سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

مثال‏هاى علمى قرآن‏

قرآن

مقدمه

قرآن در آیات زیادى به حركت زمین و خورشید و زوجیت گیاهان و... اشاره دارد. به طورى كه انسان را در مقابل عظمت علمى خود خاضع مى‏كند. ولى آنچه مهم است این است كه روشن شود هدف قرآن از ذكر مثالهاى علمى چیست؟

در این مورد مى‏توانیم سه نظریه ارائه كنیم:

الف) ذكر مطالب و مثالهاى علمى در قرآن كریم هدف اصلى و نهایى قرآن نیست‏بلكه هدف اصلى قرآن هدایت انسان به سوى خداست اما براى مثال و شاهد آوردن از مطالب علمى واقعى استفاده مى‏كند. پس علوم تجربى و پرداختن به آنها از اهداف اصیل و اولیه قرآن محسوب نمى‏شود. این قول مطابق نظر بعضى بزرگان و كسانى است كه مى‏گفتند قرآن تبیان هر چیزى است كه در رابطه با هدایت دینى باشد. (36)

ب) همان طور كه بیان هدایت و معنوى انسان و معارف الهى از اهداف اولیه و اصیل قرآن كریم است، بیان مطالب علمى هم از اهداف اصیل قرآن است و لذا قرآن به علوم طبیعى و شناخت طبیعت توجه زیادى كرده است. این كلام مى‏تواند مطابق نظر كسانى باشد كه مى‏گفتند در قرآن همه علوم و معارف دینى و بشرى و تجربى وجود دارد. (37)

نكته جالب این جاست كه بعضى از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمین و یا زوجیت گیاهان و یا توده عظیم گازها و اتمها با تفكر علمى موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولى قرآن با شجاعت مطالب علمى و محكم و به دور از خرافات را بیان مى‏كند.

ج) قرآن در داستانها و مثالهاى علمى به صورت سمبلیك و طبق فرهنگ مخاطبان خود سخن مى‏گوید و هدف آن بیان مطالب علمى به صورت اصلى یا عرضى نیست و چون در بحث قبل، ما وجود همه علوم در ظواهر قرآن را رد كردیم، پس مبناى قول دوم باطل شده است لكن براى روشن‏تر شدن مطلب كلام یكى از نویسندگان را در مورد مطالب علمى قرآن مى‏آوریم:

بعضى از بزرگان معاصر این طور فرموده‏اند در قرآن كریم بحث درباره جهان و طبیعت و انسان به طور استطرادى و تطفلى به میان آمده است و شاید هیچ آیه‏اى نیابیم كه مستقلا به ذكر آفرینش جهان و كیفیت وجود آسمانها و زمین پرداخته باشد، هماره این بحثها به منظور دیگر عنوان شده است. در موارد بسیار گفتگو از آفرینش جهان و انواع آفریده‏ها براى آگاهانیدن انسان و رهنمونى اوست‏به عظمت الهى و سترگى حكمتهایى كه خدا در آفرینش به كار برده است. در همه جا نیز این هدف ممكن است منظور باشد كه انسان با نگرش به عالم از آن جهت كه آفریده خدا و در چنبره تدبیر اوست معرفت فطرى و شناخت‏حضورى خود را شكوفایى دهد، و شدت و نیروى بیشترى بخشد (و عقربه دل او را در جهت‏خدا نگاه دارد.)

به عبارت دیگر، قرآن كتاب فیزیك، گیاه شناسى، زمین شناسى و یا كیهان شناسى نیست. قرآن كتاب انسان سازى است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقیقى (تقرب به خداى متعال) نیاز دارد به او بیاموزد و لذا آیات مربوطه به جهان و كیهان در هیچ زمینه هیچ گاه به بحث‏هاى تفصیلى در مورد موجودات نپرداخته بلكه به همان اندازه‏اى كه هدف قرآن در هدایت مردم تامین مى‏شده بسنده كرده است. به همین جهت، بر خلاف بسیارى از آیات دیگر این آیات داراى ابهامهایى است و كمتر مى‏توانیم یك نظر قطعى به قرآن نسبت دهیم (38) ».

فواید ذكر مثالهاى علمى در قرآن كریم:

1 - راه قرآن را در زمینه خداشناسى هموار مى‏كند. چون هدف قرآن بیان آیات الهى و توجه دادن مردم به جلوه‏هاى فیض و قدرت الهى بوده است تا مردم را بیشتر متوجه خدا كند این از راه ذكر مثالهاى علمى و آیات الهى در آسمانها و زمین و دریاها و عجایب خلقت انسان و جانوران تامین شده است، لذا احتیاج به ذكر فرمولها و تفاصیل هر مطلب یست‏بلكه اشاره ضمنى كافى است.

