سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مومنان مشرک

شرک

بسیاری از انسان های دین دار و خدا باور بدون آنکه خودشان بدانند، به خدا شرک می ورزند یعنی شریکی برای خداوند می سازند و در عمل مشرک هستند.
آیه 106 سوره مبارکه یوسف ناظر به این بحث است؛ خداوند در این آیه می فرمایند:
«وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ؛ و اکثر خلق به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرک باشند.»
در ادامه امکان جمع بین شرک و ایمان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

انواع شرک

در یک تقسیم بندی کلی، شرک به دو قسم "شرک در عقیده" و "شرک در عمل" تقسیم می شود. شرک در عقیده، به سه قسم تقسیم می شود:
1. شرک در الوهیت: اعتقاد به موجودی غیر از خداوند که به طور مستقل دارای تمام صفات جمال و کمال است.
2. شرک در خالقیت: انسان دو مبدأ مستقل برای عالم قائل شود، به طوری که خلق و تصرف در شئونات عالم به دست شان است.
3. شرک در ربوبیت: آن است که انسان معتقد شود در عالم، ارباب (پروردگاران) متعددی است و خداوند رب الارباب است. به این معنا که تدبیر عالم به هر یک از ارباب متفرق، به طور مستقل تفویض شده است.

شرک در مقام عمل:
شرک در مقام عمل را شرک در طاعت و عبادت می نامند و به این معناست که انسان خضوع و خشوعش ناشی از اعتقاد به الوهیت یا خالقیت و یا ربوبیت کسانی باشد که برای آنها خضوع و خشوع دارد و به آنها احترام می گذارد.

معنی شرک در این آیه

این آیه ناظر به مراتب پایین شرک است؛ یعنی بیشتر مردم با این‌که به خدا، معاد و پیامبران الهی ایمان آورده‌اند، اما در عین حال در مرتبه عمل مشرک‌اند.
امام باقر(علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: منظور این آیه شرک در اطاعت است، نه شرک در عبادت. گناهانى که مردم مرتکب مى‌‏شوند، شرک اطاعت است؛ چرا که در آن اطاعت شیطان مى‏‌کنند و به جهت این کار براى خدا شریکى در اطاعت قائل مى‏‌شوند.[1]
از امام صادق(ع) نیز در تفسیر این آیه سؤال شد که منظور قرآن از این‌ که می‌فرماید اکثر مؤمنان مشرک‌اند، چیست؟ امام در پاسخ فرمودند؛ مردم بدون توجه، از شیطان اطاعت می‌کنند و اطاعت از شیطان شرک است.[2]

شرک و ایمان مفاهیم نسبی هستند

ايمان به خدا و شرك به او هم - كه حقيقتشان عبارتست از تعلق و بستگى قلب به خضوع و در برابر خدا يعنى ذات واجب الوجود و بستگى آن بغير او از چيرهايى كه مالك خود و چيز ديگرى نيستند مگر به اذن خدا، - دو مطلب اضافى هستند كه به اختلاف نسبت و اضافه، مختلف مى شوند.
پس مراد از شرك در آيه مورد بحث بعضى از مراتب شرك است، كه با بعضى از مراتب ايمان جمع مى شود، و در اصطلاح فن اخلاق آن را شرك خفى مى گويند.

و در آخر

با بررسی این آیه در می یابیم که پذیرش خدا و دین انتهای مسیر نیست، بلکه در مقام عمل نیز باید حقیقتا به خدا ایمان آورد و جز او هیچ موجودی را مستقل در تاثیر نپنداریم.

