سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



کرسی دشمن شناسی قرآن!

دشمن شناسی

دشمنی، در مقابل دوستی و محبت قرار دارد و در اصل به معنای بیزاری، نفرت، عداوت، کراهت و خصومت است. (فرهنگ فارس، ج2، ص 1538)
سوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که قرآن چه معیارهایی را برای شناخت دشمن ارائه می دهد؟ آثار عدم شناخت دشمن چیست؟ رفتارهایی که دشمن انجام می دهد در چه سطوح و درجه ای است؟ در اینجا به رفتارهایی که دشمن در سطوح و درجات مختلف انجام می دهد می پردازیم:

نسل کشی: هدف اساسی و اصلی دشمن، نابودی مردم از جمله مسلمانان و مومنان است. (توبه، 89)، بنابراین می توان از مجموعه رفتارهای آنان دریافت که نسل کشی و از میان بردن مومنان، در دستور کار اصلی دشمنان است.

1. آزار رسانی و اذیت، تحقیر و توهین در صورت سلطه بر دیگری: إِن یَثْقَفُوكُمْ یَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَیَبْسُطُوا إِلَیْكُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ (ممتحنه، 2).
2. تعدی و تجاوز به حقوق آنان: ...وَلاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ...  (مائده، 2)
3. جدال و درگیری کلامی: ... مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ   (زخرف، 57-58)
4. فریبکاری و نیرنگ: فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ  (اعراف،22)
5. جنگ ویرانگر: ...وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ ... (آل عمران، 103)

خداوند همواره تاکید می کند که شناخت دشمن، عاملی مهم برای مصونیت یابی از توطئه های آنان است و عدم بهره گیری از ابزارهای درونی،چون تعقل و اندیشه یا آموزه های وحیانی، می تواند موجب سلطه و چیرگی دشمنان شده و آدمی را از مسیر حرکت، به سوی کمال و خوشبختی باز دارد: ...قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الآیَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ  (آل عمران، 118)

معیارهای دشمن شناسی از منظر قرآن

1.بدخواهی: خداوند در آیات 118 الی 120 سوره آل عمران از بدخواهی دشمنان، به عنوان یک ملاک و معیار یاد می کند و خواهان توجه به این مهم می شود، زیرا انسان هایی که دوست آدمی هستند و یا نسبت به وی خنثی و بی تفاوت می باشند، هرگز بدخواه وی نخواهند بود و از این که کسی در رنج باشد، خوشحال و شاد  نمی شوند.

2. گفتار بغض آلود: کسانی که نسبت به دیگری دشمنی دارند، خشم و نفرت  خویش را در کلام و سخن خود به خوبی آشکار می سازند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ یَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ... (آل عمران، 118)
3. نفاق و دورویی: در رفتار و گفتار، دشمنان برخلاف آنچه می گویند عمل می کنند و هرگز میان کلام و عملشان، یگانگی و وفاق نیست. از این رو بخش بسیاری از آیات قرآنی، به مسئله نفاق و منافقان پرداخته است، زیرا آن ها دشمنان بسیار خطرناکی هستند که باید هوشیارانه با آنان برخورد کرد. (آل عمران، 118)
4. دعوت به بدعت: بدعت ها، به معنای دور شدن شخص یا جامعه از اصول و مبانی است که آرامش و آسایش را به وی می بخشد، لذا دشمن با هر چیزی که بتواند، هنجارها و اصول و مبانی ارزشی جامعه یا شخص را می شکند و از میان می برد، و آنها را به عنوان امری مطلوب و ارزشی مورد توجه قرار می دهد و می کوشد تا آن را در جامعه نهادینه سازی کند.

خداوند در آیات 168 و 169 سوره بقره، تلاش برای واداشتن مردم به بدعت گذاری، تغییر ارزش ها و تصرف در اصول و مبانی جامعه را کاری شیطانی دانسته و آن را ملاک و معیاری برای تشخیص دشمن معرفی می کند: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ،  إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
5. دعوت به فحشا: در ادامه روند تغییر ارزش ها، دشمن همواره در این اندیشه است تا از طریق نیروهای داخلی و همراهی فریب خوردگان، گام هایی برای تسلط یا رنج افکنی مردم بردارد. از این رو دعوت به فحشا و منکر، به عنوان یک راهبرد اساسی مورد توجه دشمن است:...یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء  (بقره، 168-169)
6. دعوت به زشتی ها: از آنجایی که زشتی ها، کارهای ناروا، ناهنجارهای عقلانی، عقلایی و شرعی می تواند آسایش و آرامش را از شخص یا جامعه بزداید، به عنوان یک ابزار مهم و کارآمد، مورد توجه دشمن است.

