سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

انواع شرک

گناهانى که مردم مرتکب مى‌‏شوند، شرک اطاعت است؛ چرا که در آن اطاعت شیطان مى‏‌کنند و به جهت این کار براى خدا شریکى در اطاعت قائل مى‏‌شوند.

 
شرک
بسیاری از انسان های دین دار و خدا باور بدون آنکه خودشان بدانند، به خدا شرک می ورزند یعنی شریکی برای خداوند می سازند و در عمل مشرک هستند.
آیه 106 سوره مبارکه یوسف ناظر به این بحث است؛ خداوند در این آیه می فرمایند:
«وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ؛ و اکثر خلق به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرک باشند.»
در ادامه امکان جمع بین شرک و ایمان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

انواع شرک

در یک تقسیم بندی کلی، شرک به دو قسم "شرک در عقیده" و "شرک در عمل" تقسیم می شود. شرک در عقیده، به سه قسم تقسیم می شود:
1. شرک در الوهیت: اعتقاد به موجودی غیر از خداوند که به طور مستقل دارای تمام صفات جمال و کمال است.
2. شرک در خالقیت: انسان دو مبدأ مستقل برای عالم قائل شود، به طوری که خلق و تصرف در شئونات عالم به دست شان است.
3. شرک در ربوبیت: آن است که انسان معتقد شود در عالم، ارباب (پروردگاران) متعددی است و خداوند رب الارباب است. به این معنا که تدبیر عالم به هر یک از ارباب متفرق، به طور مستقل تفویض شده است.

شرک در مقام عمل:
شرک در مقام عمل را شرک در طاعت و عبادت می نامند و به این معناست که انسان خضوع و خشوعش ناشی از اعتقاد به الوهیت یا خالقیت و یا ربوبیت کسانی باشد که برای آنها خضوع و خشوع دارد و به آنها احترام می گذارد.

معنی شرک در این آیه

این آیه ناظر به مراتب پایین شرک است؛ یعنی بیشتر مردم با این‌که به خدا، معاد و پیامبران الهی ایمان آورده‌اند، اما در عین حال در مرتبه عمل مشرک‌اند.
امام باقر(علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: منظور این آیه شرک در اطاعت است، نه شرک در عبادت. گناهانى که مردم مرتکب مى‌‏شوند، شرک اطاعت است؛ چرا که در آن اطاعت شیطان مى‏‌کنند و به جهت این کار براى خدا شریکى در اطاعت قائل مى‏‌شوند.[1]
از امام صادق(ع) نیز در تفسیر این آیه سؤال شد که منظور قرآن از این‌ که می‌فرماید اکثر مؤمنان مشرک‌اند، چیست؟ امام در پاسخ فرمودند؛ مردم بدون توجه، از شیطان اطاعت می‌کنند و اطاعت از شیطان شرک است.[2]

شرک و ایمان مفاهیم نسبی هستند

ايمان به خدا و شرك به او هم - كه حقيقتشان عبارتست از تعلق و بستگى قلب به خضوع و در برابر خدا يعنى ذات واجب الوجود و بستگى آن بغير او از چيرهايى كه مالك خود و چيز ديگرى نيستند مگر به اذن خدا، - دو مطلب اضافى هستند كه به اختلاف نسبت و اضافه، مختلف مى شوند.
پس مراد از شرك در آيه مورد بحث بعضى از مراتب شرك است، كه با بعضى از مراتب ايمان جمع مى شود، و در اصطلاح فن اخلاق آن را شرك خفى مى گويند.

و در آخر

با بررسی این آیه در می یابیم که پذیرش خدا و دین انتهای مسیر نیست، بلکه در مقام عمل نیز باید حقیقتا به خدا ایمان آورد و جز او هیچ موجودی را مستقل در تاثیر نپنداریم.

پی نوشت ها:
[1] تفسیر قمی، ج 1، ص 358
[2] کافی ج 2، ص397


- نظرات (0)

دو جا توبه پذیرفته نمی شود

آدم ها سه دسته اند: آدم هایی که زود (به موقع) می‌ فهمند اشتباه می‌ کنند، آدم هایی که دیر می‌فهمند اشتباه می‌کنند و آدم هایی که هیچ وقت نمی‌فهمند اشتباه می‌کنند.

