سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شیطان نرم افزاری کارمیکنه

شیطان

در سرای هستی همه چیز در حرکت است و مقصد و نهایت همه این حرکت ها کمال می باشد. ما با حرکت، در جهان هستیم . حرکت انسان به سوی غایت غایات و کمال کمالات و نهایت و منتهای همه هستی هاست. حرکت صعودی از خاک تا افلاک، تا انسان شدن و این حرکت عبارتست از خروج شیء از قوه به فعل به صورت تدریجی. 

در مسیر این حرکت ، شیطان ایستاده و انسان را به خلاف جهت می خواند و سوق می دهد .

این دشمن پلید و آشکار در حرکت استکمالی نقش بسزایی در رشد و امتحان الهی دارد. زیرا تا شیطان نباشد امتحان الهی معنا ندارد و خوب از بد تمییز داده نمی شود . .

شیطان قدرتی فوق قدرت الهی ندارد و به فرمایش حضرت آیة الله جوادی آملی: شیطان کلب معلم یا سگ دست آموز است که حیطه اختیارات و قدرتش با کسب اجازه از حضرت حق است.

دشمنی او همزمان با خلقت آدم شروع شده و همچنان ادامه دارد. این دشمن پلید در اطراف ما می چرخد و در کمین است تا از نقاط ضعف ما استفاده نموده و سپس ضرباتی در پی خود را وارد سازد .

نکته جالب آن که اکثر ما یا از دشمنی شیطان غافلیم و یا از نقشه ها و حیله های او اطلاع نداریم و چه بسا خود را از مکرهای او ایمن می پنداریم.

 

نرم افزاری بودن فریب شیطان

یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ؛ اى مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاكیزه را بخورید، و از گامهاى شیطان پیروى مكنید كه او دشمن آشكار شماست. (بقره/168)

در این آیه به زیبایی به نرم افزاری بودن انحراف شیطان اشاره می کند(خطوات) وسوسه های او از نوع نرم افزار است و کاری به سخت افزار بدن ما که همان اعضا و جوارح می باشد ندارد.

او از راه فکر نفوذ می کند و مرحله بعد کل اعضاء و جوارح بدن را به خدمت در می آورد و سیستم فرماندهی را تحت اختیار می گیرد. 

راههای نفوذ شیطان در ضعف اعتقادی ، ضعف اخلاقی ، شهوت و غضب و دنیا دوستی می باشد و تا زمانی که انسان به مقام مخلصین راه نیابد همیشه در معرض حملات سهمگین و وسوسه های بنیان برافکن این دشمن قسم خورده می باشد

فریب های شیطان اغلب از طریق تصرف در ادراکات و احساسات و تفکر ماست. او هیچ گاه نمی تواند دست و پای ما و دیگر اعضای بدن ما را مهار کند و یا دست شخصی را از انجام کار خیر به صورت فیزیکی بگیرد و یا او را به طرف گناه ببرد. بلکه بر اثر القاء افکار خاصی، جلوه ای زیبا و تو جیهی ظریف برای گناهان ایجاد می کند و در واقع فکر و اعتقاد فرد را به سوی یک اندیشه خاصی سوق می دهد .

إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (بقره /169)

[او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد، و [وامى‏دارد] تا بر خدا، چیزى را كه نمى‏دانید بربندید.

صاحب المیزان می گوید:

شیطان می تواند مسایل مربوط به دنیا را تزیین داده و به این وسیله در ادراک انسان تصرف نماید . باطل را به لباس حق در آورده و کاری کند که ارتباط انسان به امور دنیوی تنها، وجهه ی باطل آن باشد .

 

راههای نفوذ شیطان

شیطان از هر راهی برای اغفال بندگان خدا از صراط مستقیم استفاده می کند و ضربه خود را وارد می سازد :

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ؛ گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى [فریفتن‏] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.(اعراف/16)

وسوسه

منتهی شرط نفوذ او ضعف و سستی است. او شریان حیات معنوی بندگان را زمانی بدست می گیرد که اندکی خلل در ایمان و اعتقاد آنان بیابد .

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ؛

گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت*مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.» (حجر/39/40)

 

4جهت برای سلطه ی شیطان

قرآن به زیبایی بیان می فرماید که شیطان از چهار طرف نزد انسان می آید و ایشان را وسوسه می کند .

این جهات مادی نیست بلکه جهات معنوی است. چنان که صراط مستقیم راه مادی نیست .

ثمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ ؛ «آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیشترشان را شكرگزار نخواهى یافت.» (اعراف /17 )

منظور از پیش رو حوادثی است که در آینده به سراغ انسان خواهد آمد ،اعم از حوادث لذت بخشی که انسان آرزوی آمدن آن را دارد یا حوادث ناگواری که انسان از آنها می ترسد ، هر دوی این حوادث می تواند کمین گاه انسان باشد ؛ چه آرزوهایی که انسان را به گناه نینداخته است و چه ترس های موهومی که انسان را از خیرو سعادت باز نداشته است ، مانند ترس از فقر که انسان را  از انفاق باز می دارد و ترس از سرزنش مردم که انسان را از کار خیر و ثواب باز می دارد . منظور از پشت سر ، فرزندان و نسل آدمی است، زیرا انسان گمان می کند که بقای او به بقای آنان وابسته است و شادی و ناراحتی او بستگی به شادی و ناراحتی فرزندان دارد .

