سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

آثار متفاوت عفو و بخشش

طلب بخشش

قال على(علیه‎السلام):

«اَلْعَفْوُ یُفْسِدُ مِنَ اللَّئیمِ بِقَدْرِ اِصْلاحِه مِنَ الْكَریمِ»؛ «عفو و بخشش به همان مقدار كه اگر از سوى كریم باشد باعث اصلاح مى‎شود، اگر از ناحیه لئیم باشد باعث إفساد است.»(1)

 

شرح و تفسیر

این حدیث شریف را به دو شكل مى‎توان تفسیر نمود.

1- انسان كریم هنگامى كه شخص خطاكارى را مورد عفو و بخشش خویش قرار دهد محبّت او را جلب مى‎كند؛ چرا كه عفو او آمیخته با بزرگوارى و تواضع است، ولى عفو و گذشت انسان‎هاى لئیم و پست، چون آمیخته با منّت و آزار است، سبب إفساد مى‎شود. و این در واقع مصداقى از مصادیق (قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَة یَتْبَعُها اَذىً وَ اللهُ غَنِىٌّ حَلیمٌ)؛ «گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونت‎هاى آنها)، از بخششى كه آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است؛ خداوند بى نیاز و بردبار است»(2)؛ مى‎باشد.

2- در تفسیر اول عفو و بخشش گاه از سوى «كریم» و گاه از سوى «لئیم» بود، كه در خطاكارى كه مورد عفو قرار گرفته دو عكس العمل متفاوت داشت، ولى طبق تفسیر دوم عفو و بخشش گاه در مورد شخص «كریم» و گاه نسبت به شخص «لئیم» كه مرتكب خطا شده‎اند و مورد عفو قرار گرفته‎اند؛ مى‎باشد.

طبق این تفسیر معناى روایت چنین مى‎شود: اگر آدم‎هاى كریمِ خطاكار مورد عفو قرار گیرند موجب إصلاح آنان مى‎گردد، ولى عفو انسان‎هاى پست و لئیم نه تنها موجب اصلاح آنان نمى‎شود، بلكه از آن سوء استفاده مى‎كنند و جسور و جرى شده و به فساد بیشتر مى‎پردازند، پس نتیجه عفو آنان إفساد است.

 

پیام اخلاقی روایت

پیام اخلاقى این روایت این است كه عفو و گذشت هم، حساب و كتابى دارد، هنگامى كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه وآله) مكه را فتح كرد، فرمان عفو عمومى صادر فرمود.(3) این عفو و گذشت اثر بسیار مطلوبى در غالب مردم مكه گذارد، ولى چند نفر را كه اصلاح‎پذیر نبودند استثناء كرد و فرمان قتل آنها را صادر نمود.

قرآن مجید در مورد ثمره این عفو عمومى مى‎فرماید: «یَدْخُلُونَ فى دینِ اللهِ اَفْواجاً»؛ آنها (مردم مكه) به صورت گروه گروه به دین اسلام مى‎گرویدند.»(4) این اقبال عمومى به اسلام، كه بدون هرگونه اجبار و اكراهى بود، ثمره عفو و بخشش پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بود. این مسأله براى همه، مخصوصاً براى رهبران جامعه، درس بزرگى است. عفو و بخشش در آیات قرآن مجید و روایات، به صورت گسترده مطرح شده است كه این مختصر جاى طرح همه آن آیات نیست.(5)


پی‎نوشت‎ها:

1. بحارالانوار، ج 74، ص 419 .

2. سوره بقره، آیه 263.

3. فروغ ابدیت، ج 2، ص 338.

4. سوره نصر، آیه 2.

5. به میزان الحكمة، ج 6، ص 358 به بعد، مراجعه كنید.

برگرفته از کتاب 110 سرمشق از سخنان حضرت على(علیه‎السلام)، آیة الله مکارم شیرازی .



- نظرات (0)

احساس گناه؛ موهبتی الهی

احساس گناه موهبتی است که اهل دل می توانند آن را پله کمال خود قرار دهند. آدمی اگر گناه نمی کرد، مزه تقرب را نمی یافت. بسان ماهی که تا بیرون نیفته، قدر آب را نمی شناسه. کار خدا بی حکمت نیست که شیطان و درخت ممنوعه را آفرید. احساس گناه یعنی خودشکنی. تا ما خودمان را نشکنیم، به خدا نمی رسیم

ناراحت گناه دریا

احساس گناه کردن، احساسی ریشه دار است که به زمان های بسیار دور برمی گردد؛ آنقدر دور که اگر سر رشته را بگیریم، شاید به بهشت عدن برسیم و زمانی که خدا به آدم و حوا گفت نباید میوه ممنوعه را بخورند اما آنها چنین کردند و در نهایت از بهشت رانده شدند...

فکر می کنید چه چیزی تمام لحظات آنها را خراب می کرد؟! احساس اینکه در گذشته چه بوده اند و ترس و شکی که در قلب آنها وارد شده بود. ما هم فرزندان همان آدم و حواییم و حالا به دلایل گوناگون احساس گناه می کنیم. البته بعضی از ما این حس را بیشتر داریم و بعضی ها کمتر و بعضی هم انگار اصلا این حس را ندارند. راستی شما این حس را دارید یا نه؟

لحظاتی که پریم از احساس گناه لحظات تلخی هستند ندامت از آنچه شده و بازگشتی برای آن نیست، حس تلخ حسرت و سرگردانی، چرا باید این حس کوبنده در وجود ما باشد؟

حقیقت امر این است که ما باطن امور و فلسفه وجودیشان را نمی دانیم و چیزهایی را می خواهیم و دوست داریم که اصلا به نفع ما نیستند و چیزهایی را ناخوش داشته دشمن می داریم که خیر محض برای ماست این حرف من نیست سخن خداوند متعال است در قرآن که می فرماید: «وَ عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ »(سوره بقره آیه 216)؛ در حالی که آن را ناخوش دارید شاید چیزی را، ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد خدا می داند و شما نمی دانید احساس گناه و پشیمانی از خطایی که از ما سرزده نه تنها بد نیست که دقیقا می تواند یک نقطه عطف باشد چرا که احساس گناه به کسانی دست می دهد که هنوز خداوند متعال به آن ها امید دارد مثلا یک قاتل جانی انسان ها را می کشد و لحظه ای هم احساس گناه نمی کند، او کارش تمام است قلبش تیره تر از آن است که بخواهد این حس تلخ و شیرین را که نقطه سازندگی و زندگی دوباره است تجربه کند .

