سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

وظایف من و تو در برابر رزق و روزی

روزی

انسان نباید در مقابل این همه نعمت الهی غافل باشد و یا اینکه آن را مستند به علم و زحمت خود بداند؛ بلکه باید آگاه باشد که این همه روزی را رزّاق حقیقی عنایت فرموده است و علم و تلاش و ... همه وسیله‌ای بیش نبوده‌اند.

وظایف من و تو در برابر رزق و روزی

بنابر آیات و روایات، انسان در مقابل برخورداری از مواهب و نعمت ‌های الهی، یک سلسله وظایفی دارد که باید آن‌ ها را در زندگی خود مد نظر داشته باشد و بدان‌ها عمل نماید.

از مهم‌ترین وظایفی که قرآن و احادیث بدان ‌ها پرداخته‌اند، انفاق و اعتدال در مصرف کردن مواهب و نعمت‌های الهی است.


شکر و سپاسگزاری

شکر و سپاسگزاری، یکی از وظایف انسان در برابر نعمت ‌های الهی است.

نیم ‌نگاهی به جهان هستی بیانگر آن است که آدمی غرق در نعمت‌ های الهی است و خداوند سبحان مواهب گوناگون الهی را در اختیار او قرار داده است. پس انسان نباید در مقابل این همه نعمت الهی غافل باشد و یا اینکه آن را مستند به علم و زحمت خود بداند؛ بلکه باید آگاه باشد که این همه روزی را رزّاق حقیقی عنایت فرموده است و علم و تلاش و ... همه وسیله‌ای بیش نبوده‌اند.

این ‌جاست که انسان با اندک تأملی در می ‌یابد که نه تنها نباید از منعم حقیقی غافل شود؛ بلکه باید بهترین نوع شکرگزاری را در زندگی خود به کار بندد که همان شکر عملی و به کار بستن نعمت ‌های الهی در جای خود می ‌باشد.
وجوب شکر منعم و نعمت ‌دهنده از نظر عقل و از دیدگاه عقلا، امری است مسلم و ضروری، اما از نظر نقل می ‌توان به این آیات و روایات اشاره کرد.

خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از نعمت هاى پاكیزه‏اى كه روزى شما كرده‏ایم بخورید و اگر تنها او را مى ‏پرستید خدا را شكر كنید.» (1)

و نیز می ‌فرماید: «فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالًا طَیِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ «پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است‏ حلال [و] پاكیزه بخورید و نعمت ‏خدا را اگر تنها او را مى ‏پرستید شكر گزارید.» (2)
نگاهی به روایات نیز بیانگر آن است که وجوب شکر و سپاسگذاری خداوند سبحان با بیان ‌های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه «إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» فرمود: «خداوند آن‌ ها را از اسراف و سخت ‌گیری بازداشت، ولی حد وسط [را توصیه کرد] همه آن ‌چه را دارد ندهد، آن‌گاه از خدا بخواهد که خدا روزیش دهد [که در این صورت] دعایش را به اجابت نمی ‌رساند»

امام علی (علیه السلام) شکر و سپاسگذاری را نخستین واجب از جانب خدای تعالی دانسته و می‌ فرماید: «أَوَّلُ مَا یَجِبُ عَلَیکُم للهِ سُبحَانَهُ شُکرَ أَیَادِیهِ وَ ابتِغَاءَ مَرَاضِیهِ؛ نخستین چیزی که از جانب خدای سبحان بر شما واجب است، شکر نعمت ‌های او و به دست آوردن خشنودی ‌های اوست».(3)
در سخنی از امام صادق (علیه السلام) نیز آمده است: «أَحسِنوُا جِوَارَ النِّعمِ قیلِ: وَ مَا حُسنُ جِوَارِ النِّعَمِ؟ قَالَ: الشَکرُ لِمَن أَنعَمَ بِهَا وَ أَدَاءُ حُقُوقِهَا؛مجاورت نعمت ‌ها را نیکو کنید! عرض کردند: مجاورت نعمت ‌ها چیست؟ فرمود: سپاسگزاری کسی که نعمت ‌ها را داده و پرداخت حقوق آن».(4)


انفاق

یکی دیگر از وظایف مهم انسان در برابر روزی و نعمت ‌هایی که خداوند به او ارزانی می‌دارد، انفاق است.

وجوب زکات نیز بر همین اساس است؛ یعنی بر اساس وظیفه‌ای است که انسان در برابر برخورداری از مواهب الهی باید انجام دهد.

قرآن کریم در سوره حدید، انفاق را در کنار ایمان به خدا و رسولش قرار داده و ما را دان امر نموده است: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِیرٌ»؛ «به خدا و پیامبر او ایمان آورید و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشین [دیگران] كرده انفاق كنید پس كسانى از شما كه ایمان آورده و انفاق كرده باشند پاداش بزرگى خواهند داشت.» (حدید: 7)
در آیات بسیاری در کنار نماز، تقوا، ایمان و ...، امر به انفاق شده است.(5) اندک دقتی در این آیات شریفه جایگاه انفاق در راه خدا و رسیدگی به دیگران از طریق انفاق مالی، به عنوان وظیفه انسان در برابر رزق و روزی مشخص می‌گردد.

