سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

کارهایی که منجر به نابودی اعمال نیک می شود.

« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ [محمد/33] اى مؤمنان! از خداوند فرمانبردارى كنید و از پیامبر فرمان برید و كردارهایتان را تباه نگردانید»

بدون شک هر انسانی بر اساس فطریات درونی خود، دوست دارد که خود را به خداوند متعال نزدیک کند. و این حس در همه ی انسانها، در هر دین ومذهبی وجود دارد. وآن دسته ایی از مردم هم که  با انجام معاصی واعمال ناشایست از خدای خود دور شده اند، به خاطر این بوده که اینگونه اشخاص در  اثر  غفلت جهل و نادانی وارد این عرصه شده اند.

 فراموش نکنیم که در درجه ی اول، آنچه که  برای پروردگار عالم مهم وحائز اهمیت است، خلوص ونیتی است که در اعمال و رفتار  ما وجود دارد، لذا برای خشنود کردن خدای سبحان ورسیدن به قرب حضرتش، جنس عمل ومقدار عمل خیلی مهم نیست، بلکه هر اندازه که اعمال نیک ما رنگ وصبغه ی الهی داشته باشند، مسلما به همان اندازه هم ما را به سمت خداوند متعال بالا خواهند برد.

چه بسا در طول عمر خود، برای تقرب جستن به درگاه حق، اعمال نیک وخداپسندانه ایی انجام داده باشیم، ولی در اثر بی تقوایی و حسادت به دیگران و غفلت و جهل دینی،  آن اعمال را ضایع وتباه کرده باشیم. که در این صورت نه تنها به قرب الهی نرسیده ایم،  بلکه بین خود وخدای خود،  فاصله  هم ایجاد کرده ایم.

خداوند سبحان در جریان فرزندان حضرت آدم(ع)، می فرماید: « وَ اتْلُ عَلَیهِْمْ نَبَأَ ابْنىَ‏ْ ءَادَمَ بِالْحَقّ‏ِ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الاَْخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ  قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین‏ [مائده/27] و براى آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستى بخوان! در آن هنگام كه هر كدام كارى براى تقرب به پروردگار انجام دادند اما از یكى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد»

آنچه که از آیه ی فوق روشن است ، این است که این  دو برادر برای تقرب به خداوند متعال، قربانی آورده بودند، ولی قابیل در اثر اینکه به برادر خود، حسادت نشان داد، لذا نه تنها به خداوند متعال نزدیک نشد، بلکه کارش به جایی رسید که تصمیم برکشتن برادر خود گرفت. پس درسی که این آیه ی شریفه به ما می آموزد، اینست که عملی هم چون حسادت، علاوه بر اینکه موجب دور شدن از خدا و نابود شدن اعمال می شود، باعث می شود که حتی انسان دست خود را به خون برادرش رنگین کند.
بنابراین نه تنها در عباداتمان، بلکه  باید در مورد تمام اعمالی که سعادت ما را رقم می زنند، مواظبت کنیم که اگراز باب مثال  به عنوان  عمل خیروقصد ثواب ، دست به جیب شدیم و سرپرستی یک خانواده ی  ضعیف  را به عهده گرفتیم، لازم نباشد که دیگران را از این کار  مطلع کنیم، و در هر کجا این قضیه را بازگو کنیم. زیرا با این کار در واقع داریم  وجهه ی  اجتماعی آن خانواده   را خراب می کنیم . واین همان آزار دادن ومنت گذاشتنی است که قرآن کریم می فرماید: اینگونه کارها موجب حبط و بی اثر شدن اعمال می شود.

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏...[بقره/263] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! بخششهاى خود را با منت و آزار باطل نسازید»

اعمالی که موجب باطل شدن اعمال می شود.

