سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

سیاست قرآنی، درمقابل نقض عهد دشمنان

سیاست قرآنی، در مقابل نقض عهد دشمنان
حالا هم قضیه همان است (اما این جنگ نرم است)، اگر آنها مکررا نقض عهد نمایند؛ و ما فکر کنیم با جگر بر دندان گذاشتن یا بروی خود نیاوردن، قضیه درست می شود؛ اشتباه فکر می کنیم. رهبر انقلاب، این طرز تفکر را اشتباه و مقابله به مثل ایران را سیاستی قرآنی خواندند: برخی تصور می کنند ما می توانیم با امریکا کنار بیاییم و مشکلات خود را حل کنیم در حالیکه این تصور نادرست، و یک توهم است. جمهوری اسلامی ابتدائاً برجام را نقض نخواهد کرد، زیرا وفای به عهد، دستور قرآنی است اما اگر تهدید نامزدهای ریاست جمهوری امریکا مبنی بر پاره کردن برجام عملی شود، جمهوری اسلامی برجام را آتش خواهد زد که این کار هم دستوری قرآنی درباره نقض عهد متقابل است. خوشبختانه قابلیت بازگشت به وضع قبلی حفظ شده و ما می توانیم در شرایطی که لازم بدانیم، با سانتریفیوژهای نسل جدید در کمتر از یکسال و نیم به صد هزار سو دست یابیم، بنابراین طرف مقابل خیال نکند که دست ما بسته است. [3]
این سخنان رهبری درراستای عزت و اقتدار میهن اسلامیست، عزتی که یکروز در سایه مجاهدت و رشادت رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بدست آمد، و امروز باید در سایه هوشیاری و بصیرت مسولین جامعه اسلامی (و آحاد ملت) بدست آید.

عدم هوشیاری در برابرحق هسته ای، مساوی با ضرر
گفته شد که سیاست قرآن و اسلام بر صلح قرار گرفته، ولی هوشیاری مناسب را در مقابل نقض عهد دشمنان‏ ، به  امت اسلام یاد آور می شود زیرا که عدم هوشیاری مسلمین در برابر نقض عهد دشمنان، خسارت آفرین و ضرر آور است و در دین اسلام ضرر وزیان (به خود و دیگران) نفی شده است.  پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید: «لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فِی‏ الْإِسْلَام‏؛[4]هیچ ضرر و زیانی در اسلام نیست»
بی تردید کوتاه آمدن ایران در برابر نقض عهدهای مکرر طرف مقابل در توافق هسته ای، علاوه بر نشان دادن ضعف ایران به جهانیان، ضرر و زیانهایی هم از بابت تعلیق فعالیتهای هسته ای، متوجه کشور میکند. حضرت آیت الله خامنه ای، در ادامه سخنانشان صنعت هسته ای را صنعتی راهبردی خواندند که باید بدون لطمه باقی بماند و توسعه یابد. ایشان با اشاره به تأثیر محسوس صنعت هسته ای در مصونیت بخشی و افزایش امنیت کشور تأکید کردند: قابلیتهای این صنعت، نیروی انسانی توانای آن و امکان رسیدن آن به وضعیت قبلی باید مورد مراقبت قرار گیرد و حفظ شود. [5]
لازم به ذکر است که صنعت هسته ای در بخش کشاورزی، پژشکی، بهداشتی و غیره کاربرد دارد و این موضوع برای کشور مسلمانی مثل ایران، می تواند سرمنشا خیلی از پیشرفتها شود. انشاءالله


سخن آخر
سیاست قرآنی به امت اسلامی می آموزد که در مقابل نقض عهد دشمنان، مقابله به مثل کنند.
ایران اسلامی در توافق هسته ای با بدعهدی آمریکا مواجهه شد و این موضوع اگر از طرف ایران جواب قاطعی به آن داده نشود، ضرر و زیانی بزرگ است.

پی نوشتها
1ــ ترجمه مکارم ص184
2ـــ حوزه نت
3ــ بیانات رهبری در دیدار با مسولین دولتی 25/3/95
 4ــ نهج الحق و كشف الصدق / / 489
5ــ بیانات رهبری در دیدار با مسولین دولتی 25/3/95


- نظرات (0)

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی


" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.