در روایات نیز انفاق مورد توجه قرار گرفته است. در سخنی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «خِصلَتَانِ مَن کَانَا فِیهِ وَ إلاّ فَاغرُب! قِیلَ: وَ مَا هُمَا؟ قَالَ: الصَّلاةُ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ المُحَافَظَةُ عَلَیهَا وَ المُوَاسَاتُ؛ دو خصلت است که در هر کس باشد [با او نزدیک شد] و الا از او بگریز، پس بگریز. سوال شد: آن دو خصلت کدامند؟ فرمود: نماز در وقت و محافظت بر آن و دیگری، بخشش از مال در حالی که مال در حد کفاف است».(6)
در حدیثی از امام علی (علیه السلام) نیز آمده است: »فَدَعِ الإِشرَافَ مُقتَصِدَاً وَ اذکُر غَداً وَ امسُک مِنَ المَالِ بِقَدَرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّم الفَضلَ لِیَومِ‌ حَاجَتِکَ؛ پس واگذار اسراف را با میانه ‌روی و یاد کن در امروز فردا را و نگاه‌دار از مال به قدر ضرورت خود و پیش فرست زیادتی را از برای روز حاجت خود».(7)

دو خصلت است که در هر کس باشد [با او نزدیک شد] و الا از او بگریز، پس بگریز. سوال شد: آن دو خصلت کدامند؟ فرمود: نماز در وقت و محافظت بر آن و دیگری، بخشش از مال در حالی که مال در حد کفاف است»

اعتدال در مصرف نعمت‌ های الهی

اعتدال و میانه‌ روی، یک قانون همگانی و در همه جا ضروری است. از جمله اموری که رعایت اعتدال در آن توصیه و سفارش شده، استفاده از مواهب الهی است.

انسان در مخارج زندگی و استفاده از نعمت ‌‌‌های الهی نباید بخیل و اهل امسالک باشد؛ چرا که دچار تفریط خواهد شد و نه اهل اسراف باشد؛ چرا که دچار افراط خواهد شد؛ بلکه باید اعتدال و میانه‌ روی را پیشه کند تا موفق باشد.
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه «إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» (8) فرمود: «خداوند آن‌ ها را از اسراف و سخت ‌گیری بازداشت، ولی حد وسط [را توصیه کرد] همه آن ‌چه را دارد ندهد، آن‌گاه از خدا بخواهد که خدا روزیش دهد [که در این صورت] دعایش را به اجابت نمی ‌رساند.» (9)

پی‌نوشت ها:
1. بقره: 172.
2. نحل: 114.
3. آمدی تمیمی، غررالحکم، ح 3329.
4. طبرسی، مشکاة‌الانوار، ص 30.
5. حدید: 7 و 10 و 16.
6. بحارالانوار، ج74، ص 391.
7. غررالحکم، ح 6596.
8. انعام: 141.
9. بحارالانوار، ج47، ص 234.


- نظرات (0)

آزادی در عمل، آزادی در انتخاب دین

دین

از تمام آیات قرآن به روشنی استفاده می شود که خداوند انسان را در انتخاب اصل دین کاملا آزاد گذاشته است، که با تفکر، اندیشه، تامل و تحقیق کافی راه درست را انتخاب کند؛ چرا که عقیده و اعتقاد یک امر قلبی است و اجبار پذیر نیست. با این حال گرچه انسان در انتخاب دین آزاد است، لکن عقل سلیم حکم می کند که بهترین، کامل ترین و سرآمدترین دین را انتخاب نماید و پس از گزینش، موظف است همه قوانین و مقررات آن را رعایت کند و از هر نوع تخلف و بی نظمی و قانون شکنی بپرهیزد.


با دقت، توجه و تعمق در آیات قرآن می توان به آسانی به این مسئله واقف گشت که آزادی و اختیار در تمام مراحل زندگی و حیات انسان در ابعاد و موضوعات مختلف مورد توجه و مطرح است. مانند آزادی و اختیار در انتخاب و پذیرش دین، انجام عبادات و اعمال، بیان و قلم، تعلیم و تعلم، خوردن و آشامیدن (مسائل اقتصادی)، اخلاق فردی و اجتماعی، تفکر و اندیشه، اندیشه درباره قرآن و آفرینش انسان و جهان، و ... .

در این نوشته به تبیین آزادی عمل و آزادی در انتخاب دین از منظر قرآن می پردازیم:

قرآن و آزادی در عمل

ظاهر آیات فراوان دیگری دلالت دارد به اینکه انسان در عمل خود از آزادی و اختیار کاملی برخوردار است؛ اگر عمل نیکو انجام دهد از اجر و ثواب آن بهره مند می شود و در رحمت الهی به روی او باز است، و جایگاه او بهشت خواهد بود و اگر به امر خداوند توجه نکرده، اعمال باطل و گناه را مرتکب شود، از در رحمت الهی دور بوده و مۆاخذه خواهد شد و جایگاه او آتش سوزان جهنم است.

- «إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیَاتِنَا لَا یَخْفَوْنَ عَلَیْنَا أَفَمَن یُلْقَى فِی النَّارِ خَیْرٌ أَم مَّن یَأْتِی آمِنًا یَوْمَ الْقِیَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»؛ (فصلت/40)

«كسانى كه در [فهم و ارائه] آیات ما كژ مى ‏روند بر ما پوشیده نیستند آیا كسى كه در آتش افكنده مى ‏شود بهتر است ‏یا كسى كه روز قیامت آسوده‏خاطر مى‏ آید هر چه مى‏ خواهید بكنید كه او به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست.»

در این آیه، عبارت «اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ» نشانه آزادی در عمل است.

- «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاوُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ» (بقره/170)

«و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پیروى كنید مى‏ گویند نه بلكه از چیزى كه پدران خود را بر آن یافته‏ایم پیروى مى ‏كنیم آیا هر چند پدرانشان چیزى را درك نمى ‏كرده و به راه صواب نمى ‏رفته‏اند [باز هم در خور پیروى هستند]»

اینکه می گویند: از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می کنیم، نشانه آزادی آنها در انجام اعمال است.

خداوند انسان را در انتخاب اصل دین کاملا آزاد گذاشته است، که با تفکر، اندیشه، تامل و تحقیق کافی راه درست را انتخاب کند؛ چرا که عقیده و اعتقاد یک امر قلبی است و اجبارپذیر نیست

قرآن و آزادی در انتخاب دین

از ظاهر دسته ای از آیات قرآن بر می آید که خداوند انسان را در انتخاب دین آزاد گذاشته است؛ تا انسان ها بتوانند با تفکر و اندیشه کامل و به حکم عقل سلیم، بهترین، کامل ترین، جامع ترین و سرآمدترین دین را برگزینند.

