سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

شوخی با نامحرم برای فهم بهتر درس

کارگاه آموزشی اصول و فنون برگزاری گردهمایی‌ها

امروزه یکی از مسائلی که در جامعه کم مشاهده نمی شود، شوخی کردن نامحرم است. گاهی دیده می شود که در دانشگاه ها، آموزشگاه ها و... در حین درس جهت خسته نشدن دانش آموزان و دانشجویان و یادگیری بهتر دروس، استاد چه مرد، چه زن با جنس مخالفش که از شاگردانش هستند و همه از نظر جنسیت مخالف اویند شوخی ای کند که آنها باصدای بلند بخندند.

متاسفانه در محیط کار یا محیط کوچه و بازار و...، نیز شاهد شوخی ها و بگو و بخند های افراد نامَحرم با یکدیگر هستیم که چه بسا چنین اعمالی باعث فروپاشی کانون گرم خانواده شده است. 
در این مقاله بر آن شدیم نگاه اسلام را در این زمینه بیشتر بدانیم:

قرآن کریم به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند:

«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ".:[احزاب 32]«پس به ناز سخن مگویید تا آنكه در دلش بیمارى است».

در خصوص روابط دو جنس مخالف، دیدگاه های افراطی و تفریطی وجود دارد. برخی آن را تا حد روابط خواهر و برادر بالا برده و بر اساس آن، بیشترین آزادی را در این گونه ارتباطات روا می دانند. برخی دیگر به طور مطلق هر گونه ارتباط با غیر همجنس را ناصحیح قلمداد می کنند. 
در این میان، اسلام دین تعادل است و افراد جامعه اسلامی را به رعایت حد اعتدال در امور فراخوانده است: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ [ سوره یوسف، آیه 33] همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید.»

از سوی دیگر، خداوند متعال با حکمت خویش، مناسبات و روابط انسانی و از جمله روابط با جنس مخالف را به صحیح ترین وجه ممکن ترسیم کرده است. 
در این فرصت به قسمتی از رابطه با نامحرم در بخش کلامی آن بحث خواهیم کرد؛


گفتگو

سخن گفتن با نامحرم نیز از جمله مواردی است که می تواند زمینه برخی انحرافات جنسی را در بین افراد فراهم کند. از سوی دیگر، گاه صحبت کردن با جنس مخالف اجتناب ناپذیر می شود. از این رو، لازم است با رعایت مواردی که در پی می آید، آثار منفی این گونه گفتگوها به حداقل برسد.

در صورت پذیرش این حدیث نیز، عذاب اعلام شده در مورد هر نوع شوخی و مزاح نخواهد بود، بلکه اشاره به مواردی دارد که چنین مزاحی به نوعی تحریک کننده شهوت جنسی باشد

پرهیز از شوخی با نامحرم

شوخی کردن با نامحرم، حریم میان آنها را کم رنگ نموده و احتمال وقوع گناه را در بین آنان تقویت می کند، اولیای دین افراد را از مزاح با نامحرم برحذر داشته اند. 
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز نقل شده است که فرمود: «مَنْ فَاکهَ امْرَأَهً لَا یمْلِکهَا- حُبِسَ بِکلِّ کلِمَهٍ کلَّمَهَا فِی الدُّنْیا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار؛[ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 73، ص 363] کسی که با زن نامحرمی مزاح کند، به ازای هر کلمه ای که با او سخن گفته، هزار سال در دوزخ حبس می شود.
ابابصیر، از شاگردان امام صادق علیه السلام می گوید در کوفه به زنی قرآن می آموختم و روزی اتفاق افتاد که با او مزاح کردم. هنگامی که در مدینه به محضر امام باقر علیه السلام وارد شدم، مرا سرزنش کرد و فرمود: «مَنِ ارْتَکبَ الذَّنْبَ فِی الْخَلَاءِ لَمْ یعْبَأِ اللَّهُ بِهِ -أَی شَی ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَهِ- فَغَطَّیتُ وَجْهِی حَیاءً وَ تُبْتُ- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا تَعُد؛[ همان، ج 46، ص 247] کسی که در خلوت مرتکب گناه شود، خدا به او اعتنا نمی کند. چه چیزی به آن زن گفتی؟- از خجالت چهره خود را پوشاندم و توبه کردم- حضرت فرمود: دیگر تکرار مکن.»
بنابراین اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، به شدت مذموم و از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی و یا شاگرد انسان باشد.

