سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



اعمال و عبادات پانزدهم رجب



اعمال و عبادات پانزدهم رجب

 

شب پانزدهم رجب و روز آن، يكي از شب ها و روزهاي مهم سال است و براي عبادت پيشگان و عارفان، از ايام ويژه سال به حساب مي آيند.


درهاي رحمت الهي در اين شب و روز بر روي خلق گشوده مي باشد و راه ها و درهاي غضب الهي و بدفرجامي، بسته و يا بسيار كم رمق مي باشد.


نبي مكرم اسلام(ص) درباره عظمت شب نيمه رجب فرمود: اذا كان ليله النصف من رجب امر الله تعالي خزان ديوان الخلائق و كتبه اعمالهم، فيقول لهم: انظروا في ديوان عبادي و كل سيئه و جدتموها فامحوها و بدلوها حسنات.


يعني: هرگاه شب نيمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوري مي دهد و به آنان مي فرمايد: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنيد، هر گناه و بدي در آن ديديد، در اين شب آن ها را محو كرده و تبديل به حسنات نماييد.


درهاي رحمت الهي در اين شب و روز بر روي خلق گشوده مي باشد و راه ها و درهاي غضب الهي و بدفرجامي، بسته و يا بسيار كم رمق مي باشد


هم چنين آن حضرت درباره روزه گرفتن روزهاي 13، 14 و 15 و اقامه نماز و تهجد در شب هاي آن بسيار تأكيد نمود و براي آن ثواب فراواني بيان كرد.


احاديثي كه درباره فضيلت نيمه رجب وارد شده اند، بسيارند و از حوصله اين مختصر، خارج وليكن چكيده اعمال آن را به اختصار بيان مي كنم:


الف - شب نيمه رجب.


اعمال عبادي اين شب شريف عبارتند از:

1- غسل.

2- احيا و شب زنده داري.

3- زيارت امام حسين(ع).

4- شش ركعت نماز (به نحوي كه در شب سيزدهم بيان شد (1) ).

5- سي ركعت نماز، كه در هر ركعت، پس از حمد، ده بار سوره توحيد (قل هو الله احد) قرائت گردد.


6- دوازده ركعت نماز، كه در هر ركعت، سوره حمد، سوره توحيد (قل هو الله احد)، سوره فلق (قل اعوذ برب الفلق)، سوره ناس (قل اعوذ برب الناس)، آيه الكرسي (الله لا اله الا هو الحي القيوم) و سوره قدر (انا انزلناه في ليله القدر) را چهار بار بخواند و پس از سلام نماز، چهار بار بخواند: الله الله ربي، لا اشرك به شيئا و لا اتخذ من دونه وليا. و هر چه مي خواهد بخواند.


ب ـ روز نيمه رجب


اين روز، روز مباركي است و اعمال عبادي آن عبارتند از: 1- غسل. 2- زيارت امام حسين(ع). 3- ده ركعت نماز سلمان فارسي(رض)، بدين گونه كه در هر ركعت، پس از حمد، سه بار سوره توحيد (قل هو الله احد) و سه بار سوره كافرون (قل يا ايها الكافرون) را قرائت كند و پس از هر سلام نماز، دست هاي خويش را بلند و بگويد: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيي و يميت و هو حي لا يموت بيده الخير و هو علي كل شي قدير، الها احدا، فردا، صمدا، لم يتخذ صاحبه و لا ولدا.


4- چهار ركعت نماز بخواند و پس از سلام نماز، دست ها را پهن كند و بگويد: اللهم يا مذل كل جبار و يا معز المومنين انت كهفي …


5- عمل "ام داوود" كه مهمترين اعمال اين روز شريف است.


هر كسي كه مي خواهد آن را انجام دهد، روزهاي سيزده، چهارده و پانزدهم رجب را روزه بگيرد و در روز پانزدهم در نزديكي ظهر، غسل كند و به هنگام ظهر، نماز ظهر و عصر را به جاي آورد و نمازش را در جايي خلوت به جاي آورده و كسي و يا چيزي وي را به خود مشغول نسازد و ركوع و سجود نماز را به نيكويي انجام دهد.


سپس به سوي قبله بنشيند و سوره حمد را صد بار، سوره توحيد (قل هو الله احد) را صد بار، آيه الكرسي (لا اله الا هو الحي القيوم) ده بار و آن گاه سوره هاي ذيل را يكبار به طور كامل بخواند: سوره انعام، سوره بني اسرائيل، سوره كهف، سوره لقمان، سوره يس، سوره صافات، سوره فصلت (حم)، سوره شوري (حم، عسق)، سوره دخان (حم)، سوره فتح (انا فتحناك لك)، سوره واقعه، سوره ملك (تبارك الذي)، سوره قلم (ن و القلم)، سوره انشقاق (اذا السماء انشقت) و ما بعدش تا آخر قرآن كريم را بخواند و چون از خواندن آيات قرآن، فراغت حاصل كرد، در حالي كه به سمت قبله است، اين دعا را بخواند: صدق الله العظيم، الذي لا اله الا هو الحي …


هرگاه شب نيمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوري مي دهد و به آنان مي فرمايد: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنيد، هر گناه و بدي در آن ديديد، در اين شب آن ها را محو كرده و تبديل به حسنات نماييد.


