سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

روزه چشم و گوش


قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.


امام صادق عليه السلام فرمود:


آنگاه كه روزه مى ‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم
روزه‏ دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»


الكافى ج 4 ص 87، ح 1









- نظرات (0)

ممشمول

قرآن و برخورد با والدین

در آیات و روایات بارها تأکید شده است که به پدر و مادر احترام بگذارید، و از آنها اطاعت و به آنها نیکی کنید. از جمله خداوند در سوره لقمان فرمود: «به انسان وصیت مى‏كنیم كه در مورد پدر و مادرش به نیكى رفتار بكند، مخصوصاً در مورد مادرش كه چند ماهى او را حمل مى‏كند و شكر نسبت به مادر و خداوند را فراموش نكنید.» (لقمان/ 14)

در ادامه تنها مورد استثناء را بیان می‌کند: «وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَى أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِى الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» (لقمان/15)

مضمون آیه این است که اگر پدر و مادر شما مشرک بودند و خواستند شما را مشرک بکنند، از آن‌ها اطاعت نکن. ولی در همین مورد هم می‌فرماید «در دنیا با آن‏ها مصاحبت پسندیده داشته باشید.»

بنابراین حتی اگر پدر و مادر مشرک باشند و تلاش بکنند انسان را از جاده توحید خارج بکنند، انسان حق بد رفتاری و قطع رحم ندارد و لازم است با آن‌ها با محبت و نیکی رفتار بکند.

از امام صادق (علیه السلام) حکایت شده است: (کافی، ج 5، ص 132، ح 1) «خداوند در مورد سه چیز اجازه ترك نداده است؛ اداى امانت، وفاى به عهد و نیكى به والدین»

اگر پدر و مادر از صله رحم یا خدمت فرزند استقبال نمی‌کنند یا رویشان را بر می‌گردانند، باید علت ناراحتی پدر و مادر را بیابند و برطرف بکنند.

در هر صورت حق قطع رحم، ترک احسان یا توهین به پدر و مادر را ندارند ، حتی اگر خود پدر و مادر خواهان ترک رابطه باشند.

بله! ممکن است پدر و مادر عصبانی باشند ناراحت بشوند یا مشکلی اخلاقی، عقیدتی، جسمی، روانی داشته باشند، اما هیچ کدام دلیل نمی‌شود که فرزند وظیفه خودش را انجام ندهد.

 

نکات آیه :

1. بعضی از مفسران (تفسیر المنار، ج 8، ص 185، تفسیر نمونه، ج 6، ص 34) می‌گویند: این که خداوند فرمود «بالوالدین» و نفرموده «الى والدین» برای این است که فرزندان خودشان بروند و به آن‌ها احسان بکنند، نه این که کسی را بفرستند تا کارهایشان را انجام بدهد.

یکی از آثار بی‌حرمتی به پدر و مادر گرفتار شدن به عذاب الهی است: «والذی قال لوالدیه افٍ لكما اتعد اننی ان اخرج و قد خلت القرون من قبلی و هما یستغیثان الله ویلك ءامن ان وعدالله حق فیقول ما هذا الا ساطیر الاولین»

2. طبیعت پدر و مادر این است که از رفت و آمد فرزند خشنود شوند. حال اگر از دیدن فرزند آزرده شدند، حتماً مشکلی یا سوء تفاهمی عامل آن شده است و فرزند با حل مشکل یا رفع سوء تفاهم باید آنان را مسیر طبیعی برگرداند.

در هر صورت اگر پدر و مادر از دیدار فرزند ناراحت شدند، مصداق نیکی این خواهد بود که مشکل را برطرف سازد و ارتباط را به روند طبیعی باز گرداند.

 

یکی از آثار مهم احترام و نیکی کردن به پدر و مادر

غفران الهی

خداوند در سوره اسراء بعد از آنکه دستور می‌دهد که نسبت به پدر و مادر نیکی و احترام و خضوع داشته باشید بعد از آن می‌فرماید: «رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِی نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِینَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِینَ غَفُورًا» (اسراء 25)

«پروردگار شما به آنچه در دلهاى خود دارید آگاه‏تر است. اگر شایسته باشید، قطعاً او آمرزنده توبه‏كنندگان است.»

