سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



مواقف پنجاه گانه قیامت

قیامت

درباره چگونگی حسابرسی در قیامت باید دانست، خداوند «سریع الحساب» (بقره، آیه 202) است و هیچ گونه محدودیتی از جهت حسابرسی اعمال همه بندگان به طور هم زمان وجود ندارد. حتی با احاطه علمی خود نیازی به زمان حسابرسی ندارد.

اما باید دانست قیامت نیز همانند دنیا دارای نظام است البته با ویژگی های خاص خودش لذا بنا بر آن چه در روایات آمده است مواقف پنجاه گانه وجود دارد و هر ایستگاهی به نوعی از اعمال رسیدگی می شود و در حقیقت عالم قیامت پرده نمایش و ظهور اعمال و عقاید ما در دنیاست همچنان که در دنیا ما در عرصه های مختلف زندگی شخصی، خانوادگی، اجتماعی و عبادت و... رفتارهای گوناگونی داشتیم در آنجا نیز ایستگاه حق الله، حق الناس، حق نماز، حق قرآن و... از انسان بازخواست می کنند و در حقیقت جلوه ای از اجرای عدالت خداست که به نمایش در می آید به هر میزان که در این دنیا به این حقوق بیش تر و آسان تر پرداخته شده باشد. در صحنه قیامت سریع تر آن ایستگاه ها طی می شود بنا بر آن چه گفته شد این گونه نیست که انسان در صف های طولانی بایستد تا نوبت او برسد بلکه باید در صف های متعدد پاسخ گو باشد. که زمان پاسخ گویی هر کس چه بسا طولانی باشد.

برای توضیح بیشتر در این باره توجه شما به متن زیر جلب می کنیم (کتاب آشنایی با مفاهیم قرآن، (3) ص 233 - 238).

 

مراحل سه گانه قیامت

با استفاده از آیات قرآن مجید، روز قیامت را در سه مرحله کلی می توان ترسیم کرد:

- مرحله اول: برانگیخته شدن همگانی: «در صور دمیده می شود و ما همه آنها را گرد می آوریم» (کهف، آیه 99).

مراحل سه گانه دارای ایستگاه های بسیار و گردنه های سختی می باشند که پیمودن هر کدام تا هزار سال طول می کشد. چنان که در قرآن مجید می خوانیم: « ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ؛ سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید؛ به سوی او بالا می رود»

- مرحله دوم: حرکت به سوی ایستگاه های حسابرسی و سؤال: « وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ؛ هر انسانی وارد محشر می گردد در حالی که همراه او حرکت دهنده و گواهی دهنده ای است» (ق، آیه 21).

- مرحله سوم: حرکت به سوی جایگاه کیفر و پاداش: « وَسِیقَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا؛ و کسانی که کافر شدند؛ گروه گروه به سوی جهنم رانده می شوند» (زمر، آیه 71).

و درباره پرهیزکاران و مؤمنان وارسته می خوانیم: « وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا؛ و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند، گروه گروه به سوی بهشت برده می شوند» (زمر، آیه 73).

این مراحل سه گانه دارای ایستگاه های بسیار و گردنه های سختی می باشند که پیمودن هر کدام تا هزار سال طول می کشد. چنان که در قرآن مجید می خوانیم: « ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ؛ سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید؛ به سوی او بالا می رود» (سجده، آیه 5).

حالت انتظار و بازخواست گناهکاران در قیامت آن چنان سخت است و گرفتاری تبهکاران در آن روز به گونه ای شدید می باشد که طی تمامی ایستگاه ها و مشاهد تا پنجاه هزار سال طول می کشد. چنان که در آیه شریفه دیگر می خوانیم: « تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ؛ فرشتگان و روح (که بزرگ فرشتگان است) به سوی او بالا می روند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است (معارج، آیه 4).

روایت امام صادق(علیه السلام) مؤید این معناست که فرموده اند: «الا فحاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا فان فی القیامه خمسین موقفا کل موقف مثل ألف سنه مما تعدون، ثم تلا هذهه الایه (فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه)؛ آگاه باشید! پس به حساب خود رسیدگی کنید قبل از آن که به حساب شما رسیدگی شود؛ به درستی که در قیامت پنجاه توقفگاه هست که هر کدام مانند هزار سال است از آنچه شما می شمرید، سپس [آن حضرت] این آیه را تلاوت فرمودند: «در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است» (کافی، ج 8).