پس از دعا، بر زمين سجده كند و دو طرف صورت خود را بر خاك گذارد و بگويد: اللهم لك سجدت و بك آمنت، فارحم ذُلّي و فاقتي و اجتهادي و تضرّعي و مَسكنتي و فقري اليك يا ربّ.


در اين حال، كوشش نما كه اشكي از چشمانت جاري شود، اگر چه اندك باشد و اين علامت استجابت مي باشد.


گفتني است كه عمل "ام داوود" را امام صادق(ع) به "ام خالد بربريه" مادر رضاعي خود و مادر داوود بن حسن مثني بن امام حسن مجتبي(ع) آموخت و آن زن صالحه اين عمل را در نيمه رجب انجام داد و از خداوند متعال مسئلت كرد، كه فرزندش داوود بن حسن مثني را از حبس و شكنجه منصور دوانقي (دومين خليفه عباسي) رهايي بخشد.


چيزي نگذشت كه فرزندش از حبس منصور در عراق رهايي يافت و در نزد مادرش در مدينه حاضر گشت.


آن گاه، داوود به همراه مادرش ام خالد بربريه، جهت عرض تقدير و تشكر به محضر امام صادق(ع) حضور يافتند و امام صادق(ع) به وي فرمود: منصور دوانقي شبي ]همان شبي كه ام داوود دعا كرد[ اميرمؤمنان علي(ع) را در خواب ديد و آن حضرت به منصور فرمود: فرزندم را آزاد گردان و الا تو را در آتش مي اندازم. منصور، پايين پايش را نگه كرد و ديد پر از آتش فروزان است. از خواب بيدار شد و بدنش به لرزه درآمد و در همان حال دستور آزادي تو را صادر كرد.

پاورقي...............................
(1) شب سيزدهم
بدانكه مستحبّ است در هريك از ماه رجب وشعبان ورمضان آنكه در شب سيزدهم دو ركعت نماز بگذارند درهر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد بخوانند .

در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيّت .

درشب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيّت از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را دريابد و جميع گناهانش غير از شرك آمرزيده شود.


- نظرات (0)

بهترین زمان برای استغفار

استغفار

اکثر گرفتاری ‌هایی که انسان به آن مبتلا می ‌شود، به واسطه گناه است، زیرا به کار نگرفتن نعمت ‌هاى خداوند در مسیرى که او مى‌ پسندد و صرف کردن آن‌ها در معصیت خداوند نشانه کفران نعمت‌ها است.
حضرت آیت ‌الله بهجت می‌ فرمود: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید.

بخشش گناه و از میان بردن اثرات سوء آن از ناحیه پروردگار عالم همواره برای مومنان موجب ایجاد گشایش ‌های معنوی و مادی بوده است.

خداوند راه توبه و استغفار را برای همه باز گذاشته است و می ‌فرماید: «وَ تُوبُوا اِلَى اللهِ جَمیعاً اَیُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، اى مومنان! همگى با هم به سوى خدا توبه کنید و باز گردید شاید رستگار شوید. (نور/31)

همچنین راه بازگشت به سوى خویش را به بندگانش آموخته است و ابتدا دستور عذرخواهى و استغفار، سپس فرمان به توبه مى ‌دهد: «وَاسْتَغْفِرُوا اللهَ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَیْهِ»؛ از الله، پروردگارتان طلب آمرزش کنید، پس از آن توبه کرده و به سوى او باز گردید. (هود/3)

با این وجود در آیاتی دیگر به اثرات استغفار در دنیا اشاره شده است مانند: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً/یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً/وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پى‌درپى بر شما فرو مى‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک مى‌کند و باغ‌هاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار مى‌دهد.(نوح/10 تا 14)

بنابراین دستور به استفغار از خود قرآن گرفته شده و در روایات نیز تأکید شده است.

 

آثار و نقش استغفار در زندگی

برای چنین استغفار كاملی می توان آثار و دستاوردهای مختلفی برشمرد كه در سه دسته تقسیم می شوند:
1- آمرزش و عفو گناهان یا دفع آثار گناه: مهم ترین دستاورد استغفار این است كه خداوند از خطا و تقصیر بنده می گذرد و او را در مقام غفران خویش قرار می دهد.

