سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

راه توبه همیشه باز است

توبه

وقتى رهبرى امّت صداقت كامل دارد، این گونه عمل مى ‏كند كه حتّى آیاتى را كه از او سلب مسئولیّت مى ‏كند، با كمال صداقت و شهامت براى مردم باز مى ‏خواند، كه خداوند فرمود: تو كاره‏اى نیستى.

در تفاسیر شیعه و سنّى مى ‏خوانیم كه در جنگ احد هنگامى كه دندان پیامبر شكست و خون جارى شد، حضرت فرمود: چگونه این مردم رستگار خواهند شد؟ آیه نازل شد كه تو مسئول رستگارى مردم نیستى، ممكن است در آینده مورد عفو قرار بگیرند و ممكن است به حال خود رها شده و مجازات شوند.


لَیْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَیْءٌ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ أَوْ یُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ (آل عمران ـ 128)
هیچ یك از این كارها در اختیار تو نیست‏ یا [خدا] بر آنان مى ‏بخشاید یا عذابشان مى ‏كند زیرا آنان ستمكارند.

تفسیر اجمالی: 
در تفسیر این آیه در میان مفسران سخن بسیار زیاد است ولى این موضوع تقریباً مسلم است كه آیه فوق پس از جنگ "احد" نازل شده، و مربوط به حوادث آن است، آیات سابق نیز این حقیقت را تأیید مى‏ كند.
و اما در مورد تفسیر آیه دو معنى بیش از همه جلب توجه مى‏كند:
نخست اینكه این آیه جمله مستقلى را تشكیل مى‏ دهد و بنابر این جمله "أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ" به معنى "الا ان یتوب علیهم" است و معنى آیه روی هم‏ رفته چنین مى ‏شود:" درباره سرنوشت آنها كارى از دست تو ساخته نیست مگر اینكه خدا بخواهد آنها را ببخشد یا به خاطر ستمى كه كرده‏اند مجازاتشان كند" و منظور از "آنها" یا كفارى مى‏ باشند كه در این جنگ ضربه‏ هاى سخت به مسلمانان وارد ساختند و حتى دندان و پیشانى پیغمبر صلی الله و علیه وآله را شكستند، و یا مسلمانانى مى ‏باشند كه از میدان جنگ فرار كردند، و پس از پایان جنگ پشیمان شدند و از پیغمبر تقاضاى عفو كردند.

آیه مى‏ گوید "عفو" بخشش یا مجازات و عذاب آنها به دست خدا است و پیامبر هم بدون اذن پروردگار كارى انجام نمى‏ دهد".
تفسیر دیگر اینكه "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ "جمله" معترضه" است و جمله "أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ" عطف به جمله "او یكبتهم" مى ‏باشد، و این آیه دنباله آیه قبل محسوب مى‏ شود، و در این صورت مجموع معنى دو آیه چنین خواهد بود:
"خداوند وسائل پیروزى را در اختیار شما قرار خواهد داد، و یكى از چهار سرنوشت را براى كافران مقرر مى ‏سازد: یا قسمتى از پیكر لشكر مشركان را از بین مى ‏برد، یا آنها را به این وسیله مجبور به بازگشت مى ‏كند، و یا آنها را در صورت شایستگى و توبه مى ‏بخشد، و یا آنها را به خاطر ظلمشان مجازات مى‏ كند، و خلاصه با هر دسته‏اى از آنها بر طبق حكمت و عدالت رفتار خواهد نمود، و تو درباره آنها پیش خود هیچ گونه تصمیمى نمى ‏توانى بگیرى".

به پیغمبر صلی الله و علیه وآله خطاب كرده مى‏ گوید: "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" یعنى پیروزى به دست تو واگذار نشده، بلكه به فرمان خدا است، و خداوند براى آن سننى قرار داده است كه باید از آنها استفاده كرد

درباره علت نزول این آیه نیز روایات متعددى نقل شده است از جمله پس از آنكه دندان و پیشانى پیامبر در جنگ "احد" شكست، و آن همه ضربات سخت بر پیكر مسلمین وارد شد، پیامبر از آینده مشركان نگران گردید و پیش خود فكر مى‏ كرد چگونه این جمعیت قابل هدایت خواهند بود و فرمود:"كیف یفلح قوم فعلوا هذا بنبیهم و هو یدعوهم الى ربهم‏ ":" چگونه چنین جمعیتى رستگار خواهند شد كه با پیامبر خود چنین رفتار مى‏ كنند در حالى كه وى آنها را به سوى خدا دعوت مى‏ كند".
آیه فوق نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه و آله دلدارى داد كه تو مسئول هدایت آنها نیستى بلكه تنها موظف به تبلیغ آنها مى‏ باشى".


رفع اشتباه‏

در اینجا لازم است به دو نكته توجه شود:
1- مفسر معروف نویسنده "المنار" معتقد است كه این آیه درس بزرگى در زمینه استفاده از وسایل طبیعى براى پیروزى، به مسلمانان، مى ‏آموزد، و آن اینكه اگر خدا به آنها وعده پیروزى مى ‏دهد به این معنى نیست كه مسلمانان وسایل طبیعى و تجهیزات نظامى و نقشه‏هاى جنگى و مانند آن را فراموش كنند و دست روى هم گذاشته همیشه در انتظار دعاى پیغمبر براى پیروزى باشند، لذا به پیغمبر صلی الله و علیه وآله خطاب كرده مى‏ گوید: "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" یعنى پیروزى به دست تو واگذار نشده، بلكه به فرمان خدا است، و خداوند براى آن سننى قرار داده است كه باید از آنها استفاده كرد، (و دعا كردن پیغمبر اگر چه موثر و مفید است، ولى جنبه استثنائى دارد و مخصوص موارد معینى است.)
گفتار این نویسنده در این قسمت اگر چه منطقى است، ولى با ذیل آیه كه از توبه یا مجازات كفار بحث مى ‏كند به هیچ وجه سازگار نیست، و بنابراین نمى‏ توان آن را تفسیر آیه دانست.
2- این آیه كه هرگونه اختیارى را از پیامبر صلی الله علیه و آله در باره عفو و بخشش یا مجازات مخالفان سلب مى ‏كند، هیچ گونه منافاتى با موثّر بودن دعاى پیامبر صلی الله و علیه وآله و عفو و گذشت او، و شفاعت و مانند آن كه از آیات دیگر قرآن استفاده مى ‏شود، ندارد، زیرا منظور از آیه فوق این است كه پیغمبر صلی الله و علیه وآله مستقلّاً هیچ كارى را نمى‏ تواند انجام دهد، ولى به فرمان خدا و به اجازه او مى‏ تواند ببخشد، و هم در جاى خود مجازات كند، و هم عوامل پیروزى را فراهم سازد، و حتى به اجازه پروردگار و اذن او مى ‏تواند هم چون مسیح علیه السلام مردگان را زنده كند.
كسانى كه جمله "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" را گرفته، و خواسته‏اند توانایى پیامبر را بر این امر انكار كنند، در حقیقت آیات دیگر قرآن را فراموش كرده‏اند.