این حس بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسی است. این گونه نگرانی ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستی ها به ویژه در یک جوان، بیانگر لطف خداوند و عنایت او به شما است و حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگین بودن به خاطر آن، امری مطلوب و پسندیده است؛ ولی به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند و به صورت احساس افراطی گناه که مانع شیطانی بر سر راه تکامل انسان است، در نیاید

احساس گناه موهبتی است که اهل دل می توانند آن را پله کمال خود قرار دهند. آدمی اگر گناه نمی کرد، مزه تقرب را نمی یافت. بسان ماهی که تا بیرون نیفته، قدر آب را نمی شناسه. کار خدا بی حکمت نیست که شیطان و درخت ممنوعه را آفرید. احساس گناه یعنی خودشکنی. تا ما خودمان را نشکنیم، به خدا نمی رسیم. فرق شیطان و آدم این بود که آدم از گناهش پله ای برای تکاملش ساخت؛ اما شیطان نساخت. آنچه پله تکامل آدم شد، خودشکنی و توبه و استغفار بود و آنچه مایه سقوط شیطان شد، غرور و تکبر بود. خداوند به موسی فرمود: ضع نفسک و تعال: خودت را فرو گذار و بالا بیا. به پیامبر اسلام هم فرمود: واسجد واقترب: سر به خاک بسا و به من نزدیک شو.

این حس بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسی است. این گونه نگرانی ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستی ها به ویژه در یک جوان، بیانگر لطف خداوند و عنایت او به شما است و حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگین بودن به خاطر آن، امری مطلوب و پسندیده است؛ ولی به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند و به صورت احساس افراطی گناه که مانع شیطانی بر سر راه تکامل انسان است، در نیاید.

معیار این مرز شکنی این است که این حالت، ما را از زندگی عادی خود باز ندارد و به زندگی ما آسیب نرساند و به صورت وسواس گونه ما را از رسیدن به اهداف متعالی باز ندارد.

گناه

جلوی زیاده روی در احساس گناه را بگیرید

اگر انسانی دچار خطا و گناه گردید و متوجه خطای خود شد و پشیمان و نادم گردید و عذر تقصیر به پیشگاه با عظمت خداوند آورد، ولی به آمرزش و لطف حق اعتمادی نداشت و تصورش این بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده های الهی را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحیم بودن نشناخته و یا گناه خود را که با همه بزرگی محدود است، بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهی که بی حد و بی کرانه است می بیند. توجه داشته باشیم که دام های شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است.

شیطان که استاد مکر و فریب است برای هر فردی دامی ویژه او دارد؛ برای بندگان با تقوای الهی دامی و برای بندگان فاسق دامی دیگر دارد. هدف شیطان بازداشتن از یاد خداوند و فاصله انداختن بین بندگان و خداوند به هر طریق ممکن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت های آینده و حال ما گردد و حال و آینده مان را با تأسف و تحسر و اندوه بر اعمال گذشته سپری سازیم، در واقع شاد کردن شیطان و کمک به او در پیاده کردن اغراض شوم اوست.

آیا شما تصور می کنید همه بندگان خوب و لایق خداوند که به مقام قرب او رسیده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساییده اند همگی از ابتدای عمر، پاک و بی خطا و بی جرم بوده اند؟ خیر، این ویژگی تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند یعنی انبیا و اولیا (علیهم السلام) است و دیگران کم و بیش از خطا و اشتباه در برهه ای از دوران عمر خویش و به ویژه دوران نوجوانی و جوانی که دوران اوج غریزه و غلبه سستی قدرت و نیرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند.

 

اگر احساس گناه داری بشارت باد تو را

اگر بعد از گناه احساس گناه به تو دست داد خوشحال باش که هنوز از یاد نرفته ای و به لطف و عنایت و رحمت و پرده پوشی و مغفرت الهی ایمان بیشتری داشته باش و به وعده های حق و بشارت های او خوش گمان تر؛ که خداوند همان گونه که درباره او گمان می کنی با تو رفتار می کند و او را همان گونه که تصور می کنی می یابی!

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «یعنی از رحمت خدا نا امید نشوید...»

 این در گه ما درگه نومیدی نیست                 صد بار اگر توبه شکستی باز آی

احساس گناه به کسانی دست می دهد که هنوز خداوند متعال به آن ها امید دارد مثلا یک قاتل جانی انسان ها را می کشد و لحظه ای هم احساس گناه نمی کند ، او کارش تمام است قلبش تیره تر از آن است که بخواهد این حس تلخ و شیرین را که نقطه سازندگی و زندگی دوباره است تجربه کند

اینکه هرگاه انسان به خود نظر می افکند معمولاً صحیفه اعمال خود را آلوده و مشوب به رذایل اخلاقی می بیند، در این حال اگر راهی و روزنه ای برای پالایش وجدان از بدی ها نباشد انسان در سراشیبی سیه روزی و شقاوت کامل قرار می گیرد و به سمت نومیدی و غرقه شدن در مرداب رذایل فرو می رود. افزون بر این از جنبه روحی و روانی گناه و خطا در انسان حالتی پدید می آورد که اگر زایل نشود آمادگی بیشتری برای ارتکاب خلاف در فرصتهای آینده خواهد داشت .

