سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

این همه ثواب، فقط برای خواندن یک سوره از قرآن

قدر

قرآن کریم کتابی است که می‌تواند ظلمت‌های جهل و مشکلات انسان‌ها را برطرف کند و بهترین راه استفاده از این کتاب هدایت، خواندن و تدبّر و تفکّر در آیات آن است، به همین ‌خاطر، خداوند متعال فرمود:‌ «فَاقْرَۆُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ [مزّمل/20]  هر مقدار كه مى‏‌توانید از قرآن بخوانید» و همچنین فرمود:‌ «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ [محمد/24] آیا در قرآن نمى‏‌اندیشند؟»

خواندن قرآن؛ عبادت است و سبب جلای دلها و رفع فراموشی و بلغم:

پیامبر اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) فرمود: «أَفْضَلُ عِبادَةِ اُمََّتی قِرَاءَةُ القُرآنِ [1] برترین عبادت امت من خواندن قرآن است».

و فرمود:‌ «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ لَتَصْدَأُ كَمَا یَصْدَأُ الْحَدِیدُ وَ إِنَّ جَلَاءَهَا قِرَاءَةُ الْقُرْآن [2]  همانا این دل‌ها زنگار می‌گیرد؛ همانطورى كه آهن زنگار می‌گیرد و همانا جلاى دل‌ها (از این زنگار)؛ خواندن قرآن است».

و امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «السِّوَاكُ وَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ مَقْطَعَةٌ لِلْبَلْغَمِ [3] مسواك زدن و خواندن قرآن بلغم را می‌برند».

و در روایتی دیگر می‌فرماید: «ثَلَاثَةٌ یُذْهِبْنَ النِّسْیَانَ وَ یُحْدِثْنَ الذُّكْرَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَ السِّوَاكُ وَ الصِّیَام [4] سه چیز فراموشى را می‌برند و یاد می‌آورند، خواندن قرآن، مسواك زدن و روزه».

 

فرق قرائت قرآن با تلاوت قرآن

هر تلاوتی، قرائت هست ولی هر قرائتی، تلاوت نیست؛‌ با این توضیح که:‌ قرائت قرآن، تنها؛ خواندن قرآن است اما تلاوت قرآن، شمرده خواندن قرآن است به همراه تدبّر و اندیشه در معنای آن و عمل به احکام آن و امید به وعده‌ها و هراس از تهدیدها و عبرت از داستان‌های قرآن. [5]

تأثیری که تلاوت قرآن دارد این است که سبب نورانیت معنوی و خیر و برکت خانه و  می‌شود، چنانکه رسول اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) فرمودند:‌ «خانه‏‌هاى خود را با تلاوت قرآن، نورانی كنید... زیرا كه هرگاه در خانه، بسیار تلاوت قرآن شد، خیر و بركتش زیاد می‌شود، و اهل آن به ‌وسعت می‌رسند، و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد چنانکه ستارگان آسمان براى اهل زمین می‌درخشند».[6]

امام صادق (علیه‌السلام): كسى كه سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند همیشه از هر آفت و آسیبى محفوظ است و در زندگانى دنیا هر گرفتارى از او دور مى‏‌شود و به وسیع‌ترین روزى در دنیا روزى داده می‌شود و خداوند در مال و فرزند و بدنش امر ناگوار و بدى كه از شیطان رجیم و از ستمگر خود‌پسند باشد به او نمی‌رساند (آن را از وى دور و برطرف می‌سازد)

سبب همراهی ملائکه و دوری شیاطین

روایات ذكر شده، به صورت عمومی فضیلت خواندن قرآن را بیان می‌فرمایند،‌ اما روایاتی هم داریم که به صورت خصوصی،‌ فضیلت سوره‌ها را بیان می‌فرمایند که دانستن آن‌ها تشویق بیشتری برای خواندن این کتاب انسان‌ساز و استفاده از آن است و به این مناسبت،‌ بعضی از این سوره‌ها، معرفی می‌شود:

- سوره‌ی قدر:

امام صادق (علیه‌السلام): «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً عِنْدَ مَنَامِهِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ أَحَدَ عَشَرَ مَلَكاً یَحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ حَتَّى یُصْبِح [7]  هر كه سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را یازده بار در وقت خواب خود بخواند خدا به او یازده فرشته می‌گمارد كه او را تا صبح از شر هر شیطان رجیمى نگهدارند».

- سوره‌ی انعام:

امام صادق (علیه‌السلام): «تمام سوره انعام در یك مرتبه نازل شد و هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه كردند تا آنكه بر محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرود آمد، پس آن را بزرگ و گرامى بدارید، چرا كه اسم خداوند در هفتاد جاى این سوره آمده است و اگر مردم مى‏‌دانستند كه چه‌‏ها در آن نهفته شده است، هرگز (تلاوت) آن را ترك نمی‌كردند».[8]

- سوره‌ی لقمان:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «كسى كه سوره‌ی لقمان را در هر شب تلاوت كند، خداوند در آن شب، فرشتگانى بر او می‌گمارد كه او را تا به صبح از شرّ ابلیس و دستیارانش محافظت كنند و اگر این سوره را در روز بخواند، همان فرشتگان او را تا شب از شرّ شیطان و دستیارانش دور نگاه می‌دارند».[9]

یس

- سوره‌ی یس:

امام صادق (علیه‌السلام): «هر چیزى قلبى دارد و قلب قرآن (یس) است و هر كه سوره (یس) را در روز بخواند در آن روز محفوظ می‌ماند  و از رزق خدا بهره می‌برد و هر كه آن را در شب قبل از خواب بخواند خداوند هزار ملك بر او می‌گمارد تا او را از شرّ هر شیطان و هر آفتى نگهدارى كنند، و اگر آن روز بمیرد خداوند، او به‌ بهشت در می‌آورد».[10]

سوره‌ی ص:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «هركس در شب جمعه سوره‌ی ص را بخواند، به قدرى از خیر دنیا و آخرت به او كرامت می‌كنند كه جز به پیامبرى مرسل و یا فرشته‏‌اى مقرّب به دیگرى داده نمی‌شود، و خداوند او را و هركس از افراد خاندانش را- كه دوست داشته باشد - وارد بهشت مى‏‌‌كند، حتّى خدمتكارى که به او خدمت کرده اگرچه از افراد خانواده‏‌اش یا از كسانى كه حقّ شفاعت در مورد آنان داشته است نباشد».[11]

- سوره‌ی صف:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الصَّفِّ وَ أَدْوَمَ قِرَاءَتَهَا فِی فَرَائِضِهِ وَ نَوَافِلِهِ صَفَّهُ اللَّهُ مَعَ مَلَائِكَتِهِ وَ أَنْبِیَائِهِ الْمُرْسَلِینَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ [12] هر كه سوره صفّ را بخواند و در نمازهاى واجب و مستحب خویش بر خواندنش مداومت ورزد خداوند او را همراه فرشتگان و پیامبران فرستاده شده خود در یك صف قرار می‌دهد؛ اگر خدا خواهد».

