سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



توجه به لقمه

لقمه حلال

از بزرگترین اسباب قساوت و بسته بودن قلب  گناه است، اگر انسان معصیت الهی را مرتكب شود خداوند بر قلب او مُهر می زند و قلب او از كسب معرفت الهی باز می  ماند. این همان «طبع» و «رین» است كه خداوند در قرآن به آن اشاره كرده است: « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ» (مطففین/14) ؛ نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب می  شدند زنگار بر دل  هایشان بسته است.
«.... وَ طُبِعَ عَلی  قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ» (توبه/87)؛ و بر دل  هایشان مُهر زده شده است در نتیجه قدرت درك ندارند و این حالت عبارت است از بسته بودن قلب از معرفت و نور.
در روایتی رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند پنج چیز دل ها را می میراند :
1 -   گناه بالای گناه 2  -  مجادله با احمق (نابخرد) 3 -   هم صحبت و مجالست بیش از حد با زنان 4  -  نشستن با مردگان، گفتند رسول الله (صلی الله و علیه وآله) مردگان چه کسانی هستند؟ فرمود: هر بنده خوش گذران سرکش که او مرده است. (خصال شیخ صدوق 106)
در حقیقت می توان گفت که قساوت قلب  یکی از بیماری های روحی  است که منشا بسیاری از آلودگی ها و گناهان می شود و باید از آن پیشگیری کرد و اگر خدای ناکرده دچار آن شدیم آن را درمان نماییم .

از بزرگترین اسباب قساوت و بسته بودن قلب 306605 گناه است، اگر انسان معصیت الهی را مرتكب شود خداوند بر قلب او مُهر می زند و قلب او از كسب معرفت الهی باز می  ماند. این همان «طبع» و «رین» است كه خداوند در قرآن به آن اشاره كرده است: « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى? قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ» (مطففین/14) ؛ نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب می  شدند زنگار بر دل  هایشان بسته است

قلب  های سالم ، قلب  هایی است كه وظیفه  ی خود را به خوبی انجام می دهند، و برای غیر خداوند در آنها جایگاهی نیست و برای خداوند شریك قرار نمی  دهند. تمام حب و بغض  هایشان برای خداوند است، فقط به خدا توكل و امید دارند. ترسشان از خدا است، دوستی و دشمنی  اش برای خداست. فقط مطیع دستورهای الهی هستند. و هیچ امری را بر امر خدا و رسول مقدم نمی  داند، و این  ها نشانه  های سلامت قلب است.
و از این جا معلوم می  شود كه معارف قرآن مخصوص قلب  هایی است كه از معصیت و ناخالصی ها پاك است، قلب  هایی كه گناهان مانع رسیدنشان به فیض و معارف قرآن نمی شود.
اینكه خداوند فرمود: «لایمسّه الا المطهرون» این تماس فقط تماس جسمی نیست، بلكه به معارف قرآن نیز جز پاكان نمی  رسند. برای اینكه انسان اگر بخواهد به معارف قرآن برسد و راهی به سوی قرآن بیابد باید قلبش پاك باشد. قلب  های ناپاك مانع از رسیدن به قرآن است.

موثر ترین مسئله در طهارت قلب

طهارت قلب یعنی؛ یعنی قلب از هر نوع گناه طاهر شود. اگر قلب طاهر شد، اخلاص می‌ آید؛ چون مرکز فرماندهی روح، این قلب است. بعد از قلب طاهر، روح مسلّط بر اعضاء و جوارح می شود، وقتی روح طاهر شد، بدن طاهر می شود. دیگر ید می شود یدالله، عین می شود عین  الله.
لذا راه این است: طهارت قلب. اولیاء الهی نکته ای را در باب طهارت قلب بیان فرمودند که بسیار مهم است. تمام آن ها بیان فرمودند: اوّلین و مهم ترین مسئله در طهارت قلب، لقمه است.
نکته ی قابل توجه در این موضوع به نقل از آیت الله قرهی این است که "شما فکر نکنید لقمه یعنی فقط خوردن. لقمه یعنی امکان دارد شما از وسیله نقلیّه دولتی استفاده کنید، یا امکان دارد از آن موقعیّتی که برای شما قرار دادند سوء استفاده کنید و ... این  ها خیلی مهم است و انسان باید دقیق باشد."