1: حسد وخود برتر بینی.
 از جمله صفات خطر ناکی هستند که انسان را به پرتگاه های ظلات می کشانند، همانگونه که در جریان فرزندان آدم علیه السلام، منجر به برادر کشی شد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: « إِنَ‏ الْحَسَدَ یَأْكُلُ‏ الْإِیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.[1] حسد نیکی ها را نابود می کند، همانگونه که آتش هیزم را می سوزاند»

2: ترک عمدی نماز.
رسول خدا فرمودند: « مَنْ‏ تَرَكَ‏ صَلَاتَهُ‏ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُه...‏[2] هر كه نمازش را ترك كند، تا اینكه بدون عذر از او فوت گردد، عملش تباه  مى شود...»

3 : ریا که خود نوعی شرک است.
مضمون روایتی از امام باقر علیه السلام این است که: « نگهدارى عمل از خود عمل ، مشكل تر است . راوى گفت : نگهدارى عمل یعنى چه ؟ امام فرمود: یعنى انسان عملى براى خداى یكتا، دور از چشم مردم انجام مى دهد و در نامه عمل اوهمین طور ثبت مى شود، بعد آن عمل را بازگو كند، که آن عمل از صورت یك عمل سرّى محو مى شود و به عنوان یك عمل علنى در نامه عمل او ثبت مى گردد، بار دیگر آن عمل را بازگو مى كند، در این وقت ، آن عمل از دیوان حسنات (وى ) محو مى شود و به عنوان یك عمل ریایى در دیوان سیّئات او ثبت مى گردد» .[3]

و هم چنین در روایات ما اموری هم چون  غیبت کردن  و منت گذاردن و اذیّت نمودن و طمع و عیب جویی و... از  اعمالی شمرده  است که باعث از بین رفتن اعمال انسانها می شود.

همانگونه که اهلبیت عصمت علیهم السلام از این اعمال به خدای سبحان پناه می برده اند، ما هم باید در اینگونه موارد به خدا پناه ببریم و از در برابر این گونه اعمال  توبه و استغفار و طلب بخشش کنیم .

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:« اللهم ...َ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی‏ بِالْعُجْبِ‏، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ...[4] خداوندا! عبادتم را به سبب عجب و خودپسندى ، فاسد مگردان و خیر و نیكى براى مردم را به دست من روان ساز و آن را با منت گذاردن تباه مساز»

منبع: گروه اینترنتی رهروان ولایت


پاورقی:

[1] : الكافی (ط - الإسلامیة)   ج‏2ص306
[2] : بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏79 ؛ ص202
[3]: أصول الكافی / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏3 ؛ ص404
[4]: الصحیفة السجادیة ص92



- نظرات (0)

کلمه

برترین کلمه، الله است.

حاضرترین کلمه، خداست.

وسیع ترین کلمه، بهشت است.

پاک ترین کلمه، فطرت است.

آرام ترین کلمه، سکوت است.

گرسنه ترین کلمه، حرص است.

مهربان ترین کلمه، مادر است.

خونین ترین کلمه، جنگ است.

بی نیازترین کلمه، قناعت است.

با حیا ترین کلمه، فاطمه است.

راستگوترین کلمه، آینه است.

تنگ ترین کلمه، قبر است.

بی حال ترین کلمه، تنبل است.

عبرت انگیزترین کلمه، قبرستان است.


- نظرات (0)

امربه معروف کن


- نظرات (0)

آیا پیروان دیگر ادیان اهل دوزخ‌اند؟

اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو می کند و مى‏فرماید: اگر این انسان روابط خود را باخدا از طریق نماز عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به عهد و امانتدارى و با خود از طریق كنترل غرایز و هوسرانى‏ها حفظ كند، به رستگارى رسیده است.

