سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

آرامشی در اوج حوادث تلخ و ناگوار

معنویت

مومن بشر است و در معرض عوامل شكست قرار دارد، ولى به فضل ایمان داشتن به خدایى كه او را یارى مى ‏دهد، و قلب را آكنده از اطمینان مى ‏سازد، و در نتیجه جسم او را نیز پر از آسایش مى‏ كند، بر آن ها پیروز مى ‏شود. و این به جهت آن است كه آرامش و اطمینان قلب بر سلامت جسم و قدرت رو به رو شدن آن با سختی ها منعكس مى‏ شود. (تفسیر هدایت ج 1)

ثُمَّ أَنزَلَ عَلَیْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا یَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَیْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ یُخْفُونَ فِی أَنفُسِهِم مَّا لاَ یُبْدُونَ لَكَ یَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَیْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِی بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِیَبْتَلِیَ اللّهُ مَا فِی صُدُورِكُمْ وَلِیُمَحَّصَ مَا فِی قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (آل عمران ـ 154)
سپس [خداوند] بعد از آن اندوه آرامشى [به صورت] خواب سبكى بر شما فرو فرستاد كه گروهى از شما را فرا گرفت و گروهى [تنها] در فكر جان خود بودند و درباره خدا گمان هاى ناروا همچون گمان هاى [دوران] جاهلیت مى ‏بردند مى ‏گفتند آیا ما را در این كار اختیارى هست بگو سررشته كارها [شكست‏یا پیروزى] یكسر به دست‏ خداست آنان چیزى را در دل هایشان پوشیده مى ‏داشتند كه براى تو آشكار نمى ‏كردند مى‏ گفتند اگر ما را در این كار اختیارى بود [و وعده پیامبر واقعیت داشت] در اینجا كشته نمى ‏شدیم بگو اگر شما در خانه ‏هاى خود هم بودید كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده قطعاً [با پاى خود] به سوى قتلگاه هاى خویش مى ‏رفتند و [اینها ] براى این است كه خداوند آنچه را در دل هاى شماست [در عمل] بیازماید و آنچه را در قلب هاى شماست پاك گرداند و خدا به راز سینه‏ها آگاه است.

 

وسوسه ‏هاى جاهلیت‏

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً 

شب بعد از جنگ احد شب دردناك و پر اضطرابى بود مسلمانان پیش‏ بینى مى‏كردند كه سربازان فاتح قریش بار دیگر به مدینه بازگردند و آخرین مقاومت مسلمانان را در هم بشكنند و شاید جسته گریخته خبر تصمیم بت‏ پرستان به بازگشت، نیز به آنها رسیده بود و مسلّماً اگر باز مى‏گشتند خطرناك ترین مرحله جنگ رخ مى ‏داد.

خداوند اسرار درون سینه‏ها را مى ‏داند و به همین دلیل تنها به اعمال مردم نگاه نمى ‏كند بلكه مى ‏خواهد قلوب آنها را نیز بیازماید و از هرگونه آلودگى به شرك و نفاق و شك و تردید پاك سازد

در این میان مجاهدان راستین و توبه كنندگانى كه از فرار احد پشیمان شده بودند و به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعده‏ هاى پیغمبر نسبت به آینده دلگرم و مطمئن بودند، در میان این اضطراب و وحشت عمومى خواب آسوده و آرام بخشى داشتند در حالى كه لباس جنگ در تن آنها بود و سلاح در كنار آنها، اما منافقان و افراد ضعیف الایمان و ترسو در میان انبوهى از افكار ناراحت كننده تمام شب را بیدار ماندند و بدون اینكه بخوابند، براى مومنان حقیقى پاسدارى كردند، آیه فوق ماجراى آن شب را تشریح مى ‏كند و مى ‏گوید:
"سپس بعد از آن همه غم و اندوه روز احد، آرامش را بر شما نازل كرد. این آرامش همان خواب سبكى بود كه جمعى از شما را فرا گرفت، اما جمع دیگرى بودند كه تنها به فكر جان خود بودند و به چیزى جز نجات خویش نمى ‏اندیشیدند و به همین جهت آرامش را به كلى از دست داده بودند".
این یكى از آثار مهم ایمان است كه مومن حتى در زندگى این جهان آرامش‏ لذت بخشى دارد كه افراد بى ‏ایمان یا منافق و یا ضعیف الایمان هیچ گاه طعم آن را نمى‏چشند.

سپس قرآن مجید به تشریح گفتگوها و افكار منافقان و افراد سست ایمان كه در آن شب بیدار ماندند پرداخته مى ‏گوید: " یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ": آنها در باره خدا گمان هاى نادرست همانند گمانهاى دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افكار خود احتمال دروغ بودن وعده‏هاى پیامبر را مى ‏دادند و به یكدیگر و یا به خویشتن مى‏ گفتند: "هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْ‏ءٍ": آیا ممكن است با این وضع دلخراشى كه مى‏ بینیم پیروزى نصیب ما بشود؟ یعنى بسیار بعید و یا غیر ممكن است.

قرآن در جواب آنها مى ‏گوید: "قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ": بگو آرى پیروزى بدست خدا است و اگر او بخواهد و شما را شایسته ببیند نصیب شما خواهد كرد.
آنها حاضر نبودند همه آنچه را در دل داشتند اظهار كنند زیرا مى‏ ترسیدند در صف كافران قرار گیرند (یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ ما لا یُبْدُونَ لَكَ).
گویا آنها چنین مى ‏پنداشتند كه شكست احد نشانه نادرست بودن آئین اسلام است و لذا مى ‏گفتند:" لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا": اگر ما بر حق بودیم و سهمى از پیروزى داشتیم در اینجا این همه كشته نمى ‏دادیم.
خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مى‏كند:

نخست اینكه: تصور نكنید كسى با فرار از میدان جنگ و از حوادث سختى كه باید به استقبال آن بشتابد مى‏ تواند از مرگ فرار كند، آنها كه اجلشان رسیده حتى اگر در خانه‏هاى خود بمانند به بستر آنها مى ‏تازند و آنها را در بستر خواهند كشت (قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ).
اصولاً ملتى كه بر اثر سستى اكثریتش محكوم به شكست است بالأخره طعم مرگ را خواهد چشید چه بهتر كه آن را در میدان جهاد و در زیر ضربات شمشیر دشمن در حال مبارزه افتخار آمیز ببیند نه اینكه در خانه‏اش بر سر او بریزند و او را با ذلت در میان بستر از بین ببرند.                        
دیگر اینكه باید این حوادث پیش بیاید و هر كس آنچه در دل دارد آشكار كند و صفوف مشخص گردد، و به علاوه افراد تدریجاً پرورش یابند و نیات آنها خالص و ایمان آنها محكم و قلوب آنها پاك شود (وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِكُمْ).
در پایان آیه مى‏گوید:" وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ": خداوند اسرار درون سینه‏ها را مى ‏داند و به همین دلیل تنها به اعمال مردم نگاه نمى ‏كند بلكه مى ‏خواهد قلوب آنها را نیز بیازماید و از هرگونه آلودگى به شرك و نفاق و شك و تردید پاك سازد.