راه توبه حتّى براى فراریان از جبهه حقّ و یا كفّارى كه بزرگ ‏ترین صدمه را به مسلمانان زده‏اند، بسته نیست. «أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ»

قرآن مجید در سوره نساء آیه 64 مى ‏گوید:"وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآوُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا". "و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پیش تو مى‏ آمدند و از خدا آمرزش مى ‏خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‏ كرد قطعاً خدا را توبه ‏پذیر مهربان مى ‏یافتند". 

طبق این آیه استغفار پیامبر صلی الله و علیه وآله یكى از عوامل بخشش گناه شمرده شده، و در بحث هاى آینده در ذیل آیات مناسب باز هم در این زمینه توضیح خواهیم داد.


نظر تفسیر المیزان:

جمله: "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" جمله‏اى است معترضه، و فایده‏اش بیان این معنا است كه: زمام مسأله قطع و كبت بدست خداى تعالى است، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن دخالتى ندارد، تا وقتى بر دشمن ظفر یافتند و دشمن را دستگیر نمودند او را مدح كنند و عمل و تدبیر آن حضرت را بستایند، و بر عكس اگر مثل روز احد از دشمن شكست خوردند و گرفتار آثار شوم شكست شدند آن حضرت را توبیخ و ملامت كنند، كه مثلاً امر مبارزه را درست تدبیر نكردى، همچنان كه همین سخن را در جنگ احد زدند و خداوند متعال گفتارشان را حكایت كرده است.


پیام‏ های آیه:

1ـ عفو یا عذاب بدست خداوند است. شفاعتِ اولیاء هم بدون اذن او صورت نمى‏ گیرد و هرگز پیامبران از پیش خود در برابر خداوند استقلالى ندارند. «لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ»
2ـ راه توبه حتّى براى فراریان از جبهه حقّ و یا كفّارى كه بزرگ ‏ترین صدمه را به مسلمانان زده‏اند، بسته نیست. «أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ»
3ـ عذاب مردم به خاطر ظلم و ستم خودشان است. «یُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ»


منابع: 
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
ترجمه تفسیر المیزان ج 4

- نظرات (0)

شاید همین فردا

کودک غمگین

زندگی با تمام سختی هایش برای اکثر انسان ها بسیار شیرین است. لذات مادی و هو های دنیایی، کام بسیاری از آدمیان را چنان شیرین ساخته است که حتی فکر مرگ و دل کندن از آن آزارشان می دهد.

این گونه افراد مرگ را بسیار دور می بینند و رستاخیز را از آن دورتر. بسیاری بر این امر معتقدند که چرا باید کام خود را با فکر به مرگ و رستاخیز تلخ کنیم؟؟؟ ما به دنیا آمده ایم که شاد باشیم و شادی کنیم نه آنکه هر روز و هر ساعت با فکر به مرگ، ترس در دل خویش وارد کرده و روزگار را با ناراحتی پشت سر گذاریم.

به راستی فکر کردن درباره مرگ، تلخی به همراه می آورد؟! تفکر در مورد قیامت و رستاخیز موجب تیره شدن زندگی می‌گردد؟! راز این اصل در کجاست؟!

آیا فکر کردن درباره مرگ مفید است؟

بیایید جهانی را در نظر بگیریم که همه در آن به فکر مرگ و آخرت هستند. همه می اندیشند که در روز واپسین چگونه در محضر خداوند حاضر خواهند شد. در این صورت وقتی باب غیبت کردن پشت سر دیگران باز می شود، سکوت می کنند و یکدیگر را از این عمل باز می دارند. هیچ کس به دیگری تهمت نمی زند چون نمی تواند در رستاخیز پاسخگوی خدا و بندگان خدا باشد. حقی از مردم ضایع نمی ‌شود. همه در اداره ‌ها، کارخانه ها، مدارس، موسسات، مغازه ها و در هر پست دیگری سعی می کنند به بهترین شکل ممکن کار خود را انجام دهند تا مبادا مدیون دیگران شده و در روز قیامت بازخواست شوند.

هیچ جنگی اتفاق نمی افتد. هیچ بی گناهی کشته نمی شود. کودکان بی گناه غزه به دلیل جاه ‌طلبی های گروهی به خاک و خون کشیده نمی شوند و ... .

به راستی اگر همگان به عاقبت کار خویش می اندیشیدند و متاع قلیل دنیا را به آخرت ترجیح نمی دادند دنیا گلستان بود. این استراز اندیشیدن در مرگ. این است راز سخن باری تعالی که فرمود:

"اللَّهُ الَّذِی أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ

یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُوْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یُمَارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ"؛ "خدا همان كسى است كه كتاب و وسیله سنجش را به حق فرود آورد و تو چه مى ‏دانى شاید رستاخیز نزدیك باشد.

كسانى كه به آن ایمان ندارند شتابزده آن را مى ‏خواهند و كسانى كه ایمان آورده‏اند از آن هراسناكند و مى ‏دانند كه آن حق است بدان كه آنان كه در مورد قیامت تردید مى‏ ورزند قطعاً در گمراهى دور و درازى ‏اند". (شوری/17 و 18)

قیامت و رستاخیز امری است حتمی. حقیقتی است که عقل سلیم به خوبی آن را درک خواهد کرد. معاندان آن را انکار کرده و زمانش را دور می دانند. مومنان با نزدیک شمردنش، خود را برای آن روز سخت آماده کرده و در تلاشند تا از عذاب الهی دوری جسته و بهشت برین را برای خود آماده سازند. تفکر در قیامت می‌ تواند سبب ایجاد انگیزه در آدمی برای خوب زندگی کردن گردد

"حق" كلمه جامعى است كه معارف و عقائد حقه، و همچنین اخبار صحیح و برنامه ‏هاى هماهنگ با نیازهاى فطرى و اجتماعى را و آنچه از این قبیل است شامل مى ‏شود.

"میزان" در این گونه موارد معنى جامعى دارد هر چند معنى آن در لغت به معنى "ترازو" و ابزار سنجش وزن است، اما در معنى كنایى به هرگونه معیار سنجش، و قانون صحیح الهى، و حتى شخص پیامبر اسلام و امامان راستین (علیهم السلام) كه وجودشان معیار تشخیص حق از باطل است اطلاق مى ‏گردد و میزان روز قیامت نیز نمونه‏اى است از این معنى.

كلمه "مشفقون" جمع اسم فاعل از باب افعال است، و "اشفاق" عنایتى است كه با خوف آمیخته باشد، چون مشفق كسى را گویند كه مشفق علیه را دوست مى‏ دارد و مى ‏ترسد بلایى به سر او آید، این حالت را كه مى ‏ترسد محبوبش در معرض آسیبى واقع شود اشفاق گویند. این كلمه هر جا با حرف "من" متعدى شود، معناى ترس در آن روشن‏ تر مى‏ شود، و چون با حرف "فى" متعدى شود، معناى عنایت در آن روشن‏ تر است.

