سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

چه گناهانى باعث عذاب ابدى مى‏شود؟

عذاب

گناه دل را سیاه می کند و لذت مناجات و عبادت را از ذائقه روح انسان دور می کند چرا که معرفت حق تعالی با دل تاریک ممکن نیست. گناه، آثار و پیامدهای خاصی هم در دنیا و هم در آخرت به همراه دارد و این غیر عذاب های دنیوی و اخروی هر گناه است. در قرآن و روایات اسلامی به بعضی از این امور اشاره شده است، به طور مثال دروغگو در قرآن ملعون خوانده شده است.

عمل هر کسی معلول اوست و معلول همواره با علّت خود است؛ لذا در آخرت هر کسی عمل خود را به دوش می کشد. «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ ــ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ: پس هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار خیر انجام دهد خود آن عمل خیر را مى‏بیند. ــ و هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده، خود آن عمل بد را مى‏بیند.» (الزلزلة / 7 و 8)

گناهکار مثل کسی است که سوزنی را در چشم خود فرو می کند، نتیجه تکوینی و معلول طبیعی این کار، کور شدن است. بسیاری از گناهان حقیقتاً کور کننده چشم حقیقت بین انسان هستند؛ لذا نمی گذارند شخص در دنیا حقایق و خوبی ها را ببیند؛ کما اینکه در آخرت نیز نمی گذارد شخص باطن این حقایق و خوبی ها را که نعمت های بهشتی است مشاهده نماید. «وَ مَنْ كانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبیلا: و كسى كه در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراه تر است.» (الإسراء/72)

آیات قرآن مجید درباره عذاب ابدى به چندین گروه اشاره كرده است:

1- كفر: «آن كسانى كه كافر شدند و به عقیده كفر مردند، البته بر آن گروه است لعنت خدا و ملائكه و تمام مردمان»[1].

2- ستمگرى: «آنان را كه كافر و ستمگر شدند هیچ‏ گاه خدا نخواهد آمرزید و به راهى هدایت ننماید و گرچه راه جهنم كه تا ابد در آن خواهند زیست و این براى خدا آسان است»[2].

3- نفاق: «خدا مرد و زن از منافقان و كافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده. همان دوزخ برای آنها كافى است و خدا آنها را لعن كرده و به عذاب ابد مى‏افكند»[3].

4- تكبر: «پس، از هر در به دوزخ داخل شوید كه در آنجا همیشه معذب خواهید بود و جایگاه متكبران كه دوزخ است بسیار بد منزلگاهى است»[4].

5- تكذیب آیات خدا: «و آنان كه آیات ما را تكذیب كردند، آنها اهل آتش دوزخ و در آن مخلّدند و آن جا بسیار بد منزلگاهى است»[5].

6- قتل عمد: «هركس مۆمنى را به عمد بكشد، مجازات او آتش جهنم است كه در آن جاوید معذب خواهد بود. خدا بر او خشم و لعن كند و عذابى بسیار شدید مهیا سازد»[6].

پس هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار خیر انجام دهد خود آن عمل خیر را مى‏بیند. ــ و هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده خود آن عمل بد را مى‏بیند

7- تجاوز از حدود الهى: «هر كه نافرمانى از خدا  و رسول كند و تجاوز از حدود الهى نماید، او را به آتشى در افكند كه همیشه در آن معذب است و همواره در عذاب ذلت و خوارى خواهد بود»[7].

8- دشمنى با خدا و رسول: «آیا نمى‏دانند كه هر كس با خدا و رسولش به دشمنى برخیزد، آتش دوزخ كیفر دائمى او است و این به حقیقت ذلّت و خوارى بزرگ است»[8].

9- احاطه بد كردارى: «آرى، هر كس اعمالى زشت اندوخت و كردار بد به او احاطه نمود، چنین كس اهل دوزخ است و در آن آتش، به عذاب جاوید گرفتار خواهد بود»[9].

10- رباخوارى: «خداوند تجارت را حلال كرده و ربا را حرام. هر كس پس از آن كه پند و اندرز كتاب خدا بدو رسید از این عمل (ربا خوردن) دست كشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت كار او با خداى مهربان باشد و كسانى كه از این كار دست نكشند، آنان اهل جهنم‏اند و در آن جاوید معذب خواهند بود»[10].

11- دوستى و همكارى با دشمنان اسلام: «با آن كه اهل كتاب مدعى ایمانند، باز بسیارى از آنها را خواهى دید كه با كافران (بت‏پرست و منكران) دوستى مى‏كنند و ذخیره‏اى كه براى خود پیش مى‏فرستند و آن غضب خدا است، بسیار بد ذخیره‏اى است و براى آنها در دوزخ عذاب جاوید خواهد بود»[11].

12- شرك: «مشركان را نرسد كه مساجد خدا را تعمیر كنند در صورتى كه به كفر خود شهادت مى‏دهند، خدا اعمالشان را نابود خواهد گردانید و در آتش دوزخ آنها جاوید و معذب خواهند بود»[12].

13- گناه پیشگى: «كسانى كه مرتكب اعمال بد شدند، به قدر همان اعمال مجازات شوند و به خوارى و رسوایى در افتند و ایمنى از عذاب خدا نیابند، گویى روى سیاه آنها قطعه‏اى از شب ظلمانى است. آنان اهل آتش دوزخ و در آن همیشه معذب‏اند»[13]. 

 

پی نوشت ها:

[1]- بقره، آیه 161.

[2]- نساء، آیه 168.