خداوند در آیات 168 و 169 سوره بقره، تلاش برای واداشتن مردم به بدعت گذاری، تغییر ارزش ها و تصرف در اصول و مبانی جامعه را کاری شیطانی دانسته و آن را ملاک و معیاری برای تشخیص دشمن معرفی می کند.

7.فسادگری: دشمن می کوشد تا با فاسد در زمین، آسایش و آرامش را از شخص و جامعه حذف کند. مصرف بی رویه کالاها، ترغیب به اسراف و تبذیر، بهره گیری نادرست از منابع آب و خاک، از میان بردن جنگل ها و دریاها و مانند آن از اموری است که دشمن همواره بدان تشویق می کند. انسان های هوشیار کسانی هستند که با تفکر و تدّبر در رفتارهای دشمن، وی را می شناسند و اجازه فعالیت را از او سلب می کنند.
8. زمین سوخته: دشمن نسبت به رشد و شکوفایی ملت ها حساس است. به این معنا که اگر توانست بر سرزمینی تسلط یابد که هیچ، وگرنه می کوشد تا زمینه نابودی کشتزارها و منابع شکوفایی تمدنی را فراهم آورد. زمین سوخته، طرحی است که سالها اشغالگران در سرزمین فلسطینیان به اجرا می گذارند.
9. نسل کشی: هدف اساسی و اصلی دشمن، نابودی مردم از جمله مسلمانان و مومنان است، بنابراین می توان از مجموعه رفتارهای آنان دریافت که نسل کشی و از میان بردن مومنان، در دستور کار اصلی دشمنان است.

پیامدهای عدم شناخت صحیح دشمن:

عدم شناخت صحیح دشمن پیامدهای متعدد و بعضا جبران ناپذیری از جمله افشای اسرار، وارد آمدن ضربات سنگین، از دست دادن دوستان، ایجاد فضای کافی برای اقدام دشمن، شکست حتمی، استفاده از امکانات خودمان علیه خودمان و ... دارد.

نتیجه:

لازم است که انسان با بهره گیری از خرد و اندیشه ورزی، به شناسایی دشمنان بپردازد و همواره بیداری و هوشیاری خود را حفظ کند، زیرا دشمنان از جایی که انسان نمی داند و یا احتمال هجوم و یورش نمی دهد، او را مورد تجاوز و حمله قرار می دهند.


- نظرات (0)

این طبق انار را "امیرالمومنین " علی برای فاطمه فرستاده است

درحالیکه در تب می سوخت فرمود از شما چیزی نمیخواهم , گفت:"ای فاطمه به حق من هر چه میل داری بگو .. اکنون که مرا سوگند دادی اگر اناری برایم فراهم کنی خوب است."

علی برخاست و برای فراهم کردن انار از خانه بیرون رفت .. از شمعون یهودی به چندبرابر قیمت یک دانه انار فراهم کرد و به سرعت به سوی خانه میرفت , درراه ناله ای شنید و ایستاد , غریب نواز بود نتوانست برگردد انار را به مرد بیمار خورانید در حالی که در فکر غوطه ور بود برگشت ..

قبل از برگشت او ؛ فضه در را گشوده بود .. مردی از پشت در طبق انار را داد و گفت :**این طبق انار را امیرالمومنین علی برای فاطمه فرستاده است**

ریاحین الشریعه ج1 ص 142 و 143/مجالس المتقین شهید ثالث مجلس 38


افسران - **این طبق انار را "امیرالمومنین " علی برای 
فاطمه فرستاده است



- نظرات (0)

ساختار هندسی سوره‏های قرآن

ساختارهندسی سوره‏های قرآن

درآمدی بر تفسیر ساختاری قرآن

یكی از دلایلی كه موجب گشته تا قرآن در همه اعصار پاسخگوی نیازهای روزافزون انسان‏ها باشد و جایگاه حساس خود را در جامعه بشریت حفظ كند، قابلیت تفسیرپذیری بی‏نهایت آن است. قرآن را می‏توان هر روز جور دیگر دید و پس از هر بار سیراب ‏شدن از چشمه زلال آن لذت تازه‏ای احساس كرد و با نگرش به آن از زاویه‏های نو، نكات تازه‏تر و ناب‏تری كشف كرد. قرآن كتاب محكمی است كه چینش و گزینش حروف، كلمات، عبارت‏ها، آهنگ و معانی آن توسط خداوند حكیم و آگاه انجام پذیرفته و در جای‏جای آن هزاران هزار نكته ناگفته نهفته است.

