سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

4گروه نجات یافته از حادثه دنیا!

نجات یافتگان

1. مومنان به خدای متعال و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): خداوند در سوره صف، راه نجات از عذاب دردناک آخرت را چنین بیان می‌‌کند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیم

تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ...»؛[1] اى کسانى که ایمان آورده‌‏‌اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى می ‌‏‌بخشد؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید.

از نظر اسلام و قرآن، اگر كسى ایمان نداشته باشد؛ یعنى معارف الهى برایش ثابت شده باشد و عمداً  آنها را انكار كند، نه تنها به بهشت نمى ‌رود، حتى بوى بهشت را هم استشمام نمى‌ كند: «لا یَجِدُ ریحَ الجَنَّة ».

عكس این مطلب نیز ممكن است وجود داشته باشد؛ یعنى كسى كه ایمان دارد اما هیچ كار خوبى انجام نمى‌ دهد. البته شاید اصلاً فرض این كه كسى ایمان داشته باشد و هیچ عمل صالحى انجام ندهد، درست نباشد؛ چون كسى كه ایمان دارد حداقل یك «الله اكبر» مى‌ گوید، یك سجده براى خدا مى‌ كند، در پیشگاه الهى خضوع دارد و... . معناى ایمان این است كه شخص، اینها را قبول دارد و قطعاً این عقیده در زندگى او اثرى ـ هر چند محدود و كم ـ خواهد داشت

 

2. مجاهدان در راه خدا: «... وَ تُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ...[2] و با اموال و جان ‌هایتان در راه خدا جهاد کنید.

جهاد و مجاهده در قرآن کریم به طور عام به معنای جد، جهد، تلاش و تحمل مشقت و سختی‌ ها است که البته برترین درجات آن جانبازی و طلب شهادت در راه خدا است.

 

3. پرهیزکاران: «

ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمینَ فیها جِثِیًّا[3] آن‌گاه مردم متقى را نجات می ‌‏دهیم و ستمکاران را در آن‌جا باقى می‌‏ گذاریم.

یکی از راه‌ های رسیدن به سعادت و نجات، تزکیه نفس است. در اسلام تأکید فراوانی بر این مطلب شده و دستورات زیادی در این باره به مردم ارائه شده است.

پاک ساختن روح و جان انسان، از خلقیات و صفات ناپسند، موجب رشد و آمادگی برای دریافت خصلت ‌‌‌ها و اوصاف نیکو و نور معرفت است؛ از این ‌‌رو، خداوند می‌‌‌ فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها »؛[4] هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده است.

امام حسن مجتبی(علیه السلام ) می‏فرماید: «شیعیان ما کسانی‏اند که از کارهای ما و از تمام اوامر و نواهی ما پیروی کنند. فقط آنان شیعیان ما هستند. اما کسی که در بسیاری از آنچه خدا بر او واجب گردانیده ما را مخالفت کند، از شیعیان ما نیست

4. شیعیان: کسانی که ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را پذیرفته و از آنها پیروی نمایند، اهل نجات خواهند بود.

عبدالرحمن بن سمره نقل می‌کند، گفتم ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرا به راه نجات رهبرى کن. فرمود اى پسر سمره، گاهى که هواهای مختلف و نظرات متفرق شد، ملازم على بن ابىطالب باش که او امام است و خلیفه بر شما است. پس از من او است تشخیص دهنده میان حق و باطل، هر کس از او پرسد پاسخ گوید؛ هر کس دنبال راه باشد راهنماییش کند؛ کسی که راه از او طلب کند، آن ‌را بیابد؛ هر کس از او هدایت بخواهد، هدایت شود؛ هر کس به او پناه ببرد آسوده‌‏اش سازد؛  هر کس به دامان او چنگ زند نجاتش دهد؛ و هر کس به او اقتدا کند رهبریش کند... .[5]

تنها ولایت کافی نیست عمل هم شرط است، شیعه ای که پیرو و عامل به اهل بیت علیهم السلام نباشد، چگونه می تواند دم از ولایت ایشان بزند ؟

شهید مطهری: «بدبختانه در اعصار اخیر، فکر مرجئه در لباس دیگری در میان عوام شیعه نفوذ کرده است، گروهی از عوام شیعه صرفاً انتساب ظاهری به امیرالمومنین (علیه السلام) را برای نجات کافی می ‏شمارند.

گمان می‏کنند اعمال بد و گناهان شیعه همه بخشیده خواهد شد و به نظر می ‏رسد آنچه هیچ ارزشی ندارد عمل است و شرط کافی برای سعادت فقط این است که خود را شیعه بنامد و بس». (مطهری، یادداشت‏های استاد مطهری، ج 8، ص 29. )

امام حسن مجتبی (علیه السلام ) می‏فرماید: «شیعیان ما کسانی‏اند که از کارهای ما و از تمام اوامر و نواهی ما پیروی کنند. فقط آنان شیعیان ما هستند. اما کسی که در بسیاری از آنچه خدا بر او واجب گردانیده ما را مخالفت کند، از شیعیان ما نیست». (مجلسی، بحار، ج 35، ص 347 )

امام صادق (علیه السلام ) نیز می‏فرماید: «از شیعیان ما نیست کسی که به زبان، خود را شیعه ما بنامد ولی اعمال و رفتارش مخالف اعمال ما باشد. شیعیان ما کسانی‏اند که با زبان و قلب خود موافق ما باشند و از کارهای ما تبعیت کنند و...». (بحار، ج 36، ص 322 ) 

 

پی نوشت ها:

[1]. صف، 10- 11.