پی نوشت ها:
[1] تفسیر قمی، ج 1، ص 358
[2] کافی ج 2، ص397


- نظرات (0)

4 قانون طلایی

قوانین طلایی

در قرآن مجید در سوره آل‌عمران خداوند به پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله خطاب می‌کند: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم» به سبب رحمت خدا که از افق وجود تو طلوع دارد نسبت به همه مردم نرم‌خو هستی «وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك»(آل‌عمران، 159) اگر دچار خشم و سخت‌گیری بودی، اگر دچار سنگدلی و بی‌رحمی بودی، تمام آنهایی که کنارت بودند پراکنده می‌شدند می‌رفتند و هیچ نیرویی برایت نمی‌ماند، یک نیروی متدین و یا یک نیروی مبلغ دین تحملت را نمی‌آوردند، رنج می‌کشیدند و پراکنده می‌شدند؛ اما این رفتار نرم تو، خوش اخلاقی تو، آرام بودن تو و رقّت قلب تو سبب شده که مؤمن بشوند، همراهت بمانند، از تو اطاعت کنند، فرمان‌هایت را اجرا کنند و از همه بالاتر به خاطر این روش رفتاری تو که تجلی رحمت خداست از جان و مالشان هم بگذرند.

قانون اول: گذشت و عفو
بعد از مقدمه این آیه چهار دستور بسیار مهم هم به پیغمبر داده که اجرای این دستورها ریشه در همان نرم‌خوئی و اخلاق او داشت؛ فرمان اول: «فَاعْفُ عَنْهُم» از لغزش اینان، اشتباه اینان، رنج و آزاری که به تو دادند گذشت کن و چشم بپوش.
درک این آیه در بسیاری از شرایط سخت زندگی، بسیار سنگین و سخت است، چرا بیشتر ما حالت عصبانیت و خشم داریم، حالت کینه داریم، نه این‌که یکی از نزدیکان ما را بکشد و اعضای بدنش را تکه تکه کند، شخصی یک تلنگر به ما بزند حالا حالاها یادمان نمی‌رود و از دلمان بیرون نمی‌رود؛ ولی این اخلاق خداوند است که در ماجرای کشته شدن حضرت حمزه، می فرماید: یک نفر از شما را کشتند، یک نفرشان را بکش. خداوند در آیات دیگر می‌گوید: اگر گذشت کنید برایتان بهتر است چون نزد من اجر بیشتری دارید.

محبت، نرمی، گذشت و بخشش اخلاق الهی است و اثر هم دارد. این یک فرمان بود که اگر رحمت خدا در وجود پیغمبر اکرم موج نمی‌زد اجرای بسیاری از فرمان ها خیلی سخت بود ولی خیلی پیامبر در مواردی که لازم و دستور بود راحت گذشت می‌کرد پیغمبر، چرا؟ چون اخلاقش وصل به اخلاق الهی بود «یا سریع الرضا» خدا خیلی زودگذشت است.

قانون دوم: طلب مغفرت

فرمان دوم «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُم» حبیب من اینهایی که از خطاها، اشتباهات و برخوردهای نامناسبشان گذشت می‌کنی اگر از من طلب مغفرت کنند ممکن است دعایشان مستجاب نشود، مانع داشته باشند، اما تو که دعایت مستجاب است یقیناً برای آنها از من درخواست آمرزش کن، نه برای خودت، برای اشتباه‌‌های در حق دین، این فرمان دوم خدا بود.

پیغمبر اکرم این فرمان را چند بار اجرا کرد؟ این‌طور که نوشتند تا آخر عمرش یعنی از آن وقتی که این آیه در مدینه نازل شده تا پایان عمرش شبانه روز برای خطاکاران هفتاد بار از پروردگار طلب آمرزش می‌کرد.

اگر به ما بگویند از فلان خطاکار در حقت گذشت کن، می‌گوییم دلم راضی نمی‌شود، چرا راضی نمی‌شود؟ خدا که دوست دارد گذشت کنی دوست دارد برای طرفت طلب مغفرت کنی چرا دلت راضی نمی‌شود؟ برای چه دلت راضی نمی‌شود؟ خیلی از موارد باید دلمان راضی بشود، دلم نمی‌آید... دلم راضی نمی‌شود... سختم است... اینها اخلاق مؤمن نیست.