بنابراین نباید به صورت افراطی احساس گناه کنید و از رسیدن به قرب حق تعالی ناامید شوید. این حالت انرژی شما را برای تلاش در جهت اصلاح و خودسازی کاهش می دهد و مانع حرکت تکاملی شما خواهد شد. پس هر چه زودتر تغییر وضعیت دهید و با توبه و استغفار صادقانه افکار منفی را از خویش دور نمایید و با فراموش کردن گناهان سابق و حفظ شادابی و نشاط و یقین نسبت به رحمت و بخشش خداوند، زندگی تازه ای را شروع کنید و مطمئن باشید که نه تنها خداوند گناهان شما را می بخشد، بلکه توبه کنندگان را دوست دارد و مورد عنایت خویش قرار می دهد. شک نکنید.

 

راهکارهی عملی

جهت خلاصی از این افکار و برون رفت از این حالت لازم است تا راهکارهای بیان شده را رعایت نمایید.

1- مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید.

2- به سرگرمی هایی که علاقه دارید بپردازید.

3- ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.

4- افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.

5- اعتماد بنفس خود را افزایش دهید.

6- نماز اول وقت را فراموش نکنید.

7- سعی کنید هر روز چد آیه از قرآن را تلاوت، و در معانی آن دقت کنید.

و در یک کلام داروی شفابخش برای این درد، مراقبت بر اعمال است اهتمام به انجام واجبات و دوری از گناهان .


- نظرات (0)

توصیه ای برای نماز خوان شدن فرزندان

نماز خواندن کودکان خردسال


یک عمر زیارت و حج می‌رویم اما نمی‌فهمیم نماز یعنی چه. ما آلوده هستیم، هر کسی اندازه خودش حساب کند از وقتی که بالغ شده چه گناهانی انجام داده است.

آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی، مفسر قرآن کریم در جلسه این هفته تفسیر خود در مسجد علی بن الحسین(علیه السلام) با اشاره به آیات 58 و 59 سوره کهف، گفت: خداوند حکیم آن کسانی را که از آیات الهی باخبرند و در عین حال عملاً اعراض می‌کنند را توبیخ و تهدید کرده است.
مردمی که برنامه را می‌دانند ولی عمل نمی‌کنند و زشت و زیبا و گناه و عبادت برایشان فرقی نمی‌کند، خداوند اینها را مذمت کرده است. در دنیا کیفرشان این است که مهر بر قلبشان زده می‌شود. اینکه یک عمر زندگی می‌کنم و نفهمم خدا و پیغمبر(صلی الله علیه و آله) چه بودند همین مهر بر دل‌ است.

آیه 57 سوره کهف «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا؛ کیست ‏ستمکارتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شده و از آن روى برتافته».

در عین حال اگر توبه کنند، خدا می‌پذیرد. «وَرَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ»، خدای تو هم آمرزنده است هم مهربان. اما باید توبه واقعی انجام شود؛ اگر حق‌الله و حق‌الناس بر ذمه‌اش بود و ادا کرد، آن توبه می‌شود. مال و آبروی مردم و ضایع کردن حق همسر و اولاد و ... همه حق‌الناس است. چون خداوند مهربان است مهلت می‌دهد. خداوند می‌فرماید از گنه‌گاران راضی نیستم ولی در عذاب تعجیل نمی‌کنم. تاریخ نشان می‌دهد که اقوام مختلف تا یک زمان معینی مهلت داده شدند.
بدبخت آدمی که خودش را جهنمی کند. ظلم به نفس اول است، چون به حرف خدا گوش نداده و محکوم به عذاب شده است، به دنبالش به مردم هم ستم می‌کند. ظلم به نفس مقدم بر ظلم به غیر است. کسی که به خدا احترام نگذاشته به خودش ستم می‌کند. کسی که ظالم به خود باشد حتماً نسبت به مردم هم ظالم خواهد بود.
یک عمر زیارت و حج می‌رویم اما نمی‌فهمیم نماز یعنی چه. ما آلوده هستیم، هر کسی اندازه خودش حساب کند از وقتی که بالغ شده چه گناهانی انجام داده است.


بهشت جای آلودگان نیست

جوانان عزیز، باید پاکسازی کنیم. آلوده‌ها را به بهشت راه نمی‌دهند مطمئن باشید. نه اینکه بگوییم امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام) داریم همه چی حل می‌شود. اصل این است که دین داریم، امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام)‌ فدای دین شدند.

از پنج سالگی شروع کنید که حرف نماز بزنید و از هفت سالگی به نماز ترغیبشان کنید و در نه سالگی اگر تمرد کرد تنبیهش کنید تا به سن پانزده سالگی رسید خودش می‌داند که باید نماز بخواند چون از پنج سالگی حرف نماز شنیده است

