سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

استجابت دعای علی گندابی


توبه علی گندابی

علی گندابی چهره خیلی زیبایی داشت؛ چشم ها و موهای زیبا با یه کلاه بسیار زیبا ... لات بود اما یه جور مرام و معرفت ته دلش مانده بود.
یه روز آقا شیخ حسن نامی توی همدان که روضه خوان بود، تعریف می کند که برای خواندن روضه در یک روستایی دعوت شدم، تا روضه را خواندم و آمدم که از دروازه شهر بیرون برم دیدم دیر شده و دروازه های شهر را بسته بودند.
برگشتم و در دروازه شهر را زدم، دیدم واویلا علی گندابی با رفقاش عرق خورده عربده کشی می کنند، علی گندابی در را باز کرد؛ عربده میکشه و قمه به دست. گوشه عبای منو گرفت و کشون کشون برد گفت شیخ حسن این موقع شب اینجا چیکار می کنی؟ گفتم رفته بودم یه چند شبی یه جایی روضه بخونم. علی گندابی گفت بابا شما هم نوبرشو آوردی، هر 12 ماه سال هی روضه هی روضه. ..... "این حرفا متأسفانه امروز هم می شنویم که عده ای به روضه خوان ها و هیئتی ها میگن چه خبره ، همش روضه روضه، همش گریه ... امام حسین یه روز بود شهید شد دیگه این همه عزاداری نمی خواد و ... "
گفتم: علی فرق میکنه آخه، امشب شب اول ماه محرمه آقا اباعبدالله الحسینه. تا بهش اینو گفتم علی عرق خورده ی قمه به دست جا خورد ... آنقدر سرشو به این دروازه زد و با خودش می گفت: علی این همه گناه، توی ماه محرمم گناه. خجالت نکشیدی محرم اومده تو عرق خوردی ای بی حیا...
یه کم که آروم شد علی به شیخ حسن گفت شیخ همینجا روضه بخوون، شیخ میگه: گفتم آخه علی روضه منبر می خواد...گفت: من این حرفا حالیم نیست منبر می خوای باشه من خودم میشم منبرت؛ چهار دست و پا نشست تو خاکا ... گفت بشین روی شونه من روضه بخوون. اومدیم نشستیم رو شونه های علی شروع کردیم به روضه خوندن.
علی گفت آهای شیخ این تجهیزاتو و مقدماتو بزار زمین منو معطل نکن، منو صاف ببر سر خونه آقا ابولفضل عباس بهش بگو آقا علیت اومده . منم روضه رو شروع کردم: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد. سقای حسین، سید و سالار نیامد.
دیدم دارم پایین و بالا میرم، دیدم علی گندابی زار زار اشک میریزه. روضه که تموم شد علی گندابی گفت: شیخ ازت ممنونم میشه یه کاره دیگه برام انجام بدی، روتو بکنی به سمت نجف امیر المومنین به آقا بگو علی قول میده دیگه عرق نخوره. گفتم باشه ما هم گفتیم و دیگه خداحافظی کردیم و رفتیم خونه .
فردا بعد از مسجد با مردم مستقیم به در خونه علی گندابی رفتیم. زنش در را باز کرد و گفت: دیشب که علی اومد خونه حاله عجیبی داشت گفت باید برم جایی. کجا؟ گفت جز کربلا جایی ندارم؛ یا آدم میشم بر می گردم یا دیگه بر نمی گردم.

گفتم رفته بودم یه چند شبی یه جایی روضه بخونم. علی گندابی گفت بابا شما هم نوبرشو آوردی، هر 12 ماه سال هی روضه هی روضه. ..... "این حرفا متأسفانه امروز هم می شنویم که عده ای به روضه خوان ها و هیئتی ها میگن چ خبره ، همش روضه روضه، همش گریه ... امام حسین یه روز بود شهید شد دیگه این همه عزاداری نمی خواد و ... "
گفتم: علی فرق میکنه آخه، امشب شب اول ماه محرمه آقا اباعبدالله الحسینه. تا بهش اینو گفتم علی عرق خورده ی قمه به دست جا خورد ... انقدر سرشو به این دروازه زد و با خودش می گفت: علی این همه گناه، توی ماه محرمم گناه. خجالت نکشیدی محرم اومده تو عرق خوردی ای بی حیا...

علی گندابی رفت مدتی مقیم کربلا شد بعد رفت نجف اشرف. در نماز جماعت میرزای شیرازی انقدر شرکت کرد تا شد ملازم میرزای شیرازی. به جایی رسید میرزا که به مسجد می آمد تا علی را نمیدید نماز نمی خواند تاعلی هم خودش را برساند.
یه روزی در مسجد به میرزای شیرازی خبر میدن که فلان عالم تو نجف مرده، میرزا فرمودند: همینجا یه قبری بکنید، بین الصلاتین هم بیارید نمازش را می خوانیم بعد دفنش می کنیم. نماز اول را خواندند، خبر آمد که قبر حاضره اما مرده زنده شده و قلبش به کار افتاده . میرزا گفت که قبر را نپوشانید، یه حکمتی در کار است. نماز دوم را شروع کردن، نماز که تمام شد، گفتن میرزا هر کاری میکنیم علی گندابی از سجده بلند نمی شود، آمدند دیدند علی از دنیا رفته و مرده است ... بله علی گندابی رفته بود ... میرزا گفت: میدونید علی تو سجده نمازش چی گفت: امیر المومنین را واسطه قرار داد، خدا رو به حق امام علی علیه السلام قسم داد گفت: خدایا یه قبر زیر قدم زائرای علی ات خالیه میزاری برم اونجا ...
بله دوستان ... این هم یه داستان واقعی و زیبا در باب عاقبت بخیر شدن، آن از چه نوع زیبایی ... چند نکته است که برای خودم یادآوری می کنم...