مطالعه قرآن

یکی از منابع آگاهی بخش برای گاندی در مسیر این مبارزه منفی، قرآن کریم بود. او می گفت : من عقیده دارم که تورات و انجیل و قرآن به میزان وداها (کتاب مقدس هندوان) الهامات الهی دارند و مقدس هستند.(1) وی می افزاید: " من همان خدا را که در کتاب مقدس هندوان می شناسم، در قرآن هم می بینم."(2)

شایان ذکر است ، گاندی مطالعه جدی پیرامون اسلام و قرآن را از سالهای جوانی، در دوران اقامت خویش در آفریقای جنوبی آغاز نمود و این کار تا اواخر عمر او به ویژه در خلوت زندانهای مکرری که داشت ، ادامه یافت .

" جودیت براون " در شرح روزگار اقامت گاندی در آفریقای جنوبی می نویسد: «معاشران جدید و مسلمان به او اصرار کردند اسلام را مطالعه کند. می دانیم او ترجمه قرآن را خریده و خوانده و در آن زمان کتب دیگری هم درباره اسلام مطالعه کرده بود ».(3)

" ویلیام شایرر" ، خبرنگار مشهور آمریکایی که مدتی با گاندی محشور بوده است ، می نویسد: « در جلسات نیایش غروب، گاندی وحضار، دست جمعی آیاتی از کتاب مقدس را زمزمه می کردند . ادعیه آنها تنها از کتاب مقدس هندو نبود ، بلکه قطعاتی از انجیل و آیاتی از قرآن نیز قرائت می شد. او نه تنها خود قرآن را به دقت مطالعه می نمود، بلکه دیگران را نیز تشویق می کرد این کتاب آسمانی را نیک بخوانند».

" ویلیام " همچنین می نویسد:

 "من به گاندی واقعاً مدیون هستم، زیرا روح و فکر مرا آماده ساخت تا نسبت به زیبایی، درایت بودیسم و تا حدی در مورد قرآن توجه و درک عمیق تری پیدا کنم."(4)

روزی که گاندی توسط یک هندوی افراطی ترور شد، دارایی اش تنها :

« یک عینک، دوجفت کفش چرمی، یک قاشق چوبی، یک لنگ(که دور خود می بست)، دو کاسه چوبی، یک ساعت جیبی، یک نمکدان و کتب مقدس کلیه ادیان از جمله ،قرآن بود . »(5)

" اصرار بر روزه "

گاندی در زمان اقامت در آفریقای جنوبی، با دوستان جدیدی رو به رو شد که او را با اسلام آشنا کردند و در مبارزه و شکل دادن به زندگی اجتماعی جدیدش، نقش بسیار داشتند. وی در زندگینامه اش به روزگاری اشاره می کند که مدرسه ای داشت و کودکان و جوانانی از ادیان مختلف در آن تحصیل می کردند. در ادامه می نویسد: در ماه رمضان به مسلمانها گفتم حتما روزه بگیرند. خودم قصد روزه از صبح تا غروب را داشتم، و به مسلمانها، مسیحی ها ، هندوان و پارسی ها (زردتشتی های هند) گفتم در این امر با من همکاری کنند. برای آنها شرح دادم انسان باید در هر کاری که فردی به منظور خودداری و نگهداری نفس، انجام می دهد، شرکت کند. بسیاری از دوستان، از این پیشنهاد من حسن استقبال کردند.

مسلمانان برای صرف افطار تا غروب آفتاب و چند لحظه بعد از آن صبر می کردند، ولی دیگران که چنین نمی کردند، فرصت داشتند برای دوستان مسلمان غذاهای خوب تهیه کنند و سفره بچینند. نتیجه این تجربیات آن شد که عموم مردم به ارزش روزه گرفتن پی بردند و روحیه جدیدی به وجود آمد.(6)

گاندی به این حد بسنده نکرد و حتی کار را به آنجا کشاند که در احترام به ماه رمضان، اعضای غیر مسلمان را نیز وادار نمود روزانه به خوردن یک وعده غذا، آن هم هنگام افطار در کنار مسلمانان، اکتفا نمایند."(7)

گاندی روزه را به مثابه ابزار مهمی در مبارزه منفی می دانست. او روزه را با مراسم عبادی خاص همچون قرائت آیاتی از قرآن و انجیل و کتاب مقدس هندوان افطار می کرد.(8)

مهاتما می گفت: از سیره شخص پیامبر اسلام آموخته که روزه انسان را به خدا متوکل می کند و راه را به سوی مکاشفه الهی می گشاید.(9)

پانوشت ها:

1- مجموعه ای درباره گاندی، پدر ملت هند، ترجمه محمود تفضلی ، ص 48.