2 - اعجاز علمى قرآن را ثابت مى‏كند. این مثالهاى حق و واقعى كه با مطالب اثبات شده و یقینى علوم (به نظریات متزلزل و ظنى) مطابقت دارد، ما را متوجه مى‏كند كه قرآن این مسائل را از محیط اجتماعى خود الهام نگرفته است، چون نزول قرآن در جزیرة‏العرب انجام شده كه فاقد تمدن قوى بوده است و حتى تمدنهاى آن زمان كه در ایران و روم بر پا بوده چنین پیشرفتهاى علمى نداشته‏اند تا بتواند نظریات علمى قرآن را به پیامبر صلى الله علیه وآله القا كرده باشند. پس این قرآن از طرف خداى حكیم و عالم نازل شده است.

نكته جالب این جاست كه بعضى از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمین و یا زوجیت گیاهان و یا توده عظیم گازها و اتمها با تفكر علمى موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولى قرآن با شجاعت مطالب علمى و محكم و به دور از خرافات را بیان مى‏كند. (39)

3 - مثالهاى علمى واقعى در قرآن موجب كنجكاوى بشر و تفكر او در عجایب آسمانها و خلقت انسان و دیگر موجودات مى‏شود و بشر را متوجه نیروهاى ناشناخته طبیعت مى‏كند. یعنى كار مهم قرآن ایجاد سؤال در ذهن انسان است زیرا تا انسان سؤال نداشته باشد به دنبال كشف علمى نمى‏رود، چون گمان مى‏كند همه چیز را مى‏داند و دچار یك جهل مركب مى‏شود ولى قرآن مسائل ناشناخته كهكشانها و موجودات ناشناخته را بزرگ جلوه مى‏دهد و دعوت به تفكر در طبیعت مى‏كند، و این موجب پیشرفت علوم و صنایع بشر مى‏شود، چنان كه در چند قرن اولیه تمدن اسلامى، همین امر موجب پیشرفت‏بلكه جهش علمى مسلمانان شد. (40)

4 - همین توجه اسلام و قرآن به علم و مطالب علمى است كه منشا بسیارى از علوم و الهام بخش بسیارى از معارف بشرى شد هر چند بیان كردیم كه تمام علوم با جزئیات آنها در قرآن وجود ندارد و یا رشد علوم را تسریع كرد.

براى مثال توجه اسلام به آسمانها و حركت‏خورشید و ستارگان و سیارات موجب شد تا علم نجوم در میان مسلمانان به سرعت رشد كند هر چند مساله قبله در نماز و احتیاج جهت‏شناسى هم در آن تاثیر زیادى داشت.

جمع‏بندى و نتیجه‏گیرى: در این جا به چند مطلب مهم اشاره مى‏كنیم:

اول: در مورد مطالب علمى قرآن چند هدف قابل توجه است:

مى‏توان گفت كه قرآن یك هدف اصلى و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الى الله است) مى‏باشد، و اهداف فرعى دیگرى هم دارد كه در طول و راستاى همان هدف اصلى است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه‏اى براى پذیرش وحى توسط مردم است) مى‏باشد

الف - ظاهر مطالب علمى قرآن گاهى درباره شناخت آیات الهى و توجه به مبدا هستى است <قال الله تعالى: ان فى خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنهار لآیات لاولى الالباب‏» (41) <در پیدایش آسمانها و زمین آمد و شد شب و روز نشانه‏هایى براى صاحبان خرد وجود دارد».

ب - گاهى آیات علمى قرآن نشانه عظمت آن مطلب است، یعنى گوینده سخن قصد دارد كه اهمیت‏یك مطلب علمى را برساند پس آن را ذكر مى‏كند براى مثال، قسمهاى قرآن به خورشید، ماه و... (42) از این قبیل است.

ج - گاهى آیات علمى قرآن براى اثبات معاد است، براى مثال مى‏فرماید: <فلینظر الانسان مم خلق خلق من مآء دافق یخرج من بین الصلب والترائب انه على رجعه لقادر» (43) پس آدمى بنگرد از چه چیز آفریده شده است از آبى جهنده آفریده شده است كه از میان پشت و سینه بیرون مى‏آید خداوند به باز گردانیدن او قادر است.»

دوم: مى‏توان گفت كه قرآن یك هدف اصلى و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الى الله است) مى‏باشد، و اهداف فرعى دیگرى هم دارد كه در طول و راستاى همان هدف اصلى است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه‏اى براى پذیرش وحى توسط مردم است) مى‏باشد.

پس بیان مطالب علمى از اهداف قرآن است، چون اعجاز قرآن را ثابت مى‏كند ولى هدف اصلى و عمده قرآن نیست. این مطلب ... خصوصا با توجه به این نكته روشن مى‏شود كه بیان كردیم آیاتى كه همه چیز را به قرآن نسبت مى‏دهد در مورد هدایت و دین است. بنابراین، هدف اصلى هدایت انسان و بیان معارف دینى است لكن یكى از امورى كه مربوط به دین است اثبات اعجاز قرآن است و یكى از ابعاد اعجاز قرآن اعجاز علمى آن است. از این رو، مطالب علمى قرآن (در بعضى موارد) خود از اهداف قرآن است لكن هدف عمده و اصلى نیست.

