سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

سرّ ذکر «بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» در نماز!!


نماز پڑھنا

اصل مبدأ با پیدایش هر موجود ممکنی ثابت می‌شود و نظم حاکم بر جهان ثابت کننده توحید است و چون اگر بیش از یک مبدأ در عالم باشد، چون هر مبدأیی صفات او و عین ذات اوست وقتی دو مبدأ در عالم باشد، دو ذات است، دو عین است، دو تشخیص است و این معنای آیه 22 سوره انبیاء است «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا؛ اگر در آسمان ها و زمین جز خداى یکتا خدایانى وجود مى‌داشت، قطعاً آسمان‌ها و زمین در اثر تدبیرهاى متضاد تباه مى شد؛ پس تداوم هستى نشانه تدبیر واحد و یکتایىِ مدبّر آن است»؛ لذا شرک و الحادی که در آن سرزمین بود با این آیات حل می‌شود.

زمین چون جامد است، راکد است، مرده است؛ قدرت ندارد که حبه را حیات ببخشد تا بشود خوشه و ثمره دهد «وَآیَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ؛ آیا درنیافته‌اند که چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنان هلاک کردیم؟ آیا ندانسته ‌اند اکنون گرفتار کیفر الهى‌اند و نمى‌توانند به سوى اینان بازگردند» پس آن کسی که تمام این کارها را انجام می‌دهد ذات اقدس اله است.

 

تفاوت بین معنای صنعت و خلقت/ انسان حارث است نه زارع

قرآن کریم بین صنعت و خلقت فرق می‌گذارد ؛ هر جا که سخن از خلقت است به خداوند نسبت می‌دهد و هر جایی که صحبت از صنعت می‌شود ابایی ندارد از اینکه به بشر اسناد دهد؛ در سوره مبارکه واقعه این مطلب بیان شده است «أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ؛ به من بگویید، آنچه را کِشت مى‌کنید» شما کشاورزی دارید، شیار می‌کنید، آب می‌دهید، نشاء می‌کنید و بذر می‌کارید اما آنکه مرده را زنده می‌‌کند ما هستیم. این کارهایی که شما می‌کنید صنعت است شما حارث هستید نه زارع.

وقتی سوال می‌کنند ما می‌توانیم در نماز از کسی تبری کنیم امام می‌فرماید: بله شما از معتزله و اشاعره در هر رکعت نماز با گفتن جمله « بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» تبری می‌جویید، در حقیقت حرف معتزله که همه چیز را خداوند به انسان تفویض کرده است و همچنین حرف اشاعره که جبر است با این ذکر ابطال می‌شود

توحید ربوبی با صنعت منافات ندارد/ تحقق توحید ربوبی با نسبت خلقت به خداوند

شما مرده را تحویل مرده داده‌اید، آن کسی که این مرده را زنده می‌کند و حقیقت زراعت کار ماست ، این در حقیقت خلقت است که ما انجام می‌دهیم. کارهایی که شما انجام می‌دهید دیدنی است و در نتیجه صنعت است و ما کارهای نادیدنی یا همان خلقت را انجام می‌دهیم. بنابراین توحید ربوبی با صنعت منافات ندارد. برای توحید ربوبی لازم نیست که صنعت نیز مستقیماً به خداوند نسبت داده شود، صرفاً نسبت خلقت به خداوند تبارک و تعالی توحید ربوبی را محقق می‌کند.

 

صنعت در حقیقت مونتاژ خلقت است

صنعت در حقیقت مونتاژ خلقت است، صنعتگر کار دیگری نمی‌کند؛ مثلاً در صنعت دارو سازی یک دارو ساز می‌فهمد که عضوی از شخص سالم نیست و جستجو می‌کند راز و رمز دارو را پیدا می‌کند و می‌گوید فلان گیاه فلان امر شمیایی فلان اثر را دارند و مجموع آنها یک اثر مخصوص دارد و دارو ساز این گونه است که برای یک بیمار دارو را تجویز می‌کند. دارو ساز تشخیص دارد و این تشخیص مال عقل او است و او کسی نیست که چراغ عقل خودش را روشن کند و این چراغ را خدا روشن کرده است. در صنعت هیچ کاری از بشر نیست مگر مونتاژ خلقت.

ایمان
علم غیردینی نداریم/ قبول و انکار عالم نقشی در دینی بودن یا نبودن علم ندارد

بنابراین زمانی که چراغ چشم، چراغ گوش، چراغ عقل و قلب را خدا داده است و حتی راهنمایی این که این چراغ را به کدام طرف بگیرد را نیز خداوند کرده است «عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» پس چیزی از خود انسان نیست و اگر صنعتی انجام می‌دهد منشأ و اصل آن صنعت و مواد اولیه آن از خداوند تبارک و تعالی است؛ بنابراین علم غیر دینی هم نخواهیم داشت. حالا ممکن است عالم مۆمن یا کافر باشد، چرا که بحث در فعل خداست و فعل خدا همان طور که فعل و قول امام دینی است، دینی است و قبول و انکار عالم نقشی در دینی بودن یا نبودن آن ندارد.

 

تمایز علوم به تمایز موضوعات است/ همه علوم دینی هستند

علم محال است دینی نباشد، عالم یا قبول دارد یا قبول ندارد؛ چرا که کل علم و کل نظام هستی فعل خداوند است و اگر فعل پیامبر و امام دینی است پس قطعاً فعل خداوند نیز دینی است قبول یا انکار عالم را نباید به حساب علم آورد.

تمایز علوم به تمایز موضوعات است و تمایز روش‌ها نیز به موضوعات است و تمایز سبقه‌ها با تمایز موضوعات است. برای دینی بودن و دینی نبودن که سبقه‌های علوم شمرده می‌شود باید به موضوعات علوم مراجعه کرد. اگر بحث در علمی فعل شخص «زید» و «عمر» بود که علم دینی نیست اما اگر موضوع علمی فعل خداوند بود قطعا دینی شمرده می‌شود.

