سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

دو شرط اساسی برای توبه

معارفی از جز 2 قران


نیکی
سبقت در خیرات

در آیه 148، به مخاطبان قرآن توصیه می شود تا در انجام کارهای خیر از یکدیگر پیشی بگیرند. (فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْات)

این سبقت گرفتن که در خوبی ها و در راه رسیدن به کمالات است در عمل یعنی هرچه انسان از فضایل و کمالات انسانی بیشتر برخوردار باشد نسبت به دیگران جلوتر و به قرب الهی نزدیک تر است.

به عبارت دیگر هر چه متواضع تر ، پیش رو تر و هر چه با گذشت تر، به خدا نزدیک تر.

در فرهنگ قرآن کسی که در کسب فضایل و جمع حسنات از دیگران پیشتر باشد از دیگران پیش است؛ نه آنکه مال و مقامش بیشتر باشد.

 

تزکیه و تعلیم محتوای تعالیم اسلام

در آیه 151 به دو رکن اصلی تعالیم رسول خدا صلی الله علیه و آله یا همان دین اسلام اشاره شده است. این دو رکن یکی رشد معنوی و پرورش روحی و دیگری تعلیم و آموزش علمی است (یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِّمُكُم). این تعالیم که در سه رشته قرآن (الْكِتَاب) و حکمت (الحِْكْمَة) و هر آنچه بشر قابلیت کشف آن را ندارد (ما لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُون) بیان شده است ، شامل تمام معارف اصولى و فروعى دین مى‏گردد. [1]

از آنجا که پایه پرورش معنوی، دانش علمی است ، به هر میزان که فرد با این معارف آشنا شده و در عمل به آنها پایبند باشد ، از رشد و کمال بیشتری هم برخوردار خواهد شد.

 

درود و رحمت و هدایت الهی بر صاحبان صبر

پس از آنکه در آیات 155 و 156 درباره صبر صابران در برابر سختی های آزمون های الهی سخن گفت در آیه 157به آنها بشارت می دهد که خدا به سوى آنها انعطاف پیدا کرده و برمی گردد (عَلَیهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِم) تا رحمتش را شامل حال آنها كند (وَ رَحْمَةٌ). [2]

این الطاف و رحمت ها به صبر پیشگان نیرو مى دهد تا در این راه پرخطر و دشوار، گرفتار اشتباه و انحراف نشوند؛ برای همین در پایان آیه آنها را کسانی معرفی می کند که توانسته اند راه هدایت را پیموده و به سر منزل سعادت نایل آیند (وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ)

در فرهنگ قرآن کسی که در کسب فضایل و جمع حسنات از دیگران پیشتر باشد از دیگران پیش است؛ نه آنکه مال و مقامش بیشتر باشد

دو شرط اساسی برای توبه

در آیه 160 دو شرط اساسی برای یک توبه کامل بیان شده است. : شرط اول اینکه کنهکار از گناه کرده پشیمان شده و از راه رفته واقعاً برگردد (تَابُوا). این برگشت وقتی چهره واقعی به خود می گیرد و فرد را در زمره توبه کنندگان قرار می دهد که با تصمیم بر بازنگشتن همراه شود.

شرط دوم تلاش برای جبران کاستی های صورت گرفته از سوی اوست (وَ أَصْلَحُوا) ؛ برای مثال اگر واجبی مانند نماز و روزه از او فوت شده آنها را قضا کند و اگر حقی از کسی ضایع کرده و یا ظلمی روا داشته درصدد ترمیم آن برآید. به هر حال، حق الله و حق الناسی را که بر عهده دارد ادا نماید.

 

مرگ در حال کفر

در آیه 161 و 162 سخن از کسانی است که کافرند (الَّذِینَ كَفَرُوا) و با همین حال از دنیا می روند .(مَاتُواْ وَ هُمْ كُفَّار)

قرآن کریم از دو واقعیت درباره اینگونه افراد پرده بر می دارد: یکی لعن خدا و ملائکه و همه مردم نسبت به آنهاست. (عَلَیهِْمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِین)

و دیگری که در راستای همان لعن (دوری از رحمت الهی) است ، ماندن همیشگی در جهنم است (خَالِدِینَ فِیهَا) بی آنکه ذره ای در عذاب آنها تخفیف داده شود (لَا یخَُفَّفُ عَنهُْمُ الْعَذَاب)

قیامت
قیامت روز اعلام انزجار رهبران بدی نسبت به پیروان خود

در آیه 166 پرده ای از قیامت به تصویر کشیده می شود .

زمانی که رهبران بدی، آتش عذاب الهی را می بینند از تمام کسانی در دنیا دنباله رو آنها بودند اعلام انزجار می کنند (إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ)

همان ها که در دنیا ندای منادیان حق و دعوت کنندگان راستین به سعادت را نشنیده گرفتند و به دنبال کسانی رفتند که سردمدار کفر و گناه بودند و دل به وعده های آنها خوش کردند ، در قیامت وقتی با عذاب مواجه شده و می بینند که هیچ حامی و یاور و هیچ تكیه گاه و پناهگاهى ندارند از شدت بیچارگى بى اختیار دست به دامن رهبران خود مى‏زنند به این امید که فایده ای داشته باشد و نجاتی حاصل شود که در این هنگام، رهبران گمراه آنها دست رد به سینه شان كوبیده و از آنها تبرى مى‏جویند.

 

نکوهش پیروی کورکورانه از گذشتگان

موضوع آیه 170 نکوهش کسانی است که در برابر سخن حق موضع گرفته و آن را نمی پذیرند و تنها دلیلشان تعارض این حرف، عقیده و روش با باور و سیره پدران آنهاست.

