سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

جوازغیبت

غیبت

بدگویی کردن از دیگران در شمار رذائل اخلاقی قرار دارد و خداوند متعال در آیات متعدد مسلمین را از این کار بازداشته است. لکن در سوره نساء آیه 148 به مظلومان اجازه می‌دهد ظلم ظالمان را آشکار کرده و بدی‌هایشان را در میان مردم هویدا سازند تا دیگران دچار ظلمشان نگردند و بساط جور برچیده شود.

در همین موضع نیز به مظلومان یادآوری می‌نماید که خداوند سمیع و علیم است و آنچه می‌گویید به خوبی می‌شنود و می‌داند پس پا را از حد خود فراتر نبرده، حق را ناحق نکنید. تنها ظلمشان را آشکار سازید و از دروغ، تهمت و نسبت دادن کارهایی که مرتکب نشده‌اند بپرهیزید.


سلامت زبان از گفتارهاى ناهنجار و بد یكى از ارزش هایى است كه اسلام همواره مردم را به آن فرا خوانده است. در جامعه اسلامى زبان مردم مانند روح و فكرشان باید پاك و پاكیزه باشد و آلوده به سخنان ناپسندى چون فحش و دروغ و تهمت زدن و غیبت نباشد. پاكى زبان نشانى از پاكى روح و صفاى نفس است.

اما نکته قابل توجه آن است که همین ویژگی بد اخلاقی در یک جا استثناء پذیرفته و خداوند بندگان را جائز می‌دارد تا در این موضع ، بد دیگران را به صورت آشکارا بیان دارند!!! آنچه در اینجا مورد بحث قرار خواهد گرفت بررسی این مورد و حد و حدود آن خواهد بود.

 

موضع قرآن نسبت به بدگویی

بررسی آیات قرآن این اصل كلى را به روشنی نشان می‌دهد كه خداوند، آشكار كردن سخن بد را دوست ندارد. منظور از سخن بد هر سخنى است كه موجب ناراحتى و آزار یك انسان شود. مانند دشنام دادن، نفرین كردن، تهمت زدن و غیبت نمودن كه هرگاه به گوش طرف مقابل برسد، آزرده مى‏شود.

چنین كارى موجب خشم خداست و خدا همان گونه كه جان و مال مۆمن را در امان قرار داده، شخصیت او را نیز در امان قرار داده و اجازه نمى‏دهد كسى درباره مۆمن بدگویى كند و اساساً انسان در مقابل گفته‏هاى خود مسئولیت دارد و گفته‏هاى او در دفترى ثبت مى‏شود:

"ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ"؛ "هیچ سخنى را نمى‏گوید جز اینكه نزد او مراقبانى وجود دارند". (ق/ 18)

همچنین قرآن كریم از گروهى به خاطر بد زبانى آن‌ها انتقاد مى‏كند:

"وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً"؛ "و آن‌ها سخنى ناپسند و زور مى‏گویند". (مجادله/ 2)

مطلب بسیار مهمى كه در اینجا وجود دارد و آیه مورد بحث در مقام بیان آن مى‏باشد، استثنایى است كه از این اصل شده است. هر چند كه بدگویى و بد دهنى و گفتن سخنان بد و آزار دهنده ناپسند است و خدا آن را دوست ندارد ، ولى در یك مورد به انسان اجازه داده شده كه بدگویى كند.

در عین حال كه خداوند چنین اجازه‏اى را به مظلوم مى‏دهد، به او خاطر نشان مى‏سازد كه مواظب حرف زدن خود باشد چون خدا سمیع و علیم است یعنى هر حرفى را كه مى‏زند مى‏شنود و مى‏داند بنابراین مظلوم نمى‏تواند پا را از حق و عدل بیرون بگذارد و سخنان ناحقى درباره ظالم به زبان آورد و چیزى را به دروغ به او نسبت دهد

استثنایی برای بدگویی کردن

در سوره مبارکه نساء آیه 148 چنین آمده است:

"لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیما"؛ "خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد، و خدا شنواىِ داناست".

درباره معناى این جمله اقوالى است:

1ـ خداوند دوست ندارد كه به منظور انتقام جویى، دشنامى داده شود، مگر آنان كه مظلوم شده باشند، بنابراین عیبى ندارد كه از ظالم انتقام بگیرند به آنچه دین تجویز مى‏كند. این قول از حسن بصری و سدى و امام باقر (علیه السلام) روایت شده است.

2ـ خداوند دوست ندارد كه انسان آشكارا مردم را در مقابل كسى بسیج كند، مگر اینكه مظلوم واقع شده باشد كه در این صورت خداوند كراهتى ندارد. این تفسیر از ابن عباس است.

3ـ خداوند دوست ندارد كه كسى دیگرى را مذمت كند یا از دست او شكایت كند یا او را به زشتى یاد كند، مگر اینكه مظلوم شده باشد، بنابراین جایز است كه از دست ظالم شكایت كند و كار او را ظاهر سازد و به زشتى رفتار او را یاد كند، تا مردم از او بپرهیزند.

بر اساس هر سه معنای مذکور جمله "إِلَّا مَنْ ظُلِمَ" استثناى منقطع است و معنایش با معناى كلمه "لكن" یكى است، پس در حقیقت مانند آن است که بفرماید: "لكن من ظلم لا باس بان یجهر بالسوء من القول فیمن ظلمه و من حیث الظلم" (خدا دوست نمى‏دارد سخن زشت با صداى بلند گفتن را، لیكن كسى كه مورد ظلم شخصى یا اشخاصى قرار گرفته، مى‏تواند در مورد آن شخص و یا اشخاص و در خصوص ظلمى كه به وى رفته، سخن زشت و با صداى بلند بگوید).

این آیه، دلیل است بر اینكه: هرگاه كسى پرده خود را بدرد و گناه خود را آشكار سازد، آشكار كردن و اظهار آنچه در اوست، جایز است، در حدیث است كه:

«در باره فاسق چیزهایى كه باعث معرفى او در میان مردم شود، بگویید و فاسق را غیبت نیست».

