سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

رزق و روزی ام بسته شده

روزی

امروز از خیلی ها می شنویم که می گویند: وضع اقتصادیم خراب شده، انگار اصلاً رزق و روزی ام بسته شده است.
در این مقاله بر آن شدیم که این موضوع رزق و روزی را بررسی داشته و ابوابی که بر بسته شدن و باز شده این عنصر مهم زندگی مردم را از زبان ایات و روایات بررسی داشته باشیم.
در یکی از آموزه های دینی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است که می فرمایند: «و لَو اَنّ جمیع الخلائق اجتمعوا علی اَن یَصرِفُوا عَنکَ شیئاً، قَد قُدِّرَلک لَم یستطیعوا...» (بحارالأنوار، ج74، ص137) اگر تمام مخلوقات عالم جمع شوند و بخواهند روزی مقدر کسی را از او بگیرند، نخواهند توانست.

 

رزق و روزی انواع دارد


دو گونه رزق و روزی داریم: رزقی كه به سراغش می ‏رویم و رزقی كه به سراغمان می ‏آید.
امام علی (علیه السلام) فرمود: "اِن الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق یطلبك فان انت لم تأته اتاك".( نهج ‏البلاغه، نامه 31)
رزق طالب (كه به سراغ ما می ‏آید) همواره ما را تعقیب می ‏كند. حتی اگر از آن فرار كنیم، ما را رها نمی‏ سازد، همان طور كه رهایی از چنگال مرگ ممكن نیست. (مكارم ‏الاخلاق 2/377)
این گونه رزق ریشه در قضای الهی دارد و هیچ گونه تغییر و تحولی در آن صورت نمی‏ گیرد.
در این زمینه مرحوم علامه طباطبایی می‏ فرماید: روزی و روزی‏ خوار متلازم هم اند و معنی ندارد كه روزی ‏خوار در مسیر زندگی طالب بقا باشد اما رزقی برایش نباشد؛ همین طور ممكن نیست رزقی باشد و روزی ‏خواری نباشد، یا رزق از روزی ‏خوار افزون باشد و لذا رزق جزء قضای الهی است. (المیزان، ج 18، جزء 27، ص 377، عربی)
اما قسم دیگر روزی (رزق مطلوب) رزقی است كه برای طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب كنیم و شرایط و علل لازم وصول به آن را مراعات نمائیم چنین رزقی را به دست می‏ آوریم.

تلاش ما در جهت رسیدن به این‏ گونه روزی، جزء علت است و اگر در كنار كوشش، دیگر علل فراهم شود دستیابی به آن حتمی است.
از این دو قسم روزی كه توسط خدا برای بندگان معین گشته، قسمی از آن بدون قید و شرط و به عبارتی رزق طالب اما قسمی مشروط است و مطلوب.

روزی بی ‏قید و شرط در هر حال انسان را طلب می‏ نماید و تا پیمانه قابلیت انسان از این‏گونه رزق پر نگردد، مرگ انسان فرا نمی ‏رسد. حضرت رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: اما روزی مطلوب و مشروط ، و ضرورتش مشروط به انجام اموری است كه بدون ترتیب و انجام شرایط محقق نمی‏گردد. (الكافی، 2/74/2)
روزی طالب و محتوم مانند روزی وجود و هستی، عمر، امكانات، محیط، خانواده، استعداد و... است.

از روزی طالب "توان لازم و دقت و هوشیاری برای تلاش و انجام كار پدید می ‏آید و در سایه این امور دَرِ روزی مطلوب و مشروط گشوده می ‏گردد.

روزی و روزی‏ خوار متلازم هم اند و معنی ندارد كه روزی ‏خوار در مسیر زندگی طالب بقا باشد اما رزقی برایش نباشد؛ همین طور ممكن نیست رزقی باشد و روزی ‏خواری نباشد، یا رزق از روزی ‏خوار افزون باشد و لذا رزق جزء قضای الهی است

در مورد روزی مطلوب هر كس به شكلی باید دست نیاز و در عین حال جدیت و تلاش را به سوی خدا بلند كند، حتی طفل شیر خوار كه تلاشش ناله و فریاد اوست، در پس این‏ گونه افعال به روزی مطلوبش (شیر مادر) دست پیدا می ‏كند. اما چون در بستر رشد بالید و به مقطعی بالاتر رسید تلاش و جدّیت او شكلی دیگر پیدا می ‏كند و به صورت اندیشه و حركت اعضا و جوارح نمود می ‏یابد و كمیّت و كیفیت روزی نیز تغییر می ‏كند.