خداوند برنامه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را تزکیه قرار داده است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای این آمده است. «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِی»، (آل عمران/164)، خداوند اولین کار پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را خواندن قرآن برای مردم تعیین کرده اما این را کافی ندانسته است. وظیفه پیامبر(صلی الله علیه و آله) این است که مردم را تزکیه کند و دستور دهد که خودشان را پاک کنند. قرآن خواندن پیغمبر(صلی الله علیه و آله) هم کافی نبود، برای ما هم کافی نیست.
 خانه‌ای را که بخواهید نقاشی کنید اول دیوارها را پاک می‌کنید و بعد نقاشی می‌کنید. تا جان را پاک نکنید نوسازی نمی‌شود. غیر خدا در دل‌های ما جای گرفته است. محبت پول، زن، ریاست، شهرت و ...، اینها همه غیر خداست. دلی که غیر خدا در آن جای گرفته، خدا در آن جا ندارد.
حب مال دل‌ها را کثیف کرده است، باید صدقه و خمس بدهیم. باید پاک بشویم و تطهیر و تزکیه داشته باشیم، اول باید پاکسازی باشد. در سوره شمس خداوند 11 قسم خورده است، قسم خدا شوخی نیست. مطمئن باشید ناپاک‌ها به بهشت راه ندارند. تنها کسانی مفلح می‌شوند که تزکیه داشته باشند. مطمئن باشید شما رستگار نخواهید شد مگر اینکه تزکیه داشته باشید.
چقدر اشعار را در دلمان جای می‌دهیم که سعدی چه گفته، حافظ چه گفته، ببینیم خدا چه گفته است. مسلماً آن آدمی می‌تواند مفلح شود که تزکیه کرده است و خدا را حاضر دیده و نماز خوانده است. ذکر خدا، حاضر دیدن اوست. نمازهای ما غالباً‌ ذکر ندارد، خداوند را حاضر و ناظر ندیدیم که بعدش در مقابلش به سجده بیفتیم. انسان تا کسی را به کمال نشناسد به دنبالش نمی‌رود.
آن کسی که خدا را شناخته و معرفت دارد و او را به جمال و کمال بشناسد قهراً دوستدار خدا می‌شود و به زبان هم آن را می‌آورد. چند بار نماز خواندن برای این است که کم کم تمرین کنیم و ذکر خدا در قلبمان جای بگیرد. یاد خدا بیفتیم و لحظه به لحظه بر درجه آشنایی ما با خدا افزوده شود و جزو مقربین بشویم و موقع رفتن، دیگر الهه شده باشیم.
این آینه تا صاف نباشد جمال خدا را نشان نمی‌دهد. گفته‌اند از پنج سالگی بچه‌ها را با نماز آشنا کنید. قبل از اینکه ارزش پول را نشان دهید ارزش خدا را نشان دهید. از پنج سالگی شروع کنید که حرف نماز بزنید و از هفت سالگی به نماز ترغیبشان کنید و در نه سالگی اگر تمرد کرد تنبیهش کنید تا به سن پانزده سالگی رسید خودش می‌داند که باید نماز بخواند چون از پنج سالگی حرف نماز شنیده است.

جوانان عزیز، باید پاکسازی کنیم. آلوده‌ها را به بهشت راه نمی‌دهند مطمئن باشید. نه اینکه بگوییم امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام) داریم همه چی حل می‌شود. اصل این است که دین داریم، امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام)‌ فدای دین شدند

روزه واجب است اما از بیماران و پیرها واجب نیست. حج واجب است ولی برای فقرا و مستمندان واجب نیست. غیر از نماز، نماز استثنا ندارد، در هیچ حالی نماز تعطیل نمی‌شود. نماز در هیچ حالی ساقط نیست مگر دیوانه شود یا حیض ببیند. این نشان می‌دهد که نماز مقدمه تزکیه است. خاکسار شدن بعد از شناختن جمال اوست که آن هم بعد از تزکیه است.
روزی یک ساعت را برای فکر کردن خود معین کنید. مفلح و رستگار آن کسی است که اول خودش را پاک کند. توبه کار شود بعد هم خدا را حاضر و ناظر ببیند، مدتی که تمرین کرد درست می‌شود بعد روح الهی می‌شود. باید خودمان پاک شویم تا پاک‌کننده دیگران شویم.

 

اهمیت نماز حتی در میدان جنگ!

نماز از واجباتى است كه در حال جنگ و بیمارى نیز واجب است و تکلیف در آن شرایط نیز ساقط نمی‌شود:

«وَإِذَا كُنتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْیَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْیَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ یُصَلُّوا فَلْیُصَلُّوا مَعَكَ... * فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُوْمِنِینَ كِتَاباً مَوْقُوتاً»؛(نساء: 103 - 102)[و هنگامى كه در میان آنها باشى و [در میدان جنگ] براى آنها نماز را برپا كنى، باید دسته‏اى از آنها با تو [به نماز] برخیزند و سلاح‏هایشان را با خود برگیرند و هنگامى كه سجده كردند [و نماز را به پایان رساندند]، باید به پشت سرِ شما [به میدان نبرد] بروند، و آن دسته دیگر كه نماز نخوانده‏اند [و مشغول پیكار بوده‏اند]، بیایند و با تو نماز بخوانند...، و هنگامى كه نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد كنید، ایستاده و نشسته و درحالى‏كه به پهلو خوابیده‏اید و هرگاه آرامش یافتید [و حالت ترس زایل گشت]، نماز را [به طور معمول] انجام دهید؛ زیرا نماز وظیفه ثابت و معینى براى مومنان است.

 پس یادمان باشد این وظیفه بزرگ و با اهمیت را با بی خیالی ترک نکنیم و حواسمان باشد که ...

 

                           ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست                   عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد


منبع:

درس اخلاق آیت الله ضیاء آبادی برگرفته از خبرگزاری تسنیم

نشریه ره توشه راهیان نور


- نظرات (0)

برای درخشش خانه بخوانید

برگزاری سیزدهمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز فرهنگیان شهر تهران

رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمودند: خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خیر آن بسیار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانیان بدرخشد چنان كه ستارگان آسمان براى زمینیان مى درخشند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اِنَّ البَیتَ اِذا كَثُرَ فیهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَیرُهُ وَاتَّسَعَ اَهلُهُ وَاَضاءَ لاَهلِ السَّماءِ كَما تُضى ءُ نُجومُ السَّماءِ لاَهلِ الدُّنیا. (اصول كافى، جلد۲، صفحه۶۱۰)

بدون شک سبک زندگی دینی ، مشخصات و شرایط ویژه خود را دارد. شاید یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن ، به عنوان کتاب دینی و تعمق در آیات آن است.

