سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

8نام متبرک خدا


اسم خدا,اسامس خدا

این هشت اسم خدا را قبل از دعاهایتان بگویید تا اجابت شوید

رسول خدا فرمود برای خدا هشت اسم است كه در ساق عرش و قلب خورشید و در بهشت و درخت طوبی نوشته شده هركس قبل از دعا بگوید مستجاب می شود و آن هشت اسم این است:

یا دائِمُ,یا حَیُّ, یا وتْرُ, یا فردُ, یا اَحدُ, یا قَویُّ, یاقَدیمُ,  یا قاد

همچنین:
 اسم مبارک <الله>  980 بار درقرآن کریم امده است که همه صفات جلال و جمال و کمال در این اسم جمع شده است و  اختصاص به ذات مقدسه الهی دارد.

پس هر گاه <الله> گفته شود گویا همه اسما حسنی گفته شده است.

 حضرت علی(ع) میفرماید: هرکس 100 ایه از ایات قران را از هر جا که باشد قرائت کند وبعد از ان هفت بار یا الله بگوید ،اگر بر سنگی دعا کند هر اینه خداوند تبارک وتعالی ان را بشکافد.


- نظرات (0)

چشم و گوش خدا

سمیع و بصیر بودن خداوند

بطور مسلّم خداوند منزه از جسم و جسمانیت است با این وصف مراد از سمیع و بصیر بودن خداوند چیست؟

پاسخ: «بصیر» در قرآن پنجاه و یك بار وارد و در چهل و سه مورد به عنوان وصف خدا آمده است، و «سمیع » چهل و هفت بار و جز در یك مورد در همه جا صفت خدا قرار گرفته است، و آن مورد استثنا عبارت است از:

( ...فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصیراً )1؛ «ما انسان را شنوا و بینا قرار دادیم».

بینایى و شنوایى از بزرگترین ابزار شناخت و نافع ترین آنها است و از میان حواس پنجگانه ظاهرى، این دو حس انسان را با خارج بیشتر مربوط مى سازد و به همین جهت نسبت به دیگر حواس از ارزش بالایى برخوردارند و خدا نیز با این دو صفت توصیف شده و از اطلاق الفاظ دیگر حواس مانند شام (بویا)، ذائق (چشنده)، لامس(لمس كننده) خوددارى شده است، در حالى كه ملاك اطلاق آن دو (بصیر و سمیع) در دیگر اسما، حواس موجود است و اگر ملاك سمیع و بصیر بودن خدا حضور مبصرات و مسموعات نزد خدا باشد، همین معنا نیز در بوییدنى ها و چشیدنى ها و ملموسات موجود است، ولى علت این تبعیض این است كه بصر و سمع، از شرافت و ارزش بیشترى برخوردارند و تشریح این قسمت در آخر بحث مى آید.

 

معنى بصیر و سمیع در خدا

بصیر در خدا به دو ملاك به كار مى رود:

1. حضور دیدنى ها نزد خدا، این موقعى است كه با سمیع همراه باشد، چنان كه مى فرماید:

( ...إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللّهَ كانَ سَمِیعاً بَصِیراً ). 2

«خدا شما را به وسیله آن (دستور به رفتار به عدل) چه نیكو پندتان مى دهد، حقّاً كه خدا شنوا و بینا است».

2. علم به جزئیات و خصوصیات اشیا و این در موقعى است كه با حرف (با) همراه باشد، چنان كه مى فرماید:

( ...وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذنُوبِ عِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً ).3

«كافى است كه خدا نسبت به گناه بندگان خود دانا و بینا است».

و باز مى فرماید:( ...وَ كانَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیراً ).4

«خدا به آنچه كه انجام مى دهید بینا است».

و نیز مى فرماید:

( ...ما یُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمنُ إِنّهُ بِكُلِّ شَىْء بَصِیرٌ ).5

«این پرندگان را در آسمان جز خداى رحمان نگه نمى دارد، او نسبت به همه چیز بینا است».

متعلق بینایى در این آیات مختلف است، گاهى «همه چیز» گاهى «بندگان» و در مرحله سوم «اعمال انسان ها» و گاهى «گناهان آنان» مى باشد.

گروهى از مفسران بصیر را فقط به حضور مبصرات نزد خدا تفسیر كرده اند و این معنا در مورد اشیا قابل رؤیت درست است، ولى گاهى در مواردى به كار رفته كه قابل رؤیت نیستند، مانند «ذنوب»، زیرا بسیارى از گناهان قابل رؤیت نیست، طبعاً در این جا باید مقصود از «بصیر» آگاهى از جزئیات باشد و شاهد آن این است: آن گاه كه ذنوب را متعلق بصیر قرار مى دهد، لفظ خبیر را با آن همراه مى سازد، چنان كه مى فرماید: (بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبیراً بَصِیراً) و شاید هدف آیات این است كه خدا نسبت به آنچه كه در جهان هستى مى گذرد، علم تفصیلى دارد نه علم اجمالى و تمام آنچه كه در آشكار و پنهان است از قلمرو علم خدا بیرون نیست.

از این بیان روشن مى گردد نظریه كسانى كه منكر تعلق علم خدا به جزئیات مى باشند، به بهانه آن كه مستلزم تغییر در ذات است، با ظاهر این آیات سازگار نیست و شاید به خاطر این كه لفظ بصیر در لغت عرب متضمن معنى دقت و موشكافى است، قرآن آن را در موارد یاد شده در زیر به كار مى برد:

1. آشنایى به خصوصیات نفس ( بَلِ الإِنْسَانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ ).6 «انسان به خصوصیات ذات خود آگاه است». و مقصود از خصوصیات، روحیات نیك و بد، و تمایلات زیبا و زشت است.

