سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

به هر شعار و شعاردهنده ای اطمینان نکنید

گل‌های پرپر دهلران

به هر شعار و شعاردهنده‏اى اطمینان نكنید، در میدان عمل، مردان آزموده مى ‏شوند.

وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَیْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ (آل عمران ـ 143) 
همانا شما مرگ (و شهادت) را (پس از جنگ بدر) پیش از آنكه با آن روبرو شوید سخت آرزو مى‏ كردید، پس آن را (در جنگ احد) دیدید، ولى (ناخوشایند به آن) نگاه مى‏ كردید.


سخنان تو خالى‏

بعد از جنگ بدر و شهادت پر افتخار جمعى از مسلمانان عده‏اى در جلسات، مى‏ نشستند و پیوستهآرزوى شهادت مى ‏كردند كه اى كاش این افتخار در میدان بدر نصیب ما نیز شده بود، مطابق معمول در میان آنها جمعى صادق بودند و عده‏اى متظاهر و دروغگو، و یا در شناسایى خود در اشتباه بودند، اما چیزى طول نكشید كه جنگ وحشتناك احد پیش آمد.

مجاهدان راستین با شهامت فوق العاده جنگیدند و شربت شهادت نوشیدند و به آرزوى خود رسیدند اما جمعى از دروغگویان هنگامى كه آثار شكست را در ارتش اسلام مشاهده كردند از ترس كشته شدن، فرار كردند.

این آیه آنها را سرزنش مى‏ كند و می گوید شما كسانى بودید كه آرزوى مرگ و شهادت در راه خدا را در دل مى ‏پروراندید پس چرا آن موقع كه با چشم خود محبوب خویش را در برابر خود دیدید فرار كردید؟
در زیارت شهداى كربلا مى ‏گوییم: اى كاش ما با شما بودیم و به شهادت مى‏رسیدیم. هیچ فكر كرده‏ایم كه در مقام عمل، ما چه مى‏ كنیم؟!


بحث لغوی: 
تمنون: آرزو مى ‏كردید. تمنى: آرزو كردن (قاموس قرآن).


پیام‏های آیه:

1ـ فریب آرزوهاى خود را نخورید و به هر شعار و شعاردهنده‏اى اطمینان نكنید. «وَ لَقَدْ كُنْتُمْ»، «فَقَدْ رَأَیْتُمُوهُ ...»
2ـ در میدان عمل، مردان آزموده مى ‏شوند. «رَأَیْتُمُوهُ»، «وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ»

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاكِرِینَ (آل عمران ـ 144)

باید از قرآن بیاموزند كه مسائل هدفى هرگز نباید قائم به شخص یا اشخاص باشد بلكه باید بر محور یك سلسله اصول و تشكیلات ابدى دور بزند كه با تغییر افراد یا فوت آنان حتى اگر پیامبر بزرگ خدا باشد آن كار تعطیل نگردد، اصولا رمز بقاى یك مذهب و یا یك تشكیلات همین است

و محمّد جز پیامبرى نیست كه پیش از او نیز پیامبران (دیگرى آمده و) در گذشته‏اند. (بنابراین مرگ براى انبیاء نیز بوده و هست،) پس آیا اگر او بمیرد و یا كشته شود، شما به (آئین) گذشتگان خود بر مى ‏گردید؟ و هر كس به عقب برگردد، پس هرگز هیچ ضررى به خداوند نمى ‏زند و خداوند به زودى پاداش شاكران را خواهد داد.