یكی از ابعاد شگفت‏انگیز قرآن كریم تناسب آیات آن با یكدیگر است. هر خواننده متفكری با قرائت و دقت در آیات یك سوره - چه كوچك و چه بزرگ - به نظم و ارتباط شگفت‏انگیز آن پی می‏برد. گویی آیات هر سوره همچون جواهرات گرانبهایی دست در گردن یكدیگر انداخته و گردنبند زیبایی را به ‏وجود آورده‏اند. گردنبندی كه نه‏تنها هر دانه آن از طلای ناب بوده و ظرافت و زیبایی منحصر به‏فرد خود را دارد بلكه در مجموع نیز تركیبی به ‏وجود آورده كه اگر جن و انس جمع شوند نمی‏توانند همانند آن بسازند.

تناسب آیات قرآن در هر سوره و حتی ساختار هندسی آیات در یك سوره آنچنان بدیهی است كه اگر به ‏درستی تصور شود بی‏درنگ تصدیق می‏گردد. اما این مسئله نیز همچون سایر مباحث قرآنی با مخالفت‏ها و موافقت‏های بسیاری مواجه شده و جنجال‏های فراوانی را برانگیخته است. آنچنان كه برخی مقتضای اعجاز قرآن را از هم‏گسیختگی آیات آن دانسته1 و برخی وحدت و یكپارچگی منطقی و ادبی سوره‏های قرآن كریم را معجزه همه معجزه‏های دیگر2 شمرده‏اند.

اما آنچه در این گفتار مورد بحث است چیزی فراتر از تناسب و ارتباط آیات یعنی ساختار هندسی سوره‏های قرآن است. گرچه "تناسب و ارتباط آیات" مقدمه ضروری "ساختار هندسی سوره‏ها" محسوب می‏گردد اما الزاماً به معنای آن نیست.

در مبحث ساختار هندسی سوره‏ها به ‏دنبال یافتن پاسخی برای این سوال مهم هستیم كه آیا مجموع آیات سامان‏ یافته در یك سوره هدف خاص و معینی را دنبال می‏كند و یا هر سوره مشتمل بر آیاتی است كه هر چند در بین برخی از آنها تناسب وجود دارد اما در مجموع درس‏های پراكنده‏ای را تشكیل می‏دهند كه چه بسا هیچ‏گونه تناسبی بین آنها نباشد؟ اگر هر سوره دارای موضوع واحدی است نحوه ارتباط آیات مختلف‏المضامین با موضوع واحد چگونه است؟ مثلاً اگر سوره بقره یك موضوع محوری و اصلی داشته باشد مطالبی همچون تقسیم انسان‏ها به سه گروه، جریان حضرت آدم، داستان بنی‏اسراییل و احكام شرعیه مطرح شده در سوره و سایر مباحثی كه هر یك در فضای خاصی تنفس می‏كنند چگونه زیر یك سقف گرد هم می‏آیند؟! آیا جمع‏ كردن همه این امور پراكنده كشف یك واقعیت است یا تكلفی بی‏سود؟!

اگر نهال "ساختار هندسی سوره‏ها" به بار بنشیند و سیمای پرفروغ آن از پس زنگار شبهات رخ نمایان سازد به ‏زودی آثار و بركات آن در همه مباحث قرآنی اعم از علوم قرآنی و كتاب‏های تفسیری، آشكار گشته و عطر دل‏انگیز آن سراسر بوستان قرآن را فرا می‏گیرد و آن‏گاه همه قرآن‏پژوهان و شیفتگان معارف بلند قرآنی را سرمست كرده و به طرب می‏آورد.

