سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

هر زن اسیر بین 10 مرد داعشی !!

داعش

چندی است گروهک کوچکی که سر برآورده، ادعاهای بزرگی در عالم اسلام دارد. ادعایی به بزرگی تشکیل دولت اسلامی و اجرای مو به موی احکام دین اسلام!

داعش خود را دولت اسلامی عراق و شام می‌داند! عجیب آن است که هیچ کاری نمی کنند مگر به زور اسلحه؛ هیچ گفتگویی ندارند مگر با زبان اسلحه. و عجیب تر آن است که داعشی ها قرآن به دست می گیرند و این توهم را می پراکنند که منطقشان منطق قرآن است.

ریز و درشت تفکر داعشی، که آن را آراء اندیشه ی "تکفیری" هم می خوانند، قابل بررسی است اما در این مجال، به مدد حضرت حق، بخشی از رفتار این گروهک افراطیِ مسلمان نما را زیر ذره بینِ نگاهِ قرآن می‌گذاریم تا فاصله‌ی اسم و مسمای این پدیده را با ادبیات قرآن به قضاوت بنشینیم.

 

تعامل داعش با زنان، در چه قالبی تعریف می شود؟

برخورد داعش با زنان، در دو دسته دیده می‌شود: زنانی که به ظاهر همفکر و طرفدار این گروهک هستند و گویا برای همکاری داوطلبانه به آنها پیوسته‌اند.

اما زنان دیگری هستند که شاید تا یکی دو روز پیش، یک شهروند عادی سوری یا عراقی بودند؛ در مذهب سنی یا شیعی یا حتی ایزدی؛ اما با نازل شدن بلای خانمان سوز داعش بر سر خانه و دیارشان، حالا اسیر دستِ مشتی شبه نظامیِ عجیب و غریب اند از چندین ملیت مختلف.

زنان دسته ی اول، گرفتار یک فتوای بی پایه و ساختگی هستند به نام "جهاد نکاح". به این زنان گفته شده که اگر می خواهند در اجر و پاداش جهادگران داعش شریک باشند و در جهاد آنان سهمی داشته باشند، برای ارضای شهوت  سربازان داعش داوطلب شوند و از این طریق به آنها خدمت کنند!

با اندکی مطالعه‌ی ساده‌ی قرآنی، روشن می شود که این حکم با مبانی فقهی هیچ یک از فرق مسلمانان همخوانی ندارد و یک بدعت آشکار و خطرناک است.

شکی نیست که آنچه داعشی ها بر سر زنان می آورند، در هیچ کدام از چهارچوب های شرعی اسلامی نمی گنجد و هیچ توجیه دینی و حتی عقلانی ندارد. بر این رفتار، نامی جز فحشاء نمی‌توان گذاشت. "ان الذین یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین ءامنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الأخره والله یعلم و انتم لا تعلمون" (کسانی که دوست دارند کار زشت در میان مومنان شایع شود، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود و خدا می داند که چه چیزی خشم او را در پی دارد و شما نمی دانید)

اما زنانی که اسیر این گروهک افراطی می‌شوند، سرنوشت غمباری دارند که خبر هولناک زیر، گویای بخشی از آن واقعیت تلخ است!:

"یک زن ایزدی نجات یافته از اسارت تکفیری‌های داعش در موصل می‌گوید که هر زن اسیر ایزدی بین 10 مرد داعشی رد و بدل می‌شود و مورد تجاوز قرار می‌گیرد."

در اسلام، رابطه‌ی همسری بین زن و مرد، تنها از دو راه برقرار می شود: نکاح و متعه. یعنی ازدواج دائم و غیر دائم که در قرآن به هر دو اشاره شده است.[1]

هر یک احکام و شرایط دقیقی مخصوص به خود دارد. مثلاً باید صیغه ی عقد به نحو صحیح خوانده و جاری شود و تازه وقتی این عقد صحیح و معتبر است که رضایت کامل هر دو طرف وجود داشته باشد. آن وقت است که ارتباط زن و مرد، عنوان ارتباط دو همسر را می گیرد و حقوق و وظایفی بر آن مترتب می شود.

اگر هر یک از زن یا مرد، رضایت قلبی برای ازدواج نداشته باشند، عقد ولو اینکه خوانده هم شود، باطل است و اعتبار ندارد.

آیا مردان داعش، زنان مظلوم ایزدی یا دیگر زنان اسیر در بند را با رضایت کاملشان به عقد دائم یا موقت درآورده بودند تا اجازه‌ی هرگونه ارتباطی را با آنها داشته باشند؟!

اگر فرض کنیم همین طور است و عقد ازدواجی در کار بوده و آن زن به همسری یک مرد در آمده است، برای زن، تنها در سه صورت این ارتباط به پایان می رسد: یا مرد، بمیرد یا صیغه ی طلاق جاری کنند و در عقد موقت، زمانِ تعیین شده به پایان برسد. پس زن، بدون این شروط نمی‌تواند به همسری مرد دیگری در آید. و در همه ی حالات، با کمی تفاوت، زن باید برای ازدواج مجدد، مدت معینی را عده نگه دارد.

"وَالَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا "[2] (و کسانی از شما که جان می سپارند و زنانی از خود بر جای می گذارند، زنانشان چهار ماه و ده روز انتظار می کشند و از ازدواج خودداری می کنند.)

"یک زن ایزدی نجات یافته از اسارت تکفیری‌های داعش در موصل می‌گوید که هر زن اسیر ایزدی بین 10 مرد داعشی رد و بدل می‌شود و مورد تجاوز قرار می‌گیرد."