مبنای آنها این است: 1. هر عقیده و روشی که گذشتگان ما داشتند حق است و درست. 2. هر چه با عقیده و روش آنها مخالفت کند باطل و نادرست است.

قرآن کریم با این سوال معنادار روش آنها را زیر سوال می برد که گیرم پدران شما عاقلانه عمل نکردند و در مسیر هدایت قدم بر نداشتند(أَوَلَوْ كَانَ آبَاۆُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلاَ یَهْتَدُونَ) آیا باز هم باید از آنها پیروی کنید؟

این پرسش این معنا را با خود به همراه دارد که پیروی باید بر اساس عقل و منطق باشد. اگر عقیده، سیره و سنتی از پشتوانه عقلی و یا نقلی معتبر برخوردار بود ، پیروی از آن هم روا خواهد بود وگرنه صرف میراث فرهنگی بودن عمل و یا عقیده ای ، دلیل بر درستی و حقانیت آن نیست و مجوز پایبندی به آن نمی شود.

اگر با هر روزه ای که می گیریم احساس نورانیت و تقوا یا همان خداترسی بیشتری کردیم این نشان می دهد که روزه ما از نمره قابل قبولی برخوردار است؛ چرا که به خوبی ثمر داده است و اگر کسی چنین ثمری را در خود ندید باید تلاش کند تا با رعایت بیشتر واجبات و ترک محرمات روزه های او نیز به بار بنشیند

باطن حرام خوری

آیه 174 پرده را از روی گناهی به نام حرام خواری کنار زده و باطن آن را به نمایش می گذارد تا همه بدانند که گناه ، باطنی سوزان و گزنده دارد هر چند برای برخی ظاهرش فریبنده و طعمش شیرین باشد.

در این آیه به یک نوع از انواع حرام خواری اشاره شده که در آن افراد در مقابل کتمان حق چیزی دریافت می کنند و به اصطلاح حق السکوت می گیرند تا باطل بتواند جولان دهد.

آنچه اینان می گیرند حرام است و مصرف آن به هر شکل می شود حرام خوری.

در این آیه خداوند متعال از حقیقت چنین گناهانی پرده برداشته و باطن آن که خوردن آتش است (مَا یَأْكلُُونَ فىِ بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّار) را در معرض دید بندگانش قرار داده است.

 

تقوا، میوه روزه است

در آیه 183 که در حکم مقدمه چینی برای بیان وجوب روزه در دو آیه بعد است [3] در آغاز ، مساله وجوب روزه بر مسلمانان را خاطرنشان می کند (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیام) بعد بلافاصله می فهماند که شما مسلمانان نباید از تشریع روزه وحشت كنید و آن بر شما گران آید، چون این حكم منحصر به شما نبوده و حكمى است كه در امت هاى سابق نیز تشریع شده بود (كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِكُم) آنگاه به تأثیری که این عبادت در جان انسان می گذارد اشاره کرده و آن را، تقوا معرفی می کند؛ همان که در آیه 197 آن را بهترین توشه خوانده است. (وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى)

و این بهترین راه برای سنجش ارزش روزه های ماست. اگر با هر روزه ای که می گیریم احساس نورانیت و تقوا یا همان خداترسی بیشتری کردیم ، این نشان می دهد که روزه ما از نمره قابل قبولی برخوردار است؛ چرا که به خوبی ثمر داده است و اگر کسی چنین ثمری را در خود ندید ، باید تلاش کند تا با رعایت بیشتر واجبات و ترک محرمات روزه های او نیز به بار بنشیند.

 

پی نوشت ها:

1.   المیزان فی تفسیر القرآن 1/330

2.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 1/361

3.   المیزان فی تفسیر القرآن 2/5


- نظرات (0)

گناه کم کم انسان راحق ناپذیرمیکند

معارفی از جز اول قران

برای خدمت به ترویج آموزه های قرآنی در این ماه خدا بر آن شدیم تا همگام با قرائت های روزانه، آموزه هایی از جزء همان روز را به علاقه مندان تقدیم کنیم تا در کنار ثواب لفظی از قرائت قرآن ، از بهره معنوی کلام خداوند نیز بهره مند شوند.

به لطف خدا، معنای ساده و روان قرآن کریم در دسترس همگان هست و استفاده از آن برای همه ممکن، آنچه ما بر خود وظیفه دانستیم و در این سلسله نوشتار خواهد آمد ارائه نکات و پیام هایی است که آیات در صدد تفهیم آنند؛ البته نه همه آنها که این مختصر مجال بسیار ندارد.

امید است خواندن آیات الهی زمینه ای باشد برای درک معنا و دریافت مراد خداوند از این سخنان و بعد گسترش فرهنگ قرآن در زندگی فردی و اجتماعی با توجه و عمل کردن به این معارف و آموزه ها.

رمضان

شرط بهره مندی از قرآن، رعایت تقواست دومین آیه سوره بقره، قرآن را مایه هدایت متقین معرفی می کند (هُدىً لِلْمُتَّقین) و این درحالی است که در دیگر آیات [1] تصریح شده که قرآن برای هدایت همه مردم نازل شده است . (القُرْآنُ هُدىً لِلنَّاس)

این اختلاف تعبیر برای آن است که قرآن آمده تا همه را هدایت کند مانند بارانی که نازل شده تا هر زمین تشنه ای را سیراب کند؛ اما زمینی از آن بهره می برد و به ثمر می نشیند که زمینه اثر بخشی در آن وجود داشته باشد.