ارتباط

آیا روایت "هر مردی که با زنی نامحرم شوخی کند در قیامت به ازای هر کلمه‌ هزار سال حبس خواهد شد" صحیح است؟

این روایت مفصل و طولانی را که بیشتر مفاد آن در مورد مسائل اجتماعی و روابط بین افراد است، مرحوم شیخ صدوق در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» آورده، که پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله) فرموده است: «...و هرکس، با زنى نامحرم شوخى و مزاح کند، به هر کلمه‌اى که با او گفت‌وگو کرده؛ هزار سال در آتش دوزخ او را زندانى کنند، و آن زن اگر خود را با رضایت در اختیار وى قرار دهد، یا این‌ که شوخى کند تا آن‌که مرد از او کام گیرد بر آن زن همان گناه و کیفر باشد که بر مرد است، و چنانچه زن راضى نباشد و مرد به زور از او به نحوى کام گیرد، گناه هر دو بر مرد است و دو عقوبت خواهد دید».


بررسی سند حدیث

 روایت را از نظر سند نمی‌توان دارای رتبه قابل قبولی دانست.

 

بررسی محتوای حدیث

حدیث مذکور، مفصل و دارای ابعاد گسترده‌ای است که بیان همه آنها از عهده این مختصر خارج است. 
درباره قسمتی که پرسیده شده، بررسی‌ هایی خواهیم داشت.
معمولاً درباره احادیثی که درباره یکی از اصول اخلاقی مورد تأیید اسلام سخن گفته، دقت‌های سندی انجام نمی‌ شود، شاید علت آن؛ مورد قبول بودن اصلی است که حدیث مورد نظر در صدد تبیین، توضیح یا تعمیم و بیان جزئیات آن است.

در حدیث مورد نظر؛ صحبت از عقوبت اخروی برای عملی است که اصل آن در اسلام مورد قبول واقع شده است و آن هم، برخورداری زنان و مردان جامعه از یک ارتباط سالم و بدون شهوترانی در سطح اجتماع است. 
قرآن کریم در تذکری به همسران پیامبر(صلی الله و علیه و آله) چنین می‌ فرماید: «ای همسران پیامبر! شما مانند دیگر زنان نیستید؛ اگر تقوا پیشه کنید، پس در کلام خود با [مردان نامحرم] به گونه‌اى هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!» [ احزاب، 32]
پس اصل ارتباط کلامی سالم؛ بین زن و مرد نامحرم؛ مورد تأکید اسلام و قرآن است؛ و اسلام خواسته تا بین زن و مرد نامحرم آنچه موجب شهوترانیو سقوط در گناهان بزرگ ‌تر است؛ از بین برود. اما برخی روایات به کمیّت و کیفیّت عذاب می ‌پردازد.
در این روایت؛ عقوبت شوخی با نامحرم را بسیار بزرگ خوانده و عقوبت آن ‌را هزار سال زندانی شدن در آتش دوزخ دانسته است! که دلالت بر بزرگی این گناه دارد.
نقل این روایت؛ توسط افرادی مانند شیخ صدوق به نوعی ناظر به قبول محتوای آن از طرف این بزرگان است، اما باید به این نکته هم توجه داشت که در صورت پذیرش این حدیث نیز، عذاب اعلام شده در مورد هر نوع شوخی و مزاح نخواهد بود، بلکه اشاره به مواردی دارد که چنین مزاحی به نوعی تحریک کننده شهوت جنسی باشد.