شیطان می تواند مسایل مربوط به دنیا را تزیین داده و به این وسیله در ادراک انسان تصرف نماید. باطل را به لباس حق در آورده و کاری کند که ارتباط انسان به امور دنیوی تنها ،وجهه باطل آن باشد

بنابراین به خاطر آنان به جمع آوری مال حلال از حرام می پردازد و چه بسا به خاطر زندگی دنیایی فرزندان ، خود را جهنمی کند .

منظور از طرف راست، بعد مثبت آدمی یعنی دینداری است ممکن است شیطان از راه دین وارد شود و مبالغه و افراطی گری در برخی از امور دینی را پیش انسان آراسته کند و او را به انجام کارهایی وا دارد که خدا هم واجب نکرده و از این راه انسان جهنمی شود.

مقصود از طرف چپ ، بی دینی است ، شیطان ممکن است از راه شهوت و غضب وارد شود و انسان را به شهوت رانی و انجام گناهان و هوس بازی وادارد و از این راه انسان را به سقوط در نیستی و تباهی بکشاند .

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:

از پیش رو به سراغشان می روم ، یعنی آخرت را در نظرشان بی ارزش می کنم . از پشت سر ، آنها را به جمع ثروت و ندادن حقوق واجب آن فرمان می دهم تا برای وارثان باقی بماند و از سمت راست یعنی دینشان را با زینت بخشی گمراهی و خوب جلوه دادن شبهات خراب می کنم .

از سمت چپ ، لذت های دنیا را دوست داشتنی می کنم و شهوت ها را بر دلهایشان غالب می کنم . (المیزان / ج8 /ض32)

 

نتیجه:

راه های نفوذ شیطان در ضعف اعتقادی، ضعف اخلاقی، شهوت و غضب و دنیا دوستی می باشد و تا زمانی که انسان به مقام مخلصین راه نیابد ، همیشه در معرض حملات سهمگین و وسوسه های بنیان برافکن این دشمن قسم خورده می باشد .

منابع:

تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی

تفسیر المیزان – علامه محمد حسین طباطبایی

تفسیر موضوعی –آیة الله جوادی آملی



- نظرات (0)

تندیل گناه به حسنه

توبه دری است باز و گشاده به سوی رحمت الهی که همیشه بر روی بندگان خداوند باز است. گویا خداوند به دنبال بهانهای میگردد که بندگانش را از بیابان تاریک نادانی به درون شهر رحمت خود راهنمایی کند.

نیم نگاهی به آثار توبه ذهن انسان را به تحیر وا میدارد. زیرا توبه قانونهای عجیب و غریبی دارد که گاهی حسابش با چرتک های دنیایی جور در نمی آید.

اینکه خداوند گناهان توبه کننده را میبخشد و میآمرزد، عجیب است اما قابل پذیرش( آل عمران، 89). اینکه گناهان او را از صفحه دل و نامه اعمالش محو میکند، شگفت آور است اما پذیرفتنی(سوره تحریم، آیه 8). اینکه توبه زمینه ساز برخورداری از رحمت الهی است، تعجب برانگیز است اما خوشایند و قابل فهم(سوره هود، آیه 90). اما اینکه خداوند پس از محو گناهان توبه کننده، آنها را تبدیل به حسنات میکند، با حساب و کتاب هیچ آدمی جور در نمیآید. خداوند در قرآن میفرماید:

إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما.( سوره فرقان، آیه 70)

مگر كسانى كه توبه كنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏كند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!

چگونه ممکن است انسانی که غرق در گناه است، با گفتن یک جمله استغفار، توبه کند و همه کارهای زشتش تبدیل به گل و بلبل شود؟ آیا این با عدل خداوند سازگار است؟

ما این سوال را با سوال دیگری پاسخ میدهیم. چگونه ممکن است در یک گلخانه زیبا از میان کود بدبوی حیوانی گلهایی خوشرنگ و خوشبو بروید؟ گلهایی که شامه را مست بوی خوش میکند و چشمها را خمار رنگ و جلوه زیبای خود.

آری، اگر انسان بتواند در میان لاشه های بدبوی گناه، بذر پر ارزش توبه را بکارد، پس از چندی گل خوشبوی حسنات را خواهد کاوید.

البته باید دانست که به این راحتیها هم نیست. صبر میخواهد و تحمل. تلاش میخواهد و تکاپو.