 آدمها چند دسته اند!
آدمها در این که همه اشتباه می‌کنند، مشابهند. آنچه افراد را در دسته بندی ها از هم متمایز می‌کند، درک و عملکرد آنها پس از اشتباه است.

خصوصیت مهم دسته اولی از آدم ها این است که وقتی می‌فهمند اشتباه می‌کنند که فرصت جبران دارند و هنوز موقعیت تصحیح اشتباه خود را از دست نداده اند. اینان خوشبخت ترین مردم اند و ارزشمندترین مردم برای اطرافیان خود.

کسى که در تمام عمرش به اعمال زشت اشتغال ورزد تا آن گاه که به یقین مشاهده ى مرگ کند در آن ساعت پشیمان شود و گوید اکنون توبه کردم، توبه ى چنین کسى پذیرفته نخواهد شد چنان که هر کس به حال کفر بمیرد نیز توبه اش قبول نشود. بر این گروه عذابى بس دردناک مهیّا ساختیم



در نگاه دینی هم این انسان ها، موفق و سعادتمند هستند چرا که فرصت سوزی نکرده و سریع از مسیر اشتباهشان برگشته اند و خداوند نیز این برگشت را به زیبایی و با آغوش باز پذیرفته است: « إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیب»(1): خداوند توبه کسانی را می پذیرد که از روی نادانی عمل زشتی مرتکب شده و فوری توبه کنند.

این گروه از آدم ها هیچ گاه از رحمت و لطف پروردگارشان مأیوس نبوده و به وعده های او باور و یقین دارند : «یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً» ؛«ای بندگان من که بر خود اسراف کرده‌اید از رحمت خداوند ناامید نشوید که خدا همه‌ی گناهان را می‌آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»(2)

دسته دوم، این افراد زمانی می‌فهمند اشتباه می‌کنند یا کرده اند که کار از کار گذشته و فرصت اصلاح و جبران را از دست داده اند. این دسته یا مغمومند و حسرت دار، یا فرافکن و در تلاش توجیه و یافتن مقصر که البته هیچ یک دردی را دوا نخواهد کرد.


حال و روز این دسته از افراد هم در آیات قرآن کریم در دو جایگاه زیبا به تصویر کشیده شده است؛
یکی لحظه ای که مرگ به سراغ انسان می آید و او یقین می کند که دیگر راه فراری وجود ندارد: «وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الآنَ وَ لاَ الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کفّارٌ أُولئِک أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً»؛ کسى که در تمام عمرش به اعمال زشت اشتغال ورزد تا آن گاه که به یقین مشاهده ى مرگ کند در آن ساعت پشیمان شود و گوید اکنون توبه کردم، توبه ى چنین کسى پذیرفته نخواهد شد چنان که هر کس به حال کفر بمیرد نیز توبه اش قبول نشود. بر این گروه عذابى بس دردناک مهیّا ساختیم.(3)

عدم پذیرش توبه و ندامت براى چنین انسان هایى مخالف با رحمت الهى نیست چرا که حقیقت توبه در این جا تحقق نیافته است. حقیقت توبه همان تحول درونى در موقع آزادى عمل است و یقیناً چنین توبه اى را پروردگار خواهد پذیرفت و باب رحمت او واسع است، ولى در جایى که اختیار از آدمى سلب شده و آثار مرگ و عذاب الهى آشکار گردیده، اظهار حال توبه از باب اضطرار است و ادعایى بیش نخواهد بود.(4)

ترك گناه آنوقت توبه و تصميم و اختيار محسوب می ‏گردد كه آدمی‏ خود گناه را نقل و حاضر ببيند و كيفر گناه را نسيه و غايب بداند و آنگاه‏ به ملاحظه كيفر آينده و يا به خاطر اجر و ثواب آينده و يا به ملاحظه‏ احساس زشتی و پليدی كه در خود گناه می‏كند از ارتكاب آن گناه منصرف‏ گردد .

