سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

امکان ظهور شیطان در قالب انسان



http://upcity.ir/images2/47654670961484065953.jpg

این که  شیطان یا جن از اسرار درون آدمی و نیت و قصد او خبردار باشد که مثلاً فردا چه کاری قصد دارد، انجام دهد، هرگز آن‌ها چنین علم و احاطه علمی ندارند. در هیچ جایی چنین ادعایی نشده به خصوص این که این گونه امور از مصادیق علم غیب است . علم غیب را غیر از خدا و برخی بندگان پاک او انبیا و اولیا که از خداوند دریافت نموده‌اند، کسی دیگر نمی‌داند.

خداوند می‌فرماید هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزاین آن نزد ماست و ما آن را به قدر معلوم نازل می‌کنیم. این آیه نشان می‌دهد که تمام موجودات عالم پیوسته با خداوند هستند و هیچ موجودی نیست مگر اینکه با دیگر موجودات و با خداوند وابسته است.

همچنین این آیه شریفه نشان می‌دهد که عالم لایه‌های عظیمی دارد و ما داریم در پایین‌ترین عالم زندگی می‌کنیم و تازه این عالم را هم به طور کامل درک نکرده‌ایم و داریم در پوسته آن زندگی می‌کنیم نه در عمق آن.
ما حتی جهان مادی و پایین را نیز نتوانستیم به طور کامل درک کنیم زیرا طبق بیان قرآن تمام کهکشان‌ها و ستارگان با هر فاصله‌ای از زمین که باشند تازه چراغ‌های آسمان دنیا هستند و ما هفت آسمان داریم که طبق بیان روایات هر آسمان در مقابل آسمان بالاتر از خود مانند حلقه‌ای است در بیابان.

مهم‌ترین مشکل ما این است که این همه بیان قرآن و روایات را راجع به عوالم دیگر باور نداریم. خداوند در قرآن نیز می‌فرماید : تمام آنچه در آسمان‌ها و زمین است را مسخر شما کرده‌ایم یعنی هفت آسمان می‌تواند تحت تدبیر و قدرت علمی انسان قرار گیرد.
شیطان یک اصل کلی را به ذهن انسان القا می‌کند و بعد انسان با توان نامتناهی خود چنان فروع آن را گسترش می‌کند که خود شیطان متعجب می‌شود و به عبارتی انسان معلم شیطان می‌شود.

البته این قدرت قابل سوء استفاده است و خداوند نفرموده که این قدرت را می‌دهم ولی راه سوء استفاده از آن را می‌بندم بلکه این قدرت برای این آفریده شده است که با انسان اتمام حجت شود تا با این وسایل به سوی خدا حرکت کند. به عنوان مثال ما از عالم مغناطیس هیچ نمی‌دانیم و تنها یک سری قواعد مغناطیسی را بلدیم، حال اگر ثابت شود که نفسی وجود دارد که بدنش به جای اینکه مادی باشد از انرژی مغناطیسی تشکیل شده و می‌تواند با ما رابطه برقرار کند و در راستای وجود قرار گیرد بسیاری از پیش‌فرض‌های ما عوض می‌شود.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه انسان در مقابل لشکر شیطان متکی به عظمت نامتناهی الهی است، گفت: علاوه بر این انسان بر اساس فطرت و سنت الهی که اساسش بر هدایت است می‌تواند به راحتی بر نیروهای شیطانی غلبه کند.
همین‌که خداوند فرموده تمام این آنچه در آسمان‌ها و زمین است مسخر انسان است نشان می‌دهد که انسان نمی‌تواند تحت تسخیر موجودات عوالم دیگر قرار گیرد و هر موجودی تنها زمانی می‌تواند با انسان ارتباط برقرار کند که از راه اراده و شعور انسان وارد شود.

