سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



مجرمان را چگونه وارد دوزخ مى كنند؟

دوزخ

در محشر، هر انسانی كه (در دنیا) به ندای هر كس لبیک گفت و دعوت او را اجابت و از او پیروی كرد با همان كس وارد محشر می‏شود. (آیة الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی، ج4، ص349)

انس بن مالک نقل می کند: مردى، از رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره قیامت پرسید. حضرت فرمود: براى آن روز، چه فراهم كرده اى؟ گفت: دوستى خدا و رسولش را. حضرت فرمود: تو با كسى خواهى بود كه دوستش دارى.» (بحارالأنوار ،ج 27 ، ص 85-86)

در این مقاله بر آن هستیم که به طور اختصاصی به موضوع مجرمان و چگونگی ورود این دسته از مردم در قیامت را با هم مروری داشته باشیم.


مجرمین چه کسانی هستند؟

مجرمین واقعی کسانی هستند که به دلیل دور بودن از ولایت اهل ‌بیت (علیهم السلام)،  به ویژه امام امیر المومنین علی(علیه السلام) از نماز و روزه و خیرات مقبول درگاه الهی به دور بوده‌اند.
چنانچه پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) ذیل آیۀ شریفه "فِی جَنّاتٍ یَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِینَ * مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ.."، در مورد «مجرمین» به مولا امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند: «یا علی! ... والمجرمون هم المنكرون لولایتك ...» یا علی! مجرمین همان منکرین ولایتت می ‌باشند. (تأویل الآیات:2/738)

و چه جرمی بالاتر از مخالفت و انکار ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) است که باعثخلود همیشگی در آتش خواهد بود؟!
خداوند در چندین آیه از آیات سخن از مجرمین به میان آورده و برای آنها عذابی دردناک مقرر فرموده است:
"وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا " (مریم/86) و مجرمین را پیاده به سوی آتش دوزخ برانیم. پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) به مولا امیرالمومنین (علیه السلام) در تفسیر این آیۀ شریفه فرمودند: «یا علی! ... "وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا " و هم اعدائك یساقون إلى النار بلا حساب» یا علی! [مراد از آیه که می ‌فرماید:] «مجرمین را پیاده به سوی آتش دوزخ می‌ کشانیم» آنان دشمنان تو می ‌باشند که بدون حساب آنها را به سوی آتش می‌ کشانند. (تأویل الأیات/1/307)

 

تشریفاتی مختص مجرمین!

"کَذَلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ " (مرسلات/18) ما با مجرمین این ‌گونه رفتار می‌ کنیم.

در آیات قبل از این آیه، خداوند از عذاب ‌های شدید برزخی نسبت به تکذیب کنندگان پیامبران در مورد اوصیائشان و همچنین هلاکت پیشینیان سخن می ‌گوید، سپس می ‌فرماید: "کَذَلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ " «ما با مجرمین این‌ گونه رفتار می ‌کنیم» که امام ابا الحسن موسی بن جعفر(علیه السلام) در ذیل این آیه در مورد «مجرمین» فرمودند: «من أجرم إلى آل محمّد(صلی الله علیه و آله) وركب من وصیه ما ركب» یعنی کسانی که جرم و بدی به آل محمد(صلی الله علیه و آله) نمودند و در حق وصی رسول الله(صلی الله علیه و آله) آن ظلم را انجام دادند و حق او را غصب کردند [آنان مجرمین هستند]. (الکافی/1/435)

خداى تعالى با این جمله رسول گرامیش را خبر مى دهد که مجرمین به ذکر ایمان نمى آورند، و این روش در امت هاى گذشته نیز سابقه داشته است، چون سنت آنها نیز این بود که حق را استهزاء کنند و پیروى ننمایند

در سوره «حاقه» مى خوانیم: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ، ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ» (سوره حاقه، آیات 30 و 31) «[گویند] بگیرید او را و در غل كشید، آنگاه میان آتشش اندازید.»
و در سوره «دخان» چنین آمده: «خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِیمِ» (سوره دخان، آیه 47) «او را بگیرید و به میان دوزخش بكشانید»!
در آیات متعددى تعبیر به «سوق» و راندن شده است، مانند: آیه 86 سوره مریم: «وَ نَسُوقُ الْمجْرِمِینَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً»؛ «مجرمان را (همچون شتران تشنه كامى كه به سوى آبگاه مى روند) به سوى جهنم مى رانیم.»