خداوند دوست ندارد كه كسى دیگرى را مذمت كند یا از دست او شكایت كند یا او را به زشتى یاد كند، مگر اینكه مظلوم شده باشد، بنابراین جایز است كه از دست ظالم شكایت كند و كار او را ظاهر سازد و به زشتى رفتار او را یاد كند، تا مردم از او بپرهیزند

بدان جهت قرآن اجازه مى‏دهد كه مظلوم از ظالم بدگویى كند كه شخصیت ظالم احترام ندارد و خوب است كه ظالم در همه جا شناسانده شود و نقاب از چهره او برداشته شود تا همگان او را بشناسند.

طبق این آیه مظلوم مى‏تواند آشكارا و پیش مردم از ظالم بدگویى كند و یا به او دشنام بدهد و یا نفرین كند. اگر این اصل مورد عمل قرار گیرد ظالم از ترس مردم دست از ظلم خود برمى‏دارد و جرات ظلم و ستم را پیدا نمى‏كند.

لازم به ذکر است که مفسرین در تفسیر كلمه "سوء" اختلاف كرده‏اند، بعضى نفرین و بعضى دیگر نام بردن از خصوص ظلم او را معنای واژه دانسته‌اند، لکن باید توجه داشت که همه این معانى مشمول اطلاق آیه شریفه مى‏باشد و دلیلی ندارد هر مفسرى كلمه سوء را به یكى از آن معانى تفسیر كند.

 

توجه به نکته‌ای مهم در زمان بدگویی از ظالم

باید به این نکته توجه داشت، در عین حال كه خداوند چنین اجازه‏اى را به مظلوم مى‏دهد، به او خاطر نشان مى‏سازد كه مواظب حرف زدن خود باشد چون خدا سمیع و علیم است یعنى هر حرفى را كه مى‏زند مى‏شنود و مى‏داند .

بنابراین مظلوم نمى‏تواند پا را از حق و عدل بیرون بگذارد و سخنان ناحقى درباره ظالم به زبان آورد و چیزى را به دروغ به او نسبت دهد.

ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏6، ص: 118

ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 202

تفسیر كوثر، ج‏3، ص: 7

 


- نظرات (0)

پذیرایی اولیه در قیامت

جزء شانزدهم قرآن کریم که از آیه 75 سوره مبارکه کهف آغاز و به پایان سوره مبارکه طه ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح‌افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.


بهشت و جهنم
پذیرایی اولیه در قیامت

در آیه 102 سوره مبارکه کهف درباره چگونگی برخورد با کافران در قیامت آمده است: إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِینَ نُزُلًا .

«نُزُل» نخستین چیزی است که با آن از مهمان پذیرایی می کنند؛ مانند شربت یا میوه‌ای که در آغاز ورود مهمان برای او می آورند. [1] بنابراین معنای آیه این می شود که ما جهنم را آماده کرده ایم تا در همان ابتدای ورود کفار به قیامت، وسیله پذیرایی‌شان باشد.

علامه طباطبایی (ره) در ادامه می نویسد: با در نظر گرفتن اینکه بعد از دو آیه می فرماید: در قیامت این‌ها اعمالی ندارند (فحَبِطَتْ أَعْمَالُهُم) که وزن شود و محاسبه گردد (فَلَا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا) در جمع بندی فهمیده می شود که این گروه کاری در قیامت ندارند جز اینکه وارد جهنم شده و عذاب شوند ؛ یعنی در بدو ورود وارد جهنم می شوند و کار برایشان تمام می شود.

در آیه 107، همین تعبیر (نُزُل) در مورد بهشت برای مومنان نیز آمده است (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا).

هم علامه (ره) در المیزان [2] و هم آیت الله جوادی آملی در درس تفسیرشان این سخن را نوشته و نقل کرده اند که معنا تأکید دارند که با توجه به معنای «نُزُل» و با استفاده از دیگر آیات [3] می‌توان به معنای لطیفی رسید و آن وجود عذاب و پاداشی فراتر از بهشت و جهنم توصیف شده در قرآن برای مۆمنان و کافران است.

خلاصه کلام اینکه بهشت و جهنم توصیف شده در قرآن کریم دو جلوه از رحمت و غضب الهی‌اند که مۆمنان و کفار در همان بدو ورود به قیامت با آن پذیرایی می شوند. بی تردید پذیرایی اصلی غیر از این پیش پذیرایی اولیه است و آن پاداش و عذابی است که الفاظ از حمل معنای آن و اذهان از درک آن عاجزند؛ برای همین در قرآن کریم جز با اشاره از آن یاد نشده است.

کسانی که با معارف و دستورات و حریم الهی غریبه بلکه متجاوز به آن‌ها هستند؛ سروکارشان با این سگ است که به دستور خداوند از حریم او محافظت کرده و به آن‌ها که مستحق هستند ، حمله ور می شود

عبادت نیازمند صبر و تحمل است

در آیه 65 سوره مبارکه مریم سلام الله علیها ابتدا به عبادت پروردگار عالم امر شده است (رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ) و بعد بلافاصله امر به صبر و تحمل در آن (وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ).

شکیبایی در طاعت و بندگی خداوند متعال امری است که در روایات نیز به آن توصیه شده است و چنین صبری را یکی از انواع صبر برشمرده اند.

رسول خدا صلی الله علیه وآله در حدیثی می فرماید:

صبر سه نوع است: صبر در مصیبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه، بعد فرمودند:

پس هر که بر طاعت و بندگی خداوند متعال صبر کند ، خداوند برایش 600 درجه می نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان قعر زمین تا عرش باشد:

(کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی الْعَرْشِ). [4]

 

شیطان سگ درگاه الهی

از برخی بزرگان مانند آیت الله شاه آبادی (ره) استاد حضرت امام (ره) نقل شده است که شیطان را سگ در گاه الهی خوانده اند.

شاید این تعبیر با عنایت به آیه 83 سوره مبارکه مریم سلام الله علیها باشد که می فرماید:

أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْكَافِرِینَ تَۆُزُّهُمْ أَزًّا ؛ ما شیطان‏ها را بر سر كافران فرستادیم تا آنها را (به صوت اغواى خود همانند رمه حیوانات) از جاهایشان (به سوى گناه و فساد) به شدت برانگیزند؟

کلمه «أزّ» عبارت است از تکان دادن به شدت و مراد آیه این است که شیطان‌ها، کفار را با شدت به سوی شر و فساد تکان داده؛ تحریک می کنند و به پیروی باطل تشویق نموده و به وسیله تزلزل از فضیلت استقامت و ثبات بر حق گمراهشان می سازند. [5]

اینکه خداوند متعال فرستادن شیطان به سوی بدان را به خود نسبت می دهد (أَنَّا أَرْسَلْنَا) برای آن است که بفهماند این در سزای اعمال بد آن‌هاست و خداوند برای عقاب آن‌ها چنین می کند.

