سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

خدمتکاران بهشتی برای این افراد!

کمک

از زید بن ارقم كه رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود: در امتم بنده ‏اى نباشد كه اظهار لطفى در هر چه باشد به برادر دینى خود براى خدا كند جز آنكه به وى از خدمتكاران بهشتى خادمى بدهد. (أصول الكافی / ترجمه كمره‏اى، ج‏۴، ص: 614 تا 617)

یکی از موضوعاتی که جایگاه والایی در اسلام داشته و دین و البته اخلاق و معرفت و مردانگی بر آن توجه خاص دارد، خدمت کردن به دیگران می باشد.

 

اهمیت خدمت به یكدیگر در آیات و روایات

قرآن کریم می فرماید: «تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ» (مائده/2) واجب است كه در كارهای خیر به یكدیگر كمك كنید.

در جای دیگر می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» (بقره/195) خدا احسان شدگان را دوست می دارد و چقدر خوب است كه انسان محبوب خدا باشد.

خیلی اوقات ما در طول زندگی یک سری خدماتی را انجام می دهیم که رضایت افراد اطرافمان را به خود جلب کنیم، یادمان باشد یکی از راه های کسب رضایت خدا و محبوب شدن نزد او این است که به همدیگر خدمت کنیم.

امام حسن مجتبی (علیه السلام) در حال اعتكاف بود، كسی سراغ ایشان آمد و با ایشان كار داشت و امام هم اعتكاف خود را برید. از ایشان پرسیدند كه شما معتكف هستی و نباید از مسجد بیرون بیایی. ایشان فرمود: من اعتكاف خود را بر هم می زنم تا مشكل ایشان را حل كنم.

اصلاً وقتی در بطن آداب دین وارد می شویم، می بینیم که رد پای خدمت به دیگران، احسان کردن و شاد کردن دل مردم در جای جای آن نمایان می باشد؛ چنانچه داریم اگر روزه مستحبی بودید و كسی شما را به خانه اش دعوت كرد، نگویید روزه هستید، بروید و بخورید، خدا ثواب روزه را به شما خواهد داد چون دل مسلمانی را شاد كردید.

در جایی داریم که پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله فرمود: اگر می خواهید خدا به شما كمك كند شما هم كمك مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُوْمِنِ مَا كَانَ الْمُوْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُوْمِنِ» (ثواب الأعمال، ص 135)

اگر دیدید وضع مالی خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر می خواهید كارتان راه بیفتد كار دیگران را راه بیندازید.
روایت داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله و علیه وآله) : «مَنْ قَضَی لِأَخِیهِ الْمُوْمِنِ حَاجَه یً كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً» (بحار الأنوار، ج 71، ص 302) كسی به دیگری خدمت كند، مثل كسی است كه عمری خدا را بندگی نماید.

«یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» یعنی به كسانی خدمت بكنید كه وقتی انسان جاهل آنها را می بیند بگوید از اغنیاء هستند؛ یعنی انسان های آبرو دار كه با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند. «مِنَ التَّعَفُّفِ» اینقدر عفت دارد كه كسی كه از حال او باخبر نیست گمان می كند وضع او خوب است و این افراد بسیارند. به خصوص افراد عیالمند و دختر دار


به چه كسانی خدمت كنیم؟

قرآن می فرماید: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» (بقره/273) یعنی به كسانی خدمت بكنید كه وقتی انسان جاهل آنها را می بیند بگوید از اغنیاء هستند؛ یعنی انسان های  آبرو دار كه با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند.

«مِنَ التَّعَفُّفِ» اینقدر عفت دارد كه كسی كه از حال او باخبر نیست گمان می كند وضع او خوب است و این افراد بسیارند. به خصوص افراد عیالمند و دختر دار.
قرآن گاهی می فرماید: «ارْزُقُوهُمْ فیها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً» (نساء/5) مساله تنها خوراك و پوشاك در رزق نیست و اینها یك شاخه هستند و گاهی اینها از توان انسان خارج است ولی می تواند برای او حرف بزند.

 

خدمت از طریق قرض دادن

در مورد وام آیات زیادی داریم : «مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثیرَه» (بقره/245) كسی که به مردم وام بدهد گویی به خدا قرض داده است و ثواب وام دادن 18 برابر است در حالی كه ثواب بخشیدن 10 برابر است.
ثواب وام دادن از بخشیدن بیشتر است. البته قرضی که حسن باشد؛ سریع، مخفی، بدون منت باشد.

در خدمت کردن كیفیت عمل مهم است؛ «من غیر استخفاف منه» (مشكاة الأنوار، ص 323) یعنی اگر كمك كنید آن را خفیف نكنید .

اگر دیدید وضع مالی خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر می خواهید كارتان راه بیفتد كار دیگران را راه بیندازید

خدمت با زبان

زبان کمک ها و خدمات زیادی می تواند داشته باشد؛ درسی که معلمی می دهد، کلامی که سخنرانی ایراد می کند، حدیثی که عالمی می گوید.

آشتی دادن دو نفر، واسطه ازدواج ، شهادت دادن به حق و ... 

اگر از شما خواستند برای امری شهادت بدهید، نگویید حوصله ندارم «وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا» (بقره/282) و این زبان چقدر كمك ها می تواند بكند.

حدیث داریم آشتی دادن دو نفر كه با هم قهر هستند از تمام نمازهای مستحبی ثوابش بیشتر است و همینطور ثوابی بیشتر از همه كارهای مستحبی دارد.

کلام را با روایتی از امام کاظم علیه السلام به پایان می بریم:

حضرت فرمودند: «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِكُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِكُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُمْ وَ إِلَّا لَمْ یُقْبَلْ مِنْكُمْ عَمَلٌ حَنُّوا عَلَی إِخْوَانِكُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ تَلْحَقُوا بِنَا» (بحارالأنوار، ج 72، ص 379)

خاتمه كارهایتان این است كه چقدر مشكلات مردم را حل كرده اید و اگر مشكل مردم را حل نكنی هیچ عملی از تو قبول نخواهد شد. سپس می فرماید: اگر روز قیامت می خواهید به ما برسید «حَنُّوا عَلَی إِخْوَانِكُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ» به برادران دینی خود كمك كنید، روز قیامت جایتان پیش ماست.


- نظرات (0)

گناه به نیت قربة الی الله


بیانات آیت الله مظاهری و هشدار ایشان از تحقق وعده های شیطان

آیت‌الله مظاهری تصریح کرد: با کمال تأسف باید گفت، امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم؛ فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمالی رایج شده است.


بزرگترین گناه طلبه (درس اخلاق امام 9)

شیطان، عامل سقوط انسان

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط انسان، شیطان است که قرآن شریف او را دشمن سرسخت آدمی و همراهی با او را موجب سقوط و موجب خسران دنیا و آخرت بر می‌شمرد. «انّ الشیطان لکم عدوٌ مبین»[1]

دشمنی او نیز بی‌جاست. شیطان به واسطه رذائل خودش سقوط کرد، ولی سقوط خود را ناشی از وجود حضرت آدم دانست. به همین جهت با او و اولاد او به دشمنی پرداخت و تا قیامت درصدد سقوط آنان است.

طبق آیات قرآن کریم، شیطان پس از آنکه از درگاه خداوند متعال رانده شد، چند مرتبه با خداوند اعلام جنگ کرد. از جمله، به خداوند گفت: «قالَ فَبِما أَغْوَیتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرین»[2]، گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیش‌ترشان را شكرگزار نخواهى یافت.»

امام باقر«سلام‌الله‌علیه» در ذیل این آیه شریفه می‌فرمایند: «اینکه می‌گوید: از پیش رو می‌آیم، یعنی از راه آخرت که به آنها می‌گوید: نه بهشتى است، نه دوزخى و نه رستاخیزى. امّا از پشت سر این است که، یعنی از راه دنیایشان آنان را به گردآوری مال وا می‌دارد و فرمان می‌دهد مالى را در راه صله رحم صرف نكنند، و از آن حق کسی را ندهند و هزینه فرزندان خود را نپردازند و از نابود شدن مال، آنها را می‌ترساند. امّا از سمت راست، یعنی از راه دین آنها که اگر در گمراهى باشند، آن را برای ایشان زینت می‌بخشد و خوش‌نما می‌سازد، و اگر بر راه حقند، می‌كوشد تا آنان را از آن بیرون برد. امّا از سمت چپ، یعنی از راه لذت‌ها و شهوات، آنان را می‌فریبد.»[3]

 

راهکار نجات از سقوط شیطانی

قرآن کریم با چندین تأکید می‌فرماید که شیطان با همه زرنگی و بدجنسی‌اش، قدرت انحراف کسی که زیر پرچم خداوند باشد را ندارد. پس چه کسی را منحرف می‌کند؟ آنکه زیر پرچم شیطان است و از او حرف شنوی دارد.

«انَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ، انَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ»[4]

بنابراین انسان باید خودش را به خداوند سبحان بسپارد و زیر پرچم ذات باری تعالی پناه بگیرد تا از شرّ شیطان در امان بماند. شیطان با بی‌حیایی و پررویی به خداوند تشر زده و قسم خورده است که همه بندگان را گمراه می‌کند، جز مخلصین.

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد

«وبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِینَّهُمْ اَجْمَعینَ اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخلَصینَ»[5]

بعضی از مفسّرین، مخلَصین را معصومین معنا کرده‌اند. اما بر اساس آیه قبلی که تلاوت شد، شیطان، حقّ سلطنت بر کسی که زیر پرچم خدا باشد و سلطنت و تسلّط خدای یگانه را بپذیرد، ندارد. چنین کسی، هرچند از معصومین نباشد، مخلص است و چون خدای تعالی نیز او را از بین سایرین برای خودش انتخاب کرده، شیطان حق تعرض به وی را ندارد.

تنیجه اینکه، اگر کسی بخواهد از شرّ شیطان محفوظ بماند و از سقوط شیطانی نجات یابد، باید خود را به زیر پرچم خداوند برساند و به او پناه ببرد. پناه بردن به زیر پرچم خدای تعالی نیز صرفاً با شعار و اظهار زبانی میسّر نمی‌شود؛ بلکه اعتقاد قلبی و تسلِط رسوخی بر چهل مسئله اعتقادی تشیع، شعار زبانی و عمل به دستورات شرع مقدس، سه ضلع مثلث ایمان هستند و هر انسانی پس از تکمیل این سه ضلع، می‌تواند مدعی شود که مؤمن یا شیعه واقعی است و زیر پرچم خداوند متعال پناه گرفته است. شیطان قدرت غلبه بر چنین شیعه‌ای که مؤمن حقیقی است را ندارد؛ زیرا مکر و نیرنگ شیطان تنها وقتی کاربرد دارد که انسان زیر پرچم او باشد.

«وَكانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»[6] «وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنین»[7]

پس شیطان چه کسی را می‌تواند به سقوط بکشاند؟ کسی که به جای متابعت از خداوند، متابعت از شیطان را برگزیند.

جلوه نیکوی اعمال ناشایست، ناشی از مکر شیطان

یکی از خطرات تسلّط شیطان بر آدمی که سقوط او را تسریع می‌بخشد، این است که او را دچار جهل مرکب کرده و اعمال زشت و ناشایست را نزد او مزِین و نیکو جلوه می‌دهد.

«زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ»[8]

«وَ كَذلِكَ زَینَ لِكَثیرٍ مِنَ الْمُشْرِكینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ»[9]

«وَ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ أَعْمالَهُمْ»[10]

ورشکسته ترین افراد، از نظر قرآن کریم کسی است که جهل مرکب دارد و اعمال زشت خویش را نیک می‌پندارد.

وهابیت

«الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا»[11]

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: نزد من از شخصی تعریف فراوانی کردند، به‌اندازه‌ای که تمایل پیدا کردم او را ببینم. روزی او را دیدم و در پِیش رفتم تا در مکانی خلوت با او حرف بزنم. در این حال او به یک نانوایی رفت و نانوا را فریب داده و دو قرص نان دزدید، تعجّب کردم! سپس داخل یک مغازه میوه ‌فروشی شد و دو عدد انار هم از او دزدید. آیا آدمی که مشهور به زهد و تقواست، دزد می‌باشد؟! تعقیبش کردم و دیدم داخل یک خرابه شد و پس از آنکه نان و انار دزدی را به یک فقیر بیمار داد، از خرابه بیرون آمد. جلو رفتم و به او گفتم: آقا، این کارها که کردی چه بود؟ زاهد و عابد و مسلمان و این کارها؟! گفت: اوّل بگو ببینم تو کیستی؟ گفتم: من جعفربن محمّد الصّادق هستم. گفت: پسـر پیامبری و قرآن بلد نیستی؟ گفتم: چگونه چنین می‌گویی؟ گفت: قرآن شریف می‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیئَةِ فَلا یجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»[12]

بدین مضمون که اگر کسی کار خوبی انجام دهد، خداوند ده برابر در نامه عملش می‌نویسد و امّا اگر کار بدی بکند، فقط همان در نامه عملش نوشته می‌شود؛ من دو انار و دو نان دزدیدم، پس مرتکب چهار گناه شدم، آنگاه آن انار و نان را صدقه دادم و چهل حسنه به دست آوردم؛ چهار حسنه در مقابل آن چهار گناه قرار می‌گیرد، یعنی سی و‌ شش حسنه در نامه اعمالم نوشته خواهد شد!

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: به او گفتم نه تنها ثواب به‌دست نیاوردی که هشت گناه نیز مرتکب شدی؛ چهار گناه که مال مردم را دزدیدی و چهار گناه دیگر هم از آن‌رو که بدون اجازه آنان، اموالشان را به دیگران صدقه دادی که تصرّف در مال دیگران از گناهان بزرگ است.[13]

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد.

امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و یاران ایشان برای احیای دین امّت و به خصوص احیای نماز، در کربلا شهید شدند، امّا برخی نماز واجب خود را فدای مجلس عزای ایشان می‌کنند و تصوّر می‌کنند کار ثوابی انجام داده‌اند. یکی از وعّاظ قدیمی می‌گفت: در ماه محرم برای تبلیغ به شهری رفته بودم. یکی از برگزارکنندگان مجلس نزد من آمد و با نهایت خستگی گفت: برای مجلس حضرت ابوالفضل سه روز است کفش‌هایم را از پا در نیاورده‌ام. گفتم: پس چگونه وضو گرفتی و نماز خواندی؟ عصبانی شد و گفت: آن ابوالفضلی که نتواند جواب نماز را بدهد، من آن ابوالفضل را قبول ندارم.

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد

خدمت به آستان مقدس حضرت سیدالشهداء«سلام‌الله‌علیه» و برپایی مجالس عزای ایشان بسیار ارزشمند است و ثواب فراوانی دارد، امّا جایگزین نماز واجب نشده و گناهان انسان را نیز محو نخواهد کرد. بعضی افراد در اثر فریب شیطان می‌گویند: همه غرق گناهیم و یک حسین داریم، که حرف غلطی است. شفاعت، که امر مسلّمی است، نیاز به تناسب و لیاقت دارد، امّا شیطان به عنوان اینکه همه گناهان بخشیده می‌شود، مردم را می‌فریبد. قرآن کریم می‌فرماید: «یا بَنِی آدَمَ لاَ یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ»[14]

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «گروهی آمدند به کربلا که قربة الی الله، امام حسین را بکشند.»

خدا نکند که انسان دست‌خوش شیطان و خرافت شیطانی بشود. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» همین مطلب را در روز عاشورا تذکر می‌دادند و می‌فرمودند: ای مردم: شیطان مسلّط بر شما شده است، ولی اثری نداشت. بعد فرمودند: «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ»

حزب شیطان و پیروان او، به جای اینکه حرف امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را بشنوند و متنبّه شوند، آن حضرت را به شهادت رسانیدند. به راستی که آنان حزب شیطان بودند و دچار خسارت عظیمی شدند.

«اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیطانِ هُمُ الْخاسِرُون‏»[15]

 

شیطان انسی و شیطان جنّی

دجال شیطان تک چشم

نکته‌ای که توجه به آن ضروری است، اینکه صرفاً وسوسه و فریب شیطان جنّی، عامل سقوط و تباهی انسان نیست، بلکه شیطان انسی نیز سهم به سزایی در گمراهی، انحراف و سقوط آدمیان دارد. قرآن کریم در سوره ناس می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِكِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذی یوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»

می‌فرماید بخوان و بگو: خدایا پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، از شرّ شیطان که وسوسه می‌کند، خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد. اما بعد می‌فرماید: «شیطان انسی و شیطان جنّی»، و اگر شیطان انسی بدتر از شیطان جنی نباشد، حتماً کمتر نیست. نمونه آن رفیق بد است که خطر آن به مراتب بیش از شیطان است. دختر و پسری که با هم رفیق می‌شوند و رابطه دوستانه برقرار می‌کنند، دو تا شیطان برای همدیگر هستند و هرکدام دیگری را به سقوط کشانده و به جهنّم می‌برند.

امروزه فیلم‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای مبتذل، مصداق بارز شیاطین انسی هستند و توجه به خطرات آن و پرهیز جدی از آن برای خانواده‌ها ضروری است، وگرنه نتیجه‌ای جز سقوط و تباهی نخواهد داشت.

