سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

آثار تلاوت قرآن

پاك ترین كتاب هستى

قرآن پاك ترین كتاب, از مبدا پاكى و طهارت, بر پاك ترین قلب عالم هستى, تلاوت و از لبان پاك ترین مخلوق الهى, بر عالم وجود عرضه گردید. و به همین خاطر, تنها كسانى مى توانند به این مصحف مطهر نزدیك شده, و از نور پر فیض آن بهره مند گردند كه ظاهر و باطنى پاك و طاهر داشته, و از هر گونه آلودگى جسم و روح منزه باشند. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ  فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ  لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» 2

با توجه به حساسیت موضوع, خوبست كه مصادیق طهارت را یك به یك برشمرده, و پیرامون آنها, اندكى درنگ نماییم:

 

طهارت كلى جسم

اولین شرط براى تماس با قرآن, پاك بودن از جنابت و داشتن وضو است و بنابر فتواى حضرت امام خمینى(ره):

((مس نمودن خط قرآنى یعنى رساندن جایى از بدن به خط قرآن, براى كسى كه وضو ندارد, حرام است.))3

و اما براى اینكه گرفتن وضو, ذهنمان را از تخیلات پراكنده خالى سازد, و ما را در هاله اى از معنویت و عرفان قرار دهد, لحظاتى قبل از شروع به آن, به یاد كلام شیرین حضرت امام صادق(علیه‌السلام) بیفتیم, و ضمن عرض ارادت به آن ستاره هدایت, این حالت روحانى را در خود بوجود آوریم

((چون قصد وضو كنى, به آب نزدیك شو, مانند كسى كه مى خواهد خود را به رحمت پروردگار متعال نزدیك كند. زیرا خداوند آب را وسیله مناجات و قرب خود قرار داده است.))4

 

طهارت دهان

در چند حدیث شریف كه از ائمه معصومین(علیهم السلام) نقل گردیده, از دهان بعنوان ((راه قرآن)) و ((یكى از راههاى پروردگار)) یاد شده است.

((امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

ـ راه قرآن را پاكیزه سازید.

پرسیدند: اى رسول خدا! راه قرآن چیست؟

فرمود: دهانهاى شما.

پرسیدند: به چه پاكیزه كنیم؟

فرمود: ((به مسواك زدن))5

و در حدیثى دیگر چنین آمده است:

«امام رضا(علیه‌السلام) از پدرانش(علیهم السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

ـ دهانهاى شما راههایى از راههاى پروردگارتان است, آن را پاكیزه سازید.»6

دهان بى حفاظى كه غذاى مشكوك و حرام وارد آن مى شود,

دهانى كه گناهان بزرگى چون دروغ و تهمت و غیبت را مرتكب مى شود,

دهانى كه براى شكستن دل دردمندى بحركت در مى آید,

دهانى كه پیوسته مسلمانان از شر آن در واهمه و عذاب هستند, چگونه مى تواند محل تلفظ آیات قرآن باشد؟!

آرى! تلاوت قرآن باید از دهانى پاك بگذرد. و گر نه آب صاف در یك نهر آلوده, بالاخره آلوده خواهد شد. اگر قرآن از دهان ناپاك بیرون آید, ((رب تال للقرآن و القرآن یلعنه))7

مس نمودن خط قرآنى یعنى رساندن جایى از بدن به خط قرآن, براى كسى كه وضو ندارد, حرام است

طهارت چشم

حلقه سیاه اطراف چشم

((از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمودند: ((اعط العین حقها)) حق چشم را ادا كنید.

عرض كردند: حق چشم چیست یا رسول الله؟

فرمود: ((النظر الى المصحف)) نگاه كردن به قرآن.

زیرا تلاوت قرآن از روى قرآن, طبق حدیث, عبادت است. اگر چشم پاك نباشد, توفیق نظر به قرآن را پیدا نمى كند.))8

چشم هرزه اى كه بدنبال معصیت و خطا مى چرخد, و چشم افسار گسیخته اى كه دیگر در كنترل صاحبش نیست, اگر هم بر روى خطوط قرآن قرار بگیرد, همچون كورى است كه جمال نورانى حق را هرگز مشاهده نخواهد كرد. و به مصداق:

 

آنچه ما كردیم با خود هیچ نابینا نكرد

  در میان خانه گم كردیم صاحبخانه را

 جز خطوطى پى در پى, چیز دیگرى از قرآن نخواهد یافت.

 

طهارت روح

روح ناپاكى كه اسیر اندیشه هاى شیطانى است, روح پژمرده اى كه لطافت و ظرافت خود را از دست داده, و در برخورد با مظاهر معنویت, سرد و بى تفاوت است, روح تیره اى كه زنگار گناه و معصیت, تمامى زوایاى آنرا پوشانده است, روح كوچك و حقیرى كه فقط خود را مى بیند, و سرگرم بازیچه هاى خویش است, چگونه مى تواند معنویت قرآن را به هنگام تلاوت, درك و لمس نماید؟!

اما روح پاك و وارسته اى كه از علائق مادى فاصله گرفته, و بر اثر خودسازى هاى پیوسته, نورانى و پرجلا شده است;

روح بلندى كه با عبادتهاى خالص و ناب و توجهات روحانى حركات شرك آلود و اندیشه هاى شیطانى را از خود دور ساخته است;

این روح با صفا و رحمانى, به هنگام تلاوت قرآن, نورانیت عظیم و فراگیر قرآن را, به خوبى احساس مى كند, و هم در پرتو نور آن, حقایق دیگر را...

 

طهارت سایر اعضاى بدن

بنابر تعبیر آیت الله جوادى آملى: ((گوش و چشم و دست و سایر اعضا نیز راههاى قرآن است)).9

گوشى كه صوت ملكوتى قرآن را مى شنود و متأثر نمى شود, گوشى كه در مسیر خطابهاى قرآن قرار مى گیرد, اما گویا هرگز كلامى و یا خطابى نشنیده است, گوشى كه از شنیدن غیبت و دروغ و تهمت, لذت مى برد, این گوش طهارت ندارد. دستى كه ناپاك است و طهارت ندارد, نباید بسوى قرآن دراز شود «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» 10 جز دست پاكان بدان نرسد.

پس باید تمامى اعضإ بدن را, كه راه هاى قرآن هستند, پاك و مطهر نمائیم تا انوار الهى, وجودمان را نورانیت و روشنائى و صفا بخشد.

 

و اما لحظه اى درنگ!

طهارت كلى جسم, بسیار آسان است. با یك نیت و مقدارى آب, مى توان خود را از آلودگى هاى ظاهرى پاك كرد, و به آسانى قرآن را به لب گذاشت و بوسید و خطوط آنرا لمس نمود.

اما طهارت دیگر اعضا از جمله: دهان و گوش و چشم و روح, به یكباره امكان پذیر نیست, و باید ضمن توكل بر خداوند بزرگ, با جدیت و تمرین و ممارست, رذائل اخلاقى را از جسم و روح زدوده, و آنچنان پاك و طاهر نمائیم كه شایستگى انس و مجالست با كلام وحى ((قرآن)) را بیابیم. ان شا الله.

 

آداب شنوندگان آیات قرآن

شایسته است هنگام شنیدن آواى قرآن و آیات الهى با سكوت عمیق و توجه دقیق موارد زیر را رعایت كنیم:

ـ احترام قلبى خویش را نسبت به كلام الهى ابراز داریم.

ـ در مقابل این بارقه رحمت سر تعظیم و تواضع فرود آوریم.

ـ براى شنیدن این خبر بزرگ آسمانى اعلام آمادگى نمائیم.

ـ با توجه كامل به معانى آن زمینه تدبر و تفكر را در خودمان ایجاد كنیم.

ـ با سكوت و تمركز فكر, جان خود را در معرض تابش این آفتاب حیات بخش قرار دهیم.

ـ قلب و روح خسته و پریشانمان را شاداب و پرتحرك نمائیم.11

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: ((النظر الى المصحف)) نگاه كردن به قرآن.تلاوت قرآن از روى قرآن, طبق حدیث, عبادت است. اگر چشم پاك نباشد, توفیق نظر به قرآن را پیدا نمى كند

قاریان قرآن از منظر امام باقر (علیه‌السلام)

امام پنجم باقر العلوم (علیه‌السلام) قاریان قرآن را به سه دسته تقسیم فرموده و انگیزه هر كدام را بیان فرموده اند:

1 ـ كسانى كه قرائت قرآن را وسیله امرار معاش و تقرب به ملوك و فزون طلبى نسبت به مردم قرار داده اند.

2 ـ كسانى كه قرآن را مى خوانند و فقط حروف آن را گرفته و حدود آن را ضایع كرده اند.

3 ـ كسانى كه قرآن را تلاوت مى كنند و با دستورات شفابخش آن بیمارى‌هاى قلبى و فكرى خود را درمان مى كنند. شب ها با تلاوت قرآن مانوس هستند و روزها در صحنه هاى زندگى از آنها الهام مى گیرند و بخاطر انس با قرآن پهلو از رخت خواب ناز تهى مى كنند.

پس خداوند بخاطر این گروه از حاملان معارف قرآن بلا را از اجتماعات دور مى كند و بخاطر آنان باران رحمت خود را فرو مى آورد. بخدا قسم این دسته در جامعه, از كبریت احمر كمیاب تر اند.13

 

تلاوت كنندگان از منظر امام صادق (علیه‌السلام)

قرآن

امام صادق(علیه‌السلام) تلاوت كنندگان قرآن را به سه گروه تقسیم فرموده و نتیجه عمل آنان را بیان مى فرمایند:

1ـ عده اى براى نزدیك شدن به سلاطین و زورمندان و براى سلطه یافتن بر مردم (قرآن مى خوانند) این دسته اهل آتش اند.