هر چه خداوند شیطان را قوی خلق کرده باشد طبق تصریح قرآن و روایات انسان از او قوی‌تر است و به همین دلیل کید شیطان در مقابل انسان ضعیف است. اتحاد شیطان با انسان تنها در عالم مثال اتفاق می‌افتد و این ارتباط به طوری است که انسان از درون نسبت به کاری وسوسه می‌شود و به همین دلیل مقاومت او در برابر این وسوسه‌ها بسیار کم و آسیب‌پذیر است.
ما فکر می‌کنیم شیطان بسیط و ساده است، در حالی که طبق روایات شیطان در برابر هر موضوع و مشکلی که قرار می‌گیرد فراخوان می‌دهد به همه شیاطین و کفار اجنه را جمع می‌کند و راه‌های مختلف را برای فریب او امتحان می‌کند. ما هنوز تصوری از کیدهای شیطان نداریم، در حالی که آیت‌الله بهجت می‌فرمود حالت انسان باید حالت کسی باشد که وارد میدانی شده است که از شش طرف دارد به سوی او تیر می‌آید.

علامه طباطبایی با استفاده از محکمات قرآن خصوصیاتی را برای عالم جن برمی‌شمارد، به این صورت که عالم جن فرعی از خلقت انسان است، مستور از حواس ماست، اجنه قبل از خلقت انسان موجود بوده‌اند، از آتش خلق شده‌اند، آن‌ها نیز زندگی و مرگ و بعث دارند، دارای دو جنس مرد و زن هستند، بعضی انسان‌ها تحت تسخیر اجنه قرار می‌گیرند که البته این‌ها با اراده و شعور خودشان است.
شیطان را از اراده انسان بر او مسلط می‌شود، پس اگر می‌خواهیم راه نفوذ شیطان را ببندیم باید حساسیت‌های خود را تقویت کنیم و در مقابل حرام و حلال و حتی موارد شبهه‌ناک حساس باشیم تا اراده‌مان تقویت شود شیطان یک اصل کلی را به ذهن انسان القا می‌کند و بعد انسان با توان نامتناهی خود چنان فروع آن را گسترش می‌کند که خود شیطان متعجب می‌شود و به عبارتی انسان معلم شیطان می‌شود.
نکته دیگر اینکه هر انسانی که تحت تصرف شیطان قرار می‌گیرد همان‌گونه که گفته شود یا باید با اراده خود او باشد و یا با اراده انسان دیگری زیرا انسان مرتبه‌اش از کل مراتب عالم خلقت بالاتر است.

 انسان دو فطرت دارد، یکی شوق به سوی کمال از طریق شوق به موجودات متعالی حاصل می‌شود و دیگر نفرت از نقص است که با نفرت از شیطان موتور حرکت انسان به سمت کمال تسریع می‌شود.
شیطان را از اراده انسان بر او مسلط می‌شود، پس اگر می‌خواهیم راه نفوذ شیطان را ببندیم باید حساسیت‌های خود را تقویت کنیم و در مقابل حرام و حلال و حتی موارد شبهه‌ناک حساس باشیم تا اراده‌مان تقویت شود.

شیطان هیچ‌گاه نمی‌تواند در درون انبیا نفوذ کند زیرا حتی اگر بگوییم شیطان توانست وسوسه‌ای را نسبت به یکی از انبیا از درون خود داشته باشد با عصمت انبیا منافات دارد، به همین دلیل شیطان هر گاه بخواهد با انبیا و اولیای الهی روبرو شود مجبور است در نظام بیرونی با آن‌ها روبرو شود، به همین دلیل برای آن‌ها متجلی می‌شود.
درباره دیگر انسان‌ها نیز شیطان می‌تواند به هر شکل و صورتی که بخواهد درآید، همان‌طور که در روایات آمده است در جنگ بدر به شکل سراقه بن مالک درآمد و مردم را به جنگ تشویق می‌کرد و وقتی ملائکه‌ای که به کمک مؤمنان آمده بودند، دید، فرار کرد و وقتی مردم پرسیدند چرا فرار می‌کنی گفت من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید. همین‌طور در روایات فراوانی داریم که شیطان هرگونه که بخواهد می‌تواند برای انسان ظاهر شود.