2. رموز پنهان در جهان، چنان كه از زبان سامرى چنین نقل مى كند: (بَصُرْتُ بِما لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ... ).7 «دیدم من آنچه را آنان ندیدند».

تا این جا معنى بصیر روشن شد، اكنون به تفسیر لفظ «سمیع» مى پردازیم.

اوست که چون در بطن مکه بر آنها پیروزیتان داد ، دست آنها را از شما، ودست شما را از آنها بازداشت و خدا به کارهایی که می کردید آگاه و بینا بود.

تفسیر صفت سمیع

«سمیع» در قرآن به ظاهر در دو معنى به كار رفته است: یكى به معنى حضور مسموعات نزد خدا و این معنا بیشترین سهم را در استعمال دارد، و دیگرى به معنى مجیب چنان كه مى فرماید: ( ...سَمِیعُ الدُّعَاء ).8

حق این است كه سمیع یك معنا بیش ندارد و آن شنیدن است وخدا در هر حال، دعاى بندگان را مى شنود، ولى گاهى مقرون به اجابت هست و گاهى نیست، و جمله (سَمِیعُ الدُّعاء)، جامع بین این دو معنا است و اگر فرض كنیم كه مقصود از سمیع الدعاء، مجیب الدعاء است، این خصوصیت از لفظ استفاده نمى شود، بلكه از قراین خارجى به دست مى آید.

 

بینا و شنواست بدون عملیات فیزیكى

خدا ،انسان ،تقوا ،خودسازی

بر همگان روشن است عمل بینایى در انسان یا یك جاندار، در سایه یك رشته عملیات فیزیكى تحقق مى پذیرد; بنابر این شنیدن و دیدن در خدا از این طریق امكان پذیر نیست، ناچار باید در این جا به همان قاعده «خُذِ الْغایات وَ اتْرُكِ الْمَبادى» چنگ افكند، زیرا هدف از بینایى جز آگاهى از دیدنى ها و همچنین هدف از شنوایى جز آگاهى از امواج صوتى، چیز دیگرى نیست، هرگاه خود این نتیجه، بدون یك رشته ادوات، و ابزار، یا فعالیتهاى فیزیكى صورت پذیرد، در چنین صورت حقیقت بینا بودن و شنوا بودن را دارا خواهد بود و آیات قرآن بیش ازا ین ثابت نمى كند كه خدا بینا و شنوا است، و امّا این كه خصوصیات موجودات امكانى را داراست، هرگز بر آن دلالت ندارد.

از آن جا كه همه ى عوالم امكانى نزد خدا حاضر است، قهراً مبصرات و مسموعات نیز نزد او حاضر خواهند بود، از این جهت بسیارى از محقّقین این دو وصف را از شعب علم راخدا به جزئیات گرفته اند و واقعیت علم را جز حضور معلوم نزد عالم چیز دیگرى ندانسته اند، و اگر برخى از متكلمین گفته اند: شنوایى خدا به علم به مسموعات بازگشت مى كند، گفتار صحیحى است و مسلماً حضور موجودات نزد خدا بالاتر از حضور موجودات نزد انسان از طریق صور ذهنى است.

در اینجا سؤالى مطرح است و آن این كه هرگاه واقعیت بصیر و سمیع بودن حضور متعلقات آنها نزد خدا است، پس باید بتوان اسماى دیگرى براى خدا تصور كرد، مانند شام (بویا)، ذائق (چشنده) و لامس (لمس كننده) زیرا همه ى بوییدنى ها وچشیدنى ها و لمس كردنى ها نزد خدا حاضر است.

ولى پاسخ این سؤال روشن است و آن این كه: شرافت و كرامت این دو حس، قابل قیاس با حواس دوگانه (شنوایى و بینایى) نیست، بیشترین علم انسان به اشیا از طریق شنیدن و دیدن است، از این جهت توصیف خدا به این دو اسم، ملازم با جواز توصیف به نظایر آنها نیست.

گذشته از این لازمه توقیفى بودن اسماى خدا(هرچند ما نپذیرفتیم)، اكتفا ورزیدن به اسمایى است كه در كتاب و سنت وارد شده است.

و در پایان یادآور مى شویم فرقه اشاعره «سمیع» و «بصیر» در مورد خدا را به همان معنایى كه در انسان به كار مى رود تفسیر مى كنند، ولى براى پرهیز از برچسب تجسیم، فوراً كلمه «بدون كیفیت» را به كار مى برند; ولى در مباحث مربوط به عقاید اشاعره در كتاب «بحوث فى الملل و النحل» یادآور شدیم كه ضمیمه كردن «بلا كیف» دردى را دوا نمى كند و تفصیل این مطلب را از آن كتاب بطلبید.