با این تعبیر کسانی که مَحرم و آشنای این درگاه و آستان‌اند ، شیطان کاری با آن‌ها ندارد که برترین این افراد همان مخلصین هستند که قرآن کریم آن‌ها را ازدست اندازی شیطان استثناء کرده است (إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ)

اما کسانی که با معارف و دستورات و حریم الهی غریبه بلکه متجاوز به آن‌ها هستند؛ سروکارشان با این سگ است که به دستور خداوند از حریم او محافظت کرده و به آن‌ها که مستحق هستند ، حمله ور می شود.

 

سعادتمند و رستگار کیست؟

این سوال بسته به دو دیدگاه همیشه موجود، دارای دو جواب است: یکی در آیه 64 سوره مبارکه طه است و دیگری در آیات اول مۆمنون، 14 اعلی و 9 شمس.

دیدگاه اول، اعتقادی به آخرت نداشته و همه ی برتری‌ها را خلاصه در همین دنیا می داند که چه کسی با همین معیارهای محسوس از دیگران برتر و در نتیجه سعادتمند تر است. برای همین می گویند: قطعاً امروز کسی کامیاب است که برتری یابد (وَقَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى). برتری‌های مادی هم روشن است که چیست؛ زر و زور بیش‌تر در نگاه تنگ انسان‌های مادی، دو عوامل مهم برای برتری بر دیگران است. در ادبیات دنیا طلبان هر که پول و زورش بیش، خو شبخت تر.

اما در ادبیات دینی که معیار برتری تقواست (إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ)[6] کسی برتر است که با تقواتر باشد و سعادتمند کسی است که به خدا ایمان داشته باشد (قَدْ أَفْلَحَ الْمُۆْمِنُونَ)[7] و در راه پاکی و رشد معنوی خود تلاش می کند (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی)[8] و (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها)[9].

فرق زندگی با دین و زندگی بی دین

از آیات 117، 123 و 124 سوره مبارکه طه به دست می آید که زندگی در این دنیا اگر با محوریت دین و بر اساس آیین حق باشد ، سراسر آرامش و تهی از فشارهای روانی خواهد بود (فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى) هر چند از آسایش بدنی قابل توجهی برخوردار نباشد؛ مانند زندگی پیشوایان دین و اولیای الهی.

و اگر زندگی از مدار دین خارج شده و حول محور تمایلات نفسانی و رویگردانی از یاد خدا بچرخد ، روی آرامش نخواهد دید و فشارهای روحی و روانی بر آن حاکم خواهد شد (وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا) هر چند آسایش تن و رفاه بدنی در آن موج زند.

 

پی نوشت ها :

1.المیزان فی تفسیر القرآن 13/368

2.همان ص 401

3.مانند: لَهُم مَّا یَشَاۆُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ (35/ ق)؛ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ (17/ سجده)؛ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ یَكُونُوا یَحْتَسِبُونَ (47/ زمر)

4.کافی 2/91

5.المیزان فی تفسیر القرآن 14/109

6. 13/ حجرات

7. 1/ مومنون

8. 14/ اعلی

9. 9/ شمس

 


- نظرات (0)

تکامل ایمان

ایمان
اهمیت این آیه به قدری است که در تفسیر المیزان از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نقل شده كه فرمودند: «هر كس به این آیه عمل كند، ایمانش كامل است.»


بنا به آنچه در تفاسیر آمده آیه 177 از سوره مبارکه بقره جامع ترین آیه قرآن کریم است. به گونه ای که در این آیه انواع صفات فرد مومن اعم از فردی، اجتماعی، اقتصادی و غیره بیان شده است.

متن آیه:

«لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ.»

«نیكى (تنها) این نیست كه (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق یا مغرب بگردانید، بلكه نیكوكار كسى است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال (خود) را با علاقه‏اى كه به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه‏ ماندگان و سائلان و در (راه آزادى) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زكات را بپردازد، و آنان كه چون پیمان بندند، به عهد خود وفا كنند و آنان كه در (برابر) سختى‏ها، محرومیّت‏ها، بیمارى‏ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند، اینها كسانى هستند كه راست گفتند(و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اینان همان پرهیزكارانند.»

هرچند در این آیه نکات بسیار زیادی وجود دارد لکن در زیر به سه نکته کوتاه از آن اشاره می شود:

چرا این آیه را جامع ترین آیه قرآن نامیده اند؟

زیرا مهمترین اصول اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح شده و برای فرد مومن و علاقمند به دین، عمل به همین آیه کافی است تا او را به بهشت رهنمون سازد.

اهمیت آن به قدری است که در تفسیر المیزان از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نقل شده كه فرمودند:

«هركس به این آیه عمل كند، ایمانش كامل است.»

** 15 خصلت و خوی پسندیده و مورد نظر اسلام در این آیه و در سه بخش ایمان، عمل و اخلاق بیان شده است:

ایمان به:

- خدا

- فرشتگان

- انبیاء

- قیامت

- و كتب آسمانى

لطف و رحمت یک رفتار و تعامل دوسویه است و افراد نمی توانند فقط از دیگران درخواست رحمت داشته باشند؛ وقتی شما اهل ترحم به دیگران نیستید، باید بدانید که خود شما نیز از رحمت دیگران محروم خواهید بود

عمل به:

- مسائل عبادى که برای نمونه به نماز اشاره شده است.

- مسائل اقتصادى مانند زکات.

- مسائل اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان.

- نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ.

- روحى و روانى مانند صبر در برابر مشكلات.

اخلاقی:

- وفاى به عهد

-         ترحم به فقرا

-         دل کندن از مادیات

در این مقاله بر آن هستیم که پیرامون این قسمت یعنی نکات اخلاقی این آیه صحبت کنیم.

 

وفای به عهد

وابستگان به مكتب الهى، وقتى به كسى وعده مى‏دهند، وعده و امضای خود را محترم مى‏دانند. در میان روایاتى كه در باب وفاى به عهد رسیده [كافی، ج‏2، ص290.]، یكى از آن‌ها خیلى مهم است.