امام محمد باقر (علیه السّلام): «كسى كه سوره‌ی لقمان را در هر شب تلاوت كند، خداوند در آن شب، فرشتگانى بر او می‌گمارد كه او را تا به صبح از شرّ ابلیس و دستیارانش محافظت كنند و اگر این سوره را در روز بخواند، همان فرشتگان او را تا شب از شرّ شیطان و دستیارانش دور نگاه می‌دارند».

هر كه سوره صفّ را بخواند و در نمازهاى واجب و مستحب خویش بر خواندنش مداومت ورزد خداوند او را همراه فرشتگان و پیامبران فرستاده شده خود در یك صف قرار می‌دهد؛ اگر خدا خواهد

- سوره‌ی صافات:

امام صادق (علیه‌السلام): «كسى كه سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند همیشه از هر آفت و آسیبى محفوظ است و در زندگانى دنیا هر گرفتارى از او دور مى‏‌شود و به وسیع‌ترین روزى در دنیا روزى داده می‌شود و خداوند در مال و فرزند و بدنش امر ناگوار و بدى كه از شیطان رجیم و از ستمگر خود‌پسند باشد به او نمی‌رساند (آن را از وى دور و برطرف می‌سازد).»[13]

- سوره‌ی نحل:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «هر كه سوره نحل را در هر ماه بخواند، از بدهكارى و خسارت در امان می‌شود و 70 نوع بلا از او برطرف می‌گردد كه آسان‌ترین آن‌ها دیوانگى و جذام و برص است و در روایت دیگرى سوره‌ی نحل براى محفوظ ماندن از شرّ ابلیس و سپاه و پیروان اوست».[14]

 

همراهی ملائکه و دوری شیاطین با خواندن همه‌ی سوره‌ها

البته خواندن همه‌ی سوره‌های قرآن کریم موجب برکت در خانه و حضور ملائکه و دوری شیاطین می‌شوند چنانکه امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذكر خدای عزوجلّ شود، بركتش زیاد می‌شود و فرشته‏‌ها در آن حاضر می‌شوند و شیاطین از آن دور می‌شوند و براى اهل آسمان می‌درخشد مانند ستاره‏‌هاى درخشان که براى اهل زمین مى‏‌درخشند و خانه‌ای كه در آن قرآن نخوانند و ذكر خدا نشود، بركتش كم می‌شود و فرشته‏‌ها از آن دورى می‌شوند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند».[15]

پس؛ فَاقْرَۆُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ [مزّمل/20]  هر مقدار كه مى‏‌توانید از قرآن بخوانید.

 

پی نوشت ها:

[1]. تحریرالمواعظ‌‌‌العددیة، ص69.

[2]. ارشاد‌القلوب، ج1، ص78.

[3]. بحار‌الانوار، ج59، ص204.

[4]. همان، ج59، ص266.

[5]. با استفاده از ترجمه المیزان، ج‏1، ص401 و 402.

[6]. اصول کافی، ج2، ص610.

[7]. بحار‌الانوار،  ج‏73، ص211.

[8]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص106.

[9]. همان، ص110.

[10]. مكارم الأخلاق، ص364.

[11]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص112.

[12]. همان ، ص118.

[13]. مكارم الأخلاق، ص364.

[14]. همان، ص364.

[15]. اصول کافی، ج2، ص61


- نظرات (0)

از تلاوت سوره یس غافل نشویم!

یس

هر كسى كه در عمر خود یك بار سوره یاسین را بخواند، ... در زمره كسانى خواهد بود كه خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداش هاى اخروى او را تضمین كرده است...

اغلب مومنین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشكلات، غم‌ ها و غصه ‌ها و كدورت ‌ها گرفتار می مانند.

این ها در حالی است که در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند، از «سوره یس» سخن بسیار است.

انسان با اندك توجّهی به بیانات پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان مكاشفه و سیر و سلوك، به این حقیقت پی می برد كه سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و ‌اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید كاملی را از آن خود سازد.

امامان (علیهم السلام) برای این كه مومنان را از موقعیت ممتاز این سوره كه چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است آگاه كنند فرموده اند: «یس قلب قرآن است».

 

فرشتگان سوره یس، از سنخ دیگری هستند

فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یك مرتبه خواندن سوره یس، با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، كارگشایی و استغفار می كنند.

آن ها هیچ‌ گاه او را تنها نمی‌ گذارند و اگر در این دنیا پی نیازی رود، آنها نیز نیاز او را پی گیری می كنند و برآورده می‌ سازند.

این مهربانی بسیار كه در نهاد این فرشتگان گذاشته شده است، منشأ آثار بسیاری است كه برای سوره یس شمرده شده است.

در واقع یكی از اسرار این سوره در این فرشتگان مخصوص و ویژه می باشد . 

آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان چنین سفارش می كردند كه هرشب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات ‌ها قرار دهید. بی شك این 14 صلوات هم یكی از اسرار مهم سیر و سلوكی در مكتب اهل بیت است. آن بزرگ مرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه كه رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از بركت این سوره می باشد


ابو بصیر نقل كرده است كه امام صادق علیه السّلام مى‏ فرمود:

هر چیزى قلبى دارد، و قلب قرآن سوره یاسین است، هر كس آن را پیش از خواب و یا در روز پیش از فرا رسیدن شب تلاوت كند، در آن روز از گروهى كه در پناه خداوند و روزى آنان مقرر شده است خواهد بود، و اگر كسى شب هنگام پیش از آنكه بخوابد تلاوت كند، خداوند (براى مراقبت از او) هزار فرشته مى ‏گمارد تا او را از شرّ هر شیطان رانده‏ شده و از هر آسیبى مصون بدارند، و اگر در همان روز بمیرد، خداوند او را به پاداش این عمل (تلاوت سوره یاسین) وارد بهشت مى ‏كند، و به هنگام غسل، سى هزار فرشته (بر جنازه او) حاضر مى ‏شوند و همه براى او طلب آمرزش مى ‏كنند، و با حال استغفار او را تا قبر بدرقه مى‏ كنند، و هنگامى كه به خاك سپرده شد، آن فرشتگان در درون قبر او خدا را عبادت مى‏ كنند و ثواب آن را به او مى ‏دهند، و (خانه تنگ) قبر او تا آنجا كه چشم او كار مى‏ كند گشاده مى ‏گردد، و از فشار قبر ایمن مى ‏شود، و همواره تا به حشر نورى از گور او تا آسمان مى ‏تابد.

