سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ذکر خدا، زمینه ی شکر اوست


عبادت

فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ (بقره ـ 152)

پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم، و برای من شکر کنید و کفران نورزید.

در این آیه به مردم اعلام می‌کند که جا دارد شکر نعمتهای بزرگ را (که در آیه قبل یادآوری شد) بجا آورند و با بهره‌گیری صحیح از این نعمتها، حق شکر او را ادا کنند.

بدیهی است جمله" مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم" اشاره به یک معنی عاطفی میان خدا و بندگان نیست، آن گونه که در میان انسانها است که به هم می‌گویند: به یاد ما باشید تا به یاد شما باشیم.

بلکه اشاره به یک اصل تربیتی و تکوینی است، یعنی به یاد من باشید، به یاد ذات پاکی که سرچشمه تمام خوبیها و نیکیها است و به این وسیله روح و جان خود را پاک و روشن سازید و آماده پذیرش رحمت پروردگار، توجه شما به این ذات پاک شما را در فعالیت ها مخلص تر، مصمم تر، نیرومندتر، و متحدتر می‌سازد.

همانگونه که منظور از" شکرگزاری و عدم کفران" تنها یک مسأله تشریفاتی و گفتن با زبان نیست، بلکه منظور آن است که هر نعمتی را درست به جای خود مصرف کنید و در راه همان هدفی که برای آن آفریده شده به کار گیرید تا مایه فزونی رحمت و نعمت خدا گردد.

خداوند در برخی آیات می‌فرماید: «اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ» (بقره، 40) نعمت‌های مرا یاد کنید. ولی در این آیه می‌فرماید: «فَاذْكُرُونِی» یاد خود من باشید.

و این بخاطر درجات شناخت و معرفت مردم است. بگذریم که یاد خداوند، زمینه‌ساز شکر است و لذا بر شکر مقدّم شده است. این آیه، نشانگر نهایت لطف خداوند به بنده است. انسانی که جهل، فقر، فنا و حقارت، از ویژگی‌های اوست، چقدر مورد لطف قرار گرفته که خداوندِ علیم، غنی، باقی و عزیز به او می‌گوید:

مرا یاد کن تا ترا یاد کنم.

مگر یاد کردن ما چه ارزشی دارد؟ مگر نه این است که یاد کردن ما نیز خود توفیقی از سوی اوست؟

همانطور که گفتیم یاد کردن خدا تنها با زبان نیست، با دل و جان باید خدا را یاد کرد. یاد خدا هنگام گناه و دست کشیدن از آن، یاد واقعی است. و بهترین نوع یاد کردن خداوند، نماز است که فرمود: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی» (طه، 14)

با اینکه شکر، یکی از مصادیق ذکر خداست، ولی نام آن جداگانه در کنار ذکر آمده و این نشانهء اهمیّت شکر، به عنوان مصداق بارز ذکر است.

منظور از ذکر خدا تنها یادآوری به زبان نیست، که زبان ترجمان قلب است، هدف این است با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا توجه داشته باشید، همان توجهی که انسان را از گناه باز می‌دارد و به اطاعت فرمان او دعوت می‌کند

خداوند، با انسان داد و ستد می‌کند و هیچ کاری از انسان را بی‌بهره نمی‌گذارد:

«فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»، «أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» (بقره، 40)، «فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ»(مجادله، 11)

امام باقر علیه السلام در ذیل این آیه، یکی از مصادیق ذکر خدا را، تسبیحات حضرت زهرا شمردند که 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمد لله، و 33 مرتبه سبحان الله می‌باشد. (تفسیر نور الثقلین، ج 1 ص 140)

 

نکات آیه:

1- گفتار مفسران در تفسیر جمله" فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ"

مفسران در شرح این جمله، و اینکه منظور از یادآوری بندگان چیست؟

و یادآوری خداوند چگونه است تفسیرهای متنوعی ذکر کرده‌اند که فخر رازی در تفسیر کبیر خود آن را در ده موضوع خلاصه کرده:

1- مرا به" اطاعت" یاد کنید، تا شما را به" رحمتم" یاد کنم (شاهد این سخن آیه 132 سوره آل عمران است که می‌گوید: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ).

2- مرا به" دعا" یاد کنید، تا شما را به" اجابت" یاد کنم (شاهد این سخن آیه 60 سوره مۆمن است که می‌گوید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ).

3- مرا به " ثنا و طاعت" یاد کنید، تا شما را به" ثنا و نعمت" یاد کنم.

4- مرا در" دنیا" یاد کنید تا شما را در" جهان دیگر" یاد کنم.

5- مرا در" خلوتگاه ها" یاد کنید تا شما را در" جمع" یاد کنم.

6- مرا به " هنگام وفور نعمت " یاد کنید، تا شما را در" سختی ها" یاد کنم.

7- مرا به " عبادت" یاد کنید، تا شما را به" کمک" یاد کنم (شاهد این سخن جمله إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ است).

عبادت

8- مرا به" مجاهدت" یاد کنید، تا شما را به" هدایت" یاد کنم (شاهد این سخن آیه 69 سوره عنکبوت است که می‌فرماید : وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا).

9- مرا به " صدق و اخلاص" یاد کنید شما را به" خلاص و مزید اختصاص" یاد می‌کنم.

10- مرا به " ربوبیت" یاد کنید شما را به" رحمت" یاد می‌کنم (مجموعه سوره حمد می‌تواند گواه این معنی باشد) (تفسیر کبیر فخر رازی ، جلد 4 ، صفحه 144 ) با مختصر تغییر و مقداری اضافات)

البته هر یک از این امور جلوه‌ای از جلوه‌های معنی وسیع این آیه است و آیه فوق همه این معانی و حتی غیر آن را نیز شامل می‌شود: مرا به " شکر" یاد کنید تا شما را به " زیادی نعمت" یاد کنم، چنان که در آیه 7 سوره ابراهیم می‌خوانیم لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ.

