستند در دنیا نیز با مشکلات فراوانی مواجه می شوند.

1- مبتلا شدن به بیماری های کشنده‌ی روحی

اولین و خطرناک ترین بیماری که همجنس گرایان با آن مواجه می شوند ، بیماری های روحی و از دست دادن آرامش است.

انسان فطرتاً خواهان کمال و سعادت و آرامش است، این در حالی است که این عمل غیر انسانی با فطرت پاک الهی انسان تناسبی ندارد از این رو این افراد مبتلا به این بیماری درگیر سر در گمی ، تشویش خاطر و نگرانی هستند.

2- شیوع خطرناک ترین بیماری های مقاربتی همچون سیفلیس و ایدز

«برخی پزشكان در رابطه با شیوع بیماری های آمیزشی می گویند: علت اصلی انتشار و شیوع بیماری های مقاربتی اساساً به روابط جنسی آزاد و هر چیز كه موجب بر هم خوردن كانون خانوادگی گردد، باز می گردد.»

دكتر «جان بیستون» نیز در همین رابطه می گوید: «از قرائن به دست آمده ثابت می شود كه اغلب بیماری های آمیزشی در نتیجه ی وجود روابط جنسی خارج از دایره ی ازدواج [زنا] شیوع پیدا می كند.»[5]

 

پی نوشت ها:

[1]. محمدهادی معرف،نقد شبهات پیرامون قرآن ،ص38

[2]. fa.wikipedia.org/wiki

[3]. بحارالانوار، ج 76، ص 71.

[4]. الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏5 ؛ ص544

[5]. http://akhlagh.porsemani.ir/



- نظرات (0)

رفتن به بهشت

«کسی را به زور نمی توان به بهشت برد» این عبارتی است که این روزها به مضامین مختلف از افراد مختلف می شنویم؛ سخنرانان، فیلم ها، روزنامه ها و ... .

مستند غالب گویندگان متدین نیز برخی آیات قرآن است. در میان آیات، لا إکراه فی الدین[1]، سر راست ترین آیه به شمار می آید.

اما آیات دیگری نیز هستند که همین مضمون از آنها قابل برداشت است، مثل آیه 99 سوره یونس: اگر پروردگارت مى‏خواست، تمامى اهل زمین ایمان مى‏آوردند، پس آیا تو مردم را به اكراه وا مى‏دارى تا اینكه مۆمن شوند؟ [2]


خداوند از پیامبرش پرسیده است: آیا تو مردم را بر ایمان آوردن مجبور می کنی؟ اگر خداوند می خواست خود بر این امر قادر بود و همه را مۆمن می کرد. ولی چون در آن ایمان فایده‌ای نبود، خداوند از انجام آن خودداری کرد. پس ای رسول، تو نیز خویشتندار باش و از خطا رفتن مردمان نرنج.

ایمان، برآمده از قلب است و اگر از قلب برنخیزد ایمان نیست، این دلیلی است که خداوند به خاطر آن پیامبرش را از اجبار مردم باز می دارد.

اما در دین، سلسله ای از احکام وجود دارد که بوی اکراه و اجبار دارند؛ اینکه اگر عمل نادرستی از شخصی سر بزند، باید به او تذکر داد (نهی از منکر و امر به معروف)، اینکه اگر شخصی مرتکب زنا یا دزدی شد بر او حد شرعی جاری شود، اینکه اگر شخصی از دین خارج شد مرتد دانسته شده و در برخی موارد حکم به مرگ او شود و بسیاری احکام دیگر که از زبان تا عمل، فرد را مجبور به دینداری می کند.

 

آزادی در انتخاب دین

اساس دین بر پایه آزادی در عقیده است. اسلام، توسعه دینی با توسل به زور و شمشیر و گلوله را نه تنها نمی پسندد که آن را بی فایده نیز می داند. عقیده و اندیشه را نمی توان با اجبار به افراد قبولاند بلکه می توان با تذکر و راهنمایی و توضیح، اندیشه و عقیده ای را معرفی کرد، بشارت و انذار داد و پیامبرگونه مذکِّر بود اما انتخاب در اختیار شخص است؛ عقیده جدید را بپذیرد یا رد کند.