در این روایت، پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‏فرماید: «مَنْ كانَ یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ، فَلْیَفِ إِذَا وَعَد»[ كلینی، كافی، ج‏2، ص364‌]: هر مسلمانى كه خدا را مى‏شناسد، و به روز قیامت ایمان دارد، اگر وعده‌ای مى‏دهد، باید به وعدة خود عمل كند.

از آن جا كه شرط اجراى قانون، داشتن ضمانت اجرا است، در این روایت حضرت به ضمانت اجرا اهمیت داده و از همان نخست می‌گوید: «مَنْ كانَ یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»؛ یعنى اگر كسى به وعده عمل نكند، ایمان به خدا و روز جزا ندارد. وقتى كه او به وعدة خود عمل نكرد، معلوم مى‏شود كه وعده‌اش ضامن اجرا نداشته است.

البته، نباید تلاش كنیم قوانین دینى را با زور و ترس عملی كنیم و برای این كار به ضمانت بیرونی متوسّل شویم؛ بلكه باید قانون خدا ضامن اجراى درونى داشته باشد وگرنه برای اجرای قانون خدا نسبت به كسى كه به خدا و روز قیامت ایمان نداشته باشد، تنها وجود ترس و زور كافی نیست و با به كار‌گیری چنین ابزار‌هایی ، او قوانین دینی را اجرا نخواهد كرد؛ چون برایش دیگر حلال و حرام مهم نیست.

واقعاً در این جا باید تمام گنهكاران تشخیص بدهند كه چقدر از خدا دور هستند؛ كسانى كه مى‏دانند چه چیز حرام است و در همان حال دارند مرتكب آن حرام و گناه مى‏شوند؛ مى‏دانند چه چیزى واجب است، اما به آن عمل نمى‏كنند؛ یعنى قانون خدا نسبت به آنان ضامن اجرا ندارد؛ چون ایمان ندارند؛ مسلمان هستند، ولى تنها مسلمان اسمی‌اند. آن‌ها هر چند تا لحظة مردن، چنین مسلمانی هستند، ولى برای این كه بدانید كه بعد از آن، وضعیت آنان چگونه مى‏شود، باید به قرآن مراجعه كنید تا ببینید وضعیت آن‌ها چگونه مى‏شود.

در روایتی حضرت علی علیه‌السلام فرمود: همانا عهد و پیمان‌ها گردن بندهایی در گردن‌ها هستند تا روز قیامت. کسی که آن را به پا دارد، خداوند او را به (هدفش) می‌رساند و کسی که آن را بشکند خداوند او را به خودش وا می‌گذارد.

فقر

دل كندن از مادّیات

«آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ» (و مال (خود) را با علاقه‏اى كه به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و... بدهد)

برای این قسمت سه نوع معنا ذکر کرده اند:

الف: یعنی مالش را که دوست دارد به دیگران بدهد.

ب: معنای دوم این است که مالش را بدهد چون خدا را دوست دارد.

ج: و معنای سوم هم اینکه مالش را بدهد برای علاقه‏اى كه به فقیر دارد.

شاید بشود گفت که معنای نخست به ظاهر آیه نزدیک تر است خصوصاً با توجه به آیه 92 آل عمران:

«به حقیقت نیکی نمی رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق کنید.»

در حقیقت می توان گفت که این نکته در بیان همین مسأله است که دل کندن از مادیات و آن را در راه خدا خرج کردن از صفات مۆمن است.

 

ترحّم به فقرا

در روایتی از امام علی علیه السلام است که حضرت وابستگان به ایشان و اهل سعادت را این گونه معرفی می کنند :

وابستگان ما هیچ‏گاه نمى‏توانند ضعیفی را ببینند و بعد با بى‏تعهّدی و بى‏مسئولیتی، از او عبور كنند؛ بلكه وابستگان ما، چنان دل‌هایى دارند كه وقتى كه ضعیفی را مى‏بینند، دل‌هایشان آن‌ها را متوقف مى‏كند تا شكستگى آن ضعیف جبران و ترمیم گردد و بعد بتوانند از او رد بشوند؛[منتخبی از روایاتی كه در كتاب غررالحكم، ص450، الفصل الثانی عشر فی الترحم، آمده است:رحمة الضعفاء تستنزل الرحمة؛ عجبت لمن یرجو رحمة من فوقه كیف لا یرحم من دونه.]چون هنوز رحیم بودنشان به عنوان شعاع رحمت الهى، در آن‌ها زنده است.[ اشاره به قسمتی از آیة بیست و نهم سورة فتح: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم.‏»]

 

نکته: رحم و گذشت از دیگران را فراموش نکنیم

لطف و مرحمت و گذشت از خطای انسان ها از توصیه هایی است که رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) و ائمه اطهار همواره داشته اند.

پیامبر اکرم فرمود: کسی که ترحم نکند بر دیگران- رحمت در رفتار و گفتار خود- دیگران هم نسبت به او رحمت نخواهند داشت.

مراد از این جمله تعاملات اجتماعی است. در تعاملات اجتماعی یک وقت است که قاعده رحمت بین مردم برقرار است...یک وقت هم نسبت به یکدیگر ترحم نمی کنند؛ هرکدامی در هر جایی که دستشان برسد سخت گیری می کنند. این عمومیت پیدا می کند.

پیامبر اکرم فرمود: کسی که ترحم نکند بر دیگران- رحمت در رفتار و گفتار خود- دیگران هم نسبت به او رحمت نخواهند داشت

اگر می خواهید در فضایی زندگی کنید که فضای رحمت و ملاطفت باشد، سهم خودتان را در ایجاد این فضا فراموش نکنید.  نمی شود انسان همیشه از دیگران انتظار لطف و مرحمت و ملاطفت داشته باشد اما خود او در تعاملات با دیگران این را رعایت نکند.

در روایتی از رسول گرامی اسلام داریم که می فرمایند: «مَن لا یَرحَم لا یُرحَم» یعنی کسی که رحم نکند، مورد ترحم قرار نخواهد گرفت.

