سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ابلیس از همه منبری‌ها عالم‌تر بود

ابلیس

نصیحت‌های ابلیس به موسی بن عمران

ابلیس برای موسی بن عمران ظاهر شد و گفت: می‌خواهم ده نصیحتت بکنم. گفت: برو من نصیحت تو را نمی‌خواهم. خطاب رسید: ردّش نکن، ابلیس به موسی(علیه السلام) گفت: هیچ کجا با زن نامحرم تنها نشو، ابلیس می‌دانست که اگر مرد جوانی با زن نامحرم جوانی مقدماتی فراهم کنند و سپس در مکانی خلوت قرار گیرند، زنا قطعی است.

نصیحت دیگر ابلیس به موسی این بود: در هیچ برنامه‌ای از برنامه‌های این کره زمین که پیش می‌آید عصبانی نشو، جای عصبانی شدن ندارد.

نصیحت دیگر این‌که در داوری بین مردم خدا را فراموش نکن که نکند به ناحق داوری کنی. اگر کارمند دادگستری، دادیار، قاضی یا دادستان شدی، آنجا زور من ضدّ تو خیلی زیاد خواهد بود، مواظب من باش سرت را کلاه نگذارم، علف اسکناس نشانت ندهند که حکم را به نفع ظالم امضا کنی و مهر کنی و به ضد مظلوم؛ یعنی حیوان صفت نشو که با علف اسکناس جفتک بیندازی در حکم دادن.

پیشنهادی که شیطان به موسی داد

بعد از اینکه موسی این سه نصحیت را از ابلیس شنید، خدا فرمود که هفت مورد دیگر را گوش ندهد، ابلیس یک پیشنهاد به موسی کرد و گفت: خیلی با خدا رفیق هستی موسی، در تمام انبیائش فقط با تو بی‌واسطه حرف می‌زند، کلیم الله هستی، ما سه تا نصیحتت کردیم و حق به گردنت پیدا کردیم، از خدا بخواه من را بیامرزد و به من رحم کند. موسی به پروردگار گفت و خداوند فرمود: به او بگو بلند شو برو به قبر آدم ـ آدرسش هم معلوم است ـ سجده کن، من همه گذشته‌ات را می‌بخشم. بلند شد گفت: موسی به خدا بگو من به زنده بودنش سجده نکردم حالا به قبرش سجده کنم؟ نمی‌خواهم.

ابلیس نسبت به سه مسأله عالم‌تر از منبری‌هاست

ابلیس اگر بخواهد منبر برود به سه مسأله عالم‌تر از ما منبری‌هاست. طبق آیات قرآن یکی به مسأله توحید که آگاهی کامل به توحید دارد؛ هم توحید ذات، هم توحید صفات، هم توحید افعال و اگر آگاه نبود خدا در قرآن از قولش نقل نمی‌کرد «فَبِعِزَّتِك» (ص، 82) معلوم می‌شود هم خدا را قبول دارد، هم به پروردگار و صفات آگاه است که به صفت عزت سوگند یاد می‌کند.

آگاهی ابلیس به توحید از کل منبری‌هایی که مُردند و زنده هستند و بعدها می‌آیند بیشتر است. ممکن است منِ منبری همکار ابلیس باشم، در حد خودم آگاهی داشته باشم ولی اخلاق ابلیس در من موج بزند، برای بعضی‌ها این اتفاق می‌افتد یا افتاده یا اکنون هست. ابلیس غیر از توحید به نبوت انبیای الهی، لطائف، مقاصد و اهداف نبوت کاملاً آگاه است.

ابلیس تمام زوایای آخرت را می‌دانست و انکار آخرت نکرد

زمانی که ابلیس چنین سخنی را گفت، هنوز انبیاء و ائمه نبودند، ولی ابلیس آگاهی داشت چرا که از علم به نبوت برخوردار بود. همه کمال انسان علم به توحید و علم به نبوت و علم سوم است. ابلیس تمام زوایای آخرت را می دانست و انکار آخرت نکرد مثل بعضی آدم‌ها که درباره قیامت با آنها صحبت می‌کنید می‌گوید: چه کسی رفته از آنجا خبر بیاورد، حرف‌ها را شما آخوندها ساختید، دروغ است. شیطان بی‌ادبی راجع‌به قیامت نکرد، از این آدم‌ها خیلی با ادب‌تر بود، نسبت به قیامت اینها خیلی پست‌تر از او هستند، اینها زیر پای او هستند ولی او یک سر و گردن از همه آنها بلندتر است. ابلیس کامل قیامت را قبول داشت، قیامت هم هنوز واقع نشده بود، اصلاً آثارش هم هنوز پدید نیامده بود اما آگاه به قیامت و زوایای قیامت بود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: ابلیس شش یا هفت هزار سال از سال‌های دنیا یا غیر دنیا، با ملکوتیان بود و ظرفش از علم پر شده بود؛ لذا علم به توحید، علم به قیامت، علم به انبیاء داشت.

درخواستی که شیطان از خدا دارد

ابلیس به خداوند گفت: حال که من از مقامم سقوط کردم یک درخواست دارم: «أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون» (اعراف، 14) تا روز برپا شدن قیامت به عزرائیل بگو جان من را نگیرد، مرگ من را نرسان. خطاب رسید: «إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِين»(اعراف، 14) حتماً، خیالت راحت باشد، تو از گروه مهلت‌یافتگان هستی. من ملک الموت را به سراغت نمی‌فرستم، تا قیامت زنده باش.