دلم راضی نمی‌شود یعنی چه؟

مگر در قرآن مجید نمی‌گوید: «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا»(حج، 38) شما اگر قدرت جریمه کردن افرادی که شما را اذیت کردند ندارید، من دفاع‌کننده از بندگان مؤمنم هستم و دفاعم هم دائمی است، من بلد هستم آنها را چه کار کنم، شما کاری نداشته باشید. خدا خودش در قرآن می‌گوید: از آنها می‌گذرم یا آنها راجریمه می‌کنم و یقیناً بیشتر هم میل پروردگار عزیز عالم به گذشت است.

قانون سوم: مشورت در تصمیم

«وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْر» به شخصیت مردم احترام بگذار حبیب من، تصمیم‌هایت را برای ملت در اتاق دربسته نبر در حالی‌که از گرفتاری‌های ملت، مشکلات ملت، رنج‌های ملت خبر نداری. در جهل به وضع مردم چه قانونی را برای حل مشکلات مردم وضع می‌کنی؟ باید آگاه به وضع مردم باشی تا قانون به نفع مردم و قانون مشکل‌شکن و قانون مشکل‌ برطرف‌کن ارائه کنی، نه این‌که بنشینی در اتاق دربسته با دو تا سه نفر قوانینی را وضع بکنی یا با پنجاه شصت نفر یا با صد نفر یا با دویست نفر بعد قانون را بدهی بیرون، قانون هم هزار جا به بن بست بخورد و مردم را در منگنه قرار بدهد، هر چه مردم ناله کنند مدام بگویی قانون است.
قوانین قرآن این‌طور نیست، قوانین روایات اهل‌بیت این‌گونه نیست.

قانون مطابق با درد مردم است، قانون مطابق با مشکلات مردم است، قانون حل‌کننده رنج و درد مردم است؛ اما قانون در اتاق دربسته، بی‌ارتباط به حال و وضع مردم است. قانون می‌آید ایجاد بن بست می‌کند، ایجاد مشکل می‌کند. خدا به پیغمبر می‌گوید: تصمیمات تک نفره ممنوع، تصمیم در اتاق دربسته بدون مردم ممنوع، تصمیم بدون ارتباط با مردم و بدون افکار زنده مردم ممنوع، «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْر» با اینکه تو عقلت از همه کاملتر است، علمت ملکی و ملکوتی است، به جوانب تمام امور احاطه داری ولی حبیب من بیرون در مسجد، جلوی روی مردم، آنها را جمع کن کاری که می‌خواهی پیشنهاد کنی به مشورت بگذار چون عقل‌ها که همه می‌آید روی هم را‌ه‌های خوبی را نشان می‌دهند و قوانین خوبی را ارائه می‌کنند این احترام به شخصیت مردم است.

قانون چهارم: توکل

«فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه» و وقتی تصمیم به اجرا گرفتی، من را به عنوان وکیل و مجری انتخاب کن که رحمت و قدرت و اراده من کار اجرایی شما را بدرقه کند و کار به ثمر برسد، آخر کار تصمیم بر اجرا را به من گره بزن. خدا را هم وارد کارتان کنید.

پایان آیه چقدر زیباست «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين» من عاشق مردمی هستم که من را در زندگی خودشان وکیل گرفتند، همه کارها را روبه راه می‌کنند بعد می‌گویند خدایا دیگر نوبت توست که به ما کمک بدهی، ما قدرت به ثمر رساندن کار را نداریم.


منبع:
"دستورات اخلاقی خدا به پیامبر در راستای تحقق جامعه دینی"؛ استاد حسین انصاریان،



- نظرات (0)

رمز پیروزی سپاه اسلام در جنگ احزاب

جنگ

با مروری بر تاریخ جنگ احزاب در صدر اسلام در می‌یابیم این جنگ، بسیج تمام دسته‌جات دشمنان اسلام یعنی منافقان، کفار و مشرکین مقابل پیامبر(ص) و سپاه اسلام جهت براندازی نظام اسلامی بود؛ از همین رو نام این جنگ به «احزاب» شهرت یافت. در این بین منافقان نیز بر آتش این فتنه دمیدند و با دشمنان هم‌پیمان شدند. 

