سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بی خاصیت ترین آدم های دنیا!!

«وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ یَقْدِرُ عَلَىَ شَیْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لاَ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ» (سوره نحل آیه 76)

و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند: دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد. هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد. آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است یكسان است؟ 


ما معمولاً به "خاصیّت" ها خیلی اهمیت می دهیم ، خاصیت میوه ها، غذاها، گیاهان، سنگ ها و ....

اما شاید به خاصیت خودمان هرگز فکر نکرده باشیم که آیا ما هم خاصیتی داریم؟ یا اصلاً خاصیت انسان ها به چیست ؟

اگر کمی به اطرافمان دقت کنیم، خاصیت آدم ها را در خواهیم یافت ، نیازی هم به آزمایشگاه و تجزیه و ترکیبشان نیست.

بعضی آدم ها هستند که خیلی راحتند، می خورند و می ریزند و می پاشند و هرگز برایشان اهمیتی ندارد که کاری که می کنند ، حرفی که می زنند، و وجودشان آیا برای دیگران سودی دارد یا خیر .

این ها برایشان این چیزها مهم نیستند یعنی خاصیتی ندارند همین که خودشان را این طرف و آن طرف می کشند هنر کرده اند، هرگز هیچ مسۆلیتی به عهده نمی گیرند ، معمولاً شخصیت هایی وابسته اند و اطرافیان از اینها فراری هستند چرا که خرده فرمایشاتشان تمامی ندارد و خدای ناکرده اگر کوچکترین کاری از آنها خواسته شود از پسش بر نمی آیند یا زحمت را دو برابر می کنند .

به قول معروف " اگر هزارتا چاقو بسازند یکیش دسته نداره" نه هدفی دارند ، نه انگیزه ای ، نه رویایی و نه تلاشی اینها چیستند به جز تلی از گوشت متحرک ؟! 


آدم های پر خاصیت؟

اما در مقابل افرادی هستند پر خاصیت، وجودشان پر از خیر و برکت است، حرف زدنشان، عمل کردنشان افکار و عقایدشان همه مملو از خیر است، معمولاً مسۆلیت پذیرند، هرگز سربار دیگران نمی شوند و همه مشتاق ارتباط با اینان هستند، در زندگیشان والاترین هدف ها را دنبال می کنند و خور و خواب برایشان در پایین ترین درجه اهمیت قرار دارد.

خلاصه بعضی ها مثل کدو تنبل هستند ؛ بزرگترین جسه را دارند و کمترین خاصیت را و بعضی مثل لیمو ترش هستند ؛ کوچک و پر از خاصیت.

این مثال برای روشن شدن حالات دو دسته از انسان هاست ، کافران و مۆمنان ، آدم های بی خاصیت را کافر و کسانی معرفی می کند که به خاطر اینکه بار مسۆلیت بندگی را به عهده نگیرند از پذیرفتن دین خدا شانه خالی می کنند نمونه های مدرنش پر است در شهر ما

خداوند متعال برای توصیف انسان های بی خاصیت و انسان های پر خاصیت مثال زیبایی می زند و می فرماید : «و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند: دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد. هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد. آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است یكسان است؟ »

این مثال برای روشن شدن حالات دو دسته از انسان هاست : کافران و مۆمنان، آدم های بی خاصیت را کافر و کسانی معرفی می کند که به خاطر اینکه بار مسۆلیت بندگی را به عهده نگیرند ، از پذیرفتن دین خدا شانه خالی می کنند نمونه های مدرنش پر است در شهر ما، کسانی که چون حوصله نماز خواندن، روزه گرفتن و حجاب داشتن و ...ندارند ترجیح می دهند که مسلمان نباشند ، می خواهند زرتشی باشند و مسیحی بشوند و خلاصه انجمن دل های پاک را تشکیل داده اند (کسانی که ادعا دارند دل باید پاک باشد و احکام و عبادات مهم نیستند!!!)

و مۆمنان را کسانی معرفی می کنند که در بندگی ثابت قدم هستند ، با اعمال و کردارشان دیگران را هم دعوت به خوبی ها می کنند و طبیعتاً این ها با هم یکسان نیستند.

پاسخ شما به این سوال خداوند چیست؟

خاصیت ما چیست؟

ما از کدام دسته ایم؟


- نظرات (0)

شما در کدام ایستگاه پیاده می شوید؟

وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏اندیشید؟ (60 / قصص)

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت : مقصد ما خداست ، کیست که با ما سفر کند؟

به نظر شما عاقلانه ترین کار چیه؟ توقف در ایستگاه دنیا یا رسیدن به مقصد نهایی؟ انتخاب کالای باقی یا فانی؟!