اگر پدر و مادر شما مشرک بودند و خواستند شما را مشرک بکنند، از آن‌ها اطاعت نکن. ولی در همین مورد هم می‌فرماید «در دنیا با آن‏ها مصاحبت پسندیده داشته باشید»

و یکی از آثار بی‌حرمتی به پدر و مادر گرفتار شدن به عذاب الهی است:

«وَالَّذِی قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِی وَهُمَا یَسْتَغِیثَانِ اللَّهَ وَیْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ» (احقاف 17)

این آیه در مورد فرزند بی ایمان و حق نشناسی است که مورد عاق والدین واقع شده است و به پدر و مادر اف گفته و می‌گوید: «آیا به من وعده می‌دهید كه من در روز قیامت مبعوث می‌شوم در حالی كه قبل از من هم اقوامی بودند و مردند و هرگز مبعوث نشدند.»

این پدر و مادر مۆمن در مقابل این فرزند تسلیم نمی‌شوند آنها فریاد می زنند و خدا را به یاری می‌طلبند که وای بر تو ای فرزند! ایمان بیاور که وعده خدا حق است . اما او همچنان لجاجت می‌کند و در مقابل پدر و مادر می‌گوید اینها چیزی جز افسانه‌های پیشین نیست.

از این آیه معلوم می‌شود این فرزند کاملاً به پدر و مادر بی احترامی کرده و به حرف پدر و مادر گوش نداده بلکه حتی آنها را مسخره هم کرده است و سرانجام کار چنین افرادی را در آیه بعد روشن می‌کند و می‌فرماید: أُوْلَئِكَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِینَ (احقاف 18)

آنها کسانی هستند که عذاب الهی در باره آنها حتمی است و همراه با اقوام کافر از جن و انس که قبل از آنها بوده ، گرفتار مجازات دردناک می‌شوند و اهل دوزخ‌اند. (تفسیر نمونه ج 21، ص 337)


منابع:

کتاب شبنم مهر محمد علی رضایی اصفهانی

محمد رضا هفتنانیان- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه


- نظرات (0)

تیزبین کور

یه" کلمه‌ای قرآنی و پرکاربرد می‌باشد که در فارسی می‌توانیم آن را معادل نشانه بدانیم اما تأثیراتی که توجه و تفکر درباره آیات به ما گوشزد شده، به حدی وسیع است که تفکر فراوان درباره آن سزاوار است.

در اینجا می‌خواهیم اندکی درباره معنای لغوی و منظور قرآن از این کلمه بیندیشیم.

معنای اصلی آیه، همان علامت و نشانه است، معانى دیگر این کلمه همگی به همین معناى اصلى باز می‌گردد.

به قسمتى از كلمات قرآن كه از محلّى آغاز و به مقطعى ختم می شود آیه گوئیم ؛ زیرا كه آن از نشانه‏هاى خداوند است و بشر از آوردن نظیر آن عاجز می باشد.

موجودات عالم را از آن جهت آیات اللَّه می گوئیم كه نشانه‏هاى وجود خدا و صفات او هستند. آیه در قرآن به معنای معجزه و نشانه مهم نیز به کار رفته است.(1)

به طور کلی می‌توان گفت که آیه با عبرت در ارتباط است. آیه چیزی است که پس از عبور از ظاهرش باید به عمق آن رسید و معنای اصلی را کشف کرد. مثلاً دنبال هم شدن روز و شب در نظر خدا آیه است. در سوره بقره این "آیه" در کنار برخی آیه‌های دیگر ذکر شده است:

إِنَّ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتی‏ تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (2)

در اینجا خدا کسانی را وصف فرموده است که عقل خود را به کار می‌بندند. آنان کسانی هستند که از این امور نشانه و علامت و عبرت می‌گیرند:

خلق آسمانها و زمین – دنبال شدن شب و روز – کشتی که در دریا به نفع مردم در جریان است – آب بارانی که از آسمان فرود می‌آید و زمین مرده را زنده می‌کند – جنبندگان زمین – وزیدن بادها – ابرهای معلق میان آسمان و زمین.

مسأله آیه، به حدی بزرگ و مهم است که خدا حتی به دسته بندی آیه‌ها هم اقدام کرده است. برخی آیات را مرتبط با اهل تفکر، برخی را مرتبط با اهل علم، برخی را مرتبط با اهل یقین و ... معرفی می‌کند. (برای فهم این موضوع تفکر در آیات سوره روم سودمند است.)