 مشرکان قریش نیز به سرگردگی ابوسفیان که کینه زیادی از پیامبر(ص) و مسلمانان در دل داشتند، مستعد پذیرش پیشنهاد یهودیان مبنی بر جنگ علیه مسلمانان را بودند لذا زمانی که یهودیان به مکه نزد ابوسفیان رفتند، پیشنهاد آنان را را قبول کرد؛ مشرکان نیز پس از این معاهده خباثت‌آلود با تطمیع و تهدید سایر قبال و احزاب عرب بر تعداد لشکریان خود افزودند تا جایی که جمعیت آنان به بیش از سه برابر جنگ اُحد رسید؛ و بالاخره با این جمعیت به سوی مدینه لشکرکشی کردند و در نبردی نابرابر مقابل سپاهیان اسلام ایستادند، اما در نهایت با نصرت‌های الهی و مدیریت پیامبر(ص) و رشادت‌های امیرالمؤمنین(ع) مسلمانان به پیروزی رسیدند. آیات هفده گانه‌ سوره احزاب در این زمینه وارد شده است.  

پیش از این رهبر معظم انقلاب در بخشی از فرمایشات خویش در دیدار رئیس و نمایندگان و جمعی از کارکنان مجلس شورای اسلامی با اشاره به دشمنی همه‌جانبه با مردم ایران در چهل سال گذشته فرمودند: «چهل سال است که جبهه عظیمی از دشمنان همچون جنگ احزاب در صدر اسلام با هر کار ممکن مانند جنگ و تحریم و توطئه امنیتی، سخت‌ترین اقدامات خصمانه را علیه ملت ایران انجام داده‌اند اما امروز علم، اقتدار، پیشرفت، عظمت و حضور بین‌المللی ایران روزافزون و غیرقابل مقایسه با روز اول انقلاب است.» به این مناسبت گذری بر آیات مربوط به سوره احزاب خواهیم داشت. 

امدادهای غیبی رمز پیروزی سپاه اسلام

بر اساس آموزه‌های قرآن و نیز سایر کتب آسمانی یکی از عوامل مهمی که همواره باعث غلبه سپاهیان حق علیه لشکریان باطل می‌شد، نصرت‌های خداوند در قالب امدادهای غیبی بود. بر اساس این باور خداوند لشکریان حق را در سخت‌ترین شرایط و در حالی که به شکست نزدیک شده‌اند، توسط لشکرهای غیبی خود از ملائک و ... یاری می‌کرد؛ یکی از این وقایع مربوط به جنگ احزاب بود.

خداوند در این باره در آیه9 این سوره می‌فرماید: «یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَآءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَّمْ تَرَوْهَا وَ کَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیراً؛  اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آن گاه که (دشمنان شما در قالب) لشکریانى به سراغتان آمدند، ولى ما (براى دفاع از شما) تند بادى (سخت) و لشکریانى که آنها را نمى‏‌دیدید بر آنان فرستادیم، (و بدین وسیله دشمنان را قلع و قمع کردیم)، و خداوند به آنچه انجام مى‌‏دهید بیناست.» 

بر اساس این آیه می‌توان نتیجه گرفت یکی از مهم‌ترین سفارشات خداوند در جای جای آیات قرآن ذکر نعمت و شکر نعمت است؛ به این معنا که مؤمنان همواره یادآور محبت‌های خداوند باشند تا حدی که این یادآوری نعامت باعث غلبه بر مسائل منفی شود. متأسفانه اکنون شاهدیم عده‌ای با پررنگ جلوه دادن مسائل منفیِ نظام اسلامی سعی در پرده نهادن بر نعمات خداوند همچون امنیت و پیشرفت‌های علمی و معنوی دارند؛ لذا در این شرایط  انسان که در معرض فراموشى نعمت است، همواره نیاز به تذکّر دارد.