[2] صف، 11.

[3]. مریم، 72.

[4]. شمس، 9.

[5]. شیخ صدوق، امالی، ص 26، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.

کتاب پندهاى امام صادق(علیه السلام) به ره جویان صادق ‌ آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی


- نظرات (0)

این آیه در مورد برزخ است یا قیامت؟

قیامتکیفر بدبختان این است که در آتش مى سوزند نه مى میرند و نه زنده مى مانند بلکه مدام دچار رنج هاى گوناگونند. گاهى به جهت ضعف آهى خفیف و گاه به سبب درد سخت آهى بلند مى کشند. این کافران در آتش دوزخ جاودان مى مانند تا زمانى که آسمانها و زمین پیرامون دوزخ پایدار باشند. اما خوشبختان در بهشت اند، مادام که زمین و آسمان آن برجاست، لیکن مشیت خدا فوق همه اینهاست.

مى توان گفت اراده خدا که محدود نیست بر این تعلق گرفته است که بهشت را جاودانى کند تا مومنان زمان بیشترى براى ماندن در آنجا داشته باشند: اما کسانى که تیره بخت شدند، برایشان در آتش ضجه و ناله است. تا آسمان ها و زمین برپاست در آن ماندگار خواهند بود، مگر آن که پروردگار تو بخواهد، که بى تردید خداى تو هر چه را خواهد کننده است. و اما کسانى که نیکبخت شدند، تا آسمان ها و زمین برپاست جاودانه در بهشت خواهند بود، مگر آن که پروردگارت بخواهد، که این عطایى قطع ناشدنى است.» (هود/ 106- 108)

نکته ای که در این مقاله قرار است به آن توجه شود، این است که در آیه ی107 الی 108 سوره ی هود اشاره به برپایی آسمان ها و زمین دارد، می خواهیم ببینیم حرف این آیه چیست و بالاخره این 2 آیه در مورد برزخ است یا قیامت؟

جواب این سوال را خدای تبارك و تعالی در كلام خود آن جا كه از آسمان ها و زمینی برای قیامت كه غیر از آسمان و زمین دنیا است سخن گفته، داده است: قرآن كریم در این رابطه فرموده است: یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (ابراهیم:48) روزی که زمین به غیر این زمین ، و آسمانها [ به غیر این آسمانها ] مبدل گردد ، و [ مردم ] در برابر خدای یگانه قهار ظاهر شوند.

و نیز خدا از اهل بهشت حكایت می كند كه می گویند: ...الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ ... (زمر:74) ستایش مخصوص خداوندی است كه وعده ی خود را بر ما محقق فرمود و ما را وارث همه ی سرزمین بهشت گردانید تا هر جای آن بخواهیم منزل گزینیم.

پس معلوم می شود برای آخرت نیز آسمان ها و زمینی است، همچنان كه در آن بهشت و دوزخ و برای هر یك سكنه و اهلی است، كه خدای تبارك و تعالی همه ی آن ها را به این وصف توصیف كرده كه نزد اویند، و فرموده: مَا عِندَكمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ... (نحل:96). آنچه نزد شماست از بین می رود و آنچه نزد خداست باقی می ماند و به حكم این آیه آسمان و زمین آخرت از بین نمی رود و خلود بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ محدود این آسمان و زمین است نه آسمان و زمین دنیا كه پایان عمرش همان ابتدای قیامت می باشد.

علاوه بر این كه خود قرآن كریم برای عالم قیامت آسمان و زمینی را اثبات می كند و ما به همین دلیل می توانیم بگوییم در آیات مورد سوال، خلود در بهشت و جهنم اخروی محدود به دوام آسمان و زمین اخروی شده است كه از سنخ خود آن عالم است به علاوه قراینی كه در آیات هست و از ویژگی های قیامت سخن می گوید، دلالت می كند كه آیات كریمه مربوط به عالم قیامت است نه عالم برزخ و بهشت و جهنم برزخی

و این كه در آیه ی107 و 108 از سوره ی هود بقای بهشت و دوزخ و اهل آن دو را به مدت بقای آسمان و زمین محدود كرده، از این جهت است كه معنای این دو اسم از حیث آسمان و زمین بودن، هیچ وقت از بین نمی رود، آن كه از بین می رود یك نوع آسمان و زمین است و آن آسمان و زمین دنیایی است كه این نظام مشهود را دارد و امّا آسمان ها و زمینی كه بهشت در آن ها است و به نور پروردگار روشن می شود و به هیچ وجه از بین نمی رود و خلاصه جهان همواره آسمان و زمینی دارد.

با این تفاوت كه در آخرت نظام دنیائیش را از دست می دهد، پس روشن شد كه با این وضع، دیگر هیچ اشكالی باقی نمی ماند كه خلود در بهشت و جهنم را محدود به دوام آسمان و زمین كرده، در حالی كه آخرین اجل آسمان و زمین ابتدای قیامت است و از آن به بعد دیگر آسمان و زمین دنیا وجود نخواهد داشت هر چند آسمان و زمین آخرت باقی است.

از آن جایی كه روز قیامت و حساب با عالم برزخ متفاوت است و ویژگی خاص خودش را دارد و از آن جایی كه در آیات مورد سوال به ویژگی هایی اشاره شده كه از خصوصیات قیامت است، پی می بریم كه این آیات در رابطه به بهشت و جهنم اخروی سخن می گوید نه عالم برزخ. و وحدت سیاق آیات هم می طلبند كه آیه ی107 و 108 نیز مربوط به قیامت و زمین و آسمان اخروی باشد.

