سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مدارا کردن با مردم، نوعی صدقه است

مدارا
حب و بغض

حب و بغض که در علم اخلاق از آن به شهوت و غضب تعبیر می شود مهم‌ترین انگیزه برای کسب فضائل و دوری از رذائل است. چرا که انسان تا چیزی را دوست نداشته باشد به سوی آن حرکت نمی کند و تا از چیزی متنفر نباشد از آن دوری نمی جوید .

همین خواستن‌ها و نخواستن‌ها و دوستی‌ها و دشمنی‌هاست که اساس زندگی انسان را تشکیل می دهد و با نبود آن شور و نشاط از زندگی رخت بر می بندد.

با این بیان مشخص می گردد که شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها نمی تواند به تنهایی موجب رشد و تکامل گردد و یا جهل و نادانی را یگانه علت سقوط بدانیم چون بدون خواستن و اراده، انگیزه حرکت به سمت خوبی‌ها و دوری از بدی‌ها محقق نمی شود.

قرآن نیز در وصف پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: محمد و کسانی که با او هستند ، در برابر دشمنان سر سخت و در میان خودشان مهربان هستند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در جمله ای می فرمایند:

" مداراةُ الناس نصفُ الایمان و الرّفقُ به هم نصف العیش "(اصول کافی، ج 2، ص 117)

یعنی مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمی مهربانی با آنان نصف زندگی است.

همچنین در برخی روایات آمده است که مدارا باعث می شود که مکافات بد و زندگی تلخ از انسان دور شود و هر آنکس که مدارا کردن در اخلاق و رفتار او را اصلاح نکند ، مکافات بد او را اصلاح خواهد کرد (یعنی مکافات ِ بد گریبانگیر او خواهد شد.)

" قال علی (علیه السلام): مَن لم یُصلِحهُ حُسنُ المُداراة، أصلَحَهُ سوءُ المُکافاة " (غررالحکم)

حضرت علی (علیه السلام) در جملات زیادی این آرامش بخشی و زندگی راحت را که در پرتو مدارا کردن امکان پذیر می شود را یادآوری و با بیان های مختلف تأکید می فرمایند.

از جمله اینکه سلامت دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است (سلامةُ الدّین و الدّنیا فی مداراة ِ الناس) و نیز اینکه هرکس با دشمنان و مخالفین خود مدارا کند از جنگ‌ها و خشونت‌ها در امان خواهد ماند (مَن داری أضدادهُ أمِنَ المحارب) [هر دو مورد در غرر الحکم]

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: إن لکل شئ قفلا وقفل الایمان الرفق؛ هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان دوستی با مردم است (یعنی تا انسان مردم دار نشود در خانه ایمان به روی او بسته است

چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نیز در جمله ای نغز خشونت و نرمی و مدارا را در مقابل هم قرار داده و یکی را مایه ی شومی و بدبختی و دیگری را مایه ی میمنت و برکت می داند:

" الخُرقُ شُۆمٌ و الرِّفقُ یُمنٌ " (نهج الفصاحة) که در روایات اسلامی جلب توجه می کند اینست که رفتار مدارا جویانه نمونه ای از یک رفتار و عمل خردمندانه و کامل است. گرچه خود ِ مدارا به فرمودهء حضرت علی (علیه السلام) میوه ی خرد است (ثمرةُ العقل مداراةَ الناس) [غررالحکم] و لیکن جدای از این خردمندی از لحاظ دینی و عقیدتی نیز کامل‌ترین رفتار در مواجهه ی با مردم و به خصوص در مواجهه با مردمی که رفتاری جاهلانه و غیر خردمندان با انسان دارند مدارا کردن است.

 

مدارا با مردم صدقه است

چنانکه در تعبیری ظریف، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مدارا کردن با مردن را «صدقه» می دانند:

" مُداراةُ الناس صدقةٌ " (نهج افصاحة)

یعنی همانطور که صدقه از انسان دفع بلا می کند.

(چنانکه حضرت رسول در مورد صدقه می فرماید: " فأنّها تدفَعُ عنکم الأمراض و الأعراض یعنی بیماری‌ها و بلایا و پیشامدها را از شما دفع می کند)؛ مدارا کردن با مردم هم نوعی صدقه است و بلایا و اضطراب‌ها و آشفتگی‌ها را از انسان دفع می کند و آرامش و آسودگی را برای آدمی به ارمغان می آورد.

آنچنان مسأله ی مدارا پر اهمیت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید : هرگاه خداوند اراده فرماید که برای اهلِ خانه ای و در محیط خانواده ای خیر و نیکی برقرار گردد ، آن خانواده و ارتباطات فیمابین آن‌ها را آمیخته ی با رِفق و مدارا می سازد و آنان را در فضای آرامبخش رِفق و دوستی و ملایمت و مدارا وارد می سازد:

مدارا کردن

إذا أراد الله بأهل بیتٍ خیراً أدخل علیهم الرّفقَ " (نهج الفصاحة) و مسأله به اینجا متوقف نمی شود ، بلکه از این رفق و مدارا خیرات و برکات دیگری نیز در آن خانواده جاری می گردد چنانکه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:

" عن الصادق (علیه السلام): قال: ایما اهل اعطوا حظّهم الرفق وسع علیهم الرزق " [وسایل الشیعة، ج 15، ص 207]

یعنی: هرخانواده ای که نسبت به هم دیگر با رفق و مدارا برخورد کنند (این نعمت مدارا را قدر بدانند) خداوند هم به رزق و روزی آنان وسعت می بخشد و روزی فراوان نصیب آنان می سازد.

مدارا با مردم نتیجه ی دوست داشتن مردم

پس از اینکه انسان (به مقتضای دین و انسانیتش)، عاشق مردم شد دیگر مدارای با آن کار سختی نیست. صفتی که به قول حافظ آسایش دو گیتی را در پی دارد:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

           با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در روایات نیز به نقش ارزندهء این صفت اشاره شده است:

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: إن لکل شئ قفلا وقفل الایمان الرفق؛

هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان دوستی با مردم است (یعنی تا انسان مردم دار نشود در خانه ایمان به روی او بسته است).(جهاد النفس، ح271. الکافی ج2 ص 118).

همانطور که صدقه از انسان دفع بلا می کند. (چنانکه حضرت رسول در مورد صدقه می فرماید: " فأنّها تدفَعُ عنکم الأمراض و الأعراض یعنی بیماری‌ها و بلایا و پیشامدها را از شما دفع می کند)؛ مدارا کردن با مردم هم نوعی صدقه است و بلایا و اضطراب‌ها و آشفتگی‌ها را از انسان دفع می کند و آرامش و آسودگی را برای آدمی به ارمغان می آورد

و نیز می فرمایند: «من قسم له الرفق قسم له الایمان؛ به هر کس مدارا با مردم روزی داده شد ، ایمان را نیز به او می دهند.

امام صادق (علیه السلام): «من كان رفیقا فی أمره نال ما یرید من الناس»؛

هر کس با مردم مدارا داشته باشد ، آنچه از مردم انتظار دارد را به دست می آورد.(بحار الأنوار، ج 46، ص291.)

 

دوستی و مدارا در رانندگی

باید دقت کنیم حب و بغض خود را در صحنه ی بزرگی از اجتماعی به نام خیابان درست نشان دهیم و دین خود و اخلاق خود را در این دانشگاه بزرگی یعنی اجتماع نه تنها حفظ کنیم بلکه پرورش دهیم چون اجتماع علاوه بر دانشگاه، پرورشگاه هم هست.