[3]- توبه، آیه 68.

[4]- نحل، آیه 29 .

[5]- تغابن، آیه 10.

[6]- نساء، آیه 93.

[7]- نساء، آیه 14.

[8]- توبه، آیه 63.

[9]- بقره، آیه 81.

[10]- بقره، آیه 275.

[11]- مائده، آیه 80.

[12]- توبه، آیه 17.

[13]- یونس، آیه 27. 




- نظرات (0)

"صراط مستقیم" دقیقاً چیست؟!

چطور صراط مستقیم را تشخیص بدهیم؟ دچار شرک خفی نشویم؟ و جزو کسانی که در قرآن آمده: کار را انجام دادند، اما درست انجام ندادند نباشیم؟ چطور بصیرتمان را افزایش دهیم؟)

صراط

صراط مستقیم به معنای راه و طریق استوار است. این کلمه در هیچ جای قرآن کریم به صورت جمع نیامده، همه جا «صراط» مفرد آمده است، مثل کلمة «نور»، که در هیچ جای قرآن به صورت جمع نیامده و در همه جا مفرد است.

ما حداقل روزی ده بار در نمازهای واجب از خدا می خواهیم: «اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیم»، که معنایش این است: «أدِمْ لَنَا تَوْفِیقَکَ الَّذی أطَعْناکَ فِی مَاضی أیّامِنا حَتّی نُطیعَکَ کَذَلِکَ فِی مُسْتَقْبَلِ أعْمَارِنا»[2]؛ یعنی خداوندا، توفیقاتی که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آن تو را اطاعت کردیم همچنان ادامه ده تا در آیندة عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم.

زمانی کسی چیزی ندارد و آن را تقاضا می کند اما گاهی کسی آن را دارد و از خداوند تقاضای استمرار و ماندن آن را می کند. اتفاقاً می فرماید: اگر می خواهید شیطان را پیدا کنید باید آن را کنار صراط مستقیم پیدا کنید. چون همین جا سراغ مومنان می آید، کسی که از جاده بیرون رفته دیگر نیاز نیست، شیطان بیاید با او چه کند؟

شیطان می گوید: «لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیم»[3] من در همین صراط مستقیم می آیم می نشینم، من در نماز سراغت می آیم، موقع قرآن خواندن سراغت می آیم، در عزاداری سراغت می آیم، من از طریق همین صراط مستقیم سعی می کنم انسان های متدین را به انحراف بکشم.

در قرآن کریم تصریح شده است که زیان‌ دیده‌ترینِ زیان‌کاران، کسانی هستند که یک عمر راه را غلط رفته‌اند، اما همیشه گمان کرده‌اند که راه درست را آنها رفته و کار درست را آنها انجام می‌دهند!

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا» (الکهف، 103 و 104)

بگو: آیا (می‌خواهید) شما را از زیانكارترین مردم در عمل‏ها (ى دنیویشان) خبر دهیم * (آنان) كسانى هستند كه سعیشان در زندگى دنیا هدر رفته، و با این حال مى‏پندارند كه كار نیك انجام مى‏دهند!

الف – اما خداوند متعال که هادی تمامی مخلوقات خود می‌باشد، انسان را در هاله‌ای از ابهامات رها نکرده است که نداند چه کند؟ تمامی انبیاء و اوصیاء و نیز وحی برای رفع این ابهامات ارسال شده‌اند.

انسان باید بداند که "چه باید بکند" و آن کار را "چگونه باید انجام دهد"؟ احکام در هر موردی، تکلیف او را در "چگونه باید انجام دهد" معین کرده است، لذا در گام نخست کافیست که به قصد قربت، به انجام واجبات و ترک محرمات اهتمام ورزد – اما بصیرت، امر دیگری است، نیاز به دوری از سطحی نگری، ژرف نگری، عاقبت‌اندیشی و تعمق لازم دارد – در هر کاری

ب – منتهی همه باید دقت کنند که هر فیضی از مجرای خودش و با وسائل مربوط به خودش اعطا می‌گردد؛ پس کسب آن نیز جز با قرار گرفتن در همان راه و توسل  به همان وسایل ممکن نیست.

به عنوان مثال مربوط به موضوع، اگر فرمود: من برای هدایت بشر «رسول را همراه کتاب و میزان» ارسال نمودم، کسی نمی‌تواند بگوید که من از طریق دیگری هدایت خواهم شد.

اگر فرمود: هدف، دعا و خواسته‌ی روزمره و دائمی شما، "اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ" باشد، و آن که این وحی را اخذ کرد و به ما ابلاغ نمود، خود مصداق عینی و عملی آن را بیان کرد و فرمود: "صراط مستقیم من هستم و پس از من علی و اولادش (علیهم السلام)" هستند، هر کس گمان گند که از طریق دیگری جز تأسی به آنان می‌تواند در صراط مستقیم حرکت کند، دچار وهم شده و خود را فریب داده است.

ج – در هر حال انسان، موجودی تک بُعدی نیست که با انجام یک یا چند فرمان، هدایت شود؛ بلکه به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام، عالَمِ صغیر است و جهان هستی در او پیچیده شده است. انسان عقل و فطرت دارد – نفس حیوانی نیز دارد – روح و جسم دارد - در اموری مجبور است، در اموری اختیار نیز دارد – هدف‌گراست، منفعت طلب نیز هست – امیدوار و مأیوس می‌شود – شهوت و غضب حیوانی و نیز حبّ و بُغض انسانی هم دارد و ... .

