سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



حیواناتی که انسان بودند!

قمر در عقرب

مسخ در قرآن

در تعریف مسخ گفته اند:

به تغییر شکل و دگردیسی افراد و اجسام از شکل اولیه به شکلی زشت‌تر مَسخ گفته می‌شود.

در برخی منابع آن را یکی از انواع تناسخ به شمار آورده اند.

به تصریح قرآن در امت‌های پیشین مسخ صورت پذیرفته است و گروهی از گناهکاران به صورت میمون و خوک درآمده اند. به عنوان مثال، قرآن کریم در سوره بقره، آیات 66-65 و نیز آیات 163ـ166 سرگذشت گروهی  از بنی‌اسرائیل را بیان می کند که در ساحل یکی از دریاها (ظاهراً دریای احمر بوده که در کنار سرزمین فلسطین قرار دارد) در بندری به نام ایله (که امروزه به نام بندر ایلات معروف است‌) زندگی می‌کردند.

امام على (علیه السلام ) مى فرماید: « روزى از رسول خدا (صلى الله علیه و اله )درباره بعضى از حیوانات كه در آغاز آفرینش ، انسان بودند، ولى به سبب ویژگى هاى ناپسند شان به امر خداوند مسخ شده اند، پرسیدم . فرمود: از حیواناتى كه مسخ شده اند یكى دعموص (كرم سیاه ) است و دیگرى عقرب .

از طرف خداوند سبحان برای آزمایش و امتحان‌، به آنان دستور داده شد که روزهای شنبه به صید ماهی نپردازند. ولی این مردم بنای بر قانون‌شکنی گذاشتند و ابتدا با حیلة شرعی ـ به وسیلة کندن حوضچه‌ها و یا انداختن قلاب‌ها ـ کار خود را شروع کردند (ماهی‌ها را روزه‌های شنبه در حوضچه‌ها و یا قلاب‌ها به دام می‌انداختند و روزهای بعد آن‌ها را از آب می‌گرفتند). این کار، نافرمانی و گناه را در نظر آن‌ها کوچک جلوه داد و آنان را در برابر شکستن احترام روز ممنوع جسور ساخت‌. کم کم در برابر فرمان الهی بی‌باک شده‌، در روزهای شنبه به طور علنی و با بی‌پروایی به صید ماهی مشغول شدند و از این راه مال و ثروت فراوانی فراهم ساختند؛ زیرا ماهیان (برای امتحان آن‌ها و به دستور پروردگار) روز شنبه در روی آب آشکار می‌شدند و در غیر روز شنبه کمتر به سراغ آن‌ها می‌آمدند (اعراف‌، 163) این بود تا این‌که عذاب سخت الهی فرود آمد و گناهکاران و کسانی را که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کردند به کام خود فرو برد (از مجموع آیات قرآن استفاده می‌شود که هر دو گروه مجازات شدند، ولی مجازات مسخ‌، تنها مربوط به گنهکاران بود و مجازات دیگران احتمالاً هلاکت و نابودی بوده است‌، هر چند گنهکاران نیز چند روزی پس از مسخ شدن ـ طبق روایات ـ هلاک شدند.(1)

با این وجود مسخ در اسلام با آنچه تناسخ خوانده می‌شود تفاوت بنیادی دارد زیرا در تناسخ روح از بدن جدا شده به بدن یا جنین دیگر تعلق می گیرد اما در مسخ روح از بدن جدا نمی‌شود بلکه تنها شکل ظاهری بدن تغییر می‌کند یعنی این گونه نیست که نفس انسان به نفس میمون تبدیل شود بلکه افراد مسخ شده با حفظ روح بشری فقط صورتا همچون میمون و خوک می شوند تا به نوعی کیفر ببینند.

علامه طباطبایی نیز معتقد است:

«انسانهاى مسخ شده، انسانهایى هستند كه با حفظ روح بشرى صورتا مسخ شده اند، نه اینكه نفس انسانى آنها نیز مسخ شده و به نفس بوزینه تبدیل گردیده است‏».

مسخ در روایات:

امام على (علیه السلام ) مى فرماید: « روزى از رسول خدا (صلى الله علیه و اله )درباره بعضى از حیوانات كه در آغاز آفرینش ، انسان بودند، ولى به سبب ویژگى هاى ناپسند شان به امر خداوند مسخ شده اند، پرسیدم . فرمود: از حیواناتى كه مسخ شده اند یكى دعموص (كرم سیاه ) است و دیگرى عقرب .

سپس فرمود:

و أما الدعموص فكان نماما یفرق بین الاءحبه و اءما العقرب فكان رجلا لذاغا (لذاعا) لا یسلم على لسانه اءحد (2) ».

كرم سیاه ، سخن چین میان دوستان و آشنایان بود و به واسطه خبر چینى ، جدایى مى انداخت . عقرب هم مرد بدزبانى بود كه هیچ كس از بیش زبانش  آسوده خاطر نبود.