برخی از مصادیق فریب شیطان در زمان حاضر

شیطان، چندین مرتبه بی‌حیایی کرده و به خداوند متعال تشر زده است. از جمله قرآن کریم در مورد او می‌فرماید: «لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّینَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یتَّخِذِ الشَّیطَانَ وَلِیا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِینًا»[16]

كه خداوند او را لعنت كرد و او گفت: سوگند باد كه از بندگان تو بهره‏اى معین خواهم گرفت. و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوش‌هاى دام‌ها را شكاف دهند، و وادارشان مى‏كنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند. و هر كس شیطان را به جاى خدا دوست و كارساز گیرد براستى زیانى آشكار كرده است.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند

با کمال تأسف باید گفت: امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم. فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهّم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمّالی رایج شده است.

کار به جایی رسیده که برای مسئولین معجزه هزار ساله یا عصمت اکتسابی درست می‌کنند و یا مطالب غیرواقعی به عنوان ظهور نزدیک است، بیان می‌کنند و بالاخره یک چیزهایی که واقعیت ندارد، اما به حسب ظاهر زرق و برق دارد، مطرح می‌کنند.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند.

امروزه چادر که ارزش والایی دارد، در اثر مکر شیطان، در نظر بسیاری از مردم به ضد ارزش تبدیل شده است. دست کم سیزده آیه از قرآن که راجع به ضرورت حفظ حجاب است، به فراموشی سپرده شده و بی حجابی و بد حجابی، جلوه نیکویی یافته است. ارتباط جوانان با مجالس مذهبی و مسجد و روحانیت کم شده و مردم در وقت نماز، در خیابان و پارک و بازار و مراکز تفریحی هستند که حضور آنان همراه با اختلاط زن و مرد و فساد اخلاقی است. همه این موارد از مکر و فریب شیطان سرچشمه می‌گیرد که به خوبی توانسته است، اعمال ناشایست را نزد مردم نیکو جلوه دهد و از ارزش اعمال صالح و شایسته نزد آنان بکاهد و در واقع در نهاد آنان تغییر ایجاد کرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. یس / 60

2. أعراف/ 17-16

3. تفسیر القمی، ج 1، ص 224

4. نحل /100-99

5. ص / 83-82

6. روم / 47

7. انبیاء / 88

8. توبه / 37

9. انعام / 137

10. نمل / 24

11. کهف / 104

12. انعام / 160

13. احتجاج، ج 2، ص 369

14. اعراف / 27

15. مجادله / 19

16. نساء / 119- 118

 


- نظرات (0)

شیطان در تعابیر قرآنی

شیطان پرستی

 

از موضوعاتی که در قرآن به صورت گسترده مطرح شده است موضوع شیطان است و در این کتاب مقدس مطالب بی نهایت مهمی پیرامون «شیطان» آمده است که هر عاقلی را سخت تکان می دهد و به تامل جدی وا می دارد.

شیطان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس بود «وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا » (1)

شیطان نسبت به پروردگارش نافرمان بود «إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِیًّا » (2)

شیطان دشمن آشکار انسان است « الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ » (3)

شیطان بسیار شکست دهنده و خوار کننده است « وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا » (4)

«فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ » (5)

شیطان تصمیم دارد بنی آدم را به سرنوشت پدر و مادرشان مبتلاکند پس باید شدیدا از فتنه او برحذر باشید «یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ » (6)

آنچه ذکر شد نمونه بود از آنچه در قرآن مجید راجع به شیطان آمده است و همین مقدار هم به وضوح ضرورت تحقیق از موضوع شیطان نشان می دهد زیرا طبق آیات قرآن شیطان دشمن آشکار انسان است و شناخت دشمن به حکم عقل و شرع از ضروریات است.

شیطان به حقیقت مانع و سد تکامل انسان، به سوی تقرب خدا است. شیطان از خداوند، مهلت خواسته که تا روز قیامت در انسان ها القای وسوسه کند. شیطان قسم یاد کرده که همه انسان ها را به جز مخلصین به گمراهی بکشاند. همه انسان ها حتی اولیا و متقیان از شر او، ایمن و مصون نیستند و در قرآن کریم شیطان به عنوان مظهر فساد و منشا بدی ها معرفی شده که انسان را از روشنایی ایمان به تاریکی کفر و شرک دعوت می کند و در احادیث، مبارزه با این دشمن درونی که همان نفس اماره می باشد به عنوان جهاد اکبر، معرفی شده است.

انسان دارای ابعاد وجودی مختلفی است و یکی از ابعاد وجودی او، بعد منفی همان بعد شیطان صفتی او است و انسان اگر بخواهد، به هدف متعالی خویش که همان تقرب به خدا است واصل شود باید ابعاد وجودی مثبت و منفی خویش را بشناسد. پس می توان بیان کرد که در واقع شیطان شناسی، یکی از ابعاد وجودی انسان است و در اهمیت انسان شناسی همین بس که در احادیث، مقدمه و زمینه معرفی شده است.

در مورد مسئله شیطان در قرآن در کتاب های زیادی به صورت پراکنده از موضوعات مختلف در این زمینه بحث شده است از جمله کتب تفسیری، کتب روایی، صحیفه سجادیه، کتب اخلاقی، عرفانی، نهج البلاغه و در زمینه پرداختن به مبحث شیطان در قرآن توسط آقای احمد زمردیان کتاب شیطان کیست و آیات شیطان چیست توسط آقای کریم برزگر شیطان شناسی به نگارش در آمده است.

شیطان تصمیم دارد بنی آدم را به سرنوشت پدر و مادرشان مبتلاکند پس باید شدیدا از فتنه او برحذر باشید.

برای نجات از شر این دشمن خطرناک باید «استعاذه» کرد.

خداوند متعال، به حبیبش می فرماید که چون از شیطان رجیم به تو وسوسه ای رسید از خداوند متعال پناه بخواه زیرا او شنوای داناست «وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ »

واژه شیطان در قرآن کریم به صورت مفرد هفتاد بار و به صورت جمله شیاطین هجده بار استعمال شده است و شیطان اسم عام است برای هر موجود متمرد شریر و احیانا در روایات بر موجودات موذی و مضر هم اطلاق می شود و این کلمه در واقع وصف است نه اسم علم، اکثر لغت شناسان اصل کلمه شیطان را از «شطن یشطن» به معنای دور شده از خیر می دانند و در مورد عربی بودن با غیر عربی بودن این کلمه میان لغت شناسان اختلاف وجود دارد ولی اکثریت لغت شناسان آن را عربی و مشتق از ابلیس می دانند که به معنای کسی است که از رحمت خدا مایوس شده است و کلمه ابلیس نیز یازده بار در قرآن کریم آمده است . (7) بعضی این کلمه را عربی و مشتق از ابلیس» می دانند و بعضی می گویند عجمی و جامد است که از زبان دیگر وارد عربی شده است ولی رای اکثریت این است که مشتق از «ابلیس» و به معنای کسی است که از رحمت خدا مایوس شده است.

قرآن کریم افعال و کارهایی را به شیطان نسبت داده است برخی از آنها عبارتند از: استکبار، کفر، حرص، حسد، تعصب، جهالت و شیطان در زمره عالمان نبوده و نیست بلکه اهل کشف و شهود محقق است که اهل سفسطه و غلط اندازی است و محور کارش مغالطه و وهم اندازی است، القای وسوسه، امر به فحشا، ایجاد نسیان از ذکر خدا، ایجاد دشمنی وی به مردم، تعلیم سحر و در واقع می توان گفت که محور همه افعال زشت شیطان است که ایجاد وسوسه در دل انسان ها می کند و همچنین ابلیس دارای ذریه است و گروهی ابلیس را از جن و گروهی او را از ملائکه می دانند ولی ابلیس از جن است چون ابلیس دارای اولاد و ذریه است کار شیطان وسوسه است و وسوسه شیطان به قدری قوی است که ابوین ما آدم و حوا (ع) تحت تاثیر قرار گرفتند شیطان ما را به پیروی از امور غیر قرآنی و شرعی و پیروی از افکار بد و سوء ظن به مردم و به پیروی از گذشتگان که خلاف احکام الهی عمل می کرده و می زیسته اند و به تعلیم دروغ و ترس های واهی و بیهوده شدن و به تسلیم شدن به وسوسه های شیطان و پیروی از وحی باطل و به زیاده روی در کارها و زیاده روی در مال و سوء استفاده از صحت و سلامتی و شراب خواری و خوابیدن در اوقات اختصاصی نماز مخصوصا نماز صبح و دزدی و سرقت بویژه از نماز و خشمناک شدن و شوخی بی حد و حصر نمودن و درگوشی سخن گفتن در مجالس و غیبت و بدگویی دیگران در حضورشان و فراموشی یاد و ذکر خداوند متعال و ترسیدن از فقر و در نتیجه کارهای خیر و خوب را انجام ندادن و جدال و کشمکش و حرام کردن حلال های الهی و کاشتن ناامیدی ها و کوچک شمردن مسلمانان و مردم و کوچک پنداشتن گناهان و مایوس و ناامید بودن از رحمت های الهی و اظهار نگرانی شدید درگرفتاری ها و مصائب و جهل و غرور و کبر دعوت می کند.