قیامت

البته سختی روز قیامت برای مؤمنان راستین آسان می شود «و طول مدت آن» برای پرهیزکاران کوتاه می شود؛ چنانکه در قرآن مجید می خوانیم: «پس کسی که نامه اعمال او به دست راستش داده شود، به زودی از او حسابرسی آسانی می شود» (انشقاق، آیات 8 - 7).

و به هر اندازه ایمان و عمل انسان با اخلاص بیشتری باشد؛ از آسایش و آرامش بیشتری در آن روز بهره مند خواهد بود، تا آنجا که برای اولیای الهی و اهل بیت پاک پیامبر(صلی الله علیه و آله) هیچ گونه گرفتاری و سختی نخواهد رسید « فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْیَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا ؛ خداوند آنان را از شر آن روز نگه می دارد و آنها را شادابی و شادمانی عنایت فرماید» (دهر، آیه 11).

برای توضیح بیشتر پیرامون چگونگی حضور در ایستگاه های قیامت، به سه مورد از تفاوت های مؤمنان و تبهکاران در هنگام برپایی قیامت اشاره می شود:

1. ترس و وحشت و ایمنی:

بی تابی و آرامش انسان، در هنگام ورود به صحنه قیامت، بستگی کامل با چگونگی اعتقاد و اعمال او دارد. در حالی که میزان گرفتاری انسان در توقفگاه های قیامت، به مقدار سرپیچی او، از تکالیف پروردگار می باشد. چنان که در قرآن مجید می خوانیم: «و تو نمی دانی آن گردنه چیست! آزاد کردن برده ای، یا غذا دادن در روز گرسنگی به یتیمی از خویشاوندان، یا به مستمندی از خاک نشین» (بلد، آیات 12 - 16).

انسان های مؤمن، به تناسب انجام نیکی ها و عمل به واجبات و ترک محرمات از آشفتگی و پریشانی روز قیامت در امان هستند: « کسانی که نیکی با خود بیاورند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امان می باشند» (نمل، آیه 89).

و در آیه شریفه دیگر می خوانیم: « لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ ؛ وحشت بزرگ [صحنه قیامت] آنان را اندوهگین نمی کند» (انبیاء، آیه 103).

اما کافرانو تبهکاران همراه با اضطراب و هراس شدید وارد صحرای محشر می شوند. چنانکه در قرآن مجید می خوانیم: « قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ ؛ دل هایی در آن روز، سخت مضطرب است و چشم های آنان از شدت ترس فرو افتاده است» (نازعات، آیات 9 - 8).

و در هنگام حسابرسی و سؤال، آنان را با شدت و سختی توقیف می کنند «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ؛ آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند» (صافات، آیه 24).

حالت انتظار و بازخواست گناهکاران در قیامت آن چنان سخت است وگرفتاری تبهکاران در آن روزبه گونه ای شدید می باشد که طی تمامی ایستگاه ها و مشاهد تا پنجاه هزار سال طول می کشد. چنان که درآیه شریفه دیگر می خوانیم: تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ؛ فرشتگان و روح (که بزرگ فرشتگان است) به سوی اوبالا می روند درآن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است

2. سکوت و صحبت کردن:

از جلوه های حاکمیت مطلق خداوند در روز قیامت، آن است که هیچ کس، حق سخن گفتن ندارد؛ مگر به اجازه و فرمان پروردگار. «یَوْمَ یَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ؛ روزی فرا می رسد که هیچ کس جز به اجازه «او» سخن نمی گوید» (هود، آیه 105).

و حکمت آن، این است که پس از حضور مردم در صحنه قیامت، ذلت و حقارت تبهکاران و عزت و کرامت فرزانگان بیشتر نمایان شود. از این رو در برخی از ایستگاه های قیامت، اجازه سخن گفتن به گناهکاران داده نمی شود تا با حقارت بیشتر به اعمال آنان رسیدگی شود. «امروز بر دهانشان مهر می نهیم و دستهایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان به آنچه که انجام می دادند شهادت می دهند» (یس، آیه 65).

مهر سکوت نیز خود عذابی خوار کننده می باشد. چنانکه خداوند به جهنمیان می فرماید: « در جهنم گم شوید و با من سخن مگویید» (مؤمنون، آیه 108).

و اگر تبهکاران در برخی دیگر از ایستگاه های قیامت، اجازه سخن می یابند، یا برای اثبات جرم آنان می باشد « روزی که زبانها بر علیه آنان گواهی می دهند» (نور، آیه 24).