فردپرستی ممنوع

با استفاده از حوادث جنگ احد آیه حقیقت دیگرى را به مسلمانان مى‏ آموزد و آن اینكه اسلام آئین فرد پرستى نیست و به فرض كه پیامبر در این میدان شربت شهادت مى ‏نوشید، وظیفه مسلمانان بدون تردید ادامه مبارزه بود، زیرا با مرگ یا شهادت پیامبر، اسلام پایان نمى ‏یابد بلكه آئین حقى است كه تا ابد جاویدان خواهد ماند.
مسئله فرد پرستى یكى از بزرگترین خطراتى است كه مبارزات هدفى را تهدید مى‏كند، وابستگى به شخص معین اگر چه پیامبر خاتم باشد مفهومش پایان یافتن كوشش و تلاش براى پیشرفت، به هنگام از دست رفتن آن شخص است و این وابستگى یكى از نشانه‏هاى بارز عدم رشد اجتماعى است.
مبارزه پیامبر صلی الله علیه و آله با فرد پرستى یكى دیگر از نشانه‏هاى حقانیت و عظمت او است زیرا اگر او به خاطر شخص خویش قیام كرده بود لازم بود این فكر را در مردم تقویت كند كه همه چیز به وجود او بستگى دارد و اگر او از میان برود همه چیز پایان خواهد یافت، ولى رهبران راستین همانند پیغمبر اكرم صلی الله و علیه وآله هیچ گاه مردم را به چنین افكارى تشویق نمى ‏كنند، بلكه به شدت با آن مبارزه مى ‏كنند، و به آنها مى‏ گویند: هدف ما، از خود ما بالاتر است و هرگز با نابودى ما نابود نخواهد شد و لذا قرآن با صراحت در آیه فوق مى‏گوید:

حضرت محمد

"محمد تنها فرستاده خدا است، پیش از او هم فرستادگانى بودند كه از دنیا رفتند آیا اگر او بمیرد یا كشته شود باید شما سیر قهقرایى كنید؟ و به آئین بت پرستى باز گردید؟" 
جالب توجه اینكه: در آیه براى بیان سیر قهقرایى جمله "انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ" به كار رفته است، زیرا "اعقاب" جمع "عقب" (بر وزن خشن) به- معنى پاشنه پا است بنابراین "انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ" به معنى "عقب گرد مى‏كنید" مى ‏باشد و آن تصویر روشنى است از سیر قهقرایى و ارتجاع به معنى واقعى است منتها از كلمه ارتجاع صریح تر و روشن تر است.                        
وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً سپس مى ‏فرماید: آنها كه عقب گرد كنند و به دورانكفر و بت پرستى باز گردند تنها به خود زیان مى ‏رسانند نه به خدا؛ زیرا با این عمل نه تنها چرخ هاى سعادت خود را متوقف مى‏سازند بلكه آنچه را بدست آورده‏اند نیز به سرعت از دست خواهند داد.
وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ در پایان آیه به اقلیتى كه در جنگ احد على رغم همه مشكلات و انتشار خبر شهادت پیغمبر، دست از جهاد برنداشتند اشاره كرده و كوشش هاى آنها را مى‏ستاید و آنها را به عنوان شاكران و كسانى كه از نعمت ها در راه خدا استفاده كردند معرفى مى ‏كند و مى ‏گوید: خداوند این شاكران را پاداش نیك مى ‏دهد.
درسى را كه این آیه در باره مبارزه با فرد پرستى مى‏ دهد درسى است براى همه مسلمانان در همه قرون و اعصار، آنها باید از قرآن بیاموزند كه مسائل هدفى هرگز نباید قائم به شخص یا اشخاص باشد بلكه باید بر محور یك سلسله اصول و تشكیلات ابدى دور بزند كه با تغییر افراد یا فوت آنان حتى اگر پیامبر بزرگ خدا باشد آن كار تعطیل نگردد، اصولا رمز بقاى یك مذهب و یا یك تشكیلات همین است، بنابراین برنامه‏ها و تشكیلاتى كه قائم به شخص هستند تشكیلاتى ناسالم و غیر طبیعى محسوب مى‏ شوند كه به زودى متلاشى خواهند شد.
اما متاسفانه و روی هم رفته غالب تشكیلات جوامع اسلامى هنوز قائم به اشخاص است و به همین دلیل بسیار زود از هم مى ‏پاشد، مسلمانان باید با الهام از آیه فوق موسسات گوناگون خود را آنچنان پى ‏ریزى كنند كه از اشخاص لایق كاملاً بهره‏گیرى شود اما در عین حال وابسته به شخص آنها نباشد.


