سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

آیه ای برای اهل تواضع

قرآن

می گویند در ایامی که شیخ بهایی رحمه الله برای زیارت حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام به نجف اشرف وارد شد، روزی در درس مولانا احمد مقدس اردبیلی حاضر شد. وی دید که مقدس اردبیلی به دلیل تواضع و فروتنی به گونه ای در میان شاگردان نشسته است کسی بین استاد و شاگرد فرق نمی گذارد و صدر مجلس از وجود ایشان خالی است.

شیخ بهایی از این همه تواضع و شکسته نفسی در شگفت شد. با اصرار و خواهش، استاد را آورد و در صدر مجلس نشانید. در این اثنا شنیدند کسی با صدای بلند، این آیه ی شریفه را می خواند:

تلک الدار الأخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقین

این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده ی برتری جویی در زمین و فساد را ندارند. و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است. 1

پس از پایان این آیه، هر چه گشتند، شخص گوینده را نیافتند. از شنیدن آیه، لرزه بر اندام مقدس اردبیلی افتاد و رنگش متغیر شد. گریه کنان و با ناراحتی برخاست و دوباره در میان شاگردان خود نشست و به درس و بحث مشغول شد. 2

 

تـــواضــع سر رفـعـــت انــــدازدت

 

تـکــبــــر بـــــه خــــــاک انـــدر انــدازدت

 

تواضع است دلیل رسیدن به کمال

 

سواره چون که به مقصد رسد پیاده شود

 

پی نوشت ها:

1- قصص، 83.

که خود ملک عقبی کسی را سزد

که او از فساد و علو دم نزد

کسی را نکو گشت فرجام کار

که همواره او بود پرهیزکار

2- وقایع الایام، خیام، به نقل از تأثیر قرآن در جسم و جان، ص 302.

3- تفسیر «جوامع الجامع» ، ذیل همین آیه، به نقل از : نمونه، ج16، ص178.

4- نمونه، ج16، ص 179، به نقل از: مجمع البیان، ذیل همین آیه.


- نظرات (0)

دارایی مادرقیامت

معارفی ازجز 20 قرآن



گناه

قیامت و دارائی های ما

در قیامت دارائی های مردم که همه از جنس عقیده و عملند دو گونه است : یا حسنه و یا سیئه؛ یعنی یا خوب است یا بد. بد و خوبش را هم معیار عقل و نقل معین می کند؛ اگر موافق دستور و سفارش قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود ، خوب است و اگر با آن مخالف بود شکی در بدی آن نیست.

آیات 89 و 90 سوره مبارکه نمل به تأثیر این دارائی‌ها در قیامت می پردازد و از وضعیت صاحبانشان در آنجا خبر می دهد.

ابتدا می فرماید: کسانی که حسنه و کار نیکی در دنیا انجام می دهند ، اگر بتوانند آن را به صحنه قیامت بیاورند دو پاداش نقدِ بسیار مهم به آنها می دهیم: یکی پاداشی بهتر از آنچه آورده اند و دیگری در امان بودن از وحشت آن روز (مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ).

در آیه بعد به دسته دوم می پردازد؛ آن‌ها که بد کردند و در این دنیا با توبه و انابه آن را نابود نکردند ، در آن سرا هم شفاعتی شامل حالشان نشد تا اثر بد آنچه کردند و به آن معتقد بودند را از بین ببرد.

این‌ها کسانی اند که به رو در آتش افکنده می شوند! (وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ ).

جزای آن‌ها نیز همان است که در دنیا انجام دادند. گناه باطنی دارد که آتش است [1] و عذاب؛ و در قیامت بی آنکه ذره ای بر آن افزوده شود تحویلِ فاعلِ آن می شود. برای همین فرمود: آیا جزائی جز آنچه عمل می کردید خواهید داشت؟! (هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ).

 

دو شگرد همیشگی استعمارگران

آیه 4 سوره قصص به دو شگرد فرعون برای استعمار مردم اشاره می کند که چطور از آن‌ها بهره جست تا مردم را به بردگی خود بکشد و بر آن‌ها ظالمانه حکمرانی کند.

