سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چگونه در کارهای سخت موفق شویم؟

ایمان

«فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى ، وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» [لیل/ آیات 5، 7، 6] ؛ اما آن کس که بخشش و پرهیزکاری کرد(5) و وعده های خدا را تصدیق کرد(6) پس به زودی او را در مسیر آسانی قرار می دهیم. (7)

توفیق از مادّه وَفْق است، به معنای ایجاد موافقت میان دو چیز یا چیزهای متعدد; و در واقع، نوعی فراهم کردن وسیله لازم برای افراد است تا با میل و اراده خود از آن برای پیشرفت استفاده کنند. می توان گفت توفیق به معنای هدایت کردن و رساندن به مقصود است.

قرآن یکی از اسباب جلب توفیق الهی را تلاش و کوشش در راه هدف می داند و می فرماید: مجاهدان راه خدا و شهیدان از توفیق الهی برخوردارند و کارشان در نزد خداوند اصلاح می شود.

یکی دیگر از عواملِ به دست آوردنِ توفیقِ الهی کار نیک است. از نظر قرآن، فقط خداوند منشأ توفیق است: «اَلَیسَ اللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ»; و اگر خداوند [(بر اساس علم به شایستگی ها و ناشایستگی ها )] محرومیت کسی را بخواهد، هرگز کسی نمی تواند به او بهره ای از هدایت برساند; و اگر خداوند هدایت و توفیق را بخواهد، هیچ کس قادر نیست آن را برگرداند.»

با توجه به آیات سوره لیل، خداوند برای «توفیق الهی» سه عامل را بیان داشته است که عبارتند از: انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی و همچنین عوامل سلب توفیق را بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی می داند.

یکی دیگر از واژه هایی که به سلب توفیق معنی شده است واژه «لعن» در دنیاست که اهل لغت آن را به معنى سلب توفیق گرفته اند، ولی در واقع باید گفت سلب توفیق، از مصادیق لعن مى‏ باشد. (7)

گاه مجازات ها که نتیجه گناهان انسان است، به شکل سلب توفیق نمود پیدا می کند چنانکه خداوند متعال در آیه 49 سوره مبارکه مائده مى‏ فرماید: «فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ؛ و اگر آنها (از حکم و داورى تو)، روى گردانند، بدان که خداوند مى‏ خواهد آنان را به خاطر پاره‏ اى از گناهانشان مجازات کند و بسیارى از مردم فاسقند».

از توفیق در روایات به عنوان «لا قائد کالتوفیق: بهترین راهبر » (نهج‌البلاغه، کلمات قصار«113» رضی، محمد بن حسین؛ ترجمه شهیدی، سید جعفر) و «اجلٌ ما ینزل من السماء التوفیق: با ارزشترین چیزی که از آسمان فرو می‌آید » (میزان الحکمه، ج14، ص6950 ، ج22228 ) تعبیر شده است.

با توجه به آیات سوره لیل، خداوند برای «توفیق الهی» سه عامل را بیان داشته است که عبارتند از: انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی و همچنین عوامل سلب توفیق را بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی می داند

بنابر آیات خداوند انفاق توأم با تقوا و ایمان را عامل توفیق در کارهای بزرگ و سخت و بخل و تنگ نظری را سبب از دست دادن توفیق معرفی کرده است.

به روایاتی از امام علی (علیه السلام) توجه فرمایید: «توفیق اساس خوشبختی است; بهترین کوشش آن است که با توفیق قرین شود; نعمتی چون عافیت نیست و عافیتی چون یاریِ توفیق; اقدام نکردن در هنگام سرگردانی از توفیقات است; امکان گناه نیافتن از توفیقات است.»

از امام باقر(علیه السلام) درباره معنای «لاحَوْلَ وَلاقُوًّةَ اِلّا باللّه» پرسیدند. حضرت فرمودند: «ما قدرت بر ترک معصیت نداریم، مگر به یاری خداوند; و توانایی بر طاعت خدا نداریم، مگر با توفیق خداوند، عزّوجل.»

در دعاهای فراوانی هم از خداوند، توفیق طلب شده، مثل «ارزقنی فیها التوفیق لما وفقت له محمد و آل محمد» (قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، دعای شب بیست و دوم رمضان) و یا « وفقنی للّتی هی أزکی ….» (همان، دعای مکارم الاخلاق) و یا «اللهم ارزقنی توفیق الطاعه و بعد المعصیه…» و … شاید گفته شود چرا این توفیقات شامل حال گروهى مى‏ شود، در حالى که گروه دیگرى از آن محروم مى‏ گردند؟

باید گفت در حقیقت انجام عمل خیر، سبب توفیق الهى مى‏ گردد و انجام اعمال شرّ، توفیق را از آدمى سلب مى‏ کند. (تفسیر نمونه ج‏19 ص485)

توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسائل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان ‌پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردی که می ‌خواهد همه اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد. (مصطفوی، تفسیر روشن، ج11, ص285)

در قرآن از زبان حضرت شعیب (علیه السلام) آمده است: «و ما توفیقی الا بالله؛ توفیق من تنها از جانب خداوند است.» (سوره هود؛ آیه 88)

از امام باقر(علیه السلام) درباره معنای «لاحَوْلَ وَلاقُوًّةَ اِلّا باللّه» پرسیدند. حضرت فرمودند: «ما قدرت بر ترک معصیت نداریم، مگر به یاری خداوند; و توانایی بر طاعت خدا نداریم، مگر با توفیق خداوند، عزّوجل»

به هر حال توفیق و نهادینه کردن روح عبودیت، مانند دیگر فضائل نیاز به تمرین و تلاش دارد، زیرا همان ‌طور که عواملی مثل فطرت و عقل، انسان را به سوی عبادت و تکامل سوق می‌ دهند، عوامل متعددی از شهوت و هوای نفس و … انسان را از عبادت و عبودیت باز می ‌دارند.

