سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

وقتی نمی توان ازدواج کرد…

از موضوعات بسیار مورد توجه انسان مسأله ازدواج و ارتباط با جنس مخالف است. این بحث از منظرهای مختلفی قابل توجه است اما آنچه که قصد پرداختن به آن را داریم وظیفه فرد در قبال موانع ازدواج است.

اسلام عزیز از آنجا که با توجه به فطرت انسانی قوانین را وضع نموده است، بین قوانین الهی و نیازهای انسانی نیز اختلافی دیده نمی شود.

ازدواج

ازدواج هسته اول ایجاد خانواده و به نوبه ی خود، واحدی در سنگ بنای جامعه انسانی است. حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) فرمود: هیچ كانونی در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند از كانونازدواج محبوب تر و عزیزتر باشد.(محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 222، باب 1، ح 40)

ازدواج و گزینش همسر، انتخاب مطلوب ترین همراه و ترسیم روشن ترین طریق سعادت و پاسخی مناسب به عالی ترین نیاز فطری انسان یعنی وصول به كمال و سعادت است.

چنانچه حضرت علی(علیه السلام) در این باب می فرمایند: هیچ یك از یاران رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ازدواج نكرد، مگر اینكه ایشان پس از ازدواج آنان فرمود: ایمانش كامل شد.(حسین نورى طبرسى، مستدرك الوسائل، ج 14، ص 150، باب 1، ح 8)

ازدواج در منطق قرآن كریم، به وجود آورنده مطمئن ترین و آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، مودّت  و ایثار است.

از آیات و نشانه های قدرت خداوند این است كه برای انسان از نوع خود، همسرانی آفرید تا در كنار آنان، به آرامش و سكون نایل آیند و بین آنان دوستی و رحمت قرار داد. (روم: 21)

تعفف و عفت پیشه کردن زمانی محقق می شود که پای عقل به هوی و هوس و شهوت بسته نباشد و الا کسی که شرایط گناه را برای خودش فراهم کرده چگونه عقل او دستور به عفاف دهد (طاعة الهوی تفسد العقل) زیرا هوی پرستی عقل انسان را فاسد می کند

شهید مطهّری درباره نقش ارزنده ازدواج می گوید: «... یك پختگی و پویایی وجود دارد كه جز در پرتو ازدواج و تشكیل خانواده  پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد با نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود; این كمالات را فقط باید در ازدواج و تشكیل خانواده به دست آورد.

لذا، هیچ وقت نمی شود كه یك كشیش، یك كاردینال به صورت یك انسان كامل در بیاید، اگر واقعاً دركاردینالی خودش صادق باشد.» (مرتضى مطهّرى، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 398)

اما نگاه اسلام به جنس مخالف همیشه ایجابی نیست و همیشه تاکید بر برقراری ارتباط نیست بلکه در جایی که مانعی بر سر ازدواج است دستور به عفاف می دهد (وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏)

عفاف

«عفت» یکی از فضایل مهم اخلاقی در رشد و پیشرفت و تکامل جوامع انسانی است; اما شهوت که مقابل عفت قرار دارد، موجب سقوط فرد و جامعه می شود.

بنابراین کسی که شرایط ازدواج ساده را ندارد حق ارتکاب گناه را ندارد برای پرهیز از گناه  باید از زمینه های گناه نیز دوری گزیند.

به عبارت ساده تر همیشه مسیر مقابل انسان ارضای شهوت نیست بلکه عفت نیز گزینه ای است که نباید فراموشش کرد.

نکته دیگر اینکه تعفف و عفت پیشه کردن زمانی محقق می شود که پای عقل به هوی و هوس و شهوت بسته نباشد و الا کسی که شرایط گناه را برای خودش فراهم کرده چگونه عقل او دستور به عفاف دهد (طاعة الهوی تفسد العقل) چنانچه هوی پرستی عقل انسان را فاسد می کند.

(عبد الشهوة اسیر لا ینفک اسره) برده شهوت اسیری است که آزادی را نمی بیند، پس برای آزادی عقل باید چشم را محدود کرد. (اذا ابصرت العین الشهوة عمی القلب عن العاقبة)

و این گونه است که قرآن مجید مومنین را از نگاه شهوت آلود نهی می کند (قُلْ لِلْمُۆْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ )

منشأ گرایش مرد به زن و آرمیدن مرد در سایه انس به زن مودّت و رحمتی است كه خداوند بین آنها برقرار كرده و این مودّت الهی و رحمت خدایی غیر از گرایش غریزی نر به ماده است كه در حیوانات هم وجود دارد; و از این رهگذر است كه زن محبوب رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) واقع شده است; فرمود: من از دنیای شما، سه چیز را دوست دارم: زن، بوی خوش و نور چشم من در نماز است

چند راهکار برای دوستان مجرد

1- دعا کردن را فراموش نکنید، مخصوصاً دعا در اوقات اجابت مانند سجود، قبل از نماز مغرب در روز جمعه، بین اذان و اقامه در مسجد، ثلث اخیر شب و سحرگاه قبل از طلوع صبح و غیره، چنانچه خداوند متعال وعده داده است که کسی که از او چیزی را طلب کند خواسته او را بر آورده می کند، خداوند می فرماید: "و گفتار چه کسی از گفتار خداوند صادق تر است؟"‌ و در سوره بقره می فرماید: " و (ای پیامبر) اگر بندگانم از تو در مورد من سۆال کنند پس من نزدیک هستم، دعای دعاکنندگان را اجابت می کنم”".

2- روزه گرفتن، زیرا؛

اولاً توصیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می باشد برای مهار شهوت.

ثانیاً هنگام پرخوری، شهوت تحریک می شود ولی کمتر خوردن و یا روزه گرفتن از شدت شهوت می کاهد.

3- چشم پوشیدن از نظر به مناظر شهوت انگیز

4 - از دوست بد دوری کند زیرا بیشتر گناه ها و مصائب سببش دوست های بد هستند.