تقویتِ ارادہ

از این رو، برای هدایتش، هم از حقایق عالم هستی به او گفته شده و هم "چه باید و نباید کرد"ها در هر امری از امور فردی یا اجتماعی برایش تدوین و تبیین شده است.

اما به طور کلی شاید بتوان مجموعه‌ی ‌ساختار او را به دو بخش عمده‌ی "ایمان و عمل" تقسیم نمود که تکامل آنها مستلزم امور ذیل می‌باشد:

1- شناخت: که مستلزم تعقل، تفکر، تدبر، بصیرت، مطالعه و کسب علم می‌باشد.

2- باور کردن: هدف گرفتن، در حیطه‌ و زمره‌ی آن حقایق هستیِ شناخته شده در آمدن است. شناخت خدا، با ایمان به خدا فرق دارد. ابلیس هم خدا را می‌شناخت، اما ایمانش ضعیف بود – و البته "ایمان"، مرحله‌ی پس از "اسلام" است. اول باید تسلیم حق بود، تا ایمان کامل و استوار گردد.

3- عمل: منظور همان "عمل صالح" است، نه هر فعلی که انسان انجام می‌دهد – که البته هر فعل مومن، باید عمل صالح باشد، یعنی بهترین عمل - اما عمل صالح، پس از شناخت و ایمان، اصول و محورهایی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد، مانند:

1/3 – اخلاص در عمل – که این یک فعل خارجی نیست، بلکه به همان ایمان بر می‌گردد.

اخلاص، نیت و هدف در عمل است که باید سعی کند خالصاً و مخلصاً برای خدا باشد - منیّت در آن نباشد، حب نفس در آن نباشد - ریا در آن نباشد - هدف صرفاً اطاعت و عبادت معبود باشد - مقصد و مقصود، رضایت او باشد.

هدف، دعا و خواسته‌ی روزمره و دائمی شما، "اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ" باشد، و آن که این وحی را اخذ کرد و به ما ابلاغ نمود، خود مصداق عینی و عملی آن را بیان کرد و فرمود: "صراط مستقیم من هستم و پس از من علی و اولادش (علیهم السلام)" هستند، هر کس گمان گند که از طریق دیگری جز تأسی به آنان می‌تواند در صراط مستقیم حرکت کند، دچار وهم شده و خود را فریب داده است

2/3 – آگاهی و بصیرت – انسان باید بداند که "چه باید بکند" و آن کار را "چگونه باید انجام دهد"؟ احکام در هر موردی، تکلیف او را در "چگونه باید انجام دهد" معین کرده است، لذا در گام نخست کافیست که به قصد قربت، به انجام واجبات و ترک محرمات اهتمام ورزد – اما بصیرت، امر دیگری است، نیاز به دوری از سطحی نگری، ژرف نگری، عاقبت‌اندیشی و تعمق لازم دارد – در هر کاری.

3/3 – الگو پذیری - از همه مهمتر "الگو یا اسوه" است. چرا که انسان فطرتاً موجودی الگوپذیر است. انسان با دانستن کلمات و مفاهیم، هدایت نمی‌شود، بلکه به دنبال مصادیق خارجی و عینی می‌گردد. لذا در تمامی رفتارها و اعمال خود، نمونه‌ی مطلوب را الگوی خویش قرار می‌دهد.

و خداوند متعال پیامبر اکرم و اهل بیت او صلوات الله علیهم اجمعین را – که انسان کامل هستند – الگوی ما قرار داده است. از این رو لازم است که در تمامی امور شخصی یا اجتماعی، به آنان تأسی نماییم.



- نظرات (0)

نقش زن در صله رحم

صله رحم
"الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء"

جامعه انسانی نیازمند علل و عواملی است تا گرایش و صفای ضمیر بین افراد آن تأمین شود و صرف قوانین و مقررات سیاسی، نظامی، اقتصادی و … کافی نیست و از طرف دیگر، جامعه بزرگ بشری را جوامع کوچک خانوادگی می‌سازند؛ یعنی اعضای خانواده‌های متعدد عامل تحقق مجتمع رسمی خواهند بود، و مادامی که سبب رأفت و گرایش در بین اعضای خانواده پدید نیاید، هنگام تشکّل مجتمع رسمی نیز هرگز بین آحاد آن، صفای ضمیر و روح تعاون و پیوند دوستی برقرار نخواهد شد، و مهم‌ترین عاملی که بین افراد خانواده، رأفت و گذشت و ایثار را زنده می‌کند، تجلّی روح مادر در بین اعضای خانواده است، زیرا پدر، گرچه به عنوان "الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء"1، عهده‏دار کارهای اداری و اجرایی جامعه کوچک، یعنی خانواده است، لیکن اساس خانواده که بر مهر و وفا و پیوند پی‏ریزی شده است، به عهده مادر است، زیرا مادر مبدأ پیدایش و پرورش فرزندانی است که هر کدام به دیگری وابسته‌اند.

