سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چه کسانی"انعمت علیهم" هستند؟

صالحین

در سوره نساء آمده است: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "(و كسانى كه از خدا و فرستاده‏اش اطاعت نمایند آنان (در دنیا و آخرت) همراه كسانى هستند كه خدا بر آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و گواهان اعمال و شایستگان، و آنها نیكو رفیقانى هستند.)(69 نساء)

در این آیه نعمت داده شدگان 4 گروه معرفی می شوند:

1-انبیای الهی(علیهم السلام) که آشنایان با وحى و آگاهان از اخبار غیبى هستند.

2- صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند و آنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است. اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند.  

3- شهدا ،که برخی می گویند کشته شدگان در راه خدا هستند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد: " كه این كلمه در قرآن كریم به معناى گواهان در اعمال است، و در هیچ جاى قرآن كه از ماده (ش- ه- د) كلمه‏اى به كار رفته به معناى كشته در معركه جنگ نیامده، بلكه مراد از آن افرادى است كه گواه بر اعمال مردمند، و مراد از صالحین كسانى است كه شایستگى نعمت خداى را دارند."(المیزان.ج2.ص651) که البته به گفته قرآن کشته شدگان در راه خدا زنده اند و گواه بر ما هستند و هر دو نظر قابل جمع است.

4- صالحین که كسانى هستند كه شایستگى نعمت خداى را دارند. باید دقت شود در ابتدای آیه آمده کسانی که خدا و پیامبر را اطاعت كند ملحق به " الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم " هستند و از خود آنان نیستند، و در انتهای آیه نیز آمده " و آنها نیكو رفیقانى هستند ." یعنی آن چهار گروهی که ذکر کردیم.

از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که مردى از انصار به حضور رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آمد، و عرضه داشت: یا رسول اللَّه من تاب جدایى از تو را ندارم . به خانه‏ام مى‏روم همین كه به یاد تو مى‏افتم دیگر دستم به كار نمى‏رود . كارم را هر چه باشد رها مى‏كنم، و به زیارت تو مى‏آیم تا تو را ببینم و آرام بگیرم از بس كه به تو علاقمندم، و فعلاً در این اندیشه‏ام كه در روز قیامت كه تو داخل بهشت شده تا اعلى علیین بالا مى‏روى، من آن روز چه كنم؟ و یا نبى اللَّه آن روز چگونه بر فراق تو صبر كنم.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ" منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است

در پاسخ این مرد بود كه آیه شریفه زیر نازل شد: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "، رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آن مرد را احضار كرده آیه شریفه را برایش خواند، و به همنشینى خود مژده‏اش داد.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ "

منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه فرمودند: مۆمن دو قسم است : یك مۆمن است كه به شرایط خداى تعالى آن شرایطى كه با وى شرط كرده وفا مى‏كند، چنین مۆمنى با نبیین و صدیقین و شهداء صالحین خواهد بود، كه رفقاى خوبى هستند، و از كسانى خواهد بود كه خودش شفاعت دیگران مى‏كند، و كسى شفاعت او را نمى‏كند- چون حاجتى به شفاعت دیگران ندارد - زیرا نه در دنیا دچار دلواپسى‏ها مى‏شود، و نه در آخرت هول و هراس هاى آن تهدیدش مى‏كند.

قسم دوم مۆمنینى هستند كه احیاناً لغزشى مى‏كنند، چنین مۆمنى مانند خامه زراعت است، از هر طرف كه نسیم آن را خم كند خم مى‏شود، چنین كسى هم اهوال دنیا تهدیدش مى‏كند، و هم اهوال آخرت، خودش كسى را شفاعت نمى‏كند، ولى شافعان او را شفاعت مى‏كنند، و سرانجام كار او خیر است.

صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند وآنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است.اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند

آیه دیگری در سوره مریم در این زمینه است." أُوْلَئِكَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِیًّا "(اینان (این انبیاء ده‏گانه و مریم) كسانى هستند از پیامبران كه خداوند به آنها نعمت (نبوت، دین و كتاب آسمانى) عطا كرده، (پیامبرانى) از اولاد آدم، و از (نسل) كسانى (از اولاد نوح) كه آنها را همراه نوح به كشتى نشاندیم (مانند غیر ادریس) و از اولاد ابراهیم و اسرائیل (مانند انبیاء بنى اسرائیل و مریم) و (آنها عبارت‏اند) از كسانى كه آنها را هدایت كردیم و برگزیدیم، هنگامى كه آیات خداى رحمان (آیات كتاب‏هاى آسمانى یا نشانه‏هاى توحید و عظمت او) بر آنها خوانده مى‏شد گریان و سجده‏كنان بر رو درمى‏افتادند.)(58 مریم)

"اولئك" در ابتدای آیه اشاره به نامبردگان در آیات قبل است، یعنى به زكریا، یحیى، مریم، عیسى، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسى، هارون، اسماعیل و ادریس(علیهم السلام).

باید به این نکته توجه کرد که " من" در جمله "مِنَ النَّبِیِّینَ" تبعیضى است، و عدیل آن در جمله " وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا " است و بیانیه نیست. زیرا برخی از کسانی که "اولئك" به آنها اشاره می کند مانند مریم از انبیاء نبودند.

و اینکه بطور خاص عده ای را نام برده چون این افراد از نعمت سعادت و نبوت بر بشریت برخوردار بودند و به صورت خاص آنان را یاد می کند.


- نظرات (0)

شیپور عجیبی که دنیا را پایان می‌دهد!

صور اسرافیل
شیپور عجیبی كه با نواختن آن، عمر دنیا به پایان می‌رسد

حضرت اسرافیل چنانچه در روایت نبوی بیان شده[1] یکی از چهار فرشته بزرگ الهی و از جمله مدبّرات اربع محسوب می‌شود.[2] مهمترین وظیفه این فرشته بزرگ الهی دمیدن در صور است که در پایان جهان اتّفاق می‌افتد.

واژه صور در مجموع ده بار در آیات مختلف قرآن کریم به کار رفته است. صور در اصل لغوی به دو معنی استعمال می‌شود:

1. به معنای صورت‌ها

2. به معنای شیپور: شاخی که در آن می‌دمند.[3]

در اصطلاح وسیله‌ای است شبیه به شیپور که در پایان جهان فرشته‌ای بزرگ به نام اسرافیل در آن دو بار می‌دمد. در بارِ اوّل همه موجودات عالم می‌میرند و در بارِ دوم همه زنده می‌شوند.

«نفخ صور» حقیقتى است كه در قرآن كریم ده بار از آن یاد شده است. در ذیل، به چند نمونه از آن اشاره مى‌کنیم:

«وَیَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ [نمل/87]؛ و روزى كه در صور دمیده شود، پس هر كه در آسمان ها و هر كه در زمین است بهراسد، مگر آن كس كه خداى خواهد و همه سرافكنده و فروتن به نزد او آیند

«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُم مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ [یس/51]؛ و در صور دمیده شود و آنان ناگاه از گورها به سوى پروردگارشان مى‌شتابند.»

در قرآن كریم در آیات مختلفی با عبارات گوناگون به این حادثه بزرگ اشاره شده. از قبیل: «صیحه» (در چهار آیه قرآن)، «زجره»، «نقر فى الناقور»، «صاخه» (به معناى صیحه شدید) و «قارعه» تعبیر شده است. بنابراین، «صور» واقعیتى است موجود كه دو گونه صیحه دارد: صیحه میراننده، و صیحه زنده كننده.