هر مکتب و آیینی با هر اسم و رسمی که باشد ، اگر برگرفته از معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود ، راه هدایت الهی است و اگر نبود و با آن بیگانه بود ، راه هدایت نفسانی و گمراهی شیطانی است که باید به شدت از آن پرهیز کرد

شگرد اولش ایجاد تفرقه بین مردم بود؛ یعنی همان سیاستِ شیطانیِ «تفرقه بنداز ، حکومت کن» (جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً).

فرعون مخصوصاً مردم مصر را به دو گروه مشخص تقسیم کرد: «قبطیان» که بومیان آن سرزمین بودند و تمام وسایل رفاهی و کاخ‌ها و ثروت‌ها و پست‌های حکومت در اختیار آنان بود و «سبطیان» یعنی مهاجران بنی اسرائیل که به صورت بردگان و غلامان و کنیزان در چنگال آن‌ها گرفتار بودند.                       

شگرد دومش استضعاف یعنی به ضعف کشاندن بود. ضعیف کردن و یا در ضعف نگه داشتن مردم یک جامعه از نظر اقتصادی، فرهنگی، نظامی و مانند آن دیگر شگردی است که هنوز هم مستکبران جهان برای بقای سلطه خود بر مردم از آن استفاده می کنند.

فرعون اجازه نمی داد مردم با معارف تعالی بخش الهی آشنا شوند و در مقابل، آن‌ها را سرگرم پرستش بت کرده بود و به آن‌ها باورانده بود که او خدای اعلای آن‌هاست.

اگر امروز شاهد تحریم‌های متعدد از سوی مستکبران جهان نسبت به ایران اسلامی هستیم ، جای تعجب ندارد و پدیده ی جدیدی نیست. تحریم‌های اقتصادی و نظامی از یک سو و تلاش برای ابتذال فرهنگی از سوی دیگر و نیز دامن زدن به فرقه گرایی و نژاد پرستی و قوم گرایی های افراطی، همه در راستای همان سیاست‌های استکباری برای تسلط استعماری بر ایران اسلامی است.

در سطح جهانی نیز همین دو شگرد برای استعمار مسلمانان و کشورهای اسلامی کاملاً مشهود است؛ تفرقه انداختن بین مسلمانان و مانع تراشی برای اتحاد آن‌ها از یک طرف و نیز تلاش گسترده برای ضعیف نگه داشتن جوامع اسلامی در تمام عرصه ها از واقعیت های عصرماست .

بهشت و جهنم نور  و تاریکی
ملاک تشخیص هادیان الهی از هادیان شیطانی

از آیات 48 تا 50 به دست می آید که تنها راه هدایت راهی است که خداوند با آموزه های وحیانی در پیش روی انسان قرار می دهد و غیر از این، راه نیست؛ بیراهه ایست که باید و نبایدهایش برخاسته از هوای نفس است و جایی که انسان را می برد و به سوی آن سوق می دهد بیابان‌های گمراهی و سرگردانی است.

این آیات شریفه درباره کسانی است که هدایتگری کتاب‌های آسمانی مانند قرآن و تورات را نپذیرفته و هر دو را جادو خواندند و رسماً اعلام کردند که ما این کتاب‌های آسمانی را قبول نداریم (قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ).

پاسخی که به آن‌ها داده می شود این است که اگر راست می گویید و این دو را کتاب هدایت نمی دانیم ، شما از جانب خدا کتابی بیاورید که از این دو هادی تر باشد (فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا). از اینجا معلوم می شود اگر مکتب مدعی هدایتگری ظهور کرد؛ اما ارتباطی با خدا نداشت؛ از سوی او نبود و به سوی او دعوت نمی کرد از ریشه باطل است چون فرمود کتاب یعنی مکتبی از سوی خدا.

سپس ادامه می دهد که اگر این خواسته را اجابت نکردند و چنین کتابی را نیاوردند معلوم می شود به دنبال هواپرستی‌اند و نه خداپرستی (فَإِن لَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ) و روشن است کسی که هدایت الهی را وا نهد و از هوای نفس پیروی کند ، در گمراهی محض فرو خواهد رفت (مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ).

و این یعنی معارفی به واقع هدایتگرند که وحیانی باشند؛ نه نفسانی. هر مکتب و آیینی با هر اسم و رسمی که باشد ، اگر برگرفته از معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود ، راه هدایت الهی است و اگر نبود و با آن بیگانه بود ، راه هدایت نفسانی و گمراهی شیطانی است که باید به شدت از آن پرهیز کرد.