دین

در این مقاله به سه سۆال مهم با توجه به آیات قرآن به طور خلاصه پاسخ خواهیم گفت:
رستگاران چه كسانى هستند؟

با یك نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن می فهمیم كه:

آنان اهل عبادت و كار خیرند. «ووَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (حج، 77)

از بخل دورى مى‏كنند. «وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (حشر،9)

غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى‏كنند. «وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ » (انفال، 45)

در راه او جهادگرند. «وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (مائده، 35)

اهل توبه و استغفارند. «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (نور، 31)

و در جامعه، اصلاح گر و آمر به معروف و ناهى از منكرند. (آل عمران، 104)

و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى‏كنند. (اعراف، 157)

كوتاه سخن آنكه اگر مى‏بینیم همیشه در طول تاریخ گروهى به دنبال مكتب‏هاى مختلف و دانشمندان و عُرفا و مصلحان و فیلسوفان و حاكمان و شاعران مى‏روند، آرزوى همه آنها رسیدن به رستگارى است كه هركسى آن را در چیزى و كسى مى‏جوید؛ یكى رستگارى را (همچون فرعون) در زور و قدرت‏ مى‏پندارد و مى‏گوید: «قد أفلح الیوم من استعلى» آن‏كس كه پیروز است، رستگار است كه این تفكّر هنوز در ابرقدرت‏ها وجود دارد.

یكى رستگارى را در هنر و صنعت و جمعیت و داشتن منابع طبیعى و پیشرفت تكنولوژى، توسعه سیاسى، اقتصادى، نظامى، علمى و ... مى‏داند.

امّا اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو مى‏كند و مى‏فرماید: اگر این انسان روابط خود را با خدا از طریق نماز عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق پرداخت زكات و با جامعه از طریق وفاى به عهد و امانتدارى و با خود از طریق كنترل غرایز و هوسرانى‏ها حفظ كند، به رستگارى رسیده است.
از پیروان دیگر ادیان، كسانى كه آگاهانه اسلام را قبول نكرده و آن را رد مى‏كنند و همچنان بر مكتب ناكامل خود باقى بمانند، گرفتار قهر الهى خواهند شد

با نگاهى گذرا به جوامع بشرى به خوبى مى‏توان دریافت كه پیشرفت‏ها و توسعه‏هاى گوناگون، ابزار رفاه و آسایش را فراهم كرده؛ ولى از آمار خیانت‏ها و جنایت‏ها و تجاوزها، هوس‏بازى‏ها و حق‏كشى‏ها چیزى نكاسته و سردمداران حركت غیرالهى تمام فكر و قدرت پیروان خود را در راه رسیدن به هوس هاى پوچ و بیهوده صرف كرده‏اند.

 
بزرگ‏ترین نعمت كدام است؟

گرچه از نگاه و دیدگاه بعضى، بزرگ‏ترین نعمت، زندگى همراه با رفاه و امكانات و مقام و ثروت و قدرت و محبوبیّت است؛ امّا حقیقت این است كه بزرگ‏ترین نعمت آن است كه انسان را به هدف واقعى برساند.

كسى كه انواع نعمت‏ها را داشته باشد؛ ولى به هدف نرسد، مثل كسى مى‏ماند كه انواع ماشین‏ها را دارد، ولى خود در خیابان‏ها سرگردان است.

بنابراین، بزرگ‏ترین نعمت، هدایت الهى و معرفت و اطاعت كامل و داشتن هادیان معصوم و نجات از هوسهاى درونى و طاغوت‏هاى بیرونى است.

قرآن مى‏فرماید: «وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا » (مائده، 3) یعنى با آمدن قرآن و پیامبر اسلام و تعیین رهبرى معصوم براى بعد از پیامبر نعمت بر مردم تمام و دین كامل و خدا راضى شد و در ذیل آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» (تكاثر، 8) همچنین امام رضا علیه السلام فرمود: مراد از نعمت، ولایت ما اهل بیت است، خواه در رفاه و زندگى باشد یا در تلخى و شهادت.
بزرگ‏ترین نعمت، هدایت الهى و معرفت و اطاعت كامل و داشتن هادیان معصوم و نجات از هوسهاى درونى و طاغوت‏هاى بیرونى است

با این نگاه است كه فرزند 13 ساله‏ى امام حسن مجتبى علیه السلام (حضرت قاسم) در كربلا در پاسخ به عموى خود مى‏گوید: مرگ براى من از عسل شیرین‏تر است؛ زیرا حق را فهمیدم و رهبرم امام معصوم است و هدفم مبارزه با ظلم و جانم را با خدا معامله مى‏كنم.