مطرح شدن مساله‌ی نور روشن مى‌سازد که این فریاد عظیم از قبیل امواج صوتى معمولى ما نیست، فریادى است برتر و بالاتر، با امواجى فوق‌العاده سریعتر از امواج نور که پهنه زمین و آسمان را در فاصله کوتاه طى مى‌کند، بار اول مرگ آفرین است، و بار دیگر زنده کننده و حیات بخش

بر اساس بعضى روایات «نفخ صور» سه بار انجام مى گیرد. در حدیثى آمده است: اسرافیل سه نفخه دارد: «نفخه فزع»، «نفخه موت» و «نفخه بعث»... . در پایان جهان، اسرافیل به زمین مى آید و نفخه اولى را در صور مى دمد، كه همان نفخه وحشت و فزع است. [4] بعد از آن، «نفخه صعق» (نفخه مرگ) است[5]  و سپس «نفخه حیات و بعث» است. [6] بعضى نیز نفخه چهارمى بر آن افزوده اند و آن «نفخه جمع و حضور» است كه ظاهرا از این آیه استفاده شده است: «إِن كَانَتْ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ[یس: 53]؛ جز یک بانگ سهمناک نخواهد بود ، که همه نزد ما حاضر می آیند.»، ولى در حقیقت همان دو نفخه گسترش یافته و تبدیل به چهار نفخه شده است؛ چراكه مسئله وحشت عمومى و فزع، مقدمه‌اى است براى مرگ جهانیان، كه به دنبال نفخه اولى یا صیحه نخستین رخ مى‌دهد، همان گونه كه جمع و حشر نیز ادامه همان نفخه حیات است.[7]

 

"صور" یک شیپور معمولى نیست

در روایتى از امام على بن الحسین زین العابدین علیه السلام آمده است: «ان الصور قرن عظیم له رأس واحد و طرفان، و بین الطرف الاسفل الذى یلى الارض الى الطرف الاعلى الذى یلى السماء مثل تخوم الارضین الى فوق السماء السابعة، فیه اثقاب بعدد ارواح الخلائق![8] صور شاخ بزرگى است که یک سر و دو طرف دارد، و میان طرف پائین که در سمت زمین است تا طرف بالا که در سمت آسمان است به اندازه فاصله اعماق زمین تا فراز آسمان هفتم است، و در آن سوراخ‌هایى به عدد ارواح خلائق مى‌باشد!»

در حدیث دیگرى از پیغمبر گرامى اسلام ص مى‌خوانیم: «الصور قرن من نور فیه اثقاب على عدد ارواح العباد[9]؛ صور شاخى است از نور که در آن سوراخ هایى به تعداد ارواح بندگان است

مطرح شدن مساله‌ی نور روشن مى‌سازد که این فریاد عظیم از قبیل امواج صوتى معمولى ما نیست، فریادى است برتر و بالاتر، با امواجى فوق‌العاده سریعتر از امواج نور که پهنه زمین و آسمان را در فاصله کوتاه طى مى‌کند، بار اول مرگ آفرین است، و بار دیگر زنده کننده و حیات بخش![10]

 

پی‌نوشت ها:

[1]. حضرت پیامبر ص فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اخْتَارَ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ أَرْبَعَةً اخْتَارَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ جَبْرَئِیلَ وَ مِیكَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ مَلَكَ الْمَوْتِ ع و..َ.خداوند از هر چیز چهار تا را برگزید: از فرشتگان جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و فرشته مرگ را و...- الخصال، ج‏1، ص: 225

[2]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 3

[3]. قاموس قرآن، ج‏4، ص: 163

[4]. نمل: 87.

[5]. زمر: 68.

[6]. زمر: 68.

[7]. ر.ك: سیدهاشم بحرانى، البرهان فى تفسیرالقرآن، ج 4، ص 85ـ87.

[8]. لئالی الأخبار، الصفحة 453.

[9]. علم الیقین، الصفحة 892.

[10]. تفسیر نمونه، ج‏19، ص: 539


- نظرات (0)

شیاطینی که کارمند حکومت سلیمان بودند


حضرت سلیمان
دو نفر از درباریان آهسته با هم پج پچ می کردند:

- امروز روز حسابرسی این افراد شر و شراب خوار و کافر است.

- دوست من! نمی دانی چقدر منتظر چنین روزی بودم.

- نگاه کن چه قیافه های نحسی دارند. انگار خود شیطانند.

- درست است ایمان که نداشته باشی به درد هیچ چیز نمی خوری.

- راستی به نظر تو سلیمان با این ها چه می کند.

- گمانم باید از کشور ما بروند.

- همین؟!

- مگر تو چه فکر می کنی؟

- سلیمان آن ها را دار می زند. اگر هم خیلی لطف در حقشان کند، در زندان می اندازدشان تا زیر شکنجه بمیرند. 

- راست می گویی تمام ارزش انسان به ایمان است اگر...

سنگ فرش قصر از بلور با ظرافتی بود. بار اولت اگر باشد، خیال می کنی آبی روان است. پایت را بالا می زنی. بعد می فهمی که این آب نیست، هنر است و ظرافت.

سنگ فرش را طی می کنی و به طرف تخت سلطنتی می روی. هر چند قدمی، سربازی، مانند مجسمه ایستاده است. نمی توانی از پرده های سلطنتی و قرمز سیری که با چین هایی استادانه نصب شده اند، چشم برداری. نماها و فواره ها و درخت های تزیینی هم محشر است. 

به تخت میرسی. تخت بسیار با عظمت است. از نقره خالص ساخته شده است و حاشیه آن با نقش هایی مینیاتوری از پرندگان و پیچک هایی زیبا تزیین داده است. روی تخت هم کرسی سلیمان است. کرسی ای که رنگ طلایی اش مانند خورشیدی قصر را روشن ساخته است. هر چه استادان زرگر و معرق کار مملکت، هنر داشته اند همه را در آن پیاده ساخته اند.  

چند نفر از درباریان طرف راست تخت ایستاده اند. چند نفر دیگر که قیافه هایی غیر عادی داشتند در طرف دیگر با هم گفت و گو می کنند. ناگهان همه ساکت می شوند. 

حضرت سلیمان با شکوه و ابهت خاصی وارد می شود و بر سریر می نشیند. یکی از مامورین گزارش می دهد:

- پیامبر خدا سلامت باد. این چند نفر نمایندگان اهل شرک و کفرند. دستور داده بودید خدمتتان برسند. 

مردم مومن و کافر و مشرک همه بنده خدایند. اگر حکومت خداست که همه را فرا می گیرد. ما نمی توانیم آن ها را طرد کنیم. البته حسابرسی مومن و کافر در آخرت جداست

سلیمان از تختش برخاست. سمت مشرکین آمد. به چهره آن ها نگاهی انداخت. کنار آخرین نفرشان ایستاد. گوش ها آماده بود برای شنیدن حکم سلیمان. چشم ها خیره به او بود.

سلیمان به مشرکین گفت: قصد ایمان آوردن دارید؟

- شما ما را آزاد می گذارید؟

- بله شما آزادید.

مرد سرش را زیر می اندازد و آهسته می گوید:

- خیر

سلیمان سری تکان داد و چند قدمی راه رفت و ایستاد. سرش را برگرداند و پرسید:

- قوانین مملکت را چطور؟ رعایت می کنید؟

- بله قربان. ما به تمامی قوانین حکومتی شما پایبندیم.

سلیمان سری تکان داد و پرسید:

- ببینم. به فنی یا حرفه ای تسلط دارید؟

- بله قربان. ما در ساختمان سازی و غواصی متبحریم.

جن

حضرت سلیمان رو به یکی از مأمورانش کرد و گفت:

- از ظرفیت آن ها در رشته هایی که تبحّر دارند استفاده کنید. البته اگر خطایی کردند مثل بقیه و طبق قانون باید مجازات شوند.

یکی از افراد سلیمان با عصبانیت داد زد: این چه وضعیتی است. افراد شیطان صفت هیچ جایگاهی در حکومت خدا ندارند. به آن ها هم مثل ما شغل و اعتبار می دهی؟

سلیمان گفت: من سلیمانم. پیامبر خدا. این حکومت نیز حکومت خداست. مردم مومن و کافر و مشرک همه بنده خدایند. اگر حکومت خداست که همه را فرا می گیرد. ما نمی توانیم آن ها را طرد کنیم. البته حسابرسی مومن و کافر در آخرت جداست.