 

روایاتى از پیشوایان معصوم

امیر مؤمنان (علیه السلام) مى فرماید: «خدا بصیر است نه از طریق به كار بردن ادوات حسى، و مشاهِد است نه از طریق تماس خارجى»9

و نیز مى فرماید: «مى شنود نه از راه شكافتن امواج هوا و دستگاه شنوایى»10

و باز مى فرماید: «خدا بصیر است، ولى هرگز به دستگاه بینایى توصیف نمى شود».11

جامع ترین سخن، كلامى است كه امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «سمیع بصیر، أى سمیع بلا حاجة، و بصیر بلا آلة، بل یسمع بنفسه و یُبصر بنفسه» یعنى: «خدا شنوا و بینا است، شنوا است بدون دستگاه شنوایى، و بینا است بدون ادوات حسى، بلكه بالذات مى شنود و مى بیند»12

منبع: منشور جاوید، ج2، ص 161ـ16

[1] . انسان/2.

[2] . نساء/58.

[3] . اسراء/17.

[4] . فتح/24.

[5] . ملك/19.

[6] . قیامت/14.

[7] . طه/96.

[8] . آل عمران/38.

[9] . نهج البلاغه، خطبه 155.

[10] . همان مدرك، حكمت 186.

[11] . همان مدرك، خطبه 182.

[12] . صدوق، توحید، ص 144.


- نظرات (0)

با دو مثال زیبای قرآنی

وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (بقره ـ 265)

و مَثل كسانى كه اموال خود را در طلب رضاى خداوند و استوارى روح خود انفاق مى‏كنند، همچون مَثل باغى است كه در نقطه‏اى بلند باشد (و از هواى آزاد به حدّ كافى بهره بگیرد) و باران‏هاى درشت به آن برسد و میوه‏ى خود را دو چندان بدهد. و اگر باران درشتى نبارد، باران‏هاى ریز و شبنم (ببارد تا همیشه این باغ، شاداب و پر طراوت باشد.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.

 

نکات آیه

1ـ جمله " ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ" انگیزه‏هاى انفاق صحیح و الهى را بیان مى‏كند و آن دو چیز است: "طلب خشنودى خدا" و "تقویت روح ایمان و ایجاد آرامش در دل و جان"

این جمله مى‏گوید: انفاق كنندگان واقعى كسانى هستند كه تنها به خاطر خشنودى خدا و پرورش فضائل انسانى و تثبیت این صفات در درون جان خود و همچنین پایان دادن به اضطراب و ناراحتی هایى كه بر اثر احساس مسئولیت در برابر محرومان در وجدان آنها پیدا مى‏شود، اقدام به انفاق مى‏كنند. (بنابراین "من" در آیه به معنى "فى" خواهد بود).

2ـ جمله "وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ" كه در آخر آیه ذكر شده، هشدارى است به همه كسانى كه مى‏خواهند عمل نیكى انجام دهند كه مراقب باشند كوچك‏ترین آلودگى از نظر نیت یا طرز كار پیدا نكنند؛ زیرا خداوند كاملاً مراقب اعمال آنها است.

پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: هر كس «لا اله الا الله» بگوید به واسطه آن كار، درختى در بهشت براى او كاشته مى‏شود و همچنین است هر كس «الله اكبر» بگوید. شخصى به پیامبر گفت: پس درختان ما در بهشت بسیار است! حضرت فرمودند: آرى، به شرط آنكه آتشى به دنبال آن نفرستید و آن را نسوزانید

پیام‏های این آیه

1ـ اگر هدف، تحصیل رضاى خداوند و رشد و كمال روحى باشد، كارها بارور مى‏شود. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»، «فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَیْنِ»

2ـ اخلاص، ساده به دست نمى‏آید، باید به سراغ آن رفت. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»

كارهاى خالص، همچون مزرعه‏اى در نقطه‏اى مرتفع است كه از خرابى سیل محفوظ است. «بِرَبْوَةٍ أَصابَها»

4ـ اگر هدف خدا باشد، از جلوه‏ها و جمال‏ها هم محروم نمى‏شویم.

مخلصین در جامعه محبوب‏تر از ریاكارانند. «جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ» انفاق خالص، همانند مزرعه‏ اى در دامنه كوه و زمین مرتفع است كه همه مردم آن را مى‏بینند و از آن لذّت مى‏برند.

5ـ مهم‏تر از امكانات، بهره‏گیرى از امكانات است. بارانِ ریز یا درشت مهم نیست، مهم آن است كه زمین بتواند آن را جذب كند. «فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ»

 

یك مثال جالب دیگر براى انفاق هاى آلوده به ریا و منت‏

أَ یَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فِیها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (بقره ـ 266)

غرور

آیا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته كه از زیر درختان آن نهرها در جریان و براى او در آن (باغ) از هرگونه میوه‏اى وجود داشته باشد و در حالى كه به سن پیرى رسیده و فرزندانى (كوچك و) ضعیف دارد، گردبادى همراه با آتش سوزان به آن باغ بوزد و باغ را یكسره بسوزاند. این چنین خداوند آیات را براى شما بیان مى‏كند تا شاید اندیشه كنید.

در این آیه مثال گویاى دیگرى، براى مسأله انفاق آمیخته با ریاكارى و منت و آزار و اینكه چگونه این كارهاى نكوهیده آثار آن را از بین مى‏برد، بیان شده است.

 

نكته‏ها

1- این مثال هاى پى در پى كه هر كدام از دیگرى گویاتر و ظریف‏تر است، همه در ارتباط با مسائل زراعى است، چرا كه نه تنها براى مردم مدینه كه این آیات در آنجا نازل شد و مردمى زراعت پیشه بودند، بلكه براى تمام مردم دنیا كه به هر حال بخشى از زندگى آنان را مسائل زراعى تشكیل مى‏دهد، آموزنده بوده و هست.