آیت‌ الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سوال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید

قرآن كریم در این باره می گوید: كسی كه كار بدی انجام دهد یا به خود ستم كند، سپس از خداوند استغفار نماید خداوند آمرزنده و مهربان است (نساء آیه 110) البته آیاتی دیگر چون آیه 46 سوره نساء و آیه 61 سوره قصص و 391 تا 591 سوره آل عمران و نیز آیه 85 سوره بقره و آیه 32 سوره اعراف و 78 و 88 سوره انبیاء نیز بر این نقش سازنده استغفار در زندگی دنیوی و اخروی بشر اشاره می كند.
بنابراین بندگان گناهكار خداوند باید برای آمرزش گناهان خویش به درگاه او روی آورند و بدانند كه خداوند، گناهان آنان را هر چند زیاد و عظیم باشد خواهد بخشید؛ زیرا خود در آیات فراوان دیگر این وعده را به مومنان داده است كه از جمله می توان به خطاب خداوند در سوره «زمر» به پیامبر (صلی الله و علیه وآله) اشاره كرد كه می گوید: بگو ای بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید كه خداوند همه گناهان را می آمرزد.

در روایتی نیز پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: برای هر دردی دارویی است و داروی گناهان، استغفار است. (مستدرک‌الوسائل،ج 5،ص 318)
درباره نقش استغفار همین بس كه آدمی برای دست یابی به مقامات كمالی، لازم و ضروری است كه همواره خود را در پوشش غفران الهی قرار دهد و این با بهره مندی از استغفار شدنی است.

گناه2- رفع عذاب و بلا: گناه و معصیت به طور یقین عذاب الهی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد و بسیاری از بلاهای آسمانی از جمله زلزله و سیل، جنگ های ویرانگر و مرگ های ناگهانی، معلول گناهان و طغیان بشر است و یكی از عواملی كه نقش به سزایی در رفع این بلاها و نیز عذاب اخروی دارد، استغفار است.

قرآن كریم می گوید: [ای پیامبر] تو در میان مردم هستی خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و نیز تا آنها استغفار می كنند خداوند عذابشان نمی كند. (انفال آیه 33)
از امیرالمومنین علی(علیه السلام) در این باره نقل شده كه فرمود: روی زمین دو ابزار امنیت از عذاب الهی بود كه یكی از آنها وجود پیامبر اكرم بود كه با رحلت آن حضرت برداشته شد ولی دیگری استغفار است كه برای همگان وجود دارد. (وسائل الشیعه، ج 16،ص 69)

3-نزول نعمت و جلب بركات: استغفار افزون بر این كه آمرزش گناهان و رفع بلاهای آسمانی را درپی دارد، نزول نعمت های بی پایان الهی را نیز به همراه خواهد داشت. از این رو حضرت نوح به قوم گناهكار خویش می گوید: از پروردگار خود طلب آمرزش كنید كه او بسیار آمرزنده است تا باران های پربركت آسمان را پی درپی بر شما بفرستد و شما را با دادن اموال و فرزندان فراوان، كمك كند و باغ های سرسبز و نهرهای جاری دراختیارتان قرار دهد. (نوح آیات 01 تا 21).

خداوند ریزش باران و بسیاری از نعمت ها را، در زمان استغفار دانسته و با اشاره به نقش كلیدی و اساسی استغفار مردم را به انجام آن دعوت می كند. این مطلب به عناوین مختلف در آیاتی چون آیه 01 تا 31 سوره نوح و نیز آیه 3 سوره هود و هم چنین روایات و ادعیه بیان شده است.

آدمی برای دست یابی به مقامات كمالی، لازم و ضروری است كه همواره خود را در پوشش غفران الهی قرار دهد و این با بهره مندی از استغفار شدنی است

بهترین زمان برای استغفار کردن

توصیه شده است که بهترین وقت استغفار، سحرگاهان به ‌ویژه سحر شب جمعه است تا جایی که استغفار کنندگان در سحرگاهان مورد مدح خداوند عالمیان قرار می‌ گیرند.

همچنین طبق روایات ذکر استغفار از جمله تعقیبات نماز صبح و نماز عصر است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان به آن اشاره کرده است.

آیت‌ الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سوال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید. (برگرفته از سایت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت)


- نظرات (0)

مسلمانی مان را به ارث برده ایم

شناسنامه

گاهی احساس می کنم که عادت کرده ام مسلمان باشم، پیامبر و راهنما داشته باشم، دوستش داشته باشم، به زیارتش بروم یا آرزوی زیارت حرمش را در دل بپرورانم.

همیشه این گونه بوده ام و این چه خوب است و چه نعمت بزرگی است؛ اما بد نیست گاهی هم به دنبال چرایی ها بگردم؛ فایده اش این است که نگاهم عمیق تر می شود و قدر داشته هایم را بهتر می دانم.

لازمه ی چراها این نیست که همه ی آنچه را بوده ام و داشته ام، فراموش کنم و از نو بسازم. فقط باید چند سوال اساسی را از خود بپرسم و برای پاسخش قدری جستجو کنم.

