سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



از کلاه پهلوی تا مانتوهای شیشه ای

مانتو

دقت کرده اید این مانتوهای شیشه ای چه جلوه و خودنمایی در بدن زنان امروز می کنند؟ اصلاً شیشه در صنف هنر یکی از ابزارهایی است که به هر چیزی می تواند جذابیت خاصی دهد و امروز هم غرب در ادامه ی راه خود در از بین بردن حیا و عفت زنان جامعه و مشغول کردن ذهن جوانان از اجباری کردن استفاده از کلاه شاپو، صدور قانون متحد الشکل نمودن البسه، کشف حجاب بانوان، ترویج بی قیدی در میان زنان، جلوگیری از حضور زنان با حجاب در پارک ها، سینماها، تأترها، هتل‌ ها و سایر مراکز عمومی و… در تاریخ دیروز و رواج ساپورت و مانتوهای جلو باز در تاریخ امروز استفاده کرده و این بار مانتوهای شیشه ای را به عنوان تیری برای رسیدن به اهداف خود انتخاب کرده است ...
واقعیت این است که این نوع البسه و پوشش ها بیش از هر چیز هویت و شخصیت و کرامت انسان به ویژه زن را نشانه رفته و بی گمان ضربه ای جدی بر یک امر فطری که همان پوشش و عفت بشریت است زده ؛ گویا می خواهد از بین رفتن حجاب به شکلی دیگر بار دیگر به شیوه ای مدرن تر خودنمایی کند....
صحبت بر سر موضوع حجاب در اسلام نیست ... اصل و مهم این موضوع است که تمایل به پوشش و پوشاندن یک امر فطری است و این از فطرت بشر است که خود را از دیگران بپوشاند و برهنه در انظار وارد نشود اما خوب عده ای با ترفندهای مختلف در کمرنگ کردن و نهایتاً حذف و از بین بردن این امر فطری در تلاش هستند و برای این مهم برنامه ها و جاذبه هایی درست کرده و می کنند ... مهم این است که من و شما آگاه باشیم.

ویل دورانت، می گوید: «چون انسان تنها به این خشنود نبود كه با پوست حیوانات خود را بپوشاند، با پشم گوسفند و الیاف گیاهان لباس برای خود تهیه كرد و همین لباس ساده است كه جامه هندی، شنل یونانی، لنگ مصری قدیم و سایر اقسام گوناگون و جذّاب لباس انسان را در عهدهای مختلف تشكیل داده است. در این هنگام است كه بافندگی از مهم ترین هنرهای مخصوص زن گردیده است.»۴
از اینجا پیداست که برای این نیاز فطری زن و مرد از آغاز پیدایش هر دو كوشیده اند پوشش مناسب خود را تهیه كنند؛ ابتدا با برگ درختان و سپس با پوست حیوانات و بعدها با دستبافت های خویش خود را می پوشاندند.

اصل و مهم این موضوع است که تمایل به پوشش و پوشاندن یک امر فطری است و این از فطرت بشر است که خود را از دیگران بپوشاند و برهنه در انظار وارد نشود اما خوب عده ای با ترفندهای مختلف در کمرنگ کردن و نهایتاً حذف و از بین بردن این امر فطری در تلاش هستند و برای این مهم برنامه ها و جاذبه هایی درست کرده و می کنند

بعدها با پیشرفت صنعت و دست یافتن به منابع و ابزار جدید پوشش نیز از تغییرات تكاملی بهره مند گردید. این اقدامات از آن جهت كه تحت هیچ گونه آموزشی نبوده ، نشان می دهد كه پوشش تنها در پاسخ به نیاز فطری انسان به وجود آمده است و تا اینجا معلوم است که ربطی به قرآن و اسلام ندارد.
اما اگر از بعد دیگری به قضیه نگاه کنیم می بینیم که داستان آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش را اثبات می كند .
در قرآن چنین می خوانیم : " و آن گاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند ، پوشش آن دو از بین رفت و بر آن شدند كه از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند. به موجب این بیان چشیدن میوه ی ممنوعه توسط آدم و حوا (صرف نظر از فلسفه و حكمت آن) در نظام آفرینش نخستین تحولی كه در آن ها به وجود آورد این بود كه آن ها را با حقیقت برهنگی رو برو كرد كه بلافاصله با برگ درختان شروع به پوشاندن خود نمودند. (اعراف، 22)
در حقیقت آن ها بر اساس فطرت خدایی خودشان عكس العمل نشان دادند: یعنی زشتی های خود را پوشاندند.
این واکنش همزمان آدم و حوا و حركت یکسان آن دو گویای این حقیقت است كه مرد و زن از بابت داشتن حیا و پوشش (پوشاندن زشتی های خود) همپای یكدیگرند و هیچ امتیازی بر یكدیگر ندارند ...
یادمان باشد رعایت حجاب پاسخ به ندای درونی فطرت است که بر حسب وظیفه باید یادآوری شوند
... مسائل فطری را به یادشان بیاور ، همانا فقط وظیفه ی تو یاد آوری است . "
در تورات (کتاب مقدس یهودیان که برای مسیحیان نیز مقدّس است)، می‏ خوانیم: «و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر، خوش‏ نما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه‏اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نیز داد و او خورد* آن‏گاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند؛ پس از برگ‏ های انجیر به ‏هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند.»