امام رضا (علیه السلام) می ‌فرمایند، «هر کس از خدا توفیق مسألت کند، در حالی که کوشا و تلاشگر نیست، خود را به استهزاء گرفته است.» (میزان الحکمه، ج 2، ص862، ح2790)

برخی از عوامل توفیق غیر از آنچه در شرح آیات سوره لیل گذشت (انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی) عبارتند از: نیت خوب داشتن، چنان که امام علی(علیه السلام) می فرماید: «هر که نیتش خوب باشد، توفیق یار او شود.» (میزان الحکمه، ج13، ص6574، ح20983 )

یکی از عوامل دیگر توفیق، دعا است حضرت علی(علیه السلام) می ‌فرماید: «یعنی بر توست که از خدایت کمک بگیری و توفیق را از او طلب کنی.» (غرر الحکم، 203)

عامل دیگر، نصیحت پذیری و موعظه است زیرا ممکن است حتی کسانی که اهل عبادتند گاهی دچار کم رغبتی شوند، که در این حالت، نیاز به عوامل دارند که نشاط عبادت را به آن‌ها باز گرداند و موعظه می ‌تواند بسیار کارساز باشد.

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «بزرگ ‌ترین توفیق برای انسان پذیرش نصحیت است.» (میزان الحکمه ج 13، ص 6302، ح 20183)

عوامل دیگری نیز برای توفیق بیان شده است، مانند: علم، مطالعه زندگی علماء و خوبان، مال حلال، توبه و استغفار، تلاش و پشتکار، حسن خلق،همنشین خوب، اخلاص، نظم و برنامه ‌ریزی، توسل و …


- نظرات (0)

می خواهید از عذاب جهنم در امان باشید

اتحاد

از تاریخِ تلخِ اختلافات پیشینیان، درس بگیریم که اختلاف و تفرقه، نه تنها قدرت در دنیا را مى ‏شكند، بلكه گرفتاری عذاب و جهنم را در قیامت به دنبال دارد.

وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(آل عمران ـ 105)

و چون كسانى مباشید كه پس از آنكه دلایل آشكار بر ایشان آمد پراكنده شدند و با هم اختلاف پیدا كردند و براى آنان عذابى سهمگین است.

در این آیه مجدّداً بحث در پیرامون مسئله اتحاد و پرهیز از تفرقه و نفاق است، این آیه مسلمانان را از اینكه همانند اقوام پیشین، همچون یهود و نصارى، راه تفرقه و اختلاف را پیش گیرند و عذاب عظیم براى خود بخرند بر حذر مى‏دارد و در حقیقت آنها را به مطالعه تاریخ پیشینیان، و سرنوشت دردناك آنها پس از اختلاف و تفرقه دعوت مى‏ كند.

اصرار و تأكید قرآن مجید در این آیات، درباره اجتناب از تفرقه و نفاق، اشاره به این است كه این حادثه در آینده در اجتماع آنها وقوع خواهد یافت زیرا هر كجا قرآن در ترساندن از چیزى زیاد اصرار نموده اشاره به وقوع و پیدایش آن مى‏ باشد.

پیامبر اسلام نیز این پیش ‏بینى را قبلاً كرد و صریحاً به مسلمانان خبر داد كه: "قوم یهود بعد از موسى 71 فرقه شدند و مسیحیان 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد" (این روایت به طرق مختلف از شیعه و سنى نقل شده است به طریق شیعه در كتاب هاى: خصال، معانى، احتجاج، امالى صدوق، اصل سلیم بن قیس، و تفسیر عیاشى، وارد شده است و به طرق اهل تسنن نیز در كتاب هاى در المنثور، و جامع الاصول، و ملل و نحل نقل شده است.)

ظاهراً عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح "عدد تكثیرى" است نه "شمارشى" یعنى در میان یهود یك طایفه بر حق بودند و "طوائف زیادى" بر باطل، در میان مسیحیان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق همچنان در یك طایفه بود و در میان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت.

و طبق آنچه قرآن مجید اشاره كرده و پیغمبر اكرم نیز خبر داده بود، مسلمانان بعد از وفات او از طریق مستقیم كه یك راه بیش نبود منحرف شدند؛ در عقاید مذهبى و حتى در خود دین پراكنده گشتند و به تكفیر یكدیگر پرداختند، تا آنجا كه در میان آنان گاه شمشیر، و گاه سب و لعن حكومت مى‏كرد، كار به جایى كشید كه بعضى از مسلمانان جان و مال همدیگر را حلال می دانستند و حتى به قدرى میان مسلمانان عداوت و دشمنى ایجاد شده بود كه بعضى حاضر می شدند به كفار بپیوندند و با برادران دینى خود جنگ كنند!

بدین ترتیب اتحاد و وحدت كه رمز موفقیت مسلمانان پیشین بود، به نفاق و اختلاف مبدل گشت، در نتیجه زندگى سعادتمندانه آنان به یك زندگى شقاوت بار تبدیل شد، و عظمت دیرین خود را از دست دادند.

ظاهرا عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح "عدد تكثیرى" است نه "شمارشى" یعنى در میان یهود یك طایفه بر حق بودند و "طوائف زیادى" بر باطل، در میان مسیحیان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق هم چنان در یك طایفه بود، و در میان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت

خلاصه ای از تفسیر المیزان:

کسانی که اختلاف می نمایند، اختلاف آنها از تفرقه در اعتقاداتشان ناشی می شود، اما همین تفرقه در عقاید به تفرقه در ابدان آنها منجر می شود و آنها را از صورت جماعت خارج می کند و از طرف دیگر تفرقه ابدان هم به اختلاف عقاید منجر می شود.

می فرماید: شما مسلمانان با هم متحد باشید و مانند اهل کتاب نباشید که ابتدا بدن هایشان از هم جدا شد و از جماعت خارج شدند و آنگاه آراء و عقاید آنها هم مختلف گردید.

لذا قرآن در دعوت به اتحاد تأکید می کند و در نهی از اختلاف مبالغه می نماید و این نیست مگر به جهت ژرف نگری چون می دانسته که این امت به زودی دچار اختلاف و تشتت آراء می گردند، جریان حوادث هم این پیش گوئی قرآن را تأیید و تصدیق کرد،چون امت محمد (صلی الله علیه و آله ) به مذاهب گوناگون منشعب گشت که هر یک، دیگری را نسبت کفر می داد و هر گاه شخصی برخاست تا اختلاف دو مذهب را از بین برد خود مذهب سومی ایجاد کرد.