بنابر این روایت کسی که نسبت به دیگران در رفتار و گفتار و عمل خود نسبت به آنها رحمت و مودت نداشته باشد، دیگران هم نسبت به او رحم نخواهند داشت. این یک تعامل اجتماعی است.

در روابط اجتماعی گاه قاعده و قانون رحمت بین مردم برقرار است چنانچه همه ی مردم با یکدیگر با رحمت برخورد می کنند؛ خطاهای یکدیگر را می بخشند و به قول امروزی ها مچ گیری نمی کنند و به دنبال اذیت کردن و گیر دادن به همدیگر نیستند. در نتیجه این رفتارها فضای جامعه فضای ترحّم می شود.

اما یک وقت است که افراد در تعاملات خود با یکدیگر ترحم ندارند، هر کدام در هر جایی که از دستشان بر بیاید و ممکن می‌باشد به یکدیگر سخت می گیرند و این رفتار عمومیّت پیدا کرده و در نتیجه جامعه از نعمت ترحّم محروم می شود.

باید بدانیم که لطف و رحمت یک رفتار و تعامل دوسویه است و افراد نمی توانند فقط از دیگران درخواست رحمت داشته باشند؛ وقتی شما اهل ترحم به دیگران نیستید، باید بدانید که خود شما نیز از رحمت دیگران محروم خواهید بود.

انشالله که این نکات را سرلوحه سبک زندگی خود قرار دهیم.


- نظرات (0)

دوراه خداشناسی

سوال از خدا پاسخ از شما
وَ فىِ الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ * وَ فىِ أَنفُسِكمُ‏ أَ فَلَا تُبْصِرُونَ(20-21/ ذاریات)

در زمین براى اهل یقین نشانه‏هایى [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] است. و [نیز] در وجود شما [نشانه‏هایى است‏] آیا نمى‏بینید؟


پیام کلی آیات 20-21 سوره ذاریات

بنابر تفسیر المیزان، در طلیعه‌ی بخش منسجمی از آیات قرار دارند که به آیه 51 ختم می‌شوند. تقریباً 30 آیه به تعدادى از نشانه‏هاى یکتایی خداوند متعال در ربوبیت و اینکه تدبیر آسمان و زمین، مردم و ارزاق آنان به دست خداى سبحان است، اشاره مى‏كنند.

و در آیات مورد بحث (وَ فىِ الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ * وَ فىِ أَنفُسِكمُ‏ أَ فَلَا تُبْصِرُونَ/20-21)، سخن از نشانه‏هاى خدا در زمین و در وجود خود انسان است، تا از یك سو با توحید، شناخت خدا و صفات او كه مبدأ حركت به سوى همه خیرات است آشنا شود و از سوى دیگر به قدرت او بر معاد و زندگى پس از مرگ آگاهی یابد؛ تا بداند آنکه زندگی آفرین در دنیا و این همه عجائب و شگفتی هاست، هم او توانا بر تجدید حیات در سرای دیگر است.

این آیات جهان شناسی و به ویژه خودشناسی را، راههای شناخت خدا و پی بردن به اسماء و صفات او بیان می‌کنند؛ راهی که در دسترس همگان هست و رهروی باید تا در آن پای گذارد و به هدف نائل آید.

 

شرح آیات  

1ـ از نتیجه‏اى كه در آخر این بخش از آیات[1] گرفته شده، فهمیده مى‏شود كه این آیات و دلایلى كه در آنها براى اثبات یکتایی خداوند متعال آمده است، برای اثبات اصل وجود خداوند متعال یا خالقیت او و مانند آن نیست؛ بلکه همه براى اثبات یكتایى او در ربوبیت است.

2ـ آیه 20 (وَ فىِ الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ) اشاره‏اى است به شگفتی ها و نشانه‏هاى روشنى كه در زمین هست و دقت در نظم حاکم بر این مجموعه عظیم، یكتایى تدبیرکننده آن را به ارمغان خواهد آورد.

مطالعه‌ی جهان هستی بر هر پژوهشگر و اندیشمندی ثابت می‌کند که این عالم به صرف تصادف و اتفاق پدید نیامده و هر چه هست آثار قدرت، علم و حكمت است که در سراسر آن به چشم می‌خورد.

برای همین است که دیده‌ی بینا به هر سو كه نظر کند نشانی می‌بیند روشن و برهانى قاطع و محکم، بر یکتایی رب آن و اینكه او شریكى ندارد. پس در این عالم آیاتى است براى اهل یقین.

«خودشناسى» در تمام مراحل و نیز در قالب هر یک از گونه‌های مختلفی که دارد و از علامه طباطبایی(ره) نقل کردیم؛ راهی است با تأیید الهی برای خداشناسى

بد نیست در اینجا به گوشه‏اى از سخنان یكى از دانشمندان معروف جهان كه در این زمینه مطالعات زیادى دارد توجه کنیم:

«كرسى موریسین» مى‏گوید: در تنظیم عوامل طبیعى منتهاى دقت و ریزه‏كارى به كار رفته است.

او درباره‌ی قشر هوایى كه اطراف زمین را فرا گرفته است مى‏گوید:

«اگر هواى اطراف زمین اندكى از آنچه هست رقیق تر ‏بود، شهاب هاى ثاقب كه هر روز به مقدار چند میلیون عدد به سوى زمین جذب مى‏شوند و در همان فضاى خارج زمین (بر اثر برخورد به قشر هوا) منفجر و نابود مى‏شوند .

اینها دائماً به سطح زمین مى‏رسیدند و هر گوشه‏اى از آن را مورد اصابت قرار مى‏دادند! و یا اگر سرعت حركت شهاب ها از آنچه هست كمتر مى‏بود (هرگز بر اثر برخورد با هوا منفجر نمى‏شدند) همه آنها به سطح زمین مى‏ریختند.»[2]

3ـ آیه 21 (وَ فىِ أَنفُسِكمُ‏ أَ فَلَا تُبْصِرُونَ) که در ادامه‌ی آیه قبل است می‌فرماید: و در جان های خود شما آیات روشنى است براى كسى كه آن را ببیند و به نظر دقت در آن بنگرد، آیا نمى‏بینید؟!