درباره قرآن هم جانی با قرآن عجین شده، ثمرات هدایت در آن هویدا می شود که اهل خدا ترسی و رعایت حلال و حرام خدا باشد؛ نه جانی که آلوده به انواع گناه است و بنای ترک آنها و دوستی با خدا ندارد. [2]

 

گناه، کم کم انسان را حق ناپذیر می کند

در آیه ششم، سخن از واکنش بی کُنش عده ای در برابر سخن حق است. این آیه بیان حال کسانی است که راه گناه و معصیت را پیش گرفته و سر از کفر و انکار درمی آورند. چون به این مرحله می رسند سخنان حقی که آنها را از گناه و عواقب خطرناک آن بر حذر می دارد تأثیری در آنها نداشته و ذره ای آنها را به راه راست متمایل نمی سازد. (سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُۆْمِنُونَ ؛ چه بیمشان دهى، چه بیمشان ندهى- برایشان یكسان است [آنها] نخواهند گروید.)

 

سفیه، عاقلان را سفیه پندارد

آیه سیزدهم درباره منافقان است که چون به آنها توصیه می شود که از تظاهر به اسلام و همراهی قلبی و واقعی با دشمنان اسلام دست برداشته و دل را یکدله کنند و با ایمان قلبی به جمع مومنین بپیوندند ، در پاسخ می گویند: أَنُۆْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء ؛ آیا همان گونه كه كم‏خردان ایمان آورده‏اند، ایمان بیاوریم؟

خداوند در پاسخ به آنها پرده از واقعیت ایشان برداشته و می فرماید: اینها خود سفیه‌اند و خبر ندارند. زیرا دوگانکی در شخصیت را به جای ثبات شخصیت برگزیده و تمام نیرو و استعدادهای خدادایشان را در جهت توطئه، تخریب و شیطنت به کار می بردند و دست آخر، این همه کژی را به حساب عقل می گذارند! [3]

دو رکن در اختیار انسان است که در مشکلات به آنها پناهنده شده و از آنها برای حل مشکلاتش کمک بگیرد: اولی هر آنچه مصداق صبر و مقاومت باشد مانند روزه و دومی هر آنچه که پل ارتباطی میان انسان و خداوند عالم باشد مانند نماز

تجارتی که سود ندهد

در آیه شانزدهم سخن از کسانی است که راه هدایت را واگذاشته و در گمراهی قدم نهاده و پیش می روند.

همان ها که هدایت و مظاهر آن را به بهای گمراهی و مظاهر آن فروختند. قرآن کریم خبر می دهد که این داد و ستد، سودی برای آنها نداشت (فَمَا رَبحَِت تجارَتُهُم) و آنها روی هدایت و رستگاری را ندیدند.

قرآن
قرآن مدافع حقانیت خود

آیات 23 و 24 سوره بقره بیان حقانیت قرآن و اعجاز این کتاب آسمانی است. در این آیات به تمام کسانی که در طول تاریخ منکر الهی بودن این کتاب هستند گفته می شود که اگر گمان می کنید این آیات برخاسته از ذهن و ذوق بشری است و از سوی خدا نیست؛ شما نیز حداقل یک سوره مانند آن بیاورید (فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِه) و در این همانندآوری مجازید تا از هر فکر و اندیشه بشری کمک بگیرید ، اما بدانید که چون جنس این قرآن از معجزه است کسی جز خداوند توان آوردن آن را ندارد.

و این یک مبارز طلبی (تحدی) همیشگی است که در طول تاریخ قرآن جریان داشته و دارد.

تاریخ هم گزارش می دهد همواره کسانی بوده اند که خواسته اند در این مبارزه طلبی شرکت کنند؛ اما نتیجه ای جز رسوایی برای آنها و اثبات ادعای قرآن در پی نداشته است. [4]

 

کسی که به توصیه خودش عمل نمی کند عاقل نیست

آیه 44 بقره درباره کسانی است که دیگران را به خوبی ها دعوت می کنند؛ اما خود با وجود آگاهی از فواید آنچه به آن توصیه می کنند از انجام آن سرباز می زنند.

قرآن کریم این گروه از آمران به معروف که در این وادی خود را فراموش کرده اند را متهم به بی عقلی می کند و با پرسشی انکاری از آنها می پرسد: پس چرا از عقلتان بهره نمی گیرید؟ (أَفَلَا تَعْقِلُون)

به تمام کسانی که در طول تاریخ منکر الهی بودن این کتاب هستند گفته می شود که اگر گمان می کنید این آیات برخاسته از ذهن و ذوق بشری است و از سوی خدا نیست؛ شما نیز حداقل یک سوره مانند آن بیاورید (فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِه) و در این همانندآوری مجازید تا از هر فکر و اندیشه بشری کمک بگیرید. اما بدانید که چون جنس این قرآن از معجزه است کسی جز خداوند توان آوردن آن را ندارد

امیر مومنان علی علیه السلام در بیان ویژگی های خود به این نکته نیز اشاره کرده و می فرماید: أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَیْهَا ؛ ای مردم! به خدا سوگند شما را به طاعتی تشویق نکردم جز آنکه خود قبل از شما به انجام آن اقدام نمودم. [5]

 

کمک گرفتن از صبر و نماز

در آیه 45، دستوری وجود دارد و آن کمک گرفتن از صبر و نماز در مقابله با مشکلات است (وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوةِ) . در برخی روایات صبر به روزه تفسیر شده است [6] اما این می تواند بیان مصداق باشد [7]؛ یعنی دو رکن در اختیار انسان است که در مشکلات به آنها پناهنده شده و از آنها برای حل مشکلاتش کمک بگیرد:

اولی هر آنچه مصداق صبر و مقاومت باشد مانند روزه و دومی هر آنچه که پل ارتباطی میان انسان و خداوند عالم باشد مانند نماز.