"و المطلقات یتربصن بأنفسهن ثلاثه قروء" (و زنان مطلقه سه پاکی را انتظار می‌کشند و از ازدواج خودداری می‌کنند) (عدّه نگه می دارند)

شکی نیست که آنچه داعشی ها بر سر زنان می آورند، در هیچ کدام از چهارچوب های شرعی اسلامی نمی گنجد و هیچ توجیه دینی و حتی عقلانی ندارد.

بر این رفتار نامی جز فحشاء نمی‌توان گذاشت."إنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ"[3] (کسانی که دوست دارند کار زشت در میان مومنان شایع شود، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود و خدا می داند که چه چیزی خشم او را در پی دارد و شما نمی دانید.)

پس کسی که قرآن را بر سر دست می‌گیرد اما رفتار و عملش بر خلاف نص صریح آن است، تکلیفش چیست؟

نکته ی کلیدی در اینجاست که: "وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا"[4]( و قرآن، ستمکاران را چیزی جز زیان نمی افزاید.)

 

پی نوشت ها:

[1] - سوره نساء، 24

[2] - سوره بقره، 234

[3] - سوره نور، 19

[4] - سوره اسراء، 82


- نظرات (0)

مبارزه با آلوده گی های جنسی

چادری‌های غیر محجبه

آیاتی که متضمن حکم پوشش است و به طور ظاهر یا نص بر احکام پوشش دلالت دارند بر دو قسم است:

یک پوشش جمعی برای خانواده و دوم پوشش فردی برای تک تک افراد. در پوشش خانواده نیز دو شکل متصور است: یک پوشش افراد خانواده از غیر خانواده، دوم پوشش افراد خانواده از بعضی افراد خانواده که خود این شکل در افراد بالغ و غیر بالغ متفاوت است.

اما پوشش فردی نیز بر دو قسم است؛ برای مردان و برای زنان. در مورد زنان دو بخش می‌شود: آنچه برای عموم زنان است و آنچه مختص به زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.

علاوه بر این موارد، آیاتی در قرآن است که به طور اشاره یا کنایه بر مسئله پوشش دلالت دارند.

 

بررسی آیات مربوط به پوشش

آیات مربوط به پوشش در دو سوره نور و احزاب آمده، البته آیات دیگری نیز در غیر از این دو سوره هستند که به طور کنایه یا اشاره بر موضوع مورد بحث دلالت دارند ولی در این مجال مورد بررسی قرار نمی‌گیرند.

آیاتی که به پوشش و حفظ حریم خانواده مربوط است خود بر دو قسم است:

ستر و پوششی که برای خانواده است و از غیر خانواده که آیات 27، 28 و 29 سوره نور متضمن آن است:

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، به خانه ‏هایى كه خانه ‏هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد كه پند گیرید.*و اگر كسى را در آن نیافتید، پس داخلِ آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید» برگردید، كه آن براى شما سزاوارتر است، و خدا به آنچه انجام مى‏دهید داناست.*بر شما گناهى نیست كه به خانه‏هاى غیر مسكونى- كه در آنها براى شما استفاده‏اى است- داخل شوید، و خدا آنچه را آشكار و آنچه را پنهان مى‏دارید مى‏داند.

نوجوانان بالغ طبق این آیه موظفند در همه حال به هنگام ورود بر پدر و مادر اذن بطلبند. این حكم مخصوص به مكانى است كه پدر و مادر در آنجا استراحت مى‏كنند و گرنه وارد شدن در اطاق عمومى اجازه گرفتن لزومى ندارد

انس به هر چیز و به سوى هر چیز به معناى الفت گرفتن به آن و آرامش یافتن قلب به آن است، و كلمه استیناس به معناى عملى است كه به این منظور انجام شود.

استیناس براى داخل شدن خانه به وسیله اللَّه گفتن و غیره صورت می‌گیرد، تا صاحب خانه بفهمد كه شخصى مى‏خواهد وارد شود و خود را براى ورود او آماده كند، چه بسا مى‏شود كه صاحب خانه در حالى قرار دارد كه نمى‏خواهد كسى او را به آن حال ببیند، و یا از وضعى كه دارد با خبر شود.

در آیه بعد می‌فرماید اگر دانستید کسی در خانه نیست كه اختیار دار اجازه دخول است، پس داخل نشوید تا از ناحیه مالک اذن، به شما اجازه داده شود.

آیه 29 داخل شدن در خانه‏هایى را كه براى استمتاع بنا شده و كسى در آن سكونت طبیعى ندارد تجویز مى‏كند، مانند كاروانسراها و حمام‌ها و امثال آن، زیرا همین كه براى عموم ساخته شده است خود اذن عام براى داخل شدن است.

2ـ ستر و پوشش در درون خانواده است در برابر بعضی از افراد خانواده که خود بر دو گونه است:

قرآن

ـ پوشش در برابر افراد غیر بالغ:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذینَ مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حینَ تَضَعُونَ ثِیابَكُمْ مِنَ الظَّهیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَیْسَ عَلَیْكُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، باید غلام و كنیزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن‏] بلوغ نرسیده‏اند سه بار [در شبانه روز] از شما كسب اجازه كنند: پیش از نماز بامداد، و نیمروز كه جامه‏هاى خود را بیرون مى‏آورید، و پس از نماز شامگاهان. [این،] سه هنگام برهنگى شماست، نه بر شما و نه بر آنان گناهى نیست كه غیر از این [سه هنگام‏] گرد یكدیگر بچرخید [و با هم معاشرت نمایید]. خداوند آیات [خود] را این گونه براى شما بیان مى‏كند، و خدا داناى سنجیده‏كار است.

