سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مفهوم کودک وانتظار

مهدویت

نشاط روحی برای نیل به مطلوب که ضد آن، یأس و ناامیدی است، مفهوم زیبایی از انتظار را برای بشریت روشن می‌کند. اینکه منتظر چشم‌به‌راه است، امری واضح می‌نماید، اما این چشم‌به‌راه بودن به‌تنهایی برای رسیدن به مقصود کافی نیست، بلکه مهیا نمودن شرایط اصل اساسی انتظار است. عقل سلیم نمی‌پذیرد که بذر را در زمین پاشیده و تنها دست روی دست گذاشته تا خودش رشد نماید، بلکه باید برای بارور شدن آن تلاش نمود.

یکی از ارکان اساسی ظهور، آماده کردن نسل بشریت برای ورود به عرصه ظهور و مهیا شدن این شرایط است. تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانونی که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد، از شرایط ظهور منجی است. شاید بخش اعظمی از موانع ظهور به حوزه خانواده و تربیت نسل و نیروی آماده‌باش حضرت حجت (عج) مربوط می‌شود؛ اما آنچه می‌تواند ما را در این زمینه یاری کند، آشنا کردن کودکان با مفهوم انتظار و آماده‌سازی است.

تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانون که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد از شرایط ظهور منجی است.


زنده نگه‌داشتن یاد حضرت در زندگی:

دوران کودکی، مقدمه‌ای برای رشد فکری و آماده‌سازی جهت دریافت مفاهیم و معارف مهدوی است. نه‌تنها دوران رشد فکری کودک، بلکه پراهمیت‌ترین مرحله برای تربیت مهدوی کودک نیز هست. اگر از همان ابتدا یاد حضرت حجت (عج) را در زندگی وی پررنگ کنید، تأثیر بسیار عظیمی در روح کودک خواهد داشت. در فرهنگ شیعی ذکر و یاد از اهمیت بسزایی برخوردار است، چنانچه یاد خدا، قیامت و... سازنده و مؤثر در تربیت و تصمیم‌گیری فرد برای آینده‌اش خواهد بود.

اگر یاد حضرت (عج) را در زندگی، مجالس و محافل پررنگ کنیم مهر و محبت ایشان در دل کودکان نقش خواهد بست؛ مانند اینکه؛ هنگام شنیدن نام حضرت حجت (عج) برخیزیم و یا روزانه به یاد ایشان و برای سلامتی ایشان صدقه دهیم قطعاً اگر این کار را کودک انجام دهد تأثیرگذاری دوچندان خواهد شد. دعای عهد روزانه یا ندبه هفتگی و یا رفتن به مکان‌های منتسب به حضرت مهدی (عج) و خواندن دعاهای وارده در روزها و مکان‌ها به نام ایشان و توسل در هنگام شداید همه نشان‌دهنده ارادت به آن حضرت و بهانه‌ای برای یاد ایشان است که می‌تواند در بطن کودک نقش ببندد.

فضاسازی برای کودک:

یکی از با اهمیت‌ترین کارها در زمان کودکی نهادینه شدن محبت امام زمان (عج) در نهاد او است؛ لذا با فضاسازی در خانه می‌توان نقش و نگاری زیبا در ضمیر کودک ایجاد کرد. تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.

وظیفه ما این است که به هر طریق ممکن نام حضرت حجت (عج) را زنده کنیم، چنانچه در زمان خانه‌نشینی حضرت امیر (ع) شیعیان خاص برای احیای نام آن حضرت موقع بلند شدن «یا علی» می‌گفتند. دوران ما، زمان خانه‌نشینی حضرت مهدی (عج) است. ما باید در کلیه احوال و از هر طریق ممکن برای احیای نام حضرت تلاش کنیم و در همه حال بگوییم: یا ولی‌عصر...[1]

تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت مهدی (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به‌نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.


انتقال معارف و مفاهیم مهدوی:

یکی از بهترین زمان‌ها برای انتقال مفاهیم در زمان نوزادی و کودکی و از طریق لالائی و شعرهای کودکانه است. چنانچه الگوی نمونه بشریت فاطمه زهرا (س) بسیاری از مفاهیم والا چون شجاعت، عشق و ...را از طریق شعر و لالائی‌های کودکانه در ضمیر فرزندان خود می‌نشاندند.

ارائه معارف مهدوی با زبان دل‌نشین و ساده کودکی از طریق شعر و یا داستان در روح لطیف کودک جایگزین خواهد شد. می‌توان هم‌زمان با رشد کودک مفاهیم را نیز از لالائی به قصه و داستان و یا اجرای نمایش‌های خانگی برای او ارتقاء داد.

بسیاری از افراد برای فرار از جست‌وخیزهای کودک به اسباب‌بازی‌هایی با آهنگ‌های مختلف روی می‌آورند که این امر جز تخریب روح و روان کودک چیزی در پی ندارد.

بازی؛ محرک دیگری در انتقال مفاهیم است. یکی از طبیعی‌ترین و مؤثرترین وسایل برای انتقال مفاهیم به کودکان، عنصر بازی است. بازیِ امروز کودک تعیین‌کننده‌ی گرایش و منش فردای اوست. اینکه پدر و مادر یا مربی با کودک همبازی می‌شوند و اخلاق و منش مهدوی مانند صبر، گذشت، راست‌گویی، خوش‌خلقی و ... را به کودک تزریق می‌کنند، شخصیتی مهدوی و تأثیرگذار تربیت خواهند نمود. کودکانمان سرمایه‌های ذخیره شده دوران ظهور صاحب‌الزمان (عج) هستند، لذا شایسته است جهت آمادگی ایشان برای ظهور تلاش کنیم.

پی نوشت:
[1]. مرتضی آقا تهرانی، محمدباقر حیدری کاشانی/ خانواده و تربیت مهدوی/ ص 358.


- نظرات (0)

توبه نابخشودنی

گناه، امید

هر گناهی براساس نفوذ شیطان انجام می‌شود و اگر آدم به گناه عادت داشته باشد، ولایت و تسلط شیطان بر او مسلم خواهد بود. ولایت شیطان همان تسلط او بر آدمی است.

در اینجا این سؤال پیش می‌آید که آیا ممکن است خداوند گناهان انسان را پس از توبه نبخشد؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: اگر توبه، توبه راستی و واقعی باشد، خداوند گناهان انسان را حتما می‌بخشد. از مهم‌ترین نشانه‌ها و شرایط توبه راستین، تکرار نکردن گناه است؛ پس اگر کسی پس از توبه، گناهش را تکرار می‌کند، معلوم می‌شود که توبه او به حقیقت نرسیده که اثری در عمل او نداشته است. در واقع اصلا توبه‌ای نکرده است که بخواهد بخشیده شود.

قدم اول در رسیدن به عشق و علاقه خدای تبارک و تعالی اطاعت از او و قدم اول اطاعت از او نیز، ترک گناه و معصیت است. اگر کسی در راه اطاعت از خداوند ثابت قدم بماند، می‌تواند به آن عشق الهی برسد و یا حداقل از آن دم بزند. قرآن کریم از زبان پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که: «اگر خدا را دوست دارید، از من متابعت کنید.»