بعد ادامه می ‏دهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زیرا که او مادر جمیع زندگان است * و خداوندْ رخت ‏ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید». (تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 8-6 و 21-20)

به این اعتراف توجه کنید و خودتان قضاوت کند ...

وقتی در آب صد درجه یک قورباغه را بیندازی یک دفعه بیرون می پرد، چون خیلی داغ است، اما وقتی یک قورباغه را در آب خنک بیندازی، برایش خیلی خوب است و وقتی آرام آرام آب جوش بیاید، قورباغه با اینکه گرمش است و می خواهد بیرون بپرد اما دیگه توانی برای بیرون پریدن ندارد. ما کاری می کنیم که زن های ایرانی آرام آرام تا جایی پیش بروند که دیگر خودشان بدانند که راهی برای برگشت ندارند

بنیامین نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران، به «کمیته اصلاح دولتی» [یک نهاد دولتی در آمریکا] گفت که آمریکا می ‌تواند با پخش سریال‌ های شبکه فاکس که «افراد زیباروی جوان را در وضعیت ‌های متنوعی از برهنگی نشان می ‌دهند که زندگی ‌های فریبنده و مادی ‌گرایانه و رابطه ‌های بی قید و شرط دارند» یک انقلاب را علیه حکومت این کشور برانگیزد.
وی به این کمیته گفت: «با پخش این سریال ها جوانان ایرانی دلشان از این لباس ‌های دلپسند، استخرها و زندگی‌های پر زرق ‌و برق که در این سریال‌ها می ‌بینند خواهند خواست.»

همچنین چندی پیش مدیر عامل شبکه فارسی زبان فارسی وان ( farsi1 ) مهمان برنامه صدای آمریکا ( VOA ) بود. وقتی مجری برنامه از او پرسید: برنامه آینده شما چیست؟ او گفت تا سال ۲۰۲۰ کاری می کنیم که مردهای ایرانی خودشان زن هایشان را برای نمایش دادن از خانه بیرون بفرستند.
مجری برنامه گفت: مگر می شود مردهای ایرانی با آن همه غیرت این کار را بکنند؟

در جواب این سوال مهمان برنامه گفت: وقتی در آب صد درجه یک قورباغه را بیندازی یک دفعه بیرون می پرد، چون خیلی داغ است، اما وقتی یک قورباغه را در آب خنک بیندازی، برایش خیلی خوب است و وقتی آرام آرام آب جوش بیاید، قورباغه با اینکه گرمش است و می خواهد بیرون بپرد اما دیگه توانی برای بیرون پریدن ندارد. ما کاری می کنیم که زن های ایرانی آرام آرام تا جایی پیش بروند که دیگر خودشان بدانند که راهی برای برگشت ندارند.(به نقل از جام نیوز)
گردانندگان این شبکه ها چه کسانی هستند و چه کسانی از این شبکه ها حمایت می کنند؟ 

همان هایی هستند که مدهایی مثل مانتوهای شیشه ای را رواج می دهند تا آدمی بر فطرت خودش پا گذاشته و راهی برای برگشت برای خود پیدا نکند.

مراقب باشیم که گام های شیطان آهسته و پیوسته است: ولاتَتَّبِعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ ...  إنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبین (بقره، 168) ... مَن یَتَّبِع خُطُواتِ الشَّیطانِ فَإنَّهُ یَأمُرُ بِالفَحشاءِ والمُنکَرِ (نور، 21)... إنَّما یَأمُرُکُم بِالسُّوءِ والفَحشاءِ (بقره، 168) ...

آرام آرام حرکت می کند به طوری که گاه متوجه حضورش هم نمی شویم ... قضاوت و تصمیم نهایی با خود شما ...

پیروز و سربلند باشید...


- نظرات (0)

درسی که از راننده تاکسی گرفتم!

