سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



5 دستور العمل برای ماه مبارک رمضان

رمضان

ماه عزیز خدا هم در حال اتمام است و چه زود این روزهای خوب خدا گذشت ... ایام با برکتی که خودمان هم قبل از این ماه فکر نمی کردیم انقدر زود بگذرد ...

قبل از ماه مبارک خیلی ها به شوخی و جدی می گفتیم : وای چه جوری این ماه را با این روزهای طولانی بتوانیم روزه بگیریم ... ولی الحق که خود خدای مهربان در این ماه خیلی کمک کرد ... نمی گویم سخت نبود... روزها خیلی طولانی هستند ولی لذتش بر سختی اش می ارزد ...

لحظه های سحرش ... دعای افتتاح ... شب زنده داری ها ... هیئت رفتن ها....

لحظه های افطارش ... اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَعَلى رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ وَعَلَیْكَ تَوَكَّلْتُ گفتن هایش... افطاری دادن ها ... واقعاً خیلی لذت دارد ...

شما این ایام را چگونه سپری کردید؟

در این مقاله 5 نکته را از باب تذکر البته اول به خودم بعد هم به دوستای عزیزم برای روزهای باقی مانده از این ماه تقدیم می کنم ...

 

1- روزه داری را اقامه کنیم

چه خوب است که اگر من نوعی نتوانستم از توفیق روزه در این ماه به هر دلیلی استفاده کنم ، سعی کنم حرمت این باقیمانده از این ماه عزیز را حفظ کنم ...

روزه را اگر نمی گیریم ، حرمت اقامه ی آن را داشته باشیم...

اگر به هر دلیل قبول ندارم که روزه گرفتن معنا دارد، اصل قضیه را زیر سوال نبرم ... این دستور خود خدایی است که من و تو را به این زیبایی آفریده است و روزی خوار سفره ی او هستیم ...

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (سوره بقره، آیه 183)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ (سوره بقره، آیه 185)

مراعات کنیم ... از خوردن آب و غذا و آدامس گرفته تا ...

 

2- از قرآن در این ایام غافل نشویم ...

در این ماه به قرائت قرآن، بسیار سفارش شده است .

تا به امروز چه قدر با او همراه بوده اید؟

رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند: اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن را تلاوت نماید ثوابش مثل کسی است که در غیر رمضان یک ختم قرآن نموده باشد. (خطبه شعبانیه)

او تنها کسی است که اگر هزاران بار بر او رو بیاندازیم و از او چیزی بخواهیم هر دفعه مهربان تر از قبل با رویی گشاده تر با ما برخورد می کند ... گویا با هر درخواست جدید از او، برایش عزیز تر می شویم ... خودش می فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوُكُمْ .....» ؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى ‏كند


امام صادق علیه السلام می فرمایند: به راستى كه در كتاب خدا ماه ها نزد خدا دوازده ماه است. روزى كه خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، پس نور و روشنى ماه ها ماه رمضان است، و قلب ماه رمضان شب قدر است، و قرآن در شب اول ماه رمضان نازل گشته، پس با قرآن از این ماه استقبال كن؛ فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآن (بحار الانوار، ج 96، ص 386)

 

3- دست به سوی هر کسی دراز نکنیم ...

اکثر ما آدم ها دوست نداریم هیچ وقت دستمان جلوی کسی دراز باشد و از کسی چیزی بخواهیم، همیشه یکی از دعاهای اصلی پدر و مادر ها و پدر بزرگ و مادر بزرگ هایمان هم همین بوده و هست که خدایا ما را به خلق محتاج نکن، دست ما را جلوی کسی دراز نکن  ...

حقیقتاً هم دعای زیبایی است ... چرا که با این کار گویا عزت نفس آدمی زیر سوال می رود و انسان خود را خوار و خفیف کرده است ...

دعا

در این عالم تنها یک نفر است که ارزش این را دارد که دستمان همیشه به سوی او دراز باشد ... هیچ گاه دست رد بر سینه ما نمی زند ... هر چه خواسته شود اجابت می کند و هر آنچه از بنی بشر بر زمین مانده ، او توانا است بر انجامش ...

او تنها کسی است که اگر هزاران بار بر او رو بیاندازیم و از او چیزی بخواهیم هر دفعه مهربان تر از قبل با رویی گشاده تر با ما برخورد می کند ... گویا با هر درخواست جدید از او، برایش عزیزتر می شویم ... خودش می فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوُكُمْ ...» (الفرقان، 77)؛ بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى ‏كند.