توبه کننده باید همانند باغبانی دلسوز به دل خود رسیدگی کند و گلهای خوشبوی خیرات را به ثمر برساند. میبینید که این با عدل خدا هم سازگار است. زیرا انسان با تلاش خود به نتیجه دلخواهش میرسد. قانون خدا هم این است که «لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»(سوره نجم، آیه 39)

چگونه ممکن است انسانی که غرق در گناه است، با گفتن یک جمله استغفار، توبه کند و همه کارهای زشتش تبدیل به گل و بلبل شود؟ آیا این با عدل خداوند سازگار است؟

بیایید یک بار دیگر به شرایطی که در این آیه برای تبدیل گناهان به حسنات گذاشته شده، توجه کنیم. خداوند سه شرط را برای این تبدیل خوشآیند قرار داده است. اول: توبه، دوم: ایمان و سوم: عمل صالح. بنابراین توبه باید چنان قوی و قدرتمند باشد که شاخه های ایمان را به سوی آسمان بکشاند و در نهایت عمل صالح را به بار آورد. پس توبه زبانی یا توبه بیحال و بیرمق چنین تاثیر اعجاب انگیزی را نخواهد داشت.

گاهی هم یک خوی نیکو چنان راه نجات را هموار میکند که زشتیها به خوبی و زیبایی مبدل میشود. درست مثل خورشیدی که میتابد و سیاره های تاریک و بیروح را درخشان میکند.

امام رضا علیه السلام فرمود: به پیامبر صلّی الله علیه و آله گفته شد: فلانى انسان بدبختى است. زیرا بسیارى از گناهان

دعا

را مرتكب شده است. پیامبر فرمود: هرگز چنین نیست كه شما مى‏گویید. بلكه او نجات یافت و به حسن عاقبت رسید و گناهانش از بین رفت و «به حسنات تبدیل شد». زیرا او روزى از راهى مى‏گذشت، مؤمنى را دید كه عورتش پیدا بود و خود متوجّه نبود. (گویا خواب بوده است) این شخص بدن او را پوشاند و براى آن كه خجالت نكشد او را با خبر نكرد.

وقتى آن مؤمن متوجّه شد، در حقّ او چنین دعا كرد: خداوند به تو پاداش بسیار عطا كند. آخرت تو را با خیر همراه سازد و در حساب با تو مناقشه و سختگیرى نكند. خداوند دعاى آن مؤمن را در حقّ آن شخص، مستجاب فرمود و او خوش عاقبت شد.

وقتى كه این مژده‏ پیامبر اكرم به آن گناهكار رسید، او از همه گناهانش توبه كرد و اهل طاعت خدا شد. پس از یک هفته كه گروهى از دشمنان اسلام به مدینه حمله كردند، پیامبر دستور دفاع داد. آن مرد نیز همراه با دیگر مسلمانان براى دفاع آماده شد و در درگیرى با دشمنان به شهادت رسید و عاقبتش به خیر و سعادت ختم گردید.( بحارالانوار، ج 5، ص 155)

پرسش پراهمیتی که در مورد تبدیل گناهان به حسنات وجود دارد، کیفیت و چگونگی آن است؟ آیا در دنیا است یا آخرت؟ تغییر در خود اعمال است یا عقاب آن؟

در مورد چگونگی این مساله، احتمالاتی گفته شده است که همه آنها میتواند قابل قبول باشد. زیرا زوایای متفاوتی که در هر یک از این نظرات وجود دارد، دیدگاههای گوناگونی را ساخته است.

 

1ـ دگرگونی اعمال در دنیا

هنگامى كه انسان توبه مى‏كند و به خدا ایمان مى‏آورد، دگرگونى عمیقى در سراسر وجودش پیدا مى‏شود. این تحول و انقلاب درونى اعمال زشت گذشته را در آینده تبدیل به کارهای نیک میکند. اگر در گذشته مرتكب قتل نفس مى‏شد در آینده دفاع از مظلومان و مبارزه با ظالمان را جاى آن مى‏گذارد و اگر زناكار بود، عفیف و پاكدامن مى‏شود. باید توجه داشت که این دگرگونی توفیقی است الهى که در سایه ایمان و توبه پدیدار گشته است.( الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏5، ص 7)

اگر انسان بتواند در میان لاشه های بدبوی گناه، بذر پر ارزش توبه را بکارد، پس از چندی گل خوشبوی حسنات را خواهد کاوید. البته باید دانست که به این راحتیها هم نیست. صبر میخواهد و تحمل. تلاش میخواهد و تکاپو.

توبه کننده باید همانند باغبانی دلسوز به دل خود رسیدگی کند و گلهای خوشبوی خیرات را به ثمر برساند. میبینید که این با عدل خدا هم سازگار است. زیرا انسان با تلاش خود به نتیجه دلخواهش میرسد. قانون خدا هم این است که «لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»(سوره نجم، آیه 39)

2ـ دگرگونی اعمال در آخرت
پیش به سوی آخرت

خداوند به لطف و كرمش بعد از توبه، گناهان را محو میکند و به جاى آن حسنات مى‏نشاند. ابوذر نقل میکند که پیامبر فرمود:

روز قیامت كه مى‏شود بعضى از افراد را حاضر مى‏كنند. خداوند دستور مى‏دهد گناهان صغیره او را به او عرضه كنید و كبیره‏ها را بپوشانید. به او گفته مى‏شود تو در فلان روز فلان گناه صغیره را انجام دادى و او به آن اعتراف مى‏كند ولى قلبش از كبائر ترسان و لرزان است.