 

تاثیر گناه در فقیر شدن را جدی بگیرید

مهمترین چیزی كه انسان را زمین گیر فقر می كند آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داد كه اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و بركت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می كند؛ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ (96، اعراف)

تأثیر گناه در فقیر كردن انسان چنان جدی است كه امیر المومنین علی علیه السلام به ما آموخت تا در دعا اینگونه بخوانیم: 
اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ یدْعُو إِلَى الْكُفْرِ وَ یطِیلُ الْفِكْرَ وَ یورِثُ الْفَقْرَ وَ یجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یا خَیرَ الْغَافِرِین 
خداوندا از تو طلب آمرزش می كنم نسبت به هر گناهی كه مرا به كفر می كشاند و توان فكر كردن را از من می گیرد و باعث فقر من شده و زندگی مرا به سختی می اندازد. (بحارالانوار، ج 84، ص 334)


عادت بر دروغگویی

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: اعْتِیادُ الْكَذِبِ یورِثُ الْفَقْر: عادت بر دروغگویی فقرآور است(وسائل‏ الشیعة، ج 15، ص 347)


حسن نیت داشته باش

حسن نیت و طهارت، از اموری است كه روزی مطلوب را افزایش می‏ دهد. (البحار، 103/21/18) 
امام علی (علیه السلام) فرمود: "من حَسُنَت نیّته زیدَ فی رزقه".

طراحی آرام

کار و تلاش

یكی از عوامل كمی و زیادی روزی، تلاش انسان می باشد. اگر تلاش و كوشش انسانی صورت نپذیرد، به روزی دست نمی‌یابد. اگر تلاش و كوشش بیشتری كند، به سرمایه بیشتری دسترسی پیدا خواهد كرد.
اما این قانون كلیت ندارد .

گاهی حتی اگر تلاش و كوشش بسیار باشد، اما سرمایه بیشتر فراهم نمی شود؛ زیرا همان گونه كه بیان شد، تلاش یكی از عوامل است و علت های دیگر نیز باید فراهم شود. چه بسا سرمایه زیاد به مصلحت انسان نباشد و باعث نابودی ایمان او گردد.

خداوند به خاطر محبتی كه به بنده و سعادت او دارد، برای او سرمایة بسیار قرار نمی دهد. علت های بسیار دیگری باید فراهم باشد كه از همه آنها آگاهی نداریم.


استغفار را فراموش نکن

عن النبی صلّی الله علیه و آله: أَكْثِرُوا الِاسْتِغْفَارَ فَإِنَّهُ یَجْلِبُ الرِّزْق
زیاد استغفار کنید که استغفار سبب جلب روزی است. (تحف العقول، ص۱۰۶)
در توصیه ای که از آیت الله بهجت داریم ایشان می فرمودند:
اگر می خواهید در کارتان گره نیفتد و موفق شوید تا می توانید استغفار کنید "اگر اثر نکرد جوابگویش من هستم".

 

دعایی معتبر برای بهبود رزق و روزی

اگر بنا باشد تا آیه ای از قرآن کریم را به عنوان مجرب ترین آیه جهت وسعت رزق و روزی و گشایش کسب و کار و خیر و برکت بدانیم، بدون شک آن آیه؛ آیات 2و3 سوره طلاق است که به و من یتق الله مشهور می باشد.

در توصیه ای که از آیت الله بهجت داریم ایشان می فرمودند: اگر می خواهید در کارتان گره نیفتد و موفق شوید تا می توانید استغفار کنید "اگر اثر نکرد جوابگویش من هستم"

در خصوص خواص این آیات، بزرگان فرموده اند که تأثیر آن در گشایش روزی و برکت در رزق مجرب و تضمینی است اما باید با اخلاص و مداومت خوانده شود. 
پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: من آیه اى را در قرآن مى شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن شوند براى حل مشکلات آنها کافى است و آن آیات سوّم و چهارم سوره طلاق است : «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا **  وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»