نکته دیگری که بر اساس این آیه می‌توان نتیجه گرفت آن است که شرط بهره‌مندی از امدادهای غیبی را در درجه اول ایمان به خداوند متعال و پیامبران بدانیم. در نهایت اینکه  اگر خداوند ببیند که ما به وظیفه‏‌ى خود عمل مى‏‌کنیم، امدادهاى خود را بر ما نازل مى‏‌کند. «کان اللّه بما تعملون بصیراً».


- نظرات (0)

اثبات امامت از قرآن

امیرالمومنین در قران


پرسش

آیا از آیات قرآن می‌شود امامت امام علی(ع) را اثبات کرد؟

پاسخ تفصیلی

تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب اهل سنت نقل شده است، بهترین راه برای اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت می باشد. در این راستا باید ببینید دلالت و مفاد آیه چیست و برای فهم مفاد و مدلول آیات، توجه به قرائن لفظیه و حالیه و روایاتی که شان نزول، تفسیر، مصداق آیات را بیان می کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

در قرآن مجید آیات فراوانی داریم که به بیان و اثبات امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه طاهرین دلالت دارد. و البته دلالت این آیات[1] با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی اسلام در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است، ما در اینجا به چند آیه اشاره می کنیم[2]:

1. آیه تبلیغ: ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت نازل شده است به طور کامل (به مردم) برسان، و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده ای، و خداوند تو را از (خطرهای احتمالی) مردم نگاه می دارد، و خداوند جمعیت کافران لجوج را هدایت نمی کند»[3].

خداوند متعال پیامبرش را با شدت هر چه تمامتر امر فرمود که رسالت خود را ابلاغ نماید و طبق روایات، پیامبر اکرم (ص) به دنبال نزول این آیه، در جایی به نام غدیر خم، حضرت علی(ع) را به جانشینی خود برگزید.[4]

جریان غدیر در سال آخر عمر پیامبر اکرم (ص) در حجة الوداع اتفاق افتاد و آن حضرت، با بیان «... من کنت مولاه فهذا علی مولاه...» یعنی …هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست و...، به امامت علی بن ابیطالب تصریح فرمود و رسالت خود را ابلاغ فرمود.

این واقعه توسط عده ی زیادی(110 نفر) از صحابه[5] پیامبر اکرم(ص) و همچنین از 84 نفر از تابعین و 36 نفر از دانشمندان و مؤلفین، نقل شده است. علامه امینی با مدارک و دلایل محکم از منابع معروف اسلامی(اهل سنت و شیعه)، در کتاب شریف الغدیر تمامی این نقل ها را آورده است.

2. آیه ولایت: «ولی و سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند[6]».

بسیاری از مفسران و محدثان گفته اند که این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است.

«سیوطی» از دانشمندان اهل سنت در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می کند که: «علی (ع) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد، پیامبر (ص) از سائل پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ سائل به حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است»، در این هنگام این آیه نازل شد.[7]

همچنین از دانشمندان اهل سنت «واحدی[8]» و «زمخشری[9]» این روایت را نقل کرده و تصریح کرده اند که آیه «انما و لیکم الله ...» درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

فخر رازی در تفسیر خود از عبدالله بن سلام نقل می کند، هنگامی که این آیه نازل شد، من به رسول خدا (ص) عرض کردم که با چشم خود دیدم که علی(ع) انگشترش را در حال رکوع به نیازمندی صدقه داد به همین دلیل ما ولایت او را می پذیریم! وی همچنین روایت دیگری نظیر همین روایت را از ابوذر در شأن نزول این آیه نقل می کند.[10]

طبری نیز در تفسیر خود روایات متعددی در ذیل این آیه و شأن نزول آن نقل می کند که اکثر آنها می گویند: درباره حضرت علی(ع) نازل شده است.[11]

مرحوم علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر، نزول این آیه درباره حضرت علی را با روایاتی از حدود بیست کتاب معتبر از کتاب های اهل سنت، با ذکر دقیق مدارک و منابع آن، نقل کرده است.[12]

در این آیه، ولایت حضرت علی(ع) در ردیف ولایت خدا و پیامبر(ص) قرار داده شد.