مهم‌ترین مسأله‏اى كه در این سوره، تعقیب شده مسأله عفت عمومى و مبارزه با هرگونه آلودگى جنسى است كه در ابعاد مختلف مورد بررسى قرار گرفته، آیات مورد بحث نیز به یكى از امورى كه با این مسأله ارتباط دارد پرداخته و خصوصیات آن را تشریح مى‏كند و آن مساله اذن گرفتن كودكان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اطاق‌هایى است كه مردان و همسرانشان ممكن است در آن خلوت كرده باشند.

بدیهى است این دستور متوجه اولیاى اطفال است كه آن‌ها را وادار به انجام این برنامه كنند، چرا كه آنها هنوز به حد بلوغ نرسیده‏اند تا مشمول تكالیف الهى باشند، و به همین دلیل مخاطب در اینجا اولیاء هستند.

ذكر این نكته نیز لازم است كه آیه از كودكانى سخن مى‏گوید كه به حد تمیز رسیده‏اند و مسائل جنسى و عورت و غیر آن را تشخیص مى‏دهند، زیرا دستور اذن گرفتن خود دلیل بر این است كه این اندازه مى‏فهمند كه اذن گرفتن یعنى چه.

استیناس براى داخل شدن خانه به وسیله اللَّه گفتن و غیره صورت می‌گیرد، تا صاحب خانه بفهمد كه شخصى مى‏خواهد وارد شود، و خود را براى ورود او آماده كند، چه بسا مى‏شود كه صاحب خانه در حالى قرار دارد كه نمى‏خواهد كسى او را به آن حال ببیند، و یا از وضعى كه دارد با خبر شود

ـ پوشش در برابر افراد بالغ خانواده

در آیات 59 سوره نور احکام آن بیان شده است: وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ؛ و چون كودكان شما به [سن‏] بلوغ رسیدند، باید از شما كسب اجازه كنند همان گونه كه آنان كه پیش از ایشان بودند كسب اجازه كردند. خدا آیات خود را این گونه براى شما بیان مى‏دارد، و خدا داناى سنجیده‏كار است.

نوجوانان بالغ طبق این آیه موظفند در همه حال به هنگام ورود بر پدر و مادر اذن بطلبند. این حكم مخصوص به مكانى است كه پدر و مادر در آنجا استراحت مى‏كنند و گرنه وارد شدن در اطاق عمومى اجازه گرفتن لزومى ندارد.

جدای از این تکلیفی که بر فرزندان قرار داده شده است والدین نیز باید در نوع رفتارها و پوشش خود در برابر فرزندان دقت کافی را داشته باشند تا منجر به تحریک هیجانات جنسی در آنان نگردد.

مادران و پدرانی که با لباس‌های نامناسب در انظار فرزندان خویش ظاهر می‌شوند و رفتارهایی نامناسب با یکدیگر دارند، امیال نهفته در وجود آنان را بیدار می‌سازند و تمایل فرزندان را به جنس مخالف بیش‌تر می‌کنند.

این امر مقدمه‌ای خواهد شد که اموری چون دوستی با جنس مخالف، دیدن تصاویر ناشایست و فیلم‌های مبتذل در جامعه رواج یافته و اخلاق جنسی زیر پا گذاشته شود.

اسلام با نزول این آیات تدابیری اندیشیده است تا ضمن خدشه وارد نشدن به روابط مشروع زنان و مردان با یکدیگر، حال فرزندان نیز مغفول نماند.


منابع:

تفسیر نمونه، ج ‏14، ص 427.

ترجمه المیزان، ج ‏15، ص 153.

مقاله بررسی آیات مربوط به پوشش، صدیقه میر شمسی.

 


- نظرات (0)

اگر خواهان نعمت های آخرت هستید بخوانید!


بهشت

قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏كند كه اگر به زندگى حلال دنیا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سركش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هر گونه عیب و نقص پاك و پاكیزه است، نصیب آنها خواهد كرد.

قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ (آل عمران ـ 15)


و شاید جمله "وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ" (خداوند به وضع بندگان خود بینا است) كه در آخر آیه آمده، اشاره به همین حقیقت باشد. یعنى او است كه مى‏داند جسم و جان آدمى در جهان دیگر هر كدام چه خواسته ‏هایى دارند و این خواسته ‏ها را در هر دو جانبه به نحو احسن تأمین مى‏كند.

بگو: آیا شما را به بهتر از اینها (كه محبوب شماست) خبر دهم؟ براى كسانى كه تقوا داشته باشند، نزد پروردگارشان باغ هایى (بهشتى) است كه از زیر (درختان) آن نهرها جارى است. براى همیشه در آنجا (بهره‏مند) هستند و همسرانى پاك (خواهند داشت) و رضا و خشنودى خداوند (شامل حالشان مى‏شود) و خداوند به حال بندگان بیناست.

با توجه به آنچه در آیه قبل درباره اشیاء مورد علاقه انسان در زندگى مادى دنیا آمده بود در اینجا در یك مقایسه، اشاره به مواهب فوق العاده خداوند در جهان آخرت و بالاخره قوس صعودى تكامل انسان كرده، مى‏فرماید: "بگو: آیا شما را از چیزى آگاه كنم كه از این (سرمایه‏هاى مادى) بهتر است" (قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ).

سپس به شرح آن پرداخته، مى‏افزاید: "براى كسانى كه تقوا پیشه كرده‏اند در نزد پروردگارشان باغ هایى از بهشت است كه نهرها از زیر درختانش جارى است، همیشه در آن خواهند بود، و همسرانى پاكیزه و (از همه بالاتر) خشنودى خداوند نصیب آنها مى‏شود، و خدا به بندگان بینا است" (لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ).