تفاوت این آیات نسبت به آیات دسته اول در این است که این آیات نسبت به آیات قبل خصوصی تر هستند. یعنی فقط آزادی در انتخاب اصل دین را بیان می کنند، بر خلاف آیات دسته اول که شامل دین و لوازم آن می شدند.

در این باره آیات فراوانی وارد شده است که نمونه هایی از آن را در ذیل متذکر می شویم:

«لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُوْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ (1)

«در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار كه آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.»

«إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا»؛ (2)

«قطعاً این [آیات] اندرزى است تا هر كه بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد.»

«وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْیُوْمِن وَمَن شَاء فَلْیَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا»؛ (3)

«و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ایم كه سرا پرده‏هایش آنان را در بر مى‏ گیرد و اگر فریاد رسى جویند به آبى چون مس گداخته كه چهره ‏ها را بریان مى ‏كند یارى مى ‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است.»

انسان در عمل خود از آزادی و اختیار کاملی برخوردار است؛ اگر عمل نیکو انجام دهد از اجر و ثواب آن بهره مند می شود و در رحمت الهی به روی او باز است، و جایگاه او بهشت خواهد بود و اگر به امر خداوند توجه نکرده، اعمال باطل و گناه را مرتکب شود، از در رحمت الهی دور بوده و مۆاخذه خواهد شد و جایگاه او آتش سوزان جهنم است

«وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَكُونُواْ مُوْمِنِینَ»؛ (4)

«و اگر پروردگار تو مى ‏خواست قطعاً هر كه در زمین است همه آنها یكسر ایمان مى ‏آوردند پس آیا تو مردم را ناگزیر مى ‏كنى كه بگروند.»

«سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاوُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَیْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ

قلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِینَ»؛ (5)

«كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى ‏خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى‏ آوردیم و چیزى را [خودسرانه] تحریم نمى‏ كردیم كسانى هم كه پیش از آنان بودند همین گونه [پیامبران خود را] تكذیب كردند تا عقوبت ما را چشیدند بگو آیا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنید شما جز از گمان پیروى نمى ‏كنید و جز دروغ نمى ‏گویید.

بگو برهان رسا ویژه خداست و اگر [خدا] مى ‏خواست قطعاً همه شما را هدایت مى‏ كرد.»

از تمام آیات گذشته به طور روشن استفاده می شود که خداوند انسان را در انتخاب اصل دین کاملا آزاد گذاشته است، که با تفکر، اندیشه، تامل و تحقیق کافی راه درست را انتخاب کند؛ چرا که عقیده و اعتقاد یک امر قلبی است و اجبارپذیر نیست.

 

پی نوشت ها:

1) بقره/256

2) مزمل/19

3) کهف/29

4) یونس/99

5) انعام/148 و 149




- نظرات (0)

چگونه تحمل سختی ها برایمان آسان شود؟

گناه

عارف عالَم را محضر خدا می داند و او را شاهد، حاضر و ناظر بر جمیع امور. این اعتقاد نه تنها مانع صدور گناه و خلاف از او می شود بلكه سبب آسان شدن تحمّل مصائب نیز می گردد. 
مردی خدمت امام حسین (علیه السلام) آمد و گفت: می خواهم گناه نكنم ولی نمی توانم. موعظه ای كن (تا مانع صدور گناه از من شود).

امام (علیه السلام) فرمود: پنج كار را بكن و آن گاه هر چه خواستی گناه كن (وگرنه دست از گناه بكش):

1 ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواستی گناه كن. 
2 ـ از ولایت خدا خارج شو و هر چه خواستی گناه كن. 
3 ـ جایی پیدا كن كه خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه كن. 
4ـ آن گاه كه ملك الموت برای قبض روح تو می آید اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا كنی، هر چه می خواهی گناه كن. 
5 ـ وقتی مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم كند اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه كن. 
ریشهٴ قرآنی حدیث ذکر شده را می توان از لابلای آیات نورانی قرآن کریم مشخص کرد .

قرآن كریم نیز از همین عامل به عنوان یكی از اهرم های تربیتی استفاده كرده است: وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُوْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾؛ و بگو [هر كارى مى‏ خواهید] بكنید كه به زودى خدا و پیامبر او و مومنان در كردار شما خواهند نگریست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانیده مى‏ شوید پس ما را به آنچه انجام مى ‏دادید آگاه خواهد كرد. (سوره توبه/105)

بنابر این آیه علاوه بر خداوند پیامبر و مومنان که در روایات از مومنان ائمه معصومین یاد شده است، همگی بر همه ی اعمال ما نظاره گر هستند.

چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را ناراحت می‌ كنید؟ گفتند: چگونه ناراحتش می‌ كنیم؟ فرمود: مگر نمی ‌دانید كه اعمال شما بر او عرضه می ‌شود و اگر معصیت خدا را در آن ببیند موجب ناراحتی او می ‌شود؟ آنگاه سفارش كرد: تلاش كنید رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را خوشحال كنید و موجبات ناراحتی او را فراهم نكنید

درباره این آیه شریفه، روایات بسیاری نقل شده و شاید به حد تواتر برسد که علاوه بر خداوند متعال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از اعمال همة امت آگاه می ‌شوند. (تفسیر نمونه، ج8، ص125)