به هرحال پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) در اثر نفاق منافقان مردم متفرق شدند و حکومت ها، مردم را در بند تحکم و استبداد کشیدند و سعادت حیاتشان را به شقاوت و هدایتشان را مبدل به ضلالت نمودند و عذاب عظیم آنان به جهت تفرقه و اختلاف است که به سقوط آنها منجر می شود.

در صحیح بخاری و صحیح مسلم از انس روایت شده که گفت: رسول خدا فرمود: (به زودی مردانی از صحابه من در کنار حوض بر من وارد می شوند و همین که نزدیک می شوند از جانب خدا دستگیرشان نموده و به سرعت می برند و من می گویم: ای پروردگار من، اینها اصحاب من هستند، پس خطاب می رسد: مگر نمی دانی که اینها بعد از رحلت تو چه حوادثی پدیدآوردند؟)

أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ:

كسانى كه با بودن ادله روشن در دین اختلاف كنند به عذاب عظیم و دردناكى گرفتار می گردند.

بى‏ شك نتیجه فورى اختلاف و نفاق ذلت و خوارى است و سرّ ذلت و خوارى هر ملت را در اختلاف و نفاق آنان باید جستجو كرد.

جامعه‏اى كه اساس قدرت و اركان همبستگى ‏هاى آن با تیشه‏ هاى تفرقه در هم كوبیده شود، سرزمین آنان براى همیشه جولانگاه بیگانگان و قلمرو حكومت استعمارگران خواهد بود، راستى چه عذاب بزرگى است! اما عذاب آخرت آنچنان كه خدا در قرآن بیان كرده است فوق العاده از این عذاب هم شدیدتر خواهد بود و در انتظار تفرقه ‏اندازان و اختلاف ‏گرایان است.

همیشه ریشه‏ى اختلافات جهل نیست، هوس‏ها نیز اختلاف برانگیز است. «وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ»

پیام‏ های آیه:

1ـ از تاریخِ تلخِ اختلافات پیشینیان، درس بگیریم. «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِینَ ...»

2ـ همیشه ریشه‏ى اختلافات جهل نیست، هوس‏ ها نیز اختلاف برانگیز است. «وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ»

3ـ اختلاف و تفرقه، نه تنها قدرت شما را در دنیا مى‏ شكند، بلكه در قیامت نیز گرفتار عذاب جهنّم مى‏ سازد. «لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ»

منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 3

تفسیر المیزان



- نظرات (0)

حفظ قرآن، یکی از راه های ورود به تدبّر است

حفظ

منابع:

برگزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار قاریان، حافظان و اساتید قرآنی

انس با قرآن دل هاى ما را با معارف قرآن آشناتر خواهد كرد. هر چه در دنیاى اسلام كمبود هست، بر اثر دورى از معارف الهى و معارف قرآنى است.

قرآن کریم، ریسمان استوار و دستاویز محکمی است که خداوند به بندگانش هدیه داده است و بنابر سفارش رسول مکرمش، در کنار عترت، می بایست به آن تمسک ورزید. (سیوطی،1414 هـ.ق، ج2، ص60؛ کلینی، 1389 هـ.ق، ج2، ص415)
قرآن، تنها کتاب آسمانی است که از تحریف مصون مانده و یگانه کلامی است که بر بلندای قله فصاحت، هدایت و رستگاری را نوید داده (اسراء، 2) و رمز و راز مکتوم عالم را باز می گوید. (نحل، 89)
در مکتب اسلام، قرآن به عنوان بهترین و مطمئن ترین راه انس با حضرت حق تعریف شده است. گرچه انس با قرآن کریم مراحل مختلفی دارد از جمله: نگاه، شنیدن، روخوانی، قرائت، ترتیل، تلاوت، درس (مراجعه مکرر)، حفظ، تدبر، تفکر، تمسک، فهم و عمل؛ اما مرحله نهایی و اصلی انس، عمل کردن به دستورات آن امانت مقدس الهی و پیاده نمودن در جامعه می باشد.
متأسفانه، امروزه در بسیاری از جوامع، انس با امور دنیوی بر انس با قرآن مقدم شده است.

و این در حالی است که قرآن كتاب حكمت است، كتاب علم است، كتاب حیات است. حیات امت ها و ملت ها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى این معارف و عمل به احكام قرآنى است.

انسان ها اگر طالب عدالتند و از ظلم بیزارند، راه مبارزه‌ى با ظلم را باید از قرآن فرا بگیرند.

انسان ها اگر طالب علمند و به وسیله‌ى معرفت و آگاهى و علم می خواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمین كنند، راهش به وسیله‌ى قرآن نشان داده می شود. انسان ها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است.

ضعف ما امت مسلمان، عقب‌ ماندگى ما، كج‌ رفتارى ‌هاى ما، كج‌ تابى ‌هاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همه‌ى اینها ناشى از دورى از قرآن است.

ملت هاى مسلمان بر اثر حاكمیت طغیان گران و طاغوت ها - كه قرآن مخاطبان خود را این همه از طاغوت ها بر حذر داشته است - خونشان مكیده شد؛ نه فقط خون اقتصادیشان، نه فقط منابع حیاتى و معادن زیر زمینى و نفت و امثال این ها، بلكه روحیه‌ى ایستادگیشان، مقاومتشان، طلب علوّ و عزت در دنیا هم از ملت هاى مسلمان گرفته شد.

ضعف ما امت مسلمان، عقب‌ ماندگى ما، كج‌ رفتارى ‌هاى ما، كج‌ تابى ‌هاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همه‌ى اینها ناشى از دورى از قرآن است

ملت هاى مسلمان به فرهنگ خودشان پشت كردند، فرهنگ مادیگرى را پذیرفتند. با اینكه به ظاهر ما كلمه‌ى «لا اله الّا اللَّه» گفتیم، در طول زمان مسلمان بودیم، اما فرهنگ غرب و معارف غرب در دل هاى ما اثر كرد و ما را از حقایق دور كرد. آن وقت نه فقط اقتصادمان را، عزت دنیویمان را از دست دادیم، بلكه اخلاق و معالم اخلاقیمان را هم از دست دادیم. ما اگر دچار تنبلى هستیم، اگر دچار ضعف و سستى هستیم، اگر دل هاى ما با یكدیگر مأنوس نیست، اگر در میان ما بدخواهى وجود دارد، اینها از آثار فرهنگ تزریقاتىِ تحمیلىِ ضد اسلامى و غیر اسلامى است.