در اینجا هر گاه خدا بخواهد به او لطفى كند دستور مى‏دهد بجاى هر گناهی حسنه‏اى به او بدهید. عرض مى‏كند پروردگارا! من گناهان مهمى داشتم كه آنها را در اینجا نمى‏بینم.

ابوذر مى‏گوید: در این هنگام پیامبر (ص) از شدت شادی و سرور چنان خندید که دندانهای او نمایان شد و سپس همین آیه را تلاوت فرمود. (نور الثقلین، ج4، ص 33)

 

3ـ دگرگونی عقاب اعمال به ثواب

هنگامی که انسان توبه میکند و در دل از گناه خود پشیمان میگردد، خداوند به پاس توبه او از مجازات گناهان او میگذرد و به جای آن پاداش اعمال نیک به او اهدا میکند.(مفاتیح الغیب -تفسیر کبیر فخر رازی-، ج‏24، ص 485)

 

4ـ دگرگونی ملکه بدی به ملکه خوبی

توبه تغییر درونی انسانهایی است که خود را از بدیها به سوی خوبیها سوق میدهند. خداوند هم حرکت آنها را تکمیل نموده، عادات زشت آنها را به عادات نیک مبدل میکند.(منهج الصادقین، ج 6، ص 421)

 

5ـ دگرگونی آثار سوء اعمال به آثار خیر در سایه تغییر خود اعمال

تفاوت اعمال انسان در موافقت و مخالفت آن با گفته خدا است. مگرنه در ظاهر تفاوتی میان روزی حلال و حرام و یا ازدواج و زنا وجود ندارد. بنابراین منظور از گناهان، خود اعمالى كه انسان انجام مى‏دهد نیست، بلكه آثار سویى است كه از آن بر روح و جان انسان مینشیند.

هنگامى كه نفس ناپاک انسان با توبه، ایمان و عمل صالح به ذاتی پاکیزه تبدیل میشود، آثار سوء آن نیز از روح و جانش برچیده مى‏شود و تبدیل به آثار خیر مى‏گردد. چراکه این آثار باید با نفس پاکیزه توبه کننده تناسب داشته باشد.( المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏15، ص 24)

 



- نظرات (0)

ناامیدی و امید احمقانه به خدا

ناامیدی


از آنجا که قرآن برای همه زمانها و همه مردم نازل شده است، به همه حالتهای اساسی انسانی توجه کرده است. حالت یأس و ناامیدی یکی از این حالات است که درباره آن باید از قرآن درس بگیریم .در اینجا می‌خواهیم آن را به عنوان یکی از راه‌های نفوذ شیطان معرفی کنیم. در ادامه می‌خوانیم که نقطه مقابل آن یعنی امید کاذب هم راه دیگری از شیطان برای نفوذ در انسانهاست.


 

در آن هنگام که پیری به سراغ ابراهیم علیه السلام آمده بود و همسرش هم نازا بود، فرشتگان خدا به او مژده پسری بردبار را به او دادند. او بعد از کمی صحبت با فرشتگان گفت:قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ(حجر، 56) گفت: «چه كسى- جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نومید مى‏شود؟»

با این جمله، ابراهیم علیه السلام به خدا گفت که من از رحمت تو هیچ گاه مأیوس نیستم ، هرچند درباره اموری باشد که خیلی احتمالش کم است.

ضالون و ضالین از یک ریشه هستند که معنای آن برای همه ما روشن است زیرا روزانه ده بار در نمازهای خود می گوییم: غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ؛ همواره از راه گمراهان به خدا پناه می‌بریم.

با کنار گذاشتن این آیه و جمله‌ای که ابراهیم علیه السلام فرمود، روشن می‌شود که هر کس که جزو ضالین نباشد ، حتماً به رحمت خدا امید دارد؛ بنابراین ما روزانه در نمازهای خود به خدا اعلام می‌کنیم که به رحمت خدا امید داریم و هرگز از آن قطع امید نکرده‌ایم.

با این حال، رفتار عمومی انسانها به گونه دیگری است. خدا در قرآن به ما گوشزد کرده است که عموم انسانها مراقب حالت امید خود نیستند. به سبب ظاهربینی گاه به رحمت خدا امیدوارند و گاه ناامید:

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَئُوسٌ كَفُورٌ (هود، 9)

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از وى سلب كنیم، قطعاً نومید و ناسپاس خواهد بود.

از اینجا می‌فهمیم که یأس جزو حالات احساسی شایع در میان انسانهاست و بنابراین لازم است درباره آن هرچه بیشتر بدانیم.

اگر بخواهیم در قرآن کریم به دنبال معادل معنایی ناامیدی باشیم، به دو کلمه "یأس" و "قنوط " بر می‌خوریم.

در قرآن می‌خوانیم که انسان همواره از خدا خیر را می‌خواهد و اگر شری به او برسد ناامید می‌شود: لَا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَۆُوسٌ قَنُوطٌ (فصلت، 49)

همانگونه که ناامیدی خطرناک است،‌ امید داشتن بی‌مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرن نام این حالت را "مکر خدا" گذاشته است یعنی عده‌ای از مردم در خوش‌خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالیکه ایمان و اعمال نها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند

در عین اینکه مأیوس بودن از رحمت خدا جزو صفات عمومی انسانهاست، خدا آن را برای بندگان خود حتی بندگان گنهکار خود نمی‌پسندد.