برخی از ویژگی هایی كه در این آیات ذكر شده و از خصوصیات منحصره عالم قیامت است و دلیل آن است كه این آیات در مقام بیان اوصاف قیامت است، عبارتند از:

و این كه در آیه ی107 و 108 از سوره ی هود بقای بهشت و دوزخ و اهل آن دو را به مدت بقای آسمان و زمین محدود كرده، از این جهت است كه معنای این دو اسم از حیث آسمان و زمین بودن، هیچ وقت از بین نمی رود، آن كه از بین می رود یك نوع آسمان و زمین است و آن آسمان و زمین دنیایی است كه این نظام مشهود را دارد و امّا آسمان ها و زمینی كه بهشت در آن ها است و به نور پروردگار روشن می شود و به هیچ وجه از بین نمی رود و خلاصه جهان همواره آسمان و زمینی دارد

1. ...ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ ... (هود:103). یعنی آن روزی كه عذاب آخرت، در آن به وقوع می پیوندند روزی است كه همه ی مردم برای دیدنش جمع می شوند و خصوصیت این روز این است كه مردم به خاطر آن مجموعند.

ب) ...وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ (هود:105) یكی دیگر از ویژگی های روز قیامت آن است كه روز مشاهده است. چون جمع شدن مردم مستلزم مشاهده نیز هست، آن روز برای هر كسی كه بتواند مشاهده كند مشهود است، چه مردم، چه ملائكه و چه جن.

ج) یَوْمَ یَأْتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعیدٌ (هود:105). روزی كه می آید آن اجلی كه قیامت تا آن روز به تأخیر می افتد و هیچ كس در آن روز تكلم نمی كند، مگر به اذن خدا.

 

نتیجه:

علاوه بر این كه خود قرآن كریم برای عالم قیامت آسمان و زمینی را اثبات می كند و ما به همین دلیل می توانیم بگوییم در آیات مورد سوال، خلود در بهشت و جهنم اخروی محدود به دوام آسمان و زمین اخروی شده است كه از سنخ خود آن عالم است به علاوه قراینی كه در آیات هست و از ویژگی های قیامت سخن می گوید، دلالت می كند كه آیات كریمه مربوط به عالم قیامت است نه عالم برزخ و بهشت و جهنم برزخی. (طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ص6، 8، 19، 30، 40)


- نظرات (0)

3 زمان برای تقویت روابط عاطفی زوجین

عشق واقعییکی از مهم ترین مسائل اجتماعی، پیوند زناشویی است. پیوندی که از پیوندهای دیگر سخت تر و حیاتی تر است؛ زیرا می توان دو درخت از گونه های مختلف را به هم پیوند زد و محصول و میوه ای دیگر و مقاوم تر و بهتر و مناسب تر به دست آورد، حتی می توان پیوند اعضا را داشت ولی پیوند روحی و عاطفی به مراتب سخت تر و پیچیده تر است.

شاید شما و یا یکی از بستگان و آشنایان شما نیازمند پیوند عضوی شده باشند. در این موارد بیش ترین تلاش و تحقیقات در این باره صورت می گیرد که عضوی مناسب پیدا شود؛‌ زیرا اگر عضو مناسب پیدا نشود ممکن است که حتی پس از پیوند، بدن عضو را پس بزند و موجب مشکلات بسیاری شود که از جمله آن حذف عضو پیوندی است.

در این میان سخت ترین و پیچیده ترین پیوند میان نر و ماده انسانی است؛ هر چند که همه آفریده های الهی به شکل زوج و جفت آفریده شده اند و خداوند به صراحت به این حقیقت در آیه 49 سوره ذاریات اشاره دارد و می فرماید: وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ از هر چیزی جفت و زوجی آفریدیم تا متذکر شوید؛ اما باید توجه داشت که پیوند زوجیت در دیگر آفریده به سادگی صورت می گیرد ولی در انسان به سبب اموری به ویژه امر روح خاص انسانی، این پیوند همراه با پیچیدگی و سختی است.

انسان ها با ازدواج تنها به یک خواسته طبیعی و غریزی و در فضای فیزیکی و جنسی پاسخ نمی دهند، بلکه با این انتخاب خودشان، بیش از آن که به نیازهای فیزیکی و جسمی و جنسی پاسخ دهند می بایست پاسخ گوی نیازهای روحی و عاطفی و روانی خودشان باشند.

خداوند در آیات بسیاری تبیین می کند که مهم ترین انگیزه در ازدواج تامین ابعاد عاطفی، روحی، روانی و معنوی همسران است؛ هر چند که نیازهای جنسی (احزاب، آیه 37؛ بقره، آیه187) و گاه جسمی مانند تامین آسایش و رفاه و غذا و خانه و مانند آن می تواند یک محرک برای ازدواج به حساب آید (نور، آیه 32 ؛ نساء، آیه 34 و آیات دیگر)، ولی آنچه انسان را وادار به ازدواج می کند همان انگیزه های عاطفی و روانی است؛ زیرا انسان ها به گونه ای آفریده شده اند که با پیوند زناشویی می توانند به آرامش و سکونت برسند و نیازهای عاطفی و روانی خود را پاسخ دهند. (روم، آیات 21 و 30)

حتی کسانی که ازدواج را برای بقای نسل و داشتن فرزند انجام می دهند، در حقیقت در جست و جوی پاسخ به یک نیاز عاطفی و روانی هستند. (نحل، آیه 27) پس اگر بخواهیم مهم ترین فلسفه پیوند ازدواج و زوجیت در میان انسان ها را بر شماریم نخست مسأله عاطفی و دست یابی به سکونت و آرامش روحی و روانی مطرح است و سپس اموری چون بقای نسل و تامین آسایش و رفاه و مانند آن قرار می گیرد.