قریش هنگامی که تصمیم برای حرکت به سوی میدان بدر گرفتند، از حمله طایفه بنی کنانه ترس داشتند، زیرا قبلاً با هم دشمنی داشتند. در این هنگام ابلیس در چهره «سراقه بن مالک» که از سرشناسان قبیله بنی کنانه بود، به سراغ آن‌ها آمد و اطمینان داد که با شما موافق و هماهنگم . کسی بر شما غالب نخواهد شد، اما به هنگامی که نزول ملائکه را دید، عقب‌نشینی نمود و فرار کرد

امکان ظهور شیطان در قالب انسان :

http://upcity.ir/images2/73962391326101854404.jpg

برخی بر آن هستند که ابلیس نمی‌تواند در شکل انسانی ظاهر گردد، ولی در مقابل عده‌ای بر آنند که دلیلی بر محال بودن این کار وجود ندارد ، به خصوص که در روایات در این به اره به نکته‌هایی اشاره شده که می‌رساند شیطان به شکل‌های گوناگون از جمله به صورت انسانی گاهی ظاهر می‌شود. مثلاً در قرآن آمده است :
«به یاد آورید هنگامی را که شیطان، اعمال مشرکان را در نظرشان جلوه داد و گفت: هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمی‌گردد و من همسایه شمایم، اما هنگامی که دو گروه (جنگجویان و حمایتِ فرشت‌گان از مؤمنان) را دید، به عقب بازگشت و گفت: از شما بیزارم. چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید» (انفال آیه 48.) از ظاهر این آیه به دست می‌آید که شیطان می‌تواند به صورت آدمی نمودار شود.

(تفسیر نمونه، ج 7، ص 201، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1329 ش.)

در روایتی که در بسیاری از کتب نقل شده، می‌خوانیم قریش هنگامی که تصمیم برای حرکت به سوی میدان بدر گرفتند، از حمله طایفه بنی کنانه ترس داشتند، زیرا قبلاً با هم دشمنی داشتند. در این هنگام ابلیس در چهره «سراقه بن مالک» که از سرشناسان قبیله بنی کنانه بود، به سراغ آن‌ها آمد و اطمینان داد که با شما موافق و هماهنگم . کسی بر شما غالب نخواهد شد، اما به هنگامی که نزول ملائکه را دید، عقب‌نشینی نمود و فرار کرد.

(شیخ صدوق، امالی، مجلس پانزدهم، حدیث 10)

منظور از ظاهر شدن شیطان این نیست که از ماهیت حقیقی خود خارج می‌شود و تغییر ماهیت دهد،بلکه منظور آن است که در قوه حس و ادراک انسان به صورت‌های مختلفی محسوس می‌شود، بدون این که تبدل ماهیتی صورت گیرد
از این بیان معلوم می‌شود که شیطان می‌تواند به شکل برخی در آمده و برای مردم ظاهر گردد و مردم او را ببینند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چندین روایت نقل کرده که در صدر اسلام در چند مورد (در جنگ‌ها و مقاطع مختلف) ابلیس به شکل بعضی از کفار نمودار شده و با کفار سخن می‌گفته، آن‌ها را به مخالفت با پیامبر تشویق نموده است مثلا در روز رحلت پیامبر به صورت «مغیره بن شعبه» نمودار شد و مردم را بر ضد بنی‌هاشم تحریک کرد.

(المیزان، ج 9، ص 110، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379 ش).

از مجموع این گونه مطالب عده‌ای استنباط کرده‌اند که شیطان می‌تواند به صورت انسان‌های بد طینت ظاهر شود . در قالب نصیحت و خیرخواهی آنان را به سوی گمراهی و ضدیت با حق دعوت کند . در قالب‌های گوناگون مردم را در برابر حق قرار دهد!

جدایی از شیطان

منظور از ظاهر شدن شیطان این نیست که از ماهیت حقیقی خود خارج می‌شود و تغییر ماهیت دهد،بلکه منظور آن است که در قوه حس و ادراک انسان به صورت‌های مختلفی محسوس می‌شود، بدون این که تبدل ماهیتی صورت گیرد.
در مقابل جمعی از مفسران از آیه:‌ «إنّه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ؛( اعراف  آیه 27.) در حقیقت او (شیطان) و قبیله‌اش شما را از آن جا که آن‌ها را نمی‌بیند،‌ می‌بیند» غیر قابل رؤیت بودن شیطان و جن را استنباط می‌کنند، و می‌گویند: معلوم می‌شود که آدمی نمی‌تواند شیطان را با شکل و صورت خودش ببیند.