انسان هم در جهان طبيعت همين حال را دارد ، هر اصلاح و تكميلی كه‏ بايست بكند تا وقتی است كه روی درخت طبيعت است و جدا نشده ، و اما همين كه از اين درخت با دست مرگ جدا شد ديگر راه اصلاح به روی او بسته‏ است .



و دیگری در روز قیامت؛ «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىَ‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یَلَیْتَنىِ اتخَّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا* یَاوَیْلَتىَ‏ لَیْتَنىِ لَمْ أَتخَّذْ فُلَانًا خَلِیلًا* لَّقَدْ أَضَلَّنىِ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنىِ»(5)
شخص ستمكار در روز قیامت از شدت حسرت دست خود را به دندان مى‏ گزد و مى‏ گوید: اى كاش طریقه پیغمبر را پیش گرفته بودم * اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم* او مرا از قرآن گمراه كرد.

کلام آخر

آدمی ميوه درخت طبيعت است. ميوه تا در درخت است از طريق همان‏ درخت و از راه ريشه و رگ های همان درخت تغذیه می‏ كند، مواد زمين را به‏ خود می ‏گيرد، آب می‏ خورد، از نور و هوا و حرارت استفاده می‏ كند، ولی‏ همين كه به علت رسيده شدن و گذشتن اجل و مدت معلوم و يا به علت كندن آن‏ ميوه رابطه ‏اش با درخت قطع شد ديگر برای اين ميوه راه تكامل و ترقی و اصلاح و مبارزه با آفت و همه چيز بسته است، اگر كال و نارس از درخت‏ جدا شده ديگر چاره پذير نيست، و اگر پژمردگی و افسردگی پيدا كرده ديگر از طريق آب دادن و نور و هوا به آن درخت نمی‏ شود آن پژمردگی را اصلاح كرد. انسان هم در جهان طبيعت همين حال را دارد، هر اصلاح و تكميلی كه‏ بايست بكند تا وقتی است كه روی درخت طبيعت است و جدا نشده ، و اما همين كه از اين درخت با دست مرگ جدا شد ديگر راه اصلاح به روی او بسته‏ است. (6)

پی نوشت:
1- سوره نساء، آیه ی17.
2- سوره زمر، آیه 53.
3- سوره ى نساء، آیه ى 18.
4- ر.ک: محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج 4، ص 240 ـ 241; جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 9، ص 225 ـ 227، و محمد تقى مصباح یزدى، آموزش عقاید، ص 405 ـ 407.
5- فرقان-آیات27-28-29
6- به نقل از آیت الله مطهری



- نظرات (0)

یک بار دیگر سجده کنند

هنگامى كه مرگشان فرا مى‌رسد يا عذاب هلاك كننده‌ اى برايشان نازل مى‌ شود، آرزو مى‌كنند كه‌ اى كاش به دنيا بر مى گشتيم و از اهل ايمان و كارهاى شايسته مى‌شديم، يا از خداى متعال در خواست مى‌كنند كه ما را به دنيا برگردان تا گذشته هايمان را جبران كنيم. ولى چنين آرزوها و درخواست هايى عملى نمى‌ شود.



تا به حال دقت کرده اید که تا انسان راه را از بیراهه تشخیص می‌دهد و پس از توجه به بیراهه رفتن می‌ تواند برگردد، شیطان به سراغش می آید و او را برای "تأخیر در بازگشت" وسوسه می‌کند؛ یک دوره می‌گوید: «فعلاً جوان هستم»، گویی که دین برای سالخوردگان آمده است! و گویی که ضمانتی برای طول عمر دریافت کرده است! اگر کلاً غافل نشده باشد، در میانسالی نیز به خود می‌گوید: «حالا این کار و آن کار را انجام دهم، بعد یکجا استغفار و توبه می‌کنم»! و وقتی کار از کارش گذشت، می‌گوید: «دیگر چه استغفار و توبه‌ای؟! امید به رحمت خدا می ‌دوزم، ان شاء الله آن طرف یک چیزی می‌شود و من، هم نجات می‌ یابم و هم به فلاح می‌ رسم»! در واقع این تصورات غلط، از یک سو گمان باطل است، و از سویی دیگر، خدعه، و از سویی دیگر مسخره کردن خود، دنیا، دین و آخرت!