چنانچه شاعر در این زمینه می گوید:

تا توانی می گریز از یار بد *** یار بد بدتر بُوَد از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند *** یار بد بر جان و مال و بر ایمان زند

5- تنهایی و بیکار ماندن از هر بلایی بدتر است، پس بهتر است که بیکار نماند و وقت فراغ خود را صرف اذکار و عبادت کند، زیرا اوقات فراغت، مخصوصاً اگر قدرت مالی همراه آن باشد اساس مفسدات جوانان می باشد.

در این باب ضرب المثل عربی می گوید: "الوقت کالسیف، ان لم تقطعه قطعک"‌ یعنی: " وقت مانند شمشیر می باشد، اگر با آن قطع نکنی آن تو را قطع می کند."

6 - خواندن هر چه بیشتر اذکار، قرآن مشارکت در کارهای خیر دسته جمعی و غیره. قرآن مى‏فرماید: «نماز، از گناه و بدى باز مى‏دارد» [ عنکبوت، 54] به ویژه اگر آن را با حضور قلب بخوانید.


- نظرات (0)

اسبابی که در قیامت کاربرد ندارند

قیامت

دنیای فانی آکنده از ظلم‌ها و تجاوزهاست. بسیاری از صاحبان قدرت و منصب برای رسیدن به خواسته‌های خود از روش‌ها و عواملی بهره می‌گیرند که درست و اخلاقی نیست. لکن باید توجه داشت که در روز قیامت و به هنگامزنده شدن مردگان، آن چیزهایى كه در دنیا، زورمندان براى پیشبرد اهداف خود به آنها متوسل مى‏شدند، هیچ تأثیرى نخواهد داشت و شگردهایى كه در دنیا به كار برده مى‏شد در آنجا بى‏فایده است.

این امری است که خداوند متعال به طور صریح در بسیاری آیات قرآن بدان اشاره نموده و آدمیان را توجه داده است که تنها ایمان و اعمال صالح است که می‌تواند یاری‌ رسان در روز واپسین باشد. در این مجال به برخی از این عوامل بی‌ اثر در رستاخیز که مدنظر خداوند در قرآن قرار دارد اشاره می‌گردد.

تفاوت اصول حاکم بر مجازات در دنیا و آخرت

در این دنیا چنین معمول است كه براى نجات مجرمان از مجازات از طرق مختلفى وارد مى‏شوند:

ـ گاه یك نفر جریمه دیگرى را پذیرا مى‏شود و آن را اداء مى‏كند.

ـ اگر این ممكن نشد متوسل به شفاعت مى‏گردد و اشخاصى را بر مى‏انگیزد كه از او شفاعت كنند.

ـ باز اگر این هم نشد سعى مى‏كنند كه با پرداختن غرامت خود را آزاد سازند.

ـ و اگر دسترسى به این كار را نیز نداشتند از دوستان و یاران كمك مى‏گیرند تا از او دفاع كنند و گرفتار چنگال مجازات نشود. اینها طرق مختلف فرار ازمجازات در دنیا است.

ولى قرآن بیان می‌دارد که اصول حاكم بر مجازات‌ها در قیامت به كلى از این امور جدا است، و هیچ یك از این امور در آنجا به كار نمى ‏آید، تنها راه نجات پناه بردن به سایه ایمان و تقوا است و استمداد از لطف پروردگار.

بررسى عقاید بت پرستان یا منحرفین اهل كتاب نشان مى‏دهد كه این گونه افكار خرافى در میان آن‌ها كم نبوده است. مثلا نویسنده تفسیر المنار نقل مى‏كند كه در بعضى از مناطق مصر بعضى از مردم خرافى وجه نقدى به غسل‌ دهنده میت مى‏ دادند و آن را اجرت نقل و انتقال به بهشت مى‏نامیدند.

و نیز در حالات یهود مى‏خوانیم كه آنها براى كفاره گناهانشان قربانى مى‏كردند، اگر دسترسى به قربانى بزرگ نداشتند یك جفت كبوتر قربانى مى‏كردند!

در حالات اقوام پیشین كه احتمالاً قبل از تاریخ زندگى مى‏كردند مى‏خوانیم كه آن ‌ها زیور آلات و اسلحه مرده را با او دفن مى‏كردند تا در زندگى آینده‏اش از آن بهره گیرد!

حال به برخی از مواردی که قرآن ناکارآمدی آن‌ها را در قیامت متذکر شده است اشاره می‌گردد.

در قیامت هیچ قدرتى نیست كه به مجرم كمك كند و مثلًا با اعمال زور و فشار و یا با قهر و غلبه مجرم را از چنگال عدل الهى برباید: "وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ"؛ "و نه یارى خواهند شد"

پرداخت رشوه

در قیامت هیچ كس نمى‏تواند از طرف كس دیگرى چیزى بپردازد كه او را مجازات نكنند و این همان رشوه است كه در دنیا معمول است: "لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً"؛ "هیچ كس چیزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند". (بقره/48)

 

پارتی ‌بازی

در قیامت شفاعت به معناى پارتى بازى پذیرفته نیست و كسى نمى‏تواند درباره كس دیگرى واسطگى كند و او را از مجازات رها سازد: "وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ"؛ "و نه از او شفاعتى پذیرفته می‌شود".(بقره/48)

البته توجه كنیم كه این شفاعت با شفاعتى كه پیامبران و ائمه و صلحا، با شرایط مخصوص و براى اشخاص مخصوصى مى‏كنند، تفاوت بسیار دارد و طبق آیات دیگرى از قرآن، شفاعت شفیعانى كه از طرف خدا مأذون باشند درباره افرادى كه مورد رضایت خداست، پذیرفته خواهد شد.

 

پرداخت فدیه

در قیامت فدیه قبول نمى‏شود. یعنى كسى نمى‏تواند مجازات خود را با پولى یا چیز دیگرى بخرد و این با نوع اول فرق مى‏كند.