پیامبر(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: وقتى مردى به همسر خود نگاه کند و همسرش به او نگاه کند خداوند بدیده رحمت به آنان نگاه مى کند

اعتمادسازی شرط نخست بقای پیوند

نخستین و اصلی ترین شرط در بقای پیوند ایجاد اعتماد میان همسران است؛ چرا که فقدان این عنصر به معنای پس زدن پیوند خواهد بود.

بر اساس آیات قرآنی اعتماد میان همسران بسیار مهم است. در آیه 12 سوره ممتحنه شرایطی بیان شده که زنان در هنگام بیعت با پیامبر(صلی الله و علیه وآله) بدان اعلام وفاداری کردند. این شروط در حقیقت بیانگر مواضع اعتماد سازی است که زنان می بایست در زندگی در پیش گیرند.

خداوند می فرماید: اى پیامبر! هنگامى که زنان مومن نزد تو آیند و با تـو بـیـعـت کـنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تـهـمـت و افترائى پیش دست و پاى خود نیاورند، و در هیچ کار شایسته اى مخالفت و نافرمانى تو نـکنند، با آنها بیعت کن و براى آنها از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان اسـت.

 

شوخی، بستر روابط عاطفی و اعتماد ساز

در اسلام بر این که همسران دست کم در هر روز سه زمان را بدون هیچ مزاحمی در کنار هم باشند مورد تاکید قرار گرفته است.

قرآن برای بهره گیری همسران از یکدیگر این زمان اختصاصی را قایل است، و در این وقت خصوصی زن و مرد ،می بایستی دیگر افراد خانواده بدون اجازه وارد نشوند ،حتی اطفال ـ برای حفظ بهداشت جنسی کودک ـ نباید بدون اجازه ،در این اوقات خصوصی والدین وارد شود. (نور، آیه 58)

این زمان ها موجب می شود تا بتوانند روابط عاطفی و احساسی را تقویت کنند و به هم اعتماد نمایند.

صحبت و مصاحبت با همسر باید طولانی باشد به ویژه در آغاز زندگی تا افکار و عقاید و نیز اخلاق و روحیات به یکدیگر نزدیک شود. از این روست که بر مصاحبت با همسر مورد تأکید قرار گرفته و امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: أَحسِنِ الصُّحبَةَ لَها فَیَصفُوَ عَیشُکَ؛ با همسرت خوش رفتار باش تا زندگى ات با صفا گردد. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص392، ح5834)

احترام به همسر و تکریم و تعظیم یک دیگر می تواند این صمیمت را افزایش دهد و گرایش عاطفی و احساسی را تقویت کند. از این روست که امام باقر (علیه السلام) می فرماید: گرامى ترین شما نزد خدا، کسى است که بیشتر به همسر خود احترام بگذارد. (وسایل الشیعه ج 21، ص311، ح27157؛ نیز من لایحضر الفقیه ج3 ، ص506 و تهذیب الاحکام، ج8، ص141)

فاطمه (سلام الله علیها) نیز در این باره می فرماید: خِیارُکم اَلیَنُکم مَناکِبَةً وَ اَکرَمُهم لِنِسائِهِم؛ بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. (عوالم العلوم و المعارف ج11 ، ص909)

انسان ها با ازدواج تنها به یک خواسته طبیعی و غریزی و در فضای فیزیکی و جنسی پاسخ نمی دهند، بلکه با این انتخاب خودشان، بیش از آن که به نیازهای فیزیکی و جسمی و جنسی پاسخ دهند می بایست پاسخ گوی نیازهای روحی و عاطفی و روانی خودشان باشند

مرد می تواند به اشکال گوناگون همسرش را مورد تکریم قرار دهد. از جمله می توان به مواردی اشاره کرد که امام سجاد (علیه السلام) در این حدیث بیان کرده است:

حق زن این است که بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب ‏تر است اما این حق اوست که با او مهربان باشى. (من لایحضره الفقیه ج 2، ص621، ح 3214)

اگر همسران سخنی برای گفتن ندارند رو به روی هم بنشینند و به یکدیگر نگاه کنند؛ چرا که ارتباط غیر کلامی خودش تأثیر شگرفی دارد و این گونه نیست که نشستن در کنار هم بی فایده و بی اثر باشد. از این روست که آموزه های دینی بر این گونه رفتار تشویق و ترغیب می کنند.