و چه زمانی بهتر از این ماه مبارک رمضان برای داشتن درخواست از خدای مهربانمان ... ماهی که درهای رحمتش باز است و او منتظر است برا اجابت درخواست های بندگانش ...

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى شود. (بحار الانوار، ج 8)

یادمان باشد استجابت دعا حتمی است شاید زمان و ظهورش بنابر مصلحت های ما بندگان متفاوت باشد ...

 

4- بهترین دعا استغفار است

به فرموده بزرگان استغفار کردن یکی از بهترین دعاها در این ایام است. از گناهانمان در این ماه استغفار کنیم  ...

در آیه‌ ی شریفه می فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ... لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» (64، نساء)

از تجاوز هایمان، از ظلم هایی که به خود و دیگران کرده ایم استغفار کنیم ...

خدای متعال وعده داده است آن کسی که استغفار کند، به عنوان یک دعای حقیقی از خدای متعال حقیقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشیمان باشد، « لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»؛ خدای متعال توبه ‌پذیر است.

از استغفار در این ماه غفلت نشویم؛ به خصوص در سحرها، در شب ها.

درهاى آسمان در شب اوّل ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمى شود

5- داشتن درکی ناچیز از درد گرسنگان

در بیان امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به جناب هشام بن حکم که درباره چرایی روزه از ایشان سوال پرسیده بودند، آمده است: «روزه به این دلیل واجب شده است كه میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به خاطر آن است كه غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق كند، چرا كه اغنیاء معمولاً هرچه بخواهند برایشان فراهم است؛ خدا می‏ خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم كنند.» (وسایل الشیعه، ج7، باب اول كتاب صوم، ص 3 و 4؛ بحار،ج 93، ص 371)

آنچه امام صادق (علیه السلام) فرمودند، اشاره به این مهم دارد که آنان که غنی و ثروتمند هستند، شاید در حالت عادی و طبیعی کمتر به فکر فقراء باشند اما روزه این شرائط را برای آنان ایجاد می کند که درد گرسنگی را بیشتر احساس کنند و چه بسا تلاش کنند به واسطه ترحمی که در ایشان پدید می آید به فقراء کمک بیشتری داشته باشند.

به امید آنکه در این باقیمانده از این ماه پر برکت و عزیز کشکول های گداییمان پر شوند از بهترین های مادی و معنوی ...

برای همدیگر دعا کنیم... دعاگویتان هستیم ... به یادمان باشید ...


- نظرات (0)

2رکعت نمازی که مانع عذاب خدا می شود!


نماز

نمازِ صحیح، یک مرحله است و نماز مقبول، مرحله‏اى بالاتر مى‏باشد. شما ممكن است خوب درس بخوانید، ولى قبولى آخر سال، مهمّ است.

ممكن است انسان همیشه نماز و عبادت‏هاى خود را بجا آورد، ولى بخاطر نقص و ضعف‏هایى كه نماز او دارد، در پیشگاه خداوند، پذیرفته نشود.

ممكن است شاگردى نمره خوب هم بگیرد، ولى اخلاق و وضع او مورد رضایت خاطر آموزگار نباشد.

پس، ملاک در ارزش نماز، قبولى آن است. باید كوشید تا نمازى پسندیده به آستان خدا تحویل داد.

امام على علیه السلام مى‏فرماید:«كونوا على قبول العمل اشدّ عنایةّ منكم على العمل»(بحار الانوار، ج 71 ص 173.)

بیش از انجام عمل، به قبولى آن عنایت و توجّه داشته باشید.

نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد. نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و ... . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.

امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاةً واحدةً لم یعذّبه؛ (1) اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست: 1 ـ ایمان. 2 ـ تقوا. 3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط. نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست

یعنی یک نماز مقبول، از عذاب اخروی که پایان ندارد، جلوگیری می کند.

درباره فضیلت نماز های مستحب و نوافل در حدیث آمده است که: نماز های نافله، به منزله هدیه است و در هر صورت پذیرفته می شود. (2)

البته با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد. در نماز های مستحب برخی ارفاق ها وجود دارد که در نماز های واجب نیست که برای جذب بیشتر افراد است، از جمله اینکه:

نماز مستحب را هم می توان ایستاده خواند، هم نشسته.