شیطان در بهشت آدم

شیطان در این برنامه ها از ابزار و شیوه هایی مانند خطوات و همزات که در واقع طرق و راه های او به صورت تدریجی می باشد استفاده می کند. در این برنامه ها او به تنهایی عمل نمی کند، بلکه دارای نیروهایی از قبیل ذریه، حزب، اولیاء و جنود می باشد. راه مقابله با شیطان این است که به خداوند متعال پناه برد و استعاذه و توبه کرد و به او توکل نمود زیرا خداوند متعال شنوا و دانا است.

پناه خواهی از خداوند عالی ترین مراحل پناهندگی و بزرگترین ضامن اجرای مقررات اخلاقی است. کسانی که به خدا ایمان دارند و از روی حقیقت او را یگانه معبود شایسته پرستش می دانند بر هواپرستی و مال پرستی و شهوت پرستی و نظائر اینها نمی گرایند.

خداوند شیطان را به سجده کردن در مقابل آدم امر کرد ولی شیطان با عدم اطاعت از فرمان خدا در واقع اولین گناه در عالم را انجام داد و در مقابل خداوند ادعای بزرگی و تکبر کرد و به دلیل استکبار و ادعای استقلال ذاتی خویش از درگاه الهی رانده شد و مشمول لعنت الهی گردید و از زمره کافران محسوب شد.

ابلیس بعد از آنکه بر اثر ابای استکباری از سجده مورد رجم و لعن قرار گرفت درخواست انظار کرد و از خداوند مهلت خواست تا روز قیامت، به منظور بقاء در دنیا و ایجاد انحراف و گمراهی در انسان ها، خداوند تبارک و تعالی نیز با تقاضای او موافقت کرد. برخی از مفسران معتقدند که شیطان ابتدا مومن بوده ولی قبل از اعلان به فرمان خدا به سجده در مقابل آدم کافر گشته ولی این صفت را کتمان کرد تا اینکه هنگام اعلان فرمان خدا این صفت درونی را آشکار. در قیامت همه شیاطین برانگیخته می شوند و خداوند می فرماید: بحق سوگند که جهنم را از تو و پیروانت پر می کنم. جهنم کیفر شماست کیفری فراوان. شیطان به پیروانش در روز قیامت می گوید: من هیچ گونه سلطه ای بر شما نداشته ام جز اینکه شما را دعوت کردم و شما پذیرفتید پس مرا سرزنش نکنید. نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس من و من بیزارم از اینکه مرا در دنیا شریک خدا و طاعت قرار دادید و به تحقیق برای ستمکاران عذاب دردناکی است. شیطان رانده شده از درگاه الهی سمبل و مصداق زشتی ها و بدی هایی است که در امیال و خواسته ها و نیات انسانی تجلی کرده و میوه اش رفتار و کردار زشتی است که از آدمی صادر می شود.

خداوند متعال، به حبیبش می فرماید که چون از شیطان رجیم به تو وسوسه ای رسید از خداوند متعال پناه بخواه زیرا او شنوای داناست «وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.»

در همه ادیان مشهور (زردشتی- یهودیت و مسیحیت) مثل اسلام از یک موجود شریر، بدخواه و بدکار که با انسان و مصالح او ستیز نام برده است ولی صنع این موجود از حیث ماهیت، صفات و حدود اختیارات کاملامختلف است، یکی او را در مقابل ذات خداوند نیک ها قرار داده و دیگری در برابر ملائکه و آن دیگری مخلوقی ضعیف در حد کلب معلم (سگ آموخته)

بی شک این اختلاف از ناحیه آن ادیان نیامده است زیرا همه ادیان از صدر عالم تا خاتم یک دین بیش نیستند که در چهره های مختلف ظاهر شده اند «ان الدین عندالله الاسلام» و همه پیامبران یکسان هستند «لانفرق بین احد من رسله» بلکه این اختلاف از آنجا ناشی شده است که کتب اصلی آن ادیان آن طور که وحی مستقیم بوده است از بین رفته است.

عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد این مطلب واقعا در مورد دشمنی شیطان با انسان صادق است زیرا: ادامه حیات ابلیس برای موجود مختاری مثل انسان که با ایمان به اختیاری به تکامل برسد نه تنها ضرر نداشت بلکه به عنوان یک نقطه منفی برای تقویت نقاط مثبت موثر نیز بود.

خداوند متعال می فرماید: چون کار پایان گیرد شیطان به پیروانش می گوید: خدا به شما وعده حق داد و به من وعده داد و تخلف کردم «و قال الشیطان لما قضی الامران الله وعدکم و عدالحق و وعدتکم فاخلفتکم» من هیچ گونه سلطه بر شما نداشتم جز اینکه شما را دعوت کردم و شما پذیرفتید «و ما کان لی علیکم من سلطان الاان دعوتکم فاستجبتم» پس مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید «فلاتلومونی ولو موالانفسکم»

نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس «ما انا بمصرخکم و امانتم بمصرفی» من بیزارم از اینکه مرا در دنیا شریک خدا در طاعت قرار دادید.

«انی کفرت بما اشد کتمون من قبل» به تحقیق برای ستمکاران عذاب دردناکی است «ان الظالمین لهم عذاب الیم» روی همین جهت در روایات از «نفس» به عنوان دشمن ترین دشمن ها یاد شده است.

1- اسرا/ 27

    2- مریم/ 44

    3- یوسف/5

    4- فرقان/ 29

    5- بقره/ 36

    6- اعراف/27

    7- شعراء/ 95 و سباء/20

    منابع:

    1- قرآن کریم.

    2- نهج البلاغه، علی بن ابیطالب، گردآوری، ابوالحسن محمد بن الحسین معروف به سید رضی، ترجمه جعفر شهیدی، علمی و فرهنگی .1380

    3- صحیفه سجادیه، علی بن الحسین (زین العابدین)، مترجم محسن غرویان، و عبدالجواد ابراهیم، چاپ اول .1376

    4- ابلیس، عباس محمود العقاد، راز نهفته مصر للطبع و النشر الفجاله، القاهره، بی تا.

    5- ابلیس نامه یا قصه های شیطان، محسن غفاری، انتشارات پیام آزادی، چاپ اول .1377

    6- اخلاق در قرآن، محمد تقی مصباح یزدی، انتشارات امیرکبیر، تهران چاپ دوم 1372 ش.

    7- جن و شیطان در ادبیات و ادیان، زین العابدین دست داده، ناشر مجتمع فرهنگی و هنری شهید عبدالرضا مصلی نژاد جهرم، چاپ اول .1377

    8- جن و شیطان، تحقیقی قرآنی، روایی و عقلی، علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ چاپ اول زمستان .85



- نظرات (0)

5 چیزی که شیطان را دور می کند!


شیطان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود:

اَلا اُخْبِرُكُمْ بِشَىْ‏ءٍ اِنْ اَنـْتُمْ فَعَلْتُموهُ تَباعَدَ الشَّیْطانُ مِنْـكُمْ كَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟ قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـكْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِى اللّه‏ِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعانِ دابِرَهُ وَ الاِْسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَ تینَهُ ؛‌

آیا شما را از چیزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنید، شیطان از شما دور شود، چندان كه مشرق از مغرب دور است؟ عرض كردند: بله. فرمودند: روزه روى شیطان را سیاه مى كند، صدقه پشت او را مى‏ شكند، دوست داشتن براى خدا و همیارى در كار نیك، ریشه او را می كند و استغفار شاهرگش را مى ‏زند. (میراث حدیث شیعه ، ج 2، ص 20، ح 18)

هیچ چیز مانند روزه گرفتن در هوای گرم روی شیطان را سیاه نمی کند . روزه گرفتن در هوای گرم ، روزه گرفتن در سختی ها و ...

آن هم روزی حقیقی، نه تنها از خوردن چشم پوشی کنیم بلکه همانطور که امام صادق (علیه السلام) فرمود تمام بدنت را روزه کن، چشمت ، گوشت، دستت و ... همه را روزه کن .

روزه گرفتن اعلام جنگ با شیطان است هیچ چیز مانند روزه گرفتن در هوای گرم روی شیطان را سیاه نمی کند .