آرى این باغ هاى بهشتى بر خلاف غالب باغ هاى این جهان، هرگز آب روان از پاى درختانش قطع نمى‏شود و بر خلاف مواهب مادى این جهان كه بسیار زودگذر و ناپایدار است، جاودانى و ابدى است.

همسران آن جهان، برخلاف بسیارى از زیبارویان این جهان هیچ نقطه تاریك و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاك و پاكیزه‏اند.

همه اینها در یك طرف، و مسأله خشنودى خداوند (رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ) كه برترین نعمت هاى معنوى است یك طرف، آرى این نعمت معنوى ما فوق تصور نیز در انتظار مومنان پرهیزكار است.

قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏كند كه اگر به زندگى حلال دنیا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سركش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هر گونه عیب و نقص پاك و پاكیزه است، نصیب آنها خواهد كرد

قابل توجه اینكه:

این آیه با جمله "أَ أُنَبِّئُكُمْ" (آیا شما را آگاه كنم) آغاز شده، كه یك جمله استفهامیه است و براى گرفتن پاسخ از فطرت هاى بیدار و عقل و خرد انسانى، مطرح شده تا نفوذش در شنونده عمیق‏تر باشد و از سوى دیگر این جمله از ماده "انباء" گرفته شده كه معمولاً در مورد خبرهاى مهم و قابل توجه به كار مى‏رود.

در واقع قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى‏كند كه اگر به زندگى حلال دنیا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوس هاى سركش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هرگونه عیب و نقص پاک و پاكیزه است، نصیب آنها خواهد كرد.

 

در اینجا سوالى مطرح است و آن اینكه: آیا در بهشت، لذات مادى هم وجود دارد؟

بعضى چنین مى‏پندارند كه لذایذ مادى منحصر به این جهان است و در آن جهان اثرى از این لذایذ نیست و تمام تعبیراتى كه در آیات قرآن درباره باغ هاى بهشتى و انواع میوه‏ها و آب هاى جارى و همسران خوب آمده، كنایه از یك سلسله مقامات و مواهب معنوى است كه از باب "كلم الناس على قدر عقولهم" (با مردم به اندازه فكرشان سخن بگو) به این صورت تعبیر شده است.

ولى در برابر این پندار باید گفت: هنگامى كه ما طبق صریح آیات فراوانى از قرآن كریم "معاد جسمانى" را قبول كردیم باید براى هر دو قسمت (جسم و روح) موهبت هایى به تناسب آنها، منتها در سطحى عالى‏تر وجود داشته باشد و اتفاقاً در این آیه اشاره به هر دو قسمت شده، هم آنچه شایسته معاد جسمانى است و هم آنچه شایسته روح  و رستاخیز ارواح مى‏باشد.

در واقع آنها كه تمام نعمت هاى مادى آن جهان را كنایه از نعمت ‏هاى معنوى مى‏گیرند، تحت تأثیر مكتب هاى التقاطى قرار گرفته علاوه بر این كه بدون جهت ظواهر آیات قرآن را تاویل كرده، معاد جسمانى و لوازم آن را به كلى فراموش نموده و منكر شده‏اند.

همسران آن جهان، برخلاف بسیارى از زیبارویان این جهان هیچ نقطه تاریك و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاك و پاكیزه‏اند همه اینها در یك طرف، و مساله خشنودى خداوند (رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ) كه برترین نعمت هاى معنوى است یك طرف، آرى این نعمت معنوى ما فوق تصور نیز در انتظار مومنان پرهیزكار است

 

پیام‏های آیه:

1ـ در دعوت مردم به حق، آنان را به مقایسه‏ى دنیا و آخرت دعوت كنیم. «قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ ...»

2ـ دوام و ثباتِ بهشت، و رضایت خداوند كجا و لذائذ موقّت و ناپایدار دنیا كجا؟ «ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»، «قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ»

3ـ افراد با تقوا، شیفته‏ى زرق و برق دنیا نمى‏شوند. «متقین» در این آیه، در مقابل «لِلنَّاسِ» در آیه‏ى قبل به كار رفته است.

4ـ ملاك رسیدن به نعمت‏هاى آخرت، تقوى است. «لِلَّذِینَ اتَّقَوْا»

5 ـ تشویق باید هماهنگ با خواسته‏هاى طبیعى و فطرى باشد. «الْأَنْهارُ»، «أَزْواجٌ»، «خالِدِینَ»

6ـ پاكدامنى و پاكیزگى، برترین ارزش است. «أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ»

لذّت‏هاى متّقین تنها محدود به لذایذ مادّى نیست، رضایت الهى بالاترین لذّت معنوى است. «رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ»

8ـ ادّعاى تقوى را كم كنیم، خداوند بصیر و داناست. «وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ»

منابع:

تفسیر نور ج 2

تفسیر نمونه ج 2

 



- نظرات (0)

بهتر آنکه جاهلان امر به معروف نکنند!

امر به معروف

اسلام یا به عبارت بهتر دین و دینداری همیشه از جانب جاهلان  در خطر بوده است.

برخی از این افراد که به زعم خویش دغدغه دین و صیانت از دین دارند، با جهالت و نابخردی های خویش دست به انجام اعمالی می زنند که به گمان خویش به پیشبرد معنویت و اسلام در جامعه کمک می کند حال آنکه با دستان خویش تیشه به ریشه اسلام می زنند.