آری مومنان راستین کسانی هستند که رستاخیز را دور ندانسته و برای آن تلاش می‌ کنند. اینان در کنار شوق رسیدن به محبوب ترس از عذاب او را نیز در دل می پرورانند اما در این میان، گمراهان نه تنها به نیستند بلکه با به سخره گرفتن این مسئله، آن را امری بعید می ‌دانند.

 

ترس از مرگ می‌ تواند مضر نیز باشد

در این میان باید توجه داشت که ترس از مرگ به معنای گوشه گیری و انزوا نیست. اینکه آدمی با نزدیک دانستن رستاخیز خود را در زندان تنهایی محصور ساخته و لذات دنیوی را به کلی کنار گذارد نه تنها مفید فایده نبوده بلکه آسیب زا نیز هست.

مومنان راستین کسانی هستند که رستاخیز را دور ندانسته و برای آن تلاش می ‌کنند. اینان در کنار شوق رسیدن به محبوب ترس از عذاب او را نیز در دل می پرورانند. اما در این میان گمراهان نه تنها به فکر قیامت نیستند بلکه با به سخره گرفتن این مسئله، آن را امری بعید می ‌دانند

انسان باید به خود یاد دهد از نعمات الهی به نحو احسن استفاده نماید نه آنکه از ترس استفاده نادرست، آن ها را به کلی کنار گذارد.

فکر کردن به عذاب الهی و دوزخ در صورتی مفید است که سبب تلاش بیشتر و توجه به نوع اعمال و افکار گردد نه آنکه دین گریزی یا دنیا ستیزی را با خود به همراه داشته باشد.

این سخن بسیار مشهور است که "خیر الأمور أوسطها". همیشه باید حد وسط را در نظر داشت و از افراط و تفریط دوری گزید.

به یاد مرگ بود اما زندگی در این جهان را رها نکرد. به فکر میزان بود و برای سنگین کردن آن با استفاده از نعمات الهی تلاش نمود و این است راز موفقیت مومنان در دنیا و آخرت.

 

نتیجه

قیامت و رستاخیز امری است حتمی. حقیقتی است که عقل سلیم به خوبی آن را درک خواهد کرد. معاندان آن را انکار کرده و زمانش را دور می دانند. مومنان با نزدیک شمردنش، خود را برای آن روز سخت آماده کرده و در تلاشند تا از عذاب الهی دوری جسته و بهشت برین را برای خود آماده سازند.

تفکر در قیامت می تواند سبب ایجاد انگیزه در آدمی برای خوب زندگی کردن گردد.


منابع:

تفسیر نمونه، ج ‏20، ص: 392

ترجمه المیزان، ج ‏18، ص: 53

 



- نظرات (0)

در دستگاه الهی اصل بر بخشش و مغفرت است

بخشش

مجازات یا عفو، تنها به دست خداوند است. زیرا آفرینش و حاكمیّت تمام هستى در دست اوست.

در آیه 129 سوره آل عمران، افرادِ مورد قهر یا لطف معیّن نمى‏ شوند، تا غرور یا یأس براى كسى پیدا نشود و همه در حالت خوف و رجا باشند. ناگفته پیداست كه عفو یا عذاب، بر اساس حكمت الهى و وابسته به زمینه ‏هایى است كه انسان در خود و یا جامعه به وجود مى‏ آورد.

وَلِلّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ یَغْفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (آل عمران ـ 129)
و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آن خداست هر كه را بخواهد مى ‏آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏ كند و خداوند آمرزنده مهربان است.

این آیه در حقیقت تاكیدى است براى آیه قبل، و مى‏ گوید: "آمرزش و مجازات به دست پیامبر نیست، بلكه به فرمان خداوندى است كه حكومت آنچه در آسمان ها و زمین است، به دست او است، آفرینش از او است، مالكیت، و تدبیر آنها نیز از آن او است.
بنابراین، او است كه مى‏ تواند گناهكاران را هرگاه صلاح ببیند ببخشد، و یا مجازات كند: وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ.
در عین حال كه مجازات او شدید است، او آمرزنده و مهربان است و رحمت او بر غضب او پیشى مى‏ گیرد.
بد نیست در اینجا به گفتار یكى از دانشمندان اسلامى كه در عین فشرده بودن پاسخى است براى بعضى از سوال ها، اشاره كنیم. 
مفسر عالیقدر "طبرسى" در ذیل آیه نقل مى‏ كند كه از یكى از دانشمندان پرسیدند: خداوند چگونه بندگان را به خاطر گناهان مجازات مى‏ كند، با آن رحمت واسعه و بى‏ پایانش؟
او در پاسخ گفت: "رحمت" خداوند، "حكمت" او را از بین نمى‏ برد، زیرا رحمت او همچون حس ترحم ما از احساسات و رقت قلب سرچشمه نمى‏ گیرد، بلكه رحمت او همیشه آمیخته با حكمت است، و حكمت ایجاب مى‏ كند، كه گنهكاران (جز در موارد خاصى) به مجازات برسند".

یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ- گناه هر مومنى را كه بخواهد مى ‏بخشد و بر آن عقابشان نمی كند و این البته از رحمت و فضل اوست. وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ- كافران را عذاب می كند و نیز هر یك از گنهكاران مومن را كه بى‏ توبه بمیرد عقاب می نماید و این نیز عدل است

نکات:

1ـ صاحب تفسیر آسان می گوید: خداى علیم به این جهت موضوع آمرزش و عذاب و آن افرادى را كه آمرزیده یا عذاب می شوند مشخص نفرموده است كه شخص عاقل و مكلف ما بین خوف و رجاء باشد و خویشتن را از عذاب خدا ایمن نداند؛ زیرا خود را از عذاب خدا ایمن دانستن خسران و زیان است و از طرفى هم از رحمت خدا مأیوس نباشد که این عمل کفر است

و معناى قول امام جعفر صادق علیه السّلام كه می فرماید: اگر خوف و رجاء مومن مورد سنجش قرار بگیرند معادل یكدیگر خواهند بود همین است. 
2ـ صاحب تفسیر احسن الحدیث نیز معتقد است: این آیه یك حكم كلى و در عین حال علت «او یتوب- او یعذب» در آیه سابق است یعنى: همه مال خدا است هر كه را بخواهد مى‏ آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏ كند ولى جمله وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ حاكى از سبقت رحمت بر غضب است و لذا اسیران با پرداخت فدیه آزاد شدند و طعمه شمشیر نگردیدند.
3ـ صاحب تفسیر هدایت ذیل این آیه معتقد است که: خدا قادر است كه توبه را بپذیرد، به همان ‏گونه كه قادر بر عذاب كردن ظالمان از راهى یا از راه دیگر است.
4ـ صاحب تفسیر مجمع البیان نیز می فرماید: 
وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ- یعنى ملك و سلطنت و ملك و ثروت و خلقت و قدرت بر همه موجودات فقط مال اوست هر چه بخواهد با آنها می كند، ایجاد و نابودى و بازگرداندن بدست اوست.

