سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

احادیثی در مورد وظایف فزرندان در قبال والدین


حدیث درباره والدین, حدیث درباره احترام به پدر و مادر,حدیثرسول خدا(ص) فرمود: نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.
 

احادیثی در مورد وظایف فزرندان در قبال والدین

احادیثی که در این مقاله مطالعه می کنید، ما را با گوشه ای از وظایفمان در قبال پدر و مادرمان آشنا می کند.

برترین اعمال
قال الصادق(ع): افضل الاعمال الصلاة لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.
امام صادق(ع) فرمود: برترین کارها عبارتست از: 1 - نماز در وقت 2 - نیکی به پدر و مادر 3 - جهاد در راه خدا.
بحار الانوار، ج 74، ص 85.

 

_____________________________________
محبوبترین کارها
عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(ص): ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال: الصلاة لوقتها، قلت ثم ای شی ء؟

قال: بر الوالدین، قلت: ثم ای شی ء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می گوید: از پیامبر گرامی(ص) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟
فرمود: نماز در وقت،گفتم: بعد از آن چه چیز؟
فرمود: نیکی به پدر و مادر،گفتم: بعد از آن چه چیز،فرمود: جهاد در راه خدا.
بحار الانوار، ج 74، ص 70.

 

 _____________________________________
نگاه به پدر و مادر
قال رسول الله(ص):
ما ولد بار نظر الی ابویه برحمة الا کان له بکل نظرة حجة مبرورة. فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائة نظرة؟
قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(ص) فرمود:
هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول باو داده می شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟
فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.
بحار الانوار، ج 74، ص 73.

 

  _____________________________________
اطاعت از والدین
قال رسول الله(ص): من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنة و ان کان واحدا فواحدا.
پیامبر خدا(ص) فرمود: کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می شود.
کنز العمال، ج 16، ص 467.

 

_____________________________________
عظمت پدر و مادر
عن ابی الحسن الرضا(ع) قال:
ان الله عز و جل امر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخری: امر بالصلاة و الزکاة، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صلة الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.


امام رضا(ع) فرمود:
خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:
1 - به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی شود.
2 - به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.
3 - به تقوای الهی فرمان داده و به صله رحم، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.
بحار الانوار، جلد 74، ص 77.

 

_____________________________________

بزرگترین واجب
قال امیر المؤمنین علی(ع): بر الوالدین اکبر فریضة.
امیر المؤمنین علی(ع) فرمود:بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.
میزان الحکمة، ج 10، ص 709.

 

_____________________________________
احترام پدر و مادر
قال الصادق(ع): بر الوالدین من حسن معرفة العبد بالله اذ لا عبادة اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمة الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(ع) فرمود:نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی رساند.
بحار الانوار، ج 74، ص 77.

 

 _____________________________________
ارزش اطاعت از پدر و مادر
قال رسول الله(ص): العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.
کنز العمال، ج 16، ص 467.

 _____________________________________
پرداخت بدهی والدین
عن رسول الله(ص): من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامة مع الابرار.
رسول خدا(ص) فرمود: کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد.
کنز العمال، ج 16، ص 468.

 _____________________________________
خشنودی پدر و مادر
قال رسول الله(ص): من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.
کنز العمال، ج 16، ص 470.

_____________________________________
عاقبت نیکی به پدر و مادر
عن الصادق(ع) قال:
بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟
فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.

امام صادق(ع) فرمود:
هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟
خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینی نمی کرد.
بحار الانوار، ج 74، ص 65.

 

_____________________________________
پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(ص):
من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(ص) فرمود:
کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.
کنز العمال، ج 16، ص 475.

_____________________________________
آثار نیکی به پدر و مادر
عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(ع) و فینا میسر فذکروا صلة القرابة فقال ابو عبد الله(ع): یا میسر قد حضر اجلک غیر مرة و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود:
ای میسر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.
بحار الانوار، ج 74، ص 84.

 

_____________________________________
انس با پدر و مادر
فقال رسول الله(ص): فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیلة خیر من جهاد سنة.
مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت: پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود:پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد).

بحار الانوار، ج 74، ص 52.

 

_____________________________________
اول نیکی به مادر
عن ابی عبد الله(ع) قال: جاء رجل الی النبی(ص) فقال: یا رسول الله من ابر؟
قال(ص): امک،قال: ثم من؟
قال(ص): امک،قال: ثم من؟
قال(ص): امک،قال: ثم من؟
قال(ص): اباک.

امام صادق(ع) فرمود:
مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟
فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟
فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟
فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟
فرمود: به پدرت؟
بحار الانوار، ج 74، ص 49.

_____________________________________
نتیجه نیکی به پدر و مادر
عن رسول الله(ص) قال: بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(ص) فرمود:
به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.
کنز العمال، ج 16، ص 466.

 _____________________________________
حق پدر
عن ابی الحسن موسی(ع) قال: سال رجل رسول الله(ص): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود:
مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: 1 - او را با نام صدا نکند 2 - در راه رفتن از او جلو نیفتند. 3 - قبل از او ننشیند. 4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.
بحار الانوار، ج 74، ص 45.

 

 _____________________________________
سفر برای نیکی به پدر و مادر
قال رسول الله(ص):
سر سنتین بر والدیک، سر سنة صل رحمک.
پیامبر خدا(ص) فرمود:
دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).
بحار الانوار، ج 74، ص 83.

 

 _____________________________________
عبادت در نگاه
قال رسول الله(ص):نظر الولد الی والدیه حبا لهما عبادة.
رسول خدا(ص) فرمود: نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.
بحار الانوار، ج 74، ص 80.

 

  _____________________________________
رفتار با والدین
عن ابی ولاد الحناط قال: سالت ابا عبد الله(ع) عن قول الله:«و بالوالدین احسانا» 
فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می گوید: معنای آیه «و بالوالدین احسانا» را از امام صادق(ع) پرسیدم، فرمود:
احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان » نیازشان را برطرف کنی ».
بحار الانوار، ج 74، ص 79.

_____________________________________
وظیفه در برابر والدین
قال ابو عبد الله(ع): لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.
امام صادق(ع) فرمود:چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.
بحار الانوار، ج 74، ص 79.

 

_____________________________________
نیابت از پدر و مادر
قال ابو عبد الله(ع): ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(ع) فرمود: چه چیز مانع شخص می شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می کند.
بحار الانوار، ج 74، ص 46.

 

_____________________________________

 نیکی به والدین بد
عن ابی جعفر(ع) قال: ثلاث لم یجعل الله (عز و جل) لاحد فیهن رخصة اداء الامانة الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(ع) فرمود: در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است.
1 - ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.
2 - وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.
3 - نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.
بحار الانوار، ج 74، ص 56.


- نظرات (0)

خدا کیست



خدا,خدا کیست,عکس خدا

شناخت خدا از خواسته‏ های فطری انسان است

 

ً

راههای اثبات وجود خدا

مفهوم خدا به یک موجود برتر که آفریننده جهان هستی دانسته می‌شود، اطلاق می‌گردد. مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خداوند هستند، نیز آن را درک می کنند برای شناخت خدا قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که شناخت کامل خدای متعال برای ما امکان ندارد.

خدا کیست و چه دلیلی می‌توان برای اثبات وجود خداوند آورد؟

خداوند تبارک و تعالی، وجود مطلق و کمال مطلق است که هیچ گونه عیب و نقصی در آن نیست. خدا وجود بی همتایی است که توانایی انجام هر کاری را دارد و به همه اشیاء در تمام حالات و زمانها آگاه است، خدا شنوا و بیناست، دارای اراده و اختیار است، خداوند زنده و خالق همه چیز و سرچشمه تمام خیرات و خوبیهاست، و همه موجودات (مخلوقات) را دوست دارد و نسبت به آنها مهربان است.

 

مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خدا هستند، نیز آن را درک می کنند. هر چند شناخت کنه و حقیقت ذات خدای تبارک و تعالی برای انسان غیر ممکن است ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود.

 

خدا از کجا آمده!

او نیامده، خدا بود و زمان خلق شد و ما آمدیم، آفریده شدیم. همان طور که فکر می کنیم خورشید به دور ما می چرخد، در صورتی که او هست و ما به دور آن می چرخیم؛ خدا هم بود و ما آمدیم؛ خلق شدیم.

 

پاسخ این پرسش که خدا از کجا آمده در ابعاد کنونی ما نیست، گویی که از یک جنین در شکم مادر بپرسی که مادر “از کجا آمده” جنین در حدی و در جایگاهی نیست که اظهار نظر کند. تنها راه برای پی بردن به پاسخ این که خدا از کجا آمده صبر است تا با زایمان مرگ از این جنین کوچک بیرون رویم. جایی که می پرسیم خدا از کجا آمده و درک می کنیم که خداوند از جا و مکان بیرون است.

 

راههای شناخت خدا

خدا,رحمت خدا,عکس از خدا

ذات و صفات خدا از هر گونه نقص و عیبی‏ مبرا است

 

راههای شناخت خدا در یک دسته بندی کلی به راههای زیر تقسیم می شود:

ـ راه عقلی برای شناخت خدا (مثل برهان امکان و وجوب و مانند آن)

 

- راه تجربی شناخت خدا (برهان نظم)

 

برای روشن شدن پاسخ راههای خدا شناسی لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم:

1 ـ مفهوم واژه خداوند، از مفاهیمی است که هر انسانی حتی منکران وجود خدا نیز تصویری از آن در ذهن خود دارند. چون همه می دانند خدا یعنی موجودی که خالق همه موجودات، توانای بر هر کار، آگاه بر همه چیز، بینا، شنوا، حی و زنده، و... می باشد، گر چه وجود چنین خدائی را نپذیرند.

 

2 ـ هر چند مفهوم واژه خدا از عمومی ترین مفاهیم است، ولی شناخت حقیقت و کنه ذات خدا برای انسان ممکن نیست، چون ذات خداوند نامحدود و بی نهایت است و علم یعنی احاطه بر معلوم، و انسان چون ذات و خصوصیات او محدود است نمی تواند به حقیقت ذات خدا پی ببرد.