خاصیت آیه «من یتق الله...» {در برکت در مال و وسعت رزق و روزی}

هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل نماید، خدا او را کفایت می کند و خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتی آیه فوق نازل شد، عده ای درها را به روی خود بسته و رو به عبادت آوردند و گفتند : خداوند روزی ما را عهده دار شد.
این خبر به گوش پیغمبر رسید. کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید؟ هر کس چنین کاری کند دعای او مستجاب نمی شود. بر شما باد بر کار و تلاش همراه با تقوا.
در حدیثى مى‏ خوانیم كه یكى از یاران امام صادق علیه السلام عمر بن مسلم مدتى خدمتش نیامد، حضرت جویاى حال او شد، عرض كردند: او تجارت را ترك گفته، و رو به عبادت آورده، فرمود: واى بر او!
اما علم ان تارك الطلب لا یستجاب له‏: آیا نمى ‏داند كسى كه تلاش و طلب روزى را ترك گوید دعایش مستجاب نمى‏شود.


- نظرات (0)

حیا و آبروی انسان فقیر در خطر است!

فقر

از مهمترین معضلاتی که هر جامعه ای را تهدید می کند، مسئله اساسی فقر می باشد.

فقر چگونه بوجود می آید و چه عواملی موجب پیدایش این معضل می شود؟ این مسئله چه اثراتی در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه می گذارد؟

فقر چیست؟

فقر در حقیقت دلالت دارد بر فراخی و گشودگی در چیزی مانند: عضو بدن و از این ریشه است.

کلمه «فقار» به معنی مُهره های پشت بدن چون بین آنها شکاف و فاصله است، و فقیر به کسی گفته می شود که ستون فقرات پشتش به وسیله ذلت و بیچارگی شکسته است.

فقیر در نزد عرب به معنی محتاج است.

مفهوم عام آن به حالتی گفته می شود که نیازهای فطری و طبیعی انسان تامین نگردد.

با توجه به نیازهای مزبور، فقر می تواند ابعاد مختلفی داشته باشد، نظیر فقر معنوی، فقر عاطفی و روحی، فقر فرهنگی، فقر سیاسی، فقر رفاهی و خدماتی، فقر اقتصادی و . . . اما آنچه که به عنوان فقر و فقیر بخش عمده ای از ادبیات این مساله را به خود اختصاص داده است ناظر بر پدیده فقر اقتصادی و خدماتی است، که عمدتا توسط صاحب نظران توسعه، به ویژه اقتصاد دانان، جغرافی دانان و جامعه شناسان به آن پرداخته شده است.


فقر به عنوان عامل منفی

در قرآن کریم فقر به عنوان عامل منفی در زندگی انسان معرفی شده است لذا می بینیم، خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى (سوره ضحی، آیه 8)

خداوند تو را فقیر یافت، سپس توانگر نمود.

یعنی خداوند بر پیامبر منّت نهاده و او را از حالت فقر درآورده و غنی می نماید. اگر فقیر بودن و فقر ارزش بود، غنی کردن پیامبر نمی توانست به عنوان یک ارزش باشد که خداوند بر او منت گذارد و جالب اینکه در آیه ای دیگر در همین سوره می فرماید:

وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى (سوره ضحی، آیه 7)

خداوند تو را گمراه یافت و سپس هدایت کرد.

حضرت علی علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلام می فرماید: (ای فرزندم) انسانی را که به دنبال بدست آوردن غذای خویش است سرزنش مکن زیرا کسی که قوت و غذایش فراهم نباشد، خطا و لغزشش زیاد است

با توجه به این آیه معلوم می گردد که قرآن علاوه بر فقر مادی، فقر فکری را هم سبب گمراهی و ضلالت می داند. همچنین ضد ارزش بودن فقر را از آیه ای دیگر که شیطان همراه با وعده به فقر امر به فحشا می نماید، می توان دریافت:

الشَّیْطَانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء (سوره بقره، آیه 268)

شیطان کسی است که به شما وعده فقر می دهد و امر می کند شما را به فحشاء می کند.

در آیه قبل از این آیه آمده: «ای اهل ایمان انفاق کنید از بهترین آنچه بدست می آوردید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم و بدها را برای انفاقمعین نکنید و بدانید که خدا بی نیاز و به ذات خود ستوده صفات است.»
بعضی از مردم در مورد انفاق ممکن است وسوسه شوند که اگر اموالشان را در راه خدا بدهند، شاید خود تهیدست شوند. «این شیطان است که شما را وسوسه می نماید که اگر مال خوب خود را انفاق نمایید، فقیر و محتاج می گردید.» لذا شما را دستور می دهد به انجام کارهای زشت، نظیر بخل و ندادن زکات و یا دادن جنس نامرغوب ولی خدا شما را وعده می دهد که اگر انفاق کنید، مغفرت و آمرزش از گناهان شامل شما خواهد شد.