ادب و حرمت نگه داشتن

یادمان نرود منشأ احترام به هر چیزی را باید در نحوه ارتباط آن با خدا دانست. هر چیزی كه انتساب آن به خدا قوی تر و نزدیك تر باشد از احترام بیش تری برخوردار است.
به عنوان نمونه انسان از آن جا ارزش و اعتبار و احترام فزون تری دارد كه انتساب آن به خدا از دیگر آفریده ها بیش تر است؛ زیرا انسان تنها موجودی است كه روح خدایی خاصی دارد و این امكان را به وی بخشیده است تا از همه اسمای خدا برخوردار گردد و به همین سبب خلافت الهی را به عهده گیرد. این عنوان و توانمندی موجب شد تا همه آفریده های خداوند به انسان سجده كرده و ولایت و خلافت وی را بپذیرند تا این انسان كامل به عنوان نائب و جانشین پروردگار، آنان را به كمال لایق و شایسته برساند.
این گونه است كه قرآن به مسئله تكریم انسان توجه می دهد. در حقیقت احترام انسان ها، برخورداری ایشان از كرامت الهی است كه در آیه 70 سوره اسراء به آن اشاره كرده و فرموده است: و لقد كرمنا بنی آدم.
از عوامل حسن عاقبت، ادب داشتن در مقابل مردم است، عاقبت به خیر شدن افرادی چون حر در کربلا، علی گندابی و امثال این آدم ها که کم هم نبودند به دلیل ادبی بود که در مقابل اهل بیت علیهم السلام و مردم بود که داشتند. حدیثی از امام صادق علیه السلام وارد شده است که اگر دو روز از زندگی شما باقی مانده است یک روز آن را ادب بیاموزید تا یک روز دیگر را با ادب زندگی کنید و این اهمیت فوق العاده ادب کردن در برابر مردم را می رساند.
از مصادیق ادب، نگه داشتن حرمت مقدسات و احکام دین است.  ماه رمضان، ماه محرم این ها ماه های با عظمت خدا هستند. ماه رمضان، ماه خداست و حریمی دارد، روزه خواری در ملاء عام حرمت ماه رمضان را می شکند ولو اینکه فرد مسافر باشد یا اصلا اعتقادی به روزه ندارد ولی اگر ادب کند و حرمت این ماه را نگه دارد خداوند او را عاقبت به خیر خواهد کرد.
ماه محرم؛ ماه خون خدا است، ماه حسین است، ماه سرور بهشت است، ماهی است که همه عالمیان در حزن اندوه هستند؛ در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که فرمودند: كانَ أبی إذا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لایُرى ضاحِكا . . . فَإذا كانَ یَومُ العاشِرِ كانَ ذلِكَ الیَومُ یَومَ مُصیبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائِهِ؛ چون ماه محرّم مى  رسید، كسى پدرم را خندان نمى  دید... چون روز دهم فرا مى رسید آن روز، روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود. (وسائل الشیعه: ج 10 ، ص 505)


در لحظه های زیبا ، آرزوهای خوبتان را دریابید

هر آرزویی که بتواند انسان را در مسیر تعالی و رشد معنوی و یا مادی مختوم به تکامل معنوی قرار بدهد یک آرزوی حقیقی است این قبیل آرزوها موجب ترقی و تکامل انسان بوده و از نظر شرع مقدس ممدوح می  باشد.
چنانچه  از آرزوهای مثبت پیامبران که قرآن کریم به آن  ها اشاره داشته است می  توان از آیه 40 سوره ابراهیم (علیه السلام) و نیز در آیه 114 سوره طه. همچنین، در آیات 25 و 26 سوره طه و در آیه 101 سوره یوسف، 193 و 194 آل عمران، نیز به این نوع از آرزوها اشاره شده است.
و علی گندابی چه زیبا از پیامبران و اهل بیت علیهم السلام در مقام عمل تأسی کرد و بهترین آرزو خواسته را از خدایش داشت و چه زیباتر آنکه خداوند آن را به استجابت رساند.

ماه محرم؛ ماه خون خدا است، ماه حسین است، ماه سرور بهشت است، ماهی است که همه عالمیان در حزن اندوه هستند؛ در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که فرمودند: كانَ أبی إذا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لایُرى ضاحِكا . . . فَإذا كانَ یَومُ العاشِرِ كانَ ذلِكَ الیَومُ یَومَ مُصیبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائِهِ؛ چون ماه محرّم مى  رسید، كسى پدرم را خندان نمى  دید... چون روز دهم فرا مى  رسید آن روز، روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود. (وسائل الشیعه: ج 10 ، ص 505)

احترام و محبت به اهل بیت

چنانچه خداوند به صورت صریح، پاداش رسالت پیامبر گرامی اسلام را «موده فی القربی» معرفی کرده است و می  فرماید: « ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» (سوره شوری، آیه 23)
این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده  اند و عمل صالح انجام داده اند، به آن نوید می دهد: «بگو من هیچ پاداشی از شما برای رسالتم درخواست  نمی  کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم و هر کس عمل نیکی انجام دهد، بر نیکی  اش می  افزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است.»
بازتاب این نوع عمل را در عاقبت بخیری افراد هم در داستانی که نقل شد و هم در افراد مختلف در تاریخ زیاد دیده ایم.

به امید آنکه ماه محرم را به بهترین شکل استفاده کرده و ابزار عاقبت بخیری را برای خود به ارمغان بیاوریم.


منابع:
مقاله خلیل آقا خانی
بیانات حجت الاسلام رفیعی
بیانات حجت الاسلام مومنی


- نظرات (0)

واکنشی به شوخی پزشک معالج

تمسخر

یکی از طبیبان قدیمی می گفت: تابستان بود و بیماران به مطب من می آمدند و من آن ها را معاینه می کردم، نسخه قبلی را می گرفتم دوباره نسخه می دادم. یکی از آن بیماران زنی بود، وقتی به او گفتم: نسخه قبلی کجاست؟ گفت: آن را جوشاندم و خوردم. گفتم: کاغذ را جوشاندی و خوردی؟ گفت: بله. گفتم: حیف نانی که شوهرت به تو می دهد، زنان دیگر که آنجا بودند به او خندیدند و من برای او مجدداً نسخه نوشتم و گفتم: دواهای آن را بگیر بجوشان و بخور نه خود نسخه را.
وقتی بیماران همه رفتند، آخرین نفر حاج آخوند (پدر مرحوم راشد) آمد، بچه اش را دیدم و برایش نسخه ای نوشتم. مقداری در حق من دعا کردند پس از آن گفتند: می خواستم خدمت شما عرض کنم که آن کلمه ای که به آن زن گفتی و زن های دیگر خندیدند، قشنگ نبود و آن زن در میان بقیه زن ها شرمسار شد، من ناگهان مثل کسی که از خواب بیدار گردد به خود آمدم و متوجه شدم که چه بسیار از این شوخی ها که می کنیم و متلک ها که می گوییم، به خیال خودمان خوشمزگی می کنیم و توجه نداریم که در روح طرف چه اثری دارد. (با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل)

مسخره کردن نوعی ظلم و ستم است

امروز هستند کسانى  که به  منظور بى اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره مى گیرند و براى مجلس آرایى و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه مى گذارند و با کارهایى از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقى از اشاره و کنایه و... دیگران را به مسخره مى گیرند و از این راه حس خودپسندى و انتقام جویى خویش را اشباع مى کنند و حداقل با خرج کردن آبروى دیگران مستمعان و دوستان خود را راضى مى سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل شدیداً نهى کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه مى کند.
خداوند متعال درآیه 11 سوره حجرات در رابطه با ضرورت پرهیز از مسخره کردن دیگران فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

اسلام همواره خواهان جامعه ای شاد و سرزنده است و روایات متعددی نیز وجود دارند كه بحث «ادخال السرور فی قلوب المومنین» (ر.ك: مجلسی، بحارالأنوار، ج 71، ص283، باب 20) را مطرح می كنند. یكی از كارهایی كه دارای ثواب بسیار است شاد كردن دل مومن و زدودن غم از دل او است؛ از این رو این كه انسان متبسم و خوشرو باشد و كاری كند كه وقتی مردم او را می بینند احساس شادمانی و خوشحالی كنند؛ نعمتی بزرگ است.