 

اگر می خواهید کمر شیطان را خورد کنید

با صدقه دادن در راه خدا کمر شیطان را خورد کنید. شیطان از انسانیت شما بدش می آید، شیطان می خواهد شما را حیوان صفت بکند. در راه خدا انفاق کنید ولو با یک دانه رطب.

 

ریشه ی شیطان را بکنیم

آن چیزی که ضربه به پای شیطان می زند و شیطان را به زمین می اندازد آن است که زندگی را رنگ خدا بدهید. به خاطر خدا دوست هم باشید و کمک کنید هم نوعتان را در عمل صالح . زیرا این کار شیطان را به زمین می اندازد و پایش را قطع می کند .

در دعایی از امام سجاد داریم که حضرت در فرازی می فرمایند: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ».

نیت، مثل نخی است که داخل اسكناس است و این به اسكناس ارزش می‌دهد، همان طور نیت و قصد قربت به كارها ارزش می‌دهد

می گویند: کیمیا را بزنید به مس طلا می‌شود. این کیمیا چیست؟ جواب: نیت كیمیا است. چون به بدترین كارها نیت خوب بزنی می‌شود عبادت، و به بهترین عبادتها و كارها نیت بد بزنی خراب می‌شود.

جراح و چاقوكش هر دو شكم پاره می‌كنند. به جراح پول می‌دهند و از چاقوكش پول می‌گیرند. و لذا در قرآن زیاد فرموده: «فی سَبیلِ اللَّهِ» یعنی كاری كه می‌كنید در راه خدا باشد. و جمله «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» بقره/207 كاری كه می‌كنید برای رضای خداوند باشد. و یا جمله «لِوَجْهِ اللَّهِ» دهر/9 كاری كه می‌كنید برای رضای خداوند باشد. و یا جمله «لله » كاری كه می‌كنید برای رضای خدا باشد. تعبیرات مختلف و زیادی است از این قبیل.

در انتخاب همسر، شغل، حرف، مكان، زمان، افطاری دادن، سلام كردن، برای خدا باشد. چرا سلام كردی؟ اگر چون پول دارد سلام کردی، جهنمی شدی. امام رضا علیه السلام: «اگر كسی به خاطر پول سلام كند یك سوم دینش از بین رفته است.» اگر روز جمعه نیت غسل جمعه و یا هر غسل دیگری كنی، ثواب می‌بری. ولی اگر نیت نكنی در تمام اقیانوسها هم  بروی، ثوابی به تو نمی‌دهند.

صبّاغ «صِبْغَة»: یعنی رنگ و رنگرز، «صِبْغَةَ اللَّهِ» بقره/138 یعنی كارها را رنگ خدایی بدهید. گوشواره برای دختر می‌خری شبی باشد كه نماز می‌خواند تا رنگ عبادت پیدا کند، بنایی می‌کنی برای خدا خانه را رو به قبله بساز. «وَ اجْعَلُوا بُیُوتَكُمْ قِبْلَةً» یونس/87 خانه‌ها را رو به قبله بسازید(و به تفسیر دیگر مقابل هم برای امنیت).

شكستنی می‌خواهی بخری، زمانی كه افطاری می‌دهی تهیه كن بعد هم بگذار برای استفاده‌های بعدی. بگذار خریدتان رنگ افطاری داشته باشد. آب صورتتان میریزید رنگ وضو داشته باشد؛ شیرجه می‌روی رنگ غسل داشته باشد. «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ».

نیت، مثل نخی است که داخل اسكناس است و این به اسكناس ارزش می‌دهد، همان طور نیت و قصد قربت به كارها ارزش می‌دهد.

اگر زندگی ها یمان را این گونه رنگ کنیم ، خواهیم دید که شیطان در زندگی هایمان به امید خدا ریشه کن می شود.

 

شاهرگ شیطان را قطع کنیم

عرب به شاهرگ قلب می گوید "وتین" . با استغفار شاهرگ قلب شیطان را بزنید تا نابودش کنید .

استغفار در لغت از ماده غفر(به معنای پوشاندن و مستور کردن. قرشى سید على اکبر ؛ قاموس قرآن‏، تهران‏، دار الکتب الإسلامیة،1371 ش‏، ششم‏،، ج‏5، ص 108) مصدر باب استفعال به معنى پوشانیدن و محو آثار خطاء است (مصطفوى، حسن‏؛تفسیر روشن‏، تهران‏، مرکز نشر کتاب‏،1380 ش‏، اول‏، ج‏6، ص 54 )  و در اصطلاح طلب غفران نمودن با زبان و عمل(راغب اصفهانی،حسین بن محمد؛ ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن‏، خسروى حسینى سید غلامرضا، تهران‏، انتشارات مرتضوى‏،1375 ش‏، دوم، ج2ص703) است و طلب مغفرت در صورتى محقّق مى‏شود که ندامت قلبى و پشیمانى از خطایى که واقع شده است حاصل گردد.(تفسیر روشن، ج‏6، ص 54)

نخستین مرتبه تقوى، بیزارى از زشتی ها و انگیزه‏هاى نفسانی مى‏باشد که با خرد، منافات دارد. این مرتبه، همان مقام استغفار است.(گنابادی،سلطان محمد؛ترجمه بیان السعادة فى مقامات العبادة، خانى رضا / حشمت الله ریاضى، تهران‏، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‏نور،1372 ش‏، اول‏ ، ج‏1، ص 424) استغفار درجه بلند مرتبگان و صدای استغفار خوش ترین صدا در نزد پروردگار است.

استغفار
استغفار یعنی چه؟

استغفار طلب آمرزش است و او مقرون به توبه است.(أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏13، ص 209) حال فرق میان توبه و استغفار این است که:

1- استغفار، طلب آمرزش است بوسیله دعا، توبه یا ... ولى توبه پشیمانى از معصیت و تصمیم بر عدم تکرار آن است.( طبرسی،فضل بن حسن؛ ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، مترجمان‏، تهران‏، انتشارات فراهانى‏،1360 ش،‏ اول‏ ، ج‏7، ص 133)

2- استغفار، طلب مغفرت مى‏باشد براى گناهان گذشته، نه گناهان آینده ولى توبه، طلب مغفرت از گناهان گذشته و تعهد بر ترک گناهان آینده است.( نجفى خمینى محمد جواد ؛تفسیر آسان‏، تهران‏، انتشارات اسلامیه،1398 ق‏، اول‏، ج‏7، ص 220)

3-  در توبه درخواست لقاء خدا و درک وصل او است، ولى در استغفار درخواست آمرزش خود و رفع موانع و حجاب ها است.( تفسیر روشن، ج‏6، ص 185)

4-  توبه مختص به گنه کار است که حقیقتاً از عمل خود پشیمان است و لکن استغفار دعاء است بمعنى طلب مغفرت.( أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏7، ص 276)

با صدقه دادن در راه خدا کمر شیطان را خورد کنید .شیطان از انسانیت شما بدش می آید، شیطان می خواهد شما را حیوان صفت بکند . در راه خدا انفاق کنید ولو با یک دانه رطب

شرایط استغفار

حضرت على(علیه السلام) فرمودند: مى‏دانى معناى استغفار چیست؟ استغفار درجه والا مقامان است و داراى شش معنا است:

 اوّل- پشیمانى از آن چه گذشت، دوّم- تصمیم به عدم بازگشت، سوم- پرداختن حقوق مردم‏ چنانکه خدا را پاک دیدار کنى که چیزى بر عهده تو نباشد، چهارم- تمام واجب‏هاى ضایع ساخته را به جا آورى پنجم- گوشتى که از حرام بر اندامت روییده با اندوه فراوان آب کنى چنان که پوست به استخوان چسبیده، گوشت تازه بروید. ششم- رنج طاعت را به تن بچشانى چنان که شیرینى گناه را به او چشانده بودى. پس آنگاه بگویى استغفر اللَّه! (سید رضی؛ نهج البلاغة، محمد دشتى‏، قم‏، مشهور،1379 ش‏، اول‏، ح417)

علامه طباطبایی(ره) استغفار را مشروط به توبه و عمل صالح دانسته است (طباطبایی،محمد حسین؛ ترجمه تفسیر المیزان‏، موسوى همدانى سید محمد باقر، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏،1374 ش‏، پنجم‏،ج‏4، ص 36) و می فرمایند: استغفار کسى مۆثر است که نخواهد آن عمل زشت را هم چنان مرتکب شود.( ترجمه تفسیر المیزان، ج‏4، ص 30)

پس استغفار به درگاه خداوند، زمینه نزول برکاتی را فراهم می کند اما این حکم شامل مشرکین(سوره توبه،آیه113ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِیمِ ) نمی شود. استغفار کردن برای منافقان به دلیل کفر و فسق آن ها بی اثر می باشد.