افرادی که از یک زن متولد می‌شوند، همانند میوه‌های یک درخت نیستند که روح ایثار انسانی در سطح گیاه ظهور نکند، و یا مانند بچه‌های یک حیوان ماده نخواهند بود که فاقد تعاون انسانی بوده و پیوند خاص بشری در آنها جلوه نکند، بلکه فرزندان متولد شده از یک زن، خواه بدون فاصله و خواه با فاصله، نسبت به یکدیگر رئوف و مهربان بوده و پیوند فطری خود را در پرتو تعالیم دینی شکوفا می‌نمایند، و در مکتب دین، حفظ این پیوند و فراموش نکردن آن از واجب‌های مهم به شمار آمده، و اگر کسی این پیوند فطری و دینی را قطع نماید، از رحمت ویژه الهی محروم خواهد شد، زیرا صله رحم از چیزهایی است که خداوند به آن امر فرموده و درباره قاطعانِ چیزی که باید وصل شود، لعن و نفرین الهی وعده داده شده است؛ «یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»2؛ آنانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند، و آنچه را خدا به پیوستن آن امر نموده، می‌گسلند و در زمین به فساد می‌پردازند، آنانند که زیانکاراند.

«وَالَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ»3؛آنانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند و آنچه خدا به پیوستن آن امر نموده، می‌گسلند، و در زمین به فساد می‌پردازند، آنانند که بر آنان لعنت است و بدفرجامی آن دنیاست.

شاید سرّ این که افساد در زمین، در کنار قطع چیزی که وصل آن لازم است، ذکر شده، این باشد که افرادی که در خانواده‌های اصیل دینی رشد کرده و قانون صله رحم و حفظ پیوند اعضا را ادراک کرده و عمل نموده‌ا‌ند، وقتی وارد اجتماع رسمی شدند، دست به افساد در زمین نمی‌زنند، زیرا با روح پیوند و ایثار، گام به جامعه نهاده‌ا‌ند، ولی کسانی که از خانواده‌های غیر دینی برخاسته‌اند، چون اصل پیوند فطری بین اعضا، در اثر رعایت نکردن قانون صله رحم و لزوم ایثار و تعاون و … فراموش شده است؛ لذا با ورودشان به جامعه رسمی، پدیده‌های توحش و تنمّر نیز ظهور خواهد کرد.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: صِلَةُ الرَّحِمِ تَعمُرُ الدِّیارَ وَ تَزیدُ فى الأعمارِ وَ اِن کانَ اَهلُها غَیرَ اَخیارٍ. صله رحم، خانه‏ ها را آباد و عمرها را طولانى میکند، هر چند صله رحم کنندگان مردمان خوبى نباشند. ( تنبیه الخواطر، ج 2، ص 116 )

خلاصه آن که قانون صله رحم اصل مهمی است که جامعه کوچک را درست تربیت کرده و زمینه شکوفایی جوامع بزرگ را فراهم می‌نماید، و صله رحم اصل حاکم بر ارحام و محارم و وابستگان خانوادگی است، و منشأ همه این رحامت‌ها و وابستگی‌ها، همانا پیدایش همه اعضا از یک رحم است و آن رحم که مبدأ تکوّن اعضای به هم پیوسته است، جزو زن بوده و در حقیقت مقام والای زن است که پایه‏گذار قانون ارحام و صله رحم و محرمیت و … است.

نتیجه آن که مهره اصلی خانواده و رحامت را زن به عهده دارد؛ گرچه مرد مسئول کارهای اجرایی و تأمین هزینه‌های زندگی و مانند آن است.

صله رحم

از این رهگذر، قرآن کریم ضمن توصیه انسان به گرامی داشتن پدر و مادر، زحمات مادر را که به زایمان و شیردادن است و منشأ اصلی آنها رحم است، یادآور می‌شود: «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا …»4؛ و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم؛ مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با رنج او را به دنیا آورد و بار برداشتن و از شیر گرفتنش سی ماه است.

«وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ »5؛ مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی و از شیر باز گرفتنش در دو سال است.

و نیز حضرت امام زین العابدین (علیه‌السلام) در رساله حقوق که لزوم رعایت حقوق ارحام را به مقدار پیوستگی و قرابت نسبت به رحم بیان فرموده، اولین حق را در نظام خانوادگی به مادر داده؛ آنگاه از حق پدر سخن به میان آورده و چنین فرموده است: «… و حقوق رحمک کثیرة متّصلة بقدر اتّصال الرّحم فی القرابة فأوجبها علیک حقّ أُمّک ثمّ حقّ أبیک ثمّ حقّ ولدک ثمّ حقّ أخیک ثمّ الأقرب فالأقرب.»6

عنایت به این نکته لازم است که نقش زن، نه تنها ایجاد رابطه رحامت (رحم کردن) بین اعضای نسبی یک خانواده است، بلکه سهم آن در ایجاد پیوند رحمی بین وابستگان سببی نیز قابل انکار نیست، زیرا در اسلام، وابستگان سببی، همانند پیوستگان نسبی، از رحامت خاص برخوردارند و قانون مصاهرت مقررات فراوانی را به همراه دارد؛ چنانکه از خطبه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) در مراسم عقد زناشویی حضرت امیرالمومنین علیو حضرت فاطمه زهرا (علیها‌السلام) چنین استفاده می‌شود که مصاهره و دامادی، ملحق به نسب بوده و عروس و داماد به منزله فرزندان دو خانواده محسوب شده و اعضای دو خانواده، مخصوصاً پدران و مادران، به منزله افراد یک خانواده به حساب خواهند آمد و این قانون که از خطبه رسول اکرم و نیز از خطبه عقد زناشویی حضرت جواد (علیه‌السلام) توسط حضرت امام رضا (علیه‌السلام)7 استفاده شده، از آیه «الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِیرًا »8؛ و اوست که از آب، بشری آفرید و او را دارای خویشاوندی نسبی و دامادی قرار داد، استنباط می‌شود.