"رحمت" خداوند، "حكمت" او را از بین نمى‏ برد، زیرا رحمت او همچون حس ترحم ما از احساسات و رقت قلب سرچشمه نمى‏ گیرد، بلكه رحمت او همیشه آمیخته با حكمت است، و حكمت ایجاب مى‏ كند، كه گنهكاران (جز در موارد خاصى) به مجازات برسند"

یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ- گناه هر مومنى را كه بخواهد مى ‏بخشد و بر آن عقابشان نمی كند و این البته از رحمت و فضل اوست.
وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ- كافران را عذاب می كند و نیز هر یك از گنهكاران مومن را كه بى‏ توبه بمیرد عقاب می نماید و این نیز عدل است.

دلیل این معنى آیه مباركه إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یَشاءُ است که  خداوند شرك را نمى‏ بخشد و بقیه گناهان را براى هر كه بخواهد مى ‏بخشد و اگر این آیه نبود، عقلاً بخشش همه چیز را جایز می شمردیم‏.
5- [ما]: اعم از من است كه عاقل و غیر عاقل را شامل مى ‏شود، زیرا مفید جنس است‏.


پیام ‏های آیه:

1ـ حقّ عفو یا كیفر، تنها بدست كسى است كه حاكمیّت آسمان ‏ها و زمین براى اوست. «لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ»، «یَغْفِرُ»، «وَ یُعَذِّبُ»
2ـ در نظام الهى، اصل بر عفو و مغفرت است. «یَغْفِرُ» بر «یُعَذِّبُ» مقدّم شده است.


منابع: 
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر آسان، ج 2
تفسیر احسن الحدیث، ج 2
تفسیر هدایت، ج 1
ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج 4

 


- نظرات (0)

امدادهای الهی را دست کم نگیرید!

بدر

وحدت و قدرت و سیاست و مدیریّت مسلمانان، باید به نوعى باشد كه دشمن به ناامیدىكشیده شود.

سران كفر، یا باید به كلّى ریشه ‏كن شوند و یا خوار و ذلیل و مأیوس گردند. با برخوردهاى ضعیف و موسمى و موضعى كه به ریشه‏ى كفر لطمه نمى‏ زند، دل خوش نباشید.


وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (آل عمران ـ 123)
و یقیناً خدا شما را در [جنگ] بدر با آنكه ناتوان بودید یارى كرد پس از خدا پروا كنید باشد كه سپاسگزارى نمایید.

در سه آیه قبل خواندیم كه صبر و تقوا، انسان را بیمه مى‏ كند و در این آیه نمونه عملى آن را مجاهدان بدر معرفى مى ‏كند.

در آیه‏ى قبل نیز سخن از توكّل بود و مجاهدان بدر نمونه عملى توكّل هستند. این آیه خطاب به مسلمانان مى‏ فرماید: شما كه در بدر نصرت خدا را دیدید، چرا در احد به فكر سستى افتادید؟!


پیام‏ های آیه:

1ـ امدادهاى غیبى را در میدان‏ هاى كارزار فراموش نكنید. «نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ»
2ـ نصرت الهى، نشانه‏ى ولایت الهى بر مومنان است. «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»، «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ»
3ـ به خداوند توكّل كنیم كه نصرت او را در صحنه ‏هاى جنگ دیده‏ایم. «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ»، «نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ»
4ـ امدادهاى الهى سرنوشت جنگ را معیّن مى‏ كند، نه عوامل طبیعى. «نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ»
5ـ هر كس طالب نصرت الهى است، باید تقوا  پیشه كند. «نَصَرَكُمُ اللَّهُ»، «فَاتَّقُوا اللَّهَ»
6ـ شكر امدادهاى الهى آن است كه تقواى الهى پیشه كنیم. «فَاتَّقُوا اللَّهَ»، «تَشْكُرُونَ»

إِذْ تَقُولُ لِلْمُوْمِنِینَ أَلَن یَكْفِیكُمْ أَن یُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِینَ (آل عمران ـ 124)
آنگاه كه به مومنان مى‏ گفتى آیا شما را بس نیست كه پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرود آمده یارى كند.


پیام‏ های آیه:

1ـ یكى از وظایف رهبرى، امیدوار كردن مردم و توجّه دادن آنها به امدادهاى غیبى است. «إِذْ تَقُولُ لِلْمُوْمِنِینَ»
2ـ امیدوارى به لطف خداوند براى یك رزمنده ضرورى است. «أَ لَنْ یَكْفِیَكُمْ»
3ـ ملائكه به فرمان خداوند در خدمت مومنان قرار مى‏ گیرند. «یُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ»
4ـ در جهان بینى الهى، زندگى انسان ‏ها با جهان فرشتگان مرتبط است. «یُمِدَّكُمْ ...»
5ـ امدادهاى الهى، بر اساس ربوبیّت اوست. «یُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ»

ناامیدى بر دو گونه است اگر كسى از اوّل ناامید باشد مى‏ گویند: «یأس» دارد، ولى اگر بعد از امیدوارى، ناامید شود مى‏گویند: «خائب» است

6ـ یكى از اسباب امدادهاى الهى در جبهه‏ها، نزول فرشتگان است. «یُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ»

 بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَ تَتَّقُواْ وَیَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِینَ (آل عمران ـ 125)
آرى اگر صبر كنید و پرهیزگارى نمایید و با همین جوش [و خروش] بر شما بتازند همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد كرد.

در آیه‏ى قبل، سخن از نزول سه هزار فرشته‏ى امداد رسان بود و در این آیه، سخن از پنج هزار فرشته‏ى مخصوص، و این در صورتِ صبر و تقواى رزمندگان است.
ذكر تعداد فرشتگان، نشان مى ‏دهد كه قدرت آنان محدود است. همان گونه كه از كلمه‏ى «مُنْزَلِینَ» فهمیده مى‏ شود كه فرشتگان تحت امر خدا هستند و از پیش خود كارى انجام نمى ‏دهند.

از كلمه «مُسَوِّمِینَ» استفاده مى ‏شود كه فرشتگان امدادى، نیروهاى ویژه‏اى هستند.