راهکارهای درمان قساوت قلب :

مهمترین راه های درمان قساوت قلب :

1    ذکر خدا و یاد خدا است :

زیرا خود قرآن ذکر خدا  را باعث آرامش قلب  ها می داند ، به طور مثال هوا برای ریه خوب است ، اما آب خوب نیست ، بلعکس آب برای معده خوب است اما هوا خوب نیست ، نفس انسان مثل معده است ، که طالب محبت دنیا است .
دنیا برای نفس مطلوب است اما قلب انسان مثل ریه است که به هوا نیاز دارد . محتاج ذکر الله است چطور اگر انسان برای چند لحظه ای هوا به ریه اش نرسد می میرد و اگر هوای ذکر خدا هم به قلب نرسد خواهد مرد از جمله ذکرهای مهم در جلای قلب که در بر طرف کردن قساوت خیلی موثر است ذکر استغفار (استغفرالله ربی و اتوب و الیه) 2 -  ذکر لا اله الا الله 3 - و صلوات بر محمد و آل محمد (محمدی ری شهری، گزیده میزان الحکمه، مبحث قلب و دل، ص 654) است .

2 - دوری از گناه :
نکته ی قابل توجه در این موضوع به نقل از آیت الله قرهی این است که "شما فکر نکنید لقمه یعنی فقط خوردن. لقمه یعنی امکان دارد شما از وسیله نقلیّه دولتی استفاده کنید، یا امکان دارد از آن موقعیّتی که برای شما قرار دادند سوء استفاده کنید و ... این  ها خیلی مهم است و انسان باید دقیق باشد."

همان طور که گفته شد، قساوت دل مربوط به گناه است پس اول باید توبه کرد و هر روز با خدا عهد بست که گناه نکنیم و اگر مرتکب آن شده حتما و فوراً توبه کرده و عزم بر ترک گناه داشته باشیم و در این مورد توصیه می شود حتما مناجات تائبین از مناجات خمسه عشر از امام سجاد (علیه السلام) که در مفاتیح آمده را غفلت نکنیم و به قرائت و تدبر در آن بپردازیم . (همان)

3    یاد مرگ :

باعث می شود دل انسان جلا پیدا کرده و غفلت را از بین می برد که علی (علیه السلام) می فرماید : رسول خدا (سفارش می کرد به اصحابشان به این که یاد مرگ 197465 باشید زیرا یاد مرگ شکننده ی لذات نفسانی و مانع از میل های حیوانی است .(همان)

4    مطالعه کتاب های اخلاقی و احادیث ائمه هدی :

مطالعه این کتب و احادیث (تاثیر فوق العاده دارد و امام باقر (علیه السلام) فرموده است : ان حدیثنا یحیی القلوب یعنی احادیث ما قلب را زنده می کند.) (همان)

5    مهربانی با مستمندان و ایتام :

روایت است شخصی به رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) از قساوت دلش شکایت کرد، رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود : هر گاه بخواهی دلت نرم شود پس اطعام  کن مسکین را و دست بر سر یتیم بکش. (همان)
کلام آخر:
همه ی این ها گفته شد تا با طهارت قلب ان شاء الله از معارف قرآن روز به روز بیشتر بتوانیم دریافت کنیم چرا که به فرمایش خداوند؛ «إنه لقرآن الكریم فی كتاب مكنون لایمسّه الا المطهرون تنزیل من رب العالمین.» (واقعه/77-80) ؛ تحقیقاً این قرآنی است ارجمند، در كتابی نهفته، كه جز پاك شدگان بر آن دست نیازند و از جانب پروردگار جهانیان فرود آمده است.»

منابع:
قلب سلیم ، نوشته شهید دستغیب
پندها و اندرزها آیت الله حائری
صفیر هدایت، آیت الله ضیاء آبادی
بیانات آیت الله قرهی



- نظرات (0)

قساوت قلب

قلب سنگی

از دیگر بیماری‌های قلب، قساوت و سنگدلی است ؛ قرآن مجید از برخی انسان‌ها که علت بسیاری از بدبختی‌ها و محروم کننده انسان از رحمت الهی هستند در آیاتی خبر می‌دهد:

[أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ] « سوره مبارکه حدید / آیه 16 ».  آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دل‌هایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دل‌هایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.

[ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...] « سوره مبارکه بقره  / آیه 74 ».

 سپس دل‌های شما بعد از آن [معجزه شگفت‌انگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سخت‌تر.

[فَلَوْلا إِذْجاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ] « سوره مبارکه انعام / آیه 43  » پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید، فروتنی و زاری نکردند؟ بلکه دل‌هایشان سخت شد و شیطان، اعمال ناپسندی که همواره مرتکب می‌شدند در نظرشان آراست.

بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟* [آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته { و گم شده است } در حالی که خود می‌پندارند ، خوب عمل می‌کنند

معالجه‌ی بیماری قساوت

 قساوت نمی‌گذارد انسان در برابر خطاهایش از خدا عذر بخواهد و جلوی ریختن اشک چشم را می‌گیرد.

 علت قساوت و سنگدلی دو چیز است: 1 -  دوری از عبادت،   2 - آلودگی به گناه.

اگر بخواهید قساوت و سنگدلی را معالجه کنید، باید به عبادت روی آورده و در حقیقت با تمام گناهان ترک رابطه کنید.