و یا در جهت آشکارتر شدن دشمنی و تخاصم میان آنان می باشد « ثُمَّ إِنَّكُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ ؛ سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان به مبارزه و دشمنی بر می خیزید» (زمر، آیه 31).

و یا سخن آنان نمایانگر شدت نیاز و بدبختی آنان می باشد « یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ ؛ روزی که زنان و مردان منافق به مؤمنان به مؤمنان می گویند: نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم» (حدید، آیه 13).

اما سخن گفتن مؤمنان و شایستگان، نشانه مقام والای آنان نزد پروردگار است. چنانکه درباره مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله) می خوانیم: « وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا ؛ بدین ترتیب شما را امت میانه ای قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه باشد» (بقره، آیه 143).

بنابراین، تنها کسانی توانایی سخن گفتن دارند که از سوی خداوند اجازه داشته باشند و سخن حق بگویند «ایتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا؛ هیچ کس جز به اجازه خداوند رحمان سخن نمی گوید [و آنگاه که می گوید] درست و حق می گوید» (نبأ آیه 38).


- نظرات (0)

اوضاع حساب و کتاب در قیامت

قیامت

حسابرسی و حسابگری

نخستین حکمت و نصیحت لقمان به پسرش توحید و خداشناسی بود که زیربنای همه کمالات، معارف و ارزش ها به حساب می آید.

حال، به تشریح دومین حکمت و نصیحت او می پردازیم. او به فرزندش چنین می گوید: «یا بنی انها ان تک مثقال حبة من خردل فتکن فی صخرة او فی السماوات او فی الارض یات بها الله ان الله لطیف خبیر; پسرم! اگر به اندازه سنگینی خردلی (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه ای از) آسمان ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را به حساب می آورد و حاضر می سازد، خداوند دقیق و آگاه است.» (1)

در این آیه دو مطلب مهم مطرح است:

1- مساله وسعت احاطه و علم و قدرت خدا، که بخشی از خداشناسی است و بیانگر نظم و حساب گری دقیق خدا می‌باشد.

2- مساله حسابرسی بنده خدا، یعنی او باید به اعمال خود توجه داشته باشد، و همواره به حسابرسی اعمال خود بپردازد و با حسابرسی دقیق، رفتار خود را با فرمان خدا هماهنگ کند و بداند که در دنیا و آخرت، حساب دقیقی در کار است و روزی او را به پای حساب می کشند و او به نتیجه اعمال خود (از خوب و بد) در دنیا و آخرت خواهد رسید.

خردل، گیاهی است که دانه های بسیار ریز مانند دانه های خشخاش دارد و در آیه فوق، اشاره به این است که اعمال انسان، اگرچه بسیار کوچک باشد گم نمی شود، بلکه در معرض حساب رسی دقیق الهی قرار می گیرد.

مساله دقیق حسابگری خداوند به گونه ای است که اگر ذره ای از اعمال انسان در دل سنگی یا در گوشه آسمان ها و زمین باشد، خداوند آن را حاضر می کند. با توجه به عظمت آسمان ها و وسعت شگفت انگیز آنها، به اهمیت حسابرسی خداوند بیشتر پی می بریم.

امروز علم کیهان شناسی ثابت کرده، که فاصله بعضی از ستارگان ثابت آسمان نسبت به زمین به قدری زیاد است که میلیون ها سال نوری لازم است تا نور آنها به زمین برسد، با توجه به این که سرعت سیر نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر است، حال اگر اندکی از اعمال انسان در گوشه ای از همین ستارگان که آنقدر با زمین فاصله دارند باشد، خداوند آن را نزد او حاضر می کند.

مساله نامه های اعمال، میزان و ثبت اعمال توسط دو فرشته رقیب و عتید که در قرآن به طور مکرر، از جمله در آیه 18 سوره «ق » مکرر آمده، همه بیانگر حساب گری و حساب رسی دقیق خداوند در قیامت است. بنابراین، نباید از مساله حساب و کتاب غافل ماند

بنابراین، این نصیحت لقمان، بسیار هشدار دهنده و خطیر است و باید همچون آژیر بلند خطری، بیداربخش و تکان دهنده باشد. عظمت وسعت آسمان ها را با یک مثال می توان بهتر فهمید، نور خورشید تقریبا در هشت دقیقه به زمین می رسد و فاصله مرکز خورشید با زمین 24 میلیون فرسنگ است. اینک با توجه به وسعت دوری فاصله ستارگان ثابت با زمین، می توانید عظمت وسعت آسمان ها را دریابید.