این در حالی است که خداوند حکیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، قرآنی که مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی که مایه هدایت و راهنمایی و رحمت برای مومنان است.

ای پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این کتاب بزرگ آسمانی که جامع همه نعمت ها است، باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات ۵۸-۵۷)

 

بهترین مکان برای تلاوت قرآن

در هر جا و مكانی ـ به جز اماكنی كه قرائت قرآن در آنها سبب توهین به قرآن گردد ـ می‎ توان قرآن تلاوت كرد و از نظر اسلام مانعی ندارد. در میان اماكن دو مكان برای تلاوت قرآن شرافت بیشتری دارد: خانه و مسجد.

این مطلب را از روایاتی كه در این زمینه وارد شده است می ‎توان فهمید. خصوصاً در فضیلت تلاوت قران در منازل تأكید زیادی شده است و برای آن فواید شگفت ‎آوری را ترسیم كرده‎اند.

نکته مهمى که در احادیث قرائت قرآن وجود دارد این است که این احادیث ، مسلمانان را به تلاوت قرآن در منازلشان تشویق فراوان مى کند. خواص و آثار گوناگون براى آن مى شمارد. این فواید عبارت از:

اول : خواندن قرآن در منازل سبب اعتلاى کلمه حق و نشر حقایق اسلام ، و نیز موجب انتشار و کثرت قرآن خواهد بود؛ زیرا وقتى انسان در منزل خود قرآن بخواند همسر و فرزندان وى نیز طبعا در این عمل از وى پیروى نموده و به خواندن آن تشویق مى گردند و در نتیجه به خواندن قرآن گرایش مخصوص به وجود آورده و تعداد قرآن خوانان روز به روز افزایش ‍ پیدا مى کند.
دوم : قرائت قرآن در منازل و خانه ها، تعظیم و پاداش شعائر اسلام است ؛ زیرا وقتى از خانه هاى مسلمانان هر صبح و شام صداى روح نواز قرآنبلند گردد و از هر نقطه شهرهاى اسلامى صداى تلاوت آیات الهى به گوش رسد، در اعماق جان و دل شنوندگان اثر خاص و عمیقى مى گذارد و ایمان در دلشان بارور و شکوفا مى گردد.

 

فضیلت تلاوت در خانه

پیامبر عظیم الشّأن اسلام می ‎فرماید:
خانه ‎های خود را با تلاوت قرآن نورانی كنید، و آنها را گورستان نسازید، همان ‎گونه كه یهود و نصارا چنین كردند (زیرا فقط در معابد نماز خوانده) و خانه ‎های خویش را از عبادت تهی ساختند.

هر خانه‎ای كه در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و بركت آن افزون می‎ گردد و اهل آن در وسعت قرار می‎ گیرند و آن خانه برای اهل آسمان نور افشانی می‎ كند، آن گونه كه ستارگان آسمان برای اهل دنیا نور می ‎دهند. (اصول كافى، جلد۲، صفحه۶۱۰)
از كلام حضرت چنین استفاده می ‎شود: منازلی كه در آنها قرآن خوانده نمی ‎شود مانند گورستان، تاریك و ظلمانی است.
كسی كه اهل قرآن نیست و با آن انس ندارد دل مُرده است و خانه او گورستان است. بنابراین همه مسلمانان این گفتار پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را آویزه گوش كنند و خانه‎ ها را با ترك تلاوت قرآن تاریك نكنند. بلكه خانه ‎ها را با تلاوت آن روشن بسازند. خود و خانواده، كوچه و محل زندگی را هم نورانی كنند.

در خانه ‎هایی كه اتاق های متعدّد دارد یك اتاق برای نماز، دعا و قرآن خواندن اختصاص یابد. و خانواده‎هایی كه كمبود جا دارند، مكان مشخصی را برای قرائت قرآن و سایر عبادات در نظر گیرند، زیرا شرافت چنین مكان ‎هایی موجب استجابت دعا خواهد شد

حضرت می‎ فرماید: این نورانیت به زمین و زمینیان محدود نمی‎ شود بلكه اهل آسمان هم از نور افشانی چنین خانه‎ای بهره می ‎برند. همان‎طور كه ستاره ‎های آسمان برای ساكنان زمین چشمگیر است، خانه‎ای كه در آن قرآن تلاوت می ‎شود برای اهل آسمان ها چشمگیر است و آن ها هم از مراكز تلاوت قرآن نور می‎ گیرند.
خانه‎ای كه صدای قرآن اهل آن، از كوچك و بزرگ، طنین‎انداز است، دنیایشان نیز آباد است. خیر و بركت آن زیاد است و رزق و روزی آن خانه فزونی می‎یابد.


دلایل فضیلت تلاوت در خانه

1. دوری از ریا: عبادت در خلوت، بدور از تظاهر و خودنمایی است و معمولاً با اخلاص همراه است. به این جهت كمتر آلوده به ریا می ‎شود. از این روكسی كه ترسی از ریا و وسوسه ‎های شیطانی دارد، بهتر است قرآن را در خلوت و خانه تلاوت كند.

هر خانه‎ای كه در آن قرآن زیاد تلاوت شود، خیر و بركت آن افزون می‎ گردد و اهل آن در وسعت قرار می‎ گیرند

2. تأثیر در فرزندان: تلاوت قرآن در خانه‎ها در سایر افراد خانواده اثر دارد. پدر و مادری كه خواندن قرآن جزو برنامه زندگیشان باشد، فرزندانشان هم به فراگیری و خواندن قرآن علاقمند می‎ شوند. حتی فراتر از خانه، در همسایگان نیز تأثیر زیادی دارد.
3. اثر اجتماعی آن: اگر صدای قرآن در همه یا اكثر خانه‎ ها طنین ‎انداز شود و صبح و شام صدای روح ‎نواز آن از هر كوی و برزن شنیده شود، در قلب انسان های مشتاق اثر می ‎گذارد، روح و روان ها را منقلب می‎ كند و زمینه‎ ساز حضور قرآن در عرصه اجتماعی می ‎شود. آنگاه انسان ها به خود آمده، قرآن را برنامه زندگی خود قرار می ‎دهند و كاستی های خود را با آن برطرف می‎سازند و قرآن در جامعه تجسّم عینی می ‎یابد.


