سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



‏شرح دعای تحویل سال


- نظرات (0)

اکسیری برای نجات از فقر و کوتاهی عمر

صله رحم

صله رحم و به یاد داشتن نزدیکان و برقراری ارتباط با ایشان یکی از راههای مهم ابراز محبت، مهروزی و نوع دوستی به حساب می آید. با توجه به اهمیت و کارکرد مهمی که این واجب الهی در زندگی فردی و اجتماعی به دنبال دارد برای تقویت و گسترش فرهنگ نوع دوستی و صله رحم سزاوار است با شناسایی و برطرف نمودن آسیب های پیشروی آن موجبات بهره مندی از برکات این واجب دینی را فراهم نماییم.

معنا و مفهوم صله رحم در فرهنگ اسلامی

صله رحم از دو واژه صِلِه و رَحِم تشکیل شده است. صله از ریشه «وصل» به معنای پیوستن دو چیز است [1] معنای اصطلاحی صله رحم، ارتباط و دیدار با خویشاوندان و کمک به آنها است. [2]
كلمه «ارحام» جمع كلمه «رحم»  است و رحم در اصل به معناى محل نشو و نماى جنین در شكم مادران مى باشد ولى بعدها به عنوان استعاره و به علاقه ظرف و مظروف در معناى قرابت و خویشاوندى استعمال شد، چون خویشاوندان همه در اینكه از یك رحم خارج شده اند مشتركند پس كلمه" رحم" به معناى نزدیك و ارحام به معناى نزدیكان انسان است. [3]
صله رحم و فقط دیدار نیست، همیاری هم هست.
باید به یاد داشت فرهنگ صله رحم نباید تنها به دیدار ختم شود بلکه سزاوار است، با آگاه شدن از نیاز و گرفتاری های  اطرافیان قدمی در مسیر حل آن نیز برداریم.
 از این رو در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: «فَمَنْ أَتاهُ اللَّهُ مالًا فَلْیَصِلْ بِهِ قَرابَتَه[4] كسى كه از سوى خدا ثروتى به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیرى كند».

جایگاه و اهمیت صله ارحام در آیات و روایات

در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: «فَمَنْ أَتاهُ اللَّهُ مالًا فَلْیَصِلْ بِهِ قَرابَتَه[4] كسى كه از سوى خدا ثروتى به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیرى كند»

از آنجا که آموزه های ارزشمند اسلامی برای حفظ و تقویت بنیانهای اجتماعی و روابط خویشاوندی تأکید بسیاری دارد، ترک و بی توجهی به ارحام، در منطق و فرهنگ اسلامی یکی از زشت ترین و بزرگترین گناهان کبیره به حساب آورده است.
بی توجهی به ارحام در منطق قرآن آنقدر مورد نکوهش است که خداوند متعال در آیاتی چند به طور صریح و آشکار از کسانی که به این واجب دینی بی توجهی می نمایند، به شدت  نکوهش می نماید و ایشان را از ترک صله رحم باز می دارد: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقیباً؛ [نساء، آیه1] و از خدایى كه به نام او از یكدیگر درخواست مى كنید و از [بریدن با] خویشاوندان پروا داشته باشید، كه خداوند بر شما نگاهبان است».
در مذمت و نکوهش قطع ارتباط با خویشاوند و شومی آن همین بس که در روایتی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که  فرمودند: «مبادا با كسى كه قاطع رحم است رفاقت كنى، زیرا من او را در سه موضع از قرآن خدای عز و جل یافتم كه به او لعن شده است. [6]
خداوند عز و جل می فرماید (23 سوره محمد): «بسا باشد كه اگر پشت دادید در زمین تباهى به بار آورید و قطع رحم كنید (24) آنهایند آن كسانى كه خدا لعنتشان كرده است و آنها را از گوش و چشم هایشان كور نموده است» و فرموده است (24 سوره رعد): «آن كسانى كه بشكنند پیمان خدا را پس از بستن آن و ببرند از آنچه خدا فرمان داده كه پیوست باشد و فساد كنند در زمین، آنانند كه لعنت از آن آنها است و بد خانمانى» و در بقره فرموده است (27): «آن كسانى كه بشكنند عهد و پیمان خدا را پس از بستن آن و ببرند آنچه را خدا فرمان داده كه پیوست شود و فساد كنند در زمین هم آنانند زیان كاران».