شوخی کردن غیر از تمسخر کردن است

تشخیص و تمایز بین شوخی كردن و تمسخر كردن بی تردید دشوارترین مهارت اجتماعی است. معمولاً وقتی  شوخی ها از حد بگذرد، قالب استهزا به خود می گیرد و طرف مقابل اذیت می شود؛ یكی از رفتار های اجتماعی و اخلاقی كه در جامعه اسلامی باید رعایت شود پرهیز از آزار و اذیت دیگران است، زیرا شوخی های آزار دهنده یكی از مصداق های بارز آزار و اذیت است. برخی افراد همواره در صدد هستند دیگران را دست انداخته و با مسخره كردن آنها شخصیت افراد را تحقیر كنند. چنین رفتارهایی ناپسند بوده و غیر دینی و غیر اسلامی است.
اسلام همواره خواهان جامعه ای شاد و سرزنده است و روایات متعددی نیز وجود دارند كه بحث «ادخال السرور فی قلوب المومنین» (ر.ك: مجلسی، بحارالأنوار، ج 71، ص283، باب 20) را مطرح می كنند. یكی از كارهایی كه دارای ثواب بسیار است شاد كردن دل مومن و زدودن غم از دل او است؛ از این رو این كه انسان متبسم و خوشرو باشد و كاری كند كه وقتی مردم او را می بینند احساس شادمانی و خوشحالی كنند؛ نعمتی بزرگ است.

تمسخر کردن دیگران به چه انگیزه ای؟!

انسان هرگاه خودش را بیش از اندازه باور داشته و به خود مغرور باشد دیگری را پست و خرد می انگارد و خوار و خفیف می دارد و به تمسخر رفتار و گفتار آنان می پردازد. از این روست که یکی از علل سرپیچی از دعوت پیامبران و عدم گرایش به حق و حقیقت این است که خود را برتر یافته و مغرور به خود شده و از خود متشکر باشد. چنان  که آیات 8 و 9 و 31 تا 35 سوره جاثیه به این مورد اشاره دارد.
رفاه و سرخوشی از عوامل مهم مسخرگی دیگران است. کسانی که از امکانات و رفاه دنیوی بالایی برخوردارند خود را از طبقات عادی مردم برتر دانسته و برای آنان جوک و لطیفه می سازند و یا رفتار ایشان را مسخره می  کنند.
در آیه 12 بقره در این رابطه آمده است: «زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ؛ زندگى دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مومنان را ریشخند مى کنند و [حال آن که] کسانى که تقوا پیشه بوده اند در روز رستاخیز از آنان برترند و خدا به هر که بخواهد بى شمار روزى مى دهد.»

ریشه ی دیگر برای تمسخر کردن دیگران را می توان لقمه حرام دانست چرا که مال و لقمه حرام در ایمان و روح انسان تزلزل ایجاد می  کند و او را با مشکلات روانی و اخلاقی رو به رو می سازد. اگرچه شخص از ظاهر زیبا و خوبی برخوردار باشد و از نظر اجتماعی و نشست و برخاست در حد عالی باشد، همین لقمه حرام در بسیاری از افراد باعث شد که کلام سیدالشهدا (علیه السلام) نه تنها اثر نکرد، بلکه آن وجود مقدس را به مسخره گرفتند و در وقت سخنرانی شروع به سوت و کف و هلهله کردند.

انتقام گرفتن با مسخره کردن

ریشه دیگری که قرآن برای تمسخر بیان می کند دشمنی و انتقام از دیگران است. هرکسی  که از شخصی و یا گروهی ضربه خورده باشد و در برابرش کم بیاورد با روش ناهنجار تمسخر می کوشد تا خود را بازسازی کند و روحیه از دست رفته اش را بازگرداند و به خود وجاهت و منزلت دروغین بخشد. از این رو می کوشد تا با حربه تمسخر، جبران شکست کرده و از طرف مقابل انتقام بگیرد. بسیاری از جوک ها و لطیفه های سیاسی که برای اقوام و گروه های نژادی ساخته شده است از این رو بوده است؛ در آیات 58 و 59 سوره مائده در رابطه با تمسخر آمده است: «وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْقِلُونَ?58? قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَکْثَرَکُمْ فَاسِقُونَ؛ و هنگامى که [به وسیله اذان مردم را] به نماز مى خوانید آن  را به مسخره و بازى مى گیرند زیرا آنان مردمى اند که نمى اندیشند، بگو اى اهل کتاب آیا جز این بر ما عیب مى گیرید که ما به خدا و به آن چه به سوى ما نازل شده و به آن چه پیش از این فرود آمده است ایمان آورده ایم و این  که بیشتر شما فاسقید.»

مال حرام، منجر به تمسخر ولی خدا می شود

ریشه ی دیگر برای تمسخر کردن دیگران را می توان لقمه حرام دانست چرا که مال و لقمه حرام در ایمان و روح انسان تزلزل ایجاد می  کند و او را با مشکلات روانی و اخلاقی رو به رو می سازد. اگرچه شخص از ظاهر زیبا و خوبی برخوردار باشد و از نظر اجتماعی و نشست و برخاست در حد عالی باشد، همین لقمه حرام در بسیاری از افراد باعث شد که کلام سیدالشهدا (علیه السلام) نه تنها اثر نکرد، بلکه آن وجود مقدس را به مسخره گرفتند و در وقت سخنرانی شروع به سوت و کف و هلهله کردند.
آن حضرت (علیه السلام) برای ساکت کردن آنها فرمود: وای بر شما! چه شده که ساکت نمی شوید، تا سخنان مرا گوش دهید، من شما را به رشد و سعادت دعوت می کنم، هر کس از من اطاعت کند خوشبخت خواهد شد و کسی که از من نافرمانی کند از هلاکت شدگان خواهد بود. همه شما از دستور من سرپیچی کردید و گوش به حرف من ندادید.

بعد فرمود: (تأثیر نکردن سخنان من در دل و قلب شما) در اثر آن هدایای حرامی است که به دست شما رسیده است و به خاطر آن لقمه و غذاهای حرامی است که شکم های شما را پر کرده است و همان باعث شده که خداوند بر دل های شما مهر بزند. وای بر شما! چرا ساکت نمی شوید، چرا به سخنانم گوش فرا نمی دهید.


- نظرات (0)

نوروزمان را حرام نکنیم

عید نوروز ،حرام،تحول

اقتصاد ناسالم، زمینه ساز انتحار اجتماعی

آیاتی از قرآن، جامعه اسلامی را به اقتصاد سالم و پویا فرا می خواند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ‏ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً[نساء/29] اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید، اموال یكدیگر را در میان خود به باطل (از راه نامشروع) مخورید مگر آنكه تجارتى از روى رضایت میان شما انجام گیرد، و خودكشى نكنید و همدیگر را نكشید و خود را به هلاكت گناه نندازید كه خداوند همواره به شما مهربان است.»