 

مقام حضرت سلیمان نزد خداوند متعال

خداوند در تمجید او مى‏فرماید:

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ؛

و ما به داود (فرزندش) سلیمان را بخشیدیم، نیكو بنده‏اى بود، حقّا كه بسیار رجوع‏كننده (به سوى ما) بود.

امام صادق علیه‏السلام فرمود: چهار نفر بر سراسر زمین فرمانروایى كردند كه دو نفر از مۆمنان بودند و دو نفر از كافران. مۆمنان عبارت بودند از سلیمان و ذوالقرنین و كافران عبارت بودند از بخت النصر و نمرود.

آنها هر چه سلیمان علیه‏السلام مى‏خواست برایش درست مى‏كردند، معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود، و به آنان گفتیم:) اى آل داوود! شكر (این همه نعمت را) بجا آورید، ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند

قرآن در آیه 12 و 13 سوره سبأ گوشه‏اى از عظمت و امكانات وسیع سلیمان را بازگو كرده و چنین مى‏فرماید:

و براى سلیمان علیه‏السلام باد را مسخّر كردیم كه صبحگاهان مسیر یك ماه را مى‏پیمود، و عصرگاهان مسیر یك ماه را، و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختیم، و گروهى از جنّ پیش روى او به اذن پروردگارش كار مى‏كردند، و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپیچى مى‏كرد، او را عذاب آتش سوزان مى‏چشاندیم.

آنها هر چه سلیمان علیه‏السلام مى‏خواست برایش درست مى‏كردند، معبدها، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا همانند حوض ها، و دیگ هاى ثابت (كه از بزرگى قابل حمل و نقل نبود، و به آنان گفتیم:) اى آل داوود! شكر (این همه نعمت را) بجا آورید، ولى عده كمى از بندگان من شكرگزارند.

آرى، خداوند مواهب عظیمى به این پیامبر بزرگ داد، مركبى بسیار سریع و تندرو كه با آن مى‏توانست در مدتى كوتاه، سراسر كشور پهناورش را سیر كند، مواد معنى فراوان براى انواع صنایع و نیروى فعال كافى براى شكل دادن به این مواد معنى به او عطا كرد.

او با بهره‏گیرى از این وسایل، معابد بزرگى ساخت و مردم را به عبادت خداى یكتا ترغیب نمود و براى پذیرایى از لشگریان و مستضعفان، امكانات وسیعى در اختیارش قرار گرفت و در برابر این همه مواهب، خداوند به او دستور شكرگزارى داد.

حضرت سلیمان علیه‏السلام در سیزده سالگى حكومت را به دست گرفت و چهل سال حكومت كرد و سرانجام در 53 سالگى از دنیا رفت.

قصص القرآن برگرفته از  کتاب قصه‏هاى قرآن به قلم روان‏ - محمد محمدى اشتهاردى‏ رحمه الله علیه

سایت رهروان ولایت 



- نظرات (0)

زنانی که بدون عذاب قبر به بهشت می روند!

در روایت دیگر از پیامبر اسلام(ص) روایت شده كه فرمود:

سه طایفه از زن ها هستند كه عذاب قبر از آنها برداشته شود

و با حضرت فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله و علیه و آله محشور می شوند؛

زنی كه بر غیرت شوهرش صبر كند،

زنی كه با شوهر بداخلاق بسازد

و زنی كه مهریه اش را ببخشد.

(دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب (ترجمه رضایی)



- نظرات (0)

امان ازبدحجابی

راهكارهاي قراني براي جلوگيري از بدحجابي و بي حجابي

۱- ارائه يك چهار چوب صحيح براي پوشش زن

2- معرفي افراد محرم و نامحرم در قران كريم در سوره نور (24) آيه 31 ، كه شامل محارم رضاعي نسبي و سببي مي باشد.

3- آشكار نكردن زينتها
كه در اين باره مي توان گفت كه اسلام دستور به زينت نكردن نداده است بلكه از زينت كه باعث جلوه گري و خودنمائي زن در برابر مردان نامحرم مي شود نهي نموده است.

قران كريم در اين باره مي فرمايد:
«... لايبدين زينتهن ...»
زنان زينتهاي خود را آشكار نكنند

4- تبيين حد و مرز زينت در برابر افراد
كه به سه قسم تقسيم مي شود:
الف: زينت براي غير محارم كه آشكار نكردن زينتهاي پنهان است و نگاه به زينتهاي آشكار در صورتي خالي از اشكال است كه خالي از هر گونه قصد لذت و ريبه باشد اين حد زينت در آيه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زير با رالالتبعولتهن از دستور لايبدين زينتهن استثنا شده است.

ب: زينت براي شوهر، كه زينت علي الاطلاق مي باشد و شامل تمام بدن مي باشد.

ج- زينت براي ساير محارم
از ابي جعفر عليه السلام وارد شده :

«واما زينته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زينه الزوج فالجسد كله»

قسمت سوم ، مربوط به زينت براي ساير محارم است كه شامل محل گردنبند و بالاي ان، بازوبند و زير ان و خلخال و انچه پائين آن است مي شود. بنابراين بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه از پوشيدن لباس حلقه آستين، دامنهاي كوتاه با پاهاي برهنه و يقه هاي باز بيش از حد متعارف حتي در برابر محارمي به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دايي .... خودداري كنيم و جواز نگاه كردن به زينتهاي باطني زنان ان هم در محدوده اي كه در روايات نقل شده براي محارم غير شوهر به شرطي است كه فسادي در بين نباشد.

5- نهي از تبرج مذموم
در قران كريم در اين باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي....» منظور از تبرج زنان در جاهليت اولي، جلوه گري زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامي اين دوران به دليل عدم رعايت دستورات پيامبران زنان دچار چنين معضلي شده كه سبب به وجود آمدن پيامدهاي بد بسياري براي جامعه نيز شده است. در تفسير قمی روايتي باشند كه از امام صادق عليه السلام از پدرش در ذيل آيه ... و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي ... آمده است و اين است كه «به زودي جاهليت ديگري ميآيد» و در تفسير التبيان آمده است كه منظور از جاهليت اخري زماني است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل مي شده است.
امروز شاهد اين تبرج ها و جلوه گري هاي مذموم هم در مردان و هم در زنان هستيم. در روايات از چنين مرداني با چنين خصوصياتي ياد شده است: يتزينون بزينه المراه لزوجها و يتبرجون تبرج النساء و از چنين زناني اين چنين ياد شده است نسوه كاشفات عاريات متبرجات. من الدين داخلات في الفتن مائلات الي الشهوات مسرعات الي للذات مستحلات للمحرمات جهنم في جهنم خالدات.

6- راهكار عدم حضور غير ضروري زن در جامعه
با توجه به آيه شريعه:

و قرن في بيوتكن و لاتبرجن تبرح الجاهليه الاولي...

در خانه هايتان بنشينيد و آرام گيريد و بي حاجت و ضرورت از منزل بيرون نرويد و مانند دورة جاهليت پيشين ارايش و خودارائي مكنيد.

زنان مؤمنه به پيروي از اين آيه مباركه بايد از هرگونه حضور غير ضروري در جامعه خودداري كند تا الگو و نمونه براي ساير زنان مسلمان باشند.

7-راهكار ترويج فرهنگ غيرت در مردان
پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) مي فرمايد : چگونه مردي است در حالي كه تزئين مي كند همسرش و خارج مي شود از خانه اش به حالتي كه تزئين كرده و عطر زده و شوهرش بر اين امر راضي باشد پس مي سازد براي همسرش آن زن هر قدم خانه اش در آتش.