و به هنگامى كه خدا او را از قبر برانگیزد، فرشتگان با اویند و او را بدرقه مى‏ كنند و به رویش لبخند مى ‏زنند و او را به خیر و نیكى بشارت مى‏ دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و او را در جایگاهى قرار دهند كه هیچ مخلوقى (جز كرّوبیان و پیامبران الهى) آن مقام و منزلت را نشاید، و او با پیامبران الهى در پیشگاه خداوند مى‏ ایستد، و با غمگساران غم نمى‏ خورد، و با اندوهگینان به اندوه نمى ‏نشیند، و با زارى زارى‏ كنندگان زارى نمى ‏كند.

شفاعت

آنگاه پروردگار تبارك و تعالى به او مى‏ گوید: اى بنده من! شفاعت كن، كه من شفاعت تو را در باره هر كس كه خواهى مى‏ پذیرم، و اى بنده من! از من بخواه، كه هر چه خواهى تو را خواهم داد، پس حاجت خود را از خدا مى‏ طلبد و حاجتش برآورده مى ‏شود، و شفاعت مى ‏كند و شفاعت او پذیرفته مى‏ شود، و مانند دیگران به حساب او نمى‏ رسند، و مانند دیگران او را توقیف و بازداشت نمى ‏كنند، و چون خوار شدگان زبون و خوار نمى‏ گردد، و مكافات گناهان و اعمال ناپسندى كه انجام داده است دامنگیر او نمى ‏شود، و نامه سر گشاده‏ اى به او داده‏ مى‏ شود تا از درگاه خدا فرود آید، و همه مردم (با دیدن او) تمام مردم از روى تعجّب (به هم) مى ‏گویند: خدا پاك و منزّه است! این بنده حتّى یك گناه هم ندارد، و از همدمان و همراهان محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم (رسول خدا) خواهد بود. (ترجمه ثواب الأعمال، ص: 295)

جابر جعفى از امام محمد باقر علیه السّلام روایت كرده است كه فرمود: 
هر كسى كه در عمر خود یك بار سوره یاسین را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده اى در دنیا و در آخرت و آنچه در آسمان است دو میلیون حسنه نوشته و به همین اندازه از گناهانش پاك مى ‏كند، و دچار تنگدستى و بدهكارى و خانه خرابى و رنج و دیوانگى نشود و جذام و وسواس و (سایر) بیماری هاى زیان آور مبتلا نمى‏ گردد، و خداوند دشوارى مرگ را بر وى آسان مى‏ كند، و خود كار قبض روحش را به عهده مى‏ گیرد، و در زمره كسانى خواهد بود كه خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداشهاى اخروى او را تضمین كرده است، و آنگاه خداوند متعال به تمام فرشتگان خود در آسمان ها و زمین خطاب مى‏ كند كه: من از این بنده خود راضى شدم، شما هم براى او طلب آمرزش كنید. (همان)

فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یك مرتبه خواندن سوره یس، با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، كارگشایی و استغفار می كنند

طرز خواندن سوره یس

بزرگانی كه خود با این سوره مأنوس بوده‌اند اغلب برای شاگردان و افراد پاك نهاد در مورد قرائت آن سوره دستورالعمل هایی نیز داشته‌اند.

عارف بلند پایه، آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان چنین سفارش می كردند كه هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات ‌ها قرار دهید.

بی شك این 14 صلوات هم یكی از اسرار مهم سیر و سلوكی در مكتب اهل بیت است. آن بزرگمرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه كه رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از بركت این سوره می باشد.

حضرت آیت اللّه العظمی وحید خراسانی (دام ظلّه) نسبت به سوره یس مراقبتی ویژه دارند؛ خودشان هر روز صبح می‌ خوانند و به شاگردان هم می فرمایند كه هر روز صبح سوره یس را بخوانید و ثواب آن ‌را هم به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه كنید . 


منابع:

پاداش نیكی ها و كیفر گناهان/ ترجمه ثواب الأعمال، ص: ۲۹0

مقاله محمد عبداللهیان پیرامون " سوره یس "


- نظرات (0)

رازی برای سعادت دنیا و آخرت

پیروی

بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند؛ چرا که امام بهدریای علم خدا متصل است، سرشار از نور خدا و نور خدا، خاموش نمی‌شود.  

 

تنها راهی که به سلامت، به مقصد می‌رساند

در ابتدای عالم، خاک خاموش بود و تاریک و خفته ... کسی می ‌‌باید که در کوچه ‌‌ها بیداری را فریاد کند، چراغی بیافروزد؛ از جنس بشر باشد و همچون همه مردم ... بخورد و بیاشامد و خانواده‌‌ای داشته باشد، مباد که مردم بگویند: «ما را با او چه کار؟» ...؛ از میان مردم برخاسته باشد و هم ‌‌زبان با آن ‌ها، که هم باورش کنند و هم زبانش را بفهمند ... از بهترین مردم، تا در دل ‌‌هایشان بنشیند و بر یقینشان بیفزاید ... آری، کسی باید بیداری را فریاد کند؛ چراغی بیافروزد؛ با منبع نور در ارتباط باشد، که نورش به خاموشی نگراید؛ با نشانه‌‌ای روشن و قانع ‌‌کننده ... آگاه، بیدار و لبریز از نور که خدا او را برگزیده باشد و این، صدای رسول وحی بود که در کوچه‌‌ های تاریک شهر پیچید: «خداست نور آسمان‌‌ ها و زمین» (1) ... و از منبع جوشان و بی ‌‌پایان حیات، پنجره‌‌ای رو به عالم فنا گشوده شد تا موجی از هستی در آن جریان گیرد و جویبارهای زندگی به راه افتد؛ پنجره‌‌ای در کمال که دستش به اوج برسد و به یگانه منبع موّاج هستی راه یابد؛ پنجره‌‌ای از متن عالم خاک، که گودال‌‌ های عدم را هم بنوشاند و پر کند ... 

اکنون سال‌‌ ها که نه، قرن‌‌ ها گذشته است ... اما زمان همچنان بی ‌‌وقفه در حرکت و تکاپوست و من و تو نیز به همراه زمان و پا به پای آن، در رفتن و حرکت و تکاپو؛ آن‌‌گونه که نه لحظه‌‌ای می ‌‌مانیم و نه قدمی به سوی عقب باز می ‌‌گردیم ... می ‌‌رویم و می ‌‌رویم و می ‌‌رویم تا آخرین دقیقه‌‌ای که مهلتمان داده‌‌اند، اما آیا فکر کرده‌‌ایم که به کدام سو؟ ... 