 

«لا یحیطون به علما[1]، بر خداوند احاطه علمی پیدا نمی کنند» و شاید به همین دلیل است که قرآن مجید در معرفی خدا از طریق بیان صفات جمال و جلال نظیر غنی، علیم، حکیم، سمیع، بصیر، علی، کبیر، رحمن، رحیم، کبیر، خالق، فاطر و... به معرفی خدای متعال پرداخته است.[2] علاوه اینکه انسان از طریق حواس با اشیاء خارجی ارتباط برقرار می کند و معرفتی بدست می آورد و ذات خداوند تبارک و تعالی شبیه و مانند هیچ چیز نیست «لیس کمثله شی».[3]

 

3 ـ هر چند حقیقت ذات خدا قابل شناخت کامل نیست ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود که در یک دسته بندی کلی به راههای:

 

• راه عقل مثل برهان امکان و وجوب

 

• راه حسی و تجربی یا برهان نظم[4]

 

• راه دل یا برهان فطرت، تقسیم می شوند. [5]

 

• آسان ترین و بهترین راه شناخت وجود خدا، راه دل یا برهان فطرت است. یعنی در درون اعماق روح انسانی، شناخت، گرایش و عشق به خداوند نهفته است. همیشه یک نقطه نورانی و یک جاذبه نیرومند در درون قلب انسان وجود دارد که خط ارتباطی او با جهان ماوراء طبیعت و نزدیکترین راه به سوی خداست.[6]

 

• هر چند شناخت خدا و گرایش به سوی او و نور توحید در درون جان همه انسانها نهفته است ولی آداب و رسوم خرافی، تربیتهای غلط، تلقینهای سوء، غفلت و غرور، مخصوصاً به هنگام سلامت و وفور نعمت، پرده هایی بر آن می افکند، ولی هنگامی که طوفان حوادث از هر سوی وزیدن گرفته و گرداب مشکلات در برابر انسان نمایان گردد. انسان دست خود را از همه اسباب ظاهری کوتاه می بیند و از همه جا نا امید می شود، در این هنگام است که پرده ها کنار می روند و آن نقطه نورانی دل آشکار می شود و هر گونه فکر شرک آلود در مورد خدا را از دل زدوده و در کوره این حوادث از هر ناخالصی خالص می گردد[7] و انسان بی اختیار به سوی عالم ماورا طبیعت می رود.

 

به همین دلیل آیات متعددی از قرآن کریم از این طریق، نعمت فطرت خدا جویی را یادآوری مینمایند.[8] پیشوایان بزرگ اسلام نیز کسانی را که در مساله خداشناسی سخت در تردید فرو می رفتند از همین طریق ارشاد می نمودند برای نمونه به این قطعه تاریخی توجه نمائید:

 

مرد سرگردانی که در امر خداشناسی گرفتار شک و تردید شده بود، خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد:

« ای فرزند رسول خدا(ص) مرا راهنمایی کن به این که خدا کیست! زیرا وسوسه گران مرا حیران ساخته اند، امام فرمودند: ای بنده خدا! آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای؟ عرض کرد آری، فرمود:

 

هرگز کشتی تو در آنجایی که هیچ کشتی دیگری برای نجات تو نبوده، و قدرت بر شناگری نداشته ای، شکسته است؟ عرض کرد: آری، فرمود: در آن حالت آیا قلب تو به این امر تعلق گرفت که موجودی هست که می تواند تو را از آن مهلکه نجات دهد ؟ عرض کرد آری. امام صادق علیه السلام فرمود: او خداوندی است که قادر بر نجات است در آنجا که هیچ نجات دهنده و فریاد رسی نیست.

 

نتیجه این که هر انسانی از راه دل و فطرت خود به وجود خداوند قادر، عالم، خالق حی و مهربان و... معرفت و شناخت و گرایش دارد و اگر هم در اثر عواملی از وجود خدا غافل باشد، نمی تواند انکار کند در دوران زندگی اش حادثه ای رخ نداده است که دست او را از همه جا کوتاه ننموده، و او را متوجه وجود خدا نکرده باشد. [9]

 

6. گاه آدمی با مشاهده دقیق و اندیشه ورزی در اوصاف و روابط پدیده های تجربی به وجود خدا و اوصاف او، مانند علم، حکمت و قدرت، رهنمون می گردد. این راه، از آن جا که بر مشاهده جهان طبیعت و مطالعه تجربی پدیده های طبیعی استوار است، راه تجربه نامیده می شود. با توجه به امتیازات ویژه این راه، قرآن کریم توجه خاصی به آن مبذول داشته و در آیات پرشماری، انسان را به تدبر در پدیده های جهان پیرامون خویش، به مثابه آیات و نشانه های تکوینی خدا، فراخوانده است.

 

پاره ای از محققان اسلامی، با اتکا بر یکی از ویژگی های جهان طبیعت یعنی نظم و انتظام جاری در اشیای طبیعی، استدلالی را بر وجود خدا سامان داده اند که به دلیل یا برهان نظم موسوم است. بر این اساس، می توان برهان نظم را نمونه روشنی از آنچه که آن را راه تجربی خداشناسی نامیدیم، دانست.

 

شناخت خدا از طریق آیات قرآن و روایات

خدا,در مورد خدا,ارتباط با خدا

با بررسی آیات و روایات گوناگون می توان وجود خدا را اثبات کرد

 

 در جای جای قرآن کریم، می توان آیاتی را یافت که از پدیده های گوناگون طبیعی یاد می کند و آنها را آیه و نشانه ای بر وجود خدا می شمارد و انسان را به تدبر و تأمل در آنها فرا می خواند. شناخت خدا از رهگذر نشانه های تکوینی او در جهان خلقت، که نمونه روشنی از راه تجربی خدایابی است، گاه به «شناخت آیه ای و آفاقی» نامیده می شود.[10]

 

گروهی از آیات، آدمی را به اندیشه ورزی در آیات تکوینی خداوند دعوت می کند و انتظام موجود در هستی و در وجود آدمی را دلیل و راهنمایی می داند که اهل خرد و اندیشه را به سوی مبدأ متعالی جهان راهبری می نماید:

"مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و در پی یکدیگر آمدن شب و روز، برای خردمندان نشانه هایی (قانع کننده) هست".[11]

 

و "روی زمین برای اهل یقین نشانه هایی (متقاعد کننده) است، در خود شما؛ پس مگر نمی بینید؟"[12]

 

گروه پرشماری از آیات قرآنی نیز بر روی پدیده های خاصی انگشت گذارده و آن را به عنوان آیه و نشانه ای بر وجود خدا و علم و قدرت خداوند معرفی کرده است. این آیات به قدری فراوان اند که حتی ذکر نمونه هایی از آن ها مجالی بسیار گسترده می طلبد.[13]

 

پیشوایان دین نیز به پیروی از روش قرآن کریم، بر «شناخت آیه»ای خداوند تأکید بلیغی کرده اند. برای نمونه، در حدیث جامعی از امام صادق (ع) خطاب به یکی از یارانش آمده است.

ای مفضل! نخستین عبرت و دلیل بر خالق – جل و علا – هیأت بخشیدن به این عالم و گردآوری اجزا و نظم آفرینی در آن است. از این رو اگر با اندیشه و خرد درکار عالم، نیک و عمیق تأمل کنی، هر آینه آن را چون خانه و سرایی می یابی که تمام نیازهای بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است.

 

آسمان همانند سقف، بلند گردانیده شده؛ زمین بسان فرش گسترانیده شده؛ ستارگان چون چراغ هایی چیده شده و گوهرها همانند ذخیره هایی در آن نهفته شده و همه چیز در جای شایسته خود چیده شده است. آدمی نیز چون کسی است که این خانه را به او داده اند و همه چیز آن را در اختیارش نهاده اند.

 

همه نوع گیاه و حیوان برای رفع نیاز و صرف در مصالح او در آن مهیا است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده، نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است.[14]

 

شناخت خدا از راه عقل

ارتباط با خدا,رحمت خد,قدرت خدا

راه عقلی شناخت خدا می تواند در تقویت ایمان دینی مؤثر باشد

 

در این راه، هستی خداوند به مدد مقدمات، اصول و روش های کاملاً عقلی ثابت می شود.[15]

براهین و ادله فلسفی اثبات خدا، نمونه های روشنی از کاوش های عقلی در راه اثبات خدا است. این راه شناخت خدا، در مقایسه با دو راه پیش گفته، ویژگی هایی دارد که پاره ای از آنها بدین شرح است:

1. بسیاری از استدلال ها و تبیین های عقلی خدایابی به دلیل پیوند با مباحث پیچیده و عمیق فلسفی، برای کسانی که دستی در بحث های فلسفی ندارند، چندان مفید نیست.[16]

 

2. یکی از امتیازات راه عقلی برای شناخت خدا آن است که می توان در مصاف علمی با شبهات ملحدان از آن سود جست و در مقام احتجاج و مناظره، ضعف و سستی دلالیل منکران را آشکار ساخت و به چالش عقل گرایانی که جز به استدلال عقلی گردن نمی نهند، پاسخ گفت.

 

3. راه عقلی خدایابی می تواند در تقویت ایمان دینی مؤثر باشد؛ زیرا هرگاه خرد آدمی در برابر حقیقتی خاضع گردد، قلب و دل او نیز بدان گرایش قوی تری می یابد. از سوی دیگر، زدودن شک و تردید در سایه استدلال استوار عقلی سهم به سزایی در پیش گیری از آسیب دیدن ایمان دارد.[17]

 

با توجه به کارکرد ویژه راه عقلی از یک سو و با نظر به تمایل فطری ذهن جست و جوگر انسان به بحث های عمیق عقلی و فلسفی از سوی دیگر، دانشمندان مسلمان پژوهش های ژرفی را در زمینه ی خدایابی عقلی به انجام رسانده اند که بخشی از آن به تأسیس براهین نوین وجود خدا یا تکمیل براهین پیشین انجامیده است.

 

یکی از متقن ترین ادله عقلی اثبات هستی خدا، برهان معروف وجوب و امکان است. این برهان به چندگونه تقریر شده است که در این جا به ذکر نمونه ای بسنده می کنیم.

می توان چکیده برهان وجوب و امکان را (در تقریر حاضر) چنین بیان کرد: یقیناً در جهان خارج موجودی هست. این موجود اگر واجب الوجود باشد مطلوب ما (که وجود خداوند یا همان واجب الوجود است) ثابت می شود و اگر ممکن الوجود باشد، با توجه به نیازمندی آن به علت و با توجه به امتناع تسلسل و دور، به موجودی نیاز دارد که وجودش معلول موجود دیگری نباشد و چنین موجودی، واجب الوجود (یا همان خداوند) است.

 

-----------------------------------------

پی نوشت

[1] ـ طه، 110.

[2] ـ تفسر نمونه ج 14، ص 161.

[3] ـ شوری، 11.

[4] تجربی نامیدن این راه به معنای استقلال آن از هر گونه استلال عقلی نیست، بلکه ناظر به این واقعیت است که یکی از مقدمات اساسی آن بر مشاهده تجربی پدیده های طبیعی استوارمی گردد.