8-راهكار حفظ نگاه

قل للمومنين يعضوا من ابصارهم... و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن

حفظ نگاه توسط زنان و مردان مومن يك مبارزة منفي با زنان جلوه گر مي باشد و چون چنين زناني را مورد بي توجهي قرار دهند يك اثر تربيتي دارد آنها متوجه خواهند شد كه تنها با اين وضع مورد توجه بيمار دلاني قرار خواهند گرفت كه خود فاقد ارزش انساني هستند.

9-تبيين فلسفه حجاب براي جامعه
حجاب ماية ارزش احترام زن مي باشد و مايه حفظ عفت و عصمت زن است. حجاب ماية تحكيم پيوند زوجين مي شود حجاب سلامت جامعه را در بردارد حجاب حق الهي است و مسلمان تسليم امر الهي مي باشد حجاب پرچم پاكدامني و عفاف براي زن است. حجاب سبب امنيت زن در جامعه مي شود حجاب عاملي براي موفقيتهاي معنوي است و حجاب ...

10-آگاهي افراد از مضرات سوء بدحجابي
بدحجابي باعث عدم امنيت زن در جامعه مي شود، بدحجابي عاملي براي بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابي باعث بي ارزش شدن زن در جامعه مي شود بدحجابي باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف كردن وقف استحاله شدن در فرهنگ بيگانه، فلج كردن نيروي كار در جامعه، تبديل شدن زن به موجودي مصرفي استعمار كشيده شدن كشور و ... مي شود، و علاوه بر ان عذابهاي اخروي را نيز به دنبال دارد.

11- صبر و استقلامت در ترك عادت
افرادي كه سعي بر اين دارند كه بهبود در وضعيت پوشش خود به وجود آورند مسلما با مشكلاتي چون فشار از ناحية اطرافيان، تمسخر عده اي نادان و ... قرار خواهند گرفت اما زني كه الگوي خو را فاطمة زهرا سلام ا... عليها و زينب كبري سلام ا... عليها قرار دهد سختي اين كار در برابر سختيها كه اين بزرگان كشيده اند بسيار ناچيز است.

12- تربيت تدريجي بر تحجب در خانواده
امام رضا عليه السلام در مجلس فرمودند: هنگامي كه دختر شش ساله شد مرد نامحرم نبايد او را در آغوش بگيرد

بنابراين در مساله آموزش حجاب و پوشش به فرزندان نيز پدر و مادر بايد مرحله به مرحله او را به فلسفه و خوبيهاي حجاب آشنا كرده و در خور درك فرزند به راهنمائي او بپردازند و فرزند تحت تربيت تدريجي و عملي پدر و مادر قرار گيرد.

بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه غالبا پيروزيهاي نهايي و كامل در دراز مدت به دست مي آيد.

13- مراقبت در معاشرتها و همنشيني ها
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد : با اشخاص شرور معاشرت و رفاقت نكن زيرا طبيعت توناخودآگاه از او متاثر مي شود. بنابراين زنان مومنه بايد مراقب باشند دوستان صميمي و همدل خود را از زنان عفيف و با حياء انتخاب كنند و از دوستي با افراد بي بند و بار خودداري كنند هر چند بايد تلاش بر منشاء اثر بودن روي اين افراد باشند.

14- ترويج فرهنگ قناعت و ساده پوشي در زنان
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله سلم مي فرمايند:

استعينوا علي النساء بالعري ان احداهن اذا كثرت ثيابها و احسنت زينتها اعجبها الخروج
زنان را لباس ساده بپوشانيد هنگامي كه زياد شود لباسها و نيكو شود زينت هايش وسوسه مي شود او بر خروج از خانه

اسراف و زياده روي و مد پرستي در تهيه لباس علاوه برابر انگيختن حس خودنمائي عاملي براي فقر خود ساخته اين زنان مي شود كه آسيب هاي فراوان ديگري را به همراه دارد.

15- ايجاد مشاغل خانگي براي زنان جوياي كار
زنان مؤمنه بايد سعي كنند وقت خود را با كارهاي نيك پر كنند از جمله تربيت فرزندان، بالا بردن علم و آگاهي ، و همچنين كارهاي هنري مفيد براي زنان از جمله پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:

16- كمكهاي اقتصادي در رفع مشكل بدحجابي
بعضي از بدحجابي علل و ريشة آن در عواملي چون فقر فرهنگي فقر اقتصادي، فراهم نمودن عوامل ازدواج ... مي باشد كه وظيفة سرمايه داران و خيرين است كه با كمك دولت در رفع اين مشكلات بكوشند.

17- اجراي حدود و تعزيرات
اجراي قوانين اسلامي پس از آگاهي كامل افراد جامعه و تبليغات كافي و تبيين مسئله حجاب در جامعه اسلامي براي افراد مي تواند مثمرثمر طبق تبصره 638 قانون مجازات اسلامي زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر مي شوند به حبس از ده روز تا دو ماه يا از پنجاه تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.

18- تعاون فرهنگي
در مراودات دو سويه ساير كشورهاي اسلامي زماني كه آنان شاهد اين امر باشند كه زنان مسلمان با حفظ حجاب موفقيتهاي بيشتري را در عرصه فعاليتهاي اجتماعي، علمي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي دارند و بسياري از معضلات اجتماعي كه در غرب در اثر برهنگي زد ايجاد شده است در يك كشور اسلامي جايي براي گسترش ندارد و در واقع كشورهاي اسلامي عملا به تبليغ ايده آلهاي فرهنگي خود پرداخته اند.

19- احياي امر به معروف و نهي از منكر
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند: اگر شخصي در نهان معصيتي را مرتكب شود فقط به شخص او ضرر وارد مي شود و اگر در ملاء عام گناهي را انجام دهد و ديگران او را نهي از منكر نكنند همة مردم زيان مي بينند.

البته بايد توجه داشت در پيش گيري و درمان بدحجابي و بي حجابي بايد امر به معروف با شيوه هاي منكر و بدون توجيه منطقي و خارج از حدود شرعي مشخص شده نباشد تذكرات بايد صحيح باشد و مرحله به مرحله اجرا شود.

20- ترويج فرهنگ نماز در بين زنان
زنان در حال نماز خواندن مكلف به داشتن حجاب كامل هستند؛ از طرفي بهترين نوع ارتباط معنوي بنده با خداي خويش در حالت نماز مي باشد. با توجه به وجوب پوشش در نماز كه بهترين حالت ارتباط زن با خداوند متعال است به ارزش جايگاه حجاب پي مي بريم از طرفي زنان مومن براي انجام فرضيه الهي نماز در روز چندين بار داشتن پوشش كامل را عملا تمرين و تكرار مي كنند علاوه بر آن با توجه به آيه مباركه «وقرن في بيوتكن و لاتبرجن .... اقمن الصلوه ...» خداوند در اين آيه شريفه به زنان امر مي كند كه شرح و جلوه گري نكنيد و اگر مي خواهيد نيروي بازدارنده اي در برابر اين تبرج به دست آوريد نماز را به پا داريد نماز شما را از فحشاء منكر باز مي دارد. نماز خواندن نيرومندترين وسيله براي حفظ حجاب است.

 منبع : www.askquran.ir


- نظرات (0)

گناه ارتباط با نامحرم


ارتباط خانم متأهل با پسر مجرد ( ارتباط با نامحرم ) در حد تلفن یا پیامک

خیانت به شوهر محسوب می شود...

درست نیست اینکار، چون این روابط مخفیانه است و الان ساده است. ولی معمولاً متأسفانه به این صورت است که همین ارتباطات تلفنی و پیامکی از یک حد ساده ای شروع می شود و آرام آرام تبدیل به روابط عاطفی و عاشقانه می شود که ما چقدر این مشکل را داشته ایم .

اصلاً خانم شوهر دارد ، آقا زن دارد با هم ارتباط تلفنی و پیامکی برقرار کرده اند . اوایل هم پیامک تبریک و تسلیت و حال و احوال خیلی جدی بوده است بدون شبهات . خیلی متأسفانه ما این مشکل را دیده ایم . می دانید شیطان قدم به قدم ما را به جهنم می برد و یک دفعه     نمی برد  . این مسئله کاملاً مشخص است . آموزه های دینی این درس را به ما داده است .