تا قبل از دروازه ایمان، اختیار وجود دارد. اما با ورود به شهر مۆمنین، طوق بندگی به گردن انسان آویخته می شود و انسان باید گوش به فرمان اولیاء دین و عمل کننده به احکام آن باشد

پذیرش عقیده، تعهد به دینداری

وقتی شخصی از چراغ قرمز عبور کند، مأمور راهنمایی و رانندگی او را جریمه می کند. هیچ کس مأمور را به علت اجبار راننده بر مراعات قانون سرزنش نمی کند. چه اگر او نیز کوتاهی کند توسط مافوق خود مورد بازخواست قرار می گیرد. مافوق نیز مورد سرزنش نیست.

افراد با پذیرفتن زندگی اجتماعی، قانونی را امضا کرده اند که به موجب آن در صورت تخلف، مورد مۆاخذه قرار گیرند. آنها در پذیرش زندگی اجتماعی مختارند؛ می توانند به تنهایی زندگی کنند یا جامعه های گوناگون با قوانین متفاوت را انتخاب کنند. اما بعد از انتخابشان، به ناچار باید در برابر قوانین آن سر تسلیم فرود آورند.

اجبار

حال مۆمنان نیز چنین است. آنان نیز با ایمان خود، تأیید می کنند که خود را به مراعات دین و اصول آن پایبند بدانند. دین را به اختیار و آزادانه بر می گزینند اما در برابر احکام و قوانین آن خاضع اند. این خضوع، نشان از صداقت در ایمان دارد.

این تعهد و پایبندی نمی تواند تنها به برخی احکام باشد، چرا که چنین تعهدی، نابسامانی به دنبال خواهد داشت. قرآن نیز چنین ایمان ناقصی را مورد سرزنش قرار داده است.[3] پایبندی به همه اصولِ یک امرِ مقبول، نه تنها در اسلام که در همه ادیان و در همه کشورها و در همه قراردادهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی لازم دانسته شده است. البته در حوزه دین، کوتاهی در برخی احکام دین، شخص را از زمره دینداران خارج نمی کند اما از حکم مجازاتِ معادل آن نیز نمی رهاند.

تا قبل از دروازه ایمان، اختیار وجود دارد. اما با ورود به شهر مۆمنین، طوق بندگی به گردن انسان آویخته می شود و انسان باید گوش به فرمان اولیاء دین و عمل کننده به احکام آن باشد.

اساس دین بر پایه آزادی در عقیده است. اسلام، توسعه دینی با توسل به زور و شمشیر و گلوله را نه تنها نمی پسندد که آن را بی فایده نیز می داند. عقیده و اندیشه را نمی توان با اجبار به افراد قبولاند. می توان با تذکر و راهنمایی و توضیح، اندیشه و عقیده ای را معرفی کرد، بشارت و انذار داد و پیامبرگونه مذکِّر بود اما انتخاب در اختیار شخص است؛ عقیده جدید را بپذیرد یا رد کند

اختیار حتی در خروج از دین

انسان در پذیرش یا رد ایمان، صاحب اختیار است و این اختیار همیشه با اوست. حتی وقتی مۆمن به دین شد، باز هم اختیار دارد که از تدین دست بکشد. ولی نباید فراموش کرد که همان گونه که پذیرش دلیل می طلبد، رد کردن نیز دلیل می خواهد و خروج از دین از روی منطق و دلیل صحیح، هیچ گونه منعی ندارد.

دست شستن از تدین اگر تنها تا همین اندازه باشد، اسلام با آن مخالف نیست. آیات آزادی در انتخاب نیز مۆید آن است. اما اگر خروج از دین، همراه با اقدامی عملی علیه آن باشد؛ مثلاً توهین کند یا دیگران را به خروج از دین تشویق کند در این صورت دین سکوت را روا ندانسته و شخص را با برچسب ارتداد، مورد مۆاخذه قرار می دهد.

 

احترام به آزادی

اسلام انتخاب و عقیده انسان ها را محترم می شمارد ، هر چند خالی از خطا نمی داند. بعثت انبیاء در راستای اصلاح این خطاها و گوشزد کردن انتخاب صحیح است. اما اختیار نهایی را به افراد واگذارده و با وجود روشن بودن مسیر صحیح و خطا[4]، اکراه و اجبار بر انتخاب مسیر صحیح را نیز نمی‌پسندد.[5]

 

پی نوشت ها:

[1] بقره / 256

[2] وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمیعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَكُونُوا مُۆْمِنین

[3] بقره / 85

[4] قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی؛ بقره / 256

[5] یونس / 99



- نظرات (0)

سرّ ذکر «بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» در نماز!!