در نماز مستحب، می توان فقط سوره حمد را خواند و به رکوع رفت.

در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.

انجام کم و زیادهای اشتباهی در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

برای نماز های واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولی درباره نوافل چنین دستوری نیست.

با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد

این ساده گیری ها برای تشویق افراد به این عبادت های سازنده است. حتی اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند، قضای آن را می تواند انجام دهد، که در این صورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می فرماید: به بنده ام بنگرید! چیزی را که بر او واجب نکرده ام، قضا می کند! (و در حدیث دیگری افزوده شده که: شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم) (3) 

 

کدام نماز مقبول است؟

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست:

1 ـ ایمان.

2 ـ تقوا.

3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط.

نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست.

 

پی نوشت ها:

1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 22

2. قصار الجمل، ج 2.

3. بحار الانوار، ج 84، ص 43 – وسائل الشیعه، ج 3، ص 56 .


منابع:

خبرگزاری شبستان، پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی

پایگاه درس هایی از قرآن


- نظرات (0)

راهکارهایی برای ترغیب نوجوانان به نماز

نماز

قرآن کریم می فرماید: «وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا ... و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكیبا باش ...(سوره طه،آیه 132)

فرزند وقتی که در خانه است از والدین مسائل را می آموزد و بعد از خانه و خانواده ، مدرسه نقش مهمی دارد.

والدین و مربیان اگر بخواهند فرزندان را با نماز آشنا کنند باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیر است؛ امّا برای شروع چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ موثرترین روش ها و عوامل کدامند؟

 

الگو دهی مناسب

یکی از مهم ترین روش ها و تأثیر گذار ترین آنها الگو دهی به آنان است.

کودکان، نوجوانان و جوانان در خانه و مدرسه، عمل بزرگ ترها را می بینند و از آن الگو برداری می کنند. این بسیار مهم است که خود اهل عمل به دستورات باشیم تا فرزندانمان نیز از ما بیاموزند. همان گونه که قرآن در سوره بقره می ‏فرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ» (بقره، 44) (علم الهدى، على بن حسین‏، محقق و مصحح ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، ج2، ص419) «آیا دیگران را به نیکی دعوت می ‏کنید در حالی که خودتان را فراموش کرده‏اید».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کونوا دعاة الناس بأعمالکم و لا تکونوا دعاة بالسنتکم» مردم را با رفتار خود به حق رهبری کنید نه با زبان خویش. (مجلسی، محمدباقربن محمد تقی، بحارالانوار(ط-بیروت)، ج67، ص 309)

چشم و گوش فرزندان چون آیینه ای است که هر چیزی در آن منعکس می شود. و مادر می تواند با رفتار خود، خصلت ها؛ امانت، صداقت، وفای به عهد، حق جویی و… را در فرزند احیا کند و یا آنها را از میان ببرد.

فرزندان با مشاهده رفتار پدر و مادر هنگام شرکت در نماز جماعت و دیدن فیلم ها و پوسترهای مربوط به نماز به طور غریزی از آنان تقلید نموده و اعمال و حرکات مشاهده شده را تکرار می کنند.

در انتخاب مدرسه برای کودکان و نوجوانانمان دقت کنیم چرا که بعد از خانواده، فرزند زمان زیادی را در مدرسه و با معلمان می گذراند.

 

تمرین و عادت را فراموش نکنیم

در روایت است که به فرزندانتان از سن هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید.

روح انسان در زمان جوانی حالت قابل انعطافی دارد و هر چه انسان بزرگتر می شود از انعطاف آن کمتر می شود. (تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، ص 78)

کودکتان باید در رفتار خود پیرو بزرگان باشد و بزرگترها، باید نسبت به کودک، رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند جفاکاران و ستمگران دوران جاهلیت رفتار کنید»

نماز بر نو نهالان گر چه واجب نیست، لیکن امری نیکو و پسندیده است و زمینه ساز دوران جوانی است.

مولوی مثلی راجع به اینکه هر چه انسان بزرگتر می شود، صفات او قوی تر و ریشه دارتر می گردد، بیان کرده و می گوید: مردی درختی را در گذر گاهی کاشت و مردم از این کار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد.