نقل كرده اند كه رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله هر گاه با مشكلى روبرو مى‏شد كه او را ناراحت مى كرد ، از نماز و روزه مدد مى‏گرفت. [8]

نیز امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامى كه با غمى از غم هاى دنیا روبرو مى شوید وضو گرفته، به مسجد بروید، نماز بخوانید و دعا كنید؛ زیرا خداوند دستور داده: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ. [9]

 

پی نوشت ها:

1.   مانند آیه 185/ بقره

2.   ر.ک به مجمع البیان فی تفسیر القرآن 1/118

3.   ر.ک به تفسیر نمونه 1/95

4.   ر.ک به تفسیر نمونه 1/133-138

5.   نهج البلاغه/ خطبه 175

6.   کافی 4/63/ح7

7.   تفسیر نمونه 1/218

8.   مجمع البیان فی تفسیر القرآن 1/217

9.   تفسیر العیاشی 1/43



- نظرات (2)

اخرین جمعه شعبان


یكی دیگر از اوقات مهم ماه شعبان برای سالك الی الله آخرین جمعه آن است.

از كتاب عیون از عبدالسلام بن صالح هروی نقل شده كه می گوید:

در آخرین جمعه شعبان به دیدن ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام
رفتم حضرت فرموند:

"ابا صلت! بیشتر شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است؛ كوتاهی گذشته خود
را در این ماه جبران كن و بسیار دعا و استغفار كن و خیلی قرآن بخوان، و از گناهانت
توبه كن، تا وقتی ماه رمضان می آید مخلص برای خدا باشی و هیچ امانتی به گردنت نباشد
مگر این كه آن را رد كنی و هیچ كینه ای از مومنی در دلت نباشد مگر این كه آن را از
بین ببری و از هر گناهی كه انجام می دهی، دست بردار.

تقوای خدا را پیشه كن و در نهان و آشكارت به او توكل كن
«و كسی كه به خدا توكل كند خدا برای او كافی خواهد بود»
و در باقیمانده این ماه این دعا را زیاد تكرار كن:

"اللّهم ان لم تكن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفرلنا فی ما بقی منه،

خدایا اگر در این مدت كه از شعبان گذشته، ما را نبخشیده ای،
در مدتی كه از آن مانده ما را بیامرز، زیرا خداوند متعال به احترام ماه رمضان،
در این ماه افراد زیادی را از آتش رها می كند."...


- نظرات (0)

3 روز آخرشعبان


روزه این سه روز برای كسی كه تمام این ماه را روزه نگرفته،
فضیلتی دارد كه سزاوار نیست مراقب آن را ترك كند.

صدوق رحمة الله از امام صادق علیه السلام روایت نموده است:
"كسی كه سه روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به ماه رمضان وصل كند،
خداوند روزه دو ماه پی درپی برای او می نویسد."...

... یكی از اعمال مهم ماه رمضان در شب آخر شعبان است
و آن دعایی است كه در كتاب اقبال برای این شب و شب اول ماه رمضان،
روایت نموده است. و اهل آن تكلیف آمادگی برای وارد شدن
در میهمانی خداوند متعال را به تفصیل از این دعا می فهمند.


- نظرات (0)

دوجنس مخالف برای هم عادی نمیشن

ته باشم و در جامعه باید حجاب اجباری باشد؟


حجاب

در مورد معنای اجبار حجاب، ابتدا باید مفهوم اجبار روشن شود:

اگر منظور از اجبار در حوزه قوانین الهی باشد كه باید گفت بدون تردید مسئله «حجاب» یكی از اساسی ترین مسائل واجبات دینی و الهی به شمار می رود كه مورد تأكید و دستور شارع مقدس اسلام قرار گرفته است و به عنوان یكی از ضروریات دین به حساب می آید.

با رجوع به منبع وحی یعنی قرآن، می توان وجوب حجاب و الزام آن را برای زن مسلمان به روشنی دریافت كرد: «و به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را (از بى عفتى) حفظ كنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار از آنان كه نمایان است ـ آشكار ننمایند و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افكنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم كیششان، یا بردگانشان یا مردان سفیه وابسته (به آنها) كه تمایلى به زن ندارند یا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند و (به زنان با ایمان بگو: هنگام راه رفتن) پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال كه برپا دارند به گوش رسد) و اى مۆمنان همگى به سوى خدا بازگردید، تا رستگار شوید.» (نور(24) آیه 31)

با توجه به آیه بالا و آیات مشابه در خصوص «حجاب» باید گفت كه این مسئله یكی از اوامر الهی است و ترك آن عقوبت پروردگار را در پی دارد اما پذیرفتن و یا نپذیرفتن آن از سوی مسلمانان مانند سایر احكام الهی امری است كه اجبار و اصرار در پذیرش آن طرد شده است.

آن هنگام كه می خواهیم «حجاب» را به عنوان امری ایمانی یا عقلایی و به عنوان یك فكر و اندیشه به فردی معرفی نماییم، استفاده از ابزار اجبار چه در اندیشه و فكر و چه در قبول ایمان امری نادرست و بی اساس است.

 بنابراین خواه حكومت «اسلامی» باشد یا نباشد، زنان مسلمان باید حدود الهی را رعایت نمایند و اگر اهل رعایت نیز نیستند، سرپیچی خود را آشكار نكرده و نافرمانی از خداوند را ترویج ننمایند. چنانچه روزه خواری علنی، ترك علنی نماز، شرابخواری علنی و علنی نمودن هر معصیت دیگر، گناه بزرگ تر و مضاعفی است. اما اگر منظور از اجبار در رعایت «حجاب» در حوزه قوانین اجتماعی باشد، دو پرسش اساسی پیش می آید :

خدا فرموده است که نیاز جنسی ات را با حلال تامین کن تا سیراب بشوی. در قرآن داریم: مرد و زن مومن چشم هایشان را پایین بیاندازند

پرسش نخست، آن است كه آیا «حجاب» مسئله ای در حوزه حریم خصوصی است یا در حوزه حریم عمومی؟

دوم آنكه آیا در جامعه‌ اسلامی الزام به رعایت «حجاب» باید به صورت «قانون» وضع گردد یا خیر؟

برخی بر این باورند كه «حجاب» و چگونگی رعایت آن در محدوده ی حریم خصوصی است و می تواند آزادانه نوع پوشش خود را انتخاب كند؛ بنابراین، این مسئله یك تكلیف شخصی محض است نه یك مسئله اجتماعی و قانونگذار نمی تواند برای آن قانون وضع كند.

