سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



لذت یک رابطه ی عاطفی

ارتباط با خدا

دوستی تعریف می کرد که  برادرزاده ای دارد که نماز هایش را یواشکی می خواند .... خانواده اش مذهبی هستند و نماز خوان اما مانده اند که این پسر چرا نمازش را یواشکی و به دور از چشم بقیه می خواند ... بعد از مدتی بررسی و توجه بیشتر، متوجه شدیم او از خواندن نماز خجالت می کشد و حیا می کند و این کار را یک عمل با کلاس (در چشم جوانان و هم ردیفان خودش) نمی بینید و تنها به عنوان یک رفع تکلیف و از ترس خدا و عذاب او این کار را انجام می دهد بدون هیچ لذت بردنی از آن ...

کمی فکر کردم و دیدم رابطه عاطفی داشتن و لذت بردن از کاری که انسان انجام می دهد خیلی نکته مهمی است ... یعنی همان طور که انسان ها برای زنده ماندن و داشتن آرامش نیاز به داشتن رابطه عاطفی با دیگران هستند، داشتن رابطه عاطفی با معبود و خالق خود یکی از مهمترین نیازها بوده که نباید مورد غفلت قرار بگیرد. 

اگر این رابطه عاطفی برقرار نشود آن وقت است که رد پایی از حیای منفی در زندگی انسان باز می شود؛ انسان را از دانستن دور می کند و از عمل به خوبی ها باز می دارد. کسی که شرم و حیای منفی دارد، ممکن است هنگام عمل به وظایف دینی در برابر نگاه های سرزنش آمیز دور افتادگان از کاروان بندگی، خود را ببازد و یا در همرنگ شدن  با مردم گناه کار، خود را از زیانکاران بازار دنیا کند.

با برقراری رابطه عاطفی با خدا به مقاماتی می رسید

همه باید با خدای خود درد و دل داشته باشند، با او تضرع و زاری داشته باشند، یک رابطه عاطفی، رابطه خالق و مخلوقی داشته باشند  ... جالب این است که به قول قرآن کریم مقام محمود، مرهون همین رابطه عاطفی با خداست: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» [اسراء / 79]

مقام محمود یعنی مقام عبودیت، یعنی مقامی که در روز قیامت یا در همین دنیا، دیگران غبطه آن مقام را می ‌خورند و واضح است که خیلی ثواب دارد، اما چیزی که باید توجه به آن داشته باشیم، ثوابش نیست. خیلی چیزها ثوابش از این رابطه عاطفی بیشتر است. مثلاً درس خواندن نسبت به نماز شب خواندن، ثواب بیشتری دارد. مطالعه انسان به صورتی که بتواند یک نفر را هدایت کند، خیلی ارزشمند است و از ثواب زیادی برخوردار است. چنانکه قرآن کریم می فرماید: «مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا» [مائده / 32]

رابطه عاطفی داشتن و لذت بردن از کاری که انسان انجام می دهد خیلی نکته مهمی است ... یعنی همان طور که انسان ها برای زنده ماندن و داشتن آرامش نیاز به داشتن رابطه عاطفی با دیگران هستند، داشتن رابطه عاطفی با معبود و خالق خود یکی از مهمترین نیازها بوده که نباید مورد غفلت قرار بگیرد. 

اگر این رابطه عاطفی برقرار نشود آن وقت است که رد پایی از حیای منفی در زندگی انسان باز می شود؛ انسان را از دانستن دور می کند و از عمل به خوبی ها باز می دارد. کسی که شرم و حیای منفی دارد، ممکن است هنگام عمل به وظایف دینی در برابر نگاه های سرزنش آمیز دور افتادگان از کاروان بندگی، خود را ببازد و یا در همرنگ شدن  با مردم گناه کار، خود را از زیانکاران بازار دنیا کند.

ولی مطالعه و درس خواندن و تبلیغ دین، بدون برقراری رابطه عاطفی با خدای متعال، کاربردی نیست و آدم را به جایی نمی ‌رساند. 

داشتن یک رابطه عاطفی، انسان را از گناه مصون می کند

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ»[۱] ؛ چون بندگان من درباره من از تو بپرسند ، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند.