تا به حال چه قدر به نعمت هایی که در ایستگاه دنیا به ما داده شده فکر کرده اید؟ نعمت سلامتی، آرامش ، امنیت ، پدر و مادر فرزند ، مال دنیا و....

چه قدر از این نعمت ها استفاده می کنیم؟! چه قدر برای ایستگاه دنیا و اسباب و وسایل آن ارزش قائل هستیم؟! چه مقدار از زندگی خود را خرج این ایستگاه کرده ایم؟!

به نظر شما این ایستگاه و نعمت هایش پایدار و ماندنی هستند یا ناپایدار؟!

چه قدر ارزش دارند که برایشان وقت بگذاریم و زندگیمان را بر مدار آنها حرکت دهیم؟!

اصلاً تا به حال به هشدارهای قرآن پیرامون ایستگاه دنیا توجه کرده اید؟

واقعاً این همه هشدار چه لزومی داره؟! آیا غیر از اینه که وقتی یک موضوع از اهمیت بالایی برخوردار بشه ، توجه به آن و تأکیدات پیرامون آن نیز بیشتر می شود؟!

پاسخ شما به این سوال خدا چیست؟

و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏اندیشید؟

تا به حال به آیات و روایاتی که پیرامون ایستگاه دنیا و کالاهای آن اشاره شده دقت کرده اید:

دنیا چه سراى نیكویى است براى كسى كه آن را خانه همیشگى خویش نداند و چه جایگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد».[ میزان‏الحكمه، ج 4]

و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏اندیشید؟ (60 / قصص)

بالاخره ما در ایستگاه دنیا چه کاره ایم؟در تلاش برای دنیا باشیم یا نه؟ دنیا را مورد توجه قرار دهیم یا مقصد نهایی (آخرت) را؟

بعد از بررسی آیات و روایات به این نتیجه خواهیم رسید که : 

دنیا و تمامی نعمات دنیوی ای که خدا در اختیارمان قرار داده ایستگاهی هستند برای گذشتن!

به عبارتی اگر محبت به دنیا ( از جمله محبت به خویشتن، مال، فرزند و خانواده و ... ) فریب خوردن از زر، زور و تزویر را به دنبال داشته باشد و زمینه غفلت از آخرت و خداوند را فراهم نماید، این دنیا مذموم است و این چنین دنیایی است در توصیف آن فرموده اند : « حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ كُلِّ خَطِیئَةٍ وَ مِفْتَاحُ كُلِّ سَیِّئَةٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ كُلِّ حَسَنَة؛ حب دنیا رأس هر خطا و اشتباهى مى‏باشد».[ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1ص 21]

البته حواسمون باشه که اگر در آیات و روایات می بینیم که از دنیا نهی می کند و توجه را به آخرت می دهد از این باب نیست که دنیا را باید بوسید و کنار گذاشت بلکه از این باب است که دنیا و لذات آن را نچسبیم و آخرت را رها نکنیم.

به عبارتی از دنیاپرستى، آخرت فروشى، غافل‏شدن، سرمست شدن در آن نهی شده ایم، ولى اگر بتوانیم در چهارچوب عدل و انصاف سراغ دنیا و زینت های آن برویم و از كمالات دیگر و آخرت غافل نشویم و نگاهمان به دنیا به گونه ای باشد که آن را گذر و فانی و ناپایدار بدانیم، این نگاه همان نگاه آخرتی خواهد بود و بسیار هم زیباست.

به نظر می رسد که انسان عاقل و اهل تفکر، آنچه را که پایدار و باقی است را بر آنچه که قطعی نبودنش به یقین رسیده، ترجیح نمی دهد!

و چه زیباست اگر نگاهمان به ایستگاه این گونه شود: «دنیا چه سراى نیكویى است براى كسى كه آن را خانه همیشگى خویش نداند و چه جایگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد».[میزان‏الحكمه، ج 4]


- نظرات (0)

فرصت را از دست ندهیم

گذر زمان

قال امیرالمومنین علی (علیه‎السلام):

اضاعة الفرصة غصه؛ از دست دادن فرصت، مایه غم و اندوه است. (1)

 

شرح حدیث:

عمر انسان كوتاه و زودگذر است، و فرصت‎هاى زندگى كوتاهت‏ر و زودگذرتر از آن. هر روزى كه از عمر انسان مى‏گذرد، تعدادى از فرصت‎هاى زندگى او نیز براى همیشه از دست مى‏رود و نابود می‎شود.