جهت درمان بیماری قساوت  ، باید زیاد یاد خدا کرد و با کمال عشق و شوق قرآن خواند و از دعاهای عالی اسلامی به خصوص دعای کمیل، دعای عرفه، مناجات خمس عشر، دعای ابوحمزه غفلت نکرد. جهت علاج این بیماری دردناک باید  به ائمه طاهرین علیهم السلام توسل جسته و قسمتی از شب را با محبوب واقعی خلوت کرده و از گناهان گذشته و تقصیرهایی که در عبادت داشته‌ایم یاد کرده و طلب عفو کنیم .

با به کار گرفتن این سلسله مسائل به تدریج زنگار دل پاک شده و قلب انسان به نور الهی صفا می‌گیرد و شیاطین دل انسان را رها کرده، حق در آن خانه تجلی می‌کند.

 

ریا

ریا گرگ انسان

ریا در اعمال عبادی به طور قطع باعث باطل شدن عمل می‌شود . ریاکار، در حقیقت دنیا پرست است و خدا خواهی او پوششی برای پرده ننگین دنیا پرستی اوست.

کسی که دارای خواسته‌های مادی و معنوی است و می‌بیند برای رسیدن به این خواسته‌ها ، باید از نیروی مردمی استفاده کند و نیروی مردمی جز از طریق جلب رضا و اعتماد آنان به‌دست نمی‌آید و جلب رضا و اعتماد مردم، جز از راه نشان دادن عبادات و خوبی‌ها میسر نیست، پس به دایره عبادات قدم می‌گذارد و دست به هر کاری خیری می‌زند، باید گفت: او پهلوان میدان ریا است و در حقیقت برای رسیدن به اهداف پلیدش دست به وسایل پاک می‌زند .

قلب اگر از ریا خالی نباشد، انسان نمی‌تواند عمل واقعی و با ارزش داشته باشد و نمی‌تواند در پیشگاه حق دارای مقام بندگی باشد، پاکی عمل و ارزش آن بستگی به قلب سالم از ریا دارد و انسان بی‌ریا از بسیاری  گناهان در امان و مصونیّت است.

بسیاری از مردم هستند که در تمام جوانب زندگی زیاد زحمت می‌کشند و خیلی کار خیر می‌کنند، اما چون زحمات آنان آلوده به ریا است، برای زحمات و کوشش آنان عاقبتی نخواهد بود و قرآن مجید آنان را از زیان کارترین مردم می‌داند:

[قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً] « سوره مبارکه کهف / آیات 103 – 104 ».                                                                                                    

بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟ [آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته { و گم شده است } در حالی که خود می‌پندارند ، خوب عمل می‌کنند .

ریا در اعمال عبادی به طور قطع باعث باطل شدن عمل می‌شود . ریاکار، در حقیقت دنیا پرست است و خدا خواهی او پوششی برای پرده ننگین دنیا پرستی اوست

عجب‌

دیگر از گناهان قلب، عجب است؛  عجب، خود بزرگ بینی و بی‌عیب دانستن خود ؛ و خود را از همه برتر انگاشتن است.

این بیماری برای انسان ، به وجود آورنده تکبر، مورث بسیاری از پلیدی‌هاست!! انسان مُعجب، هر مقامی را حقّ خود می‌داند و عقیده دارد که تمام احترامات خاص اوست ، توقع دارد همه در برابر مقام او خضوع کنند. انسان گرفتار عجب در هر حدّی که از عبادت و نیکوکاری باشد، بریده از خداست.

قرآن تنها نجات دهنده انسان را روز قیامت قلب سلیم او معرفی می‌کند :

{ یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنونٌ إلّا مَن أتی اللهُ بِقَلبٍ سَلیمٍ } « سوره مبارکه شعراء / آیات 88 – 89 »

روزی است که مال و فرزندان نفع نمی‌دهند، آنچه نفع دارد قلبی است که صاحبش آن را سالم نزد خدا آورده باشد

امام سجّاد علیه‌السلام در دعای بیستم «صحیفه» چنین عرضه می‌فرماید:

وَعَبِّدْنی لَکَ وَلا تُفْسِدْ عِبادَتی بِالْعُجْبِ‌ « صحیفه سجادیه / دعای مکارم الاخلاق ».

الهی! مرا بنده خودت گردان و عباداتم را به عجب و خودپسندی تباه مکن.

خانه قلب اگر بخواهد تجلی گاه نیّت صادقانه گردد ، باید از تمام این گناهان پاک شود، قلب آلوده به این گناهان، قدرت بر نیّت صادقانه ندارد؛ باید در گفتار امام صادق علیه‌السلام که فرمودند:  « صاحِبُ النِّیَّةِ الصَّادِقَةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السَّلیمِ » خیلی دقت کرد و جداً باید از آلودگی قلب ترسید که قلب آلوده، خالی از صداقت در نیّت است و عمل خالی از صداقت در نیّت، در نزد حق تعالی کم ارزش یا فاقد ارزش است و انسان چون عملش بی‌ارزش باشد، نجاتش بس مشکل است!!