پیامبر(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: وقتى مردى به همسر خود نگاه کند و همسرش به او نگاه کند خداوند بدیده رحمت به آنان نگاه مى کند. (نهج الفصاحه ص278، ح 621)

در روایت از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) نقل شده که ایشان فرمود: کُلُّ لَهوِ المومنِ باطِلٌ إلاّ فی ثلاثٍ: فی تأدیبِهِ الفَرَسَ ، و رَمیِهِ عَن قَوسِهِ ، و مُلاعَبَتِهِ امرأتَهُ ، فإنّهُنَّ حَقٌّ؛ هرگونه سرگرمى براى مومن نادرست است، مگر در سه کار: در تربیت اسب، تیراندازى با کمانش و بازى و شوخى با همسرش؛ زیرا این سه کار، حقّ است. (الکافی ، الکینی، ج 5، ص50، حدیث13)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذّاتی که از زنها می ‌برند نیست. سپس حضرت با قرائت آیه 15 سوره آل عمران فرمودند: همانا اهل بهشت (نیز) در بهشت از چیزی مثل آمیزش جنسی لذّت نمی ‌برند حتّی از خوراکی و نوشیدنی. (کافی، ج 5، ص 321)


- نظرات (0)

دانلود کتب ارزشمند ویژه ازدواج

دانلود کتاب مطلع عشق(رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به زوجهای جوان)  نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب توصیه های معصومین (ع) در آداب زناشویی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب مسائل چنسی و زناشویی در احادیث نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب محافل شادی (اشعار مذهبی عقد و عروسی ) نوع کتاب - pdf

دانلود کتاب آموزش مسائل جنسی و زناشویی سالم برای ازدواج -جلد اول-جلد دوم -جلد سوم

دانلود کتاب تنظیم خانواده1  نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب تنظیم خانواده2  نوع کتاب - pdf

دانلود کتاب انتخاب عاقلانه زندگی عاشقانه نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب ازدواج همسران جوان نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب آموزش پیش از ازدواج نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب  راز هایی درباره مردان نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب  راز هایی درباره زنان نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب  سوالات زناشویی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب گلبرگ زندگی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب رهنمودهایی برای ازدواج جوانان نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب روابط متکامل زن و مرد نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب مطلع مهر(انتخاب همسر) نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب مزاج شناسی در انتخاب همسر نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب قانون قوه باه نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب گلبرگ سلامت نوع کتاب -جاوا

دانلود کتاب آموزش های فبل از ازدواج نوع کتاب -جاوا

دانلود کتاب چگونه بهترین همسر باشیم؟ نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب بهشت خانواده1 نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب بهشت خانواده2 نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب آیین همسرداری نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب دانستنیهای زناشویی نوع کتاب -pdf - جاوا -آندروید

دانلود کتاب احکام روابط زن و شوهر   نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب آداب ازدواج و زندگی خانوادگی  نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب راز دلبری   نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب کلبه عشق  نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب نظام خانواده در اسلام   نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب زن ومسئله ازدواج  نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب الگوی زندگی و شوهرداری  نوع کتاب -pdf جاوا -آندروید

دانلود کتاب بانک اطلاعات زناشویی  نوع کتاب جاوا -آندروید

دانلود کتاب جوانان ازدواج و راهکارها نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب موفقیت در زندگی زناشویی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب حل مشکلات زناشویی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب مردان مریخی .زنان ونوسی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب توصیه های معصومین(ع) برای زیبا شدن فرزند نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب خانواده و ازدواج نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب مشکلات جنسی جوانان نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب دانستنیهای جنسی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب آموزش جنسی آقایان نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب ازدواج وموفق نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب راهنمای زندگی خانوادگی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب هوسهای سرخ نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب الفبای زندگی نوع کتاب -pdf

دانلود کتاب عشاق موفق1 نوع کتاب - جاوا

دانلود کتاب عشاق موفق2 نوع کتاب - جاوا

دانلود کتاب ناگفته های زناشویی نوع کتاب - جاوا

دانلود کتاب علائق وروحیات جنسی افراد نوع کتاب - جاوا

دانلود کتاب همسران واقعی نوع کتاب - جاوا


 

نویسنده: مجيد كمالي

- نظرات (0)

توضیح درباره میوه ممنوعه حضرت آدم(علیه السلام)

قیامتدر قیامت، مومن هر چه بخواهد در اختیار اوست و از هر درختی هر نوع میوه‌ای بنابر میل مومن قابل استحصال است.

خداوند، رب و البته مالک و خالق همه عالم است، قرآن کریم فرمود مقالید آسمان‌ها و زمین از آن خداست؛ هر موجود آسمان و زمینی کلیدی دارد که هر کاری بخواهد انجام شود از طریق این کلیدها و اسباب است.

نظام عالم سببی و مسببی و مانند آن است که از سبب به عنوان کلید مسبب یاد می‌ شود، اگر خالق و رب، اوست و لاغیر، چرا برخی اصرار دارند که غیر خدا پرستش شود؟

 

مقالید همان مفاتیح است

مقالید همان مفاتیح است و اگر کسی به غیر خدا مراجعه کند، نه از مخزن خبر دارد و نه از کلید، و فرمود کافران و مشرکان خدا را آن طور که باید نشناختند، زیرا نفهمیدند که هم مفتاح، خداست و هم مفتح در دست اوست؛ در بحث معاد هم فرمود همه در قیامت در قبضه الهی هستند، نه اینکه الان در قبضه الهی نیستند، بلکه الان پرده روی چشم انسان است، ولی در قیامت پرده برداشته می‌شود.

یاد خدا، لفظی نیست، زیرا به سمع و لسان نسبت داده نشده است، اگر کسی آثار الهی را بفهمد و بنویسد و بگوید و بشنود، یاد خداست؛ الان این طور نیست که زمین رها یا در قبضه دیگری باشد و در قیامت در قبضه خدا باشد؛ الیوم در اختیار هو الاول و در قیامت هم در اختیار هو الاخر است که هو الاول همان هو الاخر است.