چرا خداوند ابلیس را زنده نگاه داشت تا انسان‌ها را به گناه بکشاند

خدا می‌گوید: من به ابلیس مهلت دادم ولی به انسان هم عقل، فطرت و آگاهی دادم، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و دوازده امام کنارت گذاشتم، قرآن هم قرار دادم، به جای گوش دادن به دعوت ابلیس به سوی دعوت خداوند، انبیاء، امیرالمؤمنین(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) حرکت کنید، به دعوت عقل و فطرت گوش دهید. اینکه خداوند تا قیامت به ابلیس مهلت داد اصلاً هیچ ضرری برای انسان ندارد. سلمان، ابوذر، مقداد و شما متدینین این روزگار کنار همین ابلیس زندگی می‌کنید، روزه را می‌گیرید، نمازتان را می‌خوانید، حق مالی خدا را می‌دهید، به اقوامتان رسیدگی می‌کنید، زنا نمی‌کنید، ربا نمی‌خورید، ابلیس هم زنده است، اما کاری به ما ندارد. ما به این مهلت یافته می‌توانیم نه بگوییم.



منبع :
بیانات حجت الاسلام انصاریان در مسجد امیر، رمضان 97


- نظرات (0)

قرآن در قیامت چگونه شفاعت می کند

كلمة شفاعت در لغت به معنای جفت شدن و كنار هم قرار گرفتن دو چیز است.[1]

در اصطلاح كلامی نیز شفاعت به معنای وساطت اولیا و برگزیدگان الهی، برای رساندن بندگان به فیض رحمت و مغفرت الهی و دستگیری و نجات آنان است.[2]


شفاعت

شهید مطهری می گوید: شفاعت اقسامی دارد كه برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد ولی برخی، صحیح و عادلانه است و وجود دارد. نوع نادرست شفاعت كه به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این است كه گناهكار بتواند وسیله ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حكم الهی جلوگیری كند، درست همان طوری كه در پارتی بازی های اجتماعات منحطّ بشری تحقق دارد. اما شفاعت صحیح كه تأیید كنندة قانون و حافظ نظام است و آیات و روایات زیادی از طریق شیعه و سنی وجود آن را اثبات می كند بر دو گونه است:

1. شفاعت «رهبری» یا شفاعت «عمل».

2. شفاعت «مغفرت» یا شفاعت «فضل».

شفاعت رهبری، شفاعتی است كه شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتی بالا رفتن درجات می باشد.

شفاعت مغرفت، شفاعتی است كه تأثیر در از بین بردن عذاب و در مغفرت گناهان است و حداكثر ممكن است سبب وصول به حسنات و ثواب ها هم بشود، ولی بالا برندة درجة شخص نخواهد بود، و رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دربارة این قسم از شفاعت فرمود: «من شفاعتم را برای گناهكارانی از امتم كه مرتكب گناه كبیره شده اند ذخیره كرده ام، اما نیكوكاران مورد مۆاخذه قرار نمی گیرند.»[3]

 

چه كسانی شفاعت می كنند؟

از جمله شفاعت كنندگان پیغمبران می باشند و در اینكه رسول گرامی اسلام دارای مقام شفاعت می باشد تردیدی نیست و اهل سنت و شیعه نیز در آن اتفاق نظر دارند.

در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است كه هیچ یك از انبیاء و رسل شفاعت نمی كنند تا اینكه خدا به آنها اجازه دهد به جز پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه خدا قبل از قیامت اجازة شفاعت را به او داده است و شفاعت نخست، برای او و امامان از فرزندان او سپس برای انبیاء است.[4]

به یقین امامان معصوم نیز شفاعت خواهند كرد و روایاتی برای این معنی دلالت دارد كه برخی از آنها را ذكر می كنیم:

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارة آیة شریفة (فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ )[5] (كافران گویند) پس برای ما نه شفیعانی هست و نه دوستان صمیمی. فرمود: شفیعان ائمه هستند و دوستان از مۆمنین.[6]

روایات بسیاری دربارة شفاعت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندان او غیر از ائمه هدی و مۆمنان حتی بچه های سقط شده آنها نیز وارد شده است.[7]

پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: فقرای از شیعیان علی و خاندان علی را پس از او سبك مشمارید كه هر یك از آنان عده ای همچون قبایل ربیعه و مضر را شفاعت می كنند.[8]

بدانید که قرآن شفاعت کننده است و شفاعت او پذیرفته می شود و گوینده است و گفتارش تصدیق می گردد و هر کس قرآن برای وی روز قیامت شفاعت کند شفاعت قرآن در باره او پذیرفته می شود

امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرمایند:

از جمله شفیعان علماء و شهدا می باشند. حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس به عالم می گویند بایست و برای مردم شفاعت كن به پاداش اینكه آنان را نیكو تربیت كردی...[9]

از جملة شفیعان، زائران قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ هستند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ... به زوار قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ گفته می شود دست هر كه را كه دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید...[10] و از جمله شفاعت كنندگان ملائكه می باشند[11] همان طور كه قرآن كریم نیز شفاعت می كند.[12]

شفاعت

قرآن در قیامت شفاعت می کند

هر كسی كه در جوانی قرآن را بخواند به طوری كه با گوشت و خون او مخلوط شود خداوند او را با سفرای گرامی و ابرار خود قرار می دهد و قرآن روز قیامت از او حمایت و جانب داری می کند و در درگاه الهی عرض می کند خداوندا هر صاحب کرداری به اجر عمل خود رسیده است مگر آنکس که به گفتار من عمل نمود.