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید:

و اءما العقرب فكان رجلا همازا فمسخه الله عزوجل عقربا (3)؛

عقرب مردى عیب جوى ، طعنه زننده ، بدگوى و بدزبان بود كه خداوند، او را به صورت عقرب درآورد(4)

البته نوع دیگری از مسخ و تناسخ وجود دارد که مورد قبول کثیری از فلاسفه و دانشمندان بزرگ اسلامی است و آن مسخ روحی و معنوی است.

شهید مطهری در توضیح این نوع از مسخ می گوید:

یك مطلب مسلم‏است و آن این است كه انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به‏ یك حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود تبدیل‏ به یك حیوان شود و بلكه تبدیل به نوعی حیوان شود كه در عالم ، حیوانی به‏ آن بدی و كثافت وجود نداشته باشد .

قرآن از " « بل هم اضل »" (سوره اعراف ، آیه . 179 )سخن می‏گوید ، یعنی از مردمی كه از چهارپا هم پست‏تر هستند .

مگر می‏شود انسان واقعا از نظر روحی تبدیل به یك حیوان‏ شود ؟ بله ، چون شخصیت انسان به خصائص اخلاقی و روانی اوست .

اگر خصائص اخلاقی و روانی یك انسان ، خصائص و اخلاقی یك درنده بود ، خصائص و اخلاقی یك بهیمه بود ، او واقعا مسخ شده است ، یعنی روحش‏ حقیقتا مسخ و تبدیل به یك حیوان شده است .

جسم خوك با روح آن تناسب‏ دارد و انسان ممكن است تمام خصلتهایش خصلتهای خوك باشد . اگر انسانی‏ اینگونه باشد ، از انسانیت منسلخ شده و در معنی و باطن و نزد چشم‏ حقیقت‏بین و در ملكوت ، واقعا یك خوك است و غیر از این چیزی نیست .

پس انسان معیوب ، گاهی به مرحله انسان مسخ شده می‏رسد . ما اینها را كمتر می‏شنویم و شاید بعضی خیال كنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان‏ بیاید ، ولی حقیقت است . (5)

 

پی نوشت ها :

1.ر.ک‌:تفسیر نمونه‌، آیة‌الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 6، ص 418ـ428،

2.على مشكینى ، مواعظ العددیه ، ص 433.

3.همان .

4. نیش و نوش هاى زبان، شکیبا سادات جوهری

5. استاد شهید مطهری، انسان کامل


- نظرات (0)

سیاست هویج و چماق

تجربه

انقلاب اسلامی ملت ایران از همان ابتدا با کینه توزیها و تهدیدهای دشمنان قسم خورده مواجه گردید، کسی که کمترین تاملی در این موضوع داشته باشد؛ می داند که ماهیت انقلاب ما با دشمنان نمی سازد. از این رو دشمنی بعضی مستکبران با ما، به این موضوع برگشت می نماید، ولی واضح است که با پیروزی انقلاب اسلامی دشمنی آنها شدیدتر شد.
پیروی از دشنمان، هرگز
خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید: «وَ لَن تَرْضىَ‏ عَنكَ الْیهَودُ وَ لَا النَّصَارَى‏ حَتىَ‏ تَتَّبِعَ مِلَّتهَمْ؛[بقره/120]هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسلیم خواسته‏هاى آنها شوى)». [1]

در شان نزول آیه اول از ابن عباس چنین نقل شده كه یهود مدینه و نصاراى نجران انتظار داشتند كه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) همواره در قبله با آنها موافقت كند، هنگامى كه خداوند قبله مسلمانان را از بیت المقدس به سوى كعبه گردانید آنها از پیامبر  مایوس شدند (و شاید در این میان بعضى از طوائف مسلمانان‏
ایراد مى‏كردند كه نباید كارى كرد كه باعث رنجش یهود و نصارى گردد) . آیه فوق نازل شد و به پیامبر اعلام كرد كه این گروه از یهود و نصارى نه با هماهنگى در قبله و نه با چیز دیگر از تو راضى نخواهند شد، جز اینكه آئین آنها را دربست بپذیرى. [2]

حال و حکایت دشمنان ما مخصوصا آمریکا، مثل کینه توزان (نه همه ی آنها) یهود و نصارای زمان پیامبر است که مخالف اسلام بودند و در نقشه کشیدن علیه اسلام و شخص پیامبر از هیچ کوششی دریغ نمی ورزیدند.  در این میان امکان دارد کسانی فکر کنند اگر ما خود را با آنها هماهنگ کنیم؛ آنها دست از دشمنی خویش برداشته و ...، اما قرآن این پیام را به همه می دهد که اینچنین نیست. دلیلش هم معلوم است چون ماهیت آنها با ماهیت ما فرق می کند. البته تسلیم نشدن در مقابل دشمنان به معنی رابطه نداشتن با آنها، نیست و این دو مقوله هستند.