2-  همان، ص 59.

3-  مهاتما گاندی ، سرگشت من، ترجمه مسعود برزین، ص 130.

4-  ویلیام شایرر، خاطره گاندی، ترجمه دکتر سید جوادی و گودرز شیدایی، ص 356.

5-  مهاتما گاندی ،همان، ص دوازده

6-  همان ، ص 344 و345

7-  جودیت براون، گاندی، زندانی امید، ترجمه محمد حسین آریا، ص 82 و 83.

8-  همان ، ص 569

9-  همان ، ص 319.


- نظرات (0)

نمازی برای استجابت دعا


دعا
جلوه‌ای از اسرار استجابت دعا

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل درباره دعا، اسرار اجابت آن است، یعنی چه طور و چگونه ممکن است با دعا جلو وقوع یک حادثه ناگوار گرفته می‌شود و یا خواسته مورد علاقه ونیاز یک فرد برآورده می‌گردد؟

گرچه این بحث نیازمند طرح مسایل فراوان است، امّا به اندازه ظرفیت مقاله به چند نکته اشاره می‌شود:

نکته اول: حکیم ژرف‌اندیش بوعلی سینا به نکته ظریفی درباره سرّ استجابت دعا اشاره نموده، می‌گوید: «نسبت دعا و تضرّع به خواست و استدعا نسبت تفکر و اندیشه به درک یک مسأله علمی است». [3]

از توضیحی که در ادامه این کلام بوعلی آمده معلوم می‌شود که به نظر ایشان همان طور که با تفکر واندیشیدن زمینة افاضه صور علمی از مبادی عالیه (مثلاً عقل فعّال) برای نفس انسانی پدید می‌آید آن گاه علم و معرفت برای انسان حاصل می‌شود. با دعا و تضرّع در پیشگاه الهی انسان مستعد می‌شود که صورت سلامتی و صحت و یا صور دیگر به انسان افاضه شود، پس دعا زمینه‌ساز افاضه الهی برای برآورده شدن خواست‌های انسان است. بنابراین گرچه خداوند «دائم الفیض علی البریّة» است. امّا زمینه پذیرش و دریافت فیض باید در قابل فراهم شود و دعا نقش زمینه‌سازی برای پذیرش فیض دائمی الهی را دارد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هرگاه یکى از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست مى‏کند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدى جز به درگاه خدا نداشته باشد او به نقطه‏اى از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرت‏ها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد

نکته دوم: برخی از بزرگان در تحلیل اسرار استجابت دعا حقایق ارزشمندی را عنوان کرده‌اند که در فرازی از این سخنان آمده است: دعا و ذکر و حضور و مراقبت در ذات انسان بلکه در بیرون از ذاتش آثار عجیب و غریبی دارد، چنان که اگر کسی به طور پیوسته و مستمر فکر و توجه خود را به عالم قدس و جبروت معطوف نماید،انوار حقایق بر او اشراق می‌شود، و آن کسی که مصاحب با ملکوتیان را اختیار کند، صاحب عزم و همت و اراده می‌شود و با توجه و ذکر و دعا به اخلاق ملکوتیان و اوصاف عقول قدسی متصف گردیده و صاحب رتبة ولایت تكوینی می‌شود كه می‌تواند در همه چیز تصرف كند. پس استجابت دعا امری برخلاف سیره و سنّت الهی نیست، بلكه یكی از علل و اسباب تحوّل و تبدّل در عالم است.[4]

 

پرتویی از شرایط اجابت دعا

برای استجابت دعا و برآورده‌شدن خواست انسان به وسیله دعا، شرایط متعدد و مختلف در روایات مطرح شده كه در این جا به طور خلاصه به چند مورد اشاره می‌شود:

1. یكی از شرایط مؤثر در اجابت دعا آن است كه انسان در همه حال اهل دعا و مناجات با خدا باشد، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: جدّم می‌فرمود: در دعا پیش‌دستی كنید (پیش از آن كه گرفتار شوید دعا كنید) زیرا چون بنده‌ای بسیار دعا كند و بلائی به او برسد و دنبالش دعا كند، گفته شود: صدای آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پیش‌آمد ناگوار دعا نماید، بدو گفته شود: تاكنون كجا بودی؟[5]