در باب «عرضه اعمال» کتاب اصول کافی روایات متعددی در ذیل همین آیه شریفه ذکر شده است که مراد از «مۆمنون»، ائمه اطهار علیهم السلام هستند، از جمله این روایت: شخصی خدمت امام رضا علیه السلام آمد و عرض کرد: برای من و خانواده‌ام دعا کنید. امام علیه السلام فرمودند: «مگر دعا نمی‌ کنم؛ وَاللهِ إنَّ أعمالَکُم لَتَعرضُ علَیَّ فی کلِّ یَوم وَ لَیلَة؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می ‌شود.» راوی می‌گوید: این سخن بر من گران آمد، امام علیه السلام متوجه شد و به من فرمود:

«أمَا تَقرَأُ کِتابَ اللهِ عزَّوجلَّ: (وَ قُل اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُۆْمِنُونَ)، و هُوَ وَاللهِ علیُّ بنَ أبیطالِب؛( کافی، ج، ص171) آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی‌ خوانی که می‌ فرماید‌: عمل کنید خدا و پیامبرش و مۆمنان، عمل شما را می ‌بینند. به خدا سوگند! منظور از مۆمنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند.»

امام علی علیه السلام هم می‌فرماید:

«لیسَ یَغیبُ عَنّا مُۆمنٌ فی شَرقِ الأرضِ و لا فی غَربِها؛ (الزام الناصب، ص6، روزگار رهایی، ص648) هیچ مۆمنی در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.»

آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی‌ خوانی که می‌ فرماید‌: عمل کنید خدا و پیامبرش و مومنان، عمل شما را می ‌بینند. به خدا سوگند! منظور از مومنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند»

امام صادق علیه السلام هم می‌فرماید: «إنَّ الدُّنیا لَتَمَثَّلَ لِلإمامِ مِثل فَلقَةِ الجَوز فَلایَعزُبُ عَنهُ شَیءٌ... ؛ (شیخ مفید، اختصاص، ص217) دنیا (آسمان و زمین) در نزد امام چون پاره گردویی حاضر و نمایان است و چیزی از او پوشیده نیست.»

                       یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید                           شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

منظور از مومنان در این آیه ما هستیم؛ إیّانا عنی (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 263، ذیل آیه؛ بحار، ج 23، ص 353، باب عرض الأعمال علیهم)، المومنون هم الأئمة (همان)؛ مومنان، همان ائمه هستند.

بنابراین، همه‌ی‌ كارهای ما در مشهد و محضر آنان است، نه تنها اعمال ما را می‌ بینند و از آن خوشحال یا ناراحت می ‌شوند، بلكه در قیامت، مطابق آنچه دیده‌اند شهادت می ‌دهند.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را ناراحت می‌ كنید؟ گفتند: چگونه ناراحتش می‌ كنیم؟ فرمود: مگر نمی ‌دانید كه اعمال شما بر او عرضه می ‌شود و اگر معصیت خدا را در آن ببیند موجب ناراحتی او می ‌شود؟ آنگاه سفارش كرد: تلاش كنید رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را خوشحال كنید و موجبات ناراحتی او را فراهم نكنید. (بحار، ج 23، ص 349؛ نور الثقلین، ج2، ص263).

منابع:
کتاب حماسه و عرفان،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،ص252 
مجله امان شماره 36

- نظرات (0)

کوتاه ترین مسیر برای سعادت دنیوی و اخروی


سعادت

گاهی اوقات به گذشته ی خودمان فکر می کنیم، واقعاً گاهی اوقات؟

خیلی وقت ها به گذشته هایمان فکر می کنیم که چه چیزی به ما گذشته، گاه از این مرحله نیز فراتر می رویم چنانچه این فکر کردن به گذشته، بیشتر اوقات زندگیمان را به خود مشغول می کند؛ گویا درونش غرق می شویم، بر موج خاطرات سوار می شویم و تا آنجا پیش می رویم که انگار اصلاً دنیایی وجود ندارد.

هر چیزی که بیرون اتفاق می افتد را متوجه نمی شویم و هیچ صدایی نمی شنویم؛ چشم باز می کنیم می بینیم هزار دفعه صدایمان کرده اند و ما هم انگار نه انگار هیچ باز خوردی نداشته ایم.

هر کس با اعمال و رفتارش زنده است. موقعیت کنونی ما نتیجه ی کار و کردار خودمان است، بنابراین زندگی درست و سالم فعلی، شادی آینده را در پی دارد.

خوب است برای یادآوری عرض شود که انسان به واسطه اشتباهاتش انسان نام گرفت بدین معنا که هر شخصی کم یا زیاد اشتباهات و خطاهایی در زندگی خویش داشته و این استثناء پذیر نیست.

این اشتباهات ممکن است در هر زمینه ای اتفاق بیافتند؛ مادی یا معنوی، گاهی اوقات در یک دوره ای اشتباهات افزایش پیدا کرده و گاه این اشتباهات بنابر رعایت یک سری نکات، کم شده و به حداقل می رسد.

آدمی باید روی خودش کار کند تا اشتباهاتش را به حداقل برساند و همین تلاش هاست که باعث پیشرفت می شود چرا که ما آمده ایم و بر شتر دنیا محمل انداخته ایم که رشد کنیم و به تعالی برسیم. شاید به تکامل اعلا نرسیم اما به تکامل نسبی خواهیم رسید و این چیزی است که خالق مهربان از ما می خواهد. خدایی که ما را خلق کرده نسبت به ما بالاترین شناخت و آگاهی را دارد و قطعاً باید راهی را بگذارد که در صورت اشتباه و نسیان، توانایی بازگشت وجود داشته باشد؛ این راه همان توبه ی معروف است.

دقت کرده اید توبه چه قدر زیباست؟

شخصی به واسطه انسان بودنش خطایی از او سر می زند، زمانی که به اشتباه خودش پی می برد، نادم و پشیمان به دامن خالق زیبایی ها بر می گردد و از هدیه های الهی بهره مند می شود.