از اینجا وارد مطلب مهم می‌شویم، و آن روشن شدن نقش زن در ایجاد ارتباط بین مرد، به عنوان پدر و بین افرادی که بعداً متولّد می‌شوند، به عنوان فرزندان؛ یعنی زن اولاً مرد را جذب کرده و رأفت و عاطفت را محور ارتباط با او قرار می‌دهد، سپس به کمک همان عنصر آرام و فرد رئوف و مطمئن، خانواده آرام و ارحام مهربان را تشکیل می‌دهد. اگر این مسئله مُستدل شود، معلوم خواهد شد که اصالت خانواده به عهده زن است و پایه اصیل تأسیس حوزه رحامت و تشکیل حکومت مهر و رأفت، همانا زن خواهد بود که اولاً مرد اجنبی را رحم می‌کند، ثانیاً با تکثیر نسل، دو خانواده را در اثر مصاهره (روابط سببی) به هم مرتبط می‌نماید، ثالثاً در اثر رضاع (شیر دادن به كودكی كه مادرش فاقد شیر طبیعی می‌باشد)، افراد بیگانه را محرم نموده و پیوند رضاعی را چون پیوند مصاهره به رابطه رحامت نزدیک می‌نماید.

 


برگرفته از: سرچشمه اندیشه، ج5، ص307- 312

1- سوره نساء، آیه 34 .

2- سوره بقره، آیه 27 .

3- سوره رعد، آیه 25 .

4- سوره احقاف، آیه 15 .

5- سوره لقمان، آیه 14.

6- تحف العقول، ص255، رساله حقوق امام سجّاد(علیه‌السلام).

7- بحار الانوار، ج100، صص264 و267 .

8- سوره فرقان، آیه 54 .

 



- نظرات (0)

فرصتی برای آشتی با قرآن

قرآن

عید نوروز نزدیک است. عیدی باستانی برای ایرانیان تا در آن خستگی طول سال را با در کنار هم بودن از تن بدر کنند. هر کس برای گذراندن تعطیلات برنامه هایی دارد. برخی رفتن به سفر را انتخاب می کنند. عده ای ترجیح می دهند به دیدار دوستان و آشنایان خویش روند، برخی تفریحات و گردش های درون شهری را برمی گزینند و هر کس به گونه ای خود را مشغول می سازد. در لا به لای این برنامه های بسیار خوب، می توان فرصتی را برایخودسازی و تربیت نفس خویش قرار داد. بهترین راه برای تربیت نفس نیز تدبر در قرآن و بهره گیری از معارف ناب آن است.

 

تربیت نفس و تدبر در قرآن

پرورش و پیشرفت روحی هر انسانی در گرو آن است که برخی رفتارها و خصائص را ترک کرده و به برخی نیز تمسک جوید. هیچ انسانی نیز از زمان تولد کامل نیست و هر کس به تناسب روحیات و شرایط نیازمند هادی و هدایتگر می باشد.

در این میان، قرآن به عنوان آخرین و کامل ترین کتاب آسمانی، بهترین راه برای رسیدن به کمالات بالای روحی است و راه بهره گیری در این کتاب نیز تدبر در آن است. امری که در قرآن بارها مورد تأکید قرار گرفته و بشر را بدان امر کرده است: "أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا "؛ "آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند یا [مگر] بر دل هایشان قفل هایى نهاده شده است." (محمد/24)
اگر آدمی با چشمانی باز و جویای حقیقت به پیشگاه قرآن قدم گذارد بی شک راه را پیدا کرده و سعادتمند خواهد شد. 
امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: "بر شما باد توجه به قرآن: آنچه را در آن بیابید كه سبب نجات كسى پیش از شما بوده، بپذیرید، و از آنچه سبب هلاك كسان پیش از شما شده دورى گزینید". (صافی، ج 1، ص 10)


استفاده از فرصت ها

متأسفانه مشغله های زندگی و روزمرگی های ایجاد شده برای آدمی، منجر به جدایی روزافزون انسان از خدا شده است. نهایت وقتی که بسیاری از ما برای خواندن خدا می گذارد آن است که نمازهای پنجگانه را به جا آورد.

در این میان خواندن و تدبر در قرآن، بخش بسیار کوچکی از زندگی بسیاری از ما مسلمانان را تشکیل می دهد. بسیاری از ما نمی توانیم حتی قرآن را به شکلی صحیح تلاوت کنیم و این امری بسیار اسف بار برای جامعه ی مسلمین است.
کاش هر یک از ما تلاش می کرد فرصتی را برای خواندن این کتاب ارزشمند به دست آورده و اندکی از معارف آن بهره گیرد. روزهای تعطیل، به ویژهتعطیلات عید نوروز، می تواند فرصت مناسبی برای نیل به این هدف باشد. بی شک در این فرصت چند روزه زمان هایی خالی برای خواندن این کتاب مقدس به دست می آید. لازم نیست این زمان طولانی باشد و بخشی طولانی خوانده شود، خواندن حتی یک آیه و تدبر در آن بسیار ارزشمند خواهد بود.