چون فرصت‎هاى زندگى، دیگر قابل بازگشت نیستند، باید از هر فرصتى بهترین استفاده را بكنیم. استفاده كردن از فرصت، یعنى این كه هر كارى را در وقت مناسب انجام دهیم.

اگر فرصتى كه امروز، براى انجام كارى در اختیار ما است از دست برود، فردا، براى آن كار، فرصتى نخواهد بود. چون فرصت‎هاى فردا هم، مخصوص كارهاى دیگران است كه هر یك باید در وقت خود انجام شود، و دیگر نمى‏توانیم كارى را كه فرصت انجامش امروز بوده، براى فردا بگذاریم، در آن صورت، كارهایى هم كه باید در فرصتهاى فردا انجام شود، عقب مى‏افتد، و اگر كار به همین شكل پیش برود، تمام فرصت‏هاى روزهاى آینده ما نیز، تباه مى‏شوند و از دست مى‏روند.

پس هر كارى را، باید در فرصت مناسب آن كار انجام داد، وگرنه ممكن است كه دیگر، هیچگاه فرصتى براى انجام آن پیدا نشود.

مثلا سنین كودكى و نوجوانى، فرصت مناسب تحصیل علم و آموختن دانش است. كس كه چنین فرصت مناسبى را از دست برهد، در سالهاى بعد، گرفتهاریهاى زندگى، اشتغال به كار و تأمین معاش، رسیدگى به امور خانه و همسر و فرزندان، و دهها مسئولیت دیگر، به او اجازه و فرصت تحصیل نخواهد داد.

بهمین دلیل است كه انسان باید هر فرصتى را كه پیش مى‏آید، غنیمت بشمارد و از آن بهترین استفاده را بكند. و گرنه، از دست دادن فرصت، مایه غم و اندوهى مى‏شود كه به هیچ قیمتى، قابل جبران نخواهد بود.

 

پی نوشت:

1- نهج البلاغه، ح /118

برگرفته از پندهاى كوتاه از نهج البلاغه، هئیت تحریریه بنیاد نهج‏البلاغه.


- نظرات (0)

فرصت هایمان را دریابیم!

فرصت هایمان را دریابیم!

یك سال دیگر هم گذشت . لحظه به لحظه های عمرمان در حال سپری شدن است .

آیا تا به حال با خود خلوت کرده ایم و پیرامون چگونگی سپری کردن عمرمان اندیشیده ایم ؟!

آیا تا به حال به این نکته توجه کرده اید که در زندگی چه فرصت هایی را داشته ایم اما دریغا که به هدر رفته اند؟!


سخن پیرامون بهره‌گیری از فرصت‌ها

پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَات‏»(بحارالانوار/ج68/ص221) در طول سال در تمام عمر یك لحظه‌هایی پیش می‌آید ، نگذاریم که لحظه ها به هدر برود ، از آن ‌ها استفاده كنید، نگذارید فرصت‌ها از دست برود.

امیرالمؤمنین در کلامی فرمودند : شب و روز در تو اثر می‌گذارند و در تو عمل می کنند ، تو هم یك چیزی از آنها بگیر.

نگذاریم شب و روز از ما بهترین ها را بگیرند و ما دستت خالی باشیم. «أن اللیل و النهار یعملان فیك ، و یأخذان منك ، ‏  ،فخذ منهما .» (غررالحكم/ص151)

امام صادق علیه السلام فرمود: «الْمَغْبُونُ مَنْ غُبِنَ عُمُرَهُ سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ» (وسایل الشیعه/ج16/ص94) مغبون كسی نیست كه زمینش ارزان شود یا سكه‌اش یا ماشینش کم شود ، كسی كلاه سرش رفته است كه ساعات عمرش آتش گرفته و چیزی در دست ندارد.