نقش قرآن این است كه ما را از لحاظ ماده و معنا اعتلاء ببخشد؛ و این كار را قرآن می كند. كسانى كه با تاریخ آشنا هستند، نمونه‌هایش را در تاریخ دیدند.

 

حفظ قرآن، تدبیر در قرآن را به ارمغان می آورد

یكى از چیزهائى كه می تواند تدبر در قرآن را به ما ارزانى بدارد، حفظ قرآن است.

توجه داشته باشید كه حفظ قرآن قدم اول است. اولاً حفظ را باید نگه داشت. بنابراین حافظ قرآن باید تلاوت كننده‌ى مستمر قرآن باشد؛ یعنى مرتباً بایستى قرآن را تلاوت كند؛ والّا حفظ از دست خواهد رفت. بعد بایستى این حفظ كمك كند به تدبر؛ حفظ حقیقتاً كمك می كند به تدبر. آنجائى كه شما قرآن را تكرار می كنید، حافظید و می خوانید، فرصت تدبر و تعمق در آیات قرآن براى شما پیدا می شود.

البته انس با تفاسیرى كه مراد از آیه را تبیین می كنند، خیلى لازم است. وقتى حفظ باشد و این انس با تفسیر هم باشد و تدبر باشد، نتیجه می شود؛ شكوفائى قرآنى.

 


- نظرات (0)

امر به معروف غیر از خشونت است

امر به معروفامر به معروف و نهى از منكر، به دو صورت انجام مى‏شود:

1ـ به عنوان وظیفه‏اى عمومى و همگانى كه هر كس به مقدار توانایى خود باید به آن اقدام نماید.

2ـ وظیفه‏اى كه یك گروه سازمان یافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى ‏مى ‏گیرد. چنان كه اگر راننده‏اى در خیابان خلاف كند، هم سایر رانندگان با چراغ و بوق به او اعتراض مى ‏كنند و هم پلیس راهنمایى براى برخورد قاطع با متخلّف وارد صحنه مى‏ شود

  • تعداد بازديد :
  • 213
  • شنبه 11/11/1393
  • تاريخ :
  • امر به معروف غیر از خشونت است

    امر به معروف

    امر به معروف و نهى از منكر، به دو صورت انجام مى‏شود:

    1ـ به عنوان وظیفه‏اى عمومى و همگانى كه هر كس به مقدار توانایى خود باید به آن اقدام نماید.

    2ـ وظیفه‏اى كه یك گروه سازمان یافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى ‏مى ‏گیرد. چنان كه اگر راننده‏اى در خیابان خلاف كند، هم سایر رانندگان با چراغ و بوق به او اعتراض مى ‏كنند و هم پلیس راهنمایى براى برخورد قاطع با متخلّف وارد صحنه مى‏ شود.


    وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران ـ 104)

    و باید از میان شما گروهى [مردم را] به نیكى دعوت كنند و به كار شایسته وا دارند و از زشتى باز دارند و آنان همان رستگارانند.

    به دنبال آیات پیشین كه مسئله اخوت و اتحاد را توصیف می كرد در این آیه اشاره به مسئله "امر به معروف" و "نهى از منكر" شده كه در حقیقت به منزله یك پوشش اجتماعى براى محافظت جمعیت است، زیرا اگر مسئله امر به معروف و نهى از منكر در میان نباشد عوامل مختلفى كه دشمن بقاى "وحدت اجتماعى" هستند، همچون موریانه از درون، ریشه ‏هاى اجتماع را مى ‏خورند، و آن را از هم متلاشى می سازند، بنابراین حفظ وحدت اجتماعى بدون نظارت عمومى ممكن نیست!

     

    طرح یک سوال‏ مهم:

    در اینجا این سوال پیش مى‏ آید كه ظاهر "منكم امة" این است كه این امت بعضى از جمعیت مسلمانان را تشكیل مى ‏دهد، نه همه آنها را و به این ترتیب وظیفه امر به معروف و نهى از منكر جنبه عمومى نخواهد داشت، بلكه وظیفه طایفه خاصى است، اگر چه انتخاب و تربیت این جمعیت، وظیفه همه مردم است.

    به عبارت دیگر این دو وظیفه واجب كفایى است نه عینى، با اینكه از دیگر آیات قرآن بر مى ‏آید كه این دو وظیفه جنبه عمومى دارد، و به عبارت دیگر واجب عینى است نه واجب كفایى، مثلا در چند آیه بعد از این آیه مى‏ خوانیم: كُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَر" شما بهترین امتى بودید كه به سود مردم مبعوث شدید، چه اینكه امر به معروف و نهى از منكر مى‏ كنید".

    باید در انجام این فریضه الهى و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد، دلسوزى و حسن نیت و پاكى هدف را فراموش نكرد، و جز در موارد ضرورت، از راه هاى مسالمت ‏آمیز وارد شد و نباید انجام این وظیفه را مساوى با خشونت گرفت

    در سوره "العصر" مى ‏فرماید: "همه مردم در زیانند جز آنان كه ایمان و عمل صالح دارند و دعوت به حق و توصیه به صبر و استقامت مى ‏كنند"

    طبق این آیات و مانند آنها این دو وظیفه اختصاص به دسته معینى ندارد.

     

    پاسخ‏ :

    دقت در مجموع این آیات پاسخ سوال را روشن مى‏ سازد، زیرا چنین استفاده مى‏ شود كه "امر به معروف و نهى از منكر" دو مرحله دارد:

    یكى "مرحله فردى" كه هر كس موظف است به تنهایى ناظر اعمال دیگران باشد، و دیگرى "مرحله دسته جمعى" كه امتى موظفند براى پایان دادن به نابسامانی هاى اجتماع دست به دست هم بدهند و با یكدیگر تشریك مساعى كنند.