اینان نادانانی هستند که با جهل خود به چاه افتاده و عده کثیر دیگری را نیز با خود به قعر چاه می برند.

پیغمبر فرمود: «خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است.» (اصول کافی ترجمه مصطفوی ج1)‏

یکی از قوانین و چهارچوب های اسلام برای صیانت و حفظ ارکان دین، امر به معروف و نهی از منکر است، این امر خطیر شرایط  ویژه ای دارد که برای عامل آن، آگاهی از این شرایط از اهم واجبات است و تخطی و سهل انگاری در اِعمال آن خسارات جبران ناپذیری با خود به همراه داشته و ممکن است نتیجه ای معکوس دهد.

 

امر به معروف ویژگی بهترین امت ها

قرآن مجید، مسلمانان را تنها به دلیل بر پا داشتن «امر به معروف و نهى از منكر»، بهترین امّتْ  معرّفى مى كند: «كُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ (آل عمران، آیه 110) شما، بهترین امّتى هستید كه براى مردم، پدیدار شده اید: به كار پسندیده، فرمان مى دهید و از كار ناپسند، باز مى دارید».

این سخن، بدین معناست كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر، اساسى ترین نقش را در امتیاز یافتن امّت اسلامى از سایر امّت ها دارد.

بنابراین، اصلى ترین معیار شناخت جامعه اسلامى از نظر قرآن، حضور جدّى دو عنصر «امر به معروف» و «نهى از منكر» در جامعه است اما باید توجه داشت که این امر خطیر مزین به مراحل و شرایطی است.

در شرایط آمر به معروف و ناهی از منکر آورده اند که برنامه اش می بایست بر اساس رحم و شفقت قرار گیرد که امر به معروف و نهی از منکر با غلظت و تندی نتیجه خوبی در بر نخواهد داشت

یکی از شرایط امر به معروف آن است که در امر و نهی او مفسده و ضرری نباشد. در روایت است كه پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله در این باره مى فرماید: مَن كانَ آمِرَا بِمَعروفٍ فَلْیَكُن أمْرُهُ ذلِكَ بِمَعروفٍ. كسى كه امر به معروفى مى كند، باید این كار را با شیوه مناسبى انجام دهد. چه بسا مومنانى كه از رفتارى زشت در جامعه مى رنجند و بنابر وظیفه دینى، نهى از منكر مى كنند؛ ولى رفتار خودِ آنان در نهى از منكر، بسیار زشت و ناپسند است. (تفسیر قرآن ناطق، محمد محمدی ری شهری)

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می فرمایند: بهتر اینكه ما جاهل ها امر به معروف و نهی از منكر نكنیم. چه منكرها كه‏ به نام امر به معروف و نهی از منكر به وجود نیامد. آگاهی و بصیرت‏ می‏خواهد، خبرت می‏خواهد، دانایی، روانشناسی و جامعه شناسی‏ می‏خواهد تا انسان بفهمد كه چگونه امر به معروف و نهی از منكر كند، یعنی‏ راه معروف را تشخیص بدهد، ببیند معروف كجاست، منكر را تشخیص بدهد، ریشه منكر  را به دست بیاورد.

لهذا ائمه دین فرموده‏اند: جاهل بهتر است امر به‏ معروف و نهی از منكر نكند. چرا؟ «لانه ما یفسده اكثر مما یصلحه» چون جاهل هنگامی كه امر به معروف و نهی از منكر می‏كند، می‏خواهد بهتر كند بدتر می‏كند. و چقدر در این زمینه مثال ها زیاد است.

اولین مرحله امر به معروف و نهى از منكر، واكنش منفى، به منظور تنبیه دیگران و بازداشتن آنها از بدی ها، و واداشتن به خوبی هاست.

امر به معروف و نهی از منکر

پس از آن نوبت به موضع‌گیری هاى مثبت به وسیله زبان مى‌رسد. البته هر كس آمادگى بیشترى براى امر به معروف و نهى از منكر در مراحل گوناگون آن داشته باشد، از ایمان كامل ترى برخوردار است.

به تعبیر دیگر میزان ارزش دینى و كمال افراد، به درجه آمادگى آنها براى انجام این وظیفه بستگى دارد.

امر به معروف و نهى از منكر با زبان ضوابطى دارد كه در فقه بیان شده است. از آن جمله:

باید ملاحظه مراتب بشود و تا وقتى كه با ارشاد، اثر مطلوب حاصل مى‌شود، نوبت به تندى نمى‌رسد.

اگر در برخى از مراتب امر و نهى با زبان باعث اذیت كمترى مى‌شود، و تاثیر لازم نیز در آن وجود دارد، به همان مقدار باید بسنده كرد.

پس از امر به معروف و نهى از منكر با زبان، نوبت به اقدام عملى و گاه اعمال قدرت مى‌رسد كه از این روش ها به ترتیب مى‌توان استفاده كرد: فاصله انداختن بین فاعل و فعل منكر، تصرف و دخالت در كارى كه انجام مى‌دهد، از بین بردن ابزار فساد و گناه، گناهكار را در تنگنا قرار دادن، جلوگیرى از خروج او از محلى، تنبیه بدنى، مجروح كردن و یا كشتن.