 

تغییرات زمین در هنگامه قیامت

شفاف و روشن است که به لحاظ بدن، ما از زمین هستیم و بعد هم به زمین بر می‌ گردیم، روایات دارد که زمین به زمینی تبدیل می‌ شود که در آن گناه نشده است، زمینی که هزاران سال از آن گذشته بر روی آن معصیت شده است به زمینی بدون معصیت تبدیل می‌ شود و این از مسائل سخت تفسیری است؛ (البته این طور هم نیست که با تغییرات انسان، زمین عوض شود و از طرفی همه اجزای زمین و مسجد و ... هم در قیامت شهادت می‌ دهند).

 

در قیامت چیز غیرشفافی وجود ندارد

درباره کوه ‌ها همه آیات به حسب ظاهر قابل فهم است. اینکه اول آن را مانند تل شن می‌ کنیم و فرو می‌ ریزیم، الان کوه ‌ها میخ زمین هستند که زمین نلرزد، امام علی در نهج البلاغه فرمودند که خدا با صخره ‌ها اضطراب زمین را برطرف کرد. الان اگر کسی خیانتی کرد می ‌تواند در کوه و دره‌ای خود را پنهان کند اما در قیامت دیگر مجالی برای این کار نیست.

وقتی نفخه دوم هم زده شد، مردم را به نام انبیاء و امامشان دعوت می ‌کنند؛ اگر دنبال فرعون و نمرود بودند، می ‌گویند فرعونیان و نمرودیان بیایند و اگر حسین و حسن (علیهم السلام) باشند، می‌ گویند حسینی ‌ها و حسنی ‌ها بیایند

تفسیر میوه ممنوعه

در قصه حضرت آدم دارد که ابلیس استکبار کرد و کان من الکافرین شد، علامه طباطبایی در اینجا تعبیر لطیفی دارند که خداوند از همان روز ازل که اینها را آفرید قبل از آزمون می‌ دانست که درون او ناصادق است و امتحان سجده را پیش آورد.

در اینکه آدم گندم خورد یا میوه دیگری تعابیر مختلف است؛ برخی گفته‌ اند گندم بود و برخی چیز دیگر که همه درست است زیرا در قیامت همه چیز در اختیار مومن است و میوه بهشتی مانند دنیا نیست که از گندم فقط گندم بروید در آنجا اگر مومن اراده کند از گندم، میوه ‌های دیگری هم به دست می ‌آید.

 

هر گروهی با امامشان محشور می‌ شوند

در نفخ اول این مرگ است که اماته می‌ شود لذا خالدین فیها است، وقتی نفخه دوم هم زده شد، مردم را به نام انبیاء و امامشان دعوت می ‌کنند؛ اگر دنبال فرعون و نمرود بودند، می ‌گویند فرعونیان و نمرودیان بیایند و اگر حسین و حسن (علیهم السلام) باشند، می‌ گویند حسینی ‌ها و حسنی ‌ها بیایند.

فرمود از مرسلین و هم از مرسل ‌الیه سوال می‌ کنیم. سوال اینجا، اتمام حجت است که استفهامی است و پیامبر که در دنیا مهیمن بر دیگر انبیاست، در قیامت هم مهیمن و شهید شهداست.

 

حضور انبیاء، ملائکه و اعمال در دادگاه الهی

احضار انبیاء تشریفاتی است، در جریان آمدن پیامبر در قیامت هم دارد که با جلال و شکوه می ‌آیند تا شهادت بدهند؛ شهدا هم فرشتگانی هستند که «کراما کاتبین»اند؛ البته اعضا و جوارح در آن حد نیستند که همراه این شهودان بیایند.

از طرف دیگر عمل هم خودش حاضر است و دیگر جایی برای انکار نیست.

 

جزاء وفاقا داده می شود

جزای آنان بیش از گناهانشان نیست، بلکه عصاره عملشان را به آنان نشان می ‌دهیم که باطن عمل و یا تجسم عمل است.

در قصه حضرت آدم دارد که ابلیس استکبار کرد و کان من الکافرین شد، علامه طباطبایی در اینجا تعبیر لطیفی دارند که خداوند از همان روز ازل که اینها را آفرید قبل از آزمون می‌ دانست که درون او ناصادق است و امتحان سجده را پیش آورد

یک جزای صددرصد موافق است؛ موافق بودنش به این است که این خودش است یعنی این عذاب خود آن عمل است. مثل جزای دنیا نیست که عقاب دنیا غیر از جرم دنیا باشد.

در دنیا یک نفر جرمی مرتکب می شود جریمه اش فرض کنید زندان است، زندان غیر از جرمش است یا جریمه اش قصاص است، قصاص غیر از جرمش است. ولی در آنجا چیزی شبیه عمل و عکس العمل است و بلکه بالاتر از عمل و عکس العمل است.

این جزای موافق هم بعد از این است که آن گناه با شوینده هایی که خدا قرار داده است پاک نشود و با داروهایی که او مقرر کرده درمان نشود.

این پاک کننده ها و داروهای درمانگر عبارتند از: توبه، عمل صالح، رنج دنیوی، سختی جان کندن، فشار قبر، عذاب برزخ، شفاعت (انبیاء و اولیاء علیهم السلام علما و شهدا و صلحا و ...) ، دعای گذشتگان و آیندگان و ...