 
آیا پیروان دیگر ادیان آسمانى اهل دوزخند؟

به گواهى آیه‏ى 62 سوره‏ى بقره، اجر هر كدام كه در زمان پیامبر خود ایمان به خدا و معاد داشته و اهل عمل صالح بوده‏اند، محفوظ است و نگرانى وجود ندارند؛ امّا با آمدن پیامبر اسلام و دعوت او از اهل كتاب، «یَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ ...» (مائده، 19) آنان مأمور به پذیرش اسلام شدند.

بنابراین از پیروان دیگر ادیان، كسانى كه آگاهانه اسلام را قبول نكرده و آن را رد مى‏كنند و همچنان بر مكتب ناكامل خود باقى بمانند، گرفتار قهر الهى خواهند شد.


منابع:

پرسش و پاسخ هاى قرآنى (ج‏1) ـ محسن قرائتی

قرآن کریم، سور: مائده، تکاثر، اعراف، آل عمران، نور، انفال، حشر، حج

 


- نظرات (0)

شهادت 40 مومن

در اخبار وارد شده است كه : اگر عده اى به نفع ميتى شهادت دهند، خداوند شهادت آنان را درباره آن ميت قبول مى كند و لو اين كه ميت نزد خدا از گناه كاران باشد.

امام صادق فرمود:
اگر چهل نفر بر جنازه اى وارد شوند و بگويند: ((اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا)) خدايا! ما از اين بنده تو غير از خوبى چيز ديگر نمى دانيم .
خداوند در جواب مى فرمايد: شهادت شما را درباره بنده خود قبول كردم و آن چه كه خود درباره گناهان او مى دانستم همه را بخشيدم و او را عفو كردم .

از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است :
در بنى اسرائيل عابدى بود از شدت عبادت او حضرت داود تعجب مى كرد.
خداوند وحى نمود: اى داود! از زيادى عبادت او تعجب نكن ؛ چون عبادت او خالص نيست و از روى ريا و خودنمايى مى باشد.
بعد از مدتى عابد از دنيا رفت . به داود خبر دادند كه : عابد از دنيا رفت .
فرمود: برويد او را دفن كنيد و به خاك سپاريد.
مردم از شرکت نكردن داود عليه السلام ناراحت شدند كه چرا بايد در تشييع جنازه عابد شركت نكند.
وقتى او را غسل دادند. پنجاه نفر از جاى خود بلند شدند و شهادت دادند كه خدايا! غير از خير و خويى از اين شخص چيز ديگرى نديديم و بعد از آن بر او نماز خواندند.
پنجاه نفر ديگر شهادت دادند و گفتند: خدايا! غير از خوبى و نيكى از او چيزى نديده ايم ، بعد از دفن هم پنجاه نفر ديگر همين شهادت را دادند.
خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: چه چيز باعث شد كه در تشييع جنازه عابد شركت نكردى ؟ عرض كرد: خدايا! به واسطه همان چيزى كه به من اطلاع دادى و گفتى او رياكار است وحى شد: درست است كه عملش براى خدا نبود وليكن عده اى از مؤ منان به نفع او شهادت دادند، من هم شهادت آن ها را درباره او قبول كردم و او را عفو نمودم. &

224-لئالى ، جلد 4، ص 264.
225-لئالى ، ج 4، ص 264.


- نظرات (0)

استغفرالله


- نظرات (0)

ذکری برای گناهکاران در شب های جمعه

روایتست که اگر این ذکر را بگوید ،

گناهانش آمرزيده شود اگر چه بيشتر از كف دريا باشد.