خداوندا اعطایای خود را به او برسان. خداوند دو حله از حله های بهشت به او می پوشاند و تاج کرامت بر سر او می نهد آنگاه به قرآن خطاب می فرماید و می گوید فزونتر از این مایل بودم سپس خداوند مقام امن را در دست راست و مقام خلد را در دست چپ او می نهد و وارد بهشت می گردد به او گفته می شود یک آیه از آیات قرآن را تلاوت کن و یک درجه بالاتر برو آنگاه به قرآن خطاب می شود آیا عطایای خود را به او دادیم و تو را راضی نمودیم؟

قرآن می گوید: آری خداوندا

بنابراین قرآن از خداوند در خواست می کند و در درگاه الهی شفاعت می کند. (الکافی، ج 2، ص 601)

راجع به شفاعت قرآن روایت فراوانی در کتاب سنی و شیعه نقل شده است:

از پیامبر اسلام نقل شده:

قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعت او پذیرفته می شود و شکایت کننده ای است که خصومت او تصدیق می شود.

از پیامبر اسلام نقل شده:

قرآن را بیاموزید زیرا قرآن برای اصحاب خود روز قیامت شفاعت خواهد نمود.

از جمله شفیعان علماء و شهدا می باشند. حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس به عالم می گویند بایست و برای مردم شفاعت كن به پاداش اینكه آنان را نیكو تربیت كردی...

از پیامبر اسلام نقل شده:

روزه و قرآن برای کسی که روزه گرفته است و در شبها قرآن تلاوت کرده استشفاعت می کنند روزه می گوید پروردگارا این شخص را از خوردن غذا و انجام شهوات در روز مانع شدم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر.

قرآن می گوید من این شخص را از خواب شب باز داشتم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. پس شفاعت هر دو درباره او پذیرفته می شود.

از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:

سوره تبارک که سی آیه است برای شخصی که آن را خوانده است شفاعت می کند تا او آمرزیده شود.

از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:

شفاعت کنندگان پنج تایند: 1 – قرآن 2 – خویشاوندان 3 – امانت 4 – رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم 5 – اهل بیت علیه السلام

امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرمایند:

بدانید که قرآن شفاعت کننده است و شفاعت او پذیرفته می شود و گوینده است و گفتارش تصدیق می گردد و هر کس قرآن برای وی روز قیامت شفاعت کند شفاعت قرآن در باره او پذیرفته می شود. (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 2)

 

پی نوشت ها:

[1]. راغب اصفهانی، مفردات، چاپ دوم، انتشارات مرتضوی، چاپخانه حیدری، ص 270.

[2]. جعفر سبحانی، الهیات، ج 4، ص 344، چاپ دوم، نشر مركز جهانی علوم اسلامی قم.

[3]. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 1، چاپ پنجم، انتشارات صدرا، ص 247.

[4]. علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه مكارم شیرازی، ج 1، چاپ گلشن، ص 238.

[5]. سورة شعرا، آیة 100.

[6]. موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، ج اول، ترجمة سیدمهدی حائری قزوینی، چاپ نگین، ص 453، و بحارالانوار، 8/42.

[7]. تفسیر المیزان، ج 1، ص 238.

[8]. مكیال المكارم، ج اول، ص 454، و، ج 8، ص 59.

[9]. همان، بحارالانوار، ج 8، ص 59.

[10]. مكیال المكارم، ج اول، ص 444 و 445، و بحارالانوار، ج 101، ص 27.

[11]. تفسیر المیزان، ترجمه مكارم شیرازی، ص 227.

[12]. مجموعه آثار شهید مطهری، ج اول، ص 254


- نظرات (0)

فرشته موت، سرزده و بی تعارف می آید

مرگ

مرگ حق است و حتماً و یقیناً سراغ همه خواهد آمد؛ شتری است که درِ خانه همگان خواهد خوابید. انسان و غیر انسان هم نمی شناسد. حتی زمین نیز می میرد:  (بقره؛ 164)
مرگ اهل تعارف نیست؛ بزرگ و کوچک نمی شناسد و همان طور که دامن برترین مخلوق هستی، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه واله را گرفت، گریبان همه آدمیان را می گیرد. از این رو نه از مرگ می توان فرار کرد و نه باید آرزوی فرار از آن را داشت. مرگ از هیچ کس فاکتور گرفته نمی شود. همگان طعم آن را خواهند چشید:  (عنکبوت؛ 57).
مرگ اهل خبر دادن نیست. در هر زمان و در هر مکان و در هر موقعیتی ممکن است به سراغ ما بیاید. کار به پیر و جوان ندارد؛ اجل که فرا رسید خواهد آمد.