خدا به گنهکارترین افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعی کنند، توبه‌شان را می‌آمرزد به آن حد که هیچ گناهی برایشان باقی نماند.(إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا)

از اینجا واضح می‌شود که امیدوار بودن به رحمت خدا از نشانه‌های ایمان است و همانطور که قبلاً گفتیم تنها گمراهان هستند که از رحمت خدا مأیوس هستند.

از طرف دیگر می‌دانیم که شیطان برای گمراه کردن ما از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌کند. یکی از حربه‌های او همان است که ما را از رحمت خدای مهربانمان ناامید کند. پس از آن دیگر هر کاری از ما ممکن است سر بزند. این در حالی است که اولیای دین هرگز مردم را از رحمت خدا مأیوس نمی‌کرده‌اند حتی برای کسانی که گناهان بزرگی انجام داده باشند.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره گناهان بزرگ به این مضمون نقل شده است که در صورتی که گناهکاری توبه کند و دیگر به سوی گناه باز نگردد و خدا هم از قلبش بشناسد که او دیگر به سوی گناه بر نمی‌گردد، توبه‌اش را قبول می فرماید و گناهش را عفو می کند.(مستدرک الوسائل، ج 12،‌ص131)

علاوه بر اینها که گفتیم، ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند.(کافی، ج1، ص20)

توبه
حمله شیطان از پشت سر

خلاصه آنچه تاکنون گفتیم آن بود که هیچ گاه در رحمت الهی را بر روی خود بسته نبینیم تا شیطان نتواند از راه ناامیدی بر ما نفوذ کند؛ اما شیطان دشمنی کهنه کار است. دشمن بودن او را خدا به ما گوشزد کرده تا از خود در مقابلش مراقبت کنیم.

اگر در صحنه جنگ، دشمنی نتواند از پیش رو نتواند حمله کند، همواره گوشه نظری هم به عقب دارد، ‌شاید بتوانند از پشت بر حریف خود شبیخون بزند. همین مسأله درباره شیطان هم صادق است.

اگر از راه یأس نتواند بر بندگان خدا نفوذ کند، به دنبال نقطه مقابل آن یعنی امید می‌رود؛ شاید از راه امید افراطی بتواند به هدف خود برسد.

منظور ما کسانی هستند که بدون اعمال شایسته، خود را مستحق رحمت خدا می‌دانند. در مقابل، خدا با آنها مکر می‌کند و با آنها به گونه‌ای رفتار می‌کند که خیال ‌کنند مورد رحمت خاص الهی هستند.

امکانات مادی و حالت های خوش روانیشان را نشانه‌ لطف ویژه خدا می‌گیرند؛ اما همه اینها برای این است که به شکل خطرناکی تحت قانون فریب الهی قرار گرفته‌اند و سرانجامشان بسیار وخیم خواهد بود.

ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند

به عبارت دیگر همانگونه که ناامیدی خطرناک است،‌ امید داشتن بی‌مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرآن نام این حالت را  "مکر خدا" گذاشته است .

به عبارتی عده‌ای از مردم در خوش‌ خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالی که ایمان و اعمال آنها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرآن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند.

به عبارت دیگر آنها که سرمایه‌های حقیقی خود را می‌بازند همانها هستند که نسبت به مکر خدا احساس امنیت می‌کنند؛ غافل از اینکه مشمول مکر خدا هستند. بعدها متوجه می‌شوند که سرمایه‌های خود را در ازای دریافت هیچ بهایی از دست داده‌اند.

 

دین شناسان واقعی را بشناسیم

از اینجا معلوم می‌شود که راه درست زندگی نه آن است که دچار ناامیدی از رحمت خدا شویم و نه آنکه امیدمان به خدا از نوع امیدهای کاذب باشد. ماندن در حالت میانه همانی است که مورد رضایت خداست.

راه مبلغان دین هم در اینجا باریک و ظریف است. دین شناسان واقعی کسانی هستند که مراقبند با گفتار خود مردم را در همین حالت میانه نگهدارند.

این نوشته را با کلامی از امیرالمومنین در معرفی دین شناسان به انتها می‌رسانیم:

دین شناس واقعی کسی است که مردم را از رحمت خدا و قدرت خدا ناامید نکند و نیز به آنان درباره مکر خدا احساس امنیت کاذب نبخشد.

الْفَقِیهُ كُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ (نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، شماره 90)


- نظرات (0)

خداتا کی مارا دوست دارد

رحمت


بسیار دیده می‌شود که علی‌رغم بی وفایی‌هایی كه مردم نسبت به خدا دارند و آنها را مستحقّ مجازات می‌كند، باز خداوند، محبت و رحمت و همچنین مواهب خود را از آنها دریغ نمی‌نماید.