این آیه شریفه در حقیقت می فرماید که عزیزم بیا، عزیزم رابطه عاطفی و محکم با خدای خویش داشته باش، عزیزم به سوی خداوند بازگرد ... وقتی این رابطه بین خالق و مخلوق برقرار می شود، چنین کسی فقط و فقط به خدای خویش و به محبوب خویش توجّه دارد و از این‌ رو گناه و حتّی مکروه و حتّی فکر گناه، در زندگی او نیست؛ زیرا تمام توجّه او به خدا و به برقراری رابطه عاطفی با خدا است.

و این رابطه چقدر لذتبخش است؛ «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ» [سجده / 16و 17]

نمی دانی در دل شب برای اهل نماز شب چه لذتی است: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ» [سجده / 17]، این لذت مربوط به آخرت نیست، چرا که آنجا معلوم است بالاتر از اینها است. آن لذت، لذت رابطه عاطفی و صمیمانه با خداوند مهربان است. و این گونه لذت ها است که مناجات اهل دل، در دل شب، اهل بیت و حتی در مرتبه پایین تر عالمان واقعی را را مدهوش می‌کند. از این جهت اولیای الهی تمام عالم وجود را با دو رکعت نماز در دل شب معاوضه نمی‌کنند و برای این نماز، به همه عالم پشت پا می‌زنند.





- نظرات (0)

رفع اختلافات خانوادگی

رفع اختلاف خانوادگی

با نگاه کردن به خانواده های امروزی و روابط همسران در جامعه و البته خانواده ها، می بینیم چقدر رفتارها با آنچه که قرآن کریم بیان دارد فاصله گرفته ایم ... هدفی که قرآن کریم در آیه 21 سوره روم  از تشکیل خانواده ارائه فرموده است: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه ‏‌هاى او اینكه از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد؛ آرى در این نعمت براى مردمى كه مى ‏‌اندیشند قطعاً نشانه‏‌ هایى است.» (روم،۲۱)

با توجه به آیه شریفه در می ‌یابیم که اصل ازدواج بر اساس محبت و رحمت است و همسران مایه آرامش یکدیگرند.

ولی خوب همان طور که گفتیم الان این یک حقیقتی است که در خانواده ها اختلاف و دعوا بین زن و شوهر وجود دارد که البته تا حدی این اختلافات طبیعی است ولی خوب وقتی از حدش عبور کند نه تنها طبیعی نبوده بلکه مشکل آفرین می باشد و مشکلاتی چون طلاق، فرزندان بزهکار، بچه های طلاق، فرار از خانه، خیانت و ... را به دنبال دارد.

صلح؛ یک راه‌ حل

به این معنا که همسران به گونه‌ای رفتار کنند بین آن‌ ها همواره آشتی برقرار شود؛ خداوند در قرآن سوره نساء آیه ۱۲۸می ‌فرمایند: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» که تأکید آیه بر روی صلح است و سه مرتبه از آن بهره گرفته و در نهایت صلح را بهتر از خیر می ‌داند.

همچنین خداوند در آیه ۴۰ سوره شوری می فرماید که عفو و اغماض از بدى دیگران و آشتى با آنان، سبب برخوردارى از پاداش الهى خواهد شد. پس بکوشیم با پیشدستی از این پاداش های الهی بهره مند شویم و اجازه ندهیم که قهر و خصومت باقی و برقرار باشد.

زن شایسته از نظر قرآن، زنی است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است، مطیع و متواضع است. چنین زنی در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمی دهد.

جایگاه خود در زندگی را بشناسیم

اگر انسان به پرونده های دادگاه ها نظری بیفكند، متوجه می شود كه بیشترِ اختلافات به خاطر توجه نکردن زوجین به وظایف خود و همچنین نداشتن صبر و گذشت است ... خیلی از زن و شوهرها زندگی را یا یک میدان جنگ پنداشته اند که هر که قدرتمندتر است باید با زور آزمایی اش برنده شود یا یک محاکمه و دادگاهی است که تنها مسائل قانونی مطرح است و خارج از آن هیچ انعطافی نمی توان داشت.