در صحیفه‏ى سجّادیه، امام زین العابدین علیه السلام در سلام خود به فرشتگان، براى هر دسته از فرشتگان، مأموریّت خاصّى را بیان مى ‏كند. (صحیفه سجّادیه، دعاى سوّم)


پیام‏ های آیه:

1ـ استقامت و تقوا، عامل نزول فرشتگان و امدادهاى غیبى است. «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا»، «یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ»
2ـ امدادهاى الهى، اختصاص به زمان پیامبر ندارد. «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا»، «یُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ»
3ـ مقاومت همراه با تقوا ارزش دارد و گر نه لجاجت و یك دندگى است. «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا»
4ـ از دشمن غافل نشویم كه هجوم او خشمگینانه و خروشان است. «یَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ»
5ـ هر گاه هجوم دشمن بر اهل تقوا شدید باشد، خداوند نیز بر امدادهاى خود مى‏ افزاید. «یَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ»، «بِخَمْسَةِ آلافٍ»

وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ (آل عمران ـ 126)
و خدا آن [وعده پیروزى] را جز مژده‏اى براى شما قرار نداد تا [بدین وسیله شادمان شوید و] دل هاى شما بدان آرامش یابد و پیروزى جز از جانب خداوند تواناى حكیم نیست.

ایمان

پیام ‏های آیه:

1ـ آرامش و امید، نیاز رزمندگان در جبهه‏هاست. «بُشْرى‏ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ»
2ـ تمام مقدّمات مادّى، علمى، روانى و انسانى، بدون اراده‏ى خداوند كارى از پیش نمى ‏برند. «وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»
3ـ قدرت خداوند همراه با حكمت اوست. لذا ممكن است در مواردى به دلایل خاصّى مسلمانان نیز شكست بخورند. «اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ»
لِیَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِینَ كَفَرُواْ أَوْ یَكْبِتَهُمْ فَیَنقَلِبُواْ خَآئِبِینَ (آل عمران ـ 127)
تا برخى از كسانى را كه كافر شده‏اند نابود كند یا آنان را خوار سازد تا نومید بازگردند.

نکته: 
ناامیدى بر دو گونه است اگر كسى از اوّل ناامید باشد مى‏ گویند: «یأس» دارد، ولى اگر بعد از امیدوارى، ناامید شود مى‏گویند: «خائب» است. (تفسیر اطیب البیان و التحقیق فى كلمات القرآن)


پیام ‏های آیه:

1ـ سران كفر، یا باید به كلّى ریشه ‏كن شوند و یا خوار و ذلیل و مأیوس گردند. با برخوردهاى ضعیف و موسمى و موضعى كه به ریشه‏ى كفر لطمه نمى ‏زند، دل خوش نباشید. «لِیَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِینَ كَفَرُوا»
2ـ وحدت و قدرت و سیاست و مدیریّت مسلمانان، باید به نوعى باشد كه دشمن به ناامیدى كشیده شود. «فَیَنْقَلِبُوا خائِبِینَ»
 

تفسیر اجمالی آیات

پس از پایان جنگ احد، لشكر پیروز مشركان به سرعت به سوى مكه بازگشت. ولى در اثناى راه این فكر براى آنها پیدا شد كه چرا پیروزى خود را ناقص گذاردند؟

در آیه 123 كلمه «أَذِلَّةٌ» یا به معنى كمبود نیروى انسانى مومنان در بدر است و یا به معناى كمبود ساز و برگ جنگى و تداركات است. یادآورى كمبودها در بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقایسه با جنگ احد است

چه بهتر كه به مدینه بازگردند و شهر را غارت كنند، و مسلمانان را در هم بكوبند، و اگر محمد صلی الله و علیه وآله هم زنده باشد به قتل برسانند، و براى همیشه فكر آنها از ناحیه اسلام و مسلمین راحت شود.

به همین جهت فرمان بازگشت صادر شد و در حقیقت این خطرناك ترین مرحله جنگ احد بود، زیرا مسلمانان به قدر كافى كشته و زخمى داده بودند، و طبعاً هیچ گونه آمادگى در آن حال براى تجدید جنگ در آنها نبود، و به عكس دشمن با روحیه نیرومندى می توانست این بار جنگ را از سر گیرد و نتیجه نهایى آن را پیش ‏بینى كند.
این خبر به زودى به پیامبر رسید و اگر شهامت فوق العاده و ابتكار بى ‏نظیر او كه از وحى آسمانى مایه مى‏ گرفت نبود، شاید تاریخ اسلام در همان جا پایان مى ‏یافت.
آیات فوق درباره این مرحله حساس نازل گردیده است، و به تقویت روحیه مسلمانان پرداخته و به دنبال آن یك فرمان عمومى از ناحیه پیامبر براى حركت به سوى مشركان داده شد، و حتى مجروحان جنگ (و در میان آنها على علیه السلام را كه بیش از شصت زخم بر تن داشت) آماده پیكار با دشمن شدند و از مدینه حركت كردند.
این خبر به گوش سران قریش رسید و از این روحیه عجیب مسلمانان سخت به وحشت افتادند! آنها فكر مى‏ كردند شاید جمعیت تازه نفسى از مدینه به مسلمانان پیوسته‏اند و ممكن است برخورد جدید نتیجه نهایى جنگ را به زیان آنها تغییر دهد، لذا فكر كردند براى حفظ پیروزى خود بهتر این است كه به مكه بازگردند. همین كار انجام شد و به سرعت راه مكه را پیش گرفتند.


بحث لغوی:

1ـ در آیه 127 كلمه‏ى «طَرَفاً» به معناى انتهاى یك چیز است، نه گوشه‏ى آن. بنابر این آیه مى ‏فرماید: امدادهاى غیبى ما براى آن است كه ریشه‏ى بعضى از كفّار قطع شود.

البتّه بعضى مفسّران، «طَرَفاً» را به معناى اشراف گرفته‏اند. یعنى هدف جنگ بدر، نابودى اشراف كفّار بود. نظیر آیه‏ى «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» (توبه، 12)
2ـ در آیه 123 كلمه «أَذِلَّةٌ» یا به معنى كمبود نیروى انسانى مومنان در بدر است و یا به معناى كمبود ساز و برگ جنگى و تداركات است. یادآورى كمبودها در بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقایسه با جنگ احد است.

منابع: 
تفسیر اطیب البیان
التحقیق فى كلمات القرآن
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 3
صحیفه سجّادیه، دعاى سوّم




- نظرات (0)

معیارهای تنظیم روابط خارجی از دیدگاه قرآن

اسلام

اسلام دین اجتماعی و آموزه ‌های وحیانی قرآن سرشار از موضوعات، مسائل و مباحث اجتماعی است. جایگاه موضوعات اجتماعی در آموزه ‌های دینی تا آن اندازه است که حتی موضوعات خصوصی و شخصی را تحت تأثیر خود قرار داده است، به گونه‌ای که حتیارتباط میان بنده و خدا نیز متأثر از موضوعات اجتماعی است و خداوند راه رهایی ازخسران ابدی حتی در امور عبادی را توجه مومن به دیگران قرار داده است.

خداوند روابط اجتماعی را در چارچوب اصول اعتقادی تنظیم کرده و در آموزه ‌های وحیانی هرگونه روابط، میزان، حدود و شرایط آن را مبتنی بر آن دانسته است لذا مسلمان و جامعه اسلامی می ‌بایست در این چارچوب روابط خود را تنظیم و چارچوب ‌های روابط اجتماعی را در حوزه تعهدات و معاهدات بین‌ المللی براساس آیات قرآن تبیین کنند.