    قسمت اول وظیفه عموم مردم است، و چون جنبه فردى دارد طبعاً شعاع آن محدود به توانایى فرد است، اما قسمت دوم شكل واجب كفایى به خود مى‏ گیرد و چون جنبه دسته جمعى دارد و شعاع قدرت آن وسیع و طبعاً از شئون حكومت اسلامى محسوب مى‏ شود، این دو شكل از مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق، از شاهكارهاى قوانین اسلامى محسوب مى‏ گردد و مسئله تقسیم كار را در سازمان حكومت اسلامى و لزوم تشكیل یك گروه نظارت بر وضع اجتماعى و سازمان هاى حكومت مشخص مى‏ سازد.

    والدین و نوجوان

    امر به معروف از خشونت جداست

    در پایان این بحث تذكر این نكته نیز لازم است كه باید در انجام این فریضه الهى و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد، دلسوزى و حسن نیت و پاكى هدف را فراموش نكرد، و جز در موارد ضرورت، از راه هاى مسالمت ‏آمیز وارد شد و نباید انجام این وظیفه را مساوى با خشونت گرفت.

    ولى متاسفانه بعضى افراد به هنگام انجام این وظیفه، در غیر موارد ضرورت، از راه خشونت آمیز وارد مى‏ شوند و گاهى متوسل به الفاظ زشت و زننده مى‏ گردند.

    و لذا مى ‏بینیم این نوع امر به معروف ‏ها نه تنها اثر خوبى از خود نمى‏ گذارد، بلكه گاهى نتیجه معكوس هم مى ‏دهد، در حالى كه روش پیامبر صلی الله و علیه وآله و سیره ائمه هدى علیهم السلام نشان مى ‏دهد كه آنها به هنگام اجراى این دو وظیفه، آنها را با نهایت لطف و محبت مى ‏آمیختند و به همین دلیل سر سخت‏ ترین افراد به زودى در برابر آنها تسلیم مى ‏شدند.

     

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    درباره امر به معروف و نهى از منكر، روایات بسیارى آمده كه از نقل آنها صرف نظر و به این مقدار بسنده مى‏ كنیم:

    1ـ امام على علیه السلام فرمود: اگر امر به معروف و نهى از منكر ترك شود، كارهاى نیك و خیر تعطیل و اشرار و بَدان مسلّط مى‏شوند. (نهج البلاغه، نامه 47)

    2ـ "امر به معروف و نهى از منكر دو فریضه بزرگ الهى است كه بقیه فرائض با آنها برپا مى‏ شوند، به وسیله این دو، راه ها امن مى‏گردد و كسب و كار مردم حلال مى‏ شود، حقوق افراد تأمین مى‏ گردد، و در سایه آن زمین ها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته مى ‏شود، و در پرتو آن همه كارها رو به راه مى‏ گردد." (وسائل كتاب امر به معروف و نهى از منكر باب 1، حدیث 6، صفحه 395، جلد 11)

    3ـ پیغمبر اكرم صلی الله و علیه وآله مى‏فرماید: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند، جانشین خداوند در زمین، و جانشین پیامبر و كتاب او است." (مجمع البیان در تفسیر آیه فوق)

    4ـ امام علی علیه السلام فرمودند: تمام كارهاى نیك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون آب دهان است در برابر دریاى پهناور"! (نهج البلاغه كلمات قصار شماره- 374)

    فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهایى خود خلاصه نمى‏شود، بلكه نجات و رشد دیگران نیز از شرایط فلاح است. «یَأْمُرُونَ»، «یَنْهَوْنَ»، «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

    بحث لغوی:

    "امت" در اصل از ماده "ام" به معنى هر چیزى است كه اشیاء دیگرى به آن ضمیمه گردد و به همین جهت "امت" به جماعتى كه جنبه وحدتى در میان آنها باشد گفته مى ‏شود؛ خواه وحدت از نظر زمان یا از نظر مكان و یا از نظر هدف و مرام باشد، بنابراین به اشخاص متفرق و پراكنده "امت" گفته نمى ‏شود.

     

    پیام ‏های آیه:

    1ـ در جامعه اسلامى، باید گروهى بازرس و ناظر كه مورد تأیید نظام هستند، بر رفتارهاى اجتماعى مردم نظارت داشته باشند. «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ»

    2ـ اصلاح جامعه و جلوگیرى از فساد، بدون قدرتِ منسجم و مسئول مشخّص امكان ندارد. «مِنْكُمْ أُمَّةٌ»

    3ـ دعوت‏ كننده‏ى به خیر و معروف باید اسلام‏ شناس، مردم‏ شناس و شیوه شناس باشد. لذا بعضى از امّت این وظیفه را به عهده دارند، نه همه آنها. «مِنْكُمْ أُمَّةٌ»

    4ـ دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر، باید به صورت دائمى باشد، نه موسمى و موقّتى.«یَدْعُونَ»، «یَأْمُرُونَ»، «یَنْهَوْنَ»

    5ـ امر به معروف، بر نهى از منكر مقدّم است. اگر راه معروف‏ ها باز شود، زمینه براى منكر كم مى ‏گردد. «یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»

    6ـ كسانى كه براى رشد و اصلاح جامعه دل مى‏ سوزانند، رستگاران واقعى هستند و گوشه ‏گیرانِ بى‏ تفاوت را از این رستگارى سهمى نیست. «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

    7ـ فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهایى خود خلاصه نمى‏شود، بلكه نجات و رشد دیگران نیز از شرایط فلاح است. «یَأْمُرُونَ»، «یَنْهَوْنَ»، «أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

    منابع:

    تفسیر نمونه، ج 3

    تفسیر نور، ج 2

    تفسیر مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث

    وسائل الشیعه، ج 11

    نهج البلاغه، نامه 47 و كلمات قصار، شماره 374


    - نظرات (0)

    معرفی کتابی کلیدی برای پاسخ به مسائل هستی

    کتاب

    مفاتیح الغیب، پس از رسائل تفسیری، سیزدهمین اثر ملاصدرا درباره تفسیر قرآن است و موضوع آن علوم قرآنی- تفسیر می باشد. وی در این کتاب به شرح اصول و مبانی تفسیر خود پرداخته و کوشیده است که از تفسیر قرآن به منزله کلیدی (مفتاح) برای پاسخگویی به مسائل هستی بهره گیرد. وی در این اثر مباحث فلسفی و عرفانی را همراه با برخی آرا و تعبیرات بزرگانی چون غزالی و فخر رازی و ابن عربی آورده است.  