جهان پیرامون من و تو پر از خطر است، پر از بیراهه‌ هایی که من و تو را به تباهی می ‌کشانند.

برای در امان ماندن از این بیراهه‌ ها و آسیب‌ ها و آزارهایش، برای پیمودن راه درست، بی ‌حزن و اندوه و آسوده ‌خاطر، باید به ریسمانی چنگ زد که خدا برایمان قرار داده است، از چراغ ‌های روشن باید مدد گرفت.

خدایی که چند راهه ‌‌ها و زمان گذرنده را بر من و تو مقدر کرده، پس به یقین راهنمایانی آشنای راه و دلسوز هم برایمان قرار داده که راه را از بیراهه بشناسیم و به واسطه آن‌‌ ها به مقصد برسیم.

این مقام، آخرین مرحله سیر تكاملی انسان و به تعبیر قرآن «عهد» خداست كه به «جعل» و یقین الهی است ـ نه به رأی و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) نیز مستقیماً نمی ‌‎تواند امام را معرّفی كند؛ بلكه این امر به دست خالق جهان است

کسانی که از همه خلقت باخبرند ... اینکه در این جهان چیزی آفریده نشده که علم آن در قرآن نباشد و در قرآن ـ کتاب خدا ـ چیزی نیست که امام معصوم (علیه السلام) از آن بی ‌خبر باشد، وجودمان را لبریز آرامش می‌ کند ...

آری، باید به امام معصوم (علیه السلام) اقتدا کرد؛ او که راه ‌‌ها و بیراهه ‌‌ها را می ‌‌شناسد؛ از اسرار خبر دارد؛ آسیب ‌‌ها، خطرها و راه‌ چاره ‌‌ها را می ‌‌داند؛ باید و نبایدها را می ‌‌شناسد و از رمز حکمتشان آگاه است... «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآیاتِنَا یوقِنُونَ»(2)...

واژه امام در قرآن واژه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده‌ بار در قرآن به كار رفته است كه هفت‌ بار به صورت مفرد و پنج بار به شكل جمع است.

لوح محفوظ: «وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ«؛ «و هر چیزی را در كارنامه‎ای روشن برشمردیم».(3)

جاده و راه: «وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ»؛ «و آن دو (شهر، اكنون) بر سر راهی آشكار است».(4)

تورات یا كتاب و پیشوا: «وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسی إِماماً وَ رَحْمَةً»؛ «پیش از وی (نیز) كتاب موسی راهبر و مایه رحمت بوده است».(5)

پیشوایان الهی و صالح: «قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»؛ «فرمود: من تو را پیشوای مردم قراردادم».(6) «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا»؛ «و آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‎‌كردند».(7) 

پیشوایان كفر و ضلالت: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ»؛ «پس با پیشوایان كفر بجنگید».(8)

مفهوم جامعی كه پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو شامل می‎شود: «یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»؛ «یاد كن روزی را كه هر گروهی را با پیشوایان فرا می‌‎خوانیم».(9)

امام و امامتی كه در قرآن مطرح است ـ امام به معنای پیشوای بر حق و عادل ره‎ یافته ـ مقامی بس والا و عالی است كه فقط برخی از پیامبران به این منصب الهی دست می ‎‌یابند؛ از این رو در آیه 24 سوره سجده تعبیر به «منهم» شده است؛ یعنی بعضی از آن‌ ها: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ» چنان كه حضرت ابراهیم (علیه السلام) با وجود دارا بودن مقام نبوت، پس از امتحانات و آزمایش‎‌ هایی كه از آن ‌ها سربلند بیرون آمد، به این مقام ‎رسید: «إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً».

در حقیقت، امام كسی است كه دارای روحیه صبر بلند و یقین و كشف و شهودات است و عالم ملكوت را مشاهده می ‌‎كند، باران و رحمت و نعمت‌‎ های الهی به واسطة او نازل می‌‎ شود، حجت زمین و زمان است.

این مقام، آخرین مرحله سیر تكاملی انسان و به تعبیر قرآن «عهد» خداست كه به «جعل» و یقین الهی است ـ نه به رأی و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) نیز مستقیماً نمی ‌‎تواند امام را معرّفی كند؛ بلكه این امر به دست خالق جهان است. 

الگو

نیاز جامعه به امام و رهبر جامعه انسانی برای جلوگیری از اختلال و پراکندگی در زندگی اجتماعی، به ناچار باید از قوانینی کامل و جامع که تمام نیازهای انسانی در آن رعایت شده باشد، پیروی کند تا از سقوط در دره‌ های هلاکت و نیستی در امان بماند. اما بشر با علم ناقص و محدود خود نمی‌ تواند چنین قوانینی بیافریند و در نتیجه به قوانین خدایی نیازمند است.

به بیانی دیگر بشر در زندگی اجتماعی‌اش به رهبری نیاز دارد که او را به سوی خوبی ‌ها و کمال هدایت کند؛ نیازمند الگویی کامل و جامع که از هر نقص و عیبی به دور، و بتواند راهنمای خوبی برای او در همه زمینه ‌ها باشد.

خدای تعالی به این نیاز بشر پاسخی نیکو داده و رهبر جامعه را فردی معصوم و عاری از گناه و هرگونهلغزش و خطا قرار داده است تا با فکری عمیق و پهناور و سینه‌ای گشاده به نور الهی، حق هر کسی را به او برساند و جلوی تجاوز کاری ‌های همگان را بگیرد. (10)  

پرچم امام معصوم (علیه السلام)، پرچم هدایت است و پیروی‌‌اش، راه سعادت. بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند

امامت، اساس تعالیم اسلام با هدف تربیت و پرورش انسان، تمامی امکانات و اسباب لازم را به کار گرفته و از این رو، اساسی ‌ترین پایه‌ای که سنگینی مکتب خود را بر دوش آن نهاده، امامت است.

در سخنی از امام رضا (علیه السلام) آمده است: «امام، ریشه و اساس اسلام و شاخه سربلند آن است».(11) هر موردی در اسلام مدنظر قرار بگیرد، الگو و معیار آن امام است. آیین و دستورات اسلام با وجود امام به مرحله ظهور می ‌رسد و تمام دستورات الهی، در سیمای زندگی امام آشکار می ‌گردد؛ زیرا حد و مرز قوانین الهی به وسیله امام مشخص می‌ شود.(12)

به همین دلیل است که اگر کسی در پناه اسلام قرار بگیرد ولی امام زمانش را نشناسد، در حقیقت از اسلام بی ‌خبر است؛ چنان‌که رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر کس بدون شناخت امام معصوم بمیرد، مردنش مثل مردگان دوران جاهلیت است».(13)

پرچم امام معصوم (علیه السلام)، پرچم هدایت است و پیروی‌‌اش، راه سعادت. بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند؛ چرا که امام به دریای علم خدا متصل است، سرشار از نور خدا و نور خدا، خاموش نمی ‌شود: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِوُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (14)

بنابراین امامت تنها رهبری ظاهری دینی و دنیوی نیست؛ بلكه جهان آفرینش و تكوین را زیر نظر دارد. مقام امامت در واقع تحقّق بخشیدن به برنامه‎ الهی، اعم از حكومت و اجرای احكام الهی و تربیت و پرورش نفوس انسانی، در ظاهر و باطن است.  