از طرفی درخت سال به سال ریشه دارتر می شد و از طرف دیگر خارکن ضعیف تر می گردید.

یعنی میان رشد درخت و قوّت او نسبت معکوس برقرار بود. حالات انسان مانند خاربن و خارکن است. روز به روز صفات در انسان عمیق تر و اراده انسان ضعیف تر می شود، بنابراین قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیشتر است. (تعلیم و تربیت در اسلام، ص 79 ـ 80)

 

محبّت و مهرورزی

محبّت و مهرورزی یکی از اصول تربیتی اسلام است که تاکید فراوانی به آن شده است. شخصی که محبّت و مهر کسی را به دل می نشاند نا خواسته به تقلید از او پرداخته و الگوگیری از رفتار و اخلاق او می کند مانند او لباس می پوشد، مانند او سخن می گوید و از رفتارهای او در موقعیت های متفاوت نسخه برداری می کند. هر چه آن شخص دوست دارد، برایش دوست داشتنی می شود. و هر چه بد می داند، از چشم او می افتد. گاهی اوقات دوستی و محبّت به حدّی می رسد که از شخص، فردی مرید؛ و مطیعِ چشم و گوش بسته می سازد.

خداوند نیز کسانی را که دم از محبّت الهی می زنند، امّا مطیع نیستند را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ» بگو: اگر خدا را دوست مى دارید، از من پیروى کنید؛ تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد».(سوره آل عمران٬ آیه 31)

هر چند نیاز ضروری فرزندان به محبّت و عاطفه را نمی توان انکار کرد، امّا از آثار و پیامدهای محبّت و عاطفه و تاثیرات تربیتی آن نباید غافل شد. به هر حال در اسلام به والدین توصیه شده است تا محبّت خویش را از فرزندانشان دریغ ندارند.

امیر المومنین (علیه السلام) نیز می فرماید: «لیتأسّ صغیرکم بکبیرکم و لیرأف کبیرکم بصغیرکم و لا تکونوا  کجفاة الجاهلیة: کودکتان باید در رفتار خود پیرو بزرگان باشد و بزرگترها، باید نسبت به کودک، رئوف و مهربان باشد. مبادا مانند جفاکاران و ستمگران دوران جاهلیت رفتار کنید».(نهج البلاغه٬ فیض الاسلام٬ ص531 )

«ما کودکان خود را وقتى پنج ساله اند، به نماز امر مى کنیم؛ ولى شما کودکانتان را وقتى هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتى هفت ساله اند، به روزه وا مى داریم؛ به اندازه اى که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتى تشنگى و گرسنگى بر آنان چیره شد، افطار مى کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولى شما کودکانتان (پسر) را وقتى نُه ساله شدند، به اندازه اى که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتى تشنگى بر آنان چیره شد، افطار کنند»

تشویق و ترغیب

قرآن به شیوه های گوناگونی به تشویق پرداخته است. آیاتی که نعمت های بهشتی را بیان می کنند و آیاتی که از بشارت سخن می گویند، از این دسته آیات می باشند. یکی از اوصاف پیامبران الهی (علیهم السلام) در قرآن «مبشّر» (سوره نساء٬ آیه 165) بیان شده است.

یکی از راه های جذب فرزندان به سوی آموزه های دینی و نماز، تشویق و ترغیب است. تشویق اگر به گونه ای پسندیده و به جا باشد، بسیار کارساز است.

گاهی یک آفرین و نوازش تاثیر بیشتری دارد. نقل شده است که پسر بچه ای در نزد پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عطسه کرد و سپس گفت:«الحمد الله». پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به او فرمود: «بارَکَ اللهُ فِیکَ: آفرین بر تو باد».  (اصول کافى٬ کلینى٬ ج ٬4 ص 474)

کلام را با روایتی جامع پیرامون موضوع مورد بحث به پایان می بریم :

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ما کودکان خود را وقتى پنج ساله اند، به نماز امر مى کنیم؛ ولى شما کودکانتان را وقتى هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتى هفت ساله اند، به روزه وا مى داریم؛ به اندازه اى که توان دارند، چه تا نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتى تشنگى و گرسنگى بر آنان چیره شد، افطار مى کنند تا این که به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند؛ ولى شما کودکانتان (پسر) را وقتى نُه ساله شدند، به اندازه اى که توان دارند، به روزه وا دارید و وقتى تشنگى بر آنان چیره شد، افطار کنند».(همان)