چو آهنگ رفتن کند جان پاک      چه بر تخت مردن چه بر روی خاک (سعدی)

باید قبل از آنکه مرگ برسد فکری کرد و توشه ای برگرفت. چه به سمتش برویم و چه از آن فرار کنیم، در هر حال او ما را در آغوش می گیرد و با خود می برد. (نک: بحارالأنوار؛ ج 6؛ ص 132)

یاد مرگ

در برخی روایات، یاد مرگ به عنوان آخرین وسیله برای به راه آوردن کسانی شمرده شده که به خطا می روند. اگر این دارو برای آن ها شفابخش نبود، داروی دیگری در آن ها کارساز نخواهد بود، چرا که در آن ها خیری نیست

وقتی فرشته موت، چنین سرزده و بی تعارف می آید پس باید گوش به زنگ مرگ بود و فراوان از آن، یاد کرد. یاد مرگ توصیه همیشگی پیامبر خدا صلی الله علیه و اله به اصحابش بود. آن حضرت به یارانش می فرمود که فراوان به یاد مرگ باشند تا غرق در لذات نشوند و از شهوات فاصله بگیرند. حقا که مرگ خوب موعظه گری است.
یاد مرگ برای تعدیل قوای درون کاراست؛ داروی مفید برای درمان شهوات، طمع، حسد، بدبینی، ریا و دل بستگی به دنیاست. اصلاً اگر حیوانات هم مانند ما از مرگ شناختی داشتند چنین نمی خوردند و هرگز حیوان فربه ای در دنیا پیدا نمی شد. این را پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود.
یاد مرگ، مایه ریشه کنی غفلت، ایمان قلب به وعده های الهی، تلطیف روح، شکسته شدن عَلَم های هوای نفس و خاموشی آتش حرص و طمع و مایه تحقیر دنیاست. باارزش است که ساعت ها به آن بیندیشیم و برای آن لحظه آماده شویم. چنین تفکری است که ارزش یک ساعتش برابر عبادت یک سال دانسته شده است.
در برخی روایات، یاد مرگ به عنوان آخرین وسیله برای به راه آوردن کسانی شمرده شده که به خطا می روند. اگر این دارو برای آن ها شفابخش نبود، داروی دیگری در آن ها کارساز نخواهد بود، چرا که در آن ها خیری نیست.
باید همیشه به یاد این سفر بود. به زیارت اهل قبور رفت و سرنوشت خود را در آینه دیگران دید و برای آن سفر، بار خود را بست.

توشه راه

آنچه خدا خبر از آینده انسان ها می دهد برای همه انسان ها و برای همه عصرها سودمند است. اینکه در اولین مرحله، مغفرت و بخشایش الهی است که کارگشاست و در دومین مرحله باید به رحمت او امید بست. غیر از این دو، چیز دیگری به کار نمی آید

سفر مرگ در پیش است و آن کس که هم اکنون به فکر توشه این سفر نباشد، باخته و حتماً زیان می بیند. از الآن که دستمان می رسد باید برای آن زمان که کاری از ما بر نمی آید فکری کرد و چاره ای اندیشید.
این سفر برای ما که نرفته ایم نا آشناست. آنان که رفته اند نیز رسانه ای ندارند تا ما را باخبر کنند و چند و چون آن را برای ما بازگویند.

از این رو باید به دنبال منبعی مطمئن بود تا موثق ترین اطلاعات این راه را در اختیار ما بگذارد. قرآن، که راهنمای خداوند برای هدایت بشر است، به خوبی مایحتاج انسان برای این سفر را برمی شمرد؛ وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّ هِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَ ةٌ مِّنَ اللَّ هِ وَرَ حْمَةٌ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ؛ و اگر در راه خدا کشته شوید، یا درگذرید، آمرزش و رحمتی از خدا بهتر است از آنچه آنان می اندوزند. (ال عمران؛ 157)
هر چند اشاره این آیه به جریان خاصی است، اما آنچه خدا خبر از آینده انسان ها می دهد برای همه انسان ها و برای همه عصرها سودمند است. اینکه در اولین مرحله، مغفرت و بخشایش الهی است که کارگشاست و در دومین مرحله باید به رحمت او امید بست. غیر از این دو، چیز دیگری به کار نمی آید.
اینکه در افواه مردم جاری است که «برای رفتگان، طلب رحمت و مغفرت کنیم» ریشه ای قرآنی دارد و حقا که خوب توشه ای است که می تواند از سوی بازماندگان برای رفتگان ارسال شود؛ اما نباید فراموش کرد که ذره ای توشه که توسط خود شخص مهیا شود برتر از انبار خیراتی است که سایرین برای او می فرستند.

ذکر خیر

چندی پیش محضر استادم بودم و ایشان مرا نصیحت می نمود. آنچه از آن سخنان فراموشم نمی شود این است که فرمود: فلانی، ما باید به بهشت برویم. ما باید باور کنیم که راهی جز این نداریم؛ چرا که ما تاب تحمل آتش جهنم را نداریم.

جمله شب می رسد از حق خطاب   خیز غنیمت شمر ای بی نوا
ور نه پس مرگ تو حسرت خوری   چون که شود جان تو از تن جدا


- نظرات (0)

بهشتیان در قیامت نگران چه چیزی هستند؟

آن ها از این نگران هستند و بیم دارند که نکند خدا کمال و تمام حق را از ما بخواهد و ما دستمان خالی باشد؟ ما هم  همیشه از خدا می خواهیم و بخواهیم: الهَنا عامَلنا بِهِ فَضلَک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلک و این گونه است که اگر خدا با ما با عدلش برخورد کند و اگر بخواهد کمال و تمام از ما بگیرد ما بیچاره می‌شویم...