یکی از دوستان شهید ابراهیم هادی نقل می کند:

از خیابان 17 شهریور عبور می کردیم. من روی موتور پشت سر ابراهیم بودم. ناگهان یک موتور سوار دیگر با سرعت از داخل کوچه وارد خیابان شد. جوان موتور سوار- که قیافه ی درستی هم نداشت- داد زد: هو! چیکار می کنی؟ همه می دانستند که او مقصر است.

من دوست داشتم ابراهیم پایین بیاید و جوابش را بدهد. ولی با لبخندی که روی لب داشت در جواب عمل زشت او گفت: سلام، خسته نباشید!

موتور سوار که جا خورده بود، کمی مکث کرد و گفت: سلام، معذرت می خوام، شرمنده.

شهید هادی به من گفت: اگه من هم می خواستم داد بزنم و دعوا کنم، جز اینکه اعصاب و اخلاقم را به هم به ریزم هیچ کار دیگری نمی کردم.

منابع:

سبقت در اخلاق آزاد!؛ نوشته محمد قربانی مقدم


- نظرات (0)

عده ای که در آتش جهنم نمی روند

جهنم

"رفق، خوب است؛ رفق، همسازی، همیاری، مدارا. در باب رفق روایاتی داریم. رفق یعنی سازگاری؛ انسان سازگاری نشان بدهد. آن که آدم نباید با او سازش کند، دشمن است؛ آدم با دوست باید سازگاری نشان دهد. بالاخره باید تحمل کنند؛ یک چیزی را این از آن تحمل کند، یک چیزی را آن از این تحمل کند."

حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وآله است که می فرمایند: مدارا کردن نصف ایمان است و اگر بخواهیم برای هر چیزی شاخصی بگذاریم و هر کس خواست بداند ایمانش در چه حدی است، ببیند چقدر با مردم مدارا می کند؟ چقدر زود عصبانی می شود؟

بعضی‌ها همه را بی دین می دانند و با همه سرجنگ دارند، در رانندگی مدام بوق می زنند.

 

توصیه اسلام به آسان گیری و مدارا کردن با مردم

پیامبرخدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس در ماه مبارک رمضان به زیردستان و خدمتگزارانش سختگیر نباشید و به آن‌ها مهلت بدهد خدای متعال هم حساب آخرت و قیامت را به او راحت خواهد گرفت.

در آیات مربوط به ماه مبارک رمضان داریم که «یُریدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ» (البقرة: 185). و در دنباله این آیه می فرماید: «وَلایُریدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» خدا سخت گیر نیست ، آسان می گیرد.

اولاً خدای متعال می توانست پنج رکعت نماز واجب کند اما هفده رکعت واجب کرد، می توانست شش ماه روزه واجب کند اما یک ماه واجب کرد ، خیلی چیزها را مستحب قرار داده به میل و اختیار شما گذاشته است.

پیامبر به بعضی از فرستنده ها که به یمن می فرستاد می فرمودند: سخت نگیرید شما هم آسان بگیرید، دین ما دین آسانی است خدای ما آسان می گیرد «یُریدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ».

پیامبر می فرماید: من اهل تکلف نیستم. «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفینَ» (ص: 86). تکلف یعنی این که انسان بیش از طاقت و توانش در عبادت به خودش فشار بیاورد. در جمله دیگر می فرمایند: «انا و الاتقیاء من امّتى براء من التّكلّف» (محمد تقی فلسفی/ الحدیت-روایات تربیتی/ ج 1/ ص: 226). من و پرهیزگاران امتم از تکلف بیزاریم.

آدم آسان گیر و و کسانی که در معاشرتشان نرم و ملایم‌اند، تند و خشن نیستند ،کسانی که در زندگی آسان گیر و نرمند ، قطعاً آتش جهنم به آن‌ها اثر نمی کند یعنی از همین حالا آتش به آن‌ها راه ندارد قیامت هم ندارد و این‌ها قطعاً اهل بهشت‌اند

زور نگوییم

در زندگی به خودمان و دیگران زور نگوییم، فشار نیاوریم. ما حق نداریم زیاد عبادت بکنیم و خودمان را خسته کنیم، زیاد درس بخوانیم و از علم و درس زده بشویم.

یکی از چیزهایی که مورد ابتلای خیلی از مردم است ، چشم و هم چشمی و به همدیگر نگاه کردن است. هر کسی در توان خودش باید حرکت کند، به قول یکی از شعراء:

تکلف گر نباشد خوش توان زیست           گر نباشد خوش توان رفت

پیامبرخدا صلی الله علیه وآله معمولاً مطالب را می فرمودند اما بعضی جاها برای این که بهتر در ذهن اصحاب و یاران بماند به صورت سوال مطرح می کردند یک بار که در جمع اصحاب نشسته بودند فرمودند: «أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِمَنْ یَحْرُمُ عَلَیْهِ النَّارُ غَداً» (شیخ صدوق/ أمالی الصدوق/ ص:319). آیا خبر ندهم آتش جهنم بر چه کسی حرام است؟

این تعبیریعنی یک عده ای هستند که خدای متعال مهر زده که این‌ها در آتش جهنم نروند حتی اگر به طرف آتش هم بروند این‌ها را برمی گردانند یعنی به خاطر آن اعمال و صفات یک عصمتی، سپری بینشان ایجاد شده که اگر بخواهند به طرف آتش جهنم بروند ، ملائکه آن‌ها را نمی گذارند در جهنم را می بندند.

اصحاب عرض کردند یا رسول الله نمی دانیم. حضرت فرمودند: «الْهَیِّنُ الْقَرِیبُ اللَّیِّنُ السَّهْل» (شیخ صدوق/ أمالی الصدوق/ ص:319). بر کسانی که هین و لین هستند یعنی کسانی که در زندگی بر خودشان و دیگران آسان می گیرند.

جهنم شیطان عذاب زنجیر فریاد

آدم آسان گیر و کسانی که در معاشرتشان نرم و ملایم‌اند، تند و خشن نیستند ،کسانی که در زندگی آسان گیر و نرمند ، قطعاً آتش جهنم به آن‌ها اثر نمی کند یعنی از همین حالا آتش به آن‌ها راه ندارد قیامت هم ندارد و این‌ها قطعاً اهل بهشت‌اند.

«وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» (الفرقان: 63). یعنی عباد الرحمان آرام و راحت راه می روند ، دنبال پز و چشم وهم چشمی و دنبال شهرت های بی خودی نیستند. ولی بعضی به خاطر پزو مدرک دنیا خودشان را به آب و آتش می زنند.

«الْهَیِّنُ» یعنی هم بر خودت و هم بر دیگران آسان به گیر. انسان باید کارهایش را روی روال عادی انجام بدهد. یک ماشین که می تواند یک تن بار حمل به کند ما دو تن بار بارش کنیم فنر آن ماشین می شکند ، کمک‌هایش خراب می شود ، همه وجود آن ماشین از بین می رود. انسان‌ها هم همین طورند، خداوند به اندازه و توان هر کسی از او کار می خواهد.

به قول خواجه حافظ که می فرماید:

                 گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع                             سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

                 دوش بـا مـن  گـفـت  کاردانـی  تـیـزهـوش                          وز شـمـا نشـاید پنـهـان کـرد سـر می‌فروش

 

عواقب سختگیری کردن به دیگران

کسانی که به خودشان و دیگران سخت می گیرند خدا هم روز قیامت به آن‌ها سخت خواهد گرفت. روایت داریم در آقایی و ریاست طمع نکنید.