 

سیمای مجرمین در قیامت

«یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ فَیُوْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالأقْدَامِ؛ تبهكاران از سیمایشان شناخته مى ‏شوند و از پیشانى و پایشان بگیرند.» (آیه 41 الرحمن)

گروهی را از نواصی می گیرند. ناصیه در زبان عربی موی جلوی سر را می گویند. این که در وضو می گویند مسح سر بر ناصیه باشد یعنی بر قسمت جلوی سر باشد. اینجا که دارد: «فیوخذ بالنواصی و الاقدام» گروهی را از ناصیه شان و گروهی را از پایشان می گیرند، اشاره به این است که افراد که اخذ می شوند یک جور اخذ نمی شوند. چرا یک جور اخذ نمی شوند؟ (چون) هر کدام گناهشان در یک جاست. قلابشان همان مرکز گناهشان است.

«هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ؛ این است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى ‏خواندند. (الرحمن/ 43)

در سوره روم آیات 55 تا 57 می فرماید: وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَیْرَ سَاعَةٍ کَذَلِکَ کَانُوا یُوْفَکُونَ

وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالإیمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتَابِ اللَّهِ إِلَى یَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا یَوْمُ الْبَعْثِ وَلَکِنَّکُمْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ

قیامت

و روزى كه رستاخیز بر پا شود مجرمان سوگند یاد مى‏كنند كه جز ساعتى [بیش] درنگ نكرده‏اند [در دنیا هم] این گونه به دروغ كشانیده مى‏ شدند.  

و[لى] كسانى كه دانش و ایمان یافته‏اند مى‏ گویند قطعاً شما [به موجب آنچه] در كتاب خدا[ست] تا روز رستاخیز مانده‏اید و این روز رستاخیز است ولى شما خودتان نمى‏ دانستید. 

و در چنین روزى [دیگر] پوزش آنان كه ستم كرده‏اند سود نمى ‏بخشد و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى ‏شود.

 

خود را از مجرم شدن دور ندانیم!

خداوند متعال در آیه 30 سوره فرقان‌، شكایت آن حضرت را مطرح كرده و می ‌فرماید:

"وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها كردند."

این شكایت گرچه بر اساس ظاهر آیه شامل حال مسلمانانی كه دعوت قرآن و پیامبر اكرم ‌را پاسخ ندادند، می‌ شود؛ ولی كافران و مشركانی نیز دعوت قرآن را نپذیرفتند، در روز قیامت مورد بازخواست قرار می‌ گیرند.

در آیه 31، سوره فرقان‌، خداوند متعال برای دلداری و دلجویی پیامبر اكرم‌ صلی الله و علیه وآله می‌ فرماید: "وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ وَکَفَى بِرَبِّکَ هَادِیًا وَنَصِیرًا؛ و این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از گناهكاران قرار دادیم و همین بس كه پروردگارت راهبر و یاور توست."

امام ابا الحسن موسی بن جعفر(علیه السلام) در ذیل این آیه در مورد «مجرمین» فرمودند: «من أجرم إلى آل محمّد(صلی الله علیه و آله) وركب من وصیه ما ركب» یعنی کسانی که جرم و بدی به آل محمد(صلی الله علیه و آله) نمودند و در حق وصی رسول الله(صلی الله علیه وآله) آن ظلم را انجام دادند و حق او را غصب کردند [آنان مجرمین هستند]

یعنی همان طور كه مجرمان را دشمن تو كردیم‌، برای هر پیامبری دشمنی از قومش وجود داشت و معنای قرار دادن دشمن از مجرمان ـ كه همان رد كنندگان دعوت قرآن كریم هستند ـ این است كه خداوند متعال بر دل ‌های گناهكاران به جرم گناهشان‌، مُهر می ‌زند، در نتیجه‌، دشمن حق شده و دعوت كننده به سوی حق را نیز دشمن می‌ دارند و او را رد می ‌كنند.

بنابراین‌، مجرمان مسلمانان و امت پیامبر اكرم ‌هستند كه دعوت قرآن كریم را رد می ‌كنند و پیامبر اكرم‌ صلی الله و علیه وآله نیز از آن ‌ها به پیشگاه خداوند متعال شكایت می ‌برد. (المیزان‌، علامه طباطبایی‌؛ ج 15، ص 205 و 206، تفسیر نمونه‌، آیت اللّه مكارم شیرازی و دیگران‌، ج 15، ص 76ـ79)

در سوره حجر آیه 12 می فرماید: «کَذلِکَ نَسْلُکُهُ فی‏ قُلُوبِ الْمُجْرِمینَ»؛ همان گونه که ما پیام هاى خود را براى امّت هاى گذشته فرو فرستادیم و مورد تکذیب قرار گرفت، این قرآن را نیز به گونه اى در دل هاى این مجرمان راه مى دهیم که سرانجام مورد انکار آنان قرار گیرد.