تاکسی

چهل سال پیش برای خودم قوانینی نوشتم و سعی کردم که به نوشته‌ های خود جامه عمل بپوشانم؛ هر انسانی می‌ تواند با این موارد به آرامش برسد: «خودشناسی، خودسازی، روشن ‌بینی، درک واقعیت ‌ها و پذیرفتن آن‌ ها، از هر کس به اندازه سواد یا شعورش انتظار داشتن، راضی به رضای خدا بودن، قانع بودن، خود خواهی را کنار گذاشتن، گذشت، آب درمانی، شبی ده دقیقه هم امور روزانه را مرور کردن و به اشتباهات خود پی بردن و دانه دانه آن ‌ها را کنار گذاشتن به اضافه سکوت» که سکوت واقعاً طلاست که البته در جای خود باید استفاده شود.


وقتی حرف از تاکسی و راننده تاکسی به میان می آید ، راننده تاکسی‌ ها را آدم‌ هایی عبوس و بد اخلاق می ‌شناسیم که بیشتر این بد اخلاقی ‌ها به ترافیک و شلوغی ‌های این شغل بر می‌ گردد اما به عینه مخالف این رفتارها را در یک راننده تاکسی دیدم ... داستان از این قرار است ...

یه روز کاری، هوای گرم، انتظار در صف سوار شدن در تاکسی در یکی از خیابان ها ...
سوار یکی از این تاکسی ها شدم ... آقای میانسالی بود، تا آمدم سلام کنم، او پیشدستی کرد ...
نفر بعدی سوار شد ... به او هم به زیبایی سلام کرد ... نفر بعدی ...  یک موج مثبت و انرژی خوبی در ماشینش حکم فرما بود ... با آقایانی که سوار می شدند خوش و بش می کرد ...
در طی مسیر یکی از آقایانی که در صندلی پشتی نشسته بود، به شانه ی راننده زد و گفت: آقا این اخلاق خوب به حقیقت سرمایه ی بزرگی برای شماست ... او هم از بابت تعریف تشکر کرد و گفت : شما لطف دارید ... من کسانی که خداوند آنها را واسطه ی رساندن روزی به من هستند را دوست دارم و برایشان احترام قائلم ... مسافرهای خیلی خوبی هم دارم ... خیلی دوستشان دارم ...
مسافر گفت: آقا چون خودت خوبی، پر انرژی و مثبتی، همه را خوب می بینی...

راننده گفت: از تعریف شما ممنونم ... من تنها به عنوان یکی از منسوبین به اهل بیت علیهم السلام انجام وظیفه می کنم ... " ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبروریزی ما. (مشکاة الأنوار، ص 67)"

اگر خوش خلقى موجود خارجى دیده ‏شدنى بود زیباترین مخلوقات می بود و اگر زشت‏ خوئى هم موجود خارجى دیده‏ شدنى بود در زشت ‏ترین قیافه ‏ها دیده میشد و خداوند بنده را در اثر داشتن حسن خلق به مقام و درجه روزه‏ دار شب زنده دار می رساند

کار و عمل من در برابر این اسلام زیبایی که روی موضوع اخلاق بسیار تأکید دارد، خیلی ناچیز است ... مگر پیامبر مهربانمان محمد مصطفی صلی الله و علیه وآله رکن اساسی برای تبلیغلشان چه بود؟ ... اخلاق ....
در قرآن مجید می خوانیم: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ ... ;

پس به [بركتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سخت دل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده مى‏ شدند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، و در كار[ها] با آنان مشورت كن، ... (159، آل عمران)

خداوند حکیم، پیامبرش را به داشتن خلق عظیم سفارش و مدح فرموده است: «وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ؛ و تو دارای اخلاق بزرگ و برجسته ای هستی». (قلم: 4)
خودشان فرمودند که من برای اخلاق مبعوث شده ام ... إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ؛ براستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام. (كنزالعمال،ج13، ص151، ح36472)

تاکسی

و در بیانی نیز فرموده اند: اگر خوش خلقى موجود خارجى دیده ‏شدنى بود زیباترین مخلوقات می بود و اگر زشت‏ خوئى هم موجود خارجى دیده‏ شدنى بود در زشت ‏ترین قیافه ‏ها دیده میشد و خداوند بنده را در اثر داشتن حسن خلق به مقام و درجه روزه‏ دار شب زنده دار می رساند. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68، ص 392،باب 9)

ایشان یکی از نشانه های تکمیل کننده دین را خوش اخلاقی می دانند: إِنَّ أَكْمَلَ الْمُوْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً (بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68، ص 389، باب 92)

در ادامه ی صحبت های راننده، نکته ی خیلی زیبا و ظریفی را مطرح کرد: من هر روز از اول صبح تا آخر شب برای نان حلال در سرما و گرما در حال کار هستم و خیلی فرصت و حالی برای عبادت های مستحبی ندارم .... سعی می کنم با همین اخلاق خوش وزنه ی نامه ی اعمالم را در جهت مثبت زیاد کنم ... چرا که باز پیامبر مهربانم محمد مصطفی صلی الله و علیه وآله فرموده اند: ما مِن شَی ءٍ اَثْقَلُ فِی المیزانِ مِنْ خُلْقٍ حَسَنٍ؛ هیچ چیز در ترازوی عدل الهی، سنگین تر از اخلاق نیکو نیست.
و مولانا هم به زیبایی در این باب می گوید: من ندیدم در جهان جست وجو  هیچ اهلیت به از خلق نکو

خیلی قشنگ حرف می زد ...  همه ی مسافران خیلی قشنگ و با سکوتی زیبا در حال گوش دادن به حرف های راننده بودند ...