در اولى كس دیگرى از طرف شخص، پول مى ‏داد تا حكم به مجازات داده نشود كه همان رشوه است ولى در اینجا خود شخص با پذیرش حكم، مى‏ خواهد آن را بخرد و به جاى رفتن در آتش جهنم، معادل آن را بپردازد! "وَ لا یُۆْخَذُ مِنْها عَدْلٌ"؛ "و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود".(بقره/48)

 

استفاده از قدرت قدرتمندان

در قیامت هیچ قدرتى نیست كه به مجرم كمك كند و مثلاً با اعمال زور و فشار و یا با قهر و غلبه مجرم را از چنگال عدل الهى برباید: "وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ"؛ "و نه یارى خواهند شد".(بقره/48)

 

خویشان و فرزندان

در روز رستاخیز هر کس مسئول کارهای خویش بوده و به دنبال آن است که راه نجاتی برای خود بیابد. مۆمنان به دلیل نیکی اعمال به سوی بهشت رفته و کافران به دلیل اعمال ناشایست در جهنم سرازیر می‌گردند و هیچ کس نمی‌تواند مسئولیت کارهای دیگری را بر عهده گرفته و یاری ‌رسانش باشد. خانواده و خویشان نزدیک در آن روز برای یکدیگر فایده‌ای نخواهند داشت: "لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ"؛ "در روز قیامت خویشاوندان و فرزندانتان شما را سودى نخواهند داشت". (ممتحنه/ 3)

در قیامت هیچ كس نمى‏تواند از طرف كس دیگرى چیزى بپردازد كه او را مجازات نكنند و این همان رشوه است كه در دنیا معمول است: "لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً"؛ "هیچ كس چیزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند"

مال و فرزند

این دو سرمایه مهم زندگى دنیا، اموال و نیروهاى انسانى، در قیامت كم ترین نتیجه‏اى براى صاحبانش نخواهد داشت: "یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ"؛ (شعراء/ 88) "روزى كه مال و فرزندان فایده نمى‏دهند".

بدیهى است اگر سرمایه ‏هاى مادى در طریق اطاعت فرمان پروردگار قرار گیرند، رنگ الهى و صبغه اللَّه به خود مى‏گیرند و "الباقیات الصالحات" محسوب مى‏شوند.

 

معذرت خواهى

آن روز، روز رسوایى و بدبختى كافران و ظالمان است، همان روزى كه عذرخواهى ظالمان سودى نمى‏بخشد، و لعنت خدا مخصوص آن‌ها است، و خانه و جایگاه بد نیز به آنها تعلق دارد: "یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ". (غافر/52)

نمونه‌های دیگری نیز چون دوستى[1]، داد و ستد[2]، قدرت بر نفع و ضرر[3]، نیرنگ و حیله[4]، بت‏ها و معبودهاى باطل[5]، یار و یاور[6]، بازخرید[7] و برداشتن بار دیگرى[8] در قرآن آمده است.

این بود نمونه‏هایى از عوامل و اسبابى كه در دنیا انسان ها به آن چنگ مى‏زنند تا از زیر بار مسئولیت و محكومیت شانه خالى كنند ولى در روز قیامت هیچ یك از اینها مۆثر نیست و هر انسانی در گرو اعمالى است كه در دنیا انجام داده است.

 

پی نوشت ها:

[1]. "یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّةٌ"؛ "روزى كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستى". (بقره/ 254)

[2]. "یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خِلالٌ"؛ "روزى كه در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستى". (ابراهیم/ 31)

[3]. "فَالْیَوْمَ لا یَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا"؛ "پس در این روز بعضى از شما بر بعضى دیگر توانایى رساندن سود و زیانى ندارد". (سباء/ 42)

[4]. "یَوْمَ لا یُغْنِی عَنْهُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئاً"؛ "روزى كه نیرنگ آنها، آنها را سودى ندهد". (طور/ 46)

[5]. "فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ"؛ "پس به آنان سودى نداد معبودهایشان كه جز خدا آنها را مى‏پرستیدند". (هود/ 101)

[6]."ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ"؛ "براى ظالمان (در روز قیامت) یار و یاورى نیست". (غافر/ 18)

[7]. "فَالْیَوْمَ لا یُۆْخَذُ مِنْكُمْ فِدْیَةٌ"؛ "امروز از شما باز خریدى گرفته نخواهد شد". (حدید/ 15)

[8]. "وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏"؛ "هیچ كس بار گناه دیگرى را بر نمى دارد". (فاطر/ 35)

منابع:

تفسیر كوثر، ج‏1، ص: 168

تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 223 و ج‏15، ص: 268


- نظرات (0)

نعمتی که هم عسل است و هم زهر!!

می‌گفت: چرا موهای سرت کم پشت شده؟ با اینکه سن و سالی نداری چرا ریزش مو داری؟ غم و غصه چه را می‌خوری؟ استرس داری یا زیاد عصبانی می‌شوی

امتحان

گفتم: امان از بچه! امان از بچه که امانم را بریده. به حرفم توجه نمی‌کند. هرچه می‌گویم، خلاف آن رفتار می‌کند. بعضی اوقات کلافه می‌شوم و از اینکه نمی‌توانم کنترلش کنم عصبانی می‌شوم!

گفت: بچه است دیگر. هنوز تا آنچه می‌خواهی خیلی فاصله دارد. خودت را برای این مسائل پیش پا افتاده از بین نبر.

مرا می‌بینی که شکسته شده‌ام؟ اگر به جای من بودی چه می‌کردی؟ چند سال پیش بود. با یک پژو پارس عازم مسافرت بودیم. هفت سال بود که بچه نداشتیم. به پزشک‌ های زیادی مراجعه کرده بودیم و بعد از معالجات طولانی و خسته کننده، خدا نظر لطفی به من و همسرم انداخت و یک دختر شیرین به ما داد.

بعد از هشت ماه، تصمیم گرفتیم که به اتفاق برادرم، ما نیز به سفر برویم. در آن مسافرت بود که خودرو ما به دلیل انحراف به چپ، دچار سانحه شد و این شیرین هشت ماهه‌ام از خودرو به بیرون پرتاب شد.

نیروهای امدادی به موقع رسیدند اما هنوز آمبولانس کودکم به بیمارستان نرسیده بود که حسرت دیدن دوباره چشمان معصوم و خنده‌های زیبایش تا ابد برایم باقی ماند.