کتاب عرفان اسلامی / ج3 / نوشته  آیت الله استاد حسین انصاریان


- نظرات (0)

بدانیم خدا از ما راضی است؟

رضایت خدا

 شکی نیست که خشنودی خدا از امام رضا (علیه السلام) بخاطر بندگی آن امام همام، نسبت به خدای بزرگ است، ما پیروان آن امام رئوف (البته امام، معصوم است و ما غیر معصوم) هم با ابراز بندگی خود بدرگاه خدا ــ که در ایمان به خدا و انجام عمل صالح، خلاصه می شود ــ می توانیم در پی کسب رضای خدا باشیم.

از کجا بدانیم خدا از ما راضی است؟

حضرت عیسی ‌بن ‌مریم به حواریین فرمود: کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند: ای روح ‌الله! چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت: با بغض اهل گناه، و با دشمنی ایشان، رضای الهی را طلب کنید!»

حضرت علی (علیه السلام) در کلامی گهربار می فرماید: «مَنْ‏ أَرَادَ مِنْكُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ كَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ كَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏؛[2] هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.»
پیام این حدیث این است که اگر ما اوامر الهی را مخلصانه بجا بیاوریم و از اطاعت الهی سر نپیچیم؛ باید بدانیم که رضایت الهی را بدست آورده ایم. شکی نیست که باید در تمام زندگی اینگونه باشیم؛ تا به رضوان الهی و بهشت او در آییم.
اگر انسان، دوستی داشته باشد، تمام سعی خود را برای راضی نگه داشتن او ـــ با توجه داشتن به خواسته های او ــ بکار می برد، آنگاه از طرف مقابل هم همین خواسته ها را دارد. خلاصه وقتی در دوستی های زمینی و دنیایی (با بی اعتباری های دنیا و دوستی هایش) رضایت طرفینی حرف اول را می زند؛ درباره آخرت که سرای جاوید است به طریق اولی باید رضایت طرفینی حرف اول را بزند.
اتفاقاً در حدیث داریم که دین انسان به مانند برادر انسان (بالاتر از دوست) است که باید نسبت به او توجه کامل داشته باشی.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) به کمیل بن زیاد فرمودند: «أَخُوكَ دِینُكَ فَاحْتَطْ لِدِینِكَ‏ بِمَا شِئْت‏؛[3]دین تو مانند برادر توست، پس نسبت به دینت تا می توانی جانب احتیاط را نگه دار(محکم کاری نسبت به فرائض دینی)» 

عوامل کسب رضایت خداوند

حالا به عواملی چند که باعث کسب رضایت الهی می شود اشاره می کنیم.

1ــ ایمان و عمل صالح

هیچ كس مشمول رضاى خدا نمی ‌شود مگر با اطاعت او و اطاعت پیامبرش و اطاعت ائمه از آل محمد صلى ‌اللَّه علیه ‌و آله .

در آیات پایانی سوره بینه می خوانیم: كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا) یند! * پاداش آنها نزد پروردگارشان باغ هاى بهشت جاویدان است كه نهرها از زیر درختانش جارى است؛ همیشه در آن مى‏ مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد. [4]
بی تردید رضایت خدای بزرگ جز با عمل به دستوراتش میسر نیست، دستوراتی که با شناخت مقام خداوند و ترس از عقوبت او، و همچنین اطاعت از اهل بیت (علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود. حضرت صادق سلام ‌الله ‌علیه در عصر خویش رساله ‌ای مفصل برای شیعیان می ‌نویسند و برای شهرهای مختلف نسخه‌ ای از آن را می ‌فرستند. شیعیان نیز آن را در سجاده ‌های خویش قرار می‌داده‌ اند و پس از نماز آن را مرور می‌کرده ‌اند. در این رساله آمده است: و بدانید كه هیچ كس مشمول رضاى خدا نمی ‌شود مگر با اطاعت او و اطاعت پیامبرش و اطاعت ائمه از آل محمد صلى ‌اللَّه علیه ‌و آله .

2ــ تبری

در روایتی آمده است که رسول خدا (صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) فرمود: حضرت عیسی ‌بن ‌مریم به حواریین فرمود: کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند: ای روح ‌الله! چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت: با بغض اهل گناه ، و با دشمنی ایشان، رضای الهی را طلب کنید!» [6]
در روایتی امام رضا علیه السلام در باب ویژگی شیعیان می فرمایند: قال الامام الرّضا - علیه السلام - : شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذلِكَ فَلَیْسَ مِنّا: امام رضا- علیه السلام - فرمود: شیعیان ما كسانی هستند كه تسلیم امر و نهی ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگی ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست. [جامع أحادیث الشّیعه، ج 1، ص 171، ح 234]
شاید کسی فکر کند: بغض دشمنان الهی، همان اطاعت از خداست، بله در این شکی نیست، ولی زمانی هست که انسان اطاعت الهی را گردن می نهد اما با دشمنان خدا سر جنگ و ستیز نداشته و با آنها مشکلی ندارد. مشکل اصلی دنیای اسلام، هم دقیقاً همین است که بعضی کشورهای مسلمان، شاید کم و بیش احکام اسلام را اجرا کنند (اطاعت از خدا و پیامبر)، ولی با دشمنان خدا و اسلام، مشکل چندانی ندارند. این موضوع سبب بوجود آمدن جنگ های خانمان سوزی در جهان اسلام شده است. 