نگرش عمیق و بی غرضانه به آیه های حجاب و سوره هایی كه این آیه ها در آنجا آمده است نیز، به روشنی می نمایاند كه حجاب، افزون بر اینكه تكلیف شخصی بانوان مسلمان است، حق جامعه ی دینی نیز می باشد.

آیت الله جوادی آملی در این خصوص می فرماید: «حجاب زن تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر كردم، مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید راضیم ... حجاب زن حقی است الهی؛ حرمت و حیثیت زن به عنوان «حق الله» مطرح است...»( آیت الله جوادی آملی، عبدالله، «زن در آیینه جمال و جلال»،ص 423) پوشش بیرونی زنان و حتی مردان در محیط اجتماعی در حیطه ی امنیت اجتماعی نیز تأثیرات محسوسی بر جای می گذارد، چه بسیار پوشش های نادرست و تحریك آمیز كه بسیاری از مخاطرات و ناهنجاری های اجتماعی را پدید آورده است.

نگاه

روانشناسان «چشم چرانی» را یك نوع انحراف روانی قلمداد می كنند. فرد چشم چران هرگز با چند ساعت چشم چرانی در روز قانع نمی شود و با ادامه این روند به بیماری روانی دیگر به نام (vojeurisme) مبتلا خواهد. شد.

پوشش های نادرست افراد جامعه می تواند مفاهیم «عفت»، «حیا»، «خانواده» و... را كه در چارچوب «اخلاق اجتماعی» می گنجد، دچار تغییرات جدّی كرده و جامعه را به سراشیبی سقوط اخلاقی بكشاند.

این نكات كه به اختصار ذكر شد نشان می دهد كه مسئله ی پوشش حقی شخصی نیست كه بتوان آن را در حوزه ی حریم خصوصی جای داد ، بلكه «حق الناس» است و درست رعایت نكردن آن تجاوز به حقوق دیگران محسوب می گردد.

مسائلی در حوزه ی حریم خصوصی جای می گیرند كه با منافع اجتماعی ارتباط نداشته و قبول یا رد آن مسئله به منافع و مضر دیگر افراد جامعه آسیب نرساند. بنابراین هر رفتاری كه به منافع دیگران خدشه وارد نماید می تواند مشمول مقررات اجتماعی شود.

  

اگر در ایران هم مثل کشورهای غربی حجاب را آزاد می گذاشتند، ما دیگر نگران چشم های ناپاک نبودیم و بی حجابی برای همه ی ما عادی می شد!!

اگر مطالعاتی در جوامع غربی داشته باشیم خواهیم دید اگر بی حجابی برای آنها عادی شده است چرا در تبلیغ کالاها و شبکه های تلویزیونیشان از زن های برهنه استفاده می کنند؟

معلوم است این موجود لطیفی که خدا آن را خلق کرد هنوز لطافت خودش را دارد که مورد تبلیغ قرار می گیرد. شاید در نگاه هایشان عادی شده است ولی در وجودشان عادی نشده است. پس هنوز برای آنها بی حجابی و برهنگی جذابیت دارد که از آن استفاده می کنند. خداوند این جذابیت را گذاشته است و این جذابیت جایگزین ندارد.

«حجاب زن تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر كردم، مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید راضیم ... حجاب زن حقی است الهی؛ حرمت و حیثیت زن به عنوان «حق الله» مطرح است...»

اگر بی حجابی عادی شده است، چرا برای تنوع طلبی بدنبال لذت بردن مرد از مرد رفته اند؟ از لذت بردن از همجنس بدنبال لذت بردن از حیوان رفته اند ولی سیر هم نشده اند.

شاید آنها مثل ما به بی حجابی نگاه نکنند، و بی حجابی در جامعه ی اروپا عادی شده باشد، پس چرا هنوز خیانت هایی در محیط کاری و اداری دیده می شود؟ چرا کسی که به همه ی لذت ها دسترسی دارد به منشی خودش رحم نمی کند؟ اگر آزادی جنسی عادی شدن را بدنبال دارد، چرا تبلیغات،تنوع طلبی، هم جنس بازی ،حیوان بازی و خیانت؟

پس در غرب بی حجابی عادی نشده است و ما فکر می کنیم که فضاهای خیابانشان عادی شده است ولی این طور نیست. نگاه هایی که مردم به بی حجاب ها می کنند عادی نیست، فکرهایی که در سرها می گردد عادی نیست. زیرا خدایی که ما را خلق کرده است فرمود که دو جنس مخالف برای همدیگر عادی نمی شوند ؛ زیرا قرار است که این دو جنس مخالف با نگاه های خاص به یکدیگر نگاه کنند. پس بیایید بنده خدا بشوید تا از نگاه هایتان لذت ببرید. گناه نکنید زیرا بنده ی شیطان می شوید و شیطان شما را به سمت تنوع طلبی می برد و شما را مضطرب می کند.

آنها حاضرند خودشان را به سخیف ترین و زشت ترین قیافه ها در بیاورند زیرا از زیبایی لذت نمی برد. آنها آنقدر زیبایی دیده اند که می خواهند مدل دیگری ببینند. اگر انسان زیبایی ها را در یک مورد حلال خودش می دید، به این بلاها گرفتار نمی شد.