وقتی توبه به تأخیر انداخته می شود

در روایتی در باب تأخیر توبه هشداری داده شده چنانچه می فرماید: «تاخیر التوبه اغترار و طول التسویف حیره، و الاعتذار علی الله هلکه و الاصرار علی الذنب امن لمکر الله «فلا یامن مکر الله الا القوم الخاسرون» (1)
به تاخیر انداختن توبه نوعی خودفریبی است، و وعده ی دروغ دادن نوعی سرگردانی است، و عذر تراشی در برابر خدا نابودی است، و پافشاری بر گناه آسودگی از مکر خداست. «از مکر خدا آسوده نباشند جز مردمان زیانکار». [منظور آیه این است که زیانکاران، مکر و مجازات خداوند را ناچیز می انگارند و آنچنان کیفرهای الهی را فراموش می کنند که خود را در نهایت امنیت می بینند] اما این احساس امنیت دیری نمی پاید که که کارایی اش را از دست می دهد، البته آن زمان دیگر خیلی دیر است.

موعد مقرر این گونه پیشگویی می شود

قرآن كريم، بازگشت كسانى را نفى مى‌كند كه عمرى را با كفر و عصيان گذرانده و در حالِ مرگ، آرزوى بازگشت به دنيا و جبران گناهانش را دارند و نيز بازگشت از عالم قيامت به دنيا را مطلقاً نفى مى‌كنند و اين، به معناى هرگونه بازگشت به دنيا نيست.

وقتی موعد مقرر فرا می رسد قرآن برایمان پیشگویی می کند: هنگامى كه مرگشان فرا مى‌رسد يا عذاب هلاك كننده‌اى برايشان نازل مى‌شود، آرزو مى‌كنند كه‌ اى كاش به دنيا بر مى گشتيم و از اهل ايمان و كارهاى شايسته مى‌شديم، يا از خداى متعال در خواست مى‌كنند كه ما را به دنيا برگردان تا گذشته هايمان را جبران كنيم. ولى چنين آرزوها و درخواست هايى عملى نمى‌شود.

بايد دانست كه یادمان نرود که قرآن كريم، بازگشت كسانى را نفى مى‌كند كه عمرى را با كفر و عصيان گذرانده و در حالِ مرگ، آرزوى بازگشت به دنيا و جبران گناهانش را دارند و نيز بازگشت از عالم قيامت به دنيا را مطلقاً نفى مى‌كنند و اين، به معناى هرگونه بازگشت به دنيا نيست زيرا چنانكه قبلا گفته شد كسانى بوده‌اند كه بعد از مرگ، دوباره در همين دنيا زنده شده‌اند و طبق عقيده شيعيان، بعد از ظهور حضرت ولى عصر (عج) نيز كسانى به دنيا رجعت خواهند كرد.

کلام آخر

اگر با کمی تأمل بیشتر به زندگی و رفتارها و همچنین آیات قرآن کریم و بیانات اهل بیت علیهم السلام توجه داشته باشیم در مجموع می بینیم که بعد از اینکه آدم ها در زیر خروارها خاک قرار می گیرند، بزرگترین آرزویشان یک چیز بیشتر نیست و آن بازگشت به دنیاست ، تا سجده  کنند، فقط یک سجده .


پی نوشت:
1- سوره ی اعراف، آیه ی ۹۹/ تحف العقول ، ص ۴۵۶.

منابع:
سایت ایکس شبهه
سایت آیت الله مصباح یزدی
کتاب سیره و سخن پیشوایان؛ محمد علی کوشا



- نظرات (0)

سوره مسد، وحی خداوند


قطعا سوره مسد، سخن خدای متعال است که بر پیامبر وحی شده است.

سوره مسد

شبهه: برخی شبهه افکنان در عبارت پردازی های غیر واقعی خود این چنین وانمود کرده اند که  سوره مسد سخنان پیامبر اسلام است که نسبت به یکی از دشمنانش ابراز کرده است و سپس آن را به اسم الله اظهار کرده است.
در مورد این شبهه به نکاتی اشاره خواهیم کرد.