از متأخرین نیز استاد بزرگوار علامه طباطبایی بر این نكته اصرار دارد كه هر سوره صرفاً مجموعه‏ای از آیات پراكنده و بدون جامعیت واحدی نیست بلكه یك وحدت فراگیر بر هر سوره حاكم است كه پیوستگی آیات را می‏رساند. 4

از دیرباز هر محققی كه از دریچه تناسب آیات به سوره‏های قرآن نگریسته و ارتباط آنها را در مجموع سوره درك كرده است با شور و شعف زایدالوصفی از اهمیت والای این علم سخن گفته است. ابن عربی در كتاب سراج‏المریدین می‏گوید:

«ارتباط آیات قرآن با یكدیگر به حدی است كه همچون یك كلمه، معانی آن منسجم و مبانی آن منتظم و علم بسیار ارزنده‏ای است كه خداوند به روی ما راهی بدان گشود، چون برای آن اهلی نیافتیم ناگزیر، بر آن مهر زده و بین خود و خدا داده و به وی برگرداندیم».3

قرآن کریم

از متأخرین نیز استاد بزرگوار علامه طباطبایی بر این نكته اصرار دارد كه هر سوره صرفاً مجموعه‏ای از آیات پراكنده و بدون جامعیت واحدی نیست بلكه یك وحدت فراگیر بر هر سوره حاكم است كه پیوستگی آیات را می‏رساند.4

علامه طباطبایی در مقدمه هر سوره فشرده‏ای از مطالب گسترده آن را بیان داشته و اهداف و غرض اصلی سوره را برشمرده است و بسیاری از برداشت‏های تفسیری خود را بر پایه غرض اصلی سوره بنا كرده است.

در آغاز قرن اخیر نیز شیخ محمد عبده صاحب تفسیر "المنار" همین نظریه را دنبال و مسئله "الوحدة‏الموضوعیة للسور" را مطرح كرده و اصرار دارد كه فهم هدف هر سوره كمك شایانی است به مفسر تا به طور دقیق به مقاصد سوره پی برد و به معانی آیه‏آیه‏های هر سوره نزدیك شود. شاگرد وی سید رشیدرضا در تفسیر المنار، این نظر استاد را به خوبی توضیح داده است5. دكتر عبدالله محمود شحاته كه كتاب "اهداف و مقاصد سوره‏های قرآن كریم" را به ‏منظور تبیین هدف هر سوره تألیف كرده است با پافشاری بر اهمیت این روش در تفسیر قرآن بر ضرورت و ارزش آن تأكید می‏كند. خلاصه آن ‏كه گرچه قدما به اهمیت و ارزش تناسب و ارتباط آیات پی برده بودند اما قرآن‏پژوهان متأخر ضمن تأكید بر روابط آیات آن را از منظر جدیدی نگریسته و اعلام نمودند كه هر سوره دارای محور و غرض واحدی است كه در انجام و به‏ هم ‏پیوستگی آیات نقش بسزایی دارد و اولین وظیفه هر مفسر پیش از ورود به تفسیر آیات به دست آوردن و كشف روح حاكم بر سوره‏هاست تا در پرتو قرآن بتواند به مقاصد و جزئیات سوره دست یابد.

 

معنای "ساختار هندسی سوره‏های قرآن"

نظریه "ساختار هندسی سوره‏های قرآن" از مباحثی است كه در سال‏های اخیر مورد توجه خاص قرآن‏پژوهان و علاقه‏مندان به معارف اسلامی قرار گرفته است. اما از آنجا كه حدود و ثغور آن به‏ درستی تبیین نگشته، مخالفت‏های بسیاری را علیه خود برانگیخته است. از سوی دیگر موافقان و طرفداران ساختار هندسی سوره‏ها نیز هریك یكی از ابعاد تئوری را در نظر گرفته و به نفی و اثبات جوانب مختلف آن پرداخته‏اند؛ بنابراین تبیین معنای دقیق ساختار هندسی سوره‏ها به‏ عنوان یكی از مقدمات تصوری علم باید مورد توجه و عنایت خاص قرار گیرد.

قرآن‏پژوهان و مفسران متأخر به این نكته پی برده‏اند كه هر سوره دارای یك جامعیت واحد است كه در انسجام و به‏ هم‏ پیوستگی آیات نقش دارد. برخی از آنان از این حد جامع به‏عنوان "جان و روح سوره" یاد كرده‏اند و معتقدند هر سوره‏ای در قرآن كریم دارای جان و روحی است كه در كالبد آیات آن سوره جریان دارد و این روح بر مبانی، احكام، توجیهات و اسلوب آن سوره سلطه و اشراف دارد.6

«ساختار هندسی سوره‏های قرآن كریم به این معناست كه باید پیام سوره‏ها را اساس فهم آیات آن سوره تلقی كرد؛ و لذا لازم است موضوع سوره به‏عنوان محور و مدار فهم آیاتی مدنظر باشد كه آن آیات در حول همان موضوع نازل شده است».