پی نوشت ها:

1- انعام 59.

2- نحل 89.

3- انعام 38.

4- تفسیر صافى، جلد 1، ص 57 (فیض كاشانى <ره‏»).

5- تفسیر مجمع البیان، جلد چهارم، ص 289 ذیل آیه شریفه 38 سوره انعام (طبع اسلامیه).

6- الاتقان، جلد 4، ص 38، طبع رضى.

7- الاحیاء، جلد 1، ص 289، طبع دار المعرفة.

8- شعراء 80.

9- جواهر القرآن، فصل چهارم، ص 18.

10- التفسیر و المفسرون (دكتر ذهبى) جلد 2، ص 475 - 484.

11- تفسیر نور الثقلین، جلد 3، ص 74.

12- اصول كافى، جلد اول، ص 388، حدیث دوم (چاپ تهران)، دفتر نشر فرهنگ اهل البیت‏علیهم‏السلام).

13- میزان الحكمه، جلد 8، ص 94 - 95.

14- احیاء العلوم، جلد 1، ص 289، طبع‏دار المعرفة.

15- تفسیر مجمع البیان، جلد 4، ص 298; تفسیر كشاف، جزء ثانى، ص 628; المیزان، جلد 14، ص 325.

16- معارف قرآن (استاد مصباح یزدى) ص 229.

17- انعام 38.

18- تفسیر القرآن الحكیم، معروف به المنار، جلد 7، ص 395.

19- تفسیر الجواهر (طنطاوى)، جلد 8، ص 130، ذیل آیه 89 سوره نحل.

20- به نقل از التفسیر و المفسرون، جلد 2، ص 489.

21- تفسیر مجمع البیان، جلد 4، ص 298 و جلد 6، ص 380 (طبع اسلامیه).

22- تفسیرالكشاف، طبع بیروت جزءالثانى، ص 628، ذیل آیه 89 سوره نحل

23- المیزان، طبع بیروت جلد 14، ص 325.

24- تفسیر مجمع البیان، طبع اسلامیه جلد چهارم، ص 298، ذیل آیه شریفه 38 سوره انعام.

25- تفسیر الكشاف زمخشرى، طبع بیروت جزءالثانى، ص 21 و ص 31 (سوره انعام) - تفسیر الجواهر (طنطاوى) جلد 4 ص 37 چاپ اسلامیه.

26- تفسیرمجمع‏البیان، طبع اسلامیه جلد چهارم، ص 311 ذیل آیه شریفه 59 سوره انعام.

27- تفسیر الكشاف زمخشرى، طبع بیروت جزءالثانى، ص 31، ذیل آیه 59 سوره انعام.

28- تفسیر البرهان، جلد اول، ص 529.

29- تفسیر البرهان، جلد اول، ص 524.

30- نحل 89.

31- المیزان، جلد 14 ص 325 طبع بیروت با تلخیص.

32- ما در این‏جا درصدد بررسى اسناد و متون احادیث‏بطون و علم ائمه‏علیهم‏السلام نیستیم و به بحث ما هم ربطى ندارد و این مطلب باید در جاى خود بررسى شود و روایات زیادى در این مورد وارد شده است.

33- در این دلیل از كتاب رابطه علم و دین تالیف عباسعلى سرفرازى، ص 49 به بعد استفاده شد.

34- التفسیر و المفسرون، جلد 2، ص 491 با تلخیص و اضافات.

35- التفسیر و المفسرون، جلد 2، ص 492 با تلخیص و اضافات.

36- مثل مؤلف المیزان، جلد 14، ص 325 و مجمع البیان، جلد 4، ص 298 در یك احتمال كه ذكر كرده و صاحب كشاف، جزء الثانى، ص 21 و 31.

37- مثل مرحوم فیض كاشانى <ره‏» در تفسیر صافى (جلد 1، ص 57) و صاحب مجمع الببان در یكى از احتمالاتى كه ذكر كرده است (جلد 4، ص 298).

38- استاد محمدتقى مصباح یزدى، معارف قرآن، ص 225 و 226 و 228 با تلخیص.

39- براى اطلاع بیشتر دراین مورد به كتاب درآمدى بر تفسیر علمى نوشته نویسنده مقاله مراجعه فرمائید.

40- در این قسمت از كتاب علم و دین (سرفرازى) از ص 43 به بعد استفاده شده است (با تلخیص و اضافات).

41- آل عمران 190.

42- و الشمس 1 به بعد.

43- الطارق 5 - 8.

-----------------------------------------------------------

منبع:

كتاب پژوهشى در اعجاز علمى قرآن



- نظرات (0)

تلاوت قرآن از آخر به اول

قرآن

مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی خوانساری – که نماز باران ایشان معروف است- از مراجع تقلید عظام شیعه بود. ایشان پس از اینکه مرحوم کربلایی کاظم را امتحان کردند به او فرمودند :

می توانی قرآن را از اول به آخر بخوانی؟

گفت :آری. وشروع کرد به خواندن بزرگترین سوره قرآن یعنی سوره مبارکه بقره از آخرین آیه به سمت آول.

