سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



از داروخانه قرآن بازدید فرمایید!

بیماری ‌های روحی و دردهای اخلاقی به مراتب بدتر و خطرناک ‌تر است، چرا که بیماری‌ های جسمی، هر قدر خطرناک و کشنده هم باشند، دنیای انسان را به خطر می ‌اندازند و کاری به آخرت او ندارند. و چه بسا بیماری و درد کشیدن در دنیا باعث عُلّو درجه و راحتی در آخرت و سرای دیگر شود. اما بیماری‌ های اخلاقی و روحی، هم به دنیای انسان آسیب می ‌رساند و هم به آخرت او.

حتی گاهی آتش یك درد اخلاقی، از فرد فراتر رفته و یك خانواده، محله، شهر و كشور را به نابودی می ‌كشاند. از این رو باید برای معالجه این امراض نیز، دارویی پیدا نمود تا قبل از حاد شدن، آن را درمان کرد.

نشانی درمانگاه تخصصی درمان اینگونه دردها را، طبیب نفوس پیامبر اعظم صلى الله علیه ‌و ‌آله بیان نموده و فرمود :
علیكم بالقرآن فانه الشفاء النافع، و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به، و نجاة لمن تبعه
بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند. (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)
اكنون هر كه می ‌خواهد روح خود را از بیماری ‌ها پاك و یا آن را در مقابل گناهان تقویت و واكسینه كند، بشتابد به سوی داروخانه قرآن كریم و با این دارو انس بگیرد.

هر که می‌خواهد آثار و نشانه ‌های بیماری گناهان را از خود بزداید، به قرآن تمسک جوید. هر که می ‌خواهد از هجوم ویروس کشنده گناهان در امان بماند، دست به دامان قرآن شود.

بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پر بركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى‌ زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پیروى كند

همانگونه كه برای استفاده از داروهای مادی برنامه ریزی می ‌كند و وقت معینی را برای استفاده از آن  اختصاص می ‌دهد، برای بهره بردن از شفاخانه قرآن نیز، می ‌بایست چنین كند. همانگونه كه برای داروهای مادی هزینه می ‌كند برای استفاده از  این داروخانه معنوی نیز هزینه كند.

آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام كه ساكت و ساكن در بین الدّفتین (دو جلد آن) قرار دارد، به منزله داروخانه بسیار عظیمی‏ است، كه هر بیماری به مقتضای ظرفیت علمی ‏خود می‏ تواند توشه برگیرد، اگر این بیمار عالم باشد و ظرفیت متناسبی برای برداشت دارو داشته باشد، بسیار استفاده می‏ كند، هر چه علم و وسیله برداشت بیشتر باشد، بیشتر بر می‏ دارد، و طبیعی است كه فرق است بین بیمار عالم و بیمار بی سواد و بدون اطلاع كه نیاز به دارو دارد، ولی متحیر است چه بر دارد، و با چه كمیت و كیفیتی استفاده كند، اگر عاقل باشد دست نمی ‏زند، زیرا چه بسا خوردن داروئی از روی جهل همان به دنبال آمدن مرگ همان.

دارو قران

روشن شد كه نعمت دارو فراهم است، فقط بیمار عالمی ‏با وسیله حمل لازم است تا به درون این داروخانه رود، و از داروها طَرْفی بندد، این در صورتی است كه بیمار عالم باشد، امّا اگر جاهل باشد نیاز به دارو شناس دارد، كه در این داروخانه هم موجود است، و آن همه ائمه معصومین و هادیان دستگاه الهی است، كه داروهای مختلف را برای هر دردی معرّفی می ‏كنند.
بنابر این می ‏توان فرق هائی بین قرآن (داروخانه الهی) با داروخانه‏ های متعارف قائل شد، و درباره ویژگی های داروخانه ‏های الهی چنین گفت:

1. داروخانه الهی در دسترس هر فردی است و اگر نباشد به راحتی قابل تهیّه است، به خلاف داروخانه ‏های متعارف.
2. داروخانه الهی به روی هر مریضی باز است، و هیچ وقت بسته نیست.
3. هر مریض عالمی‏ حق ورود و برداشت دارو در داروخانه الهی را دارد به خلاف داروخانه‏ های معمولی.
4. بیمار در داروخانه الهی بدون معطلی می تواند دارو تحویل بگیرد.
5. در داروخانه الهی هرگونه داروئی یافت می شود و هرگز جواب ردّ به بیمار داده نمی شود.
6. داروخانه الهی بدون هیچ منّتی دارو تحویل می دهد.
7. در داروخانه الهی در قبال گرفتن دارو پولی پرداخت نمیشود.
8. در داروخانه الهی به هیچ وجه داروی اشتباهی تحویل داده نمی شود.

داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد

9. داروهای داروخانه الهی بدون شك در صورت تشخیص دقیق آنها و بكارگیری لازم، بیماری را بهبود می‏ بخشد، ولی داروهای داروخانه ‏های متعارف كه دكتر تجویز می كند، ممكن است در اثر فهم ناقص او موثر واقع نشود یا تأثیر كامل و كافی برای ریشه كن كردن بیماری را نداشته باشد.
10. داروهای داروخانه الهی به موازات بهبودی بیمار اثر سوئی ندارد در حالی كه همه اطباء متخصص تصریح می ‏كنند كه داروهای ما حتی یك آسپرین و مسكن ساده گر چه درد را تسكین می دهد، ولی بر دستگاه گوارش و دیگر اعضاء تأثیر سوء می ‏گذارد.   

در حقیقت قرآن نسخه ای كه حقیقت آن، اقیانوسی است بیكران كه رسیدن به اعماقش جز برای ائمه هدی علیهم السلام میسر نیست و غیر از معصومین كسی را توان دست یابی به كنه و ذات این كتاب آسمانی و آیاتش نمی باشد.

آنچنان شفا و آرامشی در نهاد این تحفه آسمانی نهفته است كه آفریننده اش خود درباره آن چنین می گوید:

«و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است» (الاسراء 82)

چنانچه امام باقر علیه السلام می فرمایند: فی القرآن شفاء من كل داء (درمان هر دردی در قرآن كریم وجود دارد.) (جامع الاخبار، ج 1، ص 432)


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!

تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات 
،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

آیا هر نفرینی مستجاب می شود؟!


نفرین

تا حالا شده کسی در حقتان بدی کرده باشد؟ ... بدی که هیچ جوری نتونید ببخشیدش .... دلتان شکسته باشد و نفرینش کنید؟

چند وقت پیش یکی از دوستانم را دیدم ... باب گفتگو از دوران قدیم باز شد و در مورد یکی از دوستان قدیم مشترکمان شروع به صحبت کرد ... گفت فلانی در حقم خیلی بدی کرده ... من هم نفرینش می کنم.

گفتم: ببین اگر ادعای مسلمانی می کنی و واقعاً می گویی که مسلمانی یادت باشد: اولاً باید در عمل پیرو اهل بیت علیهم السلام باشیم ... مسلمان باید خیرخواه دیگران باشد و آرزوی شکست و نفرین برای دیگران نداشته باشد

در متون دینی ما سفارش ویژه ای شده است که همیشه عفو و بخشش بهتر از نفرین و انتقام گرفتن است.

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) از پروردگار متعال حکایت مى ‏کند: ... و از کسى که بر تو ستم کرده در گذر، و آن کسى را که تو را محروم کرده است بخشش کن، و کسى را که به تو بدى کرده است نیکى و خوبى کن.

خداوند متعال مى ‏فرماید: آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمى ‏دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است! [نور، 22]

گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام مى ‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى تأخیر انداخته است که چشم ها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ‏ایستد

طبق آموزه های پیامبر (صلی الله و علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) انسان مومن باید تجلیگاه صفات الهی باشد، و یکی از صفات خدای متعال بخشندگی و گذشت است، آن جا که او را صدا می زنیم "یا غفار" ، "یا رحیم" و ... کسى که در مواقع مختلف از خداوند مى‏ خواهد که از گناهان و اشتباهات من در گذر، باید از خطاهاى دیگران چشم پوشی کند تا خود مورد مغفرت و عفو الهى قرار گیرد.