کتاب ره‌نمای طریق نوشته محمدعلی جاودان


- نظرات (0)

دروغ نگوییم

دروغ

 

دروغ یعنی چیزی که می‌دانیم حقیقت ندارد را به‌عنوان حقیقت بیان کنیم. پس بیان خلاف واقع با علم به خلاف واقع بودن آن، دروغ است؛ حال با زبان بیان شود یا نوشتار یا هر راه دیگر!

بزرگی گناه دروغ، بدین‌جهت است که تکیه‌گاه همه گناهان است. سررشته هر گناهی  یک‌ امر باطل و خلاف واقع است؛ مثلاً ریشه استهزاء و تمسخر، اعتقاد به برتری خود نسبت به دیگران و تحقیر افراد دیگر است. به همین جهت پیامبر(ص) فرموده است: «ریشه تمسخر، اعتماد كردن به دروغگویان است.»‏.[1] البته فقط تمسخر نیست که ریشه در دروغ دارد، بلکه دیگر گناهان نیز ریشه‌هایی شبیه این دارند.

برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است.

امّا مسئله در مورد خود دروغ کمی متفاوت است. دروغ متشکّل از چندین لایه باطل است. دروغ نه‌تنها به‌عنوان یک گناه، به امری پوچ و باطل برمی‌گردد، بلکه دروغ گوینده قصد دارد که آن امر پوچ، باطل و خلاف واقع را به‌عنوان حقیقت نشان دهد. ازاین‌رو در دروغ گفتن، بطلان و خلاف واقع مضاعف نهفته است. شاید به همین خاطر است که در هر گناهی برای در امان ماندن از تبعات آن گناه، شخص گناهکار خود را ناچار به استفاده از دروغ می‌بیند که البته این نیز امری پوچ و باطل است و دروغ نه‌تنها راه چاره نیست، بلکه همانند ریسمانی که در چاه عمیق گناهان افتاده است، کم‌کم انسان را به قعر تاریکی‌ها فرو می‌برد، تا جایی که ممکن است دیگر راه خلاصی را نیابد. شاید به همین خاطر است که امام حسن عسکری(ع) می‌فرمایند:«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ‏ الْكَذِب‏»؛ تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغ‌گویی است.[2]

راهکارهای ترک دروغ

برای ترک دروغ ابتدا باید ریشه آن را کشف کنیم تا هم به‌ضرورت ترک آن پی ببریم و هم دری به‌سوی راهکارهای ترک آن بر روی خود باز کنیم و سپس به دو راهکار عملی دیگر برای ترک دروغ می‌پردازیم.

1- راهکار کلی: همانند بسیاری از گناهان، پستی نفس، ریشه ابتلا به‌دروغ نیز هست. پیامبر خدا در مورد ریشه دروغ می‌فرمایند: «لَا یَكْذِبُ الْكَاذِبُ إِلَّا مِنْ مَهَانَةِ نَفْسِه‏»؛ دروغ‌گو به خاطر پستى و دنائت نفس خود دروغ مى‌‏گوید.[3] با کشف این مطلب، انسان باید برای درمان این گناه و بسیاری دیگر از گناهان به کرامت و جایگاه بلندی که برای آن خلق شده است بیاندیشد و خود را در بازار گناه به حراج نگذارد. قیمت انسان بهشت است. «فَلَیْسَ‏ لِأَنْفُسِكُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا بِغَیْرِهَا»؛ جان‏‌هاى شما را قیمتى جز بهشت نباشد؛ پس به غیر آن  نفروشید.[4] باید در این راهکار کلی، بسیار تفکر کرد و لحظه‌ای از جایگاه خود غافل نشویم. باید بدانیم که دروغ گفتن در شأن ما نیست.

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است

2- بی مُحابا راستش را بگو: در ابتدای هر کاری که به نظر سخت می‌آید باید خود را داخل آن کار بیاندازیم و محکم جلو برویم آنگاه خواهیم دید که مسیر طولانی را پیش رفته‌ایم. ترک دروغ هم شاید با دلهره‌هایی همراه باشد که بیشتر ریشه در اوهام دارد. باید فارغ از همه ترس‌های خیالی، در مهم‌ترین موقعیت‌هایی که احساس می‌کنیم نباید راست بگوییم، محکم و بی‌محابا حرف راست را گفته و هیچ‌چیز را انکار نکنیم؛ آنگاه خواهیم دید که چه لذّتی را به دست آورده‌ایم؛ لذّت رهایی. لذّتی که همراه با باز شدن درهای جدید برای حل مشکلی است که می‌خواستیم برای حل آن به دروغ رو بیاوریم. امیر مؤمنان حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «اِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه»‏؛ وقتی‌که از چیزى مى‌‏ترسى خود را در آن انداز، زیرا شدّت حذر كردن، از آنچه از آن مى‌‏ترسى بزرگ‌تر است.[5]

3- تمرین سکوت: بسیاری از گناهان زبان را می‌توان با به دست آوردن مهارت سکوت از بین برد. بارِ سنگین، دردسر دارد هر چه سخن کمتر، بار هم سبک‌تر! لذا باید سکوت را در جایی که زبان له‌له می‌زند که بچرخد، تجربه و تمرین کنیم. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ یُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِیئاً»؛ تا وقتی‌که بنده مؤمن خاموش باشد نیكوكار نوشته مى‌‏شود، و چون لب به سخن گشود نیكوكار یا بدكار نوشته خواهد شد.[6]

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد.

 

دروغ شوخی

گناه، شوخی‌بردار نیست. اصلاً یکی از روش‌های شیطان برای کشاندن بنده‌ها به گناه، گناه با عنوان شوخی است. شوخی با گناه یکی از مصادیق نزدیک شدن به خطوط قرمز الهی است که می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَن»‏؛ و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزدیك نشوید.[7] امام علی(ع) می‌فرمایند: «لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»؛ هیچ بنده مزه ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترك كند چه شوخى باشد و چه جدى‏![8]

دروغ مصلحتی

هیچ دروغی مصلحت ندارد و اگر برای کاری در شرع اسلام مجوّزی صادر شده است، یعنی آن کار اصلاً ماهیّت دروغ ندارد. جاهایی که گفتن حقیقت ظاهری، فساد بزرگی به وجود می‌آورد یا از خیر بسیار مهم‌تری دیگران را محروم می‌کند، اساساً در قالب دروغ جای نمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر در این موارد، مصلحتی بالاتر از مصلحت بیان حقیقت ظاهری وجود دارد. لذا آن مصلحت بالاتر، حقیقت اصلی است. به‌عنوان مثال: مکر در جنگ و اصلاح بین مردم. باید بفهمیم که سلامت در راست‌گویی است. همانطور که امام علی(ع) می‌فرماید: «وَ فِی الصِّدْقِ السَّلَامَة».[9]

پی‌نوشت‌ها:
[1] الاختصاص؛ ص232
[2] نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص145
[3] الاختصاص؛ ص232
[4] تحف العقول؛ ص391
[5]نهج البلاغه؛ حکمت 175
[6] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ ص164
[7] انعام؛151
[8]الکافی؛ ج2، ص340
[9] تحف العقول، ص84



- نظرات (0)

بخشش گناهان باسوره

قبر
احادیث معصومین(علیهم السلام) به مثابه چراغ‌هایی هستند که در ظلمات و تاریکی‌ها مسیر را به انسان نشان می‌دهند. هر چه ما انسان‌ها عمل و گفتارمان نزدیک و شبیه به افعال ائمه هدی شود بدون تردید کفه‌ی اعمال نیک ما در آخرت سنگین‌تر خواهد شد.
امام رضا (علیه السلام) فرمودند :

هر بنده ای بر قبر مؤمنی جهت زیارت حضور یابد و ٧مرتبه سوره قدر را بخواند ، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را می آمرزد.