 مرحوم خوانساری فرمودند:

بسیار عجب است ! من شصت سال است سوره "قل هو الله احد" (سوره توحید)  را که چهار آیه است می خوانم و نمی توانم بدون فکرو تامل از آخر به اول بخوانم ولی این مرد عامی دهاتی سوره بقره را که 286 آیه است بدون تامل مستقیما و معکوسا از حفظ می خواند.

مقالات مرتبط:

تعبیر خواب با قرآن

یک معامله کلان در قرآن

پی نوشت:

ر.ک: قصه های قرآن، صص49-48، به نقل از : اعجاز ولایت

منبع:

محمدی، محمد حسین، هزارو یک حکایت قرآنی، ص388


- نظرات (0)

اعجاز عددی قرآن

تساوی عددی و هماهنگی رقمی و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعی است كه قدرت بشری از دریافت دقیق آن ناتوان بوده  و از توضیح كامل وبیان آن در می ماند. به عنوان نمونه تعدادی از تناسبهای عددی آیات قرآن را بیان می نمائیم.

اجر

واژه(اجر: مزد): 108 بار در قرآن آمده و به همین اندازه واژه (فعل: كار) آمده است.

جزاء

كلمه(جزاء: پاداش- كیفر) 117 بار در قرآن به كار رفته و (مغفرت)334 بار. پس آمرزش دو برابر كیفر به كار رفته است!

ابلیس

در قرآن لفظ ابلیس 11 بار آمده و عیناً به همین تعداد، یعنی 11 بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تكرار شده است.

آیات

واژه ( آیات: نشانه ها) 382 بار در قران آمده وبا توجه به اینكه واژه ( الناس:مردم) 241 بار و (الملائكة: فرشتگان)86 بار و (عالمین: جهانیان) 73 بار در قرآن بكار رفته، كلمه(آیات) به اندازه مجموع واژه های (ناس- ملائكه و عالمین) به كار رفته است.

ایمان

(ایمان) و مشتقات آن 811 بار در قرآن به كار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن 782 بار و مترادف (علم) یعنی(معرفت) با مشتقاتش 29 مرتبه در قرآن آمده است. در نتیجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً 811 بار تكرار شده اند كه مساوی با لفظ (ایمان) به كار رفته اند.

بِرّ

لفظ برّ( نیكی) و تمام مشتقاتش 20 بار در قرآن آمده كه با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است.

جحیم

كلمه جحیم( دوزخ) 26 بار در قرآن تكرار شده كه برابر با لفظ عقاب (كیفر) می باشد.

حرث

واژه حرث( كشت)14 بار در قرآن آمده، و به همین اندازه واژه زراعت ( كشاورزی) به كار رفته است.

دنیا و آخرت

كلمه (دنیا) در قرآن 115 بار به كار رفته و واژه (آخرت) نیز عیناً 15 بار در قرآن آمده است.

رسل

واژه (رسل) 368 بار تكرار شده و واژه نبی 75 بار ، بشیر18 بار و نذیر 57 بار كه مجموع ارقام مذكور 518 مرتبه است. جای شگفتی است كه این عدد با تعداد مواردی كه اسامی پیامبران آمده برابراست. یعنی اسامی پیامبرن الهی ( آدم- نوح – موسی و...) نیز 518 بار در قرآن به كار رفته است.

صیام

واژه (صیام: روزه) و (صبر: شكیبایی) و (درجات: بیمناكی) و (شفقت: مهربانی) هر كدام 14 بار در قرآن آمده است.

عقل

كلمه (عقل) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده و با موارد به كار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است .

محبت

واژه (محبت ) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده كه به همین تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداری ) در آیات وجود دارد .

لسان

كلمه ( لسان: زبان) 25 بار در قرآن آمده است كه با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است.

مطالب فوق برگرفته از كتاب (اعجازعددی قرآن) متعلق به عبدالرزاق نوفل می باشد.


- نظرات (0)

لطایف قرآنی

وحی شیطانی

شخصی به (ابن عمر) گفت: مختارگمان می كند كه به او وحی می شود. ابن عمر پاسخ داد:

 البته درست می گوید، چرا كه خداوند فرموده است:

" و شیاطین به دوستان خود وحی( وسوسه ) می كنند." (انعام /121)

حاضرجوابی

 كودكی در مكتب خانه برای معلم خود می خواند:

" وَ اِنَّ عَلیكَ الَّلعنَةَ اِلی یومِ الدین : و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود."(حجر/35)

و مكرر آیه را تكرار میكرد. معلم عصبانی شد و گفت:

علیك و علی والدَیكَ : بر تو و بر پدر و مادرت باد.

كودك گفت: در این قرآن كه من می خوانم( علیك) هست و ( علی والدیك) نیست. آیا آنرا اضافه كنم؟!