نقش صله رحم در توسعه رزق و روزی و فقر زدایی:

شاید در باور بعضی افراد ارتباط فقر زدایی و توسعه روزی با مسئله صله ارحام و ارتباط با خویشاوندان قدری مشکل به نظر برسد!.
مگر می شود کسی با این شیوه بتواند فقر را از خود دور نماید.! چه ارتباطی بین این دو وجود دارد؟
اگر قدری نگرش خود در خصوص اسباب رزق و عوامل توسعه روزی ارتقاء بخشیم و نگاه خود را در خصوص محاسبات دنیایی و تأثیر گذار بودن عوامل مادی اصلاح نماییم،  قدرت، اراده و تقدیر الهی را در این خصوص پر رنگ تر خواهیم دید.
در واقع می توان این چنین بیان داشت ارتباط با خویشاوند و دستگیری از ایشان موجب جلب رحمت و برکت الهی می شود قانون ثابت و مشخصی که در فرهنگ روایات به آن اشاره شده است.
در روایتی از پیامبر اکرم نقل شده است: « هیچ خانواده ای صله رحم نمی کند، جز اینکه خداوند روزی را بر آنها جاری می نماید و آنها در تحت حمایت خداوند هستند» [7]
در روایتی دیگر نقل شده است: امام على (علیه السلام): «اِذا قَطَّعُوا الرحامَ جُعِلَتِ الموالُ فى أیدىِ الشرارِ؛[8] هرگاه مردم قطع رحم كنند، ثروت ها در دست افراد شرور قرار مى گیرد».
یکی از معانی  ظاهری و ابتدایی که از این روایت به دست می آید این است، کسانی که صله رحم را قطع می کنند در این احتمال خطر قرار دارند که مالشان را از دست داده و افراد ناصالح مثل دزدان و کلاه برداران آن را تصاحب نمایند. از اینرو برای حفظ نعمت و دارایی سفارش به ارتباط با خویشاوندان شده است. کما اینکه از امام علی علیه السلام نقل شده است: «حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛[9] حفظ نعمت ها در صله رحم است».

ارتباط صله رحم و طول عمر

برای حفظ نعمت و دارایی سفارش به ارتباط با خویشاوندان شده است. کما اینکه از امام علی علیه السلام نقل شده است: «حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛ [9] حفظ نعمت ها در صله رحم است»

به طور طبیعی و زیستی کسانی که روحیه اجتماعی و نوع دوستی و ارتباط با دیگران در آنها قوی تر است امید بهتری به زندگی دارند و نشاط و شادابی بهتری در زندگی ایشان خودنمایی می کند، از طرفی کسانی که از روحیه انزوا گرا  برخوردارند و هیچ تمایلی به ارتباط با نزدیکان ندارند، خود را از این نشاط محروم ساخته اند.
این دسته افراد علاوه بر محروم شدن از نشاط اجتماعی از برکاتی که خداوند متعال برای ارتباط با خویشاوندان قائل شده نیز محروم می شوند. از جمله برکات ارزشمند ارتباط با خویشاوندان طول عمر معرفی شده است. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است: «مَن سَرَّهُ اَن یُنسَاَل َهُ فى عُمُرِهِ وَ یُوَسَّعَ لَهُ فى رِزقِهِ فَلیَتَّقِ اللّه  وَ لیَصِل رَحِمَهُ؛ [10] هر كس دوست دارد كه عمرش طولانى و روزى اش زیاد شود، تقواى الهى پیشه كند و صله رحم نماید».