2- از جمله " وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفاءُ" (صاحب آن باغ، پیر و سالخورده باشد و فرزندانى كوچك و ناتوان داشته باشد) استفاده مى‏شود كه؛ انفاق و بخشش در راه خدا و كمك به نیازمندان، همچون باغ خرمى است كه هم خود انسان از ثمرات آن بهره‏مند مى‏شود و هم فرزندان او، در حالى كه ریاكارى و منت و آزار، هم سبب محرومیت خود او مى‏شود و هم نسل هاى آینده كه باید از ثمرات و بركات اعمال نیك او بهره‏مند گردند، محروم خواهند شد و این خود دلیل بر آن است كه نسل هاى آینده در نتایج اعمال نیك نسل هاى گذشته سهیم هستند.

از نظر اجتماعى نیز چنین است؛ زیرا محبوبیت و اعتمادى كه پدران بر اثر كار نیك در افكار عمومى پیدا مى‏كنند، سرمایه بزرگى براى فرزندان آنها خواهد بود.

3- جمله " إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ" (گردبادى كه در آن آتشى باشد) ممكن است اشاره به گردبادهاى ناشى از بادهاى "سموم" و سوزان و خشك كننده باشد و یا گردبادى كه از روى خرمن آتشى بگذرد و طبق معمول كه گردباد هرچه را بر سر راه خود بیابد با خود همراه مى‏برد، آن را از زمین برداشته و به نقطه دیگرى بپاشد.

ممكن است اشاره به گردبادى باشد كه به همراه صاعقه به نقطه‏اى اصابت كند و همه چیز را تبدیل به خاكستر نماید.

در هر حال اشاره به نابودى سریع و مطلق است. (" اعصار" در لغت به معنى گردباد است كه به هنگام وزش باد، از دو سوى مخالف تشكیل مى‏گردد و به شكل عمودى است كه یك سر آن به زمین چسبیده و سر دیگر آن در آسمان است و گاه بسیارى از اشیاء را با خود مى‏برد.)

جمله" وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ" كه در آخر آیه ذكر شده، هشدارى است به همه كسانى كه مى‏خواهند عمل نیكى انجام دهند كه مراقب باشند كوچك‏ترین آلودگى از نظر نیت یا طرز كار پیدا نكنند زیرا خداوند كاملا مراقب اعمال آنها است

یک مسئله قابل توجه در این آیه

انسان هنگامى كه پیر و عیالمند شد، توان تولیدش از بین مى‏رود، ولى نیاز و مصرفش شدید مى‏شود. حال اگر منبع درآمدش نیز نابود شود، به ذلّت كشیده مى‏شود.

انسان در قیامت، از یك‏سو توان عمل صالح ندارد و از سوى دیگر نیازش شدید است. در این حال اگر كارهاى صالحش با منّت و ریا محو شده باشد، به چه ذلّتى مى‏رسد؟!!

 

یک تذکر

پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: هر كس «لا اله الا الله» بگوید به واسطه آن كار، درختى در بهشت براى او كاشته مى‏شود و همچنین است هر كس «الله اكبر» بگوید.

شخصى به پیامبر گفت: پس درختان ما در بهشت بسیار است! حضرت فرمودند: آرى، به شرط آنكه آتشى به دنبال آن نفرستید و آن را نسوزانید. (بحارالانوار، ج 8، ص 186)

 

پیام‏های این آیه

1ـ خودت را به جاى دیگران بگذار تا مسائل را خوب درك كنى. «أَ یَوَدُّ أَحَدُكُمْ»

2ـ از مثال‏هاى طبیعى كه زمان و مكان و عصر و نسل در آن اثر نمى‏گذارد، استفاده كنیم. «جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ»

3ـ منّت و آزار بعد از انفاق، همچون باد سوزانى است بر باغى سرسبز و آتشى بر بوستانى خرّم. «فَاحْتَرَقَتْ»

4ـ رشد یافتن، تدریجى است، ولى تخریب و حبط عمل در یك لحظه است. «فَأَصابَها إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ»

5ـ مثال‏هاى قرآن، براى فكر كردن است. «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ»


منابع:

تفسیر نور ج1

تفسیر نمونه ج2

بحارالانوار، ج 8

 


- نظرات (0)

دوربینی که همه چیز را فیلمبرداری می کند!

در عصر حاضر، اینترنت یکی از مهمترین فضاهایی است که این آیه شریفه در آن اهمیت پیدا می کند، چرا که ماهیت این فضا، انسان را به سوی فراموشی نشانه های خداوند در آفاق و انفس دعوت می کند.

برای اثبات این مدعا کافی است سری به شبکه های اجتماعی ایرانی و خارجی بزنید، شبکه هایی که در آنها روز به روز هرزگی و فساد و تخریب روحیه ایمان و تقوا بیشتر و بیشتر می شود و مسلماً کسانی که بدون زمینه سازی قبلی و آموزش های لازم، پا در این عرصه بنهند، در تالاب فساد فرو می روند و هیچ کسی نمی تواند به یاری آنها بشتابد.

از جمله شبکه های اجتماعی که این روزها در میان ایرانیان رونق و اهمیت قابل توجهی به خود اختصاص داده است، شبکه اینستاگرام است که روزانه میلیون ها عکس و تصویر توسط ایرانیان در آن بارگزاری می شود.

تصاویری با موضوعات مختلف طنز، اجتماعی، سیاسی که در این میان تصاویر خانوادگی و فردی سهم به سزایی را به خود اختصاص داده است.