حفظ اموال

از بخیلی پرسیدند: كدام آیه قرآن را بیشتر دوست داری؟

گفت: آیه" اموال خودتان را به دست بیخردان  نسپارید."(نساء/5)


- نظرات (0)

هدیه ای ناقابل به مهربان ترین پدر

امام زمان

نزدیک روز مادر یا روز پدر که می شود بچه ها با پچ پچ کردن هایشان با هم، حس کنجکاوی پدر و مادرها را تحریک می کنند و آن مهربان ها هم تا متوجه می شوند که بچه ها قصد دارند هدیه ای برای آنها تهیه کنند خیلی اوقات ناراحت می شوند و می گویند:
توقع هیچ هدیه ای نداریم، فقط همین که اخلاقتان خوب باشد، خدای مهربان و اهل بیت علیهم السلام از شما راضی باشند ما را خوشحال کرده اید.
با خودم گفتم این ایام شعبان و نیمه ماه که خاصّاً متعلّق به مهربان ترین پدر عالم بوده است برای خوشحالی و شادی قلبش چه کرده ایم؟

جمعه هایی که می آیند و می روند، آیا قدمی برای ظهورش برداشته ایم؟!

آیا صرفاً با خرج های آنچنانی، گرفتن مجالس جشن با شکوه، چراغانی کردن خیابان ها، پخش کردن شیرینی و شربت و کارهای این چنینی پدرمان خوشحال می شود و از ما راضی خواهند بود؟
چه هدیه و عملی می تواند لبخند رضایت را بر لبانشان نمودار کند؟
با جستجو کردن در آیات و روایات به یک سری کارهایی رسیدم که در ادامه به آنها می پردازیم:
نکته ی اولی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که ائمه معصومین علیهم السلام از این هدیه ها بی نیازند و کسی که نیازمند محض است ما هستیم.

یکی از راه هایی که هر یک از ما برای ابراز علاقه و محبت به دیگران به کار می بریم هدیه دادن و استفاده از کلمات محبت آمیز به یکدیگر است، تا از دوستی و محبت متقابل آنها برخوردار شویم.

برای اینکه محبت و علاقه ی خودمان را به امام زمانمان (عج) نشان دهیم به نظر اولین راه و بهترین راه همین است؛ با ایشان صحبت کنیم.

سعی کنیم با بر زبان آوردن آیات زیبای قرآن یا نماز، عشق و علاقه قلبی خویش را به مولایمان حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) هدیه کنیم تا از محبت و دوستی آن امام بزرگوار بیشتر بهره مند گردیم.
چنانکه نقل است در زمان امام حسن مجتبی (علیه السلام) دخترک خدمتکاری با دسته گلی خوشبو نزد امام آمد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه نمود.

امام در مقابل این کار پاداش بزرگی به وی بخشید. سپس در مقابل نگاه متعجب اطرافیان خود فرمود: خداوند به ما دستور داده و فرموده است: هر گاه کسی شما را ستایش کند شما باید در مقابل به ستایشی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید. (تفسیر مجمع البیان، ذیل سوره نساء، آیه 86)

جزای تو که قرآن خواندی، ختم قرآن را هدیه کردی به رسول خدا صلی الله و علیه وآله، به علی مرتضی علیه السلام، جزای تو این است که با او باشی و از او جدا نشوی

بدون شک نماز و قرآنی که با این نیت آغاز می شود علاوه بر ثواب و پاداشی که برای صاحب آن به همراه دارد، پیوند و ارتباط انسان مومن را با امام غائبش محکم تر می کند که به وسیله آن می تواند به محبوب خویش نزدیک تر شود . (به نقل از آیت الله امجد)
چنانکه امام موسی کاظم(علیه السلام) در فضیلت آنان که ثواب قرائت و ختم قرآن را به پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام هدیه می کنند، فرموده اند: پاداش آنان این است که در روز قیامت با ما اهل بیت خواهند بود.

 

اطاعت از خدای کریم و اهل بیت علیهم السلام

همان طور که می دانیم و باور داریم همه انبیاء و امامان علیهم السلام همگی از نور واحد هستند و آن نور واحد قرآن کریم می باشد، بنابراین آخرین ذخیره الهی بر روی زمین، خود، قرآنی ناطق و مجری و عامل به حقیقت این کتاب خواهد بود و همانطور که در فرازی از دعای عهد می‌خوانیم:

و مجددا لما عطل من احکام کتابک (ای تجدید کننده احکام تعطیل شده کتاب (قرآن))

آن چیزی که در راستای رضایت امام همام علیه السلام خواهد بود تابعیت و اجرای صحیح قوانین خداوندی است که در قرآن کریم، اشارات بسیاری به این قوانین شده است.

چنانچه کلام الله مجید نیز می فرماید:

«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛[آل عمران/۳۱] بگو: اگر خدا را دوست مى‏ دارید، از من (ولی الله) پیروى كنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است.»
در واقع هیچ فرقی بین رضایت الهی و خشنودی دل صاحب الزمان (عج) نیست. همان گونه که خدای متعال نیز خشنودی خود را به صاحب ولایت گره می زند.