ادامه داد: چهل سال پیش برای خودم قوانینی نوشتم و سعی کردم که به نوشته‌ های خود جامه عمل بپوشانم؛ هر انسانی می‌ تواند با این موارد به آرامش برسد: «خودشناسی، خودسازی، روشن ‌بینی، درک واقعیت ‌ها و پذیرفتن آن‌ ها، از هر کس به اندازه سواد یا شعورش انتظار داشتن، راضی به رضای خدا بودن، قانع بودن، خودخواهی را کنار گذاشتن، گذشت، آب درمانی، شبی ده دقیقه هم امور روزانه را مرور کردن و به اشتباهات خود پی بردن و دانه دانه آن ‌ها را کنار گذاشتن به اضافه سکوت که سکوت واقعاً طلاست که البته در جای خود باید استفاده شود.»

آن كس كه با تصمیم و اراده خود اخلاقى را كسب می كند برتر است چون كسى كه خوى و اخلاقى در سرشت و طبیعت او است غیر آن روش را نمی تواند داشته باشد ولى آن كس كه با اراده خود روش نیكى را اتخاذ می نماید بر خلاف طبع خود مشكلات اطاعت را تحمل می كند و صبر می نماید پس او برتر است

***
با خودم گفتم: چقدر حرف های یک راننده معمولی می تواند تأثیرگذار باشد؛ چرا که او خود عامل به باورهایش است و شاید از صد تا سخنرانی عالم بی عمل مثل من که فقط ادعا داریم و عملی هم در کارمان نیست، موثرتر: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ، کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ : ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، چرا چیزی‌ می ‌گویید که‌ عمل‌ نمی ‌کنید؟ نزد خدا بسیار موجب‌ خشم‌ است‌ که‌ سخنی‌ بگویید که‌ عمل‌ نمی ‌کنید(2-3 صف) ....

چقدر بعضی از آدم ها اسلام و آیات قرآن را عملاً و به زیبایی اجرا می کنند بدون اینکه ذره ای ادعا داشته باشند: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّنًا لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی؛ با او به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد و بترسد». (طه: 44)

 

چه خوب است که خوش اخلاقی را تمرین کنیم

شاید بعضی ها بگویند: خوب ما ذاتاً اخلاقمون این طوریه، چیکار کنیم؟

به این عزیزان هم یک نوید می دهیم ...

خوش اخلاقی گاهی در طبیعت و سرشت کسی وجود دارد که نعمتی بزرگ است و شکرش واجب اما بسیاری نیز هستند که طبیعت تند و آشفته ای دارند این افراد برای به دست آوردن خوش اخلاقی باید زحمت بکشند.

اسحاق بن عمار  از امام ششم علیه السّلام نقل می کند كه می فرمود: اخلاق بخششى است از جانب خدا كه او را به كسى كه می خواهد می دهد بعضى از خوى ‏ها طبیعى و جزء سرشت و بعضى از آن مربوط به تصمیم و تمرین است.

عرض كردم كدام یك از این دو نوع با ارزش‏ تر است؟ فرمود آن كس كه با تصمیم و اراده خود اخلاقى را كسب می كند برتر است چون كسى كه خوى و اخلاقى در سرشت و طبیعت او است غیر آن روش را نمی تواند داشته باشد ولى آن كس كه با اراده خود روش نیكى را اتخاذ می نماید بر خلاف طبع خود مشكلات اطاعت را تحمل می كند و صبر می نماید پس او برتر است. (بحارالانوار، ترجمه ج 67 و 68، ج‏2، ص 381)



- نظرات (0)

ذره ذره اش حسابه

هر کس به مقدار ذره ای کار خیر یا شری انجام دهد، (در روز قیامت) آن را خواهد دید. أعرابی اندکی فکر کرد، سپس رو به صحابی کرد و گفت: آیا این جمله، از جانب خداست؟ صحابی گفت: بلی.

أعرابی گفت: بس است، «من درس خود را از همین آیه گرفتم. اکنون که ریز و درشت کارهای مخفی و آشکار ما در این جهان حساب دارد، تکلیفم روشن شد! این جمله برای زندگی من کافی است» با گفتن این حرف خداحافظی کرد و رفت.