بهشتیان

در تفسیر سوء حساب که مؤمنان متعهدی که به اوامر الهیه عمل می کنند، از آن می ترسند؛ چنان که در این آیه آمده است: « وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛ و آنان كه آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده مى پیوندند و از پروردگارشان مى ترسند و از سختى حساب بیم دارند.» (رعد/ 21)
آن ها از این نگران هستند و بیم دارند که نکند خدا کمال و تمام حق را از ما بخواهد و ما دستمان خالی باشد؟ این گونه است که همیشه از خدا می خواهیم و بخواهیم: الهَنا عامَلنا بِهِ فَضلَک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلک و این گونه است که اگر خدا با ما با عدلش برخورد کند و اگر بخواهد کمال و تمام از ما بگیرد ما بیچاره می‌شویم.

یک تلنگر

استاد علامه طباطبایی در «رساله معاد» فرموده اند: «در اینکه مراد از سوء حساب در آیه مبارکه، استقصاء است، از شیعه و سنی، اتفاق دارند و بر صحت صدور آن از رسول الله (صلی الله و علیه وآله) اجماع نموده اند.» (رساله "الانسان بعدالدنیا"، ص 49)

حواسمان باشد همان طور که ما از این گرفتن های به حق خداوند بیم داریم و نگران هستیم که در قیامت خداوند تنها از روی عدلش با ما و اعمال ما برخورد کند، خودمان هم در سبک زندگی و نوع برخوردمان با دیگران در صفوف مختلف اعم از خانوادگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مراقب باشیم.
با طلبکار و مستأجر مدارا کنیم ... تا طلبمان دیر و زود شد سریع شروع به تهدید و آبرو ریزی نکنیم... وقت دهیم، فرصت دهیم، مدارا  داشته باشیم.
در «تفسیر عیاشی» پنج روایت وارد است که دلالت بر این دارند که مراد از یخافون سوء الحساب در آیه 21 سوره رعد، آن است که آن ها از این می ترسند که هنگام حساب از آنان مداقه و استقصاء به عمل آید و تا آخرین درجه تفحص و تجسس دقت شود .  
بیم آن را دارند که حسناتشان را چه بسا به حساب نیاورند چون قابل قبول نبوده است و سیئاتشان را کلا به حساب آورند زیرا بنا بر فرض ما همه گناه و زشتی بوده است.
اول از ابو اسحاق که گفت شنیدم از حضرت صادق (علیه السلام): «یقول فی سوء الحساب: لا یقبل حسناتهم و یؤخذون بسیئاتهم؛ در آیه سوء الحساب می فرمود: ترس آن را دارند که خوبی های آنان را نپذیرند و آنان را به کردار بد خود بگیرند» (تفسیر عیاشی، ص 211).
دوم از هشام بن سالم از حضرت صادق (علیه السلام) درباره: «یخافون سوء الحساب: قال: یحسب علیهم السیئات، و لا یحسب لهم الحسنات و هو الإستقصآء؛ فرمود: معنای سوء حساب آن است که سیئات آنان را حساب کنند و حسنات آنان را حساب نکنند و این است حقیقت استقصاء یعنی در حساب به نهایت رساندن و تا آخرین چیز جزئی را به نظر آوردن.» (تفسیر عیاشی، ص 211)

حضرت صادق (علیه السلام) به من گفتند: صله رحم موجب آسانی حساب  می شود در روز قیامت و پس از آن این آیه را قرائت کردند: کسانی که صله می نمایند آنچه را که خداوند امر نموده است به صله آن و از پروردگارشان در خشیت هستند و از بدی حساب هراس دارند.»

سوم از هشام بن سالم از حضرت صادق (علیه السلام) در قول خدای تعالی: «و یخافون سوء الحساب: قال: الإستقصآء والمدآقة. و قال: یحسب علیهم السیئات و لا یحسب لهم الحسنات؛ حضرت فرمودند: معنای بدی حساب، دقت کاری به عمل آوردن و به نهایت رساندن در حساب است و حضرت فرمودند: زشتی های آنان را به حساب آورند و نیکی ها را به حساب نیاورند» (تفسیر عیاشی، ص 210)
چهارم از حماد بن عثمان از حضرت صادق (علیه السلام): «أنه قال لرجل: یا فلان! ما لک و لاخیک؟! قال: جعلت فداک! کان لی علیه حق، فاستقصیت منه حقی! قال: أبو عبد الله علیه السلام: أخبرنی عن قول الله: و یخافون سوء الحساب!؟ أتراهم خافوا أن یجور علیهم أو یظلمهم؟! لا والله! خافوا الإستقصآء و المدآقة؛ حضرت به مردی گفتند: ای فلان! چه شده است که با برادرت چنین رفتار می کنی؟! عرض کرد: فدایت شوم! من برای خودم حقی بر عهده او داشتم و من در گرفتن حق خود استقصاء کردم و تا آخرین جزء را به حساب آوردم! حضرت گفتند: بگو به من معنای گفتار خدا که می فرماید: مؤمنان از سوء حساب می ترسند چیست؟! آیا چنین می پنداری که آنان می ترسند خدا به آنها جور و ستم روا دارد؟! سوگند به خدا چنین نیست؟ بلکه از استقصاء و دقت کاری های در حساب بیم دارند» (تفسیر عیاشی، ص 210)

در «تفسیر عیاشی» پنج روایت وارد است که دلالت بر این دارند که مراد از یخافون سوء الحساب در آیه 21 سوره رعد، آن است که آن ها از این می ترسند که هنگام حساب از آنان مداقه و استقصاء به عمل آید و تا آخرین درجه تفحص و تجسس دقت شود . 