در این شبکه اجتماعی مبتنی بر عکس، شاهد تصاویری از دختران و پسران سرزمین خود هستیم که بدون هیچ ابایی، خصوصی ترین و برهنه ترین تصاویر خود را در صفحات خود بارگزاری می کنند و متأسفانه در برخی از موارد به مرحله ای از پیشرفت رسیده اند که در برهنگی و عریانی از افرادی که در کشورهای امریکایی و اروپایی زندگی می کنند، پیشی گرفته اند، تا جایی که این جمله در فضای کنونی جامعه مشهور و معروف شده است که (قدیما می خواستن دخترا رو تهدید کنن، می گفتن عکستو می زاریم اینترنت، الان وقتی اینو بگی می گن بزار ببینیم چند تا لایک می خوره).

تصاویری که روح ایمان و تقوا را در میان جوانان روز به روز ضعیف تر می کند و آنان را به دلیل موانعی که برای ازدواج پیش روی آنان قرار دارد، به فساد و فحشا ترغیب می کند.

شیطان، یکی از مهمترین اهداف خود را در راستای فراموشی خداوند در زندگی آدمی تهیه و تنظیم کرده است تا بتواند او را به راحتی در وادی هلاکت و گمراهی وارد کند

به راستی چه عواملی می تواند سبب جلوگیری از پیشرفت این گونه مسائل در فضای مجازی شود؟

آیات قرآن مجید، مهمترین نسخه درمان، برای تمام مشکلات بشریت و مخصوصاً این مشکل خاص است، فاجعه ای که از یک سو عفت دختران و از سوی دیگر پاکدامنی پسران سرزمین من را نشانه گرفته است.

قرآن مجید برای درمان این مشکل که سبب بروز گرفتاری های متعددی در جامعه و مخصوصاً در میان نسل جوان می شود، راه حل های متعددی را بیان کرده است که از جمله مهمترین این راه حل ها، می توان این سوال مهم را برشمرد:

سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ: به زودى نشانه‏هاى خود را در افق ها [ى گوناگون‏] و در دل هایشان بدیشان نشان خواهیم داد، تا برایشان روشن گردد كه او خود حقّ است. آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟

به راستی اگر تمامی افراد جامعه، برای این سوال پاسخ قانع کننده ای داشته باشند، مشکلات ما در جامعه کاسته نخواهد شد؟

آیا این برهنگی ها و عریانی ها تنها و تنها به دلیل فراموشی خداوند در زندگی گریبانگیر ما نشده است؟

امام حسین علیه السلام در دعاى عرفه مى‏گوید: «متى غبت حتّى تحتاج الى دلیل یدلّ علیك... عمیت عین لا تراك» آیا براى غیر تو نمودى است كه براى تو نیست، تو كى غائب بودى تا به دلیل نیاز داشته باشى. كور باد چشمى كه تو را نبیند.

چرا انسان می خواهد که وجود خداوند را در زندگی خود کمرنگ کند، چرا آدمی علاقه دارد که خداوند را در لایه های عمیق ذهن خود، عمداً به فراموشی بسپرد؟ چرا تنها نام خداوند لقلقه زبان های ما شده و اثری از او در زندگی نمی توان یافت؟

اینها سوالات بسیار مهمی هستند که خداوند متعال به خوبی هرچه تمام تر، در آیات الهی پاسخ قاطعی برای آنها بیان می کند، پاسخی که از روحیه فساد و طغیانگری آدمی پرده بر می دارد:

«بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ: (انكارش تنها براى این نیست كه در قیامت شك دارد) بلكه انسان مى‏خواهد هرچه (در عمر) پیش رود گناه كند.» [قیامت:5]

امام حسین علیه السلام در دعاى عرفه مى‏گوید: «متى غبت حتّى تحتاج الى دلیل یدلّ علیك... عمیت عین لا تراك» آیا براى غیر تو نمودى است كه براى تو نیست، تو كى غائب بودى تا به دلیل نیاز داشته باشى كور باد چشمى كه تو را نبینید

آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟

به تحقیق یکی از برنامه های مهم تربیتی قرآن مجید، برای فراگیری روح ایمان و تقوا در جامعه، تأکید بر حضور و آگاهی خداوند بر تمامی اعمال و رفتار ماست، برنامه تربیتی که در آیات متعددی از قرآن مجید بر آن تأکید شده است:

«یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ: در آن روز كه خداوند همه آنها را برمى‏انگیزد و از اعمالى كه انجام دادند با خبر مى‏سازد، اعمالى كه خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش كردند؛ و خداوند بر هر چیز شاهد و ناظر است! [مجادله:6]

آری هنگامی که آنان گناهان خود را فراموش کرده اند، خداوند گناهان را به یادشان می آورد چرا که او بر همه چیز شاهد و ناظر است و اینجاست که آدمی فریاد بر می آورد که:

«ما لِهذَا الْكِتابِ لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصاها: این نامه از كیست كه هیچ كار كوچك و بزرگى نیست مگر اینكه آن را ثبت و ضبط كرده است." [كهف :49]

و به دلیل اهمیت این برنامه تربیتی است که شیطان، یکی از مهمترین اهداف خود را در راستای فراموشی خداوند در زندگی آدمی تهیه و تنظیم کرده است تا بتواند او را به راحتی در وادی هلاکت و گمراهی وارد کند:

«إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ: شیطان مى‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و كینه ایجاد كند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اكید،) خوددارى خواهید كرد؟!»[مائده:91]

خلاصه کلام آنکه با توجه به آیات متعددی که در این زمینه در قرآن مجید از طرف خداوند متعال بیان شده است، به این نتیجه مهم می توان دست یافت که در  محضر خداوند متعال هیچ چیز یواشکی وجود ندارد، چه آزادی باشد و چه غیر آن.