در اوقات عید می توان زمانی را اختصاص داد و با افراد خانواده کنار هم نشسته آیاتی از قرآن را خوانده، معنی کرده و با در نظر گرفتن مطالب یک کتاب تفسیری، که مورد تأیید باشد، در مورد آیه و مضامین آن با یکدیگر بحث نماییم

در حدیثی از امام صادق علیه السلام درباره اصحاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آمده است كه یكى از ایشان در مدت یك ماه یا كمتر یك بار خواندن قرآن را به پایان مى ‏رسانید. ایشان خطاب به وی فرمودند: "قرآن نباید به شتاب خوانده شود، بلكه لازم است به آهستگى و با توجه خوانده شود، و چون به آیه‏اى برسى كه از بهشت در آن سخن رفته، در آنجا توقف كن و از خداى تعالى خواستار بهشت شو، و چون به آیه‏اى برسى كه در آن از آتش یاد شده، توقّف كن و از آتش به خدا پناه بر". (صافی، ج 1، ص 44)
در اوقات عید می توان زمانی را اختصاص داد و با افراد خانواده کنار هم نشسته آیاتی از قرآن را خوانده، معنی کرده و با در نظر گرفتن مطالب یک کتاب تفسیری، که مورد تأیید باشد، در مورد آیه و مضامین آن با یکدیگر بحث نماییم.

با این روش علاوه بر آنکه فرصتی برای با هم بودن و با هم صحبت کردن به دست آورده ایم ـ امری که در خانواده های امروزی بسیار کم رنگ شده است ـ ، فرزندان خویش و سایر افراد خانواده را نیز با قرآن و مضامین آن آشنا می سازیم و فرصتی مغتنم برای رشد و تعالی خود و خانواده هایمان ایجاد کرده ایم.
تعطیلات عید می تواند فرصتی برای شروع این روند در زندگی ما باشد. زمانی برای آشتی با قرآن. اگر این عید را بتوانیم با این روش به پیش بریم سایر ایام سال نیز موفق به انجام آن خواهیم شد. نه هر روز سال، بلکه یک یا دو روز در هفته که تمام افراد خانواده فرصت دارند.
برای جذابیت بخشیدن به این امر برای کودکان می توان از داستان های قرآن آغاز نمود. داستان های حضرت سلیمان(علیه السلام)، قصص پیرامون حضرت موسی(علیه السلام)، ماجراهایی که دربارۀ زندگی حضرت مریم(علیهاالسلام) و فرزندشان حضرت عیسی(علیه السلام) و ... که در قرآن بیان شده سراسر پر نکته بوده و نکات ترتیبی فراوانی را در خود جای داده است و در عین حال برای تمامی گروه های سنی جذابیت های ویژۀ خود را خواهد داشت.

در کتاب آیات قرآن می توان از کتب داستانی مورد اعتماد و فیلم های ساخته شده دربارۀ زندگی این بزرگان نیز بهره گرفت و دیدی نقادانه به آن ها نگاه کرد.

امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: "بر شما باد توجه به قرآن: آنچه را در آن بیابید كه سبب نجات كسى پیش از شما بوده، بپذیرید، و از آنچه سبب هلاك كسان پیش از شما شده دورى گزینید"

راه های فراوانی برای تدبر در قرآن وجود دارد. فقط باید خواست و تلاش نمود. در آن صورت خواهیم دید که خداوند بزرگ خود در این مسیر یاری رسانمان خواهد بود. ان شاءالله.


نتیجه

تدبر در قرآن بهترین وسیله برای رسیدن به کمالات روحی و تربیت نفس است. در قرآن و روایات تأکیدات فراوانی بر این موضوع شده و از مسلمین خواسته اند تأمل در آیات قرآن را در برنامه زندگی خود قرار دهند.

متأسفانه مشکلات جوامع امروزی، که دامنگیر جامعۀ اسلامی نیز شده است، سبب گردیده مسلمانان از قرآن دور بمانند و همین امر مشکلات فراوانی را برایشان به همراه داشته است.

خواندن و تدبر در قرآن زمانی دراز نیاز ندارد بلکه همتی بلند می طلبد که با همراهی اعضای خانواده می تواند میسر گردد.

تعطیلات عید، که افراد بیش از پیش در کنار یکدیگر هستند می تواند فرصتی مغتنم برای رسیدن به این امر باشد.


- نظرات (0)

فرهنگی زیبا به نام صله رحم!

صله رحم

ایام عید و نوروز حال و هوای دیگری دارد. بوی طراوت و شادابی در همه جا پیچیده و شاید اولین شکوفه بر بلندای درختان روییده باشد. دشت ها خود را برای استقبال از گل ها آماده می سازند و کوه ها اشک ریزان نعمات خداوندی می گردند و او را به تمام بزرگی اش شکر می گویند.
ما نیز هر کدام به نحوی به استقبال بهار رفته ایم و به گونه ای این فصل را به خانه هایمان می آوریم ولی در بسیاری از موارد اشتراکاتی داریم که تبدیل به فرهنگی زیبا در جای جای جهان شده است و اگر بگوییم ایران و ایرانی را به این رسومات می شناسند اغراق نکرده ایم فرهنگی رسمی مثل سفره ی هفت سین یا دید و بازدیدی که معمول است.
بعضی از این موارد در دین مبین اسلام نیز مورد تایید و تأکید است و خداوند متعال و ائمه ی اطهار(علیهم السلام) همواره مردم را به آنها رهنمون می ساختند.
شاید عید برای ما بدون این رسومات رنگ و بویی نداشته باشد، دور هم جمع شدن ها، صمیمیت بی انتها، گرمای دست مادری مهربان و لبخند پدری فداکار که از جمع شدن فرزندانش به زیبایی می خندد. ما به عنوان یک انسان و به عنوان یک ایرانی مسلمان به خود می بالیم که این فرهنگ ها با وجودمان آمیخته شده است. 
نکته ی مهم این است که اگر به هر دلیلی این سنت های حسنه در خانواده های ما کم رنگ شد، دوباره آنها را زنده سازیم و نور الهی را در زندگی خویش جاری و ساری سازیم، با توجه به اینکه در آیات و روایات بسیاری به صله ارحام تاکید و توصیه شده است، شایسته ی یک انسان مسلمان ایرانی نیست که این امر بزرگ را به بهانه های واهی ترک کند و خودش را از آثار زیادی که در دنیا و آخرت دارد محروم و بی نصیب سازد.
در آیه 21 سوره ی رعد از کتاب زندگی آمده است: «وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ» 

«و آنان كه آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده مى ‏پیوندند و از پروردگارشان مى ‏ترسند و از سختى حساب بیم دارند.»

