سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

کسی که ازترس فلج شدن نمی خوابد

مرگچندی پیش مطلبی را در یکی از خبرگزاری ها خواندم با عنوان: "زنی که از ترس فلج شدن نمی خوابد" این مطلب؛ خانمی را شرح می داد که نمی تواند از نعمت خواب بهره مند شود چرا که دچار یک حالت غیر عادی است.

این مشکل به صورتی است که وی بعد از بیدار شدن از خواب قادر به انجام هیچ حرکتی نیست و حتی نمی ‌تواند لب ‌های خود را تکان دهد. این حالت عجیب و ترسناک ممکن است چند ثانیه طول بکشد یا حتی تمام روز وی را درگیر کند.

این بیماری باعث شده است که وی از خوابیدن ترس داشته باشد و نمی‌ تواند خواب لازم در شب را تجربه کند. بر اساس نظر پزشکان و متخصصان اگر او بخوابد، ممکن است به طور کامل فلج شود.

با خواندن این مطلب یک دفعه به خودم آمدم و با خود گفتم: چه قدر تو ناشکری!

تا به حال چقدر شکرگزار این نعمت بزرگی که اصلاً شاید به چشم هم نیاید هستیم! بله نعمت خوابیدن اینکه تا سرمان به بالش نرسیده بدون هیچ دلهره ای خوابمان می برد. همین که شب ها می توانیم راحت و بدون دغدغه ی اینکه شاید با خوابیدن، سلامتی خود را از دست بدهیم می خوابیم!

و این چه نعمت بزرگی است که داریم ولی قدرش را نمی دانیم.

چقدر سخت! لحظه ای نمی توان خود را در حالتی تجسم کرد که خواب از انسان گرفته شود! شما می توانید تجسم کنید؟!!

دوره ای بود که برای کاری خوابم کم شده بود، توجه کنید کم شده بود نه اینکه نخوابم! در این مدت تمام سیستم عصبی ام مختل شده بود، آرامش نداشتم، پرخاشگر شده بودم، سردرد و تیک عصبی، پژمرده و خلاصه خستگی و بی حالی چهره ام را کاملاً پوشانده بود به طوری که هر کسی من را می دید می پرسید چرا این شکلی شده ای؟!!

حالا فکر کنید فردی اصلاً در طول زندگی اش نخوابد، چه حالی می شود؟

چندی پیش در تلویزیون آقایی را آورده بود که در اثر یک حادثه یکی از سیستم های مغز که فرمان خواب را می دهد از کار افتاده بود و او اصلاً قادر به خوابیدن نبود، به طوری که هر چه تلاش می کرد بخوابد اما نمی توانست!

او می گفت شب ها که همه خوابیده اند من هم دلم می خواهد بخوابم و آرامش بدست بیاورم اما هر کاری می کنم نمی توانم!

این ها همه در حالی هستند که همه ی ما انسان ها دوست داریم یک خواب آرام و راحت را تجربه کنیم و تمام خستگی‌ های روز را در خواب خالی کنیم، چرا که خوابیدن ساعت بدن را تنظیم و روز آینده را دلپذیرتر می کند.

به توصیه پزشکان هر فردی باید 8 ساعت خواب مفید داشته باشد.

اگر کمی خود را به قران و آیاتش نزدیک کنیم مشاهده می کنیم که در قرآن کریم از خواب با عنوان سبات یاد شده است؛

وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ اللَّیْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا (سوره فرقان آیه 47)

از امام صادق(علیه السلام) است که می فرمایند: "کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی، بدون آن که خدا را فراموش کنی و دلت به کلی به آن نعمت مشغول گردد، و به آنچه خدا به تو اعطا کرده، راضی باشی و آن را وسیله ی نافرمانی او قرار ندهی و با امر و نهی و با استفاده از نعمت هایش مخالفت نکنی"

و اوست كسى كه شب را براى شما پوششى قرار داد و خواب را [مایه] آرامشى و روز را زمان برخاستن [شما] گردانید.

سبات در لغت از ماده سبت (بر وزن وقت ) به معنى قطع نمودن است ، سپس به معنى تعطیل کردن کار به منظور استراحت آمده، و اینکه روز شنبه را در لغت عرب یوم السبت مى نامند به خاطر آن است که نامگذارى آن از برنامه یهود گرفته شده چرا که روز شنبه، روز تعطیلى آنها بود.

در حقیقت این تعبیر اشاره به این نکته می کند که در هنگام خواب اکثر قوای جسمانی بدن تعطیل می شوند و قسمت های دیگر همچون کار قلب و دستگاه تنفس، برنامه روزانه خود را بسیار کم کرده و به صورت آرام تر ادامه مى دهند تا رفع خستگى و تجدید قوا شود.

در ادامه آیه از شب یاد می کند که بهترین زمان برای خواب و کسب آرامش و تقویت نیرو برای فعالیت در بیداری است.( تفسیر نمونه، جلد 15، صفحه 115)

در تعبیری دیگر در روایت داریم که می فرمایند: خواب نوعی مرگ است؛ یعنی شما وقتی می خوابید گویی از دنیا بریده شده و هیچ چیز را متوجه نمی شوید و همین امر موجب می شود در وقت بیداری آرامشی برای کارهای روزانه داشته باشیم.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «سلامتی نعمتی است پنهان، تا زمانی که هست فرد آن را فراموش می کند و هرگاه آن را از دست می دهد، به دنبال آن است و سلامتی نعمتی است که انسان از شکر آن عاجز است. (بحارالأنوار، ج78، ص172، ح5)

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) است که می فرمایند: "کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی، بدون آن که خدا را فراموش کنی و دلت به کلی به آن نعمت مشغول گردد، و به آنچه خدا به تو اعطا کرده، راضی باشی و آن را وسیله ی نافرمانی او قرار ندهی و با امر و نهی و با استفاده از نعمت هایش مخالفت نکنی." (موسوعة الامام الصادق سلام الله علیه)

و ای کاش که ما شکرگزار نعمات باشیم چرا که؛ "لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم; (ابراهیم،7) شکر نعمت نعمتت افزون کند."