توجه توجه:

البته در دو مرحله اخیر، حتماً اجازه فقیه جامع الشرایط لازم است. (امر به معروف و نهی از منکر در قرآن، محمد سروش)

در شرایط آمر به معروف و ناهی از منکر آورده اند که برنامه اش می بایست بر اساس رحم و شفقت قرار گیرد که امر به معروف و نهی از منکر با غلظت و تندی نتیجه خوبی در بر نخواهد داشت.(عرفان اسلامی تفسیر مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ج11)

كسى كه امر به معروفى مى كند، باید این كار را با شیوه مناسبى انجام دهد. چه بسا مومنانى كه از رفتارى زشت در جامعه مى رنجند و بنا بر وظیفه دینى، نهى از منكر مى كنند؛ ولى رفتار خودِ آنان در نهى از منكر، بسیار زشت و ناپسند است

واعظ اگر چه امر به معروف واجب است، طوری بکن که قلب گنهکار نشکند

هم درشتی باید باشد و هم مهربانی، مثل رگزن كه هم جراحی‏ می‏كند و هم مرهم می ‏نهد.

و سخن آخر از زبان شهید مطهری که فرمودند: امر به معروف و نهی از منكر یعنی چه؟

یعنی همدردی، همبستگی، همكاری، همگامی، تعرف (شناسائی)، آگاهی و قدرت.

آنكه روز اول این‏ اصل را طرح كرد، برای این طرح كرد كه می‏دانست دینش دین اجتماعی است، دین فردی نیست. آنها كه یك عمر در دیرها و صومعه ‏ها زندگی كردند، امروز دارند متشكل می‏شوند، همبستگی و همدردی پیدا می‏كنند، ما كه دینمان دین اجتماع و زندگی، وحدت و همبستگی‏ است، به سوی انفراد و تنهائی و جدائی و تفرق گرایش پیدا كرده‏ ایم.

آنكه چنین دستوری را طرح می‏كند می‏خواهد ما ملتی آگاه باشیم، و بلكه‏ حوادثی را كه در بطن روزگار مستتر و پنهان است، آینده را پیش بینی‏ كنیم، اما دریغا که ما نه تنها آینده را پیش بینی نمی‏كنیم بلكه وضع زمان خودمان را هم نمی‏فهمیم!

امام صادق علیه السلام در هزار و سیصد سال پیش فرمود: آن كس كه زمان خود را درك كند، اوضاع زمان خود را بشناسد، جریانی را كه در سطح و بطن زمان مستمر است‏ درك كند، در كار خود اشتباه نمی‏كند. یعنی مردم بی‏خبر از زمان خود، بی‏خبر از اوضاعی كه در بطن یا سطح روزگار می‏گذرد، همیشه در اشتباهند، یعنی همیشه عوضی كار می‏كنند، به جای اینكه دشمن را بكوبند، خودشان را می‏كوبند، به جای اینكه سینه‏ دشمن را سیاه كنند، سینه و پشت خودشان را سیاه می‏كنند. و این است کارنامه ما در امر به معروف.


- نظرات (0)

سرعت عبورازپل صراط

پل صراط

چرا ما آدما در مقابل هشدارهای قرآن بی تفاویم و خیلی راحت از کنارش میگذری و هیچ تحولی در زندگیمان ایجاد نمی شود؟

علت اینکه ما احتمالاً به یکی از دو آفت زیر مبتلا شدیم:

1- مبتلا به بیماری ضعف ایمان و کمبود یقین  هستیم و در یک کلمه قیامت باورمان نشده است.

2- غرور بی جا  نسبت به رحمت خدا  و شفاعت اولیاء خدا در فکر ما به وجود آورده و کار ما را به بی پروایی و بی مبالاتی در امر دین خدا کشیده است.

در صورتی که همین یک آیه از قرآن کریم باید برای ما کافی باشد و ما را دگرگون سازد.

"وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا"

و هیچ كس از شما نیست مگر [اینكه‏] در آن وارد مى‏گردد. این [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است. (آیه 71، سوره مبارکه مریم)

آنگاه آنان را که پرهیزگار بودن نجات می دهیم و تجاوزگران را در میان جهنم به زانو در می آوریم. البته مقصود از ورود به جهنم، اشراف پیدا کردن به جهنم است که لازمه ی عبور از صراط است و صراط از متن جهنم کشیده شده و همه باید از آن عبور کنند تا به بهشت برسند یا در بین راه به میان جهنم سقوط کنند.

بله، همین یک آیه کافیه که انسان را بلرزاند تا پیش خود فکر کند که ورودم به جهنم حتمی و نجاتم مشکوک است. نمی دانم از الذین اتقوا هستم که ناجی باشم یا از ظالمینم که هلاک گردم؟

قلب انسان مومن از این آیه پیوسته ترسان و چشمش گریان است تا لحظه ای که خود را ببیند که به سلامت از صراط عبور کرده و مقابل درب ورودی بهشت ندای بشارت آمیز خازن جنت را بشنود که:

"سَلَامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ " (آیه 73 سوره مبارکه زمر)

خوش آمدید! داخل شوید و با سلامت و امنیت همیشگی خوش باشید.

سرعت رد شدن از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. در درجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏شویم و آتش جهنم هیچ آسیبی به فرد نمی‏رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است

چرا همه وارد جهنم می شوند؟

سرّش‌ اینست که‌ جهنّم‌ در آخرت‌ مظهر دنیاست‌ در اینجا، و انبیاء و ائمّه‌ و اولیاء هم‌ در این‌ دنیا آمدند، پس‌ همه‌ در جهنّم‌ آمدند و از این‌ جهنّم‌ باید به‌ بهشت‌ بروند. چون‌ دنیا پل‌ آخرت ‌ و جهنّم‌ پل‌ بهشت‌ است‌، و رسیدن‌ به‌ بهشت‌ و مقام‌ قرب‌ حضرت‌ حقّ بدون‌ آمدن‌ در دنیا و مجاهدات‌ نفسانیه‌ ممکن‌ نیست‌؛ پس‌ همه‌ باید در این‌ جهنّم‌ بیایند و سپس‌ خلاص‌ شوند.