آیه ای (سوره توبه،آیه 80اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ‏) خطاب به رسول گرامى(صلی الله علیه وآله) می فرماید: چنانچه در باره منافقان طلب عفو و آمرزش نمائى و یا از این درخواست صرف نظر کنى یکسان است و چنان چه هفتاد بار براى آنان طلب عفو و مغفرت نمائى پروردگار آن ها را نخواهد آمرزید؛ زیرا مغفرت و آمرزش عبارت از محو گناه است و تیره‏گى آن از صحیفه روان گناهکار زایل شود و صفاء یابد.

نگذارید ذره ای از بار گناهان گذشته روی دوشتان سنگینی کند چون تا انسان احساس گناه می کند شیطان امید دارد.


- نظرات (0)

پیامبران اجنّه قبل از خلقت بشر


جن و ...!

در قرآن مجید اصل وجود جن مورد تایید قرار گرفته، اما آیا اجنه پیش از آفرینش آدم، پیامبر داشته اند یا نه؟

باید گفت: برای اجنّه دو مقطع زمانی مفروض است. یک مقطع زمانی قبل از خلقت بشر و یک مقطع زمانی بعد از خلقت بشر.

در مقطع زمانی دوم؛ یعنی پس از خلقت و آفرینش انسان که مشترک میان جن و انس است (چه قبل از ظهور اسلام و چه بعد از ظهور اسلام) مطابق آنچه که در آیات قرآن مجید آمده است جنیان نیز همانند انسان ها مکلف بوده اند که از پیامبرانی که در میان انسان ها مبعوث شده و از جنس بشر بودند پیروی نمایند.[1] بر همین اساس بسیاری از اجنه به پیامبران الاهی ایمان آورده و گروهی دیگر ایمان نیاورده و کافر شدند.

اما در مقطع زمانی؛ قبل از خلقت بشر، آن هنگامی که خداوند هنوز انسان را خلق نکرده، ولی اجنّه را آفریده بود، آیا برای آگاهی و هدایت اجنّه پیامبرانی مبعوث شده بودند یا خیر؟ و اگر مبعوث شده اند آیا از جنس جن بوده اند؟ در پاسخ می توان گفت: قبل از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) پیامبرانی از جنس اجنّه در بین آنان وجود داشته است زیرا:

1- از سویی قرآن کریم هدف از آفرینش جن و انس را عبودیت و تکامل می داند و می فرماید: “همانا جن و انس را برای عبادت آفریدم”.[2] شکی نیست که رسیدن به مقام واقعی عبودیّت که همان کمال واقعی است بدون تکالیف میسر نیست. از این جهت می توانیم بگوییم که اجنه هم مکلف بوده اند[3] و بر این نکته آیات قرآن هم گواهی می دهند.[4]

و از سویی دیگر روشن است که نمی شود خداوند حکیم جن را مکلف کرده باشد، ولی تکلیف و اجزا و شرایط آن را به آنان نیاموخته و راهنما نفرستاده باشد. بنابراین، تکلیف جن و انس فرع بر ارسال نبی است و تا ارسال پیامبری صورت نگرفته باشد، تکلیف جایز نیست.

در روایت آمده است که یک مرد شامی از حضرت علی (علیه السلام) پرسید: آیا خداوند پیامبرانی را به سوی جن فرستاده است؟ امام علی (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: “آری خداوند پیامبری به نام یوسف برای ارشاد آنان فرستاد، ولی آنها وی را به شهادت رساندند

2- خداوند عادل و حکیم است و فعل قبیح از عادل حکیم سر نمی زند. چگونه است که خداوند می فرماید: جن و انس را در صورت کوتاهی در انجام وظایف مواخذه و عذاب می نمایم : “دوزخ را از جن و انس همگی (افراد بی ایمان و گنه کار) پر می کنم”.[5] آیا ممکن است خداوند عادل و حکیم بدون این که پیامبرانی را به سوی آنها گسیل داشته باشد و با آنان اتمام حجّت کرده باشد،آنها را عذاب کند؟ قطعاً جواب منفی است، چرا که عقاب مکلف بدون ارسال نبی و اتمام حجت قبیح است و فعل قبیح از حکیم سر نمی زند. اجنه نیز مشمول این قاعده کلی عقلی هستند. بعلاوه خود قرآن هم می فرماید: “ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر این که پیامبری را مبعوث کرده باشیم (تا وظایف شان را بیان کند)[6]، پس قطعا آنها دارای پیامبرانی بوده اند.

جن

3- آیه شریفه: “یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی‏ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُم‏ هذا…”.[7]؛ ای گروه جن و انس آیا پیامبرانی از شما به سوی شما نیامد. تا آیات مرا بر شما بخواند و شما را به ملاقات این روز انذار دهد…؟

مفهوم این آیه و احتجاج قاطع آن، به روشنی دلالت دارد که در تمام مقاطع زمانی وجود اجنه، قبل از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) و بعد از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) و حتی قبل و بعد از اسلام، پیامبرانی برای آنها بوده است. منتها طبیعی است که قبل از خلقت بشر این پیامبر از جنس خودشان بوده باشد.[8] شاهد این مطلب آیه دیگری است که می فرماید:

إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیرٌ”؛[9] ما تو را به حق براى بشارت و انذار فرستادیم و هر امّتى در گذشته انذارکننده‏اى داشته است.

4- در روایت آمده است که یک مرد شامی از حضرت علی (علیه السلام) پرسید: آیا خداوند پیامبرانی را به سوی جن فرستاده است؟ امام علی (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: “آری خداوند پیامبری به نام یوسف برای ارشاد آنان فرستاد، ولی آنها وی را به شهادت رساندند.[10] این روایت نیز به خوبی دلالت دارد که اجنه پیامبرانی مختص به خود داشته اند.

بنابراین، با توجه به آنچه بیان کردیم روشن شد که گروه جن گروهی مکلف و دارای تکلیف بوده و قبل از خلقت بشر پیامبرانی برای ارشاد و هدایت آنان مبعوث شده اند، لکن کیفیت آن بر ما معلوم نیست.

 

پی نوشت ها :

[1] البته باید توجه داشت که این مسئله در باره حضرت موسی (ع) و پیامبر اسلام قطعی است و در باره بقیه پیامبران از جنس بشر، مفسران دیدگاه های گوناگونی ارائه کرده اند.

رساترین و گویاترین آیات در این مورد آیات 29 و 30 سوره مبارکه احقاف است: “وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِیَ وَلَّوْا إِلى‏ قَوْمِهِمْ مُنْذِرینَ قالُوا یا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا کِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى‏ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى‏ طَریقٍ مُسْتَقیمٍ”؛ بیاد آور هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه ساختیم که قرآن را استماع کنند وقتی حضور یافتند به یک دیگر گفتند خاموش باشید و گوش فرا دهید (بشنوید) و هنگامی که پایان گرفت به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را انذار کردند و به قوم خود گفتند ای قوم! ما کتابی را استماع کردیم که بعد از موسی (ع) نازل شده است و کتب قبل از خود را نیز تایید و تصدیق می کند و…”. البته اگر دراین آیه می بینیم که از انجیل اسمی برده نمی شود به خاطر آن است که تورات کتاب اصلی است و مسحیان هم احکام شرایع خود را از آن گرفته و می گیرند، نک: تفسیر نمونه، ج 21، ص370. علامه طباطبائی نیز در تفسیر المیزان به صراحت می فرماید: این فراز از آیه مبارکه ” انا سمعنا کتاباً انزل من بعد موسی مصدقاً لما بین یدیه”، اشعار بلکه دلالت دارد بر این که جنیان نامبرده مؤمن بر دین حضرت موسی (ع) و کتاب آن جانب بوده اند، نک: تفسیر المیزان، ج 18، ص 350 در باره مقطع زمانی بعد از اسلام هم آمده است: پیامبر اکرم (ص) از مکه به سوی بازار عکّاظ در طائف آمد تا مردم را که در آن مرکز بزرگ اجتماع کرده بودند، به دین اسلام دعوت کند، اما کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد. در بازگشت به محلی رسید که آن را وادی جن می گفتند. شب را در آن جا ماند و تلاوت آیات قرآن می فرمود. گروهی از جنیان آیات را شنیدند و ایمان آوردند و برای تبلیغ به سوی قوم خود بازگشتند. نک: تفسیر نمونه، ج 25، ص 100، ذیل آیات 1و 2 سوره جن.