از طرفی علت شکل‌ گیری اکثر اختلافات این است که زن و شوهر هر دو بعد از گذراندن مدتی زندگی مشترک جایگاه خود را فراموش می ‌کنند و وظیفه ‌های مربوط به خود را انجام نداده و زمینه ‌ساز بوجود آمدن‌ اختلافات می ‌شود.

قرآن کریم در این رابطه بحث نشوز را مطرح می ‌کند؛ منظور از نشوز سرکشی و طغیان و سرپیچی کردن هر یک از زن و مرد از تکالیف آن‌ هاست که در صورت تحقق نشوز تکالیف هر یک از زن و شوهر در برابر آیات قرآن متفاوت است.

این که زن در زندگی چه وظایفی دارد و حدود این وظایف چیست قرآن در یك جمله با معرفی زنان صالح، حد و مرز وظایف آنها را مشخص كرده و می فرماید: فَالصّالِحِاتُ قِانِتِات حِافِظِات لِلْغَیْبِ؛(نساء (4) آیه 34): زنان صالح، در برابرشوهران مطیع و متواضعند و در غیاب آنها حافظ مال و ناموس آنهایند.

زن شایسته از نظر قرآن، زنی است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است، مطیع و متواضع است. چنین زنی در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمی دهد.

قرآن مجید به مردان نیز چنین دستور می دهد: وَعاشِرُوهُنَّ بِالمَعْرُوفِ؛( نساء (4) آیه 19) با زنان، به (خوبى) معاشرت كنید.

حسن معاشرت با زنان، به قدری دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتی هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیری بگذارد: فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛(نساء (4) آیه 18) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزی را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.

تا می توانیم نفع برسانیم

حسن معاشرت با زنان، به قدری دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتی هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیری بگذارد.

قرآن در این باره می فرماید: فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛(نساء (4) آیه 18) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزی را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.

در نظام زندگی اجتماعی و خانوادگى، همه باید نفع برسانند. معروف و پسندیده، در این نظام این است كه هرعضوی همان طور كه نفع می رساند، نفع هم بگیرد و اصالت و استقلال هیچ كس فدای اصالت و استقلال دیگری نشود.

هنگامی كه قرآن از بعضی از سنت های ناپسندیده عربی در مورد زنان، از قبیل به ارث گرفتن آنها و زیر فشار گذاشتن آنها برای آن كه از مهریه خود چشم بپوشند، سخن می گوید، خاطر نشان می فرماید كه: (بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ.) (نساء (4) آیه 19) یعنى، شما زنان و مردان همه اعضای یك پیكرید و همه به یكدیگر نیاز دارید و هیچ یك از شما نمی تواند اصالت و استقلال و فردیت دیگری را فدای اصالت و استقلال و فردیت خود سازد.

کلام آخر

به استناد کلام الهی اگر مشکل بین زوجین حل نشد توصیه تعالیم اسلامی رجوع به مشاور است:  و إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُریدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً خَبیراً (نساء، 35) " قرآن پیشنهاد می دهد فردی از وابستگان زن و فرد دیگری از بستگان شوهرمشکلات خانواده را بررسی کرده و بکوشند تا زندگی زناشویی آنان به حالت تعادل برگردد. 


منابع:

خانواده در قرآن؛ ص 101


- نظرات (0)

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنیم

قرائت قرآن

پوست کجا و مغز کجا؟ لفظ کجا و معنا کجا؟

پوست سیب، پوست گلابی یا پوست خیار خاصیت دارند اما هرگز خاصیت سیب و گلابی و خیار را ندارند، تازه اگر هم خاصیتی دارند از همان سیب و گلابی و خیار است.

حکایت واژه ها و الفاظ قرآنی نسبت به معنا و مفهوم آنها همان حکایت پوست و سیب است.

خواندن واژه ها و الفاظ، هزار البته که نافع و مفید است و سودمند و ثمر بخش، اما واژه ها کجا و معانی آنها کجا!