خداوند فرمود از خطوات شیطان پیروی نکنید. نفرمود از شیطان پیروی نکنید . خطوات جمع خطوه است یعنی قدم و گام . یعنی از گام های شیطان تبعیت نکنید .او یک دفعه ما را به جهنم نمی برد . آرام آرام شروع می کند . این هشدارهایی که اسلام برای رابطه ی دو نامحرم داده است و خیلی هم زیاد است و به تعبیرهای مختلف گفته برای همین قضیه است . مراقب باشید .

مثلاً فرموده اند که خلوت با هم نداشته باشید به گونه ای که امکان رفت و آمد نباشد . این کار حرام است . برخی از فقیهان ما فتوا   داده اند که اگر خانم و آقای نامحرمی در مکان دربسته ای باشند که امکان رفت و آمد نباشد ، ماندن آنها در این مکان حرام است . در اولین لحظه باید این مکان را ترک کنند . یک عده ای هم این را   گفته اند که اگر خوف مفسده باشد .  یعنی بترسند که به حرام بیفتند  .

یک عده ای هم اصلاً این قید را نزده اند . حتی جالب است فرمودند حتی در هم باز است و افراد می آیند و می روند . وقتی نامحرم خلوتی با هم دارند ، نفر سوم شیطان است .

ما روایت داریم که امام صادق (ع) گفته اند که شیطان قسم خورده که من حتماً در سه جا خواهم بود : شیطان همه جا است اما این سه مکان را تأکید کرده است .

اینجا قسم خورده که حضور دارد ، یکی از آنجا ها کنار زن و مرد نامحرم است . جالب است که خانم و آقا با هم حرف می زنند کاملاً هم ضوابط دین را رعایت می کنند ، فرمودند به قدر ضرورت

به ضرورت بسنده کنید ، بیش از ضرورت مکروه است . نفرمودند حرام است چون آنها ضوابط دین را رعایت می کنند ، فرمودند مکروه است . همه ی اینها برای خطرات و آفت های  آن است . ممکن است این خانم بگویند که به هرحال من مراقب هستم که وارد این وادی ها نشوم . شما خانم محترم ممکن است هیچ چیزی در دلتان نباشد و واقعاً می خواهید رعایت کنید و در حد یک تماس برقرار کردن باشد . اما طرف مقابل چطور ؟ طرف مقابل که مرد است بویژه یک آقا پسر مجردی که نیازهایی دارد که خیلی هم شدید است .

البته اگر متأهل هم باشد فرقی نمی کند به هرحال او مرد است و عشق باز . باید بدانید که قیاس به نفس نکنید . ممکن است که شما هیچ چیزی در دلتان نباشد ولی طرف مقابل چطور . اصلاً همینکه او حظ کلامی از شما می برد ، شما شوهر دارید .

او درحقیقت وارد حریم خانواده ی شما شده است . اصلاً چه بسا زمینه سازی کند و آرام آرام شما را به خطا ببرد. خانم ها می گویند نه آقا من خیلی محکم هستم . خدا گواه است که این مشکلات برای من پیش نمی آید. ما یک افرادی را سراغ داریم که اصلاً خودشان باورشان نمی شده که به خطا رفته باشند .

آنقدر محکم بوده اند که گفته اند ما و لغزش، نه امکان ندارد . انسان خیلی نباید به خود مطمئن باشد . خانم ها و آقایان محترم شیطان خیلی قوی است . نمی دانم اطلاع دارید یا خیر که هشتاد درصد آدم هایی که در دریا غرق می شوند شناگران خوب و ماهری هستند که مهارت دارند .

ولی می گویند من که شنا بلدم و غرق نمی شوم . آن افرادی که شنا بلد نیستند غرق می شوند . اما هشتاد درصد همین افراد هستند . این یک واقعیت است . اصلاً از همه ی اینها که بگذریم فرض کنید که شما هم به خطا نروید ولی کاری که شما می کنید موضع تهمت است و خیلی خطرناک است .

خوب الان هیچ چیزی در دل شما نیست و با یک آقایی رابطه برقرار کرده اید اگر همسر شما بفهمد ، موضع تهمت است . فرمودند از مواضع تهمت بپرهیزید . روایت داریم که اگر کاری کردید که تهمت خوردید کسی جز خود را ملامت و سرزنش نکنید . خوب شما کاری کرده اید که تهمت بخورید .

خوب الان اگر شوهر شما این داستان را بفهمند ، اگر قسم هم بخورید که رابطه ی شما یک رابطه ی ساده ی تلفنی و پیامکی بوده است ، از کجا باور کنند . بویژه اینکه مرد حس ناموس پرستی دارد . ویژگی غیرت دارد که خدا در وجود او قرار داده است . ممکن است که حتی مشکلات خیلی جدی برای شما پیش بیاید .

خانم های محترم مراقب باشند ما شاهد هستیم که زندگی هایی بخاطر همین روابط به ظاهر  ساده و با یک شروع ساده از بین رفته است . حتی اگر یک قید هایی هم باشد که مثلاً دو نفر در دو شهر مختلف هم باشند فرقی     نمی کند. مگر ما آدم نداشته ایم که با هزار کیلومتر فاصله رفته که طرف مقابل خود را ببیند . بقول آقای دکتر احمد شوقی به نگاه که تمام نمی شود . اول نگاه ، بعد تبسم ، بعد سلام ، بعد کلام ،بعد   وعده ی دیدار و بعد هم ملاقات . ما همه ی اینها را دیده ایم . حتی ممکن است در همین راه دور هم گناهان کلامی و ارتباطاتی باشد که حرام است .

گذشته از این اگر شوهر شما بفهمد ، خیلی خوب راه شما دور است چگونه می خواهید ثابت کنید که طرف شما را ندیده است و رابطه ای با شما نداشته است . حتی اگر بگویند ارتباط ما خواهر و برادری است .

دقیقاً این آقا مانند برادرم می بینم و با او دردودل می کنم . یا آن آقا می گوید مانند یک خواهر او را می بینم . اینها همه ترفند های شیطان است. خانم ها و آقایان، شیطان خیلی زرنگ است و خیلی به کار خود وارد است . من خواهش می کنم مراقب خود باشید .

من قبلاً عرض کردم بیست درصد آقایانی که ارتباط برقرار می کنند منشاء آن خلاء عاطفی است . هشتاد درصد غرایز است . در خانم ها کاملاً برعکس است . یعنی در خانم ها هشتاد درصد ارتباطات خلاء عاطفی است . شوهر او با او گپ نزده ، حرف نزده ، ابراز محبت نکرده است . این یک ارتباط با نامحرم محسوب می شود .


بى شک، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعى برخلاف فرهنگ دینى و اعتقادى ماست . پشت پا زدن به پیمان هایى است که با خدا بسته ایم؛ متعهد شده ایم که فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نکنیم . در برابر امر و نهى خدا تسلیم باشیم:"أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(1) به عهدى که با خدا بستید، وفا کنید.
"اِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولاً؛(2) همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.

آثار و پیامدهای عدم رعایت حریم روابط با نامحرم:

در این باره روایات بسیاری موجود است که هر کدام اثری از آثار منفی عدم رعایت حریم روابط با نامحرم و پیروی از شهوت را یاد آوری می کند .

انسان را از عواقبِ سوء آن آگاه می سازد . آن چه در همه روابط و دوستی های نامشروع پیدا می شود، نگاه شهوت آلود و غلبه شهوت و هیجان های نامشروع است . اگر این روابط از حدّ دوستی های معمولی خارج شده، به روابط نامشروع زناشویی منجر شود، جدای از عواقب بسیار زیانبار فردی و اجتماعی، عذاب دردناک اخروی را نیز به دنبال دارد که در قرآن کریم به آن تصریح شده است.(3)

1)آثاردنیوی:

پیامبر اکرم (ص):عفُّوا عَن نساء الناس تَعِفَّ نُساءَکم؛(4)

در مورد زنان مردم(نامحرمان) عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند.