 

دفع بدی با خوبی

در آیه 54 وصفی از مردمان با ایمان را نقل می کند که فقط گزارش نیست ، بیان وصف برتر است برای تبعیت و پیروی در عمل. آن ویژگی برخاسته از ایمان واقعی دفع بدی مردم با خوبی است (وَیَدْرَۆُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ).

«درء» یعنی دفع و منظور از حسنه و سیئه در اینجا اخلاق نیک و بد است. [2] یعنی مۆمنان با گفتار نیکو، سخنان زشت را و با معروف، منکر را و با حلم، جهل جاهلان را و با محبت، عداوت و کینه توزی را و با پیوند دوستی و صله رحم، قطع پیوند را، پاسخ می گویند نه با بدی و این یک روش بسیار مۆثر در مبارزه با مفاسد اجتماعی و خانوادگی است که قرآن کریم روی آن تکیه کرده است.

ضعیف کردن و یا در ضعف نگه داشتن مردم یک جامعه از نظر اقتصادی، فرهنگی، نظامی و مانند آن دیگر شگردی است که هنوز هم مستکبران جهان برای بقای سلطه خود بر مردم از آن استفاده می کنند

در روایت می خوانیم: امام صادق علیه السلام به یکی از یارانشان به نام ابن جُندب فرمود:

یَا ابْنَ جُنْدَبٍ! صِلْ مَنْ قَطَعَکَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ وَ أَحْسِنْ إِلَی مَنْ أَسَاءَ إِلَیْکَ وَ سَلِّمْ عَلَی مَنْ سَبَّکَ وَ أَنْصِفْ مَنْ خَاصَمَکَ وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ؛ پسر جندب! با کسی که از تو بریده رابطه برقرار کن و به آن کس که از تو دریغ داشته عطا کن و با هر که با تو بد کرده ، خوبی کن و در جواب آن کس که دشنامت داده سلام کن و در حقّ کسی که با تو خصومت کرده انصاف ده و از [تقصیر] آن کس که بر تو ستم کرده گذشت کن. [3]

دو وصف که تمام گناهان در آن جمع‌اند

خداوند متعال در آیه 83 سوره قصص می فرماید: سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که نه خواهان برتری جویی در زمین اند و نه به دنبال فساد در آن (تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا). یعنی نه تنها برتری جو و مفسد نیستند ، که قصد آن را نیز ندارند؛ چرا که قلبشان از این امور پاک و روحشان از این آلودگی‌ها منزه است.

در حقیقت آنچه سبب محرومیت انسان از مواهب سرای آخرت می شود همین دو امر است: برتری جویی و فساد در زمین که همه گناهان در آن جمع است؛ چرا که هر چه خدا از آن نهی کرده حتماً بر خلاف نظام آفرینش انسان و تکامل وجود او بوده؛ بنابراین ارتکاب آن، نظام زندگی او را بر هم زده و سبب فساد در زمین می شود.

تفسیر نمونه می نویسد: استعلاء (برتری جویی) خود یکی از مصادیق فساد در زمین است که برای اهمیت فوق العاده آن به شکل جداگانه مطرح شده است. [4]

پس آنچه راه رسیدن انسان به بهشت را هموار می کند این است که به دنبال برتری نسبت به دیگران و فساد نباشد حتی ذره ای و این روحیه اهل بهشت است که آیه به آن وعده می دهد.

 

پی نوشت ها:

1.   آیاتی مانند 10/ سوره نساء گویای این حقیقت‌اند.

2.   المیزان فی تفسیر القرآن 16/55

3.   تحف العقول، ص 305

4.   تفسیر نمونه 16/178

 


- نظرات (0)