- نظرات (0)

پيشگويي امام علي (ع) درباره نابودي اسرائيل

در روايات متعددي، موضوع تسلط يهود بر سرزمين‌هاي اسلامي و حوادث پس از آن پيشگويي شده است كه در اينجا به مناسبت حوادث جاري در منطقه به دو مورد از آنها اشاره مي‌كنيم:
در روايتي كه از اميرمؤمنان(علیه السّلام) نقل شده است در اين زمينه چنين آمده است:
يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد.
عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عرب‌ها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند.
از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زماني كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم‌هاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاي كمكي از [طريق] سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم‌هايشان نوشته شده است: «القوّة»1. عرب‌ها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد [و با يهوديان خواهند جنگيد] و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته‌ها عبور كنند.
آنگاه فرمود:
و عرب‌ها سه بار با يهود مي‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي‌افكند.
بعد از آن فرمود:
به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.2
آن حضرت در روايتي ديگر كه «عبايد اسدي» آن را نقل كرده است، مي‌فرمايد:
من در آينده در مصر منبري روشني‌بخش بنيان خواهم نمود ...، و يهود و نصاري را از سرزمين هاي عرب بيرون خواهم راند، و عرب را با اين عصاي خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.
عبايه مي‌گويد: من عرض كردم: يا امير المؤمنين! گويي شما خبر مي‌دهيد كه بعد از مردن بار ديگر زنده مي‌شويد و اين كارها را انجام مي‌دهيد!
فرمود:
هيهات اي عبايه! مقصود من از اين سخنان آن گونه كه تو خيال كردي نيست؛ مردي از دودمان من اينها را انجام خواهد داد.3
با اميد به آنكه به زودي با ظهور امام مهدي(علیه السّلام) شاهد نابودي صهيونيسم متجاوز و آزادي كامل سرزمين فلسطين و قدس شريف باشيم.
پى نوشت ها :
1. ظاهرا اشاره به آيه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آية 60) باشد.
2. عقائد الاماميه، ج1، ص270؛ به نقل از هاشمي شهيدي، سيداسداله، ظهور حضرت مهدي(علیه السّلام) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص .
3. بحارالانوار، ج53، ص59؛ معاني الاخبار، ص407
eمنبع: ماه نامه موعود - شماره 66


- نظرات (0)

مسلمانی مان را به ارث برده ایم؟!

شناسنامه

گاهی احساس می کنم که عادت کرده ام مسلمان باشم، پیامبر و راهنما داشته باشم، دوستش داشته باشم، به زیارتش بروم یا آرزوی زیارت حرمش را در دل بپرورانم.

همیشه این گونه بوده ام و این چه خوب است و چه نعمت بزرگی است؛ اما بد نیست گاهی هم به دنبال چرایی ها بگردم؛ فایده اش این است که نگاهم عمیق تر می شود و قدر داشته هایم را بهتر می دانم.

لازمه ی چراها این نیست که همه ی آنچه را بوده ام و داشته ام، فراموش کنم و از نو بسازم. فقط باید چند سوال اساسی را از خود بپرسم و برای پاسخش قدری جستجو کنم.

مثلاً اینکه چرا باید مبعثی می بود که بشر پیامبری داشته باشد؟ در حقیقت چرا انسان ها نیاز داشتند که پیامبری از جانب خدای خالق برایشان مبعوث شود؟ اگر نبود، چه می شد؟
پاسخ سوالاتی از این دست را با دو روش می توان داد. یعنی دو نگاه و دو رویکرد وجود دارد: برون دینی و درون دینی.

روش برون دینی یعنی فارغ از تعالیم دین یا در اصطلاح امروزی گزاره های دینی تحقیق می کنیم تا استدلال کنیم. مثلاً صرفاً با ابزارهایی مثل عقل یا مشاهده به سراغ پاسخ سوالمان می رویم اما در روش درون دینی، مبنای استدلال، گزاره های دینی است.