نماز پڑھنا

اصل مبدأ با پیدایش هر موجود ممکنی ثابت می‌شود و نظم حاکم بر جهان ثابت کننده توحید است و چون اگر بیش از یک مبدأ در عالم باشد، چون هر مبدأیی صفات او و عین ذات اوست وقتی دو مبدأ در عالم باشد، دو ذات است، دو عین است، دو تشخیص است و این معنای آیه 22 سوره انبیاء است «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا؛ اگر در آسمان ها و زمین جز خداى یکتا خدایانى وجود مى‌داشت، قطعاً آسمان‌ها و زمین در اثر تدبیرهاى متضاد تباه مى شد؛ پس تداوم هستى نشانه تدبیر واحد و یکتایىِ مدبّر آن است»؛ لذا شرک و الحادی که در آن سرزمین بود با این آیات حل می‌شود.

زمین چون جامد است، راکد است، مرده است؛ قدرت ندارد که حبه را حیات ببخشد تا بشود خوشه و ثمره دهد «وَآیَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ؛ آیا درنیافته‌اند که چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنان هلاک کردیم؟ آیا ندانسته ‌اند اکنون گرفتار کیفر الهى‌اند و نمى‌توانند به سوى اینان بازگردند» پس آن کسی که تمام این کارها را انجام می‌دهد ذات اقدس اله است.

 

تفاوت بین معنای صنعت و خلقت/ انسان حارث است نه زارع

قرآن کریم بین صنعت و خلقت فرق می‌گذارد ؛ هر جا که سخن از خلقت است به خداوند نسبت می‌دهد و هر جایی که صحبت از صنعت می‌شود ابایی ندارد از اینکه به بشر اسناد دهد؛ در سوره مبارکه واقعه این مطلب بیان شده است «أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ؛ به من بگویید، آنچه را کِشت مى‌کنید» شما کشاورزی دارید، شیار می‌کنید، آب می‌دهید، نشاء می‌کنید و بذر می‌کارید اما آنکه مرده را زنده می‌‌کند ما هستیم. این کارهایی که شما می‌کنید صنعت است شما حارث هستید نه زارع.

وقتی سوال می‌کنند ما می‌توانیم در نماز از کسی تبری کنیم امام می‌فرماید: بله شما از معتزله و اشاعره در هر رکعت نماز با گفتن جمله « بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» تبری می‌جویید، در حقیقت حرف معتزله که همه چیز را خداوند به انسان تفویض کرده است و همچنین حرف اشاعره که جبر است با این ذکر ابطال می‌شود

توحید ربوبی با صنعت منافات ندارد/ تحقق توحید ربوبی با نسبت خلقت به خداوند

شما مرده را تحویل مرده داده‌اید، آن کسی که این مرده را زنده می‌کند و حقیقت زراعت کار ماست ، این در حقیقت خلقت است که ما انجام می‌دهیم. کارهایی که شما انجام می‌دهید دیدنی است و در نتیجه صنعت است و ما کارهای نادیدنی یا همان خلقت را انجام می‌دهیم. بنابراین توحید ربوبی با صنعت منافات ندارد. برای توحید ربوبی لازم نیست که صنعت نیز مستقیماً به خداوند نسبت داده شود، صرفاً نسبت خلقت به خداوند تبارک و تعالی توحید ربوبی را محقق می‌کند.

 

صنعت در حقیقت مونتاژ خلقت است

صنعت در حقیقت مونتاژ خلقت است، صنعتگر کار دیگری نمی‌کند؛ مثلاً در صنعت دارو سازی یک دارو ساز می‌فهمد که عضوی از شخص سالم نیست و جستجو می‌کند راز و رمز دارو را پیدا می‌کند و می‌گوید فلان گیاه فلان امر شمیایی فلان اثر را دارند و مجموع آنها یک اثر مخصوص دارد و دارو ساز این گونه است که برای یک بیمار دارو را تجویز می‌کند. دارو ساز تشخیص دارد و این تشخیص مال عقل او است و او کسی نیست که چراغ عقل خودش را روشن کند و این چراغ را خدا روشن کرده است. در صنعت هیچ کاری از بشر نیست مگر مونتاژ خلقت.