دكتر عبدالله محمود شحاته ساختار هندسی سوره‏های قرآن را چنین تبیین و تفسیر می‏كند: «ساختار هندسی سوره‏های قرآن كریم به این معناست كه باید پیام سوره‏ها را اساس فهم آیات آن سوره تلقی كرد؛ و لذا لازم است موضوع سوره به ‏عنوان محور و مدار فهم آیاتی مدنظر باشد كه آن آیات در حول همان موضوع نازل شده است».7

بنابراین می‏توان نتیجه گرفت كه از نظر دكتر شحاته ساختار هندسی سوره یعنی كشف وحدت جامع و حاكم بر هر سوره كه مفسر در پرتو آن می‏تواند به مقاصد و محتوای سوره دست یابد.

سید قطب برای ترسیم وحدت جامع و روح كلی هر سوره از تعبیر دقیق‏تری استفاده كرده است، او می‏گوید: «از جمله هماهنگی‏های هنری در قرآن، تسلسل معنوی موجود بین اغراض و سیاق آیات و تناسب آنها در امر انتقال از غرض به غرض دیگر است.»8

خلاصه آن ‏كه هر سوره دارای یك هدف اصلی است و محتوای سوره با محورها و مقاصد فرعی قابل تفكیك است و هر دسته از آیات به لحاظ تناسب درونی و ارتباط نزدیكی كه با یكدیگر دارند ذیل یك محور فرعی قرار می‏گیرند. این محورها در یك نكته اصلی و اساسی كه هدف و غرض اصلی سوره را تشكیل می‏دهد مشترك‏اند. بنابراین لازمه طبیعی اعتقاد به ساختار هندسی سوره‏ها این است كه به ارتباط ارگانیك و منطقی آیات با یكدیگر معتقد باشیم به‏گونه‏ای كه بتوان در یك نمودار درختی همه آیات را از طریق محورها و عناوین فرعی به یك عنوان و موضوع اصلی متصل نمود.

قرآن ‏پژوهان و مفسرانی كه به این روش در تفسیر قرآن و فهم مقاصد آن گرایش دارند در كتب خود سعی كرده‏اند بخشی از قرآن یا همه آن را از این طریق به نمودار بكشند. آنان برای هر سوره مقدمه، مقاصد و خاتمه در نظر گرفته و سعی نموده‏اند محتوای هر سوره و آیات به ظاهر پراكنده را در این چهارچوب قرار بدهند.

از این جمله می‏توان به تلاش‏های سید قطب در تفسیر فی ظلال‏القرآن و سعید حوّی در "اساس‏المیزان"، دكتر سید محمدباقر حجتی و دكتر بی‏آزار شیرازی در تفسیر كاشف، محمد رشیدرضا در "المنار" و دكتر عبدالله محمود شحاته در كتاب "اهداف و مقاصد سوره‏ها" اشاره كرد. محمد محمدالمدنی نیز در كتاب "المجتمع‏الاسلامی كما تنظمه سورة‏النسا" نمودار محتوایی سوره نسا را ترسیم كرده است. استاد محمدهادی معرفت همین روش را درباره سوره حمد و بقره در كتاب گرانقدر "التمهید" به كار برده است. ما نیز به‏عنوان نمونه نمودار محتوایی سوره ملك را تنظیم نموده‏ایم تا منظور از "ساختار هندسی سوره" مشخص‏تر شود.

موضوع و غرض اصلی سوره: ربوبیت تامه الهی شماره آیات

قرآن کریم
فصل اول: مفهوم ربوبیت و دلایل آن

1 - مفهوم ربوبیت 1

2 - دلایل ربوبیت

1/2 - دلیل اول: مالكیت مطلق الهی 1

2/2 - دلیل دوم: تصرف و تسلط نامحدود الهی 1

3/2 - دلیل سوم: خالقیت كامل و بی‏نقص خداوند 2-5

4/2 - دلیل چهارم: علم نامحدود الهی 13-14

فصل دوم: تأثیر اعتقاد به ربوبیت الهی در سرنوشت اخروی انسان‏ها:

1 - منكران ربوبیت الهی 6-11

1/1 - عذاب اخروی منكران

2/1 - علت عذاب

2 - معتقدان به ربوبیت الهی 12

1/2 - معرفی معتقدان

2/2 - پاداش معتقدان

فصل سوم: نشانه‏های روبیت الهی

1 - آرامش زمین و آسایش انسان در آن 15-18

2 - پرواز پرندگان در آسمان 19

3 - ناتوانی معبودهای خیالی 20-22

1/3 - در یاری‏ رساندن به انسان

2/3 - در رزق ‏رساندن به انسان

3/3 - واقعیت درونی انسان‏هایی كه به معبودهای خیالی دل می‏بندند

4 - خلقت انسان و مجهز كردن او به حواس و عقل 23

5 - بازگشت انسان به ‏سوی خدا و برپا شدن قیامت 24-29

1/5 - انسان در زمین دائمی نیست

2/5 - برپا شدن قیامت حتمی است

3/5 - خسران و پشیمانی منكران قیامت

4/5 - عذاب كافران حتمی است

5/5 - مومنین به رحمت خداوند امید دارند

6 - نعمت آب بر روی زمین 30

 

كلیه قرآن‏پژوهان و مفسرانی كه ساختار هندسی سوره‏ها معتقدند بر این نكته پای می‏فشارند كه چنین وحدتی نه‏تنها در سوره‏های كوچك یا متوسط قرآن بلكه در سوره‏های بزرگ و حتی سوره بقره نیز حاكم است. سید قطب صریحاً اعلام می‏كند كه این شیوه همگانی تمامی سوره‏های قرآن است و سوره‏های بلندی همچون سوره بقره از این قاعده مستثنی نخواهد بود. 9

در انتها باید افزود كه منظور از ساختار هندسی سوره‏ها این نیست كه هر موضوع فقط در یك سوره مطرح شده است و سوره‏های دیگر درباره آن هیچ سخنی به میان نمی‏آورند. چنان‏كه در كتب بشری نیز چنین می‏بینیم كه هر فصل مشتمل بر مباحثی است كه سایر فصول از آن خالی است. خلاصه آن‏كه نمی‏توانیم سوره‏های قرآن را به مثابه فصول مختلف قرآن به حساب آوریم. به عبارت دیگر، ساختار هندسی سوره‏ها تنها بر این نكته تأكید دارد كه آیات به ظاهر پراكنده هر سوره همگی یك هدف مشخص و واحد را دنبال می‏كنند و در پرتو این غرض واحد از نظمی معجزه‏آسا و ارتباط ارگانیك و منطقی برخودار می‏شوند. اما اگر سوره ملك درباره ربوبیت الهی سخن می‏گوید و این موضوع محور اصلی آن را تشكیل می‏دهد هرگز به این معنا نیست كه بحث ربوبیت الهی در هیچ سوره دیگری مطرح نشده و همه آیات آن در این سوره جمع شده است. كسی كه كمترین آشنایی با قرآن كریم و اسلوب آن داشته باشد می‏داند كه داستان حضرت موسی یا جریان حضرت آدم(ع) بارها در قرآن كریم تكرار شده است منتها در هر سوره به تناسب موضوع و محور اصلی سوره از یك بعد بدان پرداخته شده است.


1 -حجازی، محمدمحمد، الوحدة‏الموضوعیة فی‏القرآن الكریم، ص 14، به نقل از فرید وجدی.

2 - درّاز، محمد عبدالله، المدخل الی‏القرآن الكریم، ص 121.

3 - سیوطی، جلال‏الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص 342.

4 - طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج 1، ص 14.

5 - معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص 407.

6 - مدنی، محمد، المجتمع‏الاسلامی كما تنظمه سورة‏النسا، ص 5.

7 - محمود شحاته، عبدالله، اهداف و مقاصد سوره‏های قرآن كریم، ص 27.

8 - سید قطب، آفرینش هنری در قرآن، ترجمه محمدمهدی فولادوند، ص 95.

9 - سید قطب، فی ظلال‏القرآن، ج 1، ص 53.

 



- نظرات (0)

مخالفان قرآن، سکوت نمی کنند!

از هنگام نزول قرآن كریم بر نبى مكرم اسلام صلى‏الله ‏علیه‏ و ‏آله تا امروز، موافقت و مخالفت با قرآن كریم همچنان ادامه دارد. آن هنگام كه قرآن كریم، جن و انس را به مبارزه طلبید تا اگر خیال مى‏كنند قرآن كریم، ساخته و پرداخته پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است مانند آن بیاورند، رویارویى با آن به اوج خود رسید و اینك با گذشت هزار و اندى سال از آمدن قرآن، این كتاب مقدس، كسى نتوانست مانند آن بیاورد.