- نظرات (0)

رفاقتی باسوداخروی بالا

قرآن کریم قیامت را یوم التغابن نامیده است، روز مغبونیت و یا روز مغبونیت مشترک. روز مغبونیت مشترک یعنی روزی که بعضی از آنچه در این دنیا همکاری است در آن دنیا به صورت ضرر مشترک ظاهر می شود.

عکس قضیه هم هست. در آن جهان همکاری هایی به تعبیر قرآن به صورت خلت و دوستی های مشترک ظاهر می شود. از آیات قرآن چنین استنباط می شود که پیوندها و همکاری های افراد با یکدیگر اگر برای خدا باشد در قیامت گسسته نمی شود و بلکه مستحکم تر می شود، ولی پیوندهایی که در دنیا بر اساس گناه و ظلم است و بر اساس حق و حقیقت نیست، تمام اینها در آن جهان گسسته می شود و تبدیل به دشمنی می شود. آیه قرآن این است: « الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ ؛‌در آن روز دوستان، بعضی دشمن دیگرند، مگر پرهیزگاران» (زخرف/ 67).

تعبیر قرآن در اینجا کلمه خلیل است. «اخلا» به معنی دوستان است ولی معنای آن مقداری از کلمه دوستان عمیق تر است. خلت از همان ماده ای است که می گوییم: تخلل. مثلا اگر آبی در زمین فرو برود، می گوییم متخلل شده است یعنی خلل و فرجی را که در اینجا بوده پر کرده است.

دو نفر دوست، وقتی که دوستی هایشان در یکدیگر نفوذ کرده باشد مثل این است که در یکدیگر فرو رفته اند یعنی جز یکدیگر شده اند. محبت یکی جاهای خالی قلب دیگری را پر کرده و محبت دومی جاهای خالی قلب اولی را پر کرده است. ابراهیم(علیه السلام) را خلیل الله می گویند. بعضی از عرفا خیلی از این کلمه خلیل الله خواسته اند راجع به مرتبه حضرت ابراهیم استفاده کنند. گفته اند ایشان خلیل الله نامیده شده است از این جهت که آن چنان با خداوند یگانگی پیدا کرده است که گویی ابراهیمی وجود ندارد.

«الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ ». پیوندها در قیامت همه بریده می شود و تبدیل به دشمنی می شود مگر پیوندی که میان متقین است، آنها که یکدیگر را به خاطر خدا دوست دارند، آنها که به معنی واقعی برادر دینی هستند. آن سنخیتی که میان آنها وجود دارد که آنها را با یکدیگر دوست کرده است، سنخیت معنوی و الهی است. دوستی میان متقین در قیامت از بین نمی رود و باقی می ماند.

(ایمان دستگیره های زیادی دارد که با تمام آنها انسان می تواند خود را نگهداری کند). یک نفر عرض کرد: نماز. دیگری عرض کرد روزه. سومی گفت: زکات. چهارمی گفت: حج....

در کافی آمده است که روزی پیامبر اکرم رو به اصحاب خود کرده و فرمودند: «ای عری الا یمان اوثق؟؛ کدام دستگیره ایمان مستحکمتر و محکمتر است؟» (ایمان دستگیره های زیادی دارد که با تمام آنها انسان می تواند خود را نگهداری کند). یک نفر عرض کرد: نماز. دیگری عرض کرد روزه. سومی گفت: زکات. چهارمی گفت: حج....

فرمود همه اینها که شما می گویید درست است و از دستگیره های ایمان هستند، ولی آن محکم ترین دستگیره ها چیز دیگری است. عرض کردند: شما بفرمایید یا رسول الله. فرمودند: «الحب فی الله والبغض فی الله» (بحارالانوار، ج27، ص56) این که افراد یکدیگر را به خاطر حق دوست بدارند و به خاطر حق دشمن بدارند، یعنی انسان با کسی دشمن باشد به خاطر خدا، به خاطر ظلمش و فسقش و با دیگری دوست باشد به خاطر توحیدش و ایمانش و عدالتش و عمل صالحش. فرمود: محکمترین دستگیره های ایمان این است.

 

ملاک های قرآنی یک دوست خوب

1. ایمان

از نگاه قرآن کریم میزان شخصیت انسان ها رابطه مستقیمی با اعتقادات آنها دارد. کسی که از گوهر با عظمت ایمان بی‎بهره باشد، شخصیت وی در حدی نخواهد بود که ارزش رفاقت و دوستی را داشته باشد تا انسان بخواهد طرح دوستی با چنین کسی بریزد: «یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنْ الْحَقِّ» ممتحنه/1 ؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آنان اظهار محبت می‎کنید؛ در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده، کافر شده‎اند.

2. احترام به مقدسات و مسائل دینی

یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ … وَإِذَا نَادَیتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا مائده/ 57ـ 58 ؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزا و بازی می‌گیرند ـ از اهل کتاب و مشرکان ـ ولی خود انتخاب نکنید… آنها هنگامی که (اذان می‎گویید و مردم را) به نماز فرا می‎خوانید، آن را به مسخره و بازی می‎گیرند. در این دو آیه‎ شریف خداوند صراحتاً از دوستی با کسانی که دین مسلمانان را به باد سخریه و استهزا می‎گیرند، نهی فرموده است.