البته عده ای از عبارت “رسل منکم” در آیه شریفه: “یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیاتی‏ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُم‏ هذا…”؛ ای گروه جن و انس آیا پیامبرانی از شما به سوی شما نیامد. تا آیات مرا بر شما بخواند و شما را به ملاقات این روز انذار دهد… خواستند استفاده کنند که پیامبر جنیان بعد از خلقت آدم هم از جنس خودشان بوده است. اگرچه در باره پیامبر اسلام قبول دارند که پیامبر جن و انس بوده است. نک: تفسیر روح البیان، ج 3 ، ص105؛ اسماعیل حقی بروسوی؛ تفسیر راهنما، ج 5 ، ص 354 ولی عده ای دیگر از مفسران با رد این دیدگاه می گویند:

آنچه از آیات سوره جن به خوبى استفاده مى‏شود، این است که قرآن و اسلام براى همه، حتى آنها نازل شده، و پیامبر اسلام مبعوث برای همه بوده است، منتها هیچ مانعى ندارد که رسولان و نمایندگان از خود آنها از طرف پیامبر (ص) مامور دعوت آنان بوده باشند و کلمه”منکم” (از شما) دلیل بر آن نیست که پیامبران هر دسته از جنس خودشان خواهند بود؛ زیرا هنگامى که به گروهى گفته شود”، نفراتى از شما …” این نفرات ممکن است از یک طایفه یا از همه طوایف باشند. نک: تفسیر نمونه، ج 5، ص 443،  یعنی کلم؛”منکم” بیش از این دلالت ندارد که پیغمبران از جنس مجموع و روى هم رفته همان جن و انسى بودند که به سوى ایشان مبعوث شدند و خداوند پیغمبران را از جنس ملائکه قرار نداد تا امت ایشان از دیدنشان وحشت نکنند، و کلام ایشان را که همان زبان مادرى خودشان است بفهمند. اما این که براى جن پیغمبرانى از جن و براى انس انبیایى از انس مبعوث کرده باشد، آیه شریفه هیچ گونه دلالتى بر آن ندارد، نک: تفسیر المیزان، ج7 ، ص 540.

[2] “و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون”، ذاریات ، 56

[3] نک: بحارالأنوار، ج۶۰، ص۳۱۱٫

[4] “أُولئِکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ کانُوا خاسِرِینَ”، احقاف ، 18

[5] سجده، 13و هود، 119

[6] اسراء، 15

[7] انعام، 130

[8] این نکته طبق نظر عده ای از مفسران از ظهور “رسل منکم ” قابل استفاده است و این شامل همه زمان ها می شود، اما زمان حضرت موسی (ع) و پیامبر اسلام (ص) استثناء شده و پیامبران آنها از جنس خودشان نبوده اند.

[9] فاطر، 29

[10] بحار الانوار، ج 10 ، ص 76  :”هل بعث الله نبیا الی الجنّ فقال نعم بعث الیهم نبیا یقال له یوسف فدعاهم الی الله فقتلوه”.


- نظرات (0)

نکاتی در مورد اجنه و راندن آنها



جن
نر و ماده بودن و تولید مثل جنّ‌ها

طبق نصّ آیات قرآن، مسأله زوجیت شامل همه مخلوقات می‌گردد؛ بنابراین، جنّ نیز که یکی از مخلوقات خداوند است دارای دو جنس نر و ماده و توالد و تناسل می‌باشد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَمِن كُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ». (ذاریات، 49) ؛ و از هر چیز جفتی بیافریده ایم ، باشد که عبرت گیرید.

این آیه به عمومیّت نر و مادگی تمام موجودات، تصریح دارد و جمله‌ «کل شئ» شامل جنّ‌ها نیز می‌شود.

آیه‌ « وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا » (جن، 6) ؛ و نیز مردانی بودند از آدمیان که به مردانی از جن پناه می بردند و بر طغیانشان می افزودند.

جنّ‌ها مردانی دارند و مرد جایی مطرح است که زن نیز باشد، بنابراین آنها هم مرد دارند و هم زن.

در قرآن در توصیف حوریان بهشتی آمده است: « لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ » (رحمن، 56) تأکید آیات در وصف حوریان بهشتی - که قبل از شوهرانشان توسط کسی از جنّ و انسان لمس نشده‌اند - نمایانگر این است که مسأله مقاربت نر و ماده در میان جنّ‌ها همانند انسان جاری است.

 

حیات و مرگ جن

قرآن کریم درباره مرگ جنّ‌ها می‌فرماید: « وَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِینَ » (فصلت، 25) ؛ و برایشان همدمانی مقدر کردیم و آنان حال و آینده را در نظرشان بیاراستند و بر آنها نیز همانند پیشینیانشان از جن و انس ، عذاب مقرر شد زیرا زیانکار بودند.

کلمه «قد خلت» مبین آن است که امت‌های جن مانند گروه‌های انسان از بین رفته‌اند. بنابراین جنّ‌ها نیز به اجل‌های معین و معلومی می‌میرند.

برخی از آیات نیز که به گوش دادن تعدادی از آنها به تلاوت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و یا حضور آنها در سپاه سلیمان اشاره دارند نمایانگر حضور جن در زمین هستند. (جن، آیات اولیه؛ احقاف، 29-32؛ نمل، 17) اما از آیات می‌توان استنباط نمود که جن می‌تواند در آسمان و زمین حضور داشته باشد

برخی معتقدند چون جنّ از موجودات مثالی و فاقد جسم هستند، نسبت به موجودات مادی، اصطکاک کمتری دارند و همین نکته سبب می‌شود که فرسودگی آنها به تعویق افتد و عمر طولانی داشته باشند. (ابن‌سینا، 1366: 74؛ کربن، 1385: 339) اما با استناد به آیات، عمر جن نمی‌تواند فاقد اجل معینی باشد. البته میزان متوسط عمر جن نامشخص است و شاید همان‌گونه که عمر انسان در ادوار مختلف، متفاوت بوده است، عمر جن نیز چنین باشد؛ فقط در مورد شیطان آمده است که به هنگام نافرمانی خداوند به او فرمود: تو از زمره پست‌ترین فرومایگانی و شیطان گفت: « قَالَ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِینَ ». (اعراف، 14و15) ؛ گفت : مرا تا روز قیامت که زنده می شوند مهلت ده * گفت : تو از مهلت یافتگانی.

برخی «وقت معلوم» و «یوم یبعثون» را به یک معنا گرفته و معتقدند خداوند متعال به طور مطلق به ابلیس پاسخ داد که تو از مهلت یافتگان هستی. (رازی، 1417: 9، 234)

جن
مکان جن

یکی از سؤال‌هایی که درباره‌ جن مطرح می‌گردد، مکان حضور آنهاست. آیات قرآن به حضور جن در آسمان و زمین اشاره دارند. در سوره جنّ آمده است که جنّ‌ها پس از استماع قرآن گفتند: « وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا». (جن، 8) ؛ و ما بر آسمان دست یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم.

گروهی از پریان در آسمان‌ها به شنیدنی‌ها گوش می‌دادند و بر آن‌ها می‌افزودند و دروغ می‌ساختند تا آنکه ناگهان دچار تیر شهاب شده، از آسمان‌ها به زمین آمدند و در ادامه می‌فرماید « در آسمان برای شنیدن، به کمین می‌نشستیم (اما) اکنون هر که بخواهد به گوش باشد تیر شهابی در کمین خود می‌یابد.»(جن، 9)  جنّ‌ها با استناد به این دو آیه خواسته‌اند بگویند از امروز هر کس از ما در آن نقطه‌های قبلی آسمان به گوش بنشیند، تیرهای شهابی را می‌یابد که از خصوصیاتش این است که تیراندازی در کمین دارد. آنها هم‌زمان با نزول قرآن و بعثت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از تلقّی اخبار غیبی آسمانی و استراق سمع برای به دست آوردن آن ممنوع شده‌اند. برخی از آیات نیز که به گوش دادن تعدادی از آنها به تلاوت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و یا حضور آنها در سپاه سلیمان اشاره دارند نمایانگر حضور جن در زمین هستند. (جن، آیات اولیه؛ احقاف، 29-32؛ نمل، 17) اما از آیات می‌توان استنباط نمود که جن می‌تواند در آسمان و زمین حضور داشته باشد.