خیلی‌ها طول عمر دارند اما از عمرشان استفاده نمی‌كنند. امام زین العابدین در بیانی می فرمایند: خدایا اگر عمرم به درد می‌خورد و در راه تو مصرف می شود، به من طول عمر بده؛ «وَ عَمِّرْنِی مَا كَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِك‏» (دعای مكارم الاخلاق، دعای 20 صحیفه سجادیه)

 

بهره‌گیری از دنیا برای آخرت

قرآن می‌فرماید: «وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا» (قصص/77) از دنیا كام بگیر. منتهی حدیث داریم این گونه كام بگیر: «أَنْ تَطْلُبَ بِهَا الْآخِرَةَ» (بحارالانوار/ج68/ص177) یعنی از دنیا ذخیره‌ی قیامت كن. ماشین‌ها در ایام نوروز كه مسافرت می‌روند و بنزین می‌زنند، نگاه می‌كنند اگر مسافت دور است، بنزین بیشتری می‌زنند.

حضرت در جایی فرمودند : «آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ ؛ وای! از کمی توشه.»(بحارالانوار/ج33/ص274)

امام حسن علیه السلام فرمود: «فالمؤمن یتزود و الكافر یتمتع ؛ مؤمن برای قیامتش ذخیره  می‌كند و كافر فقط كام می‌گیرد.» (بحارالانوار/ج63/ص333)

امام كاظم فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغَ» (وسائل‏الشیعة/ج17/ص58) اگر كسی از فرصتی استفاده نكند عمرش را به بطالت بگذراند، مورد غضب خداست. در قیامت سؤال می‌كنند عمرت را چه كردی؟ از چند چیز سؤال می‌كنند از عمرت به خصوص از جوانی، می‌گویند: جوانی‌ات را چه كردی؟

«الدُّنْیَا سَاعَةٌ فَاجْعَلْهَا طَاعَة ؛ دنیا ساعاتی است. پس تو از آنها استفاده کرده و به اطاعت سپری کن»

از دست دادن عمر، بدتر از دست دادن جان است

«ان فوت الوقت اشد من فوت الروح ؛ عمر را از دست بدهی ، بهتر از این است كه جانت را از دست بدهی . لان فوت الروح انقطاع من الخلق ؛ آدمی كه جانش تمام شود ، از مردم جدا می‌شود . و فوت الوقت انقطاع الحق ؛ اما کسی که  دقیقه‌های عمرش را تلف كند، از حق فاصله گرفته است .»
روح ایمان

دنیا، ساعتی است برای طاعت

«الدُّنْیَا سَاعَةٌ فَاجْعَلْهَا طَاعَة ؛ دنیا ساعاتی است. پس تو از آنها استفاده کرده و به اطاعت سپری کن» (بحارالانوار/ج67/ص68)

 

اطاعت یعنی چه؟

همسرداری خوب ، عبادت است. بچه‌داری خوب ، عبادت است ؛ هركاری كه یك هدف مقدس را به همراه داشته باشد ، اطاعت است.

 

فارغ التحصیلی و بازنشستگی دراسلام

ما در اسلام بازنشستگی نداریم. قرآن یك كلمه‌ی «فراغ» دارد ، آنجا که می فرماید : «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ » (شرح/7) اگر از کاری فارغ شده و دست کشیدی ، به كار جدید دست بزن ،البته كاری که جهت‌دار و هدفمند باشد.

 

هدفمند كردن همه‌ی كارها برای خدا

همه‌ی كارها باید هدفمند برای خدا و در راه او باشد .

یکی از دستورات اسلام برای حلال شدن گوسفندی که ذبح می شود این است که در هنگام ذبح خداوند را با عبارت بسم الله الرحمن الرحیم یاد کنیم ، به این معنا که اگر حیوان بدون نام و یاد خداوند کشته شود ، اسلام آن گوشت را حلال نمی داند .

همه چیز حتی آن گوشتی كه بنا است سلول بدن ما شود، باید رنگ خدایی پیدا کند.

 

روز قیامت، روز حسرت

حدیث داریم روز قیامت لحظه‌های عمر آدمی از میان دیدگان او عبور می کند و آن لحظه است که انسان به خاطر لحظه ها و فرصت های از دست رفته اش حسرت می خورد ، با خود خواهد گفت : ای کاش آن زمانی که می توانستم کاری انجام بدهم ، فرصت را غنیمت می داشتم و آن را به راحتی هدر نمی دادم .

امام حسن علیه السلام فرمود: «فالمؤمن یتزود و الكافر یتمتع ؛ مؤمن برای قیامتش ذخیره  می‌كند و كافر فقط كام می‌گیرد»
عمل صالح

بهره‌گیری از ثروت ها و خرج کردن در راه خدا

قرآن بیان می کند که اگر خواستار نزدیکی به خداوند هستید ،« لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‏» (آل‌عمران/92) از آن چیزی که دوست دارید انفاق کنید .