[5] معارف اسلامی ،ج، 1،ص،41.

[6] ـ تفسیر نمونه، ج 16، ص 341 و 342.

[7] ـ همان، ص 418 – 422 و 423.

[8] ـ مانند آیه 65 عنکبوت و 30 روم، و 12 و 22 و 23 یونس، 67 اسراء ، 8 و 49 زمر.

[9]  ـ بحار الانوار، ج 3، ص 41.

[10]  گفتنی است که در تفسیر «شناخت آیه ای» که برگرفته از قرآن کریم است، چندین دیدگاه وجود دارد:

 

گروهی از محققان آن را مقدمه ای برای تشکیل یک استدلال عقلی – شبیه به آنچه در تبیین برهان نظم گفته شد، بر وجود خداوند و علم و حکمت او می دانند؛ اما بر اساس تفسیر دیگر، آیات قرآن که آدمی را به تأمل در پدیده های طبیعی فرا می خواند، صرفاً موجب یادآوری معرفت فطری او به خدای خویش می شوند جز تذکر و غفلت زدایی ندارند.

 

رأی سوم بر آن است که آیات مورد بحث در مقام جدال احسن با مشرکان اند؛ آنان که به غلط بت ها و معبودهای دروغین خویش را در کار تدبیر برخی امور دنیا دخیل می دانستند و درک درستی از توحید ربوبی خداوند نداشتند. (بنگرید به: المیزان، علامه طباطبایی، ج 18، ص 154؛ آموزش عقاید، مصباح یزدی، ج 2 – 1، ص 68 و تبیین براهین اثبات خدا، جوادی آملی، ص 43). [11]  ان فی خلق السماوات والارض و اختلاف اللیل والنهار لآیات لاولی الالباب. (آل عمران، 190).

 

[12]  و فی الارض آیات للموقنین. و فی انفسکم، افلا تبصرون. (ذاریات، 20 و 21 و نیز بنگرید به: بقره، 164؛ جاثیه، 3-6؛ یونس، 100 و 101؛ ابراهیم، 10).

 

[13]  آیاتی که بر نشانه بودن پدیده های خاصی تأکید می کنند، در چند گروه کلی جای می گیرند. آیات مربوط به حوزه حیات انسانی عبارتند از:

 

1. نظام عمومی خلقت انسان: جاثیه، 4 و روم، 20. 2. نظام شکل گیری نطفه در رحم: آل عمران، 6؛ انفطار، 6-7؛ تغابن، 3؛ غافر، 64؛ حشر، 24؛ نوح، 13-14. 3. نظام معرفتی: نحل، 78. 4. نظام اختلاف زبان ها و رنگ ها: روم، 22؛ فاطر، 27 و 28. 5. نظام ارتزاق: غافر، 64؛ اسراء، 70؛ جاثیه، 5 و 20؛ فاطر، 3؛ روم، 4؛ سبا، 24؛ یونس، 31؛ نمل، 64؛ ملک، 21؛ انفال، 26؛ بقره، 22 و 172؛ ابراهیم، 22 و ذاریات، 58. 6. نظام خواب: روم، 23؛ نمل، 86؛ فرقان، 47؛ نبأ، 9 و زمر، 42. 7. نظام پوشاک: اعراف، 26 و نحل، 14 و 81. 8. نظام سکونتی: نحل، 80. 9. نظام ازدواج: روم، 21؛ شوری، 11؛ فاطر، 11؛ نجم، 45؛ قیامت، 39؛ نحل، 72؛ لیل، 3؛ نبأ، 8 و اعراف، 189.

 

[14]  و نیز بنگرید به: نهج البلاغه، خطبه 186؛ التوحید، شیخ صدوق، باب دوم، ح 2 و بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 3، صص 61، 82، 130، 152.

 

[15]  عقلی نامیدن این راه بدین معنا نیست که تنها در این راه از عقل استفاده می شود، بلکه از آن رواست که به مقدمات و روش های عقلی اکتفا کرده است.

 

[16]  این معنا با «عمومی» دانستن راه عقلی ناسازگار نیست؛ زیرا مقصود از عمومیت در این جا، عمومیت نسبی است که در مقابل «شخصی بودن» قرار می گیرد. بدین معنا که راه عقلی اختصاص به شخص و احدی ندارد، بلکه افراد متعددی می توانند از آن بهره گیرند.

 

[17]  راه عقلی به ویژه برای آنان که از شهود باطنی حق تعالی و مشاهده او با چشم دل محروم اند، سودمند است. به گفته مولانا:

چشم اگر داری تو کورانه میا       ورنداری چشم، دست آور عصا

آن عصای حزم و استدلال را       چون نداری دید، می کن پیشوا

 

منبع:islamquest.net

 


- نظرات (0)

خواندن آیة الکرسی


ثواب خواندن آیة الکرسی,آیه الکرسی,تفسیر سوره آیة الکرسیخواندن آیة الکرسی بسیار ثواب داشته و انسان را از بلایا دور می‌کند

 

تفسیر آیة الکرسی و فوایدن  خواندن آن

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس آیة الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیة الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند. 

آیة الکرسی دومین آیه بزرگ قرآن

در آیة الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیة الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد و یا آیات 256 و 257 هم به آن اضافه شده و بزرگترین آیه قرآن را تشکیل می دهد. آیه 282 به نام دین در همین سوره بلندترین می باشد.

 

تفسیر آیه 255 سوره بقره

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ».

 

پس از آنکه خداوند داستان امت‌ هاى گذشته و اختلاف آنان را با پیامبرانشان در مسئله توحید بیان کرد، در این آیه شریفه به بیان توحید می‌پردازد.

 

«اللَّهُ»؛ یعنى کسى که به دلیل قدرت و توانایی‌اش بر نعمت‌ها، پرستش سزاوار اوست. «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»؛ احدى جز او سزاوار پرستش و خدایى نیست.

 

«الْحَیُّ الْقَیُّومُ»؛ زنده‌اى که قائم است به تدبیر خلق از آفرینش ابتدایى مردم و سپس روزى دادن به آنها.

 

«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»؛ او را نه چُرت و نه خواب سنگین می‌گیرد. بعضى می‌گویند: یعنى او غافل از مردم نمی‌گردد و آنها را فراموش نمی‌نماید.

 

«لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ»؛ براى اوست سلطنت و تصرف آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.

 

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ»؛ کیست که شفاعت کند نزد او جز به اجازه‌اش. این جمله استفهامى است که معناى انکار و نفى دارد؛ یعنى شفاعت نمی‌کند در روز قیامت کسى براى دیگرى جز به اجازه خدا و امر خدا؛ چون مشرکان می‌پنداشتند که بُت‌ها براى آنان شفاعت می‌کنند.

 

«یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»؛ می‌داند آنچه روبه‌رو و آنچه پشت سر ایشان است.

 

«وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ»؛ به چیزى از دانش او احاطه ندارند. مقصود از کلمه «علم» در این‌جا «معلوم» است یعنى به معلومات او احاطه ندارند.

 

«إِلَّا بِما شاءَ»؛ مگر آنچه را که خود او بخواهد که دیگران بدانند و آنان را آگاه کند.

 

«وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»؛ علم و آگاهى خدا آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است.

 

«وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما»؛ یعنى بر خداوند حفظ آسمان‌ها و زمین سنگین و سخت نمی‌باشد.

 

«وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ»؛ او بالاتر است از مانندها و ضدها و مثل‌ها و از آنچه نشانه نقص و دلیل حدوث است و او توانا است و عظیم الشأن که هیچ چیز او را ناتوان نمی‌کند و دانایى است که هیچ چیز بر او پوشیده نیست و براى مقدورات و معلومات او نهایت و پایانى نیست.

 

تفسیر آیه 256 سوره بقره

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیم».

 

«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»؛ اکراه و اجبارى در دین نیست و امور مذهب بر قدرت و اختیار مبتنى است نه بر إجبار.

 

«قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ ایمان از کفر (و حق از باطل) با دلایل روشن، جدا شد.

 

«فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ...»؛ هر کس کافر شود به شیطان و بت‌ها، و خدا را تصدیق کند، به نیروى بازدارنده مطمئنى دست یافته که قطع نمی‌شود.

 

تفسیر آیه 257 سوره بقره

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ».

 

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»

خدا ولى و سرپرست کسانى است که بخواهند ایمان آورند، و با لطف و کمک خویش آنان را از تاریکی‌هاى کفر و گمراهى بیرون می‌آورد و به نور و هدایت راهنمایى می‌کند. یا منظور این است که خداوند مؤمنان را از شبهاتى که در دین براى آنها به وجود می‌آید بیرون می‌برد و به وسیله راه حل‌هایى که در اختیارشان می‌گذارد، آنان را به نور یقین می‌رساند.

 

«وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»؛ کسانى که بر کفر اصرار ورزند به عکس مؤمنان، اولیاى آنها شیاطین هستند که عهده‌دار امور آنان می‌باشند.

 

«یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»؛ آنان را از نور هدایت و روشنایى به تاریکی‌هاى جهل و شرک بیرون می‌برند.

 

«أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛ اینان اهل آتش و براى همیشه در آن خواهند بود.

 

ثواب خواند آیة الکرسی

ثواب خواندن آیة الکرسی,ترجمه آیة الکرسی,ثواب خواند آیت الکرسیپیامبر اکرم(ص) فرمودند: عظیم ترین آیه ای که در قرآن واقع شده است آیة الکرسی است

 

خواندن یک مرتبه آیة الکرسی

امام صادق(ع): کسی که یک بار آیت الکرسی را بخواند، خداوند او را از هزار بدی و ناگواری دنیا و هزار بدی و ناگواری آخرت دور می‌کند که آسان‌ترین ناراحتی دنیا، فقر و آسان ترین ناراحتی آخرت، عذاب قبر است و من به امید ارتقا درجه و مقامم آن را می خوانم.

 

خواندن 1 تا 5 بار آیة الکرسی

پیامبر (ص) فرمود: هر کس یک بار آیت الکرسی بخواند خداوند فرشته ای فرستد تا او را حفظ کند تا اینکه 5 بار بخواند پس خداوند می فرماید او را واگذارید من خودم او را حفظ می کنم و خداوند او را از تمام موارد ضرر و خطر حفظ خواهد کرد. 

 

خواندن 100 مرتبه آیة الکرسی

امام رضا (ع) فرمود :که پیامبر(ص) فرموده اند: که هرکسی آیة الکرسی را صد بار بخواند، مثل کسی است که خداوند را در تمام عمر خود، عبادت و بندگی کرده است.