در ثانی در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام مواقعی که نفرین کردن جایز است را مشخص کرده اند:

1. کسانی که حقایق را کتمان می ‌کنند. [بقره، 159]
2. کسانی که در حال کفر از دنیا بروند. [بقره، 161]
3. بنی اسرائیلی که از زبان حضرت داوود و عیسی (علیه السلام) نفرین شدند. [مائده، 78]
4. ابولهب: [مسد، 1]

5. رباخواران. [شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏3، ص 274]
6. شراب خواران و تولید کنندگان مشروبات الکلی. [همان، ج 6، ص 429]

لعن ونفرین

7. مردانی که به عورت نامحرم نگاه می ‌کنند و رشوه‌ گیران. [کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏5، ص 559]
8. آدم‌ کشان. [همان، ج 13، ص 173]
9. مردانی که خود را به صورت زنان در می ‌آورند و بالعکس. [برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏1، ص 113]

10. زناکاران و افرادی که واسطه زنا می ‌شوند. [همان]

یادمان باشد همان طور که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، و هر دعایی از هر فردی قرین اجابت نیست، [9] نفرین نیز این گونه است؛ یعنی اگر شخصی به مجرد این که از طرف کسی مورد اذیت و آزار قرار گرفت، یا دلش شکسته شد و نفرین کرد، لاجرم باید نفرینش اجابت شود، قطعاً این گونه نیست!
قرآن کریم می فرماید: و اگر تعجیل کند خدا از براى مردم در مستجاب کردن دعاهاى شر ایشان و نفرین کردنشان در حق یکدیگر، مثل تعجیل کردن در استجابت دعاى خیر ایشان،- و چنانچه خداوند دعاهاى خیر مردم را به زودى مستجاب مى‏ کند، اگر نفرین‏ هاى ایشان را هم که در حق یکدیگر مى ‏کنند به زودى مستجاب مى ‏نمود- حکم شده بود بر ایشان به مردن و هلاک شدن ... [یونس، 11]

و اگر تعجیل کند خدا از براى مردم در مستجاب کردن دعاهاى شر ایشان و نفرین کردنشان در حق یکدیگر، مثل تعجیل کردن در استجابت دعاى خیر ایشان،- و چنانچه خداوند دعاهاى خیر مردم را به زودى مستجاب مى‏ کند، اگر نفرین‏ هاى ایشان را هم که در حق یکدیگر مى ‏کنند به زودى مستجاب مى ‏نمود- حکم شده بود بر ایشان به مردن و هلاک شدن

البته ظلم به دیگران از جمله حقوق الناس است که خداوند بخشش و یا احقاقش را به خود مردم سپرده است. اگر انسانی که مورد ظلم قرار گرفته از حق خود بگذرد، خداوند نیز می گذرد، اما اگر مظلوم از ظلمی که بر او رفته عفو نکند، بی گمان خداوند در پی احقاق آن است: "وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُوَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصار"؛ [ابراهیم، 42] گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام مى ‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى تأخیر انداخته است که چشم ها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ‏ایستد.

 

کلام آخر:

چقدر خوب می شد ما آدم ها می توانستیم هر وقت اشتباهی از دیگری ملاحظه کردیم که موجب ناراحتیمان شد برای هدایتش دعا کنیم تا ضمن آن که از دعای ملائکه رحمت بهره‌مند می شویم ثواب و خیرخواهی برای برادر مومن نیز شامل حال خود ما بشود.


- نظرات (0)

2 گام برای نجات

خیلی روشن است که انسان در معرض خسران است و راه نجات ایمان و انجام اعمال صالح و شایسته است به ویژه "سفارش یکدیگر به حق" و "سفارش یکدیگر به صبر".

جا دارد که هر کدام از ما آدم ها در زندگی یکدیگر را تواصی کنیم، هر یک از ما به سهم خودش در چند گام فضایی بسازیم برای تشویق یکدیگر به حق و صبر .

صبر ؛ صفات صابرین (و چند گام دیگر هم به صبر اختصاص دارد)
رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند: علامة الصابر فی ثلاث: (نشانه انسان صابر در سه چیز است:)
اولها أن لا یَکسَلَ (تنبلی نکردن)
و الثانیةُ أن لا یَضجَرَ (افسرده و دلتنگ نبودن)
و الثالثةُ أن لا یَشکُوَ من ربِّهِ تعالی (از خدا شکوه و گلایه نکردن) (وسایل الشیعه: ۱۸، ص 142)
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست

ما در دنیا دائماً در معرض امتحانیم؛ در معرض ابتلاء و اگر صابر نباشیم، مغلوب می شویم و نابود ... باید جهاد کرد باید صبر کرد.
برای هر تلاش مجاهدانه ای صبر لازم است؛ اساساً صبر لازمه ی روحیه جهادی است و انسانی که اهل جهاد و صبر نباشد نباید امیدوار به بهشتی شدن داشته باشد.
 أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (۱۴۲) آل عمران
پس صبر کن و خودت را به صبر وادار کن و خودت را به صبر عادت بده و  یک دیگر را دوستانه و مشفقانه به صبر سفارش و تشویق کن و ...