روزانه های ماه مبارک رمضان

روزانه‌های ماه مبارک رمضان
ماه مبارک رمضان، بهترین فرصت برای تقرب به خدا است. در این روزهای ضیافت الهی که معمولا فرصت بیشتری را برای خلوت و عبادت با معبود در اختیار داریم، می‌توانیم با گوش سپردن به تلاوت روزانه قرآن کریم، دعاهای روزانه و ترجمه آنها، نواهنگ‌های جذاب و آموزنده، سخنرانی‌های شنیدنی، احکام مربوط به روزه‌داری و فایل‌های متنوع و جذاب دیگر بر نورانیت و معنویت این ماه بیفزاییم و بهره افزون‌تری از این لحظات آسمانی ببریم. با این امید، ویژه‌های روزانه ماه مبارک رمضان را تقدیم شما می‌نماییم. شما با کلیک بر روی گزینه مورد نظر، صوت‌های مخصوص آن‌روز را می‌شنوید و البته می‌توانید جهت گوش دادن در فرصت‌های دیگر یا برای دوستان خود، این صوت‌ها را بر روی رایانه خود، ذخیره نمایید. التماس دعا


- نظرات (0)

فرودگاه شیاطین

معارفی از جز 19 قرآن


فرودگاه شیطان

مهم‌ترین شاخصه دوست بد

روز قیامت، کسی که در دنیا مسیر عبادت و بندگی را طی نکرده و پیرو رسول خدا صلی الله علیه وآله نبوده است ، از شدت حسرت دست خویش به دندان می‌گزد (وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ) و در آن حسرت بی فایده ی خود، جملات اندوه‌باری را بر زبان جاری می کند که دلیل انحراف و جهنمی شدن اوست.

هر چند ندامت در قیامت سودی برای او نخواهد داشت؛ ولی شنیدن اعترافات او می تواند برای ما حاضران در دنیا بسیار سودمند به اشد.

سخنان او در دو بخش خلاصه می شود:

یکی فاصله گرفتن از خط هدایت و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه وآله است (یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا) و دیگری دوستی با بدان (لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا).

سپس دلیل بد بودن آن فلان دوست خود را هم بیان می کند: در حالی که به احکام و معارف دین دسترسی داشتم و می توانستم با عمل به آن‌ها بنده خوب خدا باشم و بهشتی شوم؛ او مرا از مسیر اطاعت و بندگی خدا خارج کرد و به بیراهه برد (لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی). (آیات 28 و 29)

بنابراین می‌توان گفت مهم‌ترین و درشترین شاخصه دوست بد، تلاش او برای خارج کردن انسان از مسیر بندگی خداست.

این را هم باید توجه داشت که این سخنان، سخنان کسی است که دنیا را گذرانده و الان در قیامت است و دارد می بیند واقعیات و آثارِ کارهای بدی که در دنیا انجام داد؛ او دارد می بیند دوستی با بدان چه سرانجام شومی در قیامت برایش به بار آورده است و این یعنی عاقبت قطعی کسانی که راه او را بپیمایند .

همین است که قرآن کریم در این آیات شریفه گزارش کرده است.

آمر به معروف و ناهی منکر و به طور کلی دعوت کننده به راه حق در برابر کسانی که دعوت او را می پذیرند ، نرمش نشان داده و در صورت امکان مطالب تکمیلی و بیش‌تری را در اختیار آن‌ها قرار دهد و به کسانی که دعوت او را نپذیرفته و بی اعتنایی می کنند ، اعلام کند که از کار آن‌ها بیزار است و رفتار آن‌ها را تأیید نمی کند

رضایت به گناه دامن همه را می گیرد

آیات 155 به بعد سوره شعراء درباره شتری است که به اعجازِ صالح پیامبر علیه السلام از دل کوه بیرون آمد. آن رسول خدا به مردمش گفت: این ماده شتری است که به اذن خدا به عنوان معجزه ی من از دل کوه بیرون آمده؛ سهمی از آب این چشمه برای او و سهم روز معینی برای شماست (هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ). سپس دستور داد: کم‌ترین آزاری به آن نرسانید که اگر چنین کنید عذاب روز عظیم شما را فرا خواهد گرفت (وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَكُمْ عَذَابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ).

اما این هشدارها برای آن مردم سرکش و طغیانگر سودی نداشت و سرانجام ناقه را کشتند (فَعَقَرُوهَا) و گرفتار عذاب الهی شدند (فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ).

آنچه در این آیات بیش‌تر جلب توجه می کند گزارش اقدام به قتل به شگل گروهی است که قرآن کریم با فعل «عقروا»[1] که جمع است از آن یاد می کند و این در حالی است که بنابر کلام امیرالمومنین علیه السلام ، آن شتر را تنها یک نفر کشت؛ نه همه و نه حتی جمع کوچکی؛ اما خداوند قتل را به همه آن‌ها نسبت داد و همه گرفتار عذاب کرد (إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ).