نکته اول: همه آیات الهی از زبان پیامبر اسلام صادر شده است؛ ولی این به معنی  صادر شدن آنها از منبعی غیر از وحی، نیست. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى[نجم/4] آنچه مى ‏گويد جز وحيى كه(از مبدأ اعلى) به او القاء مى‏‌شود نيست.»
نکته دوم: به نظر می‌رسد شبهه افکن از آنجا این شبهه برایش بوجود آمده که افرادی معلوم الحال خواسته اند وانمود کنند از ساحت خدا به دور است که آیاتی حاوی توهین به ابولهب را نازل کند؛ بنابراین سخن رسول خدا بوده است. در حالی که قرآن به ابولهب توهین نکرده است؛ بلکه جواب او را داده است. چنانکه تفسیر نمونه می‌نویسد:« به هنگام شنيدن دعوت آشكار و عمومى پيغمبر اكرم و انذار او نسبت به عذاب الهى گفت:" زيان و هلاكت بر تو باد، آيا براى همين حرفها ما را فرا خواندى"؟! قرآن مجيد در پاسخ اين مرد بد زبان مى‏‌فرمايد:" بريده باد هر دو دست ابو لهب، يا مرگ و خسران بر او باد" (تبت يدا أبي لهب و تب‏).[1] باید بدانیم که خداوند بغیر از صف مهربانی و بخشش، شدت و غضب نیز دارد. ««اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ[مائده/98] بدانيد كه خداوند سخت‏ كيفر است و هم خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است‏.» و ابولهب از کسانی است که عذاب خدا زودتر از آخرت، در این دنیا گریبانش را گرفت.[2]

پی نوشت:
[1]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، ج27، ص416.
[2]. همان، ص420.


- نظرات (0)

قرآن، نسخه‌ای حیات بخش

قرآن
قرآن کریم یک سلسله مواد علمی و عملی را به جهان انسانی نشان میدهد که آدمی با بکار بستن آنها به سعادت این جهان و جهان ابدی نائل میگردد. قرآن شمع فروزانی است که هرگز تندبادهای سهمناک اعصار و شعلههای پُرفروغ، آنرا فرو ننشانده و غبار کهنگی بر رخسار زیبای آن نمینشیند و دست تحریف بدان راه نیافته و نخواهد یافت و با گذشت زمان، فرازهای جدیدی از معارف آن آشکار شده و بر طراوتش بیش از پیش افزوده شده است.

قرآن مهمترین منبع معارف اسلامی و سرچشمهی تمامی دانشها و هنرها میباشد و دارای جنبههای فراوانی است که هر کدام چراغی است برای هدایت؛ چنانکه میفرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم».[2]

قرآن کریم در مدت 23 سال زمان دعوت پیامبر اکرم(ص) به تدریج نازل شده و نیازمندیهای جامعه بشری را پاسخ داده است و پیامبر اکرم(ص) آیات قرآن را بر مردم میخواند و جاذبهی این آیات، افراد را به سوی اسلام میکشید که وقایع مربوط به این موضوع در تاریخ اسلام از حدّ شمارش خارج است.

قرآن مجموعهی 114 سوره است و مجموع این سورهها شامل حدود 6205 آیه است و همهی این آیات مجموعاً در حدود 78000 کلمه است.

مسلمین از صدر اسلام تا عصر حاضر توجه بینظیری نسبت به قرآن نشان دادهاند که نشانهی شیفتگی و علاقه آنها به این کتاب آسمانی است. قرآن در زمان رسول اکرم(ص) به وسیلهی گروهی که خود ایشان معیّن کرده بودند و با نام «کاتبان وحی» معروف شدند،  نوشته میشد، به علاوه غالب مسلمین اعم از مرد و زن، کوچک و بزرگ، عشق عجیبی به حفظ همه و یا اکثر آیات قرآن داشتند، قرآن را در نمازها میخواندند و در اوقات دیگر تلاوت آنرا ثواب میدانستند و به علاوه از تلاوت آن لذت میبردند و تلاوت قرآن مایهی آرامش روح آنها بود.