ظاهراً منافاتی بین این دو دیدگاه و دو رویکرد وجود ندارد چون مراد آیه شاید عدم رؤیت شیطان، مربوط به صورت واقعی او باشد، یعنی کسی شیطان را به صورت واقعیش نمی‌بیند، اما شیطان ممکن است به صورت انسان ناپاک و یا موجودی دیگر نمودار گردد و برخی او را بینند، اما در عین حال از بعضی روایات معلوم می‌شود که انبیا(علیهم السلام) ابلیس را به صورت واقعیش دیده‌اند.

تفسیر نمونه، ج 7، ص 20.

شیطان نه تنها به صورت پیامبر و امامان ظاهر نمی‌شود، بلکه به صورت شیعیان پاک و اولیای الهی هم ظاهر نمی‌شود. رسول خدا فرمود: شیطان در صورت من درنیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانش
امّا این که شیطان یا جن از اسرار درون آدمی و نیت و قصد او خبردار باشد که مثلاً فردا چه کاری قصد دارد، انجام دهد، هرگز آن‌ها چنین علم و احاطه علمی ندارند. در هیچ جایی چنین ادعایی نشده به خصوص این که این گونه امور از مصادیق علم غیب است .

علم غیب را غیر از خدا و برخی بندگان پاک او انبیا و اولیا که از خداوند دریافت نموده‌اند، کسی دیگر نمی‌داند. شیطان هرگز چنین قدرت و صلاحیتی ندارد که از آن گونه امور خبردار شود.

البته شیطان نمی‌تواند به صورت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و پیامبران دیگر ظاهر شود.

رسول الله فرمود:

«هر کس که مرا در خواب ببیند، پس مرا به واقع دیده است، زیرا شیطان به من تشبیه پیدا نمی‌کند و به شکل من ظاهر نمی‌شود.

محدث قمی، سفینة البحار، ج 1، ماده شطن، ص 699.

نیز روایت شده که شیطانی است مذهّب نام که بر هر صورتی ظاهر می‌شود، مگر در صورت پیامبر و وصی پیامبر.

شیطان نه تنها به صورت پیامبر و امامان ظاهر نمی‌شود، بلکه به صورت شیعیان پاک و اولیای الهی هم ظاهر نمی‌شود. رسول خدا فرمود: شیطان در صورت من درنیاید و نه در صورت احدی از اوصیایم و نه در صورت احدی از شیعیانش.

( شیخ صدوق، امالی، مجلس یازدهم، ح 10.)


فرآوری :بصیرت
بخش قرآن تبیان


- نظرات (0)

وضعیت علما در آخرالزمان


http://upcity.ir/images2/88418530250312418721.gif

رسول اکرم (ص) می فرمایند :

(اِذا اَبغَضَ المُسلِمونَ عُلَماءَهُم و...)

(صحیح مسلم ج8ص58)


" هنگامی که مسلمانان با عالمانشان دشمنی کنند..."

البته امروزه علما در میان مردم جایگاه خوبی دارند . حتی میتوان گفت در هیچ زمانی از صدر اسلام تا کنون ، علما ، از چنین جایگاهی در بین مردم برخوردار نبودند اما کم نیستند کسانی که با علما به دشمنی پرداخته و تهمت های ناروایی را به آنها نسبت میدهند .

البته ناگفته نماند که علما (بخوانید عالم نماها) در آخرالزمان وضعیت خوبی ندارند و در احادیث درباره آنها چنین آمده است که ، رسول اکرم (ص) فرمودند :


(سَیَکونُ بَعدی اَئِمَّهٌ یُعطُونَ الحِکمَهَ عَلی مَنابِرِهِم فَاِذا نَزَلُوا نُزِعَت عَنهُم وَ اَجسادُهُم شَرٌ مِنَ الجِیَفِ)

(الزام الناصب ص195)

" پس از من پیشوایانی پدید می آیند که چون بر فراز منبر قرار گیرند ، سخنان حکمت آمیز می گویند ، پس هنگامی که از منبر فرود آمدند نور حکمت و ایمان از آنها گرفته می شود ، چنین دانشمندانی از مردار پلیدتر هستند"

و اما بعد از خواندن این حدیث باید این نکته را هم متذکر شویم که ، این حدیث جوازی نیست برای بی احترامیِ به تمامی عُلما ، چرا که خیلی از عُلما ، عُلمای واقعی هستند . و به قول امام خمینی : اگر یک آخوند بد بود نباید بگوییم آخوندها بدند ، بلکه باید بگوییم آن (آخوند بد) دزدی است در لباس روحانیت !!!