قرآن کریم بین صنعت و خلقت فرق می‌گذارد هر جا که سخن از خلقت است به خداوند نسبت می‌دهد و هر جایی که صحبت از صنعت می‌شود ابایی ندارد از اینکه به بشر اسناد دهد

انسان در هر رکعت نمازش با جمله « بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» نفی جبر و تفویض می‌کند؛ چرا که معنای این تعلیم اختیار و ابطال جبر و تفویض در نماز است. یعنی من به عنوان انسان جمیع قعود و قیامم به حول و قوه الهی است نه اینکه در رکعات نماز که می‌ایستم یا می‌نشینم به حول و قوه الهی است.

وقتی سوال می‌کنند ما می‌توانیم در نماز از کسی تبری کنیم امام می‌فرماید: بله شما از معتزله و اشاعره در هر رکعت نماز با گفتن جمله « بِحَولِ اللَّه وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُد» تبری می‌جویید، در حقیقت حرف معتزله که همه چیز را خداوند به انسان تفویض کرده است و همچنین حرف اشاعره که جبر است با این ذکر ابطال می‌شود.

 

بی‌نیازی خداوند به شکرگزاری انسان/ شکرگزاری کمال انسان است

ذات اقدس اله بعد از اینکه به ناسپاسی آنها اشاره می‌کند می‌فرماید: «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ؛ منزّه است آن که همه جفت‌ها را آفرید؛ از گیاهان و حیواناتى که زمین آنها را مى‌رویاند و پدید مى‌آورد، و از آدمیان و آفریدگانى که بدانها آگاهى ندارند؛ او همه را به صورت نر و ماده آفرید» او نیازی به شکر ما ندارد او منزه از هر چیزی است و اگر سخن از شکرگزاری می‌شود این کمال خود انسان است. در ادامه آیه خداوند تعلیم صنعت می‌کند چرا که اشاره به ثمر بعد از تناکح است. یعنی صنعت تناکح باعث زنده شدن مرده و روییدن درخت و میوه بر روی زمین می‌شود.

منبع: صدای شیعه ؛تفسیر آیات 33-38 سوره یاسین توسط آیت الله جوادی آملی



- نظرات (0)

ویژگی بندگان خوب خدا


تواضع
تواضع و فروتنی در زندگی

بنده‌ی خوب خدا كیست؟ سوره‌ی فرقان، آیات آخر می‌فرماید: «وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلىَ الْأَرْضِ هَوْنًا» (فرقان/63) بندگان خوب خدا كسانی هستند كه با تواضع راه می‌روند.

در خیابان با موتور حرکات غیر عادی انجام نمی دهد، مانور نمی دهد، ظاهرش آراسته و معمولی است و متکبرانه و شهرت وار راه نمی رود و این گونه لباس نمی پوشد.

غیر عادی ظاهرش را درست نمی کند ، رفتارهای غیر عادی انجام نمی دهد، زنگ موبایلش را یک چیز غیر عادی و جلب توجه نمی گذارد و خلاصه با تواضع است و خیلی طبیعی رفتار و زندگی می کند.

سعی کنیم طوری زندگی کنیم كه هیچ تشخیصی بین ما و بقیه نباشد. گریه مان، خنده هایمان، عروسی گرفتنمان، عزاهایمان و ...، طبیعی طبیعی باشد.

حدیث داریم گاهی افرادی كه به جلسه پیامبر می‌آمدند می‌گفتند: «أَیُّكُمْ رَسُولُ اللَّه‏» (بحارالانوار/ج73/ص355) كدام یك از شما پیغمبر هستید؟ یعنی پیغمبر ما از قیافه‌اش نمی‌شد تشخیص داد كه چه كسی پیغمبر است. بر خلاف ما آدم‌ها، الآن هرچه اتاق درازتر است، معلوم است كه این رئیس‌تر است. اگر آدم كارمند معمولی است، اتاقش دوازده متر است. مدیر كل شد، 24 متر می‌شود. معاون وزیر شد، 48 متر می‌شود. وزیر شد نود متر می‌شود. یعنی هرچه مهم‌تر هستیم یا لامپش لوستر می‌شود، یا اتاقش درازتر می‌شود.

بنده‌ی خوب خدا اینها نیستند. بندگان خوب خدا اینهایی هستند كه هیچ نمودی در قیافه‌ی آنها پیدا نشود. طبیعی طبیعی طبیعی!

گاهی دیده می شود که بعضی ها یک میهمانی که می کنند می خواهند یک غذایی درست کنند که کسی تا به حالا ندیده و نخورده باشد، همه بگویند: یك چنین غذایی در عمرمان نخوردیم. بنده خوب خدا این است كه آرام باشد. مشی او، زندگی‌اش، عروسی‌اش، دامادی‌اش، همه چیزش طبیعی باشد.

عباد الرحمن كسانی هستند كه یاد قیامت هستند و می‌گویند: «رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّم‏» خدایا عذاب جهنم را از ما دور كن. «خلصنا من النار یا ربّ»، «اجرنا من النار یا مُجیر» دائماً به یاد قیامت هستند و از عذاب آن به خدا پناه می برند

کرامت و بزرگواری در برخورد با دیگران

«وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا» (فرقان/63) جاهل كه با او برخورد می‌كند، «قَالُواْ سَلَامًا» با مسالمت از كنارش رد می‌شود. یعنی جر و بحث نمی‌كند. یقه نمی‌گیرد. شاخ و شانه نمی‌كشد. «قَالُواْ سَلَامًا» مثل اینكه حضرت ابراهیم دید عمویش نااهل است، گفت: سلام علیكم! این سلام وداع، خداحافظی می‌كند. یعنی از كنار حرف‌ها، «مَرُّوا كِراماً» (فرقان/72)، «قَالُواْ سَلَامًا» با كرامت می‌گذرد. درگیر نمی‌شود.