جامعه اسلامی که از آن به امت اسلام تعبیر می‌ شود، جامعه‌ای شکل گرفته از افرادی است که به اصول اعتقادی اسلام باور دارند و در چارچوب آن، سبک زندگی خود را سامان داده و در راه اهداف آن تلاش می‌ کنند.

برهمین اساس، جامعه اسلامی برخلاف جوامع دیگری که بر پایه مشترکات قومی، جغرافیایی، زبانی و اهداف مادی شکل می ‌گیرد، از پایه و بنیاد متفاوت است.
در جامعه اسلامی که از آن به امت یاد می ‌شود، آنچه عنصر اصلی جامعه را شکل می‌ بخشد، عنصر اعتقادی و باورهای اسلامی است.

از این رو در شکل ‌گیری جامعه اسلامی، افراد جامعه به عنوان برادران دینی با هم پیوند می‌ خورند (حجرات،10) در حالی که امت اسلام می ‌تواند در همان حال برادران خونی و حتی پدر و مادر را به عنوان عنصر بیگانه و غیر خودی معرفی کند و از عضویت جامعه ایمانی و اسلامی بیرون براند و هرگونه معاشرت و روابط را با آنان قطع و تحریم نماید. (مجادله، آیه ۲۲؛ توبه آیه ۲۳؛ تفسیر التنویر و التحریر، ج ۶، جزء ۱۰، ص ۱۵۰ و نیز کشاف، زمخشری، ج ۴، ص ۴۹۷)
بر همین اساس هرگونه روابط اجتماعی میان افراد جامعه اسلامی و دیگران تنها در چارچوب اعتقادات تعریف می ‌شود و گاه حتی همنشینی و معاشرت با خویشان کافر و اهل باطل و هم قوم و نژاد و هم زبان و همکار اقتصادی و امنیتی منع شده و به عنوان فعل حرام از آن بازداشته شده و وعید عذاب داده می‌ شود (همان و نیز مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۵) زیرا عنصر ایمان به خدا و آخرت و تقوای الهی نمی‌ گذارد که انسان با کسانی که اهل باطل و کفر هستند هر چند که برادر خونی و یا والدین باشد، روابط دوستانه برقرار کند و با آنان معاشرت داشته باشد. (همان آیات و نیز مائده، آیات ۵۷ و ۵۸)

خداوند در همین آیات گزارش می‌ کند که مشرکان غیرقابل اعتماد هستند و مسلمانان نباید با اعتماد به این قرارداد دست از هوشیاری بردارند و مواظب تحرکات مشرکان نباشند؛ چرا که مشرکان به هیچ اصول عقلانی و هنجاری پایبند نیستند و به سبب شرایط دشواری که در آن قرار گرفته‌اند، تن به سازش و صلح می ‌دهند و زمانی که قدرت بیابند و یا موقعیت اقتضا کند، به نقض مفاد عهد نامه اقدام می‌ کنند

محدودیت‌های ارتباطی با جوامع دیگر

از آنجایی که امت اسلامی و جامعه دینی، در چارچوب اصول اعتقادی شکل گرفته است، همان‌گونه که تنظیم روابط داخلی میان اعضای جامعه اسلامی مبتنی بر میزان اعتقادات و باورهای افراد آن به اصول اسلامی است، تنظیم روابط خارجی نیز مبتنی بر همین اصول خواهد بود.

بنابراین، جوامع دیگر که اکثریت آن جوامع قومی، جغرافیایی و یا زبانی هستند، در ریشه و بنیاد با جامعه اسلامی در تضاد هستند و می‌ بایست روابط به گونه‌ای تنظیم شود که فرصت هدایت و جذب دیگران به سوی امت اسلام فراهم آید. 

خداوند در راستای حفظ سلامت اعتقادی و امنیت روانی و روحی مسلمانان و مومنان، از جامعه اسلامی خواسته است تا محدودیت‌هایی را نسبت به تعاملات و روابط با جوامع دیگر برقرار کنند و اجازه ندهند تا آنان از این روابط سوء استفاده کنند.

از طرفی نیز آموزه‌های وحیانی اسلام به جامعه اسلامی این مجوز را داده است تا با جوامع دیگر بر اساس نوع تعامل آنان برخورد یا همکاری داشته باشد. از این رو، برای تنظیم و ساماندهی تعاملات، جواز انعقاد پیمان‌ها و معاهدات خاصی را صادر کرده است.
 

جواز معاهده

روابط جامعه اسلامی با دیگر جوامع در چارچوب اصول اعتقادی و نوع تعاملات آنان تنظیم می ‌شود. از این رو احکام متفاوتی برای معاهدات با دیگران و بیگانگان در آموزه‌های وحیانی بیان شده است.
بر اساس آیاتی از قرآن، بستن معاهدات و پیمان همکاری و یا ترک مخاصمه حتی با جوامع کافر و غیرمسلمان، امری جایز از نظر حکم تکلیفی و صحیح از نظر وضعی است. (نساء، آیه ۹۰؛ انفال؛ ۵۵ تا ۶۱، توبه، آیه ۱۲)
خداوند در آیاتی از جمله ۱ تا ۱۲ سوره توبه، بستن معاهده عدم تعرض میان مشرکان و مسلمانان را جایز و عمل به مفاد آن را صحیح دانسته است. از این رو پیامبر(صلی الله و علیه و آله) قرارداد صلح و عدم تعرض با گروهی از مشرکان در کنار مسجدالحرام بست. (توبه، آیه۷) و از پیامبر(صلی الله و علیه و آله) و جامعه اسلامی خواسته شده بود که به مفاد و محتوای این معاهده صلح عمل کنند و بدان وفادار باشند، هرچند که خداوند در همین آیات گزارش می‌ کند که مشرکان غیرقابل اعتماد هستند و مسلمانان نباید با اعتماد به این قرارداد دست از هوشیاری بردارند و مواظب تحرکات مشرکان نباشند؛ چرا که مشرکان به هیچ اصول عقلانی و هنجاری پایبند نیستند و به سبب شرایط دشواری که در آن قرار گرفته‌اند، تن به سازش و صلح می ‌دهند و زمانی که قدرت بیابند و یا موقعیت اقتضا کند، به نقض مفاد عهد نامه اقدام می‌ کنند.
خداوند در آیاتی از جمله آیات ۸۹ و ۹۰ و نیز آیات ۵۹ و ۶۱ سوره انفال، پذیرش صلح مطرح شده از سوی کافران را لازم و واجب بر می ‌شمارد. بنابراین، در صورت ارائه طرح و پیشنهاد صلح و عدم تعرض از سوی کافران، بر مسلمانان و جامعه اسلامی است که با آنان قرار صلح منعقد کنند.
البته این لزوم و وجوب پذیرش همواره بی‌قید و شرط نیست؛ زیرا کافران و دشمنان در جنگ‌ها گاه زمانی پیشنهاد صلح را مطرح می ‌کنند که در موقعیت ضعف و سستی قرار دارند. بنابراین، پذیرش صلح و ترک مخاصمه در هنگام برتری سپاه اسلام و ضعف دشمن، جایز و روا نیست. (محمد، آیه ۳۵)
همچنین پذیرش هرگونه صلح و متارکه جنگ، در حیطه قدرت و مسئولیت رهبری جامعه اسلامی است و هر کسی نمی‌تواند پیمان صلح را بپذیرد و امضا کند. (انفال، آیه ۶۱)
خداوند به مومنان هشدار می‌ دهد که پذیرش صلح پیشنهادی از سوی دشمنان می‌تواند خدعه و نیرنگی باشد که آنان می ‌زنند تا فرصت شبیخون و یا تجدید قوا را بیابند. بنابراین، لازم است جوانب در پذیرش صلح پیشنهادی از سوی رهبری بررسی شود و پس از انعقاد پیمان نیز هوشیاری حفظ گردد. (انفال، آیات ۶۱ و ۶۲)