کلمه سلوک به معناى نفوذ کردن، و نفوذ دادن است.

معناى آیه این است که: وضع رسالت تو و دعوتت به ذکرى که بر تو نازل شده شبیه به وضع رسالت هاى قبل از تو است، همانطور که در آن رسالت ها عکس العمل مردم این بود که رسالت ما را رد نموده، استهزاء کنند، و ما این چنین ذکر (قرآن) را در دل هاى این مجرمین نفوذ داده و داخل مى کنیم.

خداى تعالى با این جمله رسول گرامیش را خبر مى دهد که مجرمین به ذکر ایمان نمى آورند، و این روش در امت هاى گذشته نیز سابقه داشته است، چون سنت آنها نیز این بود که حق را استهزاء کنند و پیروى ننمایند.

مراقب باشیم با دور شدن از حق و خدایی ناکرده مسخره کردن مسائل حق و درست در دسته مجرمین قرار نگیریم.

منابع:

کتاب: برزخ «پس از مرگ چه می‏گذرد؟»؛ نوشته مهدی فربودی

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 6



- نظرات (0)

چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم

چرا خلق شدم

اگر خدا عادل است و مهربان، چرا بنده را خلق کرد تا خطا کند و جهنمی آفرید تا خطاکارانش را به آن بیاندازد؛ این چه عدل و مهربانی است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است ابتدا به بیان فلسفه خلقت آدمی بپردازیم:
همانطور که میدانیم خداوند متعال حکیم و عادل است. به این معنا که کاری که خلاف عقل بوده و دارای ذره ای ظلم در حق مخلوقات باشد از او صادر نمی شود. بنابراین در هر فعلی از خداوند یقیناً فلسفه و علتی نهفته است. « إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیما" [نساء/40] در حقیقت، خدا به مقدار ذرّه اى ستم نمى کند (تمام رفتارهایش بر اساس عدل است) و اگر [آن ذرّه، کارِ] نیکى باشد دو چندانش مى کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى بخشد.»

فلسفه خلقت

با توجه به آیات شریفه قرآن، می توان فلسفه خلقت را در چند مورد بیان کرد:

الف: طاعت و عبادت

این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون; [ذاریات/56] جن و آدمى را نیافریدیم مگر براى عبادت و پرستش کردن».

 ب: امتحان

«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَ  وَ تِ وَ الاْرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّام وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [هود/7] و او کسى است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخاطر اینکه) شما را بیازماید که کدام یک از حیث عمل بهترین هستید».

 ج: مقام خلیفه اللهی

«وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاْرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون [بقره/30] و هنگامى که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینى قرار مى دهم (قرار دهنده ام) گفتند: آیا در زمینى که کسى که در آن فساد مى کند و خون مى ریزد قرار مى دهى؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو مى کنیم. فرمود همانا من چیزى را که شما نمى دانید مى دانم».
و اینگونه می توان بین این سه دلیل را جمع بست:
فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی  شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.
نتیجه آنکه؛ نتیجه هر سه فلسفه ذکر شده، رسیدن به رحمت واسعه ی الهی است. به عبارت دیگر هر چه انسان در طریق بندگی پیش رود، به همان اندازه می تواند از رحمت بی نهایت الهی نیز استفاده برد.
 «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى [نجم/42] و انتها (ى سیر عمل هر عاملى و حركت هر موجودى در جهان هستى) به سوى پروردگار توست.»
بنابراین آنچه مشخص شد؛ این است که فلسفه اصلی خلقت انسان، رسیدن به رحمت الهی و استفاده از نعمت های خداوندی است.  آنچه خداوند در روز ازل برای انسان در نظر گرفته، وجود چنین نعمتی است و در هیچ جای قرآن و روایات مشاهده نمی شود که چیزی خلاف این موارد وارد شده باشد.

شیطان دشمنی آشکار

فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.