مثلاً اینکه چرا باید مبعثی می بود که بشر پیامبری داشته باشد؟ در حقیقت چرا انسان ها نیاز داشتند که پیامبری از جانب خدای خالق برایشان مبعوث شود؟ اگر نبود، چه می شد؟
پاسخ سوالاتی از این دست را با دو روش می توان داد. یعنی دو نگاه و دو رویکرد وجود دارد: برون دینی و درون دینی.

روش برون دینی یعنی فارغ از تعالیم دین یا در اصطلاح امروزی گزاره های دینی تحقیق می کنیم تا استدلال کنیم. مثلاً صرفاً با ابزارهایی مثل عقل یا مشاهده به سراغ پاسخ سوالمان می رویم اما در روش درون دینی، مبنای استدلال، گزاره های دینی است.

در اینجا برای بررسی سوالی که در بالا مطرح کردیم، روش دوم یعنی رجوع به متن دین را انتخاب کرده ایم. پس منبع پاسخ های ما، قرآن است و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) که در حقیقت تفسیر آیات الهی است.

قرآن صریح و بی پرده به پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) می گوید که تو برای چه مبعوث شده ای و این، همان حقیقتی است که نیاز ما انسان ها به پیامبر را هم بیان می کند.


وکیل و حفیظ نمی خواهیم

آیاتی از قرآن به طور سلبی به مسئله پرداخته اند و آیاتی هم به صورت ایجابی. دسته ی اول که معمولاً رسول گرامی اسلام(صلی الله و علیه و آله) را خطاب می کند، بیان می کند که ای پیامبر، تو چه نیستی: تو حفیظ و وکیلِ مردم نیستی.
1- " وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ وَكِیلاً"  "ما تو را وكیل بر آنها نساخته‏ایم كه ملزم باشى حتما آنها ایمان بیاورند" (54، اسراء)
2- "فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ ..." "اگر آنها رویگردان شوند غمگین مباش، ما تو را مسئول حفظ آنان از انحراف به طور اجبار قرار نداده‏ایم‏ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت الهى است خواه پذیرا شوند و خواه نشوند" (48، شوری)
وظیفه تو ابلاغ آشكار و دعوت مجدانه به سوى حق است، اگر ایمان آوردند چه بهتر وگرنه زیانى به تو نخواهد رسید، تو وظیفه خود را انجام داده‏اى‏.

تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته

"مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا" "هر كس از پیامبر فرمان بَرَد، در حقیقت، خدا را فرمان برده و هر كس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‏ایم." (80، نساء)
"حفیظ" از نظر اینكه صفت مشبهه است و معنى ثبات و دوام را مى ‏رساند با "حافظ" كه اسم فاعل است تفاوت دارد.

بنابراین "حفیظ" به معنى كسى است كه به طور مداوم مراقب حفظ چیزى مى ‏باشد، در نتیجه مفهوم آیه چنین مى ‏شود مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد.
پس گویا ساختمان بنی آدم به گونه ای است که نیاز به وکیل و حفیظ ندارد؛ بلکه چیز دیگری می خواهد.


انذار
نیاز به شاهد و بشیر و نذیر

"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا‏"  "ما تو را به حق براى بشارت و انذار (مردم جهان) فرستادیم‏" (11، بقره)
"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا" "ما تو را گواه و بشارت دهنده، و بیم دهنده فرستادیم‏" (45، احزاب)
"بشارت" و "انذار" یا "تشویق" و "تهدید" بخش مهمى از انگیزه ‏هاى تربیتى و حركت هاى اجتماعى را تشكیل مى‏ دهد، آدمى هم باید در برابر انجام كار نیك "تشویق" شود، و هم در برابر كار بد "كیفر" بیند تا آمادگى بیشترى براى پیمودن مسیر اول و گام نگذاردن در مسیر دوم پیدا كند.
انسان مجموعه‏اى است از بیم و امید، از حب ذات و علاقه به حیات، و نفرت از فناء و نیستى، تركیبى است از جلب منفعت و دفع ضرر.

آیا انسانى كه ابعاد روح او را این دو تشكیل مى ‏دهد ممكن است پایه تربیتش تنها روى یك قسمت باشد؟

مخصوصاً تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته.


یک منّت بی نظیر، سه نیاز بزرگ

"لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ" "به یقین، خدا بر مومنان منت نهاد [كه‏] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند."
منت بزرگ خدای مهربان که یک نعمت فوق العاده ی اوست، فرستادن پیامبری است که از جنس خود ماست با همه ی مختصات بشریمان، با همه ی نیازهای روزمره ی ما. این یعنی اینکه همه جوره ما را می فهمد، می داند ریز و درشت نیازهای ما چیست.

مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد

این آیه، سه دلیل مهم بعثت را که دقیقاً سه دلیل نیاز بشر به داشتن پیامبر است، بیان می کند:
1- خواندن آیات پروردگار بر مردم و آشنا ساختن گوش ها و افكار با این آیات.
2- تعلیم، یعنى وارد ساختن این حقایق در درون جان آنها.
3- تزكیه نفوس و تربیت ملكات اخلاقى و انسانى.