خواندن آیة الکرسی در هر روز

حضرت رسول (ص) فرمود: عظیم ترین آیه ای که در قرآن واقع شده است آیت الکرسی است. هرکس آن را تلاوت نماید، حق تعالی دو فرشته مامور کند تا اعمال نیک او را در نامه ی عملش بنویسند و کارهای بد او را محو نمایند تا روز دیگر که آیت الکرسی را بخواند.


- نظرات (0)

فرهنگ قسم خوردن

به رنگ خدا

 از جمله امور شایع در جوامع انسانی مساله قسم خوردن، قسم شنیدن و قسم دادن یکدیگر است که متاسفانه جایگاه آن به درستی شناخته نشده است و بعضا مورد سوء استفاده قرار می گیرد. غافل از اینکه قسم خوردن از فلسفه، احکام شرعی و جزائی، آثار تکوینی و اجتماعی متنابهی برخوردار است.

به همین دلیل برنامه "به رنگ خدا" که اختصاص به بررسی سبک زندگی مومنانه باتوجه به آیات نورانی قرآن کریم دارد در هفته جاری ( ۱۵ الی ۲۰ دی ۹۷) با کارشناسی حجت الاسلام سید عباس حسینی باقرآبادی و با توجه به آیه شریفه ۲۴۴ سوره مبارکه بقره فرهنگ قسم خوردن را از منظر دین و روایات بازگو می کند. 

به رنگ خدا به همت گروه معارف‌،‌ قرآن و اهل بیت علیهم السلام رادیو معارف طراحی و تولید می شود که این برنامه با دو تیم برنامه ساز از شنبه تا پنجشنبه به طور زنده ساعت ۱۷:۰۵ به روی آنتن می رود.
روح الله اسماعیلی تهیه و سردبیری ، حمید سوری اجرا ‌ و سعید رحیمی صدابرداری این برنامه را در این هفته بر عهده دارند.


- نظرات (0)

کوثر بودن،

شهادت حضرت زهرا

الگوگیری از زندگی ائمه و معصومین همواره به عنوان یک دغدغه در بین محبان اهل بیت مطرح بوده است. نگاه‌های متفاوتی به این موضوع وجود دارد، برخی به واسطه جایگاه والای معصومین، این الگوبرداری را عملی سخت و بعضا دست نیافتنی می‌دانند و برخی دیگر با ایجاد شبهه‌ای با اشاره به زندگی معصومین در دورانی متفاوت از نظر تاریخی، برنامه‌های عملی زندگی آنها را برای روزگار کنونی مناسب نمی‌دانند. به همین دلیل در گفتگو با دکتر شیرین سیدنیا، کارشناس مذهبی در امور خانواده و تربیت فرزند به بررسی روش‌های عملی برای الگوبرداری از زندگی ائمه و معصومین پرداخته‌ایم؛

تبیان: با گذشت زمان و تغییراتی که در زندگی انسان‌ها به وجود آمده است، امکان الگوبرداری از زندگی معصومین(ع)، همچون حضرت زهرا(س) چگونه امکان پذیر است؟

برای پیروی از زندگی هرکدام از معصومین(ع)، من‌جمله حضرت زهرا(س) نیاز به درک موقعیت آن زمان و شناخت سبک زندگی ایشان هستنیم که با شناخت آن‌ بتوانیم در مسیر الگو‌گیری از زندگی آن بزرگواران قدم برداریم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند، دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.


الگو‌گرفتن از زندگی حضرت زهرا(س) به این معنا نیست که جزییات زندگی ایشان را بررسی کنیم و بخواهیم آن‌ها را با رفتارهای امروز تطبیق دهیم، چراکه اصلاً ممکن است همانند آن رفتارها در زندگی فردی پیش نیاید، و در مسیر او را به این نتیجه برساند که الگو بودن ائمه برای زندگی‌های امروز منتفی است. کار درست این است که بتوانیم سبکی از زندگی ایشان را دریافت کرده که باگذشت زمان پیروی کردن از آن سبک و سیاق، امکان پذیر باشد.

تبیان: با توجه به تعریفی که برای الگوگیری از زندگی معصومین (ع) فرمودید، بارزترین ویژگی‌هایی که در سبک زندگی حضرت زهرا(س) مشهود بود را معرفی بفرمایید.

بارزترین ویژگی سبک زندگی حضرت زهرا(س) کوثر بودن ایشان است. "کوثر" از نظر لغوی به معنای خیر کثیر، یعنی چیزی که کثرت و خیر آن بی‌نهایت و تا آخرت ادامه دارد، است. در مقابل کوثر "ابتر" قرار می‌گیرد. خداوند در سوره کوثر خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: "من کوثر را به تو دادم و دشمنان تو که این کوثر را ندارند، ابتر هستند."  ابتر یعنی کوتاه،بریده‌ به‌طوری‌که هرچه دارند محدود به همین دنیا بوده و یافته‌هایشان به آخرت کشیده نمی‌شود.

با این نگاه خواهیم دید که همه رفتارهای حضرت زهرا(س) مبنی بر کوثر، خیر کثیربودن ایشان بوده است. کوثری بودن زمانی حاصل است که وصل به خیر بی‌نهایت، یعنی وصل به خداوند باشد. پس مبنای رفتار و اسلوب حضرت زهرا (س) خدایی بوده است. غیر از رضایت خدا در رفتار ایشان نبوده، از فاطمه(س) عیناً همان رفتاری سر می‌زند که خداوند می‌خواهد. مبنای زندگی‌ حضرت اطاعت همه‌جانبه از شریعت خداوندی بوده که توسط پیامبر خدا(ص)، ارائه‌شده است.
نتیجه این اطاعت آن‌گونه می‌شود که حب و بغض قلبی زهرا (س)، مظهر رضایت و غضب الهی می‌شود و این موضوعی است که همه انسان‌ها، اعم از مردان و زنان جامعه می‌توانند از آن الگوبرداری داشته باشند.

چگونه می‌توان کوثری زندگی کرد؟

این‌که رفتار حضرت زهرا(س) بر مبنای اطاعت خداوند بوده و حب و بغض قلبی حضرت با چیزی جز رضایت خداوند قابل سنجش نبود، جنسیت بردار نیست؛ هرکسی می‌توانند از این سبک الگوبرداری داشته باشند. در حیطه عمل در زندگی خود نگاه کنیم. ببینیم هر عملی که می‌خواهیم انجام دهیم، هر فکری می‌خواهیم داشته باشیم و هر حالی که بخواهد در قلب ما بگذرد، در شرایطی که اگر حضرت زهرا (س) کنار ما بودند،  بازهم همین رویه را ادامه می‌دادیم؟ همین می‌تواند حلقه اتصالی بین ما و حضرت زهرا(س) و زمینه‌ای برای کوثری شدن ما باشد.

حق‌مدار بودن، جنسیت‌بردار نیست

بُعد دیگر شخصیت حضرت زهرا(س)، حق‌شناسی ایشان بود. در تمام زوایای زندگی خود نگاه می‌کردند حق با چه کسی و کجاست. تا پای جان از حق پیروی می‌کردند و مدافع حق بودند. این سبک زندگی هم چیزی است که ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، اگر قرار باشد حضرت الگو باشند چه زن و چه مرد می‌توانند ایشان را مبنای رفتاری خود قرار دهند.

تبیان: از چگونگیِ ارتباط حضرت زهرا(س) با پیامبر اکرم(ص) بفرمایید.چگونه می‌شود که یک دختر، مادر پدر خود باشد؟
ایشان به‌واسطه خیر کثیری که در وجودشان جریان دارد، خیلی بیش از یک فرزند معمولی، رفتار می‌کنند. در رابطه با پدر، آن‌چنان کوثری و خدامدارانه برخورد می‌کنند که گویا مادر پدر خود هستند. در ظاهر رابطه دختر و پدری است اما نوع رفتار، فراتر از این رابطه است که البته این معنایی از ظاهر معنای کنیه"ام‌ابیها" می‌باشد. 

آرامش‌دهی یک دختر به پدر

حضرت زهرا(س) باوجود سن کمی که داشتند، چنان منبع مهربانی و عطوفت بودند که بعد از وجود حضرت خدیجه(س)، کسی جز ایشان التیام‌بخش زخم‌ها و مرهم دردهای پدر نبود. چه مهربانی و آرامشی از این بالاتر داریم که دختر خانواده چنین اثرگذاری داشته باشد؟

اوج زیبایی رابطه دختر و پدر

حضرت زهرا (س) رفتار بسیار مؤدبانه و محترمانه با پدر داشتند. ما به عنوان پیروان مکتب فاطمی، باید توجه داشته باشیم که شکل‌گیری این روابط عاطفی در خانواده را بین همه اعضای خانواده داشته باشیم.

اوج زیبایی رابطه پدر و دختری را می توان بین پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س) دید. اینکه حضرت زهرا (س) طوری با پدر خود رفتار می‌کردند که غم را از دل پدر خود می‌بردند؛ دختران خیلی خوب می‌توانند این رفتار را در منش و سبک زندگی خود داشته باشند.

مرد و زن هر دو باید بهترین کمک بر طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.


دختران ما به‌واسطه جنس لطیف و سن نوجوانی و جوانی، می‌توانند در خانه شادی‌آفرین باشند، به‌گونه‌ای رفتار کنند که وقتی پدر از راه می‌رسد، خوشحال باشد که دختری در منزل دارد. به نحو احسن با ابراز ادب و مهربانی نسبت به پدر، گردوغبار خستگی و  مشغله کار بیرون را از جسم و روح پدر خارج کنند. به استقبال از پدر بروند. روبوسی کردن با پدر، دست نوازش بر سر و روی پدر کشیدن، همه این‌ها در آرامش‌دهی به پدر بسیار مهم و مؤثر است.

ناگفته نماند که دخترخانم‌ها در امور زندگی از مادر الگوبرداری می‌کنند، بنابراین در درجه اول باید مادران الگو باشند، به‌گونه‌ای که روح محبت و تسلیم و ارادت و احترام توسط مادر در خانه جریان پیدا کند.

تبیان: سبک زندگی همسرداری حضرت زهرا(س) چگونه بود و در چه موارد همراه و مطیع همسر بودند؟
مردها نیاز دارند که از سوی اعضای خانواده، مخصوصاً همسرشان حمایت شوند. این حمایت را در زندگی حضرت زهرا(س) نسبت به همسر خود می‌بینیم. ایشان به‌واسطه ویژگی کوثری بودنشان، تا پای جان از امیرالمؤمنین علی(ع) حمایت کردند.