در آیه ای دیگر از قرآن کریم داریم که می فرماید : در هنگام انفاق به دیگران مدام این مسأله را برای خود بازگو کنید که این چیزی که من انفاق می کنم ، آیا اگر خودم هم فقیر بودم و کسی این را به من می داد ، راضی به گرفتن آن بودم ؟ (بقره ، 267)

 

نشانه‌ی اخلاص

در انجام کارها اخلاص را فراموش نکیم و بر مسیر آن حرکت کنیم تا سعادت دنیا و آخرت را از آن خود کنیم .

این نکته را نباید فراموش کرد که کار مخلصانه انجام دادن ، به معنای دیده نشدن و قدردانی نشدن نیست .

به عبارتی اخلاص به این معنا است که از دنیا استفاده كنیم اما برای دنیا كار نكنیم .

آن زمانی می گوییم که انسانی اخلاص دارد که اگر کسی با او قطع رابطه کرد ، به او بپیوندد : «صِلْ مَنْ قَطَعَك‏» (قصص/54)

اگر کسی به او بدی کرد ، جواب بدی را به خوبی بدهد :«ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏» (مؤمنون/96) ، «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ»(فقیه/ج4/ص177)


- نظرات (0)

چگونگی درجات بهشت

بهشت

عدالت خداوند ایجاب می کند که بهشت دارای درجات متنوع باشد جایگاه بعضی همچون ستارگان آسمان نسبت به اهل زمین باشد. و بعضی همچون گناهکاران  آزاد شده از جهنم، در پایین ترین درجات بهشت زندگی کنند .


در تفسیر امام علیه السّلام است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمود: اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى‏رود اگر چه گناهان شما موجب شود كه شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اكنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید.(ایمان و كفر-ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1، 278 )

در بعضی از اخبار آمده است که فاصله هر درجه ای از درجه دیگر صد سال راه است. و در بعضی، سخن از فاصله بین زمین و آسمان است .

«إنّ أهل الجنّة لیتراءون أهل الغرف فی الجنّة كما تراءون الكواكب فی السّماء؛ اهل بهشت صاحبان غرفه‏هاى بالا را چنان مى‏بینند كه شما ستارگان آسمان را می بینید.»

اما به هر حال بهشت، بهشت است. پایین ترین درجه آن نیز از بالاترین درجات دنیا برتر است. چنانکه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: یك وجب از بهشت بهتر است از دنیا و هر چه در آن است.(الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى 248)

اما درباره تعداد درجات آن در برخی از روایات سخن از برابری آن با شماره آیات قرآن است .

«بر شما باد بخواندن قرآن كه درجات بهشت به شماره آیات آنست و روز قیامت به قارى قرآن گویند بخوان و بالا رو و هر آیه که بخواند یك درجه بالا رود.(امالى شیخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، متن  359)»

اما کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله  اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه،  رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست.

بنابراین افراد رده های پایین تر به ممتازان رده های بالاتر حسرت نمی برند. حسرت از جمله عذابهای سخت روحی است که در بهشت راه ندارد. این افراد همچون کودکانی هستند که از بازی های کودکانه متلذذ می شوند و هیچ درکی از لذتهای بزرگتری همچون لذات جنسی ندارند و آرزوی آن را هم در سر نمی پرورانند. زیرا برای متلذذ شدن به لذاتی بزرگتر، لازم است که کودک بالغ شود و ظرفیت ها و تواناییهای لازم را بیابد تا ادراک لذت برایش میسر شود .

همچنین کسانی که در دنیا عشق را تجربه نکرده اند، نه درکی از لذت وصال به محبوب دارند، و نه به عشاق حسرت می برند. اما آنکه عاشق شده است، می داند هیچ لذتی با لذت وصال به معشوق برابری نمی کند. عاشق ظرفیت روحی برتری پیدا کرده که دیگران از آن بهره ای ندارند. از همین رو می توان گفت کسانی که در دنیا لذت عبادت را درک نکرده و آنقدر ظرفیت معنوی خود را رشد نداده اند که روح عبادت را درک کند، در بهشت هم درکی از لذاتی که پاداش عباداتند، پیدا نخواهند کرد.

کسی که وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه ای که قرار داشته باشد، از یک سری خدمات عمومی بهشت و از امتیازات کلی زندگی بهشتی برخوردار می شود. از جمله  اینکه در بهشت، مرگ و بیماری، غم و اندوه،  رنج و درد وجود ندارد. هیچ نوع عذاب روحی و جسمی بهشتیان را آزار نخواهد داد؛ که اصلا آزار و سختی با اصالت بهشت سازگار نیست

نعمات بهشتی متناسب با درجات
بهشت

نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد .

روای گوید از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم: نظر شما در باره این حدیث كه أهل حدیث نقل مى‏كنند: «أهل ایمان از منازل و مقامات خود در بهشت، خدا را زیارت مى‏كنند» چیست؟

حضرت رضا علیه السّلام فرمود: اى أبا صلت، خداوند تبارك و تعالى حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را بر تمام مخلوقین، حتى فرشتگان و انبیاء عظام، برترى داده است، و بیعت كردن با او را به منزله بیعت با خود ساخته و زیارت و دیدار پیامبر را در دنیا و آخرت به منزله زیارت و دیدار خود شمرده است،... و درجه و مقام پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله در بهشت از تمام درجات بالاتر است، پس هر كس از درجه و مقام خود در بهشت؛ آن حضرت را زیارت كند، خداوند تبارك و تعالى را زیارت كرده است.

 

پایین ترین و بالاترین درجات

بالاترین درجات، از آن انبیاء، اولیاء، شهدا و ... می باشد. نیز برای مخلصینی که در جوانی راه طاعت الهی در پیش گرفته اند.

پیامبر خدا فرمود: بهترین امت من كسى است كه جوانى را در طاعت خدا بگذراند، دل از لذت دنیا برگیرد و در آخرت آویزد، تا خدا بالاترین درجات بهشت را به وى پاداش دهد.(نصایح،31)

پایین ترین درجات نیز از آن کسانی است که اگرچه افتخار مسلمانی را دارند، اما آنقدر گناه کرده اند که باید مدتی را در دوزخ سپری کنند و سپس از آن نجات یافته و بهشتی شوند .

نعمات بهشتیان اعم از مادی و معنوی همه بر اساس شان و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی همچون پیامبران و امامان نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد

از عبد اللَّه بن مسعود روایت شده است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

بهشت

«من [حال و وضع‏] آخرین كسى را كه از آتش جهنم نجات مى‏یابد و آخرین كسى كه به بهشت در مى‏آید، مى‏دانم: مردى چهار دست و پا از آتش جهنم بیرون مى‏آید و خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو وارد بهشت شو. به بهشت مى‏آید، اما برایش چنان وانمود مى‏شود كه بهشت پر شده است. باز مى‏گردد و عرض مى‏كند:

پروردگارا، آن را پر یافتم.

خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو و وارد بهشت شو». باز به بهشت مى‏آید و برایش چنان وانمود مى‏شود كه بهشت پر است. باز بر مى‏گردد و عرض مى‏كند:

پروردگارا، آن را پر یافتم!

باز خداوند متعال به او مى‏فرماید: «برو و وارد بهشت شو. پس همانا تو [پاداشى‏] مانند دنیا و ده برابر دیگر مانند آن خواهى داشت، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: او عرض مى‏كند: [خداوندا] آیا مرا به ریشخند گرفته‏اى، در حالى كه تو فرمانروایى [هیچ گاه چنین كارى نمى‏كنى‏]؟ راوى گفت:

چون به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نگریستم، دیدم كه لبخندى زد و دندانهاى آسیاى آن حضرت آشكار شد و فرمود: گفته مى‏شود: «چنین كسى كم منزلت‏ترین بهشتیان است (پیام پیامبر، ترجمه‏فارسى، ص: 283)


- نظرات (0)

اهمیت مرز بندی بین خودی و غیرخودی


سوال از خدا پاسخ از شما

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُۆْمِنِین وَلِیجَةً وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

آیا گمان كرده‏اید كه (به حال خود) رها مى‏شوید [و آزموده نمی‌شوید] در حالى كه هنوز كسانى از شما را كه جهاد كردند و غیر خدا و پیامبرش و مۆمنان را محرم اسرار خود نگرفتند، از دیگران معلوم و مشخص نكرده است [یقیناً باید آزمایش شوید تا مۆمن از غیر مۆمن معلوم و مشخص شود] و خدا به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است.