پس شیطان وعده فقر می دهد و خدا وعده به مغفرت و فزونی، اما شیطان مفلس است و وعده افلاس می دهد. ولی خدای تعالی توانگر است و وعده شیطان را نادیده گرفت و در آیه دیگر می فرماید:

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً... (سوره قصص ، آیه 5)

در اینجا واژه مستضعف از ماده ضعف است اما چون به باب استفعال برده شده به معنای کسی است که او را به ضعف کشانده اند. البته مستضعف انواع و اقسامی دارد از جمله کسی که فقر فکری، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی دارد. از آن تعبیر به مستضعف شده است.

گناه

بدون شک جباران مستکبر قبل از هر چیز سعی می کنند قربانیان خود را به استضعاف فکری و فرهنگی و سپس به استضعاف اقتصادی بکشانند تا قدرت و توانی برای آنها باقی نمانده و فکر قیام و گرفتن زمام حکومت را در دست و مغز خود نپرورانند.

در طول تاریخ همه جباران چنین بوده اند. آنجا که نمی توانسته اند مردان را بکشند، مردانگی را می کشته اند و با پخش وسائل فساد، مواد مخدر، توسعه فحشا و بی بند و باری جنسی و انواع سرگرمی های ناسالم، روح شهامت و سلحشوری و ایمان را خفه نموده تا بتوانند با خیالی آسوده به حکومت خودکامه خویش ادامه دهند. اما پیامبران الهی مخصوصاً پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم سعی داشتند نیروهای خفته جوانان را بیدار و آزاد نموده و حتی به زنان درس مردانگی بیاموزند و آنان را در صف مردان در برابر مستکبران قرار دهند.

 

ره آورد شوم فقر

حضرت علی علیه السلام خطاب به فرزندشان محمد حنفیه سفارش نمودند: ای فرزند! من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمنی است. (همان، حکمت 319)

 

ضرورت فقر زدائی

آن حضرت همچنین می فرمایند: خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما که از روزی خواران تو روزی خواهم و از بدکاران عفو و بخشش طلبم! مرا در ستودن آن کس که به من عطائی فرمود موفق فرما و در نکوهش آن کس که از من دریغ داشت، در صورتی که در پشت پرده اختیار هر بخشش و دریغی در دست توست و تو بر همه چیز توانائی. (همان، خطبه 225)

حضرت علی علیه السلام خطاب به فرزندشان محمد حنفیه سفارش نمودند: ای فرزند! من از تهیدستی بر تو هراسناکم، ازفقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمنی است

خطرات فقر برای عقل و دین و حکمت

آن حضرت می فرمایند: فقر، مرگی بزرگ است. (همان، حکمت 163)

و در کلام دیگری می فرماید: هر کس به فقر مبتلا گردد به چهار خصلت گرفتار شود: ضعف تعیین، نقصان عقل، سستی دین و کم حیایی. پس باید از فقر به خدا پناه برد. (اندیشه حوزه، سال هفتم، شماره 2)

 

فقر حالتی اضطراری

از نظر قرآن اگر فقر برای فردی یا جمعی پیش آید باید حالتی اضطراری تلقی نمود، که لازم است به زودی رفع گردد. و نباید کسانی در جامعه اسلامی برای همیشه فقیر باشند، بلکه باید خود فرد فقیر و افراد جامعه تلاش نموده تا فقر را به زودی برطرف و از عواقب بد آن مصون بمانند.

خداوند در آیه 28 سوره توبه می فرماید: «اگر از فقر می ترسید، خداوند آن را به زودی برطرف نموده و شما را غنی می سازد.» از اینجا معلوم می گردد باید برای برطرف نمودن فقر تلاش و آن را دور نماییم و گرنه قرآن می فرمود: شما نباید بترسید و باید با فقر بسازید.

در احادیث فراوانی از فقر به خداوند پناه برده شده و این نشان دهنده آن است که شر فقر زیاد است.