 

شما با چه سرعتی از پل صراط عبور می‌کنید؟

همان طور که گفتیم طبق آیه 71 سوره مریم همه از پل صراط، پلی که از جهنم می‎ گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن  از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است.

ما چه تصویری از جهنم داریم، جهنم چه نسبتی با بهشت دارد؟ صراط کجاست؟ آیا جهنم و بهشت تمثیل است یا واقعیت؟ صراط چه ربطی با جهنم و بهشت دارد؟

صراط از مو باریک ‏تر  و از شمشیر تیزتر است. همان پلی است که از جهنم می‎گذرد و به بهشت منتهی می‎شود. صراط بین جهنم و بهشت است و مردم همه پس از وارد شدن به جهنم از پل صراط عبور می‎کنند و در نهایت از آن خارج می‎شوند.

بنا بر فرموده پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عده‏ای با سرعت نور، عده‎ای با سرعت باد، گروهی با سرعت وسیله سواری تندرو، گروهی با سرعت وسیله سواری کندرو، گروهی با سرعت یک انسان دونده و گروهی با سرعت یک انسان پیاده از این پل عبور می‎کنند.

آنان که طبق فرمایش پیامبر گرامی با اعمالشان لیاقت دریافت وسیله‏ای با سرعت نور را دارند، این مسیر را در کمترین زمان و احساس نکردن هیچ حرارتی طی خواهند کرد.

برای این دسته، آتش از خاصیت می‏افتد و نمی‏سوزاند زیرا آنها تبدیل به نور می‏شوند.

نوریان در کمترین زمان و کمترین درد از پل عبور می‏کنند. اما معصومین و اولیای الهی فقط تبدیل به نور می‏شوند و سایرین برحسب پرهیزگاریشان سرعت عبورشان معین خواهد شد و هرچه سرعتمان بالاتر باشد، سوزش کمتری خواهیم داشت یعنی کمتر عذاب می‏شویم.

طبق آیه 71 سوره مریم همه از پل صراط، پلی که از جهنم می‎گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است

بنابراین ای نفس من! نافرمانی نکن چون از روی پل به اعماق آتش پرتاب خواهی شد. هرچه نافرمانیت بیشتر باشد، شدت پرتابت به عمق آتش بیشتر می‏شود. تقوای بیشتری داشتن باعث می‏شود که مسیر را سریع‏ تر از دیگران طی کنیم.

به هر مقدار از دین را می‏دانیم حتی اگر یک صدم باشد همان را عمل کنیم، بخشی از 99 درصد باقیمانده بسته به ظرفیت وجودمان به ما آموخته خواهد شد. راه آموختنش سر راهمان قرار می‎گیرد. حالِ آموختنش به ما تزریق می‎شود یا هر تصور دیگری.

اگر می ‎خواهید تقوایتان را بسنجید، ترجمه خطبه متقین نهج البلاغه را بخوانید و اگر قانعتان نکرد به یکی از شرح ‏ها و تفسیرهای نهج البلاغه مراجعه کنید. قدم به قدم 114 صفت بیان کننده تقوی را در خودتان پیاده کنید.

سرعت رد شدن از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. در درجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏ شویم و آتش جهنم هیچ آسیبی به فرد نمی‏ رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است.

به اندازه تقوایت بالاخره از پل رد خواهی شد ولی اگر تقوای انسان از حداقل نیز برخوردار نباشد که طی چند هزار سال از پل صراط بگذرد به داخل آتش پرتاپ می‎شود.

شدت پرتاپ و عمقی که به آن می‏ افتد فقط بر مبنای امتیاز منفی سرکشی و نافرمانی است. نافرمانی  هم یعنی عدم انجام بایدها و عدم پرهیز از نبایدها.

تنها راه نجات انسان پایین بردن نمره نافرمانی و بالا بردن نمره قبولی اوست.


- نظرات (0)

بارزترین ویژگی قرآنی اصحاب امام حسین(علیه السلام)

کربلا

از روز عرفه و شهادت حضرت مسلم اکثر مردم جامعه خود را برای آمدن ماه محرم آماده می کنند و تکاپوی برپایی هیئات مذهبی، دسته ها، تکیه ها و ... برای عزای حسینی هستند. همه جا سیاه پوش می شود، در تمام نقاط شهرها و در تمام محله ها بنرها و پلاکاردهای بر پایی مراسم های عزاداری به چشم می خورد.

با شروع ماه محرم و از شب اول، تقریباً به مدت ده شب شرکت در مراسم های عزاداری جزء برنامه ضروری و لاینفک مردم می شود. شب ها صدای عزاداری و دسته های زنجیر زنی به گوش می رسد.

همه این ها خوب است و نمی خواهیم خط بطلان بر این شعائر مذهبی  بکشیم و آنها را نفی کنیم. باید در شهادت و ماتم حضرات معصومین: عزادار و ماتم زده بود و در غم آن ها خود را شریک دانست. ولی آیا تا به حال قدری اندیشیده ایم که زندگی ما چقدر شبیه آن بزرگواران است؟ کجای مناسبات زندگیمان ربطی به مناسبات حسینی دارد؟

کاش همراه همه عزاداری ها اندکی تامل و تفکر داشته باشیم. تا به حال به ویژگی های بارز و شاخص یاران حضرت حسین بن علی بن ابیطالب نگریسته ایم و اندیشیده ایم؟ اندیشیده ایم که به چه علت این افراد برای آن واقعه مهم انتخاب شدند؟

در جریان واقعه کربلا، عاشورا؛ بارها حضرت حسین روشنگری کردند و ادامه راه را تبیین کردند؛ تا هرکس تمایلی ندارد، برود و جان خود را حفظ کند. آن ها که ماندند و نرفتند و بر عهد و پیمان خود ماندند؛ از آن دست آدمیانی بودند که چون ابتدا قول داده بودند؛ رنگ عوض نکردند و محکم و استوار و تمام قد ایستادند.