قیامت

در زمان پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) یک نفر أعرابی داخل مسجد شد و عرض کرد:

ای رسول خدا به من قرآن بیاموز، پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) او را برای آموختن قرآن به شخصی از اصحابشان سپرد.

صحابی دست اعرابی تازه وارد را گرفت و به گوشه ای از مسجد برد و برایش سوره زلزال را خواند و به او آموخت، تا رسید به این آیه: «فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَهٍ شَرّاً یَرَهُ»

هر کس به مقدار ذره ای کار خیر یا شری انجام دهد، (در روز قیامت) آن را خواهد دید.

أعرابی اندکی فکر کرد، سپس رو به صحابی کرد و گفت: آیا این جمله، از جانب خداست؟

صحابی گفت: بلی.

أعرابی گفت: بس است، «من درس خود را از همین آیه گرفتم. اکنون که ریز و درشت کارهای مخفی و آشکار ما در این جهان حساب دارد، تکلیفم روشن شد! این جمله برای زندگی من کافی است» با گفتن این حرف خداحافظی کرد و رفت.

صحابی در حالی که متعجب مانده بود خدمت حضرت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) رسید و عرض کرد:

ای رسول خدا! این أعرابی خیلی زود خسته شد.

حتی صبر نکرد که چیزی بیش از یک سوره کوچک به او بیاموزم و گفت: در خانه اگر کس است یک حرف بس است! من درسم را گرفتم و رفتم!

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند:

او به مقام فقاهت و شناخت عمیقی که باید برسد، رسید! (ماهنامه راه قرآن، شماره 35. به نقل از کتاب تأثیر قرآن در جسم و جان/ نعمت الله صالحی حاجی آبادی)

 

عذابی که هنوز نیامده اثر کرد!

جبیر یکی از کفار مکه بود که بعد از هجرت حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) به مدینه مسلمان شد.

علت مسلمان شدن او، شنیدن یکی از آیات قرآن بود.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است! من درسم را گرفتم و رفتم! پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: او به مقام فقاهت و شناخت عمیقی که باید برسد، رسید!

در غزوه بدر عده ای از کفار به قتل رسیدند و عده ای هم به اسارت مسلمانان درآمدند و به دستور پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) با پرداخت جزیه، آزاد می شدند.

جبیر بعد از جنگ بدر از مکه به سوی مدینه آمد تا در مورد اسرای مکه با آن حضرت صحبت کند.

موقع اذان صبح داخل مدینه شد در حالی که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) در مسجد مشغول نماز جماعت بودند.

جبیر چون کافر بود و اجازه ورود به مسجد را نداشت، صبر کرد تا از نماز فارغ شدند.

او در بیرون مسجد به نماز و قرائت آن حضرت گوش می داد.

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) در رکعت اول بعد از سوره حمد مشغول سوره طور شد تا به این آیه رسید:

«إِنَّ عَذَابَ رَبَّکَ لَوَاقِعُ، مَالَهُ مِن دَافِعٍ»؛ به درستی که غذاب پروردگار حتماً (بر کافران) واقع خواهد شد و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند.

وقتی جبیر این آیه را شنید، بر خود لرزید و بر روی زمین نشست.

به فکر افتاد که چاره ای برای عذاب قیامت بیندیشد و خود را از آن نجات دهد.

لذا اجازه گرفت و بر آن حضرت وارد شد و گفتگوهایی نمودند و به راهنمایی پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) مسلمان شد و در زمره اصحاب قرار گرفت.(همان)



- نظرات (0)

محاسبه عجیب و غریب خدا!

محاسبه عجیب و غریب خدا!

خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ستم نمى كند، بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد.



انسان های زیرک همیشه دنبال معاملاتی هستند که دو خصلت در آنها باشد: یکی آنکه طرف معامله اهل خیانت نباشد و کلاه سرشان نگذارند، دوم اینکه در این تجارت سود مناسب و معقولی عایدشان شود.

حالا اگر کسی بود که در معامله با شما کوچکترین ظلمی مرتکب نمی شد و از طرفی در یک معامله ساده سود چندین برابر (۱۰ تا ۷۰۰ برابر!) نصیبتان می گردید آیا درنگ می کردید!؟
خداوند متعال بارها در قرآن کریم نسبت به این دو امر تاکید دارد که اولا حتی به اندازه ذره ای کوچک به کسی که با او وارد تجارت شود ظلم نمی کند، ثانیا اگر شما مثلا هزار تومان صدقه بدهید خدا ۱۰ برابر آن را پاداش می دهد، اگر صد هزار تومان به برادر مسلمانت که نیاز مالی داشت قرض دادی ۱۸ برابر سود می دهد. حتی در آیاتی به سود ۷۰۰ برابری نیز اشاره شده است! انصافا کدام تجارتی چنین سودی برای ما به ارمغان خواهد آورد!؟
در آیه ۴۰ سوره نساء می خوانیم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً.»
«همانا خداوند، به مقدار ذرّه اى هم ستم نمى كند و اگر كار نیكى باشد آن را دوچندان مى كند و از جانب خویش نیز پاداش بزرگى عطا مى كند.»