بحث روایی: 
امام صادق علیه السلام فرمود: حساب قتل از مرگ جداست، و هر شهیدى در آینده تاریخ برگشته و دوباره خواهد مرد. زیرا قرآن مى‏فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» (انبیاء، 35) (تفسیر عیّاشى، ج 2، ص 113)

مسئله فرد پرستى یكى از بزرگترین خطراتى است كه مبارزات هدفى را تهدید مى‏كند، وابستگى به شخص معین اگر چه پیامبر خاتم باشد مفهومش پایان یافتن كوشش و تلاش براى پیشرفت، به هنگام از دست رفتن آن شخص است و این وابستگى یكى از نشانه‏هاى بارز عدم رشد اجتماعى است

بحث لغوی: 
خلت: خلاء و خلو: خالى شدن در مورد گذشت زمان نیز بكار مى‏رود.
اعقاب: عقب (بفتح اول و كسر دوم): پاشنه. جمع آن اعقاب. مراد از «رد بر اعقاب» بر گرداندن به حالت كفر است.
عقبیه: «انقلب على عقبیه» یعنى: بر دو پاشنه خود بگردید. مراد از آن برگشتن به حالت اولیه است.


پیام‏ های آیه:
1ـ وظیفه پیامبر، ابلاغ پیام خداست. ما هستیم كه باید راهش را ادامه دهیم. «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»
2ـ مگر با مرگِ انبیاى قبل، پیروانشان از دین برگشتند؟! «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ...»
3ـ جامعه‏ى اسلامى باید چنان تشكّل و انسجامى داشته باشد كه حتّى رفتن رهبر به آن ضربه‏اى نزند. «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ»
4ـ پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله نیز تابع سنّت‏هاى الهى و قوانین طبیعى همچون مرگ و حیات است. «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ»
5ـ انتشار شایعه، از حربه‏هاى دشمن است. «ماتَ أَوْ قُتِلَ» (با توجّه به شأن نزول)
6ـ عمر پیامبر محدود است، نه راه او. «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ»
7ـ فردپرستى ممنوع. راه خدا كه روشن شد، آمد و رفت افراد نباید در پیمودن خط الهى ضربه وارد كند. «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ»
8ـ ایمان خود را چنان ثابت و استوار سازید كه حوادث تاریخ آن را نلرزاند. «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ»
9ـ دست برداشتن از خط انبیاء، سقوط و عقب‏گرد است. «انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ»
10ـ كفر مردم، ضررى براى خداوند ندارد. «فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ»
11ـ مقاومت در راه حق، بهترین نوع شكر عملى است كه پاداشش با خداست. «سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ»

منابع: 
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
تفسیر عیّاشى، ج 2
تفسیر أحسن الحدیث، ج‏2
قاموس قرآن

 



- نظرات (0)

یا حضرت زهرا

بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟

نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند.... 

همه ی شهر به این سمت سرازیر شدند

در میان کوچه دعواست خدا رحم کند.... 

هیزم آورده که آتش بزنند این در را

پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند.... 

جمع اند و موافق که علی را ببرند

و علی یکه و تنهاست خدا رحم کند.. 

بین این قوم که از بغض لبالب هستند

قنفذ و مغیره پیداست خدا رحم کند ...

مادر افتاد و پسر رفت زدست ، درد این است

چشم زینب به تماشاست خدا رحم کند ....

ماجرا کاش همان روز به آخر می شد

تازه آغاز بلاهاست خدا رحم کند... 

غزلم سوخت دلم سوخت دل آقا سوخت

روضه ی ام ابیهاست خدا رحم کند...




- نظرات (0)

آدم و حوا چگونه محرم شدند؟

آدم و حوا

آدم نخستین انسانی بود که از خاک خلق شد. کلمه آدم واژه ای است که ریشه اش واژه عبری اَدَم است به معنی خاکی.

فرشته ها گفتند: ای خدا آیا آدم هم مثل بقیه انسان هایی که پیش از این روی زمین رفتند، می خواهند جنگ و خونریزی بپا کنند؟

خدا گفت: «من داناترم به چیزهایی که شما از آنها هیچ نمی دانید».