ایمان
علم غیردینی نداریم/ قبول و انکار عالم نقشی در دینی بودن یا نبودن علم ندارد

بنابراین زمانی که چراغ چشم، چراغ گوش، چراغ عقل و قلب را خدا داده است و حتی راهنمایی این که این چراغ را به کدام طرف بگیرد را نیز خداوند کرده است «عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» پس چیزی از خود انسان نیست و اگر صنعتی انجام می‌دهد منشأ و اصل آن صنعت و مواد اولیه آن از خداوند تبارک و تعالی است؛ بنابراین علم غیر دینی هم نخواهیم داشت. حالا ممکن است عالم مۆمن یا کافر باشد، چرا که بحث در فعل خداست و فعل خدا همان طور که فعل و قول امام دینی است، دینی است و قبول و انکار عالم نقشی در دینی بودن یا نبودن آن ندارد.

 

تمایز علوم به تمایز موضوعات است/ همه علوم دینی هستند

علم محال است دینی نباشد، عالم یا قبول دارد یا قبول ندارد؛ چرا که کل علم و کل نظام هستی فعل خداوند است و اگر فعل پیامبر و امام دینی است پس قطعاً فعل خداوند نیز دینی است قبول یا انکار عالم را نباید به حساب علم آورد.

تمایز علوم به تمایز موضوعات است و تمایز روش‌ها نیز به موضوعات است و تمایز سبقه‌ها با تمایز موضوعات است. برای دینی بودن و دینی نبودن که سبقه‌های علوم شمرده می‌شود باید به موضوعات علوم مراجعه کرد. اگر بحث در علمی فعل شخص «زید» و «عمر» بود که علم دینی نیست اما اگر موضوع علمی فعل خداوند بود قطعا دینی شمرده می‌شود.

قرآن کریم بین صنعت و خلقت فرق می‌گذارد هر جا که سخن از خلقت است به خداوند نسبت می‌دهد و هر جایی که صحبت از صنعت می‌شود ابایی ندارد از اینکه به بشر اسناد دهد

انسان در هر رکعت نمازش با جمله « بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» نفی جبر و تفویض می‌کند؛ چرا که معنای این تعلیم اختیار و ابطال جبر و تفویض در نماز است. یعنی من به عنوان انسان جمیع قعود و قیامم به حول و قوه الهی است نه اینکه در رکعات نماز که می‌ایستم یا می‌نشینم به حول و قوه الهی است.

وقتی سوال می‌کنند ما می‌توانیم در نماز از کسی تبری کنیم امام می‌فرماید: بله شما از معتزله و اشاعره در هر رکعت نماز با گفتن جمله « بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» تبری می‌جویید، در حقیقت حرف معتزله که همه چیز را خداوند به انسان تفویض کرده است و همچنین حرف اشاعره که جبر است با این ذکر ابطال می‌شود.

 

بی‌نیازی خداوند به شکرگزاری انسان/ شکرگزاری کمال انسان است

ذات اقدس اله بعد از اینکه به ناسپاسی آنها اشاره می‌کند می‌فرماید: «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ؛ منزّه است آن که همه جفت‌ها را آفرید؛ از گیاهان و حیواناتى که زمین آنها را مى‌رویاند و پدید مى‌آورد، و از آدمیان و آفریدگانى که بدانها آگاهى ندارند؛ او همه را به صورت نر و ماده آفرید» او نیازی به شکر ما ندارد او منزه از هر چیزی است و اگر سخن از شکرگزاری می‌شود این کمال خود انسان است. در ادامه آیه خداوند تعلیم صنعت می‌کند چرا که اشاره به ثمر بعد از تناکح است. یعنی صنعت تناکح باعث زنده شدن مرده و روییدن درخت و میوه بر روی زمین می‌شود.


منبع: صدای شیعه ؛تفسیر آیات 33-38 سوره یاسین توسط آیت الله جوادی آملی


- نظرات (0)

کسب رضایت مردم ازخروج ازدین

ریا

قال رسولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله): «مَن أرْضى سُلْطاناً بما یُسْخِطُ اللهَ خَرَجَ مِنْ دِینِ اللهِ» .(1) ؛ پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «کسى که پادشاهى را در چیزى خوشحال کند در حالى که آن چیز سبب خشم خداوند باشد از دین خدا خارج شده است».

کسى که براى خشنود کردن بنده اى خدا را ناخشنود کند به این معناست که آن بنده را در سرنوشت خود مؤثّرتر مى داند و اهمّیتى که به این مخلوق مى دهد بیش از اهمیّتى است که به خالق خود مى دهد.