گفت: غم از دست دادن این نوزاد شیرین برای من و همسرم خیلی سخت تمام شد. تا چند ماه کابوس آن تصادف مرا رها نمی‌کرد. نمی دانم حکمتش چه بود. اما این امتحان خدا، خیلی سخت بود، خیلی سخت. چون این کودک برای من خیلی عزیز بود، خیلی.

گفتم: خدا به تو و همسرت صبر  و اجر دهد. خیلی سخت است. مشابه همین ماجرا برای یکی از اقوام من هم اتفاق افتاد؛ دختر شیرین خردسالش را خیلی زود از دست داد. تلخی از دست دادن آن را نچشیده‌ام، اما دیده‌ام. بچه موجود عجیبی است؛ نداشتنش یک دردسر است و داشتنش دردسر دیگر ... .

فرزند مانند پول و سرمایه است؛ گاه والدین در تربیتش می‌کوشند و او را در صراط حق نگه می‌دارند و در مسیر الهی رشدش می‌دهند. این فرزند حتماً باقیات الصالحاتی برای پدر و مادر خود خواهد بود که از وجودش حتی پس از مرگ هم بهره خواهند برد. همچنان که انسان، پولی را در مسیر حقی به کار می ‌اندازد و خیری برای دنیا و آخرت خود ذخیره می‌کند و خداوند هم چندین برابر به او پاداش می‌دهد

گفت: اما دردسر داشتنش خیلی کمتر از نداشتنش است. بماند که داشتن بچه، بدون ‌شیرینی هم نیست.

گفتم: درست است. خدا هم بچه را زینت[1] معرفی کرده هم دشمن[2].

بچه هم مایه آرامش است و هم مایه سلب آسایش! برای همان خوبی‌ هایش نعمت شمرده می‌شود و به خاطر همان سختی‌ هایش دارای اجر است.

اصلاً شاید برای همین است که برای مادر، که بیشترین سختی از جانب فرزندان را متحمل می‌شود، بهشت را پیشکش می‌کنند.[3] هم شیرین است و هم تلخ؛ اگر پدر و مادر مربی خوبی باشند، شیرینی آن را می‌چشند و اگر از بار مسئولیت، شانه خالی کنند، بی نصیب از تلخی آن نخواهند بود.

فرزند، امتحانی برای انسان است.[4] گاهی آن قدر در دل جای می‌گیرد که خدا برای آزمودن، دستور ذبح آن را می‌دهد. [5] گاه آن قدر عزیز می‌شود که خدا سالیان سال آن را از پدر دور می‌کند و گاه با همه تلخی‌ها و آزارها، مدت ها محک صبر پدر و مادر می‌شود.

فرزند مانند پول و سرمایه است؛ گاه والدین در تربیتش می‌کوشند و او را در صراط حق نگه می‌دارند و در مسیر الهی رشدش می‌دهند. این فرزند حتماً باقیات الصالحاتی برای پدر و مادر خود خواهد بود که از وجودش حتی پس از مرگ هم بهره خواهند برد. همچنان که انسان، پولی را در مسیر حقی به کار می ‌اندازد و خیری برای دنیا و آخرت خود ذخیره می‌کند و خداوند هم چندین برابر به او پاداش می‌دهد.

گاه والدین از امتحان الهی سربلند بیرون نمی‌آیند و در تربیت فرزندشان کوتاهی می‌کنند و نتیجه‌ای که باید، حاصل نمی‌کنند و سرانجام خَسِرا الدنیا و الآخره. درست مثل کسی که اموالش را در آن چه که باید مصرف ننموده و آن را تباه کرده است.

گفتم: همین پول هم مانند فرزند، اسباب امتحان است. ببین؛ برخی افراد برای پول داشتن چه‌ها که نمی‌کنند. نه اینکه برای خانواده‌ شان آسایش بیشتری فراهم کنند. نه. آن‌ها خانواده‌ شان را فراموش کرده‌اند و در حق آن‌ها هم کوتاهی می‌کنند. تنها برای پول بیشتر.

آنچه مربوط به ماست، این است که بکوشیم تا از هر امتحانی پیروز و سربلند بیرون بیاییم

گفت: حتماً خداوند گاهی هم برای امتحان، پول را از انسان می‌گیرد؟!

گفتم: درست است. همیشه امتحان در داشتن نیست. گاهی افراد در داشتن‌ ها موفق‌اند، اما وقتی پای نداری و قناعت و دل‌ کندن به میان می‌آید، دست و پایشان می‌لرزد. درست مثل کسانی که بی‌ فرزندی عامل بگو مگو های خانوادگیشان شده.

چقدر در اطرافت و حتی در بین مشتریانت افرادی را دیده‌ای که حرص سود کمِ مالشان را خورده‌اند؟ از این ناراحت‌اند که چرا سرمایه‌شان سودی فوق انتظارشان را نداشته. این هم خود امتحانی است که بعضی در آن شکست می‌خورند.

الان تو و همسرت به قول خودت امتحان دشواری را پشت سر گذاشته‌اید؛ امتحانی که شاید برای همه اتفاق نیفتد، اما حتماً مشابهش برای هر کسی خواهد بود. [6] ما هم نمی‌توانیم از امتحان فرار کنیم. آنچه مربوط به ماست، این است که بکوشیم تا از هر امتحانی پیروز و سربلند بیرون بیاییم.

بعد از همه این گفتگوها، کارش تقریباً تمام شد. از جایم بلند شدم و لباسم را مرتب کردم و در آینه نگاهی انداختم تا ببینم پیرایشگر من هم از امتحانش سربلند ببیرون آمده یا نه.

بعد از آن همه گفت و گو و فعالیتی که استاد پیرایشگر داشت، به او خسته نباشید و خدا قوت گفتم و باز هم برای آزمایش الهی که در زندگی‌اش اتفاق افتاده بود، از خداوند طلب اجر و صبر کردم.

 

پی نوشت ها:

[1] کهف؛آیه 46.

[2] تغابن؛ آیه 10.5

[3] نهج الفصاحه؛ حدیث 1328.

[4] انفال؛ آیه 28. تغابن؛ آیه 15.

[5] صافات؛ آیه 102.