و آنگاه ماجرای سجده به آدم و نافرمانی ابلیس پیش آمد که حتماً بارها و بارها شنیده و خوانده اید.

خدا پس از این واقعه، انسان را از ابلیس بیم داد. قرآن کریم در این باره می گوید: «ای آدم! شیطان دشمن توست مبادا وسوسه ات کند و فریبت دهد و از بهشت بیرونت کند و اگر حرف این دشمن را گوش کنید به سمت شقاوت و بدبختی می روید».

عده ای از مفسران بر این باورند که خداوند آدم و حوا را به هم محرم کرد و گفته اند که عقد آن دو را خود خدا خواند. پروردگار پس از این واقعه، آن ها را از درخت ممنوعه بیم داد و گفت به آن شجره نزدیک نشوید.

ابلیس اما در هیبت ماری نزدیک آدم رفت و گفت: «می دانی چرا خدا به تو گفته که از میوه اش نخور. چون اگر بخوری فرشته خواهی شد و عمر جاودانه پیدا می کنی. پس حال از میوه اش بخور تا عمر جاودانه پیدا کنی».

آدم و حوا باور کردند. میوه را که خوردند، صدای خدا را شنیدند، «مگر من شما را از این درخت منع نکردم؟ مگر نگفتم شیطان دشمن آشکار شماست؟» آدم و حوا به سجده افتادند و توبه کردند و خدا به آن ها فرصت داد برای توبه به دنیا بیایند. اما چرا خداوند نام زمین را دنیا گذاشت؟ دلیلش این است که دنیا با ریشه دنی، پست ترین جا در همه عالم و هفت آسمان ها است.

آیه 122 سوره طه در این باره می گوید:

«اکنون از عالی رتبه ترین جا همگی (آدم و حوا و ابلیس) فرود آیید که بعضی از شما با بعضی دیگر دشمن هستید تا از جانب من راهنمایی بیاید. هر که از من پیروی کند نه هرگز گمراه شود نه بدبخت شود».

حدود 7800 سال پیش، آدم همراه درخت خرمای ممتازی که از بهشت آمده بود، در جایی فرود آمد که اکنون به دلیل لقب صفوه الله برای آدم، به آن کوه صفا می گویند. کوه مروه هم مکان فرود حوا بود. مروه یعنی زن و دلیل این نامگذاری فرود آمدن حوا روی آن است. ابلیس هم در دجنا افتاد، جایی بین مکه و طائف. آدم نمی دانست که حوا روی کوه مروه فرود آمده است. از این رو دقیقاً جهت مخالف کوه مروه را طی کرد و این باعث شد تا فرسنگ ها از حوا دور شود.

تا این که آدم هم در فراق بهشت و دور شدن از رحمت الهی و هم جدایی از حوا به گریه شدید افتاد. جبرئیل آمد و راه درست توبه کردن را به او یاد داد. وقتی آدم همانطور که جبرئیل، گفته بود توبه کرد، جبرئیل هم او را به سمت حوا راهنمایی کرد و هر دو پس از 100 سال جدایی در محلی که امروز عرفات (محل شناختن) می گویند، همدیگر را پیدا می کنند. بعد جبرئیل غسل، طهارت، احرام، تلبیه و دیگر اعمال حج را به آدم و حوا یاد می دهد و آن ها از نه دَی حجه اعمال حج را شروع می کنند.

منبع: مجله همشهری آیه


- نظرات (0)

آیا جهنم و بهشت اکنون خلق شده اند؟

بهشت

آیا جهنم و بهشت اکنون خلق شده اند؟ الآن کجا هستند و چه وسعتی دارند؟ آیا درست است که بهشت در آسمان است و جهنم در زمین؟

 

پاسخ:

اکثر دانشمندان اسلامی معتقدند که این دو هم اکنون وجود خارجی دارند و ظواهر آیات قرآن نیز این نظر را تائید می کند. به عنوان نمونه:

1- آیات فراوانی که در مورد بهشت و یا دوزخ تعبیر به «اُعِدَّت» (مهیا شده) نظیر آیه 133 از سوره آل عمران[1]و یا تعبیرات دیگری که از همین ماده آمده است. از این آیات استفاده می-شود که بهشت و دوزخ هم اکنون آماده شده اند اگر چه بر اثر اعمال نیک و بد انسان ها توسعه می یابند.