مطلبی که خدمتتان عرض شد نشانگر این است که پروردگار، نسبت به مردم لطف فراوان دارد. بر این مضمون، شواهد بسیاری از قرآن و روایات، وجود دارد کما اینکه آیه 243 سوره بقره می‌فرماید: "اِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَلكِنَّ اَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْكُرُونَ؛ همانا خداوند صاحب لطف و فضل بر مردم است، ولی اكثر مردم سپاس نمی‌گذارند".

درباره چرایی این مطلب، علامه طباطبایی می‌فرماید: خداوند به جهت حُبّ ذاتش، مخلوقات خویش را دوست دارد؛ چون خدا تمام مخلوقات و از جمله انسان را آفریده است. بر این اساس، چون خداوند بندگانش را دوست دارد، تقصیرات آنها را نادیده می‌گیرد و توبه بندگانش (چنانچه توبه كنند) را می‌پذیرد و عیب‌هایشان را مخفی می‌كند.[1]

لکن شایسته نیست که بندگان از لطف الهی سوء استفاده نمایند و در مسیر توبه و بازگشت به سوی او از خود سستی و تعلل نشان دهند که اگر روزی لطف الهی شامل حال بنده‌ای نشود،‌ آن وقت عذاب الهی دامن گیر خواهد شد، و محرومیت از رحمت الهی را به دنبال خواهد داشت. در حالی كه معمولاً رحمت خدا بر غضبش پیشی داشته است.

این مضمون در دعاهای معصومین نیز وارد شده است: "یَا مَنْ سَبِقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبُهُ؛ ای آنكه رحمت او بر غضبش پیشی گرفته است".[2]

قرآن مجید هم در چند مورد، بر این نكته تأكید كرده، مثلاً در آیه 14 سوره نور می‌فرماید: "وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت شامل حال شما نبود، به خاطر این كاری كه در آن وارد شدید، عذاب عظیمی دامانتان را می‌گرفت".

خداوند به جهت حُبّ ذاتش، مخلوقات خویش را دوست دارد؛ چون خدا تمام مخلوقات و از جمله انسان را آفریده است. بر این اساس، چون خداوند بندگانش را دوست دارد، تقصیرات آنها را نادیده می‌گیرد و توبه بندگانش (چنانچه توبه كنند) را می‌پذیرد و عیب‌هایشان را مخفی می‌كند

و در آیه 21 سوره نور می‌فرماید:" وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یُزَكِّی مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ اگر فضل و رحمت الهی به سراغ شما نمی‌آمد، احدی از شما هرگز پاك نمی‌شد، ولی خداوند هر كه را بخواهد پاك می‌كند و خدا شنوا و داناست".

تمامی این مباحث بیانگر این مطلب است که خداوند تا هنگامی كه ذره‌ای از ایمان و پاكی و صداقت در وجودمان باشد، ما را از لطف هدایت و رحمت خود محروم نمی‌کند و تا آخرین قدم ما را مورد لطف و عنایت خود قرار می‌دهد، در عین حال حتی به كافران و بدكاران و ظالمان نیز مهلت می‌دهد ، و لیکن مهلتش برای بدكاران، نه به جهت لطف، بلكه بر اساس سنت استدراج برای این است که بار بدی و گناه آنان افزوده شود تا در آخرت به عذاب دردناكی گرفتار بشوند.

 

یأس چرا ؟

کسی که به رحمت خدا ناامید باشد، اولاً او را نشناخته است، ثانیاً به او اتهام بی‌رحمی زده است و ثالثاً چون خدا را رحمان و رحیم نشناخته و امیدی به رحمت او نداشته، در پی کسب آن اقدامی ننموده است. نه توبه کرده، نه طلب مغفرت نموده و نه خواستار رحمت گردیده است.

این نگاه و عمل آدمی منجر می شود که  از «بخشش» که خود از مهم‌ترین مصادیق رحمت الهی است، محروم بماند. لذا فرمود: دو معصیت هیچ گاه بخشوده نمی‌شود، یکی شرک و دیگری ناامیدی از رحمت الهی .

خدا به گنهکارترین افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعی کنند، توبه‌شان را می‌آمرزد به آن حد که هیچ گناهی برایشان باقی نماند.(إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا)

و نکته قابل توجه در این بین، این است که صحنه زندگی، آزمایشی برای تمام انسان‌های نیك و بد است.

 

پی نوشت ها:

1. المیزان، ج 1، ص 411.

2. مفاتیح الجنان، دعای جوشن كبیر.


- نظرات (0)

گردش به عقب ممنوع

انسانی که راه درستی را برای زندگی برگزیده باشد می‌تواند به تناسب آن، از افراد و ابزار گوناگون کمک گرفته و پیشرفت نماید. اما نکته‌ای که در این مجال توجه به آن ضروری به نظر می‌رسد آن است که در این مسیر ، آدمی باید از تعصبات دوری کرده و همواره عقل سلیم را در برگزیدن بهترین‌ها به کار گیرد.

انسان‌ها به تناسب روحیات خود تعلق خاطری به افراد، مطالب، اقوام و ... دارند و گاه ممکن است تحت تأثیر آن‌ها از مسیر اصلی منحرف شده و با تقلید کورکورانه و تعصب بی‌جا راه صحیح زندگی کردن را گم کنند.