[6] نهج البلاغه؛ کلمات قصار 93؛ امام علی علیه السلام می فرماید: کسی نگوید: اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَه، چرا که فتنه، هر کسی را در بر خواهد گرفت. اگر کسی قصد استعاذه داشت، از گمراهی های فتنه به خدا پناه برد.


- نظرات (0)

تقسيم‎بندي مردم در روز قيامت

مرز بين مردم در قيامت

با استناد به آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت(عليهم‎السلام) در مي‎يابيم که مردم در روز محشر چند دسته هستند که در اين مقاله با استفاده از مقالات و روايتي از امام صادق(عليه‎السلام) اين دسته‎بندي را توضيح مي‎دهيم .

 

1- پس از حاضر شدن همه بندگان در صحنه قيامت، مردم به دو گروه مشخص تقسيم مى‏شوند:

«وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ»(1)؛ برخي صورت‏ها، شاداب و مسرورند و به پروردگارش مى‏نگرد و صورت‎هايى عبوس و در هم كشيده است، زيرا مى‏داند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مى‏شكند.

2- در كنار اين تقسيم‏بندى كلى، مردم در قيامت به دسته‏هاى جزيي‎‏ترى تقسيم مى‏شوند و آن دو دسته، اصحاب شمال و اصحاب يمين و سابقون هستند:

«وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»(2)؛ و شما سه گروه خواهيد بود[اول‏] سعادتمندان و خجستگانند، چه سعادتمندان و خجستگانى و گروه ديگر شقاوتمندان و بدبخت‎ها هستند. چه شقاوتمندانى و شومانى! و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند آنها مقربانند.

در اين نگاه «مخلَصين»، همان «سابقون» هستند و اصحاب شمال، همان گروهى‏اند كه با گناهان خود، خود را از محضر خدا دور كرده‏اند. اما اصحاب يمين، مؤمنان اهل نجات‏اند.

3- بهشتيان، جهنميان، مخلَّطون، مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ الله، مستضعفان فكرى و اصحاب اعراف.

امام صادق(عليه‎السلام) با استناد به آيات قرآن، اين شش گروه را چنين معرفى مى‏فرمايند:

«النَّاسُ عَلَى سِتَّةِ أَصْنَافٍ.

قَالَ قُلْتُ أَ تَأْذَنُ لِى أَنْ أَكْتُبَهَا؟ قَالَ نَعَمْ.

قُلْتُ مَا أَكْتُبُ؟ قَالَ اكْتُبْ أَهْلَ الْوَعِيدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَهْلِ النَّارِ.

وَ اكْتُبْ "وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً"(3)؛ قَالَ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ وَحْشِيٌّ مِنْهُمْ.

قَالَ وَ اكْتُبْ "وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ"(4) قَالَ وَاكْتُبْ "إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً"(5) لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً إِلَى الْكُفْرِ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً إِلَى الْإِيمَانِ "فَأُولئِكَ عَسَى اللهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ"(6) قَالَ وَاكْتُبْ أَصْحَابَ الْأَعْرَافِ(7) ... قَالَ قُلْتُ وَ مَا أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ؟ قَالَ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُمْ وَ سَيِّئَاتُهُمْ فَإِنْ أَدْخَلَهُمُ النَّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ إِنْ أَدْخَلَهُمُ الْجَنَّةَ فَبِرَحْمَتِهِ.»(8) 

امام صادق (عليه‎السلام) در روايت فوق، دسته‎بندي مردم در قيامت را اينگونه متذکر مي‎شوند:

«مردم به شش گروه‏اند؛ راوى مى‏گويد: عرض كردم: اجازه مى‏فرماييد تا آن را يادداشت كنم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: چه بنويسم؟

فرمود: بنويس، [دو گروه‏] اهل نويدند: از اهل بهشت و اهل آتش.

بنويس. «گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كرده‏اند و كار خوب و بد را با هم آميخته‏اند. عرض كردم: آنها چه كسانى‏اند؟ فرمود: وحشى‏، غلام حبشى كه با دستور هند همسر ابوسفيان، حضرت حمزه را به شهادت رساند و سينه‏اش را شكافت و جگر حمزه را تحويل هند داد. اما بعدها توبه كرد و به اسلام گرويد. ايشان در اين گروه جا مي‎گيرند.

فرمود: بنويس، گروهى ديگر به فرمان خداوند واگذار شده‏اند [و كارشان با خدا است‏] يا آنان را مجازات مى‏كند يا توبه آنان را مى‏پذيرد.

فرمود: بنويس، گروه ديگر مستضعفان فكرى‏اند كه قرآن به آنها اشاره دارد؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به راستى مستضعف باشند و نه چاره‏اى دارند و نه راهى مى‏يابند(يعنى، نه چاره‏اى به كفر دارند و نه راهى به ايمان دارند)؛ ممكن است خداوند آنها را عفو فرمايد.

فرمود: بنويس، گروه ديگر، اصحاب اعراف‏اند. عرض كردم: اصحاب اعراف به چه معنا است؟ امام فرمودند: گروهى كه خوبى‏ها و بدى‏هاى‏شان يكسان است؛ اگر آنها را به آتش وارد كند، به دليل گناهانشان است و اگر به بهشت ببرد، به دليل رحمت [بى پايانش ] است.»

با توجه به اين دسته‎بندى‏ها - به ويژه دسته‎بندى سوم - به نظر مى‏رسد كه مواقف ميزان و حساب براى «متوسطين» مردم است؛ زيرا به جز مؤمنان متوسط - كه پس از سير خود در نهايت به بهشت مى‏روند - مؤمنان اديان ديگر - كه حق به آنها نرسيده و در دين خود پا برجا بوده‏اند - يا اهل كتاب و كافران و مشركان كه روحيه استكبار نداشتند و جز سران كفر و نفاق نبوده‏اند و در جهنم - به فضل الهى - تا ابد نيستند؛ بايد اين مواقف را طى كنند تا در نهايت به جايگاه اصلى خود - بهشت يا جهنم - برسند.