آسیب های پیش روی صله رحم

حذف گناهان کبیره از مجلس صله رحم

1). از غیبت بپرهیزیم:
یکی از آسیب های شومی که شادی دیدار با نزدیکان را به سیاهی و تباهی مبدل می سازد دور شدن از موازین اخلاقی و گرفتار شدن در دام رذایل و گناهان کبیره است. گاهی دیده شده است مجلس دید و بازدید به مجلس توأم با گناهان مختلف از جمله غیبت و بدگویی از دیگران مبدل می شود که شایسته فرهنگ و آموزه های اسلامی نیست و می بایست از آن اجتناب نمود.
2). تجملگرایی و اسراف و زیاده روی:
از جمله آسیب های مجلس صله رحم تجملاتی شدن آن و گرفتار شدن در گناه اسراف و زیاده روی است. این رویه نامناسب باعث می شود بازار دید و بازدید کمرنگ شود چرا که نوعاً افراد به واسطه چشم و هم چشمی خواهان برگزاری مجلس مهمانی مشابه هستند در حالی که توانایی مالی آن را نیز ندارند. و این موضوع به ختم ارتباطات خویشاوندی منجر می شود.
نتیجه گیری
با توجه به آثار و برکات فوق العاده ای که صله رحم و دیدار با آشنایان در پی دارد سزاوار است با شناسایی و حذف گناهان رایج در این مجالس زمینه بهره مندی از آثار سودمند آن را برای خود و دیگران فراهم نماییم.

پی نوشت ها:
[1]. لغت نامه دهخدا، ج۷، ص۱۰۵۱۹.
[2]. طاهری خرم آبادی، صلة الرحم و قطیعتها، ص۱۲، مؤسسه نشر اسلامی.
[3]. ترجمه المیزان، ج 4، ص220.
[4]. نهج البلاغه ، خطبه 142 ، ص 432 .
 [5]. الکافی، ج2، ص 641.
[6]. همان، ج 2، ص 377.
[7]. کنزالعمال، ج6، ص472، ح16607.
 [8]. كافى، ج 2، ص 348.
[9]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم  ص 406 ،ح9303
[10]. بحارالأنوار، ج 71، ص 102.


- نظرات (0)

تسخیر قلب به محبت الهی

 
گل، محبت

محبت، در فرهنگ اسلامی معنایی بس والا دارد و شایسته است که محبت خوبان را در قلب خود جای دهیم؛ زیرا به هرچه محبت پیدا کنیم، به تدریج، با همان چیز، انس و الفتی ناگسستنی خواهیم یافت.

پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «انسان با کسی است که او را دوست می دارد.»[1] البته بالاترین محبت ها، محبت به خداوند است. در انس و الفت با خداوند، چنان لذتی نهفته است که هیچ چیز را یارای برابری با آن نیست. پیامبر گرامی اسلام می فرماید:

خدا به موسی بن عمران وحی کرد: مرا دوست بدار و دوستی مرا در دل های دیگران بگستران. موسی عرض کرد: ای خدا! من دوستت دارم، ولی چگونه تو را نزد بندگانت محبوب سازم؟ خدا فرمود: نعمت هایی را که به آنان داده ام، به ایشان یادآوری کن؛ زیرا آنان جز خوبی از من ندیده و به یاد ندارند.[2]

به راستی، وقتی رنگ ها، طبیعت زیبا، شگفتی های بی نظیر و چهره های زیبا، کشش های عجیبی در دل ها ایجاد می کند، شناخت و آگاهی از سرچشمه زیبایی های یاد شده یعنی پروردگار بزرگ، چه شوق و لذتی به همراه خواهد داشت و البته دلی که جایگاه غیر خدا باشد، نمی تواند به طور کامل در اختیار خداوند باشد. از این رو، امام حسین علیه السلام می فرماید:

أَنْتَ الّذی أَزَلْتَ الاغْیارَ عَنْ قُلوبِ احِبّائِک حَتّی لَمْ یحِبّوا سِواک.[3]

خدایا! تویی که میل به دیگران را از دل های دوستانت بیرون کردی تا جز تو را دوست نداشته باشند.