2- در آیات مربوط به معراج در سوره «والنَّجم» می خوانیم: بار دیگر پیامبر (ص) جبرئیل را نزد «سدره المنتهی» که در بهشت جاویدان قرار دارد مشاهده کرد.[2]

3- در سوره تکاثر می فرماید: اگر علم الیقین داشتید، دوزخ را مشاهده می کردید پس به عین الیقین آن را می دیدید.»[3]...

 

اما اینکه بهشت و جهنم در کجا هستند؟

پاسخ این سوال را از دو راه می توان داد:

نخست اینکه بهشت و دوزخ در باطن و درون این جهانند.

همانطور که در این عالم موجودات بسیاری هستند که با چشم و گوش و لامسه عادی و غیر مسلح قابل درک نیستند، نظیر امواج رادیویی که تا دستگاه گیرنده ای نباشد، صدائی از آن امواج به گوش ما نمی رسد. البته این مثال هر چند از جهاتی رسا نیست ولی برای مجسم ساختن چگونگی وجود بهشت و دوزخ، در باطن این جهان، مؤثر به نظر می رسد.

دیگر اینکه: عالم آخرت و بهشت و دوزخ، محیط بر این عالم است و به اصطلاح این جهان در شکم و درون آن جهان قرار گرفته است. درست همانند عالم جنین که در درون عالم دنیاست، زیرا می دانیم عالم جنین برای خود عالم مستقلی است، اما جدای از این عالمی که در آن هستیم نیست، بلکه در درون آن واقع شده است. عالم دنیا نیز نسبت به عالم آخرت همین حال را دارد، یعنی در درون آن قرار گرفته است و اگر می‏بینیم قرآن می‏گوید وسعت بهشت به اندازه وسعت آسمان ها و زمین است به خاطر آن است که انسان چیزی وسیع تر از آسمان و زمین نمی‏شناسد تا مقیاس سنجش قرار داده شود ، لذا قرآن برای اینکه وسعت و عظمت بهشت را ترسیم کند آن را به پهنه آسمان ها و زمین تشبیه کرده است و چاره‏ای غیر از این نبوده، همان طور که اگر کودکی که در شکم مادر قرار دارد، عقل می‏داشت و می‏خواستیم با او سخن بگوئیم باید با منطقی صحبت کنیم که برای او در آن محیط قابل درک باشد.

از آنچه گفتیم پاسخ این سؤال نیز روشن شد که اگر وسعت بهشت به اندازه زمین و آسمان ها است پس دوزخ کجا است ؟ زیرا طبق پاسخ اول دوزخ نیز در درون همین جهان قرار گرفته و وجود آن در درون این جهان منافاتی با وجود بهشت در درون آن ندارد (همانطور که در مثال امواج فرستنده صوتی ذکر شد) و اما طبق پاسخ دوم که بهشت و دوزخ محیط بر این جهان باشند جواب باز هم روشنتر است زیرا دوزخ می‏تواند محیط بر این جهان باشد و بهشت محیط بر آن و از آن هم وسیع تر.[4]


[1]-وَ سارِعُوا إِلی‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است؛ و برای پرهیزگاران آماده شده است.

[2]- سوره والنجم آیات 13 الی 15 « وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْری‏ * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهی‏ * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوی‏ و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد، نزد «سدرة المنتهی»، که «جنت المأوی» در آنجاست!

[3]- سوره تکاثر آیات 5، 6 و 7 کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ چنان نیست که شما خیال می‏کنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی‏کرد)! قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید.

[4]-این جواب از تفسیر نمونه ج3 ص92 الی 95 با اندکی تصرف برگرفته شده است .