    مفاتیح الغیب

    این کتاب در زمینه تفسیر فلسفی  و به زبان عربی است که از تألیفات محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی مشهور به ملاصدرا یا صدرالمتألهین است.

    ملاصدرا پس از مدح بسیاری از قرآن می نویسد: «حکمت حقیقی، درک معانی قرآنی است. بنابراین بر آن شدم که در 20 فاتحه از ماهیت، مقدمات و فهم مسائل علم تأویل قرآن مطالبی بیاورم که در قرآن شناسی اهمیت فراوانی دارد.» لذا در این کتاب در صدد بیان مبدأ و معاد، اسرار و نکات عرفانی مستفاد از قرآن است که در نوع خود مزید می باشد.

    ابتدا یک دوره فلسفه الهی را بر پایه مبانی خود در اسفار و شواهد الربوبیه ذکر می کند، علم الهی را به تعریف می کشد و سپس مسائل آن را شرح می دهد و در ضمن این شرح، مباحث فلسفی دیگر را مورد توجه قرار می دهد که حاصل این بحث ها چیزی اضافه بر اسفار نیست. این کتاب همچون مقدمه ای برای تفسیر صدرا محسوب می گردد.

     

    سیزدهمین اثر ملاصدرا

    مفاتیح الغیب، پس از رسایل تفسیری، سیزدهمین اثر ملاصدرا درباره تفسیر قرآن است، و موضوع آن علوم قرآنی- تفسیر می باشد.

    وی در این کتاب به شرح اصول و مبانی تفسیر خود پرداخته و کوشیده است که از تفسیر قرآن به منزله کلیدی (مفتاح) برای پاسخگویی به مسائل هستی بهره گیرد. وی در این اثر مباحث فلسفی و عرفانی را همراه با برخی آرا و تعبیرات بزرگانی چون غزالی و فخر رازی و ابن عربی آورده است.  

    حسام الدین شیرازی که از صدر نشینان مجلس قاجارها بود روزی اصل عربی کتاب مفاتیح الغیب را نزد مخبرالدوله می بیند و می پسندد و به ترغیب مخبرالدوله آن را ترجمه می کند. حاشیه مفاتیح الغیب فی التفسیر: حاج ملاهادی سبزواری

    زندگینامه صدرالدین شیرازی (ملاصدرا)

    محمدبن ابراهیم شیرازی ملقب به صدرالدین و مشهور به ملاصدرا یا صدرالمتالهین در حدود سال 979 یا 980 هجری قمری در شهر شیراز متولد شد.

    پدرش ابراهیم بن یحیی قوامی یکی از وزرای دولت صفویه و مردی با نفوذ و ثروتمند بود که با نهایت کوشش، به تربیت و تعلیم یگانه پسر خود کمر همت بست.

    زندگانی ملاصدرا را می توان به سه دوره تقسیم نمود:

    1- دوره طلبگی و تلمذ و بحث و مطالعه کتب قدما و آرای حکما در شیراز و اصفهان.

    در این دوره، وی به تتبع و تفحص آرای فلاسفه و کلام و فلاسفه مشائی و اشراقی اشتغال داشت. 2- مرحله تهذیب نفس  و ریاضت و مکاشفه در روستای کهک (در نزدیکی قم) که نهایتاً به کشف حقایق ربانی و علوم الهی منجر گردید.

    3- مرحله تألیف و تدریس در شیراز در مدرسه ای که الله وردی خان، والی فارس بنا نهاده بود.

    طی این دوره ملاصدرا تقریباً تمام آثار خود را تألیف کرد. ملاصدرا حکمت الهی و فلسفه اسلامی را وارد مرحله جدید کرد، وی در آنچه علم اعلی یا علم کلی یا فلسفه اولی با حکمت الهی خوانده می شود و تنها همین بخش است که به حقیقت، فلسفه است و فلسفه حقیقی خوانده می شود، مقام فلاسفه پیش را تحت شعاع قرار داد، اصول و مبانی اولیه این فن را تغییر داد و آن را بر اصولی خلل ناپذیر استوار کرد.

    آخوند تا پایان عمر در شیراز به تألیف و تدریس پرداخت و در این ایام هفت بار پای پیاده به مکه سفر کرد که در بازگشت از هفتمین سفر، در بصره در سال 1050 هجری قمری درگذشت.

    اساتید:

    شیخ بهاء الدین عاملی مشهور به شیخ بهایی، میرداماد، میرابوالقاسم فندرسکی عارف و زاهد و ریاضی دان بی همتای آن عصر و...

    شاگردان:

    ملاصدرا شاگردان بسیاری را تربیت کرد اما از مشهورترین آنها: ملامحسن فیض کاشانی و مولا عبدالرزاق لاهیجی بودند که هر دو علاوه بر داشتن سمت شاگردی، داماد وی نیز بودند.

    آثار:

    الحکمة المتعالیه (اسفار اربعه)، شرح الهدایة، المبدأ و المعاد، حدوث العالم، المشاعر، شرح شفا، الشواهد الربوبیه، اجوبة المسائل، تفاسیر بعضی از سوره های قرآن کریم و...

    ملاصدرا

    ساختاربندی کتاب:

    این کتاب شامل 20 مفتاح به شرح زیر است:

    - محتوی جزء الاول من کتاب مفاتیح الغیب

    - مقدمه مصحح، مقدمه مولف

    1- المفتاح الاول: فی اسرار الحکمیة المتعلقة بالقرآن علی طریق اهل العرفان (شامل 12 فاتحه)

    2- المفتاح الثانی: فی الاشاره ابی الاغراض الرحمانیة و المقاصد الالهیة (شامل 9 فاتحه)

    3- المفتاح الثالث: فی ماهیة العلم و مفهومه و بیان شرفه و فضله (شامل 8 مشهد)

    4- المفتاح الرابع: فی مراتب الکشف و مبادیه و اقسام الالهامات و الخواطر و الوساوس و اسبابها من الملائکة و الشیاطین (شامل 18 مشهد)

    5- المفتاح الخامس: فی معرفه الربوبیه من اثبات وجود الباری و نعوت جماله و جلاله و اسمائه و افعاله (شامل 3 مشهد)