بهترین همراه در طاعت خداوند

اوایل ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین علی(ع)، پیامبر (ص) از امیرالمؤمنین (ع) می‌پرسند: همسرت را چگونه یافتی؟ حضرت علی (ع) می‌فرمایند: "نعم العون علی طاعة الله: بهترین کمک بر طاعت خدا بودند." مسلما کسی که مقید به اطاعت از خداوند است، اطاعت از همسر که خواسته خداوند است هم انجام می دهد.

این نیز الگویی برای زندگی امروز برای همه مردان و زنان است. مرد و زن هر دو باید بهترین کمک در طاعت خداوند برای یکدیگر باشند و شرایط اطاعت از خداوند را برای یکدیگر فراهم کنند و حضرت زهرا (س) این کار را به بهترین شکل انجام می‌دادند.

آن‌وقت شما ببینید خانمی که اسباب غیبت را در منزل فراهم می‌کند، چطور می‌تواند بهترین کمک بر طاعت خداوند برای همسرش باشد؟ خانمی که اسباب دل‌نگرانی، ناراحتی، دلخوری را در زندگی فراهم کرده، یا شرایط را برای توجه به بعد عبادی در خانواده فراهم نمی‌کند، با خواسته‌های ان‌چنانی زندگی را بر شوهر تنگ می‌کند، چگونه می‌تواند زندگی فاطمی داشته باشد؟ او نمی‌تواند بگوید الگوی من فاطمه زهرا (س) است هرچند نماز بخواند و حجاب داشته باشد.

از فرمایشات حضرت زهرا (س) است که می‌فرمایند: خواسته‌ای از علی (ع) نداشتم که او را شرمنده کنم. این خود مهم‌ترین الگو در حیطه همسرداری است. آیا خانم‌های ما این‌چنین هستند؟

 اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست


من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!

ایشان در اوایل زندگی خدمت حضرت رسول‌خدا (ص) رسیدند و سؤال کردند: ما کارها را باید چطور انجام دهیم؟ پیامبر(ص) دستور دادند کارهای داخل منزل با زهرا(س) و کارهای خارج از منزل برای علی(ع) باشد و هر دو این دو بزرگوار از این تقسیم‌کار راضی بودند.

حضرت زهرا (س) اعتراض نکردند و نگفتند که: "من در خانه بنشینم و بچه‌داری کنم؟!" چراکه به‌یقین می‌دانستند که این تقسیم، متناسب با ساختار روحی و جسمی زن و مرد است. آن ظرافتی که جسم زن دارد منزل را می‌طلبد و با مقاومتی که جسم مرد دارد، کارهای بیرون از منزل برای او راحت‌تر است.

اسلام با فعالیت اجتماعی زن مخالفتی ندارد

حضور زن در جامعه مورد مخالفت اسلام نیست. حضرت زهرا(س) در عین این‌که همسرداری و بچه‌داری می‌کردند، کلاس قرآن هم داشتند و به زنان قرآن آموزش می‌دادند.

اگر دین مخالف حضور زن در جامعه بود اصلاً حجاب را مطرح نمی‌کرد. وجود حجاب در دین، یعنی موافقت برای حضور زنان در جامعه اما مهم این است که این حضور چقدر و با چه هدفی باشد. مبنای اساسی برای میزان و کیفیت حضور زنان در جامعه را باید به آنچه مورد رضایت خداوند است معطوف دانست، وگرنه با ارائه یک نسخه کلی نمی‌توان معیار مشخصی برای همه خانواده‌ها بیان کرد.
اگر زنان مؤمن جامعه رضایت خداوند را در اهداف خود در نظر داشته باشند، آن‌وقت است که هر شغلی را انتخاب نکرده و کنار هرکسی کار نخواهند کرد. وارد محیط‌های مردانه‌ای که آسیب‌های بالایی برای عفاف آنان دارد، نمی شوند.

رازدار اسرار خانواده‌ات باش

نکته دیگری که در همسرداری حضرت زهرا(س) قابل‌توجه بوده، رعایت اسرار خانواده است. در روایت داریم که در حالی که آثار ضعف و گرسنگی در چهره ایشان مشاهده می‌شد، خدمت پدر بزرگوارشان رسیدند اما با رعایت حال همسر و حفظ اسرار خانواده و شوهر، چیزی به پدر خود نگفتند.

چیزی به نام درد و دل کردن در اسلام نداریم

ما چیزی به‌عنوان درد و دل کردن در اسلام نداریم. درد و دل کردن با مادر و خواهر و دوست و... مشکلات را که حل نمی‌کند هیچ، به دنبال آن باب غیبت، ناراحتی و افسردگی باز می‌شود. راه رها شدن از مشکلات و رسیدن به آرامش تنها یک‌چیز است؛ در هر عصر و زمانی امام زمان(ع) مشکل‌گشای آن زمانه است. ما هم که در عصر غیبت به سر می‌بریم همین شیوه را می‌توانیم داشته باشیم. چه کسی است که صادقانه سراغ امام زمانش رفته و با او حرف بزند و جوابی نگیرد؟ همه عالم تحت مدیریت امام زمان (عج) صورت می‌گیرد. امکان ندارد کسی به امام خود رجوع کند و امام پاسخ ندهند.

بدون چشم‌داشت محبت داشتن به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

از حضرت ولی‌عصر بخواهیم که افراد صدیق و کاردان و مؤمنی را در راه ما قرار داده تا با مشورت گرفتن از آن‌ها، مسائل ما حل شود.

زنان مأمن آرامش همسران هستند

در قرآن کریم خداوند می‌فرماید: "و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة؛ برای شما از جنس خودتان زوج‌هایی آفریدیم که مایه آرامش شما هستند و در میان شما مودت و رحمت آفرید."

وقتی پیمان و عقد زوجیت خوانده می‌شود، مودت و رحمت بین زن و شوهر به وجود می‌آید که در کانون آن سکنی و آرامش از طرف زن برای مرد حاصل می‌شود. منتهی در مسیر زندگی خودشان ناجوانمردانه این دوستی را از بین می‌برند. "مودت" به معنی دوست‌داشتن به همراه ابراز محبت است و "رحمت" دوست‌داشتن یک‌طرفه و بدون چشم‌داشت است.

محبت داشتن بدون چشم‌داشت به همسران، نتایج بسیار درخشانی را برای زندگی در پی خواهد داشت. خانمی که نسبت به شوهرش محبت بدون چشم‌داشت دارد، جبران و محبت بی‌شائبه از همسر را دریافت خواهد کرد. خانم‌ها تا جایی که می‌توانند به همسرانشان محبت کنند. محبت آدمی را عبد می‌کند.

غرور مانع محبت کردن است

خداوند قدرت محبت را در درون همه خانم‌ها قرار داده است. دلیل اینکه شاهد هستیم در انتشار این محبت نسبت به همسران خود کوتاهی می‌کنند،غرور بی‌جا است. این درحالی‌ است که در مقابل شوهر غرور‌داشتن معنایی ندارد.

مصادیق اطاعت‌پذیری از همسر

در فرمایشی از حضرت علی (ع) است که: "فاطمه در هیچ امری قدمی خلاف میل باطنی من برنداشت. هرگاه به رخسارش نگاه می‌کردم تمام غصه‌ها و دردهایم برطرف شده و برای من مرهمی بود." این‌ها همه در حالی بود که حضرت زهرا (س) همسری داشتند که دائماً همراه رسول خدا در جنگ بوده و اداره کل امور خانه و فرزندان برعهده حضرت زهرا (س) بود.

از مصادیق دیگر اطاعت‌پذیری حضرت زهرا (س) از همسر، لحظه شهادت ایشان است. در روزهای آخر حیات شریف حضرت زهرا(س)، خلیفه اول و دوم مرتب می‌آمدند و می‌خواستند با حضرت زهرا (س) ملاقات داشته باشند. در ابتدا حضرت زهرا(س) آن‌ها را راه نمی‌دادند. این دو برای وساطت خدمت حضرت علی (ع) رفته و ایشان را واسطه قراردادند. وقتی امیرالمؤمنین خدمت حضرت زهرا(س) آمدند و خواستند که اجازه این ملاقات را بدهند، حضرت زهرا(س) در جواب ایشان می‌فرمایند: "خانه از آن شما و من همسر شما و در اختیار شما هستم، آنچه خود صلاح می‌دانید عمل کنید!" حضرت در اوج ناراحتی خود را تسلیم همسر خود می‌کنند.

تبیان: در محور تربیت فرزندان، چه مؤلفه‌هایی از سبک زندگی حضرت زهرا(س) را می‌توان به عنوان الگو معرفی کرد؟
ایشان از همان مبنای خیر کثیری که داشتند، فرزندان خود را تربیت کردند. چیزی از فرزندان خود نخواستند که خود نبوده باشند و این خود اصل اساسی تربیتی است؛ "بچه‌ها آن چیزی می‌شوند که می‌بینند، نه آنچه می‌شنوند." وقتی می‌بینند مادر چگونه است همان می‌شوند.

حضرت برای فرزندان‌شان شوق بندگی و خضوع در برابر خداوند را نهادینه کرده بودند. همین‌که بچه‌ها می‌دیدند مادر چگونه در تنظیم و مدیریت زندگی، برای عبادت برنامه‌ریزی می‌کند و در وقت نماز، این عبادت را بر تمام کارها ارحج می‌داند، تربیت است. مادر که عابد باشد و عبادت را درست انجام دهد، بهترین راه برای پرورش بعد عبادی فرزندان است.

مهم‌ترین مصداق عبادت، نماز است

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.  

بچه‌ها را از فیوضات محروم نکنیم

رفتار دیگری که حضرت در مسیر تربیت عبادی فرزندان به کار می‌بردند این بود که هیچ‌گاه در موضوعات مختلف عبادی بچه‌ها را محروم نمی‌کردند. در موضوعات و مناسبت‌های مختلف، متناسب با سن فرزندان، در مورد آن مناسبت و موضوع خاص به آن‌ها آگاهی می‌دادند. مثلاً در شب‌های قدر و بیدار ماندن و کسب فیوضات در این شب‌ها، برنامه زندگی را به شکلی برنامه‌ریزی می‌کردند که بچه‌ها در طول روز استراحت داشته باشند، شب‌ها غذای سبک تهیه می‌کردند و خلاصه اسباب کسالت و خواب‌آلودگی برای شب‌زنده‌داری را مرتفع می‌ساختند.

یکی از مهم‌ترین مصادیق عبادت، نمازخواندن است. مادری که سروقت و با شوق و عشق نماز می‌خواند، با مادری که در هنگام اذان و نماز، کارهای دیگرش را مقدم بر نماز می‌داند و بعد هم نماز را به جهت انجام یک تکلیف صرف انجام می‌دهد، خیلی فرق می‌کند و بچه‌ها همه این‌ها را به‌خوبی می‌فهمند.