کسی که به فکر اعمال ریز و درشتش است هیچ وقت رئیس و سرپرست نمی شود، مدیر و مدبر نمی شود. مدیر یعنی مدارا کننده، سرپرست یعنی کسی که درمسائل ریز گیر ندهد به مسائل کلان فکر به کند این قدر خرده گیر نباشد، ریز بین نباشد، که همه اش به مسائل ریز بپردازد یا مسائل ریز را زیر ذره بین بگیرد.

حق خردسال این که به او مهربان باشی و او را پرورش و آموزش دهی، از او درگذری و پرده پوشی کنی و نرمش کنی و کمکش کنی و خطاهای نوجوانیش را نهان داری که سبب توبه او گردد و با او مدارا کنی و کشمکش نکنی که مایه کندی رشد او شود.

آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع                 سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

خداوند در قرآن می فرماید: «فَسَوْفَ یحُاسَبُ حِسَابًا یَسِیرًا وَ یَنقَلِبُ إِلىَ أَهْلِهِ مَسْرُورًا» (الانشقاق: 8،9). کسی که به مردم آسان بگیرد خداوند هم حساب او بسیار آسان کند، و او هم با سرور و شادمانی به پیش خویشان و کسانش می رود و آن‌هایی که خداوند به آن‌ها سخت می گیرد اهل جهنم می شوند.

پس اگر کسی می خواهد اهل بهشت باشد ، به خانواده اش، به زیر دستانش، به شاگردانش سخت نگیرد تا خدا هم بر او آسان بگیرد. 

 

با این‌ها مدارا کنیم

مدارا با والدین:

بکر بن صالح گوید: دامادم به امام جواد (علیه السلام) نوشت: پدرم مرد ناصبی بد اعتقادی است و از جانب وی با شدائد و زحماتی چند روبرو گشته‌ام، در صورت صلاحدید درباره‌ام دعا کنید، و بیان فرمائید که نظرتان در این باره چیست؟ آیا با وی به دشمنی و پرخاش برخیزم یا مدارا نمایم؟

حضرت در پاسخ نوشتند: نوشته‌ات را فهمیدم و به آنچه در باره پدرت یاد کردهای پی بردم، و ان شاء اللَّه در باره تو دست از دعا نمی‌کشم، و مدارا برای تو بهتر از دشمنی و پرخاشگری است، و همراه با هر مشکلی آسانی است، صبر را پیشه ساز که عاقبت از آن پرهیزکاران است، خداوند تو را بر ولایت آن کس که ولایتش را پذیرفته‌ای ثابت بدارد،... .

بکر گوید: پس از آن خداوند دل پدر او را مطابق میل وی برگرداند به طوری که در هیچ چیز با او مخالفت نمی‌ورزید.

از کافی به سندش تا معمر بن خلاد آمده که به امام رضا (علیه‌السلام) گفتم: دعا کنم در حق پدر و مادرم که مذهب حق را نمی‌شناسند؟ فرمود: برایشان دعا کن و از آن‌ها صدقه بده و اگر زنده‌اند و عارف به حق نیستند ، با آن‌ها مدارا کن که به‌راستی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده: راستش خدا مرا برای رحمت فرستاده نه برای عقوق و ناسپاسی.

 

جهنم

مدارا با کودکان:

حق خردسال این که به او مهربان باشی و او را پرورش و آموزش دهی، از او درگذری و پرده پوشی کنی و نرمش کنی و کمکش کنی و خطاهای نوجوانیش را نهان داری که سبب توبه او گردد و با او مدارا کنی و کشمکش نکنی که مایه کندی رشد او شود.

 

مدارا با همسر:

امیرالمۆمنین علی علیه السلام در وصیتش به محمد بن حنفیه فرمود: «فرزندم، … زن قهرمان نیست بلكه شاخه ریحان است. بهرحال با او مدارا كن و به خوبى با او همراهى كن تا زندگیت گوارا گردد».

در اندرزهای لقمان به فرزندش: پسرم! با سه کس مدارا لازم است: بیمار، پادشاه و زن. و در زندگی قانع باش، تا بی‌نیاز و شاد زندگی کنی، و پرهیزکار باش، تا گرامی شوی و با پرهیزکاران محشور گردی.

 

مدارا با خویشاوندان:

امیر مۆمنان برای مردم سخنرانی کرد، خدا را سپاس کرد و او را ستود و سپس فرمود: هیچ کدام شما مردان گر چه صاحب فرزند است از عشیره و تبارش بی‌نیاز نباشد، و از مدارا، و گرامی داشت آنان و از این که از او به دست و زبانشان دفاع کن‌اند، آن‌ها بیش از مردم دیگر در پشت سرش از او نگهداری توان‌اند و پریشانی او را بیش‌تر آرامش دهند، و بر او دلسوزتر باشند در آسیبی که به او رسد


- نظرات (0)

چگونه همسایه‌ای اخلاقمند باشیم؟

یكی از آیاتی كه به خوبی می تواند فرهنگ آپارتمان نشینی را برای ما به تصویر بكشد آیه سی و ششم از سوره نساء است كه خداوند متعال به برخی از مهمترین وظایف ما در آن اشاره می كند:

(وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً : و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریك مگردانید؛ و به پدر و مادر احسان كنید؛ و درباره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگانِ خود [نیكى كنید]، كه خدا كسى را كه متكبّر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد)( النساء :  36)

آیات متعددی از قرآن مجید در ارتباط با آداب همسایگی نازل شده اند كه توجه به هركدام زندگی را برای ما و اطرافیان لذت بخش تر می كند و نشاط و آرامش را در زندگی ما حكمفرما خواهد كرد

همسایه های نمونه چه كسانی هستند؟

این سوال كه از درجه اهمیت بالایی برخوردار است توسط رسول خدا و ائمه اطهار به خوبی پاسخ داده شده است كه به برخی از آنها اشاره می  شود:

1)به همسایه خود مانند مادرت احترام بگذار

همسایه نمونه به كسی گفته می شود كه به بهترین شكل  ممكن احترام همسایه خود را نگاه دارد ،تا جایی كه رسول خدا پیرامون این مسئله اینگونه می فرماید: "احترام همسایه بر انسان همانند احترام مادرش می باشد."(مكارم الاخلاق،ج1،ص834)

2)جویا شدن از احوال همسایه ها

جویا شدن از احوال همسایه ها از جمله مواردی است كه می تواند انسان را به یك همسایه نمونه تبدیل كند چنانچه امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید: "از نشانه های همسایگی جویا شدن از احوال همسایه است." (كافی،ج2،ص667)

البته در این میان توجه به این نكته لازم است كه این جویا شدن احوال در حد اعتدال باشد، تا جایی كه فرد متهم به دخالت در امور همسایه ها نشود، چرا كه یكی دیگر از ملزومات مهم آپارتمان نشینی عدم تجسس و دخالت و سر كشی در زندگی انسان هاست .

توجه به این نكته نیز لازم و ضروری است كه یكی از فوائد مهم رعایت كردن فرهنگ همسایگی مخصوصا در آپارتمان ها كه نیاز بیشتری به این مسئله دیده می شود این است كه رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی سبب آبادانی خانه ها و همچنین زیاد شدن عمر ها می شود چنانچه امام صادق در این زمینه می فرماید:

(حسن همسایگی خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می كند) (كافی،ج2،ص667)

یكی از دلیل های زیاد شدن عمرها ممكن است این باشد كه وقتی در یك مجتمع ،تمام ساكنین خود را ملزم به رعایت آداب و قوانین مربوط به زندگی می كنند زندگی در آن مجتمع لذت بخش خواهد بود و در نتیجه شاهد دور شدن استرس ها و ناراحتی ها خواهیم بود .