این آیه، جامعه اسلامی را به اقتصاد سالم بر پایه تجارت و کسب و کار مشروع،  فراخوانده و درادامه آیه از عدم خودکشی و عدم هلاکت اهل ایمان بوسیله گناه، سخن می گوید.

حضرت علی (علیه السلام) در باره جایگاه عید می فرماید: «کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللَّهُ فیهِ فَهُوَ عِیدٌ: هر روزی که در آن، نسبت به خدا نافرمانی نشود، عید است.»

بنابر این حدیث فوق، اگر هر روزی بدون گناه و معصیت الهی باشد، هر روزی که جامعه در کنار هم با صلح و صفا و توجه به حقوق هم (یکی از آنها حقوق اقتصادیست) و توجه به حلال و حرام خدا به سر برند؛ آن روز عید است.

تفسیر نمونه در مورد رابطه بین خودکشی و قتل نفس و تصرف مال حرام می نویسد: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یكدیگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار یك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینكه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است. حوادث و انقلاب ‏هایى كه در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى ‏باشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى ‏دهد و اعلام خطر مى ‏كند كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند.[1]

متأسفانه هر از چند گاهی در کشور ما خبرهایی مبنی بر مفاسد اقتصادی منتشر می شود که علاوه بر تأثیرات منفی آن بر اقتصاد، روحیه نشاط و امید را در جامعه هدف قرار می دهد؛ امید و اعتمادی که مردم به پویایی جامعه اسلامی دارند.

بنابراین بین اقتصاد ناسالم جامعه و آسیب زا بودن جامعه رابطه مستقیمی است. شکاف طبقاتی یکی از آنهاست که در سایه این شکاف طبقاتی، آسیب های بسیار دیگری نصیب جامعه می شود. در ایامی مثل ایام نوروز، بحث شکاف طبقاتی، کم و بیش چهره خود را نشان می دهد؛ ولی با این وجود اکثرافراد جامعه در هر سطح و رتبه ای، نشاط و دید و بازدید نوروزی خود را دارند. خدا نکند که نشاط نوروزی جامعه اسلامی، فقط ظاهری باشد و تأثیر چندانی در روحیه معنوی جامعه، به خاطر انجام گناه (که یکی از آنها اقتصاد ناسالم است) نداشته باشند. «وَ تَضْحَكُونَ‏ وَ لا تَبْكُون‏[نجم/60] و (با چنین وضعى كه دارید هنوز) مى ‏خندید و نمى ‏گریید؟» 

نوروزمان را حرام نکنیم

حضرت علی (علیه السلام) در باره جایگاه عید می فرماید: «کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللَّهُ فیهِ فَهُوَ عِیدٌ[2] هر روزی که در آن، نسبت به خدا نافرمانی نشود، عید است.»

بنابر این حدیث فوق، اگر هر روزی بدون گناه و معصیت الهی باشد، هر روزی که جامعه در کنار هم با صلح و صفا و توجه به حقوق هم (یکی از آنها حقوق اقتصادیست) و توجه به حلال و حرام خدا به سر برند؛ آن روز عید است.

آیه 60 نجم، نسبت به خندیدن بی مورد افراد، انتقاد کرده است. خدا نکند کسانی در عید نوروز شاد باشند ولی با پایمال کردن حقوق مالی  دیگران؛ گاهی متأسفانه دیده می شود که مسؤول محترمی که با استفاده از ماشین ارگان و سازمان دولتی که در آن مشغول به کار است و مال بیت المال است؛ به گردش و تفریح می رود و... خلاصه هر گونه تصرف مالی که شرعاً و قانوناً غیر مجاز است.

تفسیر نمونه در مورد رابطه بین خودکشی و قتل نفس و تصرف مال حرام می نویسد: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یكدیگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار یك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینكه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است. حوادث و انقلاب ‏هایى كه در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى ‏باشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى ‏دهد و اعلام خطر مى ‏كند كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند

نکته مهم:

چه بسا متصرفان غیر قانونی در بیت المال، بحث رضایت داشتن رئیس و بالا دست خود را بهانه برای تصرف در بیت المال بدانند، و همین نکته هم ممکن است در ایام نوروز پیش بیاید. در آیه 29 نساء، گر چه بر رضایت داشتن دو طرف تأکید شده است؛ ولی اولاً رضایتی مد نظر است که بر پایه کار وتجارت باشد و دوماً تجارتی ارزش دارد که مورد رضای خدای بزرگ باشد.

البته در بین مردم هم ممکن است به همین طریق فوق (رضایت داشتن طرفیتی) در ایام نوروز، حقوق مالی یکدیگر را نادیده بگیرند. می دانیم که در ایام نوروز، بازار عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است؛ در این بین برخی  از مراکز خدماتی، به طریق های مختلف خواهان عیدی گرفتن از مشتریان خود هستند و عیدی دادن مشتریان خود را دلیل بر رضایت آنها به اینکار می دانند؛ با این استدلال که سکوت طرف مقابل، نشان رضایت آنهاست، در حالی که ممکن است یکی رضایت نداشته باشد ولی با رو دربایستی و... مجبور به اینکار شود.

بنده سال گذشته ایام نوروز، با ماشین یکی از اقوام به شهرستان رفته بودم؛ در بین راه که راننده در پمپ بنزین توقف می کرد تا باک ماشینش را پر کند، صاحب جایگاه پمپ بنزین، اگر مبلغی از مشتریانش می ماند؛ آن را به عنوان عیدی تصرف می کرد و راننده هم به دلایل مختلف (عجله داشتن، رودربایستی و...) چیزی نمی گفت...؛ ولی آیا این سکوت کردن ها نشان رضایت است؟ 

تذکر مهم:

البته عیدی دادن خیلی هم خوب است و در  احادیث اهلبیت نیز عیدی دادن مورد توجه قرار گرفته است.[3] ولی تمام بحث آنجاست که  یک نفر، عیدی گرفتن را یک طرفه برای خودش وضع کند. 

سخن آخر

بین اقتصاد ناسالم و نشاط جامعه، رابطه مستقیمی هست. اقتصاد ناسالم و وجود مفسدان اقتصادی، متأسفانه سبب سلب اعتماد مردم به حکومت اسلامی و شکاف طبقاتی و آسیب های دیگر خواهد شد. بعضی افراد ممکن است در ایامی خاص مثل ایام نوروز، با استفاده از بیت المال به تفریح و خوشگذرانی مشغول شوند. بعضی از افراد نیز به سبب موقعیت شغلی و خدماتی و غیره، اقدام به اخذ عیدی از دیگران کرده و آن پول را صرف تفریح و...کنند؛ در حالیکه شاید چندان هم از رضایت دیگران مطمئن نباشند.

پی نوشت ها:

1ـ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج‏3، ص 357    

2ــ نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص852

3ــ دعائم الإسلام ، ابن حیون مغربی، ج 2 ، ص 326


- نظرات (0)

به باطل نخورید!!