روايت شده كه هر كه در روز جمعه پيش از نماز صبح سه مرتبه بگويد

اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ

گناهانش آمرزيده شود اگر چه بيشتر از كف دريا باشد.

منبع مفاتیح الجنان


- نظرات (0)

اموات رایادکنید

کارهایی که باعث نجات از عذاب قبر میشود خواندن سوره ی مبارکه ی تبارک ( تبارک الذی بیده الملک) ، بالای قبر میت است
مردی روبروی قبری سوره ی تبارک را میخواند و نمیدانست آنجا قبر است ، ناگاه صیحه ای شنید که میگفت این سوره منجیه است ، او این مطلب را به حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد و آن حضرت فرمودند:
این سوره نجات دهنده از عذاب قبر است
(مستدرک الوسائل ج1،ص301 / نوشته شده از کتاب منزلهای پس از مرگ ، نویسنده شیخ عباس قمی)


- نظرات (0)

خواندن قرآن بدون فهم آیات فایده دارد؟

قرآن، کلام آدمى نیست که اگر کسى معنایش را نداند ‏خواندنش بى‌ثمر باشد؛ بلکه نورى الهى است که خواندن آن به تنهایى عبادت است گرچه به معنایش ‏آگاهى نداشته باشد.‏



آیا تلاوت قرآن در صورتى که انسان معناى آیات را نفهمد اثر و فایده‌اى دارد؟

آیت‌الله جوادی آملی در پاسخ به سوالی آثار معنوی تلاوت قرآن و انس با کلام الهی را بیان کردند.

اگر اهمیت و فضیلت تلاوت قرآن براى ما روشن شود و بدانیم که قرآن تکلم و سخن گفتن خداوند با ما ‏است، و با طهارت باطن و اُنس با قرآن لذت تلاوت را بچشیم، هیچ گاه حاضر نمى‌شویم بین خود و قرآن ‏فاصله بیندازیم و هرگز از فیض عظیم آن، حداقل با تلاوت پنجاه آیه در شبانه‌روز، محروم نمى‌گردیم.

‏خداى سبحان رسول الله صلّى‌الله‌علیه‌ و آله را مستقیماً تحت ولایت خود معرفى کرده، مى‌فرماید: «إِنَّ وَلِیِّـیَ اللّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ »(1)

این آیه کریمه حاوى چند مطلب است:

اول آن ‏که مى‌فرماید خدا ولى رسول الله است «إِنَّ وَلِیِّـیَ اللّهُ»

دوم آن که همان خدایى ولى رسول الله است که ‏قرآن را نازل فرموده «الَّذِی نَزَّلَ الْكِتَابَ»

سوم آن که خداوند متولّى صالحین است «وَهُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ». ‏

با توجه به این سه نکته مى‌فهمیم راه این که خدا ولى انسان باشد، آن است که انسان، صالح بشود و تا ‏صالح نگردد تحت ولایت الله نخواهد بود و خدا هم تولى او را نخواهد پذیرفت و بهترین راه صلاح هم اُنس با ‏قرآن است.

این جمله که مى‌فرماید ولى رسول الله صلّى‌الله‌علیه‌وآله، خدایى است که قرآن را نازل کرده ، از ‏باب تعلیق حکم بر وصف مى‌باشد که مشعر به علیّت است؛ یعنى اگر کسى به قرآن عمل کند صالح ‏مى‌شود و اگر خداوند بخواهد ولى کسى بشود، از راه قرآن، ولایت و تدبیر او را اعمال مى‌کند.‏ به همین دلیل مى‌فرماید: «فَاقْرَۆُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ »(2) آن مقدارى که براى شما میسّر است ‏قرآن تلاوت کنید و با این کتاب الهى مأنوس باشید.