یکی از دستوراتی که اهل بیت علیهم السلام داده اند، دوری از گناه است. بنابراین اولین قدم برای خوشحال کردن امام زمانمان (عج) دور شدن از گناه می باشد.

اعمال زشت ما می تواند دل ایشان را به درد آورد. خصوصاً آنکه ما با ادعای تشیع، به گونه ای بیان کننده مرام و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) شده ایم. از همین فرموده اند:«كُونُوا زَیْناً وَ لَا تَكُونُوا شَیْناً؛ زینت ما اهل بیت باشید و مایه ننگ ما نباشید.»
بنابراین بیاییم از همین امروز تصمیم بگیریم برای رضایت خدای کریم و اهل بیت علیهم السلام مخصوصاً امام زنده و ولی امرمان روزی یک گناه را از اعمال و رفتارهایمان پاک کنیم.

توبه

هدایا را مخصوص یک زمان خاص ندانیم

امام زمان (عج) را محدود به شعبان و نیمه شعبان ندانیم؛ سعی کنیم هیچ‌ گونه سستی در عشق و علاقه به امام قائم (عج) حاصل نشود و همواره او را در زندگی خود احساس کنیم.

راوی می گوید خدمت رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) رسیدم و سوال کردم: یابن رسول الله، من ماه رمضان ختم های قرآن کردم، یک ختم قرآن برای جدت پیغمبر صلی الله و علیه و آله، یک ختم قرآن برای جدت امیرالمومنین علیه السلام، یک ختم قرآن برای جده ات حضرت زهرا سلام الله علیها کرده ام، تا رسید ختم قرآنی برای شما کردم یا ابا الحسن، ما لی بهذا؟

در مقابل این عمل برای من چیست؟ امام فرمود: "لک بذلك أن تکون معهم[یوم القیامة]".

فرمود: جزای تو که قرآن خواندی، ختم قرآن را هدیه کردی به رسول خدا صلی الله و علیه وآله، به علی مرتضی علیه السلام، جزای تو این است که با او باشی و از او جدا نشوی.

این مرد، فقیه است، وقتی این کلمه را شنید مبهوت شد، گفت: لی هذا بهذا؟ در مقابل این، این برای من است؟ معیّت، آن هم با خاتم، با سید اوصیاء صلی الله و علیه وآله؟

سه مرتبه امام (علیه السلام) فرمود: "نعم، نعم، نعم" بله، بله، بله، جزای تو این است که با او باشی در روز قیامت. (به نقل از بیانات آیت الله وحید خراسانی)

سعی کنیم با بر زبان آوردن آیات زیبای قرآن یا نماز، عشق و علاقه قلبی خویش را به مولایمان حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) هدیه کنیم تا از محبت و دوستی آن امام بزرگوار بیشتر بهره مند گردیم

دعا فراموش نشود

در قرآن آمده است ما انسان ها را به شداید و سختی های روزگار مبتلا می سازیم، باشد که به درگاه ما تضرع و زاری نمایند و به دعا روی آورند. (انعام، آیه 42)

براین اساس، دعا برای فرج نه تنها منافاتی با حکمت های الهی ندارد، بلکه خود می تواند از زمره همین حکمت ها به شمار آید.

و نیز دعا برای فرج امام زمان (عج) وظیفه و تکلیفی است که در عصر غیبت در روایات بسیاری برآن تأکید شده است.

پیامبراکرم (صلی الله و علیه وآله) و ائمه هدی (علیهم السلام) بر چنین دعایی امر فرموده اند.
در برخی روایات، دعا برای فرج وسیله ای برای نجات از هلاکت به شمار آمده است. امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید: به خدا، فرزندم مهدی را غیبتی است که در آن هیچ کس از هلاکت نجات نمی یابد، مگر کسی که خدای عزّوجلّ او را بر اعتقاد نسبت به امامتش ثابت قدم بدارد و او را در دعا برای تعجیل فرجش توفیق عنایت فرماید. (شیخ صدوق، اکمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، ص 384)

خود حضرت می فرمایند: برای تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبی - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود. (بحارالانوار: ج 53، ص 181)

به امید آنکه با حضور حضرت ولی عصر (عج) در رکاب ایشان خدمتگزار باشیم.


- نظرات (0)

ما در جاهلیت دوم زندگی می کنیم!

جاهلیت

دنیا، دنیای بدی شده است ... برادر کشی، کشتن زن و بچه بی گناه، تجاوز به زنان، تبربج و خودنمایی های آنچنانی و ....

این اوضاع آدم را یاد دوران جاهلیّت می اندازد و آیات قرآن را برایمان تداعی می کند؛

... یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ... (49، بقره)

واقعاً دوران امروز به عبارتی همان تکرار دوران جاهلیّت است؛ بله جاهلیّت دوم!
به عبارتی ما در دوران جاهلیت دوم زندگی می كنیم!
امروز، 1400 سال پس از بعثت آخرین پیامبر، بشر در همان وضعیت جاهلیت اول، فقط با كمی تفاوت ظاهری، قرار گرفته است.

از پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده كه فرمودند:
« من بین دو جاهلیت كه دومین آن سخت تر از اولی است، برانگیخته شده ام.» (العقل و الجهل فی الكتاب و السنة، ص 273)
در حدیث بالا، اشاره ی آشكاری به وجود جاهلیت دوم، پس از بعثت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود دارد، كه سخت تر و بدتر از جاهلیت اول است و این موضوع از سیاق این روایت به خوبی آشكار است.

از ایشان روایت شده است كه فرمودند: «منفورترین مردم نزد خداوند، سه تن هستند: زندیق در حرم، دنبال كننده ی سنت جاهلی در اسلام و خواهان خونریزی انسان بی گناه.» (مستدرك الوسائل، ج18، ص 209؛ عوالی اللآلی، ج1، ص 176)
از عبدالله بن زراره از محمد بن مروان از فضیل نقل شده است كه از امام صادق (علیه السّلام) شنیدم كه فرمودند: « همانا قائم ما از مردم جاهل بیش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جهان جاهلیت، متحمل رنج و سختی خواهد شد.»
گفتم: چطور چنین چیزی ممكن است؟
فرمودند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی برانگیخته شد كه مردم سنگ و صخره و چوب های تراشیده شده را می پرستیدند، اما قائم ما هنگامی قیام می كند كه همه ی مردم برای مقابله با او به تأویل كتاب خدا و احتجاج به آن متوسل می شوند.» (بحارالأنوار، ج52، ص362؛ غیبة نعمانی، ص 269)
در روایتی رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصف اهل آخرالزمان و مسلمانان فرمودند:
«به زودی روزگاری بر مردم فرا می رسد كه از قرآن جز خط و از اسلام جز نام باقی نخواهد ماند.» (كلینی، محمد بن یعقوب، كافی، ج8، ص 307؛ العدد القویه، ص81)
و نیز از ائمه معصومان (علیه السّلام) روایاتی وارد گردیده كه آشكارا بر وجود جاهلیت دوم قبل از قیام حضرت مهدی (علیه السّلام) اشاره می نماید. از آن جمله روایتی است كه علقمة بن زید از امام صادق (علیه السّلام) و ایشان از پدرشان امام باقر (علیه السّلام) در تفسیر قول خدای تعالی: «وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى (9) فرمودند: جاهلیت دیگری وجود خواهد داشت.» (بحارالأنوار، ج22، ص 189؛ تفسیر قمی، ج2، ص 193)

جاهلیت

وی‍‍ژگی های زمانه ی جاهلیت در بیان قرآن کریم

حكم الجاهلیت (مائده آیه 50)

این عبارت به معنی پیروی از حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهی و مبتنی برهوی و هوس وروی گردانی از دستورات الهی آمده است.
احكام و قوانینی كه امروز بر جهان حكومت می كنند، قوانین حقوق بشر، قوانین اساسی حاكم بر كشورها، قوانین اقتصادی، سیاسی و حقوقی حاكم بر روابط بین الملل و... می توان گفت هیچ یك از قوانین فعلی مسلط بر جهان از قوانین و دستورات الهی اخذ نشده اند.

البته این به این معنا نیست كه لزوماً باید منافاتی بین احكام الهی و احكام بر ساخته بشری وجود داشته باشد، بلكه مراد دقت در منشأ این قوانین است.

البته حضور هوی و هوس و غرایز حیوانی را در اندیشه های متأخر بشری نمی توان كتمان كرد. مواردی چون روانشناسی فروید یا سیاست ماكیاول یا حكومت نیچه شاهد هایی بر این مدعا هستند.

 

ظنّ الجاهلیت (آل عمران آیه 154)

به مفهوم بی توجهی به وعده و وعید های خداوند و بد اندیشی درباره افعال الهی است.
آنچه امروز در جامعه ما دیده می شود تعویض مفاهیمی چون «گناه و صواب» با كلماتی چون «زشت و قشنگ» یا «ناپسند و پسندیده» است.

با توجه به اینكه به تدریج با حذف این مفاهیم از فرهنگ مردم، بار معنایی توجه به خداوند متعال كه در دل این مفاهیم پنهان بود به تدریج از ذهن و روان آدمیان زدوده می شود و كم كم مواردی چون نسبیت اخلاق و خیر و... به وجود می آید.

در چنین فرهنگی مواردی مثل مرگ آگاهی، رستاخیز، معاد، آزمایش الهی، وعده پیروزی خدا به مومنان، ظهور موعود و ... به تدریج از جامعه ما كمرنگ و كمرنگ تر شده اند.