 

پی‌نوشت:

1. ر.ک: کهف: 110، رعد: 38، انبیاء: 3، ص: 48، نور: 35، آل عمران: 33.

2. علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ج6، ص 291؛ سجده: 24. 

3. یس: 12.

4. حجر: 79.

5. احقاف: 12؛ هود: 17.

6. بقره : 124. 

7. انبیاء: 73؛ فرقان: 74؛ قصص: 50؛ سجده: 24.

8. توبه: 12؛ قصص: 41.

9. اسراء: 71.

10. سید حمید فتاحی، نقش امامت در زندگی انسان‌ها، ص 180.

11. کافی، ج1، ص 286.

12. نقش امامت در زندگی انسان‌ها، ص 81.

13. کافی، ج2، ص 131.

14. توبه: 32. 


- نظرات (0)

عامل بازدارنده از خیانت

قیامت

نه تنها پیامبر اسلام، بلكه همه‏ى انبیاى الهى امین هستند. نبوّت با خیانت سازگار نیست. كسى كه مى‏خواهد امین تربیت كند باید خود اهل خیانت نباشد. گرچه در بین رهبران غیر الهى، اهل خیانت كم نیست.

وَمَا كَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَغُلَّ وَمَن یَغْلُلْ یَأْتِ بِمَا غَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ (آل عمران ـ 161) و هیچ پیامبرى را نسزد كه خیانت ورزد و هر كس خیانت ورزد روز قیامت با آنچه در آن خیانت كرده بیاید آنگاه به هر كس [پاداش] آنچه كسب كرده به تمامى داده مى ‏شود و بر آنان ستم نرود.

هرگونه خیانتى ممنوع‏

وَ ما كانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ

با توجه به این كه آیه فوق به دنبال آیات "احد" نازل شده و با توجه به روایتى كه جمعى از مفسران صدر اول، نقل كرده‏اند، این آیه به عذر تراشی هاى بى اساس بعضى از جنگجویان "احد" پاسخ می گوید.

توضیح اینكه: هنگامى كه بعضى از تیراندازان احد می خواستند سنگر حساس خود را براى جمع‏ آورى غنیمت تخلیه كنند، امیر آنان دستور داد از جاى خود حركت نكنید، رسول خدا شما را از غنیمت محروم نخواهد كرد. ولى آن دنیا پرستان براى پنهان ساختن چهره واقعى خود گفتند: ما مى‏ ترسیم پیغمبر در تقسیم غنائم ما را از نظر دور دارد و لذا باید براى خود دست و پا كنیم، این را گفتند و سنگرها را تخلیه كرده و به جمع‏ آورى غنائم پرداختند، و آن حوادث دردناك پیش آمد.

قرآن در پاسخ آنها می گوید: آیا شما چنین پنداشتید كه پیغمبر صلی الله علیه و آله به شما خیانت خواهد كرد در حالى كه هیچ پیغمبرى ممكن نیست، خیانت كند.

خداوند در این آیه ساحت مقدس پیامبران را به طور كلى از خیانت منزه داشته و می گوید اساساً چنین چیزى شایسته مقام نبوت نیست، یعنى خیانت با نبوت سازگار نمى ‏باشد، اگر پیامبرى خائن باشد دیگر نمی توان در اداى رسالت الهى و تبلیغ احكام به او اطمینان كرد.

از آنجا كه خیانت به صورت مخفیانه و تدریجى صورت مى ‏گیرد، به آن "غلول" مى ‏گویند

ناگفته پیداست كه آیه هرگونه خیانت را، اعم از خیانت در تقسیم غنائم و یاحفظ امانت مردم و یا در گرفتن وحى و رسانیدن آن به بندگان خدا، از پیامبران نفى مى ‏كند.

عجیب است از كسى كه پیامبر را امین وحى خدا مى ‏داند، چگونه احتمال مى ‏دهد كه مثلاً پیامبر، خداى نكرده در غنایم جنگى حكم ناروایى دهد و او را از حق خود محروم سازد.

البته روشن است خیانت براى هیچكس مجاز نیست خواه پیامبر باشد یا غیر پیامبر ولى از آنجا كه گفتگوى عذرتراشان جنگ "احد" درباره پیامبر صلی الله و علیه وآله بود آیه نیز نخست سخن از پیامبران مى ‏گوید و سپس اضافه مى‏ نماید: وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ: هركس خیانت كند، روز رستاخیز آنچه را در آن خیانت كرده، به عنوان مدرك جنایت بر دوش خویش حمل می كند و یا همراه خود به صحنه محشر مى‏ آورد و به این ترتیب، در برابر همگان رسوا مى ‏شود.

ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ

سپس به هر كس آنچه انجام داده و بدست آورده، داده مى ‏شود یعنى مردم اعمال خود را عیناً در آنجا خواهند یافت و به همین دلیل، ظلم و ستمى درباره هیچكس نمى‏ شود، چرا كه به هر كس آن مى ‏رسد كه خود، تحصیل كرده است، چه خوب باشد یا بد.

آیه فوق و احادیثى كه در نكوهش خیانت از پیامبر صلی الله علیه و آله صادر شده بود اثر عجیبى در تربیت مسلمانان گذاشت و آنچنان پرورش یافتند كه غالباً كمترین خیانت، مخصوصاً در غنائم جنگى و اموال عمومى از آنها سر نمى‏ زد و چنان بود كه غنائم گرانبها و در عین حال كم حجم را كه خیانت در آن، چندان مشكل نبود كاملاً دست نخورده به خدمت پیامبر صلی الله و علیه و آله و یا زمامدارانى كه بعد از آن حضرت روى كار آمدند، مى ‏آوردند به طورى كه مایه اعجاب هر بیننده‏اى بود.

اینها همان عرب وحشى و غارتگر زمان جاهلیت بودند كه در پرتو تعلیمات اسلام به این درجه از تربیت انسانى رسیده بودند. گویا صحنه قیامت را در برابر چشم خود مى‏ دیدند در حالى كه مردم خیانتگر اموالى را كه در آن خیانت كرده‏اند در برابر چشم همگان بر دوش مى ‏كشند و همین ایمان به آن ها هشدار مى ‏داد كه از فكر خیانت نیز، صرفنظر كنند.