از این رو خداوند متعال در آیه 170 سوره بقره با لحنی انذاری بشر را از این امر بازداشته و می‌فرماید:

"وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُون"؛‏ "و چون به آنان گفته شود: از آنچه خدا نازل كرده است پیروى كنید مى‏گویند: نه، بلكه از چیزى كه پدران خود را بر آن یافته‏ایم، پیروى مى‏كنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزى را درك نمى‏كرده و به راه صواب نمى‏رفته‏اند [باز هم در خور پیروى هستند]؟"

در نتیجه لازم است این موضوع مورد موشکافی قرار داده شده و به دست آید در چه صورت می‌توان از دیگر افراد تقلید کرده و آن‌ها را الگوی عمل خویش در زندگی قرار داد؟!

 

تقلید کورکورانه ممنوع

خداوند در موارد مختلف، به انسان دستور داده است که از تقلید و تبعیت کورکورانه دوری کرده و همیشه عقل خویش را مدار حرکت در زندگی قرار دهد. بی‌شک در طول زندگی عواملی در تربیت انسان تأثیرات بیشتری دارند. مهم‌ترین این عوامل خانواده و محیطی است که فرد در آن رشد کرده است.

انسان از ابتدای تولد والدین خود را می‌بیند، نحوه زندگی آنان را مشاهده می‌نماید و در بسیاری موارد راه آنان را در زندگی دنبال می‌کند. بسیاری از افراد بر این گمان‌اند هر آنچه والدینشان انجام دهند صحیح است و جز پیروزی نتیجه‌ای به همراه نخواهد داشت.

انسان می‌تواند از افراد عاقل و همچنین کسانی که رهبرانی عاقل داشته‌اند پیروی کرده و روش آنان را در زندگی به کار گیرد. لکن در شناخت این‌گونه افراد باید نهایت دقت و توجه به کار گرفته شود

در مرحله‌ای بالاتر آدمی خود را وابسته به قوم، نژاد، ملیت و تمدن خویش دانسته و یافته‌های قومی و ملی خویش را والاتر از دیگر اقوام و ملل تلقی می‌نماید و با تعصبات بی ‌جای خویش ، از پذیرش هرگونه سخن، خلاف آنچه شنیده و دانسته، دوری می‌کند.

این‌گونه تعصبات گاه ممکن است نسبت به کشورهای بیگانه نیز ظهور نماید. بدین معنا که فرد به مرحله‌ای از خودباختگی در برابر تمدن‌های دیگر می رسد که تمامی یافته‌های قومی و ملی خویش را باطل دانسته و بی‌چون و چرا گوش به داده‌های دیگر اقوام سپارد. چیزی که در روزگار کنونی بسیار شاهد آن بوده و با عنوان غرب‌زدگی از آن یاد می‌شود. آفتی که گاه ممکن است به از بین رفتن دیانت در افراد انجامد.

به هر روی از منظر قرآن، هر نوع تقلیدی اگر برخاسته از نیروی عقل نباشد مذموم و غیر قابل احتجاج است. خداوند آدمی را مزین به عقل نمود و به وی فرمان داد در تمامی امور از این ابزار استفاده کرده و راه صحیح برگزیند:

"الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏"، "به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏كنند اینانند كه خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان". (زمر/18)

عقل

البته هیچ مانعى ندارد كه نسل‌هاى آینده آداب و سنن گذشتگان را مورد تحلیل و بررسى قرار دهند، آنچه با عقل و منطق سازگار است با نهایت احترام حفظ كنند و آنچه خرافه و موهوم و بى اساس است دور بریزند، چه كارى از این بهتر؟ و اینگونه نقادى در آداب و سنن پیشین شایسته حفظ اصالت ملى و تاریخى است، اما تسلیم همه جانبه و كوركورانه در برابر آنها چیزى جز خرافه پرستى و ارتجاع و حماقت نیست.[1] همین امر در برخورد با ملت‌های دیگر نیز قابل توجه است و داشتن نگاهی نقادانه و منطقی در هنگام مواجهه با آداب و رسوم ملل مختلف جهان امری ضروری و حیاتی است.

آیا هر تقلیدی باطل است؟

در آیه مورد بحث توجه به قید "أَوَ لَوْ كانَ آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُون" درباره نیاكان آنها ضروری است و مفهوم مخالف آن بیانگر این امر می‌باشد که از دو کس می‌توان پیروی نمود:

1ـ كسى كه خود داراى علم و عقل و دانشى باشد.

2ـ كسى كه اگر خودش دانشمند نیست هدایت دانشمندى را پذیرفته است.

اما پیشینیان آنها نه خود مردى آگاه بودند، و نه رهبر و هدایت كننده‏اى آگاه داشتند، و تقلیدى كه خلق را بر باد مى‏دهد تقلید نادان از نادان است.[2]

بر اساس تعالیم قرآنی تعصبات بی‌جا و پیروی کورکورانه از دیگران امری ناپسند و خطرناک بوده و آدمی را از رسیدن به سرمنزل مقصود بازمی‌دارد

پیام‏های آیه

ارتجاع و عقب گرد، ممنوع است. پیروى از سنّت و راه نیاكان، اگر همراه با استدلال و تعقّل نباشد، قابل پذیرش نمى‏باشد: «أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا»

2ـ تعصّباتِ نژادى و قبیله‏اى، از زمینه‏هاى نپذیرفتن حقّ است. «بَلْ نَتَّبِعُ» و «آباءَنا».