بهشتيان در بهشت جاودان مى‏مانند؛ اما جهنميان به دو گروه تقسيم مى‏شوند: برخى تا ابد در جهنم مى‏مانند و آنها سران كفر و شرك و نفاق و داراى روحيه استكبارى‏اند كه هيچ اميد اصلاحى بر آنان نمى‏رود. اما ديگران، پس از طى مراحل اصلاح و پيدا كردن لياقت حضور در محضر الهى، به بهشت جاودان وارد مى‏شوند.

آرى روايات اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم‎السلام) را بايد با خود روايات سنجيد و تفسير كرد و ظاهراً تفسير روايت امام به اين است كه سران شرك و مشركان مستكبر، مستقيماً و بدون طى كردن مواقف محشر در آتش دوزخ گرفتار مى‏شوند.

 

پي‎نوشت‎ها:

1- قيامة، آيات 22 - 26.

2- واقعة، آيات 7 - 13.

3- اشاره به سوره توبه، آيه 102.

 4- اشاره به سوره توبه، آيه 106.

5- اشاره به سوره نساء، آيه 98.

6- اشاره به سوره نساء، آيه 99.

7- ‏اشاره به سوره اعراف، آيه 48 .

8- اصول كافى، ج 2، ص 381.


- نظرات (0)

سخت ترین امتحانات در دنیا از آن چه کسانی است

امتحان

اگر ما بدانیم که کجا هستیم و حضورمان در آن برای چیست، ارزش ها و ضد ارزش ها در میدان دید ما قرار می گیرد و ما آگاهانه هدف خود را در زندگی تعیین می کنیم. حال بیاییم به خصوصیات دنیا از نگاه قرآن نظری بیفکنیم :

1- فانی و گذرا : از نظر قرآن مجید، کل سیستم مادی به سمت نابودی می رود : كلُ‏ُّ مَنْ عَلَیهْا فَانٍ وَ یَبْقَى‏وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الجَلالِ وَ الْاكْرَامِ1 (هر چه بر [زمین‏] است فانى‏شونده است. و ذاتِ باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.)

و همه طعم مرگ را می چشند: أَیْنَمَا تَكُونُواْ یُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنتُمْ فىِ بُرُوجٍ مُّشَیَّدَةٍ 2(هر كجا باشید، مرگ شما را درمى‏یابد هر چند در دژهاى مستحكم (یا ستارگان) باشید.)

و فرار از مرگ بیهوده است : قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِى تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیكُمْ3(بگو: آن مرگى كه از آن مى‏گریزید، قطعاً به سر وقت شما مى‏آید.)

2- سیستم متغیر : دنیا دارای فراز و نشیب است همانند نوسان ضعف و قوت بدنی در سه دوره کودکی ، جوانی و پیری.اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَ شَیْبَةً، یخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ 4(خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفرید، آن گاه پس از ناتوانى قوّت بخشید، سپس بعد از قوّت، ناتوانى و پیرى داد. هر چه بخواهد مى‏آفریند و هموست داناى توانا.)

3- سیستم هدفمند : زندگی در این دنیا عبث و باطل نیست. وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا بَاطِلًا 5(و آسمان و زمین و آنچه را كه میان این دو است به باطل نیافریدیم.) با درک هدفمند بودن زندگی، سعی می کنیم که در راه رسیدن به هدف آفرینش قرار بگیریم.

4- فریبنده : رنگ و لعاب دنیا بسیار فریبنده است. بر ماست تا فریب این مار خوش خط و خال را نخوریم. یَأَیهّا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الحَیوةُ الدُّنْیَا وَ لَا یَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ 6(اى مردم، همانا وعده خدا حقّ است. زنهار تا این زندگى دنیا شما را فریب ندهد، و زنهار تا [شیطانِ‏] فریبنده شما را در باره خدا نفریبد.)

سختی اختصاصی که از نوع اول سخت تر است. با ورود آدمی به دایره ایمان معنا می یابد. سۆال هرکس معادل وسعش است. لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها و هر چه ایمان فرد بیشتر باشد، امتحان سخت تر است

راه های وسوسه و نفوذ شیطان

در این آیه شریفه به روشنی بیان شده است که: اعْلَمُواْ أَنَّمَا الحَیوةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفَاخُرُ  بَیْنَكُمْ وَ تَكاَثُرٌ فىِ الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ 7(بدانید كه زندگى دنیا در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشىِ شما به یكدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است.) این آیه شریفه معادل ادوار زندگی انسان است. به این صورت که :

لعب : به مجموعه قانونمند بدون هدف گویند. همانند دوران کودکی

لهو : سرگرمی بدون قانون خاص اما هدف دار را گویند. همانند دوران نوجوانی

زینه : آراستن آن چه که زیبا نیست و یا می خواهد زیباتر از آن چه که هست نشان داده شود.همانند دوران جوانی

تفاخر : فخر فروختن، که انسان در دوران میانسالی بدان مبتلا گردد.

تکاثر : که همان حرص و افزون طلبی است و در دوران پیری گریبان گیر آدمی می گردد.

5- سیستم قانونمند : روابطی ثابت و پایدار در سیستم دنیا برقرار است که از آن به سنت تعبیر می شود.همانند جوش آمدن آب که در دمای 100 درجه سانتیگراد صورت می پذیرد. در این سنن الهی هیچ تغییر و تبدیلی نیست. فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْویلاً 8

امتحان

6- دار ابتلا و محل آزمایش و امتحان : از مهمترین قوانین حاکم در دنیا امتحان الهی است. تمامی فراز و فرود ها، خیر و شرها، عطا ها و گرفتن ها همه امتحان الهی است.

انتظار زندگی کردن بدون سختی و مشکلات، انتظاری نا بجا و بدور از واقعیت است. زیرا امتحان سنت الهی است. پس چراها ( مانند چرا من؟ چرا همه خوشند و من نا خوش؟ و . . . ) بی معنا و وقت هدر ده است.

 

ویژگی های امتحان الهی عبارتند از :

آموزش قبل از آن : فطرت انسان با توحید آفریده شده است. این توحید دلپذیر مردم است. فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها 9 فطرت انسان سرمایه اوست و انبیاء آمده اند تا به انسان ها بگویند که غیر از خدایی که مقبولتان است را نپرستید.