همسایه
اذیت و آزار همسایگان ممنوع

یكی از ویژگی های آپارتمان نشینی این است كه افراد با عقائد و فرهنگ های مختلف در یك مجتمع دور هم گرد آمده و زندگی می كنند كه این اختلاف عقیده ها در بسیاری از موارد سبب اذیت و آزار همسایگان می شود كه از جمله این اختلاف عقیده ها می توان به نگهداری حیوانات در آپارتمان اشاره كرد كه برای برخی یك امر عادی و برای عده ای با توجه به برخی عقائد مذهبی حتی یك ثانیه نیز قابل تحمل نخواهد بود .

آیات الهی به همه ما هشدار می دهند كه انسان ها با هر عقیده و فرهنگی كه هستند حق اذیت و آزار دیگران را ندارند :

(وَ الَّذینَ یُۆْذُونَ الْمُۆْمِنینَ وَ الْمُۆْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً :و كسانى كه مردان و زنان مۆمن را بى‏آنكه مرتكب [عمل زشتى‏] شده باشند آزار مى‏رسانند، قطعاً تهمت و گناهى آشكار به گردن گرفته‏اند.)(الأحزاب: 58) كه یكی از  مصادیق این اذیت و آزار چنانچه در آیه ذكر شده است  تهمت و بهتان  به یكدیگر است .

در اهمیت این موضوع تنها به حدیثی گهربار از امام صادق علیه السلام اشاره می شود كه ایشان فرمودند:

خداوند عزّوجلّ مى فرماید: لِیَأْذَنْ بِحَرْب مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُۆْمِنَ: آن کس که بنده مۆمن مرا بیازارد اعلان جنگ با من مى دهد. (اصول کافى ، جلد 2، صفحه 35)

عمل كردن به این تكنیك می تواند موجی از صمیمیت را در آپارتمانی كه ما در آن زندگی می كنیم ایجاد كند : وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ : و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد

یك نسخه طلایی برای آپارتمان نشینی

در هر مجتمعی خواه ناخواه مشكلاتی وجود دارد كه در برخی از موارد این مشكلات سبب بروز برخی از پرخاشگری ها و مشاجرات لفظی می شود، اما نسخه قرآن مجید در این گونه موارد آن است كه هرگز جواب بدی با بدی داده نشود ،چرا كه عمل كردن به این تكنیك می تواند موجی از صمیمیت را در آپارتمانی كه ما در آن زندگی  می كنیم ایجاد كند:

(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ : و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد.)(فصلت :  34)

 

چشم و هم چشمی ممنوع

از آنجایی كه همسایه ها با توجه به رفت و آمدهای روزانه گاهی از فامیل هم به یكدیگر نزدیك تر هستند این صمیمیت و رفت و آمدها می تواند سبب بروز برخی از تجملات و همچنین برتری یافتن از یكدیگر در امور اقتصادی  و در نتیجه عدم رضایت كافی از زندگی شود كه در این زمینه آیات الهی در سوره مبارکه تکاثر به این صفت اشاره کرده است و نمونه ای از مردمی که دنبال چشم و هم چشمی بودند را برای ما بیان می کند که برای اینکه کمبودهای خود را جبران کنند و برتری خویش را بر دیگران ثابت کنند تنها به جمع آوری ثروت و ... اکتفا نمی کردند بلکه مردگان خود را نیز شمارش می کردند تا زیاد بودن جمعیت خود را نیز به رخ دیگران بکشند .

خلاصه كلام آنكه آیات متعددی از قرآن مجید در ارتباط با آداب همسایگی نازل شده اند كه توجه به هر كدام زندگی را برای ما و اطرافیان لذت بخش تر می كند و نشاط و آرامش را در زندگی ما حكمفرما خواهد كرد


- نظرات (0)

کی هستی؟

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند.

شاگردان گفتند: ” کسی چیزی به شما گفته؟ لاتی، چاقو کشی چیزی شما را اذیت و آزار کرده؟“

شیخ جعفر در میان گریه ها گفت: ”آری... یکی از لات های این اطراف حرفی به من زد“

همه نگران شدند که بی احترامی به ایشان کرده باشد. گفتند ”چه گفت؟ چه کسی بود؟ چه شد؟“

شیخ جعفر گفت: ”یکی از لات های این اطراف آمد و به من گفت:

 ”شیخ جعفر! من همونی هستم که همه می‌گن،...

تو هم همونی هستی که همه می‌گن؟“


و باز صدای گریه های شیخ جعفر بلند شد..


- نظرات (0)

روزی معنوی

هرجا حدیثی، آیه ای، دعایی به دلت خورد، بایست؛

مبادا یک وقت بگذری و بروی،

صبر کن؛

رزق معنوی خیلی مخفی تر از رزق مادی است؛

یک نفر از دری، دیواری می گوید و در حقیقت خداست؛

که با زبان دیگران با شما حرف می زند..

(حاج محمد اسماعیل دولابی)


 



- نظرات (0)

تاثیر لقمه حرام در ذریه و نسل

تجمل گرایی از پیامدهای حرام خواری

آیت الله العظمی مظاهری ضمن اشاره به این مطلب مهم می نویسد: کسی که غذای حرام می‌خورد، نه تنها توفیق سیر و سلوک و عروج به مقامات عرفانی پیدا نمی‌کند، بلکه ممکن است در اعتقادات خود سست و بی‌دین شود. لقمه حرام، اثرات سوء فراوانی دارد و آفات بی‌شماری به همراه خواهد داشت، که از آن جمله می‌توان به تجمّل گرایی اشاره کرد. بسیاری از مردم به زندگی تجملّی مبتلا شده‌اند و با این استکبار و خودخواهی که می‌ورزند، انتظار استجابت دعا هم دارند. دعای آنان در اثر مال‌ اندوزی حرام و خودگرایی مستجاب نمی‌شود و بدبختی بدتر این است که خداوند متعال را در گرفتاری‌ها و مستجاب نشدن دعای خود، مقصر می‌دانند. (1)

از اخبار ظاهر می شود كه كسب حرام بدترین چیز است و وارد شده كه كسب حرام ظاهر می شود در ذرّیه و نسل؛ یعنى لقمه هاى حرام خورده می شود و فرزندها از لقمه حرام به هم می رسد كه این یك قسم از حرامزاده‌گی است

رستگاری و سعادت بسیار مشکل می شود

بی شک کسی که عبادتش برگشت بخورد و دعایش شنیده نشود، وصول به سعادت برایش بسی مشکل و شاید غیر ممکن باشد.