من لایحضرفقیه،ج۱،ص۱۱۵


- نظرات (0)

بن‌بست فمنیسم یا دور برگردان اسلام


حجاب
باوجود اصلیت بنگلادشی، در سن 11 سالگی به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. در طول دوران تحصیل، به جهت نوع پوشش و حجابی که داشت همواره مورد تبعیضات آزاردهنده دینی قرار می‌گرفت. بعد از ورود به دانشگاه درصدد برآمد تا مرحله‌‌ی جدیدی از زندگی را آغاز کند؛ مرحله‌ای که نقش فعال‌تری در دفاع از ارزش‌های دینی‌اش داشته باشد.

با وقوع حادثه 11 سپتامبر، تبعیضات، نگاه‌ها و برخوردهای سنگین و توهین‌آمیز به مسلمانان خصوصاً بانوان مسلمان به لحاظ نوع پوششی که داشتند، با عباراتی چون "تروریسم" شکل جدی‌تری به خود گرفت. مصمم‌تر شد تا برای مقابله با این نگاه حرکتی کرده و به هر شکل ممکن به زنان مسلمان و محجبه کمک کند تا نوع نگاه‌ها به بانوان محجبه را تغییر دهد. این اراده سبب شد که "نظمه خان" روز اول ماه "فوریه" را به‌عنوان "روز جهانی حجاب" معرفی کند و با استقبال خوبی در دنیا مواجه شد.

به همین بهانه "تبیان" در گفتگو با دکتر "عاصمه قاسمی"، کارشناس علوم اجتماعی در حوزه زنان، ارتباطات و خانواده به بررسی "سیر تحولات مذهبی در میان بانوان مسلمان در غرب" پرداخته است.

حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.


تبیان: به نظر شما فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" در دنیای غرب چه بوده است؟
امروزه برای مسلمانانی که در غرب زندگی می‌کنند، هویت مذهبی بسیار مهم است.
اگرچه برخی معتقدند جهانی‌شدن، مردمان را به سمت فرهنگ و هویت یک شکل و قالب غربی می‌برد، اما در مقابل برخی دیگر از نظریه‌پردازان نظری خلاف گروه اول دارند و معتقدند جهانی‌شدن منجر به تقویت هویت‌های ملی و قومی می‌شود.

در این میان برای مسلمانان در غرب از سویی به خاطر شرایط اقلیتی در آن جوامع و فشار و هجمه ای که به‌طور خاص به مسلمانان وارد می‌شود و از  سوی دیگر بیداری مسلمانان در نقاط مختلف دنیا به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران، هویت مذهبی مهم شده و تلاش کرده‌اند این هویت را در کنار دیگر ابعاد هویتی خود در جامعه غرب تقویت، حفظ و ابراز کنند. 

حجاب برای زن هویت‌ساز است

همان‌طور که می‌دانید حجاب هم بُعد فردی دارد و هم بُعد اجتماعی. این دو جنبه از هم جدا نیستند و لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی‌توان حجاب را فقط اعتقاد فردی دید، همچنان که نمی‌توان فقط یک مسئله اجتماعی دانست. حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.

این موضوع برای زنان مسلمانی که در غرب زندگی می‌کنند بسیار مهم‌تر می‌شود؛ زیرا هویت اجتماعی غربی‌شان با هویت مذهبی فردی‌شان پیوند می‌خورد و سبب می‌شود فردیتشان به جامعه پیوند بخورد آن‌هم درجامعه‌ای که ادعای آزادی داشته و ایده فردگرایی را مطرح می‌کند. 

روز جهانی "حجاب" به معنی آن است که زن مسلمان در صحنه جامعه حضور دارد، اما با یک هویت مشخص و خاص خودش و حجاب مهم‌ترین بخش هویت این زن را تشکیل می‌دهد. به عبارتی بانوی مسلمانی که در غرب با نوع پوشش و حجاب خاص در جامعه حضور پیدا می‌کند، در حقیقت بیان می‌کند که "بخش اعظم و مهم از هویت من را اسلام تشکیل داده و این باور و اعتقاد من است". اما در کنار این موضوع، کارکردهای اجتماعی حجاب برای زنانی که در غرب شرایط زنان را شاهد هستند سبب شده است که افراد دیگری که لزوماً مسلمان نیستند با این حرکت همراه شوند و حتی در روز حجاب برخی از آنها به‌طور نمادین حجاب می‌گذارند. حجاب درواقع راه‌حلی برای مشکلات و چالش‌های پیش رو زنان در جامعه عنوان شده است.

کودکانی که محجبه راهی مهدکودک می‌شوند

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند، بخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

به همین علت است که شما می‌بینید یکی از مسائلی که در حوزه آموزش انگلستان در چند سال اخیر مطرح می‌شود حجاب دختران مسلمانان مقیم در این کشور از سن 4 و 5 سالگی است، مسلمانانی که بعضاً چند نسل در این کشور زندگی کرده‌اند. البته این با چالش‌ها و اعتراضاتی در بعضی از مدارسی که این مسئله را منع کرده‌اند همراه بوده است.
در حال حاضر حجاب دختران مسلمان یک مسئله مهم در غرب است. به‌طوری‌که خانواده‌های مسلمان در انگلستان دختران خود را محجبه به مهدکودک می‌فرستند و بر روی این عمل اصرار دارند تا جایی که دبستانی که در لندن این موضوع را منع کرده بود، از طرف والدین بچه‌ها با برخورد و پیگیری جدی روبرو می‌شود.

 

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند،ئبخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

تبیان: اگر بخواهیم سیر تحولات حجاب را در کشورهای غربی و اروپایی بررسی کنیم، این تغییرات را چگونه می‌بینید؟
باید بگوییم که  شرایط زنان در غرب، مانند همه جوامع تغییراتی داشته است. در دنیای قبل از مسیحیت درغرب شاهد آن هستیم که زنان در شرایط و جایگاه دون پایه‌ای بوده‌اند، به آن‌ها به‌عنوان یک انسان نگاه نمی‌شده و بدون هیچ امتیاز اجتماعی محکوم در خانه ماندن بودند. لیکن با ورود مسیحیت به غرب، برابری زن و مرد برای اولین بار در جامعه مطرح می‌شود و این تفکر یک امتیاز بزرگ برای زنان ایجاد می‌کند. 