حتّى اگر معناى بعضى از آیات و سور براى شما روشن ‏نشد، نگویید خواندن بدون ادراک چه اثرى دارد ؛ چرا که قرآن، کلام آدمى نیست که اگر کسى معنایش را نداند ‏خواندنش بى‌ثمر باشد؛ بلکه نورى الهى است که خواندن آن به تنهایى عبادت است گرچه به معنایش ‏آگاهى نداشته باشد.
آیا هیچ می دانیم قرآن مانند سایر مکتوبات نیست؟ گویی قرآن موجودی ربوبی از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است. به دلیل این که چیز هایی از آن بر می آید و یا دیده می شود که از اجسام و اعراض دیده نمی شود
‏راز عبادت بودن نگریستن به قرآن 

از محضر «آیت الله العظمی بهجت» سۆال شد که:

در روایت آمده که نگاه کردن به قرآن عبادت است. رازش در چیست؟

پاسخ معظم له:

آیا هیچ می دانیم قرآن مانند سایر مکتوبات نیست؟ گویی قرآن موجودی ربوبی از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است. به دلیل این که چیز هایی از آن بر می آید و یا دیده می شود که از اجسام و اعراض دیده نمی شود. (فریادگر توحید، ص153 )

«اسحاق بن عمّار» همین پرسش را از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎كند.

جریان این پرسش و پاسخ به این شرح است:

به امام ـ علیه السّلام ـ عرض كردم: فدایت شوم من قرآن را از حفظ دارم، بهتر است آن را از حفظ بخوانم یا از روی مصحف؟

امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: آن را بخوان و در مصحف نظر كن؛ زیرا آن بهتر است. یا نمی‎دانی نگاه در مصحف كردن عبادت است؟[اصول كافی، ج 2، ص 449. ]

در توضیح كلام امام باید گفت؛ قرائت قرآن و نگاه كردن به قرآن دو عبادت جداگانه است. به عبارت دیگر كسی كه قرآن را از حفظ می‎خواند بدون اینكه به آن نگاه كند ، یك عبادت كرده است و پاداش آن نزد خدا محفوظ است. امّا اگر قرآن را از روی آن بخواند عبادت دیگری به نام «نگاه به مصحف» انجام داده است.

ابوذر از پیامبر بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎كند كه فرمود:

«النَّظَرُ فِی الْمُصْحَفِ یَعْنِی صَحِیفَهُ الْقُرْنِ عِبَادَهٌ».[بحار الانوار، ج 89، ص 199 ] نگاه كردن در مصحف، یعنی صفحه قرن عبادت است.

 

پی نوشت ها:

‏(1) سوره اعراف، آیه 196.‏

‏(2) سوره مزّمل، آیه 20.‏ ‏


منابع:

خبرگزاری شبستان به نقل از  کتاب قرآن در قرآن، ص 239، 240.‏

سایت اندیشه قم


- نظرات (0)

چه ویژگی‌هایی انسان را مغضوب خدا می‌کند؟

در کمترین حالت ممکن، روزانه 10بار سوره حمد و جمله «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ» رو تکرار می‌کنیم، قصد داریم با عنایت به آیات و روایات ببینیم چه کسانی مورد غضب خدا و از گمراهان هستند؟ و وجود چه ویژگی هایی فرد رو جزء این دسته از افراد می کند!!!

حمد

درباره اینکه مصادیق «المغضوب علیهم» و «الضالین» چه کسانی هستند، تفسیرهای گوناگونی وجود دارد ولی مشهور این است که مراد از «المغضوب علیهم»، قوم یهود هستند و منظور از «الضالین» قوم نصاری .