از نظر قرآن کسانی که عقل خود را به کار انداخته باشند، این قدرت را پیدا می‌کنند که به این امور توجه کنند و از آنها به یاد خدا بیفتند

آیه‌های درونی و آیه‌های بیرونی

اما اگر کسی نخواهد از دنیای بیرون از خودش درس بگیرد، باز هم نشانه‌های فراوانی در درون خودش نهاده شده است. خدا در قرآن به ما از نشانه‌های موجود در آفاق(یعنی کرانه های بزرگ هستی) و نشانه‌های موجود در انفس(یعنی در درون خود ما) خبر داده است:

به زودی نشان خواهیمشان داد آیاتمان را در افق ها و در خودشان تا اینکه بدانند که او حق است ، این آیه در سوره فصلت قرار دارد:

سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ (3)

 

توجه به نشانه‌ها در مقابل عبور کورمآبانه از کنار آن

به همین مثال های آیه، از سوره بقره باز می‌گردیم.

کدام یک از ماست که هزاران شب و روز از عمر او نگذشته باشد؟ هیچ نسیم یا بادی به صورتش نخورده باشد؟ زنده شدن گیاهان در بهار را ندیده باشد؟... همه این امور در نظر ما ساده و بدیهی است.

شاید ابلهانه بنماید که در عمق شب و روز بیندیشیم. اگر کسی را مشغول تفکر در شب و روز ببنیم، ممکن است به او بخندیم یا نسبت حماقت بدهیم در حالیکه قرآن نگاهی کاملاً برعکس به این قضیه دارد. از نظر قرآن کسانی که عقل خود را به کار انداخته باشند، این قدرت را پیدا می‌کنند که به این امور توجه کنند و از آنها به یاد خدا بیفتند.

توکل
علمی که به خدا نزدیک می‌کند، علمی که از خدا دور می‌کند

تا اینجا واضح شد که توجه به طبیعت بیرونی و طبیعت درونی، ما را به یاد خدا نزدیک می‌کند.

در میان مردم عده‌ای هستند که با صرف وقت در کسب علوم تجربی، در راه شناخت طبیعت دقیق و ریزبین می‌شوند. بسیاری از این دانشمندان، هرچه داناتر می‌شوند، تحیرشان نسبت به پیچیدگی و نظم بی‌منتهای عالم بیشتر می‌شود و حالت خشوع نسبت به خدا پیدا می‌کنند؛ اما عده‌ای از دانشمندان، تنها به کسب اصطلاحات و یافتن دلایل سطحی و کشف قوانین می‌پردازند و در این مرحله باقی می‌مانند و نگاه درونشان راهی به سوی باطن عالم و یاد خدا پیدا نمی‌کند.

آمد و شد روز و شب، وزش بادها، حرکت کشتی ها و زنده شدن گیاهان در بهار، آنها را تنها به یاد حرکت وضعی کره زمین و اختلاف درجه حرارت و قانون ارشمیدس و قوانین زیست شناسی می‌اندازد و برای هر امری به دنبال یک قانون تجربی می‌گردند.

 

تیزبینانی که کور هستند

در مقابل آنها، موحدان نه تنها هیچ یک از قوانین قطعی علوم را انکار نمی‌کنند، بلکه از همه آنها به یاد خدا می‌افتند و به حساب و کتاب داشتن عالم و به یاد مرگ و به یاد حقیقت داشتن آخرت و نابود نشدن اعمال خیر و شر خود.

خدا در سوره فرقان این افراد را با این بیان ستوده است: آنانکه هرگاه به یاد نشانه‌های خدا انداخته شوند، در برابر آن به حالت کوری و کری نمی‌افتند:  وَ الَّذینَ إِذا ذُكِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً (4) یعنی قرآن به ما می‌گوید که بسیاری از مردم در مواجهه با آیه‌های الهی کور و کر هستند.

 

نشانه‌هایی که خدا از درون خودمان به خودمان نشان می‌دهد

از آیه 53 سوره فصلت آموختیم که همه نشانه‌های خدا در بیرون ما نیستند؛ بلکه بعضی از نشانه‌ها را هم خدا در درون خود ما قرار می‌دهد(آیات انفسی):

سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ

یعنی اتفاقاتی در جسم و روحیه خود بر اثر زمان مشاهده می‌کنیم که حقانیت خدا برای ما عملاً ثابت می‌شود. بنابراین اگر انسان لجوجی نباشیم، حتما با گذشت زمان، نشانه‌های الهی را در درون و بیرون خود مشاهده خواهیم کرد.