گاهی در خانه ها زن و شوهر حواسش نیست، خبر ندارد که طرف مقابلش چه روز سختی داشته و با هر جرقه ای آتش سوزی ای برپا می کند؛ قرآن می فرماید: «مَرُّوا كِراماً»

آقا وارد خانه می‌شود، خبر از زحمات خانم ندارد. می گوید: تو از صبح تا حالا خوابیدی؟ من بیرون جان كندم و یا بلعکس خانم به آقا گیر می دهد؛ خیلی وقت‌ها به هم نق می‌زنیم چون از همدیگر خبر نداریم.

شب قدر
شب زنده داری و نماز و دعا

«وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِیَامًا» (فرقان/64) بندگان خوب خدا اهل بیتوته هستند. بیتوته یعنی شب زنده‌داری. حالا یا سر شب تا نصف شب یا نصف شب تا صبح. بخشی از شب را نمی‌خوابند.

البته بعضی ها هم نمی خوابند فیلم و بازی و ... می بینند؛ منظور اینگونه بیدار ماندن نیست؛ می فرماید: بیتوته می کنند و نماز و دعا می خوانند، اشک می ریزند و دعا می کنند.

 

یاد قیامت در همه حال

«وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ  إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا» (فرقان/65)، «غراما» با غین، مصیبتی است كه راه در رو ندارد. آدم را به بن بست می‌كشاند. می‌گوید: بندگان خدا كسانی هستند كه به فكر جهنم هستند.

در قرآن دو آیه داریم، یك آیه داریم كه افرادی ایمان به قیامت ندارند، یك آیه داریم که ایمان دارد اما قیامت را فراموش می‌كند. آیه‌ای كه می‌گوید: «لا یُۆْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ» (غافر/27) یعنی ایمان به قیامت ندارد. یک آیه می فرماید : «نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ» (ص/26)

خیلی از ما كه خلاف می‌كنیم قیامت را فراموش می‌كنیم. می‌گوید: عباد الرحمن كسانی هستند كه یاد قیامت هستند و می‌گویند: «رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّم‏» خدایا عذاب جهنم را از ما دور كن. «خلصنا من النار یا ربّ»، «اجرنا من النار یا مُجیر» دائماً به یاد قیامت هستند و از عذاب آن به خدا پناه می برند.

در هرکاری میانه‌روی را فراموش نکنم ، «لَمْ یُسْرِفُوا» اسراف نه «وَ لَمْ یَقْتُرُوا» تنگدستی هم نه، «وَ كانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواماً»

میانه روی در انفاق به محرومان

«وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْترُواْ وَ كَانَ بَینْ‏ ذَالِكَ قَوَامًا» (فرقان/67) بنده خوب خدا كسی است كه در پول خرج كردن، میانه است.

بچه‌ای نزد پیغمبر آمد گفت: مادرم گفته: پیراهن پیغمبر را برایش تبرك ببرم. پیغمبر هم یك پیراهن داشت، درآورد به بچه داد، گفت: به مادرت تبرك بده. اذان گفتند: پیغمبر پیراهن نداشت. آیه نازل شد چه كسی گفته: پیراهنت را بدهی؟ كسی كه یك پیراهن دارد، حق ندارد به كسی بدهد. «وَ لا تَجْعَلْ یَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِك‏» (اسراء/29) نه آن طور باش كه دستت به گردنت قفل شود ، یعنی دستت در جیبت نرود، «وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ» نه آن گونه كه هرچه داری بدهی، باید برنامه‌ریزی باشد برای پول خرج كردن. وقتی انفاق می‌كنید، چه به فقرا، چه خرجی خودتان «لَمْ یُسْرِفُوا» اسراف نكنید.

یك روز حضرت می‌خواست این آیه را نمایشی كند : یك مشتی شن برداشت، محكم گرفت، یعنی مشتش بسته است و یك دانه از این شن‌ها از دستش خارج نمی‌شود. گفت: این درست نیست.

بعد یك مشت دیگر برداشت، دستش را كج كرد و همه شن‌ها ریخت. گفت: این هم درست نیست.

دفعه‌ی سوم یك مقدار شن برداشت، یك خرده را نگه داشت و یك خرده را ریخت. گفت: این درست است. مهمانی می‌دهید، فقط تجار را دعوت کنیم ، غلط است. فقط فقرا را دعوت کنیم ، این هم غلط است.

در هرکاری میانه‌روی را فراموش نکنم ، «لَمْ یُسْرِفُوا» اسراف نه «وَ لَمْ یَقْتُرُوا» تنگدستی هم نه، «وَ كانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواماً»


- نظرات (0)

نقش گام های شیطان در زندگی ما


یا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (بقره ـ 168)

اى مردم! از آنچه در زمین، حلال و پاكیزه است بخورید و از گام‏هاى (وسوسه انگیز) شیطان، پیروى نكنید. به راستى كه او دشمن آشكار شماست.

 

گام هاى شیطان!

در آیات گذشته نكوهش شدیدى از شرك و بت پرستى شده بود، یكى از انواع شرك این است كه انسان غیر خدا را قانون گذار بداند، و نظام تشریع و حلال و حرام را در اختیار او قرار دهد.

آیه مورد بحث، این عمل را یك كار شیطانی معرفى كرده، مى‏فرماید: " اى مردم از آنچه در زمین است حلال و پاكیزه بخورید" (یا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً).

" و از گام هاى شیطان پیروى نكنید، كه او دشمن آشكار شما است" (وَلا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ).

قابل توجه اینكه خطاب هایى كه در قرآن مربوط به استفاده از غذاها است كم نیست، و معمولاً با دو قید " حلال " و " طیب " همراه است.

" حلال " چیزى است كه ممنوعیتى نداشته باشد، و " طیب " به چیزهاى پاكیزه گفته مى‏شود كه موافق طبع سالم انسانى است، نقطه مقابل" خبیث" كه طبع آدمى از آن تنفر دارد.

"خطوات" جمع "خطوة" (بر وزن قربه) به معنى گام و قدم است و خطوات شیطان گام هایى است كه شیطان براى وصول به هدف خود و اغواء مردم بر مى‏دارد.