3ــ رضایت به تقدیرات الهی

حضرت علی (علیه السلام) در کلامی گهربار می فرماید: «مَنْ‏ أَرَادَ مِنْكُمْ‏ أَنْ‏ یَعْلَمَ‏ كَیْفَ‏ مَنْزِلَتُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ فَلْیَنْظُرْ كَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏؛[2] هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.»

از امیرالمؤمنین علیه‌ السلام نیز نقل شده است که حضرت فرمود: «عَلَامَةُ رِضَا اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَنِ الْعَبْدِ رِضَاهُ بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَیْه‏؛[7] نشانه رضایت خدای سبحان از بنده، رضایت بنده از آن چیزی است که خداوند برای او مقدر کرده است، چه خوشایند او و چه ناخوشایند او باشد»‌ 
البته وجود این احادیث و احادث مشابه، منافاتی با تلاش و کوشش انسان برای تغییر سرنوشت خودش ندارند: «اَنَّ اللَّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ؛[انفال/53] خداوند، هیچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغییر نمى ‏دهد؛ جز آنكه آنها خودشان را تغییر دهند؛ و خداوند، شنوا و داناست.»
انسانی که دست روی دست بگذارد و بگوید: هر چه پیش آید خوش آید، هر چه تقدیر باشد همان می شود؛ این فرد خود را فریب داده است.
کسانی هستند که از خدا شاکی هستند و مدام شکوه می کنند که ای کاش خدایا! اینگونه می شد و ای کاش اینگونه نمی شد، بدون اینکه فکر کنند واقعاً به نفع آنها است یا نه، در حالی که می باید صبر را چاشنی کار کنند: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ‏ مِنَ‏ الْأَمْوالِ‏ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛[بقره/155]و البته شما را به پاره‏اى از سختى ‏ها چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.»
بنابراین اگر انسان از برخی تقدیرات الهی  گله‌ مند باشد و آرزو کند که ای کاش این‌ گونه نشده بود باید بداند که خدا هم به همین میزان از او ناراضی است.

سخن آخر

شاه کلید بدست آوردن رضایت الهی، اطاعت از او و فرستادگان او در روی زمین (اهل بیت) است، اطاعتی که پایبندی انسان را به ایمان به خدا و عمل صالح را تقویت کند. حضرت علی (علیه السلام) یک راهکار عملی در این زمینه به ما نشان می دهد که: اگر می خواهی بدانی مقام و جایگاه خود را نزد خدا بدانی (خدا چقدر از تو راضی است)، بنگر که جایگاه و ابهت خدا، موقع گناه، نزد تو چقدر است. 

پی نوشت ها:
[1]. بحارالانوار، ج‏49، ص 4.
[2]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏10 ص 95.
[3]. الأمالی (للمفید)،  ص  283 
[4]. آیات 7 و 8 سوره مبارکه بینه
[5].  بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75 ، ص222
[6]. بحار الأنوار (ط - بیروت) ،ج‏74 ، ص 147 
[7]. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج‏4 


- نظرات (0)

با چهار کار، در بهشت صاحبخانه شوید!

راه بهشت

در سفارشی که پیغمبر (صلی الله و علیه وآله) به حضرت علی (علیه السلام) کرد، فرمود: یا علی! هرکس این چهار کار در او جمع شود خداوند در بهشت خانه ای برای او بنا می  کند.

1. کسی که یتیمی را پناه دهد.

2. بر بیچاره و ضعیف رحم کند.

3. با پدر و مادر خود مهربان باشد.

4. با بنده و زیر دست برفق (با ملایمت) و مدارا رفتار نماید.

یا علی! هر کسی یتیمی را از نظر مالی کمک کند به اندازه ای که بی  نیاز شود بهشت بر او لازم می  شود و هر که دست ترحم بر سر یتیمی بکشد به پاداش این عمل در مقابل هر دانه موی یتیم نوری درخشان خداوند در قیامت به او عطا می  کند. (زبده الاحادیث، جلد2، ص66)

بنا داریم مصادیق یاز این روایت زیبا را از آیات و سفارشات قرآنی تقدیم کنیم.