3. آیه اولی الامر: «ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا (ص) و اولی الامر از خودتان را[13]».

از سویی دانشمندان[14] گفته اند که آیه اولی الامر درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.

مثلا «حاکم حسکانی» حنفی نیشابوری (مفسر معروف اهل سنت) در ذیل این آیه پنج حدیث نقل کرده که در همه آنها عنوان «اولی الامر» بر علی (ع) تطبیق شده است.[15]

در تفسیر «البحر المحیط» نوشته «ابوحیان اندلسی مغربی» در میان اقوالی که درباره اولی الامر نقل کرده از مقاتل و میمون و کلبی (سه نفر از مفسران) نقل می کند که منظور از آن، ائمه اهل بیت (ع) هستند.[16]

«ابوبکر بن مؤمن شیرازی» (از علمای اهل سنت) در رساله «اعتقاد» از ابن عباس نقل می کند که آیه فوق درباره حضرت علی (ع) نازل شده است.[17]

از سویی دیگر در این آیه شریفه با سبک و سیاق واحد و عدم تکرار لفظ (اطیعوا)، اطاعت خدا و رسول و اولی الامر واجب شده است و از این جهت اولی الامر معصوم است (و الا دستور به اطاعت از آنها به نحو اطلاق معنی نداشت) همانطوریکه خدا و پیامبرش معصومند. و طبق آنچه در روایات آمده، معصومین منحصر در امامان شیعه اند.

آنچه بیان شد تنها بخشی از احادیثی بود که از کتب اهل سنت و راویان مورد قبول آنان و همچنین از کتب شیعه تنها درباره سه آیه، از آیاتی که درباره ولایت و امامت حضرت علی (ع) نازل شده است بیان گردیده و پیرامون این آیات و آیات دیگر نکات قابل توجه دیگری در میان کتب اهل سنت وجود دارد که برای اطلاع بیشتر باید به کتاب های معتبر مراجعه کرد.

غیر از این سه آیه که به صورت مختصر ذکر شد، آیات دیگری نظیر: آیه صادقین: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین[18]»و آیه قربی: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی[19]» نیز مستقیماً به ولایت و امامت حضرت علی (ع) و دیگر ائمه پرداخته است که در روایات پیامبر اکرم که در کتاب های اهل سنت و شیعه نقل شده، آمده است.

علاوه بر این آیات، آیات دیگری، بازگو کننده ی فضیلتی از فضیلت های حضرت علی (ع) و برتری آن حضرت بر سایر صحابه و یاران و نزدیکان پیامبر اکرم(ص) است. حال با استناد به حکم عقل که تقدیم «مرجوح» بر «ارجح» را قبیح می شمارد، می توان نتیجه گرفت که امامت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) حق حضرت علی (ع) است.

 
پی نوشت:
[1] برای آگاهی از اینکه چرا نام امامان به صراحت در قرآن نیامده است، مراجعه شود به نمایه: نام امامان‏علیهم السلام در قرآن.
[2] برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: دلایل اعتقاد به امامت و امامان.
[3] . مائده، 67. برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: اهل سنت و آیه تبلیغ.
[4] . مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 9، امامت در قرآن، ص 182 به بعد.
 [5]ابوسعید خدری، زیدین ارقم، جابر بن عبدالله انصاری، ابن عباس، براء بن عازب، حذیفه، ابوهریرة، ابن مسعود و عامر بن لیلی، از آن جمله اند.
[6] . مائده، 55.
[7] . الدرالمنثور، ج 2، ص 293.
[8] . اسباب النزول، ص 148.
[9] . تفسیر کشاف، ج 1، ص 649.
[10] . تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 26.
[11] . تفسیر طبری، ج 6، ص 186.
[12] . الغدیر، ج 2، ص 52 و 53.
[13] . نساء، 59.
[14] در تفسیر برهان نیز ده ها روایت از منابع اهل بیت (ع) در ذیل این آیه آمده است که می گوید: آیه مزبور درباره علی (ع) یا آن حضرت و سایر ائمه اهل بیت (ع) نازل شده و حتی در بعضی از روایات نام دوازده امام (ع) یک یک آمده است. تفسیر برهان، ج 1، ص 381 – 387.
[15] . شواهد التنزیل، ج 1، ص 148 تا 151.
[16] . بحر المحیط، ج 3، ص 278.
[17] . احقاق الحق، ج 3، ص 425.
[18] . توبه، 119. در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.( ینابیع المودة ص115 و شواهد التنزیل ج1 ص262)
[19] . شوری، 33. برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به نمایه: اهل بیت‏علیهم السلام و آیه‏ى مودت.