جمله "لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ" در پنج مورد از قرآن مجید به چشم مى‏خورد كه دو مورد آن در مورد استفاده از غذاها و روزی هاى الهى است، و در واقع به انسان ها هشدار مى‏دهد كه این نعمت هاى حلال را در غیر مورد مصرف نكنند، و این نعمت هاى الهى را وسیله‏اى براى اطاعت و بندگى قرار دهند نه طغیان و فساد در ارض.

در تفسیر برهان از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه شخصى به نام طارق، تصمیم گرفته بود تا از همسرش جدا شده و زندگى راهبانه‏اى داشته باشد. حضرت فرمودند: «ان هذا من خطوات الشیطان» این از گام‏هاى شیطان است

پیروى از این گام هاى شیطان در حقیقت همان چیزى است كه در آیات دیگر قرآن به دنبال دستور استفاده از غذاهاى حلال ذكر شده است مانند كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ:" از روزی هاى الهى بخورید و بنوشید، اما فتنه و فساد در زمین به راه نیندازید" (بقره- 60).

و مانند كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِیهِ" از روزی هاى پاكیزه‏اى كه به شما ارزانى داشته‏ایم بخورید، اما در آن طغیان و سركشى ننمائید"  (طه- 81).

خلاصه اینكه این مواهب و امكانات باید نیرویى بر اطاعت باشد، نه وسیله‏اى براى گناه.

جمله إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ كه متجاوز از ده بار در قرآن مجید به دنبال نام شیطان آمده است براى این است كه تمام نیروهاى انسان را براى مبارزه با این دشمن بزرگ و آشكار بسیج كند.

غذای حرام
نکته مهم این آیه:

همانطور که در بالا اشاره کردیم اسلام، همواره مردم را به بهره ‏بردن از نعمت‏هاى پاك و حلالِ خداوند، سفارش نموده و با هرگونه رهبانیّت و زهد بی جا مبارزه مى‏نماید. لذا هم خوردنى‏هاى ناسالم را از شیطان مى‏داند «إِنَّمَا الْخَمْرُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ» (مائده، 90) و هم نخوردن‏ نابجا را گام شیطان مى‏داند «كُلُواوَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» زیرا در برخى از نقل‏هاى تاریخى آمده است كه بعضى از طوائف عرب، قسمتى از زراعت و حیوانات را بدون دلیل بر خود حرام كرده بودند و گاهى نیز این تحریم‏ها را به خداوند نسبت مى‏دادند. آیه نازل شد تا رفع ابهام شود.

اسلام، به زندگى مادّى انسان توجّه كامل دارد و در رأس آنها نیازهاى غذایى است كه در این مورد، ده ها آیه و صدها حدیث آمده است.

یكى از وظایف انبیاء نیز بیان خوردنى‏ها و آشامیدنى‏هاى حلال و حرام براى مردم است.

معمولاً قرآن در كنار اجازه مصرف، شرطى را بیان كرده است. مثلًا در اینجا مى‏فرماید: «كُلُوا»، «حَلالًا طَیِّباً» همچنین مى‏فرماید: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا» ، «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ» (بقره، 60)

بخورید و بیاشامید ولى در زمین فساد نكنید.

در آیه دیگر مى‏فرماید: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» (اعراف، 31)

بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید.

و در جاى دیگر مى‏فرماید: «فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا» (حج، 28)

بخورید و اطعام كنید.

" حلال" چیزى است كه ممنوعیتى نداشته باشد، و" طیب" به چیزهاى پاكیزه گفته مى‏شود كه موافق طبع سالم انسانى است، نقطه مقابل" خبیث" كه طبع آدمى از آن تنفر دارد

در تفسیر برهان از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه شخصى به نام طارق، تصمیم گرفته بود تا از همسرش جدا شده و زندگى راهبانه‏اى داشته باشد. حضرت فرمودند: «ان هذا من خطوات الشیطان» این از گام‏هاى شیطان است.

 

پیام‏های آیه:

شرط اساسى در مصرف، دو چیز است: حلال بودن، پاكیزه و دل‏پسند بودن. «كُلُوا»، «حَلالًا طَیِّباً»

2ـ اسلام با بعضى ریاضت‏ها مخالف است. «كُلُوا»

3ـ بهره‏گیرى از محرّمات و چیزهاى پلید و ناپاك، پیروى كردن از شیطان است. «كُلُوا» «حَلالًا طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ»

4ـ نیازهاى طبیعى بشر، زمینه‏اى براى انحراف و تسلّط شیطان است. باید ضمن‏ تأمین نیاز، به لغزش‏هاى آن توجّه داشت. «كُلُوا» «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ»

5ـ شیطان، انسان را قدم به قدم منحرف مى‏كند. باید از همان قدم اوّل مواظبت كرد. «خُطُواتِ الشَّیْطانِ»

6ـ شیطان براى انحراف مردم، از راه هاى گوناگونى وارد مى‏شود. «خُطُواتِ»

7ـ وادار نمودن مردم به استفاده از حرام‏ها و بازداشتن آنان از نعمت‏هاى حلال، نمودى از دشمنى آشكار شیطان است. «كُلُوا» «حَلالًا طَیِّباً» «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»


منابع:

تفسیر نور ج1

تفسیر نمونه ج 1

 


- نظرات (0)

معرفی آیات نیکی به والدین !