2. یكی از شرایط استجابت دعا طهارت و پاكی انسان از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی است،[6]

صلوات

3. از شرایط مؤثر دیگر كه در روایات فراوان مطرح شده صلوات فرستادن بر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ، قبل از دعا و بعد از دعا است، به گونه‌ای كه دعا در لفّافة صلوات قرار گیرد. امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در كلام دل‌انگیزی دراین باره فرمود: هر گاه از خدای سبحان درخواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زیرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده، یكی را برآورده و دیگری را باز دارد. [7]

4. مسأله دیگر كه در اجابت دعا مؤثر است و در روایات بر آن اصرار شده، دعای دسته‌جمعی است، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر گاه پیش‌آمدی پدرم را غمناك می‌كرد، زنان و كودكان را جمع می‌كرد، سپس دعا می‌نمود و آن‌ها آمین می‌گفتند.[8] و هم چنین فرمود: هیچگاه چهارنفر با هم اجتماع نكرده‌اند كه برای مطلبی به درگاه خدا دعا كند، جز این كه با اجابت آن دعا از هم جدا شده‌اند.[9]

5 - اعتماد به خدا و اطمینان به اجابت او:

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدا دعایى را که از دل غافل و بى خبر برخیزد، مستجاب نمى‏کند پس وقتى دعا کنى، از عمق دل به او روى آور (و دلت را با زبانت همراه گردان) و سپس به اجابت دعایت مطمئن باش».(10)

6 - قطع امید از غیر خدا و امید و اطمینان به خداوند.

غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» سپس بگویید: یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه یکى از شما بخواهد که هر چه از خدا درخواست مى‏کند، خدا به او عطا فرماید، باید از همه مردم ناامید و مأیوس گردد و هیچ امیدى جز به درگاه خدا نداشته باشد».(11) او به نقطه‏اى از ایمان و توکل باید برسد که بداند همه قدرت‏ها و علل جهان تحت اراده و قدرت الهى قرار دارند.

پس از خدا بخواهد که اسباب و علل مادى و معنوى جهان را جهت صلاح و منفعت او قرار دهد.

7- دعا باید در کنار تلاش و تدبیر باشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «الداعى بلا عمل کالرامى بلا وتر؛ کسى که دعا مى‏کند و به دنبال آن تلاش و عمل نمى‏کند، مانند آن است که بى چله کمان تیر مى‏اندازد».(12)

دعا نمى‏تواند جاى تلاش و برنامه ریزى در زندگى را بگیرد، بلکه مکمل آن مى‏تواند باشد.

8- دعا باید با حالت تضرع و دلى شکسته باشد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هرگاه دلتان شکست، دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود، شکسته نمى‏شود».(13)

9- مکان دعا در استجابت تأثیر دارد، مثلاً دعا در حرم امامان (علیه السلام) مخصوصاً حرم امام حسین(علیه السلام) و کنار خانه خدا به خصوص مقام حضرت ابراهیم(علیه السلام) و کنار حجرالاسود.

10- زمان دعا: دعاى پنهانى و در تاریکى شب زودتر به اجابت مى‏رسد، مخصوصاً در قنوت یا سجده نماز «وتر» که بعد از خواندن هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع خوانده مى‏شود.(14)

قرآن مى‏فرماید: «پروردگار خود را به حالت تضرع و تذلل و در پنهانى و خفا بخوانید».

11- توسل به چهارده معصوم(علیه السلام) و آن‏ها را بر پایه آیه شریفه «وابتغوا الیه الوسیله» وسیله و شفیع قرار دادن.

12- غسل توبه نماید، سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره «الناس» و یک مرتبه «فلق» را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربى و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه«لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» سپس بگویید:یا عزیز یا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.» (15)

به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار مى‏گیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید، و به بیراهه نرود. نشانى راه دعا را ذکر خواهیم کرد.

 

پى‏نوشت‏ها:

1- یونس (10) آیه 12.

2- اصول کافى، ج 4، ص 219.

3- بحارالانوار، ج 93، ص 381.

4- بحارالانوار ج 93، ص 305.

5- عدة الداعى، ص 97.

6- عدة الداعى، ص 97.

7- پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «براى خدا منادى هست که هنگام سحر ندا مى‏کند: آیا دعا کننده‏اى هست تا اجابت نمایم؟ آیا استغفار کننده‏اى هست تا مورد بخشش قرار دهم؟ آیا درخواست کننده‏اى هست تا به او عطا نمایم؟» رساله «لقاءالله»، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص 119.