مسلمین در هر عصری متناسب با امکانات فکری و عملی خود تحت تأثیر شوق و عشقی که به کتاب آسمانی خود داشتند، درباره قرآن کار کردهاند و با دقت در معانی آن در زمینههای مختلف حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فلسفی، عرفانی و عملی، معارف بسیاری کسب کردهاند.[3]

ختم نبوت و معجزه جاویدان

از آنجا که پیامبر اکرم(ص) آخرین پیامبر و تعلیمات ایشان برای همهی زمانها و دورانهای بعد از اوست، سند نبوّت و حقانیت او نیز به گونهای است که در همهی زمانها و دورانها حضور دارد و هماکنون نیز مخالفان را به آوردن سورهای مانند سورههای خود دعوت میکند. اگر معجزهی پیامبر اکرم(ص) از نوع کتاب و علم و فرهنگ نبود، نمیتوانست شاهدی حاضر بر نبوت ایشان باشد.

شگفتی این اعجاز در آن است که هر قدر زمان میگذرد و انسان به قلّههای بلندتری در علم و معرفت دست مییابد، نه تنها از ارزش آن کاسته نمیشود، بلکه درخشندگی بیشتری دارد و ابعاد جدیدی از معارف آن کشف میگردد.

آری، این معجزه مناسب انسانهای با فرهنگ و دانشمند است و به همین جهت با توسعهی دانش و فرهنگ، اعجاز آن آشکارتر و روشنتر میشود. این در حالی است که آثار بزرگترین دانشمندان جهان از افلاطون و ارسطو گرفته تا ابن سینا و خواجه نصیر و رازی تا نیوتن و پاسکال، کهنه میشوند و برخی سخنان آنان بسیار ابتدایی و ساده جلوه میکند؛ اما قرآن همچنان درخشندگی آن مانند خورشید آشکار و روشن است.

شگفتی این اعجاز در آن است که هر قدر زمان میگذرد و انسان به قلّههای بلندتری در علم و معرفت دست مییابد، نه تنها از ارزش آن کاسته نمیشود، بلکه درخشندگی بیشتری دارد و ابعاد جدیدی از معارف آن کشف میگردد



اکنون این سؤال پیش میآید که قرآن از چه نظر معجزه است؟ آیا تنها از نظر فصاحت و بلاغت و به تعبیر دیگر بخاطر شیرینی و رسابودن تعبیرات و نفوذ فوق العادهی آن است و یا از جنبههای دیگر است؟

حقیقت این است که هرگاه به قرآن از زوایای مختلف بنگریم، از هر زاویه و از هر دریچهای یکی از چهرههای اعجاز آن آشکار میگردد؛ از جمله:

1- فصاحت و بلاغت؛ شیرینی و کشش فوق العاده و جاذبهی عجیب الفاظ و مفاهیم.

2- محتوای عالی؛ ارائه محتوای عالی از هر نظر، مخصوصاً عقائد خالی از هر گونه خرافات.

3- معجزات علمی: پرده برداشتن از روی مسائلی که انسان تا آن زمان به آنها دست نیافته بود!

4- پیشگوئی صریح: پیشگوئی دقیق و کامل از پارهای مسائل آینده (اخبار غیبی قرآن).

قرآن که معجزهی جاوید خاتم الانبیاء است، از ابتدای نزول در مکه که با سورههای کوچک آغاز شد، رسول اکرم رسماً بر آن تحَدّی (مبارزه طلبی) کرد؛ یعنی مدعی شد که قرآن کار من نیست کار خدا است و از من و هیچ بشر دیگری ساخته نیست که مانند آن را بیاورد و اگر باور ندارید آزمایش کنید و از هر کسی میخواهید کمک بگیرید، ولی بدانید که اگر همهی افراد و نیروها را به کمک بطلبید که مانند آن را بیاورند قادر نخواهند بود؛ مانند این آیه: «وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[4]؛ و اگر درباره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد.

مخالفان پیغمبر اکرم نه در آن زمان و نه در زمانهای بعد که اکنون چهارده قرن از آن میگذرد، نتوانستهاند به این مبارزهطلبی پاسخ دهند. آخرین سخن مخالفان آن عصر این بود که قرآن «جادو» است که خود این اتهام، اعتراف ضمنی به خارقالعاده بودن قرآن و نوعی اظهار عجز در برابر این کتاب آسمانی بود.