امتحان مطابق با اهداف آموزشی است و در صورت قبولی در آن سبب رشد و تعالی انسان می گردد.

ردّی یا قبولی : نتیجه این امتحان یا قبولی است و یا ردّی.

محدودیت زمان و مکان : این امتحان به مدت عمر انسان روی زمین محدود شده است. نداستن زمان دقیق عمر انسان، به او آرامش می دهد و ارفاقی است برای این که با یک توبه واقعی، قبل از فرارسیدن مرگش، از تمامی گناهان پاک گردد.

امتحان جریانی مستمر است : امتحان بعدی ما به چگونگی پاسخ به سوال قبلی بستگی دارد. تمام رفتار و گفتار ما در حین امتحان بررسی می شود.

دنیا دارای فراز و نشیب است همانند نوسان ضعف و قوت بدنی در سه دوره کودکی ، جوانی و پیری.اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَ شَیْبَةً ، یخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفرید، آن گاه پس از ناتوانى قوّت بخشید، سپس بعد از قوّت، ناتوانى و پیرى داد. هر چه بخواهد مى‏آفریند و هموست داناى توانا

تعیین سطح سۆال : طبیعت دنیا آمیخته با سختی است. لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ كَبَدٍ 10 و امتحانات آن هم سخت است. دنیا مکان آسایش نیست. (آسایش با آرامش متفاوت است. عنصر تشکیل دهنده آرامش معنویت است و عنصر تشکیل دهنده آسایش مادّیت. آرامش در دنیا دست یافتنی است و قرآن کریم راه رسیدن به آن را به انسان می آموزاند.) سختی امتحان دو گونه است :

1- سختی عمومی که متعلق به اموال و اولاد آدمی است. لَتُبْلَوُنَّ فىِ أَمْوَالِكُمْ وَ أَنفُسِكُمْ 11 قطعاً در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد.

2- سختی اختصاصی که از نوع اول سخت تر است. با ورود آدمی به دایره ایمان معنا می یابد. سۆال هرکس معادل وسعش است. لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها 12 و هر چه ایمان فرد بیشتر باشد، امتحان سخت تر است.

 

هر که در این بزم مقربتر است                 جام بلا بیشترش می دهند

 

تا استقامت و صبر در ناملایمات نباشد: انسان به كرامات الهى و مقامات معنوى روحانى نخواهد رسید.

نیم نگاهی به زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) و پدر بزرگوار (‌صلی الله علیه و آله) و همسر عزیز و فرزندان دلبندش (علیهم السلام) که گل سر سبد خلقت بودند، تحمل مشکلات را بر ما هموار می سازد.

گاهی اوقات در تنهایی، با خود خلوت کرده و به رفتار و عملکرد خود بیشتر بیندیشیم. حال که دانستیم که به کجا آمده ایم؛ بیندیشیم که الان کجای راهیم؟ در هر نقطه که هستیم بیاییم تغییری در رفتارمان در جهت هدف خلقتمان ایجاد کنیم. بیاییم یک قدم جلوتر برویم. تنها یک قدم، بیایم تا به خدا نزدیک تر شویم.

 

پی نوشت ها :

1-  سوره الرحمن، آیات 26 و 27.

2-  سوره قصص، آیه 88.

3-  سوره انبیاء، آیه 35.

4-  سوره نساء، آیه 78.

5-  سوره جمعه، آیه 8.

6-  سوره روم، آیه 54.

7-  سوره ص، آیه 27.

8-  سوره فاطر، آیه 43.

9-  سوره فاطر، آیه 5.

10- سوره حدید، آیه 20.

11-  سوره روم، آیه 30.

12-  سوره بلد، آیه 4.



- نظرات (0)

کسانی که به اشتباه خود را بهشتی می دانند !

جهنم

در قرآن کریم فراوان از جهنم و آتش و عذاب سخن گفته شده. تعداد و رقم آیات در جای خود، اینکه چقدر من و شما خود را از اهالی آن و یا مبرا از هر گناه و عیب می دانیم به جای خود.

خداوند در یکی از آیاتش آب پاکی رو به روی دست من و شما ریخته و گفته زیاد هم خوش خیال نباشید شاید شما هم یار آتشی و هم اکنون در آن غرقید و خود از آن بی خبر!

داستان آدم و حوا را همه ما شنیده ایم، حضرت آدم علیه السلام به همراه همسرش به درختی که خداوند از نزدیک شدن بدان نهیشان کرده بود نزدیک شدند و از میوه آن خوردند و این بهانه ای بود برای هبوط آنها و آغاز گرفتاری ها در دنیا و تمام رنج و سختی های نسل بعد، یعنی من و شما!

اما خداوند به حکم کرم و مهربانی خودش راه را برای بازگشت باز گذاشت و گفت: ای انسان، جایگاه تو نزد من محفوظ است به خود آی و با اطاعت از اوامر و نواهی من به سوی من بازگرد.

منت بر سرمان نهاد و توبه پدر را قبول کرد و اسباب بازگشت را نیز مهیا نمود.

راه را نشان داد و الفبای حرکت در این مسیر را با کتاب هدایت و رسولانش به سویمان فرستاد و فقط یک چیز را از ما خواست و آن اطاعت بود و بس؛ امری سنگین و دشوار بر دوشمان نهاد چرا که انسان موجودی بس سرکش است.

آدم زود عادت می کند به بد بودن، به زشت شدن چرا که مزه بعضی از چیزها آن قدر به ظاهر شیرین و مسحور کننده است که آدم را بدجوری نمک گیر می کند.

مزه پول را کمتر کسی است که نچشیده باشد، وای به روزی که این سرمایه از راه نامشروع دو چندان شود و آسایشی که به دنبالش می آید مشهودتر!

زیر آفتاب گرم تابستان تحمل داشتن یک چادر و یک روسری که محکم دور سر پیچیده شده و یا گره خورده خیلی سخته، وقتی که کمی روسری را شل می کنی و نسیم خنکی که دور گردن می پیچد احساس می شود چقدر لذت بخش است!