مسیحیت در غرب برای زنان آزادی می‌آورد

مسیحیت با ایده برابری و انسانیت، تا حدودی برای زن در حصار خانه آن‌هم در شرایط نابرابر، آزادی حضور و عمل در جامعه به‌ارمغان می‌آورد. به تعبیر دیگر، مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان  را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان  امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 

پاکدامنی جنسی مطرح شده در مسیحیت، برای جذب زنانی که در حصار خانه و فرمانبرداری از مرد و بچه‌دار شدن بودند، عامل مهمی می‌شود. به گواهی تاریخ در دوران پررنگ مسیحیت در غرب با همه فراز و فرودها و محدودیت‌هایی و اشکالات و تحریفات، زنان مذهبی حتی نسبت به زنان اشراف در دوره‌هایی آزادی و استقلال بیشتری داشته‌اند. البته این نکته را باید خاطرنشان کرد آزادی و استقلال که می‌گوییم با تعریف فعلی ما از این‌دو مفهوم خیلی متفاوت است و منظور من بیشتر اعمال یک عاملیت محدود است.

تبیان: آزادی زنان در این دوران چه مصادیقی را شامل می‌شد؟
این آزادی و استقلال به این معنا بود که آن‌ها می‌توانستند در مسیر کسب معرفت و دین گام بردارند. با حضور در کلیسا و تشکیل خانه‌های تبلیغی و سفر به آموزش و همچنین تبلیغ می‌پرداختند. برخی متون تاریخی از پررنگ بودن زنان در حوزه عرفان نیز شواهدی می‌آورند یا اینکه در مسیحیت برخی از زنان به ارتباط با وحی نیز مرتبط شده‌اند.

در هر حال اینها برای زنی که در گذشته در حصاری قرار گرفته بود، آزادی به حساب می‌آمد. اگرچه این شامل همه زنان نبود و برای بخش کوچکی از زنان این فرصت فراهم شد. بنابراین دلیل اینکه در دورانی شاهد پوشش بانوان البته نه به شکلی که ما تعریف می کنیم در کشورهای غربی بوده‌ایم، زمینه‌های مذهبی و همچنین سنتی در فرهنگ آن جامعه بوده، زمینه‌هایی که بالاخره برای زن یک حد و مرزی در پوشش و رفتار و ارتباط تعریف می کرده است.

تبیان: با توجه به آنچه که از پیشینه و ورود حاکمیت مسیحیت بیان شد، چگونه روند گرایشات مذهبی من‌جمله تقید به پوشش در غرب به افول پیش رفت؟
از قرن 18 به بعد تفکر انسان‌گرایی وارد دنیای غرب شده و مذهب کنار می‌رود و این در روند در سیر تحول اندیشه و باورهای افراد جامعه و به‌تبع زنان اثرگذار بوده است. مذهب و ارزش‌های مذهبی کنار می‌رود و دنیای سرمایه‌گذاری وارد می‌شود. البته در خصوص شرایط جامعه غرب در دوران حکومت کلیسا و اینکه این ارزش‌های مذهبی چگونه بوده است الان تحلیل نمی‌کنیم فقط در خصوص این موضوع داریم صحبت می‌کنیم که بالاخره مذهبی به عنوان یک وجود داشته و تقیداتی برای افراد می‌آورده است.

در هر حال در این سیر تغییر و تحول، غرب وارد دنیای جدیدی می‌شود؛ دنیایی که انسان و ارزش‌های انسانی جایگزین مذهب و ارزش‌های مذهب شده و به‌تبع زندگی زنان را هم با تحولاتی رو‌به‌رو می‌کند. محور فردیت و انسانی سبب می‌شود زنان امتیازات اجتماعی دریافت کنند و برای رسیدن به برابری که مدنظر دارند تلاش کرده و در این راستا گروه و جنبش‌هایی ایجادمی‌کنند.

زنان در غرب از آزار جنسی درامان نیستند

در دوران مدرن، فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی تغییر می‌کند. در دنیای جدید حرف اول را سود می‌زند. دنیای جدید دنیای مصرف‌گرایی در جهت سود و منفعت بیشتر شده، از یک طرف کالا با سودش مهم می‌شود واز طرفی قدرت اصلی جامعه دست مردان است واین‌گونه است که زنان در نگاه برخی، کالا می‌شوند.

زنان در غرب با تمام تلاش‌هایی که برای رسیدن به برابری در جامعه داشته و با تمام موقعیت‌هایی که به‌دست آورده‌اند، هنوز از بسیاری از نابرابری‌ها رنج می‌برند که شاید یکی از مهم‌ترین آنها همین آزار جنسی در جامعه است. آزار جنسی در هر شکلی نشان از این دارد که زن یک کالا است و خارج از نگاه انسانی، یک مرد می‌تواند با او هر آنچه می‌خواهد انجام دهد ولو اینکه زن نخواهد.

آزار جنسی زنان بیانگر نگاه‌های جنسیت‌زده‌ی رایج در جامعه است. آزار جنسی سبب می‌شود زنان در غرب حتی در موقعیت‌های مهمی که به‌دست آورده‌اند نیز احساس رضایت و امنیت نداشته باشند. به‌طور مثال مسائلی که برای ستاره‌های هالیوود دراین‌سال‌های اخیر پیش آمد و سوءاستفاده از  زنان حتی در موقعیت‌های کاری که اتفاق افتاده است را شاهد هستیم.

مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 



تبیان: در سال‌های اخیر شاهد تحولاتی در نگرش و نوع واکنش‌های زنان در اروپا و بازگشت آنان به همان باورها و اعتقادات اولیه به نوع حجاب و پوشش هستیم. دلیل این امر را در چه می‌دانید؟
امروزه جامعه غرب با تمام پیشرفت‌هایی که  داشته در بسیاری ازجنبه‌های اجتماعی خود با چالش‌های اساسی روبرو است. به‌طور مثال با توجه به مشکلات به وجود آمده بسیاری درزمینه روابط جنسی و تربیت فرزند و... می‌بینید امروزه بحث خانواده در ابعاد مختلف دوباره پررنگ شده است. در حوزه زنان، فمنیست‌ها باوجود فریاد "آزادی  و دفاع از حقوق زنان"، باز هم با مشکلات جدی روبرو بوده و هنوز  از آزارهای جنسی در امان نیستند.

زنان در غرب دیدند باوجود اینکه در مناسبات اجتماعی در قالب رییس، وکیل و غیره حضور اجتماعی دارند، و بیش از نیمی از بازار کار غرب را عهده‌دار شده‌اند، ولی هنوز درگیر مسائلی هستند و از زیر‌بار نگاه‌های جنسیتی رها نشده و نتوانسته‌اند نگاه انسانی به زنان را عمومی کنند.

در این راستا درصدد برآمدند با یافتن راهکارهایی، از این نابرابری غیرانسانی فارغ شوند. یکی از راهکار و قالب‌ها را در حجاب و پوشش یافته‌اند به‌خصوص از طرف مسلمانان غربی که به خوبی بافرهنگ و ارزش‌های فرهنگی غرب آشنا بوده و  پی برده‌اند که پوشش می‌تواند یک راه‌کار قابل‌توجهی در این امر باشد.


- نظرات (0)

صاحب مفاتیح‌الجنان


شیخ عباس قمی

شیخ عباس قمی در سال 1294 ق در خانواده‌ای متدین و متعبد به آداب و اخلاق شرعی دیده به جهان گشود، پدر او (حاج محمد رضا قمی) کاسب بود، با این حال مردم او را به تقوا و آَشنایی با مسائل دینی می‌شناختند و برای یادگیری احکام دینی به او رجوع می‌کردند. مادر شیخ عباس که «بانو زینت» نام داشت ازجمله بانوان متدین و پارسا بود که اهتمام فراوانی به نماز اول وقت داشت. [1] محدث قمی درباره مادر خود می‌گوید: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر دهد». [2]

محدث قمی درباره مادر خود می‌گوید: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر دهد».