از نگاه قرآن کریم میزان شخصیت انسان ها رابطه مستقیمی با اعتقادات آنها دارد. کسی که از گوهر با عظمت ایمان بی‎بهره باشد، شخصیت وی در حدی نخواهد بود که ارزش رفاقت و دوستی را داشته باشد تا انسان بخواهد طرح دوستی با چنین کسی بریزد

3. راستگویی

یکی از مصادیق مهم اخلاق در زندگی انسان، صداقت و راستگویی است؛ چرا که در حقیقت دروغ خود نوعی نفاق است و در آیات و روایات بسیار مذموم شمرده شده است و حتی در برخی از روایات کلید تمامی گناهان، دروغ بیان شده است. در رفاقت و دوستی نیز انسان یکی از ملاک هایی که باید در نظر داشته باشد، صداقت و راستی دوست است: یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ توبه/ 119؛ ای کسانی که ایمان آورده‎اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.

4. دوستی دوطرفه

اگر انسان قصد دوستی با کسی را دارد، باید ببیند که آیا طرف مقابل هم متمایل به این دوستی هست یا نه؟ هَا أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَکُمْ آل‌عمران/ 119؛ شما کسانی هستید که آنها را دوست می‎دارید، اما آنها شما را دوست ندارند.

آری، اگر دوستی یک‌طرفه باشد، باعث ذلت و خواری می‎گردد و هرگز برای انسان سودمند نخواهد بود.

                            چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی      که یک سـر مهـربـونی دردسـر بی

 

منـابـع:

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 7- صفحه 157-155


 

- نظرات (0)

دراین حالت توبه پذیرفته نیست

توبه، موفقیت زندگیانسان مختار است، مى‏ تواند ایمان آورد و یا كفر ورزد. مى ‏تواند بر ایمان خود پایدار و یا در كفر خود پافشارى كند. مى ‏تواند توبه كند یا بر گناه اصرار بورزد.

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ (آل عمران ـ 90)

كسانى كه پس از ایمان خود كافر شدند سپس بر كفر [خود] افزودند هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد و آنان خود گمراهانند.

گرچه راه توبه بر احدى بسته نیست، امّا نباید گروهى از این توبه‏ى مقدّس سوء استفاده كنند. كسانى كه از ایمان خود دست برداشته و دائماً بر كفر و لجاجت خود مى‏ افزایند و جز لحظه‏ى مرگ یا غلبه‏ى مسلمین، حاضر به توبه نیستند، توبه این گونه افراد قابل قبول نخواهد بود، زیرا توبه آداب و شرایط و شیوه‏اى دارد كه شامل حال اینها نمى ‏شود.

 

پیام‏ های آیه:

ایمانى ارزش دارد كه تا پایان عمر تداوم داشته باشد. ایمانى كه با كفر پایان پذیرد، كارساز نیست. «كَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ»

انسان مختار است، مى ‏تواند ایمان آورد و یا كفر ورزد. مى ‏تواند بر ایمان خود پایدار و یا در كفر خود پا فشارى كند. مى ‏تواند توبه كند یا بر گناه اصرار بورزد. «كَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ»

3ـ هر یك از كمالات و یا انحرافات، قابل افزایش و یا كاهش است.

ازدیاد علم مانند: «زِدْنِی عِلْمًا» (طه، 114)

افزایش هدایت: «زَادَهُمْ هُدًى» (محمّد، 17)

افزایش گمراهى: «ازْدَادُواْ كُفْرًا» (آل عمران، 90)

خداوند توبه پذیر است، ولى گروهى زمینه‏ها را از دست داده‏اند. جرّاح هر چقدر هم لایق باشد، تا زمینه‏ى پیوند در مریض نباشد كارى پیش نمى ‏برد. «لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ»

5ـ اصرار و تداوم كفر، سبب محرومیّت از پذیرفته شدن توبه است. «ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ»

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى‏ بِهِ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ (آل عمران ـ 91)

همانا كسانى كه كفر ورزیدند و در حال كفر (بدون توبه) مردند، اگر چه زمین را پر از طلا كرده و به عنوان فدیه و باز خرید (از عذاب) بدهند، هرگز از هیچ یك از آنان پذیرفته نمى ‏شود. آنان را عذابى دردناك است و برایشان هیچ یاورى نیست.

در قیامت، مال دنیا بى‏ ارزش است و ذرّه‏اى كارآیى ندارد. گرچه از جنس طلا و مقدار آن به اندازه ظرفیّت زمین باشد، باز هم پشیزى ارزش ندارد. «مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً»

پیام ‏های آیه:

كافر مردن، بزرگ‏ ترین خطر است. «ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ» و مسلمان مردن، آرزوى پیامبران است. «تَوَفَّنِی مُسْلِماً»

2ـ در قیامت، مال دنیا بى‏ ارزش است و ذرّه‏اى كارآیى ندارد. گرچه از جنس طلا و مقدار آن به اندازه ظرفیّت زمین باشد، باز هم پشیزى ارزش ندارد. «مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً»

3ـ ایمان، ارزشى فراتر از تمام مادّیات دارد. در قیامت تنها ایمان است كه مى‏ تواند انسان را نجات دهد. «مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً»

4ـ مرگ در حال كفر، زمینه‏ى شفاعت را از بین مى‏ برد. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ»

 

شأن نزول:

بعضى گفته‏اند آیه اول در مورد اهل كتاب كه قبل از بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله به او ایمان آورده بودند اما پس از مبعث به او كفر ورزیدند نازل شده، و بعضى دیگر گفته‏اند در مورد "حارث بن سوید" و یازده نفر از یاران او كه از اسلام برگشته بودند نازل شده ولى حارث پشیمان شد و توبه كرد و چنان كه در شأن نزول آیه قبل نیز اشاره شد، یازده نفر از همراهان او به حال خود باقى ماندند و باز نگشتند و در پاسخ دعوت حارث به او گفتند: ما در مكه مى ‏مانیم و به كار خود بر ضد محمد صلی الله و علیه وآله ادامه مى ‏دهیم و انتظار شكست او را داریم؛ اگر مقصود ما حاصل شد چه بهتر و در غیر این صورت راه توبه باز است و هرگاه برگردیم (او ما را مى ‏پذیرد و) درباره ما همان چیزى كه درباره حارث نازل شد نازل مى‏گردد.