 

حسابگری در آیات دیگر قرآن

وقتی که واژه حساب را در قرآن بررسی می کنیم، می بینیم که این واژه به شکل های مختلف 47 بار در قرآن آمده است که در هشت مورد آن خداوند به عنوان «سریع الحساب » معرفی شده، یعنی حساب رسی او سریع، بدون کندی و با سرعت انجام می شود.

پنج آیه از قرآن هم روز قیامت را به عنوان «یوم الحساب » خوانده است.(2) که این نام یکی از مشهورترین نام های قیامت است و اصولا قیام قیامت به خاطر آن است; در آیه 47 سوره انبیاء می خوانیم: «و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا وان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها وکفی بنا حاسبین; ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می کنیم، پس به هیچ کس کم ترین ستمی نمی شود، و اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می کنیم، و کافی است که ما حساب کننده باشیم

اعمال

مسأله نامه های اعمال، میزان و ثبت اعمال توسط دو فرشته رقیب و عتید که در قرآن به طور مکرر، از جمله در آیه 18 سوره «ق » مکرر آمده، همه بیانگر حسابگری و حسابرسی دقیق خداوند در قیامت است. بنابراین، نباید از مساله حساب و کتاب غافل ماند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی کل یوم و لیلة علی نفسه فیکون محاسب نفسه، فان رای حسنة استزاد منها، و ان رای سیئة استغفر منها لئلا یخزی یوم القیامة; به هر مسلمانی که ما را می شناسد، (و امامت ما را پذیرفته) سزاوار است که هر روز و هر شب، کردارش را نزد خود مورد بررسی قرار دهد، اگر آن را نیک یافت بر آن بیفزاید و اگر آن را گناه یافت، از آن استغفار و توبه کند تا در قیامت رسوا نگردد.» (3)

یکی از مسائل که در روایات متعدد آمده، مساله عرض اعمال بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) است که این موضوع نیز در جای خود بیانگر حساب و کتاب دقیق است به طوری که حتی اعمال ما را در طول هفته چند بار به محضر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم (علیهم السلام) عرضه می کنند.

در این باره در اصول کافی شش روایت آمده است در روایت اول از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: «تعرض الاعمال علی رسول الله، اعمال العباد، کل صباح ابرارها و فجارها فاحذروها، و هو قول الله تعالی: اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله; در هر بامداد، کردار بندگان نیکوکار و فاسق، بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می شود، پس (از کردار ناشایسته) برحذر باشید، و همین است معنی سخن خدا (در قرآن آیه 105 توبه) : بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مۆمنان اعمال شما را می بینند.» (4) درباره عرض اعمال بر امامان (علیهم السلام) نیز، در این باب، چند روایت ذکر شده است. (5)

حساب گری در مرحله چهارم، مقدمه توبه و جبران و ترمیم خواهد شد، چنان که امیرمۆمنان علی (علیه السلام) فرمود: «ثمرة المحاسبة صلاح النفس; میوه و نتیجه حساب گری، پاک سازی و بهسازی روح و روان است»

تجزیه و تحلیل درباره حسابگری

در روایات آمده که شخصی از امیرمۆمنان علی (علیه السلام) پرسید: محاسبه یعنی چه؟ و انسان چگونه باید به حسابرسی خود بپردازد؟

آن حضرت در پاسخ چنین فرمود: «وقتی صبح شد و انسان دوباره به کارهای روزمره ادامه داد، شب که فرا رسید، به وجدان خود رجوع کند و خطاب به آن بگوید: ای وجدان! امروز بر عمر تو گذشت و هرگز دیگر باز نمی گردد، و خداوند از تو در مورد این روز که در چه راهی به مصرف رساندی سۆال می کند که چه عملی انجام دادی؟ آیا خدا را یاد کردی و از او شکر گزاری نمودی، و حق برادر مۆمنت را ادا کردی؟ و اندوهش را برطرف ساختی؟ و در غیاب او آبرویش را حفظ نمودی؟ و پس از مرگ او، حرمت او را در میان بستگانش نگهداشتی؟ و از موقعیت خود برای او بهره بردی؟ و مسلمانی را یاری کردی؟ چه کار نمودی؟ ... اگر وجدان او در پاسخ او بگوید: کارهای نیک انجام داده ام، پس خدا را به بزرگی یاد نموده و سپاس گزاری کند، ولی اگر در پاسخ از گناه خود سخن گفت، استغفار و توبه نماید.»(6)