2ـ قاریانى كه الفاظ قرآن را از بركرده خوب مى خوانند ولیكن حدود آن را ضایع نموده اند اینان هم اهل آتش اند.

3 ـ و گروهى قرآن مى خوانند تا زیر پوشش آن قرار گیرند. اینان به محكم و متشابه آن اعتقاد دارند فرایض را بجاى میاورند, حلال آن را حلال و حرام آن را حرام دانسته و در مقام عمل تسلیم قوانین قرآننند. این دسته همان كسانى هستند كه دست رحمت الهى آنان را از هر سقوطى نجات مى دهد و آنان اهل بهشت اند و درباره هر كه بخواهند حق شفاعت دارند.13

 

آداب حفظ قرآن

1ـ حفظ قرآن را از كودكى به فرزندانمان بیاموزیم;

2ـ هنگام حفظ, روخوانى قرآن را بدرستى آشنا باشیم;

3ـ آیات را بالحن و لهجه عربى همراه با تامل و دقت حفظ كنیم;

4ـ روش ترتیل را بیاموزیم و با همین روش آیات را فراگیریم;

5ـ از یك جلد قرآن خوش خط و معین استفاده كنیم;

6ـ روزى نیم ساعت تمرین داشته باشیم و كم كم مدت آنرا زیاد كنیم;

7ـ در اوقات منظم مثلا هر روز ساعت 7 صبح به حفظ بپردازیم;

8ـ حفظ را با سوره هاى كوچك آغاز كنیم;

9ـ یك بار به صورت كند, یك بار به صورت متوسط و بار دیگر به صورت تند تمرین كنیم;

10ـ هنگام عصبانیت, گرسنگى, تشنگى و خواب آلودگى حفظ نكنیم;

11ـ شماره آیات و صفحه قرآن را بخاطر داشته باشیم;

12ـ حفظ قرآن نیاز به تكرار مداوم دارد.;

13ـ در مسافرت ها مى توانیم بیشتر به تكرار بپردازیم;

14ـ براى حفظ, از قرآن هاى ترجمه شده استفاده نكنیم;

15ـ آیه هاى طولانى و سور طولانى را مى توانیم بخش بخش كنیم;

16ـ در حفظ آیات شبیه به هم حفظ شماره آیات و دقت بیشتر لازم است;

17ـ حفظ قرآن به صورت مباحثه دونفرى آسان تر و مفیدتر است.

 

آثار تلاوت قرآن

1 ـ نورانیت قلب

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): ((ان هذه القلوب تصدأ كما یصدأ الحدید. قیل: یا رسول الله فما جلاوها؟ قال: تلاوه القرآن)) این دلها نیز همانند آهن زنگار مى بندد. عرض شد: اى رسول خدا, صیقل دهنده دلها چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن.

عن امیر المومنین(علیه‌السلام): ((ان الله سبحانه لم یعظ إحدا بمثل هذا القرآن, فانه حبل الله المتین وسببه الامین وفیه ربیع القلب وینابیع العلم وما للقلب جلا غیره)) خداوند سبحان, هیچ كس را به چیزى مانند این قرآن اندرز نداده است; زیرا قرآن ریسمان محكم خدا و دستاویز مطمئن اوست. در این قرآن بهار دل است و چشمه هاى دانش. و براى صیقل دادن دل, چیزى جز آن وجود ندارد.

2 ـ زیاد شدن حافظه

3 ـ ایجاد معنویت در میان اهل منزل

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): ((ما اجتمع قوم فى بیت من بیوت الله یتلون كتاب الله ویتدارسونه بینهم الا نزلت علیهم السكینه وغشیتهم الرحمه وحفتهم الملائكه...)) هیچ گروهى در خانه اى از خانه هاى خدا براى تلاوت كتاب خدا و مباحثه آن جمع نشدند, مگر این كه آرامش بر آنان فرود آمد و رحمت فرایشان گرفت و فرشتگان آنان را در میان گرفتند...

4ـ سعه صدر و توسعه روزى

قال النبى(صلی الله علیه و آله): ((نوروا بیوتكم بتلاوه القرآن!.. فان البیت اذا كثر فیه تلاوه القرآن كثر خیره و أمتع أهله...)) خانه هاى خود را به خواندن قرآن روشن كنید... چون تلاوت قرآن در خانه زیاد شود, خیر آن افزایش پیدا مى كند و اهل آن از نعمت هاى الهى برخوردار مى شوند.

عن على(علیه‌السلام): ((افضل الذكر القرآن به تشرح الصدور و تستنیر السرائر)) بهترین ذكر (وسخن) قرآن است,با قرآن است كه سینه ها فراخ مى شود و درونها روشن مى گردد.

5 ـ قدرت و توكل در برابر ناملایمات14

 

2ـ واقعه, 79 ـ 77.

3ـ توضیح المسائل ـ مسئله 317.

4ـ مصباح الشریعه, باب دهم.

5ـ الحیات, ج 2, ص 161 ـ 162.

6ـ همان.

7ـ چه بسا تلاوت كننده قرآن كه قرآن او را لعن مى كندـ مستدرك ج 1 ص 291..

8ـ آداب قرآن, مهدى مشایخى, ص 104.

9ـ همان, ص 105.

10ـ واقعه, 79.

11ـ آداب قرآن, مهدى مشایخى, ص 166.

12ـ امالى صدوق, ص 179 والحیات ج 2, ص 171.

13ـ الحیاه, ج 2, ص 172.

14ـ با استفاده از آموزش قرآن, عبدالرحیم موگهى.

 


- نظرات (0)

ثواب نگاه کردن به قرآن

یکى از دستورهایى که پیشوایان دین در باب تلاوت قرآن به ما داده اند، خواندن از روى آن است و روى این مسئله تأکید فراوانى کرده اند. چه بسا علت این تأکید، بهره گرفتن از "نورانیت" قرآن است ، تا مسلمانان از آن بهره بیشترى ببرند و نورانیتش در آنان اثر گذارد.

احادیثى از معصوم علیه السلام رسیده است که : انسان هر وقت مى خواهد قرآن بخواند، از روى خط قرآن تلاوت کند، زیرا قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. از جمله احادیثى که بر این مطلب صراحت دارد، روایت اسحاق بن عمار است که به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: جانم به قربانت ، من قرآن را حفظ کرده ام آیا از حفظ بخوانم یا از روى آن ؟

امام علیه السلام فرمود:

از روى آن بخوان . زیرا که قرائت از روى قرآن ثواب بیشترى دارد. مگر نمى دانى که نگاه کردن به قرآن علاوه بر خواندن آن ، مستقلا عبادت محسوب مى گردد.1

باز امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس قرآن را از روى آن تلاوت کند چشم وى نیز از قرآن بهره بردارى مى نماید و از عذاب او و پدر و مادرش هم کاسته مى شود گرچه با کفر از دنیا رفته باشند.2

رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز در این باره فرمودند:

هیچ چیز بر شیطان سخت تر از آن نیست که انسان قرآن را از روى آن بخواند.

نیز روایت شده که فرمود: سهم چشم هایتان را از عبادت بپردازید. پرسیدند: یا رسول الله ! سهم چشم از عبادت چیست؟ فرمود: نگاه کردن به قرآن و تفکر در آن و پند گرفتن از شگفتى هاى آن است. 3 و نیز چنین فرمود: برترین عبادت امت من تلاوت قرآن با نگاه به آن است. 4

از روایت فوق به دست مى آید که تنها خواندن قرآن ، تلاوت کامل و مطلوب نیست . بلکه علاوه بر خواندن اگر به آیات الهى ، نگاه شود و قرآن در مقابل فرد تلاوت کننده قرار داشته باشد بهتر است . شاید از این احادیث بتوان استفاده کرد که خواندن قرآن از روى آن به تدبر و تفکر نزدیکتر است تا حفظ خواندن .

خواننده قرآن هر وقت نگاره خود را متوجه الفاظ قرآن کند و فکرش را در معانى آیات آن جولان دهد و در علوم و معارف الهى و حیات بخش و پر بهایش تفکر نماید، از این دقت و تفکر، قهرا در خود احساس لذت مى کند و در روح وى سرور و شادمانى و در دلش روشنایى و نورانیت خاصى پیدا مى گردد.

فواید خواندن قرآن از روی آن

تشویق به قرائت از روى قرآن ، داراى علل و اسرار قابل توجهى است از جمله :

خواندن قرآن

اول: قرائت از روى آن باعث تکثیر و ازدیاد نسخه هاى قرآن مى گرد؛ زیرا اگر در قرائت قرآن تنها به نیروى حافظه قناعت و اکتفا شود مسلمانان به نسخه هاى قرآن احساس نیاز نمى کنند و تدریجا متروک و فراموش مى شود. در این صورت نه تنها نسخه هاى قرآن رو به ازدیاد و فزونى نمى رود بلکه کم کم از بین رفته و یا کمیاب خواهد گردید.

دوم: قرائت از روى قرآن آثار و خواصى دارد که در این احادیث به پاره اى از آن ها تصریح شده : از جمله آمده ، که هر کس قرآن را از روى آن بخواند چشم او از نگاه کردن به قرآن لذت مى برد و از آن بهره بردارى مى نماید و نور آن زیاد مى شود. چشم از دردها و بیمارى ها و نابینایى ، سالم و محفوظ مى ماند.

سوم: قرائت از روى آن سبب مى شود که خواننده در قرآن بیشتر دقت کند و از نکات دقیق و لطایفى که در آیات آن به کار رفته ، لذت و بهره بیشترى ببرد زیرا انسان از تماشاى مناظر و دیدنى هاى مورد علاقه اش لذت مى برد و این تماشا در دید و تفکر او حسن تأثیر، سرور و شادمانى مى بخشد. همچنان خواننده قرآن هر وقت نگاره خود را متوجه الفاظ قرآن کند و فکرش را در معانى آیات آن جولان دهد و در علوم و معارف الهى و حیات بخش و پر بهایش تفکر نماید، از این دقت و تفکر، قهرا در خود احساس لذت مى کند و در روح وى سرور و شادمانى و در دلش روشنایى و نورانیت خاصى پیدا مى گردد.