هنگامى كه رسول اللَّه صلی الله علیه و اله مكه را فتح كرد بعضى از آنها وارد اسلام شدند و توبه آنها پذیرفته شد و اما در مورد كسانى كه در حال كفر از دنیا رفته بودند آیه دوم نازل گردید. (مجمع البیان، جلد 1- 2 صفحه 472 ذیل آیه مورد بحث)

گناه

توبه بى فایده‏

در آیات قبل سخن از كسانى در میان بود كه از راه انحرافى خود پشیمان شده و توبه حقیقى نموده بودند و لذا توبه آنها قبول شد ولى در این آیه سخن از كسانى است كه توبه آنها پذیرفته نیست. اینها كسانى هستند كه نخست ایمان آورده سپس كافر شده و در كفر پافشارى و اصرار دارند و به همین دلیل هیچ گاه حاضر به پیروى از دستورات حق نیستند مگر اینكه كار بر آنها مشكل شود و راهى جز اطاعت و توبه و تسلیم نبینند یقیناً خداوند توبه این گونه افراد را قبول نخواهد كرد.

توبه آنها ظاهرى است چرا كه وقتى پیروزى طرفداران حق را ببینند، از روى ناچارى اظهار پشیمانى و توبه مى‏ كنند و طبیعى است كه چنین توبه‏اى پذیرفته نشود.

احتمال دیگرى كه در تفسیر آیه اول داده شده این است كه این گونه اشخاص زمانى پشیمان مى‏ شوند و توبه مى‏ كنند كه خود را در آستانه مرگ و پایان عمر ببینند.

و مى‏دانیم كه در آن ساعت درهاى توبه بسته مى‏شود و چنان توبه‏اى پذیرفته نخواهد شد.

تفسیر سومى براى آیه ذكر شده كه منظور از آن توبه از گناهان معمولى در حال كفر است. مثلاً كسى در كفر خود اصرار داشته باشد ولى از گناهانى مانند ظلم و غیبت و فحشاء توبه كند، توبه او بى ‏فایده است؛ چرا كه شستن آلودگى‏ هاى سطحى از جان و دل با وجود آلودگى‏ هاى شدید و عمیق موثر نخواهد بود.

لازم به یادآورى است كه تفسیر هاى سه‏ گانه فوق منافاتى با هم ندارد و ممكن است آیه ناظر به تمام این توبه‏هاى بیهوده باشد هر چند تفسیر اول با آیات گذشته و شأن نزول این آیات سازگارتر است.

در آیه بعد به دنبال اشاره‏اى كه در آیه گذشته به توبه‏ هاى بیهوده شد سخن از كفاره بیهوده مى‏ گوید. روشن است كفر تمام اعمال نیك انسان را بر باد مى ‏دهد و اگر تمام روى زمین پر از طلا باشد و در راه خدا انفاق كنند پذیرفته نخواهد شد و صد البته اگر چنین چیزى در قیامت در اختیار آنها باشد و بدهند پذیرفته نیست.

بدیهى است منظور از این تعبیر (تمام روى زمین پر از طلا باشد و انفاق كنند) این است كه انفاق آنها هر قدر زیاد هم باشد، با وجود آلودگى روح و جان و دشمنى با حق بى فایده است وگرنه معلوم است كه اگر مجموع زمین پر از طلا گردد در آن موقع ارزش طلا با خاك یكسان خواهد بود. بنابراین جمله بالا كنایه‏اى براى بیان وسعت دایره انفاق و بخشش است.

گرچه راه توبه بر احدى بسته نیست، امّا نباید گروهى از این توبه‏ى مقدّس سوء استفاده كنند. كسانى كه از ایمان خود دست برداشته و دائماً بر كفر و لجاجت خود مى‏ افزایند و جزلحظه‏ى مرگ یا غلبه‏ى مسلمین، حاضر به توبه نیستند، توبه این گونه افراد قابل قبول نخواهد بود، زیرا توبه آداب و شرایط و شیوه‏اى دارد كه شامل حال اینها نمى ‏شود

در اینكه منظور از این انفاق در این جهان یا جهان دیگر است مفسران دو احتمال داده‏اند ولى ممكن است آیه ناظر به هر دو باشد؛ چه تمام دنیا را در حال حیات خود انفاق كنند و چه در قیامت به عنوان فدیه بدهند پذیرفته نیست هر چند ظاهر آیه نشان مى ‏دهد كه مربوط به جهان دیگر است. زیرا مى ‏گوید: كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنیا رفتند یعنى پس از مرگ در حال كفر، اگر فرضا بزرگ ‏ترین ثروت هاى جهان در اختیارشان باشد و تصور كنند همانند این جهان مى ‏توانند با استفاده از ثروت مجازات الهى را از خود دور سازند، سخت در اشتباهند و این جریمه مالى و فدیه به هیچ وجه در مجازات آنها اثر نخواهد داشت.

در واقع مضمون آیه شبیه چیزى است كه در آیه 15 سوره حدید آمده است كه مى ‏گوید: فَالْیَوْمَ لَا یُوْخَذُ مِنكُمْ فِدْیَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِینَ كَفَرُوا:" امروز نه از شما (منافقان) و نه از كافران فدیه و غرامتى گرفته (و پذیرفته) نمى‏ شود".

 

بحث لغوی:

ملاء: (بكسر- م) مقدارى را گویند كه ظرفى را پر كند و بفتح میم به معنى پر كردن است؛ خواه با آب باشد یا با غیر آن.