 

اثبات ادعای معجزه بودن قرآن، از جانب خداوند

قرآن برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعاً اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند ، هرگز نخواهند توانست . سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید . و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید ، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالأخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند ، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

 

کتابی برای همیشه تاریخ

به تصریح قرآن كریم، این ـ قرآن ـ كتابى است براى همیشه تاریخ : « وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لأُِنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ ؛ این قرآن به من وحى شد تا به وسیله آن، شما و هر كس را كه این قرآن به او مى‏رسد انذار كنم .»1

پس معجزه بودن قرآن نیز براى تمام انسانها و تمام زمانهاست؛ یعنى در حال حاضر نیز كسى نمى‏تواند مانند آن بیاورد .

قرآن برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند ، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعاً اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند ، هرگز نخواهند توانست

سکوت مخالفان قرآن، هرگز!
قرآن

اما مخالفان قرآن كریم هرگز از پا ننشستند، گاه متن قرآن را سخن ساده مى‏دانستند كه اگر بخواهند، مى‏توانند مثل آن بیاورند: «وَ إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاّ أَساطِیرُ الأَْوَّلِینَ ؛ چون این قرآن بر آنان تلاوت شود ، گویند ما این سخنان را شنیدیم. اگر ما مى‏خواستیم مانند آن مى‏گفتیم كه چیزى جز سخنان افسانه پیشینیان نیست .»2

و گاهى نیز آورنده آن را به انواع تهمت ها آزردند و او را ساحر و كذّاب خواندند : « وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ ؛ و تعجب كردند كه رسولى از همان نژاد عرب براى پند آنان آمد و آن كافران گفتند : او ساحرى دروغگوست .»3

در حقیقت با این تهمتها سعى در پاك كردن صورت مسأله داشتند تا عجز خود را به نحوى پنهان كنند و لجبازى خویش را به نوعى توجیه نمایند. البته این ترفندى بود كه امتهاى گذشته نیز نسبت به پیامبران خویش داشتند ؛ یعنى وقتى مى‏دیدند توان مقابله با آنها را ندارند، با عناوینى چون ساحر، كذاب و مجنون به پیامبران افترا مى‏بستند تا بدین وسیله، آنها را از سر راه خویش بردارند: « كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ؛ همچنان هیچ رسولى بر امم پیش نیامد جز آن كه (او را تكذیب كرده و) گفتند او ساحر یا دیوانه است .»4

عده ای نیز آورنده آن را به انواع تهمت ها آزردند و او را ساحر و كذّاب خواندند : « وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ ؛ و تعجب كردند كه رسولى از همان نژاد عرب براى پند آنان آمد و آن كافران گفتند : او ساحرى دروغگوست»

آرى ، آنان هر چه در توان داشتند به كار بستند و هنگامى كه نتوانستند جلوى پیشرفت حق را بگیرند ، سعى در اخراج و قتل پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله گرفتند ، اما از اراده الهى غافل بودند ؛ « وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِیُثْبِتُوكَ أَوْ یَقْتُلُوكَ أَوْ یُخْرِجُوكَ وَ یَمْكُرُونَ وَ یَمْكُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ ؛ به یاد آر زمانى را كه كافران با تو مكر مى‏كردند تا تو را از مقصد خود (كه تبلیغ دین است) باز دارند یا به قتل برسانند یا از شهر بیرون كنند . (آنها) مكر كنند ، خدا هم با آنان مكر مى‏كنند و خدا بهتر از هر كسى مى‏تواند مكر نماید .»5

 

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین ، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است . همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن ، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد . بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن ، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند .

 

پی نوشت ها :

1- انعام / 19

2- قلم / 15

3- ص / 14

4- الذاریات / 39

5- انفال /30


منابع :

- ایکنا ،مصاحبه ای با حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی پیرامون موضوع " اعجاز قرآن "

-  مقاله ای از زهرا حیدریان با عنوان " قرآن معجزه ی قرن "

 


- نظرات (0)