در اینجا برای بررسی سوالی که در بالا مطرح کردیم، روش دوم یعنی رجوع به متن دین را انتخاب کرده ایم. پس منبع پاسخ های ما، قرآن است و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) که در حقیقت تفسیر آیات الهی است.

قرآن صریح و بی پرده به پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله) می گوید که تو برای چه مبعوث شده ای و این، همان حقیقتی است که نیاز ما انسان ها به پیامبر را هم بیان می کند.


وکیل و حفیظ نمی خواهیم

آیاتی از قرآن به طور سلبی به مسئله پرداخته اند و آیاتی هم به صورت ایجابی. دسته ی اول که معمولاً رسول گرامی اسلام(صلی الله و علیه و آله) را خطاب می کند، بیان می کند که ای پیامبر، تو چه نیستی: تو حفیظ و وکیلِ مردم نیستی. 
1- " وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ وَكِیلاً"  "ما تو را وكیل بر آنها نساخته‏ایم كه ملزم باشى حتما آنها ایمان بیاورند" (54، اسراء)
2- "فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ ..." "اگر آنها رویگردان شوند غمگین مباش، ما تو را مسئول حفظ آنان از انحراف به طور اجبار قرار نداده‏ایم‏ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت الهى است خواه پذیرا شوند و خواه نشوند" (48، شوری)
وظیفه تو ابلاغ آشكار و دعوت مجدانه به سوى حق است، اگر ایمان آوردند چه بهتر وگرنه زیانى به تو نخواهد رسید، تو وظیفه خود را انجام داده‏اى‏.

تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته

"مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا" "هر كس از پیامبر فرمان بَرَد، در حقیقت، خدا را فرمان برده و هر كس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‏ایم." (80، نساء)
"حفیظ" از نظر اینكه صفت مشبهه است و معنى ثبات و دوام را مى ‏رساند با "حافظ" كه اسم فاعل است تفاوت دارد.

بنابراین "حفیظ" به معنى كسى است كه به طور مداوم مراقب حفظ چیزى مى ‏باشد، در نتیجه مفهوم آیه چنین مى ‏شود مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد. 
پس گویا ساختمان بنی آدم به گونه ای است که نیاز به وکیل و حفیظ ندارد؛ بلکه چیز دیگری می خواهد.


انذار

نیاز به شاهد و بشیر و نذیر

"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا‏"  "ما تو را به حق براى بشارت و انذار (مردم جهان) فرستادیم‏" (11، بقره)
"إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا" "ما تو را گواه و بشارت دهنده، و بیم دهنده فرستادیم‏" (45، احزاب)
"بشارت" و "انذار" یا "تشویق" و "تهدید" بخش مهمى از انگیزه ‏هاى تربیتى و حركت هاى اجتماعى را تشكیل مى‏ دهد، آدمى هم باید در برابر انجام كار نیك "تشویق" شود، و هم در برابر كار بد "كیفر" بیند تا آمادگى بیشترى براى پیمودن مسیر اول و گام نگذاردن در مسیر دوم پیدا كند.
انسان مجموعه‏اى است از بیم و امید، از حب ذات و علاقه به حیات، و نفرت از فناء و نیستى، تركیبى است از جلب منفعت و دفع ضرر.

آیا انسانى كه ابعاد روح او را این دو تشكیل مى ‏دهد ممكن است پایه تربیتش تنها روى یك قسمت باشد؟

مخصوصاً تعادل میان این دو لازم است كه اگر تشویق و امید از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است و اگر بیم و انذار بیش از اندازه باشد نتیجه‏اش یاس و نومیدى و خاموش شدن شعله ‏هاى عشق و تحرك است. درست به همین دلیل در آیات قرآن،"نذیر" و "بشیر" یا "انذار" و "بشارت" در كنار هم قرار گرفته.