- نظرات (0)

راه توبه همیشه باز است

توبه

وقتى رهبرى امّت صداقت كامل دارد، این گونه عمل مى ‏كند كه حتّى آیاتى را كه از او سلب مسئولیّت مى ‏كند، با كمال صداقت و شهامت براى مردم باز مى ‏خواند، كه خداوند فرمود: تو كاره‏اى نیستى.

در تفاسیر شیعه و سنّى مى ‏خوانیم كه در جنگ احد هنگامى كه دندان پیامبر شكست و خون جارى شد، حضرت فرمود: چگونه این مردم رستگار خواهند شد؟ آیه نازل شد كه تو مسئول رستگارى مردم نیستى، ممكن است در آینده مورد عفو قرار بگیرند و ممكن است به حال خود رها شده و مجازات شوند.


لَیْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَیْءٌ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ أَوْ یُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ (آل عمران ـ 128)
هیچ یك از این كارها در اختیار تو نیست‏ یا [خدا] بر آنان مى ‏بخشاید یا عذابشان مى ‏كند زیرا آنان ستمكارند.

تفسیر اجمالی: 
در تفسیر این آیه در میان مفسران سخن بسیار زیاد است ولى این موضوع تقریباً مسلم است كه آیه فوق پس از جنگ "احد" نازل شده، و مربوط به حوادث آن است، آیات سابق نیز این حقیقت را تأیید مى‏ كند.
و اما در مورد تفسیر آیه دو معنى بیش از همه جلب توجه مى‏كند:
نخست اینكه این آیه جمله مستقلى را تشكیل مى‏ دهد و بنابر این جمله "أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ" به معنى "الا ان یتوب علیهم" است و معنى آیه روی هم‏ رفته چنین مى ‏شود:" درباره سرنوشت آنها كارى از دست تو ساخته نیست مگر اینكه خدا بخواهد آنها را ببخشد یا به خاطر ستمى كه كرده‏اند مجازاتشان كند" و منظور از "آنها" یا كفارى مى‏ باشند كه در این جنگ ضربه‏ هاى سخت به مسلمانان وارد ساختند و حتى دندان و پیشانى پیغمبر صلی الله و علیه وآله را شكستند، و یا مسلمانانى مى ‏باشند كه از میدان جنگ فرار كردند، و پس از پایان جنگ پشیمان شدند و از پیغمبر تقاضاى عفو كردند.

آیه مى‏ گوید "عفو" بخشش یا مجازات و عذاب آنها به دست خدا است و پیامبر هم بدون اذن پروردگار كارى انجام نمى‏ دهد".
تفسیر دیگر اینكه "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ "جمله" معترضه" است و جمله "أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ" عطف به جمله "او یكبتهم" مى ‏باشد، و این آیه دنباله آیه قبل محسوب مى‏ شود، و در این صورت مجموع معنى دو آیه چنین خواهد بود:
"خداوند وسائل پیروزى را در اختیار شما قرار خواهد داد، و یكى از چهار سرنوشت را براى كافران مقرر مى ‏سازد: یا قسمتى از پیكر لشكر مشركان را از بین مى ‏برد، یا آنها را به این وسیله مجبور به بازگشت مى ‏كند، و یا آنها را در صورت شایستگى و توبه مى ‏بخشد، و یا آنها را به خاطر ظلمشان مجازات مى‏ كند، و خلاصه با هر دسته‏اى از آنها بر طبق حكمت و عدالت رفتار خواهد نمود، و تو درباره آنها پیش خود هیچ گونه تصمیمى نمى ‏توانى بگیرى".

به پیغمبر صلی الله و علیه وآله خطاب كرده مى‏ گوید: "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" یعنى پیروزى به دست تو واگذار نشده، بلكه به فرمان خدا است، و خداوند براى آن سننى قرار داده است كه باید از آنها استفاده كرد

درباره علت نزول این آیه نیز روایات متعددى نقل شده است از جمله پس از آنكه دندان و پیشانى پیامبر در جنگ "احد" شكست، و آن همه ضربات سخت بر پیكر مسلمین وارد شد، پیامبر از آینده مشركان نگران گردید و پیش خود فكر مى‏ كرد چگونه این جمعیت قابل هدایت خواهند بود و فرمود:"كیف یفلح قوم فعلوا هذا بنبیهم و هو یدعوهم الى ربهم‏ ":" چگونه چنین جمعیتى رستگار خواهند شد كه با پیامبر خود چنین رفتار مى‏ كنند در حالى كه وى آنها را به سوى خدا دعوت مى‏ كند".
آیه فوق نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه و آله دلدارى داد كه تو مسئول هدایت آنها نیستى بلكه تنها موظف به تبلیغ آنها مى‏ باشى".