حضرت علی(ع) می فرماید:قرین الشهوة مریض النفس، معلول العقل؛(5)

کسی که با شهوت همراه است، جان و عقلش مریض و بیمار است.

در روایتی دیگر آمده است :گناهانی که آشکارا انجام می پذیرد، تخلّفی شدید است . سبب شتاب در نزول بلاها می شود.(6)

در حدیثی از پیامبر، آلوده شدن به گناه زنا را همانند کشتن پیامبر و نابود کردن کعبه و از بزرگ ترین گناهان بنی آدم ذکر می کند.(7)

2)آثار اخروی:


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:النّظّر سهم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفاً من الله اعطاه الله ایماناً یجد حلاوته فی قلبه؛(8)

نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است. هر کس آن را از خوف خدا ترک کند ،خداوند حلاوت ایمان را به او می چشاند.

امام علی(ع) می فرماید: هیچ چیزی همانند غلبه شهوت، تقوا را نابود نمی سازد.(9)

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: الشهوات سموم قاتلات؛(10)

شهوت‏ها و خواهش‏هاى نفسانى زهرهاى کشنده‏ اند.

همچنین فرمود: طهروا انفسکم من دنس الشهوات تدرکوا رفیع الدرجات؛(11)

نفس خود را از پلیدى شهوت رانى پاک سازید تا به درجه‏ هاى بلند آخرت دست یابید.

در روایات دیگر، آثار شوم دنیایی آن را از بین رفتن آبرو، تعجیل در نابودی و فنا و قطع رزق، و در آخرت، حسابرسی دقیق و سخت و گرفتار شدن به قهر الهی و خلود در آتش جهنّم می شمارد.

همه ی ما روزی خواهیم مرد، مرگ حق است

چه خوب که با خیالی راحت و اعمالی پاک به سوی معبود خویش روانه شویم...

بهشت و جهنم

پی نوشت:

1.أحکام روابط زن ومرد(و مسایل اجتماعی آن)؛ سید مسعود معصومی؛ قم؛ بوستان کتاب.
2.بهشت جوانان(آنچه باید یک زن و مرد بدانند)؛ أسدالله محمدی نیا؛ قم؛ سبط أکبر(ع).
3. زن و خانواده (3 جلد)؛ زهرا آیت اللهی؛ تهران: انتشارات روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان.
4. رساله محرم و نامحرم؛احمد مجتهدي تهراني؛ در راه حق؛چاپ چهارم1377 .
پی نوشت ها:
1.نحل (16)آیه91 .
2. احمدى ميانجى، مكاتيب الرسول (ص)؛ج2،ص147؛ دار الحديث‏؛ چاپ اول‏؛ قم‏:1419 ق‏.
3.اسراء(17)آیه32_نور(24)آیه32.
4. مجلسی، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول ؛ج20،ص404؛ دارالکتب الاسلامیه؛چاپ دوم؛ تهران1404ق.
5. تميمى آمدى،تصنيف غررالحكم و درر الكلم‏؛ص305؛دفترتبليغات‏؛چاپ اول‏؛قم‏؛1366ش‏.
6. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمة؛ دارالحدیث؛ ۳/۴۵۱.1416 ه.ق .
7. همان ؛ج ۴،ص۲۳۸.
8. بحارالانوار(چ بیروت)ج101ص38؛ دار احیاء التراث العربی؛.چاپ دوم؛1403ق.
9. میزان الحکمة؛ دارالحدیث ؛۱۰ج،ص ۳۸۶ _ 1416 ه.ق .
10. تميمى آمدى،تصنيف غررالحكم و درر الكلم‏؛ص304؛ دفتر تبليغات‏؛چاپ اول‏؛قم‏؛1366ش‏.
11. همان‏؛ص240.



- نظرات (0)

مرگ کفاره گناهان هر مؤمنى است


امام حسن عسگرى علیه السلام نقل مى کند:

پدرم امام هادى علیه السلام به عیادت یکى از اصحابش که در بستر مرض افتاده بود تشریف برد و دید آن مرد گریه مى کند و از ترس ((مرگ )) در جزع و فزع است .


فرمود: اى بنده خدا! تو از ((مرگ )) در هراس و گریه اى ، براى این که معناى ((مرگ )) را نمى دانى . بعد از آن فرمود: من از تو سئوالى مى کنم .

جواب بگو!


اگر فرضا تمام بدن ترا چرک و کثافات فرا گیرد و از بسیارى این چرکها و کثافات و پلیدى هایى که در تو نشسته است در رنج و آزار باشى و در عین حال دمل هایى در بدن تو پدیدار شود و مرض جرب و سوداى خشک پیکر ترا فراگیرد و بدانى اگر حمام بروى و بدن خود را بشویى تمام این مرض ها و کثافات از بین مى رود و بدن تو پاک و پاکیزه مى شود،

آیا دوست ندارى که به حمام روى و شستشویى بنمایى و تمام این چرک ها و آفات را از بین ببرى و از خود دور کنى ؟ یا آن که رفتن به حمام را ناپسند دارى و حاضر نیستى بدان جا، گامى نهى و با تمام این کثافات و آفات صبر

 مى کنى و مى سازى ؟


مریض عرض کرد: یا بن رسول الله ! دوست دارم به حمام بروم و تمام آلودگى ها را بزدایم و از خود دور گردانم .


حضرت فرمود: ((مرگ )) هم براى انسان مؤمن در حکم حمام و تطهیر و شستشو است ، آن چه از گناهانى که انجام داده اى و به واسطه طول مرض و سایر امور هنوز از بین نرفته و باقى است ،

به واسطه ((مرگ )) تمام آنها از بین مى رود و از بدى ها و گناهان پاک و پاکیزه بیرون مى آیى .
اى مرد! بدان که چون بر ((مرگ )) وارد شوى و از این دریچه عبور نمایى از هرگونه اندوه و غصه و آزار و رنجى نجات یابى و در دامان هرگونه سرور و فرح و انبساطى قرارگیرى .


سخنان آن حضرت در مریض اثر کرد، دلش آرام گرفت و از طپش ایستاد. با نهایت خرسندى و نشاط چشمان خود را فرو بست و جان به جان آفرین تسلیم نمود.


نیز از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده : از رسول خدا شنیدم که فرمود: مؤمن وقتى از دنیا مى رود، اگر گناهان او به اندازه گناهان همه اهل زمین باشد ((مرگ )) او باعث مى شود که همه آن ها بخشیده شود و از گناهان پاک گردد.

نیز از امام صادق نقل شده : ((مرگ )) کفاره گناهان هر مؤمنى است . (مؤمن به واسطه ((مرگ )) تصفیه و تزکیه و تطهیر مى شود.)


- نظرات (0)

پاداش بی نظیر مشکل گشایی

شایسته است مسلمانان در انجام کار خیر و برآوردن حاجت دیگران، وساطت کرده و مشکلات آنان را حل کنند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
بهترین مردم کسی است که به مردم سود برساند، آنان را به هم نزدیک کند و در امر خیر، آن ها را یاری کند.۱

در حدیثی دیگر فرمود:
کسی که حاجتی را از برادر مؤمن خود برآورد مانند کسی است که در همه دوران زندگی خود به خدا خدمت کرده است.۲

امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که اندوهی از مؤمنی بزداید خدا اندوهش را بزداید و هر که عیب مؤمنی را بپوشاند خدا عیبش را بپوشاند و مادامی که در حال کمک کردن به دیگران است خدا به او کمک می کند.۳

منبع:
۱. مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۳۹۰.
۲. اعلام الدین، ص ۱۴۸.
۳. عوالی اللثالی، ج۱، ص ۳۷۴.
۴. مفاتیح الحیات، ص۵۰۲-



- نظرات (0)

درامان ماندن ازغیبت

روزی یکی از اولیاء به الیاس و خضر علیهم السّلام شکایت کرد که مردم بسیار غیبت می کنند و حال آن که غیبت از گناهان کبیره است و هر چقدر آن ها را نصیحت می کنم و از غیبت کردن منع می نمایم سخن مرا نمی شنوند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند.