بدون شک هر گونه توجه به خداوند- چنان که گفتیم- یک اثر تربیتی دارد که در پرتو یاد خدا در وجود انسان پرتوافکن می‌شود، و روح و جان او بر اثر این توجه آمادگی نزول برکات جدیدی که متناسب با نحوه یاد او است پیدا می‌کند.

2- ذکر خدا چیست؟

مسلم است منظور از ذکر خدا تنها یادآوری به زبان نیست، که زبان ترجمان قلب است، هدف این است با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا توجه داشته باشید، همان توجهی که انسان را از گناه باز می‌دارد و به اطاعت فرمان او دعوت می‌کند.

منظور از" شکرگزاری و عدم کفران" تنها یک مساله تشریفاتی و گفتن با زبان نیست، بلکه منظور آن است که هر نعمتی را درست به جای خود مصرف کنید و در راه همان هدفی که برای آن آفریده شده به کار گیرید تا مایه فزونی رحمت و نعمت خدا گردد

به همین دلیل در احادیث متعددی از پیشوایان اسلام نقل شده است که منظور از ذکر خدا یادآوری عملی است، در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌خوانیم که به علی (علیه السلام) وصیت فرمود و از جمله وصایایش این بود:

" سه کار است که این امت توانایی انجام آن را (بطور کامل) ندارند، مواسات و برابری با برادر دینی در مال، و ادای حق مردم با قضاوت عادلانه نسبت به خود و دیگران، و خدا را در هر حال یاد کردن، منظور سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر نیست، بلکه منظور این است هنگامی که کار حرامی در مقابل او قرار می‌گیرد از خدا بترسد و آن را ترک گوید" (کتاب خصال طبق نقل تفسیر نور الثقلین ، جلد 1 ، صفحه 140)

ولی به هر حال چه جالب است که خداوند با آن عظمت، ذکر بندگان را در کنار ذکر خود قرار می‌دهد، بندگان در آن عالم محدود و کوچکشان و خداوند بزرگ در آن عالم نامحدود و بی انتها با آن همه رحمتها و برکات!

 

پیام‌های آیه:

1 ـ خداوند، به انسان شخصیّت می‌بخشد و مقام انسان را تا جایی بالا می‌برد که می‌فرماید: تو یاد من باش، تا من هم یاد تو باشم. «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»

2 ـ کسانی مشمول لطف خاصّ هستند، که همواره به یاد خدا باشند. «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»

3 ـ ذکر خدا و نعمت‌های او، زمینه ی شکر و سپاس است. چنان که غفلت از یاد خدا، مایه ی کفران است. «فَاذْكُرُونِی»، «اشْكُرُوا لِی وَ لا تَكْفُرُونِ»

منابع:

1- تفسیر کبیر فخر رازی جلد 4

2- تفسیر نور الثقلین جلد 1

3- تفسیر نور ج 1

4- تفسیر نمونه ج 1

 


- نظرات (0)

گمراه تراز حیوان


گمراهی
گمراه تر از حیوان کیست؟

آدمی به حیوان به دیده حقارت می نگرد اما غافل از این است افرادی هستند که وجودشان پست تر از حیوان بوده و گوی سبقت را در گمراهی از حیوان ربوده اند، خداوند متعال نیز در قرآن کریم اشاره‌ای بدان ها داشته و فرموده‌اند: " أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا" آیا گمان می بری اکثر آنها می شنوند یا می فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر! (فرقان / 44) اما چه ویژگی هایی است که منجر می شود آدمی به مقامی پست تر از حیوان تنزل یابد؟ مصدایق آیه مزبور چه کسانی هستند؟

 

چه کسی از چهارپایان گمراه تر و چرا؟!

در آیات فوق، خداوند کریم نخست می‌فرماید: آنها که معبودشان هوای نفسشان است همچون چهارپایانند، بعد از آن ترقی کرده و می‌فرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ:" آنها همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر"! بله آنان که پیرو هوی نفس خویش اند ، خود را به چاه ضلالت افکنده و تباهی را نصیب خویش ساخته اند از همین روست که امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: همانا من بر شما از دو چیز می‌ترسم: پیروی از هوا و درازی آرزو. اما پیروی از هوی، راستش این است که از حق باز می‌دارد، و اما در ازای آرزو، آخرت را فراموش می‌سازد. (أصول الکافی / ترجمه کمره‌ای / ج5 / 281)

روایت قابل توجهی در باب ویژگی مصادیق این آیه وجود دارد، به حضرت صادق علیه السلام عرض شد شما همه این مردم را انسان می دانید. فرمود رها کن و دور بیفکن از آنها چند گروه را:

1- کسی که مسواک نکند 2- کسی که در جای تنگ چهار زانو بنشیند 3- کسی که در کارهای بیهوده وارد شود 4- کسی که بدون داشتن علم و دانش بحث کند 5- کسی که بیمار نیست ولی تظاهر به بیماری نماید 6- کسی که بدون وقوع حادثه ناگوار پریشان حال شود 7- کسی که با رفقاء خود که در مطلب صحیح و درستی اتفاق مخالفت کند 8- کسی که به پدران و نیاکان خود افتخار کند و از کارهای نیک آنان بی‌بهره باشد مانند گیاه خلنج (درختی است بدون پوست) که پوست هایش یکی پس از دیگری کنده می‌شود تا به مغزش برسد. او چنان است که خدای متعال در حق آنها فرموده : إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا آنان مانند چهار پا و حیواناتند بلکه در راه خود گمراه‌تر از آنانند. (بحار الأنوار- ترجمه جلد 67 و 68 / ترجمه موسوی همدانی/ج1 / 11)

جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت: ای آدم، من مأمور شده‌ام که تو را میان سه خصلت مخیّر کنم، تو یکی از آنها را انتخاب کن و دو تا را رها ساز. آدم به او گفت: آن سه چیز چیست ای جبرئیل؟ گفت: عقل و حیا و دین. آدم گفت: من عقل را انتخاب کردم. جبرئیل به حیا و دین گفت: شما بروید. گفتند: ای جبرئیل ما مأمور هستیم که عقل هر کجا باشد آنجا باشیم. جبرئیل گفت: هر جور که بخواهید، و بالا رفت

چرا از حیوان گمراه تر؟

مفسران بحث های جالبی روی این مساله کرده‌اند که با تحلیل و اضافاتی می‌توان چنین گفت:

1- اگر چهارپایان، چیزی نمی‌فهمند و گوش شنوا و چشم بینایی ندارند، دلیلش عدم استعداد آنها است، اما از آنها بیچاره‌تر انسانی است که خمیره همه سعادت ها در وجود او نهفته است و آن قدر خدا به او استعداد داده که می‌تواند نماینده و خلیفة اللَّه در زمین گردد، ولی کارش به جایی می‌رسد که تا سر حد یک چهارپا سقوط می‌کند.

چارپایان اگر راه را گم کنند، مجهز به اسبابی نیستند که به سوی راه حق هدایتشان کند و اگر گمراه شدند تقصیری ندارند به خلاف این انسانها که مجهز به اسباب هدایت هستند و در عین حال باز گمراهند. اینها از چهارپایان نیز بدبخت‌تر و بینواترند که آنها امکان تعقل و اندیشه ندارند، و اینها دارند و به چنان روزی افتاده‌اند!. (ترجمه المیزان، ج15، ص: 310)

2- چهارپایان تقریبا حساب و کتابی ندارند و مشمول مجازات های الهی نیستند در حالی که آدمیان گمراه باید بار تمام اعمال خود را بر دوش کشند و کیفر اعمال خویش را بی کم و کاست ببینند.

3- چهارپایان برای انسانها خدمات زیادی دارند و کارهای مختلفی انجام می‌دهند، اما انسانهای طاغی و یاغی خدمتی که نمی‌کنند هیچ، هزاران بلا و مصیبت نیز می‌آفرینند.                       

4- چهارپایان خطری برای کسی ندارند و اگر هم داشته باشند، خطرشان محدود است اما ای وای از انسان بی ایمان هوی‌پرست که گاه آتش جنگی را روشن می‌کند که میلیونها نفر در آن خاکستر می‌شوند.

5- چهارپایان اگر قانون و برنامه‌ای ندارند، ولی مسیری که آفرینش را در شکل" غرائز" برای آنان تعیین کرده است پیروی می‌کنند و در همان خط حرکت می‌نمایند، اما انسان سرکش، نه قوانین تکوین را به رسمیت می‌شناسد و نه قوانین تشریع را و هوی و هوس های خود را حاکم بر همه چیز می‌شمرد.

6- چهارپایان هرگز برای کارهای خود توجیه‌گری ندارند، اگر خلافی کنند خلاف است و اگر راه خود را بروند، که می‌روند، همانست که هست اما یک انسان خود خواه خونخوار هوی‌پرست بسیار می‌شود که تمام جنایات خود را آن چنان توجیه می‌کند که گویی دارد وظایف الهی و انسانی خویش را انجام می‌دهد! و به این ترتیب هیچ موجودی خطرناکتر و زیانبارتر از یک انسان هوی- پرست نیست. (تفسیر نمونه، ج15، ص: 108)

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: همانا من بر شما از دو چیز می‌ترسم: پیروی از هوا و درازی آرزو. اما پیروی از هوا، راستش این است که از حق، باز می‌دارد، و اما درازی آرزو، آخرت را فراموش می‌سازد

شرافت انسان به چیست؟

ویژگی که در انسان او را اشرف مخلوقات ساخته ، قوه عقل و عقلانیت اوست. اگر این خصیصه در وی نباشد فرقی میان انسان و حیوان نیست.

عقل نعمتی است که حضرت آدم علیه السلام آن را برگزید اصبغ بن نباته از علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت: ای آدم، من مأمور شده‌ام که تو را میان سه خصلت مخیّر کنم، تو یکی از آنها را انتخاب کن و دو تا را رها ساز. آدم به او گفت: آن سه چیز چیست ای جبرئیل؟ گفت: عقل و حیا و دین. آدم گفت: من عقل را انتخاب کردم. جبرئیل به حیا و دین گفت: شما بروید. گفتند: ای جبرئیل ما مأمور هستیم که عقل هر کجا باشد آنجا باشیم. جبرئیل گفت: هر جور که بخواهید، و بالا رفت. (الخصال / ترجمه جعفری / ج1 /  159) و همین عقل است که از هوی پرستی و در نتیجه ضلالت وی جلوگیری می کند.

از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند که: ملائکه از جهت قرب به حق و مقام و منزلت) افضل و برترند یا بنی آدم؟ فرمود: فرموده است امیر المۆمنین علیه السّلام که خداوند قرار داده برای ملائکه عقل را بدون شهوت (جنسی و غیره) و قرار داده برای حیوانات شهوت را بدون عقل، و قرار داده برای بنی آدم هم عقل و هم شهوت را، پس هر که از بنی آدم عقلش غالب شود بر شهوتش از ملائکه بهتر و افضلست، و هر کسی شهوتش بر عقلش زیادتی کند از حیوانات پست‌تر و بدتر است. (علل الشرائع / ترجمه مسترحمی / 19)   

هر فیضی که از خدا به ما شد واصل

عقل از همه خوب‌تر گردد حاصل

کامل که کمال عقل و دانش دارد

باشد همه چیز او به غایت کامل


منابع :

1)  الخصال / ترجمه جعفری   / ج1

2)  تفسیر نمونه، ج15

3)  ترجمه المیزان، ج15

4)  بحار الأنوار- ترجمه جلد 67 و 68 / ترجمه موسوی همدانی/ج1

5)  أصول الکافی / ترجمه کمره‌ای  /  ج5

6)  علل الشرائع / ترجمه مسترحمی 


- نظرات (0)

تکنیک های معنوی برای افزایش رزق و روزی


در كنار عواملی مانند تلاش و كوشش راه های دیگری برای افزایش رزق و روزی بیان شده است كه از جمله آنها توصیه هایی است كه از طرف امامان معصوم مبنی بر خوندن برخی از سوره ها به ما رسیده است كه در این تاپیك قصد داریم به معرفی سوره هایی كه موجب افزایش رزق و روزی شده بپردازیم.