اولین شرط یک توبه ی واقعی، پشیمانی و تصمیم قطعی برای ترک گناه و اشتباه است. پس راه برای یک توبه واقعی هیچ وقت بسته نیست

به راستی دوستی با خدا نور را در زندگی ها جاری می سازد، چرا که خدا مثل خیلی ها محدودیت ندارد که به واسطه ی آن محدودیت ها از ما نگذرد.

در اطرافمان خیلی مشاهده می کنیم دو نفر چندین سال به واسطه ی یک مشکل، اشتباه یا اختلاف با هم درگیرند و مشکل دارند و توانایی از هم گذشتن یا بخشیدن همدیگر را ندارند؛ اما یگانه مهربان چگونه است؟ فقط از ما خواسته که به قول هایمان پایبند باشیم آن هم برای چی؟ برای اینکه دوباره زندگی هایمان به آلودگی دچار نشود.
در هیچ کدام از قوانین الهی نفعی برای باری تعالی وجود ندارد و همه و همه برای سعادت دنیوی و اخروی خود ما انسان ها همان موجودات فراموشکار است.
یکی از بزرگترین مشکلات موجود در دنیای امروز این است که افراد، مسائل حاشیه ای را بر اصول مقدم می دارند؛ حتی قدم فراتر می نهند و برای بدست آوردن موارد کم ارزش، کل زندگی و مسائل مهم آن را زیر پا می گذارند، مثلاً برای بدست آوردن مقدار بیشتری پول و ثروت، آرامش خانواده و سلامت آن را در معرض خطر قرار می دهند، به راستی این کارها برای رسیدن به این اهداف ارزش دارد؟

آیا انسان تا آنجا عمر می کند که تمام مسائل را تجربه کرده و به اشتباهات خودش پی ببرد و آن را جبران کند؟ خداوند متعال می فرمایند: «إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِینَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الْمُوْمِنِینَ وَسَوْفَ یُوْتِ اللّهُ الْمُوْمِنِینَ أَجْرًا عَظِیمًا» مگر كسانى كه توبه كردند و [عمل خود را] اصلاح نمودند و به خدا تمسك جستند و دین خود را براى خدا خالص گردانیدند كه [در نتیجه] آنان با مومنان خواهند بود و به زودى خدا مومنان را پاداشى بزرگ خواهد بخشید. (سوره نسا آیه ی ١٤٦)

توبه

برای رسیدن به یک نقطه راه های مختلفی وجود دارد؛ یک راه ممکن است کوتاه و یک راه ممکن است بلند باشد؛ یکی پر خطر و یکی سهل و آسان؛ فرد عاقل بهترین راه را برای طی مسیر انتخاب می کند و قدم در آن می گذارد.

کوتاه ترین مسیر برای بدست آوردن سعادت دنیوی و اخروی ترک گناه و اشتباه است اما اگر این اتفاق نیفتد چه؟ باید ناامید باشد و به بازگشت به سمت زیبایی ها فکر نکند؟

خدای مهربان می فرماید زمانی که پشیمانی به سراغتان آمد توبه کنید؛ اصلاً خود ناامیدی از رحمت و مغفرت خدا یک گناه بزرگ است.

اولین شرط یک توبه ی واقعی،  پشیمانی و تصمیم قطعی برای ترک گناه و اشتباه است. پس راه برای یک توبه واقعی هیچ وقت بسته نیست. 

قدم اول برای این کار جبران حقوقی است که توسط ما به ناحق از دیگران ضایع شده است. این کار نشان دهنده صداقت در عمل، گفتار و رفتار است.

این نشان دهنده ی اصلاح شخصی و اجتماعی است و باعث رفع بسیاری از مشکلات می شود و ثمره ی آن این است که در جامعه ی انسانی به جای ظلم و کینه، صفا و صمیمیت حاکم می گردد. سپس باید خود را برای خدا خالص نمود که پس از تمرین و ممارست به امری عادی در زندگی تبدیل می شود.

یگانه مهربان چگونه است؟ فقط از ما خواسته که به قول هایمان پایبند باشیم آن هم برای چی؟ برای اینکه دوباره زندگی هایمان به آلودگی دچار نشود

هرکاری که انجام می دهیم به نحوی نیتش را برای خدا خالص کنیم و به معامله هایمان رنگ و بوی الهی بدهیم.

برای چه تحصیل می کنیم؟ برای خدمت به خدا، برای چه غذا می خوریم؟ برای کسب انرژی و قدم برداشتن در راه خدا؛ این جهت بخشیدن به رفتار، باعث خدایی شدن زندگی می شود و صد البته که عوائد دنیوی نیز به همراهش وجود دارد و این طور نیست که با نیت الهی بخشیدن به زندگی، از لذات دیگر محروم شویم.

به واقع فقط پرده ای از نور بر شاکله ی زندگی خویش نهادیم و همین باعث می شود که همواره خدا را مد نظر داشته باشیم.
همه ی انسان ها در پیشگاه خداوند متعال یکسان هستند و تنها معیار برتری، تقوا و پاکی است.

هر کس که به درگاه خدا آید چه تازه به این راه قدم نهاده باشد و چه عمری به عبادت مشغول بوده باشد، دارای ارج و قرب است و این بر عهده پروردگار است که میزان خلوص هر کس را مشخص نماید، چه بسیار افرادی که به واسطه ی مغرور شدن به عبادت خویش، در معرکه ی امتحان افتاده و عمری را به باد داده اند و چه بسیار افرادی که به واسطه خضوع و خشوع در درگاه حق و توبه ی خالصانه و عدم بازگشت به دنیای سیاهی و تباهی، ره صد ساله را یک شبه طی کرده اند.
از خداوند مهربان می خواهیم ما را در هیچ صورت به حال خودمان رها نکند.




- نظرات (0)

مراقبت های شخصی برای در امان ماندن از حوادث ناگهانی و تلخ !