افتدى: فدیه، فدى و فداء: عوض (عوضى كه شخص از جانب خود یا دیگران مى ‏دهد) افتداء: عوض دادن.

(بَعْدَ إِیمانِهِمْ) در اینجا به معناى (بعد ان آمنوا) می باشد.

 

تشابه آیات:

این آیه شبیه همان چیزى است كه در سوره نساء آیه 18 آمده كه مى‏ فرماید: "كسانى كه اعمال بد انجام مى ‏دهند و به هنگامى كه مرگشان فرا مى ‏رسد توبه مى‏ كنند، توبه آنها پذیرفته نیست."

 

منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 2

تفسیر احسن الحدیث، ج 2

تفسیر آسان، ج 2

 


- نظرات (0)

4گروه نجات یافته از حادثه دنیا!

نجات یافتگان

1. مومنان به خدای متعال و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): خداوند در سوره صف، راه نجات از عذاب دردناک آخرت را چنین بیان می‌‌کند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیم

تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ...»؛[1] اى کسانى که ایمان آورده‌‏‌اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى می ‌‏‌بخشد؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید.

از نظر اسلام و قرآن، اگر كسى ایمان نداشته باشد؛ یعنى معارف الهى برایش ثابت شده باشد و عمداً  آنها را انكار كند، نه تنها به بهشت نمى ‌رود، حتى بوى بهشت را هم استشمام نمى‌ كند: «لا یَجِدُ ریحَ الجَنَّة ».

عكس این مطلب نیز ممكن است وجود داشته باشد؛ یعنى كسى كه ایمان دارد اما هیچ كار خوبى انجام نمى‌ دهد. البته شاید اصلاً فرض این كه كسى ایمان داشته باشد و هیچ عمل صالحى انجام ندهد، درست نباشد؛ چون كسى كه ایمان دارد حداقل یك «الله اكبر» مى‌ گوید، یك سجده براى خدا مى‌ كند، در پیشگاه الهى خضوع دارد و... . معناى ایمان این است كه شخص، اینها را قبول دارد و قطعاً این عقیده در زندگى او اثرى ـ هر چند محدود و كم ـ خواهد داشت

 

2. مجاهدان در راه خدا: «... وَ تُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ...[2] و با اموال و جان ‌هایتان در راه خدا جهاد کنید.

جهاد و مجاهده در قرآن کریم به طور عام به معنای جد، جهد، تلاش و تحمل مشقت و سختی‌ ها است که البته برترین درجات آن جانبازی و طلب شهادت در راه خدا است.

 

3. پرهیزکاران: «

ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمینَ فیها جِثِیًّا[3] آن‌گاه مردم متقى را نجات می ‌‏دهیم و ستمکاران را در آن‌جا باقى می‌‏ گذاریم.

یکی از راه‌ های رسیدن به سعادت و نجات، تزکیه نفس است. در اسلام تأکید فراوانی بر این مطلب شده و دستورات زیادی در این باره به مردم ارائه شده است.

پاک ساختن روح و جان انسان، از خلقیات و صفات ناپسند، موجب رشد و آمادگی برای دریافت خصلت ‌‌‌ها و اوصاف نیکو و نور معرفت است؛ از این ‌‌رو، خداوند می‌‌‌ فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها »؛[4] هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده است.

امام حسن مجتبی(علیه السلام ) می‏فرماید: «شیعیان ما کسانی‏اند که از کارهای ما و از تمام اوامر و نواهی ما پیروی کنند. فقط آنان شیعیان ما هستند. اما کسی که در بسیاری از آنچه خدا بر او واجب گردانیده ما را مخالفت کند، از شیعیان ما نیست

4. شیعیان: کسانی که ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را پذیرفته و از آنها پیروی نمایند، اهل نجات خواهند بود.

عبدالرحمن بن سمره نقل می‌کند، گفتم ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرا به راه نجات رهبرى کن. فرمود اى پسر سمره، گاهى که هواهای مختلف و نظرات متفرق شد، ملازم على بن ابىطالب باش که او امام است و خلیفه بر شما است. پس از من او است تشخیص دهنده میان حق و باطل، هر کس از او پرسد پاسخ گوید؛ هر کس دنبال راه باشد راهنماییش کند؛ کسی که راه از او طلب کند، آن ‌را بیابد؛ هر کس از او هدایت بخواهد، هدایت شود؛ هر کس به او پناه ببرد آسوده‌‏اش سازد؛  هر کس به دامان او چنگ زند نجاتش دهد؛ و هر کس به او اقتدا کند رهبریش کند... .[5]

تنها ولایت کافی نیست عمل هم شرط است، شیعه ای که پیرو و عامل به اهل بیت علیهم السلام نباشد، چگونه می تواند دم از ولایت ایشان بزند ؟

شهید مطهری: «بدبختانه در اعصار اخیر، فکر مرجئه در لباس دیگری در میان عوام شیعه نفوذ کرده است، گروهی از عوام شیعه صرفاً انتساب ظاهری به امیرالمومنین (علیه السلام) را برای نجات کافی می ‏شمارند.

گمان می‏کنند اعمال بد و گناهان شیعه همه بخشیده خواهد شد و به نظر می ‏رسد آنچه هیچ ارزشی ندارد عمل است و شرط کافی برای سعادت فقط این است که خود را شیعه بنامد و بس». (مطهری، یادداشت‏های استاد مطهری، ج 8، ص 29. )

امام حسن مجتبی (علیه السلام ) می‏فرماید: «شیعیان ما کسانی‏اند که از کارهای ما و از تمام اوامر و نواهی ما پیروی کنند. فقط آنان شیعیان ما هستند. اما کسی که در بسیاری از آنچه خدا بر او واجب گردانیده ما را مخالفت کند، از شیعیان ما نیست». (مجلسی، بحار، ج 35، ص 347 )

امام صادق (علیه السلام ) نیز می‏فرماید: «از شیعیان ما نیست کسی که به زبان، خود را شیعه ما بنامد ولی اعمال و رفتارش مخالف اعمال ما باشد. شیعیان ما کسانی‏اند که با زبان و قلب خود موافق ما باشند و از کارهای ما تبعیت کنند و...». (بحار، ج 36، ص 322 ) 

 

پی نوشت ها:

[1]. صف، 10- 11.