دغدغه های اقتصادی و مالی از دیر باز ذهن بشر را به خود مشغول داشته است به گونه ای که انسان در هر شرایطی اعم از فقیر یا غنی بودن تمایل به داشتن مال بیشتر دارد ،البته گاه این میل خود را به شکل یک رذیله زشت اخلاقی مانند حرص و طمع نشان می دهد ، که  باید جلویش را گرفت و در غیر اینصورت با داشتن تمام دنیا هرگز رنگ آرامش را نخواهیم دید.

اما گاه در ضمن داشتن رضایت و سپاسگزاری به درگاه بی نیاز تمایل داریم که روزی ما بیشتر باشد که در این صورت می توانیم از درگاه خداوند متعال با اذکار دعاها و نمازهایی طلب روزی کنیم و از این راه بکوشیم ریشه های توکل و قطع امید از غیر خدا را در وجود خویش تقویت کنیم .

در ارتباط با دعا و مقدر بودن روزی از قبل، باید گفت که روزی بر دو قسم است که یکی از آنها ثابت و حتمی بوده و دعا و تلاش، تأثیری در آن نخواهد گذاشت و دیگری متغیر بوده و بسته به کوشش و خواهش، کم و زیاد خواهد شد و دعا در این قسمت دوم تأثیرگذار می‌باشد. روایاتی نیز وجود دارند که این تقسیم بندی را صحیح می‌دانند.[ مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 92، ص 293، باب 110 (دعاهای رزق و روزی)]

قرآن کریم یکی از اعمالی را که باعث فزونی روزی می شود استغفار معرفی می کند و می فرماید:

«وَ أنِ استََغفِرُوا رَبَّکُم ثُمَّ‌تُوبوا إِلَیهِ یمَتِّعکُم مَتاعاً‌حَسَناً إلی أجَلٍ مُسَمّی و یۆتِ ‌کُلَّ ‌ذِی فَضلٍ فَضلَهُُ…؛ و اینکه از پروردگار خود آمرزش بطلبید؛‌سپس [با ایمان ناب و عمل صالح] به سوی ‌او باز‌گردید تا شما را تا مدّت معینی [از مواهبِ زندگی این جهان] به خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی، به مقدارِ‌ فضیلتش ببخشد…». (سوره هود، آیه 3)

در ارتباط با دعا و مقدر بودن روزی از قبل، باید گفت که روزی بر دو قسم است که یکی از آنها ثابت و حتمی بوده و دعا و تلاش، تأثیری در آن نخواهد گذاشت و دیگری متغیر بوده و بسته به کوشش و خواهش، کم و زیاد خواهد شد و دعا در این قسمت دوم تأثیرگذار می‌باشد. روایاتی نیز وجود دارند که این تقسیم بندی را صحیح می‌دانند

در روایات وارده از ائمه معصوم علیهم السلام هم اعمالی را معرفی کرده اند که باعث افزایش رزق می شوند و همچنین از اعمالی بر حذرمان میدارند که باعث از بین رفتن رزق و روزی می شوند برای نمونه یک مثال ذکر می کنیم :

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر که [پارچه‏اى براى‏] لباس نو ببرد و سى و شش بار سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ را تلاوت کند و آن گاه که به آیه تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ رسید، آب بر دارد و اندکى به لباس بپاشد، سپس دو رکعت نماز گزارد و دعا کند و در دعایش بگوید: الحمد للَّه الّذى رزقنى ما أتجمّل به فی النّاس و أواری به عورتی و أصلّی فیه لربّی و احمد اللَّه»، پیوسته از روزى گسترده برخوردار گردد تا آن گاه که این لباس کهنه شود.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس دو ماه پیاپی هر روز چهار صد مرتبه این ذکر استغفار را بخواند، خداوند او را گنجی از دانش یا مالِ فراوان کرامت فرماید: «اَستَغفرُ اللّه الّذی لاإله الاّ‌هُوَ الحَی القَیومُ الرَّحمنُ‌الرَّحیمُ بَدیعُ‌السّمواتِ والأَرضِ مِن جمیعِ ظُلمی و جرمی و اِسرافی عَلی نفسی و اَتوبُ إِلیهِ».

دعاها و نمازها و اذکاری در کتب روایی و ادعیه، برای طلب رزق از خداوند متعال وجود دارد[شیخ کلینى، کافی، ج 2، ص 550، بَابُ الدُّعَاءِ لِلرِّزْقِ] که همراه با تلاش، می توان  از آنها بهره مند گردید که به بعضی از آن ها اشاره می شود.