 

شیوه ای برای محاسبه اعمال

علمای اخلاق شیوه محاسبه را این گونه ترسیم نموده اند: هنگامی که مۆمن صبح از خواب برخاست تا شام باید پنج مرحله را بپیماید:

1- مشارطه 2- مراقبه 3- محاسبه 4- معاتبه 5- مکافئه یعنی: نخست با خود شرط کند و عهد ببندد که گناه نکند، سپس لحظه به لحظه مراقب باشد که مبادا گناهی از او سر زند و عهدش شکسته شود.

پس از آن، هنگام شب، حساب رسی کند که آیا گناهی از او سر زده یا نه؟ اگر دید گناهی کرده، خود را مورد سرزنش قرار داده و با عتاب و نکوهش نفس اماره توبه کند. 

در مرحله پنجم، چالش به وجود آمده از گناه را با کارهای نیک و مناسب جبران کند. بنابراین حساب گری در مرحله چهارم، مقدمه توبه و جبران و ترمیم خواهد شد، چنان که امیرمۆمنان علی (علیه السلام) فرمود: «ثمرة المحاسبة صلاح النفس; میوه و نتیجه حساب گری، پاک سازی و بهسازی روح و روان است.» (7)

 

پی نوشت ها:

1. لقمان، آیه 16.

2. ابراهیم، آیه 41، ص، آیه 16، 26، 53، غافر، آیه 27.

3. همان، ج 78، ص 279.

4. محدث کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 219.

5. همان، ص 219 و 220.

6. بحار، ج 70، ص 70.

7. غرر الحکم، میزان الحکمة، ج 2، ص 409.


- نظرات (0)

3 پلان از حساب و کتاب های خنده دار ما!

طبیعت

 

پلان 1
افطاری منزل دوستم دعوت شده بودم ... سفره انداخته بود، بیا و ببین ... انواع پیش غذاها، سوپ ها، چند مدل غذا و ... یکی از دسرهای موجود چشمم را خیلی گرفته بود ... جاتون خالی خیلی شیک و خوشمزه بود ...
بعد از افطار چند بار ازش خواستم دستور اون دسر را به من یاد بدهد، هر بار بسیار زیرکانه از گفتن دستورش، حتی گفتن اسمش که مبادا من با جستجو در اینترنت آن را یاد نگیرم خودداری کرد ... می گفت خیلی سخته ... نمی تونی ... یادم نیست ... و ...

 

پلان 2
در مشکلی که در کامپیوترم بهش دچار شده بودم از یکی از همکاران خواستم که روند یکی از کارها را به من یاد بدهد ... چند بار در زمان ها و شرایط مختلف ... اون بنده خدا هم می آمد و آن را خیلی سریع انجام می داد و هر وقت که ازش می خواستم که کمی آهسته تر مراحل را انجام دهد تا من هم یاد بگیرم، هر بار به بهانه ای از آموزش به من فرار می کرد ... گویا فکر می کرد که با یاد دادن به من از علمش کم می شود ...
 
پلان 3
بعد از اتمام دوره ی کارشناسی ارشد، سراغ یکی از دوستانم که در آزمون دکترا شرکت کرده بود رفتم و ازش خواستم منابع و مواردی که برای موفق شدن در آزمون دکترا لازم است به من یاد آوری کند. ولی متأسفانه آن دوستمان هم گویا من را رقیب خود می دانست و از راهنمایی کردن به من کوتاهی کرد ...

با خودم فکر کردم و دیدم مشکل ما آدم ها از همان ابتدا سر همین حساب و کتاب های خودمان است ... 
حساب و کتاب هایی که با دو دو تا چهار تا کردن های خودمان سنجیده می شوند و حال آنکه قانون عالم و طبیعت غیر از این است ...
البته ناگفته نماند که این مشکل مال امروز و دیروز نیست ، از همان ابتدای اسلام هم بوده است ... به مضمونی از یک روایت توجه کنید ...
شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟... 
پس انداز؟ نه
خرید بورس یا سهام ؟ خیر
حضرت فرمودند: برو صدقه بده ...
فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟! (میزان الحکمه، محمد ری شهری ، دار الحدیث ، ج 2)
این روایت در حقیقت می خواهد به ما بفهماند که ماشین حساب ما با ماشین حساب خدا خیلی فرق داره ... 
خیلی از مواقع که فکر می کنیم داریم کم می کنیم، برایمان زیاد می شود ...