امانت

طبرى در تاریخ خود، نقل مى‏ كند هنگامى كه مسلمانان وارد مدائن شدند، و به جمع ‏آورى غنائم پرداختند یكى از مسلمانان، غنیمت بسیار گران ‏قیمتى نزد مسئول جمع غنائم آورد.

آنها از مشاهده آن تعجب كردند و گفتند: ما هرگز چیزى این چنین گرانبها ندیدیم، سپس از وى پرسیدند: آیا چیزى از آن برگرفته‏اى؟ گفت: به خدا قسم اگر به خاطر "اللَّه" نبود هرگز آن را نزد شما نمى ‏آوردم، آنها فهمیدند كه این مرد، شخصیت معنوى خاصى دارد و از او خواستند كه خود را معرفى كند.

او در پاسخ گفت: نه به خدا سوگند هرگز خود را معرفى نمی كنم كه مرا ستایش كنید و براى دیگرى نمى ‏گویم كه مرا تمجید كند ولى خدا را شكر مى‏ كنم و به پاداش او راضیم. (تاریخ طبرى جزء 4 ص 16)

 

بحث روایی آیه: 

امام باقر علیه السلام فرمودند: جنسِ به سرقت رفته در دوزخ در برابر چشم خائن‏ مجسّم، و به او گفته مى ‏شود به آتش داخل شو و آن را خارج كن. (تفسیر نور الثقلین)

غشّ، تقلّب، غصب و خیانت از موارد «غَلَّ» است. شخصى كه مسئول جمع ‏آورى زكات بود، خدمت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله رسید و گفت: این مقدار از اموالى كه جمع كرده‏ام زكات است و مربوط به شماست و این مقدار نیز هدایاى مردم به خود من است.

حضرت بالاى منبر رفت و فرمود: آیا اگر این شخص در خانه‏اش مى ‏نشست كسى به او هدیه مى ‏داد؟! به خدا سوگند او با همین اموال حرام در قیامت محشور خواهد شد. (تفسیر فرقان) آنجا كه به انبیاء بدبین مى ‏شوند، شما چه انتظارى نسبت به خودتان دارید؟!

از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: رضایت مردم به دست نمى‏ آید و زبانشان قابل كنترل نیست. (تفسیر نور الثقلین)

بحث لغوی:  یَغُلَّ : این واژه از" غلل" به معنى خیانت گرفته شده و "غلل" در اصل به معنى نفوذ تدریجى و مخفیانه آب در ریشه درختان است، و از آنجا كه خیانت به صورت مخفیانه و تدریجى صورت مى ‏گیرد، به آن "غلول" مى ‏گویند، و اگر به حرارت درونى ناشى از تشنگى، "غلیل" مى‏ گویند، نیز به همین جهت است.

توفى: توفّى از باب تفعّل به معنى اخذ به طور تمام و فعل مجهول آن به معنى تمام داده شدن است. 

خیانت با نبوت سازگار نمى ‏باشد، اگر پیامبرى خائن باشد دیگر نمی توان در اداى رسالت الهى و تبلیغ احكام به او اطمینان كرد

پیام‏ های آیه:

1ـ نه تنها پیامبر اسلام، بلكه همه‏ى انبیاى الهى امین هستند. «وَ ما كانَ لِنَبِیٍّ ...» نبوّت با خیانت سازگار نیست. كسى كه مى‏ خواهد امین تربیت كند باید خود اهل خیانت نباشد. گرچه در بین رهبران غیر الهى، اهل خیانت كم نیست.

2ـ هیچ كس حتّى انبیاء، از سوء ظنّ مردم به دور نیست. «ما كانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ» (ضعف ایمان از یك سو و حبّ دنیا از سوى دیگر، انسان را وادار مى ‏كند به انبیا سوء ظنّ ببرد.)

3ـ از حریم انسان ‏هاى پاك و اولیاى خدا دفاع كنید. «وَ ما كانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ ...»

4ـ آوردن مال حرام در قیامت، نوعى مجازات است. و چه سخت است كه در قیامت، در برابر انبیاء، شهدا و همه‏ى مردم، انسان را همراه با مالى كه خیانت كرده بیاورند. «یَأْتِ بِما غَلَّ»

5ـ یاد قیامت، بازدارنده از خیانت است. «یَأْتِ بِما غَلَّ»

6ـ خیانت، خیانت است و مقدار آن مهم نیست. كلمه «ما» در جمله‏ى «یَأْتِ بِما غَلَّ» شامل كم و زیاد هر دو مى ‏شود.

7ـ قیامت صحنه‏اى است كه نیكان، حسنات خود را مى ‏آورند، «جاءَ بِالْحَسَنَةِ» (انعام، 160) و خائنین خیانت ‏هاى خود را به همراه دارند. «یَأْتِ بِما غَلَّ»

8ـ خداوند عادل است. هم جزا را كامل مى ‏دهد و هم ذرّه‏اى افراط نمى ‏كند. «وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ»

منابع:

تفسیر نمونه، ج 3

تفسیر، نور ج 2

تفسیر فرقان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر أحسن الحدیث، ج‏2

تاریخ طبرى جزء 4 


- نظرات (0)

خسران اعمال یعنی چه

خسران

خسران خسران یا زیانکاری از موضوعاتی است که بارها در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته است، به گونه‌ای که ریش? «خسر» 65 بار با مشتقات مختلف در این کتاب مقدس آمده است.     

معنای لغوی خسران    

به طور کلی خسران در لغت به معنی زیان کردن، ‌کم شدن و نیز نقصان، گمراهی و هلاکی است. [علی اکبر، دهخدا، لغت نامه ی دهخدا،ج 7،‌ص 9776-9777]    

«خَسْر» بر وزن های مختلف آمده است، ‌اما در قرآن فقط بر وزن «فُعْلْ» و در باب «فَعِلَ یَفْعَلُ» ‌و به دو حالت لازم و متعدی ذکر گردیده است. [همان]    

در قرآن کریم، «غرم»،‌ «غبن» و «تبّ» تقریباً مترادف با «خسر» به کار رفته اند.  

        

معنای اصطلاحی    

خسران در مفردات راغب درباره ی معنای خسران مطلبی گفته که حاصل آن چنین است: «خُسران» در اصطلاح، یعنی کم شدن سرمایه ی زندگی که به انسان نسبت داده می شود و می گویند: «خَسِرَ فُلانٌ» یعنی او زیان مند شد و خسارت دید. گاهی نیز خسران به کار و عمل تعلق می گیرد و می گویند: «خَسِرَتْ تِجارَتُه».    