پناه دادن به یتیم

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند

در روایتی از وجود امام صادق (علیه  السلام) وارد شده است که هر کس بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد. [امالی صدوق، صفحه 318، مجلس 61، حدیث 15]

در قرآن خداوند در برخی آیات سفارش و تأکید فراوانی بر لزوم محبت و مهربانی نسبت به یتیمان کرده است و با تعابیر مختلف به احسان یتیم دعوت کرده و اجر و پاداش فراوانی برای آن در نظر گرفته است.

در آیه ای از قرآن کریم، خداوند مصادیق برّ و نیکوکاری  را می شمارد، یتیم نوازی را پس از ایمان به خدا و روز جزا و ایمان به پیامبر و کتاب های آسمانی و ملائکه ذکر می کند:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآَتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ .....) [مجلسی، بحارالانوار، 110 جلد]

نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکی آن است که کسی به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد.

علامه در مورد این آیه می فرماید: آیه در مقام بیان اوصاف مومنان واقعی است و از آن جمله کسی است که مالش را با یتیمان و ذوی القربی و ... از روی محبت تقسیم می کند.[ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن]

در آیه ای دیگر در باب لزوم حفظ مال یتیم می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا [طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن ترجمه محمد باقر موسوی همدانی] «کسانی که مال یتیمان را از روی ظلم می‌خورند به درستی که آتش می‌خورند و به زودی در آتش قرار می گیرند»

و در روایتی پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) در مورد اجر و پاداش سرپرستی یتیم فرمودند: «کسی که یتیمی را سرپرستی کند تا این که از او بی نیاز شود خداوند بهشت را بر وی واجب می کند، همان گونه که اگر کسی در مال یتیم خیانت کند مستحق دوزخ می شود»[ امالی طوسی، ج 2، ص 99]

در آیات سوره ضحی نیز بر این مطلب اشاره شده و خداوند به پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) می فرماید همان طور که یتیم بودی و تو را پناه دادیم تو نیز یتیمان را نوازش کن و آنها را از خود دور نکن.[ مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 503]

رحم داشته باشید

در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند.

بر عکسش هم احادیثی داریم «مَنْ لَا یَرْحَمْ لَا یُرْحَم»(شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376) کسی که رحم نکند خدا هم به او رحم نمی کند. از هر دستی که بدهید از همان دست هم می گیرید.

کلید همه خوشبختی ها در مهربانی و احسان به والدین است

در این باب هم که الی ماشاء الله در آیات و روایات تذکراتی به ما داده شده است که از باب یاد آوری نمونه ای از آیات را در این باب عرض می کنیم:

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا [15، احقاف]؛ و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.

وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً [24، اسراء]؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه (بر من رحمت آوردن) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرْكُواْ بِهِ شَیْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [36، نساء]؛ و خداوند را بپرستید و چیزی را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید

وَ قَضىَ  رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [23، اسراء]؛ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید.

و آیات دیگری نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است .

در احادیث نیز، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می کند و سبب می شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند.(11)

مدارا و ملایمت داشته باشیم

در حدیث داریم که پیامبر صلی الله و علیه وآله می فرمایند: «انّما بُعثت لأ تممَ مکارمَ الاخلاق» : من برای مکارم اخلاق مبعوث شده ام. (محمدی ری شهری، 1386: 96 و 97)

و در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

در حدیث دیگر ایشان رفق و مدارا را محور همه خوبی ها می  داند:من حُرمَ الرفقُ فقد حُرمَ الخیر کلُّه. (همان: 81) هرکس از مدارا محروم باشد، از همه نیکویی ها محروم شده است.


- نظرات (0)

عامل بودن به قرآن

قرآن

تمسک به قرآن به معنای تلاوت، تدبر و عمل به آن است. در حقیقت رکن اصلی در مسیر تمسک به قرآن کریم، عمل به آن است.

لزوم عمل به قرآن و پیروی از اولیای دین

قرآن را که کتاب ما و شما است، کوشش کنیم که به حقیقت، کتاب باشد. کتاب ما به حقیقت باشد، نه فقط لفظاً بگوییم که «کتاب ما، قرآن است. نبی ما، رسول اکرم است. امام ما، علی بن ابیطالب است». لفظ، آسان است. آسان است که من بگویم: شیعۀ علی بن ابی طالبم، لکن شیعه چی است؟ آنی است که دنبال او باشید. تشییع جنازه در وقتی است که کسی جنازه که جلو است این همراهش برود. اگر او از آن راه برود، این از این راه برود، این تشییع جنازه نیست.

كسی كه قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند و دنیا و زینت آن را بر قرآن ترجیح دهد، سزاوار خشم خدا است و در ردیف یهود و نصاری قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند.