پنجم از محمد بن عیسی و با همین اسناد از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده است که: «حضرت به مردی که بعضی از برادرانش شکایت او را به نزد آن حضرت برده بود گفتند: چرا فلان برادرت از تو شکایت دارد؟! آن مرد گفت: آیا شکایت دارد از من درباره اینکه من حق خود را استقصاء از او خواسته ام؟! حضرت به حال غضب نشستند و سپس گفتند: گویا مثل اینکه تو اگر در حساب برادرت استقصاء کنی، کار زشتی انجام نداده ای؟! به من بگو تا بدانم: آنچه را که خداوند تبارک و تعالی درباره مؤمنان در قرآن حکایت نموده است که «و یخافون سوء الحساب»، آیا آنها می ترسند از اینکه خداوند بر آنان ستم روا دارد و به عنوان ظلم و جور و تعدی در حساب، از آنان حساب بکشد؟! نه سوگند به خدا چنین نیست! آنها ترسی ندارند مگر از استقصاء و حساب را به دقت رسیدگی کردن! و خداوند این استقصاء را سوء حساب نام برده است؛ پس کسی که استقصاء کند بدی کرده است.»
استاد علامه طباطبایی در «رساله معاد» فرموده اند: «در اینکه مراد از سوء حساب در آیه مبارکه، استقصاء است، از شیعه و سنی، اتفاق دارند و بر صحت صدور آن از رسول الله (صلی الله و علیه وآله) اجماع نموده اند.» (رساله "الانسان بعدالدنیا"، ص 49)
مجلسی(ره) از دو کتاب حسین بن سعید از قاسم از عبدالصمد بن بشیر از معاویه روایت کرده است که: «قال: قال لی أبو عبدالله علیه السلام: إن صلة الرحم تهون الحساب یوم القیمة. ثم قرأ: یصلون مآ أمرالله به أن یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب؛ معاویه گوید: حضرت صادق(علیه السلام) به من گفتند: صله رحم موجب آسانی حساب می شود در روز قیامت و پس از آن این آیه را قرائت کردند: کسانی که صله می نمایند آنچه را که خداوند امر نموده است به صله آن و از پروردگارشان در خشیت هستند و از بدی حساب هراس دارند.»


منابع :
سید محمد حسین حسینی طهرانی- معاد شناسی جلد 8
برنامه سمت خدا؛ بیانات حجت الاسلام قمی


- نظرات (0)

به بعضی کم و به برخی زیاد روزی می دهند

رزق وروزی

با توجه به این معنای محدود، رزق تنها شامل مواد غذایى می ‌شود که چنین معنایی از رزق نیز در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است: «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [بقره، 233]  در این آیه لباس از مصادیق رزق شمرده نشده است.
آنچه از موارد استعمال رزق  به دست می ‌آید؛ این است که در معناى این کلمه نوعى بخشش و عطا هم خوابیده است. این معناى اصلى و لغوى کلمه بود، ولى بعدها در معناى آن توسعه دادند و هر غذایى را که به آدمى می ‌رسد، چه دهنده‌‏ اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششى است که به اندازه تلاش و کوشش انسان به او می‌ رسد، هر چند که عطا کننده آن معلوم نباشد. سپس توسعه دیگرى در معناى آن داده و آن ‌را شامل هر سودى که به انسان برسد نموده‌‏اند، هر چند که غذا نباشد، و به این اعتبار، همه مزایاى زندگى اعم از مال، مقام، فامیل، یاوران، زیبایی، علم و... را رزق خواندند. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏3، ص 12]
در قرآن کریم هم به این اعتبار آیاتى وارد شده است؛ مانند: «و مگر از ایشان مزد می ‌خواهى مزد پروردگارت بهتر است و او بهترین رازقین است.» [مؤمنون، 72]

خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان !

اگر کسی عقیده دارد که خدا روزی دهنده است به این معنی که به همگان روزی زیاد می ‌دهد، عقیده‌ اش نادرست است. خود خدای متعال، تصریح نموده که به برخی‌ ها زیاد می ‌دهد و به برخی ‌ها کم می ‌دهد

خدا هم روزی رسان است هم روزی نرسان. هم زیادی روزی از اوست هم کمی روزی. لذا اگر کسی پنداشته که خدا به همه روزی زیاد  می‌ دهد، اشتباه از خود اوست که چنین اعتقاد نادرستی پیدا کرده است؛ خدای متعال هیچ گاه در قرآنش نگفته که ما به همه روزی زیاد می ‌دهیم؛ بلکه بر عکس فرموده است: «اللَّهُ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ: خدا روزی را برای هر کس بخواهد وسیع، و برای هر کس بخواهد تنگ قرار می ‌دهد؛ ولی آن ‌ها (کافران) به زندگی دنیا، خوشحال شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است.»
و باز فرمود: «إِنَّ رَبَّک یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیرا ـــــــ به یقین، پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد، گشاده یا تنگ می ‌دارد؛ او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست.»
و باز فرمود: «قُلْ إِنَّ رَبِّی یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ وَ یقْدِرُ وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ ــــــ بگو: پروردگار من روزی را برای هرکس بخواهد وسیع یا تنگ می ‌کند، (این ربطی به قرب در درگاه او ندارد)؛ ولی بیشتر مردم نمی‌ دانند.»
آیات دیگری نیز به همین مضامین وجود دارند که به ذکر همین چند نمونه بسنده می‌ کنیم.