پذیرش هرگونه صلح و متارکه جنگ، در حیطه قدرت و مسئولیت رهبری جامعه اسلامی است و هر کسی نمی‌تواند پیمان صلح را بپذیرد و امضا کند

از نظر قرآن پیمان‌ شکنان و ناقضان معاهدات بین ‌المللی، انسان ‌های متجاوز (توبه، آیه ۱۰)، فاقد تقوای عقلانی (انفال، آیه ۵۶)، فاسق و منحرف از مسیر حق (توبه، آیه ۸) و خیانتکار (انفاق، آیات ۵۶ و ۵۸) هستند.
در صورت هرگونه نقض پیمان و عدم پایبندی به مفاد پیمان ضروری است که با آنان به جنگ و نبرد پرداخت (نساء، آیه ۹۱؛ انفال، آیات ۵۶ و ۵۷؛ توبه، آیات ۴ تا ۱۲) زیرا اگر این‌گونه عمل نشود نمی ‌توان آنان را از ضربه زدن به اسلام و مسلمانان باز داشت.

از نظر اسلام، همه قراردادها و پیمان‌های بین‌المللی تا زمانی از سوی جامعه اسلامی پذیرفته شده است که دیگران پیمان‌ شکنی نکرده و یا مفاد آن را نقض نکنند. در صورت هرگونه نقض مفاد پیمان، معاهده از سوی جامعه اسلامی ابطال و از اعتبار ساقط می ‌شود. (انفال، آیات ۵۶ و ۵۸ و توبه، آیات ۸ تا ۱۰)

 

نتیجه گیری:

بر اساس آیه ۵۶ سوره انفال و آیات دیگر، جامعه اسلامی مجاز است با جوامع کافری که هیچ انگیزه‌ای برای جنگ ندارند و خواهان روابط اقتصادی و سیاسی و مانند آن هستند و هیچ‌ گونه تعرضی به مسلمانان و مرزهای جغرافیایی اسلام نداشته‌اند، پیمان و قرارداد منعقد کنند و در صورت ارائه پیمان عدم تعرض از سوی آنان حتی به ‌رغم روحیه ستیزه ‌جویی و پیمان‌ شکنی آنان، با آنان پیمان ‌هایی را منعقد کند و به نظر می ‌رسد که پذیرش پیمان ‌های ارائه شده در قالب عدم تعرض و صلح، لازم و واجب است.


- نظرات (0)

توجه به عاملی که موجب پیروزی است!

جنگ احد

در جنگ احد نقش علىّ بن ابىطالب علیهماالسلام از همه‏ى افراد بیشتر بود، به نحوى كه شمشیر آن حضرت شكست و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شمشیر خود را كه ذوالفقار نام داشت به آن حضرت داد و  حضرت على علیه السلام از ایشان حفاظت مى ‏كرد. در این جنگ شصت ضربه و زخم بر پیكر مبارك امام على علیه السلام وارد شد.

امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله جبرئیل را در میان زمین و آسمان دید كه مى ‏گوید: «لا فتى الا على لا سیف الا ذو الفقار».


وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُوْمِنِینَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (آل عمران ـ 121)
و [یاد كن] زمانى را كه [در جنگ احد] بامدادان از پیش كسانت بیرون آمدى [تا] مومنان را براى جنگیدن در مواضع خود جاى دهى و خداوند شنواى داناست.


پیام‏ های آیه:
1ـ روزهاى حسّاس گذشته را فراموش نكنیم و به عنوان سند تجربه، بیاد آوریم. «وَ إِذْ غَدَوْتَ ...»
2ـ در آستانه جنگ باید از خانواده دل كند. «وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ ...»
3ـ برنامه ‏ریزى ‏هاى فنّى، جغرافیایى و طبیعى عملیات نظامى، باید قبل از حمله‏ى دشمن صورت گیرد. «وَ إِذْ غَدَوْتَ»، «تُبَوِّئُ»
4ـ فرماندهى جنگ و انتخاب پایگاه‏ ها و مناطق استراتژیك دفاعى، به عهده‏ى شخص پیامبر و رهبر مسلمانان است. «تُبَوِّئُ الْمُوْمِنِینَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ»

إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِیُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ (آل عمران ـ 122)
آن هنگام كه دو گروه از شما بر آن شدند كه سستى ورزند با آنكه خدا یاورشان بود و مومنان باید تنها بر خدا توكل كنند.


پیام ‏های آیه:

1ـ خداوند از تصمیمات ما آگاه است و پیامبرش را از افكار مردم آگاه مى ‏سازد. «إِذْ هَمَّتْ»
2ـ روزهاى سخت و تجربه از آنها را فراموش نكنید. «إِذْ هَمَّتْ»
3ـ همه‏ى كسانى كه به جبهه جنگ مى‏ روند یكسان نیستند. «طائِفَتانِ»، «أَنْ تَفْشَلا»
4ـ وجود عناصر سست بنیاد در جبهه ‏ها، عامل شكست و خطر است. «تَفْشَلا»
5ـ اگر انسان تحت ولایت خدا نباشد، سست مى ‏شود. «أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»
6ـ خداوند مومنان را به حال خود رها نمى ‏كند و در مواقع حساس دست آنان را مى ‏گیرد. «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»

ذكر ماجراى احد به دنبال آیاتى كه قبلاً درباره عدم اعتماد به كفار بود اشاره به یك نمونه زنده از این واقعیت است چون پیغمبر اجازه نداد یهودیانى كه به ظاهر به حمایت او برخاسته بودند، در لشكرگاه اسلام بمانند، زیرا هر چه بود آنها بیگانه بودند و بیگانگان نباید محرم اسرار و تكیه‏گاه مسلمانان در آن شرایط حساس شوند

 فكر گناه، اگر به مرحله‏ى عمل نرسد، انسان را از تحت ولایت الهى خارج نمى‏ كند. «هَمَّتْ»، «وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما»