وجود چه چیزهایی باعث می شود که انسان جزء این دو دسته قرار بگیرد؟

اینها چه کارهایی کرده اند که خداوند این عنوان را در موردشان به کار می برد؟

قرآن می فرماید قوم یهود در ابتدا بر مردم زمان خویش برتری داشتند ولی بعداً به خاطر رفتار و کردار خودشان مستحق لعن و غضب الهی شدند؛

بنا به فرموده قرآن، دانشمندان یهود دستورات و قوانین آسمانی تورات را تحریف کردند و تجار و ثروتمندان آنان نیز به ربا و حرام خواری و رفاه طلبی روی آوردند و عامه مردم آنان در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روی تن پروری و ترس، از رفتن به جبهه نبرد سر باز زدند ...

اما در مورد اینکه نصاری چرا به عنوان گمراهان لقب گرفتند، علتش افراط و تفریط آنها بود؛ در ثنای حضرت عیسی- علیه السلام- افراط کردند و او را «ابن الله» دانستند و نسبت به خاتم الانبیاء - صلی الله علیه و آله- تفریط نمودند و پیغمبری آن حضرت را قبول نکردند ...

آیه شریفه «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ » را دقت بفرمایید :

خداوند متعال بعد از «أَنعَمتَ عَلَیهِمْ»، «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ » را ذکر کرده است، یعنی اینکه مواظب باشید شما هم بعد از نعمت دادن ما، مثل یهود و نصاری نباشید و خصوصیات آنها را نداشته باشید ...

باید بدانیم علاوه بر موارد فوق راه غضب شدگان همان ؛

راه فرعون ها و قدرتمندان مغضوب است ، که به خاطر بی تعهدی و گردنکشی شان، غرق و هلاک شدند.

فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِینَ (قصص، آیه 40)

تا او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و آنان را در دریا افكندیم، بنگر كه فرجام كار ستمكاران چگونه بود.

اگر ما نعمت را شکر نکنیم خداوند آنها را از ما گرفته و ما جزو مغضوب ها و ضالین ها خواهیم شد. همانطور که خداوند به بنی اسرائیل نعمت داد «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم» ولی همین بنی اسرائیل در سوره حمد مصداق مغضوبین هستند. چرا چون نعمت را شکر نکردند و آن را حفظ نکردند

فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ (قصص، آیه 81)

آن گاه [قارون‏] را با خانه‏اش در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت كه در برابر [عذابِ‏] خدا او را یارى كنند و [خود نیز] نتوانست از خود دفاع كند.

كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف، آیه 3)

برای شناخت مغضوبان، باید تاریخ و سرگذشت افراد امت هایی را مطالعه کرد که به قهر خدا دچار شدند، و مورد عذاب و هلاکت قرار گرفتند؛ مثل قوم یهود، لوط و پیروان طاغوت، منافقان و قاتلان و...

وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ (هود، آیه 59)

در این آیه گناهان قوم عاد را در سه موضوع خلاصه مى‏ كند :

نخست مى‏ فرماید:

1. «و این قوم عاد بود كه آیات پروردگارشان را انكار كردند» و با لجاجت، هرگونه دلیل و مدرك روشنى را بر صدق دعوت پیامبرشان منكر شدند. (وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآیَاتِ رَبِّهِمْ).

2. دیگر این كه؛ آنها از نظر عمل نیز «به عصیان و سركشى در برابر پیامبران برخاستند» (وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ).

3. سومین گناهشان این بود كه فرمان خدا را رها كرده «و از فرمان هر جبّار عنیدى پیروى مى‏كردند» (وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ).

چه گناهى از این گناهان بالاتر، ترك ایمان، مخالفت پیامبران و گردن نهادن به فرمان جباران عنید. (برگزیده تفسیر نمونه، ج‏2، ص 356)

وَالَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ (شوری، آیه 16)

و كسانى كه درباره خدا پس از اجابت [دعوت‏] او به مجادله مى‏پردازند، حجّتشان پیش پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود.

وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا (فتح، آیه 6)

و [تا] مردان و زنان نفاق‏پیشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‏اند، عذاب كند بَدِ زمانه بر آنان باد. و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنّم را براى آنان آماده گردانیده و [چه‏] بد سرانجامى است!