حضرت علی علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلام می فرماید: (ای فرزندم) انسانی را که به دنبال بدست آوردن غذای خویش است سرزنش مکن زیرا کسی که قوت و غذایش فراهم نباشد، خطا و لغزشش زیاد است. (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج72، حدیث 58)
و در جای دیگر آمده: کسی که به فقر مبتلا گشت به کمی حیا و آبرو نیز مبتلا می گردد. (همان، ج73، حدیث 58)

می بینیم فقر در همه زمان ها مطرود و مورد تنفر بوده و اینکه باید فقر ریشه کن شود امریست ثابت.

به امید آنکه ریشه ی این معضل خطرناک از جامعه خشکانده شود.


- نظرات (0)

شوخی با نامحرم برای فهم بهتر درس

کارگاه آموزشی اصول و فنون برگزاری گردهمایی‌ها

امروزه یکی از مسائلی که در جامعه کم مشاهده نمی شود، شوخی کردن نامحرم است. گاهی دیده می شود که در دانشگاه ها، آموزشگاه ها و... در حین درس جهت خسته نشدن دانش آموزان و دانشجویان و یادگیری بهتر دروس، استاد چه مرد، چه زن با جنس مخالفش که از شاگردانش هستند و همه از نظر جنسیت مخالف اویند شوخی ای کند که آنها باصدای بلند بخندند.

متاسفانه در محیط کار یا محیط کوچه و بازار و...، نیز شاهد شوخی ها و بگو و بخند های افراد نامَحرم با یکدیگر هستیم که چه بسا چنین اعمالی باعث فروپاشی کانون گرم خانواده شده است. 
در این مقاله بر آن شدیم نگاه اسلام را در این زمینه بیشتر بدانیم:

قرآن کریم به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند:

«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ".:[احزاب 32]«پس به ناز سخن مگویید تا آنكه در دلش بیمارى است».

در خصوص روابط دو جنس مخالف، دیدگاه های افراطی و تفریطی وجود دارد. برخی آن را تا حد روابط خواهر و برادر بالا برده و بر اساس آن، بیشترین آزادی را در این گونه ارتباطات روا می دانند. برخی دیگر به طور مطلق هر گونه ارتباط با غیر همجنس را ناصحیح قلمداد می کنند. 
در این میان، اسلام دین تعادل است و افراد جامعه اسلامی را به رعایت حد اعتدال در امور فراخوانده است: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ [ سوره یوسف، آیه 33] همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید.»

از سوی دیگر، خداوند متعال با حکمت خویش، مناسبات و روابط انسانی و از جمله روابط با جنس مخالف را به صحیح ترین وجه ممکن ترسیم کرده است. 
در این فرصت به قسمتی از رابطه با نامحرم در بخش کلامی آن بحث خواهیم کرد؛


گفتگو

سخن گفتن با نامحرم نیز از جمله مواردی است که می تواند زمینه برخی انحرافات جنسی را در بین افراد فراهم کند. از سوی دیگر، گاه صحبت کردن با جنس مخالف اجتناب ناپذیر می شود. از این رو، لازم است با رعایت مواردی که در پی می آید، آثار منفی این گونه گفتگوها به حداقل برسد.

در صورت پذیرش این حدیث نیز، عذاب اعلام شده در مورد هر نوع شوخی و مزاح نخواهد بود، بلکه اشاره به مواردی دارد که چنین مزاحی به نوعی تحریک کننده شهوت جنسی باشد

پرهیز از شوخی با نامحرم

شوخی کردن با نامحرم، حریم میان آنها را کم رنگ نموده و احتمال وقوع گناه را در بین آنان تقویت می کند، اولیای دین افراد را از مزاح با نامحرم برحذر داشته اند. 
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز نقل شده است که فرمود: «مَنْ فَاکهَ امْرَأَهً لَا یمْلِکهَا- حُبِسَ بِکلِّ کلِمَهٍ کلَّمَهَا فِی الدُّنْیا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار؛[ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 73، ص 363] کسی که با زن نامحرمی مزاح کند، به ازای هر کلمه ای که با او سخن گفته، هزار سال در دوزخ حبس می شود.
ابابصیر، از شاگردان امام صادق علیه السلام می گوید در کوفه به زنی قرآن می آموختم و روزی اتفاق افتاد که با او مزاح کردم. هنگامی که در مدینه به محضر امام باقر علیه السلام وارد شدم، مرا سرزنش کرد و فرمود: «مَنِ ارْتَکبَ الذَّنْبَ فِی الْخَلَاءِ لَمْ یعْبَأِ اللَّهُ بِهِ -أَی شَی ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَهِ- فَغَطَّیتُ وَجْهِی حَیاءً وَ تُبْتُ- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا تَعُد؛[ همان، ج 46، ص 247] کسی که در خلوت مرتکب گناه شود، خدا به او اعتنا نمی کند. چه چیزی به آن زن گفتی؟- از خجالت چهره خود را پوشاندم و توبه کردم- حضرت فرمود: دیگر تکرار مکن.»
بنابراین اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، به شدت مذموم و از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی و یا شاگرد انسان باشد.