در کتاب کافی عنوانی در این زمینه  آمده[همان، ص 551، ح4] و  در آن دعاهایی برای زیادی رزق ذکر شده است، از جمله امام باقر (علیه السلام) به زید شحام فرمود: «برای زیاد شدن روزی، در سجده های نماز واجب این دعا را بخوان: “یا خَیرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یا خَیرَ الْمُعْطِینَ ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیالِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ فَإِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم؛ اى بهترین پناه سائلان و اى بهترین بخشایش گران. به من و خانواده ام از فضل وافرت روزى بخش که تو صاحب فضلى عظیم هستى».[ همان، ح3]

واقعه
سوره هایی برای افزایش روزی

یكی از سوره هایی كه در روایات برای افزایش رزق و روزی بیان شده است و به خواندن آن توصیه شده سوره مباركه لیل است كه پیامبر خدا صلی الله علی و آله در مورد آن اینگونه می فرماید:

هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا می‌كند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان می‌گیرد.(مصباح الكفعمی‌، عاملی كفعمی‌، ص 444)

امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(علیه السلام) می‌شود..."(وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 6، ص 112)

یكی دیگر از سوره هایی كه در روایات به آن توصیه شده و آثاری مانند اصلاح زندگی و افزایش رزق و روزی برای آن بیان شده است سوره ذاریات است كه امام صادق‌(علیه السلام) در مورد این سوره می‌فرماید:

هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد...(اعلام الدین‌ ، ص 377(

این طور نیست كه فردی بدون تلاش و كوشش و با خواندن چند سوره ای كه در تاپیك های بالا ذكر شد بتواند به ثروت دست پیدا كند چرا كه برای رسیدن به كسب و كار خوب و ثروت باید در مرحله اول كار و تلاش و كوشش كرد و در مرحله دوم خواندن این سوره ها میتواند به عنوان یك عامل مهم معنوی در كسب و كار ما اثر گذار باشد و ما را كمك كند

تا چه زمانی سوره های افزایش روزی را بخوانیم؟

شاید عده ای با خواندن این مطلب این سۆال را بپرسند که تا چند وقت باید این سوره ها را خواند؟ مدتی است این سوره ها را می خوانم اما اثری نداشته!  اشکال کار کجاست؟

این سوال یكی از مهمترین سوالاتی است كه معمولا در خواندن ادعیه و اذكار پرسیده می شود اینكه

1)برخی از افراد از عدم مشاهده نتیجه شكایت می كنند

2)برخی كلا منكر این مسائل می شوند و آنها را دروغ می پندارند

3)برخی دیگر از خودشان نامید می شوند و خود را فرد گناهكاری می بینند كه این اذكار در انها اثری ندارد .

4)و عده ای نیز اصلا اهل این اذكار نیستند.

در پاسخ به این سوال مهم توجه به چند نكته لازم و ضروری است و در خواندن هر ذكر و دعایی كه برای آن در روایات نتیجه ای بیان شده است باید این نكات را مد نظر قرار بدهیم .

نكته اول:

مطمئن شویم كه این ادیعه و اذكار از كتاب های معتبر بیان شده است چون متاسفانه یكی از مجراهای نفوذ خرافات در دین از طریق همین اذكار است و بعضا شاهد ذكر هایی هستیم كه مثلا دستور داده شده كه 100 هزار بار آن را تكرار كنید كه واقعا عجیب است و چنانچه گفته شد باید در مرحله اول اطمینان حاصل كنیم كه این ذكر معتبر است.

نكته دوم:

توجه به این نكته نیز لازم است كه این ذكرها علت تامه و به عبارتی ساده تر دلیل اصلی برای رسیدن به خواسته ما نیست و در كنار سائر عوامل می تواند به ما در رسیدن به آرزوی خود كمك كند. برای مثال این طور نیست كه فردی بدون تلاش و كوشش و با خواندن چند سوره ای كه در تاپیك های بالا ذكر شد بتواند به ثروت دست پیدا كند چرا كه برای رسیدن به كسب و كار خوب و ثروت باید در مرحله اول كار و تلاش و كوشش كرد و در مرحله دوم خواندن این سوره ها میتواند به عنوان یك عامل مهم معنوی در كسب و كار ما اثر گذار باشد و ما را كمك كند.


- نظرات (0)

فکردنیا باش بی خیال آخرت

آیة 133 آل عمران می‌فرماید: «وَ سارِعوا إلی مَغفِرَهٍ مِن رَبِّکُم وَ جَنَّهٍ عَرضُهَا السَّماواتُ وَ الأرض، اُعِدَّت لِلمُتَّقین»؛ ‌«بشتابید و برای رسیدن به‌آمرزش پروردگارتان، بر یکدیگر سرعت و سبقت بگیرید تا به بهشت پهناوری ‌که وسعت ‌آن ، آسمان‌ها و زمین است و برای پرهیزگاران‌ آماده شده، نائل شوید.»

در این ‌آیة شریفه، خداوند حکیم، ما انسان‌ها را به مسابقه و شتاب برای به ‌دست آوردن بهشتِ ‌آخرت دعوت فرموده و ضمناً وسعت بهشت را پهنة آسمان‌ها و زمین نشان می‌دهد و از این‌ راه، عظَمت و ارزش زندگی اُخروی را که شایستة سرعت و شتاب انسان است، به خردمندان واقع‌بین یادآوری می‌فرماید تا حقیر را با عظیم مبادله ننمایند و نتیجتاً به خسران غیر قابل جبران مبتلا نگردند.

در مقابل، خدا نسبت به دنیا، دستور حرص و شتاب و سرعت نداده و تنها دستور جنبش و حرکتی به ‌اقتضای طبع و شرع داده و فرموده ‌است: وَ ما مِن دابَّهٍ فِی الأرض إلاّ عَلَی اللهِ رِزقُها؛ هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست، مگر این‌ که روزی‌اش به ‌عهدة خداست.

در جایی دیگر در آیه 60 قصص فرموده است: وَ ما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ : آنچه به شما داده شده ، متاع زندگی دنیا و زینت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است آیا اندیشه نمی کنید؟!

امّا عجیب این‌ که ما به‌ عکس ، عمل می‌کنیم؛ آنچه سعی و تلاش و سرعت و مسابقه داریم، به دامن دنیا می‌ریزیم و آ‌چه بی‌حالی و تنبلی و چُرت و خواب و کسالت داریم، به حساب ‌آخرت می‌گذاریم ؛ دنیا را که فانی و گذرا است را چسبیده ایم و آخرت باقی و پایدار را رها کرده ایم.