افرادی مانند مسلم بن عوسجه و حبیب بن مُظاهر شبانه از کوفه گریختند و خود را به امام حسین علیه السلام رساندند زیرا نمی خواستند ننگ عهد شکنی  را تا آخر زندگی با خود بکشند.

مردم کوفه حضرت حسین علیه السلام را دعوت کردند. ایشان هم در جواب آن دعوتنامه ها به سمت کوفه حرکت کردند. ولی جماعت کوفی بر قول و عهد خود نماندند و باعث آن اتفاق تلخ شدند. شاید اگر آن ها نامه را نمی نوشتند یا بر پیمان خود باقی می ماندند؛ جریان تاریخ به کلی تغییر می کرد؛ سپاه باطل محو می گشت و بر مسند حکومت تکیه نمی کرد. با توجه به این اتفاقات و جریان ها باید به این فکر کنیم که ما؛ پیروان آن امام والا مقام چقدر بر روی عهد و پیمان خود می مانیم و به آن وفا می کنیم؟

برای دوری از اَنگ بی عقلی و ضد عقل بودن، به عهد ها و پیمان های خود وفادار باشیم و قولی ندهیم که نتوانیم به آن عمل کنیم

باید توجه کرد که یکی از بدیهی ترین ارزش های انسانی وفای به عهد است. این ویژگی از بزرگترین واجبات و تکالیفی است که خداوند باری تعالی بر همه مکلفین واجب نموده و تخلف از آن بر هیچ کس حتی مشرک، منافق و کافر جایز نیست.

وفای به عهد ضامن نظم و ثبات و جامعه می گردد و بر بقای حیات اجتماعی اثر دارد. به همین علت در متون اسلامی تاکید بسیار زیادی بدان شده است.

خداوند در قرآن کریم یکی از صفات برجسته حضرت اسماعیل را صادق الوعد بودن دانسته؛ (وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولاً نَبِیًّا) مریم/54. در روایتى مى‏خوانیم: اینكه خداوند اسماعیل را صادق الوعد شمرده، به خاطر این است كه او بقدرى در وفاى به وعده‏اش اصرار داشت؛ كه با كسى در محلى وعده‏اى گذارده بود، او نیامد، اسماعیل علیه السلام همچنان تا یك سال در انتظار او بود! هنگامى كه بعد از این مدت آمد، اسماعیل گفت: من همواره در انتظار تو بودم.

از این رو از آیات و روایات می توان به این نتیجه رسید که وفای به عهد ویژگی انسان هایی است که در اوج قرار دارند و پیامبران و ائمه معصومین: هم در رأس هستند.

منظورمان از عهد کلی است؛ چه عهدها و قول های میان اشخاص و چه در نگاه کلان تر؛ عهدها و معامله های جوامع.

هنگامی که انسان ها بر عهد و پیمان خود باقی بمانند معاشرت میان آن ها مستحکم می شود و قطعاً این ارزش گذاشتن و احترام به حقوق دیگران ضامن ثبات روابط انسانی و اجرای عدالت است و منافع افراد زیر سوال نرفته و پایمال نمی گردد.

خداوند در مورد کسانی که بر عهد های خود وفا دارند اینگونه می فرماید: (بَلى‏ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقین.) (آل عمران/76)

در آیه ای دیگر این طور می گوید: (مِنَ الْمُوْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلا) (احزاب/ 23)

این ویژگی از بزرگترین واجبات و تکالیفی است که خداوند باری تعالی بر همه مکلفین واجب نموده و تخلف از آن بر هیچ کس حتی مشرک، منافق و کافر جایز نیست

مومنان واقعی کسانی هستند که بر عهد و پیمان خود با خداوند و حتماً می ایستند و وفادارند.

در سوره رعد ویژگی صاحبان عقل و لُب را پایداری به عهد با خداوند می داند: (إِنمَّا یَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ/ الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لَا یَنقُضُونَ الْمِیثَاقَ) (رعد/19-2) بنابراین برای دوری از اَنگ بی عقلی و ضد عقل بودن، به عهدها و پیمان های خود وفادار باشیم و قولی ندهیم که نتوانیم به آن عمل کنیم.

 

نتیجه گیری:

ما آدمیان باید توجه داشته باشیم که خداوند؛ روز قیامت از عهدها و پیمان ها سوال می کند؛ برای وفادار بودن و نبودن بر سر آن ها حتما بازخواست خواهیم شد؛ بزرگ ترین پرده دری نقض عهد و پیمان است. ما که در این دنیا نسبت به افراد دیگر رفتار زشت پرده دری را داشته ایم و به حقوق آن ها احترام نگذاشته ایم؛ نباید انتظار داشته باشیم که در دادگاه عدل الهی با ما خوب رفتار شود. (وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْوُلاً) (اسراء/34)

یادمان بماند که اگر عهدی بستیم بر آن بمانیم و این ارزش اخلاقی را روز به روز در خود تقویت کنیم تا دچار پرده دری الهی نگردیم.

و چه زیبا می گوید سعدی:

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

 تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را



- نظرات (0)