 مادری که با چنین برنامه‌ریزی و تدبیری شب احیا فرزند خود را می‌نشاند، با او حرف می‌زند، دست بچه را بالا را می‌گیرد و می‌گوید: "دعا کن، تو پاک هستی و امشب شب دعا است. دعاها در این شب مستجابت می‌شود."در مسیر تربیت، الگویش حضرت زهرا(س) بوده و موفق خواهد بود.

مراقب شخصیت‌سازی‌های فرزندان باشیم

مورد دیگر که حضرت زهرا(س)، در تربیت فرزندان به آن توجه داشتند، توجه به شخصیت‌سازی آن‌ها بود. بسیاری از ابعاد شخصیت اصلی بچه‌ها در شش‌سالگی شکل‌گرفته و نهادینه می‌شود و با توجه به اینکه قسمت اعظم این ساعات را کودک با مادر سپری می‌کند، شخصیت توسط مادر شکل‌گرفته می‌شود.

در زندگی و مسیر تربیتی حضرت زهرا (س) می‌بینیم که ازآنجایی‌که ایشان خود کوثر بودند، فرزندان را کوثری پرورش دادند، یعنی فقط به دنبال اطاعت خداوند بوده، حق مدار بودند و حق مدار پرورش دادند. ظلم‌ستیز بودند و ظلم‌ستیز پرورش دادند. و همه این رفتارها را عملاً  نشان دادند و می‌بینیم که بچه‌ها، امام حسن و حسین و حضرت زینب و ام‌کلثوم، همه این‌ها حق مدار و ظلم‌ستیز هستند. رعایت حق و انصاف را حتی با دشمن خود هم دارند. در جنگیدن هم بی‌انصافی نمی‌کنند. بی‌راهه حرف نمی‌زنند و در همه حال اطاعت از خداوند و رضایت او برایشان در اولویت است.


- نظرات (0)

ازدواج هم‌زمان دو خواهر

ازدواج

پرسش
آیا ازدواج هم‌زمان با دو خواهر قبل از اسلام در ادیان دیگر جایز بوده است؟
پاسخ اجمالی
احکام الهی از امور اعتباری هستند، امّا اعتباریات شرعی برخلاف اعتباریات فردی و شخصی که ممکن است امور وهمی و خیالی باشند، ریشه در امور حقیقی دارند و آثاری بر آن مترتب است.[1] بر این اساس و با توجه به باور شیعه که احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند، اگر در یک زمان حکمی نبود و بعد از مدتی حکمی از طرف خداوند جعل شده، جای هیچ استبعادی نیست.
از آیه شریفه: «و [نیز حرام است بر شما] جمع میان دو خواهر کنید مگر آنچه در گذشته واقع شده، چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است»،[2] استفاده می‌شود که حکم حرمت جمع بین دو خواهر پیش از اسلام نبود.
از امام رضا(ع) پیرامون نام کسی را که دو خواهر را هم‌زمان در عقد خود داشت سؤال شد، و آن‌حضرت فرمود: «یعقوب بن اسحاق که حبار و راحیل را هم‌زمان در نکاح خود داشت و بعداً این کار تحریم شد و خداوند این آیه (نساء، 23) را نازل کرد».[3]
پس در دین اسلام به مقتضاى آیه شریفه، نمی‌توان دو خواهر را در عقد ازدواج با هم جمع کرد.
همچنین شخص نمی‌تواند با دو کنیزى که با یکدیگر خواهرند ارتباط جنسی داشته باشد.
عبارت «إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ» در آیه مورد بحث؛ استثنای منقطع است؛ یعنى «لکن خداوند شما را بر آنچه گذشته است، مؤاخذه نمی‌کند»، پس مقصود این نیست که آنچه پیش از نهى انجام داده‌اید مانعى ندارد و ادامه دهید و در این مطلب خلافى نیست. بلکه منظور این است که همانگونه که بر اساس برخی نقل‌ها یعقوب – بدون آنکه گناهی انجام دهد – همزمان با دو خواهر ازدواج کرده بود، خداوند شما مسلمانان را نیز بر ازدواج‌های همزمانی که قبل از ابلاغ این دستور انجام داده‌اید، مؤاخذه نخواهد کرد.[4]

پی نوشت:
[1]. ر.ک: «حقیقی یا اعتباری بودن تأکید بر دست راست»، سؤال 9851.
[2]. «وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً»؛ نساء، 23.
[3]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج‏ 1، ص 242، ‏تهران، نشر جهان‏، چاپ اول، 1378ق‏.‏
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏5، ص 96، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.


- نظرات (0)

راز طولانی بودن عمر علما

روحانیت
شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است. به طور مثال متوسط عمر ایرانیان 70 سال اعلام شده است که معمولا اگر مانعی مثل بیماری برای علما به وجود نیاید، بیش از این میانگین عمر می‌کنند. باید دانست چه فاکتورهایی در افزایش عمر علما مؤثر است؟ آیا آن‌ها اکسیر خاصی را در اختیار دارند؟ 

با توجه به اینکه همه انسان‌ها به عمر طولانی علاقه‌مندند و دانشمندان به جهت پاسخ به همین کشش ذاتی بشر، سالیان سال درباره فاکتورهای افزایش عمر به تحقیق و پژوهش پرداخته‌اند، بررسی علل و اسباب طولانی شدن عمر اهمیت پیدا می‌کند.

فاکتورهای افزایش عمر در پژوهش‌های علمی 

امروزه پژوهش‌های علمی زیادی درباره فاکتورهای مؤثر در افزایش طول عمر انجام شده است. معمولاً فاکتورها در ارتباط با دو جنبه جسمانی و روانی انسان و به‌صورت سلبی و ایجابی مطرح می‌شوند که البته عوامل افزایش سلامت جسم در این تحقیقات بیشتر به چشم می‌خورد. مثلاً گفته می‌شود اغذیه مقوی، ورزش، خواب به‌موقع و یا پرخوری نکردن، ترک سیگار و الکل در افزایش طول عمر مؤثر است.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

اما فقط سلامت جسم در افزایش عمر کافی نیست و باید روان انسان نیز در آرامش و سلامتی باشد. در این رابطه عواملی ازجمله شاد بودن، ارتباط اجتماعی مناسب، مطالعه و امید به زندگی مطرح شده است.

مثلاً "شیجاکی هینوهارا" پزشک ژاپنی که در سال 1911 متولد شد و تا امروز حدود 105 سال عمر کرده است، مؤلفه‌هایی برای طولانی شدن عمر خودش ذکر می‌کند. او دراین‌باره می‌گوید: "درد و رنج و نگرانی را از یاد ببرید؛ تنها راه فراموشی درد و رنج، در "خوشبختی" نهفته است، باید عمیقاً به این مسئله اندیشید. به مسائل مادی زیاد فکر نکنید، فراموش نکنید که شما در هنگام مرگ چیزی با خود نمی‌برید."

و یا  "تحقیقات دانشگاه ییل از یک جامعه آماری متشکل از سه هزار و ۶۳۵ نفر که همگی بالای ۵۰ سال سن داشتند نشان می‌دهد که کتاب‌‌خوان‌ها نسبت به کسانی که کتاب نمی‌خوانند تقریباً دو سال بیشتر عمر کرده‌اند."

تاثیر سبک زندگی دینی بر افزایش عمر

اگر سبک زندگی علما را بررسی کنیم، خواهیم دید پرهیز غذایی مناسب، مطالعه زیاد، دل نبستن به دنیا و... بسیار رعایت می‌شود، ولی این فاکتورها تنها عوامل مؤثر در افزایش عمر آن‌ها نیست.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف رئیس مؤسسه علمی – فرهنگی بهداشت معنوی، درباره تأثیر پایبندی به سبک زندگی دینی در افزایش طول عمر در مصاحبه با تبیان می‌گوید: "برای انسان باید سه لایه جسمی، روانی و روحی در نظر گرفت. جسم که تکلیفش مشخص است، روان، شامل احساسات، افکار و ذهنیات ما می‌شود و روح نیز بعد معنوی وجود ما بوده و هسته اصلی حیات بشر از همین جنبه روحی و معنوی تشکیل‌شده است. یعنی جسم ما تا زمانی زنده است که روح ما باقی باشد و جسم را همراهی کرده و آن را تدبیر کند. دستورات دینی برای هر سه سطح وجودی انسان سازنده است. برای بعد جسمانی،  دین پرهیزکاری‌هایی در مسائل خوردوخوراک، خواب‌وبیداری یا حتی سحر و بین الطلوعین بیدار بودن مطرح ساخته که البته این‌ها از نظر علم پزشکی هم خواصش ثابت شده است.

در حقیقت مسائل اخلاقی بعد روانی انسان را پشتیبانی می‌کنند. مثلاً حسادت نکردن یا چشم به دیگران نداشتن در آرامش روانی مؤثر است؛ چراکه حرص و آزمندی روان ما را به هم می‌ریزد و هیجانات ما را نامنظم می‌کند. برنامه‌های اخلاقی دین روان ما را تا حد زیادی متعادل می‌کند. از همه مهم‌تر بعد روحی، عبادی و ارتباط با خداست که روح ما را تغذیه می‌کند. تجربه‌های معنوی، انس باخدا و نیایش باعث می‌شود که روح انسان قوی و نیرومند باشد و زمانی که روح نیرومند شود جسم را تدبیر می‌کند و با خودش حمل می‌کند، هرچند جسم پیر شده باشد."


دکتر احمد عابدی، استاد عرفان، فلسفه و فقه حوزه و دانشگاه درباره ارتباط تقویت بعد روحانی بشر با افزایش عمر علما به رسانه‌ها می‌گوید: "اگر کسی روحش با نشاط بود، مثلاً ذکر زیاد گفته، نماز شب خوانده، بدنِ چنین فردی، خیلی خوب می‌تواند کار کند. اما اگر کسی روحش کسل بود، مثلاً دعا نمی‌خواند، ذکر نمی‌خواند، چنین کسی این کار ظاهری را هم نمی‌تواند بکند. این‌که می‌بینیم مراجع تقلید زیاد عمر می کنند به همین خاطر است. وقتی‌که روح بانشاط است و باخدا و با معنویت است، بدن را می‌کشد. یعنی روح روی بدن اثر می‌گذارد و درنتیجه بدن، خیلی کار می‌کند. عکسش هم همین‌طوراست."

 

رابطه عقل بشری با دستورالعمل‌های دینی

بنابراین گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

البته برخی از دستورالعمل‌های طول عمر شاید در چارچوب دستاوردهای علمی حال حاضر قابل ارزیابی نباشد، به طور مثال در کتب دینی، "شادکردن دل پدر و مادر" و یا "صله رحم" از عوامل افزایش طول عمر ذکر شده است، اما بدون شک علما و چهره های دینی توجه خاصی به این دستورات داشتند و به آن پایبند بودند.