عاقل و پند گرفتن از تجربه
تاریخ معاصر ایران، پر از شیطنت ها و دشمنیهای آمریکای با ملت ایران بوده است، این دشمنی تمام نشده و اتفاقا بیشتر هم شده است. اگر ما تجربه ها را بکار نبندیم؛ بی تردید عواقب تلخی در انتظار ماست. باید این کلام حضرت علی (علیه السلام) را آویزه ی گوش کنیم: «إِنَّمَا الْعَاقِلُ‏ مَنْ‏ وَعَظَتْهُ‏ التَّجَارِبُ‏؛[3] عاقل کسیست که ازتجربه ها پند گیرد». درطول این سالیان پس از انقلاب، هیچ کشوری مانند آمریکا نسبت به ما دشمنی نداشته است، باید این دیگربرای ما عبرت شده باشد.
مقام معظم رهبری در دیدار همافران نیروی هوای، برگرفتن عبرت از وقایع تاکید نمودند: امروز متأسّفانه انسان مشاهده میکند در برخی از فاصله‌ها و مقاطع حرفهایی زده میشود از سوی دشمنان؛ این برای مردم ما مایه‌ی عبرت است. در همین مذاکرات گوناگونی که در این روزها انجام میگیرد، ملّت ایران این مذاکرات را زیر نظر داشته باشند؛ اظهارنظرهای بی ادبانه‌ی مسئولان آمریکایی را مردم ببینند، زیر نظر داشته باشند، دشمن را بشناسند. بعضیها میخواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف کنند؛ نه، ببینید دشمنی را، ببینید دورویی را. مسئولین آمریکایی در جلسات خصوصی با مسئولین کشور ما یکجور حرف میزنند، به مجرّد اینکه از آنها جدا میشوند، در بیرون یکجور دیگر حرف میزنند. [4]

حکایت هویج و چماق
دشمنان ما دیگر تیغشان کند شده وگرنه از هیچ گونه شیطنتی کوتاه نمی آیند. رهبری نطام در همین باره گفتند: یکی از بخشهای حرفهای مسئولان آمریکایی با مسئولین ما، در اظهارات گوناگون این است که ما قصد تغییر رژیم ایران را نداریم. اوّلاً دروغ میگویند؛ اگر بتوانند، لحظه‌ای تردید نمیکنند در اینکه این اساس را منهدم کنند. ثانیاً نمیتوانند؛ آن نظامی را دستگاه‌های استکبار میتوانند جابه‌جا کنند که متّکی به آحاد مردم نباشد. نظام جمهوری اسلامی متّکی به ایمانهای مردم است؟ [5]
دشمنان نطام ایران، بحمدالله توان این را ندارند که کار چندانی صورت دهند وگرنه خیلی دوست دارند که به اهداف نامیمون خود برسند. به فرمایش قرآن: « وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دینِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا؛[بقره/217]وكافران پیوسته با شما مسلمین كارزار كنند تا آنكه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند». آمریکا اول با ایجاد جنگ تحمیلی می خواست ایران اسلامی را شکست دهد بعد که نتوانست با حربه ی تحریمها و جنگ نرم و هزاران ترفند دیگر به میدان آمد و به یاری خدا کاری از پیش نمی برد و نخواهد برد.
خدا رحمت کند امام امت را که آمریکا را شیطان بزرگ نام نهاد. آمریکای منافق و دو رو، زبانشش زبان شیطان است و شیطان هم معلوم است بجز دروغ و حیله و فریب، کار دیگری ندارد. حضرت علی (علیه السلام) در توصیف انسان منافق و دورو (دراینجا آمریکا) بیان می کند که: «على‏ لسان‏ المنافق‏ شیطان‏ ینطق‏؛[6] بر زبان انسان منافق و دور، شیطان است که سخن می گوید».
دولت آمریکا باترفند هویج و چماق می خواهد که ما را از ماهیت اسلامی و انقلابی بیندازد. باید مسولان و مردم هشیار بوده و این سخنان رهبری را مد نظر قرار دهند: به دشمن نمیشود چشم دوخت؛ از دشمن نمیشود انتظار داشت. آمریکاییها در برخی از اظهارات و لفاظیهایشان میگویند ما دوست ملّت ایرانیم؛ دروغ میگویند، در خلال کارهایشان میشود فهمید. ایران را تهدید میکنند، آن‌وقت توقّع دارند که جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد؛ این خنده‌آور نیست؟ درعین‌اینکه تهدید میکنند، درعین‌حال میگویند شما قدرت دفاعیتان را کم کنید؛ نه، مسئولین گوناگون و بخشهای مختلف و نیروهای مسلّح، به توفیق الهی روزبه‌روز بر قدرت دفاعی خودشان خواهند افزود. [7]

نتیجه گری
خداوند به پیامبرش (در حقیقت به ما) تذکر می دهد که رضایت یهود و نصاری که دشمن اسلامند، را بدست نمی آوری، چون تو دنبال چیزی هستی و آنها دنبال چیز دیگر. در عصر ما، آمریکا و متحدانش با دشمن بودن با اسلام و تشیع و ایران، به دنبال اهداف توسعه طلبانه و فریبکارانه خود هستند که به فضل خدا و با اقتدار ایران اسلامی، تا حالا تیرشان به سنگ خورده و از این به بعد هم انشاءالله تیرشان به سنگ خواهد خورد.