ربا-بانکداری اسلامی-اقتصاد اسلامی

آیه ی 29 سوره نساء را آیه ی «تجارت» نام نهاده اند.

این آیه با طرح یکی از موضوعات اقتصادی اسلام، تصرف در دارایی های یکدیگر از راه های باطل مانند ریا، قمار، سرقت، و غصب را حرام داشته 2 و فقط از راه داد و ستدی که با رضایت یکدیگر باشد، جایز شمرده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَ لاَتَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیمًا

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، اموال همدیگر را به ناروا مخورید- مگر آنكه داد و ستدى با تراضى یكدیگر، از شما [انجام گرفته‏] باشد- و خودتان را مكشید، زیرا خدا همواره با شما مهربان است.

 

تصرف مشروع به سبب تجارت

به آیه تجارت بر اباحه تصرف به سبب تجارت در صورتی که با اختیار و رضایت دو طرف انجام شده باشد، استناد شده است.

 

مراد از تجارت در آیه

مراد از تجارت، مطلق معاوضه از قبیل بیع، صلح و قرض می‌باشد. [زبدة البیان، ص427][ کنز العرفان ج2، ص33]

در ادامه به نکاتی پیرامون تجارت از نگاه آیات قرآن و روایات می پردازیم:

 

بازرگانی (تجارت)

ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد هر دو طرف به آن رضایت داشته باشند...هرآینه خدا با شما مهربان است. (سوره نساء، 29)

 

فضیلت بازرگانی

امام علی (علیه السلام): به کارهای تجاری بپردازید که آن شما را از مال دیگران بی نیاز می کند.خداوند پیشه ور درستکار را دوست دارد. (وسائل الشیعه: 12/4/6)

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ): کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد وگرنه نباید خرید و فروش کند: ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف وتبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار الانوار، 103/95/18)

امام صادق (علیه السلام): تجارت کردن خرد را می افزاید. (کافی: 5/148/1)

 

رها کردن تجارت

امام صادق (علیه السلام): رها کردن تجارت خرد را کم می کند. (همان)

ربا

آداب تجارت

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ): کسی که تجارت می کند باید از پنج کار دوری ورزد و گرنه نباید خرید و فروش کند:ربا، سوگند، پوشاندن عیب کالا، تعریف وتبلیغ در هنگام فروش و بدگویی از کالا در موقع خرید آن. (بحار الانوار، 103/95/18)

امام صادق (علیه السلام): هر کس بخواهد تجارت کند باید احکام دین خود را بیاموزد تا بدین وسیله حلال را از حرام باز شناسد. کسی که احکام دین خود را نیاموزد و تجارت کند در دام شبهات فرو می غلتد. (همان)

امام صادق (علیه السلام): هرگاه مسلمانی از معامله پشیمان شود و تقاضای فسخ کند و مسلمان طرف دیگر معامله تقاضای فسخ معامله را بپذیرد، خداوند در روز رستاخیز از لغزش های او در می گذرد. (همان)

 

رعایت حق مشتری

وای بر کم فروشان ؛ آنان که چون از مردم پیمانه می ستانند آن را پر می گیرند و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن می کنند از آن می کاهند. (انعام: آیه 152)

 

تشویق تاجر به صدقه دادن

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ): ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولاً) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را با صدقه در آمیزید. (کنز العمال: 9439)

امام علی (علیه السلام): در سفارش به مردی که مشغول فروختن کالایی بود، فرمود : از پیامبر شنیدم که می فرمود : گذشت و آسان گیری نوعی سود است. (وسائل الشیعه: 12/288/4)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ): ای جماعت تاجران! این معاملات (معمولاً) با سخن لغو و سوگند همراه است، پس آن را با صدقه در آمیزید. (کنز العمال:  9439)

تشویق تاجر به راستگویی

پیامبر (صلی الله علیه وآله): تاجر درستکار ، راستگو و مسلمان ،در قیامت با شهیدان است. (کنز العمال:9216)

 

پرهیز از سوگند خوردن در تجارت

امام علی (علیه السلام): ای جماعت دلال! کمتر سوگند یاد کنید؛ زیرا اگر چه این کار کالا را به فروش می رساند ولی سود (حقیقی) را می برد. (کافی: 5/162/2)

 

برکت:

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): برکت، در بازرگانی و داد و ستد است. (مستدرک الوسائل: 13/9)

امام صادق (علیه السلام): خوش خلقی روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار: 71/396/77)

وام

وام :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله): از وام گرفتن بپرهیزید که آن غصه شب و خواری روز است. (بحارالانوار: 103/141/4)

 

ربا:

ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید و اگر ایمان آورده اید ، ربا را هر چند باقی مانده است رها کنید و اگر چنین نکردید با خدا و رسول او اعلان جنگ دهید و اگر توبه کنید اصل سرمایه برای شماست. در این حال نه ستم کرده اید و نه به شما ستم شده است . (بقره: 278،279)

 

احتکار:

امام علی (علیه السلام)- در فرمان زمامداری مصر به مالک اشتر – نوشت :...با این همه ،بدان که بسیاری از تاجران در داد و ستد بیش از اندازه سختگیرند و بخل ورزی ناپسندی دارند و به منظور سود بیشتر کالا را احتکار می کنند و به دلخواه نرخ گران می بندند و این کار برای توده ی مردم زیانبار و برای حکمرانان عیب و ننگ است.

بنابراین از احتکار جلوگیری کن؛ زیرا که رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) از آن منع فرموده است. (نهج البلاغه: کتاب 53)

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): محتکران و آدم کشان در جهنم هم درجه هستند. (کنز العمال: 9739)

 

زکات:

امام صادق (علیه السلام): خداوند چیزی سخت تر از زکات بر این امت واجب نکرد و عموم آنان جز در این مورد هلاک نمی شوند. (الامالی طوسی: 693/1474)


- نظرات (0)

مال حرام و شیطان های آخر الزمان

خوراک‌های حلال و حرام

آیت الله مظاهری، مرجع تقلید عالم تشیع در جلسه درس اخلاق خود ورود مال حرام به زندگی انسان را سبب سقوط و تباهی دانست.

آنچه در ذیل می آید گزیده ای از مباحث مطرح شده در این جلسه است:

 

عروج روحانی انسان

هدف از خلقت انسان این است که عروج کند و بُعد جسمی او براق شود و حرکت کند و برسد به جایی که به جز خدا نداند. یعنی برای حرکت استکمالی و غیر متناهی خلق شده و اگر در راه بیفتد، تا خدا، خدایی می کند حرکت استکمالی و رو به قرب او ادامه خواهد داشت.

در واقع، انسان برای صعود خلق شده اما متأسفانه گاهی با اختیار خودش، به جای صعود، راهی را انتخاب می‌کند که به سقوط او منتهی می‌شود و اگر توجه پیدا نکند، سقوط او ابدی خواهد بود و به پست‌ترین و نازل‌ترین طبقه جهنّم می‌افتد.

«إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار»[1]

ذره ای انحراف از راه مستقیم، منجر به سقوط انسان می‌شود. در جمله "اهدنا الصّراط المستقیم" که دستور داده شده در نماز بخوانیم و باید توجه به معنای آن داشته باشیم، از خداوند می خواهیم که حالت انحراف- چه به چپ و چه به راست- برای ما پیدا نشود و توفیق الهی را ضمیمه همّت خویش کنیم تا به مقصد برسیم.

اگر همّت و توفیق به صورت توأمان باشد، هدایت عنائیه پروردگار دست انسان را می‌گیرد و او را در راه مستقیم که از مو باریک‌تر، از آتش سوزنده تر و از شمشیر برنده تر است، هدایت می‌کند تا به لقای خداوند سبحان نائل شود. موفقیت در این راه، محتاج توجه است و تمسّک به قرآن و عترت (علیه السلام) نیز راهنمای او و توسّل به اهل‌بیت (سلام الله علیها) راه‌گشای وی خواهد بود.

 

مال حرام، یکی از عوامل سقوط انسان

خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حرام، اقسامی دارد که مواد مخدّر و روان‌گردان یا مشروبات الکلی و مست کننده، از جمله آن می‌باشد که آدمی را نابود می‌کند. امّا آنچه اکنون مورد بحث ما است، غذای حرام است که منجر به سقوط انسان می‌شود.

تعالیم قرآن و عترت (علیه السلام)، سفارش فراوانی برای اجتناب از غذای حرام دارند. حتی قبل از انعقاد نطفه، دستوراتی جهت رعایت حلال بودن غذای پدر و مادر، وارد شده است، زیرا غذای حرام برای نطفه بسیار خطرناک است. در تعالیم دینی تأثیرات سوء غذای حرام بر روح آدمی بیان شده و از این جهت در دین مبین اسلام، در خصوص حلیت غذای مادر در دوران بارداری و شیر دهی و نیز غذایی که کودک در طفولیت می‌خورد و همچنین غذای انسان تا پایان عمر، تأکیدات فراوانی وجود دارد.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند

برخی از تبعات مال حرام

یکی از تبعات غذای حرام، این است که توجه و بیداری را از انسان سلب کرده، او را در غفلت فرو می‌برد. وقتی چنین شد، حال عبادت ندارد، از نماز لذت نمی برد و بدتر از آن، از گناه لذت می برد. به مرتبه‌ای از سقوط می رسد که رابطه با خدا برایش مشکل است و نه تنها موفق به خواندن نماز شب نمی شود، بلکه توفیق نماز اوّل وقت نیز از او سلب می‌شود.

از دیگر تبعات مال حرام، پدید آمدن جهل مرکب برای انسان است. به این معنا که کار زشت در نظر او جلوه نیکویی دارد. قرآن کریم، ورشکسته‌ترین افراد در قیامت را کسی می‌داند که اعمال ناشایست خود را نیک می‌پندارد.

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا، الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا»[2] ؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان‏] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند، دین، نماز، مسجد و محراب را مسخره می کنند و رفتارهای زشت و ناپسند و فرهنگ غرب را نیکو می‌دانند. ظلم، در چنین جامعه‌ای معتبر است و ربا و رشوه، در بین افراد آنان عادی است و امتیاز محسوب می‌گردد.

مال حرام، رابطه انسان با خداوند را به کلّی قطع می‌کند و او را به شیطان متّصل می‌نماید. وقتی با شیطان مرتبط شد، به راهی می‌افتد که منتهای آن سقوط است و تا پایان عمر سراشیبی سقوط را طی می‌کند تا بمیرد. متأسفانه در آخرت نیز سقوط او ادامه دارد. خدا نکند کسی به این مقام پست تنزّل یابد که سقوطش، حتّی در جهنّم نیز ادامه دار باشد.

 

مال حرام آدمی را به سراشیبی سقوط می اندازد

افزون بر این، کسی که مال حرام کسب کرده، در قیامت باید حقّ‌النّاس را جبران نماید و این جبران ربطی به سقوط او و عذاب جهنّم ندارد. خداوند متعال به عزّت و جلال خود قسم خورده و فرموده است که: ممکن است از حق خودم بگذرم، امّا از حق‌الناس نخواهم گذشت؛ بنابراین در قیامت، عبادات و اعمال نیک بدهکار را به بستکار می دهند تا راضی شود؛ و اگر عمل نیکی نداشته باشد یا اعمال او تمام شود، گناهان بستانکار را به پرونده بدهکار منتقل می‌کنند.

مال حرام، انسان را به سقوط می‌کشاند و شقاوت ابدی را برای او رقم خواهد زد. بنابراین، به دست آوردن غذای حلال، مخصوصاً در زمان حاضر، در حالی که بسیار مشکل است، بسیار لازم است.

 

برخورد امام صادق (ع) با سود حاصل از گران‌فروشی

پول شویی

امام صادق(سلام الله علیها) روزی غلام خود را خواستند و فرمودند: من برای خرج و مخارج زندگی به درآمد نیاز دارم. سپس یک کیسه پول، شامل هزار سکه به او دادند و فرمودند: با این پول تجارت کن. آن غلام نقل می‌کند که با آن پول، جنسی خریدم و همراه با تجّار، به سوی مصر رفتیم. در راه قافله‌ای را دیدیم که از مصر برمی‌گشت، از اوضاع جنسی که داشتیم سراغ گرفتیم، گفتند: جنس شما در مصر مورد احتیاج همه است. تجّار قافله نیز برای سود بیشتر، هم قسم شدند که اجناس خود را به دو برابر قیمتِ خرید، بفروشند. می گوید: از سفر برگشتم و با خوشحالی دو کیسه پول در مقابل امام صادق (علیه السلام) گذاشتم و گزارش تجارت خود را دادم. آن حضرت از گران‌فروشی من خیلی ناراحت شدند و فرمودند: سبحان اللَّه! هم قسم می‌شوید که در مقابل هر دینار یک دینار سود از مسلمانان بگیرید؟ مبلغ اولیه خودشان را برداشتند و سود معامله را پس دادند و فرمودند: من احتیاج به چنین سودی ندارم. سپس روایتی خواندند که باید سرمشق زندگی ما باشد:

«مُجَادَلَةُ السُّیوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ"[3] ؛ یعنی انسان در خط مقدم جبهه باشد، آسان‌تر از این ا‌ست که بتواند مال حلال به دست بیاورد، اما تلاش برای کسب حلال، ضروری است. حتی اگر لازم باشد کسی برای پرهیز از مال حرام، گرسنگی بخورد، معلوم است که باید آن گرسنگی را تحمّل کند و به حرام نیفتد.