رفع اشتباه‏

در اینجا لازم است به دو نكته توجه شود:
1- مفسر معروف نویسنده "المنار" معتقد است كه این آیه درس بزرگى در زمینه استفاده از وسایل طبیعى براى پیروزى، به مسلمانان، مى ‏آموزد، و آن اینكه اگر خدا به آنها وعده پیروزى مى ‏دهد به این معنى نیست كه مسلمانان وسایل طبیعى و تجهیزات نظامى و نقشه‏هاى جنگى و مانند آن را فراموش كنند و دست روى هم گذاشته همیشه در انتظار دعاى پیغمبر براى پیروزى باشند، لذا به پیغمبر صلی الله و علیه وآله خطاب كرده مى‏ گوید: "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" یعنى پیروزى به دست تو واگذار نشده، بلكه به فرمان خدا است، و خداوند براى آن سننى قرار داده است كه باید از آنها استفاده كرد، (و دعا كردن پیغمبر اگر چه موثر و مفید است، ولى جنبه استثنائى دارد و مخصوص موارد معینى است.)
گفتار این نویسنده در این قسمت اگر چه منطقى است، ولى با ذیل آیه كه از توبه یا مجازات كفار بحث مى ‏كند به هیچ وجه سازگار نیست، و بنابراین نمى‏ توان آن را تفسیر آیه دانست.
2- این آیه كه هرگونه اختیارى را از پیامبر صلی الله علیه و آله در باره عفو و بخشش یا مجازات مخالفان سلب مى ‏كند، هیچ گونه منافاتى با موثّر بودن دعاى پیامبر صلی الله و علیه وآله و عفو و گذشت او، و شفاعت و مانند آن كه از آیات دیگر قرآن استفاده مى ‏شود، ندارد، زیرا منظور از آیه فوق این است كه پیغمبر صلی الله و علیه وآله مستقلّاً هیچ كارى را نمى‏ تواند انجام دهد، ولى به فرمان خدا و به اجازه او مى‏ تواند ببخشد، و هم در جاى خود مجازات كند، و هم عوامل پیروزى را فراهم سازد، و حتى به اجازه پروردگار و اذن او مى ‏تواند هم چون مسیح علیه السلام مردگان را زنده كند.
كسانى كه جمله "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" را گرفته، و خواسته‏اند توانایى پیامبر را بر این امر انكار كنند، در حقیقت آیات دیگر قرآن را فراموش كرده‏اند.

راه توبه حتّى براى فراریان از جبهه حقّ و یا كفّارى كه بزرگ ‏ترین صدمه را به مسلمانان زده‏اند، بسته نیست. «أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ»

قرآن مجید در سوره نساء آیه 64 مى ‏گوید:"وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآوُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا". "و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پیش تو مى‏ آمدند و از خدا آمرزش مى ‏خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‏ كرد قطعاً خدا را توبه ‏پذیر مهربان مى ‏یافتند". 

طبق این آیه استغفار پیامبر صلی الله و علیه وآله یكى از عوامل بخشش گناه شمرده شده، و در بحث هاى آینده در ذیل آیات مناسب باز هم در این زمینه توضیح خواهیم داد.


نظر تفسیر المیزان:

جمله: "لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ" جمله‏اى است معترضه، و فایده‏اش بیان این معنا است كه: زمام مسأله قطع و كبت بدست خداى تعالى است، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن دخالتى ندارد، تا وقتى بر دشمن ظفر یافتند و دشمن را دستگیر نمودند او را مدح كنند و عمل و تدبیر آن حضرت را بستایند، و بر عكس اگر مثل روز احد از دشمن شكست خوردند و گرفتار آثار شوم شكست شدند آن حضرت را توبیخ و ملامت كنند، كه مثلاً امر مبارزه را درست تدبیر نكردى، همچنان كه همین سخن را در جنگ احد زدند و خداوند متعال گفتارشان را حكایت كرده است.


پیام‏ های آیه:

1ـ عفو یا عذاب بدست خداوند است. شفاعتِ اولیاء هم بدون اذن او صورت نمى‏ گیرد و هرگز پیامبران از پیش خود در برابر خداوند استقلالى ندارند. «لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ»
2ـ راه توبه حتّى براى فراریان از جبهه حقّ و یا كفّارى كه بزرگ ‏ترین صدمه را به مسلمانان زده‏اند، بسته نیست. «أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ»
3ـ عذاب مردم به خاطر ظلم و ستم خودشان است. «یُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ»


منابع: 
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
ترجمه تفسیر المیزان ج 4

- نظرات (0)

شاید همین فردا

کودک غمگین

زندگی با تمام سختی هایش برای اکثر انسان ها بسیار شیرین است. لذات مادی و هو های دنیایی، کام بسیاری از آدمیان را چنان شیرین ساخته است که حتی فکر مرگ و دل کندن از آن آزارشان می دهد.

این گونه افراد مرگ را بسیار دور می بینند و رستاخیز را از آن دورتر. بسیاری بر این امر معتقدند که چرا باید کام خود را با فکر به مرگ و رستاخیز تلخ کنیم؟؟؟ ما به دنیا آمده ایم که شاد باشیم و شادی کنیم نه آنکه هر روز و هر ساعت با فکر به مرگ، ترس در دل خویش وارد کرده و روزگار را با ناراحتی پشت سر گذاریم.

به راستی فکر کردن درباره مرگ، تلخی به همراه می آورد؟! تفکر در مورد قیامت و رستاخیز موجب تیره شدن زندگی می‌گردد؟! راز این اصل در کجاست؟!

آیا فکر کردن درباره مرگ مفید است؟

بیایید جهانی را در نظر بگیریم که همه در آن به فکر مرگ و آخرت هستند. همه می اندیشند که در روز واپسین چگونه در محضر خداوند حاضر خواهند شد. در این صورت وقتی باب غیبت کردن پشت سر دیگران باز می شود، سکوت می کنند و یکدیگر را از این عمل باز می دارند. هیچ کس به دیگری تهمت نمی زند چون نمی تواند در رستاخیز پاسخگوی خدا و بندگان خدا باشد. حقی از مردم ضایع نمی ‌شود. همه در اداره ‌ها، کارخانه ها، مدارس، موسسات، مغازه ها و در هر پست دیگری سعی می کنند به بهترین شکل ممکن کار خود را انجام دهند تا مبادا مدیون دیگران شده و در روز قیامت بازخواست شوند.