مطابق روایات، در هنگام ظهور حضرت‌، نشانه‌های بیرونی و نشانه‌های درونی به حدی برای مردم پیدا می‌شود که برای کسانی که حق طلب باشند جای شکی باقی نمی‌گذارد

سوال خدا از ما

در انتهای این آیه، خدا یک سۆال را از پیامبر پرسیده است که مطابق قانون "به در بگو تا دیوار بشنود" مخاطب این سوال خود ما هستیم:

آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی دیدنی است؟

پاسخ این سوال را زمانی می‌توانیم بدهیم که به نشانه‌ها توجه کنیم و از کنار امور کوچک و بزرگ، به سادگی نگذریم، مگر آنکه متوجه نشانه‌ بودن آنها بشویم. اگر اشیاء را به صورت صرف همان اشیاء‌ ببینیم، در نگاه خود دچار کوتاه بینی و سرسری عبور کردن شده‌ایم. این نحوه نگاه به عالم، میان انسان های مومن و کافر و حتی حیوانات مشترک است.

بنابراین پاسخ سوال خدا از ما این است: چرا کافی است.‌ پروردگارا تو در همه چیز، دیدنی هستی و به قول باباطاهر:

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم                   به دریا بنگرم دریا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت              نشان روی زیبای تو بینم

 

طلوع مجدد این آیه با ظهور خورشید دوازدهم

در روایات آمده که قرآن همانند خورشید و ماه در جریان است، یعنی هر روز و شب حرف نو و مصداق نویی پیدا می‌کند(5) این طلوع هر چند روزانه درباره کل قرآن رخ می‌دهد، به شکل ویژه‌ای در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام درباره آیه فوق نیز رخ خواهد داد.(6)

مطابق روایات، در هنگام ظهور حضرت‌، نشانه‌های بیرونی و نشانه‌های درونی به حدی برای مردم پیدا می‌شود که برای کسانی که حق طلب باشند جای شکی باقی نمی‌گذارد.

 

پی نوشت ها:

1. قاموس قرآن ذیل ماده آیه

2. سوره بقره، آیه 164

3. سوره فصلت، آیه 53

4. سوره فرقان، آیه 73

5. وسائل الشیعه، ج27، ص196

6. کافی،‌ج8، ص166و381

روح الله رستگار صفت


- نظرات (0)

بهترین روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان

و صوم اللسان خير من صيام البطن.


امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است

 و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.


غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80



- نظرات (1)

لذت سحر

لذت اشک مناجات سحر، مشهود است
حال آشفته دل از دیده تر مشهود است


منتی نِه ز کرم، دست زمین خورده بگیر
همه جا سایه لطف تو به سر مشهود است

راه خود را سحری جانب ما مایل کن
دست خالیِ گدا وقت گذر مشهود است


حال و روز من هجران زده دیدن دارد
حال دل سوخته از آه جگر مشهود است

هنر آن نیست نسوزی به میان آتش
بین خاکسترِ پروانه هنر مشهود است


هر که فانی نشود جام بقایش ندهند
مردیِ مرد به هنگام خطر مشهود است


من و تنهایی در قبر خودم می دانم
اوج بیچارگیم وقت سفر مشهود است



- نظرات (2)

وفای به عهد نوع

وفای به عهد و پیمان که یکی از فرایض و از جمله آداب معاشرت و حسن سلوک با مردم به شمار می رود، باید همیشه مورد توجه سالک الی الله باشد.

در قرآن مجید و روایات اسلامی به این امر فوق العاده اهمیت داده شده که برخی از آیات و روایات را یادآور می شویم.

 

وفای به عهد در قرآن

وفای به عهد علامت ایمان

قرآن مجید یکی از ویژگی ها و خصوصیات افراد با ایمان را وفای به عهد می داند و می فرماید:

«وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ1 ؛ مؤمنان آنها هستند که امانت ها و عهد خود را مراعات می کنند.