- نظرات (0)

انفاق، رهایى از بخل یا رهایى از اشیاى بى‏ارزش؟

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (بقره ـ 267)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از پاكیزه‏ترین چیزهایى كه بدست آورده‏اید و از آنچه ما براى شما از زمین رویانیده‏ایم، انفاق كنید و براى انفاق به سراغ قسمت‏هاى ناپاك (و پست) نروید، در حالى كه خود شما هم حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روى اغماض (و ناچارى) و بدانید كه خداوند بى‏نیاز و ستوده است.

آیات قبل، شرایط انفاق كننده را مطرح كرد و این آیه شرایط چیزهایى را بیان مى‏كند كه به محرومان انفاق مى‏شود.

امام باقر علیه السلام ذیل این آیه فرمودند: بعضى از مسلمانان درآمدهاى حرامى مانند ربا داشتند كه صرف فقرا مى‏كردند، این آیه آنان را نهى نمود. (تفسیر برهان، ج 1، ص 255 و راهنما)

 

شأن نزول:

از امام صادق علیه السلام نقل شده كه این آیه درباره جمعى نازل شد كه ثروت هایى از طریق رباخوارى در زمان جاهلیت جمع‏آورى كرده بودند و از آن در راه خدا انفاق مى‏كردند، خداوند آنها را از این كار نهى كرد و دستور داد از اموال پاك و حلال در راه خدا انفاق كنند.

در تفسیر "مجمع البیان" پس از نقل این حدیث، از على علیه السلام نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: این آیه درباره كسانى نازل گردید كه به هنگام انفاق، خرماهاى خشك و كم گوشت و نامرغوب را با خرماى خوب مخلوط مى‏كردند و بعد انفاق مى‏نمودند، به آنها دستور داده شد كه از این كار بپرهیزند.

این دو شأن نزول هیچ گونه منافاتى با هم ندارند و ممكن است آیه در مورد هر دو دسته نازل شده باشد، كه یكى ناظر به پاكى معنوى و دیگرى ناظر به مرغوبیت مادى و ظاهرى است.

انفاق در راه خدا، یك طرفش مۆمنان نیازمندند، و طرف دیگر خدا، و با این حال اگر اموال پست و بى ارزش انتخاب شود، از یك سو تحقیرى است نسبت به نیازمندان كه ممكن است على رغم تهیدستى مقام بلندى از نظر ایمان و انسانیت داشته باشند و روحشان آزرده شود و از سوى دیگر سوء ادبى است نسبت به مقام شامخ پروردگار

ولى باید توجه داشت كه طبق آیه 275 سوره بقره كسانى كه در زمان جاهلیت اموالى از طریق رباخوارى جمع‏آورى كرده بودند و پس از نزول آیه، خوددارى از ادامه رباخوارى نمودند، اموال گذشته بر آنها حرام نبوده است.

به عبارتی این قانون شامل گذشته نمى‏شود، ولى مسلم است كه این مال در عین حلال بودن با اموال دیگر فرق داشت و در حقیقت شبیه اموالى بود كه از طرق مكروه به دست بیاید!

 

از چه اموالى باید انفاق كرد؟

از آنجا كه بعضى از مردم عادت دارند همیشه از اموال بى ارزش و آنچه تقریباً از مصرف افتاده و قابل استفاده خودشان نیست، انفاق كنند و این گونه انفاق ها علاوه بر اینكه سود چندانى به حال نیازمندان ندارد، یك نوع اهانت و تحقیر نسبت به آنها است و موجب تربیت معنوى و پرورش روح انسانى نیز نمى‏باشد، این آیه صریحاً مردم را از این كار نهى مى‏كند و آن را با دلیل لطیفى همراه مى‏سازد و آن اینكه: 

شما خودتان حاضر نیستید این گونه اموال را بپذیرید مگر از روى كراهت و ناچارى، حال چرا درباره برادران مسلمان، و از آن بالاتر خدایى كه در راه او انفاق مى‏كنید و همه چیز شما از او است راضى به این كار مى‏شوید؟!!

در حقیقت، آیه به نكته لطیفى اشاره مى‏كند كه انفاق در راه خدا، یك طرفش مۆمنان نیازمندند، و طرف دیگر خدا، و با این حال اگر اموال پست و بى ارزش انتخاب شود، از یك سو تحقیرى است نسبت به نیازمندان كه ممكن است على رغم تهیدستى مقام بلندى از نظر ایمان و انسانیت داشته باشند و روحشان آزرده شود و از سوى دیگر سوء ادبى است نسبت به مقام شامخ پروردگار.

جمله "لا تَیَمَّمُوا" (قصد نكنید) ممكن است اشاره به این باشد كه اگر در لابلاى اموالى كه انفاق مى‏كنید بدون توجه، چیز نامرغوبى باشد، مشمول این سخن نیست. سخن این است كه از روى عمد اقدام به چنین كارى نكنید.

تعبیر به "طیبات" (پاكیزه‏ها)، هم پاكیزگى ظاهرى را شامل مى‏شود و ارزش داشتن براى مصرف، و هم پاكیزگى معنوى، یعنى اموال شبهه‏ناك و حرام.