آیت الله مظاهری می فرماید: اگر شکم کسی از حرام پر شود، رستگاری و سعادت او بسیار مشکل است.(2)

مرحوم کراجکی از علمای به نام شیعه در قرن پنجم در بحث اجتناب از حرام می نویسد: از مال حرام اجتناب كن كه آن اشدّ انواع مهلكات و اعظم موانع وصول به سعادات است و اكثر مردمى كه از فیوضات محروم ماندند به واسطه آن شد. رى؛ دلى كه از لقمه حرام روئیده شد كجا و قابلیّت او از عالم قدس كجا؟(3)

 

تاثیر لقمه حرام در ذریه و نسل

آیت الله وحید بهبهانی(ره) ضمن نکوهش کسبهای حرام به تاثیر آن در نسل آدمی اشاره می کند و آن را ریشه بسیاری از فتنه ها در جوامع بشری می داند. ایشان در رساله متاجر خود می نویسد:

از اخبار ظاهر می شود كه كسب حرام بدترین چیز است و وارد شده كه كسب حرام ظاهر می شود در ذرّیه و نسل؛ یعنى لقمه هاى حرام خورده می شود و فرزندها از لقمه حرام به هم می رسد كه این یك قسم از حرامزاده‌گی است. دیگر آن كه گوشت بدن؛ بلكه كل جثه كه از حرام و لقمه حرام به هم رسیده، غیر جهنم جاى دیگر جاى او نمی تواند بود و بهشت طیب است و داخل نمی شود او را مگر طیب و غالب فتنه ها و فسادها كه در زمین به هم می رسد از قتل نفس و نهب و غارت شدن اموال و بى‌سیرت شدن عرضها و ناموسها و اسیر شدن عیال و اطفال و خراب شدن شهرها همه از حقوق ناس و تحصیل اموال ایشان به غیر وجه حلال است.(4)

 

حرام خور نمی تواند صاحب مقامات معنوی شود

لقمه حرام

مرحوم آیت الله مشکینی فرمودند: طلبه اى که لقمه حرام در معده او وارد شود و یا بفهمد مشتبه است و بگیرد و بخورد، هیچ گاه نمى تواند مقامى را حیازت کند.(5)

 

با لقمه حرام که نمی شود جنگید

جریانی که در ادامه می آید رویدادی واقعی است که یکی از رزمندگان و همرزمان شهید خرازی نقل کرده است:

سفره وسط سنگر پهن بود و قابلمه و بشقاب ها پُر. «مهمان نمی خواهید؟» حاج حسین خرازی بود، با چشمانی براق و لبانی خندان.

«این همه غذا! منتظر کس دیگری هستید؟»

نه حاجی، دوازده نفریم؛ اما گفتیم 21 نفر؛ غذا گرفتیم. پیشانی اش پر خط و صورتش بر افروخته شد. فریاد زد: « برپا! همه بیرون» زمین پر سنگریزه، آفتاب داغ، دوازده نفر سینه خیز، بعد کلاغ پر. از پا که افتادند، گفت: «آزاد! خیلی سبک شدید، هان؟! آن همه گوشت و دنبه حرام، عرق شد و ریخت پایین» بعد گفت: «با لقمه حرام نمی شود جنگید.»(6)

 

نماز را سنگین و روزه را ملال آور می کند

آیت الله مظاهری اظهار داشت: نماز، معراج مؤمن است و انسان با دو رکعت نماز می تواند به مقامات والای عرفانی دست یابد. ولی اگر مال حرام در زندگی کسی باشد، نماز او هیچ ارزشی ندارد. برای چنین کسی نماز سنگین و روزه ملال آور است.(7)

كسی كه به حلال و حرام خداوند اهمیت نمی دهد باید به یقین بداند كه دارای سیری بسوی خداوند است. لیكن این سیر نزولی و هر لحظه در تنزل می باشد یعنی هر لحظه به قهر و غضب خدا نزدیك می شود

سیر نزولی با لقمه حرام

از نظر قرآن کریم، انسان دائماً در سیر است و حضور وی در دنیا منهای سیر، بی معنا می باشد؛ «یا اَیُّها اْلاِنْسانُ اِنّك كادِحٌ اِلی رَبّكَ كَدْحاً فَمُلاقیه» (8)

اما گاهی این سیر یك سیر صعودی و ملكوتی بوده كه قوس صعودی را طی نموده و بالا می رود. یعنی از توبه به یقظه، از یقظه به تخلیه و از تخلیه به تحلیه می رود تا به عالم لقاء و رحمت حق تعالی در دنیا و آخرت برسد. گاهی نیز سیر نزولی است، یعنی هر قدمی كه انسان برمی دارد رو به جهنم و قهاریت خداوند برداشته و مانند سنگی است كه از ارتفاع پرتاب شده و رو به پایین و نزول می رود.

به عبارت دیگر در سیر نزولی نیز سیر انسان به سوی خداست، لیكن بسوی جهنم و قهاریت خداوند می باشد. كسی كه به حلال و حرام خداوند اهمیت نمی دهد باید به یقین بداند كه دارای سیری بسوی خداوند است. لیكن این سیر نزولی و هر لحظه،‌در تنزل می باشد یعنی هر لحظه به قهر و غضب خدا نزدیك می شود. در روایات می خوانیم كه یك لقمه حرام تا چهل شبانه روز روی انسان اثر می گذارد. همچنین شكمی كه پر از حرام باشد، دارای قساوت بوده و به همین دلیل پروردگار عالم از آن چیزی قبول نمی كند.(9)

 

مقدار حرامی که اثرگذار است

شاید گمان شود برای اینکه آن آثار و پیامدهای شوم لقمه حرام پدید آید لازم است تا مقدار قابل توجهی حرام مصرف شود تا آن حرام تاثیرگذار شود؛ اما این پندار صحیح نیست؛ زیرا  رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ اللُّقْمَةَ الْوَاحِدَةَ تُنْبِتُ اللَّحْمَ» (10) معنای این سخن گهربار این است که حتی یک لقمه حرام هم تاثیرگذار است و با رویاندن گوشت در بدن اگر درمان و اصلاح نشود بالاخره تاثیر خود را خواهد گذاشت.

نباید گمان کرد که مانند یک دانه برنجی که از حرام به دست آمده عدد و رقمی ندارد و در بین مردم دارای قیمتی نیست که حالا اگر کسی از مال مردم به عمد تصرف کرد و خورد حرام خور محسوب شود. در پاسخ عبارت دقیقی از استاد حسین انصاریان را نقل می کنیم ایشان در مورد چنین اموالی می نویسند: گرچه مالیت ندارد اما مالکیت دارد.(11) یعنی درست است که قیمتی ندارد اما به هر حال از اموال کسی به حساب می آید که ما بدون رضایت او حق تصرف در آن را نداریم.

 

عاقبت اثرش ظاهر شود

شیخ بهایی(ره) همین معنا را با استادی تمام به نظم در ورده و اینگونه سروده:

لقمه نانی که باشد شبهه ناک                  در حریم کعبهی ابراهیم پاک

گر به دست خود فشاندی تخم او             ور به گاو چرخ کردی شخم او

ور مه نو در حصادش داس کرد                 ور ز سنگ کعبه اش دستاس کرد

ور به آب زمزمش کردی عجین                  مریم آیین، پیکری از حور عین

ور بُدی از شاخ طوبی آتشش                  ور شدی روح القدس هیزم کشش

ور تنور نوح بندد مریمش                          ور دم عیسی بود آتش دمش

ور تو برخوانی هزاران بسمله                 بر سر آن لقمه ی پر ولوله

عاقبت خاصیّتش ظاهر شود                    نفس از آن لقمه تو را قاهر شود

در ره طاعت، تو را بی جان کند                خانه ی دین تو را ویران کند(12)

 

پی نوشت ها:

(1)      سیر و سلوک، یت الله مظاهری، ص 132-133

(2)      پایگاه اطلاع رسانی یت الله مظاهری

(3)      نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر ص122 با ترجمه مرحوم شیخ عباس قمی(ره)