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

سه نکته:

ذره یعنی چقدر؟

امروز به "اتم" كه كوچكترین جزء اجسام است نیز ذره گفته مى‏شود.
مثقال به معنى سنگینى است و تعبیر "مِثْقالَ ذَرَّةٍ" به معنى سنگینى یك جسم فوق العاده كوچك است. یعنی خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ظلم نمی کند : «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‏كنیم، پس به هیچ كس كم ‏ترین ستمی نمی ‏شود، و اگر به مقدار سنگینی یك دانه خردل (كار نیك و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‏كنیم و كافی است كه ما حساب كننده باشیم.» (47 سوره انبیاء) بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً : در حقیقت ، خدا هم وزن ذرّه ای ستم نمی کند و اگر [ آن ذرّه ، کارِ ] نیکی باشد دو چندانش می کند ، و از نزد خویش پاداشی بزرگ می بخشد. (40، نساء)

 

محاسبه عجیب و غریب خدا!
ذره هایی که روزی به چشم می آیند!

مثقال ذره در حقیقت همان چیزی است که اگر در دنیا خیر کنی در آخرت خیرش را ببینی.

همان مثقال ذره ای که اگر در دنیا شر کنی، دلی را برنجانی یا غفلت کنی، در آخرت پاسخش را می بینی.

در قیامت مثقال ذره ها را حساب می کنند[ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ‏ (پس هر کس به مقدار ذرّه‏اى کار نیک کرده باشد همان را ببیند و هرکس هم وزن ذره‏اى کار بد کرده باشد آن را ببیند سوره زلزله آیه 7-8)]، کارهای بزرگ و درشت که حساب کردن ندارد!

مثقال ذره همان پیامکی است که میفرستی و در نوع جملاتش، حتی نوع سلام کردنش ملاحظه نمی کنی که آن را برای چه کسی ارسال می کنی!

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

مثقال ذره که می گویند، یعنی همان چند لحظه ای که بوی عطر زن نامحرم تمام مردی را به هم می ریزد!!

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که با ناز و عشوه برای نامحرمی می خندی، با چادرت ادای عفاف را برای ربودن دل کسی در می آوری و فکرش را ساعت ها درگیر همان یک لبخند و یک نگاه خودت می کنی!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود. [یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که حواست به حجابت نیست، با لباسی ناشایست در انظار عمومی خودنمایی می کنی و جوانی نیز در همان حوالی است.

مثقال ذره یعنی همان که در پایان صحبت هایت در مکان های عمومی، اداره و محل کارت از روی ادب، جانم و قربانت می گویی و رابطه ای را به همین اندازه سرد می کنی!

مثقال ذره یعنی همان چند لحظه ای که با فروشنده مغازه صمیمی می شوی و نمی دانی که این صمیمیت پایه های زندگی او را فرو خواهد ریخت.

قدر این مثقال ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی آید وگرنه در نظام آفرینش ما همین ذره ذره ها حساب و کتاب دارد.

باور کنیم مثقال ذره، چیزهای عجیب و غریب نیستند، مثقال ذره که می گویند همین هاست.

همین کارهای کوچکی که ابتدایش خیلی کوچک است، اما ذره  ذره که جلو برود معلوم نیست چه عواقب خطرناکی برای زندگی خیلی ها به دنبال دارد!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود.[یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]

از طرفی هم خدا این مثقال ذره ها را در جهت مثبت خیلی خوب می خرد و خریدار خوبی است؛ جنس كم را می‌ خرد؛ معامله با او ارزش دارد: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ» (زلزله/7) مثقال یك ذره‌ است. یعنی به اندازه‌ی وزن یك ذره!


- نظرات (0)

پیامبر صلی الله علیه و آله و همسایه یهودی

حضرت محمد ، پیامبر


اسلام، دین رحمت و پیامبر صلی الله و علیه وآله ما پیام آور اخلاق، انسانیت و مهربانى است و آنچه در دنیاى امروز بنام اسلام توسط گروه هایى چون داعش و دولت هایى که بی رحمانه و خصمانه اسلام ستیزى می کنند نشان داده می شود، هیچ ارتباطى با واقعیت این دین رحمانى ندارد و از اینکه تاکنون جهان اسلام در معرفى شخصیت پیامبر صلی الله و علیه وآله کوتاهى کرده است، باید تأسف خورد.