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟... پس انداز؟ نه خرید بورس یا سهام ؟ خیر حضرت فرمودند: برو صدقه بده ... فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟!

در خیلی مواقع ما فکر می کنیم اگر این پول را انفاق کنیم یا علممان را در اختیار دیگران بگذاریم در حقیقت داریم از آن کم می کنیم و نتیجه اش این می شود که از بخشیدن به دیگران خساست به خرج می دهیم ... 
فراموش نکنیم که بخشش کردن به دیگران نوعی هرس کردن درخت نعمت برای خودمان است ....
گاهی با علم، گاهی با پول ، گاهی از دانستن یک موضوعی که شاید در حال یا آینده به درد دوستمان هم بخورد ...
و چه زیبا قرآن کریم می فرماید : مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ; مَثَل [صدقاتِ‏] كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏ كنند همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى‏ كند، و خداوند گشایشگر داناست. (بقره ، 261)
خدای مهربان برای اینکه این قانون را ثابت کند و همیشه جلوی چشممان یک مورد عینی داشته باشیم در طبیعت خیلی از چیزها را با همین خاصیت آفریده :
یکی از آنها گیاه نعناء است ، نعناء را هر چه بچینی جایش سبز می شود ... کم که نمی شود هیچ ، زیاد هم می شود.
بخشش و کرم هم مثل نعناء چیدن است نترسیم جایش جایگزین می شود ... پر می شود ...
این وعده ی خداوند است:
وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ (سبأ ، 39)
و هر چه را انفاق كردید عوضش را او مى ‏دهد.


- نظرات (0)

برای استجابت دعا این كار را انجام دهید

دعا

گره گشایی از مردم بهترین وسیله برای پاکیزه شدن روح و استجابت دعا در این دنیا و سرور یافتن در آخرت است.

منشأ سروری که در آخرت به سبب گره گشایی از کار دیگران نصیب مومن می‌ شود، پاکیزه شدن روح ، قرب یافتن الهی ، باز شدن گره از امور آخرتی ، همنشینی با اولیاء و دست یابی به اذن شفاعت است.

این‌ که در روایات گوناگون اشاره می ‌شود که اگر مردم می ‌دانستند در صف اول نماز جماعت، در اذان گفتن،‌ در غسل جمعه و در زیارت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) چه ثوابی نهفته است، هیچ ‌گاه آن را ترک نمی ‌کردند، نشانی بر عدم اطلاع مومنان از وعده ‌های الهی است.

مردم حاضرند بابت سود چند برابری که در این دنیا به آن ‌ها وعده می ‌شود،‌ هر گونه تلاشی بکنند اما برای پاداش 700 برابری که خدا برای برخی از اعمال وعده داده است، تلاشی نمی‌ کنند.

و چه زیبا در این باره شیخ بهایی فرمودند:

همه روز روزه بودن ،‌ همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک ، به وظیفه باز کردن
به مساجد و معابر ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه‌ ها نخفتن ،‌ به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ، طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله فرمودند:

مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ ؛

هر كس می ‌‏خواهد دعایش مستجاب و غمش از بین برود، باید گره از كار گرفتارى باز كند. (مسند ابن حنبل ، ج ۲، ص ۲۴۸، ح ۴۷۴۹)

خدمتكاری مردم به بهره كشی و استثمار نینجامد و این گونه نشود كه دیگران سوءاستفاده كنند و خدمت كننده را به سوی بردگی بكشانند. از این رو امام صادق(علیه السلام) درباره شرایط و خط قرمز خدمتكاری مردم فرمودند : برادرت را خدمت كن ، اما اگر تو را به خدمت و بیگاری گرفت (و طلبكارانه برخورد كرد.) خدمتش مكن

سه روش عمده در گره گشایی از کار دیگران

مومنی که توان مالی، جسمی و آبرویی دارد، می‌ تواند خود مباشرتاً گره مومنی را باز کند ؛ برخی افراد نیز می‌ توانند با تلاش خود مسبب گشایش گرهی از کار دیگران شوند.

دعا کردن برای مومنان سومین روش گره گشایی از کار دیگران است که از عهده هر کسی بر می ‌آید؛ در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود.