در نهایت اگر شدت و عمق گناه به حدی بود که هیچکدام از این امور نتوانست در آن کارگر بیفتد نوبت به سوزاندن زخم می رسد که فرمودند: «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَیُّ»؛ آخرین دارو و راه درمان سوزاندن است. (نهج البلاغه، خطبه 168)

در هر صورت، این یک قانون الهی است که فرمود:«مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»؛ آنان كه به صحنه قیامت و حساب، كار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نبینند. (160/انعام)

حضرت سجاد علیه السلام مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود.

منابع:

بیانات آیت الله جوادی آملی

 


- نظرات (0)

قدیمی ها، جدیدی ها را تحویل بگیرند

انبیا

انبیاء داراى هدفى مشترك هستند. لذا پیامبران قبلى، آمدن انبیاى بعدى را بشارت مى ‏دادند و نسبت به آنان پیمانِ ایمان و نصرت دارند، و پیامبران بعدى، انبیاى قبل را تصدیق مى‏ كردند.

وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُوْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِی قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِینَ (آل عمران- 81)

فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (آل عمران ـ 82)

و [یاد كن] هنگامى را كه خداوند از پیامبران پیمان گرفت كه هرگاه به شما كتاب و حكمتى دادم سپس شما را فرستاده‏اى آمد كه آنچه را با شماست تصدیق كرد البته به او ایمان بیاورید و حتما یاریش كنید آنگاه فرمود آیا اقرار كردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟ گفتند آرى اقرار كردیم. فرمود پس گواه باشید و من با شما از گواهانم.

پس كسانى كه بعد از این [پیمان] روى برتابند آنان خود نافرمانانند.

 

پیمان مقدس‏

به دنبال اشاراتى كه در آیات پیشین درباره وجود نشانه‏ هاى روشن پیامبر اسلام در كتب انبیاء قبل آمده بود در این آیات اشاره به یك اصل كلى در این رابطه مى‏ كند و آن اینكه پیامبران پیشین (و به دنبال آنها پیروانشان) با خدا پیمان بسته بودند كه در برابر پیامبرانى كه بعد از آنها مى ‏آیند سر تعظیم و تسلیم فرود آورند.

در حقیقت همان طور كه پیامبران و امت هاى بعد موظف‏اند نسبت به پیامبران گذشته و آیین آنها احترام بگذارند و اصول آنها را محترم بشمرند، پیامبران و امت هاى پیشین نیز نسبت به پیامبران بعد از خود چنین وظیفه‏اى داشته‏اند، در آیات قرآن كراراً اشاره به وحدت هدف پیغمبران خدا شده است و این آیه نمونه زنده‏اى از آن است.

 

نكات آیات:

1- آیا آیه فوق تنها درباره بشارت انبیاء پیشین و پیمان آنها نسبت به پیامبر اسلام است؟ یا هر پیامبرى را كه بعد از پیامبر دیگرى مبعوث شده در بر مى‏ گیرد؟

"میثاق" در اصل از ماده "وثوق" به بعضى اطمینان و اعتماد گرفته شده به همین دلیل به پیمان هاى موكد كه مایه اطمینان است میثاق گفته مى ‏شود

ظاهر تعبیرات آیه یك مساله كلى و عمومى است، اگر چه خاتم پیامبران مصداق بارز آن است و با روح مفاهیم قرآن نیز همین معنى وسیع و گسترده مناسب است بنابراین اگر مى‏ بینیم در اخبارى تصریح شده كه منظور از آن پیغمبر گرامى اسلام است، از قبیل تفسیر آیه و تطبیق آن بر یك مصداق روشن محسوب مى‏گردد نه این ‏كه معنى آن انحصار بوده باشد.

فخر رازى در تفسیر خود از امام على علیه السلام نقل مى‏ كند كه: هنگامى كه خداوند آدم و سایر انبیاء را آفرید، از آنها عهد و پیمان گرفت كه هرگاه محمد صلی الله و علیه وآله مبعوث شد به او ایمان آورند و یارى ‏اش كنند. (تفسیر كبیر، جزء هشتم، صفحه 115)

2- سخن دیگر درباره آیه این است كه آیه مزبور گرچه درباره پیامبران است، ولى بدیهى است كه در مورد جانشینان آنها نیز صادق مى‏ باشد زیرا جانشینان راستین آنها از آنان جدا نیستند و همه یك هدف را تعقیب مى‏ كنند و همیشه پیامبران جانشینان خود را معرفى كرده و نسبت به آنها بشارت داده و مردم را به ایمان آوردن و یارى آنها دعوت نموده‏اند و اگر مى‏ بینیم در روایاتى كه در ذیل آیه در كتب تفسیر یا حدیث ما نقل شده جمله "وَ لَتَنْصُرُنَّهُ" درباره على علیه السلام تفسیر شده و مسأله ولایت را مشمول آن دانسته‏اند، در حقیقت اشاره به همین معنى است.