مواردی چون نزاع قبیله ای اوس و خزرج آن دوران در شهر یثرب، مدل های بسیار بسیار كوچك شده ی جنگ های ن‍ژاد پرستانه ی امروز هستند

تبرّج الجاهلیت (احزاب آیه 33)

بی پروایی زنان در جامعه و نمایاندن زیور و آرایش های زنانه یكی دیگر از وی‍ژگی های دوران جاهلیت بوده و هست.
كل مردم جهان، امروز با این موضوع كنار آمده اند كه « می توان برای تبلیغ حتی فقط یك ساعت مچی چند موجود بیچاره را كه نام انسان را بر پیشانی خود دارند، برهنه كرد و به نمایش گذاشت»

آیا امروز این موضوع در اروپا یا امریكا برای كسی تعجب برانگیز است؟

 

خوردن در نزد اهل مصیبت

از امراض اجتماعی خطیر و از احكام جاهلیت كه ما امروز به آن ممارست داریم، طعام خوردن در نزد اهل مصیبت یا همان مجلس موسوم به فاتحه است و همه ی اینها سبب تفاخر و رخ كشیدن حسب و نسب می باشد و عجیب این است كه رجال دینی و مومنان نیز در این گونه مجالس می نشینند و از طعام آن مجلس می خورند. امام صادق (علیه السّلام) در این باره می فرمایند: « غذا خوردن در نزد اهل مصیبت، از اعمال جاهلیت است و آنچه سنت است، غذا فرستادن برای اهل مصیبت است، همان طور كه پیامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آل جعفر بن ابیطالب (علیه السّلام) در هنگامی كه خبر فوت او را شنیدند، انجام دادند.» (51)
برگزاری این گونه مجالس برای افرادی كه در رفاه مالی هستند، از باب تفاخر و مباهات است، برای فقرا و ضعیفان سبب عذاب و سختی است؛ زیرا توانایی پرداخت مخارج آن را ندارند و به خاطر مراعات عرف و رسم جامعه از روی اضطرار این گونه مجالس فاتحه را برپا می نمایند، كه ممكن است برای برپایی آن مجبور به گرفتن قرض هم بشوند.


حمیّت الجاهلیت (فتح آیه 26)

تأكید بر خواسته های نابجا، تعصب درباره آگاهی های نا چیز و جانبداری بی دلیل از عقاید و اندیشه ها، معنی حمیت و تعصب جاهلیت است.
در دنیای امروز ما تعصب و ادعای عقل كل بودن یكی از بیماری های رایج است.

تفكر پوزیتیویستی حاكم بر دانشگاه های ما كه دانشگاه را به عنوان معابد مقدسی نمایش می دهد كه مقصود همه ی آدمیان است، منجر به تربیت اساتید و دانشجویانی شده است كه تنها با داشتن یك مدرك كارشناسی یا كارشناسی ارشد، شأن خود را اجل از آن می بینند كه بخواهند لحظه ای وقت خود را مثلاً پای سخن یك عارف الهی تلف كنند.

در دنیای امروز ما تعصب و ادعای عقل كل بودن یكی از بیماری های رایج است

امروز نسل ما با توهم مدرن و به روز بودن پندار خویش را بسیار پخته تر و كارآمدتر از افكار پدران و مادران خود می داند.

به غیر از این موارد قرآنی موارد دیگری مثل ن‍ژادپرستی و تفكر قبیله ای، تجمل گرایی و فرهنگ اسراف و تبذیر، و همینطور فساد و فحشا و انحرافات جنسی از مشخصه های دیگر دوران جاهلیت زمان پیغمبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) بوده است.

با كمی تأمل نمونه های توسعه یافته ی این موارد را در جوامع مدرن صنعتی جهان امروز به خوبی پیدا می كنیم. مواردی چون نزاع قبیله ای اوس و خزرج آن دوران در شهر یثرب، مدل های بسیار بسیار كوچك شده ی جنگ های ن‍ژاد پرستانه ی امروز هستند.

آیا جنگ های اول و دوم جهانی را تروریست هایی كه از آن سوی دنیا آمده بودند به وجود آوردند؟ آیا نه این است كه فاشیسم در اوج قدرت تمدن و ایدئولو‍ژی غرب و در مهد تمدن آن دیار متولد شد؟ آیا اروپا و امریكای امروز چیزی كم از قوم لوط و ثمود و عاد كه به عذاب الهی در هم كوبیده شدند، دارند؟
آیا وقت آن نشده كه آن باقی مانده انبیاء و اولیاء بر زمین به نور خویش، جهل و تاریكی این دوران جاهلیت ثانی را با نور آسمانی خویش بزداید؟
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاوُكُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیكُم بِمَاء مَّعِینٍ» (ملك آیه 30)
بگو: «به من خبر دهید، اگر آب [آشامیدنى‏] شما [به زمین‏] فرو رود، چه كسى آب روان برایتان خواهد آورد؟»

منابع:

مطلب محمد حسین بادامچی؛ در سایت نهاد

سایت راسخون؛ نشر موعود عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، مقاله شفیعی سروستانی



- نظرات (0)