*** از این نکته غافل نشویم ***



- نظرات (0)

بهانه

در زمان طاغوت دوستى در قم داشتم كه مى‏گفت: وقتى مى‏خواهم به مسافرت بروم، مقدارى سوهان‏ و شيرينى مى‏خرم و همين كه وارد اتوبوس شدم به راننده‏ و شاگرد راننده تعارف مى‏كنم.

در بين راه يا موسيقى روشن نمى‏كند و يا اگر روشن كرد با تذكّر من خاموش مى‏كند.

منبع:خاطرات حجت الاسلام قرائتى،جلد 2،صفحه: 25


- نظرات (0)

حرمت یتیم داری

حضرت محمد ص می فرماید:

اگه دوست داری دلت نرم و حاجت و آرزوت برآورده بشه

به یتیم رحم کن و دست محبت به سرش بکش

و از غذای خودت بهش بده ...

منبع:كنزالعمّال ، صفحه 169



- نظرات (0)

ملاک حرمت گذاشتن تصویر زنان در وبلاگ ها

ملاك حرمت يك تصوير اين است كه باعث تحريك شهوت غالب انسانها شود

وملاك شخصي نيست يعني اگركسي بگويد من ازتصاوير زنان برهنه تحريك نميشم

اگرچه راست هم بگويد اما چون زنان برهنه غالب جوانان را تحريك ميكند فلذا براي همه حرام ميشود


سؤال:آیا درج عکس زنان چادری یا مانتویی

که در مراسمات مذهبی شرکت می کنن و با حالتهایی چون

خنده ؛ کشیدن پرچم روی صورت ؛ نوشتن جملاتی روی دست برای ابراز محبت به رهبری و ... اشکال پیدا میکند؟

جواب:اينگونه تصاوير اگر اززنان مسلمان باشد وحجاب آنهاكامل ولباس تنگ ومحرك نپوشيده

باشندباشددرج آنهادرسايت هااشكالي ندارد

سؤال:درج عکسهای زنان بدحجاب در وبلاگ ها و مقایسه اون با عکسهای زنان با حجاب چطور؟

جواب:درج عكسهاي زنان بدحجاب اگربه صورت شطرنجي باشد

به طوري كه صورت وبدن وموي آنها معلوم نباشد وباعث تحريك نشوند اشكال ندارد

سؤال:درج زنان تازه مسلمان که با قیافه محجبه آرایش کرده هستند چطور؟

جواب:اينگونه عكسها نبايدنمايش داده شود چون حكم زن مسلمان واحد است

چه تازه مسلمان باشد چه نباشد چه جوان باشد چه نباشد

سؤال:درج عکسهای زنان بیگانه تا چه حد مجاز است؟

جواب:زنان غيرمسلمان فقط جايز است موي سرومقداري ازدست(از آرنج به پايين)

وپاي آنها كه غالبآنميپوشانند(همان گونه كه درفيلمهاي تلوزيون ايران نمايش داده ميشوند)

نمايش داده شوندالبته به شرط آنكه صورت آنها آرايش كرده ومحرك نباشد

سؤال:درج عکسهای عشقی با یک دختر و پسر؟

جواب:اينگونه عكسها چون محرك شهوت هستند درج حرام است

ارسالی از وبلاگ حجره مجازی
http://tousheh.blogfa.com



- نظرات (0)

ای آدم

ای انسان!

سوگند به روز، وقتی که روشن می شود و سوگند به شب، وقتی که آرام می گیرد، من نه تو را به

حال خود رها کرده و نه با تو دشمنی نموده ام. (ضُحی ۲ ـ ۱)

دریغا! هر کس را که به سویت فرستادم تا بگویم؛ من تو را دوست دارم و خواستم راهی پیش پایت

بگذارم، او را مسخره کردی. (یس ۳۰)

این عادت دیرینۀ تو بود؛ هرگاه خشنودت کردم، از من روی گرداندی و هر وقت رنجی به تو رسید، از

من نومید شدی. (اسراء ۸۳) 