در فیلم های مستند زیاد دیده ایم که یک نفر سربندِ دوستِ رزمنده اش را می بندد و دوستش هم سربند او را و یا دیده اید که چتر بازها دو به دو چتر و لوازم هم را چک می کنند و نواقص را برطرف می کنند.
تواصی یعنی تو او را سفارش می کنی و او تو را ؛ هر دو هم را برای پایمردی و صبر بیشتر کمک می کنید.
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست.

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم درحالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف

تواصی از آثار برادری و مهربانی اسلامی است: انّما المومنون اخوة

تواصی در خیلی از جایگاه ها می تواند نقش پررنگ و به جایی داشته باشد؛ کانون خانواده، محیط کار و ... 

زن و شوهر، فرزند و پدر و مادر، همکار، مدیر و ارباب رجوع اگر روحیه تواصی البته با نیت خیرخواهانه داشته باشند، مشکلات حل می شود و زندگی و جامعه عالی ...

کمک

یکدیگر را به مثبت ها توصیه کنیم.

ما در معرض خطر خسران هستیم و در این شکی نیست. وَالْعَصْرِ ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ

بی تعارف، هنوز اهل "امر به معروف" و "نهی از منکر" درست و اهل "تواصی" نشدیم.
گوشمان سخن از یأس و ناامیدی و منفی بافی، بسیار و مکرر شنیده است.
و این "شنیده ها" بی تردید بر روحیه و گفتار ما تاثیر گذاشته است.

 

آیا می دانید ...

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم در حالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف.
چند جمله برای بهتر کردن حال یک بیمار سخت که برای عیادت در بالینش حاضر شده ایم، بلد هستیم؟ و ...
در اجتماع و خانواده نسبت به دیگری "تهاجم" و "توهین" را بهتر بلدیم تا "همدلی" و "احترام"!
دوستان تواصی؛ یعنی اشتراک دو نفر در توصیه کردنِ هم و توصیه یعنی سفارش کردن، نصیحت و خیرخواهی کردن و اندرز گفتن و وصیت گفتن.
آن قدر مفهوم مثبت دارد که توصیه نامه یعنی تایید و سفارش کردن کسی نزد دیگری در نامه ...

کمی با مثبت ها و مثبت نگری ها انس بیشتر بگیریم ... یکدیگر را به نیرو و انرژی مثبت توصیه کنیم ... باور کنید ضرر نمی کنیم.

منبع:

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)

ماجرای داستانی دردناک

قرآن


گوشی ام را بر میدارم و اینترنت را وصل می کنم. روی مبل ولو می شوم و پاهایم را روی دسته مبل می اندازم و شروع می کنم به خواندن پیام هایی که برایم آمده است. چند تا لطیفه را از یک گروه در گروه های دیگر کپی می کنم تا نگویند کم کار شده ام و شروع می کنم به خواندن سایر پیام ها

روزی مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

مدتی بعد، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها از دیدن نامه خوشحال شدند اما آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند، آن را در کمد قرار دادند.

هر چند وقت یکبار نامه را از کمد درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در آنجا می گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود.
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر گفت: سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت: چرا؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
پسر گفت: نه!
پدر پرسید: برادرت کجاست؟
پسر گفت: بعد از فوت مادر کسی نبود که با تجربه هایش او را نصیحت کند و راه درست را به او نشان دهد، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت!

پدر تعجب کرد و گفت: چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند و نشانه های راه خطا را برایش شرح دادم نخواندید؟ پسر گفت: نه ...!
مرد گفت: خواهرت کجاست؟
پسر گفت: با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او اسیر ظلم و رنج است !
پدر با تأثر گفت: او هم نامه ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و دلایل منطقی ام را برایش توضیح داده بودم و اینکه من با این ازدواج مخالفم؟
پسر گفت: نه ...!

نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است

از خنگی و جهالت شخصیت های داستان خنده ام می گیرد و بی خیال خواندن مابقی داستان می شوم. اما فکرم درگیر می شود. از اینکه با وجودی که می دانستند پدرشان بیکار نبوده برایشان نامه بنویسد اما آن را نخوانده می بوسیدند و توی کمد می گذاشتند و تازه چقدر هم به خیالشان برایش احترام قائل بودند. به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه به راحتی همه فرصت ها را از دست داده بودند.

قرآن

در همین فکرم که صدای تلویزیون در گوشم می پیچد. تبلیغ نمایشگاه قرآن را در مصلی تهران می کند. دلم می لرزد. موبایل را زمین می گذارم و نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است.

و این همان مهجوریت این کتاب عظیم است؛ وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/30 

 

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است ؛ منظور ما امت رسول خدا صلی الله و علیه وآله و سلم هستیم ... امتی که در عین حالی كه قرآن نزدمان هست و آن را می خوانیم آن هم متأسفانه گه گاه ... ولی از عمل به دستورات آن خبری نیست و عملاً قرآن در زندگی ما جایی ندارد.

مهجور، نه به این معنا که در خانه ها قرآن نباشد. قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت وجود دارد.

در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم ، شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم بک یا الله هم می ‌گوییم، بالای سر مسافر هم قرآن را رد می‌کنیم ، آیاتش هم به عنوان کاشی‌ کاری و زینت در محراب ‌ها و ضریح‌‌ ها و حرم‌ ها و مساجد می ‌نویسیم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش نوشته و بر سر معابر و مکان ها می زنیم، اما هنوز می بینیم که در گرداب مهجوریّت باقی مانده.

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است

مراد از مهجوریت قرآن این است که با قرآن نفس نمی کشیم، آن را مد سال نمی کنیم، عمل کننده ی آن را متمدّن نمی دانیم .

مثل یک شیء عتیقه و متروکه و تزیینی با آن برخورد می کنیم و گاهی حتی می ترسیم که به سراغش برویم . الان قرآن حقیقتاً چقدر در بورس است؟! در بازار، چند بازاری داریم که آیات مربوط به تجارت و کاسبی را بداند و عامل به آنها باشد؟! چرا قرآن آن گونه که باید حقش ادا نشده است؟!

بعضی یک جمله از روایت را گرفته اند و مدام در گوش مردم می خوانند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ قرآن را فقط اهل بیت می‌ فهمند 1 یک نفر نیست که به این ها بگوید : دوست عزیز! اهل بیت علیهم السلام مطالب مهم ‌تری را می توانند بفهمند.

مثل این است که بگوییم که دریا برای غوّاص ‌ها است. حرف غلطی است. غواص ‌ها لولو و مرجان بیشتری از دریا می ‌توانند بیرون بیاورند، اما حالا اگر کسی غواص نیست دریا برای او نیست؟

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است.

اگر قرار است ما قرآن را نفهمیم پس چرا خدا گفته است: یا أَیُّهَا النَّاس‏ . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خدا با ما حرف می ‌زند. اگر ما نفهمیم، چرا خدا ما را خطاب می کند . ما نیز جزء «مَنْ خُوطِبَ بِهِ» ها هستیم.
اهل بیت عمق قرآن را می‌ فهمند، ما هم در سایه ی وجود آنان، پوست قرآن را دریافت می کنیم.

و این کتاب عزیز و عظیم چه زیبا برای كسانی كه قرآن را به مهجوریت می ‌كشانند و به عبارتی آن را می ‌خوانند و به آن عمل نمی ‌كنند مثلی شگفت می ‌زند و می ‌فرماید: "مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ مثل كسانی كه عمل به تورات بر آنان بار شد و به آن مكلف گردیدند آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل چهارپایی است كه كتاب هایی را بر پشت می‌ كشد. چه زشت است وصف قومی كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمی ‌نماید." (جمعه/ 5)

***

این بار نمی توانم به خنگی و جهل خودم بخندم. به چاه هایی که تا به حال در آنها افتاده ام فکر می کنم. گلویم فشرده می شود. بلند می شوم و سمت کتابخانه می روم. قرآن را بر می دارم و باز می کنم. تصمیم می گیرم دیگر در چاه نیفتم: بسم الله الرحمن الرحیم...





- نظرات (0)