(4)      رساله عملیه متاجر وحید بهبهانى(با تعلیقات میرزاى شیرازى)؛ ص5

(5)      افق حوزه، 19/4/87، ش‏195

(6)      نشریه امتداد، خرداد 1388، شماره 41

(7)      پایگاه اطلاع رسانی یت الله مظاهری

(8)      سوره انشقاق یه 6

(9)      به سوی حق؛ یت الله مظاهری، بخش سوم، بحث سیر صعودی و سیر نزولی انسان

(10)   عدةالداعی، ص 141

(11)   حرامهای مالی، ص469

(12)   نان و حلوا، بخش هفتم



- نظرات (0)

راه‌های حرام شدن مال و یا آغشته شدن آن به حرام

اگر انسان به یکی از این روش‌ها مالی را کسب کرد و یا حبس کرد و پیش خود نگه داشت حق تصرف در آن را نداشته و باید آن مال را به صاحبش بدهد؛ آن را روش‌ها عبارتند از:

1. کسب‌های حرام

برخی از این راه‌های درآمد عبارتند از: (1)

الف. خرید و فروش چیزی که عین نجاست(2) است مگر آنکه آن نجس دارای منفعت حلال باشد و معامله برای آن منفعت صورت بگیرد مانند خرید و فروش خون برای مصارف پزشکی و درمانی.

ب. خرید و فروش ابزاری که استفاده مهم آن در حرام است مانند پاسور که از آلات قمار است.

ج. فروش کالای حلال برای استفاده حرام مانند فروش انگور برای ساخت مشروبات الکلی.

د. کسب درآمد از راه خوانندگی‌های طرب آور و متناسب با مجالس لهو و لعب.

ه. کسب درآمد از راه جادوگری جن گیری و شعبده بازی و احضار روح و مانند آن.

ربای در معامله آن است که دو چیز مثل هم را معامله پایاپای کنند در حالیکه یکی بیشتر از دیگری باشد؛ مانند اینکه ده کیلو برنج را با پانزده کیلو داد و ستد کنند که در این صورت گیرنده پانزده کیلو، پنج کیلو ربا گرفته است. این قسم ربا دارای احکام مهمی است که در مقاله‌ای مستقل به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت

2. غش در معامله

یکی دیگر از راه‌های آغشته شدن مال حلال به حرام، «غش در معامله» است به این شکل که فروشنده جنس مورد معامله را با جنس کم ارزش دیگری به گونه‌ای مخلوط می‌کند که خریدار متوجه این ناخالصی نشده و به اسم همان جنس مورد معامله تحویل می‌گیرد؛ مانند مخلوط کردن آب در شیر.(3)

3. ربا

ربا دو قسم است: «معامله‌ای» و «قرضی». (4)

ربای در معامله آن است که دو چیز مثل هم را معامله پایاپای کنند در حالیکه یکی بیشتر از دیگری باشد؛ مانند اینکه ده کیلو برنج را با پانزده کیلو داد و ستد کنند که در این صورت گیرنده پانزده کیلو، پنج کیلو ربا گرفته است. این قسم ربا دارای احکام مهمی است که در مقاله‌ای مستقل به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت.

ربای قرضی همان است که فرد، پول یا کالایی را به عنوان قرض به دیگری می‌دهد به شرط آنکه هنگام پس دادن، چیزی بیشتر از آن پول یا کالا به او بدهد. در این قسم آن زیادتی که اخذ می‌شود حرام است و دهنده قرض باید از آن صرف نظر کند.

فساد مالی-رشوه

4. رشوه

گرفتن و دادن رشوه اگر برای این باشد که رشوه گیرنده برای رشوه دهنده به باطل حکم نماید حرام است؛ ولی اگر رسیدن به حقش متوقف بر آن باشد برای رشوه دهنده جایز است؛ اما برای گیرنده‌ی آن حرام می‌باشد.(5)

5. نپرداختن وجوهات شرعی (مانند خمس و زکات)

برخی عبادت‌ها که به عبادت‌های مالی مشهورند عبادت‌هایی هستند که با پرداخت بخش معینی از اموال محقق می‌شود؛ مانند پرداخت یک پنجم از مازاد درآمد سالیانه که به آن خمس می‌گویند و یا پرداخت زکات که آنهم احکام خاص به خود را دارد و یا اختصاص بخشی از اموال به مستمندان و نیازمندان از سوی کسانی که تمکن مالی دارند.(6)

اگر یکی از عبادت‌های مالی بر کسی واجب شد باید آن را پرداخت کند و اگر از انجام (پرداخت) آن خودداری کرد؛ تصرف در آن اموال بر او ممنوع می‌شود و چنانچه تصرفی در آن اموال کرد کار او مصداق خوردن مال حرام خواهد بود.

حضرت امام (ره) می‌نویسد:« چیزی که خمس یا زکات به آن تعلق گرفته و آن‌ها را نه از آن و نه از مال دیگری پرداخت ننموده، [تصرف در] اصل و عین آن [مال] غصب محسوب می‌شود.»(7)

6. میراث پاک نشده

کسی که از دنیا می‌رود و مالی از خود برجا می‌گذارد، ورثه ابتدا باید موارد زیر را از مال او جدا کنند و بعد آنچه می‌ماند را بر اساس دستور شرع بین خود تقسیم کنند.

هر مالی که مجوز شرعی برای تصرف در آن وجود ندارد مصداق لقمه حرام است و باید از آن پرهیز کرد. برای مصون ماندن از آلوده شدن به مال حرام لازم است تا با راهکارهای شرعی که به دقت در کتاب‌های فقهی از جمله توضیح المسائل آمده است آشنا شویم و با حساسیت خاصی مراقب باشیم که از آن مسیرها خارج نشویم

1.  بخشی برای ادای حق الناس: اگر متوفی به کسی بدهکار است و دینی بر عهده اوست باید به همان میزان از مال او جدا کنند و آن را ادا کنند.

2.بخشی برای ادای حق الله: اگر متوفی، خمس، زکات، حج واجب و مانند آن بر عهده‌اش مانده باید از مال او به میزان لازم جدا کرده و این واجبات او را بجا آورند.

3. بعد از این دو مرحله اگر در مورد یک سوم (ثلث) مال خود وصیت خاصی کرده است؛ مثلا گفته است که یک سوم از مال مرا به نیازمندان بدهید؛ این مقدار هم باید جدا شده و در محل خودش مصرف شود.(8)

در نهایت مال مانده را بین خود تقسیم کنند. اگر چنین نکنند و بدون توجه به این مساله در اموال میت تصرف کنند کارشان غصب و مصداق لقمه حرام خواهد بود.

7. مبادلات مالی ایی که هیچ مجوز شرعی ندارند مانند قمار و شرکت‌های هرمی

تا مبادله‌ای از نظر شرع مقدس صحیح نباشد تصرف طرفین در آنچه مبادله کرده‌اند جایز نخواهد بود. این داد و ستدها یا به صراحت نهی شده‌اند مانند آنچه که از طریق قمار به یکدیگر پرداخت می‌کنند یا چون عملا هیچ فایده‌ای عقلایی بر آن مترتب نمی‌شود و برعکس باعث ویرانی اقتصاد فردی و اجتماعی می‌شود مانند آنچه که در شرکت‌های هرمی می‌گذارد شرع آن‌ها را ممنوع کرده است.

با این ترتیب اگر کسی از طریق یکی از این راه‌ها که دین آن‌ها را ممنوع کرده است به مالی دست پیدا کرد باید آن را به صاحبش برگرداند و از تصرف در آن که همان لقمه حرام است خودداری کند.