نشانی

یکی از رفتارهای کودکانه که در دوران کودکی بسیار شایع است این است که اگر کودک مرتکب اشتباهی شود این اشتباه خویش را به گردن دیگری انداخته و شخص و یا حتی چیز دیگری را به عنوان عامل این اشتباه معرفی می کند. این خصیصه صرفاً به دوران کودکی انسان خلاصه نمی شود و گاه تا آخر عمر با انسان است ولی با چهره ای متفاوت
گاه در وادی امر اتفاقاتی در زندگی انسان رخ می دهد که دامنه اختیار آن از دست انسان خارج است و آدمی کوچکترین نقشی در آن ندارد مانند بلاهای کوچک و بزرگی که گه گاه در اقصی نقاط جهان به وقوع می پیوندد مانند زلزله، خشکسالی، سیل و ... آیا تمامی اینها اثر وضعی طبیعت بوده و انسان در وقوع آن نقشی ندارد و یا ما نیز در اثرات تخریبی آن شریکیم و به تعبیری سنگ اول را به دست خودمان پرتاب کرده ایم؟  
انسان در این میان چه کاره است؟ آیا در اتفاقات و رویدادهای که در زندگی رخ می دهد فردی غیر از خود او مقصر است؟ و یا دست دیگری صفحات زندگی ما را رقم می زند؟ علت مصائب و دشواری هایی که به آدمی می رسد چیست؟
خداوند در آیه 30سوره شوری می فرماید: وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَیَعْفُو عَن كَثِیرٍ «و هر [گونه] مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسیارى در مى‏گذرد.»
كلمه "مصیبت" به معناى هر ناملایمتى است كه به انسان برسد، گویى از راه دور به‏ قصد آدمى حركت كرده تا به او رسیده است و مراد از جمله "فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ" گناهان و زشتى‏ ها است.

معناى جمله "وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ" این است كه خداوند بسیارى از همان گناهان و زشتى ‏هایتان را مى ‏بخشاید. خطاب در این آیه اجتماعى و متوجه به جامعه است، و مانند خطاب هاى دیگر منحل به خطاب هاى جزئى و به فرد فرد اجتماع نیست و لازمه‏اش این است كه مراد از مصیبت هم مصائب عمومى و همگانى از قبیل قحطى، گرانى، و با، زلزله و امثال آن باشد.

پس مراد آیه این شد: مصائب و ناملایماتى كه متوجه جامعه شما مى‏ شود، همه به خاطر گناهانى است كه مرتكب مى‏ شوید، و خدا از بسیارى از آن گناهان در مى ‏گذرد و شما را به جرم آن نمى ‏گیرد.
بله زمانی که انسان در میان امواج ناملایمات زندگی اسیر می شود و طوفان بلا و غم او را فرا می گیرد، زبان به گله و شکایت باز کرده و زمین و زمان را مسبب درد و رنج خویش می داند و در این میان از خود، فعل خود و نفس خود غافل است، غافل است از آیه ای که خداوند در آن آیه مقصر را جز خود انسان نمی داند و می گوید ای انسان به خودت بنگر آیا فرد دیگری جز خودت مسبب گرفتاری هایت است؟

رخدادها علاوه بر اینکه عکس العمل اعمال ما به حساب می آیند، ظهور و بروزشان بدون انگیزه و هدف نیست. ممكن است كسانى از این حقیقت قرآنى سوء استفاده كنند و هرگونه مصیبتى دامنشان را مى گیرد با آغوش باز از آن استقبال نمایند و بگویند باید در برابر هر حادثه ناگوارى تسلیم شد، و از این اصل آموزنده و حركت آفرین قرآنى نتیجه معكوس یعنى نتیجه تخدیرى بگیرند كه این بسیار خطرناك است

مصائب شما از خود شما است!

این تصور براى بسیارى وجود دارد كه گمان مى كنند رابطه اعمال انسان با جزاى الهى همان رابطه قراردادى است كه شبیه آن در مورد قوانین دنیا و پاداش و كیفر آن وجود دارد، در حالى كه كه این ارتباط به یك نوع ارتباط تكوینى شبیه تر است تا ارتباط تشریعى و قراردادى.

به تعبیر دیگر پاداش كیفرها بیشتر بازتاب طبیعى و تكوینى اعمال انسانها است كه دامن آنها را مى گیرد.

بین اعمال آدمى و نظام عالم ارتباطى خاص برقرار است به طورى كه اگر جوامع بشرى عقائد و اعمال خود را بر طبق آنچه كه فطرت اقتضاء دارد وفق دهند، خیرات به سویشان سرازیر و درهاى بركات بر رویشان باز مى ‏شود، و اگر در این دو مرحله به فساد بگرایند، زمین و آسمان هم تباه مى ‏شود، و زندگیشان را تباه مى ‏كند. در این زمینه روایات زیادى در منابع اسلامى وارد شده كه به گوشه از آن براى تكمیل این بحث اشاره مى كنیم .
1 - در یكى از خطبه هاى نهج البلاغه آمده است: ما كان قوم قط فى غض نعمة من عیش، فزال عنهم، الا بذنوب اجترحوها، لان الله لیس ‍ بظلام للعبید، و لو ان الناس حین تنزل بهم النقم ، و تزول عنهم النعم، فزعوا الى ربهم بصدق من نیاتهم، و وله من قلوبهم ، لرد علیهم كل شارد، و اصلح لهم كل فاسد:
((هیچ ملتى از آغوش ناز و نعمت زندگى گرفته نشد، مگر به واسطه گناهانى كه انجام دادند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد، هرگاه مردم در موقع نزول بلاها و سلب نعمت ها با صدق نیت به پیشگاه خدا تضرع كنند، و با دل هاى پر اشتیاق و آكنده از مهر خدا از او درخواست جبران نمایند، مسلما آنچه از دستشان رفته به آنها باز مى گرداند و هرگونه مفسده اى را براى آنها اصلاح مى كند.))