گاهی واژه ی خسران درباره ی دستاوردهای زندگی مثل مال و مقام دنیایی است و گاهی درباره ی زیان مندی در دستاوردها و نتایجی که از حالات نفسانی حاصل می شود مثل از دست دادن صحت و سلامت و عقل و ایمان و ثواب که این قسم همان چیزی است که خداوند در قرآن آن را «خُسران مُبین» نامیده است. [ابوالقاسم حسین بن محمد بن فضل، راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن راغب اصفهانی، به تحقیق سید غلامرضا،‌خسروی حسینی، تهران، مرتضوی، 1362، ج1، صص652-653] و مقصود ما از خسران معنوی آدمی نیز همین است.      

 

خسران مادی و معنوی   

همان‌گونه که زیانکاری در امور مادی نسبی است؛ هم افرادی که به طور کامل ورشکسته شده‌اند و هم افرادی که سود کمتری در کسب و کار خود به دست آورده‌اند، هر دو خود را زیانکار می ‌پندارند، در امور معنوی نیز زیانکاری نسبی است. اولیای الهی خود را ملامت و سرزنش می ‌کنند که چرا با فراهم بودن شرایط نتوانسته‌اند به سود و منفعت کامل دست یابند و از این لحاظ خویشتن را زیانکار می ‌بینند، اما افراد دیگری هستند که زیان آنان به مراتب بیشتر است و نه تنها سودی به دست نیاورده‌اند، بلکه ضررهای سنگینی نیز دامنگیرشان شده است. 

در حدیثى از اصبغ بن نباته مى‏ خوانیم که شخصى از امیر مومنان على(علیه السلام) از تفسیر این آیه سوال کرد، امام فرمود: منظور یهود و نصارى هستند، اینها در آغاز بر حق بودند سپس بدعت ‌هایى در دین خود گذاردند و در حالى که این بدعت ‌ها آنها را به راه انحراف کشانید، گمان مى ‏کردند کار نیکى انجام مى‏ دهند....

در هر حال، قرآن کریم و روایات، مصادیق مختلفی را برای افراد زیا‌نکار معرفی کرده است: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا. الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا...» [1]   

این آیات در قرآن کریم، زیانکارترین افراد را اشخاصی معرفی می‌کند که عمل زشتی را انجام داده‌اند، اما گمان می ‌کنند که رفتار نیکی انجام می‌ دهند.    

شیطان با سوء استفاده از فطرت خیرخواهانه ی انسان‌ها، با وسوسه ‌های خود، این پندار نادرست را در ذهن آنان شکل می ‌دهد که رفتار نادرست خویش را زیبا ببینند. [2]  اما در مورد این‌ که چرا آنان زیانکارترین افرادند، مفسران نکات زیبایی را مطرح کرده‌اند که ما بخشی از مطالب ارائه شده در یکی از تفاسیر [3] را در اختیارتان قرار می‌ دهیم:   

حبط

«در زندگى خود و دیگران بسیار دیده‏ایم که گاه انسان کار خلافى انجام مى‏ دهد، در حالى که فکر مى‏ کند که کار خوب و مهمى انجام داده است، این‌گونه جهل مرکب ممکن است یک لحظه و یا یک سال، و یا حتى یک عمر، ادامه یابد، و راستى بدبختى از این بزرگتر تصور نمى ‏شود و اگر مى ‏بینیم قرآن چنین کسان را زیانکارترین مردم نام نهاده دلیلش روشن است براى اینکه کسانى که مرتکب گناهى مى‏ شوند اما مى‏ دانند خلافکارند غالباً حد و مرزى براى خلافکارى خود قرار مى ‏دهند، و لا اقل چهار اسبه نمى ‏تازند، و بسیار مى شود که به خود مى ‏آیند و براى جبران آن به سراغ توبه و اعمال صالح مى‏ روند، اما آنها که گنهکارند و در عین حال گناهشان را عبادت، و اعمال سوئشان را صالحات و کژى‏ ها را درستى ‏ها مى ‏پندارند، نه تنها در صدد جبران نخواهند بود بلکه با شدت هر چه تمام تر به کار خود ادامه مى‏ دهند، حتى تمام سرمایه ‏هاى وجود خود را در این مسیر به کار مى ‏گیرند....». 

در روایات اسلامى تفسیرهاى گوناگونى براى «اخسرین اعمالا» آمده است که هر یک از آنها اشاره به مصداق روشنى از این مفهوم وسیع است، بى آن‌ که آن را محدود کند. 

در حدیثى از اصبغ بن نباته مى‏ خوانیم که شخصى از امیر مومنان على (علیه السلام) از تفسیر این آیه سوال کرد، امام فرمود: منظور یهود و نصارى هستند، اینها در آغاز بر حق بودند سپس بدعت ‌هایى در دین خود گذاردند و در حالى که این بدعت ‌ها آنها را به راه انحراف کشانید، گمان مى ‏کردند کار نیکى انجام مى‏ دهند....  

در ادامه همان حدیث مى ‏خوانیم که ایشان پس از ذکر گفتار فوق فرمود: خوارج نهروان نیز چندان از آنها فاصله نداشتند! [4] در حدیث دیگر مخصوصاً اشاره به رهبان ‌ها (مردان و زنان تارک دنیا) و گروه‏ هاى بدعت ‏گذار از مسلمانان شده است. [5] 

  

سرچشمه این حالت انحرافى خطرناک چیست؟

مسلّماً تعصب ‌هاى شدید، غرورها، تکبر، خودمحورى، و حب ذات از مهم‌ترین عوامل پیدایش این گونه پندارهای غلط است.  گاه تملق و چاپلوسىدیگران، و زمانى در گوشه انزوا نشستن و تنها به قاضى رفتن، سبب پیدایش این حالت مى‏ گردد، آنچنان که به جاى احساس شرمندگى و ننگ از این زشتی ‌ها، احساس غرور و افتخار و مباهات مى ‏کند.   

گاهی واژه ی خسران درباره ی دستاوردهای زندگی مثل مال و مقام دنیایی است و گاهی درباره ی زیان مندی در دستاوردها و نتایجی که از حالات نفسانی حاصل می شود مثل از دست دادن صحت و سلامت و عقل و ایمان و ثواب که این قسم همان چیزی است که خداوند در قرآن آن را «خُسران مُبین» نامیده است

این عوامل ما را به خسران نزدیک می کند 

ظلم  

ظلم از جمله ی عوامل عملی است که سبب خسران انسان می شود. یکی از معنای ظلم به زیان انداختن خود و خانواده یا از دست دادن بهشت و نعمت های بهشتی است و این ظلم به خود ظلم به آیات الهی است و ظلم به آیات الهی یعنی تکذیب این آیات که منجر به ضلالت و گمراهی و نهایتاً خسران زدگی می شود.  