 

نیاز به هادی مهربان

"لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُوْمِنِینَ رَوُوفٌ رَّحِیمٌ" "رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است، و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است." (128، توبه)
"وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ"
دو آیه ی بالا نکته ی لطیفی دارد که پاسخ زیبایی است برای سوال اصلی ما. گویا بشر علاوه بر نیازی که به یک بشیر و نذیر دارد، نیاز دارد هادیِ مهربان و دلسوزی، پیگیر تربیتش باشد؛ این مربی دلسوز، همان پیامبر رحمت است.
پس با اتفاق عظیم بعثت، نیازهای بزرگی در انسان پاسخ داده شد که اگر نمی شد...


- نظرات (0)

تعصب های بیجا ریشه اسلام را می خشکاند

تعصب

اسلام مثل جبهه ای می ماند که اهالی آن، اگرچه گاهی سنگر به سنگر، متفاوت باشند و گاهی هم اختلاف نظری کوچک و بزرگ داشته باشند؛ اما به هر حال یک جبهه اند و در یک خط ایستاده اند.

گروه پیشمرگان مسلمان كُرد، یکی از این سنگرهای ارزشمند بود که علی رغم اینکه شاید رنگی از تفاوت قومیت و مذهب داشت، در جبهه ی متحد اسلام  و ایران، خوش درخشید.
شهدای پیشمرگان مسلمان كُرد، در نگاه رهبر عزیز انقلاب، گل سرسبد برادران مومن و با اخلاص منطقه ی کردنشین بودند. الگوی اقدام آنها، چیزی نبود جز خط اتحاد اسلامی و هم افزایی شیعه و سنی برای اسلام. این الگو، برای ما آموزه ای است که از قرآن و سیره ی اهل بیت (علیهم السلام) آموخته ایم.


متحد در برابر دشمن مشترک

اسوه ی چنین رفتاری، در سیره ی مولای متقیان علی علیه السلام دیده می شود. پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) اختلافی میان مسلمانان رخ داد که می توانست آتش فتنه ی عظیمی بر سر اصل اسلام فرود آورد.

دشمنانی که تا دیروز، دندان های کینه برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تیز کرده بودند، با رحلت او، اسلام را لقمه ی چرب راحت الحلقومی می دیدند که دیگر کارش ساخته است.

از جمله ی این دشمنان:
1- مرتدین
بسیارى از گروه‏ها و قبایلى كه در سال ‏هاى آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمان شده بودند، هنوز آموزش ‏هاى لازم اسلامى را ندیده بودند و نور ایمان كاملاً در دل آنها نفوذ نكرده بود.

از این ‏رو هنگامى كه خبر درگذشت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در میان آنان منتشر گردید، گروهى از آنان پرچم «ارتداد» و بازگشت به بت‏ پرستى را برافراشتند و عملاً با حكومت اسلام در مدینه مخالفت كرده، حاضر به پرداخت مالیات اسلامى نشدند.

ایشان با گردآورى نیروى انتظامى، نظام نوپاى اسلامى را به شدت مورد تهدید قرار دادند.
2- مدعیان دروغین نبوت
علاوه بر خطر مرتدین، مدعیان نبوت و پیامبرانى دروغین مانند «مسیلمه»، «طلیحه»، «سجاح» نیز در صحنه ظاهر شده، هر كدام طرفداران و نیروهایى دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند.

کسی که در کسوت طرفداری از تسنن بنا می کند به شیعه حمله کردن، و از حد می گذراند دشمنی خود را، این هیچ گونه علاقه ای در مرکز امر به تسنن و به اسلام ندارد عین همین قضیه در مورد تشیع است کسانی هستند که محرک آتش تعصب در شیعه بر ضد اهل تسنن اند درحالی که هیچ گونه انگیزه دینی در آنها نیست"

3- رومیان
خطر حمله احتمالى رومیان نیز مى‏ توانست مایه نگرانى دیگرى براى جبهه مسلمانان باشد، زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان درگیر شده بودند.

از همین روى رومیان، مسلمانان را براى خود خطرى جدى تلقى مى‏كردند و در پى فرصتى بودند كه به مركز اسلام حمله كنند.
و احتمالاً خطرات دیگری که اصل و ریشه ی دین خدا را تهدید می کرد و آن شرایط ایجاب می کرد که جبهه اسلام ولو اینکه در داخل، دستخوش اختلاف نظر و عقیده هست، به مشترکات و نقاط وحدت بیندیشد تا مهمترین آنها یعنی اصل اسلام حفظ شود.