والدین

 

در این نوشتار ما فقط به بعضی نكات كه نشان ‌دهنده اهمیت احسان به پدر و مادر است (با استناد به آیات قرآن) اشاره می‌كنیم:

1ـ نیكی به پدر و مادر در كنار توحید:

«لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» (سوره بقره، آیه 83)

«وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» (سوره نساء، آیه 36)

«أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» (سوره انعام، آیه 151)

«وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» (سوره اسراء، آیه 23)

«یا بُنَیَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ» (سوره نعمان، آیه 14،13)

از این آیات معلوم می‌شود كه عقوق والدین بعد از شرك به خدا در شمار بزرگترین گناهان و یا خود این از بزرگترین آنها است و از آن طرف هم معلوم می‌شود كه واجب‌ترین واجب‌ها احسان به پدر و مادر است. ( المیزان، ج 7)

 

2ـ احترام انبیاء نسبت به پدر و مادرشان:

از بعضی آیات این درس مهم را از انبیاء می‌آموزیم، خداوند در مورد یحیی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ» (سوره مریم، آیه 14) و در مورد عیسی می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیًّا» (سوره مریم، آیه 32) «خداوند مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده است و جبار و شقی قرار نداده است

خدا به آنچه در دلهای شما است از خود شما آگاهتر است اگر همانا در دل اندیشه صلاح دارید خدا هركه را با نیت پاك به درگاه او تضرع و توبه كند البته خواهد بخشید

3ـ سفارش به همه انسانها نسبت به تمام والدین:

در آیات قرآن به انسان‌ها سفارش شده است كه نسبت به پدر و مادر احترام و احسان كنند و نگفته است كه ای مسلمان‌ها به پدر و مادر خود احترام كنید «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً» (سوره عنكبوت،‌آیه 8)

و از طرف مادران و پدران هم احترام آنها اختصاصی به والدین مسلمان ندارد بلكه هر كس كه پدر و مادر است باید مورد احترام فرزندان قرار گیرد چون در آیات سخن از «والدین» است بدون هیچ قیدی به ایمان و اسلام.

 

4ـ سفارش به فرزندان شده نه والدین:

در قرآن آیات زیادی تأكید بر رعایت حقوق پدر و مادر آمده است امّا به والدین نسبت به فرزندان سفارش كمتر می‌شود مگر در مورد نهی از كشتن فرزندان كه یك عادت شوم و زشت در عصر جاهلیت بود.

 

نیکی به والدین

5ـ شكر والدین هم ردیف شكر خدا:

«أَنِ اشْكُرْ لِی وَ لِوالِدَیْكَ» (سوره لقمان، آیه 14) (به او توصیه كردم) كه برای من و پدر و مادرش شكر به جا آور» همان طور كه ملاحظه می‌شود در این آیه خداوند و شكر والدین در یك ردیف قرار گرفته‌اند، لذا امام رضا ـ علیه السلام ـ می‌فرمایند: خدا امر فرموده به شكرگذاری از خودش و برای والدین، پس اگر كسی والدین را شكر نكند خدا را هم نمی‌كند. (محمّدی ری‌شهری، میزان الحكمه)

6ـ تواضع و فروتنی نسبت به آنها آشكار باشد:

آیه «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ» (سوره اسراء،‌آیه 24) در رابطه با تواضع و فروتنی نسبت به پدر و مادر است. جناح به معنای پر و بال گستران است كه كنایه از مبالعه در تواضع و خضوع زیانی و عملی است مثل جوجه‌ای كه بال و پر خود را باز می‌كند تا مهر و محبت مادر را تحریك كند و او را به فراهم ساختن غذا وادار سازد از این‌كه در این آیه جناح مقید به «ذُل» شده استفاده می‌شود كه انسان باید در معاشرت و گفتگو با پدر و مادرش طوری رفتار كند كه پدر و مادر تواضع و خضوع او را احساس كنند و بفهمند كه او خود را در برابر آنها خوار می‌كند و نسبت به ایشان محبت و مهر دارد. (المیزان،ج 13)

 

غفران الهی نتیجه احترام به والدین

خداوند در سوره اسراء بعد از آنكه دستور می‌دهد كه نسبت به پدر و مادر نیكی و احترام و خضوع داشته باشید می‌فرماید: «رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِى نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَلِحِینَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّ بِینَ غَفُوراً »(اسراء/ 25 )

«خدا به آنچه در دلهای شما است از خود شما آگاهتر است اگر همانا در دل اندیشه صلاح دارید خدا هركه را با نیت پاك به درگاه او تضرع و توبه كند البته خواهد بخشید.»

از بعضی آیات این درس مهم را از انبیاء می‌آموزیم، خداوند در مورد یحیی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ» و در مورد عیسی می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیًّا» «خداوند مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده است و جبار و شقی قرار نداده است »

گرفتار شدن به عذاب الهی نتیجه بی‌حرمتی به والدین

«وَ الَّذِى قَالَ لِوَلِدَیْهِ أُفٍ لَّكُمَا أَ تَعِدَانِنى أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِن قَبْلى وَ هُمَا یَستَغِیثَانِ اللَّهَ وَیْلَك ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مَا هَذَا إِلا أَسطِیرُ الأَوَّلِینَ »(احقاف 17)

این آیه در مورد فرزند بی ایمان و حق نشناسی است كه مورد عاق والدین واقع شده است و به پدر و مادر اف گفته و می‌گوید: «آیا به من وعده می‌دهید كه من در روز قیامت مبعوث می‌شوم در حالی كه قبل از من هم اقوامی بودند و مردند و هرگز مبعوث نشدند

این پدر و مادر مۆمن در مقابل این فرزند تسلیم نمی‌شوند آنها فریاد می زنند و خدا را به یاری می‌طلبند كه وای بر تو ای فرزند ایمان بیاور كه وعده خدا حق است اما او همچنان لجاجت می‌كند و در مقابل پدر و مادر می‌گوید اینها چیزی جز افسانه‌های پیشین نیست.

از این آیه معلوم می‌شود این فرزند كاملا به پدر و مادر بی احترامی كرده و به حرف پدر و مادر گوش نداده بلكه حتی آنها را مسخره هم كرده است سرانجام كار چنین افرادی را در آیه بعد روشن می‌كند و می‌فرماید: أُوْلَئِكَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِینَ (احقاف 18)

آنها كسانی هستند كه عذاب الهی درباره آنها حتمی است و همراه با اقوام كافر از جن و انس كه قبلا از آنها بوده گرفتار مجازات دردناك می‌شوند و اهل دوزخ‌اند. (تفسیر نمونه)

منابع:

محمد رضا هفتنانیان- مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه



- نظرات (0)

پدرتان را به نام صدا نزنید!