 

(1) تحریرالوسیله، ترجمه ج2، کتاب مکاسب و متاجر

(2) خون، ادرار، مدفوع، منی، مردار، سگ، خوک، کافر و هر مایع مست کننده عین نجاست هستند که هر یک احکام خاصی دارند و می‌توان برای اطلاع بیشتر به بخش احکام نجاسات توضیح المسائل مراجعه کرد.

(3) تحریرالوسیلة، ترجمه، ج‌2، ص 353

(4) همان ص423

(5) همان ج4 ص84

(6) آیات 19 ذاریات و 25 معارج

(7) تحریرالوسیلة، ترجمه، ج‌1، ص 263

(8) توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج‌2، مسائل 2719-2720


- نظرات (0)

آیه ولایت

خداوند در قرآن كریم می‌فرمایند:

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا

(بخشی از آیه 3 سوره مائده)


امروز، دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‌] آیینى برگزیدم.


- نظرات (0)

راه امان از خطرات زبان

1-

- توجه کامل نمودن به خطرات زبان

انسان هر روز باید به خود سفارش کند که ای انسان مراقب زبان خود باش، زیرا این عضو بسیار حساس و سرنوشت ساز است هم می تواند تو را به اوج قلّه سعادت و خوشبختی برساند، به گونه ای که در دنیا و آخرت از آثار بسیار ارزشمند آن بهره مند شوی و سرنوشتی زیبا و نورانی را برای خود رقم بزنی و هم می تواند تو را از قلّه رفیع انسانیت و خوشبختی به زیرکشیده و در ردیف پست ترین موجودات عالم قرار داده و سیاه ترین سرنوشت را در زندگی برای تو به بار آورد.

زبان چون سگ درّنده است که همواره در پی دریدن است امّا نه دریدن جسم و تن بلکه دریدن لباس سعادت و خوشبختی، عزّت و حیثیت و آبروی انسان. پس همیشه مراقب آن باش که با طناب آن در چاه گمراهی و هلاکت ابدی واقع نشوی.

 

2- سکوت نمودن

انسان هر قدر کمتر حرف بزند، کمتر در زندگی دچار خطا و لغزش می شود، تمرین سکوت به انسان این قدرت را می دهد که بتواند اختیار زبانش را داشته باشد به گونه ای که سخنی به ناحق و ناشایست نگوید.

جناب لقمان در یکی از سفارش های خویش به فرزندش می فرماید: (یا بُنَیَّ اِن کُنتَ زَعَمتَ اَنَّ الکلامَ مِن فضةٍ فانّ السکوتَ مِن ذَهَبٍ)1؛ ای فرزندم اگر گمان می کنی که سخن گفتن نقره است، همانا سکوت طلا است.

انسان هر قدر کمتر حرف بزند، کمتر در زندگی دچار خطا و لغزش می شود، تمرین سکوت به انسان این قدرت را می دهد که بتواند اختیار زبانش را داشته باشد به گونه ای که سخنی به ناحق و ناشایست نگوید

کم حرف زدن

و نیز حضرت داود به فرزندش حضرت سلیمان در یکی از سفارشات خویش می فرماید: (فرزندم بر تو باد سکوت طولانی، زیرا پشیمانی بر طولانی شدن سکوت، بهتر است از اینکه بارها از زیادی سخن پشیمان شوی)2

بیان نورانی حضرت داود و جناب لقمان، حاکی از نقش فوق العاده مهم سکوت در حفظ سعادت و نجات ابدی انسان دارد.

در پایان این بخش تذکر این نکته ضروری است که مراد از سکوت این نیست که انسان برای همیشه مهر خاموشی بر دهان بزند و سخن نگوید زیرا بسیاری از مسائل مهم زندگی اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، عبادی و غیر عبادی از طریق سخن گفتن انجام می شود، بلکه منظور از سکوت نمودن آن است که انسان در سخن گفتن به حدّ ضرورت و لزوم اکتفا نماید و از سخنان بیهوده و بی ارزش پرهیز نماید.

امیرالمومنین علیه السلام در این باره می فرماید: (الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل)3؛ سخن گفتن مانند دارو است که اندکش مفید و زیادش کشنده است.

 

3- فکر و اندیشه قبل از سخن گفتن

برای اینکه انسان از خطرات مهلک زبان در امان بماند، ابتدا باید در مورد سخنی که می خواهد بگوید فکر نماید که آیا سخن سودمندی هست یا خیر؟ خدا راضی هست یا خیر؟ و بعد از اینکه اطمینان خاطر به سلامت آن پیدا نمود، آن را به زبان آورد.

امام حسن عسکری(علیه السلام) در این باره می فرماید: (قلب الاحمق فی فمه و فم الحکیم فی قلبه)4؛ عقل انسان احمق در دهان اوست و دهان انسان دانا و حکیم در عقل اوست. (یعنی انسان احمق قبل از اینکه فکر کند، سخن می گوید برعکس انسان دانا که قبل از سخن گفتن تفکر می کند)

تأمل کنان در خطا و صواب

 

به از ژاژ خایان حاضر جواب

 

در پایان دست نیاز به سوی درگاه الهی بلند نموده و از آن قدرت بی همتا در جهت حفظ و کنترل زبان کمک و یاری می جوییم، امید است که به دعای خیر امام عاشقان، امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، مدد الهی شامل حال ما بندگان سرا پا نیاز شود.

1- کافی، ج2، ص114

2- وسائل الشیعه، ج12، ص186

3- غرر الحکم، باب قلة الکلام و آثارها، ص211، ج4081

4- بحارالانوار، ج75، ص374



- نظرات (0)

رذایل اخلاقی و میزان آلایندگی آنها

عصبانی

برخی از گناهان و رذایل اخلاقی تنها بر خود فرد گنهکار و یا زمان و مکان او تاثیر می گذارند. اما در مقابل برخی از آنها از محدوده فرد یا زمان و یا مکان او گسترش پیدا می کنند و شعاع بیشتری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. بدین ترتیب شاید بتوان مجموعه بیماری های اخلاقی را به پنج گروه تقسیم کرد.

البته باید توجه داشت که برخی از گناهان و رذایل اخلاقی گونه های مختلفی دارند و به شکل های متفاوتی بروز می کنند. بنابراین چنین رذایلی ممکن است ذیل چند دسته از این گروه ها قرار گیرند و متناسب با شعاع آلایندگیشان مورد تحلیل قرار گیرند. اما این گروه های پنج گانه عبارتند از:

گروه اول: گناهان محدود به فرد گنهکار

دسته ای از رذایل اخلاقی هستند که تنها قلب خود فرد را آلوده می کنند و تاثیری فراتر از آن ندارند. این دسته از گناهان اگرچه زشت و ناپسند هستند اما شعاع تاثیرشان نسبت به دیگر گناهان کمتر است. بنابراین نکبت و پستی این گناهان تنها به درون خود فرد محدود می گردد و شعاع آلایندگی آن اندک است.

برخی از گناهان و رذایل اخلاقی تنها بر خود فرد گنهکار و یا زمان و مکان او تاثیر می گذارند. اما در مقابل برخی از آنها از محدوده فرد یا زمان و یا مکان او گسترش پیدا می کنند و شعاع بیشتری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. بدین ترتیب شاید بتوان مجموعه بیماری های اخلاقی را به پنج گروه تقسیم کرد

کسی که عمل ریاکارانه به جا می آورد و یا اینکه به خدا بدگمان است و امیدی به رحمت او ندارد، تنها خود را به دام این بیماری مهلک انداخته است. البته تا زمانی که دیگران را در گناه خود شریک نگرداند و آنان را دخیل در آن ننماید.