- نظرات (0)

مطابقت گناه و عذاب

بهشت و جهنم

شبهه:

خدا در آیه 38 اعراف، عذاب جهنمیان را دو برابر می‌داند، اما در آیه 160 انعام، عذاب آنها را یک برابر می‌داند.


پاسخ کوتاه:

آیه 38 اعراف راجع به گناهانی است که در واقع دو گناه بوده و بنابراین دوعذاب دارند، و این آیه با آیه 160 انعام که عذاب آنها را مطابق با گناه آنها می‌داند(یک عذاب) هماهنگ است.


پاسخ تفصیلی:

نکته اول: در آیه 38 اعراف می‌خوانیم: «هر امتى كه به آتش داخل شود امت همكيش خود را لعنت كند. تا چون همگى در آنجا گرد آيند، گروه‏ هايى كه پيرو بوده‏ اند در باره گروه ‏هايى كه پيشوا بوده‏ اند گويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، دو چندان در آتش عذابشان كن. گويد: عذاب همه دو چندان است.» در این آیه، خداوند عذاب انسان های گمراه کننده را دو برابر می داند از لحاظ اینکه آنها دو گناه انجام داده اند؛ هم گناه گمراهی خود و هم گناه گمراه کردن دیگران، و مطابق با گناه خود باید دو عذاب شوند. همچنین انسان های گمراه شونده، دو گناه انجام داده اند(مخصوصا آنها که در کار خود اصرار داشته اند) یکی گناه خود، و دیگری گناه تقویت ظالم و گمراه کننده. به همين دليل در حديث معروفى كه از امام كاظم(علیه السلام) درباره يكى از دوستانش بنام" صفوان" نقل شده مى‏‌خوانيم كه به هنگام نهى او از همكارى با دستگاه هارون الرشيد ستمگر فرمود: اگر مردم دستگاه آنها را گرم نكنند و به حمايتشان نشتابند چگونه مى ‏توانند حق پيشوايان عادل را غصب كنند".[1]بنابراین با دانستن این موضوع که بعضی از گناهان به مشابه دو گناه است، و عذاب آنها هم قاعدتا باید مطابق با آن(دو عذاب) باشد.

نکته دوم: در سوره مبارکه انعام آیه 160  این چنین استفاده می شود که نوع و میزان عذابی که انسان در آخرت به آن مبتلا می شود مطابق و مثل گناهی است که مرتکب شده است حال به هر اندازه که آن گناه بزرگ و قبیح باشد مطابق آن عذاب می شود، در واقع سخن روی عدد نیست، که کسی شبهه وارد کند و با آیات دیگر آن را در تضاد ببیند، به عبارت دیگر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این چنین بیان می دارد: « اين آيه به معناى آيه" وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها" [2] برمى ‏گردد، و مراد آيه بيان مماثلت جزاى سيئه با خود سيئه مى ‏شود نه بيان اينكه جزا يكى است و مضاعف نيست.»[3]

پی نوشت
[1]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، ج6، ص168.
[2]. پاداش عمل بد مانند خودش بد است. سوره شورى آيه 40.
[3]. ترجمه الميزان، مترجم  موسوى همدانى سيد محمد باقر، ناشر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1374 ش ج‏7، ص538.