در حدیثى از پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله) مى‏خوانیم: «کسى که نیّتش دنیا باشد خداوند کار او را پریشان مى‏سازد، فقر را در برابر او قرار مى‏دهد و جز آنچه براى او مقرّر شده چیزى از دنیا به چنگ نمى‏آورد، و کسى که نیّتش سراى آخرت باشد خداوند پراکندگى او را به جمعیت تبدیل مى‏سازد، و غنا و بى‏نیازى را در قلبش قرار مى‏دهد، دنیا تسلیم او مى‏گردد و به سراغ او مى‏آید»

حقیقت مطلب این‌ که ایمان به قیامت، در قلب اکثر ما مردم وارد نشده و در مرکز باورمان ننشسته‌ است.

ما وقتی سخن از آخرت به میان می‌آید، با آسودگی خاطرِ تمام می‌گوییم: ای بابا، این ‌قدر سخت نگیر، خدا رحیم است و کریم. امّا سخن از دنیا که به میان ‌آید، تکان می‌خوریم و با شتاب، به ‌دنبال تهیّة وسایل‌ آن می‌دویم‌ که: زنده، زندگی لازم دارد. پیش ازآمدن زمستان، برای جلوگیری از سرما و پیش ازآمدن تابستان، برای جلوگیری ازگرما، خود را مجهّز می‌کنیم و هیچ نمی‌گوییم: ای بابا، این‌قدر سخت نگیر؛ خدا کریم است! آیا مگر خدای دنیا وآخرت دوتاست؛ خدای‌ آخرت،کریم و رحیم است و خدای دنیا، چنین نیست؟ چرا به ‌اتّکای کَرَم و رحمت خدا، دست از فعّالیّت دنیا بر نمی‌داریم؟ امّا به ‌اتّکای‌ کرم و رحمت خدا نسبت به ‌آخرت ‌آسوده می‌خوابیم؟ آیا این نشان ایمان نداشتن به‌ آخرت نیست؟

ولی مطمئن باشیم ‌که روزی، فریادِ یا حَسرتی عَلی ما فَرَّطتُ فی جَنبِ الله، از عمق جان خواهیم‌کشید و تقاضای بازگشت به دنیا خواهیم‌ کرد که ای‌کاش، اجازة بازگشت به دنیا را به من می‌دادند که برگردم و از نیکوکاران باشم. امّا جوابِ رد خواهیم شنید که از من دور شوید و در میان ‌آتش قرارگیرید و با من حرف نزنید.

انسان از منظر قرآن کریم مرغ باغ ملکوت است و این خاکدان آشیانه‏اى موقّت و پلى براى عبور وى از طبیعت به فرا طبیعت است. انسان در نهاد خویش طالب جاودانگى است و فطرتاً از زوال و محدودیت گریزان است. خداى سبحان اصرار دارد به انسان بفهماند که ‏اى انسان تو یک موجود ابدى هستى و ابدیّت در دنیا نمى‏گنجد و ابدیت و جاودانگى به تحصیل ما عنداللَّه است و تبعیت از دستورات الهى.

از نظر اسلام دنیا و آخرت از هم جدا نیستند، بلکه دنیا مزرعه آخرت است.[ عوالی‏اللآلی، ج 1، ص 267، الدنیا مزرعة الآخرة] خداوند تمام وسایل و امکانات از قبیل عقل و قدرت و اختیار را در دسترس ما قرار داد و انبیاء را فرستاد و کتاب‏های آسمانی را نازل فرمود و راه سعادت و شقاوت را نشان داد و احکام جعل فرمود.

پس اگر بعضى اجابت نکردند تقصیر با آنها است نقض غرض نشده؛ مثل این که شخصى جماعتى را دعوت کند براى مهمانی و تمام وسائل پذیرایى را فراهم کند حال اگر جمعى اعتنا نکردند و نیامدند ، خود را بى‏بهره کردند.[ طیب، سیدعبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 289]

آخرت
توجه به آخرت، دنیا را هم در بر می گیرد

در سوره‌ی شوری آیه شریفه‌ای که آخرت جویان را از دنیاطلبان جدا می‌کند،[ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، با مقدمه شیخ آقابزرگ تهرانى، تحقیق: عاملی، احمد قصیر، ج 9، ص 156؛ طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 18، ص 40 و 41؛ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 20، ص 397 و 398] عبارت است از: «کسى که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش مى‏دهیم و بر محصولش مى‏افزاییم و کسى که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمى از آن به او مى‏دهیم، امّا در آخرت هیچ بهره‏اى ندارد!».[ شوری، 20]

در تفسیر آیه مزبور به نکاتی اشاره می‌شود:

1. آیه‌ی شریفه‌ی فوق، با یک تشبیه لطیف، مردم جهان را در برابر روزی‌هاى پروردگار و چگونگى استفاده از آن، به کشاورزانى تشبیه مى‏کند که گروهى براى آخرت کشت مى‏کنند، و گروهى براى دنیا، و نتیجه هر یک از این دو زراعت را مشخص مى‏کند.

2. انسان‌ها همگى زارعند و این جهان مزرعه ماست، اعمال ما بذرهاى آن، و امکانات الاهى بارانى است که بر آن مى‏بارد، اما این بذرها بسیار متفاوت است، بعضى محصولش نامحدود، جاودانى و درختانش همیشه خرم و سرسبز و پر میوه، اما بعضى دیگر محصولاتش بسیار کم، عمرش کوتاه و زودگذر، و میوه‏هایى تلخ و ناگوار دارد. گروهى از این مواهب به صورت بذرهایى براى آخرت استفاده مى‏کنند و گروهى براى تمتّع دنیا.[ تفسیر نمونه، ج 20، ص 397 و 398]