«دین اسلام»؛ دین رأفت، رحمت، مودّت و دوستی است و پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) به عنوان رحمت برای عالمیان از جانب خداوند مبعوث به رسالت شده است، .

به طور کلی، دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه ‌‌گذاری شده و در اصل اول، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌ باشد.
برای اثبات این مطلب، آیات قرآن و کتاب آسمانی مسلمانان و سیره عملی خود پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و همچنین دستور العمل ‌‌ها و بیانات پیامبر اسلام باید ملاحظه گردد.
قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می ‌‌فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان رحمت برای جهانیان.(انبیاء: 107)

دینی که پیامبرش را به عنوان رحمت برای مردم معرفی می ‌‌کند، مسلما نمی‌‌ تواند دین خشونت باشد.
در آیه دیگر به پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله دستور به تواضع و فروتنی در مقابل مومنین را بیان می ‌‌کند و می ‌‌فرماید: بال خویش را براى مومنان فرو گستر. (حجر: 88)
و نیز در جای دیگر، خداوند به پیامبرش فرمان عفو و گذشت و مدارا را صادر می‌‌ کند: گذشت پیشه كن و به [كار] پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب. (اعراف: 199)
تمام این آیات، بیانگر و نشانه رحمت پیامبر اسلام صلوات الله علیه و با مودت بودن و مطابق منطق بودن دین اسلام می ‌‌باشد؛ زیرا اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمیت و دوستی نمی ‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت؛ دینی که تأکید می ‌‌کند پیامبر صلی الله و علیه وآله با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کند و در برابر مومنین متواضع باشد.

دین اسلام بر اساس عقل و منطق، همراه با محبت و دوستی پایه ‌‌گذاری شده و در اصل اول، دین اسلام از خشونت و برخورد خشن بیزار و متنفر می‌‌ باشد

در تاریخ اسلام آمده است: صحابه کرام بعد از آن همه تجاوزات و اهانت هایی که مشرکان مکه علیه پیامبر و اصحابش، روا داشتند، به نزد پیامبر اسلام عرض داشتند: یا رسول الله! در حق این قوم نفرین بفرستید تا از شر آنان نجات یابیم ، ولی پیامبر اسلام در جواب صحابه فرمودند:انی لم أُبعث لعانآ واِنما بعثت رحمة (ابن کثیر تفسیر القرآن العظیم: 3 / 211) برای نفرین کردن فرستاده نشده ام بلکه برای رحمت فرستاده شده ام.  این است روش پیامبر اسلام، روش عفو و گذشت و رحمت و مرحمت. 

 

رفتار و سیره عملی اسلام:

1- پیامبر اسلام صلوات الله علیه بسیار نسبت به دیگران دلسوز و مهربان بوده است. لذا اگر افراد از روی عناد به خداوند یکتا ایمان نمی‌‌ آوردند، غم و غصه ‌‌ی گمراهی دیگران، بر ایشان سنگینی می ‌‌کرد تا جایی که قرآن می ‌‌فرماید: گویى مى ‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهى به خاطر اینكه آنها ایمان نمى ‏آورند. (شعراء:3)

این کلام خدا، مهربانی و دلسوزی خالصانه پیامبر را نشان می ‌‌دهد.
2- اخلاق نیک؛ به شهادت تاریخ، پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) بهترین و نیکوترین اخلاق را داشته است. رفتار و گفتار خود پیامبر اسلام، هم از نظر قرآن و هم از نظر تاریخ، نشان می ‌‌دهد که حضرت نیکوترین اخلاق و بهترین گفتار، حتی با دشمنان خود را داشته است.
ایشان آنقدر با مهربانی و نیکوئی با مردم رفتار می نمود که قرآن او را به عنوان نمونه اخلاق عظیم معرفی می ‌کند «إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»(قلم:4).
پیامبر اسلام صلوات الله علیه، در تمام مسائل با صبر، شکیبائی، عفو و گذشت رفتار می کرد و در برخورد با همگان با چهره ای باز و بشاش برخورد می ‌‌نمود.

حضرت محمد ، پیامبر

همسایه یهودی حضرت هر روز با خاکستر از آن حضرت استقبال می ‌‌کرد و ایشان بدون هیچ واکنشی، پس از تکان دادن لباس ‌ها و مرتب کردن وضع ظاهری اش به راه خود ادامه می‌‌ داد، و روز بعد، با آنکه می ‌‌دانست همان برنامه تکرار می‌ گردد، تغییر مسیر نمی ‌‌داد. یک روز از آنجا می‌‌ گذشت، با کمال تعجب از خاکستر خبری نشد. حضرت با لبخند بزرگوارانه ‌‌ای گفت: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد! گفتند: بیمار است. فرمود: باید به عیادتش برویم. بیمار یهودی، وقتی پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله را بالای سرش تماشا نمود، در چهره آن حضرت صمیمیت و محبت صادقانه‌‌ ای احساس کرد که گویی سالها است با وی سابقه دوستی و آشنایی دارد و تمام کینه‌‌ های مرد یهودی نسبت به حضرت به مهر و صفا تبدیل گردید.