بیانات آیت الله مکارم شیرازی


- نظرات (0)

مجبوری این قدر گناه کنی؟


بندگی خدا
معرفت به او و خویش

انسانی که خود را شناخت، کافی است که تا حدودی به خداوند متعال هم معرفت یابد. دراین مقایسه بین خود و او در می یابد که در برابر خداوند متعال قدری نداشته و چیزی نیست و از این رو است که هرگز ادّعایی نخواهد داشت. اگر کسی متوجّه شود که هر چه دارد از آن خداوند است، بی شکّ اگر از دارائی خود در مسیر اطاعت خداوند بهره برد، هرگز این احساس را نخواهد داشت که از عهده بندگی او بر آمده است. چرا که همه هستی خود و حتّی عبادتش را از آن او می داند. مگر با کمک به چند فقیر و یا با چند رکعت نماز خواندن می شود قانع شد؟ 

واقعا این ماجرای بندگی برای خیلی ها حل نشده است به خود هر حقی می دهند و در کل خود و خواستههای نفسانی خود را محور و معیار سنجش می دانند .

گویند:فردی به پسرش گفته بود که این چه نمازی است که می خوانی؟ گفته بود: این قدر بی نماز در دنیا هست که نمی دانی؛ الآن فرشتگان بر سر همین دو رکعت نماز من دعوا دارند که چه کسی آن را بالا ببرد. البته این برآورد با دریافت قبلی برگرفته از نوع معرفت به خویش  او حاصل آمده است.

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است

همین مقایسه های نادرست است که ما را برای عمل ناچیزمان مغرور ساخته و از خدا طلبکار می شویم فکر میکنیم چون دیگرانی هستند که خیلی گناه کارند ما بندگان مخلص و مقرب خداییم . 

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است .

حالا میبینی یکی هم زیباست ،هم سلامتی دارد ،هم مال و مقام در اینصورت مغرور شده به جای سپاس و ستایش خداوند متعال و انجام وظایف خود در قبال نعماتش طلبکار هم هست .

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

چند سال پیش به حجّ مشرف شده بودم. کاروانی که بنده همراهی آن را به عهده داشتم، از آمریکا آمده بود. یکی از خانم های این کاروان، پوشش خوبی نداشت. در آنجا هم به خود نیامده بود که از این کارها دست بر دارد. در شب جمعه ای دعای کمیل خوانده شد، و هنگام دعا مردم حال خوبی پیدا کردند. بعد از مراسم آن خانم بنده را مخاطب قرار داد که: «حاج آقا: مگر شما مجبورید این قدر گناه کنید؟ گناه هم اندازه ای دارد. کمتر گناه کنید! این قدر هم به درگاه او گریه و عذر خواهی نکند». باور کنید من مانده بودم که به او چه بگویم!

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

آثار معرفت به او

کسی که به او معرفت یافت، زندگیش با دیگران خیلی فرق دارد. وقتی کمی با خدا آشنا شویم، تازه متوجّه می شویم که بندگی ما در مقایسه با حضرات معصومین (علیهم السّلام) اصلاً بندگی نیست. ما نه تنها نتوانسته ایم در برابر او آن طور که شایسته و بایسته است، که به اندازه قدر معرفت خود نیز کم آورده ایم.

دیده ای خداوند متعال در کتاب ارجمند خویش فرمود: «وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛1 قدر و اندازه خداوند را آن گونه که هست کسی ندانسته و آن اندازه که باید قدرشناسی اش نکرده است.»

هیچ کس خداوند را آن گونه که ارزش دارد، سپاس گذاری نکرده و نمی تواند به درستی او را بها دهد! وقتی قدرش نشناختیم، چگونه می توانیم عبادتی سزاوار او داشته باشیم؟

«مَا عَبَدنَاکَ حَقَّ عِبادَتِکَ وَ ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ؛2 آن طور که حقّ عبادت توست، ما تو را عبادت نکرده و آن طور که حقّ شناخت توست، ما تو را نشناخته ایم.»

وقتی او را بشناسیم، متوجّه می شویم که همه چیز از آن اوست و آن گاه  که پی بردیم هر چه هست از آن اوست، پس تا حدودی قدرش شناخته ایم. وقتی او را شایسته عبادت دیدیم، به گونه ای بهتر بندگی اش خواهیم کرد. خدا کند که باورمان آید که وجود و دارائی ما در مقابل او هیچ است. پس چه می توان کرد؟ حداقل این که اعتراف به صفت خویش در برابر آن خالق متعال داشتند و بگوئیم : "لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ"3 ؛ معبودی جز تو نیست، تو منزّه و پاکی، من البته از ظالمین هستم.