- نظرات (0)

آدم از کدام بهشت رانده شد؟

در آیه «وَ قُلنا یـادمُ اسكُن أَنتَ وَ زَوجُكَ الجَنَّةَ = و گفتیم اى آدم! تو و همسرت دربهشت جاى گزینید» (بقره/2، 35) و نیز اعراف/7، 19 و طه/20، 117 از بهشت آدم سخن به میان آمده است.
بهشت

در این‌كه مقصود از این بهشت چیست، چندین نظر وجود دارد:

1. بسیارى از مفسّران از جمله حسن بصرى، عمروبن‌عبید، واصل‌بن‌عطا و بسیارى از معتزله مثل جبایى، رمانى و ابن‌اخشید، آن را بهشت موعود مى‌دانند؛ به این دلیل كه «الجنة» عَلَم براى بهشت موعود است.

[1] قرطبى نیز در تفسیر خود همین رأى را برگزیده است.[2]

2. به گفته ابوهاشم، آن بهشت در آسمان قرار دارد؛ ولى بهشت موعود نیست.[3]

به جبایى نیز نسبت مى‌دهند كه گفته است: آن بهشت در آسمان هفتم قرار داشته، دلیل آن «اِهبِطوُا» است. وى «اهباط اوّل» را از آسمان هفتم به آسمان اوّل و «اهباط دوم» را از آسمان اوّل به زمین دانسته‌است.[4]

3. در این وجه كه قوى‌تر و دقیق‌تر از وجوه دیگر است، بهشت، جنبه برزخى و مثالى داشته و داراى جوهرى نورانى است و مثالِ هرچه را در عالمِ وجود است، در خود گنجانده است؛ ولى در هر حال دو بهشت است: یكى پیش از نشئه دنیایى كه مرتبه‌اى از مراتب نزول است و دیگرى پس از نشئه دنیایى كه از مراتب عروج تلقّى مى‌شود و در پایانِ سلسله صعود قرار دارد.

صدرالمتألّهین این رأى را به قیصرى و ابن‌عربى نسبت داده،[5] مى‌گوید: این دو بهشت از حیث ماهیّت و ذات فرقى ندارند و یگانه تفاوت آن‌ها در این است كه یكى در ابتداى سیر انسان و دیگرى در پایان سیر او قرار دارد.[6]

علاّمه طباطبایى نیز ضمن برزخى دانستن این بهشت، در تفسیر حدیثى كه بهشتِ آدم را در دنیا مى‌شناساند، مى‌نویسد: منظور از دنیایى بودن بهشت مزبور، بهشتِ برزخى، در مقابل بهشت جاویدان است.[7]

4. بهشت آدم از باغ‌هاى دنیا بوده و بر روى زمین قرار داشته است و نه بهشت جاوید.

عدّه‌اى از جمله شیخ صدوق، طوسى و آلوسى این رأى را پذیرفته‌اند.[8]

ملاّصدرا این قول را در تفسیرش به ابوالقاسم بلخى و ابومسلم اصفهانى نسبت داده، مى‌گوید: بعضى از اصحاب ما (شیعیان) نیز همین را گفته‌اند.[9]

رشیدرضا نیز در تفسیر المنار ضمن اختیار این نظر، آن را نظریّه محقّقان اهل‌سنّت دانسته و به نقل از ابومنصور ماتریدى در تفسیر التأویلات، این سخن را به پیشینیان نسبت داده است.[10]

براساس روایتى از امام صادق(علیه السلام)نیز این بهشت در دنیا بوده و خورشید و ماه در آن طلوع مى‌كرده است.[11]

كسانى‌كه این بهشت را دنیایى دانسته‌اند و نه بهشت موعود، براى اثبات مدّعاى خویش گفته‌اند: به تصریح قرآن، هركس به بهشت جاودانه وارد شود، هرگز از آن اخراج نمى‌گردد (حجر/15،48) و اهل سعادت در آن مخلّدند. (هود/11، 108) براى بهشتیان در استفاده از نعمت‌هاى آن محدودیتى نیست و نعمت‌هایش فناناپذیر و بى‌پایان است. (رعد/13، 35؛ زخرف/43، 71؛ هود/11، 108) در آن لغو و عصیانى صورت نمى‌گیرد. (طور/52‌، 23؛ واقعه/56‌، 25) ابلیس و اغواى او بدان راه ندارد و نفرین شده خداوند نمى‌تواند در آن وارد شود. برپایه حكمت الهى، بدون مكلّف شدن به تكلیف و تحمّل رنج‌هاى دنیایى روا نیست بنده‌اى در آن وارد شود. آن‌جا جاى آسایش و برخوردارى است و نه آزمایش و خوددارى، و‌در حقیقت، نتیجه و پاداش مؤمنان است كه با اعمال شایسته خویش آن‌را كسب مى‌كنند و پایان برنامه‌ها است؛ در حالى‌كه بهشت آدم، این‌گونه نبوده است.[12]