3. در مورد کشت کاران آخرت مى‏فرماید: «زراعت او را افزون مى‏کنیم»، ولى نمى‏گوید از تمتّع دنیا نیز بى‏نصیبند، اما در مورد کشت‌کاران دنیا مى‏فرماید: «مقدارى از آن را که مى‏خواهند به آنها مى‏دهیم» سپس مى‏افزاید «در آخرت هیچ نصیب و بهره‏اى ندارند».[ همان، ص 398]

انسان‌ها همگى زارعند و این جهان مزرعه ماست، اعمال ما بذرهاى آن، و امکانات الاهى بارانى است که بر آن مى‏بارد، اما این بذرها بسیار متفاوت است، بعضى محصولش نامحدود، جاودانى و درختانش همیشه خرم و سرسبز و پر میوه، اما بعضى دیگر محصولاتش بسیار کم، عمرش کوتاه و زودگذر، و میوه‏هایى تلخ و ناگوار دارد. گروهى از این مواهب به صورت بذرهایى براى آخرت استفاده مى‏کنند و گروهى براى تمتّع دنیا

4. به این ترتیب، نه دنیاپرستان به تمام آنچه مى‏خواهند مى‏رسند و نه طالبان آخرت از دنیا محروم مى‏شوند، اما با این تفاوت که گروه اول با دست خالى به سراى آخرت مى‏روند و گروه دوم با دست هاى پُر.

نظیر همین معنا در جای دیگر از قرآن کریم به شکل دیگرى آمده است: «آن کس که (تنها) زندگى زودگذر (دنیا) را مى‏طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم- و به هر کس اراده کنیم- مى‏دهیم سپس دوزخ را براى او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش مى‏سوزد در حالى که نکوهیده و رانده (درگاه خدا) است و آن کس که سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و کوشش کند- در حالى که ایمان داشته باشد- سعى و تلاش او، (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد.»[اسراء، 18 و 19]

5. به هر حال این دسته از آیات؛ ترسیم گویایى از بینش اسلامى درباره زندگى دنیا است، دنیایى که مطلوب بالذات است، و دنیایى که مقدمه جهان دیگر و مطلوب بالغیر، اسلام به دنیا به عنوان یک مزرعه مى‏نگرد که محصولش در قیامت چیده مى‏شود. [ تفسیر نمونه، ج 20، ص 400]

6. در حدیثى از پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله) مى‏خوانیم: «کسى که نیّتش دنیا باشد خداوند کار او را پریشان مى‏سازد، فقر را در برابر او قرار مى‏دهد و جز آنچه براى او مقرّر شده چیزى از دنیا به چنگ نمى‏آورد، و کسى که نیّتش سراى آخرت باشد خداوند پراکندگى او را به جمعیت تبدیل مى‏سازد، و غنا و بى‏نیازى را در قلبش قرار مى‏دهد، دنیا تسلیم او مى‏گردد و به سراغ او مى‏آید».[ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، با مقدمه بلاغی، محمد جواد، ج 9، ص 41 ؛ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 67، ص 225؛ مسند احمد، مسند الانصار، باب «حدیث زید بن ثابت عن النبی»، ح 20608]


- نظرات (0)

بی خاصیت ترین آدم های دنیا!!

«وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ یَقْدِرُ عَلَىَ شَیْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لاَ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ» (سوره نحل آیه 76)

و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند: دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد. هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد. آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است یكسان است؟ 


ما معمولاً به "خاصیّت" ها خیلی اهمیت می دهیم ، خاصیت میوه ها، غذاها، گیاهان، سنگ ها و ....

اما شاید به خاصیت خودمان هرگز فکر نکرده باشیم که آیا ما هم خاصیتی داریم؟ یا اصلاً خاصیت انسان ها به چیست ؟

اگر کمی به اطرافمان دقت کنیم، خاصیت آدم ها را در خواهیم یافت ، نیازی هم به آزمایشگاه و تجزیه و ترکیبشان نیست.

بعضی آدم ها هستند که خیلی راحتند، می خورند و می ریزند و می پاشند و هرگز برایشان اهمیتی ندارد که کاری که می کنند ، حرفی که می زنند، و وجودشان آیا برای دیگران سودی دارد یا خیر .

این ها برایشان این چیزها مهم نیستند یعنی خاصیتی ندارند همین که خودشان را این طرف و آن طرف می کشند هنر کرده اند، هرگز هیچ مسۆلیتی به عهده نمی گیرند ، معمولاً شخصیت هایی وابسته اند و اطرافیان از اینها فراری هستند چرا که خرده فرمایشاتشان تمامی ندارد و خدای ناکرده اگر کوچکترین کاری از آنها خواسته شود از پسش بر نمی آیند یا زحمت را دو برابر می کنند .

به قول معروف " اگر هزارتا چاقو بسازند یکیش دسته نداره" نه هدفی دارند ، نه انگیزه ای ، نه رویایی و نه تلاشی اینها چیستند به جز تلی از گوشت متحرک ؟! 


آدم های پر خاصیت؟

اما در مقابل افرادی هستند پر خاصیت، وجودشان پر از خیر و برکت است، حرف زدنشان، عمل کردنشان افکار و عقایدشان همه مملو از خیر است، معمولاً مسۆلیت پذیرند، هرگز سربار دیگران نمی شوند و همه مشتاق ارتباط با اینان هستند، در زندگیشان والاترین هدف ها را دنبال می کنند و خور و خواب برایشان در پایین ترین درجه اهمیت قرار دارد.

خلاصه بعضی ها مثل کدو تنبل هستند ؛ بزرگترین جسه را دارند و کمترین خاصیت را و بعضی مثل لیمو ترش هستند ؛ کوچک و پر از خاصیت.