چهارم: باعث تخفیف گناه از والدین تلاوت کننده مى شود.

امام صادق علیه السلام در این رابطه فرمود: کسى که قرآن را از روى آن بخواند خدا دیدگان او را بهره مند مى گرداند و به وسیله آن گناهان پدر و مادرش را تخفیف مى دهد، اگرچه آنان کافر باشند.5

پنجم: رعایت حق قرآن مى شود. قرآن هایى که در منازل ، مساجد و اماکن متبرکه وجود دارد هر کدام حقى به گردن مسلمانان دارند. اداى حقوق آنها، باز کردن ، نگاه کردن در آنها و قرائت است .

1- اصول كافى ، ج 4، كتاب فضیلت قرآن . ص 418، حدیث 5.

2- ثواب الاعمال ، ص 231. اصول كافى ، ج 4، ص 417، حدیث 1 و 4.

3- الجامع الصغیر.

4- آداب المتعلمین ، ص 151.

5- مصباح كفعمى ، ج 2، ص 531.

 

منبع : تأثیر قرآن در جسم و جان مولف: نعمت الله صالحى حاجى آبادى 



- نظرات (0)

ضرورت و اهمیت حفظ قرآن کریم

آثار حفظ قرآن

تبیین فوائد، برکات و آثار حفظ قرآن یکی از اصلی ترین آنهاست. در این چند سطر پیش رو سعی خواهد شد به اختصار به نکاتی در این خصوص اشاره شود:

تکرار در تلاوت آیات باعث حفظ آنها خواهد شد، بنابراین تمامی آثاری که بر تلاوت قرآن مترتب است و در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) منعکس شده است برای حفظ قرآن نیز صادق خواهد بود. با دقت نظر بیشتر در احادیث و توجه به حالات و تغییر روحیات حافظان قرآن کریم می توان آثار و برکات متعددی برای حفظ قرآن بر شمرد که از حوصله این سطور خارج است

چه بسا برای حافظ قرآن زمینه ارتکاب گناه یا رسوخ یک برداشت غلط و ناصواب و یا یک فکر انحرافی ایجاد می شود، اما وقتی به خود تذکر می دهد که شخصیتی مطهر و الهی چون قرآن مراقب و همراه اوست، دیدگانش بینا می شود و این روشن بینی باعث جلوگیری از آن انحراف خواهد شد:

«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ (اعراف /201)

البته این سخن بدان معنا نیست که حافظان قرآن معصومند یا کسانی که حافظ قرآن نیستند از طرق دیگر به این مقام نمی رسند، اما به آن معناست که یک حافظ قرآن، به نسبت قبل از ارتباط خود از طریق حفظ با قرآن کریم، در این زمینه پیشرفتی چشمگیر خواهد داشت.

از سوی دیگر ایجاد این انس و ارتباط همراه با علاقه و عشق باعث می شود تا کمال همنشین در طرف مقابل تأثیر گذاشته و به تدریج خصوصیت پسندیده ای در حافظ قرآن پدید آید. بدیهی است دریافت این خصوصیات به میزان ظرفیت و استعداد حافظ قرآن میسر خواهد بود. از مهم ترین این خصوصیات آرامش و طمانینه ای است که در قر آن کریم موج می زند:

الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/ 28)

ذکر خداوند متعال باعث اطمینان است و این ذکر مبارک همان قرآن کریم است:

وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ (انبیاء /50)

آرامش، گمشده انسان امروز است و همگان از طرق گوناگون در پی آنند، اما روشن است که قرآن کریم کوتاه ترین راه و آسان ترین مسیر برای دستیابی به این مهم است.

قرآن

ناگفته پیداست، علاوه بر آثار فوق - همان گونه که ذکر شد- تکرار در تلاوت آیات باعث حفظ آنها خواهد شد، بنابراین تمامی آثاری که بر تلاوت قرآن مترتب است و در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) منعکس شده است برای حفظ قرآن نیز صادق خواهد بود. با دقت نظر بیشتر در احادیث و توجه به حالات و تغییر روحیات حافظان قرآن کریم می توان آثار و برکات متعددی برای حفظ قرآن بر شمرد که از حوصله این سطور خارج است.

از دیگر آثار قابل توجه حفظ قرآن همان است که در سخنان مقام معظم رهبری ذکر شده و آن «ایجاد زمینه تدبر و تفکر در آیات قرآن» است به فرموده ایشان برای یک حافظ قرآن که با الفاظ قرآن و مفاهیم آن مانوس است، توجه به نکات ارزشمند و استخراج راهکار برای اصلاح و بهبود زندگی مادی و معنوی و دستیابی به حیات طیبه تسهیل می شود و حافظ قرآن برای جریان دادن ذهن در آیات قرآن از توانمندی خوبی برخوردار است. البته ضروری است برای رسیدن به این سطح در آموزش های حفظ قرآن، در کشور تحولی ایجاد شود و به گونه ای برنامه ریزی صورت پذیرد که این مهم تحقق یابد.

قال علی (علیه السلام): «قرووا القرآن و استظهروه فان الله تعالی لا یعذب قلباً وعی القرآن». قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر سپارید، زیرا خداوند متعال دلی را که قرآن در خود دارد عذاب نمی کند

آثار حفظ قرآن در روایات

امید است با همدلی تمامی دستگاه های متولی فعالیت های قرآنی و مراکز مردمی و شخصیت های قرآنی موثر و با برنامه ریزی و توکل بر خداوند متعال هر چه زودتر تحقق منویات مقام معظم رهبری را شاهد باشیم. در پایان این بحث به نمونه هایی از احادیث اهل بیت (علیهم السلام) در باب فضیلت و برکات حفظ قرآن کریم اشاره می گردد:

قال رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم):«من اعطاء الله حفظ کتابه فظن ان احدا اعطی افضل مما اعطی فقد غمط افضل النعمه» : هر کس که خداوند حفظ کتابش را به او ببخشد و گمان برد به کسی چیزی بهتر از او داده شده، با فضیلت ترین نعمت را کوچک شمرده است.

قال رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم): «لحامل القران اذا عمل به فاحل حلاله و حرم حرامه شفع فی عشره اهل بینه یوم القیامه کلهم قد وجبت له النار» : حافظ عامل به قرآن که حلال آن را حلال و حرام آن را حرام می شمارد فردای قیامت  در مورد 10 نفر از بستگانش- که همگی آنها اهل آتشند- حق شفاعت دارد.

قال علی (علیه السلام): «قرووا القرآن و استظهروه فان الله تعالی لا یعذب قلباً وعی القرآن» . قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر سپارید، زیرا خداوند متعال دلی را که قرآن در خود دارد عذاب نمی کند.

قال رسول الله (صل الله علیه واله وسلم):«ان الذی لیس فی جوفه شیء من القرآن کالبیت الخراب» : کسی که در درونش چیزی از قرآن نیست، دلش مانند خانه ویران است.

قال الامام الصادق (علیه السلام): «الحافظ القرآن العامل به مع السفره الکرام البرره»: حافظ قرآن که بدان عمل کند، در آخرت رفیق و همراه فرشتگان و سفیران الهی خواهد بود.

منبع : معاون ارتباطات سازمان دارالقرآن الکریم ؛ محمد مهدی بحرالعلوم



- نظرات (0)

چرا از ما سلب توفیق می شود؟

بعضی مسائل برای ما مخفی است؛ برای مثال شب قدر در چند شب پنهان است و انسان باید در همه این شبها بیدار بماند تا شب قدر واقعی را دریابد یا طاعت مقبول در میان طاعتها مخفی است و مشخص نیست كه خدای سبحان كدام اطاعت را قبول می‏كند، پس انسان نباید هیچ اطاعتی را ترك كند.

عِقاب هم در میان گناهان مخفی است و معلوم نیست كه انسان برای كدام گناه عقاب می‏شود. در بسیاری موارد هم خداوند گناهان را می‏بخشاید. در سوره مائده می‏خوانیم: (وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیر).[ مائده (5) ، آیه 15] دعای «یا مَنْ یَقبلُ الیَسیرَ وَ یَعفُو عَنِ الكَثیرِ اقْبَلْ مِنّی الْیَسیرَ وَ اعْفُ عَنّی الكَثیرَ إنّكَ أنتَ العَفُوُّ الغَفُورُ»[ وسایل الشیعه ، ج2 ، ص 462 ، ح 39]، نیز از همین آیه گرفته شده است.

از این رو، گناهان نابخشودنی پنهان است و مشخص نیست كه خدا كدام گناه را نمی‏بخشد، پس انسان باید از همه گناهان دوری كند.

ولی خدا نیز در میان اولیا مستور است و معلوم نیست كه چه كسی در شمار اولیای خدا جای دارد، پس حقّ نداریم كسی را تحقیر كنیم.

 

چه عواملی منجر به سلب توفیقات می شود؟

1. فراموشی خداوند

خداوند می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد.» از یاد بردن خدا، زمینه و عاملِ از دست دادنِ بسیاری از توفیقات الهی است که در پرتو یادِ خدا قابل دست یابی است.

2. تردید داشتن

تردید، نشانهء بی بصیرتی، بی ایمانی و عاملِ بی توفیقی است. خداوند می فرماید: «إِنَّمَا یَستَئْذِنُك الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَت قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فى رَیْبِهِمْ یَترَدَّدُونَ»؛ (توبه / 45. ) «تنها کسانی از تو اجازه (ماندن در مدینه) می گیرند که ایمان به خدا و روز آخرت ندارند و قلبشان در شک و تردید است. لذا آنان در تردید خود سرگردانند

بصیرت افزایی، عاملی تردیدزا و ایمان افزا و توفیق آفرین است.