طلبه نمونه از جنس تلاش و کوشش

شیخ در ایام جوانی یک طلبه نمونه بود. تحصیل را به‌سختی آغاز کرد و در این راه رنج  و سختی‌های فراوانی را متحمل شد، خود او نقل می‌کند: «یک قِران و دو قِران جمع می‌کردم تا مبلغی شود و سپس آن را برداشته و پیاده از قم به تهران می‌رفتم و کتابی خریداری می‌کردم و به قم بازمی‌گشتم تا به تحصیل ادامه دهم» شاید کسی فکر نمی‌کرد که روزی این طلبه جوان شهرتی جهانی پیدا کند، ولی اخلاص و تلاش خستگی‌ناپذیرش نام او را برای همیشه در اذهان عموم ماندگار کرد به‌طوری‌که نمی‌توان خانه‌ای را پیدا کرد که در کنار قرآن، کتاب مشهور او یعنی «مفاتیح‌الجنان» یافت نشود. [3]

علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه کردن

شیخ عباس قمی علاقه فراوانی به مطالعه و نوشتن داشت، عموماً در کتابخانه بود و همواره با کتاب و مشغول مطالعه و بررسی کتب دیده می‌شد، فرزند بزرگ او می‌گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‌رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی که برای زیارت با عده‌ای از تجار به سوریه مسافرت کرده بود، همراهان نقل می‌کنند هرگاه ما به سیاحت می‌رفتیم شیخ مشغول مطالعه و تألیف می‌شد.»[4]

فرزند بزرگ شیخ عباس می‌گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‌رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی که برای زیارت با عده‌ای از تجار به سوریه مسافرت کرده بود، همراهان نقل می‌کنند هرگاه ما به سیاحت می‌رفتیم شیخ مشغول مطالعه و تألیف می‌شد.»

 


حکایت زیبا و ماندگار از جنس اخلاص و تقوا

همان سال‌هایی که محدث قمی در مشهد بود، جمعی از مؤمنین و طلاب با اصرار از وی تقاضا می‌کنند که در ماه مبارک رمضان در مسجد گوهرشاد نماز جماعت برپا کند. وی می‌پذیرد و در یکی از شبستان‌های مسجد نماز جماعت را اقامه می‌کند. هنوز ده روز نشده بود که جمعیت بسیاری در آن نماز شرکت می‌کنند، یک روز پس از اتمام نماز ظهر به آقای شهابی که نزدیک وی بود می‌گوید من نمی‌توانم نماز عصر را بخوانم! و بلافاصله به خانه برمی‌گردد و تا آخر ماه مبارک رمضان نماز جماعت را تعطیل می‌کند.

مرحوم حاج میرزاعلی اکبر نوقانی از او می‌پرسد: «شیخ چرا نماز جماعت را تعطیل کردی؟» مرحوم شیخ عباس پاسخ می‌دهد: «حقیقت این است که در رکوع رکعت چهارم متوجه شدم که صدای اقتداکنندگان پشت سرم که می‌گفتند: «یا الله ان الله مع الصابرین» از نقطه دوری به گوش می‌رسد همین‌که متوجه زیادی جمعیت شدم در من یک نوع خوشحالی ایجاد شد و من فهمیدم که برای اقامه نماز جماعت اهلیت ندارم»، [5] این اقدام فوق‌العاده و الهی شیخ ریشه در این آیه شریف دارد که خدای متعال در وصف پرهیزکاران می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»؛ [6] بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.

اهتمام به تهجد و شب‌زنده‌داری

مؤلف کتاب ارزشمند «مفاتیح‌الجنان» در تمام دوره سال حداقل تا یک ساعت قبل از طلوع فجر بیدار و مشغول نماز و تهجد بود، فرزند بزرگش نقل می‌کند: «تا آنجایی که من یاد دارم بیداری آخر شب از پدرم فوت نشد، حتی در سفرها این وضع جریان داشت.»، درواقع مرحوم محدث قمی از لحاظ انجام عبادت چنان بود که در «مفاتیح» شرح می‌دهد و قبل از هرکس، خود معتقد به آن دعاها، زیارات، تعقیبات و اذکار بود. [7] درواقع او قبل از اینکه دیگران را ارشاد کند مصداق این آیه شریف بود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة؛ [8] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه‌دارید»

پول فراوانی که برای سخنرانی به شیخ پیشنهاد شد

شیخ عباس خود را خادم و روضه‌خوان امام حسین (ع) می‌دانست، ازاین‌رو هیچ‌گاه روضه‌های خود را با قیمت‌های دنیایی معامله نمی‌کرد، نقل‌شده: «در یکی از سال‌ها مرد نیکوکاری از محدث قمی خواهش می‌کند که قبول کند بانی مجلس محدث شود و تعهد می‌کند که مبلغ پنجاه دینار عراقی به ایشان تقدیم کند. در آن موقع هزینه محدث در هر ماه سه دینار بود. محدث قمی می‌گوید من برای امام حسین (ع) منبر می‌روم نه برای دیگری و بدین گونه آن وجه را نپذیرفت.»[9]

زندگی زیبا و لاکچری از جنس علمای زاهد

از نگاه علمای پارسا و پرهیزکار زندگی زیبا و لوکس آن است که بدون رنگ و لعاب دنیایی باشد و از حد اعتدال و عرف طلبگی خارج نشود؛ در واقع علمای ربانی زیبایی را به‌گونه‌ای الهی مشاهده می‌کنند. در احوالات شیخ عباس قمی نقل‌شده است که زندگی او حتی از سطح یک طلبه عادی هم پایین‌تر بود، لباس او یک قبای کرباسی معطر بود که چند سال را فقط با همان قبای کرباسی می‌گذراند، فرش خانه‌اش گلیم بود، حتی از سهم امام هم استفاده نمی‌کرد و می‌گفت که من اهلیت استفاده‌ی از آن را ندارم، درباره او نقل‌شده: «زمانی که در نجف اشرف زندگی می‌کرد دو زن که در بمبئی سکونت داشتند و از بستگان آقا کوچک (از محترمان نجف) بودند حضور ایشان می‌رسند و تقاضا می‌کنند که هر ماه 75 روپیه به ایشان تقدیم کنند تا اینکه شیخ از لحاظ زندگی در رفاه باشد، ولی حاج شیخ از پذیرفتن آن خودداری می‌فرمایند». [10]

علاوه بر مفاتیح‌الجنان تألیفات مکتوب شیخ حدود 44 اثر و آثار غیر چاپی وی 17 اثر است.