8- همان، ص 87.

9- غررالحکم، ترجمه محمد على انصارى، ج 1، ص 32.

10. بحارالانوار ج 93، ص 305.

11. عدة الداعی، ص 97.

12. عدة الداعی، ص 97.

13. مكارم الاخلاق، ص 315.

14. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: "برای خدا منادی هست كه هنگام سحر ندا می‏كند: آیا دعا كننده‏ای هست تا اجابت نمایم؟ آیا استغفار كننده‏ای هست تا مورد بخشش قرار دهم؟ آیا درخواست كننده‏ای هست تا به او عطا نمایم؟"

15. رساله "لقاءالله"، میرزا جواد آقا ملكی تبریزی، ص 119.

 


- نظرات (0)

عذاب ابدى

عذاب

گناه دل را سیاه می کند و لذت مناجات و عبادت را از ذائقه روح انسان دور می کند چرا که معرفت حق تعالی با دل تاریک ممکن نیست. گناه، آثار و پیامدهای خاصی هم در دنیا و هم در آخرت به همراه دارد و این غیر عذاب های دنیوی و اخروی هر گناه است. در قرآن و روایات اسلامی به بعضی از این امور اشاره شده است، به طور مثال دروغگو در قرآن ملعون خوانده شده است.


عمل هر کسی معلول اوست و معلول همواره با علّت خود است؛ لذا در آخرت هر کسی عمل خود را به دوش می کشد. «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ ــ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ: پس هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار خیر انجام دهد خود آن عمل خیر را مى‏بیند. ــ و هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده، خود آن عمل بد را مى‏بیند.» (الزلزلة / 7 و 8)

گناهکار مثل کسی است که سوزنی را در چشم خود فرو می کند، نتیجه تکوینی و معلول طبیعی این کار، کور شدن است. بسیاری از گناهان حقیقتاً کور کننده چشم حقیقت بین انسان هستند؛ لذا نمی گذارند شخص در دنیا حقایق و خوبی ها را ببیند؛ کما اینکه در آخرت نیز نمی گذارد شخص باطن این حقایق و خوبی ها را که نعمت های بهشتی است مشاهده نماید. «وَ مَنْ كانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبیلا: و كسى كه در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراه تر است.» (الإسراء/72)

آیات قرآن مجید درباره عذاب ابدى به چندین گروه اشاره كرده است:

1- كفر: «آن كسانى كه كافر شدند و به عقیده كفر مردند، البته بر آن گروه است لعنت خدا و ملائكه و تمام مردمان»[1].

2- ستمگرى: «آنان را كه كافر و ستمگر شدند هیچ‏ گاه خدا نخواهد آمرزید و به راهى هدایت ننماید و گرچه راه جهنم كه تا ابد در آن خواهند زیست و این براى خدا آسان است»[2].

3- نفاق: «خدا مرد و زن از منافقان و كافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده. همان دوزخ برای آنها كافى است و خدا آنها را لعن كرده و به عذاب ابد مى‏افكند»[3].

4- تكبر: «پس، از هر در به دوزخ داخل شوید كه در آنجا همیشه معذب خواهید بود و جایگاه متكبران كه دوزخ است بسیار بد منزلگاهى است»[4].

5- تكذیب آیات خدا: «و آنان كه آیات ما را تكذیب كردند، آنها اهل آتش دوزخ و در آن مخلّدند و آن جا بسیار بد منزلگاهى است»[5].

6- قتل عمد: «هركس مۆمنى را به عمد بكشد، مجازات او آتش جهنم است كه در آن جاوید معذب خواهد بود. خدا بر او خشم و لعن كند و عذابى بسیار شدید مهیا سازد»[6].

پس هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار خیر انجام دهد خود آن عمل خیر را مى‏بیند. ــ و هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده خود آن عمل بد را مى‏بیند

7- تجاوز از حدود الهى: «هر كه نافرمانى از خدا  و رسول كند و تجاوز از حدود الهى نماید، او را به آتشى در افكند كه همیشه در آن معذب است و همواره در عذاب ذلت و خوارى خواهد بود»[7].

8- دشمنى با خدا و رسول: «آیا نمى‏دانند كه هر كس با خدا و رسولش به دشمنى برخیزد، آتش دوزخ كیفر دائمى او است و این به حقیقت ذلّت و خوارى بزرگ است»[8].