بحث لغوی:

اهمتهم: هم در اینجا به معنى حزن و اضطراب است.
امنة: امن، امان و امنه به معنى ایمنى و آرامش قلب است.
نعاس: خواب خفیف.
برز: بروز به معنى ظهور و آشكار شدن، بر از به معنى فضاى خالى است.
مضاجع: ضجع: دراز كشیدن. مضجع: محل دراز كشیدن، جمع آن، مضاجع است (خوابگاه ها).
یمحص: تمحیص: خالص كردن. محص: خالص شدن.

تصور نكنید كسى با فرار از میدان جنگ و از حوادث سختى كه باید به استقبال آن بشتابد مى‏ تواند از مرگ فرار كند، آنها كه اجلشان رسیده حتى اگر در خانه‏هاى خود بمانند به بستر آنها مى ‏تازند و آنها را در بستر خواهند كشت

پیام ‏های آیه:

1ـ خداوند به خاطر تخلّفات و اختلافات در جنگ احد، شما را تنبیه كرد، ولى رها نكرد. «ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْكُمْ»، «أَمَنَةً».

2ـ خداوند در اوج حوادث تلخ، به ‏دلهاى مومنان آرامش مى ‏بخشد. «بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً» .
3ـ خواب، مایه‏ى آرامش و هدیه‏اى الهى است. «أَنْزَلَ عَلَیْكُمْ»، «نُعاساً».
4ـ روحیات، اعتقادات، باورها و تحلیل ‏هاى همه‏ى رزمندگان یكسان نیست. «طائِفَةً»، «وَ طائِفَةٌ ...».
5ـ در بند خود بودن، مایه‏ى بد گمانى به وعده‏هاى الهى است. «أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ».
6ـ حتّى در شرایط بحرانى و شكست‏ها نیز به خدا و وعده‏هاى او سوء ظن نبرید. «وَ طائِفَةٌ»، «یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ».
7ـ سوء ظنّ به وعده‏هاى خدا، از عقاید جاهلیّت است و حقیقت ندارد. «یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ».
8ـ خود محورى و رفاه‏ طلبى، انسان را از مدار رضاى خداوند خارج مى ‏كند. «قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ».
9ـ پندار اینكه مسلمانان حتّى در صورتِ سستى و اختلاف و نافرمانى نباید شكست بخورند، پندارى جاهلانه است. «ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ».
10ـ افراد ضعیف الایمان، شكست خود را به عدم نصرت الهى نسبت مى‏ دهند. «یَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا».


منابع: 
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
تفسیر احسن الحدیث ج 2
تفسیر هدایت ج 1

 


- نظرات (0)

شكست‏ها، وسیله‏ى آزمایش الهى

امتحان

خدا كسى را كه به یارى او برخیزد یارى مى ‏كند، اما اگر مومنان سستى نشان دهند و اختلافات در میانشان زیاد شود شایستگى پیروز شدن ندارند و گرفتار شكست مى ‏شوند، البته شكست گونه‏اى از امتحان است و قهرمانان در هنگام شكست شناخته مى‏شوند.

وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِی الأَمْرِ وَعَصَیْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنكُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُوْمِنِینَ (آل عمران ـ 152)
و [در نبرد احد] قطعاً خدا وعده خود را با شما راست گردانید آنگاه كه به فرمان او آنان را مى‏ كشتید تا آنكه سست ‏شدید و در كار [جنگ و بر سر تقسیم غنایم] با یكدیگر به نزاع پرداختید و پس از آنكه آنچه را دوست داشتید [یعنى غنایم را] به شما نشان داد نافرمانى نمودید برخى از شما دنیا را و برخى از شما آخرت را مى‏ خواهد سپس براى آنكه شما را بیازماید از [تعقیب] آنان منصرفتان كرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مومنان با تفضل است.


شكست پس از پیروزى‏

در ماجراى جنگ احد گفتیم مسلمانان در آغاز جنگ با اتحاد و شجاعت خاصى جنگیدند، و به زودى پیروز شدند و لشكر دشمن از هم پراكنده شد و موجى از شادى سراسر لشكر اسلام را فرا گرفت، ولى نافرمانى جمعى از تیراندازان كه در شكاف كوه "عینین" به سركردگى "عبد اللَّه بن جبیر" مى ‏جنگیدند و رها كردن آن سنگر حساس و مشغول شدن آنها و دیگران به جمع ‏آورى غنائم، سبب شد كه ورق برگردد و شكست سختى به لشكر اسلام وارد گردد.
هنگامى كه مسلمانان با دادن تلفات و خسارات سنگین به مدینه بازگشتند با یكدیگر مى‏ گفتند: مگر خداوند به ما وعده فتح و پیروزى نداده بود؟ پس چرا در این جنگ شكست خوردیم؟ آیه فوق به آنها پاسخ مى‏ گوید و علل شكست را توضیح مى ‏دهد. 
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ 
در این جمله، قرآن می گوید: وعده خدا درباره پیروزى شما كاملاً درست بود و به همین دلیل در آغاز جنگ پیروز شدید و به فرمان خدا دشمن را پراكنده ساختید و این وعده پیروزى تا زمانى كه دست از استقامت و پیروزى فرمان پیغمبر برنداشته بودید ادامه داشت، شكست از آن زمان شروع شد كه سستى و نافرمانى شما را فرا گرفت.