 

آثار و تألیفات شیخ عباس قمی

هر چند شیخ عباس قمی را بیشتر به کتاب مفاتیح‌الجنان می‌شناسند و کسی آمار دقیق تیراژ این کتاب ارزشمند که چند میلیون از آن چاپ شده است را نمی‌تواند استخراج کند، ولی آنچه مسلم است هیچ مکان مذهبی در ایران و حتی برخی از کشورهای جهان خالی از این کتاب ارزشمند نیست، علاوه بر مفاتیح‌الجنان تألیفات مکتوب شیخ حدود 44 اثر و آثار غیر چاپی وی 17 اثر است. [11]

ساختار مفاتیح‌الجنان

هرچند در طول تاریخ شیعه کتب ادعیه و مناجات فراوانی توسط علما تدوین و جمع‌آوری‌شده است، ولی به‌طور قطع و یقین می‌توان گفت هیچ‌کدام از این کتب همانند مفاتیح‌الجنان فراگیر و همه‌پسند نشده است، برخی علت فراگیر شدن مفاتیح را اخلاص منحصربه‌فرد شیخ و همچنین سبک موجز و خاص مفاتیح برشمرده‌اند. معمولاً در ابتدای مفاتیح‌الجنان، چند سوره بلند و کوتاه قرآن کریم که در بخش‌های مختلف و ایام متعدد مفاتیح توصیه به تلاوت آن شده، چاپ می‌شود، پس از آن مطالب مفاتیح‌الجنان در چند باب دسته‌بندی‌شده است:

باب اول:  ادعیه: شامل تعقیبات نمازها، اعمال شب و روز و ایام هفته، نماز‌های معروف است.
باب دوم:  اعمال سالیانه: این باب برای بیان اعمال مستحبی در طول سال قمری تنظیم‌شده است.
باب سوم:  بخش زیارات: در این باب ابتدا مطالبی درباره آداب سفر و زیارت و نیز اذن دخول حرم‌ها ذکرشده است.

منابع کتاب مفاتیح‌الجنان

برخی از منابعی که شیخ عباس قمی در تألیف مفاتیح‌الجنان از آن‌ها استفاده کرده و به آن‌ها استناد می‌کند عبارت‌اند از: "اثبات الهداة" شیخ حر عاملی، "الاحتجاج" اثر احمد بن علی طبرسی، "الاختیار" نوشته ابن باقی، "اربعة ایام" اثر میرداماد، "الأزریة" مشهور به "هائیه" نوشته شیخ کاظم ازری، "إعلام الوری" شیخ طبرسی، "الإقبال"، " الأمان" و "جمال الاسبوع" سید بن طاووس، "الأمالی" و "تهذیب الاحکام" شیخ طوسی، "بحار الانوار" و "تحفة الزائر" علامه مجلسی، "بلد الامین" کفعمی، منابع دیگری را نیز شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح ذکر کرده است؛ ازجمله: "تاریخ عالم‌آرای عباسی" میرزا اسکندر بیگ منشی و جامع الاخبار (نویسنده مجهول). [12]

پی‌نوشت:
[1]. احمدیان، خاتم المحدثین حاج شیخ عباس قمی، ۱۳۸۰ ش.
[2]. دوانی، مفاخر اسلام، ۱۳۷۹ ش، ج ۱۱، ص ۴۰.
[3]. شیخ عباس قمی، مرد تقوی و فضیلت، ص 18.
[4]. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران، نشر معروف، ج 2، ص 574.
[5]. ستارگان حرم، جمعی از نویسندگان، انتشارات زائر، ص 163.
[6]. سوره انعام/ آیه 162
[7]. مفاخر اسلام، علی دوانی، انتشارات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 134.
[8]. سوره تحریم/آیه 6
[9]. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران، نشر معروف، ج 2، ص 575.
[10]. همان.
[11]. آثار الحجه، ج 2، 135؛ اختران قم، ناصرالدین انصاری قمی، انتشارات دلیل ما، ص 292.
[12]. سلطانی، اشاره به پاره‌ای از منابع مفاتیح‌الجنان، ۱۳۸۹ ش، ص ۴۵۹-۴۷۲. کنگره بزرگداشت محدث قمی، قم، نشر نور مطاف، چاپ اول،1389


- نظرات (0)

جریان‌های اصلاح دینی ایران معاصر

جریان‌های اصلاح دینی ایران معاصر را بشناسیم
درباره نسبت میان روشنفکران، دین و اصلاح دینی بخوانید:
1- آیا دین و دینداری ما نیاز به اصلاحات دارد؟
2-روشنفکران دینی مسلمان، پروتستان‌های جهان اسلام‌اند؟
3- اصلاح و احیا تفکر دینی در پارادایم فکری امام خمینی(ره)
4- روحانیت و پروژه اصلاح و احیاء نهضت دینی
5- اشتباه استراتژیک شریعتی در پروژه پروتستانتیسم اسلامی/چرا شریعتی منتقد تشیع صفوی است؟
6- روشنفکران قجری و براندازی دین در لباس پروتستانیسم اسلامی


- نظرات (0)

آسیب های خانوادگی آخرالزمان

آخرالزمان
از مهم ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه ها و آفت های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:

"در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده می شود.2 فرزند به پدرش تهمت می زند، پدر و مادرش را نفرین می کند و از مرگ آنها مسرور می شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره های شب تاریک، شما را فرا می گیرد و هیچ خانه ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی ماند؛ مگر اینکه فتنه ها در آن داخل می شوند."5

شهوت گرایی و لذّت جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می گردد و روح ایشان به لجن زاری بدبو از بی عفّتی و هواپرستی تبدیل می گردد: "همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می شود، دیگر اهمیّت نمی دهند که آنچه می خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6

زنان در آن زمان، بی حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه ها داخل، به شهوت ها علاقه مند و با سرعت به سوی لذّت ها روی می آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می گردد.10 آنان حرام های الهی را حلال می شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می گردند.11

بی غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی "قحط غیرت" می شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده های خود دچار نوعی بی حسّی و بی میلی می گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می دهند و حتّی به بی عفّتی ها و خودفروشی ایشان رضایت می دهند: "مرد از همسرش انحرافات جنسی را می بیند و اعتراضی نمی کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می آورد، می گیرد و می خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فراگیرد، اعتراض نمی کند، به آنچه انجام می شود و در حقّش گفته می شود، گوش نمی دهد. پس چنین فردی دیّوث است(که بیگانگان را بر همسر خود وارد می کند)."12

زن پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان، زن سالاری تا سر حدّ زن پرستی و قبله قرار دادن زنان است: "(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می کند، آنچه را که او نمی خواهد، انجام می دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می کند."15

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش های الهی آنان است: "وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند."16

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه آزاری به شیوه های گوناگون است: "هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند.... 17 همسایه به همسایه اش آزار و اذیّت می کند و کسی جلوگیری نمی کند.18 و همسایه را می بینی که همسایه اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می کند."19

حرام خوری و آلودگی های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می رسد، خانواده ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه خواری و گران فروشی غوطه ور می گردند: "هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می بینی که زندگی مردم از کم فروشی و تقلّب تأمین می شود.21 در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می کند."22

منابع:
خانواده و تربیت مهدوی،ص 39 الی 45، آقاتهرانی و حیدری کاشانی.