2 - در جامع الاخبار حدیث دیگرى از امیر مومنان على (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: ان البلاء للظالم ادب، و للمو من امتحان، و للانبیاء درجة و للاولیاء كرامة.((بلاها براى ظالم تأدیب است، و براى مومنان امتحان، و براى پیامبران درجه، و براى اولیاء كرامت و مقام است.))

((هیچ ملتى از آغوش ناز و نعمت زندگى گرفته نشد، مگر به واسطه گناهانى كه انجام دادند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد، هرگاه مردم در موقع نزول بلاها و سلب نعمت ها با صدق نیت به پیشگاه خدا تضرع كنند، و با دل هاى پر اشتیاق و آكنده از مهر خدا از او درخواست جبران نمایند، مسلما آنچه از دستشان رفته به آنها باز مى گرداند و هرگونه مفسده اى را براى آنها اصلاح مى كند))

مسلم این است که بیشترین شکل دهنده حوادث خارجی اعمالی است که از ما صادر می شود. به تعبیر دیگر میان اعمال ما و رخدادهای خارجی علقه و پیوند وجود دارد که بر اساس آن حوادث (اعم از حوادث خیر و شر) خلق می شوند.

بنابراین رخدادها علاوه بر اینکه عکس العمل اعمال ما به حساب می آیند، ظهور و بروزشان بدون انگیزه و هدف نیست. ممكن است كسانى از این حقیقت قرآنى سوء استفاده كنند و هرگونه مصیبتى دامنشان را مى گیرد با آغوش باز از آن استقبال نمایند و بگویند باید در برابر هر حادثه ناگوارى تسلیم شد، و از این اصل آموزنده و حركت آفرین قرآنى نتیجه معكوس یعنى نتیجه تخدیرى بگیرند كه این بسیار خطرناك است.

هیچ گاه قرآن نمى گوید در برابر مصائب تسلیم باش، و در رفع مشكلات كوشش مكن، و تن به ظلم ها و ستم ها و بیماری ها بده، بلكه مى گوید: اگر با تمام تلاش و كوششى كه انجام دادى باز هم گرفتاری ها بر تو چیره شد، بدان گناهى كرده اى كه نتیجه و كفاره اش دامانت را گرفته، به اعمال گذشته ات بیندیش و از گناهانت استغفار كن و خویشتن را بساز و ضعف ها را اصلاح نما.

مصائبى كه دامنگیر انسان مى شود یك نوع مجازات الهى و هشدار است و اگر مى بینیم در بعضى از روایات این آیه بهترین آیه قرآن معرفى شده به خاطر همین آثار تربیتى مهم آن است و به خاطر سبك كردن بار انسان از سوى دیگر و زنده كردن نور امید و عشق پروردگار در قلب و جان او.

نیک و بد هر چه کنی بهر تو خوانی سازند / جز تو بر خوان بد و نیک تو مهمانی نیست
گنه از نفس تو می آید و شیطان بدنام/ جز تو بر نفس بد اندیش تو شیطانی نیست

 


- نظرات (0)

نکاتی جالب از ماجرای آفرینش انسان

خلقت

از جمله در آیه ششم سوره زمر در مورد چگونگی آفرینش انسان می‌فرماید:
«خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ»؛
شما را از نفسى واحد آفرید سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دام ها هشت قسم پدید آورد شما را در شكم هاى مادرانتان آفرینشى پس از آفرینشى [دیگر] در تاریكی هاى سه گانه [م شیمه و رحم و شكم] خلق كرد این است ‏خدا پروردگار شما فرمانروایى [و حكومت مطلق] از آن اوست ‏خدایى جز او نیست پس چگونه [و كجا از حق] برگردانیده مى ‏شوید.

اکنون به بررسی فرازهای این آیه می‌ پردازیم:
1. «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ»: این آیه در مقام بیان خلقت انسان و اظهار قدرت خالق هستی بر آمده و اشاره به مراتب خلقت دارد که آفرینش انسان، نخست از یک حقیقت آغاز شده و پس از آن به اعتبار وجود طبیعى او و پیدایش وى در عالم طبیعت، در شکم مادران در سه ظلمت؛ یعنى تاریکى شکم، تاریکى رحم، و تاریکى زهدان(تخمدان) براى او خلقتى پس از خلقتى پدید خواهد آمد.
مخاطب آیه عموم مردم‌اند. مراد از «نفس واحده»، آدم ابوالبشر (علیه السلام) است. آفرینش همه‌ی انسان ‌ها از یک نفس، اشاره به مسئله آفرینش آدم (علیه السلام) است که این همه افراد بشر با تنوع خلقت، خلق و خوى متفاوت، استعدادها و ذوق ‌‌هاى مختلف، همه به یک ریشه باز می ‌گردد که آن حضرت آدم (علیه السلام) است.
2. «ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها»: منظور از «زوج ‌ها» همسر وی بوده که از نوع خود او و در انسانیت مانند او است؛ یعنی خداى تعالى این نوع را خلق کرد، و افراد آن‌ را از یک نفس و همسرش زیاد کرد. [1]
3. «وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ». از چهارپایان هشت زوج براى شما نازل کرد. خداوند در این فراز به آفرینش چهارپایانی که انسان ها از پوستشان لباس تهیه کرده و از شیر و گوشت آنها تغذیه نموده، و به عنوان وسیله حمل و نقل از آنها بهره می ‌گیرند، اشاره کرده است.

منظور از «هشت زوج» گوسفند نر و ماده، بز نر و ماده، شتر و گاو نر و ماده است. از آن‌ جا که کلمه «زوج» به هر یک از دو جنس نر و ماده گفته می ‌شود مجموعاً هشت زوج می ‌شود. هر چند در تعبیرات روزمره فارسى «زوج» به مجموع دو جنس اطلاق می ‌گردد، ولى در تعبیرات عربى چنین نیست؛ لذا در آغاز همین آیه از همسر آدم به عنوان «زوج» تعبیر شده است.