- نظرات (0)

مأیوس کردن نیروهای داخلی نشانه انحراف و نفاق

سوره احزاب

مروری بر تاریخ جنگ احزاب در صدر اسلام در می‌یابیم این جنگ، بسیج تمام دسته‌جات دشمنان اسلام یعنی کفار و مشرکین مقابل پیامبر(ص) و سپاه اسلام جهت براندازی نظام اسلامی بود؛ از همین رو نام این جنگ به «احزاب» شهرت یافت. در این بین منافقان نیز بر آتش این فتنه دمیدند و با دشمنان هم‌پیمان شدند. خداوند در این باره در آیه12 سوره احزاب می‌فرماید: «وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً؛ و هنگامى که منافقان و کسانى که در دلهایشان بیمارى است مى‏‌گفتند: «خدا و فرستاده‏‌اش جز فریب به ما وعده‌‏اى ندادند.»

در واقع خداوند مى‌خواست در این میدان، آخرین ضربه بر پیکر کفر فرود آید و صف منافقان از مسلمین تمییز و دست توطئه‌گران را رو کند و مسلمانان راستین را سخت در بوته آزمایش قرار دهد. آیات هفده گانه‌اى که در سوره احزاب در این زمینه وارد شده، اهمیت این موقف را به خوبى مجسم مى‌کند.

پیش از این رهبر معظم انقلاب در بخشی از فرمایشات خویش در دیدار رئیس و نمایندگان و جمعی از کارکنان مجلس شورای اسلامی با اشاره به دشمنی همه‌جانبه با مردم ایران در چهل سال گذشته فرمودند: «چهل سال است که جبهه عظیمی از دشمنان همچون جنگ احزاب در صدر اسلام با هر کار ممکن مانند جنگ و تحریم و توطئه امنیتی، سخت‌ترین اقدامات خصمانه را علیه ملت ایران انجام داده‌اند اما امروز علم، اقتدار، پیشرفت، عظمت و حضور بین‌المللی ایران روزافزون و غیرقابل مقایسه با روز اول انقلاب است.» به این مناسبت گذری بر آیات مربوط به سوره احزاب خواهیم داشت. 

خداوند در اولین آیه این سوره خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیمًا حَكِیمًا؛ ای پیامبر تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت نکن زیرا خدادانا و حکیم است». بر این اساس طبق فراز «الکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ» می‌توان نتیجه گرفت کافران و منافقان در یک خط هستند؛ نیز باید با احیای معروف، جلوی منکر را بگیریم؛ زیرا ابتدا تقوای الهی سپس دوری از کافران و منافقان مطرح شده است: «إتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ». 

نکته دیگری که می‌توان از این آیات برداشت کرد، این است که بر اساس فراز «اتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ» پیروی از کافران و منافقان، بی تقوایی است و نیز طبق فراز «لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ»کفار و منافقان در نظر دارند به هر نحو ممکن نظر رهبران دینی را به خود جلب کنند.

در آیه12 همین سوره خداوند از منافقانی صحبت می‌کند که در میدان نبرد سعی در مأیوس کردن نیروها را داشتند. «وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُوراً؛ و آن گاه که منافقان و کسانی که در روحشان بیماری(شکّ و تردید)بود، گفتند: خدا و پیامبرش جز وعده های فریبنده به ما ندادند. سه پیام مهم این آیه از قرار ذیل است:

1- تلاش های تبلیغاتی منافقان دائمی است. «یَقُولُ الْمُنافِقُونَ»
2- مأیوس کردن رزمندگان و تضعیف روحیّه آنان،نشانه انحراف و نفاق است. ما وَعَدَنَا اللّهُ ...
3- در میان یاران پیامبر، برخی دچار شک و تردید و برخی دچار نفاق و دورویی بودند. «ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُوراً»

منبع:
تفسیر نور حجت‌الاسلام قرائتی


- نظرات (0)