 

وقتی مجبور نیستی روزهای دراز تابستان را روزه بگیری و دنبال بهونه های پوچ و بی اساسی تا از زیر بار تکلیف شانه خالی کنی خیلی لذت می بری. یا اینکه خواب شیرین سحر را برای بلند شدن برای نماز صبح برای خودت زهر نمی کنی هم لذت داره. به ظاهر شیرینی های زیادی تو این دنیای آدما پیدا میشه بعضی هاش واقعا دلچسب و نمک گیره، چنانچه اگر در آن بیافتی رها شدن از آن خیلی سخته نیاز به گفتنش نیست کم نیست خبرهای کوچیک و بزرگی که از فساد و اشتباهات ما آدم ها در سطح شهر پیچیده

روی سخن خدا با تمامی بندگانش است اعم از با ایمان و بی ایمان. آن کسی که به جای پیروی از اوامر الهی از خواسته های نفسانی خویش پیروی کند در آتشی گرفتار خواهد شد که او را یار و هم جوار خواهد بود.

چه نیکوست که لحظه ای در اعمال و افکارمان تجدید نظر کنیم و فکر نکنیم آتش و جهنم فقط برای همسایه است، شاید من و شما نیز در آتشی گرفتاریم که خود از آن غافلیم و با باز اندیشی اعمال و افکار و اخلاقیاتمان می توانیم این آتش را در نطفه خفه سازیم.

خداوندا ما را از آتشی که خود به دستان خود برافروخته ایم رها ساز.

می خواهیم کمی ریزتر شویم؛ کاری با آنهایی نداریم که با رفتارهایشان، نشان می دهد که علناً اهل آتش و جهنم هستند مثل آنهایی که ریختن خون مردم را حلال می دانند؛ آنهایی که مال مردم را به راحتی تصاحب می کنند و اهل ربا و رانت هستند و هزاران موارد دیگر.

صحبتم با آنهایی است که خودشان را اهل ایمان و معرفت می دانند.

بله با خودم و شما هستم که به زعم خودمان اهل ایمانیم و هر سال چندین و چند بار سفر مکه و کربلا می رویم، چقدر به ایمان خودم یقین دارم؟ چقدر ایمان دارم که حقی را ناحق نکردم، چقدر یقین دارم که درباره همکارم، دوستم حتی کارم درست قضاوت کردم و حق مطلب را به جا آورده ام، چقدر باور دارم که اهل آتش جهنم نیستم؟

گناه

حواسمان باشد که آنقدری که من و شمایی که با ادعای داشتن دین و ایمان و علی الخصوص فعالیت در این زمینه می توانیم به راحتی اهل آتش باشیم، آن بنده خدایی که نمازهایش قضا شده به این اندازه اهل آتش و جهنم نیست؛ (چرا که انشالله به راحتی توبه می کند و توبه اش هم پذیرفته می شود!)

چی بگوییم از دست آنانی که دم از تکلیف و اطاعت از اوامر الهی می زنند و به راحتی حق و حقوق خیلی ها را زیر پا می گذارند!

یادمان باشد که آتش من نوعی که با افکار و عقاید بنده های خدا سر و کار دارم خیلی تندتر از آتش خیلی های دیگر باشد که در این شرایط قرار ندارند!

گرمای این آتش خیلی بیشتر است ، آتشی که به روی بنده خدا بخندی و ادعا کنی احترامش را داری و وقتی نیاز دوست و رفیقت را ببینی روی خود را ازش برگردانی، به ظاهر به دوستت لبخند بزنی ولی در باطن شعله های حسادت و نفرت را برانگیخته تر کنی، دو رویی، سوء ظن، بدگمانی و هزاران حالت های روحی و روانی دیگری که می شود گفت هر کدام برای خود آتشی از آتش های جهنم است!

آتش جهنم فقط برای آن بنده خدایی نیست که خدا را قبول ندارد و ربط و نسبتی هم با دین برقرار نکرده، برای آن اهل ایمانی هم هست که دم از خدا می زند و بعد بنده خدا را به صلاّبه می کشد.

بله عزیز! تا وقتی که یکدست و یکرنگ با خدا نباشیم اهل آتشیم. تا وقتی که از خدا وسیله ای ساخته ایم برای رسیدن به اهدافمان، در آتشیم.

تا وقتی که زندگیمان رنگ و بوی خدایی به خود نگرفته اهل آتشیم.

آتشی که سوزاننده تر از آتش هیزم است، آتشی است که معنایش را عاقلان و عارفان دانند و بس.

آدم زود عادت می کند به بد بودن، به زشت شدن چرا که مزه ی بعضی از چیزها آنقدر به ظاهر شیرین و مسحور کننده است که آدم را بدجوری نمک گیر می کند. مزه پول را کمتر کسی است که نچشیده باشد، وای به روزی که این سرمایه از راه نامشورع دو چندان شود و آسایشی که به دنبالش می آید مشهودتر!

خداوند در آیه 38 سوره بقره زنگ آغاز تکلیف و تشریع بندگان را به صدا درآورده و بیان فرموده: آنان موظفند اوامر الهی و دستورات او را رعایت نموده و حلال و حرام او را محترم شمارند؛ و در آیه بعد یعنی آیه 39 می فرمایند: و [لى‏] كسانى كه كفر ورزیدند و نشانه ‏هاى ما را دروغ انگاشتند، آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.»

خلاصه سخن آنکه روی سخن خدا با تمامی بندگانش است اعم از با ایمان و بی ایمان. آن کسی که به جای پیروی از اوامر الهی از خواست های نفسانی خویش پیروی کند، در آتشی گرفتار خواهد شد که او را یار و هم جوار خواهد بود.

چه نیکوست که لحظه ای در اعمال و افکارمان تجدید نظر کنیم و فکر نکنیم آتش و جهنم فقط برای همسایه است، شاید من و شما نیز در آتشی گرفتاریم که خود از آن غافلیم و با باز اندیشی اعمال و افکار و اخلاقیاتمان می توانیم این آتش را در نطفه خفه سازیم.

خداوندا ما را از آتشی که خود به دستان خود برافروخته ایم رها ساز.



- نظرات (0)