دلیل این اختلاف را امیرالمومنین علیه السلام خود بیان می کند و در ادامه می فرماید: (خداوند قتل را به همه آن‌ها نسبت داد) چون همگان به آن رضایت دادند (لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا)[2]

و این یعنی گناه را یک نفر انجام داد و چون دیگران به آن رضایت دادند، همه شریک جرم او شدند و چون عذاب نازل شد ، دامنش همه راضیان به گناه را گرفت و به کام مرگ فرستاد. 

امر به معروف
رفتار ما پس از امر به معروف و نهی از منکر

آیات 215 تا 217 سوره مبارک شعراء دستور خداوند متعال به رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره وظیفه بعد از دعوت آن حضرت است.

بر اساس این آیات، رسول خدا صلی الله علیه وآله موظف می شود آن‌هایی را که به دعوت او لبیک گفته ، ایمان می آورند و از او پیروی می کنند دور خود جمع کند و پر و بال رأفت بر ایشان بگستراند و به تربیتشان بپردازد (وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُۆْمِنِینَ) و اگر نپذیرفتند و اعتنایی نکرده و همان مسیر غلطی که داشتند را ادامه دادند ، از اعمالشان اعلام برائت کرده بگوید : من از کرده شما بیزارم (فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ) و در تمام این امور ، توکلش به خداوند متعال باشد (وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ).

از این دستور به توکل فهمیده می شود که دعوت کننده جز همان وظیفه ی دعوتی که خداوند تکلیف کرده است، تکلیفی در اطاعت و یا نافرمانی دعوت شونده ندارد و غیر از آن تکلیف، هر چه هست به دست خداست که او عزیز و مقتدر است و به زودی نافرمانان را عذاب و اطاعت کنندگان را رحمت می‌دهد. [3]

از این آیات می‌توان استفاده کرد که آمر به معروف و ناهی منکر و به طور کلی دعوت کننده به راه حق در برابر کسانی که دعوت او را می پذیرند ، نرمش نشان داده و در صورت امکان مطالب تکمیلی و بیش‌تری را در اختیار آن‌ها قرار دهد و به کسانی که دعوت او را نپذیرفته و بی اعتنایی می کنند ، اعلام کند که از کار آن‌ها بیزار است و رفتار آن‌ها را تأیید نمی کند.

فرودگاه شیاطین  

آیه 221 می پرسد: آیا به شما خبر بدهم که شیاطین بر چه کسانی نازل می‌شوند؟! (هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ).

بعد پاسخ این پرسش را این گونه می دهد: آن‌ها بر هر " أفّاک أثیم" فرود می آیند (تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِیمٍ).

«أفّاك» از ریشه «إفك» (بر وزن پلک) به معنی دروغ بزرگ است؛ بنابراین «أفّاك» به معنی کسی است که فراوان دروغ‌های بزرگ می‌گوید و «أثیم» از ریشه «إثم» (بر وزن اسم) در اصل به معنی کاری است که انسان را از ثواب به تأخیر می اندازد و معمولاً به معنی گناه به کار می رود؛ بنابراین «أثیم» یعنی گنهکار. [4]

اما اینکه فرمود: شیطان‌ها بر هر افاک اثیم نازل می‌شوند، برای این است که شیطان‌ها جز جلوه دادن باطل به صورت حق و زینت دادن عمل زشت، کاری ندارند [5] برای همین با کسانی ارتباط برقرار می کنند که مانند خودشان باشند و این گروه کسانی نیستند جز آن‌ها که افاک اثیم اند.

آنچه سبب می شود عده ای آیات روشن الهی که به حقانیت آن‌ها یقین پیداکرده اند را به جان گره نزنند [7] و باور نکنند دو عامل است یکی داشتن روحیه ستمگری و دیگری روحیه برتری طلبی

چگونه می‌توان علم داشت ولی باور نداشت؟

حقیقتی در قرآن کریم وجود دارد که با دقیق شدن در آن، پاسخ به این سوال آسان خواهد بود.