به برخی زیاد و به برخی کم می دهد

توصیف رزق به صفت بی‌ حسابى، از این ‌رو است که رزق از ناحیه خداى تعالى بر طبق حال مرزوق صورت می ‌گیرد، نه عوضى در آن است و مرزوق نه طلبى از خدا دارد، و نه استحقاقى نسبت به رزق، آنچه مرزوقین دارند حاجت ذاتى، یا زبانى ایشان است که هم ذاتشان ملک خدا است، و هم حاجت ذاتشان، و هم احتیاجاتى که به زبان درخواست می ‌کنند، پس داده خدا در مقابل چیزى از بندگان قرار نمی ‌گیرد، و به همین جهت حسابى در رزق او نیست

خلاصه آنکه اگر کسی عقیده دارد که خدا روزی دهنده است به این معنی که به همگان روزی زیاد می ‌دهد، عقیده‌ اش نادرست است. خود خدای متعال، تصریح نموده که به برخی‌ ها زیاد می ‌دهد و به برخی ‌ها کم می ‌دهد. البته نه کم دادنش لزوماً از روی غضب است نه زیاد دادنش لزوماً از روی رحمت؛ بلکه گاه کم دادن از سر رحمت  است و گاه زیاد دادن؛ کما اینکه کم دادن و زیاد دادن، گاهی هم از روی غضب است.

منظور از «مَنْ یَشاءُ؛ به هرکس بخواهد می دهد» چیست؟

1. بدیهى است که منظور از «مَنْ یَشاءُ» (هر کس را که بخواهد) این نیست که خداوند بدون هیچ علتى روزی بدون حساب  را به این و آن می‌ دهد، بلکه اراده و مشیت خداوند در همه جا با شایستگی‌‏ هاى افراد آمیخته است؛ یعنى هر کس را شایسته ببیند به او روزی بی ‌حساب می ‌دهد. به بیان دیگر، خواست و اراده او از روی گزاف نیست، بلکه آنچه انجام می ‌دهد از روى حکمت و عدالت است.
هر گاه مشیتش اقتضا نماید و هر کس را بخواهد، -البته از روى حکمت و نظام خلقت و آفرینش می ‌بخشد، نه از روی گزاف؛ زیرا که حق تعالى از کار عبث منزّه و مبرا است و نیز نسبت او به تمام موجودات یکسان است - او را به غیر حساب روزى می ‌دهد. 
2. البته برخی می ‌گویند؛ منظور از «هر کس را بخواهد به غیر حساب روزی می ‌دهد، اهل بهشت ‌اند؛ زیرا خداوند بهشتیان را آن ‌قدر روزی می ‌دهد که به حساب نمی ‌آید و حد و مرز ندارد؛ به دلیل آن‌ که بهشت محدود و متناهى نیست و نهایت ندارد و آیه به این معنا مثل آیه شریفه است که می‌ فرماید: «فَاُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ» [آنها به بهشت در آیند و بی‌حساب روزى داده شوند]، [طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏2، ص 72]

روزی بدون حساب دادن یعنی چه؟

منظور از «مَنْ یَشاءُ» (هر کس را که بخواهد) این نیست که خداوند بدون هیچ علتى روزی بدون حساب  را به این و آن می‌ دهد، بلکه اراده و مشیت خداوند در همه جا با شایستگی‌‏ هاى افراد آمیخته است؛ یعنى هر کس را شایسته ببیند به او روزی بی ‌حساب می ‌دهد. به بیان دیگر، خواست و اراده او از روی گزاف نیست، بلکه آنچه انجام می ‌دهد از روى حکمت و عدالت است.

پیرامون معنای «بدون حساب» دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که به آن اشاره می ‌شود:
1. توصیف رزق به صفت بی‌ حسابى، از این ‌رو است که رزق از ناحیه خداى تعالى بر طبق حال مرزوق صورت می ‌گیرد، نه عوضى در آن است و مرزوق نه طلبى از خدا دارد، و نه استحقاقى نسبت به رزق، آنچه مرزوقین دارند حاجت ذاتى، یا زبانى ایشان است که هم ذاتشان ملک خدا است، و هم حاجت ذاتشان، و هم احتیاجاتى که به زبان درخواست می ‌کنند، پس داده خدا در مقابل چیزى از بندگان قرار نمی ‌گیرد، و به همین جهت حسابى در رزق او نیست. [المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏3، ص 141]
2. هر کس را بخواهد بی ‌حساب روزى می ‌دهد؛ یعنى بدون بخل و  سخت ‌گیرى روزى می ‌دهد. این آیه مانند این مثال است که فلان کس بی ‌حساب انفاق  می ‌کند؛ یعنى خیلى سخاوتمندانه و خالى از بخل؛ زیرا عادت بخیل و سخت‌گیر از خرج، این است که در خرج و انفاق خیلى حسابگر و دقیق است. [مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 728]
3. گفته ‌‏اند که معناى آیه این است که بدون ترس از کمبود و نقصان دارایى خود می ‌بخشد و روزى می ‌دهد؛ چون قدرت و ملک خدا  حد و نهایت ندارد و آنچه از آن برداشته شود موجب نقصان آن نمی ‌گردد. [همان]
4. برخی نیز گفته‌ اند؛ یعنی نباید به کسی حساب پس دهد؛ زیرا بالاتر از وی احدی نیست. تا او را مورد حسابرسی  قرار دهد. [فخرالدین رازی، ابو عبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏8، ص 191]


- نظرات (0)

ساختن شایعات و نقل آن حرام است

شایعات

تبیان به نقل از گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) آیت‌الله‌العظمی ناصر مکارم شیرازی ششم اردیبهشت در درس خارج خود گفت: در روایت داریم کسی که تمام نیروی خود را در راه رسیدن به آرزوهایش به کار برده است خود را فرسوده کرده و از دنیا خارج می‌شود بدون اینکه زاد و توشه آخرت برای خود فراهم کرده باشد.