 آفرینش انسان، نخست از یک حقیقت آغاز شده و پس از آن به اعتبار وجود طبیعى او و پیدایش وى در عالم طبیعت، در شکم مادران در سه ظلمت؛ یعنى تاریکى شکم، تاریکى رحم، و تاریکى زهدان(تخمدان) براى او خلقتى پس از خلقتى پدید خواهد آمد

4. تعبیر به «أَنْزَلَ لَکُمْ»(براى شما نازل کرد) در مورد چهارپایان به معناى فرستادن از مکان بالا نیست، بلکه در این ‌گونه موارد به معناى «نزول مقامى» و نعمتى است که از مقام برتر به مقام پایین‌‏تر داده شود.[2]

برخی هم می‌گویند؛ اگر از خلقت چارپایان در زمین، تعبیر کرده که ما آنها را نازل کردیم، با این‌که آن حیوانات از آسمان نازل نشده‌‏اند، به این اعتبار است که خداى تعالى ظهور موجودات در زمین را بعد از آن‌که نبودند، انزال آن خوانده؛ به دلیل آن ‌که در آیه شریفه «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ»، [3] به طور کلى موجودات را نازل شده، و اندازه ‏‌گیرى شده از خزینه ‌‏هایى می ‌داند که از هر چیز بی‌ اندازه‌‏اش در آن ‌جا است. [4]، [5]
5. «یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ». سپس به حلقه‌ی دیگرى از حلقه‌‏ هاى آفرینش پروردگار که دوره ‌های خلقت جنین باشد، پرداخته و می ‌گوید: او شما را در شکم مادرانتان آفرینشى بعد از آفرینش دیگر می ‌بخشد، آن هم در میان تاریکی ‌هاى سه‌‏گانه! روشن است که منظور از «خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ» آفرینش‌هاى مکرر و پى در پى است، نه فقط دو آفرینش.

نیز روشن است «یخلقکم» به حکم این‌که فعل مضارع است، دلالت بر استمرار دارد و اشاره‏‌اى است کوتاه و پر معنا به تحولات عجیب، و چهره‌‏هاى متفاوت شگفت ‌‏انگیز جنین، در مراحل مختلف در شکم مادر.[6]
در حقیقت این فراز از آیه، بیان کیفیت آفرینش نامبردگان قبلى(انسان و چهارپایان) است و این‌که خطاب را تنها متوجه انسان کرده، از آن ‌رو است که در بین این پنج نوع جاندار، تنها انسان داراى عقل است؛ لذا جانب او را بر دیگران غلبه داده است. معناى خلق بعد از خلق، پشت سر هم بودن آن است؛ مانند نطفه را علقه کردن، و علقه را مضغه کردن.
6. «فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ». نظر مشهور این است که منظور از «ظلمات ثلاث»، تاریکی شکم، تاریکی رحم، و تاریکی تخمدان است. همین معنا را امام باقر (علیه السلام) خطاب به مفضل بیان کرده است. [7]

مراد از «نفس واحده»، آدم ابوالبشر(علیه السلام) است. آفرینش همه‌ی انسان‌ها از یک نفس، اشاره به مسئله آفرینش آدم(علیه السلام) است که این همه افراد بشر با تنوع خلقت، خلق و خوى متفاوت، استعدادها و ذوق‌‌هاى مختلف، همه به یک ریشه باز می‌گردد که آن حضرت آدم(علیه السلام) است

برخی هم گفته‌‏اند: مراد از این تاریکی‌ ها، «صلب پدر»، «رحم مادر»، و «تخمدان» او است. [8] این معنا البته با فرازی که صراحت دارد که تمام این تاریکی‌ ها در شکم مادران است، سازگاری ندارد. [9]
تاریکی‌ های سه ‌گانه در تفسیر عرفانی نیز به سه مرحله از آفرینش تفسیر شده است؛ یعنی طبیعت جسمانیة، نفس نباتی و نفس حیوانی. [10]
7. «ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ». یعنى آن حقیقتى که در این‌ آیه و آیه پیشین به خلقت و تدبیر او اشاره شد، تنها او پروردگار شما است، نه غیر او؛ چرا که پروردگار عبارت است از کسى که مالک و مدبر امر ملک خود باشد. و چون خدا، خالق شما و خالق هر موجود دیگرى غیر از شما است، و نیز پدید آورنده نظام جارى در شما است، پس او مالک و مدبر امر شما است، در نتیجه او رب شما است، نه کسی دیگر؛ یعنى بر هر موجودى از مخلوقات دنیا و آخرت که بنگرى، مالک على الاطلاق او، خدا است.
8. «فَأَنَّى تُصْرَفُونَ». یعنى پس با این وجود چگونه از عبادت خدا به سوى عبادت غیر خدا بر می ‌گردید، با این‌که او رب شما است که شما را خلق کرده و امرتان را تدبیر نموده، و حکمران بر شما است. [11]


پی نوشت ها: 
[1]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏17، ص 238 : طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏17، ص 362- 364.

[2]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏19، ص 381- 382.

[3]. حجر، 21.
[4]. المیزان فی تفسیر القرآن ، ج 17، ص 238.
[5]. خزینه‌های نعمت‌های الهی و چگونگی نزول و فرستادن این نعمت‌ها، ۵۳۶۶۱.
[6]. تفسیر نمونه، ج 19، ص 383.
[7]. مفضل بن عمر، توحید المفضل، محقق، مصحح: مظفر، کاظم‏، ص 49.

[8]. ر. ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏8، ص 766.

[9]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏17، ص 238.
[10]. ابن عربى، ابو عبدالله محیى الدین محمد، تفسیر ابن عربى، تحقیق، سمیر، مصطفى رباب، ج ‏2، ص 198.

[11]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏17، 238- 239. 


- نظرات (0)