یک منّت بی نظیر، سه نیاز بزرگ

"لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ" "به یقین، خدا بر مومنان منت نهاد [كه‏] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند."
منت بزرگ خدای مهربان که یک نعمت فوق العاده ی اوست، فرستادن پیامبری است که از جنس خود ماست با همه ی مختصات بشریمان، با همه ی نیازهای روزمره ی ما. این یعنی اینکه همه جوره ما را می فهمد، می داند ریز و درشت نیازهای ما چیست.

مسئولیت پیامبر صلی الله و علیه و آله مسئولیت رهبرى و هدایت و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد است ولى اگر افرادى اصرار در پیمودن راه خلاف داشته باشند، نه پیامبر صلی الله و علیه و آله در مقابل انحراف هاى آنها مسئولیتى دارد كه در همه جا حاضر و ناظر باشد، و جلو هرگونه گناه و معصیتى را با زور و اجبار بگیرد، نه او از طرق عادى قدرت بر چنین چیزى را مى‏ تواند داشته باشد

این آیه، سه دلیل مهم بعثت را که دقیقاً سه دلیل نیاز بشر به داشتن پیامبر است، بیان می کند: 
1- خواندن آیات پروردگار بر مردم و آشنا ساختن گوش ها و افكار با این آیات.
2- تعلیم، یعنى وارد ساختن این حقایق در درون جان آنها.
3- تزكیه نفوس و تربیت ملكات اخلاقى و انسانى.

 

نیاز به هادی مهربان

"لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُوْمِنِینَ رَوُوفٌ رَّحِیمٌ" "رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است، و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است." (128، توبه)
"وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ" 
دو آیه ی بالا نکته ی لطیفی دارد که پاسخ زیبایی است برای سوال اصلی ما. گویا بشر علاوه بر نیازی که به یک بشیر و نذیر دارد، نیاز دارد هادیِ مهربان و دلسوزی، پیگیر تربیتش باشد؛ این مربی دلسوز، همان پیامبر رحمت است. 
پس با اتفاق عظیم بعثت، نیازهای بزرگی در انسان پاسخ داده شد که اگر نمی شد...


- نظرات (0)

نرم افزارهای ارزشمنددینی

دانلود نرم افزار اسرارنماز



دانلودنرم افزار رمضان الکریم 




دانلود نرم افزار اخرین منجی 



- نظرات (0)

اثر و ارزش "بسم الله" گفتن

در آموزه‌هاي ديني به ما ياد داده‌اند كه وقتي مي‌خواهي كاري را شروع كنيم؛ با نام خدا آغاز كنيم. چرا كه در روايت آمده است هر كاري كه بدون نام و ياد خدا آغاز شود ابتر مي‌ماند و به نتيجه نمي‌رسد.

امام باقر (عليه السلام) مي‌فرمايد: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى‌كنيم، چه بزرگ باشد چه كوچك، بسم الله بگوئيم تا پر بركت و مبارك باشد.

گفتن ذكر "بسم الله" يعنى هم با نام خدا شروع مى‌كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى‌طلبم. هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى‌كنيم؛ خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرت‌ها است، سبب مى‌شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم، مطمئن‌تر باشيم، بيشتر كوشش كنيم، از عظمت مشكلات نهراسيم و مايوس نشويم، و نيز نيت و عمل خود را پاك‌تر و خالص‌تر كنيم.

آية‌الله مظاهري مي‌فرمايد كه انسان وقتي‌ "بسم‌الله"‌ مي‌گويد بايد چهار هدف‌ در نظرش‌ باشد:

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، به‌ نام‌ خدا براي‌ عظمت‌ او.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ كارم‌ مبارك‌ باشد، پربركت‌ باشد.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ در كارم‌ كمك‌ بگيرم‌ از خدا.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ كارم‌ براي‌ خدا باشد، يعني خلوص‌ و توحيد افعالي‌.(1)

گفتن ذكر "بسم الله" يعنى هم با نام خدا شروع مى‌كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى‌طلبم.