3ـ آداب و عقاید نیاكان، در آیندگان اثرگذار است. «ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا».

4ـ راه حقّ، با عقل و وحى به دست مى‏آید. «لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ».

5ـ انتقال تجربه و دانش ارزش است، ولى انتقال خرافات از نسل گذشته به نسل آینده، ضد ارزش مى‏باشد. «آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ».

6ـ عقل، ما را به پیروى از وحى، رهبرى مى‏كند. «اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ» و «أَ وَ لَوْ كانَ آباۆُهُمْ لا یَعْقِلُونَ».[3]

 

نتیجه:

انسان در زندگی همواره باید عقل سلیم را ملاک قرار داده و مسیر صحیح را انتخاب کند. بر اساس تعالیم قرآنی تعصبات بی‌جا و پیروی کورکورانه از دیگران امری ناپسند و خطرناک بوده و آدمی را از رسیدن به سرمنزل مقصود بازمی‌دارد. البته این امر به معنای نهی تقلید در اسلام نیست ، بلکه انسان می‌تواند از افراد عاقل و همچنین کسانی که رهبرانی عاقل داشته‌اند پیروی کرده و روش آنان را در زندگی به کار گیرد ، لکن در شناخت این‌گونه افراد باید نهایت دقت و توجه به کار گرفته شود.

 

پی نوشت:

[1]. تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 577

[2]. تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 577

[3]. تفسیر نور، ج‏1، ص: 260

زینب مجلسی راد


- نظرات (0)

میراث خواراشتباه پدرومادر نیستیم


حضرت آدم

انسان از ابتدا برای خلیفة اللّهی خدای متعال در زمین آفریده شده بود:

«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً[بقره/30] (به خاطر بیاور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمین، جانشینى [نماینده ‏اى‏] قرار خواهم داد

بنابراین سرنوشت قطعی انسان، زندگی بر روی زمین بود. از سویی نیز آن جنّت که حضرت آدم و همسرش حوا در آن ساکن شده بودند، بهشت موعود نبوده است. چرا که:

1- کسی که در آن بهشت ساکن می شود، هرگز از آن بیرون نمی شود.

2- آن بهشت در مقابل اعمال انسان و مزد است و برای کسی که هیچ عملی انجام نداده ، نیست.

3- در آن بهشت ممنوعیت وجود ندارد و انسان را از نعمت های دم دستی اش منع نمی کنند، در حالی که آدم و حوا منع شده بودند.

4- در آن بهشت تکلیف وجود ندارد و ... و اینکه به آن باغ جنّت گفته شده است به این خاطر است که در زبان عربی به باغ سرسبز و انبوهی كه روى زمین را می پوشانند جنّت می گویند.

با این نگاه ما میراث خوار یک اشتباه پدر و مادرمان نیستیم! که آنها خطایی کرده باشد و تمام فرزندان را تا ابد بدبخت کرده باشند و بگوییم اگر آنها بیرون نمی شدند، چه می شد؟!

بلکه ما میراث کلاس درسی هستیم که خدای متعال در طلیعه ورودمان به زمین برگزار کرده است! کلاسی که مدام در قرآن تکرار شده تا همه دریابیم که:

1- شیطان دشمن ماست و برایمان خیرخواهی نمی کند حتی اگر به این مطلب سوگند یاد کند.

ما میراث خوار یک اشتباه پدر و مادرمان نیستیم! که آنها خطایی کرده باشد و تمام فرزندان را تا ابد بدبخت کرده باشند و بگوییم اگر آنها بیرون نمی شدند، چه می شد؟! بلکه ما میراث کلاس درسی هستیم که خدای متعال در طلیعه ورودمان به زمین برگزار کرده است!

«فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدینَ * وَ قاسَمَهُما إِنِّی لَكُما لَمِنَ النَّاصِحینَ[اعراف/20-21] سپس شیطان آن دو را وسوسه كرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهى نكرده مگر بخاطر اینكه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند! * و براى آنها سوگند یاد كرد كه من براى شما از خیرخواهانم

2- هر جا که دستور خدای متعال را گوش نکنیم، دچار خسران و زیان می شویم.

«وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبینٌ[اعراف/22] و پروردگارشان آنها را ندا داد كه: «آیا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است؟!»

3- هر جا که دچار اشتباه شدیم، راه بازگشت و توبه باز است و می توانیم جبران کنیم.

«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ[بقره/37] سپس آدم از پروردگارش كلماتى دریافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت چرا كه خداوند توبه ‏پذیر و مهربان است

و ... .

بنابراین باید گفت:

اولاً این اگرها هیچ ثمری ندارد و هستی همان است که تاکنون رخ داده.

ثانیاً اگر آن صحنه خطای آدم و همسرش نبود، ما امروز این میراث درس آموز را در اختیار نداشتیم.


- نظرات (0)