پوست سیب و خود سیب چیزی شبیه پوست گوسفند و گوشت آن است، با گوشت است که می توان تغذیه کرد و رشد نمود و نیازها بدن را تامین و تضمین نمود و انرژی و نیرو گرفت، اما با پوست نه؟

البته پوست منفعت بسیار خود را دارد، با پوست می توان دف ساخت و با طبل و از آنها صداهایی خوش و طرب انگیز پدید آورد اما این همه تنها گوش را نوازش می دهند بی آنکه برای جان و دل رشدی در پی داشته باشند.

الفاظ قرآن و قرائت قرآن چیزی شبیه همان پوست خواهد بود، که البته می توان با آنها نغماتی دلنشین و آهنگ هایی خوش پدید آورد و می توان با آنها عبدالباسط و با منشاوی و با حصری شد اما سلمان و ابوذر و مقداد نه، زیرا که آهنگ، جان را فربه و نیرومند نخواهد ساخت.

قرآن را نه قرائت که تلاوت کنید! 

در زندگی های امروزمان به واقع کتاب الهی قرآن کمرنگ شده است و کمرنگ بودنش نه از باب وجود خارجی و استفاده ابزاری بلکه از لحاظ معنایی؛ بدین گونه که این کتاب الهی را به عنوان کاتالوگ زندگی قرار دهیم و مو به مو در خط مشی زندگی از آن بهره ببریم.

قرآن کریم شده زینتی برای زندگی هایمان که هر چه گران تر خریده باشیم و جلد زیباتری داشته باشد، گویا ارزشش بیشتر است ... و آخر آخر توجهمان به قرآن کجا می شود؟! وقتی عزیزی از دست می رود برای شادی روحش سوره ای از آن می خوانیم یا برای شروع زندگیمان، روی همان کتاب قرآن گران قیمتی که باز آن هم به عنوان نمادین در مهریه ی عروس خانم به تعبیر خود "من باب تبرک" گذاشته شده که خریده شود، لحظه ی خواندن خطبه عقد نگاهی می اندازیم و بعد آن را می بندیمش و خدا می داند در طول زندگی چقدر از آن استفاده می کنیم ... خوش بینانه اش این است که زیاد قرائتش کنیم اما تلاوت را نمی دانم ...

در حقیقت تلاوت در زبان عرب به معنای چیزی در کنار چیزی قرار دادن است؛ یعنی کسی که الفاظ قرآن را مرور می کند باید چیزی در کنار آن قرار دهد و آن توجه به معناست، و گرنه مثل کسی می ماند که تنها پیاله های خالی از یک نوشیدنی را سر کشد!  

خیلی از کلمات روزمره ای را که استفاده می کنیم، به جاى هم دیگر به كار رفته و ما آنها را «هم معنا» مى‌ دانیم، هر چند با دقت و با مراجعه به كتاب‌هاى لغت در مى ‌یابیم كه بین آنها تفاوت وجود دارد؛ مثلا ما «خواندن» و «مطالعه كردن» را هم معنا مى ‌دانیم، در حالى كه این دو با هم تفاوت مى‌ كنند. قرائت و تلاوت هم همین گونه است كه در بسیارى از موارد به جاى یك دیگر به كار مى ‌روند، ولى با دقت مى ‌فهمیم بین آن ‌ها تفاوت وجود دارد.

قرائت از ریشه «قَرَءَ» به معنی «جمع كردن و به هم پیوستن» می ‎باشد و مقصود از آن در سخن، «جمع و پیوستنِ حروف و كلمات» می ‎باشد كه با به هم پیوستنِ حروف، كلماتِ با معنی و با پیوستنِ كلمات و حروف با هم، جملاتِ مفید ساخته می‎شود.

قرائت در لغت به معناى خواندن است و استادان تجوید معتقدند: قرائت تنها به خواندن صورت ظاهر آیات گفته مى ‌شود، ولى تلاوت هم به خواندن ظاهر آیات ـ بدون توجه به معناى آن ـ گفته مى‌شود و هم به خواندن آیات با توجه به معناى كلمات و مفاهیم كلام الهى و امر و نهى ‌هاى قرآن؛ به گونه‌اى كه گویا خداوند با تلاوت كننده قرآن سخن مى‌ گوید و آیات بر او نازل مى‌ شود. [مفردات راغب، ص 71ـ72]

در حقیقت تلاوت در زبان عرب به معنای چیزی در کنار چیزی قرار دادن است؛ یعنی کسی که الفاظ قرآن را مرور می کند باید چیزی در کنار آن قرار دهد و آن توجه به معناست، و گرنه مثل کسی می ماند که تنها پیاله های خالی از یک نوشیدنی را سر کشد! 