 

پیام آیه

این آیه دو مطلب را به مسلمانان گوشزد مى‏كند ؛ یکی اینكه تنها با اظهار ایمان، شخصیت ایمانی افراد روشن نمی‌شود؛ شخصیتی که لازمه‌ی ورود انسان در بهشت است؛ بلكه مردم با دو وسیله‌، آزموده مى‏شوند تا خالص و حقیقی ایشان از ناخالص و کاذبشان جدا شود آنگاه صاحبان حقیقی ایمان وارد بهشت شده بقیه از ورود به آن محروم می‌شوند. آن دو وسیله عبارتند از:

نخست جهاد در راه خدا براى محو آثار شرك و بت پرستى و دوم ترك هرگونه رابطه و همكارى با منافقان و دشمنان، كه اولى دشمنان خارجى را بیرون مى‏راند و دومى دشمنان داخلى را.

 

پندار زدایی

آیه با این پرسش شروع می‌شود که «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا» : آیا گمان كرده‏اید كه (به حال خود) رها مى‏شوید؟

این نوع سوال کردن را در ادبیات عرب می‌گویند استفهام انکاری یعنی بدانید اینگونه نیست که شما را به حال خود رها کرده و به صرف ادعای ایمان؛ دیگر کاری نداشته باشیم.

در آیه 16 سوره‌ی توبه دو دستور وجود دارد که خداوند با آن، ایمان مدعیان ایمان را می‌آزماید: یکی امر به جهاد در راه خدا است و دیگری نهی از مَحرم اسرار گرفتنِ بیگان. خداوند متعال این دو زمینه‌ی آزمایش را فراهم می‌کند تا روشن شود کسانی که ادعای ایمان می‌کنند به واقع ایمان دارند و در جهاد شرکت کرده و بین خودی و غیرخودی مرز بندی می‌کنند یا نه؛ ایمانشان ادعایی بیش نبوده و جهاد و این مرزبندی برایشان مفهومی ندارد

علامه طباطبایی(ره) می‌نویسد:

اینكه فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا» معنایش این است: گویا گمان كرده‏اید كه ما شما را به حال خود وا مى‏گذاریم و حقیقت صدق ادعایتان در ایمان به خدا و آیاتش براى ما روشن نمى‏گردد؟ [1]

این آیه نظیر آیه 142 آل عمران است که می‌فرماید:

«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ یَعْلَمَ الصَّابِرینَ»

آیا پنداشته‏اید (تنها با ادّعاى ایمان) وارد بهشت مى‏شوید، در حالى كه هنوز خدا كسانى از شما را كه در راه خدا جهاد كرده‏اند وشكیبایان را [از دیگران‏] مشخص و معلوم نكرده است؟!

که در این آیه نیز خداوند متعال با پرسشی انکاری، توهمی را که در ذهن مخاطب است زدوده و او را برای شنیدن واقعیت امر آماده می‌کند.

 

واقعیت چیست؟

واقعیتی که خداوند متعال از آن سخن می‌گوید این است که ادعای ایمان به تنهایی مجوز ورود به بهشت نمی‌شود؛ بلکه تمام این مدعیان در بوته‌ی آزمایش الهی قرار می‌گیرند تا میزان خلوص ایمان و راستی ادعایشان روشن شود آنگاه بر اساس واقعیتی که از خود نشان داده‌اند به آنها پاداش نیکو یا همان بهشت داده می‌شود.‌

 

چگونه امتحان الهی سبب خالص شدن ایمان می‌شود؟

دنیا دار امتحان و رویارویی با ناملایمات است؛ زیرا كه روح انسانها در آغاز خلقتشان از خیر و شر، سعادت و شقاوت و هر رنگ دیگرى پاك بوده و درجات نزدیكى و تقرب به خدا را تنها به كسانى مى‏دهند كه نسبت به خدا و آیات او ایمان خالص داشته باشند. خلوص ایمان هم جز به امتحان هویدا نمى‏شود.

آرى، در عمل است که مۆمنان راستین از مدعیان دروغین ایمان جدا مى‏شوند.

و چون چنین است باید شرایطی فراهم شود تا تمام کسانی كه ادعا مى‏كنند ما جان و مال خود را در برابر بهشت به خدا فروخته‏ایم امتحان شوند.

بیگانه
امر به جهاد و مرزبندی با غیرخودی‌ها

این آیه‌ی شریفه به دو آزمون مهم الهی اشاره می‌کند ؛ یکی جهاد در راه خداست و دیگر مرزبندی با غیرخودی‌ها

جهاد در راه خدا

اولین آزمونی که آیه شریفه به آن اشاره دارد جهاد در راه خداست. خداوند متعال برای کسانی که ادعای ایمان دارند صحنه‌ی آزمونی به شکل کارزار با دشمنان اسلام فراهم کرده و آنها را به شرکت در آن برای دفاع از کیان اسلامی امر می‌کند تا روشن شود چه کسانی در ادعای ایمان خود راستین و بر پایبندی بر باورهای خود ثابت قدم اند و به واقع حاضرند برای آنچه که به آن امید دارند تلاش کرده و از جان و مال خود بگذرند.