این مثال برای روشن شدن حالات دو دسته از انسان هاست ، کافران و مۆمنان ، آدم های بی خاصیت را کافر و کسانی معرفی می کند که به خاطر اینکه بار مسۆلیت بندگی را به عهده نگیرند از پذیرفتن دین خدا شانه خالی می کنند نمونه های مدرنش پر است در شهر ما

خداوند متعال برای توصیف انسان های بی خاصیت و انسان های پر خاصیت مثال زیبایی می زند و می فرماید : «و خدا مثلى [دیگر] مى‏زند: دو مردند كه یكى از آنها لال است و هیچ كارى از او برنمى‏آید و او سربار خداوندگارش مى‏باشد. هر جا كه او را مى‏فرستد خیرى به همراه نمى‏آورد. آیا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است یكسان است؟ »

این مثال برای روشن شدن حالات دو دسته از انسان هاست : کافران و مۆمنان، آدم های بی خاصیت را کافر و کسانی معرفی می کند که به خاطر اینکه بار مسۆلیت بندگی را به عهده نگیرند ، از پذیرفتن دین خدا شانه خالی می کنند نمونه های مدرنش پر است در شهر ما، کسانی که چون حوصله نماز خواندن، روزه گرفتن و حجاب داشتن و ...ندارند ترجیح می دهند که مسلمان نباشند ، می خواهند زرتشی باشند و مسیحی بشوند و خلاصه انجمن دل های پاک را تشکیل داده اند (کسانی که ادعا دارند دل باید پاک باشد و احکام و عبادات مهم نیستند!!!)

و مۆمنان را کسانی معرفی می کنند که در بندگی ثابت قدم هستند ، با اعمال و کردارشان دیگران را هم دعوت به خوبی ها می کنند و طبیعتاً این ها با هم یکسان نیستند.

پاسخ شما به این سوال خداوند چیست؟

خاصیت ما چیست؟

ما از کدام دسته ایم؟


- نظرات (0)

شما در کدام ایستگاه پیاده می شوید؟

وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏اندیشید؟ (60 / قصص)

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت : مقصد ما خداست ، کیست که با ما سفر کند؟

به نظر شما عاقلانه ترین کار چیه؟ توقف در ایستگاه دنیا یا رسیدن به مقصد نهایی؟ انتخاب کالای باقی یا فانی؟!

تا به حال چه قدر به نعمت هایی که در ایستگاه دنیا به ما داده شده فکر کرده اید؟ نعمت سلامتی، آرامش ، امنیت ، پدر و مادر فرزند ، مال دنیا و....

چه قدر از این نعمت ها استفاده می کنیم؟! چه قدر برای ایستگاه دنیا و اسباب و وسایل آن ارزش قائل هستیم؟! چه مقدار از زندگی خود را خرج این ایستگاه کرده ایم؟!

به نظر شما این ایستگاه و نعمت هایش پایدار و ماندنی هستند یا ناپایدار؟!

چه قدر ارزش دارند که برایشان وقت بگذاریم و زندگیمان را بر مدار آنها حرکت دهیم؟!

اصلاً تا به حال به هشدارهای قرآن پیرامون ایستگاه دنیا توجه کرده اید؟

واقعاً این همه هشدار چه لزومی داره؟! آیا غیر از اینه که وقتی یک موضوع از اهمیت بالایی برخوردار بشه ، توجه به آن و تأکیدات پیرامون آن نیز بیشتر می شود؟!

پاسخ شما به این سوال خدا چیست؟

و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏اندیشید؟

تا به حال به آیات و روایاتی که پیرامون ایستگاه دنیا و کالاهای آن اشاره شده دقت کرده اید:

دنیا چه سراى نیكویى است براى كسى كه آن را خانه همیشگى خویش نداند و چه جایگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد».[ میزان‏الحكمه، ج 4]

و هر آنچه به شما داده شده است، كالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‏] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏اندیشید؟ (60 / قصص)

بالاخره ما در ایستگاه دنیا چه کاره ایم؟در تلاش برای دنیا باشیم یا نه؟ دنیا را مورد توجه قرار دهیم یا مقصد نهایی (آخرت) را؟

بعد از بررسی آیات و روایات به این نتیجه خواهیم رسید که : 

دنیا و تمامی نعمات دنیوی ای که خدا در اختیارمان قرار داده ایستگاهی هستند برای گذشتن!

به عبارتی اگر محبت به دنیا ( از جمله محبت به خویشتن، مال، فرزند و خانواده و ... ) فریب خوردن از زر، زور و تزویر را به دنبال داشته باشد و زمینه غفلت از آخرت و خداوند را فراهم نماید، این دنیا مذموم است و این چنین دنیایی است در توصیف آن فرموده اند : « حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ كُلِّ خَطِیئَةٍ وَ مِفْتَاحُ كُلِّ سَیِّئَةٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ كُلِّ حَسَنَة؛ حب دنیا رأس هر خطا و اشتباهى مى‏باشد».[ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1ص 21]

البته حواسمون باشه که اگر در آیات و روایات می بینیم که از دنیا نهی می کند و توجه را به آخرت می دهد از این باب نیست که دنیا را باید بوسید و کنار گذاشت بلکه از این باب است که دنیا و لذات آن را نچسبیم و آخرت را رها نکنیم.

به عبارتی از دنیاپرستى، آخرت فروشى، غافل‏شدن، سرمست شدن در آن نهی شده ایم، ولى اگر بتوانیم در چهارچوب عدل و انصاف سراغ دنیا و زینت های آن برویم و از كمالات دیگر و آخرت غافل نشویم و نگاهمان به دنیا به گونه ای باشد که آن را گذر و فانی و ناپایدار بدانیم، این نگاه همان نگاه آخرتی خواهد بود و بسیار هم زیباست.

به نظر می رسد که انسان عاقل و اهل تفکر، آنچه را که پایدار و باقی است را بر آنچه که قطعی نبودنش به یقین رسیده، ترجیح نمی دهد!

و چه زیباست اگر نگاهمان به ایستگاه این گونه شود: «دنیا چه سراى نیكویى است براى كسى كه آن را خانه همیشگى خویش نداند و چه جایگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد».[میزان‏الحكمه، ج 4]


- نظرات (0)