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام دکتر مرتضی آقا تهرانی 

پی نوشت ها:

1.انعام، آیه 91

2.بحارالانوار، ج68، ص 23

3.انبیاء، آیه 87


- نظرات (0)

عملی که عذاب گناه را تشدید می کند!!

اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود: 1- تکرار گناه؛ 2- ارتکاب گناه بدون این که به دنبال آن توبه و استغفار باشد.

اصرار بر گناه آثار و تبعات بسیار سختی به دنبال دارد. و در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و به بعضی از آثار آن مثل تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره، خروج از دایره تقوا ، بدبختی ، عدم قبول طاعت، کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد و... اشاره شده است. یکی از آثار تکرار و اصرار بر گناه تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه است، مثل این که اگر کسی مرتکب گناه کبیره شود و دوبار حد بر او جاری شود بار سوم کشته می شود.

ابتدا باید دید ضابطه در اصرار بر گناه و معنای آن چیست؟ اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود:

1. تکرار گناه: قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست.

2. ارتکاب گناه (حتی یک بار) بدون عزم و تصمیم و اراده بر توبه و استغفار از آن. در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: اصرار بر گناه این است که انسان گناه کند و استغفار نکند و تصمیم بر توبه و بازگشت نگیرد.[1] و روایتی دیگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین است: اصرار بر گناه ندارد کسی که استغفار می کند، اگرچه در روز هفتاد بار یک گناه را انجام بدهد.[2]

با توجه به این احادیث و احادیث دیگر معلوم می شود که اصرار بر گناه وقتی معنی پیدا می کند که توبه و استغفار در پی ارتکاب گناه نباشد.

بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود

اثرات اصرار بر گناه

اصرار بر گناه در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و بعضی از آثار سوء آن بیان شده است که عبارتند از:

1. تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره: در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست.[3] یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.

2. خروج از دایره تقوا: قرآن در شرح حال متقین می فرماید: و آنها کسانی هستند که وقتی مرتکب گناه زشتی می شوند یا به خود ستم می کنند به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند (و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟) و بر گناه خود اصرار نمی ورزدند. [4]

3. عدم قبول طاعت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند که خداوند چیزی از طاعت بنده ای را با اصرارش بر گناه نمی پذیرد.[5]

قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست

4. بدبختی: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: علامات بدبختی عبارتند از: خشک بودن چشم (نداشتن اشک و گریه)، قساوت قلب (سنگ دلی)، حرص شدید بر دنیا و اصرار بر گناه .[6]

5. کم شدن قبح گناه.

6. کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد: قرآن می فرماید: سرانجام کسانی که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسند.[7]

7. تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه: در روایات آمده است کسانی که مرتکب گناه کبیره می شوند و دوبار حد بر آن ها جاری شده بار سوم کشته می شوند.[8]

همچنین در روایات در مورد عمل زشت و شنیع زنا آمده است که زنا کاری که سه بار شلاق خورده بار چهارم کشته می شود.[9]

بنا بر این بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود.

 

پی نوشت ها:

[1] عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ قَالَ الْإِصْرَارُ هُوَ أَنْ یُذْنِبَ الذَّنْبَ فَلَا یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ وَ لَا یُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِتَوْبَةٍ فَذَلِکَ الْإِصْرَارُ، محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 2، ص 288، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 2.

[2] انوار التنزیل، ج 1، ص 182.

[3] کافی، ج 2، ص 282، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 1.

[4] آل عمران،135:وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرُِّواْ عَلىَ‏ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُون‏

[5] قال أَبِی بَصِیرٍ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا وَ اللَّهِ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ عَلَى الْإِصْرَارِ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْ مَعَاصِیهِ

کافی، ج 2، ص 288، َبابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ حدیث 3.

[6] شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 15، ص 337، حدیث 20680. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ .

[7] روم ، 10.ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساۆُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِۆُنْ.

[8] کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2.

[9] همان، حدیث 1.


- نظرات (0)