آیا دینی که رهبرش حتی با دشمنانش اینگونه برخورد می‌‌ کند، دینی خشن و بی رحم است یا دین با صفا و محبت و اخلاق و مهر و عاطفه؟!!

قرآن کریم نتیجه اخلاق و رفتار ایشان را در گسترش قلمرو اسلام و توسعه مسلمانان چنین می ‌‌فرماید: پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توكل كن زیرا خداوند توكل‏ كنندگان را دوست مى ‏دارد.(آل عمران: 159)

حال شما فکر کنید، دینی که دستور العمل اصلی اش سفارش به اخلاق و تواضع و عفو و گذشت باشد و رهبرش این گونه با تواضع و اخلاق رفتار کند، آیا با خشونت سازگاری پیدا می ‌‌کند؟


 

خلاصه:

آنکه قرآن کریم و روایات به صورت کلی برای همه مومنین دستور اکید به تواضع، فروتنی، برخورد نیک با دیگران، عفو و گذشت از خطاهای دیگران، دوست داشتن مومنین و امثال این امور می ‌‌دهد و از تکبر، خود خواهی، ظلم و ستم بر دیگران و امثال آنها شدیداً منع می‌‌کند.

قرآن عظیم الشان در اولین پیام خویش اعراب جاهلیت را که با جنگ و خونریزی عادت کرده بودند، به صلح دعوت نموده و خطاب به آنان می فرماید: چنانچه برای صلح آغوش گشودند، تو نیز برای صلح آغوش بگشای...(انفال: 61)

دین اسلام حتی در میدان جنگ و نبرد هم خواهان صلح و آشتی است: به آن که با شما از در آشتی و تسلیم درآید مگویید که بی ایمان هستی....) (نساء: 94)

اگر اسلام دین محبت، الفت، صمیمیت و دوستی نمی ‌‌بود، این همه تأکید به عفو، گذشت، محبت، اخلاق نیک و امثال این امور معنا نداشت؛ دینی که تأکید می ‌‌کند پیامبر صلی الله و علیه وآله با عفو، گذشت، مهربانی و محبت و اخلاق نیک با دیگران رفتار کند و در برابر مومنین متواضع باشد

داستان هابیل و قابیل در قرآن کریم یکی از نمونه های عالی صلح و آشتی در دین مقدس اسلام به شمار می رود.

زمانی که قابیل برادر خویش را تهدید به مرگ کرد، هابیل در جوابش پیام آشتی و صلح را در پیش گرفت: اگر تو دست به کشتن من بزنی من دست به کشتن تو نمی زنم. من از پروردگار جهانیان می ترسم.(مائده: 28)

آیا دینی که چنین پیامبری دارد و آنگونه دستور العمل ‌‌های اخلاقی را بیان می ‌‌کند، می ‌‌تواند دین خشونت باشد؟

 

تمسک به آیاتی برای خشن کردن اسلام

شاید دشمنان اسلام به بعضی از آیات قرآن تمسک کنند، مثل آیاتی که دستور قتل و جهاد با دشمنان را صادر می ‌‌کند.
لکن باید به این نکته توجه داشت که اصل اولی در اسلام؛ رحمت، رأفت و مهربانی است و لکن اگر کسانی باشند که وجود آنها مخل به حال عموم باشد و امنیت و رفاه عمومی را به خطر بیندازد و با منطق و برهان گفتگو کنار نیایند، در اینجا قرآن و اسلام با آنها به شدت برخورد می ‌‌کند.

درست مانند این مسئله که خداوند با آنکه مهربان‌‌ ترین مهربان‌‌ ها است و انسان ها را خلق نموده و بهشت را هم در حقیقت برای بندگانش آفریده، و لکن جهنم را نیز در کنار بهشت خلق نموده، اما جهنم برای افراد سرکش و طاغی است که با ظلم و ستم به بندگان خدا و معصیت در برابر خداوند، زمینه رحمت الهی را در خود نابود کرده‌‌ اند و البته جایگاه به حق آنها جهنم الهی می ‌‌باشد. این مسئله به رحمت و مهربانی خداوند ضرر نمی ‌‌زند.
اسلام نیز چنین است و حقا که دین رحمت، رأفت، مودت و مهربانی است.



- نظرات (0)