مشورت با فرزندان

گرچه عواطف انسانی و مساله حق شناسی به تنهائی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است، ولی از آنجا که اسلام حتی در مسائلی که عقل در آن استقلال کامل دارد، و هم عاطفه آنرا به وضوح در میابد، سکوت روا نمیدارد. بلکه به عنوان تاکید در این گونه مواردهم دستورات لازم را صادر می کند. در مورد احترام والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مساله دیده می شود.

به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می کنیم:

الف) در چهار سوره از قرآن مجید نیکی به والدین بلافاصله بعد از مساله توحید قرار گرفته است، این هم ردیف بودن دو مساله بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای والدین احترام قائل است.

در سوره بقره آیه 83 می خوانیم. (لا تعبدون الاالله و باالوالدین احسانا)

در سوره نسا آیه 36 می خوانیم. (وعبدواالله ولا تشرکوا به شیئا و باالولدین احسانا)

در سوره انعام آیه 151 می خوانیم. (الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا)

در سوره اسراء آیه 23 می خوانیم. (وقضی ربک ان لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا)

ب) اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات صریحا توصیه میکنند که حتی به والدین اگر چه کافر باشند رعایت احترامشان لازم است. (سوره لقمان آیه 15)

ج)شکرگذاری در برابر والدین در قرآن مجید در برابر در ردیف شکرگذاری بر نعمتهای خدا قرار داده است، این دلیل بر عمق و وسعت حقوق والدین است. (سوره لقمان آیه 14)

در قرآن حتی کمتر بی احترامی را بر والدین که (اف) است، اجازه نداده است. (احقاف آیه 17)

 

اگر والدین با فرزند تندی کردند، فرزندان حق کوچکترین توهین را ندارد

آیه 23 سوره اسراء:

«وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا.»

«پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو یا هر دو در نزد تو به پیری رسیدند، به آنان «اُف» مگو و آنان را از خود مران و با آنان سنجیده و بزرگوارانه سخن بگو

مردی از پدرش نزد پیامبر شکایت کرد و حضرت پدر را خواست. پدر پیر گفت: روزی که من قوی و غنی بودم به فرزندم کمک می کردم، اما امروز که او صاحب ثروت شده به من کمک نمی کند. رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) گریست و به آن فرزند فرمود: «انت و مالک لابیک؛ تو و دارایی ات از آن پدرت هستید

پیام های آیه

خدمت و احسان به پدر و مادر، از اوصاف موحدان واقعی است: (أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا)

احسان به والدین، افزون بر آن که یک وظیفه انسانی است، واجب شرعی است: (َقضَی رَبُّکَ ... وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا)

در احسان به والدین، مسلمان بودن آن ها شرط نیست: (بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا)

سعی کنیم نیکی به پدر و مادر را بی واسظه و به دست خود انجام دهیم: (بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا)

پدر و مادر سالمند را به آسایشگاه نبریم، بلکه نزد خود نگهداریم: (یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ)

هم احسان در عمل لازم است، هم سخن زیبا در گفتار: (َبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ... قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا)

در احسان به والدین و قول کریمانه، شرط مقابله نیامده است؛ یعنی اگر آنان هم با تو کریمانه برخورد نکردند، تو کریمانه سخن بگو: (وقُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا)

آیه 24 سوره اسراء:

«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا.»

«و از روی مهربانی و لطف، بال تواضع خویش را برای آنان فرود آور و بگو، پروردگارا، بر آن دو رحمت آور، همان گونه که مرا در کودکی تربیت کردند

 

پیام های آیه

- فرزند در هر موقعیتی که هست باید متواضع باشد و کمالات خود را به رخ والدین نکشد: (واخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ)

- تواضع در برابر والدین باید از روی مهر و محبت باشد، نه تظاهر و ریا: (وَاخْفِضْ لَهُمَا ...من الرَّحْمَةِ)

- در دوران حیات و پس ازمرگ والدین، باید برای آنان از خدا طلب رحمت کرد: (وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا)

- رحمت الهی، جبران زحمات تربیتی والدین است. (رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی) (گویا ادای حق آنان از عهده فرزند خارج است و تنها رحمت خداوند می تواند زحمات آنان را جبران کند)

- رنج ها و سختی های دوران کودکی و خردسالی را که والدین تحمل کرده اند از یاد نبریم: (کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا)

 

حق پدر بر فرزند:

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) در پاسخ به سوال از حق پدر بر فرزندش فرمود: او را به اسم صدا نزند، پیش از او راه نرود، پیش از او ننشیند و برایش دشنام نخرد (کافی 21595).

 

فرزند و دارائی او از آن پدر اوست:

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم): به مردی که از پدر خود نزد آن حضرت به شکایت آمه بود فرمود: تو و داراییت از آن پدرت هستید (کنزالعمال 45932).

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) مردی به ایشان عرض کرد: من برای خود مال و عیالی دارم و پدرم نیز برای خودش مال و عیالی دارد و حالا می خواهد اموال من را بگیرد، فرمود: هم خودت و هم اموالت از آن پدرت هستید (کنزالعمال 45941).

نیکی به والدین
نیکی به پدر و مادر هرچند بد باشند:

امام باقر (علیه السلام) فرموده است: سه چیز است که خداوند عز و جل در باره هیچ یک از آنها اجازه مخالفت نداده است. برگرداندن امانت به ساحبش نیک باشد یا بد، وفای به عهد نیک یا بد، و نیکی به اطاعت از پدر و مادر، نیک باشد یا بد (بحارالانوار 745615).

امام رضا (علیه السلام) فرموده است: نیکی به اطاعت از پدر و مادر واجب است اگر چه مشرک باشد. ولی در معصیت خالق از آنان نباید اطاعت کرد (بحارالانوار 747255).

امام صادق (علیه السلام) به مردی که پدرش از مخالفان (شیعه) بود فرمود: با آنان خوشرفتاری کن همانگونه که با مسلمانان دوستار ما خوشرفتاری می کنی (بحارالانوار 745614).

 

بالاترین حقی که والدین بر فرزند خود دارد حق اطاعت است:

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: حق پدر بر فرزند این است که در هرچیزی جز در معصیت خداوند، او را اطاعت کند (نهج البلاغه حکمت 3990 ترجمه محمد بهشتی).