1. اصول کافی، ج8، ص41.
2. همان.
3. بحار الانوار، ج52، ص259، باب 25.
4. إلزام الناصب، ص182؛ منتخب الأثر، ص 433..
5. الملاحم و الفتن، ص 38.
6. اصول کافی، ج8، ص42.
7. من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
8. همان.
9. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275، ح 21554.
10. همان.
11. همان.
12. إلزام الناصب، ص195.
13. بشارالاسلام، ص 132.
14. إلزام الناصب، ص181، یزدی حائری.
15. اصول کافی، ج 8، ص 38.
16. جامع الأخبار، ص 106، فصل 62.
17. بحار الانوار، ج 52، ص 263.
18. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275.
19. اصول کافی، ج 8، ص 40.
20. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 279.
21. اصول کافی، ج 8، ص 40.
22. وسائل الشّیعه، ج 15، ص 348.


- نظرات (0)

خانه هایی که امام زمان(عج) به آنها عنایت می کند

یا صاحب الزمان
حجت الاسلام «مهدی نیلی پور»، در گفت وگو با خبرنگار مهدویت و غدیر خبرگزاری شبستان و در تشریح نقش خانواده در انتظار پویا و زمینه ساز اظهار کرد: خانواده مهدوی، خانواده ای آرمانی و معنوی است که علاوه بر داشتن همه ارزش های انسانی و اخلاقی،، به طور ویژه به دو موضوع خدامحوری و امام محوری توجه دارد چنان که خانه و خانواده رنگ و بوی توجه، عشق، عرفان و اطاعات از خدا و امام زمان(عج) می دهد.

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان اصفهان تصریح کرد: خانواده مهدوی یعنی خانواده ای عارف، عاشق و مطیع امام زمان(عج)، این خانواده احساس یتیمی را دارد که از پدر خویش دور مانده و روز و شب خود را با یاد و داغ فراق امام زمان(عج) سپری می کند. در خانواده مهدوی، معنویت حرف اول را می زند و افراد مقید به امانتداری، ادب، نماز اول وقت، سحرخیزی و تلاوت قرآن اند و حداقل روزی یک سلام صمیمی به امام زمان(عج) می دهند.

 اهتمام خانواده مهدوی به تربیت مهدی یاوران


نیلی پور با بیان اینکه خانواده مهدوی برای امام زمان(عج) سرباز تربیت می کند، گفت: خانواده مهدوی با عمل و رفتار خود، دیگران را عاشق و واله امام زمان(عج) می کند و اعضای آن فرزندان معنوی حضرت مهدی(عج) محسوب می شوند.

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان اصفهان تاکید کرد: یاس و تنبلی، بُخل، تنگ نظری، ظلم، خیانت، فرار از مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی در این خانواده راه ندارد؛ به عبارت بهتر، خانواده مهدوی و مهدی یاور یعنی خانواده ای که در مسیر جانفشانی برای حضرت مهدی(عج) قدم بر می دارد و از رفاه، خانه، وقت، ثروت و حتی در صورت لزوم از اهدا جان هم دریغ نمی کند، به همین دلیل در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «بِأبى أنْتُمْ وَ اُمّى وَ نَفْسى وَ أهْلى وَ مالى؛ پدر و مادرم و خودم و خانواده ام و مالم به فدای شما.»

عنایت ویژه امام زمان(عج) به خانواده مهدوی


وی ابراز کرد: خانه مهدوی، محیطی کوچک برای اجرای وظایف انتظار است و حضرت حجت(عج) به آن گوشه چشمی دارند و خانه محبان اهل بیت(ع) محسوب می شود.

مهدی نیلی پور تاکید کرد: در مقام مقایسه بین فرهنگ خانواده و تمدن مهدوی، اشتراکات و اهداف همسوی متعددی به چشم می خورد که پرداختن و توجه به این اصول مشترک در جهت تقویت فرهنگ خانواده در راستای همسویی و همانندسازی هرچه بیشتر با فرهنگ مهدویت می تواند تاثیرگذار باشد تا از این طریق بتوان به تربیت سربازان مهدی باور در خانواده خود بپردازیم.

وی تصریح کرد: انسان در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود، نیازمند آرامش و آسایش، خوشی و خوشبختی است و به آرامش بیش از آسایش نیاز دارد، آنچه امروزه بشر را در یک چرخه رنج و افسردگی و سردرگمی قرار داده است، توجه افراطی به آسایش و خوشی و تن آسایی و بی توجهی به عوامل پایدار آرامش و خوشبختی و روح آسائی است.

 رحمت و کرامت؛ بنیان خانواده مهدوی

مولف کتاب «خانواده مهدوی» با بیان اینکه خانواده سالم و صالحِ مهدوی و منتظر باید ضمن تلاش برای تامین آسایش و خوشی، هزینه های مادی و معنوی فراوان تری برای تامین خوشبختی و آرامش روحی اختصاص دهد، ابراز کرد: محور ارتباطات در یک خانواده مهدوی براساس اصل رحمت، سکونت، کرامت، روابط عاطفی عمیق و ایجاد آرامش استوار است زیرا یک خانواده مهدوی با درک تفاوت مبنایی میان «خوشبختی» و «خوشی»، تمام تلاش خود را برای تامین خوشبختی «سعادت دنیوی و اخروی» و در کنار آن برای تامین خوشی و رفاه به کار می بندد.

نیلی پور با اشاره به سفارش های اهل بیت (ع) در زمینه گرم نگاه داشتن کانون خانواده و ایجاد فضایی آرام در آن، افزود: امام سجاد (ع) می فرمایند: «وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَكَ سَكَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّه ِ عَلَیْكَ فَـتُـكْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ كانَ حَقُّكَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْكَ اَنْ تَرْحَمَها؛ حق زن این است كه بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش كن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب تر است اما این حق اوست كه با او مهربان باشى.»

 دیدگاه شهید مطهری پیرامون لزوم صلح و سازش در خانواده

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان اصفهان با اشاره به نظر شهید آیت الله مطهری پیرامون لزوم و چگونگی تامین صلح و سازش در خانواده، خاطرنشان کرد: ایشان می فرماید: «به ‏طور قطع در میان زن و مرد باید صلح و سازش برقرار باشد. اما صلح و سازشی که در زندگی زناشویی باید حکمفرما باشد با صلح و سازشی که میان دو همکار، دو شریک، دو همسایه، دو دولت مجاور و هم مرز باید برقرار باشد، تفاوت بسیار دارد. صلح و سازش در زندگی زناشویی نظیر صلح و سازشی است که میان پدران و مادران با فرزندان باید برقرار باشد که مساوی است با گذشت و فداکاری و علاقه مندی به سرنوشت یکدیگر و شکستن حصار دوگانگی و سعادت او را سعادت خود دانستن و بدبختی او را بدبختی خود دانستن، برخلاف صلح و سازش میان دو همکار یا دو شریک یا دو همسایه یا دو دولت مجاور. این گونه صلح ها عبارت است از عدم تعرض و عدم تجاوز به حقوق یکدیگر. در میان دو دولت متخاصم «صلح مسلح» هم کافی است. اگر نیروی سومی دخالت کند و نوار مرزی دو کشور را اشغال کند و مانع تصادم نیروهای دو کشور شود، صلح برقرار شده است زیرا صلح سیاسی جز عدم تعرض و عدم تصادم مفهومی ندارد .اما صلح خانوادگی غیر از صلح سیاسی است. در صلح خانوادگی عدم تجاوز به حقوق یکدیگر کافی نیست، از صلح مسلح کاری ساخته نیست. چیزی بالاتر و اساسی تر ضرورت دارد؛ اتحاد و یگانگی و آمیخته شدن روح ها باید تحقق پذیرد، همچنانکه در صلح و سازش میان پدران و فرزندان نیز چیزی بالاتر از عدم تعرض ضروری است.»