اما از آنجا که شیطان این دشمن آشکار آدمی نیز بیکار ننشسته و قسم [1] بر گمراهی انسان خورده، چون عاقبت محض خویش را که همان جهنم است میداند، می خواهد با نا امید کردن آدمی که آن هم وسیله و ابزاری ست برای گمراهی انسان، سعی در همراه کردن انسان با خود تا جهنم را کند.
که البته ممکن انسان بواسطه  اختیاری که خداوند متعال برای او منت قرار داده و بواسطه ی آن، او را از سایر موجودات متمایز ساخته، ممکن است هر راهی را انتخاب نماید. [2] که به فرض انتخابِ راهی که انتهایش جهنم است، خود انسان مورد ملامت خواهد بود نه عدل و عدالت الهی.
اما آنچه خداوند متعال در قرآن به بندگان وعده داده، بخشش و رحمتش است؛ حتی برای کسانی که بر خود ظلم کرده و اینک از کار خود پشیمان شده اند. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [الزمر /53] بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید از رحمت خدا نومید مشوید كه خدا تمامى گناهان را مى آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است»
پس از بیان تمامی این ادله های عقلی و نقلی حال این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش  باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.
پس خدا من را خلق نکرد تا گناه کنم و حتی اگر گناهی مرتکب شوم راههای بازگشتش را بروی من نبسته است و این من هستم که از میان رحمت و غضب خداوندی و از میان بهشت و جهنمش یکی را انتخاب می کنم، این همان قدرت اختیار است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و تنها او را ملبس به این صفت کرده است.
[1]. «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ [ص/82] [شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم»
[2]. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [انسان/3] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند»


- نظرات (0)

شرط قبولی اعمال

دعا در رمضان

عبادات برای توجه و نزدیکی انسانها به خداوند وضع شده است ،همانگونه که اهل بیت علیهم السلام هدف از عبادات را رسیدن و نزدیک شدن به خداوند ذکر می کردند که در این باره حضرت زین العابدین علیه السلام در مناجات های خمس عشر به خدا عرض می كنند: "یا نعیمی و جنتی یا دنیای و آخرتی؛ تو نعمت های منی، تو بهشت منی، تو دنیای منی، تو آخرت منی! آری خدا چنین بنده هایی دارد.
یکی از عبادت هایی که خداوند برای مسلمانان وضع کرده تا به وسیله آن مقرب درگاه الهی گردند روزه  است موضوعی که پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم تاکید برآن داشته اند و خداوند هم چندین بار در قرآن به این موضوع اشاره کرده است.

مقدمه ای برای تقوا

از امام صادق علیه السلام آمده است: «فمن لم یتوّلنا لم یرفع الله له عملاً» هركس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی كند.(كافی، ج 1، ص 430)

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
اى كسانى كه ایمان آورده اید! روزه بر شما مقرّر گردید، همانگونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند مقرّر شده بود، باشد كه پرهیزگار شوید. (بقره / 183)
در این آیه خداوند به دست آورد روزه که تقوا می باشد اشاره کرده. تقوا، به معناى خویشتن دارى از گناه می باشد و در کتب لغت تقوا را به معنای پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده ترجمه کرده اند. (لسان العرب ج15، ص402)
ریشه بیشتر گناهان شهوت و هوای نفس می باشد که به وسیله روزه جلوی بسیاری از این مسائل گرفته می شود به طوری که یک ماه روزه داری تمرینی برای انسان می باشد تا بتواند در طول سال با هوای نفس خود مبارزه کند و این یعنی تقوا.
آگاهی و علم نتیجه تقوا خواهد بود یعنی وقتی انسان تقوا را پیشه کند در حقیقت در برابر شیطانی می ایستد که به وسیله تحریک شهوت، خواهان از کار افتادن عقل انسان است و خداوند به وسیله ابزار تقوا، پیروزی بر شیطان را به ما عنایت می کند همانگونه که در قرآن فرموده است :«اِن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقانا» اگر تقوى پیشه كنید خداوند به شما نورانیت و روشن بینى خاصى مى بخشد كه بتوانید حق را از باطل به خوبى تشخیص دهید. (انفال / 29) پس انسان می تواند به وسیله تقوا حق و باطل را از همدیگر تشخیص بدهد.
روزه چون مثل سایر عبادات دیگر دیدنی نیست بلکه عبادتی مخفی است، تقوا و خداترسى در ظاهر و باطن به وجود می آورد که نتیجه آن علاوه بر بخشش گناهان، قرب و نزدیکی به خداوند می باشد، چنانكه در حدیث قدسى خداوند مى فرماید: «الصوم لى و انا اجزى به» روزه براى من است و من آن را پاداش مى دهم. (بحارالانوار، ج 93، ص 256، باب 30، فصل الصوم)

تمرین صبر

امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیة 189 بقره «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» از درب خانه ها وارد شوید، نه از بیراهه، فرمودند : مقصود آن است كه هر كاری را از راهش وارد شده و انجام دهید و طبق دستور عمل كنید.( المیزان، ج 2، ص 59)

«وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ» و از صبر و نماز یارى جویید و این كار جز براى خاشعان، گران وسنگین است. (بقره / 45)
حضرت علی علیه السلام صبر را بر چند نوع تقسیم کردند و یک قسمت صبر, صبر بر عبادت می باشد و اگر در روایات آمده كه مراد از صبر در این آیه روزه  است، اشاره به یكى از مصادیق صبر دارد.
انسان به وسیله چند ساعت روزه بودن و منع شدنش از خوردن اموال پاک و حلال ،تمرینی می کند تا صبر و تحملش بالا برود و به راحتی در برابر محرمات و اموال حرام بگذرد.
پس ما به وسیله روزه تمرین بر صبری می کنیم که دلیل سلام و تحیت فرشتگان به اهل بهشت می باشد، «سلام  عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» (رعد/ 24) چرا که صبر وسیله و مقدمه انجام تمام عبادات و ترک محرمات می باشد و اگر انسانی صبور نباشد، نمی تواند در برابر هوای نفس و امیال خود مقاومت کند و تسلیم شیطان خواهد شد.

تسلیم بودن در برابر دستورات خداوند

«کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ»؛ بخورید و بیاشامید، تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) براى شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید. (بقره / 187)
خداوند در این آیه به مسلمان ها اجازه می دهد در این وقت معین (مغرب تا اذان صبح) از همه حلال ها استفاده و بهره ببرند ولی در غیر این مواقع دیگر باید دست نگه دارند. یعنی ما اگر بخواهیم بنده واقعی خداوند  باشیم باید تسلیم دستورات او باشیم و سرپیچی نکنیم.

ریشه بیشتر گناهان شهوت و هوای نفس  می باشد که به وسیله روزه جلوی بسیاری از این مسائل گرفته می شود به طوری که یک ماه روزه داری تمرینی برای انسان می باشد تا بتواند در طول سال با هوای نفس خود مبارزه کند و این یعنی تقوا

ارزش روزه به تسلیم فرمان خدا بودن است و ما در این یک ماه تمرین میکنیم تا بتوانیم در تمام لحظات زندگی تسلیم دستورات خداوند باشیم. پس اگر خداوند به ما دستور روزه  گرفتن داد، باید روزه  بگیریم  و اگر حكم به افطار كرد، باید روزه را شكست همانگونه که در آیه 184 بقره فرموده است:« أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و كسانی كه از شما بیمار یا مسافر باشند روزهای دیگری را (بجای آن روزه بگیرند)
در مجمع البیان آمده است: گروهى از اصحاب پیامبر حتّى در حال سفر روزه  گرفته و مایل نبودند كه روزه  خود را بشكنند. رسول اكرم صلى الله علیه و آله آنان را گناهكار خواندند. همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: اگر كسى در سفر روزه  بگیرد، من بر جنازه ى او نماز نمى گزارم.
روزه به ما یاد می دهد که همه کارهایمان طبق دستور و خواسته خداوند باشد همانگونه که امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیة 189 بقره «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» از درب خانه ها وارد شوید، نه از بیراهه، فرمودند: مقصود آن است كه هر كاری را از راهش وارد شده و انجام دهید و طبق دستور عمل كنید.(المیزان، ج 2، ص 59)

 امر به ولایت مداری

ارزش روزه به تسلیم فرمان خدا بودن است و ما در این یک ماه تمرین میکنیم تا بتوانیم در تمام لحظات زندگی تسلیم دستورات خداوند باشیم. پس اگر خداوند به ما دستور روزه  گرفتن داد، باید روزه  بگیریم  و اگر حكم به افطار كرد، باید روزه  را شكست همانگونه که در آیه 184 بقره فرموده است: «أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و كسانی كه از شما بیمار یا مسافر باشند روزهای دیگری را (بجای آن روزه بگیرند)

اهمیت روزه تنها و تنها در ننوشیدن و نخوردن نیست بلکه تسلیم بودن انسان در برابر دستورات خداوند است و در روایات یکی از شرط قبولی روزه رضایت والدین ذکر شده و آمده است که اگر والدین از او ناراضى باشند، شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است.
گفته شد که روزه ما را به تقوا می رساند، همان تقوایی که  امام باقر علیه السّلام می فرماید: «و ما تنال و لایتنا الّا بالعمل و الورع» در خط رهبری ما نیست، مگر آنانكه اهل عمل و تقوا باشد. (بحارالانوار، ج 71، ص 187)
روزه انسان را به ولایت هدایت می کند که باعث قبولی عبادات است و اگر انسانی بی ولایت باشد اعمال او به قدری بی ارزش است که به سمت آسمان بالا نمی رود  همانگونه که در حدیث از امام صادق علیه السلام آمده است: «فمن لم یتوّلنا لم یرفع الله له عملاً» هر كس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی كند. (كافی، ج 1، ص 430)