 
پی نوشت:
[1] . «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميد». سوره ابراهیم، آیه1.
[2] . سوره نحل، آیه44. «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى».
[3] . وحی و نبوت، استاد شهید مرتضی مطهری.
[4] . سوره بقره، آیه23.


- نظرات (0)

گناهی که دوست داشتنش گناه

گناه، عمل منکر، شیطان، آبرو

یکی از لطف ها و به عبارتی منت هایی که پروردگار عالم بر ما بندگان نهاده است این است که تا وقتی خطا و گناهی را به مرحله عمل نرسانیم گناهی نوشته نمی شود؛ مثلا ما نیت کنیم که دزدی کنیم اما تا این دزدی به مرحله عمل نرسد گناهی برایمان نیست. در این میان موارد استثنایی هم وجود دارد؛ یکی از آن ها گناهی است که به فرموده خود قرآن کریم حتی محبت و دوست داشتن آن گناه، گناه است؛ إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ: (19، نور) کسانی که دوست دارند که زشتکاری در میان آنان که ایمان آورده اند، شیوع پیدا کند، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی پر درد خواهد بود ، و خدا [ست که] می داند و شما نمی دانید. ... بله گناهی و رفتاری که با آبروی مردم در ارتباط است را قرآن کریم در موردش خیلی سختگیری می کند.

بترسیم از وعده های الهی وعذاب های الیم وعظیم او و حواسمان باشد که به فرموده ی قرآن کریم: از گام های شیطانی پیروی نکنیم: «یا أیها الّذین آمنوا لا‌تتّبعوا خُطُوات الشّیطان و من یتّبع خُطُوات الشّیطان فانّه یأمر بالفحشاء و المنكر؛ ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نكنید و هر كه از گامهای شیطان پیروی كند، (بداند) كه او به زشتی و ناپسندی وا‌ می‌ دارد.» (نور، آیه 21)

در کتاب کافی کلینی داریم: فردی نزد امام علی (علیه السلام) آمد و گفت: من عمل خلافی مرتکب شده ام، حد الهی را بر من جاری کن. امام چهار بار او را برگرداند و خشمگین شدند و فرمودند: چقدر زشت است که انسان گناهش را نزد دیگران بگوید، چرا گناهت را به من می گویی مگر بین خود و خدایت توبه نکرده ای؟ حضرت فرمود: به خدا قسم اگر او بین خود و خدا توبه می کرد بالاتر از این بود که پیش من اعتراف کند و من حّد را بر او جاری کنم. 

به فرمایش قرآن کریم در قیامت خداوند باطن ها را آشکار می کند. این نکته را مد نظر داشته باشیم اگر در دنیا از کار دیگران پرده پوشی کنیم خداوند هم در قیامت از کار ما پرده پوشی می کند. اما اگر سِّر دیگران را آشکار کنیم در قیامت خداوند همه ی سِّرهای ما را به دیگران نشان می دهد.

وقتی شیطان از آدم ها هم بیزار می شود

در کافی روایتی از امام صادق (علیه السلام) داریم: اگر کسی خبر مومنی را پخش کند که آبروی او را ببرد یا از چشم مردم بیندازد، خداوند او را به ولایت شیطان منتقل می کند و شیطان هم او را نمی پذیرد.

روزی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به کعبه نگاه کردند و فرمودند: «ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تورا بزرگ و حرمتت را گرامی داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است، زیرا خداوند تنها یک چیز را از تو حرام کرده، ولی ازمومن سه چیز راحرام کرده است: مال، جان و آبرو تا کسی به او گمان بد نبرد.» (بحار الانوار، ج 64، ص71)