- نظرات (0)

خانواده مهدوی


خانواده مهدوی

خانواده یکی از نظام‌های اولیه‌ی جوامع بشری است که با وجود تحولات اساسی، در اهداف و کارکردهای خود ثابت مانده و هنوز اهمیت بسزایی دارد.

خانواده بهترین بستر برای تأمین نیازهای مادی و روانی شخص و همچنین بهترین پایگاه برای برقراری امنیت روانی افراد محسوب می‌شود.

اگرچه خانواده، جامعه‌ای کوچک است، اما اسلام برای تغییر و پاک‌سازی جوامع بزرگ‌تر اهتمام زیادی به سلامت این نهاد داشته، چنانچه امام صادق (ع) می‌فرمایند: «والزمو بیوتکم»؛ ملازم خانه‌های خود باشید.[1]

ملازم خانه و خانواده بودن نشانه‌ی اهمیت وافر به این نهاد بنیادین جامعه است و سالم و فعال نگه داشتن این هسته در تأسیس و تشکیل جامعه مهدوی نقش مؤثری دارد؛ اما آنچه یک خانواده را مهدوی خواهد کرد، عبارت‌اند از:

باور توحیدی و ایمان
ازآنجاکه سبک زندگی هر شخص تابع هدف اوست، افراد ابتدا باید هدفی مناسب برای زندگی خود تعیین کنند و نکته اساسی در این مسئله بحث ایمان و باور توحیدی است، در غیر این صورت پیشرفتی صورت نمی پذیرد؛ چراکه خانواده می‌تواند بر اساس هدف خود تحت ولایت خدا یا شیطان قرار بگیرد و چنانچه به مرز شیطانی راه پیدا کرد دیگر نمی‌توان آن را مؤثر در تحقق ظهور دانست.

اولویت انجام واجبات و ترک محرمات در خانواده مهدوی

ازاین‌رو در تشکیل زندگی نیز نباید ارزش‌های دینی را از نظر دور داشت؛ چراکه از برنامه‌های اصلی حضرت حجت (عج) اهمیت به ارزش‌های دینی است. امام صادق (ع) می‌فرماید: «اذا قام القائم لایبقی أرض إلا نودی فیها شهاد ان لا إله إلا الله و أن محمد رسول الله»؛ هنگامی‌که حضرت قائم قیام می‌نماید هیچ جایی نیست مگر اینکه در آن ندای «لا إله إلا الله و محمد رسول الله» سر داده می‌شود. لذا در خانواده مهدوی انجام واجبات و ترک محرمات در انتخاب‌ها اولویت دارد.

امید و نشاط
بشر از ابتدای آفرینش در پی یافتن منبعی امیدزا بوده است تا در پرتو آن بتواند موانع و مشکلاتی که در زندگی برای او به وجود می‌آید را از مسیر بردارد و راه دسترسی به هدف‌هایش را هموار کند.

یأس و نامیدی بزرگ‌ترین بلا در مسیر جامعه‌ی عصر ظهور است؛ برای افرادی که فعالانه در پی هدف‌ها، امیدها و رؤیاهای خویش‌اند و رهنمون زندگی‌شان، معناجویی و ایثار و تعهد است. تعقیب هدف هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرید. افراد سالم به آینده می‌اندیشند و در آینده زندگی می‌کنند.[2]

ظهور و انتظار، گنجینه عظیم ملت‌ها
مقام معظم رهبری در سخنی دراین‌باره می‌فرمایند: «اعتقاد به قضیه مهدی و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجینه‌ی عظیمی است که ملت‌ها می‌توانند از آن بهره‌های فراوانی ببرند و امید و تلاش افراد برای نجات نقش عظیمی دارد.»[3]

مسئولیت‌پذیری
حس مسئولیت‌پذیری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر نشان از رشد فکری افراد در این زمینه دارد. دلیل چنین عنصری را باید در فرهنگ قرآن و مهدویت جستجو کرد، زیرا از یک‌سو قرآن با فرمان «یا ایها الذین آمنو قوا انفسکم و اهلیکم...»[4] وظایف خانوادگی را مشخص می‌کند، از سوی دیگر مهدویت یعنی احساس مسئولیت بین‌المللی و جهانی نسبت به انسان امروز و فردا و دغدغه اصلاح بشریت داشتن، رنج بشریت را چشیدن و از قالب «من» درآمدن و به «ما» اندیشیدن؛ بنابراین مهدویت یعنی طرحی جهانی برای شکوفایی انسانیت؛ بر این اساس ارتباط تنگاتنگی بین فرهنگ مهدوی و اصالت و رسالت خانواده مهدوی وجود دارد.[5]

خانواده مهدوی نسبت به نسل آینده و تربیت نسل مهدوی و بسترسازی و ایجاد کانون سرشار از عدالت و امنیت مسئولیت‌پذیر است.

اندیشه و تعقل
پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند: «إنما یدرک الخیر کله بالعقل و لادین لاعقل له»؛ تمام خیر با عقل به دست می‌آید و کسی که اهل اندیشه نیست دین ندارد.[6]

بنابراین ایمان شخص در گرو به کار بستن یا نبستن اندیشه است. جایگاه این مهم را در خانواده مهدوی چه در تشکیل و چه در تربیت و پرورش فرزندان نمی‌توان نادیده گرفت. پیامبر (ص) فرمودند: «حذر کنید از ازدواج با زن احمق؛ زیرا مصاحبت با او بلا آفرین و فرزندانش تباه و بی‌فایده خواهند بود.»[7] این اصل مهم، راهبردی ریشه‌ای برای زمینه‌سازی ظهور و تربیت نسل سرباز گونه خواهد بود. چنانچه خداوند می‌فرماید: «إن شر الدواب عندألله الصم البکم لذین لایعقلون»(8)

محبت و عشق
عشق به حضرت حجت (عج) از ارکان اساسی ولایت‌مداری است چنانچه پدر و مادر در خانواده بتوانند این امر را در خود و فرزندانشان نهادینه کنند در مسیر ظهور و زمینه‌سازی برای این امر تأثیر بسزایی خواهند داشت.

محبت به خداوند، رسول گرامی (ص) و ائمه اطهار (ع) خصوصاً حضرت قائم (عج) باعث جلوگیری از لغزش‌ها در مسیر عبودیت و بندگی خداوند متعال خواهد شد و نقطه محوری و کانون جذب به حضرت حجت (عج) است.

پی‌نوشت:
[1]. غیبت نعمانی / ص 197.
[2]. روان‌شناسی کمال/ ص 16
[3]. تلخیص بیانات در جمع اقشار مختلف مردم/ 17/ 10/ 1374.
[4]. تحریم/ 6
[5].خانواده مهدوی/ ص 91.
 [6].تحف العقول/ ص 54.
[7]. النوادر (للراوند)/ ص 13.
[8]. انفال/ 22


- نظرات (0)