نشانه نیکوکاران:

در جای دیگر، قرآن مجید وفای به عهد را نشانه افراد نیکوکار دانسته و می فرماید:

«... الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا...». 2؛ ... نیکوکاران کسانی هستند که به عهد خود (هنگامی که عهد بستند) وفا می کنند... .

 

اسماعیل صادق الوعد:

دراهمیت وفای به عهد همین بس که خدای متعال آنگاه که می خواهد از حضرت اسماعیل(ع) به عظمت نام ببرد وفای به عهد را به عنوان یکی از اوصاف برجسته او یادآور می شود و می فرماید:

«وَ اذْکرْ فِی الْکتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا3 ؛ در کتاب آسمانی خود از اسماعیل یاد کن که او در وعده هایش صادق، و رسول و پیامبر بزرگی بود.

جالب آنکه در این آیه وفای به عهد را پیش از مقام نبوّت و رسالت می آورد، گویی که صدق وعد پایه نبوّت است. به هر حال، قرآن مجید درباره وفای به عهد زیادسفارش کرده و می فرماید:

«... أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً4  ؛ ... به عهد (خود) وفا کنید که از عهد سؤال می شود.

 

اهمیت وفای به عهد در روایات

در روایات نیز به وفای به عهد و پیمان توصیه زیادی شده است که توجه شما را به پاره ای از آن روایات جلب می کنیم.

وفای به عهد از ویژگی های مؤمنان:

رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیف اذا وعد.5 ؛ آن کس که به خدا و روز جزا ایمان دارد باید به وعده خود وفا کند.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

ان الوفاء بالعهد من علامات اهل الدین.6 ؛ وفای به عهد از نشانه های مردم متدیّن است.

در حدیث دیگری رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

لا دین لمن لا عهد له.7 ؛ کسی که پای بند به پیمان خود نباشد دین ندارد.

خلف وعده، علامت نفاق:

در حدیثی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده است که فرمود:

آیه المنافق ثلاثٌ إذا حدیث کذب و إذا وعد أخلف و إذا ائتمن خان.8 ؛ نشانه منافق سه چیز است: دروغگویی، پیمان شکنی، و خیانت در امانت.

وفای به عهد همانند نذر است

هشام بن سالم می گوید: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

وعده المؤمن اخاه نذرٌ لا کفاره له فمن أخلف فبخلف الله بدأ و لمقته تعرض و ذلک قوله: «یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتاً عندالله انتقولوا ما لا تفعلون؟»9

وعده ای که مؤمن به برادر دینی خود می دهدنوعی نذر است که وفا کردن به آن لازم است جز اینکه کفاره ندارد و هر کس از وعده ای که داده است تخلّف کند با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم پروردگار قرار داده و این همان است که قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟». 

مسئله وفای به عهد از مسائل مهم و اساسی به شمار می رود که در دین مقدس اسلام مورد کمال عنایت قرار گرفته است، زیرا اگر بنا باشد به این مسئله اساسی توجه نشود زندگی مردم متلاشی خواهد شد و در اثر بی نظمی و هرج و مرج مردم از یکدیگر سلب اعتماد خواهندکرد و در نتیجه زیربنای روابط اجتماعی سست می شود
خشم خدا

خلف وعده، موجب خشم خدا است

امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در فرمان خود به مالک اشتر فرمود:

إیاک...ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک... و الخلف یوجب المقت عندالله و الناس قالالله تعالی «کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون»... .10

بپرهیز از اینکه به مردم وعده بدهی و تخلّف کنی... زیرا (تخلف از وعده) موجب خشم خدا و مردم خواهد شد، چنانکه قرآن می فرماید: «نزد خدا بسیار خشم آور است که بگویید چیزی را که به آن عمل نمی کنید»... .

وفای به عهد از حقوق ایمانی است:

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: المؤمن اخوا المؤمن عینه و دلیله لایخونه ولایظلمه و لا یغشه و لا یعده عده فیخلفه.11 مؤمن برادر مؤمن و مانند چشمو راهنمای اوست، به او خیانت نمی کند و ستم روا نمی دارد و او را فریب نمیدهد و به او وعده ای نمی دهد که تخلّف کند.