طبق این حدیث پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله، حفظ جان و مال و آبروی مومن مسلمان بر هر مسلمانی واجب است. تقریباً همه ی ما این مساله را می دانیم ولی به آن دقت نمی کنیم البته در بحث مال و جان نه تنها دقت می کنیم بلکه همیشه نگران آن نیز هستیم اما متاسفانه کمتر به مورد سوم یعنی آبروی مسلمین توجه می شود هیچ گاه حتی به ذهنمان هم خطور نمی کند دزدی مال و اموال کسی حتی نسبت به فرد کافر ،چه برسد به مال مسلمانی، حتی حاضر به فکر کردن به این قضیه هستیم نه خیر حتی فکر کردن به این مساله که بخواهیم به جان کسی تجاوز کنیم نزد ما منفور است اما در خیلی از مواقع به این راحتی از مورد سوم (آبرو) ی آدم ها می گذریم و به سادگی با یه تماس، پیامک، چشم و ابرو تهمت می زنیم، با آبروی افراد بازی می کنیم، مسخره می کنیم و خلاصه با آبرو حیثیت آن ها به راه های مختلف بازی م یکنیم.

به فرمایش قرآن کریم در قیامت خداوند باطن ها را آشکار می کند. این نکته را مد نظر داشته باشیم اگر در دنیا از کار دیگران پرده پوشی کنیم خداوند هم در قیامت از کار ما پرده پوشی می کند. اما اگر سِّر دیگران را آشکار کنیم در قیامت خداوند همه ی سِّرهای ما را به دیگران نشان می دهد

آبرویی که در قرآن کریم از لفظ وجیه از آن سخن گفته است؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَکَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِیهًا؛ اى کسانى‌که ایمان آورده‌‏اید مانند کسانى مباشید که موسى را [با اتهام خود] آزار دادند و خدا او را از آن‌چه گفتند مبرا ساخت و نزد خدا آبرومند بود»

در آیه ۴۵ سوره آل‌عمران در رابطه با آبروداری حضرت عیسی‌بن مریم (علیه السلام) فرموده است: «إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ؛ [یاد کن] هنگامى [را] که فرشتگان گفتند اى مریم خداوند تو را به کلمه‏‌اى از جانب خود که نامش مسیح عیسى‏‌بن ‏مریم است مژده مى‌‏دهد در حالى‌که [او] در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان [درگاه خدا] است».

آبروی مؤمن به مثابه تمام سرمایه و اعتباری است که در طول زندگی با سختی آن را به دست آورده است که عده ای از ما آدم ها به راحتی آن را از بین م یبریم و خسارتی جبران ناپذیری را پدید می آوریم.

مراقب آبروی آدم ها در ایام انتخابات باشیم

زیر سوال بردن آبروی مردم را ساده نگیریم ... متأسفانه این مسئله نه تنها بین مردم بلکه بین برخی خواص و بیشتر در ایامی خاص مثل ایام انتخابات و... رایج شده است به راحتی به هم تهمت می زنند در حالیکه بنی آدم اعضای یکدیگرند و تهمت به هر عضوی از جامعه اسلامی تهمت به دیگر اعضاست. در جامعه ی اسلامی باید روحیه ی حسن ظن حاکم باشد تا جامعه بتواند به فعالیت های مهم خود ادامه دهد.

اما با نهایت تاسف ما برای هر چیز کوچکی با آبروی افراد بازی می کنیم و برای منافع چند روزه ی دنیا آخرت خود را به اندک بهایی به شیطان واگذار می کنیم مثلا  برای انتخابات و آوردن چند رای و به دست آوردن پست و مقام زودگذر دنیایی دست به هر کاری می زنیم و از ریختن آبروی هیچ مسلمانی دریغ نمی گذاریم.

کلام آخر

بترسیم از وعده های الهی وعذاب های الیم وعظیم او و حواسمان باشد که به فرموده ی قرآن کریم: از گام های شیطانی پیروی نکنیم: «یا أیها الّذین آمنوا لا‌تتّبعوا خُطُوات الشّیطان و من یتّبع خُطُوات الشّیطان فانّه یأمر بالفحشاء و المنكر؛ ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نكنید و هر كه از گامهای شیطان پیروی كند، (بداند) كه او به زشتی و ناپسندی وا‌ می‌ دارد.» (نور، آیه 21)

منابع:

اسامی قیامت در سوره غافر؛ نوشته حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی، سایت سمت خدا

ریختن آبروی مومن؛ وبلاگ قرآن مداری

حفظ آبرو از نگاه قرآن؛ سایت ایکنا، 20 دی 1393

 



- نظرات (0)