در دعاهایی همچون دعای ماه رمضان که می ‌فرماید: «اللهم اشف کل مریض» و «اللهم اغن کل فقیر» برای تمامی مومنان طلب عافیت می ‌شود در حالی به روال عادی چنین اتفاقی ممکن نیست ؛ بنابراین این‌ گونه دعاها به سبب این است که حس هم نوع دوستی در مومنان به وجود آید.(حجت‌ الاسلام و المسلمین مهدی ماندگاری)

 

نیکی

عمل صالح تنها نماز و روزه نیست

هر چند كه عمل صالح دایره وسیع و گسترده ای دارد كه شامل نماز و روزه و دیگر عبادات محض شرعی می شود، ولی اگر به خوبی توجه شود، این معنا به دست می آید كه احسان به دیگران و خدمت به همه موجودات و آفریده های خداوندی از جمله انسان، مهم ترین و اساسی ترین كارهای نیك و اعمال صالحی است كه انسان می تواند در مقام انسانیت و مظهریت ربوبیت به عنوان خلیفه الهی انجام دهد.
بسیاری از آموزه های قرآنی به ویژه آموزه های دستوری آن مرتبط با دیگران سامان یافته است.

به عنوان نمونه خداوند در كنار نماز، مسأله انفاق و پرداخت زكات را مطرح می كند (حج ، 41) كه یك عمل اجتماعی و مرتبط با دیگران است .

نکته ی  جالب و عجیب آن است كه در آیه 144 بقره ، نیكوكارى و كمك به دیگران، قبل از نماز و زكات ذكر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جداى از بندگى خالق نیست و در واقع مردم، عیال خدایند و خدمت به آنان، خدمت به خداست.

 

در روایات آمده که حتی برای پای قطع شده دیگران هم دعا کنید چون اگرچه نمی ‌تواند این گره به خصوص را باز کند اما به سبب دعای شما گره دیگری از کارش باز می‌ شود

در (كافی) جلد دوم، در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل كرده است: روزی صفوان در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بود كه ناگهان مردی كه برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید و گرفتاریش را شرح داد.

امام به صفوان دستور فرمود كه فوراً حركت كن و برادر ایمانی خویش را در كارش یاری كن.
صفوان رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل مشكل او به پیش حضرت بازگشت. امام در مورد كار او سوال نمودند.

صفوان گفت: خدا اصلاح كرد. امام خطاب به صفوان فرمود: بدان كه همین كار به ظاهر كوچك و حاجتی كه بر آوردی و وقت كمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور كعبه ، محبوب تر و برتر است. (بحار الانوار، ج47، ص 285)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) درباره خدمت به خلق و خدمتكاری است که فرمودند : خدای متعال می فرماید: مردم ، خانواده من هستند . پس محبوبترین آنان نزد من كسانی هستند كه با مردم مهربان تر و در راه بر آوردن نیازهای آنان كوشاتر باشند. (الكافی، ج 2، ص 199)
در جایی دیگر فرمودند : كسی كه در فكر برآوردن نیاز برادر مومن مسلمان خود باشد تا زمانی كه در فكر نیاز او هست، خداوند نیز در (فكر) نیاز وی باشد (نیازش را برطرف می كند). (امالی شیخ طوسی ، ص 79 ، ج 741)

سخن را با روایتی از امام على (علیه السلام) به پایان می بریم:

بر طرف كردن نیاز هاى مردم (كه جلوه‏ اى از خدمت ‏رسانى است) پایدار نیست، مگر به سه چیز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نماید، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نیاز تا براى محتاج، گوارا باشد. (نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1131)

منابع:

سخنان حجت الاسلام ماندگاری

مقاله ای از محمد سبحانی نیا؛ فصلنامه معارف اسلامی


- نظرات (0)

کسی که بالاترین رتبه را در روز قیامت دارد

موعظه

بدون شک موعظه و نصیحت از روش های مهم و موثر در تعلیم و تربیت می باشند. این دو روش از دیرباز مورد توجه اولیاء ، مربیان و مبلغان بوده اند.

قرآن کریم از شیوه ی تربیتی موعظه و نصیحت بیشترین استفاده را برده است

به عنوان نمونه در سوره ی لقمان ، به داستان تربیتی پدر مهربان و شایسته ای اشاره می کند که به موعظه دلسوزانه ی پسرخویش می پردازد و هدف قرآن کریم از نقل چنین داستانی ارائه و نشان دادن الگوی تربیتی به دیگران می باشد که خدای منان در مورد پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله به این مساله اشاره کرده است : «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ...» (احزاب/21) 

بنابراین موعظه و نصیحت نقش اساسی در تربیت انسان دارد و در حکم دارویی است که بر جسم و جان آدمی تأثیر گذارده و موجب هدایت و رشد انسان می شود.