هیچ جنگی اتفاق نمی افتد. هیچ بی گناهی کشته نمی شود. کودکان بی گناه غزه به دلیل جاه ‌طلبی های گروهی به خاک و خون کشیده نمی شوند و ... .

به راستی اگر همگان به عاقبت کار خویش می اندیشیدند و متاع قلیل دنیا را به آخرت ترجیح نمی دادند دنیا گلستان بود. این استراز اندیشیدن در مرگ. این است راز سخن باری تعالی که فرمود:

"اللَّهُ الَّذِی أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ

یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُوْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یُمَارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ"؛ "خدا همان كسى است كه كتاب و وسیله سنجش را به حق فرود آورد و تو چه مى ‏دانى شاید رستاخیز نزدیك باشد.

كسانى كه به آن ایمان ندارند شتابزده آن را مى ‏خواهند و كسانى كه ایمان آورده‏اند از آن هراسناكند و مى ‏دانند كه آن حق است بدان كه آنان كه در مورد قیامت تردید مى‏ ورزند قطعاً در گمراهى دور و درازى ‏اند". (شوری/17 و 18)

قیامت و رستاخیز امری است حتمی. حقیقتی است که عقل سلیم به خوبی آن را درک خواهد کرد. معاندان آن را انکار کرده و زمانش را دور می دانند. مومنان با نزدیک شمردنش، خود را برای آن روز سخت آماده کرده و در تلاشند تا از عذاب الهی دوری جسته و بهشت برین را برای خود آماده سازند. تفکر در قیامت می‌ تواند سبب ایجاد انگیزه در آدمی برای خوب زندگی کردن گردد

"حق" كلمه جامعى است كه معارف و عقائد حقه، و همچنین اخبار صحیح و برنامه ‏هاى هماهنگ با نیازهاى فطرى و اجتماعى را و آنچه از این قبیل است شامل مى ‏شود.

"میزان" در این گونه موارد معنى جامعى دارد هر چند معنى آن در لغت به معنى "ترازو" و ابزار سنجش وزن است، اما در معنى كنایى به هرگونه معیار سنجش، و قانون صحیح الهى، و حتى شخص پیامبر اسلام و امامان راستین (علیهم السلام) كه وجودشان معیار تشخیص حق از باطل است اطلاق مى ‏گردد و میزان روز قیامت نیز نمونه‏اى است از این معنى.

كلمه "مشفقون" جمع اسم فاعل از باب افعال است، و "اشفاق" عنایتى است كه با خوف آمیخته باشد، چون مشفق كسى را گویند كه مشفق علیه را دوست مى‏ دارد و مى ‏ترسد بلایى به سر او آید، این حالت را كه مى ‏ترسد محبوبش در معرض آسیبى واقع شود اشفاق گویند. این كلمه هر جا با حرف "من" متعدى شود، معناى ترس در آن روشن‏ تر مى‏ شود، و چون با حرف "فى" متعدى شود، معناى عنایت در آن روشن‏ تر است.

آری مومنان راستین کسانی هستند که رستاخیز را دور ندانسته و برای آن تلاش می‌ کنند. اینان در کنار شوق رسیدن به محبوب ترس از عذاب او را نیز در دل می پرورانند اما در این میان، گمراهان نه تنها به نیستند بلکه با به سخره گرفتن این مسئله، آن را امری بعید می ‌دانند.

 

ترس از مرگ می‌ تواند مضر نیز باشد

در این میان باید توجه داشت که ترس از مرگ به معنای گوشه گیری و انزوا نیست. اینکه آدمی با نزدیک دانستن رستاخیز خود را در زندان تنهایی محصور ساخته و لذات دنیوی را به کلی کنار گذارد نه تنها مفید فایده نبوده بلکه آسیب زا نیز هست.

مومنان راستین کسانی هستند که رستاخیز را دور ندانسته و برای آن تلاش می ‌کنند. اینان در کنار شوق رسیدن به محبوب ترس از عذاب او را نیز در دل می پرورانند. اما در این میان گمراهان نه تنها به فکر قیامت نیستند بلکه با به سخره گرفتن این مسئله، آن را امری بعید می ‌دانند

انسان باید به خود یاد دهد از نعمات الهی به نحو احسن استفاده نماید نه آنکه از ترس استفاده نادرست، آن ها را به کلی کنار گذارد.

فکر کردن به عذاب الهی و دوزخ در صورتی مفید است که سبب تلاش بیشتر و توجه به نوع اعمال و افکار گردد نه آنکه دین گریزی یا دنیا ستیزی را با خود به همراه داشته باشد.

این سخن بسیار مشهور است که "خیر الأمور أوسطها". همیشه باید حد وسط را در نظر داشت و از افراط و تفریط دوری گزید.

به یاد مرگ بود اما زندگی در این جهان را رها نکرد. به فکر میزان بود و برای سنگین کردن آن با استفاده از نعمات الهی تلاش نمود و این است راز موفقیت مومنان در دنیا و آخرت.

 

نتیجه

قیامت و رستاخیز امری است حتمی. حقیقتی است که عقل سلیم به خوبی آن را درک خواهد کرد. معاندان آن را انکار کرده و زمانش را دور می دانند. مومنان با نزدیک شمردنش، خود را برای آن روز سخت آماده کرده و در تلاشند تا از عذاب الهی دوری جسته و بهشت برین را برای خود آماده سازند.

تفکر در قیامت می تواند سبب ایجاد انگیزه در آدمی برای خوب زندگی کردن گردد.


منابع:

تفسیر نمونه، ج ‏20، ص: 392

ترجمه المیزان، ج ‏18، ص: 53

 



- نظرات (0)