فرد تشنه با یک نصف لیوان آب شیرین تشنگی اش برطرف می شود ولی کسی که آب شور دریا را می خورد هیچ وقت تشنگی اش برطرف نمی شود. حرام آب شور و حلال آب شیرین است.

خدا فرموده است که نیاز جنسی ات را با حلال تأمین کن تا سیراب بشوی. در قرآن داریم :مرد و زن مومن چشم هایشان را پایین بیاندازند.


- نظرات (0)

جعبه ابزارجای خدانیست

عوامل عدم استجابت دعا

بسیاری از مردم شكایت می‌كنند كه چرا ایـن همه دعا می‌كنیم، مستجاب نمی‌شود؟

شاید تو هم یكی از آنهایی باشی كه حسابی شاكی هستی. اما این را بدان كه خدا زیر حرفش نزده بلكه هر كاری یه آدابی داره و مسلما سر هر راهی سنكی هم هست. پس باید هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعایی كه می‌كنیم نتیجه بگیریم.

البته اینجا یك سوال خیلی خیلی مهم هم هست كه باید بهش فكر كرد. اون سوال اینه: آیا دعای مستجاب اونه كه ما به چشم ببنیم؟ آیا امكان نداره خدا دعای ما رو طوری مستجاب كنه كه مت اصلا نفهمیم؟

حتما در این باره فكر كنید و به خدا اعتماد داشته باشید.

حالا میتونید فوت و فنّهای دعا كردن رو  بخونید و از این به بعد بیشتر و بهتر نتیجه بگیرید.

 

1. نشناختن جهت و راه دعا (فرمول دعا)

نـیـل بـه هـر هدفی، راهی دارد، برای استجابت دعا نیز باید راه هـایـی را پـیمود. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: باید كه پیش از دعا حـمـد و سـتـایش خدا كنی، نعمتهایی را كه به تو بخشیده به یاد آوری، سـپـس شـكـر و سپاس گویی، آن گاه درود بر پیغمبر و آل او فـرسـتی، سپس از گناهانت یاد كرده اقرار نمایی و از آسیب آن به خدا پناه بری؛ این است جهت و راه دعا.1

 

2. وقت نشناسی (نقش زمان)

مـثلی است كه می‌گویند: فلانی خروس بی محل است؛ هرچند كه خداوند از رگ گـردن بـه انسان نزدیكتر است اما باید وقت دعا را رعایت كرد. در حـالات امامان معصوم(علیه‌السلام) می‌خوانیم كه آنها در اوقات و موقعیتهای خـاصی به دعا می‌كردند. مواردی چون دعا بین اذان و اقامه، هـنـگـام وزیدن باد، وقت ظهر، هنگام بارش باران، شب قدر، و غیر آن در روایات آمده است كه در استجابت دعا نقش موثری دارند.

فیض و رحمت خدا مثل شیر آب نیست كه یك بار بازش كنی و خیالت راحت باشد كه همین‌طور خواهد آمد. بلكه یك تلمبه دارد كه مدام باید آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بایستی، جریان رحمت هم قطع می‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتی با كلی دعا و التماس از خدا چیزی گرفتی، باید با دعا هم نگهَش داری.

 

3. وفا نكردن به عهد نسبت به خداوند (یكی بده صدتا بگیر)

شـایـد انسان خود را بسان ماشینی فرض كند كه سازنده یا مالك آن بـاید همواره نیازهای آن را برآورد؛ مثل آب، روغن، سوخت و... و تـصـور كـنـد چون آفریده خداوند است، خداوند باید همواره او را كـمـك كـند، بدون این كه عهدی بر گردن او باشد. ولی چنین نیست، بـلـكه خداوند عهدهایی بر گردن بنده‌اش دارد كه باید عملی شوند تا خداوند نیز پیمانش را وفا كند. امام صادق(علیه‌السلام) در پاسخ عده‌ای كـه از عـلت عدم استجابت دعا پرسیده بودند، فرمود: به دلیل این كـه شما به عهدهای خود در پیشگاه خداوند وفا نمی‌كنید، در حالی كه خدای تعالی می‌فرماید: به عهد من وفا كنید تا من به عهد شما وفـا كنم. به خدا قسم اگر به عهد خدا وفا كنید، خدای متعال نیز به عهد شما وفا می‌كند.

از جـمـلـه عـهـدهـایی كه انسان بر گردن دارد، عمل صالح است كه مـصـادیـق فراوانی دارد؛ مانند: انجام واجبات، ترك محرمات، قرائت قرآن، صله رحم، كمك به نیازمندان و....

 

4. ایمان و یقین ناكافی (به خدا اعتماد كن)

كسی كه دست به دعا برمی دارد اگر ایمان قلبی به اجابت دعای خود نـداشـتـه بـاشد، نتیجه نمی‌گیرد و مانند آن است كه تشنه‌ای در بـیـابـان بـی آب و عـلـف به دنبال دریا بگردد. نبی اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌فـرماید: (ادعوا الله و انتم موقنون بالاجابه3؛ خدا را بخوانید و یـقـیـن بـه اجـابت داشته باشید). امام صادق(علیه‌السلام) نیز می‌فرماید: (اذا دعـوت فـظن ان حاجتك بالباب4؛ در وقت دعا یقین كن كه حاجت تو بر در خانه آمده است.)