پی نوشتها
[1] ترجمه مکارم، ص19
[2] تفسیر نمونه، ج‏1، ص   428   
[3] عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ، ص 177
[4] بیانات رهبری در 19 بهمن 94 برگرفته از سایت رهبری
[5] همان
[6] شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید / ج‏20 ، ص 280
[7] بیانات رهبری در 19 بهمن 94 برگرفته از سایت رهبری



- نظرات (0)

قیامت گنهکاران ده گونه محشور می‌شوند

در قیامت مردم ده گونه محشور می‌شوند:

1 - شایعه‌سازان، به صورت میمون.                             2 - حرام خواران، به صورت خوک.

3- رباخواران، واژگونه.                                                  4- قاضی ناحقّ، کور.

5- خودخواهان مغرور، کر و لال.                                 6- عالم بی‌عمل، در حال جویدن زبان خود.

7- همسایه آزار، دست و پا بریده.                              8- خبرچین، آویخته به شاخه‌های آتش.

9- عیّاشان، بد بوتر از مردار.                                      10- مستکبران، در پوششی از آتش.

(تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه 18 سوره نبأ)

بوزینه
از دانستنی‌های تاریخ، عبرت بگیرید!!

وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ (بقره 65)

قطعاً شما از (سرنوشت) کسانی از خودتان که در روز شنبه، نافرمانی کردند (و به جای تعطیل کردن کار در این روز، دنبال کار رفتند) آگاهید، ما (به خاطر این نافرمانی) به آنان گفتیم: به شکل بوزینه‌های مطرود در آیید.

این آیه نیز به روح عصیانگری و نافرمانی حاکم بر یهود و علاقه شدید آن‌ها به امور مادی اشاره می‌کند.

یکی از احکام تورات، وجوب تعطیل کردن شنبه بود که حرص و آز، گروهی از بنی اسرائیل را به کار واداشت و با حیله، روزهای شنبه، کار می‌کردند؛ لذا خداوند، افراد حیله‌گر را به صورت بوزینه در آورد تا درس عبرتی برای دیگران باشد.

این ماجرا علاوه بر این آیه در سوره اعراف، 163 166(نیز آمده است؛ و اصولًا مسخ چهره، یکی از عذاب‌های الهی و تحقّق قهر خداوندی است.)

گروهی از نصاری نیز بعد از نزول مائده آسمانی، کفر ورزیدند که به شکل بوزینه و خوک در آمدند : «وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِیرَ» مائده، 60(کلمه‌ی «سبت» به معنای قطع و دست کشیدن از کار است. چنان که در آیه‌ای دیگر، درباره‌ی نقش خواب فرموده است: «وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً» ) نبأ ، 9(و لذا شنبه، روز تعطیلی یهود، «یوم السبت» نامیده شده است)

«خاسِئِینَ» از ماده «خسأ به معنی «طرد نمودن» است. این واژه ابتدا برای طرد سگ بکار رفته، ولی سپس به طور عام استعمال شده است.

در آیه به جای «قردة خاسئة»، «خاسِئِینَ» فرموده که صفت برای جمع مذکّر عاقل است، شاید این استعمال برای آن است که جسم آنان تبدیل به بوزینه شده، نه روح و عقل انسانی آنان ؛ زیرا در این صورت، عذابِ بیشتری می‌کشند. هر چند که برخی، همانند مراغی در تفسیر خود، مراد از بوزینه شدن را یک تشبیه دانسته و گفته‌اند: این آیه نیز نظیر آیه‌ی «کَمَثَلِ الْحِمارِ» و یا «کَالْأَنْعامِ» است. یعنی مسخ معنوی آنان منظور است، نه مسخ صوری و ظاهری ولی در تفسیر أطیب البیان روایتی از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

خداوند هفتصد امّت را در تاریخ به خاطر کفرشان، تغییر چهره داده و به سیزده نوع حیوان، تبدیل شده‌اند. (بحار، ج 14، ص 787)

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از «لِما بَیْنَ یدی‌ها»، مردم زمان نزول بلا هستند و مراد از «ما خلف‌ها»، امّت‌های بعد از نزولند که شامل ما مسلمانان نیز می‌شود یعنی این درس عبرت مخصوص بنی اسرائیل نبود، و همه انسان‌ها را شامل می‌شود

همان‌گونه که در روایات می‌خوانیم دامنه مسخ در قیامت با توجّه به خصوصیّات روحی افراد، گسترده‌تر خواهد بود. در قیامت مردم ده گونه محشور می‌شوند:

1 شایعه‌سازان، به صورت میمون. 2 حرام خواران، به صورت خوک.