[2] صف، 11.

[3]. مریم، 72.

[4]. شمس، 9.

[5]. شیخ صدوق، امالی، ص 26، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.

کتاب پندهاى امام صادق(علیه السلام) به ره جویان صادق ‌ آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی


- نظرات (0)

این آیه در مورد برزخ است یا قیامت؟

قیامتکیفر بدبختان این است که در آتش مى سوزند نه مى میرند و نه زنده مى مانند بلکه مدام دچار رنج هاى گوناگونند. گاهى به جهت ضعف آهى خفیف و گاه به سبب درد سخت آهى بلند مى کشند. این کافران در آتش دوزخ جاودان مى مانند تا زمانى که آسمانها و زمین پیرامون دوزخ پایدار باشند. اما خوشبختان در بهشت اند، مادام که زمین و آسمان آن برجاست، لیکن مشیت خدا فوق همه اینهاست.

مى توان گفت اراده خدا که محدود نیست بر این تعلق گرفته است که بهشت را جاودانى کند تا مومنان زمان بیشترى براى ماندن در آنجا داشته باشند: اما کسانى که تیره بخت شدند، برایشان در آتش ضجه و ناله است. تا آسمان ها و زمین برپاست در آن ماندگار خواهند بود، مگر آن که پروردگار تو بخواهد، که بى تردید خداى تو هر چه را خواهد کننده است. و اما کسانى که نیکبخت شدند، تا آسمان ها و زمین برپاست جاودانه در بهشت خواهند بود، مگر آن که پروردگارت بخواهد، که این عطایى قطع ناشدنى است.» (هود/ 106- 108)

نکته ای که در این مقاله قرار است به آن توجه شود، این است که در آیه ی107 الی 108 سوره ی هود اشاره به برپایی آسمان ها و زمین دارد، می خواهیم ببینیم حرف این آیه چیست و بالاخره این 2 آیه در مورد برزخ است یا قیامت؟

جواب این سوال را خدای تبارك و تعالی در كلام خود آن جا كه از آسمان ها و زمینی برای قیامت كه غیر از آسمان و زمین دنیا است سخن گفته، داده است: قرآن كریم در این رابطه فرموده است: یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (ابراهیم:48) روزی که زمین به غیر این زمین ، و آسمانها [ به غیر این آسمانها ] مبدل گردد ، و [ مردم ] در برابر خدای یگانه قهار ظاهر شوند.

و نیز خدا از اهل بهشت حكایت می كند كه می گویند: ...الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ ... (زمر:74) ستایش مخصوص خداوندی است كه وعده ی خود را بر ما محقق فرمود و ما را وارث همه ی سرزمین بهشت گردانید تا هر جای آن بخواهیم منزل گزینیم.

پس معلوم می شود برای آخرت نیز آسمان ها و زمینی است، همچنان كه در آن بهشت و دوزخ و برای هر یك سكنه و اهلی است، كه خدای تبارك و تعالی همه ی آن ها را به این وصف توصیف كرده كه نزد اویند، و فرموده: مَا عِندَكمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ... (نحل:96). آنچه نزد شماست از بین می رود و آنچه نزد خداست باقی می ماند و به حكم این آیه آسمان و زمین آخرت از بین نمی رود و خلود بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ محدود این آسمان و زمین است نه آسمان و زمین دنیا كه پایان عمرش همان ابتدای قیامت می باشد.

علاوه بر این كه خود قرآن كریم برای عالم قیامت آسمان و زمینی را اثبات می كند و ما به همین دلیل می توانیم بگوییم در آیات مورد سوال، خلود در بهشت و جهنم اخروی محدود به دوام آسمان و زمین اخروی شده است كه از سنخ خود آن عالم است به علاوه قراینی كه در آیات هست و از ویژگی های قیامت سخن می گوید، دلالت می كند كه آیات كریمه مربوط به عالم قیامت است نه عالم برزخ و بهشت و جهنم برزخی

و این كه در آیه ی107 و 108 از سوره ی هود بقای بهشت و دوزخ و اهل آن دو را به مدت بقای آسمان و زمین محدود كرده، از این جهت است كه معنای این دو اسم از حیث آسمان و زمین بودن، هیچ وقت از بین نمی رود، آن كه از بین می رود یك نوع آسمان و زمین است و آن آسمان و زمین دنیایی است كه این نظام مشهود را دارد و امّا آسمان ها و زمینی كه بهشت در آن ها است و به نور پروردگار روشن می شود و به هیچ وجه از بین نمی رود و خلاصه جهان همواره آسمان و زمینی دارد.

با این تفاوت كه در آخرت نظام دنیائیش را از دست می دهد، پس روشن شد كه با این وضع، دیگر هیچ اشكالی باقی نمی ماند كه خلود در بهشت و جهنم را محدود به دوام آسمان و زمین كرده، در حالی كه آخرین اجل آسمان و زمین ابتدای قیامت است و از آن به بعد دیگر آسمان و زمین دنیا وجود نخواهد داشت هر چند آسمان و زمین آخرت باقی است.

از آن جایی كه روز قیامت و حساب با عالم برزخ متفاوت است و ویژگی خاص خودش را دارد و از آن جایی كه در آیات مورد سوال به ویژگی هایی اشاره شده كه از خصوصیات قیامت است، پی می بریم كه این آیات در رابطه به بهشت و جهنم اخروی سخن می گوید نه عالم برزخ. و وحدت سیاق آیات هم می طلبند كه آیه ی107 و 108 نیز مربوط به قیامت و زمین و آسمان اخروی باشد.