آن حقیقت را می‌توان در آیات 13 و 14 سوره مبارک نمل مشاهده کرد. این آیات که درباره فرعونیان و گردنکشان عصر موسی علیه السلام است ، ابتدا خبر از آیاتی می دهد که اعجاز و خدایی بودنشان بسیار روشن و هویدا بود (جَاءتْهُمْ آیَاتُنَا مُبْصِرَةً)؛ اما فرعونیان با آنکه یقین کردند که آن‌ها آیات الهی است (اسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ) آن را جادو خواندند(قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ) و منکر حقانیت آن‌ها شدند (وَجَحَدُوا بِهَا).

دلیل چنین برخوردی را خداوند متعال وجود دو انحراف درونی در بین آنان اعلام می کند که یکی ظلم است و دیگری برتری جویی (ظُلْمًا وَعُلُوًّا).

از این آیات دو پیام مهم به دست می آید:

1. ایمان یا همان باور، حقیقتی غیر از علم و دانش است. آیت الله جوادی آملی می فرماید: علم، تصویری از معلوم در جان عالم است که این انعکاس خارج از اختیار اوست؛ یعنی اگر صورت علمی چیزی به صفحه جان کسی منعکس شد ، معنا ندارد که او بگوید من نمی خواهم آن را بدانم یا درک کنم. ولی ایمان، گره زدن آن علم به جان است که کاری بعد از آموختن است و این، فعلی اختیاری است؛ یعنی فرد می تواند آنچه را آموخته به جان گره بزند و معتقد شود و می تواند گرده نزده و منکر شود. [6] 

برای مثال همه می دانند که تاریکی ترس ندارد و یا از مرده کاری ساخته نیست؛ اما چند نفر هستند که به این علم، ایمان دارند و با تمام وجود آن را باور کرده اند؟

2. آنچه سبب می شود عده ای آیات روشن الهی که به حقانیت آن‌ها یقین پیداکرده اند را به جان گره نزنند [7] و باور نکنند دو عامل است یکی داشتن روحیه ستمگری و دیگری روحیه برتری طلبی.

 

پی نوشت ها :

1.   «عُقر» بر وزن قُفل در اصل به معنی ریشه و اساس چیزی است، گاه به معنی سر بریدن و گاه به معنی پی کردن حیوان (پائین پای او را قطع کردن و به زمین افکندن) نیز آمده است. تفسیر نمونه 15/313

2.   نهج البلاغه، خطبه 201

3.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 15/ 329

4.   تفسیر نمونه 15/375

5.   المیزان فی تفسیر القرآن 15/330

6.   برگرفته از جلسه درس تفسیر معظم له.

7.   عقیده از عقد به معنای گرده زده است.



- نظرات (0)

معارفی از 30 جز قران


جزء شانزدهم قرآنجزء اول قرآن
جزء هفدهم قرآنجزء دوم قرآن
جزء هجدهم قرآنجزء سوم قرآن
جزء نوزدهم قرآنجزء چهارم قرآن
جزء بیستم قرآنجزء پنجم قرآن
جزء بیست و یکم قرآنجزء ششم قرآن
جزء بیست و دوم قرآنجزء هفتم قرآن
جزء بیست و سوم قرآنجزء هشتم قرآن
جزء بیست و چهارم قرآنجزء نهم قرآن
جزء بیست و پنجم قرآنجزء دهم قرآن
جزء بیست و ششم قرآنجزء یازدهم قرآن
جزء بیست و هفتم قرآن جزء دوازدهم قرآن
جزء بیست و هشتم قرآن جزء سیزدهم قرآن
جزء بیست و نهم قرآن جزء چهاردهم قرآن
جزء سی ام قرآن جزء پانزدهم قرآن


- نظرات (0)

ویژه های ماه رمضان


ویژه های ماه مبارک رمضان

گنجینه صوتی تبیان، با افتخار در روزهای نورانی و پرفیض ماه مبارک رمضان، با مجموعه‌ای متنوع و جذاب در خدمت شما کاربران عزیز و

روزه‌دار است. شما کاربر گرامی می‌توانید در این ویترین صوتی، با کلیک بر روی بخش‌های گوناگون ویژه‌های این ماه عزیز، فایل‌های


دلخواه خود را بشنوید و در صورت تمایل، آنها را بر روی رایانه خود، ذخیره نمایید.



- نظرات (0)