3 رباخواران، واژگونه. 4 قاضی ناحقّ، کور. 5 خودخواهان مغرور، کر و لال.

6 عالم بی‌عمل، در حال جویدن زبان خود. 7 همسایه آزار، دست و پا بریده.

8 خبرچین، آویخته به شاخه‌های آتش. 9 عیّاشان، بد بوتر از مردار.

10 مستکبران، در پوششی از آتش.( تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه 18 سوره نبأ )

 

آیا این بوزینه و خوک‌هائی که موجودند از نسل همان گروه می‌باشند یا نه؟

خدای قهار آنان را به علت اینکه معصیت نمودند مسخ نمود .خدا ایشان را به این وسیله نابود کرد که بادی آمد و آنان را به دریا ریخت. خدا هیچ امتی را مسخ نکرد مگر اینکه آنان را هلاک نمود. این بوزینه و خوک‌ها از نسل آنان نیستند، بلکه آن گروه به شکل بوزینه و خوک در آمدند.

 

پیام‌های آیه:

1- از دانستنی‌های تاریخ، عبرت بگیرید. «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ»

2ـ کسی که حکم خدا را نسخ کند، خود را مسخ کرده است. تغییر و تحریف چهره دین، تغییر چهره انسانیّت را به دنبال دارد. «اعْتَدَوْا» ، «کُونُوا قِرَدَةً»

3ـ استراحت و عبادت، باید جزء برنامه‌های رسمی باشد و هر کس زمان تعطیل و تفریح و عبادت را به کار مشغول شود، متجاوز است. «اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ»

یکی از احکام تورات، وجوب تعطیل کردن شنبه بود که حرص و آز، گروهی از بنی اسرائیل را به کار واداشت و با حیله، روزهای شنبه، کار می‌کردند؛ لذا خداوند، افراد حیله‌گر را به صورت بوزینه در آورد تا درس عبرتی برای دیگران باشد. این ماجرا و اصولًا مسخ چهره، یکی از عذاب‌های الهی و تحقّق قهر خداوندی است

4ـ هر کس راه خدا را کنار بگذارد، بوزینه صفت، مقلّد دیگران خواهد شد.«کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ»

5ـ در جهان طبیعت، تبدیل موجودی به موجود دیگر ممکن است. «کُونُوا قِرَدَةً»

6ـ حیوانات، از رحمتِ خداوند دور نیستند، ولی حیوان شدن انسان، نشانه‌ی قهر و طرد الهی است. «کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ»

و در دنباله بحث در آیه بعد می‌فرماید:

فَجَعَلْناها نَکالاً لِما بَیْنَ یدی‌ها وَ ما خلف‌ها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ (بقره 66)

ما این عقوبت را عبرتی برای حاضران معاصر و نسل‌های بعدشان و پندی برای پرهیزکاران قرار دادیم.

«نَکالَ» عذابی است که اثر آن باقی و ظاهر باشد تا دیگران ببینند و عبرت بگیرند.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از «لِما بَیْنَ یدی‌ها»، مردم زمان نزول بلا هستند و مراد از «ما خلف‌ها»، امّت‌های بعد از نزولند که شامل ما مسلمانان نیز می‌شود یعنی این درس عبرت مخصوص بنی اسرائیل نبود، و همه انسان‌ها را شامل می‌شود.(تفسیر مجمع‌البیان ذیل آیه مورد بحث)

 

پیام‌های این آیه :

1ـ شکست‌ها و پیروزی‌ها باید برای آیندگان درس باشد. «نَکالًا» ، «ما خلف‌ها»

2ـ عبرت گرفتن و پندپذیری، نیازمند داشتن روحیّه‌ی تقواست. «مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ»

منابع:

1-  تفسیر نور ج 1

2-  تفسیر نمونه ج 1

3-  تفسیر آسان ج 1

4-  تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه 18 سوره نبأ

5-  بحارالانوار، ج 14، ص 787

 


- نظرات (0)

سیما و جایگاه گناهکاران در قیامت

قیامت
سیما و جایگاه گناهکاران در قیامت

قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 20 می فرماید:

«روزی که هر کس آنچه را از خوب و بد عمل خود حاضر می بیند» یعنی روز جدا شدن خوبی ها از بدی ها، و هر کس آنچه کاشته درو می کند.

قرآن کریم در آیات مختلف سیما و جایگاه گناهکاران را در قیامت اعلام می دارد از قبیل:

- سوره ابراهیم آیات 49 و 50، که می فرماید:

«گناهکاران را در آن روز می بینی که با هم در زنجیرها بسته شده اند. تن پوش هایشان از "قطران" (قیر) است و چهره هایشان را آتش می پوشاند. و همچنین حال و روزشان را اینگونه در سوره احزاب آیه 66 بیان می کند:

«ناله حسرت جهنمیان برخاسته می گویند: ای کاش ما خدا را فرمان می بردیم و پیامبر را اطاعت می کردیم.»