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اِنَّ المَعَاصِیَ یَستَولی بِهَا الخِذلَانُ عَلَی صَاحِبِهَا حَتَّی تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا؛ به وسیله گناهان، خذلان (و سلب توفیق) بر گنهکار مستولی می شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ تر می اندازد»

3. معصیت و نافرمانی (فسق: خروج از زی بندگی الهی)

خداوند در قرآن می فرماید: «مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسولَهُ فَقَدْ ضلَّ ضلَلاً مُّبِیناً»؛ (احزاب / 36. ) «هر کس خدا و رسولش را نافرمانی کند، به ضلالتی آشکار گمراه شده است.» گناه و نافرمانی، موجب سلبِ توفیقِ هدایت و باعث گمراهی می گردد.

خداوند ضرب المثلی مطرح می نماید و سپس می فرماید: «یُضِلُّ بِهِ كثِیراً وَ یَهْدِى بِهِ كَثِیراً وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَسِقِینَ»؛ (بقره / 26. ) «خداوند به وسیله آن [ضرب المثل] گروهی را گمراه و گروهی را هدایت می کند، امّا جز فاسقان (نافرمانان) را گمراه نمی سازد.» در این آیه، سرچشمهء اضلال الهی، فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهی شمرده شده است. اگر گناه نکنیم، توفیقاتمان سلب نمی شود.

4. کفر (انکار حقایق دینی و تغییر نعمتهای خداوند)

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْكَفِرِینَ»؛ (بقره / 264. ) «خداوند، کافران را هدایت نمی کند.» در این آیه، کفر، زمینه سازِ سلب توفیق و عاملِ گمراهی معرفی شده است.

5. ظلم (خروج از عدالت و حدّ وسط)

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِینَ»؛ (بقره / 258. ) «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.» یعنی، ظلم زمینه سازِ سلب توفیق و موجب محرومیّت از هدایتِ الهی می شود.

6. اعمال ناشایست

امام صادق (علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَت عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَ كنَّا قَوْماً ضالِّینَ»؛ (مۆمنون / 106. ) «گفتند: پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت.» فرمود: «بِاَعمَالَهُم شَقَوا» به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند

بنابراین با اعمال شایسته، توفیق سعادت نصیب ما می شود و از ما سلب نمی گردد.

گناه
پیامدها و آثار سلب توفیق

سلب توفیق، پیامدها و آثاری دارد که برخی از آنها را در اینجا می آوریم:

1. خودفراموشی

محرومیّت از توفیق یاد خدا، موجبِ خودفراموشی زیان بار می گردد. قرآن کریم می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خودفراموشی گرفتار کرد

2. رویگردانی از خداوند

اگر توفیقِ روآوری به خدا از دست رود، دل، از یاد خدا رویگردان می شود. آن چنان که خداوند می فرماید: «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »؛ (صف / 5. ) «چون از حق روی گردانیدند، خدا هم دلهای آنان را [از توجّه به حق] گردانید

3. محرومیّت معنوی

گناه، موجب محرومیّت از موفّقیّتهای معنوی می شود. در روایت آمده است که مردی نزد امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: مدتی است که از نماز شب محرومم. حضرت فرمود: «گناهان، دست و پایت را بسته اند: «جَاءَ رَجُلٌ اِلَی اَمِیر المُۆمِنِین (علیه السلام)، فَقَالَ یَا اَمِیرَ المُۆمِنِینَ! اِنِّی قَد حُرِمتُ الصَّلَاةَ بِاللَّیلِ ... فَقَالَ لَهُ اَمِیرَالمُۆمِنِین: اَنتَ رَجُلٌ قَیَّدَتکَ ذُنُوبُکَ.» (تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365، چهارم، ج 2، ص121. )

4. تنگدلی

سلبِ توفیقِ شرح صدر باعثِ تنگدلی و آلودگی به پلیدیهای معنویِ ایمان گریزانه می گردد.

«وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یجْعَلْ صدْرَهُ ضیِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا یَصعَّدُ فى السمَاءِ كذَلِك یجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْس عَلى الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ»؛ (انعام / 125.) «و آن کس را که (به خاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آن چنان تنگ می گرداند که گویا می خواهد به آسمان بالا برود، این چنین خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند، قرار می دهد

5. کوردلی (وبی بصیرتی)

غرق بودنِ کافران، منافقان و گنهکاران در گناهان باعث می شود که قلبشان به تدریج همچون صخره های سیاه، در دلِ شبهای ظلمانی، سیاه و سیاه تر شود و نیروی درک و تشخیصشان از حقیقت، مختل گردد و بر چشم و گوش و فکر و دلشان پرده بیفتد و به کوردلی مبتلا گردند و نتوانند حقّ و حقیقت را دریابند. «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصرِهِمْ غِشوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ»؛ (بقره / 7.) «خدا بر دلهایشان مهر زده و بر گوش و چشم هایشان پرده ای است و ایشان عذابی عظیم دارند

6. گناه گرایی روزافزون

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اِنَّ المَعَاصِیَ یَستَولی بِهَا الخِذلَانُ عَلَی صَاحِبِهَا حَتَّی تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا؛ (مجموعه ورام، ج 2، ص 102. ) به وسیله گناهان، خذلان (و سلب توفیق) بر گنهکار مستولی می شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ تر می اندازد

7. شقاوت و بدبختی

همان طور که گفتیم امام صادق(علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبُّنَا غَلَبَت عَلَینَا شِقوَتُنَا»؛ «پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت، فرمود: «بِاَعمَالِهِم شَقَوا؛ (التوحید، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ترجمه: محمدعلی سلطانی، ص 553، ح 2.)به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند.» سلب توفیقِ اعمال صالح، موجب ناشایستگی و شقاوت می گردد.

اگر توفیقِ روآوری به خدا از دست رود، دل، از یاد خدا رویگردان می شود. آن چنان که خداوند می فرماید: «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »؛ «چون از حق روی گردانیدند، خدا هم دلهای آنان را [از توجّه به حق] گردانید»

پیامدهای بود و نبود توفیق

اگر خداوند به پاسِ نیکی های مۆمنان، بر توفیقاتِ تشویق آمیز خود نسبت به آنان نیفزاید، قادر به ادامهء زندگی مۆمنانه نخواهند شد و چه بسا دلگرمیهای روزافزون تری پیدا نخواهند کرد تا با نشاط و انرژی و امیدِ بیشتری به پیش بروند. از سوی دیگر اگر خدا به کیفرِ گناهِ کافران، منافقان و گنهکاران، از آنان سلبِ توفیق ننماید و آثار وضعی گناهانشان را تا حدودی در این دنیا به آنان نچشاند و در زندگی شان نمایان نسازد، از استمرارِ گناه ابایی نخواهند داشت و بازدارندگیِ لازم را فراروی خود نخواهند دید و به زندگی عاصیانهء خود ادامه خواهند داد؛ امّا وجود پاداش های توفیق افزا برای مۆمنان به خاطر نیکی هایشان، دلگرمی و امید و انرژی لازم را در وجودشان می دمد و به ادامه نیکوکاری سوق می دهد و نیز سلبِ توفیق از گنهکاران در دنیا به خاطر گناهانشان، چه بسا موجبِ تنبّه و بیداری و بازدارندگیشان می شود تا از گمراهی به راه حق برگردند یا زودتر نابود شوند تا دیگران از دستِ آنان در آسایش باشند.

 

نتیجه

وجود ما انسانها و آثار وجودی مان آفریدهء خدا است و قدرت و اختیار ما نیز از ناحیهء خدا است. امّا این را که از قدرت و اختیارمان چگونه استفاده کنیم، خداوند به خودِ ما واگذار کرده است. حال اگر از قدرت و اختیارمان خوب و درست و در راه رضای خدا استفاده کنیم، خداوند پاداشی به ما می دهد و اسباب هدایت و توفیق در این زمینه را فراهم می کند و برکت استمرارِ اسبابِ هدایت و سعادت را عنایت می فرماید. امّا اگر از قدرت و اختیارمان خوب و درست و در راه رضای خدا استفاده نکردیم و بلکه از آن در راه نادرست و گناه و نافرمانی استفاده کردیم، نتیجه وضعی اش این است که مجازات می شویم و بی توفیقی و خذلان نصیبمان می گردد و اسباب و زمینه های موفّقیّت را از دست می دهیم و بلکه زمینهء سقوط و تنزّل بیشترمان می شود.

منابع :

توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها    

ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 143


- نظرات (0)

چه کسانی"انعمت علیهم" هستند؟

در سوره نساء آمده است: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "(و كسانى كه از خدا و فرستاده‏اش اطاعت نمایند آنان (در دنیا و آخرت) همراه كسانى هستند كه خدا بر آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و گواهان اعمال و شایستگان، و آنها نیكو رفیقانى هستند.)(69 نساء)

در این آیه نعمت داده شدگان 4 گروه معرفی می شوند:

1-انبیای الهی(علیهم السلام) که آشنایان با وحى و آگاهان از اخبار غیبى هستند.

2- صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند و آنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است. اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند.  

3- شهدا ،که برخی می گویند کشته شدگان در راه خدا هستند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد: " كه این كلمه در قرآن كریم به معناى گواهان در اعمال است، و در هیچ جاى قرآن كه از ماده (ش- ه- د) كلمه‏اى به كار رفته به معناى كشته در معركه جنگ نیامده، بلكه مراد از آن افرادى است كه گواه بر اعمال مردمند، و مراد از صالحین كسانى است كه شایستگى نعمت خداى را دارند."(المیزان.ج2.ص651) که البته به گفته قرآن کشته شدگان در راه خدا زنده اند و گواه بر ما هستند و هر دو نظر قابل جمع است.