و در جاى دیگر آن حضرت مى فرماید:«مَنْ طَلبَ رِضَى مَخْلوق بِسَخَطِ الخَالِقِ سَلَّط اللهُ عزَّوجَلّ علیهِ ذلِکَ المَخْلوق هر که خشنودى مخلوق را بر خشم خالق محترم تر شمرد خداوند عزّوجلّ آن مخلوق را بر وى مسلّط گرداند».(2)

این یک نوع شرک است. قرآن مى فرماید:

«(وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاَّ وَهُمْ مُّشْرِکُونَ )؛ بیشتر آنها که مدّعى ایمان به خدا هستند مشرکند»(3) چرا که براى مخلوق عبادت مى کنند و جلب توجّه مخلوق را بر خدا مقدّم مى دارند در ذیل این آیه حدیثى از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)آمده است که مى فرماید: «إنّ أخْوَفَ ما أخافُ عَلَیکُمُ الشِّرْکُ الاْصْغَرُ، قالوا: وَمَا الشِّرْکُ الاْصْغَرُ یا رَسُولَ اللهِ؟ قال: الرِّیاءُ یقول اللهُ تَعالى یَوْمَ الْقِیامَةِ إذا جاءَ النّاسُ بأعمالِهِم: اذهَبُوا إلَى الَّذِینَ کُنْتُمْ تُراؤونَ فى الدُّنْیا، فَانْظُروا هَلْ تَجِدُونَ عِنْدَهُم مِنْ جَزاء؟ خطرناک ترین چیزى که از آن براى شما مى ترسم، شرک اصغر است. اصحاب گفتند: شرک اصغر چیست؟ فرمود: ریاکارى، روز قیامت هنگامى که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر مى شوند، پروردگار به آنها که در دنیا ریا کردند مى فرماید: به سراغ کسانى که به خاطر آنها ریا کردید بروید، ببینید پاداشى نزد آنها مى یابید؟».(4)

شخصى که رزق خود را از طریق نامشروع مى طلبد، شرک خفى دارد یعنى خدا را عادل نمى داند که از طریق حلال به او روزى بدهد.

مهم این است که قلب از این شرک ها پاک بشود تا نور توحید در آن بتابد براى انجام هر کارى باید ببینیم که خدا در این مسأله چه مى پسندد، نه اینکه دیگران چه مى پسندند، چرا که اگر خشنودى خدا را در نظر بگیریم، خشنودى خلق خدا در سایه آن بدست مى آید.

در بعضى از روایات که در تفسیر آیه 106 سوره یوسف آمده است، مى خوانیم: «منظور شرک در نعمت است به این معنا که موهبتى از خداوند به انسان برسد و بگوید این موهبت از ناحیه فلان کس به من رسیده و اگر او نبود من میمردم و یا زندگانیم بر باد مى رفت و بیچاره مى شدم».(5)

زمانى بر مردم فرا مى رسد که به خاطر طمع در دنیا باطنهاى آنها زشت و آلوده و ظاهرشان زیبا مى شود، این در حالى است که علاقه اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند، دین آنها ریا مى شود، و ترس خدا، در دل آنها از بین مى رود، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى کند، و هرقدر خدا را مانند شخص غریق بخوانند، هرگز دعایشان مستجاب نمى شود

چنین شخصى غیر خدا را شریک در بخشیدن روزى و مواهب شمرده است.

ارزش هر عملى بستگى به نیت وانگیزه آن دارد،و به تعبیر دیگر از دیدگاه اسلام، اساس هر عملى را «نیّت» تشکیل مى دهد، آن هم نیّت خالص. در حدیث معروفى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) آمده است که: «إنَّما الأعْمالُ بِالنِّیّاتِ، وَلِکُلِّ امْرِىء مانَوى هر عملى بستگى به نیّت فرد دارد،وبهره هر کس براساس نیّتى است که در عمل دارد».(6)

در توضیح این حدیث آمده است آن کس که براى خدا جهاد کند اجرش بر خداوند بزرگ است، و کسى که براى متاع دنیا حتّى نیّت به دست آوردن «عقال» (طناب کوچکى که پاى شتر را با آن مى بندند) پیکار کند، بهره اش فقط همان است.

اینها همه به خاطر آن است که «نیّت» همیشه به عمل شکل مى دهد، آن کس که براى خدا کارى انجام مى دهد، تمام تلاشش این است که مردم از آن بهره بیشترى گیرند، ولى کسى که براى تظاهر و ریاکارى عملى انجام مى دهد، به بهره گیرى نیازمندان اهمّیت نمى دهد.