- نظرات (0)

عثمان طه کیست؟

اگر نگاهی به قرآن‌های روی طاقچه‌ خانه‌تان بیندازید، به احتمال زیاد روی بیشتر آنها نوشته شده است به خط «عثمان طه». عثمان طه کیست و چرا تا به حال جایگزینی به فراگیری این خط پیدا نشده است؟

به گزارش اترک نیوز، ماه رمضان، ماه روزه و قرآن و عبادت است و در این ایام بیش از هر زمانی سراغ قرآن‌های خود می‌رویم و جزء به جزء می‌خوانیم. سالهاست که بیشتر ما قرآن را با خط عثمان طه می‌شناسیم و با اینکه شاید خواندن قرآن به این خط برای ما مشکل باشد، باز رایج‌ترین قرآنی که در دست قرآن‌خوان‌ها می‌بینیم، با همین کتابت است.

عثمان طه کیست؟

«عثمان طه» حافظ برجسته و شهیر معاصر سوری است که کتابت قرآن کریم توسط او در دو دهه قبل باعث تحول در زمینه رسم الخط و چاپ قرآن کریم در جهان اسلام شد. این استاد سوری، در دهه هفتاد میلادی کتابت قرآنی را به خط نسخ به پایان رساند. نخستین چاپ این قرآن در قطع رحلی در سال ۱۴۰۰(ه.ق)  در دمشق انتشار پیدا کرد. کتابت این قرآن طرح سنجیده و برنامه ریزی شده ای دارد. به این معنی که هر صفحه آن پانزده سطر دارد وهر صفحه، با اول یک آیه آغاز شده و به آخر یک آیه ختم می‌گردد و هر جز قرآن در بیست صفحه نوشته شده و با احتساب دو صفحه در اول و دو صفحه در آخر که برای تذهیب و تزیین‌های دیگر در نظر گرفته شده مجموعا در ۶۰۴ صفحه تدوین شده است.

بزرگترین شگفتی این کتابت در همین نظم و صفحه‌بندی آیات است؛ به نحوی که این استاد سوری قرآن موفق شده طولانی‌ترین آیه قرآن کریم را در یک صفحه جای بدهد. ویژگی بعدی این کتابت اعراب‌گذاری دقیق و کامل است و تقریبا هیچ خطی از این لحاظ به کاملی عثمان طه نیست؛ گرچه همین اعراب‌گذاری گاهی خواندن قرآن را برای عموم مردم مشکل می‌کند

قرآن عثمان طه خیلی زود در تمام کشورهای اسلامی پخش و منتشر شد و تقریبا تمام خطوط و کتابت‌های دیگر را منسوخ کرد و الان با گذشت چهار دهه از عمر کتابت آن، هنوز رایج‌ترین کتابت قرآن به شمار می‌رود.

چرا خط عثمان طه انحصاری است؟

انحصار کتاب عثمان طه در کشورهای اسلامی باعث می‌شود این سوال را به وجود بیاورد که مزیت نسبی این خط و کتابت نسبت به سایر خطوط که اتفاقا قدمت بیشتری هم دارند، چیست. پاسخ سوال خود را از «احمد زرنگار» سرپرست معاونت نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم سازمان دارالقرآن، گرفتیم: «بحث کتابت قرآن بحثی دنباله‌دار و مورد اختلاف بین دانشمندان است. خط عثمان طه به شیوه نسخ عربی است و یک شیوه هم بیشتر ندارد؛ در حالی که خطوط فارسی حتی در نسخ هم انواع مختلفی دارد که سابقه شان هم بیشتر از خط عثمان طه است. خط عثمان طه حدودا سابقه‌ای ۵۰ ساله دارد؛ اما عمر خط ما به قرن چهارم و حتی قبل‌تر برمی‌گردد که به اسم قیاسی معروف است. اکثر ناشران به شیوه قیاسی (املایی؛ یعنی همان طور که خوانده می‌شود، نوشته شود.) قرآن‌ها چاپ می‌کردند و بعد به دلایل مختلف که بیشتر به خاطر اتحاد و اینکه در جهان اسلام بین شیعه و سنی یک کتابت واحد استفاده شود، بیشتر خط عثمان طه ترویج پیدا کرد.»