    6- المفتاح السادس: فی ماهیة المیزان، الموضوع فی القرآن (شامل 7 مشهد)

    7- المفتاح السابع: فی الکشف عن معرفة ذات الحق و اسماء و صفاته و آیاته و آثاره (شامل 3 مشهد)

    8- المفتاح الثامن: فی معرفة افعاله تعالی و اقسامها (شامل 4 فصل)

    9- المفتاح التاسع: فی احوال الملائکه علی نمط آخر و شرح کثرتهم، تباین انواعهم و اصنافهم و بیان اوصافهم (شامل 5 فصل)

    10- المفتاح العاشر: فی الاشارة الی اقسام الاجسام و اموالها (شامل 4 فصل)

    - محتوی الجزء الثانی من کتاب مفاتیح الغیب:

    11- المفتاح الاحادی عشر: فی اثبات الجواهر العقلیة و هی خزائن علم الله و قدرته و کیفیة وجودها

    12- المفتاح الثانی عشر: فی اثبات حدوث العالم... حدوثا بعد مالم یوجد بعدیه زمانیة

    13- المفتاح الثالث عشر: فی اثبات العالم الروحانی و دارالنفوس البشریة (شامل 8 مشهد)

    در این کتاب به شرح اصول و مبانی تفسیر خود پرداخته و کوشیده است که از تفسیر قرآن به منزله کلیدی (مفتاح) برای پاسخگویی به مسائل هستی بهره گیرد. وی در این اثر مباحث فلسفی و عرفانی را همراه با برخی آرا و تعبیرات بزرگانی چون غزالی و فخر رازی و ابن عربی آورده است

    14- المفتاح الرابع عشر: فی طریق سلوک العبد الی الله سبحانه (شامل 6 مشهد)

    15- المفتاح الخامس عشر: فی شرح ماهیة الانسان من مبدا تکونها... الی ان ینتهی قیامه عندالله (شامل 3 باب و 4 اشراق و 9 مشهد)

    16- المفتاح السادس عشر: فی الاشارة الی ملکوت اسماء و اثبات النفوس الفلکیة و عقولها المفارقة (شامل 5 لمعه)

    17- المفاتیح السابع عشر: فی علم المعاد و تحقیق حشر النفوس و کیفیة رجوعها الی الله تعالی (شامل 8 اشراق)

    18- المفتاح الثامن عشر: فی اثبات الحشر الجسمانی و بعث الابدان و ما وعده الشارع و اوعد علیه (شامل 7 مشهد)

    19- المفاتیح التاسع عشر: فی نبذ من احوال القیامه و مقاماتها (شامل 20 مشهد)

    20- المفتاح العشرون فی الاشارة ابی الریاضته و تقسیمها

     

    تاریخ انتشار

    این کتاب در سال 1424 هـ.ش توسط موسسه تاریخ عربی در بیروت منتشر گردیده است. مقدمه توسط محمدخواجوی، تعلیقات مولی علی النوری.

     

    ترجمه مفاتیح الغیب

    حسام الدین شیرازی که از صدر نشینان مجلس قاجارها بود روزی اصل عربی کتاب مفاتیح الغیب را نزد مخبرالدوله می بیند و می پسندد و به ترغیب مخبرالدوله آن را ترجمه می کند. حاشیه مفاتیح الغیب فی التفسیر: حاج ملاهادی سبزواری


    - نظرات (0)

    تفسیر نیشابوری چگونه کتابی است؟

    کتاب

    نام اصلی کتاب «غرائب القرآن و رغائب الفرقان» و مشهور به «تفسیر نیشابوری» و از تفاسیر قرن هشتم هجری قمری است.

    این تفسیر از بهترین و جامع و مفید ترین تفاسیر قرآن است. این کتاب، در برخی از مجامع علمی و مدارس و حوزه های علوم اسلامی از جمله کتب درسی است و از آن به عنوان متن درسی در جهت آشنائی با قرآن و تفسیر بهره می گیرند.

    تفسیر نیشابوری

    این کتاب، یکی از آثار گرانقدری است که در آستانه قرآن و در جهت تبیین و تفسیر آیات کتاب الهی سامان یافته است.

    در میان مجموعه آثار تفسیری، جایگاه بلندی دارد و در دیدگاه عالمان و محققان اسلامی و جستجوگران حقایق قرآن، از منزلت والایی برخوردار بوده و هست.

    این کتاب، در برخی از مجامع علمی و مدارس و حوزه های علوم اسلامی از جمله کتب درسی است و از آن به عنوان متن درسی در جهت آشنائی با قرآن و تفسیر بهره می گیرند. 

    نام اصلی کتاب «غرائب القرآن و رغائب الفرقان» و مشهور به «تفسیر نیشابوری» و از تفاسیر قرن هشتم هجری قمری است.

    این تفسیر از بهترین و جامع و مفید ترین تفاسیر قرآن است. نویسنده آن "نظام اعرج" از علماء و مفسرین بزرگ می باشد.

    به گفته خوانساری، صاحب «روضات الجنات» از بهترین شروح کتاب خدا (قرآن) و جامع ترین تفاسیری که دارای فوائد لفظیه و معنویه است و مورد استفاده خواص و عوام نیز می باشد.

     

    معرفی اجمالی نویسنده

    نظام الدین حسن بن محمد، ملقب به نظام الدین و نظام نیشابوری و معروف به نظام اعرج از ادبا و علما و مفسرین بزرگ در قرن هشتم هجری است.

    این مرد فاضل و عارف و محقق به جهت علم و دقت نظر و تبحّرش در بین متأخرین، از شهرت خاصی برخوردار و زبانزد همه بود. تألیفات متنوعه او، بهترین معرف مقامات علمی اوست.

    به نقل از برخی مانند «کلام ذریعه» او را شیعه و به نقل بعضی دیگر همچون «رحانة الادب» او را از بزرگان اهل تسنن می دانند.

    در «کشف الظنون» جملاتی از مقدمه تفسیر او نقل شده که به حسب ظاهر، منافی تشیع است ولی در «روضات الجنات» به طور حدسی حتی او را به ملامحمدتقی مجلسی اول، نسبت داده اند.