معناى تحقق وعده‏ هاى خدا، نادیده گرفتن سنّت‏هاى الهى نیست. نصرت خداوند تا زمانى است كه شما به وظیفه عمل كنید. «لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ»، «إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ»

به عبارتی اگر تصور كردید كه وعده پیروزى بدون قید و شرط بوده سخت در اشتباه بوده‏اید، تمام وعده‏هاى پیروزى مشروط به پیروى از فرمان خدااست.
درباره اینكه خداوند در كجا به مسلمانان وعده پیروزى در این جنگ داده بود دو احتمال است:

نخست اینكه منظور وعده ‏هاى عمومى است كه به طور مكرر از خدا به مومنان درباره پیروزى بر دشمنان داده شده بود، دیگر اینكه پیامبر خدا كه وعده او وعده الهى است صریحاً قبل از شروع جنگ احد به مسلمانان وعده‏ پیروزى در این میدان داده بود.
وَ تَنازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ از این جمله كه اشاره به وضع تیراندازان كوه عینین است به خوبى استفاده مى‏ شود كه تیراندازانى كه در شكاف كوه بودند درباره رها كردن سنگر خود اختلاف كردند و جمع زیادى دست به عصیان و مخالفت زدند (تعبیر به "عصیتم" یعنى نافرمانى كردید نشان مى‏ دهد كه اكثریت دست به مخالفت زده بودند) و لذا قرآن مى‏ گوید: پس از مشاهده آن پیروزى چشمگیر كه مورد علاقه شما بود، راه عصیان پیش گرفتید و در حقیقت براى بدست آوردن پیروزى كوشش لازم را به خرج دادید، اما براى نگاهداشتن آن استقامت نكردید و همیشه نگاهدارى پیروزی ها از بدست آوردن آن مشكل تر است.
مِنْكُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیا وَ مِنْكُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ

در این موقع جمعى از شما خواستار دنیا و جمع غنائم بودید در حالى كه جمعى دیگر همچون خود "عبد اللَّه بن جبیر" و چند نفر از تیراندازان ثابت قدم خواستار آخرت و پاداش هاى الهى بودند.
ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَكُمْ

در اینجا ورق برگشت و خداوند پیروزى شما را به شكست تبدیل كرد تا شما را بیازماید و تنبیه كند و پرورش دهد.
وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُوْمِنِینَ

سپس خداوند همه این نافرمانی ها و گناهان شما را بخشید در حالى كه سزاوار مجازات بودید زیرا خداوند نسبت به مومنان از هرگونه نعمتى فروگذار نمى‏ كند.

                   
بحث لغوی:

1-"تحسونهم" از ماده "حس" گرفته شده و به معنى از بین بردن حواس كسى و كشتن او است یعنى آنها را می كشتید.
2-"اذا" در اینجا شرطیه نیست بلكه به معنى "حین" و وقت است.
3ـ "اخریكم" به معنى "ورائكم": پشت سر شما مى ‏باشد.
4ـ فشلتم: فشل (بر وزن جبل) ضعف و ترس است منظور در اینجا ضعف تصمیم و برگشتن از آنست.
5ـ صرفكم: صرف: برگرداندن. حال به حال كردن را نیز صرف گویند.

اگر تصور كردید كه وعده پیروزى بدون قید و شرط بوده سخت در اشتباه بوده‏اید، تمام وعده‏هاى پیروزى مشروط به پیروى از فرمان خدا است

پیام‏ های آیه:

1ـ معناى تحقق وعده‏ هاى خدا، نادیده گرفتن سنّت‏هاى الهى نیست. نصرت خداوند تا زمانى است كه شما به وظیفه عمل كنید. «لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ»، «إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ»
2ـ از جمله عوامل شكست، سستى، نزاع و عدم اطاعت از فرماندهى است. «فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ»، «وَ عَصَیْتُمْ»

3ـ افراد براى هدف‏ هاى متفاوت جنگ مى ‏كنند. بعضى براى دنیا مى ‏جنگند و بعضى براى آخرت. «مِنْكُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیا وَ مِنْكُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ»
4ـ پایدارى در نبرد، حفظ وحدت و اطاعت، نشانه‏ى آخرت خواهى رزمندگان است. «مِنْكُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ»                       

5ـ جزاى كسى كه به جاى شكر نعمت پیروزى، به اختلاف و نافرمانى و سستى دامن زند، شكست است. «صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ»
6ـ عامل شكست ‏هاى بیرونى، درونى است. شما در درون سست و نافرمان شدید، لذا در بیرون شكست خوردید. «فَشِلْتُمْ»، «صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ»
7ـ شكست‏ها، وسیله‏ى آزمایش الهى هستند. «لِیَبْتَلِیَكُمْ»
8ـ هنگام تخلّف و شكست نیز از لطف خدا مأیوس نشوید. «عَفا عَنْكُمْ»
9ـ ایمان، بستر و زمینه‏ى دریافت فضل خاص خداوند است. «عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُوْمِنِینَ»
10ـ مومن را به خاطر یك خلاف نباید از صفوف اهل ایمان خارج دانست، بلكه باید از یك سو هشدار داد و از سوى دیگر با تشویق دلگرمش كرد. «عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُوْمِنِینَ»


منابع: 
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر احسن الحدیث، ج 2
تفسیر هدایت، ج 1


- نظرات (0)

دارویی موثر برای انسان شدن!

خداوند متعال که خالق انسان است، هدایت انسان را بر اساس فطرت او رقم زده است لذا نیکوست که ما نیز در مسیر هدایت افراد عیناً از الگویی که حق تعالی ارائه نموده است بهره گیریم. 

عشق

در آیات کریمۀ قرآن، مکرراً رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و حتی مأموریت تمام انبیاء الهی در چهار مفهوم کلیدی خلاصه و تصریح شده است:

1- آیات خدا را بر مردم بخوانند 2- آنان را تزکیه کنند 3- کتاب خدا را آموزش دهند 4- به آنها حکمت یاد دهند.  
﴿یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ ﴾ 

چنانکه ملاحظه می گردد تلاوت در صدر ماموریت پیامبران الهی قبل از تزکیه و تعلیم قرار دارد. تلاوت آیات امری غیر از آموزش کتاب خدا و آموزش حکمت است. گویا تلاوت به عنوان یک روش تربیتی معنایش این است که متربیان در معرض تابش نور معنوی و معرفتی آیات قرآن قرار گیرند. این تلاوت اثر روشنگری، انذار و ایمان ‌بخشی به انسان ‌ها را دارد و باعث تألیف قلوب و نورانی کردن دل ها می‌ شود. 
روش تلاوت در جایگاه اولین روش تربیت، مورد غفلت قرار گرفته است.
از آنجایی که انسان موجود پیچیده ایست و افراد نیز با یکدیگر تفاوت های فراوان دارند، نمی توان به سادگی راه رشد افراد را برنامه ریزی کرد.