روایات برای کسانی که از آزار و اذیت جنّیان می ترسند و برای دفع جنّ، دستور عمل هایی ذکر شده است که به برخی اشاره می کنیم: 1- دورى از تنهایى. 2- تغییر مکان و محل زندگى اگر چه به طور موقت. 3- صدقه دادن. 4- خواندن سوره هایى از قرآن که به چهار قل معروفند: که عبارتنداز: «کافرون»، «اخلاص»، «ناس»، «فلق» و نیز خواندن آیه «و ان یکاد»

دیدن جن

جن از موجودات مجردی است که در جهان مادی از چشم انسان پنهان است، اما مشاهده آنها برای برخی به اذن الهی امکان‌پذیر است. در قرآن نیز به طور صریح به رؤیت جن اشاره نشده، اما طبق ظاهر برخی از آیات، جن‌ها ما را می‌بیند ولی ما آنها را نمی‌بینیم. خداوند متعال درباره بر حذر داشتن بنی آدم از شیطان و اتباع او می‌فرماید:« إِنَّهُ یَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ ». (اعراف، 27) ؛ اش از جایی که آنها را نمی بینید شما را می بینند.

جن از نظر قرآن مانند فرشته، موجودی نامرئی است ولی گاهی به صورتی ممثّل و قابل رؤیت می‌شود. داستان حضرت سلیمان در قرآن و خدمت جنّ‌ها به آن حضرت، از قبیل ساختن کاخ‌ها و تمثال‌ها (سبá 12و13) و همچنین جریان لشکرکشی او به مملکت سبأ که عفریتی از جن به وی گفت: «من تخت ملکه سبأ را قبل از آنکه از جای خود حرکت کنی نزد تو می‌آورم» (نمل، 17ـ39) نمایانگر تجسم جنّ به صورت‌های دیگر است، زیرا جن از صور مثالی است که به اذن خداوند می‌تواند به هیأت انسان یا به هر شکل دیگری از جمله حیوانات درآید.

شیخ بهایی معتقد است، جنّ‌ها می‌توانند به صور گوناگونی درآیند و یا از صورتی به در شوند و به دیگر صورت‌ گردند. (عاملی، 1363: 422) جنّ‌‌ها وقتی پیش داود(علیه السلام) ظاهر شدند تا او را به سهو و خطای خود مطلع کنند، در قالب صور مثالی بودند و مهمانان حضرت ابراهیم(علیه السلام) که به وجود اسحاق بشارت دادند و بعد از آن به دیار قوم لوط رفته، آن بلاد را خراب کردند نیز در قالب صور مثالی بودند و از طعام ابراهیم(علیه السلام) هم نخوردند؛ از این بیان ظاهر می‌شود که ادراک اشباح و صور مثالی با چشم ممکن است. (هروی، 1363: 196)

برخی نیز بر امکان رؤیت جن با چشم انسان، در حد سالکانی که ابتدای سلوک را پشت سر گذاشته و به مقاماتی رسیده‌اند، تأکید دارند. (ر.ک: طبری، 1363: 5، 52 ـ54)

قرآن مجید
جن در روایات

با استناد به روایات متعددی که درباره جن وجود دارد، به مهم‌ترین ویژگی‌های آنها اشاره می‌کنیم:

1. جن نیز مانند انسان، دارای روح است با این تفاوت که ارواح‌ جنّ‌ها در جرمی لطیف جا دارند که بیشترین آن آتش و هواست، چنان‌که در بدن آدمی غلبه با آب و خاک است. (ر.ک: مجلسی، 1403: 14، 635؛ صدرالدین شیرازی، 1366: 1455؛ عاملی، 1363: 421و422)

2. جنّ‌ها دارای انواع و اقسامی هستند (قمی، 1363: 1، 186) و برخلاف نظر شیخ محمد عبده در تفسیر المنار که آنها را میکروب و علت و منشأ اکثر امراض معرفی می‌کند (ر.ک: رشید رضا، بی‌تا: 3، 95و96) آنها نیز مانند انسان، اختیار، اراده، تکلیف، ثواب و عقاب دارند.

3. در برخی از روایات آمده است که جن و شیطان هر دو در اصل وجود مشترک هستند، ولی شیطان نوعی از جن محسوب می‌شود که فقط کارهای شرّ از او صادر می‌شود، در حالی‌که جن‌ها هم خوب و بد و مسلمان و غیر مسلمان دارند. (ر.ک: قمی، 1363: 1، 184؛ رضی: خ 133)

4. جن و شیطان گاهی به یک صورتی ممثل و قابل رؤیت می‌شوند. آنها به محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) و سایر ائمه می‌آمدند و به یادگیری قرآن می‌پرداختند و مشکلات خویش را می‌پرسیدند. (ر.ک: کلینی، 1405: 2، 342؛ محمدی ری‌شهری، 1377: 2، 827؛ مجلسی، 1403: 18، 83؛ 27، 14؛ 38، 516؛ 39، 164؛ 63، 283)

5. جنّ‌ها ماننـد انسانهـا تغذیه می‌کننـد (ر.ک: حرّعاملـی، 1403: 1، 252؛ نجفــی، 1363: 2، 448) می‌خوابنــد (ر.ک: حرعاملی، 1403: 4، 1067، محمدی ری‌شهری، 1377: 9، 205) توالد و تناسل دارند (ر.ک: حرّعاملی، 1403: 14، 91) و می‌میرند (ر.ک: مدنی شیرازی، 1368 : 2، 9)

جن از نظر قرآن مانند فرشته، موجودی نامرئی است ولی گاهی به صورتی ممثّل و قابل رؤیت می‌شود. داستان حضرت سلیمان در قرآن و خدمت جنّ‌ها به آن حضرت، از قبیل ساختن کاخ‌ها و تمثال‌ها (سبá 12و13) و همچنین جریان لشکرکشی او به مملکت سبأ که عفریتی از جن به وی گفت: «من تخت ملکه سبأ را قبل از آنکه از جای خود حرکت کنی نزد تو می‌آورم» (نمل، 17ـ39) نمایانگر تجسم جنّ به صورت‌های دیگر است

چگونگی راندن جن ها و شیاطین

در روایات برای کسانی که از آزار و اذیت جنّیان می ترسند و برای دفع جنّ، دستور العمل هایی ذکر شده است که به برخی اشاره می کنیم:

1- دورى از تنهایى. 2- تغییر مکان و محل زندگى اگر چه به طور موقت. 3- صدقه دادن. 4- خواندن سوره هایى از قرآن که به چهار قل معروفند: که عبارتنداز: «کافرون»، «اخلاص»، «ناس»، «فلق» و نیز خواندن آیه «و ان یکاد»

5- خواندن آیه 83 سوره آل عمران با صدای بلند در مکان های ترسناک. (أَفَغَیرَ دِینِ اللَّهِ یبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کرْهاً وَ إِلَیهِ یرْجَعُون)

6- نوشتن دعای معروف به دعای ابودجانه، که در بحارالأنوار ، ج91 ، ص 221-224 آمده است.

7-  امام باقر علیه السلام به فردی که ارواح جنیان او را اذیت می کردند، فرمود: با فاتحة الکتاب و سوره ناس و فلق تعویذ کنید (هرکدام 10 بار) و آن سوره ها را با مشک و زعفران در جامی (ظرفی) بنویسید. برای خوردن و وضو و غسل از آن ظرف استفاده کنید. آن شخص سه روز این عمل را انجام داد و آن پدیده برطرف شد.

8- خواندن دعایی که جبرئیل برای دفع جن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یاد داد: «أَعُوذُ بِکلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِی لَا یجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ ذَرَأَ وَ بَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ ما ینْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ مِنْ شَرِّ ما یعْرُجُ فِیها وَ مِنْ شَرِّ مَا یلِجُ فِی الْأَرْضِ وَ مِنْ شَرِّ ما یخْرُجُ مِنْها وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّیلِ وَ النَّهَارِ وَ شَرِّ الطَّوَارِقِ إِلَّا طَارِقاً یطْرُقُ بِخَیرٍ یا رَحْمَان».

9- دور کردن شیاطین به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود: شیطان دو نوع است: شیطان جنی و شیطان انسی. شیطان جنی با گفتن: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم دور می شود . شیطان انسی با گفتن صلوات بر محمد و آل محمد از انسان دور می شود.

10- برای پناه بردن از شر شیطان و جن "بسم الله الرحمن الرحیم" بگویید . سوره ناس و فلق و آیت الکرسی را بخوانید. در خاتمه، اگر با انجام این راهکارها و دستورالعمل ها نتوانستید بر ترس خود از اجنه غالب شوید و همچنان از ناحیه آن ها احساس خطر می کنید ، می بایست برای بررسی بیشتر وضعیت خود به روانپزشک مراجعه کنید. گاهی وقت ها برخی انسان ها به خاطر عواملی دچار توهمات و هذیان هایی می گردند که لازم است برای درمان خود به روانپزشک مراجعه کنند و تحت درمان دارویی قرار گیرند. (سفینة البحار، شیخ عباس قمی، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، 1365. ج 1 ، ص186 (ماده جن). کافى،محمد بن یعقوب کلینی. تهران، انتشارات اسوه، 1386 . ج 6 ، ص 385 .)


- نظرات (0)