4- صالحین که كسانى هستند كه شایستگى نعمت خداى را دارند. باید دقت شود در ابتدای آیه آمده کسانی که خدا و پیامبر را اطاعت كند ملحق به " الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم " هستند و از خود آنان نیستند، و در انتهای آیه نیز آمده " و آنها نیكو رفیقانى هستند ." یعنی آن چهار گروهی که ذکر کردیم.

از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت شده که مردى از انصار به حضور رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آمد، و عرضه داشت: یا رسول اللَّه من تاب جدایى از تو را ندارم . به خانه‏ام مى‏روم همین كه به یاد تو مى‏افتم دیگر دستم به كار نمى‏رود . كارم را هر چه باشد رها مى‏كنم، و به زیارت تو مى‏آیم تا تو را ببینم و آرام بگیرم از بس كه به تو علاقمندم، و فعلاً در این اندیشه‏ام كه در روز قیامت كه تو داخل بهشت شده تا اعلى علیین بالا مى‏روى، من آن روز چه كنم؟ و یا نبى اللَّه آن روز چگونه بر فراق تو صبر كنم.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ" منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است

در پاسخ این مرد بود كه آیه شریفه زیر نازل شد: " وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا "، رسول اللَّه (صلی الله علیه وآله) آن مرد را احضار كرده آیه شریفه را برایش خواند، و به همنشینى خود مژده‏اش داد.

در جای دیگر از ابن عباس روایت شده كه گفت: در آیه" وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ "

منظور از نبیین محمد (صلی الله علیه وآله) و منظور از صدیقین على است، كه اولین فردى بود كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در دعوى نبوت تصدیق كرد، و منظور از شهدا على و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهم السلام) است.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه فرمودند: مۆمن دو قسم است : یك مۆمن است كه به شرایط خداى تعالى آن شرایطى كه با وى شرط كرده وفا مى‏كند، چنین مۆمنى با نبیین و صدیقین و شهداء صالحین خواهد بود، كه رفقاى خوبى هستند، و از كسانى خواهد بود كه خودش شفاعت دیگران مى‏كند، و كسى شفاعت او را نمى‏كند- چون حاجتى به شفاعت دیگران ندارد - زیرا نه در دنیا دچار دلواپسى‏ها مى‏شود، و نه در آخرت هول و هراس هاى آن تهدیدش مى‏كند.

قسم دوم مۆمنینى هستند كه احیاناً لغزشى مى‏كنند، چنین مۆمنى مانند خامه زراعت است، از هر طرف كه نسیم آن را خم كند خم مى‏شود، چنین كسى هم اهوال دنیا تهدیدش مى‏كند، و هم اهوال آخرت، خودش كسى را شفاعت نمى‏كند، ولى شافعان او را شفاعت مى‏كنند، و سرانجام كار او خیر است.

صدیقین ،یعنى كسانى كه بسیار صادقند وآنچه به زبان می گویند با عملشان مطابق است.اینان دروغ نمی گویند و کاری که حق بودن آن را نمی داند نمی کند

آیه دیگری در سوره مریم در این زمینه است." أُوْلَئِكَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِیًّا "(اینان (این انبیاء ده‏گانه و مریم) كسانى هستند از پیامبران كه خداوند به آنها نعمت (نبوت، دین و كتاب آسمانى) عطا كرده، (پیامبرانى) از اولاد آدم، و از (نسل) كسانى (از اولاد نوح) كه آنها را همراه نوح به كشتى نشاندیم (مانند غیر ادریس) و از اولاد ابراهیم و اسرائیل (مانند انبیاء بنى اسرائیل و مریم) و (آنها عبارت‏اند) از كسانى كه آنها را هدایت كردیم و برگزیدیم، هنگامى كه آیات خداى رحمان (آیات كتاب‏هاى آسمانى یا نشانه‏هاى توحید و عظمت او) بر آنها خوانده مى‏شد گریان و سجده‏كنان بر رو درمى‏افتادند.)(58 مریم)

"اولئك" در ابتدای آیه اشاره به نامبردگان در آیات قبل است، یعنى به زكریا، یحیى، مریم، عیسى، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسى، هارون، اسماعیل و ادریس(علیهم السلام).

باید به این نکته توجه کرد که " من" در جمله "مِنَ النَّبِیِّینَ" تبعیضى است، و عدیل آن در جمله " وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا " است و بیانیه نیست. زیرا برخی از کسانی که "اولئك" به آنها اشاره می کند مانند مریم از انبیاء نبودند.

و اینکه بطور خاص عده ای را نام برده چون این افراد از نعمت سعادت و نبوت بر بشریت برخوردار بودند و به صورت خاص آنان را یاد می کند.

 


- نظرات (0)

آثار دنیوی و اخروی گوش دادن به قرآن

بهترین فرمولی که شاید در دهه ی اخیر به طور علمی و تجربی برای همگان با انجام یکسری آزمایشات، آشکار شد، این بود که، اصوات در ایجاد آرامش و رفع اضطراب از انسان ها بسیار می تواند تاثیر گذار باشد.

پروفسور « ماسارو ایموتو» (Masaru Emoto) که یک محقق ژاپنی هست، یکی از این افراد است، که با انجام یک سری آزمایشات و ایجاد صوت های مختلف بر روی آب، و با انجماد سریع آب، متوجه ی این مطلب شد که اصوات با توجه به خصوصیاتی که دارند، هر یک اثر خاص بر خود را بر مولکول های آب می گذارند، که البته در کشور خودمان نیز آزمایشات مشابه این آزمایش نیز انجام گرفت.

از جمله ی اصواتی که در این آزمایش بر روی مولکول آب، امتحان شد، صوت قرآن بود.

محققان متوجه این امر شدند، زمانی که صوت قرآن بر آب پخش می شود مولکول های آب، در بهترین و منظم ترین حالت ممکن قرار می گیرند، به طوری که هیچ یک از اصوات قادر به چنین اثری نیستند.

از آنجا که دو سوم از بدن انسان، را آب تشکیل داده، تاثیر گذاری آن بر انسان نیز مشهود است.

با علنی شدن نتایج این آزمایش بود که معنای این آیه بصورت کامل تری برای ما مسلمانان مشخص شد:

« وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا [الإسراء : 82] و از قرآن آنچه را كه براى مۆمنین شفا و رحمت است فرو مى‏فرستیم (شفا از امراض معنوى و اجتماعى) و بر ستمكاران جز زیان (روحى و اجتماعى) نمى‏افزاید.»

 

دو نکته ی مهم در این آیه:

نکته ی اول:

همانطور که در آیه ی شریفه نیز به آن اشاره شده است؛ قرآن کریم از هر جهت شفاء برای مومنین است، از سویی به واسطه ی استدلال های آن، رکود فکری افراد را شفا می دهد و از سویی موعظه های آن، قساوت قلب را و از سوی دیگر آهنگ و فصاحتش سبب زدودن اضطراب و افسردگی می گردد.[برگرفته از تفاسیر نور و نمونه]

پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله:هر كس قرآن را بشنود ، خداوند به ازاى هر حرفى ، یك حسنه براى او مى‏نویسد و در زمره كسانى كه قرآن مى‏خوانند و [از درجات و پلّه‏هاى بهشت ]بالا مى‏روند، محشور مى‏گردد

نکته ی دوم:

شفا بودن قرآن فقط برای کسانی است که ایمان آورده و جزء ظالمین نباشند؛ که البته میزان ایمان شنونده ی آن نیز، در میزان کسب آرامش از قرآن کریم بسیار موثر است و همچنین عدم ایمان به آن نیز نتیجه ی عکس می دهد:

«إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ [ انفال/2] مۆمنان تنها كسانى هستند كه چون یاد خدا به میان آید دل‏هایشان مى‏ترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان مى‏افزاید، و همواره بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند.»

و در مقابل كسانی كه ایمان به خدا ندارند هیچ بهره و آرامش و افزایش ایمانی را از استماع آیات نخواهند داشت:

«وَ إِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ [توبه/124] و چون سوره‏اى نازل شود برخى از آنها (از منافقان به عنوان استهزا) گویند: این سوره بر ایمان كدام یك از شما افزود؟ (بگو) اما كسانى كه ایمان آورده‏اند بر ایمان آنها افزود و آنها (از دریافت تحفه نو آسمانى) شادمانى مى‏كنند.»

قرآن
آداب گوش دادن به قرآن

وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ : و چون قرآن خوانده شود بدان گوش فرا دهید و خاموش باشید، باشد كه مشمول رحمت شوید.( الأعراف : 204)

در مورد واژه «أَنْصِتُوا» گفته اند که از ماده «اِنْصات» به معنى سکوت توأم با گوش فرا دادن است.

این آیه چنان چه از ظاهرش استفاده می شود، کلی است یعنی هرگاه قرآن تلاوت شود، باید انسان سکوت کند و به آن گوش بدهد تا حقایق و نصایحش را درک نماید و از آن بهره گیرد.