- نظرات (0)

آدم خوبی بودکه؟؟؟؟؟؟؟

عاقبت بخیری

ظاهرش که اصلاً توصیف نشدنی بود ... نوع حرف زدنش حتی حالت جویدن آدامس در دهانش ... نوع نشستن ، راه رفتن و حتی نگاه کردنش به دیگران ... در همین چند دقیقه ای که با هم حرف زدیم همه کلامش مملو بود از تمسخر، فحش، عیب جویی، غیبت، تهمت و... 

تلفنش زنگ می زند ... بدون اینکه من بخواهم می زند روی آیفون و یواش بهم می گوید ببین طرفو چه جوری سرکارش میذارم ...  

از تعجب هاج و مبهوت دهانم باز مانده بود ... همان طور که داشت با قهقه هایش خیلی کریه و چندش آور طرف را به قول خودش سر کار می گذاشت و با او قرار می گذاشت، یک مرتبه ذهنم به دوران دبیرستان برگشت ... با خودم مرور کردم و دیدم چیزی جز رفتارهای خطای به ظاهر کوچکی چون "کارای من همش درسته" " من از همه بهترم" " نه بابا ، اینو که خدا می بخشه" " تو انجام بده گناهش پای من" " انقدر مردم کارای بدتری می کنند که رفتار من جلوی رفتار اون ها هیچه" و امثال این ها که در بین حرف های روزمره زیاد می شنویم و من هم در دوران خودمان از این دوست زیاد می شنیدم موجب نمی شود دختری در کمال پاکی فطری این گونه فطرتش غبار آلود شود و این طور رفتارهای گستاخانه داشته باشد ...

این رفتارها درست مثل این است که کسی که دست به کارهای به ظاهر جزئی می زند، مثلاً سیگار می کشد، یک دفعه مواجه با یک خطر کلّی می شود که آثار همان سیگارهای جزئی است مانند تنگی نفس و از کار افتادن قلب، بیمارستان، و خیلی اوقات مرگ ...

این ظلم اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها که می تواند بی ارتباط با موضوعمان نباشد ظلم به نفس و خود است چرا که سوء عاقبت و بد عاقبتی ظلمی است که خودمان با رفتارهایمان آن را ایجاد می کنیم... پس مراقب باشیم

بعد از اینکه خواستم ازش جدا شوم و داشتیم صحبت می کردیم تا خداحافظی کنیم برگشت بهم گفت از این شکل و قیافه بیرون بیا و لذت زیبایی هاتو ببر... حجاب و پوششو این حرف ها را این آخوندها از خودشان در آوردن و من هیچ کدامش را قبول ندارم ...

بماند که حالا من چگونه پاسخش را دادم ولی به واقع پاسخ یکی از سؤالات مهم ذهنم را امروز پیدا کرده بودم؛ اینکه چرا بعضی ها بد عاقبت می شوند، آدم خوبی بود اما چه شد که این طور شد؟

قرآن کریم چه زیبا می فرماید: کسانی که پی در پی کار بد انجام می دهند (و به فکر توبه و جبران نیستند) سرانجام آیات الهی را تکذیب می کنند و حقّ را به تمسخر می گیرند: «ثمّ کان عاقبة الّذین أساوا السّوی أن کذبوا بآیات الله و کانوا بها بیستهزون» (سوره روم، آیه 10) و به عذاب الهی گرفتار می شوند: «کان عاقبة الّذین من قبلهم دمر الله علیهم» (سوره محمّد، آیه 10)

این جا است که جایش هست این آیه قرآن کریم را مدام بر لب داشته باشیم که رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (اعراف / 47)

این ظلم اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها که می تواند بی ارتباط با موضوعمان نباشد ظلم به نفس و خود است چرا که سوء عاقبت و بد عاقبتی ظلمی است که خودمان با رفتارهایمان آن را ایجاد می کنیم... پس مراقب باشیم.