ناگفته نماند كه این ادلّه با برزخى بودن بهشت آدم(علیه السلام)منافاتى ندارند.

در سفر پیدایش تورات درباره بهشت آدم آمده است: و خداوند خدا باغى در عَدَن به طرف مشرق غرس كرد و آن آدم را كه سرشته بود، در آن‌جا گذاشت؛ پس خدا آدم را گرفت و او را در باغ عَدَن گذاشت تا كار او را بكند و آن را محافظت نماید؛[13] پس خداوند خدا او را از باغ عَدَن بیرون كرد تا كار زمینى را كه از آن گرفته شده بود، بكند؛ پس آدم را بیرون كرد و در سمت شرقى باغ عَدَن، فرشتگانى قرار داد تا با شمشیر آتشینى كه به دو طرف مى‌چرخید، راه درخت حیات را محافظت كند؛[14] بنابراین به گزارش كتاب عهدین، بهشت آدم، چنین جایى بوده است:

1. باغى در زمین؛ 2. در مكان و جاى مشخّصى به نام «شرقِ عَدَن»؛ 3. خداوند آدم(علیه السلام)را براى كار كردن و محافظت باغ عَدَن در آن‌جا قرار داده بود.

نویسنده: على‌احمد ناصح

______________________

[1] مجمع‌البیان، ج‌1، ص‌194.

[2] قرطبى، ج‌1، ص‌208.

[3] مجمع‌البیان، ج‌1، ص‌194.

[4] تفسیر ملاصدرا، ج‌3، ص‌84‌.

[5] تفسیر ملاصدرا، ج 3، ص 81 و 82.

[6] همان، ص‌83‌.

[7] المیزان، ج‌1، ص‌135 و 139.

[8] الاعتقادات، ص‌91؛ التبیان، ج‌1، ص‌156؛ روح‌المعانى، مج1، ج1، ص‌371 و 372.

[9] تفسیر ملاصدرا، ج‌3، ص‌83‌.

[10] المنار، ج‌1، ص‌277.

[11] الكافى، ج‌3، ص‌247؛ قمى، ج‌1، ص‌71؛ بحارالانوار، ج‌6‌، ص‌284‌ـ‌285 و ج11، ص‌161 و 162.

[12] المنار، ج1، ص277؛ تفسیرملاصدرا، ج3، ص81‌؛ التفسیر الكبیر، ج3، ص3.

[13] كتاب مقدّس، پیدایش 2: 8‌.

[14] همان، پیدایش 3: 23.


- نظرات (0)

19 گروه اهل بهشت

بهشت

در قرآن شریف هم به افراد مژده بهشت داده شد و هم به گروه های اجتماع. گروه های اجتماعی كه قرآن شریف به آن ها وعده بهشت می دهد عبارتند از:

1. سبقت گیرندگان در ایمان: «پیشگامان پیشگامند. آن ها مقربانند. در باغ های بهشت (جای دارند) 1».

2. اهل عمل صالح: «وكسانی را كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغ های بهشت وارد می كنند 2».

3. مقرّبان: «پس اگر او از مقرّبان باشد. در روح و ریحان و بهشت پر نعمت است 3».

4. نیكوكاران: «كسانی كه نیكی كردند، پاداش نیك و افزون بر آن ها دارند... آن ها اهل بهشتند 4».

5. متّقین: «توصیف بهشتی كه به پرهیزگاران وعده داده شد (این است كه): نهرهای آب از زیر درختانش جاری است 5».