این مرجع تقلید با بیان اینکه آرزوهای دور و دراز و حرص از مشکلات انسان است تصریح کرد: غالبا این آرزوها بدون دلیل و نیاز اصلی است، البته غالبا انسان به همه آرزوهای خود نمی‌رسد و از دنیا با دست خالی می‌رود زیرا کسی که آرزوی دراز دارد همین عامل سبب غفلت او از آخرت است.

وی با بیان اینکه تلاش برای زندگی و پیشرفت لازم است تاکید کرد: ولی آرزوهای نامعقول که نمی‌گذارد انسان به فکر اصلاح خویش باشد واقعا آرزوهای شیطانی است.

آیت‌الله مکارم بیان کرد: قارون در نزد قوم خود نمایش ثروت و زینت داد و برخی مردم گفتند ای کاش ما هم مثل قارون بودیم در حالی که قارون خودش بدبخت‌تر از همه بود زیرا حفظ این اموال کار بسیار سختی بود ولی وقتی قارون با مالش در زمین فرو رفت کسانی که دیروز آرزو می‌کردند مثل او باشند به اشتباه خود پی بردند.

دروغ و حرف‌های خلاف از این طریق پخش می‌شود البته کسانی که در خارج هستند و نه ایمان به خدا و نه قیامت دارند و دوست دارند انتخابات خراب شود بحثشان جداست، ولی کسانی که در داخل هستند نه باید شایعات دروغین پخش و نه مردم آن را زبان به زبان نقل کنند زیرا هر دو گروه گناهکار هستند.

وی با اشاره به آیات ۶۰ و ۶۱ احزاب عنوان کرد: قرآن مجازات سنگینی برای این گروه یعنی شایعه‌آفرینان و شایعه‌پخش‌کنندگان در نظر گرفته است و فرموده ارجاف و شایعات دروغین پخش کردن جامعه را متزلزل و عذابی مانند بیرون راندن از وطن دارد.

این مفسر قرآن عنوان کرد: قرآن برای درس عبرت این آیات را بیان کرده است زیرا امروز هم قارون‌هایی هستند و کسانی نیز که آرزو می‌کنند مانند آنها باشند ولی در نهایت، خیلی از این افراد به مشکلات و سختی‌هایی مبتلا می شوند و ثروت خود را می‌گذارند و می‌روند بنابراین سعی کنیم تلاش برای زندگی بکنیم ولی قانع هم باشیم.

وی در تذکری در مورد انتخابات تاکید کرد: اختراعاتی که بشر دارد شمشیر دو دم است یعنی هم در مسیر بد و هم خوب می توان استفاده کرد که غالبا در مسیر بد استفاده می‌شود مانند انرژی اتمی و از جمله فضای مجازی که در ایام انتخابات مورد سوء استفاده زیادی قرار می‌گیرد.

این مرجع تقلید ادامه داد: دروغ و حرف‌های خلاف از این طریق پخش می‌شود البته کسانی که در خارج هستند و نه ایمان به خدا و نه قیامت دارند و دوست دارند انتخابات خراب شود بحثشان جداست، ولی کسانی که در داخل هستند نه باید شایعات دروغین پخش و نه مردم آن را زبان به زبان نقل کنند زیرا هر دو گروه گناهکار هستند.

وی با اشاره به آیات ۶۰ و ۶۱ احزاب عنوان کرد: قرآن مجازات سنگینی برای این گروه یعنی شایعه‌آفرینان و شایعه‌پخش‌کنندگان در نظر گرفته است و فرموده ارجاف و شایعات دروغین پخش کردن جامعه را متزلزل و عذابی مانند بیرون راندن از وطن دارد.

این مفسر قرآن تاکید کرد: کسی که عقیده به قیامت و جزا و پاداش دارد قطعا برای چهار روز حکومت دنیا هر کاری انجام نمی‌دهد بنابراین بیاید انتخابات را اسلامی کنیم و آب و رنگ اسلامی داشته باشد؛ از وعده دروغ بپرهیزید و از تخریب نظام برای پیشرفت خودتان هم باید پرهیز کنند.

این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه طرفداران نامزدها باید از دروغ گفتن و پخش شایعات بپرهیزند زیرا گناه است اظهار کرد: خود نامزدها نیز باید این را سفارش کنند و از طرفداران خود نیز بخواهند.

 

این مرجع تقلید تاکید کرد: ما در انتخابات دخالت نکرده و نخواهیم کرد و فقط اصل آن را تقویت کرده و خواهیم کرد و اگر کسانی نیز دروغ بگویند عواقب آن بر دوش خود آنان است.
- نظرات (0)