نکته دیگری که باید درباره چنین رذایلی توجه داشت این است که با دیدی وسیع تر خواهیم فهمید که حتی چنین گناهانی هم به جامعه انسانی ضرر خواهند رساند. چراکه این رذیله اخلاقی فردی از جامعه را فراگرفته است و گوشه ای از ساختمان بزرگ اجتماع را تخریب کرده است.

با این حال باز هم بر سر سخن اولیه خود هستیم که شعاع تاثیر چنین گناهانی کمتر از دیگر گناهان و رذایل اخلاقی است.

گروه دوم: گناهان محدود به فرد و اطرافیان او

برخی از گناهان نه تنها شخص گنهکار را به آلودگی می کشاند, بلکه دیگران را نیز در انجام آن شریک می کند. نمونه بارز این دسته از گناهان, غیبت است. امام على علیه السلام هنگامی که دید شخصى در حضور فرزندش از كسى غیبت مى كند, چنین فرمود:

یا بُنَیَّ، نَزِّهْ سَمعَكَ عن مِثلِ هذا؛ فإنّهُ نَظَرَ إلى أخبَثِ ما فی وِعائهِ فَأفرَغَهُ فی وِعائكَ! (الاختصاص, ص 225)

فرزندم! گوش خود را از چنین كسى به دور دار؛ زیرا او به پلیدترین چیزهایى كه در ظرف خود دارد، نگریسته و آنها را در ظرف تو خالى كرده است.

دسته ای از رذایل اخلاقی هستند که تنها قلب خود فرد را آلوده می کنند و تاثیری فراتر از آن ندارند. این دسته از گناهان اگرچه زشت و ناپسند هستند اما شعاع تاثیرشان نسبت به دیگر گناهان کمتر است. بنابراین نکبت و پستی این گناهان تنها به درون خود فرد محدود می گردد و شعاع آلایندگی آن اندک است

چنین گناهانی معمولا نیازمند همکاری جمعی است. چراکه اگر کسی حاضر نباشد به غیبت یا تهمت دیگران گوش دهد، معمولا چنین گناهانی شکل نمی گیرد و آلودگی آن گسترش نمی یابد.

گروه سوم: گناهان آلاینده جمع, گروه و جامعه

آلودگی برخی از گناهان بسیار فراتر از فرد و یا اطرافیان او است. ارتکاب این دسته از گناهان به نهادینه شدن آن در میان یک گروه کوچک و یا اجتماع بزرگ منتهی می گردد. بسیار اتفاق می افتاد که در جوامع کوچک یا بزرگ, فردی تنها یک بار لقبی زشت را بر پیشانی کسی می زند؛ اما از آن پس بسیاری از افراد آن جامعه او را با آن لقب فرا می خوانند. قرآن در مورد این دسته از گناهان می فرماید:

إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ ... (سوره نور, آیه 19)

كسانى كه دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنیا و آخرت است‏.

اشاعه دادن رذایل اخلاقی در جامعه گناهی بس بزرگ تر از ارتکاب آن است. چراکه در این صورت افراد بسیاری به این گناه آلوده می شوند و تعداد زیادی به وسیله آن رنگ تاریک گمراهی را لمس می نمایند.

گروه چهارم: گناهان مسری به جوامع دیگر

دسته دیگری از گناهان هستند که نه تنها جامعه خود را به فساد می کشانند, بلکه جوامع دیگر را نیز آلوده می گردانند. متاسفانه امروز شاهد آن هستیم که بی بند و باری و فسادی که دامن گیر جهان غرب شده است, با سرعت فزاینده ای جوامع شرقی را نیز در می نوردد.

برخی از گناهان نه تنها شخص گنهکار را به آلودگی می کشاند, بلکه دیگران را نیز در انجام آن شریک می کند. نمونه بارز این دسته از گناهان, غیبت است

گروه پنجم: گناهان مسری به آیندگان

دسته دیگری از گناهان، مسیر زمان را نیز درمی نوردد و آیندگان را نیز آلوده خود می کند. این گناهان با چنان قدرتی در جامعه و یا جوامع دوران خود نهادینه می گردند که ناهنجاری آن در طول زمان به صورت یک هنجار در می آید و عادی سازی آن به شکل بسیار طبیعی صورت می پذیرد.

نمونه بارز این دسته از گناهان، بدعت است. پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در روایتی، بدعت گذاران را بدترین مردم و موجودات برمی شمرد. (میزان الحکمه، ج 1، ص 513) چراکه شعاع تاثیر گناه آنان بسیار بیشتر از گناهان دیگر است.

مسلما شعاع آلایندگی این دسته از رذایل اخلاقی به هیچ وجه قابل مقایسه با گروه های دیگر نیست. به همین دلیل مراقبت و پیشگیری از این نوع از گناهان باید بیشتر از دیگر گناهان باشد.

این دسته از گناهان که بدترین و پست‌ترین رذایل است به دلیل آلایندگی فراوانی که دارد, قابل مقایسه با دیگر گناهان نیست. بنابراین همه افراد جامعه به صورت فردی و مسئولان جامعه به صورت اجتماعی باید مراقبت ویژه ای نسبت به شیوع این نوع از بیماری ها داشته باشند.

آلودگی برخی از گناهان بسیار فراتر از فرد و یا اطرافیان او است. ارتکاب این دسته از گناهان به نهادینه شدن آن در میان یک گروه کوچک و یا اجتماع بزرگ منتهی می گردد. بسیار اتفاق می افتاد که در جوامع کوچک یا بزرگ, فردی تنها یک بار لقبی زشت را بر پیشانی کسی می زند؛ اما از آن پس بسیاری از افراد آن جامعه او را با آن لقب فرا می خوانند

تطبیق

برای روشن شدن مطلبی که بیان شد، یکی از رذایل اخلاقی را بر آن تطبیق خواهیم کرد. حسادت یکی از بیماری های اخلاقی است که معمول مردم می توانند آن را درک کنند.

حسادت ممکن است در دل هر کسی بروز کند. اما گاهی با هوشیاری انسان بلافاصله از دل رخت برمی بندد. گاهی در دل می ماند و انسان را می آزارد اما با این وجود به مرحله عملیاتی شدن نمی رسد. گاهی هم از دل به زبان و عمل سرایت می کند و دیگران را نیز درگیر این رذیله اخلاقی می نماید. گاهی هم یک حسادت ساده چنان شعاع تاثیرش فزاینده می شود که تبدیل به یک معضل سیاسی یا اجتماعی می گردد و مثلا فعالیت های انتخاباتی را تبدیل به تسویه حساب های شخصی می کند. گاهی هم پا را فراتر می گذارد و به جوامع مختلف و زمان های گوناگون سرایت می کند و مردم را در دوران های پس از خود در آتش چنین فتنه ای می سوزاند.

اگر خوب به جامعه بزرگ مسلمان ها بیاندازیم خواهیم دید که اختلافات کنونی آنها ریشه در رذایل اخلاقی هزار و اندی سال پیش دارد. کینه و حسادتی که برخی از به ظاهر مسلمانان از خود بروز دادند در دنیای امروز ما به شکل بمب گذاری در حرمین شریفین عسکریین و کشتار مردم بی گناه شیعه شکل می گیرد و همچنان ادامه پیدا می کند.

به خداوند بزرگ پناه می بریم از شر همه رذایل اخلاقی.


- نظرات (0)