9- احاطه بد كردارى: «آرى، هر كس اعمالى زشت اندوخت و كردار بد به او احاطه نمود، چنین كس اهل دوزخ است و در آن آتش، به عذاب جاوید گرفتار خواهد بود»[9].

10- رباخوارى: «خداوند تجارت را حلال كرده و ربا را حرام. هر كس پس از آن كه پند و اندرز كتاب خدا بدو رسید از این عمل (ربا خوردن) دست كشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت كار او با خداى مهربان باشد و كسانى كه از این كار دست نكشند، آنان اهل جهنم‏اند و در آن جاوید معذب خواهند بود»[10].

11- دوستى و همكارى با دشمنان اسلام: «با آن كه اهل كتاب مدعى ایمانند، باز بسیارى از آنها را خواهى دید كه با كافران (بت‏پرست و منكران) دوستى مى‏كنند و ذخیره‏اى كه براى خود پیش مى‏فرستند و آن غضب خدا است، بسیار بد ذخیره‏اى است و براى آنها در دوزخ عذاب جاوید خواهد بود»[11].

12- شرك: «مشركان را نرسد كه مساجد خدا را تعمیر كنند در صورتى كه به كفر خود شهادت مى‏دهند، خدا اعمالشان را نابود خواهد گردانید و در آتش دوزخ آنها جاوید و معذب خواهند بود»[12].

13- گناه پیشگى: «كسانى كه مرتكب اعمال بد شدند، به قدر همان اعمال مجازات شوند و به خوارى و رسوایى در افتند و ایمنى از عذاب خدا نیابند، گویى روى سیاه آنها قطعه‏اى از شب ظلمانى است. آنان اهل آتش دوزخ و در آن همیشه معذب‏اند»[13]. 

 

پی نوشت ها:

[1]- بقره، آیه 161.

[2]- نساء، آیه 168.

[3]- توبه، آیه 68.

[4]- نحل، آیه 29 .

[5]- تغابن، آیه 10.

[6]- نساء، آیه 93.

[7]- نساء، آیه 14.

[8]- توبه، آیه 63.

[9]- بقره، آیه 81.

[10]- بقره، آیه 275.

[11]- مائده، آیه 80.

[12]- توبه، آیه 17.

[13]- یونس، آیه 27. 



- نظرات (0)

این عمل دعا به اجابت می رسد!

دعا

خداوند در آیه 186 سوره مبارکه بقره خداوند هفت مرتبه به ذات پاك خود اشاره كرده و هفت بار به بندگان! و از این راه نهایت پیوستگى و قرب و ارتباط و محبت خود را نسبت به آنان مجسم ساخته است!

"عبداللَّه بن سنان" مى‏گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: "زیاد دعا كنید زیرا دعا كلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمت ها و رحمت هایى نزد پروردگار است كه جز با دعا نمى‏توان به آن رسید! و بدان هر در را كه بكوبى عاقبت گشوده خواهد شد"! (کافی ج 2 ص 468)

آرى او به ما نزدیك است، چگونه ممكن است از ما دور باشد در حالى كه میان ما و قلب ما جاى او است! (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) (سوره انفال آیه 24).

وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُۆْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (بقره ـ 186)

و هر گاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیكم دعاى نیایشگر را آن گاه كه مرا مى‏خواند پاسخ مى‏گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد كه به رشد رسند.

 

سلاحى به نام دعا و نیایش‏

از آنجا كه یكى از وسایل ارتباط بندگان با خدا مساله دعا و نیایش است ، به دنبال ذكر بخش مهمى از احكام اسلام در آیات گذشته آیه مورد بحث از آن سخن مى‏گوید، و با اینكه یك برنامه عمومى براى همه كسانى كه مى‏خواهند با خدا مناجات كنند در بردارد،

قرار گرفتن آن در میان آیات مربوط به روزه مفهوم تازه‏اى به آن مى‏بخشد، چرا كه روح هر عبادتى قرب به خدا و راز و نیاز با اوست.

برخى افراد از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مى‏پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم؟ آیا خدا به ما نزدیك است كه او را آهسته بخوانیم و یا اینكه دور است كه با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.

دعا كننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بكار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند.

دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ» (بقره، 116)

كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد

و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (الرحمن، 29) پس ما نیز از او درخواست كنیم تا وصله‏ى ناهمگون هستى نباشیم.

قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:

1ـ دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» «1»

2ـ با ترس و امید همراه باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً» «2»

3ـ با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً» «3»

4ـ با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً» «4»

5ـ با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا» «5»

در اصول كافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش و آداب دعا، توجّه و اصرار و ذكر حاجت‏ها هنگام دعا و دعاى دسته جمعى و ایمان به استجابت آن آمده است. «6»

گناه
سۆال: چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:

عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرك یا جهل ماست.

در تفسیر المیزان مى‏خوانیم كه خداوند در این آیه مى‏فرماید: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ» خودم اجابت مى‏كنم دعا كننده‏اى را كه فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر كند.

پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است كه ما از خداوند خیر نخواسته‏ایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نكرده‏ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است و یا اینكه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد كه به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مى‏شود و یا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مى‏شود و یا در آخرت جبران مى‏گردد.

در اصول كافى مى‏خوانیم: كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف و نهى از منكر نكند و یا از سر غفلت و بى‏اعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمى‏گردد.

معناى دعا، ترك كسب و كار نیست، بلكه توكّل به خداوند همراه با تلاش است.

لذا در حدیث مى‏خوانیم: دعاى بیكار مستجاب نمى‏شود.

شاید قرار گرفتن آیه‏ى دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است كه ماه خدا با دعا دارد.

اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ایمان بیاورند و دعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّت‏آمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند. دعا كردن، همراه و همرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ»

سۆال: با اینكه كارهاى خداوند قانون‏مند و بر اساس عوامل و سنّت‏هاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟

پاسخ:

همانگونه كه انسان در سفر، حكم نماز و روزه‏اش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا كننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مى‏كند. همانگونه كه توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مى‏كند. چنان كه اگر كودكى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود كه تنها برود.

بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهم‏ زدن سنّت‏هاى قطعى الهى.

 

پیام‏های آیه:

1ـ دعا در هرجا و در هر وقت كه باشد، مفید است. چون خداوند مى‏فرماید: من نزدیك هستم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» (آنچه از اوقات مخصوصه، یا اماكن مقدّسه براى دعا مطرح شده براى فضیلت است، نه انحصار به آن ایام و یا اختصاص به آن امكنه)

2ـ خداوند به ما نزدیك است، ولى ما چطور؟ اگر گاهى قهر او دامن ما را مى‏گیرد، به خاطر دورى ما از خداوند است كه در اثر گناهان مى‏باشد. «فَإِنِّی قَرِیبٌ»

3ـ استجابت خداوند دائمى است، نه موسمى. «أُجِیبُ» نشانه‏ى دوام است.

با آنكه خدا همه چیز را مى‏داند، امّا دعا كردن وظیفه‏ى ماست. «فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی»

5ـ دعا آنگاه به اجابت مى‏رسد كه همراه با ایمان باشد. «وَ لْیُۆْمِنُوا بِی»

6ـ دعا، وسیله‏ى رشد و هدایت است. «لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»

 

پی نوشت ها:

(1). غافر، 14.

(2). اعراف، 56.

(3). انبیاء، 90.

(4). اعراف، 55.

(5). مریم، 3.

(6). كافى، ج 2، كتاب الدعا.


منابع:

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

کافی ج 2

 



- نظرات (0)

وقتی انسان خود هیزم جهنم می شود

انحطاط

قرآن به آتش جهنم هشدار می دهد

قرآن کریم در آیه 23 سوره بقره، مخالفان خود را به آوردن یك سوره مثل خود، دعوت كرد: وَإِن كُنتُمْ فِى رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَدْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ للَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ  و در آیه 24 همان سوره مى  فرماید: فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی  وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ: بدانید كه هرگز چنین كارى شدنى نیست. نه شما كه در زمان رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) هستید و با زبان و كلام آن حضرت كاملاً آشنایى دارید، مى  توانید مثل قرآن را بیاورید، و نه هیچكس دیگر در آینده، قادر بر انجام این كار خواهد بود، زیرا كلام خداوند همچون خود او، قابل مقایسه با بشر و سخن او نیست.