این حکم اختصاص به شریعت آسمانی، یعنی اسلامی ندارد، بلکه در تمام شرایع آسمانی به آن تاکید شده است. قرآن مجید احسان به والدین را جزء پیمانهای وظایف بنی اسرائیل شمرده است: (یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید (بقره 83). یعنی منظور این است که در تمام شرایع آسمانی نیکی به پدر و مادر را جزء واجبات یعنی همردیف اطاعت از خود گفته است خداوند بخشنده مهربان و پیامبرخاتمین (صلی الله و علیه وآله و سلم).

و در حدیث دیگری فرموده است: هر کس زیارت کند قبر پدر و مادرش را در روز جمعه یا در شب آن یا قبری یکی از پدر و مادر را، برایش حج نیکویی نوشته می شود (مقام پدر و مادر ص 72).

 

محبوبترین کارها نزد خداوند:

به نقل از ابن مسعود: پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) در پاسخ به سوال (من) از محبوبترین کارها نزد خداوند متعال فرمود: نماز به وقت، عرض کردم: سپس چه؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر (اترغیب والترهیب 33141).

پیامبر خدا فرمود به مردی که نزد ایشان آمد و عرض کرد: آمده ام تا با شما بر حجرت دست بیعت دهم، اما وقتی می آمدم پدر و مادرم گریه می کردن، فرمود: نزد آنان برگرد و آنها را خوشحال و خندان ساز همانگونه که (با آمدنت) گریانشان کردی (الترغیب والتهذیب 33155).

امام رضا (علیه السلام) فرموده اند: خداوند عز وجل ... سپاسگذاری از خود و پدر و مادر را فرمان داده است، پس هرکی که از پدر و مادرش سپاسگذاری نکند، از خداوند متعال سپاسگذاری نکرده است.

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) در پاسخ به سوال از حق پدر بر فرزندش فرمود: او را به اسم صدا نزند، پیش از او راه نرود، پیش از او ننشیند و برایش دشنام نخرد

احسان به والدین در روایات

- پاداش نگاه به والدین از روی محبت، حج مقبول است؛ رضایت آن دو؛ رضای الاهی و خشم آنان خشم خداست؛ احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می کند و سبب می شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند. در احادیث آمده است: هرگز به آنان «اُف» نگو، خیره نگاه مکن، دست به روی آنان بلند مکن، جلوتر از آنان راه مرو، آنان را به نام صدا نزن، کاری مکن که مردم به آنان دشنام دهند، پیش از آنان منشین و پیش از آن که از تو چیزی بخواهند به آنان کمک کن. [تفسیر نور الثقلین]

- مردی مادرش را به دوش گرفته، دور خانه خدا طواف می داد، پیامبر را در همان حال دید، پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟ فرمود: حتی حق یکی از رنج های دوران بارداری و زایمان او را ادا نکرده ای. [تفسیر نمونه]

- از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله و سلم) سوال شد: آیا پس از مرگ هم راهی برای احسان به والدین هست؟ فرمود: آری، با نماز خواندن برای آنان، استغفار برایشان، وفا به تعهداتشان، پرداخت بدهی هایشان و احترام به دوستانشان. [تفسیر مجمع البیان]

- مردی از پدرش نزد پیامبر شکایت کرد و حضرت پدر را خواست. پدر پیر گفت: روزی که من قوی و غنی بودم به فرزندم کمک می کردم، اما امروز که او صاحب ثروت شده به من کمک نمی کند. رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) گریست و به آن فرزند فرمود: «انت و مالک لابیک؛ تو و دارایی ات از آن پدرت هستید. [تفسیر فرقان]

- در حدیث آمده است: حتی اگر والدین به فرزند خود تندی کردند، فرزند بگوید: خدا شما را ببخشد. این همان «قول کریم» است. [کافی، جلد 2، صفحه 157]

- وقتی قرآن از رنجاندن سائل بیگانه نهی می کند: «امّا السائل فلا تنهر»[سوره ضحی، آیه 10]، تکلیف پدر و مادر روشن است: «فلا تنهرهما».



- نظرات (0)

احسان کردن به این گروه را جدی بگیرید!!

به نظر می‌آید مشهورترین توصیه‌ای که شنیده باشیم، همانا نیکی کردن به والدین باشد.

این توصیه،‌ البته ریشه‌ای قرآنی دارد و در آیه 15 لقمان و 8 عنکبوت به آن توصیه شده است:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (عنکبوت 8)

بخشی از ترجمه آیه 15 سوره لقمان چنین است:

اگر پدر و مادر کوشیدند که آنچه را که به آن علم نداری، شریک من کنی از آن دو اطاعت نکن و به خوبی در دنیا با آنها معاشرت کن.

اندکی راجع به کلمات موجود در این آیه توضیح می‌دهیم:

وَصَّیْنَا:

توصیه کردیم. این کلمه به معنای سفارش های کم اهمیت نیست زیرا خدا سفارش های مهم را هم با همین کلمه بیان کرده است.

حُسْناً:

خوبی به همراه زیبایی، حسن نامیده می‌شود. به عبارت دیگر متناسب سخن گفتن و رفتار کردن حسن است.

إِنْ جاهَداکَ:

اگر آن دو بکوشند. از ریشه مجاهده به معنای کوشیدن و پیگیر جدّی بودن.

ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ:

آن چیزهایی که به آن علم نداری یعنی درستی آن را نمی‌فهمی فقط تحت جوّ والدین یا جامعه انجامش می‌دهی.

 

هشداری برای مطیعان

این آیات شامل چند بخش است و در ابتدا توصیه به احسان به والدین شده است.

در اینجا می‌خواهیم تمرکز خود را بر بخش دوم همین آیات معطوف کنیم که در حقیقت نوعی هشدار در نحوه اطاعت از والدین است.