خداشناسی
نشانه‌های خداشناسی که در جان انسان نهفته است

علامه طباطبایی(ره) نشانه‌های خداشناسی که آیه، آن را مربوط به نظم و ساختار موجود در جسم و جان آدمی دانسته و بر این نکته تأکید دارد که شناخت نظم در این دو بعد از وجود انسان و تدبیر یکسان و هماهنگ حاکم بر آن ما را به این یقین می‌رساند که یک خالق دانا، توانا و حکیم انسان را آفریده است و او را در مجموعه‌ی جهان خلقت تدبیر و مدیریت می‌کند.

ایشان در این باره که آیات و نشانه‌های انفسی ما را به خداشناسی رهنمون می‌سازد به نکته‌ای کلیدی اشاره کرده می‌فرمایند:

این نظم و تدبیر یکسان كه براى هر یك از این قوای درونی انسان وجود دارد ، از همان روز نخستى كه این قوا به وجود آمدند وجود داشت ، بدون حتى یك لحظه فاصله و این چنین نبود كه در آغاز وجودشان این نظام را نداشته و بعد خود انسان بر اساس سلیقه خودش آن را ایجاد کرده باشد و یا خودش به تنهایى نشسته و فكر كرده باشد كه چگونه خودم را اداره كنم و یا با كمك دیگرى این كار را كرده باشد.

پس از اینجا مى‏فهمیم و یقین مى‏كنیم كه نظام تدبیر هر یك از این قوا، همانند خود آن قوا، مخلوق خالق آنهاست.

امام صادق(علیه السلام) درباره‌ی منظور و مراد آیه می‌فرماید:

«یَعْنِی أَنَّهُ خَلَقَكَ سَمِیعاً بَصِیراً تَغْضَبُ وَ تَرْضَى وَ تَجُوعُ وَ تَشْبَعُ وَ ذَلِكَ كُلُّهُ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ»[3]

یعنى خداوند تو را شنوا و بینا آفریده است كه هم خشمگین می‌شوى و هم راضی؛ هم گرسنه می‌شوى و هم سیر؛ و اینها همه از نشانه‏هاى پروردگار است.

دیده‌ی بینا به هر سو كه نظر کند نشانی می‌بیند روشن و برهانى قاطع و محکم، بر یکتایی رب آن و اینكه او شریكى ندارد. پس در این عالم آیاتى است براى اهل یقین

دسته ای ممتاز از آیات انفسی

علامه طباطبایی(ره) با توجه به آیه 75/انعام (وَ كَذلِكَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِین: و همچنین ما ملكوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از اهل یقین شود.) به بخشی از آیات انفسی اشاره می‌کند که نسبت به نشانه‌های قبلی از ویژگی و امتیاز خاصی برخوردارند و آن ناتوانی انسان از بیان و توصیف آنهاست.

ایشان می‌نویسد:

و یك دسته آیات انفسی، آیاتی است که خدای سبحان در جان انسان ها قرار داده و هیچ زبانی نمی‌تواند آن را وصف کند. این آیات و نشانه‌ها را تنها کسانی می‌بینند که با تلاش و جهاد در راه خودسازی زمینه‌ی این دیدن را که به توفیق و عنایت الهی صورت می‌گیرد را در جان خود ایجاد کرده‌اند که اگر این مهم تحقق یافت ، آن وقت است كه باب یقین برایشان گشوده مى‏شود و چنین كسانى در زمره اهل یقین قرار مى‏گیرند و می‌توانند ملكوت آسمان ها و زمین را ببینند.

برای نمونه خداوند متعال درباره یكى از این عده، یعنى ابراهیم (علیه السلام) مى‏فرماید:  

«وَ كَذلِكَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ: و همچنین ما ملكوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از اهل یقین شود.»

در حدیث آمده است كه پیغمبر گرامى اسلام (صلی الله و علیه و آله) فرمود:

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏: كسى كه خویش را بشناسد ، خداى خویش را شناخته است.»[4]

 

نتیجه اینکه

«خودشناسى» در تمام مراحل و نیز در قالب هر یک از گونه‌های مختلفی که دارد و از علامه طباطبایی(ره) نقل کردیم؛ راهی است با تأیید الهی برای خداشناسى.

 

پی نوشت:

1.     یعنى در آیه 50 و 51 «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ ... وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ: پس به سوى خداى بگریزید (برگردید) ... و با خداى یكتا خدایى دیگر مگیرید».

2.     راز آفرینش انسان، ص 33-36 به نقل از تفسیر نمونه ج2 ص332

3.     مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص 235

4.     عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏4، ص 102

 


- نظرات (0)

کوران محشر

جزء پانزدهم قرآن کریم که از ابتدای سوره مبارکه إسراء آغاز و به آیه 74 سوره مبارکه کهف ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح‌افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.


به گناه بر گردید ، عذاب خدا هم برمی گردد  

قیامت

در آیه 8 سوره مبارکه إسراء جمله شرطیه ای وجود دارد که می فرماید: اگر بر گردید ما نیز بر می گردیم (وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا).

این جمله در واقع تهدیدی است به بدکارانِ توبه‌کار که توبه کردند و با دست کشیدن از گناه، رحمت خدا نصیبشان شد .

به آن‌ها هشدار داده می شود که اگر بعد از توبه ای که کردید و رحمتی که از سوی خدا به دنبال آن نصیبتان شد ، دوباره بخواهید به فساد و تباهی دست زده و به همان رفتارهای ناپسند گذشته بر گردید ، ما نیز دست از رحمتمان کشیده به همان عقوبت و عذاب گذشته بر می گردیم. [1]

در واقع ترجمه این بخش از آیه شریفه چنین می شود: و اگر به سوی ما بازگردید ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز می گردانیم و اگر به فساد و برتری جویی گرایید ، باز هم شما را به کیفر شدید گرفتار خواهیم ساخت. [2]

 

سه قانون اساسی در یک آیه

آیه 15 سوره إسراء دربردارنده سه قانون از قوانین اساسی اسلام در قرآن کریم است.

قانون اول: هر کس پذیرای هدایت شود به نفع خود کار کرده است (مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدی لِنَفْسِهِ) و هر کس گمراهی را بپذیرد، به زیان خود عمل کرده است (وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا).

قانون دوم: هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد (کسی را به جرم دیگری مجازات نمی‌کنند) (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)؛ مگر آنکه در جرم او شریک باشد که در این صورت مجازات سهم خود را می چشد. [3]

قانون سوم: ما هیچ شخص و قومی را مجازات نخواهیم کرد مگر اینکه پیاممان را توسط فرستاده ای به آن‌ها به رسانیم (وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً).