وقتی ظلم ملكه شد (برای آدم)، آتش برای آدم ملكه شد، خود انسان می شود مواد سوخت و سوز و اگر خیلی در این راه كهنه كار باشد خودش می  شود مواد آتش زا. بین هیزم و كبریتی كه آتش  زاست فرق است؛ بعضی ها هستند كه ستم و گناه برای آنها آن  چنان رسمی شد كه خود مواد سوخت و سوز جهنم  اند؛ یعنی هیزم جهنم  اند، بعضی ها از این مرحله هم تنزل كردند به دَرَك، دَرَكه و مرحله نازل تر رفتند خودشان شدند مواد آتش  زا.

سپس قرآن، آنان را به آتش جهنّم هشدار مى  دهد و مى فرماید: هیزمِ جهنّم، بدن  هاى گنهكاران است كه در كنار سنگ ها مى  سوزد.


ماهیت سنگ های آتشین جهنم

مراد از «سنگ ها» در آیه مذکور، یا سنگ هاىِ سوختنى مانند زغال سنگ است، كه آتش جهنّم را به وجود مى  آورند، و یا بت هاى سنگى كه خداوند به عنوانِ سندِ جرم، آنها را در قیامت حاضر مى  كند تا بت پرستان نتوانند مُنكر كار خود شوند. چنانكه در آیه 98 سوره انبیاء مى فرماید: «اِنَّكُمْ وَ ماتَعْبُدون مِن دون اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّم» یعنى شما و آنچه از غیر خدا پرستش مى  كنید، هیزمِ دوزخ است.


وقتی خود انسان می  شود مواد سوخت و سوز جهنم

عده ای از آیات قرآن کریم دلالت می كنند وقتی ظلم ملكه شد (برای آدم)، آتش برای آدم ملكه شد، خود انسان می شود مواد سوخت و سوز و اگر خیلی در این راه كهنه  كار باشد خودش می شود مواد آتش  زا. بین هیزم و كبریتی كه آتش  زاست فرق است؛ بعضی ها هستند كه ستم و گناه برای آنها آن  چنان رسمی شد كه خود مواد سوخت و سوز جهنم اند؛ یعنی هیزم جهنم اند، بعضی ها از این مرحله هم تنزل كردند به دَرَك، دَرَكه و مرحله نازل  تر رفتند خودشان شدند مواد آتش  زا.

آنها كه قاسط اند (اهل قَسط اند)  قَسط یعنی جور و ظلم، اهل قِسط نیستند كه سهم دیگران را بدهند و بشوند مقسِط و محبوب خدا كه: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ بلكه اهل قَسط اند و سهم دیگران را هم می برند. اینها كه قاسطینند (اهل قَسط اند)؛ این ها هیزم جهنم اند: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً، و كسانی كه از این مرحله تنزل بیشتری كرده اند خودشان می شوند مواد منفجر؛ فرمود: فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ. وقود این مواد منفجر را می گویند، آن كبریت را می  گویند وقود (یعنی آتش زا، ما توقد به النار).

اینها كه در كفر و نفاق جزء مواد سوخت و سوزند، از اینها در سوره مباركه «جن» یاد كرده است كه فرمود: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً آنها كه قاسط اند (اهل قَسط اند)  قَسط یعنی جور و ظلم، اهل قِسط نیستند كه سهم دیگران را بدهند و بشوند مقسِط و محبوب خدا كه: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ بلكه اهل قَسط اند و سهم دیگران را هم می  برند. اینها كه قاسطینند (اهل قَسط اند)؛ این ها هیزم جهنم اند: وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً، و كسانی كه از این مرحله تنزل بیشتری كرده اند خودشان می شوند مواد منفجر؛ فرمود: فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ. وقود این مواد منفجر را می گویند، آن كبریت را می گویند وقود (یعنی آتش زا، ما توقد به النار).
در سابق این سنگ های چقماق و چخماخ را می گفتند وقود، الآن این كبریت را می گویند وقود، این مواد منفجره را می گویند وقود كه «توقد به النار». اینگونه افراد كه مواد آتش زای جهنم اند (اینها) گنهكاران عادی نیستند و ظالمین متعارف هم نیستند، آنها كه مواد آتش زای جهنم اند آنها را هم قرآن كریم مشخص كرد؛ فرمود: كَدَأْبِ آلَ فِرْعَوْنَ...
پناه می بریم به خدا از این که با رفتارها و عملکردهایمان از مواد آتش زای جهنم باشیم ...


منابع:
بیانات حجت الاسلام قرائتی
بیانات آیت الله جوادی آملی


- نظرات (0)