برخی از ویژگی هایی كه در این آیات ذكر شده و از خصوصیات منحصره عالم قیامت است و دلیل آن است كه این آیات در مقام بیان اوصاف قیامت است، عبارتند از:

و این كه در آیه ی107 و 108 از سوره ی هود بقای بهشت و دوزخ و اهل آن دو را به مدت بقای آسمان و زمین محدود كرده، از این جهت است كه معنای این دو اسم از حیث آسمان و زمین بودن، هیچ وقت از بین نمی رود، آن كه از بین می رود یك نوع آسمان و زمین است و آن آسمان و زمین دنیایی است كه این نظام مشهود را دارد و امّا آسمان ها و زمینی كه بهشت در آن ها است و به نور پروردگار روشن می شود و به هیچ وجه از بین نمی رود و خلاصه جهان همواره آسمان و زمینی دارد

1. ...ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ ... (هود:103). یعنی آن روزی كه عذاب آخرت، در آن به وقوع می پیوندند روزی است كه همه ی مردم برای دیدنش جمع می شوند و خصوصیت این روز این است كه مردم به خاطر آن مجموعند.

ب) ...وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ (هود:105) یكی دیگر از ویژگی های روز قیامت آن است كه روز مشاهده است. چون جمع شدن مردم مستلزم مشاهده نیز هست، آن روز برای هر كسی كه بتواند مشاهده كند مشهود است، چه مردم، چه ملائكه و چه جن.

ج) یَوْمَ یَأْتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعیدٌ (هود:105). روزی كه می آید آن اجلی كه قیامت تا آن روز به تأخیر می افتد و هیچ كس در آن روز تكلم نمی كند، مگر به اذن خدا.

 

نتیجه:

علاوه بر این كه خود قرآن كریم برای عالم قیامت آسمان و زمینی را اثبات می كند و ما به همین دلیل می توانیم بگوییم در آیات مورد سوال، خلود در بهشت و جهنم اخروی محدود به دوام آسمان و زمین اخروی شده است كه از سنخ خود آن عالم است به علاوه قراینی كه در آیات هست و از ویژگی های قیامت سخن می گوید، دلالت می كند كه آیات كریمه مربوط به عالم قیامت است نه عالم برزخ و بهشت و جهنم برزخی. (طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ص6، 8، 19، 30، 40)


- نظرات (0)

3 زمان برای تقویت روابط عاطفی زوجین

عشق واقعییکی از مهم ترین مسائل اجتماعی، پیوند زناشویی است. پیوندی که از پیوندهای دیگر سخت تر و حیاتی تر است؛ زیرا می توان دو درخت از گونه های مختلف را به هم پیوند زد و محصول و میوه ای دیگر و مقاوم تر و بهتر و مناسب تر به دست آورد، حتی می توان پیوند اعضا را داشت ولی پیوند روحی و عاطفی به مراتب سخت تر و پیچیده تر است.

شاید شما و یا یکی از بستگان و آشنایان شما نیازمند پیوند عضوی شده باشند. در این موارد بیش ترین تلاش و تحقیقات در این باره صورت می گیرد که عضوی مناسب پیدا شود؛‌ زیرا اگر عضو مناسب پیدا نشود ممکن است که حتی پس از پیوند، بدن عضو را پس بزند و موجب مشکلات بسیاری شود که از جمله آن حذف عضو پیوندی است.

در این میان سخت ترین و پیچیده ترین پیوند میان نر و ماده انسانی است؛ هر چند که همه آفریده های الهی به شکل زوج و جفت آفریده شده اند و خداوند به صراحت به این حقیقت در آیه 49 سوره ذاریات اشاره دارد و می فرماید: وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ از هر چیزی جفت و زوجی آفریدیم تا متذکر شوید؛ اما باید توجه داشت که پیوند زوجیت در دیگر آفریده به سادگی صورت می گیرد ولی در انسان به سبب اموری به ویژه امر روح خاص انسانی، این پیوند همراه با پیچیدگی و سختی است.

انسان ها با ازدواج تنها به یک خواسته طبیعی و غریزی و در فضای فیزیکی و جنسی پاسخ نمی دهند، بلکه با این انتخاب خودشان، بیش از آن که به نیازهای فیزیکی و جسمی و جنسی پاسخ دهند می بایست پاسخ گوی نیازهای روحی و عاطفی و روانی خودشان باشند.

خداوند در آیات بسیاری تبیین می کند که مهم ترین انگیزه در ازدواج تامین ابعاد عاطفی، روحی، روانی و معنوی همسران است؛ هر چند که نیازهای جنسی (احزاب، آیه 37؛ بقره، آیه187) و گاه جسمی مانند تامین آسایش و رفاه و غذا و خانه و مانند آن می تواند یک محرک برای ازدواج به حساب آید (نور، آیه 32 ؛ نساء، آیه 34 و آیات دیگر)، ولی آنچه انسان را وادار به ازدواج می کند همان انگیزه های عاطفی و روانی است؛ زیرا انسان ها به گونه ای آفریده شده اند که با پیوند زناشویی می توانند به آرامش و سکونت برسند و نیازهای عاطفی و روانی خود را پاسخ دهند. (روم، آیات 21 و 30)

حتی کسانی که ازدواج را برای بقای نسل و داشتن فرزند انجام می دهند، در حقیقت در جست و جوی پاسخ به یک نیاز عاطفی و روانی هستند. (نحل، آیه 27) پس اگر بخواهیم مهم ترین فلسفه پیوند ازدواج و زوجیت در میان انسان ها را بر شماریم نخست مسأله عاطفی و دست یابی به سکونت و آرامش روحی و روانی مطرح است و سپس اموری چون بقای نسل و تامین آسایش و رفاه و مانند آن قرار می گیرد.