چرا که بهشت نصیب کسانی است که با ایمانی حقیقی در این عرصه‌ی جهاد در راه خدا وارد شده و به کارزار با دشمنان بپردازند حال بکشند یا به شهادت برسند نتیجه یکسان است؛ خداوند متعال به وعده‌ی خود عمل کرده و آنها را جزای نیک عطا می‌کند.

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُۆْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِكُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»[2]

خداوند از مۆمنان، جانها و اموالشان را خریدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به این گونه كه:) در راه خدا پیكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند این وعده حقّى است بر او، كه در تورات و انجیل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى كه با خدا كرده‏اید و این است آن پیروزى بزرگ!

ادعای ایمان به تنهایی مجوز ورود به بهشت نمی‌شود؛ بلکه تمام این مدعیان در بوته‌ی آزمایش الهی قرار می‌گیرند تا میزان خلوص ایمان و راستی ادعایشان روشن شود آنگاه بر اساس واقعیتی که از خود نشان داده‌اند به آنها پاداش نیکو یا همان بهشت داده می‌شود

مرزبندی با غیرخودی‌ها

دومین آزمونی که در آیه شریفه مطرح است لزوم مرزبندی با غیرخودی‌هاست.

شیخ طوسی (ره) واژه «ولیجة» را به معنای چیزی می‌داند که داخل در چیزی هست ولی جزء آن نیست.[3] این كلمه آنگونه كه در مفردات راغب آمده به معناى كسى است كه آدمى او را تكیه‏گاه خود قرار می‌دهد با اینکه او از خانواده‏اش نیست.[4] بنابراین ولیجه به معنای محرم اسرار است و آیه‌ی شریفه مۆمنان را از اینکه غیرمۆمنان، مشرکان و کفار و در یک کلمه بیگانگان و غیرخودی‌ها را محرم اسرار خود بگیرند برحذر داشته است ، به ویژه در امور نظامی و سیاست های خرد و کلان.

سالها پیش در دوران اصلاحات مقام معظم رهبری در سخنرانی مهمی، مردم به ویژه مسئولان کشور را به مرز بندی بین خودی و غیرخودی توصیه کردند تا با این کار، امید دشمن برای نفوذ به بدنه‌ی نظام و مراکز مهم تصمیم گیری کشور نا امید شود. بلافاصله پس از آن سخنرانی کسانی مانند عبدالکریم سروش بر این نظر خرده گرفتند و آن را بازگشت به فرهنگ جاهلی قبیله‌ای قلمداد کردند و حال آنکه سخن مقام معظم رهبری برگرفته از قرآن کریم و ناظر به مرزبندی بین دوست و دشمن و جلوگیری از نفوذ بدخواهان بدنه نظام اسلامی بود و نه دیوارکشی بین مردم یک جامعه بی هیچ ملاک و منطقی جز قومیت.

سیاستی که اگر بهتر به آن توجه می‌شد از آمار وابستگان به سرویسهای اطلاعاتی و تبلیغاتی که روزی از مسئولان نظام ما تا حد وزیر بودند و امروز در شبکه های بیگانه، علیه نظام اسلامی لجن پراکنی می کنند کاسته می‌شد.

 

نتیجه اینکه

در آیه 16 سوره‌ی توبه دو دستور وجود دارد که خداوند با آن، ایمان مدعیان ایمان را می‌آزماید: یکی امر به جهاد در راه خدا است و دیگری نهی از مَحرم اسرار گرفتنِ بیگانه.

خداوند متعال این دو زمینه‌ی آزمایش را فراهم می‌کند تا روشن شود کسانی که ادعای ایمان می‌کنند به واقع ایمان دارند و در جهاد شرکت کرده و بین خودی و غیرخودی مرز بندی می‌کنند یا نه؛ ایمانشان ادعایی بیش نبوده و جهاد و این مرزبندی برایشان مفهومی ندارد.

 

پی نوشت ها :

1.     ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 214

2.     توبه / 111

3.     التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص 187

4.     مفردات راغب ص 532


- نظرات (0)