بر پایه آیات قرآن، گروهی از مردم که از عشق خدا بی نصیبند، کسانی هستند که اموال، کسب و کار، فرزند و اقوام و دوستان را در عرض خدا قرار داده اند و در مقابل، مؤمنان و خدامحوران لبریز از عشق پروردگارند و هیچ محبتی را بر محبت خداوند مقدّم نمی دارند. خداوند در قرآن مجید از آنان چنین یاد می کند: «الَّذینَ آمَنوا اشَدُّ حُبّاً لِللّهِ؛ دوستی آنان که ایمان آورده اند، به خداوند، شدیدتر است.»[4]

امام سجاد علیه السلام نیز در «مناجات المحبین» می فرماید: «الهی مَن ذَاالَّذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِک فَرامَ مِنْک بَدَلًا؛ خدایا کیست که شهد شیرین محبت تو را چشید و غیر تو را به دوستی گرفت؟» ایشان در مناجاتی دیگر می فرماید:

خدایا، مرا از آنان قرار ده که ژرفای جانشان را از محبت خود لبریز و آنان را از زلال گوارایت سیراب ساختی. پس در پرتو لطفت به مناجات های لذت بخش دست یافتند.[5]

پیام متن

در دل خدامحوران، محبت غیر خدا جاندارد و بیگانگان را در حریم دل که منزل گاه خداست، راه نمی دهند.

خدامحوران و محبت معصومین علیهم السلام

محبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از محبت خداوند قرار دارد و در روایت های فراوانی بر این امر تأکید شده است. بر پایه گروهی از این روایت ها، ایمان حقیقی به خدا زمانی تحقق می یابد که مؤمن، آن حضرت را از همه چیز و همه کس بیشتر دوست بدارد. در روایتی در این باره آمده است:

«لایؤْمِنُ أَحَدُکمْ حَتّی اکونَ احَبُّ الَیهِ فی وُلْدِهِ و والِدِه والنّاسِ اجمعین.»[6]

هیچ یک از شما ایمان (حقیقی) نیاورده است، مگر آنکه من، از خودش، فرزندانش، پدرش و همه مردم نزد او محبوب تر باشم.

در کنار محبت به پیامبر، محبت اهل بیت علیهم السلام بسیار سفارش شده است. خداوند در این باره، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

قُلْ لَاأَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی.[7]

بگو من هیچ مزدی از شما در برابر رسالتم درخواست نمی کنم، جز دوست داشتن و محبت به خویشانم.

افزون بر تشیع، اهل سنت نیز دوستی اهل بیت را محترم می دانند، چنان که امام احمد بن حنبل می گوید:

هنگامی که آیه «قُلْ لَاأَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْرً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی» نازل شد، اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، خویشاوندان شما که دوستی آنان بر ما واجب است، کیانند؟ آن حضرت فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندان آن دو و این مطلب را سه بار تکرار فرمود.[8]

امام شافعی نیز می گوید: «اگر محبت به آل محمد به معنای رافضی بودن است، پس جن و انس باید گواهی دهند که من رافضی هستم».[9]

در روایت است که رسول رحمت، به دوستی اهل بیت علیهم السلام چنین سفارش می کند:

خداوند را به جهت نعمت هایی که به شما ارزانی داشته است، دوست بدارید و به واسطه محبتتان به خدا، مرا دوست بدارید و اهل بیت مرا به سبب محبتتان به من دوست بدارید.[10]

پس محبت به اهل بیت علیهم السلام، در واقع از محبت به رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و در نهایت، از محبت به خدا مایه می گیرد. در روایت های گوناگونی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اهل بیت علیهم السلام می فرماید:

 «انّی سِلمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکم؛ من دوستِ دوستان شما و دشمنِ دشمنان شما هستم».[11]

پیام متن

1.دوستی با اهل بیت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله، اجر رسالت نبوی است.