برخی از راویان اهل سنت و برخی مفسران شیعی نیز، سکوت را مخصوص نماز می دانند و روایت هایی در شان نزول آیه نقل می کنند که ضرورت سکوت کردن و گوش دادن به قرآن در هنگام برپایی نماز را می رساند، ولی از ظاهر آیه چنین ویژگی برنمی آید، گو این که در مجمع البیان از امام صادق علیه السلام روایتی نقل کرده است که کلی بودن این امر ارشادی را می‌رساند. آن حضرت چنین می فرماید:

«یَجِبُ الاِنْصاتُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلوةِوَ فِى غَیْرِها وَ اِذْا قُرِءَ عِنْدَکَ الْقُرْآنُ وَجَبَ عَلَیْکَ الاِنْصاتُ وَ الاِسْتِماعُ: «واجب است در نماز و غیر نماز به هنگام شنیدن قرآن سکوت و استماع کرد و هنگامى که نزد تو قرآن خوانده شود، سکوت کردن و گوش فرا دادن لازم است».( تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 57)

به هر حال آنچه مسلم است باید مسلمانان در هنگام شنیدن آیات قرآن، هم به احترام کلام خدا و هم برای شنیدن و استفاده کردن و احکام الهی را در زندگی خود پیاده کردن و از نصایح قرآن بهره بردن، سکوت کنند و پیام خدا را با گوش جان بشنوند که هیچ سخنی شیرین تر و دلرباتر و زیباتر و مفیدتر و مقدس تر و ارزشمندتر و شیواتر و موثر از سخن خدا نیست. 

امام زین العابدین و امام صادق علیهما السلام: هر كس یك حرف از كتاب خداوند عزّ وجلّ را بدون آن كه بخواند، گوش كند، خداوند براى او یك نیكى مى‏نویسد و یك بدى را از او مى‏زداید و او را یك درجه بالا مى‏برد

ثواب شنیدن قرآن

پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، شنیدن یك آیه از كتاب خدا، اجرش بیشتر از صدقه دادن به اندازه صُبَیر (1) است.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: قارى قرآن و شنونده، پاداش یكسان دارند.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: هر كس به یك آیه از كتاب خداوند متعال گوش دهد ، برایش ثوابى دو چندان نوشته مى‏شود.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: خداوند، از شنونده قرآن، بلاى دنیا را دور مى‏كند و از قارى قرآن، بلاى آخرت را.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: هر كس قرآن را بشنود، خداوند به ازاى هر حرفى، یك حسنه براى او مى‏نویسد و در زمره كسانى كه قرآن مى‏خوانند و [از درجات و پلّه‏هاى بهشت ] بالا مى‏روند، محشور مى‏گردد.

- امام على علیه السلام: هر كس به یک آیه از قرآن گوش دهد، برایش بهتر از آن است كه به اندازه ثَبیر (2) به او طلا داده شود.

-امام زین العابدین و امام صادق علیهماالسلام: هر كس یك حرف از كتاب خداوند عزّوجلّ را بدون آن كه بخواند، گوش كند ، خداوند براى او یك نیكى مى‏نویسد و یك بدى را از او مى‏زداید و او را یك درجه بالا مى‏برد. (کتاب شناخت‌نامه قرآن برپایه قرآن و حدیث ، ج3 ، ص287 )

 

پی نوشت ها:

1.صُبَیر: از بزرگ‏ترین كوه‏هاى یمن .

2.ثَبیر: كوه معروفى در مكّه .

منابع: 

کتاب شناخت‌نامه قرآن برپایه قرآن و حدیث ج3 ، محمد محمدی ری شهری

سایت رهروان ولایت برگرفته از تفسیر نور و تفسیر نمونه ، و سایت رسمی پرفسور  ماسارو ایموتو


- نظرات (0)

کدام لباس اندازه‌ی من است؟

چه لباسی رو باید بپوشم که مناسب و اندازه‌ی من باشد؟

برای پیدا کردن جواب این سوال باید به کتاب قانونمان مراجعه کرده و از آن جواب گرفت، خداوند متعال در آیه‌ی (26) سوره‌ی اعراف این چنین بیان می‌فرماید:

«یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْكُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِكُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَیْرٌ ذَلِكَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ»

از ابتدای خلقت انسانها در هر دوره به گونه‌ای لباس می‌پوشیدند تا اندام خود را از دید دیگران نهان کنند، زیرا برهنه بودن از هر نظر قبیح و نامطلوب است و خداوند متعال هم پوشیده بودن انسان را نوعی موهبت و نعمت می‌داند و می‌فرماید : ما برای شما لباسی فرو فرستادیم. «تفسیر آسان، ج‏5، ص: 180»

همچنین در ادامه می‌فرماید : لباس تقوی برای شما بهتر است. حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام می‌فرمایند: منظور از لباس تقوا ، عفاف است؛ زیرا عورت شخص عفیف و نجیب ظاهر نمی‌شود، ولو اینكه از لباس عریان باشد (یعنى ولو اینكه لباس هم نداشته باشد باز هم می‌كوشد تا عورت خود را مستور نماید) و عورت شخص فاجر هویدا مى‏‌باشد، ولو اینكه به وسیله لباس مستور باشد. «همان، ص: 181»

 

حال چرا تشبیه کرده لباس تقوا را به لباس دنیوی؟

تشبیه تقوى و پرهیزكارى به لباس یک نوع تشبیه بسیار رسا و گویائى است ؛ زیرا همانطور كه لباس هم بدن انسان را از سرما و گرما حفظ می‌كند، و هم سپرى است در برابر بسیارى از خطرها، و هم عیوب جسمانى را مى‏‌پوشاند، و هم زینتى است براى انسان.

روح تقوى و پرهیزكارى نیز، علاوه بر پوشانیدن بشر از زشتى گناهان و حفظ بسیارى از خطرات فردى و اجتماعى، زینت بسیار بزرگى براى او محسوب می‌شود، زینتى است چشمگیر كه بر شخصیت او می‌افزاید. «همان، ص: 182»

این لباسی که اعتبار انسان به آن است امروزه دستخوش بیگانگان و غرب شده، که حتی اعتبار انسانیت انسان را در این دنیا زیر سوال برده تا چه رسد که مقدمه‌ای شود برای لباس تقوا

نقشی که لباس دارد:

اولاً: جنبه‌ی حفظ و نگهداری دارد، از بسیاری از خطرات و آسیب ها (گرما، سرما و ...) جلوگیری می‌کند.

ثانیاً: عیب ها رو می‌پوشاند، و از ظاهر شدن هر آنچه عیب در انسان است جلوگیری می‌کند.

ثالثاً: به انسان اعتبار و زینت می‌دهد، چون انسان برهنه شبیه به حیوانات است و اگر بخواهد برهنه باشد ، در این صفت با حیوانی که برهنه است تفاوتی ندارد و با همین لباس است که می‌شود شخصیت هر انسان را شناخت.

لباس تقوا هم همین نشانه‌ها را در انسان به نمایش می‌گذارد:

اولا: تقوا از روح انسان که ارزشی والا دارد محافظت کرده و مانع خطا و لغزش آن می‌شود.

ثانیاً: عیب‌های اخلاقی هر انسان را می‌پوشاند و مانع از نمایان شدن آنها می‌شود.

ثالثاً: تقوی، عزت و احترامی به انسان می‌دهد، که حتی در نزد بی‌تقوایان هم اعتبار دارد.

 

نتیجه:

این لباسی که اعتبار انسان به آن است امروزه دستخوش بیگانگان و غرب شده، که حتی اعتبار انسانیت انسان را در این دنیا زیر سوال برده تا چه رسد که مقدمه‌ای شود برای لباس تقوا.



- نظرات (0)

آخرین اسرار خوشبختی

اما هر کسی راهی رو برای بدست آوردن این خوشبختی انتخاب می کند: عده‌ای بعد از یه عمر تلاش و کوشش نمیتونن به خوشبختی برسند عده‌ای بعد از چند صباحی بهش دست پیدا می کنند و بعضی‌ها هم خوشبختی رو درک می کنن اما به هر دلیلی نمیتونن اون رو نگه دارن و از دستش میدن و دوباره روز از نو و روزی از نو.

به خاطر همینه که کتاب‌های زیادی در این زمینه نوشته شده و هر کسی برای خوشبختی دیگران یه نظریه رو مطرح کرده و کلی هم طرفدار پیدا کرده .اما به نظرم اومد که خدایی که ما رو خلق کرده و آفریدگار ماست بهتر از همه می دو نه که راز خوشبختی ما چیه و حتماً راه کارهایی رو برای بدست آوردن خوشبختی برای ما مطرح کرده که اگر اونها رو اجرا کنیم خیلی زودتر از همه راه حل‌ها جواب میده علاوه بر خوشبختی و سعادت در دنیا خوشبختی در آخرت رو هم به ما میده  و اصلاً تو یه جمله راه کارهای اصلی اینجاست و بقیه معلوم نیست که اصل باشن.

قرآن کریم کلیدهایی رو برای خوشبختی بیان کرده, وقتی به آیات الهی مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که در حدود چهل بار خداوند متعال از خوشبختی صحبت به میون آورده و راه‌هایی رو هم برای بدست آوردن اون برای ما بیان کرده است

اما به راستی رمز و رموز بدست آوردن خوشبختی چیه؟

قرآن کریم کلیدهایی رو برای خوشبختی بیان کرده, وقتی به آیات الهی مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که در حدود چهل بار خداوند متعال از خوشبختی صحبت به میون آورده و راه‌هایی رو هم برای بدست آوردن اون برای ما بیان کرده است . راه‌هایی که حتماً لباس خوشبختی رو به تن ما  و جامعه‌ای که داریم در اون زندگی می‌کنیم می پوشونه :

1) ایمان

آیات الهی یکی از مهم‌ترین اسرار خوشبختی رو بدست آوردن ایمان بیان می کنه و در ابتدای سوره بقره می‌فرماید:

((والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ أُوْلَـئِکَ عَلَی هُدًی مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان می‌آورند و به آخرت یقین دارند. آنهایند که از هدایتی از جانب پروردگارشان برخوردارند و آن‌ها همان رستگارانند. ))(1)

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید میدانید چه کسانی می‌توانند طعم خوشبختی را در دنیا و آخرت بچشند کسانی که ایمان دارند :

(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ :به راستی که مؤمنان رستگار شدند)(2)

 

امر به معروف

2)امر به معروف و نهی از منکر

در منطق قرآن جامعه‌ای می‌تواند رنگ خوشبختی و سعادت رو ببینه که به این واجب الهی جامه عمل بپوشونه و اون رو در جامعه عملی کنه:

((وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ :باید که از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر کنند اینان رستگارانند))(3)

 

3)خرید و فروش سالم

در آیات الهی شخصی میتونه به خوشبختی برسه که مواظب کسب و کار و خرید و فروشش باشه و مواظب باشه که حرام وارد زندگیش نشه:

((یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ: ای مؤمنان! ربا را چند برابر مخورید، و از خدا بترسید تا رستگار شوید))(4)

 

4)صبر و استقامت

خوشبختی هدفی نیست که به راحتی بدست بیاد و برای رسیدن به اون باید صبر داشت, باید با مشکلات دست و پنجه نرم کرد و استقامت داشت:

((یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ :ای کسانی که ایمان آورده اید! صبوری کنید و استقامت ورزید و از مرزها مراقبت نمایید و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید))(5)

شعاری که علت بسیاری از مفاسد اخلاقی در جامعه شده و افراد با اتکا به این شعار دست به کارهایی میزنن که نباید بزنن فقط و فقط به بهانه اینکه افراد دیگری نیز این کار اشتباه رو انجام میدن اما در آیات الهی افراد رو به شدت از این کار نهی می کنه و می‌فرماید که هر چند عده افراد گناهکار در جامعه زیاد باشن دلیل بر این نمیشه که شما مرتکب گناه بشید و هم‌رنگ با اونها بشید

5)غذای سالم

قرآن کریم یکی از مهم‌ترین عوامل بدبختی و ذلت جوامع رو شراب و قمار میدونه و می‌گوید تا زمانی که دست از این دو مسئله برندارید رنگ خوشبختی را نمی‌بینید:

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ :

ای مؤمنان! حق این است که شراب و قمار و بت‌های نصب شده و تیرهای بخت‌آزما، پلیدی [و] از عمل شیطان هستند، پس از آن‌ها دوری کنید تا رستگار شوید)(6)

 

6)هم رنگ جماعت نشدن

شعاری که علت بسیاری از مفاسد اخلاقی در جامعه شده و افراد با اتکا به این شعار دست به کارهایی میزنن که نباید بزنن فقط و فقط به بهانه اینکه افراد دیگری نیز این کار اشتباه رو انجام میدن اما در آیات الهی افراد رو به شدت از این کار نهی می کنه و می‌فرماید که هر چند عده  افراد گناهکار در جامعه زیاد باشن دلیل بر این نمیشه که شما مرتکب گناه بشید و هم‌رنگ با اونها بشید و در صورتی میتونید به خوشبختی برسید که دست از این شعار بردارید:

((قُل لاَّ یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ :بگو: پلید و پاکیزه یکسان نیستند، هر چند کثرت پلید تو را به شگفت آورد. پس ای صاحبان خرد! از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید))(7)

 

7)تلاش و کوشش

قرآن کسانی را که با مال و جان خود در راه خداوند تلاش و کوشش می‌کنند را از افرادی می‌داند که قله سعادت و خوشبختی را فتح می‌کنند:

((لَـکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَـئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ :

ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، با مال و جانشان جهاد کردند، و اینانند که خوبی‌ها برای آنان است، و هم آنان رستگارانند.))(8)

 

8)حیا و عفت زنان

جامعه‌ای که  روز به روز  بی حیاتر  می‌شود و ارزش‌ها جای خودشان را به ناهنجاری‌ها می‌دهند این چنین جامعه‌ای نمی‌تواند روی سعادت و خوشبختی را ببیند در منطق آیات کتاب وحی حیا و عفت و حجاب  یکی از مهم‌ترین ارکان به سعادت رسیدن هر جامعه‌ای است:

اگرافراد در برابر رهبران جامعه خود گوش شنوا داشته باشند و دستورات و راه کارهای ان‌ها را برای اداره جامعه با گوش جان بشنوند و عمل کنند میتونن به خوشبختی و رستگاری برسند

((و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاک‌دامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسری خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [هم‌کیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بی‌نیازند یا کودکانی که بر عورت‌های زنان وقوف حاصل نکرده‌اند، آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونه‌ای به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‌دارند معلوم گردد. ای مؤمنان، همگی [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.))(9)

این آیه بعد از بیان قانون پاک‌دامنی و مدیریت  نگاه از گناه بیان می کنه که در صورتی که این دو رکن را در جامعه رعایت کنید  امید است که رستگار شوید .

 

رهبر

9)گوش به فرمان رهبر جامعه بودن:

اگر افراد در برابر رهبران جامعه خود گوش شنوا داشته باشند و دستورات و راه کارهای آن‌ها را برای اداره جامعه با گوش جان بشنوند و عمل کنند میتونن به خوشبختی و رستگاری برسند : 

((إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [امّا] سخن مؤمنان، وقتی به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داوری کند، تنها این است که می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم، و اینان همان رستگارانند))(10)

 

10) به فکر فقیران بودن

جامعه و افرادی که فقط به فکر زر اندوزی باشند و از طرفی فقیران زیادی در جامعه وجود داشته باشن و به اونها اهمیت ندهند  این جامعه مسلماً با مشکلات اقتصادی و فرهنگی زیادی رو برو خواهد بود و تا زمانی که این فقر بر اثر اشتغال زایی و کمک و انفاق و ...حل نشود و از بین نرود این جامعه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند به همی خاطر است که خداوند متعال می‌فرماید :

(فَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ ذَلِکَ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ :پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه مانده را ادا کن. این [انفاق] برای کسانی که خواهان خشنودی خدایند بهتر است، و چنین کسانی رستگارند)(11)

 

11)جبران کردن اشتباهات

یکی دیگر از عوامل خوشبختی جبران کردن اشتباهاتیه که تو زندگی خواسته یا ناخواسته انجام دادیم. اینکه انسان از اشتباهات خودش پشیمان باشد و درصدد جبران، می تواند انسان رو به قله خوشبختی نزدیک کند:

((فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَی أَن یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ :و امّا کسی که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته بپردازد، امید که از رستگاران شود))(12)

 

12)از خود گذشتگی

قرآن کریم گروهی را افراد سعادتمند و خوشبخت می‌نامد که در مسائل مختلف خود گذشتگی داشته باشند و رفع مشکلات دیگران برای ان‌ها از اهمیت زیادی برخوردار باشه :

((وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ :و دیگران را بر خویش ترجیح می‌دهند هر چند خود نیازمند باشند و آنان که از بخل خویش درامان مانده باشند رستگارانند.))(13)

 

پی نوشت ها :

1)بقره 5

2)مؤمنون 1

3)آل عمران 130

4)آل عمران 135

5)آل عمران 200

6)مائده 35

7)مائده 100

8)توبه 88

9)نور31

10)نور 51

11)روم 38

12)قصص67

13)حشر9

                                    


- نظرات (0)

شاه کلید استجابت دعا

وظیفه تو دعا کردن است و بس ...

گاهی با همه سهل‌الوصول بودن اجابت و تأکید بر صرف خواندن خدا برای مستجاب شدن، دعاهای ما اجابت نمی شود. یعنی همانی که می‌خواستیم برایمان اتفاق نمی‌افتد یا اوضاع همان جور که ما دل مان می‌خواهد پیش نمی‌رود. فراموش نکنیم که برای اجابت دعایمان، در ابتدا باید موانع را از میان برداشت.

گناه

گاهی تیرگی ها و کدورت هایی که از گناه های ما به وجود می آید علتی می شود برای بالا نرفتن دعا و عدم اجابت آن. یعنی توی نظام علت و معلولی دنیا ، گناه یکی از مانع هایی است که می ایستد سر راه اجابت دعا. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.»

 

لقمه های مورد دار

حلال خوردن و خالی بودن شکم از حرام، یکی از مهم ترین علت های تأثیر نفس و بالا رفتن دعا است. این علت که نباشد دعا می ماند پهلوی صاحبش. شخصی خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به او فرمود: خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.

 

خواستن محال

با وجود این که خداوند قدرت بی انتها و بی مرزی دارد ولی رسمش این است، یعنی نظریه جهان داری اش این است که همه امور را از مجرای خودش و با همین راه هایی که آفریده انجام دهد. اگر محتوای دعا خواستن چیزی خلاف قانون دنیا و اسباب عادی آن باشد، خدا معذور است از اجابت آن.

از حضرت علی (علیه السلام) سوال شد: کدام دعا گمراهی است؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیرممکن.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: « انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید»

عدم مصلحت

خدا هیچ وقت سرعت در اجابت را فدای به هم ریختن مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کند. هر وقت سرعت در اجابت با مصلحتی که خدا برای کل جریان زندگی و پازل زندگی آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشد اجابت شکلش عوض می شود. یا می افتد به تأخیر یا نوعش عوض می شود.

چه بسا چیزی بر شما ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست داشته باشید که ضرر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید. (بقره/ 216)

 

مهیا نبودن شرایط

شب، دعا

عده‌ای از دعاها بنا به نظم کلی زندگی آدم ها که هیچ جوره خدشه بردار نیست، سریع اجابت نمی شوند. زمان لازم است تا به بهترین شکل ممکن و در عالی ترین شرایط و زمان ها محقق شود. یعنی گاهی اجابت دعا در همان لحظه زیان های دیگری برای آدم دارد و بهتر است که در زمان خودش مستجاب شود و به همین دلیل اجابت مدتی عقب می افتد.

 

صدایم کن صدای تو بهانه ست

حرف زدن و مناجات با خدا، یکی از مهم ترین نیازهای آدم است. خدا در قرآن به دعا و دعا کردن تأکید کرده و در آیه های مختلفی اهمیت اصل مسئله دعا را، صرف نظر از کمیت و کیفیتش، تذکر داده است.