حتي‌ غذاي‌ شبهه‌ناك‌ را مي‌شود با بسم‌ الله حلال‌ كرد. در اين زمانه خوردن مال حلال خيلي دشوار است. در روايات‌ مي‌خوانيم‌ در دوره‌ آخرالزمان‌ همه‌‌ رباخوار مي‌شوند و آنهايي‌ كه‌ خيلي‌ دور هستند بالاخره‌ رنگ‌ گرد ربا به‌ دامنشان‌ مي‌رسد. خوب در اين شرايط چه‌ بكنيم؟‌ با "بسم‌ الله" بايد اين‌ شبهه‌ را رفع‌ كنيم‌. و اگر خالص بگوييم با اين "بسم الله" خيلي كارها مي‌توان كرد.

در‌ جنگ‌ ايران‌ و عراق فرمانده‌شان‌ آمد سراغ فرمانده ايراني و مي‌خواست او را بكشد. گفت شنيدم شما با «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ خيلي‌ كارها مي‌توانيد بكنيد. فرمانده ايراني گفت‌ بله‌.

فرمانده عراقي يك‌ قدري‌ زهر كه اگر  هر كجا مي‌ريختند آنجا را ذره‌ ذره‌ مي‌كرد؛ ‌ به كف‌ دست‌ آن ايراني ريخت و گفت‌: اگر راست‌ مي‌گويي‌ با "بسم‌ الله" اين‌ زهر را بخور.

مسلم‌ بود اگر به‌ حسب‌ ظاهر مي‌خورد جوارح داخلي بدنش پاره‌ پاره‌ مي‌شد. آن ايراني يك‌ «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌» گفت و زهر را ريخت‌ در دهان‌ خود‌ و هيچ‌ مشكلي برايش پيش نيامد. و اينگونه بود كه نقشه فرمانده عراقي، نقش بر آب شد. (2)

روزي‌ معلم‌ مكتبي‌ به‌ شاگردانش‌ ‌گفت‌ هر كس‌ «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ بگويد؛ مي‌تواند روي‌ آب‌ راه‌ برود.‌ يكي‌ از شاگردان پاكدل كه سلامت‌ نفس‌ داشت و غذاي‌ حلال‌خور بود؛ ديد، عجب‌ چيز خوبي‌. چون او براي اين كه به كلاس برسد بايد مسير زيادي را طي مي‌كرد تا به پل برسد و به كلاس برود.‌

حتي‌ غذاي‌ شبهه‌ناك‌ را مي‌شود با بسم‌ الله حلال‌ كرد. در اين زمانه خوردن مال حلال خيلي دشوار است. در روايات‌ مي‌خوانيم‌ در دوره‌ آخرالزمان‌ همه‌‌ رباخوار مي‌شوند و آنهايي‌ كه‌ خيلي‌ دور هستند بالاخره‌ رنگ‌ گرد ربا به‌ دامنشان‌ مي‌رسد. خوب در اين شرايط چه‌ بكنيم؟‌ با "بسم‌ الله" بايد اين‌ شبهه‌ را رفع‌ كنيم‌. و اگر خالص بگوييم با اين "بسم الله" خيلي كارها مي‌توان كرد.

يعني هر روز بايد دو سه‌ كيلومتر مي‌رفت تا از روي‌ پل‌ بيايد. خيلي خوشحال شد. پس‌ وقتي‌ كه‌ از مكتب‌خانه‌ بيرون‌ آمد با «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ رفت‌ آن‌ طرف‌ آب‌. ديگر هر روز با "بسم‌ الله" مي‌آمد و مي‌رفت‌. پدر و مادرش‌‌ گفتند براي تشكر،‌ معلمت‌ را مهمان‌ كنيم‌ چون خيلي‌ به تو خدمت‌ كرده‌ است. بالاخره آقا معلم پذيرفت. ظهر مكتب‌ تمام‌ شد.‌ آمدند بروند منزل! معلم‌ به سمتي رفت كه پل‌ بود. شاگرد‌ گفت‌: آقا چرا راهتان‌ را دور مي‌كنيد! از روي‌ آب‌ مي‌رويم‌.