امیر مومنان علی (علیه السلام) با آنکه از شکاف و زاویه ی ایجاد شده نسبت به فرمان الهی و بیعتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) گرفته بود، ناخرسند بود، اما خطر بزرگتری را متوجه دین خدا می دید؛ لذا نقطه ی اختلاف را برجسته نکرد -اگرچه به فراموشی نسپرد- تا جامعه ی مسلمین دچار دو دستگی و ضعف نگردد.
حضرت فرمود: «خوب مى ‏دانید كه من از همه كس به خلافت شایسته‏ترم. به خدا سوگند، تا هنگامى كه اوضاع مسلمین رو به راه باشد و در هم نریزد و به غیر از من به دیگرى ستم نشود، همچنان مدارا خواهم كرد.»

 

كعبه
دست روی مشترکات بگذاریم 

"قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه‏..."
وقتی خدای متعال به پیامبر دستور می دهد که "اهل کتاب" را به مشترکات میانتان دعوت کن، حجت بر ما تمام است که اهالی خانواده ی اسلام، باید حول محور مشترکاتشان گرد آیند و متحد شوند.

این اجتماع دور مشترکات، میسر نمی شود مگر اینکه تعصب بر اختلافات را کنار بگذاریم نه اینکه از اعتقادات خویش دست بشوییم.


در حمله به مذاهب، علاقه ی به اسلام نیست

رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای کنگره گرامیداشت شهداى پیشمرگان مسلمان كرد به نکته ی دقیق و عمیقی اشاره کردند:
"واقعاً این جور است که آن کسی که در کسوت طرفداری از تسنن بنا می کند به شیعه حمله کردن، و از حد می گذراند دشمنی خود را، این هیچ گونه علاقه ای در مرکز امر به تسنن و به اسلام ندارد عین همین قضیه در مورد تشیع است کسانی هستند که محرک آتش تعصب در شیعه بر ضد اهل تسنن اند درحالی که هیچ گونه انگیزه دینی در آنها نیست"
چرا در علاقه ی اختلاف افکنان و ناسزاگویان شیعه و سنی، به اصل اسلام و اصل مذاهب اعتمادی نیست؟

چون آتش تعصبات، ریشه ی درخت اسلام را هدف می گیرد. گاهی بی فکران و کوته بینان، از دشمنی با مذاهب مختلف، به دنبال خنک شدن دل خود هستند پس آنچه برایشان مهم است، اسلام نیست.

امیر مومنان علی (علیه السلام) با آنکه از شکاف و زاویه ی ایجاد شده نسبت به فرمان الهی و بیعتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) گرفته بود، ناخرسند بود، اما خطر بزرگتری را متوجه دین خدا می دید؛ لذا نقطه ی اختلاف را برجسته نکرد -اگرچه به فراموشی نسپرد- تا جامعه ی مسلمین دچار دو دستگی و ضعف نگردد

همانطور که قرآن از سبّ دشمنان پرهیز می دهد، اهل بیت عصمت (علیهم السلام)، یاران خویش را از ناسزای دشمن برحذر می داشنتد.

امام علی(علیه السلام) به جمعی از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام می دادند، فرمود: "من خوش ندارم که شما فحاش باشید، اگر شما به جای دشنام، اعمال آنها را برشمرید و حالات آنها را متذکر شوید (و روی اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید) به حق و راستی نزدیک تر است و برایاتمام حجت بهتر."


بازیچه ی دشمن نشویم

رصد کردن جبهه ی دشمن و تشخیص و تحلیل تحرکات او، هم اهمیت فوق العاده ای دارد و هم از هر کسی ساخته نیست.

دشمنی که به قول اهل فن، زیر پوستی کار می کند و رد پایش را پاک می کند، خواندن نقشه هایش، تیزبینیِ یک رهبرِ حکیم را می طلبد: " آنچه مهم است این است كه ما بدانیم دشمن آرام نمی ‌نشیند دشمن تا آنجایى كه بتواند دشمنى خواهد كرد و نقشه خواهد ریخت و اقدام خواهد كرد... ما باید بیدار باشیم مسئله شیعه و سنی، مسئله ی مهمی است؛ آنها روی مسئله شیعه و سنی تکیه کرده اند سعى كردند از هر دو طرف تعصّب ها را برانگیخته كنند؛ یعنى آتش تعصّب را، هم در طرف شیعه، هم در طرف سنّى برانگیخته كنند. یك عدّه‌اى هم خب از روى غفلت، همیشه بازیچه‌ى دست این چیزها می شوند. انسان هاى دلسوز و علاقه‌مند باید حواسشان خیلى جمع باشد كه اسیر این معانى نشوند. "


- نظرات (0)