 

5. شرك در دعا (از دست كسی كاری ساخته نیست)

شـرك بـسـیـار ظـریف است و در هر امری از امور دینی و عبادی می‌تـوانـد دخـیـل بـاشـد. در دعا نیز این موضوع یكی از عوامل عدم اسـتـجـابـت دعا است. هرگز نمی‌توان خارج از محدوده توحید قرار گـرفت و انتظار استجابت دعا را داشت. خدای متعال می‌فرماید: او خـدای زنـده ابـدی اسـت و جز او هیچ خدایی نیست. پس تنها او را بـخـوانـیـد و بـه اخلاص بندگی كنید كه ستایش و سپاس مخصوص خدای یكتا و آفریدگار عالمیان است.5 باید دانست كه فقط و فقط خداست كه ریز و درشت نیازهای آدمی را برآورده می‌كند اما به دست بندگانش و انسان نباید اشتباه كند و این وسیله را همه كار بپندارد. وقتی دعا می‌كنی چشمت را از همه ببند و مدام به این فكر كن كه از دست كسی كاری ساخته نیست.

 

6. همراه نبودن یاد خدا و صلوات در دعا (استفاده از پارتی)

در دعـا تـوجه به خدا و رسولش اهمیت بسیار دارد. كسی كه دعا می‌كـنـد نـبـاید از یاد خدا و رسولش غافل شود، كه اگر غافل گردد، مـانـنـد آن است كه غذای بی چاشنی بخورد. مزه و لطف دعا در این اسـت كـه بـا یـاد خـدا و رسـول هـمـراه گردد. امام كاظم(علیه‌السلام) می‌فـرمـایـد: هركس پیش از ستایش خداوند و درود و صلوات بر پیامبر دعا كند مانند كسی است كه بدون زه تیراندازی كند.6

اشتباه نكن، خدا جادوگر نیست. اصلا جادوگری وجود ندارد. خدایی كه این جهان را بر اساس قانون منطق آفریده، مطابق قانون نیز عمل می‌كند البته با مهربانی. پس از خدا نخواه كه دنیا را در درون تخم مرغی قرار دهد.

7. نیت آلوده (با خدا رو راست باش)

در دعـا بـایـد نـیـت، پاك و اخلاص، كامل باشد. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فـرماید: به راستی بنده وقتی كه با نیت پاك و قلب با اخلاص خدای را بـخـوانـد اگـر به عهد خدای عزوجل وفا كرد، دعایش مستجاب می‌شـود و اگـر خدا را بدون نیت پاك و اخلاص بخواند، دعای او اجابت نمی‌شود.7

 

8. سنگ دلی (با خلق خدا مهربان باش تا خدا...)

دلـی كه سخت باشد، به اعمال زشت فرمان می‌دهد و ستم و جنایت را پیش نهاد می‌كند و هرگز نخواهد توانست رضایت خدا را جلب كند. امـام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: همانا خدای تعالی دعایی كه از دل سخت و سنگ دل برخاسته باشد، مستجاب نمی‌كند.8

 

9. ناممكن و نامشروع بودن(دنیا درون تخم مرغ جا نمی‌گیرد، متوجه خواسته‌ات باش)

خـواسـتن چیزی كه ممكن نیست و یا چیزی كه خلاف شرع مقدس است، آن هـم از خدایی كه ما را آفرید و بر همه امور مسلط است، كاری عبث و بـیـهوده است. كسی كه به درگاه خدا دعا می‌كند باید بداند كه چـه می‌خـواهـد، آیا چیزی كه می‌خواهد ممكن است و آیا در حیطه كـارهـای مـشـروع قرار دارد یا خیر؟ امام علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: ای كـسـی كـه دعـا می‌كنی آن چه را كه حلال نیست و آن چه را كه نمی‌شود، (مانند نبوت، امامت و چیزهای دیگر) از خدا مخواه.9 خداوند استاد نظم و منطق و قانون و علت است. هیچ كار او بی حساب و كتاب نیست. اشتباه نكن، خدا جادوگر نیست. اصلا جادوگری وجود ندارد. خدایی كه این جهان را بر اساس قانون منطق آفریده، مطابق قانون نیز عمل می‌كند البته با مهربانی. پس از خدا نخواه كه دنیا را در درون تخم مرغی قرار دهد.

 

10. سرگرم محرمات و لهو و لعب بودن(خواسته‌ات را از كسی بخواه كه با او ده‌خوری)

انـسانی كه مشغول انجام محرمات و غرق در لهو و لعب است، یا كسی كـه از راه حرام كسب و كار و درآمد دارد و خوراك خود و اهلش را تامین می‌كند، چه انتظاری دارد كه خداوند دعای او را قبول كند. حـضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: خدای تعالی دعای قلبی را كه سرگرم لهو و لعب باشد نمی‌پذیرد.10

 

11. خودخواهی(هرچه‌ را برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند)

خـداونـد دوست دارد بنده او قبل از دعا و آرزو برای خود به فكر دیـگـران بـاشد. حضرت زهرا(س) برای مردان و زنان اهل ایمان دعا می‌كـرد و بـرای خـویشتن دعا نمی‌كرد، سبب را پرسیدند، فرمود: نخست هم سایه سپس خانه.11

دیده‌اید بعضها وقتی چیزی می‌خواهند می‌گویند به فلانی هم آن چیز دا بدهید. از این روش استفاده كنید اما نه الكی بلكه واقعا اول برای او بخواهید. چون خدا را نمی شود كلك زد.

 

12. ناامیدی (ترفند دشمن)

امـیـد در هـر كاری باعث ادامه كار و حركت به سوی هدف است. دعا نـیـز ایـن چنین است. از این رو می‌خوانیم: خدایا آرزویم را در امیدواری به رحمتت برآور.12 نـاامیدی از درگاه خداوند باعث عدم استجابت دعا است، كه خود می‌فـرمـایـد: از رحـمـت خدا ناامید نشوید، زیرا ناامیدی مخصوص گمراهان است.13 آیا می‌دانستی كه یكی از راهكارهای شیطان این است كه تو را نا امید كرده و از اطمینان تو به خداوند بكاهد و تو را وادار كند كه سراغ دیگران هم بروی؟ حتما این را هم می‌دانی كه شیطان دوست تو نیست!