معلم گفت‌ از روي‌ آب‌ كه‌ نمي‌شود گفت‌: "بسم‌ الله" مي‌گوييم‌ و از روي‌ آب‌ مي‌رويم.‌ از وقتي‌ كه‌ شما اين مورد‌ را‌ گفتيد من‌ هر روز با "بسم‌ الله" از روي آب رفت و آمد مي‌كنم.

معلم‌ آهي‌ كشيد و گفت‌ آن‌ زباني‌ كه‌ تو داري‌ من‌ ندارم‌. آن‌ دلي‌ كه‌ تو داري‌ من‌ ندارم‌ والا معلوم‌ است‌ كه با "بسم‌ الله" مي‌شود زهر را خورد و آن‌ زهر اثر نگذارد، با "بسم‌ الله" مي‌شود روي‌ آب‌ راه‌ رفت‌.

خلاصه كلام اين كه گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» خيلي اثرات دارد و خوب است كه به گفتن آن عادت كنيم چرا كه در آخرت به دردمان مي‌خورد.

رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

چون روز قيامت شود به بنده خدا امر مي‌شود كه وارد آتش دوزخ شود، چون نزديك دوزخ مي‌شود مي‌گويد: «بسم الله الرحمن الرحيم» و پا در دوزخ مي‌نهد. آتش دوزخ هفتاد هزار سال راه از او دور مي‌شود.

در روايت ديگري آمده چون بنده خدا را پاي ميزان حساب حاضر مي‌كنند و نامه اعمال او را در حالي كه مملو از افعال و كردار زشت است به دست او مي‌دهند در حين گرفتن نامه اعمال بنابر عادتي كه در دنيا به گفتن "بسم الله الرحمن الرحيم" داشته اين ذكر را بر زبان جاري مي‌كند و نامه اعمال را به دست مي‌گيرد. چون نامه اعمال را مي‌گشايد آن را سفيد مي‌بيند در حالي كه هيچ نوشته و عمل بدي در او نمي‌بيند.

بنده گنهكار به فرشتگاني كه حاضرند مي‌گويد: در اين نامه عمل چيزي نوشته نيست كه بخوانم.

فرشتگان گويند: در همين نامه، تمام اعمال بد تو نوشته بود اما به بركت و ميمنت "بسم الله الرحمن الرحيم" همه آنها محو شد.(3)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- ذيل تفسير سوره حمد .

2- برگرفته از سخنان آية‌الله مظاهري .

2- منهج الصادقين، ج1، ص33 .

 


- نظرات (0)

شرط استجابت دعاى امت پیامبر

صلوات

شخص یهودى خدمت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) آمد، و از فضل خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله) بر سایر انبیاء (علیهم السلام) سؤال نمود، و گفت كه حق تعالى ملایكه را به سجده آدم (علیه‌السلام) امر كرد.

آن حضرت فرمود: افضل از آن را به محمد (صلى الله علیه و آله) كرامت نموده؛ زیرا كه خود بر او صلوات فرستاد، و به ملایكه امر فرمود كه بر او صلواتفرستند، و عبادت عباد را تا روز قیامت، در صلوات بر آن حضرت قرار داد، و فرمود كه: "انّ الله و ملائكته یُصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما" و هر كس در حال حیات یا بعد از وفات آن حضرت، بر او صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى‌فرستد، و ده حسنه به او عطا مى‌فرماید.

و هر كس بعد از وفات آن جناب، بر ایشان صلوات فرستد، آن حضرت مطلع مى‌شود و بر آن كس صلوات و سلام مى‌فرستد، مثل صلواتى كه فرستاده است و حق سبحانه و تعالى، دعاى امت او را، در هر چه از پروردگار سؤال نمایند، موقوف مى‌دارد و به اجابت نمى‌رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و این برزگ‌تر و عظیم‌تر است از آن چه به آدم (علیه السلام) عطا فرمود.