شیعه پیرو است. اگر بنا باشد که ما، هی دم بزنیم که شیعه ‏ایم، لکن در عمل هیچ پیروی نداشته باشیم، یا پیرویمان بسیار ضعیف باشد، ما به حسب واقع، شیعه نیستیم، به حسب ادعا شیعه هستیم. 
اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ماست، لکن هیچ صفحه ‏ای از قرآن را به آن عمل نکرده باشیم، قرآن را ادعا داریم که کتاب ما است، اما به حسب واقع کتاب ما نیست. اگر ما بگوییم پیغمبر، پیغمبر ما هست، ادعایش آسان است، لکن تا پیروی ازش نکنیم، نمی‏توانیم بگوییم پیام آوری است از خدا. اگر ما به حرف او اعتنا نکنیم، پیامبریش برای ما فایده ندارد. و اگر چنانچه به حرف اولیا عمل نکنیم، شیعه‏ گریش برای ما فایده ندارد، فایده‏ اش ضعیف است.

سعادتمندی در پرتو عمل به قرآن

قرآن، همه چیز است؛ قرآن هم بُعْد سیاست دارد و هم بُعْد سایر چیزها؛ هم علم است و هم راهنماست؛ و هم سیاست است و هم همه چیز است. قرآن، اگر کتاب یک ملتی باشد، آن ملت سعادتمند  می‏شود. 
چنانچه عامل باشیم و با هم مجتمع باشیم و اجتماع داشته باشیم و این آیۀ شریفۀ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا (آل عمران، 103) را عمل کنیم، بر همه ی قدرت ها غلبه خواهیم کرد.
اگر همه «مُعْتَصِم» باشند به «حبل‏اللّه‏» ـ که قرآن کریم است، رسول اکرم است، همه مجتمع بر قرآن باشیم، تفرُّق از هم نداشته باشیم، جدایی از هم نداشته باشیم، غلبه می‏ کنیم بر تمام قدرتهای بزرگ. 

عمل به قرآن؛ بغیر از حرف زبانی باشد

قال علی علیه السّلام:  «الله الله بالقرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم»؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: توصیه می‌ كنم شما را به قرآن نباید دیگران بر شما در عمل به قرآن پیشی گیرند. (نهج البلاغه، نامه 47)

مسلمانان بالاخص ما شیعیان باید در عمل «کونوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم» (کافی، کلینی، ج 2، ص 78) [باشیم]؛ نشان بدهیم که از لحاظ پایبندى به مقرّرات دینى، به ضوابط دینى جزو افراد برجسته هستیم؛ این را نشان بدهیم تا تأثیر قرآن در عمل ما خودش را نشان بدهد: در مشی عمومى، در سلوک، در بواطن، در ظواهر؛ ظواهر اسلامى؛ کیفیّت برخورد، کیفیّت اسلامى؛ اینها را مراعات کنیم. (بیانات مقام معظم رهبری/۱۳۹۳/۰۴/۰۸)
عمل خودمان را قرآنی كنیم، الهی كنیم. به گفتن نیست، به زبان نیست، به ادعا كردن نیست؛ باید در عمل، در این راه حركت كنیم و قدم برداریم. (بیانات مقام معظم رهبری ۱۳۹۱/۰۴/۳۱)

حفظ قرآن با به همراه عمل به قرآن باشد

روایاتی در این باب را با هم مروری می کنیم...
قال علی علیه السّلام:  «الله الله بالقرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم»؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: توصیه می‌ كنم شما را به قرآن نباید دیگران بر شما در عمل به قرآن پیشی گیرند. (نهج البلاغه، نامه 47)
قال الصادق علیه السّلام: «الحافظ للقرآن العاملُ به مع السَّفَرةِ الكرامِ البَرَرَةَ»؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: كسی كه قرآن را حفظ كند و به آن عمل نماید با پیامبران بزرگوار و نیكو خواهد بود. (اصول كافی، ج 2، ص 603)

هشدار، هشدار؛ نتیجه عمل نکردن به قرآن

عمل خودمان را قرآنی كنیم، الهی كنیم. به گفتن نیست، به زبان نیست، به ادعا كردن نیست؛ باید در عمل، در این راه حركت كنیم و قدم برداریم.

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله : «من تعلم القرآن فلم یعمل به و اثر علیه حب الدنیا و زینتها استوجب سخط الله و كان فی الدّرجة مع الیهود و النصاری الذی ینبذون كِتاب الله وراء ظهورهم»؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند و دنیا و زینت آن را بر قرآن ترجیح دهد، سزاوار خشم خدا است و در ردیف یهود و نصاری قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند. (وسائل‏الشیعة ج : 6 ص184)
من كلام رسول الله صلّی الله علیه و آله: «من تعلم القرآن و لم یعمل به حشره الله یوم القیامة اعمی فیقول یا رب لم حشرتنی اَعمی و قد كنت بصیراً قال كذلك اتتك آیاتك فنسیتها»؛ پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: كسی كه قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند، خدا او را در روز قیامت كور محشور می ‌كند، می‌ گوید خدایا به خاطر چه مرا كور محشور كردی در حالی كه من بینا بودم. می ‌فرماید چگونه تو آیات ما را خواندید و آنها را به فراموشی سپردید و به‌ آن عمل نكردید. (عقاب الاعمال، ص 286)