این معنا در آیات 45 شوری، 9 اعراف و 177-178 همین سوره دیده می شود.  

 

فسق، غفلت و پیروی از شیطان

گناه  فسق و عصیان از فرمان های الهی نقش محوری در خسران وجودی انسان دارد.  

چنان چه قرآن کریم می فرماید: «الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» [بقره، آیه ی 27]

آن چه سبب فسق و به عهده ی آدمی می شود غفلت او از یاد خداست که در 108-109 به آن اشاره شده است و به همین ترتیب غفلت از یاد خدانتیجه ی مادی گری و دنیا طلبی و احاطه ی شیطان بر انسان است. [«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ »، منافقون، 9 و «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ» مجادله، 19]   

 

پی نوشت ها: 

[1] . کهف، 106-103.

[2] . انعام، 43 ؛ انفال، 48؛ نمل، 24؛ عنکبوت، 38 و ....

[3] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 12، ص 566-564.

[4] . مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 10، ص 122. 

[5] . همان، ج 2، ص 298. 



- نظرات (0)

مهمترین کانون برای رهایی از فشار روانی

خانواده

یکى از راه هاى موثّر و مورد نظر قرآن کریم در کاهش فشار روانى نظام خانواده است؛ زیرا خانواده یکى از ارکان آرامش در جامعه و مهم‏ترین منبع حمایت عاطفى در لحظات و مواقع فشار روانى است.

تعبیر قرآن کریم در باب آرامش دهی خانواده بسیار جالب توجه و آموزنده است: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً» (روم/21) این آیه آشکارا مى‏ رساند کانون خانواده براى سکونت و آرامش است، و مسلمانان به ویژه دو همسر باید این توصیه را از آفریدگار حکیم به جان بپذیرند و براى مسائل و اختلاف سلیقه ‏هاى جزئى «سکون» را به «تلاطم» و «تضاد» تبدیل نکنند.

مهم‏تر اینکه بدانند و باور کنند که زوج مسلمان باید مودّت و محبت بینشان حاکم باشد، تا نه تنها تحت تأثیر فشارهاى روانى قرار نگیرند، بلکه چنان‏که در آیه آمده، رحمت الهى شامل حال آنان و فرزندانشان شود.

به عبارتی قرآن کریم رابطه زن و شوهری و تشکیل خانواده را مایه سکون و آرامش زن و مرد می داند و این آرامش بهشی را از آیات و نشانه های عظمت و قدرت خداوند می داند بدین معنا که زن و مردی که هیچ گونه تعلق عاطفی و روحی به یکدیگر ندارند با پیمان ازدواج و تشکیل خانواده، با یکدیگر پیوند یافته و در پرتو ایجاد تعلق روحی، آرامش بخش یکدیگر می شوند.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در طول دوران حیات پربار خویش چه پیش از رسالت و چه پس از آن، همسری چون خدیجه را در کنار خویش داشت که او را آرامش می بخشید و با تمام وجود از پیامبر (صلی الله و علیه وآله) خدا حمایت می کرد.

در شرایط سخت دشمنی های مشرکان مکه، و در دوران سخت محاصره مسلمان در شعب ابوطالب، محبت و عاطفه خدیجه آرامش بخش پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

دنیای مدرن امروز از عدم آرامش به شدت رنج می برد. ناآرامی و اضطراب، مشکلات روانی و عقده های روحی از بزرگترین گرفتاری های بشر امروز است که بخش عظیمی از آن ناشی از آسیب دیدن خانواده و تک زیستی انسان مدرن در بخش وسیعی از دوران زندگی است.

بحران خانواده در غرب و جایگزینی تک زیستی و تجرد و هم جنس گرایی، متفکران آن دیار را به شدت نگران ساخته است و در این مسیر تنها راه نجات، بازگشت به کانون مهر یعنی خانواده است.

ویلیام گاردنر نویسنده غرب در کتاب «جنگ علیه خانواده» چنین می گوید:«سوگند وفاداری زوجین پرمعناترین لحظه ازداوج است. با چنین سوگندی، هریک از دو زوج تعهد می کنند که عشق را از بی اعتقادی برهانند و آن را وقف اهداف بزرگ تر خانوادگی، اجتماعی و معنوی کنند. تهاجم هایی که حیات خانواده را نشانه گرفته، در درجه نخست، همین تقدس عشق زناشویی را نابود می کند. (ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ص88)

زن و مردی که هیچ گونه تعلق عاطفی و روحی به یکدیگر ندارند با پیمان ازدواج و تشکیل خانواده، با یکدیگر پیوند یافته و در پرتو ایجاد تعلق روحی، آرامش بخش یکدیگر می شوند

روان شناسان با استناد به آیات مُبین قرآنى معتقدند که نظام حمایتى خانواده به شیوه‏ هاى ذیل مى‏ تواند در فشار و اضطراب روانى بسیار موثّر باشد:

1ـ شناخت و کنترل اعضاى خانواده: بهترین نمونه آن در قرآن شناخت حضرت یعقوب علیه ‏السلام از حسد فرزندان خویش است، از این رو به حضرت یوسف علیه‏السلام سفارش مى‏ کند: «لاَ تَقْصُصْ رُوْیَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَیَكِیدُواْ لَكَ كَیْدًا» (یوسف/5) زنهار، خواب خود را بر برادرانت حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏اندیشند.

2ـ حمایت از پدر و مادر و احترام به آنها: در چند آیه از قرآن کریم، پدر و مادر به عنوان استوانه ‏هاى زندگى و خانواده معرّفى شده‏اند؛ از جمله: «وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا» (اسراء/23) خداى تو حکم فرموده جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید.

3ـ حمایت از اعضاى خانواده: نمونه آن در قرآن، عفو حضرت یوسف علیه‏السلام است که پس از جفا و تهمت و ستم برادرانش گفت: «امروز خجل و متأثّر نباشید که من شما را عفو کردم» (یوسف/92).

 

نتیجه گیری:

امروزه شعار پیشرفت و توسعه زیاد داده می ‌شود و اسلام با این پیشرفت منهای آرامش خانواده موافق نیست در حالی که پیشرفت همراه با آرامش برای جامعه مفید است و این آرامش نقطه ی شروعش را می توان خانواده نامید.

نباید از میکروب امواج رسانه‌ای که به جنگ بنیان خانواده‌ها افتاده‌اند غافل شویم چرا که دشمن هرچند احمق و بی‌ عقل هم باشد بر ملتی که غافل و خواب باشد مسلط می‌ شود.




- نظرات (0)