انفاق

زیرا افراد با ایمان از پذیرش همه اینها كراهت دارند و جمله "إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ" شامل همه مى‏شود و این كه بعضى از مفسران آن را منحصر به یكى از این دو دانسته‏اند صحیح به نظر نمى‏رسد.

نظیر این آیه در سوره آل عمران آیه 92 نیز آمده است آنجا كه مى‏فرماید: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: "هرگز به حقیقت نیكوكارى نمى‏رسید، مگر آنكه از آنچه دوست دارید، انفاق كنید".

البته این آیه بیشتر روى اثرات معنوى انفاق تكیه مى‏كند و در پایان آیه مى‏فرماید: "بدانید خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است." (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ)

یعنى نه تنها نیازى به انفاق شما ندارد و از هر نظر غنى است، بلكه تمام نعمت ها را او در اختیار شما گذارده و لذا حمید و شایسته ستایش است.

بعضى احتمال داده‏اند كه "حمید" در اینجا به معنى اسم فاعل باشد(ستایش كننده) نه به معنى محمود و ستایش شده، یعنى در عین اینكه از انفاق شما بى نیاز است، شما را به خاطر اموال پاكیزه‏اى كه انفاق مى‏كنید، مورد ستایش قرار مى‏دهد.

 

نكته:

شك نیست كه انفاق در راه خدا براى تقرب به ذات پاك او است و مردم هنگامى كه مى‏خواهند به سلاطین و شخصیت هاى بزرگ تقرب جویند، بهترین اموال خود را به عنوان تحفه و هدیه براى آنها مى‏برند.

این در حالی است که آن سلاطین و به ظاهر بزرگ، انسان هاى ضعیفى همچون خودشانند. حال چگونه ممكن است انسان به خداوند بزرگى كه تمام عالم هستى از اوست، به وسیله اموال بى ارزش و از مصرف افتاده، تقرب جوید؟!

و اینكه مى‏بینیم در زكات واجب، حتى در قربانى نباید از نوع نامرغوب استفاده كرد، نیز در همین راستا است.

به هر حال باید این فرهنگ قرآنى در میان همه مسلمین زنده شود كه براى انفاق، بهترین را انتخاب نمایند.

گرفتن مال نامرغوب، نشانه رضایت فقرا نیست، بلكه نشانه‏ى استیصال آنان است. «تُغْمِضُوا» یعنى شما گاه با اغماض و سختى ممكن است چیزى را بگیرید، ولى این نشانه‏ى رضایت شما نیست

پیام‏های این آیه:

هدف از انفاق، رهایى از بخل است، نه رهایى از اشیاى بى‏ارزش و نامطلوب. «أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما كَسَبْتُمْ»

2ـ در انفاق، تفاوتى میان پول نقد یا كالا نیست. «ما كَسَبْتُمْ»، «مِمَّا أَخْرَجْنا»

3ـ بخششِ بادآورده‏ها مهم نیست، بلكه بخشش از دست‏رنج، داراى ارزش است. «ما كَسَبْتُمْ»

4ـ در انفاق باید كرامت محرومان محفوظ بماند. «وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ»

5ـ نه تنها از چیزهاى ناپاك و پست انفاق نكنید، بلكه به فكر آن نیز نیفتید. «وَ لا تَیَمَّمُوا»

6ـ وجدان انسان، بهترین معیار براى شناخت پسندیده و ناپسند است. هر آنچه را مى‏پسندى كه به تو انفاق كنند، شایسته است كه انفاق كنى و اگر آن را دوست نمى‏دارى، شایسته‏ى انفاق نیست. «لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا»

7ـ هر فرد ثروتمندى احتمال فقیر شدن خود را بدهد، شاید روزى دستِ دهنده شما، دستِ گیرنده شد. «بِآخِذِیهِ»

گرفتن مال نامرغوب، نشانه رضایت فقرا نیست، بلكه نشانه‏ى استیصال آنان است. «تُغْمِضُوا» یعنى شما گاه با اغماض و سختى ممكن است چیزى را بگیرید، ولى این نشانه‏ى رضایت شما نیست.

9ـ اثر انفاق به خود شما بر مى‏گردد، وگرنه خداوند غنى و بى‏نیاز است. «أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ»

10ـ غناى الهى همراه با كمالات و محبوبیّت است. «غَنِیٌّ حَمِیدٌ»


منابع:

تفسیر نور، ج 1

تفسیر نمونه، ج 2

تفسیر برهان، ج 1

 



- نظرات (0)

منّت‏گذار و ریاكار، در مدار كفر و تهدید

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ (بقره ـ 264)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! بخشش‏هاى خود را با منّت و آزار باطل نسازید، همانند كسى كه مال خود را براى خودنمایى به مردم، انفاق مى‏كند و ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد. پس مثال او همچون مَثل قطعه سنگ صافى است كه بر روى آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهایى در آن افشانده شود) پس رگبارى به آن رسد (و همه خاك‏ها و بذرها را بشوید) و آن سنگ را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند! (ریاكاران نیز) از دستاوردشان، هیچ بهره‏اى نمى‏برند و خداوند گروه كافران را هدایت نمى‏كند.

 

ریا، نشانه عدم ایمان واقعى به پروردگار و قیامت

مى‏فرماید:" اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار باطل نسازید" (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏).

سپس این عمل را تشبیه به انفاق هایى كه توأم با ریاكارى و خودنمایى است مى‏كند، مى‏فرماید:" این همانند كسى است كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‏كند و ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد" (كَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ).