فرشتگانی که حافظ و عامل به قرآن را همراهی می کنند

فضیل از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده است: «الحافظ للقرآن، العامل به، مع السفرة الكرام البررة.» (الحیاه، ج 2، ص ص 152)؛ حافظ قرآن  كه بدان عمل كند همراه فرشتگانی ارجمند و نیكوكار است.
«سَفَره» و «كرام برره» فرشتگانی هستند كه ذكر آنها به این وصف در قرآن مجید آمده است:
«بأیدی سفره كرام برره» (عبس/15 و 16) آنان فرشتگان حامل كتاب‌های الهی از جانب خداوند متعال به سوی انبیااند. حاملان قرآن  مانند فرشتگان حامل وحی از جانب پروردگار به سوی انبیاء هستند.

حامل قرآن غیر از عامل به قرآن است

چنانچه عامل باشیم و با هم مجتمع باشیم و اجتماع داشته باشیم و این آیۀ شریفۀ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا (آل عمران، 103) را عمل کنیم، بر همه ی قدرت ها غلبه خواهیم کرد.

حامل بودن قرآن و به كار بستن قرآن غیر از عمل به قرآن است؛ زیرا عمل به قرآن یك كار اختصاصی و فردی است و از دایره‌ ی فرد تجاوز نمی ‌كند و انسان با عمل به قرآن سعادت و خوشبختی را برایش كسب می ‌كند و با دوری از قرآن شقاوت و بدبختی  نصیب انسان می ‌شود؛ ولی در هر حال این كار فردی و شخصی است.
و اما به كار بستن قرآن حركت در جامعه براساس رسالت قرآنی است و تحمّل انجام رسالت قرآنی و حركت براساس این رسالت است.
دایره‌ به كارگیری قرآن، جامعه است و دایره‌ ی عمل به قرآن خود فرد است. برترین چیزی كه توده‌ی مردم به آن می‌ رسند عمل به قرآن است و اینكه با این عمل خود را از سقوط و هلاكت نجات دهند. اما حاملان قرآن تلاش شان نجات دیگران به وسیله قرآن است. افراد صالح همت شان این است كه خود را از غرق شدن در امان نگهدارند و حاملان قرآن و آنانی كه قرآن را به كار می‌ بندند می‌ كوشند دیگران نیز هدایت شوند. بین این دو گروه از نظر رتبه و درجه فرق فراوان است. حاملان قرآن دانشمندان و آگاهان به قرآنند كه نورانیت آن را بین مردم گسترش می‌دهند.
ابوسعید خدری از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه آن حضرت فرمود: «حملة القرآن عرفاء اهل الجنة.» حاملان قرآن برترین ‌های اهل بهشتند.
آگاهی به قرآن در دنیا آگاهی به بهشت در آخرت است. برای عارفان به وحی الهی جایگاهی در بهشت است كه برای غیر آنان نیست.

برترین های امت پیامبرصلی الله و علیه وآله

اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ماست، لکن هیچ صفحه ‏ای از قرآن را به آن عمل نکرده باشیم، قرآن را ادعا داریم که کتاب ما است، اما به حسب واقع کتاب ما نیست
پیامبر اكرم صلی الله و علیه وآله فرمود: «اشرف امتی حملة القرآن و اصحاب اللیل»، برترین امت من به كارگیران قرآن و شب زنده دارانند.

كسی كه در روز قرآن را به كار گیرد و حامل قرآن باشد، علاقه به شب زنده ‌داری خواهد داشت؛ زیرا حاملان قرآن در روز مواجه با مشكلات و سختی ‌ها می ‌شوند كه مقاومت در برابر آنها امكان‌ پذیر نیست. مگر اینكه با شب زنده داری ‌ها، صبر و مقاومت خود را افزایش دهند. وقتی انسان شب زنده‌ دار شد توفیق حامل قرآن بودن در روز را پیدا می ‌كند. این جمع اصحاب شب و روزند كه در شب ‌ها به راز و نیاز و مناجات با پروردگارشان می ‌پردازند و در مقابل پروردگارشان به سجده می ‌افتند و قرآن را با تأنّی و تأمل می ‌خوانند. وقتی روز شد آنچه را شب خوانده ‌اند به كار می‌ گیرند و خداوند متعال عزم، صبر، علم و توان آنان را افزایش می ‌دهد تا سختی ‌های انجام كار در راه خدا را تحمّل كنند كه دیگران قادر به آن نیستند


منابع:
صفیر هدایت؛ آیت الله ضیاء آبادی


- نظرات (0)