خواندن قرآن‌های عثمان طه مشکل است

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در برخورد با قرآن‌های عثمان طه به وجود می‌آید، دشواری تلاوت این کتابت است. زرنگار در این باره می‌گوید: «من خودم معلم قرآن هستم و بقیه معلم های قرآن هم اذعان دارند که برای دانش‌آموزان و حتی قشر دانشگاهی ما خواندن خط عثمان طه سخت است که یکی از دلایل آن هم الف‌های مقصوره‌ای است که در آن وجود دارد. (مثلا کتاب به صورت کتب نوشته می‌شود.) البته حدود هشت هزار کلمه در این کتابت، همخوانی املا نداشت که به ناچار این هشت هزار کلمه تغییر پیدا کرد و الان هم این روند دارد ادامه پیدا می‌کند.»

باید انحصار بشکند

زرنگار می‌گوید خطوط و کتابت‌های قدیمی‌تر و اصیل‌تری برای قرآن کریم وجود دارند که خواندن قرآن را آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند. فقط کافی است که این انحصار بشکند. «ما به دنبال این هستیم که جلساتی بین خودمان و مرکز طبع و نشر بگذاریم بلکه بتوانیم این انحصار را بشکنیم و بقیه خطوط ایرانی هم رایج شود. مثلا خط آقای «حسن زاده» و خط استاد «عبادی» الان آماده شده است. قبلا هم فونت استاد «حسن نی‌ریزی»، استاد بزرگ خط ایران را تهیه کردیم و در اختیار ناشران قرار دادیم.»

خط عثمان طه زیباست

این استاد دانشگاه معتقد است گرچه خط عثمان طه بدخوانی‌هایی دارد؛ اما به لحاظ زیبایی کم رقیب است. «خط عثمان طه واقعا خط زیبایی است و به لحاظ زیبایی برتری‌هایی نسبت به بقیه خطوط دارد. البته به لحاظ خود خط زیباست، نه به لحاظ رسم و ضبط. درباره رسم خطوط اختلاف نظر زیاد است؛ اما درباره هیچ کدام از این رسم ها حرف ثابتی وجود ندارد و ریشه آن به هیچ معصومی نمی‌رسد و ما هیچ عبارتی از پیامبر یا ائمه درباره چگونگی کتابت قرآن نداریم. در صورتی که روایتی داشته باشیم باید به خط مشخصی مقید باشیم. عقل سلیم و عرف می‌گوید که همه چیز پیشرفت می‌کند. خط هم پیشرفت می‌کند. مثلا ما الان که نمی‌توانیم به شیوه خط کوفی بنویسیم. خطی که پیشرفت کرده و شایع است، حتی در کتاب های عربی به شیوه قیاسی و املایی است؛ یعنی همان طور که تلفظ و نطق می‌کنیم، بنویسیم و این باعث می‌شود که امر قرائت هم آسان بشود. یعنی هر چقدر کتابت آسان شود، قرائت هم آسان‌تر می‌شود. شاید یکی از دلایل این که ما حتی در رده دانشگاه مشکل روخوانی داریم، به خاطر کتابت سخت قرآن باشد. حتی در کشورهای عربی هم الان نهج البلاغه و مفاتیح و صحیفه همه به خطوط زبان عربی امروزی هستند.»

تغییر کتابت قرآن وحدت شیعه و سنی را به خطر می‌اندازد؟

برخی گمان می‌کنند که تغییر کتابت قرآن یعنی تحریف قرآن. درباره این فرضیه هم زرنگار می‌گوید: « کم‌رنگ کردن خط عثمان طه شاید باعث بشود برخی گمان کنند قرآن هایی که در ایران وجود دارد و شیعه‌ها دارند که با بقیه قرآن ها متفاوت است و بنابراین قرآن آنها تحریف‌شده است. خط عثمان طه را خودمان در ایران رواج دادیم؛ اما نباید به خاطر اینکه برخی سواستفاده نکنند، بقیه کتابت‌های قرآن را کنار بگذاریم. ما باید دانشمندان قرآنی جهان اسلام را توجیه کنیم. حتی ما در جلسات بین المللی درمورد این قضیه صحبت می‌کنیم. مثلا در سفری که به سودان داشتیم، حتی آن مسئول ناظر بر نشر قرآن هم ( معمولا در همه کشورهای اسلامی وجود دارد) می‌گفت خوش به حال شما که در ایران می‌توانید درباره رسم و ضبط قرآن تحقیق کنید. اینجا همه ساله باید همین قرآن عثمان طه را چاپ کنیم.»