ارتباط

آیا روایت "هر مردی که با زنی نامحرم شوخی کند در قیامت به ازای هر کلمه‌ هزار سال حبس خواهد شد" صحیح است؟

این روایت مفصل و طولانی را که بیشتر مفاد آن در مورد مسائل اجتماعی و روابط بین افراد است، مرحوم شیخ صدوق در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» آورده، که پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله) فرموده است: «...و هرکس، با زنى نامحرم شوخى و مزاح کند، به هر کلمه‌اى که با او گفت‌وگو کرده؛ هزار سال در آتش دوزخ او را زندانى کنند، و آن زن اگر خود را با رضایت در اختیار وى قرار دهد، یا این‌ که شوخى کند تا آن‌که مرد از او کام گیرد بر آن زن همان گناه و کیفر باشد که بر مرد است، و چنانچه زن راضى نباشد و مرد به زور از او به نحوى کام گیرد، گناه هر دو بر مرد است و دو عقوبت خواهد دید».


بررسی سند حدیث

 روایت را از نظر سند نمی‌توان دارای رتبه قابل قبولی دانست.

 

بررسی محتوای حدیث

حدیث مذکور، مفصل و دارای ابعاد گسترده‌ای است که بیان همه آنها از عهده این مختصر خارج است. 
درباره قسمتی که پرسیده شده، بررسی‌ هایی خواهیم داشت.
معمولاً درباره احادیثی که درباره یکی از اصول اخلاقی مورد تأیید اسلام سخن گفته، دقت‌های سندی انجام نمی‌ شود، شاید علت آن؛ مورد قبول بودن اصلی است که حدیث مورد نظر در صدد تبیین، توضیح یا تعمیم و بیان جزئیات آن است.

در حدیث مورد نظر؛ صحبت از عقوبت اخروی برای عملی است که اصل آن در اسلام مورد قبول واقع شده است و آن هم، برخورداری زنان و مردان جامعه از یک ارتباط سالم و بدون شهوترانی در سطح اجتماع است. 
قرآن کریم در تذکری به همسران پیامبر(صلی الله و علیه و آله) چنین می‌ فرماید: «ای همسران پیامبر! شما مانند دیگر زنان نیستید؛ اگر تقوا پیشه کنید، پس در کلام خود با [مردان نامحرم] به گونه‌اى هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!» [ احزاب، 32]
پس اصل ارتباط کلامی سالم؛ بین زن و مرد نامحرم؛ مورد تأکید اسلام و قرآن است؛ و اسلام خواسته تا بین زن و مرد نامحرم آنچه موجب شهوترانیو سقوط در گناهان بزرگ ‌تر است؛ از بین برود. اما برخی روایات به کمیّت و کیفیّت عذاب می ‌پردازد.
در این روایت؛ عقوبت شوخی با نامحرم را بسیار بزرگ خوانده و عقوبت آن ‌را هزار سال زندانی شدن در آتش دوزخ دانسته است! که دلالت بر بزرگی این گناه دارد.
نقل این روایت؛ توسط افرادی مانند شیخ صدوق به نوعی ناظر به قبول محتوای آن از طرف این بزرگان است، اما باید به این نکته هم توجه داشت که در صورت پذیرش این حدیث نیز، عذاب اعلام شده در مورد هر نوع شوخی و مزاح نخواهد بود، بلکه اشاره به مواردی دارد که چنین مزاحی به نوعی تحریک کننده شهوت جنسی باشد.