این آیه بر هر صله اى كه خداوند متعال به آن امر فرموده است دلالت و اطلاق دارد، از معروف ترین مصادیق آن صله رحم است که خدای مهربان به آن امر کرده است و ترک آن را 
گناهی بزرگ می شمارد.

به راستی چرا؟ اگر مثلا ما رابطه ی خود را با تمام نزدیکان قطع کنیم خللی به کسی وارد می آید؟

این مهربانی ها را خدا می بیند و در روزی که همه نیازمند ذره ای لطف و مهربانی او هستند، ما را از نعمات بی منتهایش بهره مند می سازد و به سعادت دنیوی و اخروی می رساند. «.... وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا» « .... و از (بریدن و قطع رابطه با) خویشاوندان پروا كنید، كه همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است»

با اندکی تدبر در می یابیم این رفت و آمدها، تاثیرات شگرفی در زندگی فردی و اجتماعی ما خواهد داشت و سطح امید به زندگی را در سطح جامعه افزایش خواهد داد، امیدی که امروز در جای جای جهان کمتر شده است و خیلی ها به دنبال به دست آوردن آن هستند و راه های مختلفی را برای کسب آن امتحان می کنند. 
صله ی رحم باعث ایجاد حس شادابی و دل گرمی می شود، انسان زمانی که می بیند نزدیکان خوبی دارد که با آنها شاد است و آنها با وی مهربان و غمخوار، از درون، خود را دارای پشتوانه می بیند.

از طرف دیگر زمانی که احساس می کند می تواند پشتوانه ای برای نزدیکان خودش باشد و به آنها کمک کند و غمی از غم های ایشان بکاهد، خود بزرگترین جذب انرژی مثبت است و احساسی که از این ارتباطات انسانی رهنمون می گردد سال را سرشار از مهربانی و امید می سازد و خداوند نیز از این پشتیبانی شاد و خوشحال است.
صله ی رحم باعث می شود که کمی نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشیم و مشکلات، کینه و کدورت ها را کنار گذاشته و به فکر آینده باشیم.

خداوند زمانی که می بیند ما نسبت به یکدیگر رحمت، گذشت، دوستی و مهربانی را پیش می گیریم ما را بخشیده و از گناهانمان خواهد گذشت.

چه زیباست زمانی که ما پای بر نفس خودمان می گذاریم و به دیدار فامیلی می رویم که با ما مشکل داشته و شاید حتی در مخیله اش هم نمی گنجیده که ما از او بگذریم، چه حالی به وی دست می دهد؟

چه قدر خوشحال می شود و چه قدر ما در برابر خواسته های  نفسانی مان بزرگ می شویم که فراتر از تمام حساب کتاب های مادی قدم بر می داریم و نشان می دهیم هنوز چیزی به نام انسانیت زنده است و ما می توانیم آن را در وجود خویش پاینده بداریم. 
این مهربانی ها را خدا می بیند و در روزی که همه نیازمند ذره ای لطف و مهربانی او هستند، ما را از نعمات بی منتهایش بهره مند می سازد و به سعادت دنیوی و اخروی می رساند . «.... وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا» «.... و از (بریدن و قطع رابطه با) خویشاوندان پروا كنید، كه همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است (سوره ی نساء آیه ی 1)»


منبع: تفسیر المیزان جلد یازدهم


- نظرات (0)

جهنم نرفتن کار ساده ای است؟

انتقاد

اما در مورد بدی های آدمی، دو نوع بدی پنهان وجود دارد. یک دسته را خود انسان پنهان می کند و یک دسته خود به خود پنهان می شوند. باید نه تنها بدی های خود را پنهان نکرد؛ بلکه آنها را شناخت و سعی در از بین بردن آنها داشت. این عمل راهی سریع برای نرفتن به جهنم است.

 

ما به زیرکی، عیوب خود را پنهان می کنیم

یکی از مراتب معرفت نفس، معرفت انسان به عیوب خویش است. اگر طبق احادیث، معرفت نفس در راس معارف قرار گرفته است، حتماً بخشی از این معرفت، آگاهی از عیوب خود است.

آنهایی که به عیوب خود بصیر و بینا هستند، اگر دچار لغزشی بشوند، زمین خوردن شان شدید نخواهد بود و در صورت زمین خوردن، راحت تر بلند می شوند. اما آنهایی که نسبت به عیوب خود شناختی ندارند، یک روزی با سر به زمین می خورند و معلوم نیست دیگر بتوانند بلند شوند یا نه. چنین افرادی، حتی این ظرفیت را دارند که جنایت های بزرگی از آنها سر بزند.