    وی در ذیل آیات، غالبا به تمام دیدگاه ها اشاره می کند و در عباراتی کوتاه و روشن بهره های فراوان از یک آیه را عرضه می کند و در تمام این مراحل هرگز به درازگوئی و زیاده روی، روی نمی آورد

    روش تفسیری نیشابوری

    این کتاب تفسیری است جامع، که مولف در نگارش آن، از ابعاد مختلف، به آیات نگریسته و حقایق ارجمندی را در لابلای صفحات آن عرضه کرده است، از این روی، تکیه بر روشی خاص در تفسیر نگاری او تنها به عنوان برجستگی این روش در مجموعه تفسیر اوست و همین.

    روش تفسیری مولف در این کتاب کلامی - عرفانی است. وی به پیروی از فخرالدین رازی و جارالله زمخشری، که تفسیرش گلچینی از تفسیرهای آن دوست، کتابش را از مباحث کلامی آکنده است، اما هرگز خود، راه افراط ها و زیاده روی های آن دو تن نیالوده است.

    وی در تمام آیاتی که زمینه بحث در مباحث کلامی را داشته، به مسائل کلامی و اعتقادی پرداخته و دیدگاه های گوناگون را مطرح کرده و تا توانسته است از اندیشه و آراء اشعریان دفاع کرده است. فراتر از این، در ذیل تمام آیات و زیر عنوان [التأویل]، به برداشت ها و تأویل های عرفانی پرداخته است. بدین سان روش نیشابوری در تفسیرش، روشی کلامی و عرفانی است، و تفکر وی، تفکری عقلانی و قلبی. بدین لحاظ در رده بندی تفاسیر، غرائب القرآن را باید مجموعه تفاسیر کلامی و عرفانی جای داد.

    قرآن

    ویژگی های غرائب القرآن

    تفسیر نیشابوری دارای ویژگی ها و برجستگی هایی است که در میان آثار تفسیری فرهنگ اسلامی بدان امتیاز ویژه ای بخشیده است.

    نثر گویا و دلنشین، تنظیم و ترتیب دقیق و استوار، گزیده گویی و اجتناب از استطرادهای نامتناسب، جامعیت نسبت به تمام مباحث، از جمله ویژگی های این تفسیر است.

    وی در ذیل آیات، غالباً به تمام دیدگاه ها اشاره می کند و در عباراتی کوتاه و روشن بهره های فراوان از یک آیه را عرضه می کند و در تمام این مراحل هرگز به درازگوئی و زیاده روی، روی نمی آورد.

    لطایف عرفانی، ظرایف ذوقی دلنشین و گاه شور انگیز آن نیز، از جنبه های برجسته دیگر این تفسیر است.

    پرداختن منظم و دقیق به مباحث تجوید در آیات از قبیل وقوف، قرائت و ... را نیز می توان از خصوصیات این تفسیر به شمار آورد.

    اشارات راه گشایانه به چرائی و چگونگی گزینش واژه ها، تعبیرها و بررسی هوشمندانه و گسترده تناسق، نظم و ترتیب در آیات و بازشناسی و عرضه روابط تنگاتنگ محتوای آیات و بازشناسی و عرضه روابط تنگاتنگ محتوای آیات و سوره ها از جلوه های والای این تفسیر است.

    پس از این، باید از انصاف در بحث، نقل اقوال و اندیشه ها بدون تحریف، دوری از تعصب و لجاج، یاد کرد یافته ها و انتساب دقیق آنها به صاحبان اقوال و در یک کلام امانت علمی یاد کرد که در جای جای این تفسیر جلوه های ستودنی دارد. بالأخره، باید از تأویل های گسترده و بعضاً دلپذیر و زیبا یاد کرد که در پایان تفسیر معمولی و ظاهری آیات می آید و گاه پرتوهای ارجمند و گران ارجی بر آیات می افکند و دل را به شیدائی و شیفتگی می کشاند.

     

    مسائل اخلاقی و معنوی در غرائب القرآن

    یکی دیگر از جنبه های شایان توجه تفسیر نیشابوری، جنبه های اخلاقی و معنوی آن است.

    وی در ذیل آیات مربوط به این موضوع، به گستردگی وارد بحث می شود و از ابعاد مختلف، محاسن و مساوی اخلاق را به بررسی و تحلیل می گیرد، و در بازشناسی بحث، سنگ تمام می گذارد.

    به گفته خوانساری، صاحب «روضات الجنات» از بهترین شروح کتاب خدا (قرآن) و جامع ترین تفاسیری که دارای فوائد لفظیه و معنویه است و مورد استفاده خواص و عوام نیز می باشد

    نیشابوری در این بخش، گاهی مطالب را با حکایتی شیرین و دلپذیر و غالباً از چهره های برجسته صوفیان، مانند: ابراهیم بن ادهم، سفیان ثوری و ... می آمیزد و به جلوه و جذابیت آن می افزاید.

    نیشابوری در ذیل آیه 186 از سوره بقره افزون بر بحثی سودمند از دیدگاه عقلانی، کلامی و فلسفی به جایگاه دعا در زندگی انسان می پردازد. سپس از فوائد دعا سخن می راند و از چگونگی های دعا کننده و آداب دعا کردن سخن به میان می آورد و روایات شیرین و دلپذیر و بیدارگری را عرضه می کند.

     

    ساختار کتاب به طور اختصار

    این تفسیر در 3 مجلد بزرگ، دارای یازده مقدمه و شامل جهات مختلف از احکام وقوف، قرائات، ذکر شماره حروف و کلمات و عدد آیات و نکات دقیق عربی است، سپس در تفسیر آیه، به تأویل آن می پردازد.

    در این اثر به اینکه این تفسیر خلاصه تفسیرهای مفاتیح الغیب فخر رازی و الکشاف زمخشری و تفاسیر دیگر است اشاره شده است.

    نظام نیشابوری تفسیر دیگری دارد به نام «لبّ التأویل» که به شیوه تأویل الآیات کمال الدین عبدالرزاق کاشانی تصنیف نموده است.

    سید محسن امین عاملی گوید که این تفسیر با تفسیر دیگر نیشابوری به چاپ رسیده است. تفسیر نیشابوری قبلاً در 3 مجلد در تهران چاپ شده است.

     


    - نظرات (0)