- نظرات (0)

پيشگويي امام علي (ع) درباره نابودي اسرائيل

در روايات متعددي، موضوع تسلط يهود بر سرزمين‌هاي اسلامي و حوادث پس از آن پيشگويي شده است كه در اينجا به مناسبت حوادث جاري در منطقه به دو مورد از آنها اشاره مي‌كنيم:
در روايتي كه از اميرمؤمنان(علیه السّلام) نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است:
يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد.
عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عرب‌ها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند.
از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زماني كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم‌هاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاي كمكي از [طريق] سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم‌هايشان نوشته شده است: «القوّة»1. عرب‌ها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد [و با يهوديان خواهند جنگيد] و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته‌ها عبور كنند.
آنگاه فرمود:
و عرب‌ها سه بار با يهود مي‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي‌افكند.
بعد از آن فرمود:
به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.2
آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايد اسدي» آن را نقل كرده است، مي‌فرمايد:
من در آينده در مصر منبري روشني‌بخش بنيان خواهم نمود ...، و يهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب بيرون خواهم راند، و عرب را با اين عصاي خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.
عبايه مي‌گويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر مي‌دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مي‌شويد و اين كارها را انجام مي‌دهيد!
فرمود:
هيهات اي عبايه! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست؛ مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد.3
با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(علیه السّلام) شاهد نابودي صهيونيسم متجاوز و آزادي كامل سرزمين فلسطين و قدس شريف باشيم.
پى نوشت ها :
1. ظاهرا اشاره به آيه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آية 60) باشد.
2. عقائد الاماميه، ج1، ص270؛ به نقل از هاشمي شهيدي، سيداسداله، ظهور حضرت مهدي(علیه السّلام) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص .
3. بحارالانوار، ج53، ص59؛ معاني الاخبار، ص407
eمنبع: ماه نامه موعود - شماره 66


- نظرات (0)

مسلمانی مان را به ارث برده ایم؟!

شناسنامه

گاهی احساس می کنم که عادت کرده ام مسلمان باشم، پیامبر و راهنما داشته باشم، دوستش داشته باشم، به زیارتش بروم یا آرزوی زیارت حرمش را در دل بپرورانم.

همیشه این گونه بوده ام و این چه خوب است و چه نعمت بزرگی است؛ اما بد نیست گاهی هم به دنبال چرایی ها بگردم؛ فایده اش این است که نگاهم عمیق تر می شود و قدر داشته هایم را بهتر می دانم.

لازمه ی چراها این نیست که همه ی آنچه را بوده ام و داشته ام، فراموش کنم و از نو بسازم. فقط باید چند سوال اساسی را از خود بپرسم و برای پاسخش قدری جستجو کنم.

مثلاً اینکه چرا باید مبعثی می بود که بشر پیامبری داشته باشد؟ در حقیقت چرا انسان ها نیاز داشتند که پیامبری از جانب خدای خالق برایشان مبعوث شود؟ اگر نبود، چه می شد؟
پاسخ سوالاتی از این دست را با دو روش می توان داد. یعنی دو نگاه و دو رویکرد وجود دارد: برون دینی و درون دینی.

روش برون دینی یعنی فارغ از تعالیم دین یا در اصطلاح امروزی گزاره های دینی تحقیق می کنیم تا استدلال کنیم. مثلاً صرفاً با ابزارهایی مثل عقل یا مشاهده به سراغ پاسخ سوالمان می رویم اما در روش درون دینی، مبنای استدلال، گزاره های دینی است.

در اینجا برای بررسی سوالی که در بالا مطرح کردیم، روش دوم یعنی رجوع به متن دین را انتخاب کرده ایم. پس منبع پاسخ های ما، قرآن است و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) که در حقیقت تفسیر آیات الهی است.

قرآن صریح و بی پرده به پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) می گوید که تو برای چه مبعوث شده ای و این، همان حقیقتی است که نیاز ما انسان ها به پیامبر را هم بیان می کند.