قرآن به ما هشدار می‌دهد که مراقب خطر والدین نیز باشیم. این خطر حتمی نیست اما ممکن است برخی والدین به طور جدی همت کنند تا ما گفتار و رفتاری مشرکانه صورت دهیم.

جمله "من مأمورم و معذور" فقط برای دلخوشی دنیا کاربرد دارد و در آخرت ما در مقابل دستورات نادرست فرمانروایان و بزرگان خود نیز مسئول هستیم و در دنیا موظفیم از دستورهای حرام یا نابخردانه حتی الامکان سرپیچی کنیم تا شریک ظلم ظالمان نباشیم زیرا در قیامت هم ظالمان مسئولند و هم کسانی که فرمانبردار ظالمان بوده‌اند

به عبارت دیگر در کنار توصیه به احسان، قرآن به ما بیدارباشی می‌دهد که نیکی کردن را با اطاعت بی‌چون و چرا اشتباه نگیریم.

گاه والدین به رسوماتی خو گرفته که هیچ مبنای عقلی و شرعی ندارد و ما را هم به همان دعوت می‌کنند یا برخی عقاید قومی یا فرقه‌ای را که هیچ مبنای درستی ندارد به خورد ما می‌دهند. ممکن است به ناحق با کسی دشمنی کنند و از ما هم بخواهند چنین کنیم یا ما را به اصرار به مسافرت یا تحصیلاتی بفرستند که می‌دانیم برای ما بی‌فایده است یا برگه‌ای را امضاء کنیم که خودمان به نادرستی آن علم داریم و همه اینها مثال هایی برای "ما لیس لک به علم" است.

در ارتباط این دو آیه مطالب زیادی فهمیده می‌شود که برخی از آنها عبارتند از:

1-      توصیه اصلی قرآن احسان به والدین است نه اطاعت بی‌چون و چرا از والدین.

2-      خدا دوست دارد رفتار ما با والدین متناسب و زیبا بوده و به تعبیر قرآن "حُسن" باشد.

3-      دامنه شرک بسیار وسیع تر از بت‌پرستی است بلکه مصادیق بسیاری دارد.

4-      خدا از ما می‌خواهد به کارهایی که می‌کنیم و به دستورهایی که اطاعت می‌کنیم علم داشته باشیم یعنی درستی آن را بدانیم و بتوانیم در مقابل خدا مسئولیت آن را بپذیریم.

5-      به طور کلی قبل از اطاعت کردن از هر کسی باید دقت کنیم که این کار از روی فهم و با بینش به درستی فرمان ها باشد.

6-      ممکن است والدین تلاش جدی برای شرک ما کنند، بنابراین اطاعت بی‌چون و چرا در همه موارد، کار خطرناکی است.

7-       اطاعت نکردن در امور شرک آمیز، به معنای بی‌حرمتی نیست. باید همواره به والدین احسان کرد و به شکل پسندیده با آنها معاشرت کرد.

8-      عده‌ای از فرزندان ممکن است در سهل انگاری ها و تنبلی‌ها و بی‌مسئولیتی‌های خود، این آیه قرآن را ابزار دست خود قرار دهند.

خطر سوء استفاده از آیات قرآن همیشه و همه‌جا بوده و هست.

9-      اگر پدر و مادر هستیم بدانیم که این خطر برای ما بسیار است که با دستورهای نابخردانه خود سبب مشرک شدن فرزندان شویم.

10-   ممکن است تنها یک قسمت از آیات قرآنی مشهور شده باشد، بنابراین لازم است آیاتی را که می‌شنویم به صورت کامل از قرآن پیدا کنیم و بخوانیم.

در کنار توصیه به احسان، قرآن به ما بیدارباشی می‌دهد که نیکی کردن را با اطاعت بی‌چون و چرا اشتباه نگیریم

قبل از هر گونه اطاعت کردن باید مبنای آن را در نظر بگیریم

دقت در نحوه اطاعت کردن، فقط مختص به والدین نیست. خدا بسیار حساس است که حتی بزرگان فامیل و قوم به خاطر سن و سالشان یا به خاطر ارج و احترامشان به شکل کورکورانه اطاعت نشوند.

قرآن درباره حال برخی ناسپاسان فرموده است که در حال عذاب الهی می‌گویند: ما از رۆسا و بزرگانمان اطاعت کردیم، در نتیجه گمراهمان کردند. (احزاب، 67)

از قرآن می‌آموزیم که اطاعت فقط مختص خدا و رسول و جانشینان رسول است؛ یعنی اطاعت های ما از هر کس که باشد، باید بر محور خدا و رسول بوده و نباید خلاف حق باشد.

از اینجا می‌فهمیم که جمله "من مأمورم و معذور" فقط برای دلخوشی دنیا کاربرد دارد و در آخرت ما در مقابل دستورات نادرست فرمانروایان و بزرگان خود نیز مسئول هستیم و در دنیا موظفیم از دستورهای حرام یا نابخردانه حتی الامکان سرپیچی کنیم تا شریک ظلم ظالمان نباشیم زیرا در قیامت هم ظالمان مسئولند و هم کسانی که فرمانبردار ظالمان بوده‌اند.

 

اطاعت نکردن به معنای خشونت نیست

برای اطاعت نکردن از ظلم، نیاز به بی‌ادبی یا خشونت نیست، بلکه باید برنامه ریزی و تفکر کنیم که به زیباترین وجهی خود را از خطر شرک دور نگه داریم؛ زیرا قرآن به ما آموخته است که به بهترین وجه بدی‌ها را از خود دور کنیم:

ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُون(سوره مومنون، آیه 96)

بنابراین نحوه سرپیچی کردن از دستورهای ظالمانه نیازمند فهم درست و دین شناسی است. مثلاً درباره والدین باید همواره مراقب حُسن رفتار و گفتار باشیم.

در عرصه جامعه گاه نیازمند به دوری کردن از مناصب هستیم و گاه نیازمند به سکوت معترضانه و برای فهم و فقاهت در این باره منبع عظیمی از گفتار و کردار اهل بیت در اختیار داریم که نحوه زندگی در دوران ظالمانه را به ما آموزش داده‌اند.


- نظرات (0)