«و ای کاش فلانی را دوست خود نگرفته بودیم.» (فرقان آیه 28)

و در سوره فجر آیه 24 می فرماید: «ای دریغ بر ما، بر آنچه درباره آن کوتاهی کردیم. کاش برای زندگانی خود چیزی از پیش می فرستادیم.»

و در سوره واقعه آیه 51 تا 52 می فرماید:

« آن گاه شما ای گمراهان دروغ پرواز، قطعاً از درختی که از زقوم است خواهید خورد و از آن شکم هایتان را خواهید آکند.» اهل دروخ در جهنم تشنه و گرسنه می شوند، می خورند اما سیر نمی شوند و در آیات 166 و 167 سوره بقره بیان می دارد که روز قیامت روز حسرت، افسوس و آه گناهکاران است.

آن زمان که درجات بهشت و مقام بهشتیان را می بینند، به حال خود افسوس می خورند که به عذاب دردناک مبتلا هستند. از چرک دوزخیان و خارو خاشاک می خورند و از آب جوشان می نوشند...

زمانى كه حسابرسى به پایان رسیده و سرنوشت افراد روشن مى شود، آفریدگار جهان پرچمى را كه به آن «لواء الحمد»مى گویند به دست پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) مى دهد، و آن حضرت پیشاپیش بهشتیان به سوى بهشت حركت مى كند

افسوس بر فرصت های از دست رفته که باعث شده نعمت های بهشتی را از دست بدهند.

علی (علیه السلام) در خطبه 190 جایگاه گناهکاران را در معاد این گونه معرفی می کند و می فرماید:

«در جایگاهی تنگ، در میان مشکلاتی بزرگ، آتش پر شور که صدای زبانه هایش وحشت زا و شراره هایش تا دل آسمان زبانه می کشد، غرش پرهیجان، فروزنده و گذارنده و خاموشیش بسیار دور، آتش گیره اش مشتعل، قرارگاهش تاریک، اطراف و جوانبش تیره و ظلمانی دیگ های جوشانش سخت داغ، و اوضاعش سخت وحشتناک است گناهکاران در عذابند.»

و قرآن کریم روز معاد را روز هول و وحشت و عذاب برای گناهکاران اعلام می دارد و در سوره مسد آیه 3 می فرماید: «روزی باشد که به دوزخ در آتشی در افتد»

و خداوند کسانی که عملشان سبک باشد را دعوت به جایگاهی که نامش هاویه است می کند و بیان می کند که آن ها مهمان همیشگی عذاب و آتش هستند و هیچ راه قرار و هیچ پناهگاهی غیر از خداوند ندارند و مهم تر از همه هیچ شیعی وجود ندارد که آنها را نجات دهد.

بهشت
سیما و جایگاه نیکوکاران در قیامت

روز رستاخیز روز پاداش و جزای اعمال انسان است و انسان نیکو کار خوشحال و خشنود است زیرا مهم ترین پاداش خود که همان رضایت خداوند است را می بیند ولی با این حال خداوند وعده بهشت جاویدان و همنشینی با خوبان را به او داده است.

در سوره فرقان آیه 15 بهشت را همیشگی و دائمی اعلام می شود و در سوره های مختلف بهشت را وصف بدین گونه می کند که: نهرها جاریست در آن و فساد، عیب و نقصی از آن دور است.

و اما انسان بهشتی خود نیز از هر گونه پلیدی و ناپاکی منزه است و خواستار چیزیست که خداوند بدان راضی است زیرا که آنان از خدای خود راضی اند و خدا از آنان راضی است. آنچه بر بهشت حکومت می کند سراسر فضیلت است و جایی برای رذایل نیست نه جایی لغو و لهو و نه جای گناه و ناپاکی، بلکه سراسر اینست است و سلامتی.

و در سوره فاطر آیات 34 و 35 می فرماید بهشت که سرای نیست و سلامتی است اثری از خوف، خون، رنج، خستگی و خلاصه هیچ درد و ناتوانی جسمانی و روحانی در آن راه نیست.

و در بهشت نه نشانه ای از کهولت است و نه اثری از ضعف و سستی. بلکه جایگاه ابدیست که انسان از خدا راضی و خدا هم از او راضی که این بهترین پاداش برای نیکوکاران است.

4. از روایات اسلامى استفاده مى شود كه در روز رستاخیز گذرگاهى عمومى وجود دارد كه همگان باید از آن عبور كنند.به این گذرگاه، در لسان روایات، صراط گفته شده است، كه مفسران آیه 71- 72 سوره مریم([16]) را نیز ناظر بر آن دانسته اند.