وکیل و حفیظ نمی خواهیم

آیاتی از قرآن به طور سلبی به مسئله پرداخته اند و آیاتی هم به صورت ایجابی. دسته ی اول که معمولاً رسول گرامی اسلام(صلی الله و علیه و آله) را خطاب می کند، بیان می کند که ای پیامبر، تو چه نیستی: تو حفیظ و وکیلِ مردم نیستی. 
1- " وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ وَكِیلاً"  "ما تو را وكیل بر آنها نساخته‏ایم كه ملزم باشى حتما آنها ایمان بیاورند" (54، اسراء)
2- "فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ ..." "اگر آنها رویگردان شوند غمگین مباش، ما تو را مسئول حفظ آنان از انحراف به طور اجبار قرار نداده‏ایم‏ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت الهى است خواه پذیرا شوند و خواه نشوند" (48، شوری)
وظیفه تو ابلاغ آشكار و دعوت مجدانه به سوى حق است، اگر ایمان آوردند چه بهتر وگرنه زیانى به تو نخواهد رسید، تو وظیفه خود را انجام داده‏اى‏.

تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته

"مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا" "هر كس از پیامبر فرمان بَرَد، در حقیقت، خدا را فرمان برده و هر كس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‏ایم." (80، نساء)
"حفیظ" از نظر اینكه صفت مشبهه است و معنى ثبات و دوام را مى ‏رساند با "حافظ" كه اسم فاعل است تفاوت دارد.

بنابراین "حفیظ" به معنى كسى است كه به طور مداوم مراقب حفظ چیزى مى ‏باشد، در نتیجه مفهوم آیه چنین مى ‏شود مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد. 
پس گویا ساختمان بنی آدم به گونه ای است که نیاز به وکیل و حفیظ ندارد؛ بلکه چیز دیگری می خواهد.


انذار

نیاز به شاهد و بشیر و نذیر

"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا‏"  "ما تو را به حق براى بشارت و انذار (مردم جهان) فرستادیم‏" (11، بقره)
"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا" "ما تو را گواه و بشارت دهنده، و بیم دهنده فرستادیم‏" (45، احزاب)
"بشارت" و "انذار" یا "تشویق" و "تهدید" بخش مهمى از انگیزه ‏هاى تربیتى و حركت هاى اجتماعى را تشكیل مى‏ دهد، آدمى هم باید در برابر انجام كار نیك "تشویق" شود، و هم در برابر كار بد "كیفر" بیند تا آمادگى بیشترى براى پیمودن مسیر اول و گام نگذاردن در مسیر دوم پیدا كند.
انسان مجموعه‏اى است از بیم و امید، از حب ذات و علاقه به حیات، و نفرت از فناء و نیستى، تركیبى است از جلب منفعت و دفع ضرر.

آیا انسانى كه ابعاد روح او را این دو تشكیل مى ‏دهد ممكن است پایه تربیتش تنها روى یك قسمت باشد؟

مخصوصاً تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته.


یک منّت بی نظیر، سه نیاز بزرگ

"لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ" "به یقین، خدا بر مومنان منت نهاد [كه‏] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند."
منت بزرگ خدای مهربان که یک نعمت فوق العاده ی اوست، فرستادن پیامبری است که از جنس خود ماست با همه ی مختصات بشریمان، با همه ی نیازهای روزمره ی ما. این یعنی اینکه همه جوره ما را می فهمد، می داند ریز و درشت نیازهای ما چیست.

مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد

این آیه، سه دلیل مهم بعثت را که دقیقاً سه دلیل نیاز بشر به داشتن پیامبر است، بیان می کند: 
1- خواندن آیات پروردگار بر مردم و آشنا ساختن گوش ها و افكار با این آیات.
2- تعلیم، یعنى وارد ساختن این حقایق در درون جان آنها.
3- تزكیه نفوس و تربیت ملكات اخلاقى و انسانى.

 

نیاز به هادی مهربان

"لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُوْمِنِینَ رَوُوفٌ رَّحِیمٌ" "رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است، و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است." (128، توبه)
"وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ" 
دو آیه ی بالا نکته ی لطیفی دارد که پاسخ زیبایی است برای سوال اصلی ما. گویا بشر علاوه بر نیازی که به یک بشیر و نذیر دارد، نیاز دارد هادیِ مهربان و دلسوزی، پیگیر تربیتش باشد؛ این مربی دلسوز، همان پیامبر رحمت است. 
پس با اتفاق عظیم بعثت، نیازهای بزرگی در انسان پاسخ داده شد که اگر نمی شد...


- نظرات (0)

نرم افزارهای ارزشمنددینی

دانلود نرم افزار اسرارنماز



دانلودنرم افزار رمضان الکریم 




دانلود نرم افزار اخرین منجی 



- نظرات (0)