در نیکو سخن گفتن هم باید دقت کرد آن که نیکوتر است بر زبان جاری شود؛ زیرا تعبیر قرآن کریم امر به «حَسَن؛ نیکو» نیست؛ بلکه دستور به «أحسَن؛ نیکوتر» است

بر اساس روایت امام کاظم علیه السلام این پیام‌ رسان، نیروی عقل و فطرت است از درون و فرستاده الهی است از بیرون (إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً)[4] و این فرستاده الهی هر کسی است که سخن خدا را برای انسان بازگو کند ؛ خواه انبیاء و ائمه علیهم السلام باشند آنگونه که در همین روایت آمده است؛ خواه طلبه ای گران‌قدر که به شهر و روستای ما آمده است و معارف و احکام دین خدا را بیان می کند.

 

پاسخ خدا به دنیا خواهان نقد

آیه 18؛ بیان درخواست کسانی است که تنها خواسته شان همین دنیای نقد است (مَّن كَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ). پاسخ خداوند به آن‌ها این است: هر چه را ما برای هر که بخواهیم، به سرعت در همین دنیا به او عطا می کنیم (عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِیدُ).

این سخن معنایش این است که ما هم آنچه را که او می‌خواهد فوراً به او می‌دهیم؛ البته نه هر قدر که او می خواهد؛ بلکه هر قدر که ما بخواهیم (مَا نَشَاء) و نیز این روش را درباره همه دنیاطلبان اعمال نمی کنیم؛ بلکه در حق هر کس که ما بخواهیم به کار می بندیم. [5]

کور

خلاصه اینکه در اجابت خواسته دنیاطلبانی که هیچ اعتقادی به قیامت ندارند ، خداوند متعال بر اساس علم حکمتی که لازمه علیم و حکیم بودن اوست برخی از خواسته هایِ برخی از این عده را اجابت می کند. و چون این‌ها تنها هدفشان همین زندگی زودگذر دنیای مادی است و اعتقادی به خدا و قیامت ندارند ، پس از آنکه به برخی از آن‌ها به مقداری که حکمت خداوند اقتضاء می کرد داده شد، وقتی وارد قیامت شدند جایگاهی جز آتش جهنم نخواهند داشت (ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاهَا).

بهتر را بگویید

بنابر آیه 53؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله مأمور می شود مردم را نیکو سخن گفتن امر کند (وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ).

دقت در واژه «أحسَن» نکاتی را هویدا می کند:

1. در سخن گفتن با دیگران (هر که باشد) باید از هرگونه سخن زشت و ناروا که به نوعی در مقابل سخن نیکوست ، پرهیز کرد.

2. در نیکو سخن گفتن هم باید دقت کرد آن که نیکوتر است بر زبان جاری شود؛ زیرا تعبیر قرآن کریم امر به «حَسَن؛ نیکو» نیست؛ بلکه دستور به «أحسَن؛ نیکوتر» است.

این را هم باید دانست که این گونه سخن گفتن تنها در برخورد با مۆمنین نیست؛ بلکه با توجه به فضای نزول و سیاق آیات [6]، مۆمنین وظیفه دارند دستور این آیه را در برخورد با کفار و مشرکین هم رعایت کنند.

هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد (کسی را به جرم دیگری مجازات نمی‌کنند) (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)؛ مگر آنکه در جرم او شریک باشد که در این صورت مجازات سهم خود را می چشد

درخت نفرین شده در قرآن

در آیه 60، سخن از درختی نفرین شده است (وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ).

کشف این درخت و دست یافتن به منظور قرآن؛ بحث دامنه‌داری را بین مفسرین به راه انداخته است. آنچه در نهایت به کمک روایات و دیگر قراین می تواند تفسیر مناسب‌تری باشد ، همان است که علامه طباطبایی (ره) با موشکافی های عالمانه خود به آن دست پیدا کرده است.

چکیده یافته ایشان این است:

شجره ملعونه

شجره ملعونه یکی از همان اقوام لعنت شده در کلام خدا هستند که مانند درخت از یک ریشه نشو و نما نموده و شاخه شاخه شده‌اند و نیز ایشان دودمانی هستند که امت اسلام به وسیله آن آزمایش شده و می‌شوند.  چنین صفاتی جز بر یکی از سه دسته نفرین شده در قرآن کریم یعنی مشرکین، منافقین و یا اهل کتاب تطبیق نمی‌کند.

از آیه به دست می


- نظرات (0)

چه کسایی برای خداعزیزاند

انسان از همان ابتدای خلقت با وسایل و ابزارهای گوناگون، آزمایش و امتحان شده است. نمونه های بارز امتحان های سخت الهی را در مورد پیامبران الهی شنیده ایم، که اغلب آنان نیز از این امتحانات سربلند و پیروز بیرون آمده اند و بدین وسیله شایستگی خویش را در رسالت الهی به اثبات رسانیده اند.

اول کسی که مورد آزمایش الهی قرار گرفت، آدم ابوالبشر (علیه السلام) بود. (بقره آیه 35)

و البته آیات زیادی از قرآن بیانگر امتحانند از جمله:

«واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَیَوْمَ لاَ یَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِیهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا یَفْسُقُونَ» (اعراف/163)

«و از اهالى آن شهرى كه كنار دریا بود، از ایشان جویا شو: آن گاه كه به [حكمِ‏] روز شنبه تجاوز مى‏كردند آن گاه كه روز شنبه آنان، ماهیهایشان روى آب مى‏آمدند، و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‏آمدند. این گونه ما آنان را به سبب آنكه نافرمانى مى‏كردند، مى‏آزمودیم.»

«وَقَطَّعْنَاهُمْ فِی الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّیِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (اعراف/168)

«و آنان را در زمین به صورت گروه‏هایى پراكنده ساختیم: برخى از آنان درستكارند و برخى از آنان جز اینند. و آنها را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم، باشد كه ایشان بازگردند.»