5. میان بهشتیان و دوزخیان حائلى وجود دارد كه قرآن از آن به «حجاب» تعبیر مى كند.نیز در روز رستاخیز انسانهاى والایى  بر نقطه اى مرتفع  قرار دارند، كه بهشتیان و دوزخیان را از سیماى هر یك مى شناسند، چنانكه مى فرماید: (وَ بَیْنَهما حِجابٌ وَ عَلى الأَعرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسیماهُمْ)(اعراف/46): میان آن دو حجاب وحائلى است و در نقاط بلند عرصه محشر مردانى قرار دارند كه هر شخصى را از سیمایش مى شناسند. این انسانهاى والا، به حكم روایات ما، پیامبران و اوصیاى شریف آنان مى باشند.

قرآن کریم روز معاد را روز هول و وحشت و عذاب برای گناهکاران اعلام می دارد و در سوره مسد آیه 3 می فرماید: «روزی باشد که به دوزخ در آتشی در افتد»

6. زمانى كه حسابرسى به پایان رسیده و سرنوشت افراد روشن مى شود، آفریدگار جهان پرچمى را كه به آن «لواء الحمد»مى گویند به دست پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) مى دهد، و آن حضرت پیشاپیش بهشتیان به سوى بهشت حركت مى كند.([ بحار الأنوار، ج8، باب 18، احادیث 1تا 12; مسند احمد، 1/281، 295و 3/144])

7. در روایات متعدد، از وجود حوض بزرگى در صحراى محشر خبر داده شده كه به حوض كوثر معروف است; پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) قبل از همگان كنار حوض مزبور مى آید، و رستگاران امّت، به وسیله پیامبر و اهل بیت مكرّم ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ از آن آب مى نوشند.[15]

بنابراین آیه مباركه (إِنْ كانَتْ إِلاّ صَیْحَةً واحِدة فَإِذا هُمْ جَمیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُون) (یس/53) بیانگر واقعیت نفخ صور در آیه 51 است كه مى فرماید: (وَنُفِخَ فِی الصُّور فَإِذا هُمْ مِنَ الأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ یَنْسِلُون) و معنى آیه این است كه نفخه صور دوم جز یك فریاد نیست، كه پس از آن ناگهان همگان  نزد ما حاضر خواهند بود.[16]

(وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاّوارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضیّاً * ثُمَّ نُنَجّی الَّذینَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظّالِمینَ فِیها جِثیّاً) (مریم/71ـ72): هیچ یك از شماها نیست مگر اینكه وارد آن (دوزخ) مى شود، واین مطلب حكم قطعى خداوند است. سپس پرهیزگاران را نجات مى دهیم، وستمگران را كه به زانو در آن درافتاده اند، رها مى كنیم.


- نظرات (0)

امیدبخش ترین آیه قرآن

لا تَقْنَطُوا 
مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ

خداوند متعال خود را در قرآن کریم با صفات زیادی به بندگان خویش معرفی فرموده است؛ صفاتی که هر کدام جلوه ای از جمال و جلال الهی را به نمایش میگذارد. صفت رحمت یکی از این صفات است که در بیش از 500 آیه از آن سخن به میان آمده است.
ابتدا سزاوار است تعریفی اجمالی از معنای رحمت ارائه دهیم. رحمت، نوعی رقت و حالت قلبی است که احسان و نیکی به شخص مورد دلسوزی را در پی داشته باشد. البته در تعبیرات قرآنی گاهی به دلسوزی بدون احسان رحمت گفته میشود؛ همانگونه که برخی اوقات احسان بدون حالت قلبی را نیز رحمت مینامند.
در قرآن کریم هر جا که رحمت خداوند متعال به بندگانش مطرح میشود، منظور احسان و تفضل و نیکی بدون حالت تأثر قلبی است؛ چرا که ذات مقدس او منزه از تأثرات قلبی و رقت دل و ... است. (مفردات راغب اصفهانی، ذیل واژه رحم)
اینک در کنار مائده آسمانی قرآن مینشینیم و با استفاده از آیات نورانی، با این صفت الهی بیشتر آشنا میشویم:

حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد

1 تعداد تکرار

واژه "الرحمن" در سراسر قرآن کریم 157 مرتبه، و واژگان الرحیم و رحیم و رحیما جمعاً 166 مرتبه تکرار شده اند. در مواردی که در قرآن کریم این کلمات آمده، به عنوان صفت الهی است، مگر در یک مورد در آیه 128 سوره توبه که کلمه رحیم در وصف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است.
در 4 مورد از خداوند طلب رحمت شده که سه مورد آن از طرف پیامبران و دیگری از سوی بندگان خالص الهی است. که عبارتند از: بقره/286، اعراف/151 و 155، مؤمنون/109.
در 4 جا هم خداوند متصف به «ارحم الراحمین»؛ اعراف/151، یوسف/64، یوسف/92 و انبیاء/83 و در یک مورد «خیر الراحمین» گردیده مؤمنون/118.