6. شهیدان: «خداوند از مؤمنان، جان ها و اموالشان را خریداری كرده كه (در برابرش) بهشت برای آنان باشد6».

7. سعادتمندان: «امّا آن ها كه خوشبخت شدند و سعادت یافتند، جاودانه در بهشت خواهند ماند 7».

8. نمازگزاران: «و آن ها كه بر نماز مواظبت دارند. آنان در باغ های بهشتی گرامی داشته می شوند 8».

9. صابران: «در برابر صبرشان، بهشت و لباس های حریر بهشتی را به آن ها پاداش می دهند 9».

10. اطاعت كنندگان: «هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند، او را در باغ های (از بهشت) وارد می كنند 10».

11. خائفان: «و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد، و نفس را از هوی باز دارد. قطعاً بهشت جایگاه اوست 11».

12. اهل ایمان: «و كسانی را كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغ های بهشت وارد می كنند12».

13. توبه كنندگان: «... به یقین گناهان شان را می بخشم، و آن ها را در باغ های بهشتی، كه از زیر درختانش نهرها جاریست وارد می كنم 13».

14. اصحاب یمین 14... .

قابل ذكر است كه هر كدام از گروه ها دارای مراتب و درجاتی خاص می باشند كه نسبت به همدیگر، متفاوت می باشند.

اما افرادی كه قرآن شریف به آن ها وعده و مژده بهشت داده است:

1. حضرت آدم و حوا: «و گفتیم: ای آدم بر تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از آن، از هر جا می خواهید، گوارا بخورید15». (البته در مورد بهشتی كه به حضرت آدم و حوا وعده داده شد اختلاف است كه آیا باغی از باغهای دنیاست یا بهشت موعود.)

2. آسیه همسر فرعون: «و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در هنگامی كه گفت: پروردگارا! خانه ای برای من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده، و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش. (و خداوند دعا و تقاضای او را پذیرفت.16



3. اصحاب كهف: سیما و خلاصه قصه آن ها در سوره كهف آمده است.17

4. امام علی ـ علیه السّلام ـ : در مورد امام علی ـ علیه السّلام ـ از شأن نزول آیات استفاده می شود، ضمن این كه خود امام، «قسیم الجنّه والنّار» است. به عنوان مثال، شأن نزول آیه «السّابقون والسّابقون 18» در مورد امام علی ـ علیه السّلام ـ است و مصداق اول آن امام است. یعنی «پیشگامان پیشگامند. آن ها مقربانند. در باغ های بهشت جای دارند». امام علی ـ علیه السّلام ـ در همة عرصه ها پیشگام بودند، از جمله در عرصة ایمان.

5. امام حسین ـ علیه السّلام ـ : در مورد امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، از شأن نزول بعضی از آیات استفاده می شود، ضمن این كه به فرموده پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سیّد جوانان اهل بهشت است. به عنوان مثال شأن نزول آیات پایانی سورة فجر در مورد امام حسین ـ علیه السّلام ـ است و آن آیات عبارتند از: « هان ای نفس مطمئنه (آرمیده). خشنود (از خدا) و خوشایند سوی پروردگارت بازگرد. پس در میان بندگان ویژه ام درآی. و در بهشت ویژه ام داخل شو 19».


[1] . واقعه/ 10ـ12.

[2] . ابراهیم/ 23.

[3] . واقعه/ 88ـ89.

[4] . یونس/ 26.

[5] . رعد/ 35.

[6] . توبه/ 111.

[7] . هود/ 108.

[8] . معارج/ 35ـ36.

[9] . انسان/ 12.

[10] . فتح/ 17.

[11] . نازعات/ 40ـ41.

[12] . ابراهیم/ 23.

[13] . ابراهیم/ 195.

[14] . مدّثر/ 40.

[15] . بقره/ 35 و اعراف/ 19.

[16] . تحریم/ 11.

[17] . كهف/ 10ـ26.

[18] . واقعه/ 10ـ12.

[19] . فجر/ 27ـ30.


- نظرات (0)