8ـ یگانه داروى سستى، توكّل بر خداست. كه این دارو تنها در دست مومنان است. «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ»
9ـ توكّل بر خداوند، عامل پیروزى است. «هَمَّتْ»، «أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ»


تفسیر اجمالی:

از اینجا آیاتى شروع مى ‏شود كه درباره یك حادثه مهم و پر دامنه اسلامى یعنى جنگ "احد" نازل شده است زیرا از قرائنى كه در آیات 121 و 122 وجود دارد استفاده مى ‏شود كه این دو آیه بعد از جنگ احد نازل شده و اشاره به گوشه‏اى از جریانات این جنگ وحشتناك مى‏ كند و بیشتر مفسران نیز بر همین عقیده‏اند.
در آغاز اشاره به بیرون آمدن پیامبر از مدینه براى انتخاب لشكرگاه در دامنه احد كرده و مى‏ گوید: "به خاطر بیاور اى پیامبر آن روز را كه صبحگاهان از مدینه از میان بستگان و اهل خود بیرون آمدى تا براى مومنان پایگاه‏ هایى براى نبرد با دشمن آماده سازى".
در آن روز گفتگوهاى زیادى در میان مسلمانان بود (توضیح آن به تفصیل در ذیل خواهد آمد) و درباره انتخاب محل جنگ و اینكه داخل مدینه یا بیرون مدینه بوده باشد، در میان مسلمانان اختلاف نظر شدید بود، و پیامبر پس از مشورت كافى نظر اكثریت مسلمانان را كه جمع زیادى از آنان را جوانان تشكیل مى‏ دادند انتخاب كرد و لشكرگاه را به بیرون شهر و دامنه كوه احد منتقل ساخت، و طبعاً در این میان افرادى بودند كه در دل مطالبى پنهان مى ‏داشتند و به جهاتى حاضر به اظهار آن نبودند.

5700نفر از دانش آموزان کاشان در مسابقات قرآن شرکت کردند

جمله "وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ" گویا اشاره به همه اینها است یعنى "خداوند هم سخنان شما را مى‏ شنید و هم از اسرار درون شما آگاه بود".

إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا ...
سپس به گوشه دیگرى از این ماجرا اشاره كرده مى‏ فرماید: "در آن هنگام دو طایفه از مسلمانان (كه طبق نقل تواریخ "بنو سلمه" از قبیله اوس و "بنو حارثه" از قبیله خزرج بودند) تصمیم گرفتند كه سستى به خرج دهند و از وسط راه به مدینه باز گردند".
علت این تصمیم شاید این بود كه آنها از طرفداران نظریه "جنگ در شهر" بودند و پیامبر با نظر آنها مخالفت كرده بود، به علاوه "عبد اللَّه بن ابى سلول" با سیصد نفر از یهودیانى كه به لشكر اسلام پیوسته بودند بر اثر مخالفت پیامبر به ماندن آنها در اردوگاه اسلام، به مدینه بازگشتند و همین موضوع تصمیم آن دو طایفه مسلمان را بر ادامه راهى كه در پیش گرفته بودند سست كرد.
اما چنان كه از ذیل آیه استفاده مى ‏شود آن دو طایفه به زودى از تصمیم خود بازگشتند، و به همكارى با مسلمانان ادامه دادند، لذا قرآن مى ‏گوید: وَ اللَّهُ وَلِیُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ:" خداوند یاور و پشتیبان این دو طایفه بود و افراد با ایمان باید بر خدا تكیه كنند".
ضمناً باید توجه داشت كه ذكر ماجراى احد به دنبال آیاتى كه قبلاً درباره عدم اعتماد به كفار بود اشاره به یك نمونه زنده از این واقعیت است چون پیغمبر اجازه نداد یهودیانى كه به ظاهر به حمایت او برخاسته بودند، در لشكرگاه اسلام بمانند، زیرا هر چه بود آنها بیگانه بودند و بیگانگان نباید محرم اسرار و تكیه‏گاه مسلمانان در آن شرایط حساس شوند.

مسلمانان نیز با شنیدن شایعه شهادت رسول خدا با ترس و وحشت پا به فرار گذاشته و بعد از با خبر شدن از زنده بودن پیامبر بازگشته و از آن حضرت عذرخواهى كردند. در این جنگ هفتاد تن از مسلمانان شهید و عدّه‏ى زیادى نیز مجروح شدند

برخی وقایع از جنگ احد

در این جنگ نقش علىّ بن ابىطالب علیهما السلام از همه‏ى افراد بیشتر بود، به نحوى كه شمشیر آن حضرت شكست و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شمشیر خود را كه ذو الفقار نام داشت به آن حضرت داد و على علیه السلام از ایشان حفاظت مى‏كرد.

در این جنگ شصت ضربه و زخم بر پیكر مبارك على علیه السلام وارد شد. امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله جبرئیل را در میان زمین و آسمان دید كه مى‏گوید: «لا فتى الا على لا سیف الا ذو الفقار» (مجمع البیان، ج 1، ص 497)
یكى از كفّار مكّه به نام ابن قمعه، سرباز فداكار اسلام مَصعب را به خیال اینكه او پیامبر است، شهید كرد و فریاد زد: به لات و عزّى سوگند كه محمّد كشته شد. كفّار به شهادت رسول خدا مطمئن شده و راه مكّه را در پیش گرفته و جنگ را رها كردند و عملًا این شعار به نفع مسلمانان تمام شد. در این میان مسلمانان نیز با شنیدن شایعه شهادت رسول خدا با ترس و وحشت پا به فرار گذاشته و بعد از با خبر شدن از زنده بودن پیامبر بازگشته و از آن حضرت عذرخواهى كردند. در این جنگ هفتاد تن از مسلمانان شهید و عدّه‏ى زیادى نیز مجروح شدند. (تفسیر نمونه)

 

بحث لغوی:

غدوت: غدو به معنى خارج شدن در بامداد است «غدوت» یعنى در بامداد خارج شدى.
تبوى: تبوئه، اتخاذ مكان و آماده كردن جا براى دیگرى است، به مفعول دوم با لام و بى لام متعدى مى ‏شود.
مقاعد: جمع مقعد به معنى محل قعود و محل نشستن است. در المنار گوید: آن در اصل به معنى مكان قعود است سپس به معنى مكان (از باب توسع) به كار رفته، مراد از آن در آیه مواضع است.
همت: یعنى قصد كرد. «الهم: القصد و العزم».                        
تفشلا: فشل (بر وزن جبل) به معنى ترس و ضعف است، مراد از آن در اینجا ظاهراً ضعف در تصمیم و برگشتن از تصمیم است. (قاموس قرآن)

یتوكل: وكل (بر وزن عقل): واگذار كردن. توكل بر خدا: واگذار كردن كار به خداست.

منابع: 
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر نور ج 2
تفسیر أحسن الحدیث، ج‏2
قاموس قرآن
مجمع البیان، ج 1

 



- نظرات (0)