از طرفی آیات قرآن کریم نیز از معانی ژرف و پیچیده ای برخوردار است و وقتی انسان ها در معرض آن قرار می گیرند ما نمی دانیم آیات با افراد چه می کنند.
لذا در مرحلۀ اول تربیت، باید از روش تلاوت برای تربیت استفاده کرد و این اولویت در تمام مسیر تربیت حتی برای کسانی که در اوج تربیت یافتگی قرار دارند هم وجود دارد یعنی همواره باید به تلاوت پرداخت.

مدارس و همه محیط های آموزشی باید در کنار هرگونه برنامه آموزشی و تربیتی سهمی برای تلاوت قرار دهند. افراد نیز برای برنامۀ تربیتی که برای خود می ریزند باید سهم تلاوت را مشخص نمایند. 

 

راز تلاوت در چیست؟ معنای لغوی تلاوت چیست؟

یک راه شکوفایی فطرت، تماشا کردن آیه ‌ها و نشانه‌ هاست و تلاوت قرآن خودش نوعی تماشا کردن است.
تلاوت یعنی ارائه دادن مرتب و به ترتیب مجموعه‌ای از داده‌ها. تلاوتِ آیات یعنی یک سری از آیات را جلوی چشم او بگذار تا ببیند. این به عبارتی یعنی تماشا کردن البته تماشای ذهنی.
یعنی قبل از اینکه پیامبر انسان را تزکیه کند، اول باید آیات را تلاوت کند. شاید فطرتِ انسان آمادگی داشته و در همین مرحلۀ اول، موضوع را درک کند.

یک راه شکوفایی فطرت تماشا کردن است، تماشای آیه‌ ها و نشانه ‌ها و تلاوت، خود نوعی تماشا کردن است. آیات آفاقی را که قرآن انسان را به تماشای آنها دعوت کرده است، ببین شاید فطرتت شکوفا شد. شاید دلت خوبی‌ ها را خواست و طلب کرد.

تو چه کار داری که قرآن با روح تو چه ‌کاری می‌کند؟ فقط بدان که روح تو با قرآن آشناست. قرآن را تلاوت کن و روح خودت را در معرض آیات قرآن قرار بده، خودِ قرآن می‌داند چطور روح تو را بسازد. قرآن کار خودش را انجام می‌دهد

می ‌دانیم که انسان از نظر جسمی موجود بسیار پیچیده‌ای است. وقتی یک پزشک، دارویی را برای شما تجویز می‌ کند شما نمی‌ گویید: «من قبل از خوردن دارو اول باید بفهمم این دارو چگونه می‌ خواهد روی بدن من تأثیر بگذارد؟!» چون بالاخره قبول داریم که پزشک، یک چیزهایی می‌ داند که ما نمی ‌دانیم. این به خاطر پیچیدگی ‌های جسم انسان است، حالا به این فکر کنید که روح انسان چقدر پیچیده است؟! روح انسان بسیار پیچیده‌تر از جسم اوست.
کدام یک از ما می‌ توانیم اعلام کنیم که «من درد خودم را می ‌فهمم؟»

ما دربارۀ بیماری جسمی خودمان هم نمی ‌توانیم بفهمیم که دقیقاً چه مشکلی داریم که مثلاً دچار سردرد می ‌شویم. آیا درد روح خودمان را می‌ توانیم بفهمیم؟! 

وقتی ما درد خودمان را نمی ‌فهمیم، چطور می‌خواهیم درمان خودمان را پیدا کنیم؟! ولی طبق فرمایش پروردگار، قرآن برای ما شفاء و رحمه است: ﴿ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُوْمِنینَ﴾  هدایتگری قرآن، مانند شفای بیماری ‌های روحی انسان است.
تو چه کار داری که قرآن با روح تو چه ‌کاری می ‌کند؟ فقط بدان که روح تو با قرآن آشناست. قرآن را تلاوت کن و روح خودت را در معرض آیات قرآن قرار بده، خودِ قرآن می‌ داند چه طور روح تو را بسازد. قرآن کار خودش را انجام می ‌دهد.
بعضی ‌ها وقتی پزشک برایشان قرص یا دارویی می ‌نویسد، بدون اینکه بدانند این قرص با جسم آنها چه ‌کار خواهد کرد بی ‌چون و چرا آن را مصرف می‌ کنند، اما وقتی به قرآن می ‌رسند، می‌ گویند: «من باید بفهمم که این قرآن با روح من چه می ‌کند؟»
بیایید خودمان را تسلیم قرآن کنیم. بگوییم: «وقتی من آیات قرآن را می‌ خوانم، این آیات یک کارهایی بر روی من انجام می‌ دهد که من نمی ‌فهمم و آثارش هم به این سادگی مشهود نیست، ولی من تلاوت می ‌کنم، چون می ‌دانم قرآن بیماری ‌های روح مرا شفا می‌ دهد.»

برگزاری بیست و دومین کنگره کشوری قرآن کریم ویژه دانش آموزان سمپاد

قرآن ما را هدایت می ‌کند، حتی بدون اینکه بدانیم چگونه این کار را انجام می‌ دهد. با اینکه ما نمی‌ دانیم تلاوت آیات قرآن چه آثاری بر روح ما دارد ولی این آیات تأثیر خود را بر ما خواهند داشت. قرآن فراتر از معانی و مفاهیمی که از آن درک می ‌کنیم، بر ما تأثیر می‌ گذارد.
اگر یک ‌مقدار مزۀ هدایت را از قرآن بچشیم، از خداوند متشکر خواهیم شد که تعداد آیات قرآن این‌ قدر زیاد است و حتی دوست داشتیم که ای ‌کاش بیشتر بود. 
یک نفر بود که برای تمام شدن قرآن کریم و انقطاع وحی گریه کرد. خداوند هم وقتی دید که او خیلی برای انقطاع وحی، بی ‌تابی می ‌کند، جبرئیل امین را جداگانه برای او فرستاد که با او سخن بگوید. آن شخصیت باعظمت، حضرت زهرای اطهر(سلام الله علیها) بود که برای پایان یافتن وحی خیلی گریه کرد و اشک ریخت.
فَلَا تَزَالُ بَعْدِی مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً بَاکِیَةً؛ تَتَذَکَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْیِ عَنْ بَیْتِهَا مَرَّةً، وَ تَتَذَکَّرُ فِرَاقِی أُخْرَى  
هیچ وقت از قرآن خواندن خسته نشوید. آیات قرآن تنها مرهم رنج‌ ها و دردهای دل شماست، لذا با آرامش کنار آیات قرآن بنشینید.