وَمَن یَقْتُلْ مُۆْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآۆُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا (نساء، آیه 93)

و هر كس عمداً مۆمنى را بكشد، كیفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏گیرد و لعنتش مى‏كند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است.

گمراهی

مرحله اى سخت تر و بدتر از ضالین

در قرآن مجید چنین استفاده مى شود كه ((مغضوب علیهم)) مرحله اى سخت تر و بدتر از ضالین است، و به تعبیر دیگر ضالین گمراهان عادى هستند، و مغضوب علیهم، گمراهان لجوج و یا منافق، و به همین دلیل در بسیارى از موارد، غضب و لعن خداوند در مورد آنها ذكر شده.

در آیه 106 سوره نحل مى خوانیم : وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ

: ((لیكن هر كه سینه‏اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است )).

و در آیه 6 سوره فتح آمده است، وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ : ((و [تا] مردان و زنان نفاق‏پیشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‏اند، عذاب كند بَدِ زمانه بر آنان باد. و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنّم را براى آنان آماده گردانیده ))

به هر حال مغضوب علیهم آنها هستند كه علاوه بر كفر، راه لجاجت و عناد و دشمنى با حق را مى پیمایند و حتى از اذیت و آزار رهبران الهى و پیامبران در صورت امكان فروگذار نمى كنند. آیه 112 سوره آل عمران مى گوید: وَبَآۆُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ الأَنبِیَاء بِغَیْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ یَعْتَدُونَ : ((و به خشمى از خدا گرفتار آمدند، و [مُهر] بینوایى بر آنان زده شد. این بدان سبب بود كه به آیات خدا كفر مى‏ورزیدند و پیامبران را بناحق مى‏كشتند. [و نیز] این [عقوبت‏] به سزاى آن بود كه نافرمانى كردند و از اندازه درمى‏گذرانیدند.)).(تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 55)
«و این قوم عاد بود كه آیات پروردگارشان را انكار كردند» و با لجاجت، هرگونه دلیل و مدرك روشنى را بر صدق دعوت پیامبرشان منكر شدند. (وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ)
هم گمراهند و هم گمراه می کنند

((مغضوب علیهم)) كسانى هستند كه هم گمراهند و هم گمراه گر، و با تمام قوا مى كوشند دیگران را همرنگ خود سازند!.

شاهد این معنى آیاتى است كه سخن از كسانى مى گوید كه مانع هدایت دیگران به راه راست بودند و به عنوان ((یصدون عن سبیل الله)) از آنها یاد شده در آیه 16 سوره شورى مى خوانیم: وَالَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ : و كسانى كه درباره خدا پس از اجابت [دعوت‏] او به مجادله مى‏پردازند، حجّتشان پیش پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود.

. (تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 56) 

 
نتیجه ناشکری خدا، غضب اوست

اگر ما نعمت را شکر نکنیم ، خداوند آنها را از ما گرفته و ما جزو مغضوب ها و ضالین ها خواهیم شد. همانطور که خداوند به بنی اسرائیل نعمت داد «یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ » ولی همین بنی اسرائیل در سوره حمد مصداق مغضوبین هستند ؛ چون نعمت را شکر نکردند و آن را حفظ نکردند.

در واقع بنی اسراییل که در ابتدا مشمول نعمت الهی بودند و در واقع مصداق انعمت علیهم بودند ، به خاطر ظلم و عصیان مغضوب شدند و مورد غضب الهی قرار گرفتند.

پس ممکن است یک دسته افراد باشند که مورد نعمت خدا باشند ولی سپس از شمول نعمت خارج شده و مغضوب الهی واقع شوند.


منابع:

سایت ایده ها

قرائتی، تفسیر نور

شهید دستغیب، صلاة الخاشعین

پرتوی از اسرار نماز، آقای قرائتی

  


- نظرات (0)