ایستگاه سیزدهم، ایستگاه اعتکاف

 
اعتکاف

دل هوای ملکوت دارد

ضیافتگاه عاشقان، میعادگاه عارفان از دور نمایان همه مشتاق وصال، همه رهسپار اعتکاف و همنشینی با معشوق. درهای خانه خدا باز و سفره مغفرت، پذیرای مشتاقان و نادمان. آرامش بخش روح و جان اینجاست، اعتکاف، خلوت است و جلوت، دوری است و نزدیکی، دوری از زمینیان و نزدیکی و انس با اهل آسمان. اعتکاف تنفس در هوای ملکوت است. در اعتکاف با حال و هوایی غریب، در آرزوی وصل، دلی بی صبر داری باید در پناه سجاده ای روحت را به عطر نیایش بیامیزی. همه درها گشوده و همه ی جاده ها نورانی و معراج باز. تنها کافی است در جویبار «انابت» تن بشویی تا «اجابت» شوی... اعتکاف نزدیک است.[1]

مفهوم شناسی اعتکاف

اعتکاف به معناى محبوس ماندن و مدتى طولانى در كنار چیزى بودن است. و همچنین به معنای حبس النفس عن التصرفات العادیه (دور كردن نفس از كارهای روز مره) معنا شده است.[2] 

اعتکاف فرصت خوبی برای زدودن زنگارهای غفلت و دنیا زدگی است. اعتکاف فرصت ذکر و دعاست

در اصطلاح شرع توقف در مساجد براى عبادت مى باشد كه، حداقل آن سه روز است و شرط آن روزه داشتن و ترك بعضى دیگر از لذائذ است. این عبادت اثر عمیقى در تصفیه روح و توجه مخصوص به پروردگار دارد و آداب و شرائط آن در كتب فقهى ذكر شده است. البته این عبادت ذاتاً از مستحبات است ولى در پاره اى از موارد استثنایى، شكل وجوب به خود مى گیرد. [2]

جایگاه و اهمیت اعتکاف در فرهنگ قرآن و روایات

در فرهنگ و آموزه های اسلامی اعتکاف و خلوت نمودن با خدا از جایگاه و اهمیت بسزایی برخوردار است. قرآن كریم مى فرماید: «وَ إِذ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ؛ [سوره بقره، آیه 125] و هنگامى كه آن خانه- كعبه- را براى مردم بازگشتگاه- یا جایگاه رسیدن به ثواب و پاداش- و جاى امن ساختیم، و از جاى ایستادن ابراهیم نمازگاه بگیرید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش كردیم- فرمان دادیم- كه خانه مرا براى طواف كنان و باشندگان آنجا- ساكنان حَرَم- و ركوع كنان و سجودكنان پاك و پاكیزه دارید!».
در اهمیت و جایگاه ارزشمند اعتکاف در منابع روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «اَلْمُعْتَكِفُ یعْكِفُ الذُّنُوبَ وَ یجْرى لَهُ مِنَ الاَ ْجْرِ كَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ كُلِّها؛[4] معتكف گناهان را متوقف نموده [و از بین مى برد] و اجرى بسان انجام دهنده تمام نیكی ها دریافت مى دارد». 
همچنین در منابع روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) نقل شده است: مَنِ اعْتَکَفَ عِنْدَ قَبْرِ رَسُولِ اللهِ (صلى الله علیه و آله) کانَ ذلِکَ اَفْضَلُ لَهُ مِنْ حَجَّة وَ عُمْرَة بَعْدَ حَجَّةِ الاْ ِسْلامِ; [5] کسى که در کنار قبر پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) اعتکاف کند، این کار ارزشمندتر از حج و عمره اى است که بعد از حج واجب انجام مى شود».

آثار و برکات اعتکاف در زندگی

1) سنت اعتکاف فرصتی برای درمان بیماری های خطرناک:
در هیاهو و غوغای زندگی به ظاهر مدرن امروزی، انسان رنگ و بوی ابزارهای آهنی به خود گرفته است. بسیاری از گنجینه های گرانبهای او به دست فراموشی و غفلت سپرده شده است، گوهر  ارزشمند انسانی او رنگ باخته و هیبت و هویت الهی خود را از دست داده است.

در اهمیت و جایگاه ارزشمند اعتکاف در منابع روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «اَلْمُعْتَكِفُ یعْكِفُ الذُّنُوبَ وَ یجْرى لَهُ مِنَ الاَ ْجْرِ كَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ كُلِّها؛ [4] معتكف گناهان را متوقف نموده [و از بین مى برد] و اجرى بسان انجام دهنده تمام نیكی ها دریافت مى دارد»