 

امتحان الهی و تکامل انسان

در این که سختی ها و مصایب، آدمی را چه از حیث روحی و چه از حیث جسمی آزموده و قوی می کند، شکی نیست.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: خدا زمانی که بنده ای را دوست بدارد، او را در دریای شداید غوطه ور می سازد. (بحارالانوار، ج 15، ص 55)

کسانی که سختی ها و مشکلات مسیر زندگی خویش را با صبر و ایمان به خدا طی می کنند و در این راه ضعف به خود راه نمی دهند و به کمالات و فضایل دست یافته اند، خداوند آن ها را دوست می دارد و عزیز می شمرد.

باید توجه داشت که امتحانات الهی همیشه در قالب حوادث ناگوار رخ نمی دهد، بلکه برخی اوقات آدمی با نعمت ها و کامیابی ها آزمایش می گردد: ونبلوکم بالشر والخیر فتنة; ما شما را به وسیله بدی ها و خوبی ها امتحان می کنیم

در واقع این همه سختی و شداید و آزمایش های الهی، ظاهر شدن گوهر وجود و درونی انسان است، ولی اثری که مهم تر از آن است و انسان را به سوی کمال شایسته اش رهنمون می کند، آبدیده کردن روح انسان و پولادین کردن جسم و اراده او است.

به همین دلیل است که نه تنها باید با سختی ها و مصائب روبرو شد و آن ها را تحمل کرد، بلکه باید از سختی های گذشته نیز درس گرفت تا هنگام نعمت و خوشی به خود مغرور نشویم:

اَلَم یجدک یتیماً فَاوی و وجدک عائلاً فَاَغنی; مگر نه آن است که تو را یتیم یافت و جا داد، و محتاجت دید و بی نیازت کرد. پس اکنون که به قدرت رسیده ای، بر یتیم تسلط مجو و قهر مکن و با فقیر خشونت مکن. (ضحی (93) آیه 6)

این آیه، یک درس تربیتی و آموزنده را بازگو می کند، زیرا یادآوری سختی ها نیز در رشد انسان تأثیر دارد و اگر چنین نبود، فلسفه امتحان الهی چه چیزی می توانست باشد؟

خداوند در آیه 155 سوره بقره می فرماید: به طور مسلم ما همه شما را با اموری چون ترس و گرسنگی و… آزمایش می کنیم.

این آیه شریفه تأکید بر همگانی بودن سنت الهیِ امتحان می کند. پس باید فکری برای مقابله با این امتحانات کرد و اندیشید که چگونه باید از میدان آزمایش الهی پیروز بیرون آمد.

در این جا به چند نمونه از کارهای مۆثر در مقابل امتحانات الهی اشاره می کنیم:

ایمان

الف) صبر و شکیبایی:

خداوند جواب این پرسش را در ادامه همین آیه با ذکر جمله: (وبشر الصابرین) داده است. یعنی تنها صابرین هستند که آزمایش های الهی را با پیروزی سپری می کنند. پیامبرانی چون: نوح، ایوب و ابراهیم (علیه السلام) کسانی بودند که با توسل به (صبر) از مشکلات پیروز بیرون آمدند.

ب) نماز (یاد خدا):

نماز به عنوان خط ارتباط انسان با نیروی بزرگ و مطلق جهان (خدا) انسان را قوی و استوار نگه می دارد. در بسیاری از آیات قرآن نیز کلمه (صبر) همراه (صلاة) آمده است.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: هنگامی که با غمی از غم های دنیا روبرو می شوید، وضو گرفته، به مسجد بروید، نماز بخوانید و دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: (وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ). (بقره آیه 45)

ج) توجه به گذرا بودن حوادث:

وقتی انسان بداند که حوادث و سختی های این جهان گذرا است و همراه هر سختی، آسانی است، با تحمل سختی ها (شب سیه) انتظار روزی را می کشد که خوشی ها (روز سپید) فرا برسد.

د) نیروی ایمان:

ایمان، به عنوان بزرگ ترین نیروی مثبت درونی، در بسیاری از حوادث و مشکلات، راه اصلی و اساسی به شمار می رود.

مۆمنان سختی ها را کوچک تر از آن می بینند که باعث شکست آنان شود. این نیروی پولادین، سدی است در برابر تمام مشکلات.

هـ) توجه به تاریخ پیشینیان:

توجه به این حقیقت که آزمایش های الهی در مورد پیامبران بسیار سنگین تر و سخت تر از مشکلات ما است، نوعی آرامش را در وجود آدمی پدید می آورد و تحمل سختی ها را آسان می کند.

تاریخ هر ملت و قومی پُر است از مشکلات طاقت فرسای گذشتگان و بزرگان در راه ایمان و اعتقاد و ارزش های الهی.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: هنگامی که با غمی از غم های دنیا روبرو می شوید، وضو گرفته، به مسجد بروید، نماز بخوانید و دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: (واستعینوا بالصبر والصلوة)

قرآن کریم برای دلداری پیامبر (صلی الله علیه و آله) و تقویت روحیه ایشان، با اشاره به سرگذشت گذشتگان می فرماید: وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا ; (انعام آیه 34)

و پیش از تو نیز پیامبرانى تكذیب شدند، ولى بر آنچه تكذیب شدند و آزار دیدند شكیبایى كردند تا یارى ما به آنان رسید.

 

ابزارهای امتحان

خداوند در قرآن کریم ابزارهای مختلفی را برای آزمایش الهی بیان کرده است که از آن جمله می توان: ترس، گرسنگی، زیان های مالی، فرزند و مرگ را نام برد.

البته وسایل آزمایش تنها به این چند مورد بسنده نمی شود; قرآن حتی بعضی از خواب ها را نیز وسیله آزمایش معرفی کرده است.برخی در برابر ترس، خویشتن را می بازند. برخی دیگر در برابر (خیر و شر) ضعف دارند.

باید توجه داشت که امتحانات الهی همیشه در قالب حوادث ناگوار رخ نمی دهد، بلکه برخی اوقات آدمی با نعمت ها و کامیابی ها آزمایش می گردد: وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ ; و شما را از راه آزمایش به بد و نیك خواهیم آزمود. (انبیاء آیه 35)

آزمایش انسان با خوبی ها و چیزهای پسندیده معمولاً سخت تر از امتحان با شدائد و بلایا است، زیرا آدمی به غلط می پندارد این چیزی که خداوند به او داده است یک موهبت الهی است (به معنای غلط آن) و از این رو ممکن است در این آزمایش با شکست مواجه شود.

 


- نظرات (0)