امیرالمومنین (علیه السلام) می ‌فرماید: هیچ وقت قرآن را طوری نخوانید که بخواهید سوره را زود تمام کنید.
لَا یَکُنْ هَمُّ أَحَدِکُمْ آخِرَ السُّورَةِ 

چند نوبت در طول روز، قرآن بخوانید و هر دفعه یک صفحه یا چند آیه بخوانید تا مزۀ آیات، کامل به دلتان بنشیند.
هدایت یک کار بسیار لطیف است و مهم‌ترین وسیلۀ هدایت هم قرآن کریم است و اولین نحوۀ برقراری ارتباط باقرآن کریم، تلاوت آیات قرآن کریم است.
آیات را تلاوت کن و بگذار این آیات هر کاری که می ‌تواند با دل تو انجام دهد. هر مقدارش را که فهمیدی، چه بهتر، و هر مقدارش را هم که نفهمیدی، بدان که تأثیر خواهد داشت. حتی آن مقداری را که فهمیدی، بدان که هنوز عمیق نفهمیده‌ای. مهم این است که ایمان بیاوریم به اینکه قرآن با ما خیلی کارها خواهد کرد. 

انسان از نظر جسمی موجود بسیار پیچیده‌ای است. وقتی یک پزشک، دارویی را برای شما تجویز می‌کند شما نمی‌گویید: «من قبل از خوردن دارو اول باید بفهمم این دارو چگونه می‌خواهد روی بدن من تأثیر بگذارد؟!» چون بالاخره قبول دارید که پزشک، یک چیزهایی می‌داند که ما نمی‌دانیم. این به خاطر پیچیدگی‌های جسم انسان است، حالا به این فکر کنید که روح انسان چقدر پیچیده است؟! روح انسان بسیار پیچیده‌تر از جسم اوست

مقام معظم رهبری مدّظله می فرمایند قرآن، کلام پروردگار مهربان است. خواندن و نگاه به آیات آن، زنگار را از دل می ‌زداید و انسان با تلاوت هر آیه، پله هایی از نردبان معنویت را طی می‌ کند. این تـلاوت، خود زمینه انس را فراهم می آورد.

من بارها گفته‏ام، باز هم مى‏ گویم ما تلاوت برجسته قرآن را در این کشور دنبال مى ‏کنیم، براى این ‏که اُنس با قرآن و تلاوت قرآن در بین مردم عمومیت پیدا کند. عزیزان من! باید با قرآن اُنس پیدا کنید. 
قرآن کریم از مبدأ وحی نازل شده است تا به بخش پایانی ‌اش که قلب مطهر حضرت است برسد و این در آیات فراوانی بازگو شده است.

خداوند فرمود ما قرآن را نازل کردیم، انزال کردیم اما نه آن طوری که باران را نازل کردیم. ما باران را به زمین انداختیم ولی قرآن را به قلب پیغمبر آویختیم.

بین انزال قرآن و انزال باران خیلی فرق است هر دو جا کلمه انزال یا تنزیل به کار رفته است اما ذات اقدس الهی قرآن را به قلب حضرت نینداخت بلکه آویخت و این همان است که از آن به حبل متین تعبیر می ‌شود؛ لذا اگر کسی با قرآن تماس داشته باشد مستقیماً با حق لله ارتباط دارد و می ‌تواند بالا برود و متزلزل نمی ‌شود چرا که به سقف بلند بسته است.

در بخشی از حدیث شریف « إِنِّی‏ تَارِکٌ‏ فِیکُمُ‏ الثَّقَلَیْنِ » آمده است که «طَرَفُهُ بِیَدِ اللهِ سُبحَانَهُ وَ تَعَالی» یک طرف این طناب به دست خداست چه کسی می ‌تواند این طناب را بگسلاند. اگر یک طرف آن به دست خداست پس حق محض است و زوال ناپذیر می باشد لذا می‌ گویند اگر قرآن با شما بود و شما با قرآن بودید راه برای ترقی باز است اقْرَأْ وَ ارْق، بخوان و بالا برو
حال میزان فهم قرآن که نصیب انسان می شود ممکن است نازل یا میانی یا عالی یا اعلی باشد و بالأخره درجاتی برای فهم قرآن هست.


- نظرات (0)

مهمان خائن، میزبان خوش خیال‎

ماهواره

با «ماه» شروع می شود، اما چندان هم «ماه» نیست؛ یعنی اگر راستش را بخواهید اصلاً ماه نیست، بلکه «چاه» است؛ آن هم از نوع عمیق اش...


همان طور که همه می دانیم امروز جامعه درگیر دست و پنجه نرم کردن با یک غول هزار سر و دست و پای دنیای تکنولوژی که یکی از آنها ماهواره است شده است که همه دنیا را به هم ریخته و چنگال های نحس خود را در بدنه ی بسیاری از خانواده ها فرو برده است.
غول ماهواره ای که اگر بخواهیم تشبیهی برایش داشته باشیم، به نظر شبیه کردنش به یک فرد لاابالی و در نگاه دین یک مفسد به تمام عیار تشبیه اشتباهی نباشد.

وسیله ای که با شیطان، دشمن قسم خورده ی انسان ها دوستی عمیقی برقرار کرده و تا می تواند می تازد و می تازد تا او را از فطرت خداجویی، خداپرستی دوری کند 
چنانچه خداوند این نکته را تذکر داده و می فرماید:
"مردان منافق و زنان منافق‌، همه از یك گروهند، آنها امر به منكر، و نهی از معروف می ‌كنند; و دست هایشان را (از انفاق و بخشش‌) می ‌بندند; خدا را فراموش كردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش كرد." (توبه‌،67)
وسیله ای که روح انسان ها را با ابزار چشم که مهم ترین وسیله در امر عفت مداری و حیا است آلوده کرده، حیا و عفت را از خانه ها و در نتیجه ی از اجتماع زدوده است.