آیا این من نبودم که بار سخت و سنگین را از پشت تو برداشتم؟ (شرح ۳ ـ ۲)
 
آیا به جز من، خدای دیگری برایت خدائی کرده است؟ (اعراف ۵۹)
 
پس به کجا می روی؟ (تکویر ۲۶)
 
برگرد! و راضی و مطمئن برگرد تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر ۲۹ ـ ۲۸)


- نظرات (0)

زن و مرد ازدیدگاه قرآن

پرسش :

چرا قرآن از زن و مرد يكسان سخن به ميان نمي‌آورد و تمام سخن خدا، حتي در مسايل مربوط به زنان با مردان است؟


پاسخ :

اول: آيات قرآني به چند گروه دسته بندي مي‌شوند:
1. آياتي كه اختصاص به صنف مخصوص ندارند، مانند: آياتي كه در آن سخن از «ناس» و يا «انسان» است، و يا با لفظ «من» ذكر شده است.
2. آياتي كه سخن از مردم دارد، مانند: آياتي كه در آن ضمير جمع مذكر سالم استعمال شده است، و آياتي كه از لفظ «مردم» استفاده شده است و مانند آن، مثل اين‌كه مي‌فرمايد: «يعلمكم ، يعلمهم ... » اين بر اساس فرهنگ محاوره است كه وقتي مي‌خواهند سخن بگويند، مي‌گويند: مردم چنين مي‌گويند، مردم انتظار دارند، مردم در صحنه‌اند، مردم رأي مي‌دهند. اين مردم، در مقابل زنان نيستند، بلكه مردم يعني «توده ناس».
پس نبايد از نحوه تعبيري كه در فرهنگ محاوره و ادب رايج است، چنين برداشت كرد كه قرآن فرهنگ مذكرگرايي دارد. بلكه از باب غلبه، خطاب به صورت مذكر بيان مي‌شود.
3. آياتي كه در آن لفظ مرد و زن به كار رفته است و به صراحت مي‌گويد:
در اين جهت زن و مرد در كار نيست يا فرقي نمي‌كنند ، نظير آن‌جا كه مي‌فرمايد[1]:
1. «من عمل صالحاً من ذكر و انثي و هو مؤمن فلنحيينه حياة طيبه»[2].
2. و نظير آيات سورة توبه: 9/71 ـ سورة احزاب: 33/35 ـ سورة تحريم: 66/5 ـ سورة نساء: 4/34 ـ سورة حجرات: 49/13 ـ سورة مائده: 5/38 و ... .
در اين آيات، زن در كنار مرد به طور مستقيم، مورد خطاب قرار گرفت. مثلاً «يا نساء النبي».
دوم: ذات اقدس اله در قرآن فرمود: من عهده دار تربيت دل و روح انسان‌ها هستم ، و روح و دل انسان‌ها نه مذكر است و نه مؤنث، لذا در قرآن موضوع زن و مرد را نفي مي‌كند تا جايي براي بيان تساوي يا تفاوت بين اين دو باقي نماند، لذا اگر در سراسر قرآن كريم و هم چنين در سراسر سخنان عترت طاهره ـ عليهم السلام ـ جستجو شود موردي به چشم نمي‌خورد كه قران كمالي از كمالات معنوي را مشروط به مرد بودن بداند يا ممنوع به زن بودن بشمارد ... در تمام سفرهاي چهارگانه هم زن سالك اين راه است و هم مرد و اگر تفاوتي هست در كارهاي اجرايي است و كارهاي اجرايي يك وظيفه است نه يك كمال. البته در بحث هاي فقهي كه عهده دار تقسيم كار است و مسائل اجرايي را شرح مي‌دهد و آن‌ها مربوط به كارهاي اجرايي است. اما در بحث‌هاي تفسيري، كلامي، فلسفي، و عرفاني هيچ بحث از مرد بودن و يا زن بودن نيست. بلكه مربوط به انسانيت انسان مي‌باشد[3].
سوم: در فرهنگ اسلام زن «عورت» است. عورت يعني، چيزي كه آشكار كردن آن ناپسند و زشت است. از اين جهت هر كجا بنا است پوشش و عفت زن حفظ گردد و به ابهت زن ارج نهاده شود، قرآن كريم به صورت غير مستقيم زن را مورد خطاب قرار مي‌دهد. اين يك نكته روان شناسانه و همه پسند است كه ارتباطات رفتاري و غير مستقيم بسيار مؤثرتر از ارتباطات گفتاري و مستقيم است و هيچ وقت تنش و مقاومت منفي را به دنبال ندارد.
چهارم: در نهج البلاغه، پوشش، ارتباط غير مستقيم و حفظ عفت كلام در ارتباط با زنان، به عنوان حقوق زنان مطرح شده است. پوشش به عنوان حق مسلم زنان شناخته شده است و كشف حجاب به عنوان ظلم بزرگ بر زنان.
پنجم: از اين که گفته شد: تمام روي سخن خداوند با مردان است صحيح نيست و حال آن‌كه در قرآن مجيد سوره‌اي مستقل به نام «سورء مريم» به عنوان زن نمونه آمد. سوره‌اي ديگر به نام «سورة كوثر» همچنين سوره‌اي ديگر به نام «سورة نساء» يعني زنان، در قرآن مجيد آمده و در 176 آيه، مو به مو حقوق فردي و اجتماعي زنان را بر شمرده است.
بنابراين، ضرورت دارد پرسشگر محترم در منابع و مباني ديني مانند قرآن كريم و روايات، مطالعه بيشتري داشته باشد و اگر اين زحمت را به جان بخرد، روشن خواهد شد، نه تنها در اين زمينه ضعفي وجود ندارد بلكه اسلام عزيز در ارج نهادن مقام و حقوق زن سنگ تمام گذاشته است. فاطمه زهرا ـ عليها سلام ـ در روايات به «ليلة القدر»[4] معرفي گشته است و از كيماي وجود حضرت زهرا ـ عليها سلام ـ فضه زن نمونه معرفي گشته است، تا جايي كه بخشي از سورة انسان[5] به مقام فاطمه زهرا ـ عليها سلام ـ و كنيزش فضه اشاره دارد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، دكتر غلامعلي حداد عادل.
2. مسئله حجاب، شهيد مطهري.
3. تفسير نور، ج 2، استاد قرائتي.