جامعه اى که به ریاکارى عادت کند، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملکات فاضله دور مى شود، بلکه تمام برنامه هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى گردد.

روایات در نکوهش ریا بسیار زیاد است. پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «سَیَأْتی عَلى النّاسِ زمانٌ تَخْبثُ فیهِ سَرائِرُهُمْ، وَتَحْسُنُ فِیهِ عَلانِیَتَهُم، طَمَعاً فی الدُّنْیا، لایُریدونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ، یَکُونُ دِینُهُمْ رِیاءاً، لایُخالِطُهُمْ خَوْفٌ، یَعُمُّهُمُ اللهُ بِعِقاب، فَیَدْعُونَهُ دُعاءَ الغَریقِ فَلایَستَجیبُ لَهُمْ زمانى بر مردم فرا مى رسد که به خاطر طمع در دنیا باطنهاى آنها زشت و آلوده و ظاهرشان زیبا مى شود، این در حالى است که علاقه اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند، دین آنها ریا مى شود، و ترس خدا، در دل آنها از بین مى رود، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى کند، و هرقدر خدا را مانند شخص غریق بخوانند، هرگز دعایشان مستجاب نمى شود».(7)

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود:«إنَّ المُرائى یُدْعى یَوْمَ القِیَامَةِ بِأربعةِ أسْماء: یا کافِرُ! یا فاجِرُ! یا غادِرُ یا خاسِرُ! حَبِطُ عَمَلُکَ، وَبَطَلَ أجْرُکَ، فَلا خَلاصَ لَکَ الْیَوم، فَالْتَمِسْ أجْرَک مِمَّن کُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ شخص ریا کار در روز قیامت با چهار نام صدا زده مى شود: اى کافر! اى فاجر!اى حیله گر! واى زیانکار! عملت نابود شده و اجرت باطل گشت، امروز هیچ راه نجاتى ندارى، پاداش خود را از کسى بخواه که براى او عمل کردى».(8)

 

پی نوشت ها:

1. تحف العقول، حکمت 172.

2. همان مدرک، حکمت 132 .

3. یوسف، آیه 106.

4. تفسیر نمونه، ج 10، ص 91 .

5. تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 475 اصول کافى، ج 2، ص 292.

6. میزان الحکمه، ج 10، ص 277 وسائل الشیعه، ج 1، ص 35، ابواب مقدّمات العبادات باب 5، ح 10.

7. اصول کافى، ج 2، باب الریاء، ح 14.

8. وسائل الشیعه، ج 1، ص 51، ح 16.

منبع :کتاب گفتار معصومین علیهم السلام ج 1،آیت الله مکارم شیرازی


- نظرات (0)

معرفی قرآن اززبان خود


قرآن

قرآن کتابی است که محتوای بلند و جامع آن حتی غیر مسلمانان را نیز شگفت زده نموده است به گونه که ماکس منین، شرق شناس معاصر می گوید: «قرآن تنها یک کتاب دینی نیست، بلکه کتاب اخلاق و اصول سیاست و اجتماع و راهنمای روزمره انسان می باشد.»( مجله زمزم معارف، (نشریه داخلی مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی) شماره 11، ص 28)

شناخت و معرفت به چگونگی قرآن حاصل نمی شود مگر با غور در قرآن با تدبر و تأمل در آیات نورانیش ، با زندگی کردن با قرآن و مأنوس بودن با آن ، اگر بخواهیم بدانیم که قرآن چگونه کتابی است بهترین معرف آن خودش می باشد .

کتابی از سوی خداوند علیم و حکیم:

« وَإِنَّک لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکیمٍ عَلِیمٍ » (النّمل، 6)

ترجمه: و حقا تو قرآن را از سوى حکیمى دانا [به صورت القای وحی] دریافت مى‏دارى.

کتابی که چون از جانب بشر نیست، اختلافی هم در آن وجود ندارد:

«أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کثِیرًا» (النساء، 82)

ترجمه:آیا در [معانى] قرآن نمى‏اندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى مى‏یافتند.