2.محبت اهل بیت علیهم السلام در بین پیروان اهل سنت نیز امری مهم و سفارش شده است.

پی نوشت

[1] بحارالانوار، ج 17، ص 13.

[2] محمد جواد محمودى، ترتیب الامالى، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1421 ه. ق، چ 1، ج 6، ص 360.

[3] بحارالانوار، ج 95، ص 226.

[4] بقره: 25

[5] مفاتیح الجنان، ص 124.

[6] محمد محمدى رى‏شهرى، میزان الحكمة، ج 2، ص 236.

[7] شوری: 23

[8] سیوطى، درّالمنثور، ج 6، ص 7.

[9] تفسیر الكبیر، ج 14، صص 166 و 167.

[10] حسن بن متقى هندى، كنزالعمال، ح 34146.

[11] همان، ح 34159.


- نظرات (0)

پیامدهای دو مقایسه شگفت انگیز

مقایسه
مقدمه:
با کمی دقت و تامل در زندگی انسانها به خوبی می‌توان اذعان داشت که افراد بشری از سطح رفاه اجتماعی یکسانی برخوردار نیستند، از این رو این موضوع باعث بروز پدیده «مقایسه اجتماعی» در زندگی بشر شده است. مقایسه اجتماعی یعنی سنجش موقعیت خود با وضعیت دیگران. نوعاً انسانها تمایل دارند سطح زندگی خود را با سایر افراد مقایسه نمایند واز این رو این رویکرد باعث بروز آثار و تبعاتی در زندگی آنها شده است در این نوشتار سعی داریم به پیامدهای و نوع نگرش افراد در مقایسه های که در زندگی آنها مشاهده می‌شود اشاره کنیم.

انواع مقایسه
اینکه پدیده مقایسه در زندگی موجب حالت رضایت‌مندی در زندگی شود یا خیر! در واقع ریشه در نوع نگرش افراد و مقایسه‌های آنها در زندگی دارد. ازاین رو بعضی از محققین مقایسه کردن در زندگی  را به صعودی و نزولی تقسیم کرده‌اند. در تبیین انواع مقایسه در زندگی اجتماعی این چنین می‌توان گفت: مقایسه صعودی یعنی تطابق زندگی خود با افرادی که در نقطه بالاتری از رفاه یا کمال هستند. و همچنین مقایسه نزولی یعنی قیاس کردن زندگی خود با کسانی که از درجه پایین رفاهی و یا کمالی برخوردار می‌باشند.
 موضوع مقایسه نیز در این چنین فضای  می‌توان متفاوت باشد؛ گاهی قیاس کردن در امور مادی و دنیایی است و زمانی در امور معنوی و غیر مادی[1] آنچه ازآموزه‌های دینی استفاده می‌شود، این است که برای رسیدن به کمال و سعادت مقایسه صعودی با افرادی که توانسته‌اند روح خود را تعالی بخشند و خود را به هنر تقوا و عمل صالح مزیین سازند موجب شادمانی و مسرت و سعادت در زندگی دنیایی و اخروی می‌شود. ولی با اندک توجهی درمقایسه صعودی در امور مادی این چنین نتیجه‌ای را از آن بدست نمی‌آوریم.

نمونه مقایسه‌های مذموم در قرآن
با تأمل در آیات نورانی کلام الله مجید به خوبی می‌توان بعضی از مقایسه های که افراد به آن دچار هستند را شناسایی نمود برای نمونه بعضی از این مقایسه‌ها را می‌توان در داستان قارون مشاهد کرد قارون از ثروت فراوانی برخوردار بود که تنها کلید گنج‌های او را چند انسان نیرومند می توانستند حمل نمایند[2]. از این رو این مسأله موجب شده بود که عده‌ای افراد سطحی نگر زندگی مادی و دنیایی او را برای خود آرزو کنند.
« فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ فی‏ زینَتِهِ قالَ الَّذینَ یُریدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِیَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظیمٍ؛ [قصص/79] پس [قارون‏] با كوكبه خود بر قومش نمایان شد كسانى كه خواستار زندگى دنیا بودند گفتند: «اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم‏] داده مى‏شد واقعاً او بهره بزرگى [از ثروت‏] دارد.»
خدای متعال بر روی این چنین نگرشی به آرزوی‌های دنیایی خط بطلان می‌کشد و از بندگان خود می‌خواهد که از این چنین آرزوهای پرهیز نمایند:«وَلا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَ أَبْقى؛[طه/131]و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان كه‏] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.»