در جریان داستان حضرت یونس (علیه السلام) و گرفتار شدنش در شکم ماهی و نجات او، بعد از این که کل ماجرا را مو به مو توضیح می دهد، داستان را این طور تمام می کند که: « و کذلک ننجی المومنین » (انبیاء/88) یعنی نه فقط این بنده (حضرت یونس) بلکه همه آدم های تاریخ و آن هایی که بعد از او خواهند آمد را همین طوری نجات می دهیم ، همین طور که او را با دعایی که از ته قلب کرده بود نجات دادیم.

خدا هیچ وقت سرعت در اجابت را فدای به هم ریختن مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کند. هر وقت سرعت در اجابت با مصلحتی که خدا برای کل جریان زندگی و پازل زندگی آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشد اجابت شکلش عوض می شود. یا می افتد به تأخیر یا نوعش عوض می شود

شاه کلید را گم نکنیم!

دعا

در آیه 88 سوره انبیاء ، خداوند جای شاه کلید نجات آدم ها را یاد می دهد که هر وقت و در هر شرایطی اگر یاد من کنید و وصل کنید خودتان را به منبع نیرو و رحمت من، نجات پیدا می کنید. اصلاً نجات و رستگاری اثر وضعی دعا کردن است.

 

آخرین تکه ی پازل اجابت ، درخواست کردن است

خدا در آیه های زیاد دیگری باز هم به اهمیت دعا و خواندن او تأکید می کند. اصرار می کند که آخرین تکه پازل اجابت و نزول رحمت خدا، خواستن و خواندن است. مثلاً در آیه 60 سوره غافر یادآوری می کند که من را بخوانید تا جواب تان را بدهم. به همین سادگی، صرف خواندن است که می شود علت اجابت خدا، بدون هیچ واسطه و وسیله.

خدا برای محکم کاری، جای دیگری می فرماید که: «ای رسول من! بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد.»  یا می گوید: «ای پیامبر نباید آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را می خوانند از پیش خود برانی.» (انعام/ 53)

 


- نظرات (0)

اطلاعاتی پیرامون نزول قرآن کریم

تعدد نزول قرآن؟

کانون اصلی این بحث از منظر این است که آیا مفاد صفات بیان شده پیرامون قرآن به خصوص «تنزیل»، «منزل» و «نازل» یکسان است یا این که هر کدام، پیام رسان نوعی خاصی از معنی هستند؟

برخی از بزرگان چون علامه طباطبائی، مکارم شیرازی و جوادی آملی‌، بر این عقیده‌اند که تعدد تعابیر، بیانگر تعدد معانی است.البته، این دیدگاه بعضی از محدثان چون شیخ صدوق، علامه مجلسی و بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز، می‌باشد.( التمهید فی علوم القرآن‌، ج1،ص 87)

برخی دیگر از جمله استاد معرفت و جعفر مرتضی، بر این باورند که تعدد نزول، منتفی است.( الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج1‌، ص194. التمهید فی علوم القرآن، ج1، ص93) ضمن پذیرش این مطلب که قرآن به صراحت، نزول تدریجی را تأیید می‌کند و به گونه غیرمستقیم به نفی دفعی بودن، می‌پردازد و می‌فرماید: «قال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت به فوادک و رتّلناه ترتیلاً (فرقان: 32)»، که با جمله «کذلک» تأیید می‌کند که این قرآن، «جمله واحده» نبوده است.

از زاویه دید قرآن، به نظر می‌رسد تعبیر به «نزل» فارغ از نوع نزول است و تنها در صدد بیان حقیقت نزول قرآن می‌باشد، چرا که می‌فرماید: « و بالحق انزلناه و بالحق نزل (اسراء : 105) ». هچنین تعبیر «تنزل» نیز در مقام نفی القاء شیطانی است و در مقام بیان نوع نزول، نمی‌باشد.

به نظر می‌رسد دو تعبیر «انزال» و «تنزیل» هر کدام، اشارت به نزول خاصی باشد بدین معنی که تنزیل، اشارت به نزول تدریجی و انزال، اشارت به نزول دفعی باشد و این نظریه را می‌توان از منظر قرآن به چند دلیل تقویت نمود:

اول؛ کاربرد واژه‌ها و مشتقات این دو باب از قبیل «انا انزلناه فی لیلة القدر (قدر : 1)». و «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن (بقره: 184)»، بیانگر ظرف زمانی محدود در نزول است و «و انزل التوراة والانجیل (آل عمران: 3)»، که این دو کتاب دفعی و در الواح بوده است و «و انزل الله سکینته علی رسوله (توبه: 40)»، که تمام این موارد در نزول دفعی است و نیز «قرآنا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث و نزلناه تنزیلا (اسراء: 160)»،«لتبین للناس ما نزل الیهم (نحل : 44)» که بیانگر تدریجی بودن است.

دوم؛ تفاوت تعبیر در نزول بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) و نزول به سوی مردم که در سوره نحل آمده و می‌فرماید:«و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم (نحل: 44)». آنچه در نزول بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) به کار برده است انزال و آن چه در نزول بر مردم به کار برده است، تنزیل است و این دو، نمی‌تواند مترادف باشد ؛ چرا که نزول به دو مقصد و دو واسطه را بیان می‌کند.

سوم؛ این که در سوره انعام می‌فرماید: «قل لا اجد فیما اوحی الی محرماً علی طاعم یطعمه الا ان یکون میته او دماً مسفوحا او لحم خنزیر فانه رجس (انعام:‌145)»، در حالی که این، اولین سوره مکی است که درباره میته، خون و گوشت خوک سخن می‌گوید، گرچه بعد از آن در سوره‌های نحل، بقره و مائده، مجدداً، آن را بیان نموده است.

اجمالاً در خصوص زمان نزول می‌توان گفت ماه مبارک رمضان، ظرف زمانی این نزول است چرا که در یک جا می‌فرماید: «انا انزلناه فی لیلة القدر » و در جای دیگر می‌فرماید: «انا انزلناه فی لیلة مبارکة »، که مبین نزول قرآن در شب قدر و شبی با برکت است و در جای دیگر فرمود: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن ». با چینش این آیات در کنار هم، این نتیجه به دست می‌آید که نزول دفعی قرآن در شب قدر و شب قدر در ماه رمضان، قرار دارد .

چهارم؛ تعبیر «انا انزلناه فی لیله القدر (قدر: 1)». و «انا انزلناه فی لیلة مبارکه (دخان 3)» و «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن (بقره: 184)». زیرا، اگر بخواهیم، این آیات را حمل بر سرآغاز نزول کنیم، می‌بایست، ضمیر در دو آیه نخست و قرآن در آیه سوم را، حمل بر جزئی از قرآن کنیم که خلاف ظاهر است.

و اما این که فرمود: «کذلک» و تأیید کرد که این قرآن «جمله واحده» نبوده است، نمی‌تواند دلیلی بر نفی دفعی بودن باشد چرا که بیانگر دید مردم در دریافت قرآن است و شکی نیست که قرآن برای مردم با تعبیر «ما نزل الیهم» تدریجی بوده و پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز به تدریج به آن‌ها، ابلاغ می‌کرده است.

اگر دو نزول را بپذیریم که بعید هم نیست، آن گاه، نوبت آن است تا روشن شود نزول دفعی چه زمانی، کجا، چگونه و برای چه بوده است؟

که اجمالاً در خصوص زمان نزول می‌توان گفت ماه مبارک رمضان، ظرف زمانی این نزول است ؛ چرا که در یک جا می‌فرماید:«انا انزلناه فی لیلة القدر (قدر: 1)» و در جای دیگر می‌فرماید: «انا انزلناه فی لیلة مبارکة (دخان: 3)»، که مبین نزول قرآن در شب قدر و شبی با برکت است و در جای دیگر فرمود: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن (بقره: 184)». با چینش این آیات در کنار هم، این نتیجه به دست می‌آید که نزول دفعی قرآن در شب قدر و شب قدر در ماه رمضان، قرار دارد.

نظر می‌رسد دو تعبیر «انزال» و «تنزیل» هر کدام، اشارت به نزول خاصی باشد بدین معنی که تنزیل، اشارت به نزول تدریجی و انزال، اشارت به نزول دفعی باشد و این نظریه را می‌توان از منظر قرآن به چند دلیل تقویت نمود .

زمان و مکان نزول

درباره زمان نزول قرآن باید گفت: براساس گواهی تاریخ‌، مدت این نزول، بیست و سه سال از سال چهلم عام‌الفیل (27 رجب) تا سال یازدهم پس از هجرت بوده است و تقسیم آیات و سوره‌ها به مکی و مدنی، مطابق ملاک زمانی بر همین اساس است.

آری‌، قرآن کریم، خود به حقیقت دیگر درباره زمان نزول اشارت دارد و می‌فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن (بقره: 184)» و نیز «انا انزلناه فی لیلة مبارکة (دخان: 3)» که پس از این، بدان اشارت خواهد شد.

از نظر مکان، نزول در شهرهای مکه و مدینه و اطراف آن دو صورت گرفته است و تقسیم آیات به مکی و مدنی با ملاک مکانی، اشارت به همین حقیقت دارد و بسا بتوان به برخی از آیات نیز بر این تقسیم، استشهاد نمود از جمله آیه شریفه «لا اقسم بهذا البلد و انت حلٌّ بهذا البلد (بلد:1 - 2)» و آیه «و هذا البلد الامین (تین: 3)» که اشارت به شهر مکه دارد و آیه «والذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه لَنُغْرِینَّک بهم ثم لایجاورونک فیها الاقلیلا (احزاب: 60)» و آیه «یقولون لئن رجعنا الی المدینه (منافقون: 8)» که درباره حضور منافقان و فعالیت آنان، در مدینة النبی است.


- نظرات (0)