وقتی کسی آدم خوبی بوده ولی بعد به جنایات بزرگ دست می زند، معمولاً باید گفت او اصلاً آدم خوبی نبوده است، بلکه از ابتدا آدم بدی بوده ولی بدی هایش پنهان بوده و الان آشکار شده است. گویی پنهان ماندن بدی ها گاهی از اوقات آنها را شدت هم می بخشد و قدرت تخریب آنها را افزایش هم می دهد.

ما انسان ها زرنگیم و به زیرکی، عیوب خود را پنهان می کنیم مثلا با خود می گوییم «الان نان در تواضع کردن است، مگر تو نمی خواهی در نظر مردم بزرگ شوی؟ پس تواضع کن تا بزرگ شوی!» این است که نفس اماره امور زشت را در نظر انسان زیبا می کند.

 

جهنم نرفتن کار ساده ای است

در بیان کلمات حضرت علی(علیه السلام) متوجه این نکته می شویم که سودمندترین معرفت ها، معرفت به عیب های خود است(1) و این نشانه زیرکی هر فرد است که عیب های خود را بداند.

گر چه گناه کردن بسیار زشت و ناپسند است، اما همان طور که در برخی روایات اشاره شده است، می توان گفت نکته مثبتی هم در گناه وجود دارد و آن اینکه گناه، درون انسان را برای او رو می کند و بدی های پنهانش را لو می دهد و همین عجب را در وجود انسان نابود کرده و سبب نجات انسان می شود. اساساً آشکار شدن بدی ها و اینکه انسان بداند چه عیوبی دارد، آن قدر ارزش دارد که گاهی می ارزد یک خطا و لغزش، این آگاهی را به انسان بدهد؛ اما خوشا بحال آنان که آنقدر بصیرت دارند که عیوب خود را بشناسند و مرتکب گناه نیز نشوند

در شب معراج وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از خداوند متعال سوال می کند: «کدام رفتار با ارزش تر است؟» خداوند متعال به کم خوری و حفظ زبان اشاره فرموده و می فرمایند: «پس آنچه را که قبلاً نمی دانست می فهمد، و آنچه را که قبلاً نمی دید، می بیند و اولین چیزی که او را به آن بینا می کنم عیوب نفسش است، تا از عیب جویی مردم روی برگرداند، و او را به دقایق نکات علمی بینا می گردانم تا اینکه شیطان بر او مسلط نگردد.» اینکه بعد از بصیرت به عیوب، از فهم دقایق علم سخن می گوید، باز اهمیت عیب شناسی را معلوم می کند.(2)

امام سجاد(علیه السلام) کاربرد مهم آن دو چشم معروف مومنان را که در قلبشان قرار دارد، بصیرت عیوب باطنی معرفی می فرماید: «اگر خداوند متعال خیر بنده ای را بخواهد چشمانی که در قلبش هست را برایش می گشاید پس با آنها عیب و زشتی را می بیند و چون غیر از این را اراده کند دل را به حال خودش وا می گذارد.»(3) البته این نعمت به کسی که خدا خیرش را بخواهد داده می شود؛ نه به هر کسی و هر که را خدا خیرش نخواهد، اجازه می دهد قلبش معیوب بماند.

درست است که رسیدن به درجات عالی بهشت دشوار است، ولی جهنم نرفتن نیز کار آسانی است. کافی است از بدی های خود خبر داشته باشیم و از ارتکاب آنها بپرهیزیم. این آگاهی از بدی ها برکات متعدد و مهمی در پی دارد و به سهولت می تواند موجب نجات انسان بشود.

«اگر خداوند متعال خیر بنده ای را بخواهد چشمانی که در قلبش هست را برایش می گشاید پس با آنها عیب و زشتی را می بیند و چون غیر از این را اراده کند دل را به حال خودش وا می گذارد»

گناه، درون انسان را برای او رو می کند

گر چه گناه کردن بسیار زشت و ناپسند است، اما همان طور که در برخی روایات اشاره شده است، می توان گفت نکته مثبتی هم در گناه وجود دارد و آن اینکه گناه، درون انسان را برای او رو می کند و بدی های پنهانش را لو می دهد و همین عجب را در وجود انسان نابود کرده و سبب نجات انسان می شود. اساساً آشکار شدن بدی ها و اینکه انسان بداند چه عیوبی دارد، آن قدر ارزش دارد که گاهی می ارزد یک خطا و لغزش، این آگاهی را به انسان بدهد؛ اما خوشا بحال آنان که آنقدر بصیرت دارند که عیوب خود را بشناسند و مرتکب گناه نیز نشوند.

نتیجه آن که انسان معمولا متوجه عیوب خود نمی شود و گاهی نیز نمی خواهد که متوجه شود و در عین حال دیگران از بیرون عیوب او را بهتر می بینند و می شناسند. پس «این گونه نیست که هر عیبی در وجود انسان ظاهر باشد»(4) در واقع اگر آب باشد؛ ما شناگران خوبی هستیم؛ چرا که یا زمان نمایان شدن عیوب نرسیده یا موقعیت آن پیش نیامده و یا جرأت بروز آن را نداشته ایم. پس بیاییم زین پس اگر دستمان بواسطه گناهی رو شد؛ عاجزانه به درگاه احدیت روی آوریم و توفیق جبران و ترک همیشگی آن را از خداوند بخواهیم تا درب جهنم برای همیشه برویمان بسته گردد. بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان.

 

پی نوشت ها:

1.غرر الحكم: 1675

 2.  الوافی، ج 26، ص150.

3.التوحید للصدوق، ص 367

4. شرح غررالحکم و دررالکلم ج7، باب العورة (آنچه از نمودنش شرم آید)


- نظرات (0)