 

تأثیر سوء مال حرام در تربیت فرزندان

مال حرام، نه تنها خود انسان را به سقوط می‌کشاند، بلکه فرزندان او را نیز بدبخت می کند. وضعیت تأسف‌آور فرهنگی و فساد اخلاقی رایج در جامعه کنونی در اثر مال حرام است که پدر و مادرها به خورد فرزندان می‌دهند. وضعیت بعضی دختران و پسران جوان خیلی بد است تا جایی که می‌توان گفت: عفت عمومی و غیرت عمومی نداریم و فساد اخلاقی، با کمال شهامت در جامعه ما حکم‌فرماست. عفت از زن‌ها و غیرت از مردها رفته و کار به جایی رسیده که بی  عفتی و بی غیرتی تبدیل به ارزش شده است.

چرا چنین شده است؟ ما که شیعه هستیم، ما که از نظر عقیده به اسلام و تشیع و از نظر شعار، در حدّ مطلوبی هستیم و به اهل‌بیت (علیه السلام) عشق می‌ورزیم. پس چرا چنین شده است؟ به خاطر غذای حرام.

در اداره های ما، بی‌کاری، کم کاری و رشوه خواری وجود دارد. معلوم است کسی که رشوه بخورد یا در اداره، کم کاری و بدکاری داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بی‌عفّتی می شوند و بدتر اینکه، بی‌عفّتی نزد آنان، تبدیل به ارزش می شود؛ با مسجد و معنویات سر و کار ندارند و روحانیت را خرافت می دانند، شبانه روز مشغول تلفن همراه خود هستند که برای برخی جوانان، خانه شیطان شده است.

بازار ما، بازار اسلامی نیست؛ ربا، گران‌فروشی و کم‌فروشی به طرز عجیبی رونق دارد و غشّ در معامله در بازار فراوان است. معلوم است چنین تاجر یا کاسبی نمی تواند دختر و پسر مقدّس تحویل جامعه بدهد؛ لذا گاهی اوقات خودش مسجدی است اما پسر و دخترش نه اینکه حال مسجد ندارند، بلکه پدرشان را هم برای رفتن به مسجد مسخره می کنند. وقتی خمس در جامعه یک ضد ارزش باشد، معلوم است غذای افراد آن جامعه حرام است. وقتی این حرام را بچه ها بخورند، نه تنها راجع به دین، کسل و غافل می شوند، بلکه سقوط عجیبی می‌کنند.

اداری‌ها، بازاریان، اهل علم و بالاخره همه و همه باید بدانند که غذای حرام انسان را به سقوطی می کشاند که بعضی اوقات برگشت هم ندارد. یعنی گاهی انسان چنان سقوط می‌کند که اگر هم بخواهد نمی‌تواند مسیر رفته را بازگردد

عبرت از تاریخ

جوان‌ها! از تاریخ عبرت بگیرید. در زمان متوکّل عباسی، یک عالم مقدّس به نام شریک، با دربار ارتباط پیدا کرد. متوکّل از او تقاضا کرد که قاضی‌القضات شود. او با کمال شهامت گفت: دستگاه تو ظلم است و آن ریاست را نپذیرفت. گفت: لااقل معلّم فرزندانم باش. گفت: آن هم اعانت به ظلم است و نمی‌پذیرم. متوکّل گفت: پس شام میهمان ما باش. شریک که بهانه‌ای برای مخالفت نداشت، شام سلطنتی را خورد و به خانه رفت.

وقتی به خانه رفت، افکار انحرافی در اثر خوردن مال حرام، در او رخنه کرد. معنا ندارد که انسان غذای حرام خورده باشد و فکر او الهی باشد یا با خدا و معنویات سر و کار داشته باشد. مال حرام، ابزار بسیار خوبی برای شیطان است و کار او را راحت می‌کند؛ بنابراین فکر و توجیه شیطانی به سراغ او آمد. گفت: اگر من مقام قضاوت را بپذیرم، می‌توانم از این طریق، خدمتی به خلق خدا بکنم. وسوسه شیطان او را فرا گرفت و ریاست قوه قضائیه حکومت متوکّل را در نظر او امری مقدّس جلوه داد. سپس با خود گفت: اگر من بتوانم فرزندان متوکّل را تربیت کنم، ارزشمند است و چرا این امر مقدّس را نپذیرفتم؟

از شب تا صبح افکار شیطانی را مرور می‌کرد و صبح روز بعد به نزد متوکّل رفت و هر دو سمت را قبول کرد. متوکّل نیز به جبران خدمات او به دربار، یک حقوق حسابی برای او تعیین کرد.

 

غذای حرام بستر دین فروشی را در جامعه فراهم می کند

ثروت

غذای حرام، حتی به اندازه یک شام، با انسان چنین می‌کند که دین خود را در معرض فروش قرار می‌دهد. جالب آنکه خود شریک هم توجه و اقرار به انحراف و دین فروشی خود داشت، ولی تأثیر مال حرام، اجازه بازگشت به او نمی‌داد. روزی هنگام دریافت حقوق، دید که یکی از سکّه‌ها معیوب است. آن سکه را برای تعویض، به مأمور پرداخت برگرداند. آن مأمور گفت: یک سکّه معیوب در بین آن همه سکّه چه اشکالی دارد؟ مگر ارث پدرت را در ازای این حقوق فراوان داده‌ای؟ شریک گفت: نه، دینم را به خاطر دریافت این پول‌ها داده‌ام و لذا از یک سکّه هم نمی‌گذرم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) وقتی مطلّع شدند که استاندار ایشان به میهمانی اشراف رفته و به طرز آنان غذا خورده است، بسیار ناراحت شدند و نامه تندی به او نوشتند و فرمودند: رفتن به منازل تشریفاتی و خوردن غذاهای تشریفاتی سزاوار استاندار من نیست. سپس فرمودند: من که امام مردم هستم، در روز به دو قرص نان جو دو تا پیراهن وصله ای، بسنده کرده‌ام. مگر می شود من بیت‌المال مسلمانان را هدر دهم و غذای خوب و لباس خوب داشته باشم؟[4]

اداری‌ها، بازاریان، اهل علم و بالاخره همه و همه باید بدانند که غذای حرام انسان را به سقوطی می کشاند که بعضی اوقات برگشت هم ندارد. یعنی گاهی انسان چنان سقوط می‌کند که اگر هم بخواهد نمی‌تواند مسیر رفته را بازگردد.

سلمان فارسی می‌گوید: در دوره آخر زمان، مردم، افراد متّقی را دیوانه می‌خوانند و متّقین نیز سایر مردم را شیطان می‌دانند. به راستی هم امروزه شیاطین، جامعه را فراگرفته‌اند و راجع به غذای حرام، هیچ اهمیتی قائل نیستند و تصوّر می‌کنند که آدم‌های خوبی نیز می‌باشند. ربا و رشوه، سر تا پای برخی را گرفته و بالاخره غذای حرام هم شکم خودشان و هم شکم خانواده آنان را پر کرده است. در قیامت، همین فرزندان از پدر خود شکایت می کنند که خدایا ما در اثر مال حرام که او به خورد ما داد، منحرف شدیم و از پدر خود بازخواست می‌کنند، در حالی که آن پدر برای رفاه همین زن و فرزندان و تأمین دنیای آنان به حرام افتاده و جهنّمی شده است.