هر كس در حال حیات یا بعد از وفات پیامبر اكرم، بر ایشان صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى‌فرستد، و ده حسنه به او عطا مى‌فرماید.

اللهم صل على محمد و آله، فى كل اوان وقت و على كل حال عدد ما صلیّت على من صلیّت علیه، و اضعافَ ذلك كله بالاضعافَ التى لا یُحصیها غیرك، انك فعال لما ترید؛ بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال، به تعداد درودى كه بر هر كس فرستاده‌اى . و چندان برابر همه آنها، به چندان برابرى كه جز تو آنها را نتواند شمرد؛ زیرا تو هر چه بخواهى، به جا آورنده‌اى. (1)

ربِّ صلِّ علیهم زنة عرشك و مادونه، و مِلاء سَمواتِكَ و ما فَوقهُن، و عدد ارضك و ما تحتهُن و ما بینهن، صلوة تقربهم منك زلفى، و تكون لك و لهم رضى، و متصلة بنظائرهن ابدا ؛ پروردگارا! بر ایشان درود فرست، هم‌وزن عرش خود و آن چه زیر عرش است (همه عالم)؛ و مقدار آن چه آسمان‌هایت و آن چه در بالاى آنهاست را پر گرداند؛ و مقدار شماره زمین‌هایت و آن چه در زیر آنها و میان آنهاست (را پر سازد)؛ درودى كه ایشان را به كمال قرب تو رساند؛ و براى تو و ایشان خشنودى؛ و همیشه به مانندهاى آن، درودها پیوسته باشد. (2)

اللهم صلِّ على محمد و آله، كما هَدیتنا به، و صلِّ على مُحمد و آله، كَما استنقذَ تَنابه، و صلِّ على محمد و آله صلوة تشفع لنا یوم القیمة و یَوم الفاقة الیك، انك على كل شىء قدیر، و هو علیك یسیر؛ بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، چنان كه ما را به سبب او (به راه حق) هدایت نمودى . و بر محمد و آل او درود فرست، چنان كه ما را به وسیله آن حضرت از (جهل و نادانى) رهانیدى و بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه ما را روز رستاخیز و روز نیازمندى به تو شفاعت نماید؛ زیرا تو بر هر چیز توانایى، و آن بر تو آسان است . (3)

خداوند دعاى امت پیامبر را، در هر چه از پروردگار سؤال نمایند، موقوف مى‌دارد و به اجابت نمى‌رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و این برزگ‌تر و عظیم‌تر است از آن چه به آدم (علیه السلام) عطا فرمود.

از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه:

هر كس خواهد كه شاد گرداند محمد و آل آن حضرت را (صلوات الله علیهم) به این نحو، به ایشان صلوات فرستد:

«اللهم یا اَجودَ مَن اَعطى و یا خیر مَن سَئلَ و یا ارحم مَن استرحم . اللهم صل على محمد و آله فى الاولین و صل على محمد و آله فى الآخرین و صلِّ على محمد و آله فى المَلاء الاَعلى و صلِّ على محمد و آله فى المرسلین . اللهم اَعط محمداً و آله الوسیلة و الفضیلة و الشرف و الرفعة و الدرجة الكبیره. اللهم انى آمنت بمحمد - صلى الله علیه و آله - و لم اره فلا تحرمنى یوم القیامة رؤیته و ارزقنى صحبته و توفنى عَلى مِلته واسقنى مِن حَوضهِ مَشربا رویا سائغا هنیئا لا اظماء بعده ابداً انك على كل شىء قدیر. اللهم انى آمنت بمحمد صلى الله علیه و آله و لَم اَره فَعَرفنى فى الجنان وجهه. اللهم بَلّغ محمداً صَلى الله علیه و آله مِنى تَحیة و سَلاما.»

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه سجادیه، دعاى 44 .

2- صحیفه سجادیه، دعاى 47 .

3- صحیفه سجادیه، دعاى 31 .

 

منبع:

آثار و بركات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت، عباس عزیزى .

 


- نظرات (0)