پیامدهای مقایسه‌های مذموم در فرهنگ اسلامی:

1-افزایش اندوه
یکی از مهمترین پیامدهای مقایسه های صعودی در امور مادی افزایش اندوه است چراکه با چشم دوختن به اموال دیگران ودست نیافتن به آن آرزوها چیزی جز اندوه گریبان گیر افراد نمی‌شود: کما اینکه خداوند متعال درسوره مبارکه حجر به این موضوع اشاره می‌فرماید: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ؛[حجر/88]و به آنچه ما دسته ‏هایى از آنان [كافران‏] را بدان برخوردار ساخته‌‏ایم چشم مدوز، و بر ایشان اندوه مخور».

2- بروز افسردگی در زندگی فردی و اجتماعی
از جمله پیامدهای که این موضوع می‌تواند به دنبال داشته باشد تشدید افسردگی است. هر گاه اندوه به مال و منال دنیوی طولانی  شود روح آرامش وزیبا بینی را از زندگی خواهد گرفت و چیزی جز بدبینی و نگرانی را بر زندگی حکم فرما نخواهد نمود.
در روایتی از امام محمد باقر(علیه السلام) این چنین نقل شده است:«وَمَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِی أَیْدِی النَّاسِ‏ كَثُرَ هَمُّهُ‏ وَ لَمْ یُشْفَ‏غَیْظُه؛[3] هر کس به آنچه در دست دیگران است،‌ چشم بدوزد،اندوه او طولانی گردد و خشم او آرام نگیرد.‌‏»

3-ریشه دواندن حسرت درزندگی
پیامد دیگری که مقایسه صعودی در امور مادی بر زندگی افراد حاکم می شود حسرت است؛ کسی که به این مقایسه در زندگی دچار شده است؛ فهرست بلندی از نداشته ها را برای خود تهیه می‌کند وبه خاطر آنچه ندارد؛ پیوسته افسوس می‌خورد و کسی که پیوسته چنین باشد همانند کسی که می‌خواهد جان دهد.[4]

4-ناسپاسی و بی تابی
ناسپاسی و بی تابی می تواند از جمله پیامدهای مقایسه صعودی باشد در این خصوص روایتی تأمل برانگیز از رسول اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) نقل شده است که فرمودند:
«دو خصلت است كه در هر كه باشد خدا او را صبور و شكرگزار رقم زند و هر كه از آن بى‏بهره باشد وی را نه صابر رقم زند نه شكرگزار هر كه در كار دین به كسى كه فراتر از اوست بنگرد و او را پیروى كند و در كار دنیا بآن كه فروتر از اوست بنگرد و خدا را بر آنچه بیشتر دارد شكر كند، خدا او را صابر و شاكر رقم زند و هر كه در كار دین به آنكه فروتر از اوست بنگرد و در كار دنیا به آن كه فراتر از اوست بنگرد و بر آنچه كمتر دارد تأسف خورد خدا او را نه صابر رقم زند نه شكرگزار»[5].

_____________________
[1].عباس پسندیده، هنررضایت از زندگی، چاپ دهم،انتشارات معارف،1391ص47.
[2]. إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ؛ [قصص/76].
[3]. الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص315.
[4]. عباس پسندیده ،هنر رضایت از زندگی.ص48
[5]. پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش. ص457

  منبع: رهپویان قرآن

- نظرات (0)

عیدتون پرازالطاف الهی

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

.


- نظرات (0)