خداوند چه زیبا به ارتباط چشم و پاکدامنی اشاره فرموده است: "قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ; (نور،30) به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه این براى آنان پاكیزه‏تر است زیرا خدا به آنچه مى ‏كنند آگاه است."
امام صادق علیه السلام فرمود: نگاه حرام تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا نگاه حرامی که حسرت و پشیمانی طولانی را به جای می گذارد.(کافی، ج5،ص 554)
حال نگاه کنیم زن و مردی که همواره در ماهواره یا شبکه های این چنینی نامحرم را بدن نیمه عریان و بزک کرده نگاه می کند و نتواند به آرزوی خود برسد و همسر خود را این چنینی نمی بیند، اگر خیلی محترم باشد و خیانتکار نباشد این ها به شکل عقده در خود می ریزد و دچار انواع بیماری های روانی می شود.

در واقع شیطان با ایجاد ترس از مبتلا شدن به تهیدستی و فقر باعث فراموش شدن خداوند به عنوان روزی دهنده میشود و انسان به انجام هر عملی برای بدست آوردن پول و ثروت حاضر می شود این مطلب به وفور در فیلم ها و سریال های شبکه های ماهواره دیده می شود

اگر هم برایش مهم نباشد کانون خانواده اش را از بین می برد و خیانت می کند و چقدر پر شده دادگاه های خانواده از این موارد و چقدر امروزه شاهد این مسائل هستیم!!
ابزاری که تنها به بدى و فحشاء و گفتن سخنان بى دلیل و نسبت دادن آن به خدا وا می دارد.( بقره، آیه 169)

و این چاه عمیق ماهواره را می توان از بزرگترین مصادیق کلام امام دانست که در حال تازیدن به سمت موسیقی حرام، قمار، همجنس بازی، نگاه ها و روابط حرام و.... است.
چاهی که اعمال ناپسندی چون همجنس بازی، خیانت و… را در قالب سریال ها و برنامه هایی به ظاهر جذاب به خورد جوانان و خانواده می دهد:
تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (النحل/63)
سوگند به خدا كه به سوى امت هاى پیش از تو [رسولانى] فرستادیم [اما] شیطان اعمالشان را برایشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برایشان عذابى دردناك است.


قمار

قمار و شرابخواری را ترویج می دهد

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة/90)
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بت ها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد كه رستگار شوید.


ما را دشمن خدا و رسول می کند

امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: خداوند بزرگ به پیامبری از پیامبرانش وحی نمود که به مومنین بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای آنان را نخورید و از راه آنان نروید (آنان را الگوی خود قرار ندهید) که در این صورت از دشمنان من محسوب می ‌شوید، همان طور که آنان دشمنان من هستند. (علل شرایع ج 2 ص 348)
و چقدر می بینیم که این وسیله هر روز ما را با سبک و سیاق زندگی دشمنان نزدیک و نزدیک تر می کند.
در روایتی رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند:
شکل‌ها به یکدیگر همانند نمی ‌گردد، جز آنکه خلق و خوها به هم نزدیک گردد و هرکس خود را شبیه گروهی سازد، از آنان به شمار می‌ رود. (ره توشه، ص 303)

 

پخش خبرهایی که واقعیت ندارد

چقدر می شنویم از این غول های هزار دست و پایی که خبرهایی را اعلام می کنند و با تحقیق و بررسی می بینیم که جز دروغ و شایعه چیزی نبوده اند:
وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِی الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلاَّ قَلِیلًا 
و چون خبرى [حاكى] از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع كنند قطعا از میان آنان كسانى‏ اند كه [مى ‏توانند درست و نادرست] آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شیطان پیروى مى‏ كردید. (نساء / 83)
قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآوُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا (الإسراء/63)
فرمود برو كه هر كس از آنان تو را پیروى كند مسلما جهنم سزایتان خواهد بود كه كیفرى تمام است.

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا (الإسراء/64)
و از ایشان هر كه را توانستى با آواى خود تحریك كن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ایشان وعده بده و شیطان جز فریب به آنها وعده نمى‏ دهد.

 

یهود هرگز راضی نمی شود

همان طور که می دانیم سردمداران این شبکه ها یهودیان و صهیونیست هایی هستند که جز منافع خود به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنند.
آنان برای رسیدن به خواسته های خود دست به هر کاری می زنند و در تلاش هستند تا همه ی جهان را با فکر و مرام و سبک خود همراه کنند:
وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ 
و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‏ شوند مگر آنكه از كیش آنان پیروى كنى بگو در حقیقت تنها هدایت‏ خداست كه هدایت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد باز از هوس هاى آنان پیروى كنى در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت. (بقره/ 120)

به مومنین بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای آنان را نخورید و از راه آنان نروید (آنان را الگوی خود قرار ندهید) که در این صورت از دشمنان من محسوب می‌شوید، همان طور که آنان دشمنان من هستند

نتیجه:

آیا برای کسانی که ایمان آورده‏اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش بدان ها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید و دل هایشان سخت گردید و بسیاری از آنها فاسق بودند.

منابع:
قرآن کریم
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه،
محسنی علی اکبر، ره توشه،



- نظرات (0)

ما،قرآن و روانشناس اسراییلی

قرآن

یک روانشناس بالینی اسرائیلی، با اذعان به اینکه قرآن کریم، مملو از توصیه‌های تربیتی است، از این کتاب آسمانی برای حل مشکلات بین فرزندان یا خانواده بهره می ‌برد.

ما مسلمانان کتابی داریم سرتاسر نور و امید و تدبیر، آمیخته با توصیه های عمیق و ژرف در مسائل مختلف.

یکی از مسائلی که در این کتاب بسیار زیبا به آن پرداخته شده، بحث توصیه های تربیتی است.

به طوری که یک روانشناس بالینی اسرائیلی، با اذعان به اینکه قرآن کریم، مملو از توصیه‌های تربیتیاست، از این کتاب آسمانی برای حل مشکلات بین فرزندان یا خانواده بهره می ‌برد.

"عوفر گروسبارد" در گفت و گو با نشریه اینترنتی "المصدر"  می گوید: «از قرآن کریم برای حل مشکلات مابین فرزندان و والدین بهره می برد.»
او نسخه‌ای از قرآن به زبان عبری را پیدا کرده و ملاحظه کردم که بیش از 300 داستان واقعی و جذاب در مورد تربیت فرزندان در آن‌ها وجود دارد.
او که درحوزه ارتباط کودکان با والدین تخصص دارد، می‌گوید: «به سرعت متوجه شدم که قرآن حاوی نکات تربیتی بسیاری است که به صورت جالبی بر رابطه بین انسان‌ها، بین فرزند و مادر و بین همسایگان و حتی میان دشمنان نیز تمرکز کرده است

در ادامه به بیان نکاتی پیرامون توصیه های تربیتی قرآن می پردازیم.