 

تذکر لازم

همان گونه که از آیات و روایات استفاده می شود مسئله وفای به عهد از مسائل مهم و اساسی به شمار می رود که در دین مقدس اسلام مورد کمال عنایت قرار گرفته است، زیرا اگر بنا باشد به این مسئله اساسی توجه نشود زندگی مردم متلاشی خواهد شد و در اثر بی نظمی و هرج و مرج مردم از یکدیگر سلب اعتماد خواهندکرد و در نتیجه زیربنای روابط اجتماعی سست می شود. از این رو اسلام آنقدربه وفای به عهد اهمیت می دهد که حتی در مورد دشمن و کسی که از نظر عقیده و مسلک و هدف با انسان توافق ندارد وفای به عهد و پیمان را لازم می شمرد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: ثلاثٌلم یجعل الله عزوجل لاحد فیهن رخصه: أداء الامانه الی البر و الفاجر والوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا اوفاجرین.12

سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه تخلّف از آن را نداده است: ادای امانتدر مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و وفای به عهد درباره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یابدکار.

در آئین مقدس اسلام وفای به عهدیکی از وظایف مسلمین است، خواه موقع جنگ باشد یا در حال عادی، طرف پیمان مسلمان باشد یا غیر مسلمان، که برای نمونه به برخی از آیات و روایاتی که دراین باره رسیده است می پردازیم.

قرآن مجید می فرماید:

إِلاَّالَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکمْشَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْعَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ.14 ؛ مگرکسانی از مشرکان که با آنها عهد بسته اید و چیزی از آن فروگذار نکرده اندو با احدی بر ضدّ شما همدست نشده اند. پیمان آنها را تا پایان مدّتش محترم بشمرید، زیرا خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد.

رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

المسلمون اخوه تتکافی دمائهم و یسعی بذمتهم ادناهم هم ید علی من سواهم.15

ارزش خون مسلمانان با یکدیگر برابر است و امانی که کوچکترین فرد آنها می دهدبرای همه شان محترم است و آنها در مقابل بیگانگان به هم پیوسته و دارای قدرت متشکل و فشرده اند.

به هر حال، پای بند بودن به تعهّدات (با دوست و دشمن) از مهمترین پایه های نظام اجتماعی بشر است که باید انسان به وعده خود وفا کند و وفای به عهد تا آن حد از نظر اسلام اهمیت دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

أقربکم منی غدا فی الموقف أصدقکم للحدیث وآداکم للامانه و اوفاکم بالعهد.17

نزدیکترین افراد روز قیامت نسبت به من کسانی هستند که در سخن راستگوتر، در ادای امانت کوشاتر و در عهد و پیمان از یکدیگر با وفاتر باشند.

 

ارزیابی قدرت هنگام تعهد

به خاطر اهمیت فوق العاده ای که وفای به عهد دارد در تعلیمات اسلامی آمده است هر کس بخواهد به دیگری وعده ای بدهد باید در موقع دادن تعهّد، قدرت خود را ارزیابی کند که آیا می تواند به وعده ای که می دهد وفا کند یا نه و درصورتی که توانایی ندارد وعده ندهد.

امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:

لا تعد بما تعجز عن الوفاء.18 ؛  چیزی را که از وفا کردن به آن عاجزی وعده مکن.

و فرمود:

لا تعدن عده لا تثق من نفسک بإنجازها.19 ؛ چیزی را که یقین به وفای آن نداری وعده مده.


 [1] . مؤمنون / 8، معارج / 32.

[2] . بقره / 177.

[3] . مریم / 54.

[4] . اسراء / 34.

[5] . اصول کافی، ج 2 / ص 364، حدیث 2.

[6] . سفینه البحار، ج 2 / ص 675.

[7] . بحارالانوار، چاپ بیروت، ج 72 / ص 96.

[8] . المستطرف، ج 1/ ص 198.

[9] . اصول کافی، ج 2 / ص 364، حدیث 1.

[10] . نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 53.

[11] . اصول کافی، ج 2 / ص 166، حدیث 3.

[12] . اصول کافی، چاپ اسلامیه، ج 2 / ص 162، حدیث 15؛ بحارالانوار، چاپ بیروت، ج 72 / ص 92.  [14] . توبه / 4.

[15] . وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 19، ص 55.

 [17] . همان، ج 72، ص 94؛ تحف العقول، ص 32.

[18] . فهرست غرر، ص 407، شماره 10177.

[19] . همان، شماره 10297. 

 


- نظرات (0)