بنابراین طولانی بودن عمر اندیشمندان دینی، برخاسته از اکسیری خاص یا دستورالعمل پیچیده‌ای نیست، بلکه پایبندی علما به دستورالعمل‌های عقلی و دینی و سبک زندگی سالم چه ازلحاظ جسمی و چه روحی آن‌ها را متمایز از دیگران کرده است. این نوع سبک زندگی ساده و عاری از تعلقات مادی، آرامش را در روح و روان انسان نهادینه می‌کند و آرامش ضامن افزایش طول عمر است.


- نظرات (0)

دردسرهای بعدمرگ


مجالس ترحیم، مجالس ختم، تشریفات ختم،
هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که برگزاری مراسم ترحیم و ختم چقدر هزینه دارد؟ هزینه غسل، سنگ قبر معمولی، مداح و اکو، مسجد، نماز میت، اعلامیه ترحیم،‌ پارچه اعلام همدردی همه از هزینه‌های هنگفتِ مردن است که برای ورثه دردسرهای زیادی دارد. امروزه شاید بتوان گفت که مراسم تدفین از مراسم عروسی پر هزینه تر شده، که این هزینه ها مصیبت خانواده عزادار را دو چندان کرده است.

تسلیت و تعزیت، سنتی عمومی در میان همه ملل جهان است. تسلی دادن به معنای آرامش بخشیدن به شخص مصیبت‌زده است، که باعث کم شدن اندکی از فشار مصیبت و فقدان از دست دادن عزیزی می شود .

مراسم ختم از جمله رسومات پسندیده و حکیمانه در شرع مقدس اسلام است و در منابع دینی سفارش زیادی به شرکت در مراسم تشییع اموات و دلداری به بازماندگان شده است. اما در این زمان، این آیین پسندیده که جهت تسلیت به بستگان متوفی، می باشد؛ تبدیل به غم و اندوه مضاعف، و آلوده به منکراتی شده و از جهاتی از مبانی اسلام فاصله گرفته است. 
 
هزینه های مجلس ترحیم
البته بر این هزینه ها، هزینه پخت و پز برای میهمان هایی که به خیال خود برای تسلی دادن چند روزی را در خانه متوفی سکنی می گزینند اضافه کنید!
بدین ترتیب خانواده‌ی مصیبت زده ی داغدار، هم باید داغ عزیز از دست رفته‌ خود را تحمل کرده و هم چند روزی برای تسلی دهندگان غذا تهیه کنند! که از نظر آموزه‌های اسلام، تحمیل هزینه پذیرایی از مردم بر مصیبت‌زده، از سنت‌های غیرعقلانی است.

آیا غذا خوردن در منزل صاحب مصیبت حرام است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: برخی از فقیهان شیعی به دلیل برخی از روایات، می‌گویند: غذا خوردن در منزل متوفی در سه روز اول فوت متوفی، کراهت دارد و یا حداکثر خوردنش اشکال دارد.

 

رسم ایران قدیم برای شرکت در مجلس ختم

جا دارد به سنت خوبی که در برخی از مناطق کشور مرسوم بوده و شایسته است در همه جا گسترش یابد اشاره کنیم.
رسم قدیم ایران نیز چنین بوده است که تا هفت روز از خانه صاحب عزا دودی بلند نمی شده و بستگان و همسایگان برای آنها غذا می بردند و اجازه می دادند آنها در خلوت و آرامش به دلتنگی و عزاداری خود برسند . 

در این صورت اگر می خواهید طبق رسوم گذشته برخورد کنید و این برخورد را مناسب می دانید یکی از بهترین کارها کمک به صاحبان عزا در پذیرایی و یا ارسال مبلغی به عنوان کمک برای برگزاری مراسم است جالب است بدانید این آیین همچنان در میان اقوام لر و بختیاری ایران مرسوم است.

سابقاً در منطقه گیلان معمول بود که اگر شخصی فوت می کرد؛ به خلاف روش و سنتی که در سایر مناطق ایران متداول است برای مدت یک هفته تمام تسهیلات زندگی را برای بازماندگان متوفی تدارک می‌دیدند تا صاحب عزا مزاحمتی جهت مجالس ترحیم احساس نکند، بدین ترتیب که همسایگان و بستگان متوفی  هر روز شام و ناهار تهیه کرده و به خانه عزادار می‌فرستادند و از تسلیت گویندگان و عزاداران پذیرایی می‌کردند و به صاحبان عزا علاوه بر رنج از دست دادن عزیز خود، رنج پذیرائی از مهمانان که معمولاً کم هم نبودند اضافه نمی‌شد.

بدین‌ترتیب مدت یک هفته در خانه صاحبان عزا و داغدیدگان، به اصطلاح محلی برنجی خیس نمی‌شد و دودی از آشپزخانه آنها بلند نمی شد .

 زمانی که جناب جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. پیامبر اکرم از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) خواست که به نزد اسماء، همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند.


آداب و رسوم کنونی برخی شهرهای ایران

از آداب و رسوم مردم شهرستان «اهر» در ختم اموات این است که همسایگان، اهل فامیل و آشنایان، سه روز مخارج عزاداری را تقبّل می کنند و کمک حال فرد صاحب عزا می شوند. زنان نیز برای فرد مصیبت دیده، مواد غذایی از جمله خرما، تخم مرغ و کره و کلّه قند تهیه می کنند و برای صاحب عزا، می آورند.

در کرمان شرکت کنندگان در مجلس هفتم برای صاحبان عزا به رسم احترام و برای کمک در تأمین مخارج مراسم، کله قند و چای می بردند. به نوشته پورکریم ترکمن های اینجه برون یک روز پس از خاکسپاری هدایایی چون کله قند و پارچه و برّه برای صاحبان عزا می بردند.

در کردستان از مهمانان در مسجد و خانه فقط با آب خنک پذیرایی می کنند و دعوت از آنان برای صرف غذا معمول نیست. قبلاً در کردستان مرسوم بود که روز سوم خانواده میت به زنانی که بر سر مزار حضور داشتند، کلوچه می دادند. به نوشته پورکریم ترکمن ها از مهمانان با آبگوشتی به نام «اللّه یُلی» در روز سوم و پنجم پذیرایی می کردند.

در میان کُردها به پیروی از سنّت پیامبر، وابستگان دورتر میّت یا همسایگان او، خانواده متوفی و اقوام نزدیک او را برای صرف غذا دعوت می کنند یا به خانه متوفی غذا می فرستند.


 سنت پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) در مجالس ترحیم

وقتی به تاریخ و فرمایشات پیامبر اکرم و اهل بیت مراجعه می کنیم، سنت غنی اسلام را مخالف این فرهنگ جاافتاده در کشور خود می بینیم!

امام صادق(علیه السلام) در مجلس عزاداری وارد شده و خطاب به آنان اظهار داشتند: پروردگار، مصیبت وارد شده بر شما را جبران فرماید، به جبران صبر و تحملتان، پاداش خوبی به شما دهد و شخص متوفی را نیز در سایه رحمت خویش قرار دهد. سپس از مجلس خارج شدند. (1) 

در این صورت اگر می خواهید طبق رسوم گذشته برخورد کنید و این برخورد را مناسب می دانید یکی از بهترین کارها کمک به صاحبان عزا در پذیرایی و یا ارسال مبلغی به عنوان کمک برای برگزاری مراسم است جالب است بدانید این آیین همچنان در میان اقوام لر و بختیاری ایران مرسوم است.


این روایت بیانگر آن است که باید مراسم ترحیم را به سادگی برگزار کرد و اقوام و دوستان به ابراز همدردی با صاحبان عزا بسنده کنند و نباید اجازه دهند که در کنار آنها بودن به سبب تسلی دادن، صاحب عزا برای پذیرایی از آنها دچار تکلف و دردسر شود، بلکه باید تلاش کنند که در این مدت، این خانواده‌ها حتی دغدغه طعام خویش را نیز نداشته باشند و خود اطرافیان و بستگان متکفل تهیه غذا برای مصیبت زده شوند.

امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگری می‌فرماید: الاکل عند اهل المصیبة من عمل الجاهلیة و السنة البعث الیهم بالطعام؛ غذا خوردن نزد مصیبت زدگان و با خرج آنان، از رفتارهای جاهلیت است و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرستادن غذا برای مصیبت‌زدگان است.(2)    

براساس حدیث فوق، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنیم. پس از شهادت جعفر طیار، پیامبر اکرم دستور داد سه روز به خانه جعفر غذا بفرستند تا خانواده‌اش جز مصیبت از دست دادن جعفر، دغدغه دیگری نداشته باشند. براساس سنت پیامبر، اگر حتی صاحبان عزا دیگران را برای غذا خوردن در خانه متوفی دعوت کنند؛ شایسته نیست بروند. زیرا غذا خوردن نزد اهل مصیبت زده و در منزلشان از اعمال مردم قبل از ظهور اسلام بوده است.

همچنین در حدیثی آمده: زمانی که جناب جعفر طیار در جنگ موته به شهادت رسید. پیامبر اکرم از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) خواست که به نزد اسماء، همسر جعفر و خانواده‌اش برود و سه روز برایشان غذا تهیه کند، بعد از این دستور پیامبر، میان مسلمانان رسم شد که وقتی کسی دچار مصیبت می‌شد همسایگان و خویشان او سه روز برایش غذا تهیه کرده و می‌بردند.(3)  

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «سزاوار است همسایگان مصیبت دیده، به جای او سه روز اطعام کنند.» اما امروزه وقتی فردی از دنیا می‌رود؛ نه تنها خویشان، خانواده‌ی متوفی را اطعام نمی‌کنند؛ بلکه خانواده‌ی متوفی مجبور هستند سه روز به دیگران غذا بدهند!

 نظر علما و مراجع

در توضیح المسائل مراجع عظام نیز چنین آمده است: بعد از دفن، مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتی دهند ولی اگر مدتی گذشته است که به واسطه سرسلامتی دادن مصیبت، یادشان می‌آید، ترک آن بهتر است و نیز مستحب است تا سه روز برای اهل خانه میت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.

اکنون این سؤال پیش می‌آید که: آیا غذا خوردن در منزل صاحب مصیبت حرام است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: برخی از فقیهان شیعی به دلیل برخی از روایات، می‌گویند: غذا خوردن در منزل متوفی در سه روز اول فوت متوفی، کراهت دارد و یا حداکثر خوردنش اشکال دارد.