سعدی شاعر بزرگ ایرانی ، موعظه را به دارویی شفا بخشی تشبیه می کند و درمانگری آن را قطعی فرض کرده است:

نصیحت که خالی بود از غرض        چوداروی تلخ است دفع مرض         

به دلیل وجود شرایط موعظه و نصیحت درمنابع دینی ، باید واعظان و مبلغان به شرایط آن توجه نموده و مردم را با موعظه ی نیکو و تأثیرگذار دعوت نمایند . «ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ  ...» (نحل/125)

 

روش های عمومی موعظه در قرآن کریم

موعظه درقرآن کریم به روش های مختلفی بیان شده است، که در مجموع می توان به سه روش عمومی اشاره کرد :

1- موعظه و نصیحت همراه با لطف و انکار : خدای منان در این باره در سوره ی یوسف می فرماید: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُوْیَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَیَكِیدُواْ لَكَ كَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ» (یوسف/5) [یعقوب‏] گفت: «اى پسرك من ، خوابت را براى برادرانت حكایت مكن كه براى تو نیرنگى مى ‏اندیشند ، زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشكار است.

2- موعظه در قالب قصه ها و داستان های پند آموز و حکمت آمیز: دراینجا قرآن کریم برخی از قصه های خود را "احسن القصص" (یوسف/3) و از خود به "احسن الحدیث" (زمر/23) یاد کرده است.

«وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُوَادَكَ وَجَاءكَ فِی هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُوْمِنِینَ» (هود/120) و هر یك از سرگذشت هاى پیامبران [خود] را كه بر تو حكایت مى ‏كنیم، چیزى است كه دلت را بدان استوار مى‏ گردانیم، و در این ها حقیقت براى تو آمده، و براى مومنان اندرز و تذكّرى است.

موعظه کننده خود باید اهل عمل صالح و دارای اعتقاد سالم باشد . به عبارت دیگر موعظه و نصیحت دیگران هنگامی خوب و موثراست که موعظه کننده خود اهل عمل صالح باشد که این خود نیز برگرفته از اعتقاد و التزام به حق و حقیقت می باشد

3- توصیف بندگان همراه با موعظه و نصیحت: خداوند منان درسوره ی مبارکه ی فرقان از آیات 63- 77 به توصیف بندگان خود می پردازد که چنین توصیفی همراه با نصیحت و موعظۀ حکیمانه است:

«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا * وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا (فرقان/63-64) در آیات شریفه ی مذکور ، به توصیف و تمجید از انسان هایی پرداخته ، که از آنان به "عباد الرحمن" یاد کرده است.

 

مهمترین شرط برای موعظه کردن

موعظه کننده خود باید اهل عمل صالح و دارای اعتقاد سالم باشد . به عبارت دیگر موعظه و نصیحت دیگران هنگامی خوب و موثراست که موعظه کننده خود اهل عمل صالح باشد که این خود نیز برگرفته از اعتقاد و التزام به حق و حقیقت می باشد.

خداوند منان درسوره ی فصلت می فرماید: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت/33) و كیست خوش گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نماید و كار نیك كند و گوید: «من [در برابر خدا] از تسلیم‏ شدگانم»؟

در برخی روایات طرف سخن با عالمان دینی است :«هرگاه عالمی به علم خود عمل نکند ، موعظه اش ازدل ها فرو می چکد ، چنان که باران از روی سنگ صاف می لغزد.» (اصول کافی:ج 1،ص 29)

بنابراین اگر علم و دانش موعظه کننده با عمل وی متفاوت باشد ناگزیر است با انگیزه ی ظاهر سازی در برابر دیگران مبادرت کند.

کلام را با سخنی از رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) به پایان می بریم :
به راستى بزرگ ‏ترین مردم در رتبه روز رستاخیز در نزد خدا ، آن كس است كه در زمین خدا براى خیر خواهى و نصیحت خلق خدا بیشتر دوندگى مى‏ كند. (أصول الكافی/ ترجمه كمره ‏اى، ج‏۴، ص620)


- نظرات (0)