و بعد مى‏افزاید:" (كار او) همچون قطعه سنگ صافى است كه بر آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهایى در آن افشانده شود) و باران درشت به آن برسد، (و خاك و بذرها را بشوید) و آن را صاف رها سازد. آنها از كارى كه انجام داده‏اند چیزى به دست نمى‏آورند" (فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا).

("صفوان" به معنى قطعه سنگ بزرگ و صاف است كه چیزى در آن نفوذ نمى‏كند و چیزى بر آن قرار نمى‏گیرد، و "وابل" به معنى باران سنگین دانه درشت است، و لذا به كارهاى سخت و سنگین و مصیبت بار نیز اطلاق شده است، و "صلدا" نیز به معنى سنگ صافى است كه چیزى بر آن نمى‏روید.)

از جمله" لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏"، (انفاقهاى خود را با منت و آزار باطل نكنید) استفاده مى‏شود كه پاره‏اى از اعمال ممكن است نتایج اعمال نیك را از بین ببرد و این همان مساله احباط است

چه تعبیر لطیف و رسا و گویایى؟! قطعه سنگ محكمى را در نظر بگیرید كه قشر رقیقى از خاك روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نیز در آن خاك‏ افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گیرد، سپس باران دانه درشت پر بركتى بر آن ببارد، با اینكه تمام وسایل نمو و رشد در اینجا فراهم است، ولى به خاطر یك كمبود، همه چیز از بین مى‏رود و این باران كارى جز این نمى‏كند كه آن قشر باریك را همراه بذرها مى‏شوید و پراكنده مى‏سازد و سنگ سخت غیر قابل نفوذ را كه هیچ گیاهى بر آن نمى‏روید با قیافه خشونت‏ بارش آشكار مى‏سازد، چرا كه بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غیر قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازكى از خاك روى آن را گرفته بود، در حالى كه پرورش گیاه و درخت نیاز به خاك عمیقى دارد كه براى پذیرش ریشه‏ها و ذخیره آب و تغذیه گیاه آماده باشد.

اینگونه است اعمال ریاكارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار كه از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى‏گیرد و صاحبانش هیچ بهره‏اى از آن نمى‏برند و تمام زحماتشان بر باد مى‏رود.

و در پایان آیه مى‏فرماید:" و خداوند گروه كافران را هدایت نمى‏كند" (وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ).

اشاره به اینكه خداوند توفیق هدایت را از آنها مى‏گیرد چرا كه با پاى خود، راه كفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین كسانى شایسته هدایت نیستند و به این ترتیب انفاق هاى ریایى و آمیخته با منت و آزار، همه در یك ردیف قرار گرفته‏اند.

 

دو نکته:

1- از جمله "لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏"، (انفاق هاى خود را با منت و آزار باطل نكنید) استفاده مى‏شود كه پاره‏اى از اعمال ممكن است نتایج اعمال نیك را از بین ببرد و این همان مسأله احباط است.

2- تشبیه عمل ریاكارانه به قطعه سنگى كه قشر نازكى از خاك روى آن را پوشانیده است بسیار گویا است ؛ زیرا افراد ریاكار باطن خشن و بى ثمر خود را با چهره‏اى از خیر خواهى و نیكوكارى مى‏پوشانند و اعمالى كه هیچ گونه ریشه ثابتى در وجود آنها ندارد ، انجام مى‏دهند اما حوادث زندگى به زودى پرده را كنار مى‏زند و باطن آنها را آشكار مى‏سازد.

اعمال ریاكارانه و انفاق هاى آمیخته با منت و آزار كه از دل هاى سخت و قساوتمند سرچشمه مى‏گیرد و صاحبانش هیچ بهره‏اى از آن نمى‏برند و تمام زحماتشان بر باد مى‏رود

نتیجه گیری آخر:

این آیه نیز تشبیهى را با خود دارد و نمایانگر باطن اشخاصى است كه به قصد ریا و تظاهر انفاق مى‏كنند. ظاهر عمل اینان همچون خاك، نرم ولى باطن آن چون سنگ، سفت است كه قابلیّت نفوذ ندارد. به خاطر سفتى و سختى دلهاى سنگینشان، از انفاق خود بهره‏اى نمى‏برند.

 

پیام‏های این آیه:

1ـ منّت گذارى و آزار فقیر، پاداش انفاق و صدقات را از بین مى‏برد. «لا تُبْطِلُوا»

2ـ ریا، نشانه عدم ایمان واقعى به پروردگار و قیامت است. «یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ»

3ـ انفاق مهم نیست، انگیزه و روحیّه‏ى انفاق كننده مهم است. «رِئاءَ النَّاسِ»

4ـ اعمال شخص منّت گذار، ریاكار و كافر، تباه است. كلمه‏ى «فَمَثَلُهُ» قابل تطبیق با هر سه گروه است.

5ـ ریاكار، عاقبت رسوا مى‏شود و حوادث، كاشف حقایق است. «فَتَرَكَهُ صَلْداً»

6ـ ریاكار نه تنها از پاداش آخرت محروم است، بلكه رشد روحى را نیز كسب نكرده است. «لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ»

منّت‏گذار و ریاكار، در مدار كفر و مورد تهدید قرار مى‏گیرد. «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ»



منابع:

تفسیر نور ج1

تفسیر نمونه ج2


- نظرات (0)