 

13. اعراض از امر به معروف و نهی از منكر (فوت كوزه گری)

فـرامـوش كردن یا ترك امر به معروف و نهی از منكر، این مسئولیت مـهـم اجـتماعی، عامل عدم استجابت دعا است. رسول گرامی اسلام می‌فرماید: امـر بـه مـعـروف و نهی از منكر كنید وگرنه خدا بَدان شما را بر نـیـكان شما مسلط می‌كند و دعای نیكان شما در آن موقع به اجابت نمی‌رسد.14

 

14. دعا نكردن در زمان راحتی(خدا آچار نیست)

انـسـان بـه هـنگام راحتی و نداشتن مشكل نیز باید با دعا انس و الـفـت داشته باشد و آن را مانند واكسنی بداند كه در زمان سختی و مـشـكـل به كمك او می‌آید و او را نجات دهد. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فـرمـایـد: هركس خوش دارد كه در حال سختی دعایش به اجابت برسد، باید در حال راحتی دعا كند.15

خداوند آچار نیست كه در جعبه ابزار گذاشت و هر وقت كار گیر كرد رفت سراغ آن. خداوند اصل و اساس همه چیز است حتی بودن من و تو در همین لحظه. اشتباه نكن.

فیض و رحمت خدا مثل شیر آب نیست كه یك بار بازش كنی و خیالت راحت باشد كه همین‌طور خواهد آمد. بلكه یك تلمبه دارد كه مدام باید آن را زد و هر لحظه كه از تلمبه زدن بایستی، جریان رحمت هم قطع می‌شود.

آن تلمبه، دعاست. وقتی با كلی دعا و التماس از خدا چیزی گرفتی، باید با دعا هم نگهَش داری.

 

15. ندانستن سود و زیان از جانب خداوند (همه كاره خداست)

انسان همواره در معرض سود و زیان است، گاهی غرق در نعمت و گاهی فـارغ از آن و ایـن هـمه از جانب خداوند است و بشر باید همواره شـكـرگـزار بـاشـد. آن گاه كه به سختی و زیان افتد، قبل از دعا بـاید بداند كه زیان و سختی وارده از جانب خداوند است و فقط از او بـخـواهـد كـه رفـع زیان كند و او را به سوی راحتی سوق دهد. رسول اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرموده است: خدای عزوجل این چنین فرمود: هركه از من چیزی بخواهد و بداند كه زیان و سود از سوی من است، اجابتش می‌كنم.16

وقتی دعا می‌كنی چشمت را از همه ببند و مدام به این فكر كن كه از دست كسی كاری ساخته نیست.

17. دعا نكردن به صورت جمعی (با بنده‌های خدا همراه شو)

هـرچـنـد كـه از دعای انفرادی نیز می‌توان نتیجه گرفت، اما اگر تـعـدادی جـمـع شـونـد و مانند دعای كمیل، ندبه و توسل، یك صدا خـداوند را بخوانند، پروردگار نظر خاصی به آن محفل خواهد كرد و نـتـیـجـه بـهتری حاصل خواهد شد. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: هرگز چـهـار نـفر در كاری گرد هم نیامدند و دعا نكردند مگر آن كه با حاجت روا شده متفرق گشتند.17

 

18. تضرع و زاری و اصرار نكردن(عنصر سماجت)

مـداومـت در دعا و تضرع كردن به درگاه الهی، رمز موفقیت در دعا اسـت. كـسی كه بدون تضرع و اصرار انتظار فرج و گشایش مشكلات خود را دارد، توفیق چندانی نخواهد یافت. خدای بزرگ می‌فرماید: خدای خـود را بـه تضرع و زاری و با صدای آهسته بخوانید.18 رسول اكرم می‌فـرماید: به راستی خداوند افرادی را كه اصرار در دعا دارند دوست می‌دارد.19

 

19. قطع ارتباط با خدا (یكی هست كه صدای تو را دوست دارد)

در روایـت اسـت كه خداوند دوست دارد سخن و دعای بنده محبوبش را بـسـیـار بـشـنود و اگر در اجابت دعای بنده خویش عجله نمی‌كند، عـلـتـش آن اسـت كه می‌خواهد همواره صوت بنده‌اش را بشنود، لذا كـسـی كـه دعـایـش مـستجاب نمی‌شود باید به خودش بیندیشد و اگر عـوامـل عـدم اسـتـجابت دعا را در وجودش نیافت امیدوار باشد كه بـنـده خـاص خدا است و خداوند به او نظر خاص دارد. امام رضا(علیه‌السلام) می‌فـرماید: امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: مومن حاجتی از خدای عزوجل می‌خـواهـد، امـا اجابتش به تاخیر می‌افتد، به خاطر دوستی صدایش و شنیدن ناله‌اش.20


1 ـ فیض كاشانی، تفسیر صافی (چاپ قدیم، تهران) ص54.

2 ـ همان.

3 ـ تفسیر المیزان، ج2، ص35.

4 ـ اصول كافی، ج2، ص238.

5 ـ غافر(40) آیه 65.

6 ـ بحارالانوار، ج4، ص253.

7 ـ سفینه البحار، ج1، ص449.

8 ـ همان، ص446.

9 ـ وسائل الشیعه، ج4، ص1129.

10 ـ تفسیر المیزان، ج4، ص37.

11 ـ سفینه البحار، همان.

12 ـ دعای مكارم الاخلاق.

13 ـ زمر(39) آیه 53.

14 ـ سفینه البحار، همان.

15 ـ اصول كافی، ج4، ص237.

16 ـ شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص341.

17 ـ همان، ص357.

18 ـ اعراف(7) آیه 55.

19 ـ نهج الفصاحه، ص76.

20 ـ وسائل الشیعه، ص1111.


- نظرات (0)