کلام آخر

بد شدن مراحلی دارد ... اول با یه گناه پرده حرمت ها پاره می شود ... بعد کم کم زمینه های گناه های بعدی فراهم می شود ... گناهان آدمی را احاطه می کند و گناه کردن عادی می شود وآدمی به جایی می رسد که همه چیز را انکار می کند حتی خدا و پیامبر و قرآن و همه حقیقت ها را ...

مراقب رفتارهایمان باشیم... مراقبت عاقبت هایمان باشیم ... ما میان عاقبت بخیری و عاقبت به شری مختاریم ... عاقبت هایمان را خودمان با رفتارهایمان می سازیم ... خدایی ناکرده اگر دچار گناه شدیم سریع توبه کنیم و برگردیم که ان شاء الله کارمان به جاهای باریک و سخت کشیده نشود و سرانجام بد عاقبت نشویم ...


بیانات حجت الاسلام قرائتی؛ کتاب پرسش و پاسخ ایشان

 


- نظرات (0)

حضور 30 هزار ملک در مراسم تغسیل، تشییع و تدفین

مهمترین و حساس ترین و ترسناکترین موقعیت برای هر کس زمان مرگش است. همه ما نگرانیم که مرگمان کی می رسد و چه اتفاقاتی می افتد. به شهادت آیات قرآن کریم ایمان و عمل توامان باعث نجات انسان می شود؛ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 62)


یس

«کسانی که ایمان داشتند و یهودیان و مسیحیان و صابئین (پیروان حضرت یحیی ) هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار نیک انجام داده باشد، چنین افرادی پاداششان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد....» اما کمتر کسی یافت می شود که به ایمان و عمل خود صد در صد اعتماد داشته باشد. ولی با انجام برخی اعمال توصیه شده از سوی اهل بیت علیهم السلام می توانیم تا حدی نقصان اعمال خود را جبران کنیم. یکی از آن اعمال تلاوت سوره یس می باشد.

یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع کننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای 83 آیه است.
از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

«قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می کند.
و نیز «قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.(1)
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید.(2)
ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. (3)
از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه السلام فرمودند: هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عد هر یک 2000 حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.(4)

امام صادق علیه السّلام فرمودند

هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند
هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد. و کسی که در شب قبل از خواب آن را تلاوت نماید، خداوند هفتاد هزار فرشته را بگمارد تا او را از شرّ شیطان رانده شده و هر آفتی حفظ نمایند؛ و اگر در فردای آن شب بمیرد، خداوند او را به بهشت می برد و سی هزار فرشته به هنگام غسل او حاضر می شوند که همگی برای او استغفار می نمایند و با استغفار برای او، تا قبرش او را تشییع می نمایند؛ و هنگامی که وارد قبرش می شود، آن فرشتگان در داخل قبر او عبادت می کنند و ثواب عبادت آنان برای او خواهد بود؛ و به اندازه وسعت دید چشمهایش، قبرش را وسعت می بخشد؛ از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و دائما از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.
و هنگامی که او را از قبرش خارج نمود، فرشتگان پیوسته با او هستند و او را بدرقه کرده با او صحبت نموده، به چهره او لبخند می زنند و او را به تمامی خیرات مژده می دهند. و بدین ترتیب، او را از پل صراط و میزان عبور داده و به گونه ای او را به خداوند نزدیک می نمایند که کسی نزدیکتر از او به خدا نباشد، مگر فرشتگان مقرّب خدا و پیامبران فرستاده او. (5)
پی نوشت ها:
(1)  مجمع البیان،ج8، ص254
(2) الدر المنثور، ج5، ص 256.
(3) مجمع البیان، ج8، ص 254.
(4) درمان با قرآن، صص82-79
(4)الدعوات، ص215
(5) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ ترجمه بندرریگی، ص


- نظرات (0)