2 رحمت الهی در برخی آیات

پروردگار شما بخشنده و دارای رحمت است «وَرَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ» کهف/58.
خداوند رحمت را بر خویش واجب فرموده است «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» انعام/12 و 52.
رحمت الهی واسع است و شامل هر چیزی میشود «وَرَحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیء» اعراف/156.
رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» اعراف/56.
ای کسانی که به خود ظلم کرده اید! هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید «قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» زمر/53.
از رحمت مایوس نمیشوند، مگر گمراهان «وَمَنْ یقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ» حجر/56.
حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد «مَایفْتَحِاللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَهَا وَمَایمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ» فاطر/2.

3 رحمت در میان مؤمنان

از خصوصیات اصحاب الیمین، سفارش به رحمت به یکدیگر است ... وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیمَنَةِ« بلد/17 18.
مؤمنان با دشمنان سخت و محکم، ولی با یکدیگر با رحمت برخورد میکنند «وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَیالْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ» فتح/29.
از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان (پدر و مادر) بگستر «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» اسراء/24.
دعا برای مورد رحمت قرار گرفتن پدر و مادر از وظایف فرزندان است؛ چرا که در کودکی او را تربیت کرده اند «... وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیانِی صَغِیراً» اسراء/24.

فراگیرترین آیه قرآن از جهت رحمت الهی به بندگان کدام است؟

بر اساس برخی از روایات؛ فراگیرترین و گسترده ترین آیه از جهت امید و رحمت قرآن، این آیه مبارکه است: «...یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛ (زمر، 53) بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
دقت در تعبیرات فوق نشان می دهد که این آیه از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است که در روایات از آن تعبیر به «أوسَعُ الآیات » شده است:

این آیه از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است که در روایات از آن تعبیر به «أوسَعُ الآیات » شده است.

1 پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: «دوست ندارم که دنیا و آنچه در آن است، به ازاىِ این آیه از آنِ من باشد: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ...». مردى گفت: اى پیامبر خدا! پس کسى که شرک ورزیده است [آیا این آیه، شامل حال او هم می شود]؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) سکوت کرد و سپس سه بار فرمود: بجز کسى که شرک ورزیده است». (أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، شعب الایمان، ج 9، ص 340 ٓ 341)
2 امام على (علیه السلام) فرمود: «در قرآن، آیه اى فراگیرتر از "یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ..." وجود ندارد». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 784)
3 گفته شد: این آیه، درباره وحشى، قاتل حمزه، نازل شد، آنگاه که خواست اسلام آورد؛ امّا ترسید که توبه اش پذیرفته نشود و چون این آیه نازل شد، اسلام آورد. به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته شد: اى پیامبر خدا! این آیه اختصاص به او دارد یا شامل حالِ همه مسلمانان می شود؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شامل همه مسلمانان می شود». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 785)

دلیل وسعت و فراگیر بودن این آیه شریفه نیز روشن است؛ زیرا:

1 تعبیر به «یا عبادى» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار.
2 تعبیر به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگرى است.
3 تعبیر به «عَلى أَنْفُسِهِمْ» که نشان می دهد گناهان آدمى همه به خود او باز می گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان گونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش می گوید «این همه بر خود ستم مکن!»
4 تعبیر به «لا تقنطوا» (مأیوس نشوید) با توجه به این که «قنوط» در اصل به معناى مأیوس شدن از خیر است (راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن ، ص 685) به تنهایى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از «لطف الهى» ناامید گردند.
5 تعبیر «مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» بعد از جمله «لا تقنطوا» تأکید بیشترى بر این خیر و محبت می باشد.
6 هنگامى که به جمله «إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ» می رسیم که با حرف تأکید آغاز شده و کلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر می گیرد سخن اوج می گیرد و دریاى رحمت مواج می شود.
7 هنگامى که «جمیعا» به عنوان تأکید دیگرى بر آن افزوده می شود، امیدوارى به آخرین مرحله می رسد.
8 و 9 توصیف خداوند به «غفور» و «رحیم» که دو وصف از اوصاف امید بخش پروردگار است، در پایان آیه جایى براى کمترین یأس و نومیدى باقى نمی گذارد. (تفسیر نمونه، ج 19، ص 499 ٓ 500)
به همین دلیل آیه فوق؛ گسترده ترین و فراگیرترین آیات قرآن است که شمول آن هر گونه گناه را در بر می گیرد، و نیز به همین دلیل از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید محسوب می شود. و جلوه گری عمل به این آیه شریفه در توبه واقعی انسان است.

حدیثی زیبا برای حسن ختام: طمع ابلیس به رحمت خدا

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: إذا كانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نَشَرَ اللّهُ تَبارَك وَتَعالى رَحْمَتَهُ حَتّى یَطْمَعَ إبْلیسُ فى رَحْمَتِهِ. (بحار الأنوار: 7/ 287، باب 14، حدیث 1؛ الأمالى، شیخ صدوق: 205، حدیث 2)
به هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى در روز قیامت رحمتش را بگستراند، گستردگى رحمت به صورتى است كه ابلیس در رحمت رحیمیّه حضرت او به طمع افتد.
- نظرات (0)