در سوره لقمان لقمان با یادآوری عظمت احاطه علمی خدا و عظمت قدرت او و عظمت حساب گری دقیق او، به فرزندش هشدار می دهد که مراقب اعمال خود باشد و با نظم و حساب دقیق، خود را کنترل کند تا هنگام بروز حساب گری خدا - که چهره کامل آن در قیامت آشکار می شود - روسفید باشد و به جای روسیاهی، مورد تشویق و پاداش الهی قرار گیرد(محمدی اشتهاردی، 1380، صفحه 23).

«صعر» در اصل یکنوع بیماری است که شتر به آن مبتلا می شود و گردنش کج می گردد. «مرح» به معنی مستی ناشی از نعمت است. «مختال» به معنی کسی است که با یک سلسله تخیلات و پندارها خود را بزرگ می بیند. «فخور» به معنی کسی است که نسبت به دیگران فخر فروشی می کند

یادآوری حسابرسی در آخرت باعث می شود تا فرد در زندگی خود برنامه ریزی داشته و عمر خود را به بطالت نگذراند این نصیحت لقمان به فرزندش امروزه برای جوانان بسیار لازم و ضروری می باشد.

او بعد از تحکیم پایه های مبدا و معاد، که اساس همه اعتقادات مکتبی است در آیه 17 سوره لقمان، به مهمترین اعمال یعنی مساله نمازپرداخته می گوید:
«یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاَةَ، پسرم نماز را بر پا دار».
چرا که نماز مهمترین پیوند تو با خالق است، نماز قلب تو را بیدار، روح تو را مصفا، زندگی تو را روشن می سازد.
آثار گناه را از جانت می شوید، نور ایمان را در سرای قلبت پرتو افکن می دارد، و تو را از فحشا و منکرات باز می دارد (مکارم شیرازی، صفحه 63).
بعد از برنامه نماز و در ادامه همان آیه، به مهمترین دستور اجتماعی؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر پرداخته و می گوید:
«وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ، مردم رابه نیکی و معروف دعوت کن و از منکرات و زشتی ها بازدار».
نظر به این که امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت به سزایی در به سازی و پاک سازی جامعه و فرد دارد، قرآن که یک کتاب کامل انسان سازی است، به آن اهمیت فراوان داده، و پیروانش را به توجه نظری و عملی به این دو فریضه بزرگ و سرنوشت ساز فراخوانده است.
امر به معروف و نهی از منکر، سبب تشویق نیکوکاران، آگاه کردن افراد جاهل، هشداری برای جلوگیری از خلاف و ایجاد نوعی انضباط اجتماعی است.

در واقع لقمان با چنین نصیحتی سبب ایجاد رابطه دوستانه بین افراد، سلامت جامعه، نظارت عمومی، تشویق افراد نیکوکار و تشویق افراد به ترک معاصی شد.
لقمان در ادامه نصیحت خود به پسرش چنین می فرماید: « وَاصْبِرْ عَلَى‏ مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزِمِ الْأُمُورِ،  با استقامت و صبور باش، که این از کارهای مهم و اساسی است».

لقمان در آیه 18 « وَلاَ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلاَ تَمْشِ فی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ، هرگز با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد» به مسائل اخلاقی در ارتباط با مردم و خویشتن پرداخته، نخست تواضع و فروتنی و خوشرویی را توصیه کرده می گوید: با بی اعتنایی از مردم روی مگردان».

«صعر» در اصل یک نوع بیماری است که شتر به آن مبتلا می شود و گردنش کج می گردد.

«مرح» به معنی مستی ناشی از نعمت است. «مختال» به معنی کسی است که با یک سلسله تخیلات و پندارها خود را بزرگ می بیند.

«فخور» به معنی کسی است که نسبت به دیگران فخر فروشی می کند.

به این ترتیب لقمان حکیم در اینجا دو صفت بسیار زشت که مایه از هم پاشیده شدن روابط صمیمانه اجتماعی است، اشاره می کند: یکی تکبر  و بی اعتنایی و دیگری غرور و خود پسندی. (جلیلی، 1384 ، صفحه 24)

یکی از مظاهر تکبر و خودخواهی که لقمان پسرش را به پرهیز از آن دعوت کرده راه رفتن مستانه یا مغرورانه است، که نشان دهنده حالت درونی زشت خودخواهی و خودبزرگ بینی است.

در آیه 33 همین سوره نیز به همه انسان ها هشدار می دهد و از اینکه فریب زرق و برق دنیا را بخورند و به آن مغرور شوند و در دام شیطان بیفتند بر حذر می دارد

این گونه راه رفتن که از آن به «مشی مرح » (با مستی و غفلت) تعبیر شده، یک نوع بلند پروازی و خود برتربینی است که موجب سرکشی و طغیان شده، و انسان را از مرز بندگی خدا خارج می سازد.

بر همین اساس خداوند در آیه 63 سوره فرقان می فرماید: « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً  ، بندگان خدا کسانی هستند که با تواضع و فروتنی راه می روند.» نیز در آیه 37 سوره اسراء می فرماید: « وَلاَ تَمْشِ فِی الأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ، و روی زمین با تکبر راه مرو، تو نمی توانی زمین را بشکافی، و طول قامتت هرگز به کوه ها نمی رسد.»
در آیه 33 همین سوره نیز به همه انسان ها هشدار می دهد و از اینکه فریب زرق و برق دنیا را بخورند و به آن مغرور شوند و در دام شیطان بیفتند بر حذر می دارد، می فرماید: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا یَوْماً لاَ یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلاَ مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلاَ تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلاَ یَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ، ای مردم، از خدا بترسید و بیندیشید از آن روزی که نه هیچ پدری به کار فرزند آید و نه هیچ فرزندی به کار پدر آید، البته وعده الهی حق است مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد و مغرور سازد و مبادا شیطان شما را فریب دهد».
در آیه 19 آخرین نصیحت لقمان به فرزندش چنین بیان شده: « وَاقْصِدْ فِی مَشْیِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ: در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن، از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت ترین صداها صدای خران است
به امید آنکه با توصیه های قرآن سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود، خانواده و جامعه ی خود کنیم.