پی نوشت:
1- وسائل الشیعه، ج 3، ص 218.
2- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 182.
3- من لایحضره الفقیه، ج 1 ص 48، سنن سنن الترمذی، ج 3، ص 323.


- نظرات (0)

تبعات فساد اقتصادی

آتش فشان، عذاب
یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورها که تمامی نظام‌های اقتصادی در هر سطح و رتبه‌ای با آن روبه رو هستند، فساد اقتصادی است چرا که به فراخور این مسئله، از یک سو زمینه‌های بروز نظام طبقاتی فراهم می‌شود و از دیگر سو مسائلی همچون ربا، تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه دامن زده می‌شود.

از این جهت سلامت اقتصادی و عدم وقوع فساد در ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام همواره مورد تأکید قرار گرفته است. بر پایه آموزه‌های قرآن، سعادت ابدی انسان تنها در پرتو یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است که این مسئله در آیات مربوط به ماجرای قوم شعیب(ع) تبیین داده شده است. خداوند در آیات 84 و 85 سوره هود در این باره می‌فرماید:

وَ إِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاكُمْ بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛ و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی نکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.

وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید»

«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال حجاز و جنوب شامات که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور اردن به نام معان خوانده می‌شود و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به بیشه تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است. قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت‌پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاست و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم»در آیه بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم»؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهیددر پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین»؛ و در زمین به فساد نکوشید»فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزان‌ها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم. جملة «لَا تَعْثَوْا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ»بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.

مسئله اقتصادی به قدری نزد خداوند اهمیت دارد که ماجرای قوم شعیب(ع) را در برخی دیگر از سوره‌های قرآن می‌بینیم. آیات 176 تا 190 شعراء نیز از جمله آیاتی است که درباره قوم شعیب و فساد اقتصادی آن‌ها خبر می‌دهد. در انتهای این سری از آیات می‌خوانیم قوم شعیب(ع) به علت بی‌اعتنایی به هشدارهای پیامبر خویش دچار عذاب الهی شد. خداوند در آیه189 همین سوره می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فرا گرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود»

وجود این آیات نمایانگر آن است که فساد اقتصادی تأثیرات منفی فراوانی از بُعد مادی و معنوی بر یک جامعه ایجاد می‌کند لذا می‌توان گفت اقتصاد از ارکان اساسی یک جامعه محسوب می‌شود که در صورت تزلزل آن، پایه‌های هر حکومتی با لغزش اساسی مواجه می‌شود و آن را در آستانه نابودی قرار می‌دهد.  

منابع:
مقاله «مفهوم‌سازی و سنجش فساد اقتصادی از دیدگاه اسلام»، علی اصغر هادوی‌نیاز
تفسیر نمونه
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی


- نظرات (0)

زندگی مهدوی

مهدویت

ارزش‌ها و بینش‌ها در فرهنگ اسلامی حاکی از آن است که منتظر باید تأثیر عملی و عینی انتظار را در رفتار خود بروز دهد. به دیگر سخن در عین پایبندی به باورهای اسلام رویکردی منتظرانه در رفتار وی به نمایش درآید و حرکت وی در جهت تحقق ظهور منجی باشد. بنابراین نمی‌توان انتظار را تفکری صرف دانست؛ چراکه انتظار عملی است توأم با تلاش و جهاد و چشم‌به‌راهی تنها کاری از پیش نخواهد برد. بشر علاوه بر پیکار روزانه حق و باطل باید خود را نیز برای ظهور آماده کند. لذا اولین قدم برای زندگی مهدوی خودسازی است:

پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمی‌تواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد


شیطان از ابتدای خلقت بشر تاکنون فعال‌ترین دشمن انسان و نمایندگان الهی بوده است؛ لذا از مهم‌ترین وظایف و جلوه‌های رفتاری منتظر جهاد با نفس و تهذیب آن است. پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینه‌سازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمی‌تواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد. هرگاه بنده‌ای گناه می‌کند نقطه سیاهی در قلبش خانه می‌کند، اگر توجه کرد آن نقطه سیاه کوچ کرده و می‌رود؛ اما اگر گناه را زیاد کرد سیاهی قلب را فرامی‌گیرد و دیگر رستگاری سراغ آن انسان نمی‌آید.[1]

کسی که منتظر حاکمیت عدل است و آماده جنگ با جنود باطل باید ابتدا در سرزمین خود به برچیده شدن باطل کمک کند و در میدان قلبش با جنود جهل مبارزه کند. آیت‌الله بهجت (ره) فرمودند: «اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب این است: چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید؟ او به همین از ما راضی است».[2]

جاروب کن خانه و پس میهمان طلب

بنابراین اگر فرد بنا دارد سهمی در ظهور داشته باشد باید به تهذیب نفس و محاسبه روزانه آن همت گمارد  چنانچه  امام صادق (ع) خطاب به عبدالله جندب می‌فرمایند: «ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را می‌شناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه دارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آن‌ها یافت، به آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوای نگردد». [3]

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود.


معرفت

زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود. شناخت در این امر به دو قسم قابل تقسیم است ظاهری و باطنی. اعتقاد به فضائل و واجبات، ویژگی‌های ایشان و وظایف فرد در مقابل امام از شئونات معرفت مهدوی است چنانچه حدیث معروف نبوی بر این امر صحه می‌گذارد: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» اگر کسی بی آنکه امام زمانش را شناخته باشد بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.[4]

جاهلیت مرز تاریخی و زمانی ندارد، بلکه به معنای عدم قبول ارزش‌های اسلامی است. پس فرقی نمی‌کند در  چه زمانی باشد. بنابراین مرز جاهلیت ارزشی، تشریعی، فکری و عقیدتی است. حال کسی که مرگش جاهلی باشد در واقع زندگی جاهلانه‌ای نیز داشته است. فرد منتظر باید این مرز را درنوردد و در زندگی روزانه‌اش از هر ثانیه و ساعت جهت پیشبرد و بالا رفتن معرفتش استفاده نماید. یک از راه‌های ازدیاد معرفت مطالعه و تأمل و تفکر نسبت به مقام ولایت و دیگر شئون امام است. معرفت حدی ندارد به لطف و تفضل الهی دائم ارتقا خواهد یافت، بنابراین از تلاش در این امر مضایقه نکند.

دعا

خداوند با بشارت‌هایی که به حضرت ابراهیم داد نهایتی را برای نجات بنی‌اسرائیل از زیر بار ظلم به‌وسیله منجی ایشان (حضرت موسی) در نظر گرفته بود که آن 400 سال بعد بود ولی راه دعا و تضرع را هم به آن‌ها آموخت تا اگر از اعمال زشتی که داشته‌اند و بی‌توجهی‌هایی که به حجج الهی داشته‌اند به درگاه خداوند توبه نموده و تضرع نمایند ظهور این مصلح جلو می‌افتد. آن‌ها با این آموزش این کار را کردند و شب‌ها گاه به بیابان‌ها می‌رفتند و گریه و زاری می‌نمودند و مجلس دعا تشکیل دادند و به خاطر همین دعاها و تضرع‌ها خداوند از 170 سال باقی‌مانده آن انتها صرف‌نظر کرد و حضرت موسی را برای نجات آن‌ها رسانید[5] .  

پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهم‌ترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شب‌های خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است


زندگی روزانه منتظر باید سراسر دعا به جان حضرت حجت (عج) و تعجیل در ظهور ایشان باشد و از این امر خسته نشود. چنانچه تکرار و اصرار بر دعا اهمیت ویژه‌ای دارد. مرحوم سید ابن طاووس در جمال الاسبوع می‌نویسد: «پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهم‌ترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شب‌های خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است».

صدقه

توصیه‌ی امام حسن عسگری (ع) به فرزند خویش این بود: «... پسرم ! بر تو باد جاهای نهان و دور، همواره در جاهای دوردست و پنهان زندگی کن که هر یک از دوستان خدا، دشمنی خطرناک و مخالفی مزاحم دارد....» [6]

یکی از دلایل غیبت امام عصر (عج) حفظ جان ایشان است چنانچه سلامتی آن بزرگوار برای ما هدیه الهی است. صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است.

سلامت جسم و روح

یکی از مهم‌ترین منابع هر حکومت، منابع انسانی آن است. چنانچه برخی مکتب‌ها در صورت نداشتن این مقوله حتی با تجهیزات عالی دچار شکست شده‌اند. منتظر واقعی با برنامه‌ریزی صحیح باید هم جسم خود را ساماندهی کند هم روح خود را. آمادگی جسمانی برای سرباز آماده‌باش ازجمله‌ی ضروریات است و رکن مهمی محسوب می‌شود. قوای بدنی قوی ورزیدگی جسمی و نیرومندی لازمه‌ی دفاع از آرمان جهانی حکومت مهدوی است. امام خمینی(ره) در این راستا به جوانان می‌فرماید: «مملکت ما همین‌طور که به علما احتیاج دارد به قدرت شما هم احتیاج دارد. این قدرت حرکتی، با ایمان باشد، وقتی زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانه یک ملت است آنچه پشتوانه  یک ملت است آن افراد با ایمان هستند، ورزشکاران با ایمان هستند». [7]

صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است


علاوه بر تحرک، تغذیه نیز امری مهم و ضروری در تقویت قوای جسمی است آنچه شخص در طول زندگی خود باید مورد اهمیت قرار دهد؛حلال خوردن، پاک خوردن است و اینکه علاوه بر کیفیت به کمیت غذا نیز باید اهمیت دهد خداوند می‌فرماید: «فلینظر الانسان الی طعامه» .[8]

در جهت بسترسازی ظهور، تلاش برای این امر یکی از مهم‌ترین مسائلی است که صرف هزینه برای آن کاری بیهوده نیست دیگر عنصر موردتوجه برای جسم علاوه بر بعد باطنی آن حفظ ظاهر و نوع پوشش است. یک منتظر باید لباسی انتخاب کند که متناسب با فرهنگ انتظار باشد. نه اینکه گزینش او صرفاً تقلیدی بوده و بدون در نظر گرفتن جنسیت، انگشت‌نما شدن و سن و سالش پوشش را انتخاب کند.

پی‌نوشت:
[1] . بحارالانوار/ج70/ ص 327
[2] . امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت/ ص90
[3] . سبک زندگی منظرانه/ ملایی/ ص 122 .
[4] . بحارالانوار/ ج23 / ص 89 .
[5] . وقت معلوم/ گنجی / ص 151 .
[6] . بحارالانوار/ ج 52/ ص 35 .
[7] . صحیفه نور، ج 7؛ ص 48 .
[8] . عبس/ 24


- نظرات (0)