 

پی‌نوشت ها:

1. نساء / 145

2. اعراف / 104-103

3. کافی، ج 5، ص 161

4. نهج‌البلاغه / نامه 45

 


- نظرات (0)

توصیه های نوروزی

نوروز

در ایام عید که ظاهر خوبی دارد یعنی فرصتی برای دید و بازدید و سفر و شادی است و شهر و روستاها و خانه‌ها برای پذیرایی آماده است و هوای معتدل همراه با سبزی زمین و شکوفه‌های درختان و امثال آن به چشم می ‌خورد سزاوار است که این ظاهر زیبا با باطنی همراه باشد و تبریک ظاهری همراه با برکت عملی باشد.

این دید و بازدیدها قالب و تبریک ظاهری است، ولی قلب آن چیست؟

مغز این تبریک اموری است از جمله این که:

۱- در این دید و بازدیدها ثروتمندان فامیل، مخفیانه از فقرای فامیل دستگیری کنند.

این دستگیری کردن و کمک در آیات قرآن کریم به وفور از آن یاد شده است و در ازای عدم انجام نیز عذاب هایی وعده داده شده است:
وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (توبه 34)
وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ/الَّذِینَ لَا یُوْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (فصلت 6 و 7)
مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ / قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ / وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ (سوره مدثر44-42 )

إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات 15)

۲- اگر میان فامیل افرادی با هم کدورتی دارند آنان را آشتی دهند.

استحکام جامعه و مهربانی و دوستی بین ارکان آن، از نیازهای اساسی جامعه بشری است. خداوند متعال در قرآن کریم با به کار بردن تعبیر زیبای «صلح و آشتی» مردم را به اختلاف زدایی در زمینه حقوقی دعوت می‏کند و می‏فرماید:
«فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِكُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ» [انفال/1]
«پس از خدا پروا دارید و با یكدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت كنید.»
همچنین در مورد توصیه به اخوت و برادری می‏فرماید:
«إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [حجرات/10]
به حقیقت، مومنان همه برادر یکدیگرند. پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خدا ترس و پرهیزکار باشید. امید است که مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرید.
امام علی علیه ‏السلام در وصیت ‏نامه خویش در خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می‏ فرماید: از جد شما شنیدم که می فرمود:
« إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ » [مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، ج‏73 ص43]

امیرمۆمنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏فرمود: اصلاح بین مردم از هر نماز و روزه (مستحبّى) بهتر و گرانقدرتر است.
حضرت علی علیه‏السلام در وصیت نامه خود به فرزندان و همه کسانی که گفته او به آنها می‏ رسد، توصیه می ‏کند:
شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش می ‏کنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتی با یکدیگر که من از جد شما شنیدم که می ‏گفت: آشتی دادن میان مردمان، بهتر است از نماز و روزه سالیان. [سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نوبت 26، نامه 47]
با اینکه در اسلام دروغ گفتن از گناهان کبیره است می ‏توان در شرایطی برای اصلاح ذات بین از آن بهره گرفت، بنابر گفته امام صادق علیه‏السلام:
كسى كه مصلح و میانجى مى‏ شود، آنچه بگوید دروغگو محسوب نمى ‏شود. [كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، ج‏2، ص210]
در حدیثی دیگر از امام علی علیه ‏السلام آمده است:
اگر میان دو نفر به منظور اصلاح و آشتى، میانجی ‌گرى كنم در نظر من از دو دینار صدقه دادن برتر است. [همان، ج‏2  ص 209]

«صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْن‏» اگر آشتی بدهید دو نفری را كه با هم قهر هستند، «أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏» (نهج‌البلاغه/ص421) از تمام نمازها و روزه‌های مستحبی ثوابش بیش‌تر است.

بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ی این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا» (كافی/ج2/ص209)

۳- اگر نوجوانان فامیل در بعضی از درس‌های خود ضعیف هستند به آنان کمکی شود.

بدهکار

مهلت دادن به بدهكار تنگ دست

۴- اگر شخصی گرفتار بدهی یا زندان است آن را نجات دهیم.

آیه 280 دربردارنده یک دستور مالی و حقوقی است که در آن به طلبکار توصیه شده در صورت سررسید زمان دریافت طلب، در صورتی که امکان پرداخت برای بدهکار وجود نداشته باشد؛ طلبکار نباید او را تحت فشار قرار دهد؛ بلكه باید به او مهلت دهد. (إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ‏ مَیْسَرَةٍ)

حتى در قوانین اسلام كه در واقع تفسیرى است براى آیه فوق، تصریح شده كه هیچگاه نمى توان خانه و وسایل ضرورى زندگى افراد را برای بدهى آنها توقیف كرد یا از آنها گرفت؛ بلكه طلبكاران تنها مى ‏توانند از اضافه بر آن، حق خود را بگیرند و این حمایت روشنى از حقوق قشرهاى ضعیف جامعه است. [تفسیر نمونه 2/377]

قرآن کریم به طلبكاران مى‏گوید: در این گونه موارد كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهى آنان بخشوده شود، از هر نظر براى شما بهتر است. (أَن تَصَدَّقُواْ خَیر لَّكُم) احساس كینه توزى و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل مى سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددى كه نتیجه اش نصیب همگان مى شود، وا مى دارد و اضافه بر اینها، صدقه و انفاقى در راه خدا محسوب مى ‏شود كه ذخیره روز پسین خواهد بود. [همان 2/378]

 ۵- اگر در جلسات گناه می ‌شود با برخورد خوب، مانع شویم.
۶- اگر برای بعضی از افراد فامیل سوال و شبهه‌ای مطرح شده ما واسطه شوبم و جوابش را از یک دانشمندی دریافت و شبهه آن را برطرف کنیم.

۷- اگر در فامیل و همسایگان خانواده شهداء و جانبازان وجود دارند، دیدار با آنان را بر دیگران مقدم بداریم.

 

شکرگزار باشیم

۸- در سفر از کسانی که در جاده‌ها خدمت می ‌کنند (پلیس، هلال احمر، راهداری) حداقل با زبان، تشکر کنیم.

شکر نعمت به شکل عملی از ارزش و جایگاه برتری برخوردار است و انسان لازم است افزون بر شکر زبانی، به عمل نیز شکرگزار باشد.

بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ی این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا»

شکر باعث زیادی نعمت می‌شود خود باعث تقویت حس شکرگزاری انسان می ‌شود. قرآن مجید در سوره ابراهیم، 7 می‌ فرماید: "لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم; شکر نعمت نعمتت افزون کند"

۹- برای همسریابی افراد مجرد فامیل واسطه‌گری و شفاعت کنیم.

در این زمینه خواندن روایات زیر خالی از لطف نیست.

امام صادق (علیه السلام): هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از افرادی است که خدا در روز قیامت به او نگاه [لطف آمیز] می کند. (الکافی، ج 5، ص 331)

امیرمۆمنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد. (وسائل الشیعه)

 


- نظرات (0)