3ـ تفاوت مكتب انبیاء، مانند تفاوت برنامه‏ى دو استاد یا دو استاندار است كه در اصول مسائل علمى و سیاسى، داراى جهت واحدى هستند ولى در مسائل جزئى، به جهت تفاوت‏ هاى فردى دانش آموزان یا شرایط منطقه‏اى، برنامه‏ هاى گوناگون ارائه مى‏ دهند. (تفسیر مراغى)

حضرت على علیه السلام فرمودند: خداوند از انبیاى پیشین پیمان گرفت كه مردم را به بعثت پیامبر اسلام و صفات او خبر و بشارت دهند و به آنان فرمان تصدیق آن حضرت را بدهند. (تفسیر مجمع البیان)

امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ» پیامبر اسلام است. (تفسیر نور الثقلین)

 

بحث لغوی:

1ـ "اصر" در اصل به معنى گره زدن چیزى و یا نگهدارى آن با قهر و غلبه است و به امورى كه انسان را از كارهاى مهم باز مى‏ دارد"اصر" گفته مى‏ شود و به همین مناسبت به پیمان موكد این واژه اطلاق شده زیرا شكستن آن انسان را از ثواب و خیرات محروم و ممنوع مى‏ سازد.

2ـ "میثاق" در اصل از ماده "وثوق" به بعضى اطمینان و اعتماد گرفته شده به همین دلیل به پیمان هاى موكد كه مایه اطمینان است میثاق گفته مى ‏شود.

 

تشابه با آیات دیگر:

در آیه مذکور قرآن مجید پیمان‏ شكنان را مورد مذمت و تهدید قرار مى ‏دهد و مى‏ گوید: "سپس هر كس بعد از این همه پیمان هاى موكد و میثاق هاى محكم سرپیچى كند و روى گرداند و به پیامبرى همچون پیامبر اسلام كه بشارت ظهورش همراه نشانه ‏هاى او در كتب پیشین آمده ایمان نیاورد، فاسق و خارج از اطاعت فرمان خداست."

و مى‏ دانیم كه خداوند این گونه فاسقان لجوج و متعصب را هدایت نمى‏ كند همان گونه كه در آیه 80 سوره توبه آمده است: وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ و كسى كه مشمول هدایت الهى نشد، سرنوشتش دوزخ و عذاب شدید الهى است.

 

پیام‏ های آیه:

1ـ در مدیریّت الهى، لازمه‏ى سپردن مسئولیّت‏ ها، گرفتن پیمان است. «أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ النَّبِیِّینَ»

2ـ هر جا كار سخت است، پیمان گرفتن لازم است. دست برداشتن از آئین و سنّت موجود، و ایمان و حمایت از شخص نوظهور، ساده نیست. لذا خداوند میثاق مى‏ گیرد. «أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ ...»

آمدن پیامبر خاتم صلى اللَّه علیه و آله قطعى است، لذا از همه‏ى انبیاء پیمان گرفته شده، نه بعضى از آنها. «مِیثاقَ النَّبِیِّینَ»، «جاءَكُمْ رَسُولٌ»

4ـ جریان نبوّت، مایه‏ى وحدت است، نه اسباب تفرقه و انشعاب. «رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُوْمِنُنَّ بِهِ»

5ـ انبیاء داراىهدفى مشترك هستند. لذا پیامبران قبلى، آمدن انبیاى بعدى را بشارت مى ‏دادند و نسبت به آنان پیمانِ ایمان و نصرت دارند، و پیامبران بعدى، انبیاى قبل را تصدیق مى ‏كردند. «مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُوْمِنُنَّ»

قدیمى‏ ها، جدیدى‏ ها را تحویل بگیرند، آنها را به مردم معرّفى كنند و زمینه‏ ى رشد بعدى‏ ها را فراهم آورند. «لَتُوْمِنُنَّ»، «لَتَنْصُرُنَّهُ».

همان طور كه پیامبران و امت هاى بعد موظف‏اند نسبت به پیامبران گذشته و آیین آنها احترام بگذارند و اصول آنها را محترم بشمرند، پیامبران و امت هاى پیشین نیز نسبت به پیامبران بعد از خود چنین وظیفه‏اى داشته‏اند، در آیات قرآن كراراً اشاره به وحدت هدف پیغمبران خدا شده است و این آیه نمونه زنده‏اى از آن است

7ـ ایمان به تنهایى كفایت نمى‏ كند، بلكه حمایت نیز لازم است. «لَتُوْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»

8ـ در میان انبیاء، سلسله مراتب است و خاتم النبیّین اشرف آنهاست، زیرا همه‏ى انبیاء باید مومن به او و حامى او باشند. «لَتُوْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»

9ـ وقتى انبیاى پیشین موظّف به ایمان و حمایت از پیامبر اسلام هستند، پس پیروان آنها نیز باید به او ایمان آورده و از او اطاعت كنند. «لَتُوْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»

10ـ حمایتى ارزشمند است كه از ایمان سرچشمه گرفته باشد. «لَتُوْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»

11ـ مهم، داشتن روح تسلیم و پذیرفتن حقّ است، چه بسا در عمل، شرایط لازم به وجود نیاید.

انبیاى قبل، زمان پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله را درك نكردند، ولى این روحیه را داشتند. (مثلًا شهید شدن یك مسأله است و آمادگى براى شهادت مسأله‏اى دیگر. چنان كه خداوند نمى ‏خواهد خون اسماعیل ریخته شود، ولى مى‏ خواهد ابراهیم آمادگى كامل براى قربانى كردن فرزند داشته باشد. ممكن است ما زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام را درك نكنیم، ولى انتظار ظهور، و عشق و علاقه و انس و آمادگى براى حضورش، مسأله‏اى است كه در ده ها آیه و روایت سفارش شده است) «لَتُوْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ»

12ـ پیمان‏ شكن فاسق است. «فَمَنْ تَوَلَّى»، «هُمُ الْفاسِقُونَ»

منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

تفسیر مراغى

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر كبیر، جزء 8

 

 


- نظرات (0)