4. تفسير نمونه، ج 2، ص 113 و ص 115ـ ج 11، ص 276.

[1] . عبدالله، جوادي آملي، زن در آئينة جلال و جمال، انتشارات نشر فرهنگي رجاء، چاپ دوم، 1373، ص87.
[2] . نحل/ 97.
[3] . عبدالله، جوادي آملي، همان.
[4] . تفسير كوفي، تفسير روايي است در يك جلد.
[5] . انسان/ 76 و78 و 79.


- نظرات (0)

دریافت فایل اصلاحی نرم افزار پاسخ


این فایل اصلاحی جهت تطبیق نرم افزار با ویندوزهای 64 بیتی ارائه گردیده است و نرم افزار شما را به نسخه 1.1 ارتقاء می دهد.
علاقه مندان می توانند پس از نصب نرم افزار، با دریافت فایل اصلاحی، آن را از حالت فشرده خارج نموده و محتوای پوشه را در آدرس ذیل جایگزین (Replace) نمایند:
Program FilesAndishePasokh1.0.0:درایو نصب برنامه

منبع : +



دریافت فایل



- نظرات (1)

مطمین باش رفیق

 بدان و مطمین باش

اگرخدابخوادکسی رابه هلاکت برساند

مال و ثروت وحتی عشیره وخانواده هم بکارش نخواهندآمد

ما اغنی عنه ماله وماکسب

درست مانند ابی لهب که به وقت هلاکتش مال و ثروتش بکارش نیامد


- نظرات (0)

این دنیا، آینه است

شما در برابر آینه اگر خندان باشی چهره‌ای خندان می‌بینی

و اگر گریان باشی چهره‌ای گریان را تماشا می‌کنی؛

این دنیا هم آینه‌وار است،

از این‌رو شما همان می‌بینی که هستی و انجام می‌دهی.


هر دست که دادند همان دست گرفتند

این فرمولی است که قرآن کریم دارد و می‌گوید:

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا

 یعنی اگر خوبی کنی خوبی می‌بینی و اگر بدی کنی بدی می‌بینی.


- نظرات (0)