مردم کتابت‌های ایرانی قرآن را نمی‌شناسند

دکتر زرنگار راه‌حل این مشکل را آشنایی مردم با دیگر خطوط و در نهایت دادن حق انتخاب به آنها می‌داند. «ما معتقدیم که باید این انحصار برداشته شود؛ اما همچنان قرآن های عثمان طه هم چاپ شوند. البته ما خیلی از قرآن‌های خود را با الگوبرداری از مدل و نظم کتابت عثمان طه چاپ کرده‌ایم. خط عثمان طه باید در کنار خطوط ایرانی به مردم عرضه شود و خود مردم خود تصمیم بگیرند که کدام خط را انتخاب کنند. الان در طول سالها آنقدر این کتابت مطرح شده که مردم به اندازه‌ای که عثمان طه را می شناسند، خطوط استادان خط ایرانی مثل استادان نیریزی، حسن زاده، عبادی، اشرفی تبریزی، سالکی، صفامهدوی و غیره را نمی شناسند.»

منبع: مهر

- نظرات (0)

چرا روز قیامت از هم فرار می کنیم؟

قیامت

قرآن می فرماید: «وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ» (زمر، 68) هنگامی که در شیپور دمیده می شود، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش می شوند و می میرند «اِلاَّ ماشاءَ اللهُ» مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» این نفخه دوم است. نفخۀ  «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار می شوند.
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) همه آماده می شوند و به انتظار محاسبه می ایستند، همانطور که در سوره ی یس آیه 51 آمده است: «نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
در حقیقت یکی از وعده های الهی، محقق می شود: همه انسان ها محشور شده و حتی یک تن از آنان جا نمی ماند. [کهف، 47]

پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچکس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش.

جمعیت بسیار زیادی گرد خواهند آمد؛ زیرا از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، انسان های بسیار زیادی زندگی کرده و از دنیا رفته اند و خواهند رفت. عملاً وضعیت یک فرد در میان این همه جمعیت سرگردان و نگران مانند انسانی است که در دریایی سهمگین غرق شده و جز نجات خویش، اندیشه ای دیگر در سر ندارد.
حالت ها به طوری است که می فرمایند: «یُنَبَّأُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ» (سوره قیامت،13) در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر می شود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود
روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شوند و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می  فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]
در این روز، انسان نزدیک ترین نزدیکانش را که برادر و پدر و مادر و زن و فرزند هستند نه فقط فراموش کرده، بلکه از آنها فرار می کند، [عبس، 34 - 36] و این نشان می  دهد هول و وحشت محشر آن قدر زیاد است که انسان را از تمام پیوندها و علائقش جدا می کند.
بعضى گفته اند منظور فرار از برادران و پدران و مادران و همسر و فرزندانى است که راه ایمان و تقوا و اطاعت خدا را نپیمودند، او از آنها فرار می کند که مبادا به سرنوشتشان گرفتار شود.

روز قیامت روز حسابرسی است. در آن روز، آن قدر بر انسان ها سخت می گذرد و افراد نگران عاقبت خود و اعمالشان هستند که از غیر خود غافل می شنود و تنها نگرانیشان سرنوشت خود است. خداوند در قرآن می فرماید: «در آن روز هر کدام از آنها وضعى دارند که او را کاملاً به خود مشغول می سازد.» [عبس، 37]

بعضى نیز گفته اند این فرار از آن رو است تا مبادا این افراد حقوقى به گردن او داشته باشند و از او مطالبه کنند، و او از اداى آن عاجز باشد.
در میان این سه تفسیر، تفسیر اول مناسب  تر به نظر می رسد، اگرچه جمع میان آنها نیز بی مانع است. [مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 157]
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) در این باره فرمود: «در سه جا، هیچ کس، به یاد دیگران نیست؛ هنگام میزان؛ تا این که ببیند که آیا ترازویش سنگین است یا سبک. هنگام صراء تا این که ببیند از آن عبور خواهد کرد یا نه، و هنگام دریافت نامه اعمال، تا این که ببیند به دست راستش داده می شود یا دست چپش. در این سه موضع، کسی حتی به یاد دوست صمیمی اش یا محبوبش یا نزدیکانش یا دوست و فرزندش و والدینش نخواهد بود ... به خاطر صحنه های بسیار هولناک قیامت این اتفاق خواهد افتاد» [بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 586]


- نظرات (0)