مصیبت و مرض مهلکی هستی انسان را از او گرفته است، بسیاری از افراد ملول از روز مرگی های زندگی تکراری، به دنبال خلاصی از این بیماری خطرناک، به خانه خدا پناهنده شده و دست به دعا و استغاثه بر داشته اند، تا اینکه از کسالت های جانکاه غفلت خلاصی یابند.
اعتکاف فرصت خوبی برای زدودن زنگارهای غفلت و دنیا زدگی است. اعتکاف فرصت ذکر و دعاست: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِینَ؛ [سوره اعراف، آیه 205] و در دل خویش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بى صداى بلند، یاد كن و از غافلان مباش».
2) اعتکاف فرصت بهره مندی از لذت برتر:
شاید کسانی که آمال و آرزوهای مادی دنیا آنها را در خود غرق کرده، اینچنین تصور نماید که از بهترین لذت ها برخوردارند، این در حالی است که اگر این چنین افرادی لذت خلوت و انس با معبود را آنچنان که شایسته است درک می کردند، هرگز هیچ لذتی را با آن مقایسه نمی کردند: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ [سوره آل عمران، آیه14] دوستى كامها و آرزوها از زنان و پسران و مالهاى گرد كرده و بر هم نهاده از زر و سیم و اسبان نشاندار و دیگر چهارپایان- از شتران و گاوان و گوسفندان- و كشتزارها- و باغ و بوستان- در نظر مردم دل فریب آمده اینها كالاى ناچیز زندگانى این جهان است و سرانجام نیك نزد خداست».
3) اعتکاف فرصت توبه، انابه و بازگشت:
اعتكاف، فرصت ارزشمندی است كه معتکف بار دیگر در اعمال و رفتارهای خود تجدید نظر نماید، کارهای گذشته خود را مرور نموده، و از کردار نادرست و غلط خود توبه و استغفار می نماید.

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) این چنین نقل شده است:«أللهُ أفرَحُ بِتَوبَةِ العَبدِ مِنَ العَقیمِ الوالِدِ وَ مِنَ الضّالِّ الواجِدِ؛[6]خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گمشده اش را پیدا می کند خوشحال می شود»

مصاحبت و همراهی چند روزه با افراد معنوی و خدایی، این حالت ندامت و انقلاب درونی را در وجود انسان سرعت می بخشد. بدین جهت شخص نادم و پشیمان سعی می کند به گونه ای رنگ بوی دوستان معنوی را به خود بگیرد.
این فرصت توبه و ندامت است که عیار درونی افراد را غنای دو چندان می بخشد: در اهمیت و ارزش توبه در متون روایی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این چنین نقل شده است: «أللهُ أفرَحُ بِتَوبَةِ العَبدِ مِنَ العَقیمِ الوالِدِ وَ مِنَ الضّالِّ الواجِدِ؛ [6]خداوند از توبه بنده اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم کرده ای که گمشده اش را پیدا می کند خوشحال می شود».
همچنین از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: «تَعَطَّرُوا بِالاستِغفارِ لا تَفضَحكُم رَوائحُ الذُّنوبِ؛ [7] با آمرزش خواهی، خود را معطّر کنید تا بوی گناهان شما را رسوا نکند».
4). اعتکاف فرصت برای عبادت و انس با معبود:
یکی از برکات و آثار ارزشمند اعتکاف دستیابی به خلوتی برای انس و نزدیکی بیشتر با خالق هستی است. اولیای راستین همیشه خلوت با دوست را غنیمت می شمردند و از آن بیشترین بهره را نصیب خود می نمودند: از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرموند: «فِی التَّوْرَاةِ مَكْتُوبٌ یَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِی أَمْلَأْ قَلْبَكَ غِنًى وَ لَا أَكِلْكَ إِلَى طَلَبِكَ وَ عَلَیَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَك؛ [8] در تورات نوشته شده است: ای فرزند آدم! برای انجام عبادت من فراغتی به وجود بیاور تا من دل تو را از بی نیازی سرشار سازم و بدون اینكه تو طلب كنی، حاجتت را برآورده كنم و من خود را ملتزم می دانم كه حوائج تو را برطرف نمایم».
و  همچنین آن حضرت از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله) این چنین نقل فرمودند: «أفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ العِبادَةَ فَعانَقَها وَاَحَبَّها بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَها؛ [9] با فضیلت ترین مردم كسی است كه عاشق عبادت باشد و با اشتیاق تمام عبادت را به آغوش بكشد و با جسمش آن را دوست بدارد و برای آن فراغتی به وجود بیاورد».

سخن آخر:

تا فرصت هست می توان در این دنیای خاکی توشه ای برای زندگی جاودان ابدی جمع کرد نباید اجازه داد غفلت مرگبار بی خبری و بی تفاوتی سلولهای خاکستری مغزمان را در تسخیر خود در آورد ماه رجب، ماه توبه و بازگشت ماه اعتکاف و راز و نیاز را اگر غنیمت بدانیم چرا که این فرصت چون ابر بهاری خواهد گذشت.
پی نوشت ها:
[1]. بر بال قنوت: ص95.
[2]. التحقیق فی کلمات القرآن: ج۸، ص۲۰۱
[3]. تفسیر نمونه: ج 1، ص653.
[4]. كنز العمّال، متقى هندى: ج 8، ح 24012.
[5]. إقبال الأعمال، ج 1، ص195.
[6]. نهج الفصاحه: ص620 ، ح 2199.
[7]. امالی(طوسی): ص 372.
[8]. الكافی: ج 2، ص83، ح1.
[9]. مجموعة ورام: ج 2، ص37.


- نظرات (0)