پیامبر(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: وقتى مردى به همسر خود نگاه کند و همسرش به او نگاه کند خداوند بدیده رحمت به آنان نگاه مى کند

اعتمادسازی شرط نخست بقای پیوند

نخستین و اصلی ترین شرط در بقای پیوند ایجاد اعتماد میان همسران است؛ چرا که فقدان این عنصر به معنای پس زدن پیوند خواهد بود.

بر اساس آیات قرآنی اعتماد میان همسران بسیار مهم است. در آیه 12 سوره ممتحنه شرایطی بیان شده که زنان در هنگام بیعت با پیامبر(صلی الله و علیه وآله) بدان اعلام وفاداری کردند. این شروط در حقیقت بیانگر مواضع اعتماد سازی است که زنان می بایست در زندگی در پیش گیرند.

خداوند می فرماید: اى پیامبر! هنگامى که زنان مومن نزد تو آیند و با تـو بـیـعـت کـنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تـهـمـت و افترائى پیش دست و پاى خود نیاورند، و در هیچ کار شایسته اى مخالفت و نافرمانى تو نـکنند، با آنها بیعت کن و براى آنها از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان اسـت.

 

شوخی، بستر روابط عاطفی و اعتماد ساز

در اسلام بر این که همسران دست کم در هر روز سه زمان را بدون هیچ مزاحمی در کنار هم باشند مورد تاکید قرار گرفته است.

قرآن برای بهره گیری همسران از یکدیگر این زمان اختصاصی را قایل است، و در این وقت خصوصی زن و مرد ،می بایستی دیگر افراد خانواده بدون اجازه وارد نشوند ،حتی اطفال ـ برای حفظ بهداشت جنسی کودک ـ نباید بدون اجازه ،در این اوقات خصوصی والدین وارد شود. (نور، آیه 58)

این زمان ها موجب می شود تا بتوانند روابط عاطفی و احساسی را تقویت کنند و به هم اعتماد نمایند.

صحبت و مصاحبت با همسر باید طولانی باشد به ویژه در آغاز زندگی تا افکار و عقاید و نیز اخلاق و روحیات به یکدیگر نزدیک شود. از این روست که بر مصاحبت با همسر مورد تأکید قرار گرفته و امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: أَحسِنِ الصُّحبَةَ لَها فَیَصفُوَ عَیشُکَ؛ با همسرت خوش رفتار باش تا زندگى ات با صفا گردد. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص392، ح5834)

احترام به همسر و تکریم و تعظیم یک دیگر می تواند این صمیمت را افزایش دهد و گرایش عاطفی و احساسی را تقویت کند. از این روست که امام باقر (علیه السلام) می فرماید: گرامى ترین شما نزد خدا، کسى است که بیشتر به همسر خود احترام بگذارد. (وسایل الشیعه ج 21، ص311، ح27157؛ نیز من لایحضر الفقیه ج3 ، ص506 و تهذیب الاحکام، ج8، ص141)

فاطمه (سلام الله علیها) نیز در این باره می فرماید: خِیارُکم اَلیَنُکم مَناکِبَةً وَ اَکرَمُهم لِنِسائِهِم؛ بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. (عوالم العلوم و المعارف ج11 ، ص909)

انسان ها با ازدواج تنها به یک خواسته طبیعی و غریزی و در فضای فیزیکی و جنسی پاسخ نمی دهند، بلکه با این انتخاب خودشان، بیش از آن که به نیازهای فیزیکی و جسمی و جنسی پاسخ دهند می بایست پاسخ گوی نیازهای روحی و عاطفی و روانی خودشان باشند

مرد می تواند به اشکال گوناگون همسرش را مورد تکریم قرار دهد. از جمله می توان به مواردی اشاره کرد که امام سجاد (علیه السلام) در این حدیث بیان کرده است:

حق زن این است که بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب ‏تر است اما این حق اوست که با او مهربان باشى. (من لایحضره الفقیه ج 2، ص621، ح 3214)

اگر همسران سخنی برای گفتن ندارند رو به روی هم بنشینند و به یکدیگر نگاه کنند؛ چرا که ارتباط غیر کلامی خودش تأثیر شگرفی دارد و این گونه نیست که نشستن در کنار هم بی فایده و بی اثر باشد. از این روست که آموزه های دینی بر این گونه رفتار تشویق و ترغیب می کنند.

پیامبر(صلی الله و علیه وآله) می فرماید: وقتى مردى به همسر خود نگاه کند و همسرش به او نگاه کند خداوند بدیده رحمت به آنان نگاه مى کند. (نهج الفصاحه ص278، ح 621)

در روایت از پیامبر(صلی الله و علیه وآله) نقل شده که ایشان فرمود: کُلُّ لَهوِ المومنِ باطِلٌ إلاّ فی ثلاثٍ: فی تأدیبِهِ الفَرَسَ ، و رَمیِهِ عَن قَوسِهِ ، و مُلاعَبَتِهِ امرأتَهُ ، فإنّهُنَّ حَقٌّ؛ هرگونه سرگرمى براى مومن نادرست است، مگر در سه کار: در تربیت اسب، تیراندازى با کمانش و بازى و شوخى با همسرش؛ زیرا این سه کار، حقّ است. (الکافی ، الکینی، ج 5، ص50، حدیث13)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذّاتی که از زنها می ‌برند نیست. سپس حضرت با قرائت آیه 15 سوره آل عمران فرمودند: همانا اهل بهشت (نیز) در بهشت از چیزی مثل آمیزش جنسی لذّت نمی ‌برند حتّی از خوراکی و نوشیدنی. (کافی، ج 5، ص 321)


- نظرات (0)