منابع:

نشریه اینترنتی المصدر

حوزه، مقاله شهناز شعبان زاده کارشناس علوم تربیتی



- نظرات (0)

نشانه ی دوستی واقعی، همراهی در سختی هاست

جنگ احد

یك لحظه غفلت و كوتاهى در انجام وظیفه، موجب هجوم ناگوارى‏هاى پى در پى مى‏شود. اما از ناگوارى ‏هاى گذشته باید درس بگیرید و دیگر بر از دست ‏دادن اموال دنیا و یا چشیدن مصیبت‏ها، اندوه نخورید.


إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِّكَیْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (آل عمران ـ 153)
[یاد كنید] هنگامى را كه در حال گریز [از كوه] بالا مى ‏رفتید و به هیچ كس توجه نمى‏ كردید و پیامبر شما را از پشت ‏سرتان فرا مى‏ خواند پس [خداوند] به سزاى [این بى ‏انضباطى] غمى بر غمتان [افزود] تا سرانجام بر آنچه از كف داده‏اید و براى آنچه به شما رسیده است اندوهگین نشوید و خداوند از آنچه مى ‏كنید آگاه است.

إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْراكُمْ 

در این آیه خداوند صحنه پایان احد را به مسلمانان یادآورى مى‏ كند و مى ‏فرماید به خاطر بیاورید هنگامى را كه به هر طرف پراكنده مى ‏شدید و فرار مى ‏كردید و هیچ نگاه به عقب سر نمى‏ كردید كه سایر برادران شما در چه حالند در حالى كه پیامبر از پشت سر فریاد مى ‏زد: "الى عباد اللَّه الى عباد اللَّه فانى رسول اللَّه" "بندگان خدا به سوى من باز گردید به سوى من باز گردید من رسول خدایم"، ولى هیچ یك از شما به سخنان او توجه نداشتید.
فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ

در این هنگام غم و اندوه یكى پس از دیگرى به سوى شما رو آورد، اندوه به خاطر شكست، به خاطر از دست دادن جمعى از افسران و سربازان شجاع، به خاطر مجروحان و به خاطر شایعه شهادت پیامبر و واقعیت جراحات او، اینها همه نتیجه آن مخالفت ها بود.
لِكَیْلا تَحْزَنُوا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ

هجوم سیل غم و اندوه به سوى شما براى این بود كه دیگر به خاطر از دست رفتن غنائم جنگى غمگین نشوید و از جراحاتى كه در میدان جنگ در راه پیروزى به شما مى ‏رسد نگران نباشید.

اظهار علاقه، در روز آسایش مهم نیست همدلى و همراهى در روزهاى سختى نشانه‏ى دوستى واقعى است. «وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ ...»

وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

خدا از اعمال شما آگاه بود و به خوبى وضع اطاعت كنندگان و مجاهدان واقعى و همچنین فراریان را مى ‏داند، بنابراین هیچ یك از شما نباید خود را فریب دهد و چیزى بر خلاف آنچه در میدان احد واقع شده ادعا كند.

اگر به راستى جزء دسته اول هستید خدا را شكر گوئید و در غیر این صورت از گناهان خود توبه كنید.
درباره جمله‏ى «فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ» تفسیرهاى گوناگونى مطرح شده است از جمله:
1ـ خداوند به لطف خود، غم پسندیده‏ى پیروزى كفّار بر مسلمانان را جایگزین غم ناپسندِ از دست دادن غنائم ساخت.
2ـ خداوند به سزاى غمى كه بر دل پیامبر وادار كردید، شما را دچار غم و اندوه فراوان كرد.
3ـ خداوند به سزاى فرار از جنگ و نافرمانى پیامبر، غم‏ هاى فراوانى را یكى پس از دیگرى بر شما وارد كرد.
بر اساس روایات، تسلّط خالد بن ولید بر مسلمانان موجب افزایش اندوه آنان از شكست در جنگ احد گردید. (تفسیر برهان راهنما)


بحث لغوی:

تصعدون: اصعاد: رفتن در زمین هموار. صعود بالا رفتن. به قولى اصعاد به معنى صعود است.                        
تلوون: تلوون در اینجا به معنى میل و التفات و توجه است «لوى یده- رأسه» یعنى دستش و سرش را چرخانید.
اخراكم: اخرى: آخر مانده. آن مونث آخر است یعنى گروه آخر مانده.
اثابكم: ثوب: رجوع. اثابه: رجوع دادن. آن در پاداش دادن آید و گاهى در كیفر دادن.
غم: اندوه. در اصل به معنى پوشاندن است. اندوه را غم گویند كه سرور و حلم را مى‏ پوشاند.

خداوند به لطف خود، غم پسندیده‏ى پیروزى كفّار بر مسلمانان را جایگزین غم ناپسندِ از دست دادن غنائم ساخت

پیام ‏های آیه:

1ـ نتیجه‏ى سستى، اختلاف و عدم اطاعت از فرماندهى فرار و سراسیمگى در جبهه‏ى نبرد است. «حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ»، «إِذْ تُصْعِدُونَ»
2ـ یاد نقاط ضعف، مایه‏ى بهره‏ گیرى از تجربه‏هاست. «إِذْ تُصْعِدُونَ»
3ـ هنگام خطر، انسان عادّى جز خودش به ‏فكر دیگرى نیست. «لا تَلْوُونَ عَلى‏ أَحَدٍ»
4ـ فریاد رهبر، در افراد ترسو و سست ایمان تأثیرگذار نیست. «وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ»
5ـ اظهار علاقه، در روز آسایش مهم نیست همدلى و همراهى در روزهاى سختى نشانه‏ى دوستى واقعى است. «وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ ...»
6ـ آنجا كه همه فرار مى ‏كنند، رهبر باید در صحنه بماند و فراریان را فرا بخواند. «وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ ...»
7ـ یك لحظه غفلت و كوتاهى در انجام وظیفه، موجب هجوم ناگوارى ‏هاى پى در پى مى‏ شود. «غَمًّا بِغَمٍّ»
8ـ از ناگوارى‏ هاى گذشته درس بگیرید و دیگر بر از دست‏ دادن اموال دنیا و یا چشیدن مصیبت‏ها، اندوه نخورید. «لِكَیْلا تَحْزَنُوا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ»


منابع: 
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 3
تفسیر برهان راهنما
تفسیر احسن الحدیث، ج 2

 


- نظرات (0)