کتابی است که مۆمنین مژده و به کفار انذار می‌دهد:

«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُۆْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کبِیرًا * وأَنَّ الَّذِینَ لاَ یُۆْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا» (الإسراء، 9 و 10)

ترجمه: قطعا این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است راه مى‏نماید و به آن مۆمنانى که کارهاى شایسته مى‏کنند مژده مى‏دهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود * و اینکه براى کسانى که به آخرت ایمان نمى‏آورند عذابى پر درد آماده کرده‏ایم.

کتابی که برای اهل ایمان موجب شفا و رحمت و برای ظالمین موجب ازدیاد خسران است:

«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا» (الأسراء، 82)

ترجمه: و ما آنچه را براى مۆمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏کنیم و[لى] ستمگران را جز زیان نمى‏افزاید.

اینكه در قرآن كریم هیچ گونه شك و تردیدی راه ندارد « این یك ادعا نیست بلكه منظور این است كه محتواى قرآن آن چنان است كه خود شهادت بر حقانیت خویش مى‏دهد، و "همچون طبله عطار است خاموش و هنرنماى" و به تعبیر دیگر: آن چنان آثار صدق و عظمت و انسجام و استحكام و عمق معانى و شیرینى و فصاحت لغات و تعبیرات در آن نمایان است كه هر گونه وسوسه و شك را از خود دور مى‏كند

کتابی که اهل تقوا به وسیله آن هدایت می‌شوند:

«ذَلِک الْکتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ» (البقره، 2)

ترجمه: این است کتابى که در [حقانیت] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است.

اینكه در قرآن كریم هیچ گونه شك و تردیدی راه ندارد ؛ این یك ادعا نیست بلكه منظور این است كه محتواى قرآن آن چنان است كه خود شهادت بر حقانیت خویش مى‏دهد، و "همچون طبله عطار است خاموش و هنرنماى" و به تعبیر دیگر: آنچنان آثار صدق و عظمت و انسجام و استحكام و عمق معانى و شیرینى  و فصاحت لغات و تعبیرات در آن نمایان است كه هر گونه وسوسه و شك را از خود دور مى‏كند، و مصداق "آنجا كه عیان است چه حاجت به بیان است" مى‏باشد.

جالب اینكه گذشت زمان نه تنها طراوت آن را نمى‏كاهد، بلكه با پیشرفت علوم و برداشته شدن پرده از روى اسرار كائنات حقائق قرآن روشنتر مى‏گردد، و هر قدر علم به سوى تكامل پیش مى‏رود درخشش این آیات بیشتر مى‏شود.(تفسیر نمونه، ج‏1، ص 66 – 65)

کتابی که مصدق کتب آسمانی پیشین است:

«نَزَّلَ عَلَیْک الْکتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ» (آل‌عمران، 3)

ترجمه: این کتاب را در حالى که مۆید آنچه [از کتابهاى آسمانى] پیش از خود مى‏باشد به حق [و به تدریج] بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را.

کتابی که سراسر حکمت است:

«الر تِلْک آیَاتُ الْکتَابِ الْحَکیمِ» (یونس، 1)

ترجمه: الف لام راء، این است آیات کتاب حکمت‏آموز.

قرآن کتابی است که محتوای بلند و جامع آن حتی غیر مسلمانان را نیز شگفت زده نموده است به گونه که ماکس منین، شرق شناس معاصر می گوید:« قرآن تنها یک کتاب دینی نیست، بلکه کتاب اخلاق و اصول سیاست و اجتماع و راهنمای روزمره انسان می باشد»

کتابی که به شرح انسان پرداخته است:

«لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْکمْ کتَابًا فِیهِ ذِکرُکمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (الأنبیاء، 10)

ترجمه: در حقیقت ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یاد شما در آن است آیا نمى‏اندیشید؟

کتابی که راه حل اختلافات در آن است و هادی و رحمت است:

« وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْک الْکتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُۆْمِنُونَ» (النحل، 64)

ترجمه: و ما [این] کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‏اند براى آنان توضیح دهى و [آن] براى مردمى که ایمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است.

هر چه برای هدایت بشر لازم است، در آن بیان شده است:

«وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِک شَهِیدًا عَلَى هَۆُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَیْک الْکتَابَ تِبْیَانًا لِّکلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ» (النّحل، 89)

ترجمه: و [به یاد آور] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را [هم] بر این [امت] گواه آوریم و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل کردیم.

( جهت مطالعه بیشتر  مراجعه کنید به کتاب قرآن در قرآن ، اثر آیت الله جوادی آملی )


- نظرات (0)