مژده!! ما بهترین الگو را معرفی می کنیم

قران

قال الله تعالی فی کتابه: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا .» (سوره احزاب آیه 21)
هیچ یک از افراد و هیچ گروهی از جوامع انسانی در دنیا بدون الگو و سرمشق زندگی نمی کنند. آنها که گمان دارند مستقلند و الگو ندارند، خود نمی دانند که ناخودآگاه الگوی زندگی را انتخاب کرده اند. بی تردید انسان در زندگی جمعی اثرپذیر و احیاناً اثرگذار است و همه برای خود الگو دارند. در یک خانواده، پدر یا مادر الگوست و در مدرسه، معلم و مدیر و در دانشگاه، استاد ممتاز و در میان ورزشکاران، قهرمانان و... و در میان شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان اسوه و الگو پذیرفته شده اند و هیچ کس بدون الگو حرکت نمی کند.
قرآن با توجه به این که داشتن الگو و اسوه امری ضروری و عمومی است، اصل مسأله را مسلم گرفته و مصداق الگو و شرایط آن را مطرح می کند و می فرماید: لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. اسوه ها به دو دسته حسنه و سیئه تقسیم می شوند. اسوه قرآن، اسوه حسنه است؛ اما اسوه حسنه قرآن برای کسانی است که ایمان دارند و به دیدار خدا و روز قیامت امیدوارند. «لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر»؛ می گوید: کسانی به دنبال این گونه الگو هستند که به لقای خداوند و روز قیامت امید دارند؛ یعنی قیامت و لقای خدا را باور دارند و برای آن خود را آماده می کنند.
نکته ای که در تفسیر آیه «اسوه» قابل توجه است آن است که تأسی و اقتدا به اسوه و الگو در چیزهایی متصور است که قابل پیروی و تأسی باشد؛ یعنی رفتار و گفتار و آداب و اخلاق رسول الله صلی الله علیه و آله که می توان آن را تقلید کرد و سرمشق قرار داد و اما صفات و فضایل و مناقب موهبتی از قبیل نبوت و ولایت و عصمت و علم غیب و وحی که از اختصاصات مقام رسالت و نبوت است، قابل تقلید نیست که انسان بر آن شود که با ریاضت و عبادت به مقام نبوت و ولایت مطلقه و عصمت برسد. این ها مقامات اختصاصی و موهبتی است که خدا می داند و به هر کس بخواهد عنایت می فرماید که «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (الانعام / 124) و اوست که مقام امامت را جعل و نصب می کند.

گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است

بنابراین تأسی و تقلید از رسول الله در اموری است که الگو پذیری و تقلید در آن امکان داشته باشد. خداوند فرمود: «وما آتیکم الرسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا» (الحشر/ 7) آن چه را که پیامبر برای شما آورده بگیرید و آن چه را که نهی کرده و از آن بازتان داشته رها کنید. پس گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است.
و یک نکته دیگر که از آیه «اسوه» می توان برداشت کرد، این است که پیامبر به عنوان اسوه و سرمشق و انسان کامل بر قله ای از فضیلت و اخلاق گام نهاده و در پیشاپیش جمعیت قطب نما و قبله گاه امت است و پیروانش به سوی او حرکت می کنند ولی هیچگاه به او نمی رسند. او همواره امام و پیشواست و مردم به دنبال او و در جهت اویند و سعی و کوششان در این راستاست که خود را شبیه او  نه عین او کنند ولی او همیشه امام است و مردم مأمومان اویند. زیرا او انسان کاملی است که البته تمام شخصیتش الگوبردار نیست. چنان که امیر المؤمنین علی علیه السلام با آن همه نزدیکی به پیامبر اکرم خود را در مرتبه ای نازلتر از او می دید و می گفت: « انا عبد من عبید محمد» (اصول کافی، ج3، ص 90) من بنده ای از بندگان محمدم.
بنابر این قرآن کریم نخواسته که ما در تمام جهات و در جمیع مراحل و مراتب کمال و فضیلت همانند پیامبر باشیم و سر مویی با او فرق نداشته باشیم، بلکه بر ما لازم است که سیره و روش او را پیش رو قرار دهیم و به آن سو جهت گیری کنیم.

خلاصه کلام:

نتیجه کلام آن که دو نکته را همواره باید مورد توجه قرارداد و از آن غفلت نکرد: نخست آن که ما بایستی همواره چشم به راه اسوه دوخته و به دنبال او باشیم و راه و روش او را سرمشق قرار دهیم و کارها و برنامه های خود را با او هم آوا و هم آهنگ کنیم. دوم آن که انتظار نداشته باشیم که همه مانند حضرت محمد و حضرت علی صلوات الله علیهما زندگی کنند. چنین انتظاری بی مورد است و از ما چنین چیزی را نخواسته َاند.


- نظرات (0)