حضرت الیاس علیه السّلام فرمود: چاره این کار آن است که هر کس وارد مجلس شد به او بگو که بگوید: «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَ صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» که در این صورت خداوند ملکی را بر اهل آن مجلس موکّل می گرداند که هرگاه کسی شروع به غیبت نماید آن ملک او را از آن باز دارد و از حق تعالی سؤال نماید تا آن قوم را از غیبت کردن نگاه دارد.

حضرت خضر علیه السّلام فرمود: چون کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَ صَلّی الله عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» حق تعالی ملکی را می فرستد تا آن که نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را نمایند.۱

منبع:
۱. وسائل الشیعه، ج۷، ص۳۴۲.
۲. عرفان و عبادت، ص۳۵۵.


- نظرات (0)

مختصرى از فضايل و اعمال شب و روز جمعه


بدانكه شب و روز جمعه را امتياز تام است از ساير ليالى و ايام بمزيد رفعت و شرافت و مضاعف شدن ثواب حسنات و عقاب سيئات و استجابت دعوات و آمرزش خطيئات .
آفتاب طالع نگرديده است در روزى كه بهتر از روز جمعه باشد و در حديث نبوى است كه شب و روز جمعه ، بيست و چهار ساعت است و در هر ساعت ، حق تعالى ششصد هزار كس را از جهنم آزاد كند.
از حضرت صادق عليه السلام مرويستكه هر كه بميرد ما بين زوال روز پنجشنبه تا زوال جمعه ، خدا پناه دهد او را از فشار قبر و نيز فرموده كه چون عصر روز پنجشنبه ميشود، ملائكه از آسمان بزير ميآيند با قلمهاى طلا و صحيفه هاى نقره و نمينويسند در پسين پنجشنبه و شب و روز جمعه تا آفتاب غروب كند بغير از صلوات بر محمد و آل محمد.
در حيديثى است كه چون برادران (يوسف ) از حضرت يعقوب استدعاى طلب آمرزش كردند، فرمود: (سوف استغفرلكم ربى ) يعنى بعد از اين استغفار خواهم كرد براى شما از پروردگار خود، حضرت فرمود كه تاءخير كرد كه در سحر شب جمعه دعا كند تا مستجاب گردد.
و نيز فرمودند كه چون شب جمعه ميآيد، ماهيان دريا، سر از آب بيرون ميآورند و ووحشيان صحرا، گردن ميكشند و حق تعالى را ندا مى كنند كه پروردگارا ما را عذاب مكن بگناهان آدميان و فضايل شب و روز جمعه زيادتر از آنستكه در اينجا ذكر شود.
دراينجا سه مقام است :
مقام اول - در اعمال روز پنجشنبه است و آن چند امر است :
1 - در نماز صبح اينروز و روز دوشنبه ، سوره (هل اتى ) بخواند.
2 - كسيكه حاجتى داشته باشد در اول صبح اينروز پى حاجت خود رود و چون متوجه حاجت خود شود، بخواند (حمد) و (معوذتين ) و (توحيد) و (قدر) و (آية الكرسى ) و پنج مرتبه آيه آخر سوره (آل عمران ) را، پس بگويد:
(( مولاى انقطع الرجاء الامنك و خابت الامال الافيك اسئلك الهى بحق من حقه واجب عليك ممن جعلت له الحق عندك ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تقضى حاجتى )) .
3 - سوره (مائده ) را در اينروز بخواند.
4 - در اين روز، زيارت قبور شهداء مؤ منين كند.
5 - از مشاهد مشرفه بيرون نرود، تا جمعه بگذرد.
6 - حجامت در اين روز، مستحب است و دواخوردن خوب نيست .
7 - در اين روز، مهياى جمعه شود بگرفتن شارب و ناخنها و گذاشتن يكى از آنها را براى روز جمعه كه در جمعه گرفته شود.
8 - غسل جمعه كند اگر ترس داشته باشد كه در جمعه ممكن نشود غسلش .
9- هزار مرتبه صلوات بفرستد.
10 - دو ركعت نماز كند، درركعت اول بعد از حمد سيصد مرتبه (توحيد) بخواند و در دوم ، دويست مرتبه .
11 - اگر حاجتى داشته باشد، بخوانمد نماز حوائج را كه حضرت صادق (ع ) تعليم (اسماعيل بن قيس موصلى ) كرده بنحويكه در (هديه ) ايراد كردم .
12 - در آخر روز، استغفار كند باين نحو:
(( استغفر الله الذى لا اله الا هوالحى القيوم و اتوب اليه توبة عبد خاضع مسكين مستكين لا يستطيع لنفسه صرفا و لاعد لا و لا نفعا و لا ضراو لاحيود و لامونا و لا نشورا و صلى الله على محمد و عترته الطيبين الطاهرين الاخيار الابرار و سلم تسليما. ))
مقام دوم - در اعمال شب جمعه است و آن چند عمل است :
1 - بسيار صلوات بر محمد و آل او بفرستد و اقلش صد مرتبه است و آنچه زياد كند، بهتر است .
2 - بسيار بگويد: )) سبحان الله والله اكبر و لا اله الا الله )) .
3 - اين سوره ها را بخواند كه براى هر يك فواى و ثواب بسيارى است : (بنى اسرائيل )، (كهف ) و (شهراء) (نمل )، (قصص )، (يس )، (ص )، (احقاف )، (واقعه )، (لقمان )، (الم سجده )، (طور)، (حم دخان )، (اقترب ) و (جمعه ) و اگر فرصت ندارد، اختيار كند، هفت تاى اول را.
4 - در ركعت اول نماز مغرب و عشاء، سوره (جمعه ) بخواند و در دوم مغرب (توحيد) و دوم عشاء (اعلى ) بخواند.
5 - دعا در حق مؤ منين بسيار كند، چنانچه حضرت زهرا عليها السلام مى نمودند و اگر براى ده نفر از برداران مؤ من كه مرده باشند طلب آمرزش كند وارد شده كه بهشت براى او واجب ميشود.
6 - نماز حاجت و نماز (خضر) بخواند، چنانچه در (هديه ) ذكر كردم .
7 - هفتمرتبه بخواند:
(( اللهم ربى لا اله الا انت خلقتنى و انا عبدك و ابن امتك و فى قبضتك و ناصيتى بيدك امسيت على عهدك و وعدك ما استطعت اعوذ برضاك من شر ماصنعت ابوء بنعمتك و ابوء بذنبى فاغفرلى ذنوبى ان لا يغفر الذنوب الا انت )) .
8 - آنكه بخواند دعاى كميل را.
9- بخواند دعاى (( اللهم من تعباء و تهياء) را كه در روز جمعه و شب عرفه نيز خوانده ميشود.
10 - (انار) تناول كند، چنانچه حضرت صادق (ع ) در هر شب جمعه ميل ميفرمود و اگر در وقت خوابيدن بخورد، شايد بهتر باشد چه آنكه روايت شده كه هر كه در وقت خوابيدن (انار) بخورد، ايمن خواهد بود در نفس خود تا صبح و سزاوا است كه هرگاه (انار) بخورد دستمالى در زير آن پهن كند كه دانه اش را ضبط كند و بعد از آن بخورد و در (انار) خود ديگرى را شريك نكند.
مقام سوم - در اعمال روز جمعه است و ان چند عمل است :
1 - آنكه در نماز صبح اين روز، در ركعت اول ، سوره (جمعه ) بخواند و در دوم (توحيد).
2 - بعد از نماز صبح پيش ازآنكه سخن گويد، اين دعا را بخواند تا كفاره گناهان او باشد از جمعه تا جمعه ديگر:
(( اللهم ماقلت فى جمعتى هذه من قول او حلفت فيها من حلف او نذرت فيها من نذر فمشيتك بين يدى ذلك كله مماشئت منه ان يكون كان و مالم تشا منه لم يكن اللهم اغفرلى و تجاوز عنى اللهم من صليت عليه فصلواتى عليه و من لعنت فلعنتى عليه )) .
و اقلا در ماهى يك مرتبه اين عمل را بجا آورد.
3 - روايت است كه هر كه بعد از نماز ظهر و نماز صبح در روز جمعه و غير جمعه بگويد:
(( اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم )) ، نميرد تا حضرت قائم (ع ) را دريابد.
4 - بعد از نماز صبح ، سوره (رحمن ) بخواند و بعد (( از فباى الا ربكما تكذبان )) بگويد: (( لا بشى من الاءك رب اكذب )) .
5 - (شيخ طوسى ) فرموده كه سنت است بعد از نماز صبح روز جمعه صد مرتبه (توحيد) و صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد، بفرستد و صد مرتبه استغفار كند و هر يك از اين سوره ها را بخواند: (نساء)، (هود)، (كهف )، (صافات ) و (الرحمن ).
6 - سوره (احقاف ) و (مؤ منين ) را بخواند.
7 - سوره (جحد) را پيش از طلوع افتاب ، ده مرتبه بخواند و دعا كند تا دعايش مستجاب شود.
8 - غسل جمعه كند و آن از سنتهاى مؤ كده است و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زوال آفتاب و هر چه بزوال نزديك شود، بهتر است .
9- سر را به (خطمى ) شويد.
10- ناخن و شارب بگيرد و در آن حسين بخواند: (( بسم الله و بالله و على سنة صلى الله عليه وآله )) و در گرفتن ناخن ، ابتداء كند بانگشت كوچك دست چپ و ختم كند بانگشت كوچك دست چپ و ختم كند بانگشت كوچك دست راست و همچنين كند در گرفتن ناخنهاى پاى خود.
11 - بوى خوش بكاربرد.
12 - تصدق كند كه موافق روايتى هزار برابر اوقات ديگر است .
13 - آنكه براى اهل و عيال ، چيز نيكوى تازه از ميوه و گوشت بخرد، تا شاد شوند بآمدن جمعه .
14 - هنگاميكه ناشتا است ، (انار) بخورد.
15 - خود را از كارهاى دنيا فارغ سازد و مشغول بآموختن مسائل دين خود شود نه آنكه روز جمعه را صرف كند بسير و گشت و تفرج در باغها و مزارع مردمان و مصاحبت با اراذل و بيعاران و خوانندگى و مسخره گى و عيبگوئى مردمان و خنده هاى قهقهه و خواندن اشعار و خوض در باطل و امثال اينها كه مفاسدش زياده از آنستكه ذكر شود.
16 - هزار مرتبه صلوات بفرستد.
17 - زيارت حضرت رسول و ائمه طاهرين ، سلام الله عليهم اجمعين ، نمايد.
18 - بزيارت اموات و زيارت قبر پدر و مادر، يا يكى از ايشان برود كه فضيلت دارد.
19 - نماز كامله و نماز حضرت رسول (ص ) بجا آورد.
20 - نماز امير المؤ منين (ع ) بكند و آن چهار ركعت است بدو سلام ، در هر ركعت بعد از حمد پنجاه مرتبه (توحيد).
21 - نماز حضرت فاطمه (ع ) بخواند و آن دو ركعت است ، در ركعت اول بعد از (حمد) صد مرتبه سوره (قدر) و در دوم صد (مرتبه ) توحيد و از سلام تسبيح آنحضرت را بخواند.
22 - نماز جعفر عليه السلام را بخواند .
23 - دعاى (ندبه ) را كه از اعمال اعياد اربعه است ، بخواند.
24 - در وقت زوال دعاى مروى از (محمدبن مسلم ) را بخواند.
25 - نماز ظهر جمعه را به (جمعه ) و (منافقين ) و عصر را به (جمعه ) و (توحيد) بخواند.
26 - بعد از سلام نماز ظهر، بخواند هفت مرتبه سوره (حمد) و هر يك از (چهار - قل ) را هفت مرتبه و بخواند آخر سوره بر آئة (( لقد جائكم رسول )) و آخر سوره حشر (( لوانزلنا هذالقران )) و پنج آيه از آل عمران (( ان فى خلق السموات و الارض )) تا (( انك لا تخلف الميعاد )) تا آنكه كفايت شر دشمنان بلاها از او، تا جمعه ديگر بشود.
27 - بعد از ظهر سه مرتبه بگويد: (( اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و رسلك على محمد وآل محمد )) ، تا براى او امان باشد از بلاها تا جمعه ديگر.
و در (جامع بزنطى ) از حضرت صادق (ع ) روايت شده كه هر كه ميان دو نماز روز جمعه ، صلوات بر محمد و آل محمد، بفرستد ثوابش معادل هفتاد ركعت نماز باشد.
28 - بعد از نماز عصر جمعه ، دو ركعت نماز كند و در ركعت اول (حمد) و (آية الكرسى ) و بيست و پنجمرتبه سوره (فلق ) و در دوم (حمد) و (توحيد) و بيست و پنجمرتبه سوره (ناس ) و بعد از سلام پنجمرتبه بگويد: (( لاحول و لا قوة الابالله العلى - العظيم )) از دنيا بيرون نرود تا در خواب جاى خود را در بهشت ببيند.
29 - بعد از عصر روز جمعه اين صلوات را بخواند تا مثل ثواب عمل جن و انس در آنروز باو عطاشود:
(( اللهم صل على محمد و آل محمد الاوصياء المرضيين بافضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك و السلام عليهم (و عليه و عليهم السلام خ ل ) و على ارواحهم و اجسادهم و رحمة الله و بركاته )) . و اگر ده مرتبه و اگر نه ، هفتمرتبه بخواند افضل است .
30 - روايت شده كه بهترين اوقات صلوات در روز جمعه بعد از عصر است و صد مرتبه ميگوئى : (( اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم )) و مستحب است نيز خواندن صلوات كبير: (( اللهم ان محمدا كما و صفته فى كتابك الخ )) .
31 - بعد از عصر، هفتاد مرتبه بگويد: (( استغفرالله و اتبوب اليه )) .
32 - بعد از عصر صد مرتبه سوره (قدر) بخواند و اگر نتواند ده مرتبه را ترك نكند و خواندن ده مرتبه (قدر) بعد از عصر در هر روزى مستحب است و فضيلت بسيار دارد.
33 - از جمله اعمال عصر جمعه ، خواندن دعاى (عشرات ) است كه بسندهاى بسيار معتبره وارد شده با فضيلت و ثواب بسيار و مستحب است خواندن آن ، در هر صبح و شام نيز و ما بين نسخ آن اختلاف است .
34 - در ساعت آخر روز جمعه ، دعاى (سمات ) را بخواند.
35 - (شيخ طوسى ) فرموده كه ساعت استجابت دعا، ساعت آخر روز جمعه است تا غروب آفتاب و سزاوار است كه دعا در آنساعت بسيار بكند و روايت شده كه ساعت استجابت آنوقتى است كه فرو رود نصف قرص خورشيد و نصف ديگرش غروب نكرده باشد و حضرت فاطمه عليها السلام دعا مى كرد در آنوقت ، پس مستحب است دعا در آنساعت .
36 - آنكه بخواند در ساعت استجابت دعا، دعاى نبوى صلى الله عليه و آله را: (( سبحانك لا اله الاانت يا حنان يا منان يا بديع السموات و الارض يا ذالجلال و الاكرام )) .


- نظرات (0)